خب سال هم به سلامتی نو شد و ان شاء الله سال خوبی برای همه باشه . معمولا تو اینجور وقت ها که دیگه تعطیلات نوروزی هم رو به پایان هست ، بعضی ها سعی می کنند که برای سالی که در پیش رو دارند برنامه ریزی کنند و تصمیم های جدید بگیرند . البته این موضوعی رو که میخوام بگم ، در همه ایام سال میشه اجراش کرد ، ولی به قول معروف از اون تصمیم هایی هست که مصداق ضرب المثل " ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست " شاید بشه . ماجرا بر میگرده به چندین سال قبل که من با یکی از آشناهامون ، تقریبا تو یک صنف کاری بودیم . این آشنامونم با یک نفر آشنا بود که تقریبا به خاطر نوع حرف زدنش و یک سری مسائل دیگه ، تا حد زیادی تو این صنف معروف بود . من هر وقت این یارو رو میدیدم به واسطه ی اینکه با آشنامون ، آشناست ، باهاش ی سلام و علیکی می . خلاصه روزگار گذشت و زمانی رسید که قرار شد با این یارو همکار بشیم . من اصلا نمی شناختمش . اوایل کار دیدم که چند نفر لات و لوت ورداشته آورده سر کار . این ها افرادی بودند که به هر نوع گناهی که تصورشو ید ، آلوده بودند . یکیشون معتاد و شهر و کلاهبردار بود . یکیشون چند وقت قبل با ی خانوم تو محله اشون رابطه داشته بوده . یکیشون با ماشینش ، خانم اینور اونور می برد . یکیشون هم که مفعول در رابطه مردانه بود . کل یونی از فساد بودند و من اینها رو طی گذشت زمان و حتی چند سال بعدش متوجه شدم . از موضوع اصلی دور نشیم . خلاصه متوجه شدم که این یارو هم فاسد هست و اخلاق های گند دیگه ای هم داشت . راسیتشو که بخواین من از اینجور آدما به هیچ وجه خوشم نمیاد که هیچی ، متنفرم . در هر حال با هزار تا بدبختی و پشت سر گذاشتن خیلی حوادث ، به کارم ادامه دادم تا اینکه کار تموم شد . همونطوری که گفتم بعد هاش علت و ریشه برخی حوادثی که اتفاق افتاده بود رو از زبون این و اون شنیدم و فهمیدم که این افراد چه کارهایی انجام میدادند . چند سال بعد دوباره قرار شد که با این یارو همکار بشم و براش کار م . راستش اصلا خوشم نیومده بود . ولی ...

مشاهده متن کامل ...