سازمان ملل به رنگ قهوه ای دل پیچه گرفتم. ببین چه مظلوم نمایی از خودش راه انداخته، تروریست فلسطینی. چهارتا دونه ع زن و کودک با خودش آورده، حواس همه رو متوجه خودش کرده. ببین دوربین ها چطوری زوم د. ی حال جدی باید به خبرنگارهای سالن سازمان ملل بدم. باید ی کاری کنم و حواس همه رو متوجه جنایاتی کنم که در اتفاق می افتد. ساموئل سرخوش و آرام صندلی بغلم نشسته و در حال بازی subway surfers با موبایلش است. دائما سکه میخورد. هیچ چیز به اندازه جمع سکه حرص و طمع یک یهودی را آرام نمی کند، کاش منم سکه می خوردم بلکه آرام میشدم. به شانه هایش می زنم. - ببینم تبلتت رو همراهت آوردی؟ - برای چی می خواید؟ - تو گوگل سرچ کن، چهارتا ع از کشته های زن و کودک ی بیاد، ما هم نشون بدیم. - ما که زن و کودک کشته ندادیم،خانواده های ی در حال فرار هستند - پس این همه که با راکت های حماس مردند، برگ چغندر بودند - آقای پروسور فلسطینی ها چندصدتاکشته دادن ما چند نفر، بعدشم کشته های ما بیشتر سربازهای نظامی بودند - بالا ه کشته دادیم یا نه، چرا ما مثل این فلسطینی چهارتا ع ته ی نشون ندیم و نه نه من غریبم بازی در نیاریم، مثلا اینجا سازمان ملله، پاشو ی کاری ، داره آبرومون می ره - می خواید برم به بگم وتو کنه - خاک بر سرت کنن، الان وقت وتو ه، چی رو بخواد وتو ه؟ - خب می خواید به نشانه اعتراض جلسه رو ترک کنیم - باز تو خون دیدی، ترسیدی!! احمق، اگه این کار رو ، نتانیاهو تیکه تیکه مون میکنه. باید حرف بزنیم نه اینکه فرار کنیم. به باندمون بگو بعد این مرتیکه تروریست، ما سخنرانی میکنیم. - بانکیمون نه باندمون. - خب حالا پاشو بینم بابا حوصله ندارم از این ساموئل نادان چیزی در نمیاد. خودم باید فکری م. این طوفان دل و روده ام، داره غوغایی به پا میکند. تحمل این وضعیت رو ندارم. حتما باید ی کاری م. این فلسطین اگه حرف نمیزد باز شاید دل پیچه ام بهتر میشد. حالا چی بگم. بهتره منم حرف نزنم، ع ی، ی، چیزی نشون بدم. کاشکی الان فهرست شیندلر اینجا بود، سکانس که م ...

مشاهده متن کامل ...