«شهید»، کلمه طیبه است. هم طیب و هم طاهر و مطهر. هم انسان را پاک می کند و هم زمین را و هم زمان را. مگر ما زمان را به خون شهیدان از لوث طاغوت پاک نکردیم؟ مگر وجب به وجب خاک جبهه را به خون طهارت ندادیم از لوث وجود ناپاکان م ؟  مگر خود در دریای شهادت صاف و صافی نشدیم؟ چرا. پاسخ همه این سوالات مثبت است. ما با شهادت به پاکیزه جانی و پاکیزه زمانی و پاکیزه زمینی رسیده ایم و تقویم ما پیشانی نوشت های فراوانی دارد که به نام بسیاری از شهود چشیدگان،نامبردار شده است. با این همه یک روز هست که نام مانای همه شهیدان در آن جمع می شود به نام مبارک« روز شهید»، روزی که نوروز است برای اهل شهادت.  روزی که هر سال باید در تقویم باور ما پر رنگ تر شود و زندگی ما را هم رنگ شهید بزند. البته دوست تر داشتیم روز شهادت یکی از ائمه به این نام سند می خورد اما در این نام گذاری هم ظرافت هایی است که می تواند توجه را برانگیزد. از جمله این که در واپسین روز های زمستان است و می توان گفت، شهید ما را در آستانه بهار قرار می دهد چنان که پیش از این هم در انقلاب ی ما را به بهار رساند. ما به برکت ، از روز های سخت و سرد گذشتیم و به "هوای دل پذیر" رسیدیم. قصه شب هم همین است؛ اوج تاریکی و سیاهی شب، درست آغاز روشنایی است که جهان را به صبح می برد.حالا هم در پایان سال، این یند که سرود روشنی می خوانند و خلق را به سفره های نور الهی  میهمان می کنند. این یند که «لاله»  می شوند تا بهار بیاید و مردم به «لااله الا ا...»به توحید برسند. پس حق است که آ ین روز های زمستان مان را به نام ، بهشتی کنیم و به یاد داشته باشیم که اذان بهار از حنجره زمستان ، آواز می شود به نام شهید. زمستان برای شهید در نگاه ما خون است که به آب هم آبرو می دهد و خطایی را مانند است که بشکوه صد صواب در خویش دارد چنان که مولوی بزرگ- علیه الرحمه- می گوید: .....گر خطا گوید ورا خاطی مگو گر بود پر خون شهید او را مشو خون شهیدان را ز آب اولی تر است این خطا را صد صواب اولی تر است... بله، ...

مشاهده متن کامل ...