سکوی بودن "در این تنهایی و سکوت دستانم را به حرکت وا داشتم تا از سکوی سرد دنیا پا فراتر نهم و بنویسم بر دیدگان بیداردلان...دلم مینوازد مثل نتهای آواز پرندگان بر گیتار آسمان خدا ،تا نجوا کند آهنگ دلنشین دوست داشتن وسر دهد اوج خیال را بر بلندای عرش خدا...چشمانم از سکوت دنیای خاموش میگرید ،دنیاییکه پراز رازهاست وندای سرد ه گان آن را به خاموشی کشانده...بالهای روحم در امواج بلند آسمان به پرواز در می آورم تا بتواند قلبه گاه عاشقان عاشقدل را بیابد و حریر لیف بودن را به نمایش بگذارد...بودنی از جنس پر پرندگان...وبه نرمی سخن عاشقان...به لطیفی روح منتظران...وبه آرامی آغوش خدا...

مشاهده متن کامل ...