هر ی از ظن خود شد یارمن ازدرون من نجست اسرار من خودمانی هایم مخاطب خاصی ندارد.به خود اجازه نمیدهم ی رابر ای خود خاص کنم.دردودل با خود میکنم. ی گوش شنوایش را به ما نمیدهد ودلش رابرای همدردی .هر زمان دلتنگیهایش که به تو احتیاج دارد یارت میگردد وگرنه ......اینروزها خوب بودن یدار ندارد محبت به مذاق انسان ها نمیسازد، صادق بودن چون رنگ ولوآب ظاهر فریبی ندارد دیگر ملاک نیست.به راستی چرا اینگونه است؟چرا؟؟؟؟ من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت حرفی از جنس زمان نشنیدم!هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود. ی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.هیچ زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد منتظر دردودل ها ی شما هستم پروردگارا پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم رهایم نکن تا اسیر دست روزگار نگردم یاورم باش تا محتاج روزگار نباشم بال و پرم باش تا که مصلوب این روزگار نگردم همدمم باش تا که تنهای روزگار نباشم کنارم بمان تا که بی روزگار نگردم مهربانم بمان تا به دنبال روزگار نامهربان نباشم عاشقم بمان تا عاشق این روزگار پست و بی حیا نگردم و خدایم باش تا بنده این روزگار نباشم

مشاهده متن کامل ...