پریشب عروسی زهرا پ بود که بابا اولین عروسی که بود که بدون شما می رفتیم و خیلی جاتون سبز بود وقتی زهرا باباش رو تو بغل گرفت و بوسید خیلی بغض گلوم رو گرفت با زهره کلی در مورد اینکه دلمون شاد نیست صحبت کردیم و زهره گفت که بی پولی دلیلش هست و من گفتم پول کاری به دل شاد نداره مریم پ هم اومده بود عروسی با مزه شده بود قیافش بعد از نامز کلا به قول زهره چون هر چیزی به وقت اتفاق نمی افته لذتی ندارهخیلی دلم هواتو کرده (خاص) برای اون یکی زهرا هم خواستگار اومده فرصت خواستن اینا تا فکر کنن انشااله هر چی که خیرش هست دختر م هم خدا رو شکر با خواستگارش داره جور میشه با اومدن

مشاهده متن کامل ...