به نام خدای مهربان و قشنگ سلام دوستان خوبم بروزم با کار جدیدم و اما کار جدیدم ... منتظر نقد ارزشمند شما خواهم ماند . پطروس دست بکش ! تا ما هم طعم آب را بچشیم خوب میدانیم همه تو را با انگشتشان نشان دادند سیدحسن اسم من است ولی من خواب را دیدم با صلیب جهانی آمد بی انکه صلیبی در کار باشد با طعنه به صلیب سرخ نگاه کرد طوری که نگاهش بو می داد سید حسن اسم من است ولی من خواب ندیدم که ؛ ی سر آب دعوا کند ی نگذارد آب بیاید کاش خواب میدیم پطروس دست در لوله های تانک می کرد آنوقت جنگ خاموش می شد می خو د کاش به فکرم بزند بروم و دست در تانک جنگ کنم سید حسن اسم من است خواب کودکی را دیدم که ؛ شکلات و ما پخش می کرد در زیر سی و سه پل و تمام فکر و ذهن اش این بود چطور می شود این سی سه پل را تمام کرد من خواب خودم را دیدم سید حسن ام سید حسن وقتی حرف از من می شود آتش می گیرم تا دوداش به چشم همه شما برود من شناسنامه ام را مهر اضطراری زدم شهادت میدهم که خواب دیدم سید حسن ام و دست در تانک شهادت میدهم خواب نیستم الان ... یا علی ... یاحق.

مشاهده متن کامل ...