می خوام خاطره مو از ماه رمضان امسال بگم،آهان می دونم که هنوز به صورت رسمی نیومده که بشه ازش خاطره ساخت ولی خاطره ی من شکل گرفته و قطعا پر رنگ ترین یاد آور رمضان ۹۷ - ۳۹ همین تک خاطره ای ک می خوام واستون یادداشت کنم خواهد بود.  اوا اسفند پارسال یکی ازین آزمایشگاه ها آورد به مناسبت عید نوروز یه تحفه داد به مامانمون که طبیعتا به من ارث رسید. آقا ما این ک ونو باز کردیم، دیدیم که بححح توش دعوت نامه س برای صرف صبحانه ی رایگان در یکی ازین هتل رستوران های لاکچری گرون های تهران:" باعث خوشوقتی است که میزبان شما و همراه گرامی تان جهت صرف صبحانه (۲ نفره) در رستوران فلان باشیم.لطفا جهت مراجعه حداقل دو روز قبل جای خود را رزرو کنید. اعتبار تا ۱۳۹۷.۳.۱۵ امضا آزمایشگاه فلان..."عرض شود ک ما از همون روز اوّل که اینو دیدیم دندان تیز کردیم عینهو گرگ.فقط یه مشکل خیلی خیلی کوچولو، نفر دوم رو نداشتیم/ کم داشتیم.یعنی فرض  کن همه چی جور، روال، رله،  یه رستوران باحال و لاکچری که همین بچه های هم سن من می رن توش ع می ذارن ازش خفه می کنند خودشون رو، بعد چی تازه رایگان هم باشه، این وسط تو لنگ همراه نداشته ت باشی.فلذا ما گشتیم دنبال یکی که با خودمون ببریمش رستوران لاکچری مفتی. چون خیلی تو ذوق زننده بود اگه من می رفتم و اون کارت مضحک دو نفره رو نشون گارسون می دادم و می گفتم :" خودم تک نفرم به اندازه دو نفر می لُمبانم لطفا!"خلاصه هی هم به خودمون گفتیم آروم باش کیلگ، پیدا می شه... تا داد وقت هست یکی رو با خودت می کشی می بری بالا ه! آدم که قحط نیست. وای آقا عرض شود ک واقعا خیلی کار مس ه ای بود. من از اسفند تا اردیبهشت دقیقا لنگ همین بودم که به یکی از دوستای به اصطلاح نزدیکم پیشنهاد بدم آقا بیا بریم صبحانه ی مفتی مهمونت کنم. خیلی کلنجار رفتم با خودم ها راستش! کلنجار های بیش از حد. نشد تش. بعد آخه خیلی حس می کنم که دردی ک من کشیدم رو درک نمی کنید... به هر کدوم از آشنا ها دوستا ک نگاه می واقعا نمی تونستم برم ...

مشاهده متن کامل ...