در وبلاگ دوره تیم یک بحثی رو شروع که گفتم خوبه اینجا هم منتشرش کنم . ببنید همه ما آدم ها به طور تجربی می دونیم که اگه یه هدف تو زندگیمون تعریف کنیم و بخوایم در یک مسیر مستقیم حرکت کنیم تعداد بیشماری عامل خارجی سعی می کنند شما رو از مسیرتون منحرف کنند ، بسته به استحکام شخص در مسیر این انحرافات می تونند شخص رو به کل از مسیر منحرف کنند یا باعث شن شخص حول اون خط نوسان کنه ، اون دسته از افراد که کلا منحرف میشن که جای بحث نداره ! ولی بحث نوسانات حول مسیر و هدف به نظرم خیلی جالبه . چون تعداد عوامل خارجی تقریبا بی نهایت ه پس شاید بشه یه جوری حول خط مستقیممان یه نمودار گوسی در نظر گرفت و یه جور سیگما یا مفهوم مشابه ش رو تو جایگاه ها و شرایط خاص زندگی تعریف کرد . ( فکر می کنم این علمی ترین روشیه که میشه مسیر رسیدن به یه هدف رو مدل و توصیف کرد ) مثلا همه می دونیم که در امتحان رصد درصد شانس یا خطای آزمون از همه امتحان های دیگه بیشتره (بیایید دوره 40 قشنگ درک می کنید :)) ) ولی اگه فرض کنیم که طراحان سوال نهایت سعی شون برای کم بخش شانس امتحان کرده باشند و اگه درصد کل رصد رو 15 در نظر بگیریم بدیهیه که درصد خطا ی آزمون نمی تونه عددی مثل 14 باشه !! شاید 2 یا 3 معقول باشه (سیگمای نمودار گوسی در امتحان رصد ) در این صورت بسیاری از افراد که "توانایی " رصدی خوبی دارند نمره خوبی نمی گیرند و بسیاری که "توانایی " رصدی کمتری دارند نمره ی خوبی می گیرند ! منم قبول دارم که این بخش قضیه "حس " خوبی به آدم نمی ده ! ولی ح ی رو فرض کنید که یک شخص بقدری در رصد توانایی داشته باشه و تمرین کرده باشه که مثلا با گپی به اندازه ی خطای آزمون اول بشه ، آیا خطای آزمون می تونی خللی در ب رتبه اول اون به وجود بیاره ؟؟ یا مثال سرماخوردگی مطرح شد ، میشه فرض کرد که علم پزشکی بقدری پیشرفت کرده که ما بتونیم به دست بیاریم که یک شخص سرماخورده نهایتا سر جلسه امتحان به چه بازدهی می تونه دست پیدا کنه مثلا عدد 60 درصد بازده در زمانی که سا ...

مشاهده متن کامل ...