پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

مِکیالُ المکارِم و عاشقی به عصر/جلسه اول
درخواست حذف اطلاعات
سلام از اینکه خیلی وقتِ اینجا نیامدم، حرف بسیار است، اما انگار دوباره دعوت شدم... خدا را شکر حالا نمی دونم چطور امروز ظهر به یک باره اومدم داخل وبلاگ اصلاً یادم نیست و هرچه هم فکر می کنم چطور شد که وبلاگ رو باز و وارد مدیریت شدم به خاطر نمیارم، به هرجهت تا وارد شدم گفتم شروع می کنم به نوشتن مطمئناً حکمتی داشت اینجا اومدم، به هرجهت میخوام دوباره بنویسم و بخشی از مطالبی که سر کلاس به بچه ها میگم و بخش هایی که مرور می کنیم رو اینجا هم ثبت کنم. حرفُ کوتاه می کنم، تقریباً دو ماه پیش بود یکی از بچه های مجموعه قبلی خودمان که تازه مسئولیت یکی از مجموعه های تازه تأسیس رو برعهده گرفته بود، ازم خواست، که چند جلسه ای در خصوص فضای مجازی براشون صحبت کنم و طبق روال همیشگی به نیت (...) یک روز در هفته قبول و جلسات شروع شد؛ بعد 6 یا 7 جلسه که آ سلسله صحبت ها بود و قرار هم بر این بود که جلسات ادامه داشته باشد و این توفیق نصیبم شده بود تا در ادامه حضورم در جمع آنها باشم، نظرسنجی و چند تا موضوع رو به بچه ها پیشنهاد دادم، من جمله موضوع مهدویت که با رأی بالایی موافقت د که موضوع مهدویت رو شروع کنیم. این جلسات روزهای دوشنبه بعد از مغرب و عشاء شروع می شه و این هفته دومین جلسه ای بود که در خصوص زمان (عج) صحبت که البته جلسه اول چون جای دیگِ برنامه ای داشتیم فقط کتاب رو معرفی و پیش مقدمه ای در خصوص هدف کتاب توضیح دادم. جلسه اول که هفته پیش بود (12 بهمن 94) قبل اینکه برم سر جلسه چند روز قبلش رفتم سراغ کتابخانه ام و قسمت کتب مهدوی و چون از قبل، به خاطر یک جریانی نیت کرده بودم، کتاب «مِکیالُ المکارِم» در فوائد دُعا برای حضرت قائم - را برای کلاس برداشتم، چون سرم شلوغ بود تا روز جلسه نتونستم کتابُ بخونم و بدون مطالعه رفتم سر جلسه و البته چون تقریباً 8 یا 9 سالِ پیش کتابُ خونده بودم، توضیحاتی در خصوص نویسنده و جریان نوشتن کتاب و نام گذاری کتاب توسط عصر (عج) را برای بچه ها توضیح دادم، حالا دقیق یادم نم ...

مشاهده متن کامل ...
خسران زدۀ جاده انتظارم
درخواست حذف اطلاعات
سلام برای آمدنت دعا میکنم شاید ش تن بغض گره قلبم را باز کند بهانه نمی گیریم دلم برای آمدنت تنگ شده است غصه نمیخورم خسته نمی شوم فاصله ها دور می شود دل سیاه می شود اگر دستم را رد کنی! بغض میکنم نمی روم یتیم نوازی می کنی؟ نگاه میکنی زمین خورده ام ش ته ام مرا یادی نمی کنی؟ همین حوالی قم جمکران حضرت معصوم(س) دعایی برای ما نمی کنی؟ خسران زدۀ جاده انتظارم شِفاء عنایتی نمی کنی؟ خسته شوم گناه آلود شوم مجال، توبه ای فرصتی می دهی؟ دوباره میایم می ایستم پای انتظار تو آقا جان

مشاهده متن کامل ...
شب هجدهم/مگر می شود بی تو چشم ها را بست؟
درخواست حذف اطلاعات
سپاس از همه لطفی که برای لحظه های که در آستانت بودم ای خدا.... جمکران را باید با پای دل قدم زد و از گنبد فیروزه ای آن لحظه ای دل نکند.. خدایا مگر می شود که عمرمان بگذرد و ظهور را ندیده رفت ... مگر می شود ظهور را ندیده چشم ها را بست؟ مگر می شود... زمان برای دلهای خسته ما مانند داغی شده است بر روری زخم... خدایا خدایا خدایا رحمی بنمای... پ.ن: شما هم در زمان(عج) سهیم بودید.ان شاالله مورد قبول قرار گرفته باشد دعاب ندبه دعاگویی ظهور عصر(عج) به نیابت از شما هم بودم...

مشاهده متن کامل ...
شب نوزدهم/ذکر "یاصاحب ا مان"
درخواست حذف اطلاعات
یک تسبیح (یا صاحب ا مان) هم نوا شویم ... (اللهم عجل لولیک الفرج) پ.ن: ذکر گفتن برای برقراری ارتباط قلبی با زمان (عج )؛زیارتی است که جان را جلا و صفا می دهد... صدقه برای سلامتی زمان(عج) در اول ماه صفر فراموش نشود.

مشاهده متن کامل ...
شب یازدهم/ ، ، انتظار
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) "انتظار" را در رسیدن به کربلا تفسیر کرده اند و برای انتظارشان اجرتی به عظمت شهادت و وصال یار نصیبشان گردید اگر میخواهی در جهاد اکبر و در انتظار وصال یار جا نمانی به کربلا عظیمت کن! ، زمین و زمان را بهانه نگیر ،برای نیامدنش! تو خود خویشتن را بهانه کن برای نیامدن! حال آنکه ،نشستن به انتظار ،جاماندن از قافله ست «هیهات من الذّله»فریاد ایستادنی است برای فرج مگر صدای «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» فرزند زهرا(س) را نمی شنوی! پندار ما این است که ما در انتظار نشسته ایم و به منزل مقصود رسیده اند ،و حقیقت این است که «انتظار» ،همان زسیدن به جاده ای است که به کربلا منتهی می شود. پس ای مسلمان "قیام" کن برای آمدنش!

مشاهده متن کامل ...
شب پانزدهم /اشک جانسوز سجاد دعای نسلِ کربلاست
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) تقدیم به ساحت مقدس حضرت زین العابدین(علیه السلام): ندبه و اشک، راوی غم انگیز نسلِ کربلاست اشک جانسوز سجاد دعای نسلِ کربلاست بی نام حسین کی بود مجلس عزا این ماتم به دعای اشک مادر، نسل اش پابرجاست «منتظر ناشناس»

مشاهده متن کامل ...
شب نهم/بادی که خیلِ مویِ سرش را وزید و رفت...
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) بادی که خیلِ مویِ سرش را وزید و رفت از کوچه های خونِ سرش می دوید و رفت پیشِ نگاهِ خسته و مبهوت خواهرش موی سرش گرفت و کشید و برید و رفت اما تمامی اینها نمی شود وقتی زینب به سوی گودی مقتل دوید و رفت تنها حسین میانۀ مقتل فتاده بود شد لحظه ای ز خواهر خود ناپدید و رفت با یک نگاه خسته عدو هم به اش بر خیمه های بی ی اش سر کشید و رفت اما تمامی اینها نمی شود وقتی زینب به سوی گودی مقتل دوید و رفت تنها حسین میانۀ مقتل فتاده بود شد لحظه ای ز خواهر خود ناپدید و رفت رأسِ حسین به نِیزه کشید و حیا نکرد جان از میان سینۀ زینب پرید و رفت دنبال رأس برادر دوید و پستی را دادش قسم به فاطمه اما شنید و رفت افتاد عقب ز نیزه و در زیرلب مدام با آن گلویِ خشکِ خودش خواند حدید و رفت فکری دوید به ذهنِ پریشش کند خطور معجر به روی صورتِ زینب ندید و رفت آ میان لگدمال خاطراتش او جان برلبش زسختی ماتم رسید و رفت ب زمانده نفسهای خود ی نالان آهی برای دختر زهرا کشید و رفت شعر:یاسرسیاوشی

مشاهده متن کامل ...
شب پنجم/ نبرد علیه باطل
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آجرک الله یا بقیـة الله برای پیروزی در نبرد با هر "باطلی" سلاحی مورد نیاز است. برای تهیه هر سلاحی؛ فکری. برای هر فکری، دانشی نیاز است. وبرای هر دانشی؛ شناختی . برای هر شناختی، *مصالحی نیاز است. وبرای تهیه مصالح؛ انگیزه. برای هر انگیزه ای ، محرکی نیاز است. پس به محرک اصلی "خدا " و نائبش"حضرت مهدی(ع)"چنگ بزنید که قدرتمندترین سلاح عالم هستی است. و شما پیروز میدان خواهید شد! «و لینصرنّ اللَّه من ینصره» انتهای مطلب/ پ.ن:بعد از نوشتن متن فوق درخصوص تفسیر این بخش از آیه40 سوره حج «و لینصرنّ اللَّه من ینصره» جستجویی و مواردی ذیل پیدا شد: 1. ی: بحث بر سر آنجائی است که: «لینصرنّ اللّه من ینصره».(۲) دیگر از این تأکید، بالاتر نمیشود. اگر نصرت خدا - نصرت خدا با فکر ، اندوختن شه های ناب، مطرح درست آن در عالم، پای آن ایستادن، تدبیر برای پیشبرد آن به کار بردن، در مقابل خطرات آن سپر - «لینصرنّ اللّه»؛ خدای متعال حتماً و قطعاً نصرت خواهد کرد. معنای «لینصرنّ» این است؛ یعنی خدا حتماً و قطعاً نصرت میکند.۱۳۹۱/۱۰/۱۹بیانات در دیدار مردم قم 2. قرائتی نیز درخصوص پیام«و لینصرنّ اللَّه من ینصره»اشاره داشتند: امداد و نصرت الهى، بعد از حرکت و تلاش ماست. * مصالح(انجام اعمال صالح)

مشاهده متن کامل ...
شب هفتم/و اصبر و ما صبرک الّا باللّه
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) همین که تن او(حمزه سیدال ) را در آن حال(مثله) دید سخت دگرگون شد و فرمود: اگر پیروز شوم هفتاد تن از ایشان را قطعه قطعه خواهم کرد. در اینجا بود که بدو وحى رسید که: «و ان عاقبتم، فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به، و لئن صبرتم، لهو خیر للصّابرین، و اصبر و ما صبرک الّا باللّه» یعنى: اگر کیفر میدهید چنان کنید که با شما کرده ‏اند. ولى اگر شکیبا باشید، شکیبائى براى شکیبایان بهتر است صبر کن و جز به یارى خداوند صبر نتوانى کرد. قرنها میگذرد و به یاری خداوند صبر کرده ای! عالم منتظر بی صبری و اضطرار تان است... أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّإِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ ... خداوندا به حق حضرت زینب (سلام الله علیها)فرج زمان (عج)را برسان

مشاهده متن کامل ...
شب پنجم/ نبرد علیه باطل
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آجرک الله یا بقیـة الله برای پیروزی در نبرد با هر "باطلی" سلاحی مورد نیاز است. برای تهیه هر سلاحی؛ فکری. برای هر فکری، دانشی نیاز است. وبرای هر دانشی؛ شناختی . برای هر شناختی، *مصالحی نیاز است. وبرای تهیه مصالح؛ انگیزه. برای هر انگیزه ای ، محرکی نیاز است. پس به بزرگترین محرک هستی "خدا " و نائبش"حضرت مهدی(ع)"چنگ بزنید که قدرتمندترین سلاح عالم هستی است. و شما پیروز میدان خواهید شد! «و لینصرنّ اللَّه من ینصره» انتهای مطلب/ پ.ن:بعد از نوشتن متن فوق درخصوص تفسیر این بخش از آیه40 سوره حج «و لینصرنّ اللَّه من ینصره» جستجویی و مواردی ذیل پیدا شد: 1. ی: بحث بر سر آنجائی است که: «لینصرنّ اللّه من ینصره».(۲) دیگر از این تأکید، بالاتر نمیشود. اگر نصرت خدا - نصرت خدا با فکر ، اندوختن شه های ناب، مطرح درست آن در عالم، پای آن ایستادن، تدبیر برای پیشبرد آن به کار بردن، در مقابل خطرات آن سپر - «لینصرنّ اللّه»؛ خدای متعال حتماً و قطعاً نصرت خواهد کرد. معنای «لینصرنّ» این است؛ یعنی خدا حتماً و قطعاً نصرت میکند.۱۳۹۱/۱۰/۱۹بیانات در دیدار مردم قم 2. قرائتی نیز درخصوص پیام«و لینصرنّ اللَّه من ینصره»اشاره داشتند: امداد و نصرت الهى، بعد از حرکت و تلاش ماست. * مصالح(انجام اعمال صالح)

مشاهده متن کامل ...
شب اول/فصل عاشقی،عقل،سکوت
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام آجرک الله یا بقیة الله یاالله یاالله یاالله... چقدر سخت می گذرد برای شما که هر روز برای جدتان خون گریه میکنید!و چقدر سخت و دشوار است ،این روزها که شما پر از درد است و قلب نازنین شما در فشار ای منتقم خون خدا...عقلی به سرخی خون جد شما برای درک گریه هایتان میخواهد آقا...می دانیم لشکری میخواهی برای منتقم کرار شدن!و آرزو میکنم بغض های حقیقی برای یاری شما از شدت تنهایی تان بترکد و ها برای یاری شما ای فرزند فاطمه (سلام الله علیها) بجوشد...آه که چقدر سخت است درک حضور حسین زمان، عقلی می خواهد به وسعت دشت کربلا...زمانه سخت شده است برای فهمیدن درد دین، آنجایی که یزیدیان زمان بارها و بارها حسین زمان را به گودال قتلگاه می برند، و تشنه لب .... ما در کدامین منزل ایستاده ایم!احساس این درد ؛ نگاهی میخواهد به وسعت نگاه زینب کبری (سلام الله علیها) برای زیبا دیدن و برای استوار ماندن بر قامت دین و شیعه ی علی (علیه السلام) شدن... چه زیباست آغاز فصل عاشقی به رنگ خون حسین (علیه السلام) و چه زیباست برای تو مجنون شدن! ای کاش فقط به نوشتن نبود مجنونی و دلدادگی ، و برای شما جان دادن خوش است...گریبانم را به هر سوی چاک میزنم و ازدرون فریادت میزنم ... نه نه نه کمی صبر میکنم ... آرام باشم امشب این بیابان میهمان خیمه های سوخته است...امشب را میگذارم بغضم در درون رسوب کند ...گریه هایم را نذر خار های بیابان میکنم پای کودکی را زخمی نکند!سکوت اختیار میکنم و هق هق ام را نگه میدارم...اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فـ ر جـ هـ م دلتان آرام بگیرد آقا... خـــدایــا به حق صاحب این شب حضرت زینب (سلام الله علیها) ظهور منتقمت را برسانخـــدایــا به حق صاحب این شب حضرت زینب (سلام الله علیها) ظهور منتقمت را برسان خـــدایــا به حق صاحب این شب حضرت زینب (سلام الله علیها) ظهور منتقمت را برسان پ.ن:چله نشینی هم نیتی میخواهد؛ خدایا به تمام غم های دل بی بی حضرت زینب (سلام الله علیها) ...

مشاهده متن کامل ...
شب دوم/ امید
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام) آجرک الله یا بقیة الله حضرت آدم (سلام الله علیه)هم در گریه برای فرزندش حسین(علیه السلام) بشارت داده شد و آنجایی بود که "امید" در دلش زنده شد تا که منتقمی می آید...هر ی پس از ندبه ای برای حسین(علیه السلام)بشارتی دریافت کرد و "امید" در دلشان زنده شد!یعنی یشان بعد از "امید" و به امضای اشک حسین(علیه السلام) تثبیت می شد! "امید" را کجا میخواهی جستجو کنی!؟ اصلاً "امید" برای چه؟ نهایت تمام گرفتاری ها و اوج ماندن ها فقط بخاطر "عبد" نبودن است!لذا اگر برای آدم شدن و آدم ماندن میخواهیم "امید" داشته باشیم باید "عبد" شویم و راهی برای این کار ؛ جز اشک برای حسین(علیه السلام) نیست!حسین ... حسین... حسین... می دانی "امید" به معنای واقعی چطورتفسیر می شود!؟آنجایی که منتقم خون خدا هم برای انتقام خدا ،خون گریه میکند!؟ هههیا صاحب ا مان یا صاحب الـــزمان یــــا صاحب ا مان پ.ن: "امید"نقطه سرآغازی است... یا حسین بن زین العابدین(علیه السلام) تسلیت عرض میکنم شهادت پدر بزرگوارتان را آقا..

مشاهده متن کامل ...
شب سوم/پرتو امید
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آجرک الله یا بقیـة الله امید چراغی است در دل تاریکی ،آنجایی که انسان تمام مشکلاتش برای از پای درآوردنش دست در دست هم می دهد ! و یا آنجایی که برای ادامه حیاتش یا برای رسیدن به مقصودش، نوید و نقطه آغازی میخواهد.... این نقطه پرنور فقط با اتکا بر ایمانی راسخ به درگاه «الله» جل جلاله و در عملی که برای اوست ، پرتو افشانی میکند و از الطاف حضرتش بر اعماق جان شعله ور می شود. طی این طریق یقین میخواهد... اگر "امید" را در مقام عقل بخواهیم بررسی کنیم باید این احساس را در درون خود فعال نگاه داریم «وَهُوَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ»1؛ عنصری که برای هماهنگ تمامی قوای محرکه انسان دخیل است . تفکر پیرامون موفقیت در کار و تلاش در یقین به اراده "یدالله فوق ایدیهم" است، اینجاست که فی نفسه قلب آرامش می یابد! و قوای جسمانی هماهنگ با تفکر رسیدن به هدف منسجم شده و هدف نهایی می شود! آنجایی که قوه عقلیه با احساس دست ی به هدف عجین می شود معجونی سراسر از بارقه های "امید" پرتویی پر نور از الطاف الهی را ایجاد می کند! اینجاست که "امید" به مفهوم واقعی کلمه محقق شده است. 1:و او بر هرچیز توانا است /قسمتی از دعای عرفه حسین(علیه السلام)

مشاهده متن کامل ...
«غیرت» نیست، آقا بیاید از این شهر برویم!
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا اباصالح المهدی روحی فداک (ادرکنی)امروز برای آمدن بهانه ای دارم ، شاید فقط شما در اینجا صدایم را بشنوید؛ گرچه می دانم شما هرلحظه نظاره گر هستید!هیچ وقت فراموشم نمی شود وقتی باران می آمد برای ظهورتان دعا می !اکنون هنگام بارش باران است...دلم گرفته است، شما خود شاهد هستید برای فریاد ما حکم صادر میکنند!متهم می شویم برای چه برای شدن ن فریاد میزنیم، آ ا مان است شما خوب می دانید!غیرت را برچیدن مردی نیست!همیشه اینجا برای غربت شما سخن میگفتم؛ آقا ما هم غریب شده ایم! بیاید از این شهر برویم!در انتظار فرجت، دعای امن یجیب میخوانم، که بیایی دردی دوا کنی، غمی برهانی!پ.ن:مطمئنم، بانی آمدنم شما هستید؛ آقا جان شما را قسم به مادر عزیز تر از جانتان رهایمان نکنید...

مشاهده متن کامل ...
آقا ؛ برای خدا باید بیایی!!!
درخواست حذف اطلاعات
سلام ساعتی از نیمه شب می گذرد و من برای تمام نداشته هایم آمده ام! دست خالی و با شرمساری... هرچقدر بر این دل نوید میدهم که دیگر چیزی نمانده است ، آقا می آید... روزها به سرعت زندگی ام را سپری میکند؛ و این گذر به سختی طی می شود... یبن الحسن دین و ایمان ، نگه داشتن اش سخت شده است ،شما کمکی کنید... در اینجا دل آرام می شود... میخواهم واگویه ای داشته باشم و غزل ، غم و غربت بسرایم ،افسوس که آنقدر این حرفها در رسوب شده، نمی توانم؛ آقا... عجب اوضاعی شده، حالم ! در این طوفان ، آرامشی عنایت بفرما آقا... آقا دیگر اینطور نمی شود، شما برای خدا باید بیایید،... خدا هم در بین ما غریب شده است! بیایید آقا....بیایید ------------ پی نوشت: تکرار و اضافات به آرامش حین طوفان

مشاهده متن کامل ...
دیروز و امروز 1180 سال گذشت، میلادتان مبارک آقا
درخواست حذف اطلاعات
سلام 1180 سال گذشت... امروز روز تولد شماست آقا ! میلادتان مبارک!... ه ه ه ه ساعت00:00 آمده ام، در مرز زمان ، بین دیروز و امرزو ، بین لحظه هایی که هنوز خود را پیدا نکرده ام... می دانم امروز نه بهانه و نه اذن ،هیچکدام برای آمدنم نیازی نیست! چون صاحب "زمان" ، آمده است! دلم از صبح امروز موج می زد! هنوز از دیروز خود را گم کرده ام! امروز در کوچه های انتظار در تلاطم موج های دل ، در عمق وجودم، بغضم را نگاه داشته ام... در کوچه ها گذر و رفتم؛ نمی دانستم چه صدایت بزنم ؛ پدر ، دوست ، منجی ، نمی دانم! ولی در این مرز زمان هنوز احساسم می گوید رفاقتمان پابر جاست! درست است آقا؟ ب(14 شعبان) یادداشتی که برای 1179 سالگی شما نوشته بودم را میخواندم.... نگاه که چقدر پیر شده ام آقا! برایتان درد دل زیاد دارم ولی روسیاهی است ، خجلت زده ایم ! امروز بهانه دیدار نداشتم ، خودم را در کوچه های دلم گم ، برای پیدا شما، گشتم ولی... غصه هایمان برای ما، قصه شده است و دفتر دل ما، برای شما سیاه! آقا ما را برای عمر کوتاهِمان و در این گذر که آمدنت را به نظاره نشستیم و دفتر دل را برای شما ، مشق سیاه نوشتیم ببخشید! های های حِق حِقِ ناله هایی که برای آمدنت نزدیم و کاری که، باید می کردیم و نکردیم؛ را شما به دعای خیرتان ببخشید! آقا، از بی خیالی ما گذر کنید 1180 سال اگر با ما باشد برای آمدنتان کم است!، شما برای تعجیل در ظهورتان ؛خود دعا کنید! ه ه ای کاش فقط همین جمله ها بود آقا... ای کاش شعله عشق شما دفتر دل سیاهم را می سوزاند!... خسته نباشید آقا ، خدا قوت ، نمی دانم دیروز و امروز در کدامین سرزمین و در کدامین دیار خیمه ای برافراشته ای ! نظاره گر چیستی ! ولی میدانم "خدا" با توست، تنها نیستید! ما خسته ایم آقا ، خود و خدای خود را نیافته ایم... شما دعایی کنید... و ای کاش برایمان دعایی کنید! ... 15 شعبان1435هجری قمری / مصادف با23 داد1393

مشاهده متن کامل ...
شب اول/فصل عاشقی،عقل،سکوت
درخواست حذف اطلاعات
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام آجرک الله یا بقیة الله یاالله یاالله یاالله... چقدر سخت می گذرد برای شما که هر روز برای جدتان خون گریه میکنید!و چقدر سخت و دشوار است ،این روزها که شما پر از درد است و قلب نازنین شما در فشار ای منتقم خون خدا...عقلی به سرخی خون جد شما برای درک گریه هایتان میخواهد آقا...می دانیم لشکری میخواهی برای منتقم کرار شدن!و آرزو میکنم بغض های حقیقی برای یاری شما از شدت تنهایی تان بترکد و ها برای یاری شما ای فرزند فاطمه (سلام الله علیها) بجوشد...آه که چقدر سخت است درک حضور حسین زمان، عقلی می خواهد به وسعت دشت کربلا...زمانه سخت شده است برای فهمیدن درد دین، آنجایی که یزیدیان زمان بارها و بارها حسین زمان را به گودال قتلگاه می برند، و تشنه لب .... ما در کدامین منزل ایستاده ایم!احساس این درد ؛ نگاهی میخواهد به وسعت نگاه زینب کبری (سلام الله علیها) برای زیبا دیدن و برای استوار ماندن بر قامت دین و شیعه ی علی (علیه السلام) شدن... چه زیباست آغاز فصل عاشقی به رنگ خون حسین (علیه السلام) و چه زیباست برای تو مجنون شدن! ای کاش فقط به نوشتن نبود مجنونی و دلدادگی ، و برای شما جان دادن خوش است...گریبانم را به هر سوی چاک میزنم و ازدرون فریادت میزنم ... نه نه نه کمی صبر میکنم ... آرام باشم امشب این بیابان میهمان خیمه های سوخته است...امشب را میگذارم بغضم در درون رسوب کند ...گریه هایم را نذر خار های بیابان میکنم پای کودکی را زخمی نکند!سکوت اختیار میکنم و هق هق ام را نگه میدارم...اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فـ ر جـ هـ م دلتان آرام بگیرد آقا... خـــدایــا به حق صاحب این شب حضرت زینب (سلام الله علیها) ظهور منتقمت را برسانخـــدایــا به حق صاحب این شب حضرت زینب (سلام الله علیها) ظهور منتقمت را برسان خـــدایــا به حق صاحب این شب حضرت زینب (سلام الله علیها) ظهور منتقمت را برسان پ.ن:چله نشینی هم نیتی میخواهد به نیت خدایا به تمام غم های دل بی بی حضرت زینب (سلام الله ع ...

مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.