دوست دارم شعر نامت را مصور در سرودن دوست دارم گوهر ناب وجودت را ستودن دوست دارم زنده بودن بی حضورت ارزش ومعنا ندارد زندگی را در فضای با تو بودن دوست دارم خنده را برای غصه را از یاد بردن وز رخ ماهت غبار غم زدودن دوست دارم فارغ از شه های شه بودن بوسه را انه از لعلت ربودن دوست دارم من که عمری را به یزدان،بوسه بردستی ندارم بوسه بر پای تو هنگام سجودن دوست دارم در غزل با آنکه نامت را سرودم شاعرانه این ترانه،از نی نایت شنودن دوست دارم یا بکش آسوده ام کن یا رهایم کن رهایم من رهایی را برای پرگشودن دوست دارم گرچه می بازد شهابت توی هر بخت آزمانی بازهم او را برای آزمودن دوست دارم

مشاهده متن کامل ...