پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

دودو
درخواست حذف اطلاعات
تا وقتی که زنده بود زندگیش بین نشئگی و خماری دودو میزد ...وقتی هم که مُرد نقش مشت و لگد هاش توی کودکیم موند ... از یه جایی به بعد خواستم واقعی نگاهش کنم ... نه اونو ... خودمو ... نه این که ببخشمش یا فراموشش کنم ... نه ... ولش کنم بره ... بزارم یه جایی توی هستی گم بشه و یادش بره منو ... سارا رو ... ( دیدم خیلی ها از پدر نوشتن ... یک دفعه یادم افتاد مدت هاست دلم نخواسته ... یادم رفته یک زمانی دوست داشتم داشته باشم )

مشاهده متن کامل ...
نمایش هیچ ...
درخواست حذف اطلاعات
*هیچ چیز تکان دهنده تر از تصویر ی انسان نیست ... آن دیگری که تکه ای از تو را سندی از توی راستین بر فرق سرت می کوبد و تو خود را چون مجمع الجزایری گسیخته می ی در چنگان سگان ... باز یافتنِ هیبت حقیقی ات در دستان دیگری چیزی ست نزدیک محال ... تصویر آینه ی هزار تکه ات نمایشِ هیچ است ... فروریختنِ من، در جلد دیگری ... آن جا که گریختن و ماندنت سایه ی یک پیکرند، آن پیکر ،پیکرِ گسست ناپذیر ، بی تلاطم و افیون ، یک سره ، بی خم و تاب .جان، جهان ... مامِ بی دیگری ...

مشاهده متن کامل ...
ن ایی وراها...
درخواست حذف اطلاعات
* هیمالیا... علی ... این دو تصویر من از ن اییِ زندگی ... *می شکفند و فرو میریزند ... حرف های من ... دست های من فراموش می شوند ... باز وراها می شکفند و فرو می ریزند ... *ﺍﯼ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺮ ﻧﻘﺶ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ... ﺧﯿﺰ از ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻭ، ﺭﺧﺖ ﺑﺒﺮ ، ﻫﯿﭻ ﻣﮕﻮ...

مشاهده متن کامل ...
کاش یک فیل بودم ...
درخواست حذف اطلاعات
* نازک شده ... هر تکه اش یه جاست... بوسان ... بالای یه درخت توی هوکایدو ... دور ظرف روغنِ پوجا جلوی تصویر لاما سونگاپا توی شمال هند ... پای دماوند ... دارم همه رو جمع میکنم یه جا ... کجا ؟ نمیدونم ... * خودمم مثل مالام چند وقت یه دفعه میشم ... دوباره نخ میشم ... جمع می شم ... * کاش یک فیل بودم ...

مشاهده متن کامل ...
رفته رفته معنا را به کلمه باختیم ...
درخواست حذف اطلاعات
* حتی وقتی به قول اخوان از این رو به آن رویش هم بگردانی نمیتونی معنیش رو در بی ... معنا باید جایی فراسوی دوگانگی ها باشه ولی با ذهن انسانی که من باشم چطور میشه دید ؟ اساتید مشرقی میگن در سکوت این اتفاق میافته ... همین جاست که برای من زبان میشه اولین بند ... مرگ و بی مرگی هم در بی زبانی اتفاق میافته ... یعنی هیچ زبانی تا به حال نتونسته حقیقت مرگ رو به کلمه بیاره ... پس حقیقت مطلق باید بی کلام باشه ... نمیدونم شاید کلمه تنها برای گمانه زنی به کار بیاد نه شرح حق ... * ما رفته رفته معنا رو به کلمه باختیم ...

مشاهده متن کامل ...
آل احمد درون ...
درخواست حذف اطلاعات
من کلن با خودم دست به یقه ام ... بعد یه دفعه وقتی آل احمد درونم هم شروع میکنه به میتینگ اومدن دیگه کار به زد و خورد میکشه ... من همین جوری سر خود به غرب مشکوکم جلال هم که میاد وسط بیچاره علی میاد منو از خودم جدا میکنه و میگه بیا این آب خنک رو بخور به خودت مسلط باش !

مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.