خودم هم تعجب صبح با یک تلنگر گریه ام گرفت در تنهایی اتاقم مدتی سخت گریه آرامم کرد. خودم هم نمی دانم چه شد! اما هیچ چیز به اندازۀ گریه، پناه دل ش تگی های یک زن نیست. غروب هم وقتی برای استراحت نشستم آهنگ گل سنگ را گذاشتم؛ با آهنگ هی خواندم و خواندم و خواندم تا گریه ام گرفت باران هم می آمد پر بودم.. بعد انگار نه انگار، آرام آرام، برای خودم و پسرم نسکافه درست دو تایی خوردیم.

مشاهده متن کامل ...