پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

دوباره بایـــــــد بنویسمشون . من میتوووونم . حتی بهتر از قبلشون میکنم
درخواست حذف اطلاعات
من زاگرسم به برف عادت دارم .. فعل شدنم به صرف عادت دارم خواب دیدم ب بردمت خفر تو را گرداندم ... فردایش .. همچنان برج و باروی تو مستحکم بود ... تو بیا تا ته شب زیر پتوی یخ کرسی برویم ... بکشانم به تلاطم به تداوم به تهاجم .. :( چند قرن است که پیغمبر روباه ی جز خود حضرت جرجیس نباید باشد ... ما از کمر کاش پس افتادیم و حسرت خور و غربت کش و اوباش شدیم از نسل سکوتیم که فحاش شدیم :( پس داده ام این درس غلط را به زمان من رسم و رسوم عشق را می دانم ... ما مست دویدیم به جایی نرسیدیم ما راست دویدیم به جایی نرسیدیم ... دفن شدید .. اما بهتون عمر دوباره میدم چون من خــــــــــــــدای شمام هیچ وقت اینجوری رهاتون نمیکنم ... گور پدر مسوولین و هرچی ایرانی بدبخت و بی تفاوت به هنره که همه چیشونو مثل همین نوشته ها دارن ازدست میدن .یه مشت آدم موندن که اونام بایدچوب نفهمیای بقیه رو بخورن .. شعرای خوبم برتون میگردونم :(((((((

مشاهده متن کامل ...
کاسه
درخواست حذف اطلاعات
هم راز خدا شدیم چون فاش شدیم شب بود خطر بود که خفاش شدیم با گریه به دست و پای عشق افتادیم با عشق نشستیم که عیاش شدیم اندازه خورده برده هامان بودیم خوردند و بردند که کلاش شدیم ما ه ولی ریز تر از ماهی عید ما کاسه ولی داغ تر از آش شدیم ما از کمر کاش پس افتادیم و غربت کش و حسرت خور و اوباش شدیم با ساخته و باخته ای سوخته ایم قربانی لفظ بد ای کاش شدیم در دست گرفتیم پریشانی رنگ در چهره ش تیم که نقاش شدیم با نعره کشیدیم گمانهای بلند تا هیاتی حضرت عباش شدیم زده و نحس و سراسیمه و گیج از نسل سکوتیم که فحاش شدیم

مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.