-حیف که نمی خوام تن و بدن زیبا و خوش فرم ات ، زخمی بشه وگرنه چنان تو دهنت می زدم تا همه دندوناتو همراه زبون درازت قورت بدیبه دیمی گفتم:-مگر اونو جادو و رام نکرده ای؟-چرا . اما الان ، باید در ح عادی قرار بگیره،برای اثر جادو همه چیز باید اصل و واقعی باشه-پس منو می شناسه؟-ارهاز خج سرم و پایین انداختم . ترانه گفت :-خج نکش . ازاول نباید به یه خون اشام کثیف اعتماد می . اگه تورو نجات نمی دادم و دستبند نقره رو از روی مچ دستت، بر نمی داشتم ، زندگی ام اینجوری نمی شد . شوهرم با کمک پدرم پول گروگان گیرهارو جور کرده و منو نجات می دادن .تف به تو. بقیه در ادامه مطلب

مشاهده متن کامل ...