راننده تا ی است و در زندگی مشترکش، فرزند کم است. پای زن دیگری به این جمع دو نفره باز می شود؛ ولی زن اول می ماند. آغاز یک زندگی سه نفره. زن دوم دو پسر و یک دختر به دنیا می آورد... حالا سالهای زیادی از آن روزها می گذرد. مرد خانواده دیگر در این دنیا نیست. دو زن هنوز در یک ساختمان زندگی می کنند. فرزندان بزرگ شده اند و هر یک ازدواج کرده اند و برای خود زندگی تشکیل داده اند و همه در کنارِ دو مادرِ خود روزگار می گذرانند. جالبست که علاقه و رابطه بسیار خوبی با همسر اول پدرِ خود دارند، بسیار بهتر از مادر خود. این حکایتِ همسایگان روبرویی ماست، همین.

مشاهده متن کامل ...