آفرینش شد بنا تنها برای فاطمهپس هزاران بار جان ما فدای فاطمههر که می خواهد فنای حضرتِ دلبر شودنیست راهی جز شود اول فنای فاطمهگفت پیغمبر رضایم در رضای کوثر استپس رضای حق شده جلب رضای فاطمههر ی آ به دین مالکِ خود می شودمن پرستش می کنم تنها خدای فاطمهدر عبادت یار حیدر بود زهرای بتول......یا که حیدر آمد اصلا پا به پای فاطمه؟احترامش می کند مولا هر آن که شودذره ای از خاک پایِ پر بهای فاطمهروز م چون همه حیران شوند آسوده استهر که آمد بر در تسرای فاطمهتا قیامت روزی ما بسته بر دستان اوست دست های خسته ی مشکل گشای فاطمه"حق او با گریه ی تنها نمی گردد اداپیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه" بی هوا در را ش تند و به جانش ریختندمانده رد گرگ ها بر دست و پای فاطمهناله زد "فضه خُذینی" آسمان بغضش گرفت سوخت قلب حق تعالی هم برای فاطمهخانه در هم گشته اما بیشتر مبهم شدهبین خانه حال و روز مجتبای فاطمهسخت تر از روضه های کوچه و در گشته استطعنه ی همسایگان بر گریه های فاطمه

مشاهده متن کامل ...