پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

اولین خاطره
درخواست حذف اطلاعات
یکروز به خانه ی دوستمان رفته بودیم و سوار تردمیل شده بودیم . یکدفعه دوستمان درجه ی تردمیل را گذاشت روی بیست ! من هم کشیده شدم روی زمین ! آن لحظه قیافه ی دوستمان دیدنی بود ! هرچی وسیله دستش بود را پرت کرد روی زمین ! راستی یادتان باشد اگر خاطره ی جالبی دارید برایم بفرستید !

مشاهده متن کامل ...
موووووو !
درخواست حذف اطلاعات
یکروز به جنگل رفته بودیم . یک زیر انداز انداخته بودیم و یک پتو روی خودمان کشیده بودیم . یکدفعه ص شنیدیم مثل صدای بود . ه به طرف ما میومد . کلاهمان قرمز بود ! ه اینقدر به ما نزدیک شده بود که کم کم داشت میومد روی ذیر انداز ! یکدفعه به ما نگاه کرد و گفت : موووووو ! ما جیغ زدیم و زیر پتو رفتیم ! خیلی بامزه بود .

مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.