پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

« لایزال نگریستن » و « در حال زیستن »!/471
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 714) « در حال زیستن » و « لایزال نگریستن » ! من غنچه را دیدم با دلی پر از « نوید خودآرایی » و « امید به شکوفایی »... و گل را دیدم با دلی « انباشته از حسرت » و « انگاشته از غارت » .... و گلاب را دیدم که پس از گذر از « سطر سطر خطرات » تنها « عطر خاطرات » از دل شیشه ای اش می تراوید. بنابراین دریافتم که « باید لایزال نگریست » و « شاید در حال زیست »! #شفیعی_مطهر --------------------------- انگاشتن : پنداشتن،گمان .. ،خیال .. ،تصور .. لایزال : بی زوال،جاوید،ابدی،زوال ناپذیر باید : بایسته است،واجب است شاید : شایسته است شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. .. /

مشاهده متن کامل ...
«نسل سرگردان » در « فصل عِصیان »/473
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 734) « نسل سرگردان » در « فصل عِصیان » من در این « دَیر و دیار » و این « روز و روزگار » یک « نسل سرگردان » را دیدم در « فصل عِصیان »! نسلی که پیش از « دیدن فصل سبز شکفتن » ، تجربه « راز دل نهفتن » را « می اندوزد ». و پیش از آموزشِ « اصل شِگِردِ راهبُردن » ، « فصل زرد پژمُردن » را « می آموزد »! بیاییم در « بوستان بشریّت » و در جمع « دوستان حُرّیّت »، نگذاریم « رجّاله های پلید »،« لاله های امید » را « به خاک و خون » کشند و « بهار شکوفایی » را به « خزان میرایی » « دگرگون »کنند! #شفیعی_مطهر --------------------------------- دَیر: صومعه،معبد راهبان،کنایه از دنیا عِصیان: نافرمانی،سرکشی، ترک طاعت،عدم انقیاد شِگِرد : روش،شیوه،طرز عمل راهبُرد : استراتژی ،شیوه عمل رجّاله : افراد پست و فرومایه شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. .. /

مشاهده متن کامل ...
« شعرهای نگفته » و « راه های نرفته »! /475
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 754) « شعرهای نگفته » و « راه های نرفته »! من چون می خواستم .. ی باشم که تا کنون نبوده ام ، ناگزیر « درگاهی را گشودم » و « راهی را پیمودم » که تا کنون آن ها را نه « پیشروی گشوده » و نه « رهروی پیموده » بود! برای رسیدن به « قاف ولا » و « اه .. والا » باید « شعرهای نگفته را سرود » و « راه های نرفته را پیمود »! #شفیعی_مطهر --------------------------- درگاه : آستانه،پیشگاه،جای در ولا : ملک،پادشاهی ،دوستی شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. .. /

مشاهده متن کامل ...
« کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »/476
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 764) « کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک » من خود را چون « درختی کُهن » و « نهالی تَهمتَن »دیدم که « تبرها بر ریشه ام نواختند » و « اخگرها بر .. شه ام افروختند»، اما با همه « توش و توان کوشیدم » و چه بسیار« زهرِ بُهتان نوشیدم » تا توانستم « پایدار بمانم » و بر همه « بوم و بر ، بر و بار، برافشانم ». « کوشش در صحرای کویر » و « پویش با پای در قیر »، « یاد، در روزگارِ فراموشان » و « فریاد، در دیارِ خاموشان »، « کاری بزرگ » است و « ابتکاری ستُرک »؛ امّا برای « سبزماندن » و « برگ و بارافشاندن»، ناگزیر باید این « راه را پیمود» و این « درگاه را گشود » ! #شفیعی_مطهر ----------------------- تَهمتَن : تنومند،تناور،قوی جُثّه،نیرومند بوم و بر: سرزمین،زمین،جا،ناحیه،شهر بر و بار: میوه،ثمر شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. .. /

مشاهده متن کامل ...
محمد(ص) فریادگر قرن ها سکوت
درخواست حذف اطلاعات
محمد(ص) فریادگر قرن ها سکوت #شفیعی_مطهر امروز سرو قامتی ش ت که استقامت قامتش قیامت می کرد و در سوگ او قامت سروها خمید ! امروز صفا را از صبح باز گرفتند و سپیدی را از سپیده ! امروز طراوت را از ه زاران ربودند و لطافت را از گلستان ! امروز روح رایحه را از ریاحین باز ستاندند و عطر عاطفه را از بساتین ! امروز یک سبد سپیده از باغ بامداد چیدند که دیگر پس از آن از چشمه خورشید نور ندیدند ! امروز خاطره سرخ شکفتن در خاطر غنچه ها مُرد و آرزوی رُستن در ذهن جوانه ها پژمُرد ! امروز خون حیات و حرکت در رگ هر برگ افسُرد و روح لطافت در نبض هر گلبرگ مُرد ! امروز غمی جانکاه دل بلورین دریا را ش ته و به درد آورده ! آنسان که سوگمندانه سر بر ساحل می ساید و با گلواژه های وش سوگ سروده می سراید ! امروز تُندر ها خشم نانه پای بر بام ابر می کوبند و با درخش آذرخش درد دل باز می گویند ! امروز شکوفه های شادی بر شاخساران شوق نمی خندند و پرندگان غزل خوان بر فراز گُلبُن نمی خوانند ! امروز اندوهی بر قلب هستی چنگ انداخته که فلک از درد به خود می پیچد . ص ه های ابر دردمندانه پیکر خود را بر یکدیگر می کوبند . آنسان که از برخوردشان آتش آذرخش بر می جهد ! ...و امروز سموم مرگ ،گل سرخ رس را چید و نشاط دشت دل ها را دروید ! در ۲۸صفر سال ۱۱هجری خورشید آسمان رس ، ماه تابان نبوت، سر افرازترین سرو باغ بشریت، ترین سپیدار بوستان انسانیت ،حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی (ص) روح بر عالم افلاک و روی در نقاب خاک کشید ! محمّد (ص) عالی ترین انسان و کامل ترین مسلمان و اُسوه و اُلگوی همه مسلمانان جهان بود . ایشان الگویی به تمام معنی از همه کمالات و امتیازات یک انسان ـ آن گونه که باید بود ـ برخوردار بود . رحلت جانگداز اکرم (ص) پیام آور مهر و مدارا و کرامت ، و شهادت جانسوز حضرت حسن مجتبی (ع) و نیز شهادت غریبانه حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را به همه حقگرایان جهان تسلیت می گویم . در پایان مقال سه جرعه برگزیده از زلال حکمت را از دریای لایزال معر ...

مشاهده متن کامل ...
« لال گفتن » و « زلال شکفتن »! /454
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 454) « لال گفتن » و « زلال شکفتن »! من در « بازار بزُرگ زند » و « ساختار ستُرگ ارزَند » « کالایی ارزان تر از لبخند » و « نوایی گران تر از نیوَند » ندیدم. لبخند پنجره ای است گشوده به « باغ ریاحین رحمت » و « چراغ زرّین مرحمت »! لبخند زبانی برای « لال گفتن » است و بیانی برای « زلال شکفتن »! با پر و بال لبخند می توان از « شوخه شور » به بلندای « شاخه شعور » پرواز کرد. لبخند،« کلید بهشت » است و « امید به سرنوشت ». مبادا که با « پندار پلید » این « گُ ار امید » را « بفرساییم» و « گُلِ لبخَند » را با « گِلِ تَلخَند » « بیالاییم»! #شفیعی_مطهر ---------------------------------- نوا : اسباب معاش، خوراک و توشه ،سروسامان نیوند : فهم و ادراک شوخ(شوخه): چرک شور :آشوب،غوغا و فریاد،فتنه،هیجان و آشفت شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!/455
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 455) « دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟! من « صابون زبون شوینده » و « دریای نیلگون وشنده » را دیدم که اولی بر اثر « آب » و دومی بر اثر « شتاب » ،کف بر دهان برمی آورد. حجم عظیم کف ، « باد و بُروت » است در « بیداد برهوت ». کف،« کوهی است،اما از حُباب » و « شکوهی است،اما از سراب ». بنابراین دانستم که هیچ گاه از « کوه قُدرت » و « شکوه شُوکت » نهراسم! آن چه اص دارد « دریای آب » است،نه « غوغای حُباب »! #شفیعی_مطهر -------------------- زبون :ناتوان، عاجز، خوار، زیردست باد و بُروت: غرور ، نخوت،خودبینی شُوکت : فَرّ و شکوه،قوه و قُدرت،جاه و مرتبه شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« جمعی بسوزیم » تا « شمعی برافروزیم »!/458
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 458) « جمعی بسوزیم » تا « شمعی برافروزیم »! من « مناری از نور » و « آبشاری از سرور » را دیدم که از « گداز مِهرِ پگاه » و از « فراز سپهرِ سیاه » بر دامن « دشت های سَتَروَن » و « گُلگشت های اهریمن » « بی دریغ و بِشکوه » از « ستیغِ کوه » « نور فرومی ریزد » و با « زور می ستیزد ». او « آورنده پیام های امید » است و « درهم شکننده اوهام و تردید ».... اما نه «کلامش در گوش ها » اثر می کند و نه « پیامش در هوش ها » ؛ زیرا « گوش ها سن ن از باده بیداد » است و « هوش ها حزین از افاده استبداد»! گان در « گور گناه » اند و بیداران « سر در آخور رفاه »! « سرها اسیر بالش » است و « باورها در ر چالش »! گان « خاموش » اند و بیداران سرگرم « نوشانوش »! در این شهرِ « سرب و سراب » و « شُرب » برای « رهایی از شوخه زور » و « شکوفایی شاخه شعور »، « باید جمعی بسوزیم » تا « شاید شمعی برافروزیم »! #شفیعی_مطهر ---------------------------- منار : جای نور،جای روشنایی،گلدسته گداز: گداختن،گدازش ،ذوب مِهر : آفتاب،خورشید سَتَروَن : نازا،عقیم،نازاینده افاده (در فارسی): تکبّر،خودبینی و خودنمایی شوخه : پلیدی شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » /446
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(446) « واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » من در گورستانی « متروک » جمجمه ای را دیدم « مفلوک » ، هر چه برایش « گریستم » و بدان « نگریستم »، نفهمیدم که این کاسه سر « خ مه ای خطیر » است یا « بینوایی فقیر»؟ بنابراین دانستم که « واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » برای هر « شاه و فقیر » و هر « صغیر و کبیر » ، هر « زشت و زیبا » و هر « پارسا و پریسا »همین جاست! #شفیعی_مطهر ---------------------------- جمجمه : استخوان سر،کاسه سر پارسا :پرهیزگار،پاکدامن،زاهد پریسا : افسونگر شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« عصر سنگ » و « مردم بی فرهنگ »!/448
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 448) « عصر سنگ » و « مردم بی فرهنگ »! من « آدمیان دیرین » و « انسان های نُخُستین » را دیدم که « از جفا می وشیدند » و تنها « برای بقا می کوشیدند» . ...و چه « شباهتی شگفت آور» و « مشابهتی جلوه گر » دیدم بین « انسان های عصر سنگ » و « مردمان بی فرهنگ »! انسان های زیر« ستم و استبداد» و مردم تحت « بیداد و انقیاد » گر چه در دوران پسامدرن هزاره سوم زندگی می کنند؛ اما تا آن گاه که « بیداد را تحمّل » و با « استبداد تعامُل »می کنند، همچنان در « فقر می زیَند » و « فقیر می زایند»! آن چه توسعه و تحوّل می آفریند « نگاه نو » است،نه « پگاه نو »! #شفیعی_مطهر شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
ازدواج نهاد شریعت با نهاد قدرت
درخواست حذف اطلاعات
ازدواج نهاد شریعت با نهاد قدرت حسین(ع): «...باری این چه وضعیت و چه مصیبتی است که اصحاب درفش و دینار، این زورگویان خودسر بدمنش و چیره دستان بدکنش - به رغم این که مبدا و معادی نمی شناسند و باور ندارند - فرمانروایی یافته و نهاد شریعت را به ازدواج نهاد قدرت درآورده و رسانه های تبلیغی را در اختیار گرفته و به استخدام خویش درآورده و در هر شهر و کوی و برزنی ،سخنوری بر منبر دارند و همه زمان و زمین را به درآورده و پوشش داده اند و مردمان را - بی هیچ گونه امکان دفاعی - به اسارت گرفته و به بردگی و بندگی کشیده اند ! ارزش ها را دچار ریزش و نیروها را دچار میرش کرده اند؟! » « خدایا ! تو گواهی و می دانی که دغدغه من نه رقابت در قدرت و نه سبقت در ب ثروت و شهرت است؛ بلکه بر آنم تا بر بام جامعه پرچم های دین به اهتزاز درآید و در جام جامعه نشانه های اصلاح آشکار شود، مگر تا بندگان خدا آسوده گردند و تعهدات الهی سامان پذیرفته و انجام گیرد و بر زمین نماند.» « هان ! ای گروه عالمان ! به یاری ما برخیزید و به ما حق دهید؛ چه ، آن که ستمکاران با همه توش و توان بر شما چیره گشته و سخت در خاموشی نور می کوشند.» (بخشی از سخنرانی حسین(ع) در صحرای منی) (تحف العقول،240/1384) منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
دل بستن و جان را رستن!
درخواست حذف اطلاعات
دل بستن و جان را رستن! "آسمان زیر پر و بال من است" این سخن را مرغکی با سنگ گفت آسمان با این بلندی کوه با این ارجمندی ابر با این اوج دریا با هزاران موج جنگل و صحرا و دشت و دره سرتاسر همه زیر پر و بال من است ای سیه دل سنگ سنگین! ای سراسر نفرت و نفرین! و ای آرام آشفته! و ای خاموش ه! تو نمی دانی چرا این راز را؟ و قدرت پرواز را؟ زیرا که تو دل بسته ای بر خاک و... من جان رسته ام از خاک! شفیعی مطهرمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
محمد (ص)موج وش در مرداب خموش
درخواست حذف اطلاعات
محمد (ص)موج وش در مرداب خموش #شفیعی_مطهر رود اگر رود است، ناگزیر از ترنم سرود است، سرود حیات و حرکت. زلال آب باید بی امان از چشم چشمه ها بجوشد و بر بستر رود امان ب وشد.منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« جوان مُوَلِّد » یا « انسان مُقَلِّد »! /444
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(444) « جوان مُوَلِّد » یا « انسان مُقَلِّد »! من زمان را چون موم « نرم و مطیع » و چون پهنه آسمان « گرم و وسیع » دیدم در دست های انی که « ژرف می نگرند » و « شگرف می شند».... و چه بسیار « افراد واداده » و « آحاد بی اراده » را دیدم چون « موم، نرم و تسلیم » و چون « سَموم، گرم و سقیم » که در « چنبره زمان، اسیر» و در « گردونه زمین، زمینگیر » بودند. زمان در چیره و چنبره « جوان های مُوَلِّد » است، نه « انسان های مُقَلِّد »! #شفیعی_مطهر -------------------------- شگرف: عجیب،طُرفه،نیکو و خوش آیند،کمیاب و بی نظر در خوبی و زیبایی واداده: شُل،ول شده سَموم: باد گرم،باد زهرآگین ،باد خفقان آور مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
«شوق رهایی» از « طوق مینایی»/445
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(445) «شوق رهایی» از « طوق مینایی» من ماهیی را دیدم « زندانی تُنگ » که با « زبانی گُنگ » سرود رهایی را می سرود! او با وجود « بینوایی » به هر « بهایی »، با « کمال تنهایی » « می کوشید» و « زلال رهایی » را « می نوشید ». «شوق رهایی» از این « طوق مینایی»لحظه ای او را آرام نمی گذاشت. بیچاره هر لحظه با « سرگردانی می رمید»، ولی « آنی نمی آرمید »! بنابراین دانستم هیچ « زندانی اسیر » و « قربانی تحقیر » هر چند خود را « بیچاره » و زندانبان را « » ببیند ، نمی تواند امید رهایی از « کف » بنهد و از « هدف» بازماند ! نباید هیچ گاه شوق رهایی را « فراموش » کند و چراغ امید در دلش « خاموش » شود. #شفیعی_مطهر ------------------------ رمیدن : رم ،ترسیدن و گریختن : زشت و مهیب،بدکار ،اهریمنی،اهریمنی که در پی آزار مردم یا تباه ساختن چیزهای خوب و آثار نی ت طوق: گردنبند،حلقه،وسیله اسارت مینا : آبگینه،شیشه،تُنگ شیشه ای شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
یک آسمان پرواز در هر بال دارم !
درخواست حذف اطلاعات
یک آسمان پرواز در هر بال دارم ! #شفیعی_مطهر دریا دلم اما به جان در بند هستم خون جگر می نوشم و سند هستم یک آسمان پرواز در هر بال دارم بالم ش تند و هزار آمال دارم دریاصفت می غُرّم و در جوش هستم صد نغمه بر لب دارم و خاموش هستم کو همزبانی تا زبان از دل گشایم؟ کو همدلی تا قفل این منزل گشایم؟ تاکی"علی"ها خون دل باید بنوشند؟! تا کی ریاکاران دون در ناز و نوشند؟! تا کی تملّق نردبان کامرانی است؟! تا کی زبان چرب، رمز شادمانی است؟! صد آسمان پرواز در بالم نهُفته! صد گُلسِتان گُل به لب هایم شکُفته! دریای دل توفانی و لب بسته دارم! سیمای خندان و دل بش ته دارم! خون در دل و جیحون ز چشمانم روان است رنگ رُخَم از آن جهت رنگ خزان است دریایی از آتش روان اندر بیانم صد من سوزان نهفته در بنانم من یک نیستان ناله اندر دارم در خشم صد آتشفشان کینه دارم اما دلی دارم به نرمی شقایق آکنده از مهر و پر از راز حقایق شه از تیغ ستم گر چاک چاک است از ساقه شه صد ریشه به خاک است دشمن اگر شه را درخاک بنهفت امروز از هر ریشه صد شه بشکفت گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« بالِ پ » یا « وبالِ دیدن »؟! /443
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(443) « بالِ پ » یا « وبالِ دیدن »؟! من انی را دیدم که خیلی « می فهمیدند »؛ اما آن چه را که باید زود « می فهمیدند»، دیر « فهمیدند»! ...و آن این که سرانجام « فهمیدند » که نباید زیاد « می فهمیدند» !! « درک و فهم» گر چه « بالِ پ » است، لیک در این دیار « وبالِ دیدن » است! چه زیبا می سراید آن سخنسرای وطنی،شفیعی کدکنی: گَه مُلحد و گَه دَهری و کافر باشد گَه دشمن خلق و فتنه پرور باشد باید بچشد عذاب تنهایی را هر که ز عصر خود فراتر باشد #شفیعی_مطهر ------------------------------------- دیدن : دید،بینش وبال : سختی،عذاب،سوء عاقبت،وخامت امر مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
،« لال گفتن » است و « زلال شکفتن »/438
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(438) ،« لال گفتن » و « زلال شکفتن » من را پنجره ای دیدم گشوده از « آخور آشیانه » به « آ ت جاودانه » . ،« وش دریای درون » است در « گوش دنیای بیرون ». ،« فریاد رهایی وجود » است از « انقیاد وضع موجود »؛ ،« رهایی از زمین » است و « تنهایی در زمان ». ، ناله « زندانی خاک » است در فراق « آژمانی افلاک ». ،« شعر بلند رهایی » است از « قفس نژند تنهایی ». ،« شکوفایی شوق پرواز » است به سوی « ملکوت راز ». ،« لال گفتن » است و « زلال شکفتن ». ،پلی از « رنگین کمان تابناک » است افراشته « از خاک تا افلاک ». ،پرواز از « شوخه شور » است بر بلندای« شاخه شعور ». ،« شعله شوق جنان » است از « آتشفشان جان ». ،پیوستن « قطره ها به دریا»است و اتّصال « ذرّه ها به بی انتها ». ،« روزنه ای به خَلوَتِ خورشید » است و « پنجره ای به جَلوَتِ نور اُمید ». ،« تجلّی روح تنها » است و « تسلّی قلب ناشکیبا ». ،پنجره ای است از « بَرَهوت تنهایی» به « مَلکوت خ ». ،« پشت پازدن به دنیا»است و « دست افشاندن از مافیها ». ،« ب بندهای زمینی » است و « پیوندهای زمانی ». ،« گسستن از زمین » است و « پیوستن به آسمان ». ،« دل » کندن از « گِل » است و « آکندن جان از ایمان ». ،سفر از « صحرای سرد سراب » است به « سرزمین آب و آفتاب ». ،گریز از « فضای حُباب » است به « هوای احباب ». ،« دل ب از موج » است و « جان دیدن از اوج ». ،« تنفّس در هوای عطرآگین لاهوتی » است و « تقدّس در فضای مشگین ملکوتی ». ،« نوشیدن جرعه ای از زلال نور » است و « پوشیدن جُبّه ای از ثیاب سرور ». ،« کلید بهشت » است و « امید به سرنوشت ». ،« ستون دین » است و « استوانه آیین ». ،« گسستن طوق علایق » است و « پیوستن به شوق شقایق ». ،« غرال غزل آفرینش » است و « جمال جمیل بینش ». ،« سلم و سلام » است و « پرچم ». ،« شکفتن شه » است و « سبزشدن از ریشه ». ،« صعود بر قُلّه عرفان » است و « ورود به قلعه ایمان ». ،« والاترین یاد » است و « بالاترین فریاد ». ...

مشاهده متن کامل ...
« ساز ش ته » و « آواز دلخسته »! /439
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(439) « ساز ش ته » و « آواز دلخسته »! من« افراد دل ش ته » و « اوتاد از دنیا وارسته » را تنها انی دیدم که را « ش تند» و قید و بندهای وابستگی را « از هم گسستند». همیشه در رویارویی با « دل ش تگان دلسوخته » و « وارستگان لب دوخته » است که نه تنها « ش ت »،که به « بن بست »می خورد. دل ،سازی است که چون « ش ت » و از هستی « رَست »، « بیشتر می نازد » و « بهتر می نوازد». #شفیعی_مطهر ---------------------------------- اوتاد: پیشوایان و بزرگان طریقت ،عارفان،پارسایان مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« خطوط زندگی » و « سقوط ارزندگی »/ 440
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(440) « خطوط زندگی » و « سقوط ارزندگی » من در نوشتن « مشق زندگی » و « سرمشق ارزندگی » هرگاه احساس که به « آ خط » و « بستر شط » رسیده ام، همان جا نقطه ای « گذاشتم » و « گذشتم » و به سر خط بعد« برگشتم ». زیرا نه « خطوط زندگی » « نُقطه پایان » دارد و نه « سقوط ارزندگی » ، « سُلطه زمان »! #شفیعی_مطهر ------------------------ شط: کرانه رود،رود بزرگ مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
ارزش و اهمیت دورزی و رشد عقلانی(1)
درخواست حذف اطلاعات
ارزش و اهمیت دورزی و رشد عقلانی(1) #شفیعی_مطهر مخاطب ما در هر تلاش فرهنگی ، تبلیغی و ارشادی ، انسان است . بنابراین باید « مبحث انسان شناسی » سرلوحه همه برنامه های ارشادی ما باشد . انسان شاهبازی است که باید با دو بال « د » و « احساس » عرصه ملک تا ملکوت را پرواز کند . بنا به یافته های روانشناسی رشد ، این دو بال در همه مراحل و سال های عمر ، ی ان و هماهنگ رشد نمی کنند . در سنین نوجوانی و جوانی رشد احساسات بر رشد عقلانی پیشی می گیرد و در سنین میان سالی ، د مداری و عقلانیت در انسان نیرومندتر می شود . مولای متقیان مومنان علی (ع) می فرماید : « رحم الله امرء عرف قدره» خداوند رحمت کند ی را که قدر و جایگاه خود را بشناسد . چه خوشبخت است انسانی که در همه مراحل عمر ، موقعیت سنی ، محیطی و اجتماعی خود را دقیقا و عمیقا بشناسد و متناسب با مقتضیات آن رفتار کند . جوان باید به تناسب دوره سنی خود ، جوانی کند ، اما باید بداند که انگیزه های رفتارش تا چه میزان و اندازه تحت تاثیر احساسات است . بعضی بر این پندارند که رفتارهای منبعث از احساسات همه منفی و ضد ارزش هستند ، لذا باید از چیرگی احساسات پرهیز کرد . درحالی که چنین نیست . همه حرکات و رفتارهای احساسی وما بار منفی ندارد . شور و هیجان جوانان برای حضور فعال در جبهه ها به منظور دفاع از کیان ایران ، مصداقی از چیرگی احساس مثبت بر رفتار انسان است . این غلیان احساسات و هیجان عاطفی با رهنمودهای عقلی نیز همخوانی و تناسب دارد . انسان برای مشی در طریق حیات و پویش راه زندگی ، هم به « موتور احساسات » نیاز دارد و هم به « فرمان عقل » . جوان باید بداند در ارزی انگیزه های رفتارهایش بیش از آن که عقلانیت و دورزی اثرگذار باشد ، عنصر احساس ، آن ها را جهت می دهد . جوانی که خود و مقتضیات جوانی خود را عمیقا بشناسد و بکوشد تا احساسات و هیجانات خود را با نیروی عقل و د مهار کند و بتواند خون « شور » را در رگ های « شعور » جاری سازد ، آن گاه خواهد توانست زندگی سعادت ...

مشاهده متن کامل ...
ارزش و اهمیت دورزی و رشد عقلانی(2)
درخواست حذف اطلاعات
ارزش و اهمیت دورزی و رشد عقلانی(2) #شفیعی_مطهر عقلانیت در آیینه آیات و روایات بی تردید عقل و د از مهم ترین و ارزشمندترین نعم الهی است و تفکر از بالاترین عبادات انسان می باشد . بیشترین ارزش را برای عنصر تفکر و تعقل قائل است . علامه طباطبایی (ره) مفسر بزرگ معاصر قرآن می فرماید : « اگر کتاب الهی را تفحص کامل کرده ، در آیاتش دقت کنید ، خواهید دید شاید بیش از سیصد آیه هست که مردم را به تفکر ، تدبر و تعقل دعوت کرده و یا به استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین بردن باطلی می آموزد . خداوند در قرآن حتی در یک آیه نیز بندگان خود را امر نفرموده که نفهمیده به قرآن و یا به هر چیزی که از جانب اوست ، ایمان آورند و یا راهی را کورکورانه بپیمایند .» ( المیزان ، ج5 ، صص 255-270) گذشته از آیات قرآن ، روایات زیادی نیز مسلمانان را توصیه به بهره گیری از این عنصر فطری و الهی می کند . نمونه ای از روایات و احادیث درباره تعقل و تفکر را به عنوان برگی از کتاب و بارقه ای از آفتاب تقدیم می دارم : علی (ع) : « اَلعَقلُ دلیل المُومِن . اَلعَقلُ رَسولُ الحَق . اَلعَقلُ داعیَ الفَهم » . عقل و د ، راهنمای مومن است . عقل فرستاده حق است . عقل ، دعوت کننده به درک و فهم است . اکرم (ص) شیدن و تفکر را بالاترین عبادت می داند و هیچ عبادتی را چون تفکر ارج نمی نهد : « اَفضَلُ العِبادَه ّفَّکُر . لا عباده کَ َّفَّکُر » علی (ع) دانستن یک حدیث را از روی تفکر و درایت بهتر از نقل هزار حدیث می داند : « حَدیث تَدریهِ خَیر مِن اَلفِ حَدیث تَرویهِ » ( بحارالانوار، ج1) حسین (ع) شیدن و نقادی انسان را نشانه و دلیل دانایی انسان می داند : « مِن دلائلِ العالِمِ اِنتقادهِ لِحَدیثِهِ » . ( تحف العقول) حسن عسکری (ع) در تعریف عبادت پا را فراتر نهاده و اصولا عبادت را تفکر و شیدن در باره خدا می نامند ، نه بسیاری و روزه ! « لیست العباده کثره الصّیام و الصّلوه و انّما العباده کثره ّفّکر فی امرالله » ( تحف العقول) علی (ع) فهم و درک عقلی را ...

مشاهده متن کامل ...
انسان و جهان در چند عدد و رقم
درخواست حذف اطلاعات
انسان و جهان در چند عدد و رقم #شفیعی_مطهر عمر ک شان ها را ۱۲ میلیارد سال تخمین می زنند . از پیدایش کره زمین ۴ میلیارد سال می گذرد . عمر حیات جانوری را در زمین ۵۰۰ میلیون سال دانسته اند . نخستین بشر معادل "انسان هوشمند " حدود ۲۰۰ هزار سال پیش در شمال شرق آفریقا پدیدار شد . قریب ۴۰ هزار سال پیش دسته ای از آنان به آسیا اروپا و مهاجرت د . عمر مدنیّت بشر به ۶ هزار سال می رسد . اما سابقه تمدن صنعتی تنها ۱۳۵ سال بیشتر نیست ! آیا تا کنون با خود شیده ایم که عمر حدود ۷۰ ساله ما نسبت به عمر بشریت - عمر حیات جانداران - عمر کره زمین و عمر ک شان ها چه ر کوچکی است ؟!! در این فرصت اندک چه می کنیم ؟!! منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
کجایی ای صفای کودکی ها ؟!
درخواست حذف اطلاعات
کجایی ای صفای کودکی ها ؟! (#خاطره_هاومخاطره_ها) #شفیعی_مطهر کودک ۶ یا ۷ ساله ای بودم . روزی در حال بازی در ساختمان نیمه کاره ای یک قلم خودنویس پیدا . مدتی مردّد ماندم ، بردارم ، یا برندارم ؟ مادر گفته بود : هر چه را که پیدا کردی ، متعلّق به یک ی است و مال تو نیست . تصاحب مال دیگران بدون رضایت صاحب آن حرام است و در قیامت باید او را راضی کنی . پس از قدری کلنجار با خود ، سرانجام پیش خود گفتم : اگر بر دارم، صاحب آن را پیدا می کنم و به او تحویل می دهم ، ولی اگر برندارم ، ممکن است دیگری بردارد و به صاحبش ندهد . بنابراین آن را برداشتم و به خانه رفتم . برادر بزرگم با دیدن قلم خودنویس آن را از من گرفت و دیگر پس نداد. هر چه به او ماس و حرام بودن آن را شرح دادم ، اثر نکرد و قلم را به من نداد . من بسیار ناراحت شدم و فکر عذاب روز قیامت به شدّت ، روح و روان مرا می آزرد . ناگزیر روز بعد به محل یافتن قلم خودنویس رفتم . دیدم چند نفر کارگر و بنا در آن جا کار می کنند . از آنان پرسیدم : آیا شما قلم خودنویس گم کرده اید ؟ یکی از آنان گفت : بله ، من یک خودنویس با این مشخصات گم کرده ام . وقتی مطمئن شدم او صاحب همان خودنویس است ، به او گفتم : خودنویس شما را من پیدا کرده ام ، اما برادرم آن را از من گرفته و پس نمی دهد . شما قیمت آن را بگو ، تا من بهای آن را بپردازم . من در آن زمان روزی ده شاهی (نیم ریال)پول توجیبی از پدرم می گرفتم . از آن پس هر روز صبح ده شاهی خود را به او می دادم و می پرسیدم : آیا مرا حلال می کنی؟ او هر روز می گفت : نه ! تا سرانجام با گرفتن ۷ روز (با گرفتن سه و نیم ریال آن زمان) ، حلالیت خود را از من اعلام کرد و من آن قدر خوشحال شدم ، که انگار کوهی را از دوش من برداشتند ! گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » ! /434
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(434) « بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » ! من در این « دَیر و دیار » و در این « عصر و روزگار» انی را دیدم که همه « شکوه شخصیّت » شان و « انبوه هویّت » شان نه در « احساس و تفکُّر » که در « لباس و تظاهُر »خلاصه می شد. در منطق اینان این سروده سعدی نه « تعریف »، که این گونه « تحریف » می شود: تن آدمی شریف است به جان آدمیت؟! نه ! همین لباس زیباست نشان آدمیت! اینان در « بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » نه « ذوق گفتن » دارند و نه « شوق شکفتن »! بل که « سر بر زیر » دارند و « پای در قیر»! #شفیعی_مطهر ------------------------- دَیر : صومعه،آتشکده،عبادتگاه دیار: شهر و قبیله،خانه ها انبوه: پیچیده و درهم،بسیار تحریف: کج ،تغییر و تبدیل سخن ی از ح اصلی خود گاه گویه های مطهر telegram.me/amotaharمنبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
« چاپلوسی » و « دست بوسی »! /435
درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(435) « چاپلوسی » و « دست بوسی »! من در این شهرِ « سیراب » از « سراب » بسیاری از « شهروندان کوشا » و « نیرومندان پویا » را دیدم که عمری « می دویدند»؛ اما « به جایی نمی رسیدند»؛ ولی معمولا انی « به قدرت می رسیدند » که « به نُدرت می دویدند»!! در دیاری که « چاپلوسی » « بُرش » دارد و « دست بوسی »،« ارزش »، دیگر نه « شایستگی، بازار » دارد و نه « بایستگی، یدار »! « نخبگان، خون جگر » می خورند و « پخمگان، میِ گُلگون ساغر »! اینان « شایگانی قَدر » اند و آنان « قربانی غَدر »! #شفیعی_مطهر ------------------- پخمه : کودن،کندفهم،کم هوش،کم عقل ساغَر : پیاله ،جام شایگان : سزاوار،شایسته،لایق،درخور قَدر : حرمت و وقار(در اینجا) غَدر : خیانت،بی وفایی،مکر و فریب،پیمان شکنی گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /

مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
طفل های گمشده ی زندگیمان ب تخصص و آگاهی های در فعالیت های اقتصادی الهیات می تواند فلسفه غربی را از دام علوم طبیعی برهاند به بهانه تاسیس شورای نگهبان omron bf511 ترازو دیجیتال امرن مدل تعدیل برخی اساتید از آزاد طبیعی بود واحد های کوچک این باید برچیده شوند ستاره های دوتایی دوتایی طیفی برگزاری کارگاه آموزشی تحت عنوان موانع امر به معروف ونهی از منکر وراه های برون رفت از آن 3203304 فروش اموال شیوه فروش خصوص شیوه آهنگ و موزیک ویدیو بسیار زیبای nicky jam el amante به همراه ترجمه فارسی مذاکره با مدیرکل ورزش وجوانان استان در جهت پیشرفت ورزش روستایی وبومی ومحلی تصمیم برای ورود معارف قرآن به حوزه های مختلف علوم انسانی استقبال ت عربستان ازبیانیه سوییس قسمت 6 سریال شهرزاد2 سخن نگاشت فضیلت ماه شعبان قانونی که روی طاقچه ماند مبحث ۱۹مقررات ملی ساختمان شایدوقتی دیگر barcellona bambino nuovo تلگرام فرزندان خود را کنترل کنید 2090 متر باغ ویلا در زیبادشت k019 unbrick سریال
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.