دیروز کولرمون اب شد شب سه تایی تو حال خو دیم با یه پنکه نصفه شب ساعت 3 اینطورا بود یه سوال ریاضی افتاده بود تو ذهنم داشت دیوونم میکرد. کلا همیشه همینطورم سوال که میوفته تو مخم یا باید حلش کنم یا کلا روانیم میکنه بد. منم نشستم حل کنم ... مامانم آ با جفت و لگد خوابوند منو :))) سوالم که شب حل نشد ولی صبح به یه نتیجه هایی رسیدم سوال سختی نبود فرمول داره. ولی من گیر داده بودم خودم باید حل کنم و حل . اینم یه مدل واس شما هر کی حل کرد جایزه داره البته راه حل ا امی :) کلیک صبح ساعت 12 بود آژانس گرفتم رفتم خونه خالم. تازه ... خالم کولر داشت بعد با کامیار بازی که آ خسته شد خو د منم گرفتم خو دم تا 3 و بعد ناهار خوردیم اینم نفس من با عینک:* کلیک بعضی از مژه هامو یه خاطر بلندی بیش از حد کندم :| هی جونی کجایی کلیک 81/6/10

مشاهده متن کامل ...