حلقه اشک چو در چشم ترم می پیچد ناله ی بی ی ام بین حرم می پیچد جای اصحاب که در خواب تغافل هستند مثل گرداب بلا دور و برم می پیچد با وجودی که شبانه کتکم زد دشمن در همه شهر مدینه خبرم می پیچد این یهودی چه وقیهانه به دور دستم ریسمان بین قنوت سحرم می پیچد دشمنم مثل علی پارچة عمامه دور گردن عوض دور سرم می پیچد تا ز درگاهیِ خانه گذرم می افتد بی هوا درد میان جگرم می پیچد مسئله باز برایم شده در کوچه چرا گوشه چادرو پا هر دو به هم می پیچد بعد از آن ضربه سنگین عدو چون مادر همه عالم بخدا دور سرم می پیچد گیرد او موی سرم در نگهِ اهل حرم صحنه کرببلا در نظرم می پیچد شاعر : قاسم نعمتی

مشاهده متن کامل ...