پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

گفت وگو با محسن فرجی به بهانه ی انتشار مجموعه داستان «جغرافیای اموات» در کافه داستان
درخواست حذف اطلاعات
رضا فکری: «جغرافیای اموات» همان طور که از نامش هم پیداست درباره ی مرگ و درباره ی بازماندگان و وضعیت پیچیده ی آن ها پس از مرگ عزیزان شان است. شخصیت هایی که قربانی وضعیتی هستند که خود در به وجود آوردنش نقشی نداشته اند. روایت انسان هایی که اغلب کنش پذیرند تا کنش گر و رویدادها بی آن که دستی بر وقوعش داشته باشند روی می دهد و نیروهایی فراتر از از اراده شان آن ها را هدایت می کند و می سوزاند و به عمقی تلخ فرو می برد. تلخی ها و رنج هایی که اغلب مرگ هم نقطه ی پایانی بر آن ها نمی گذارد و «یادها و خاطرات تلخ» تا پس از مرگ شان هم پا بر جا می ماند و گریبان خود و یا نسل بعدی شان را می گیرد. در همین راستاست که وراثت به عنوان عامل تعیین کننده ای در شکل گیری ویژگی های فردی این شخصیت ها تصویر شده است. آن ها در برابر جبر زیستی و اجتماعی و اقتصادی ناتوان هستند و اغلب مغلوب این چرخه اند و این چرک متعفن بازمانده از نسل قبل را تا انتهای زندگی خود و حتی پس از آن حمل می کنند و نظاره گر فرجام تراژیک زندگی تلخ شان هستند. از همین روست که پدر، به عنوان سرمنشا این میراث، همان طور که فرجی هم می گوید «فراتر از یک انسان بیولوژیک» عمل می کند و مانع از این می شود که شخصیت ها راه و روشی متفاوت از اجدادشان پیش بگیرند. آن ها از پی سرخوردگی ناشی از همین ناکامی است که ترجیح می دهند سرچشمه ی این یادآوری های تلخ را بخشکانند و خود را از بین ببرند. آن ها اصراری به ارائه ی یک چهره ی بزک شده و متمدنانه از خود ندارند و رفتارهایشان اغلب منطبق بر غریزه است و ماجراهای مجموعه اغلب به شیوه ای سر راست و به دور از داستان پردازی های استعاری، ذات غریزی این شخصیت ها را برملا می کند، ذاتی که اگرچه در شکل گیری آن نقشی نداشته اند اما از آن گریزی هم ندارند. *** رضا فکری: بعد از مجموعه داستان «چوب خط» که سال ۸۵ آن را به چاپ رس .. د چه شد که ده سال اثری از شما منتشر نشد؟ درواقع مجموعه داستان «جغرافیای اموات» را باید عُصاره ی ده سال ...

مشاهده متن کامل ...
گفت وگو با کامران محمدی به بهانه ی انتشار مجموعه داستان «رولت روسی»
درخواست حذف اطلاعات
رضا فکری: بعد از مجموعه داستان «قصه های پری وار» به نظر نمی رسید، چندان دلِ خوشی از داستان نویسی به شیوه داستانِ کوتاه داشته باشید. برای نویسنده ای که می خواسته داستانِ کوتاه را ببوسد و بگذارد کنار، چه اتفاقی می اُفتد که پس از انتشار سه رُمانِ پشت هم، دوباره برمی گردد به داستانِ کوتاه و مجموعه داستانی به نام «رولت روسی»؟ کامران محمدی: استنلی کوبریک در اودیسه فضایی، صحنه به یادماندنی خوف آوری دارد. یکی از فضانوردها که از سفینه خارج شده، در تاریکی محض و بی نهایت فضا رها می شود. این صحنه بی ربط مرا یاد دنیای رُمان می اندازد. برای من نوشتن رُمان از ابتدا تا انتها، رها شدن در تاریکی و تنهایی بی نهایت است. بدون همراه، بدون زمینی که به آن تکیه کنی و بدون این که چیزی از چند قدم جلوترت ببینی. اما نوشتن داستان کوتاه بر زمین اتفاق می افتد. آن هراس حیرت ان ز و بی انتها را ندارد. بعد از قصه های پری وار، من چهار رُمان پشت هم نوشتم. به جز این سه تا که به سه گانه فراموشی شناخته می شوند، رُمان دیگری هم در سه چهار سال گذشته نوشته ام که زیر چاپ است. احتمالاً به کمی زمین نیاز داشتم. به کاری که زودبازده باشد. شاید حتی بتوان گفت به یک استراحتگاه و محل تنفس. برای من رُمان و داستان کوتاه تا این اندازه فرق دارند. به جز این، بی تعارف، داستان کوتاه به من برگشت، نه من به داستان کوتاه! در طول نوشتن این رُمان آ ی، کارگاه های داستان کوتاه داشتم و مُدام از ایده هایی که مناسب داستان کوتاه بودند حرف می زدیم. بعضی از این ها به نظرم خوب می آمد و خب من از هیچ ایده خوبی نمی گذرم. معتقدم نویسنده باید بیست و چهار ساعته نویسنده باشد و همیشه ذهنش را آماده ایده سازی یا ایده ی نگه دارد. نُه داستان رولت روسی، حاصل ایده هایی اند که در طول چند سال گذشته یادداشت کرده بودم و در فاصله بین رُمان ها، در جست و جوی کمی زمین، نوشته ام. مثلاً ایده داستان «صد سال تنهایی» را به شکل فی البداهه در کلاس، و صرفاً به عنوان ...

مشاهده متن کامل ...
جلسه نقد و بررسی سه گانه آگوتا کریستوف
درخواست حذف اطلاعات
سی ونهمین نشست از جلسات نقد چهارشنبه نقد و بررسی سه گانه آگوتا کریستوف (دفتر بزرگ، مدرک، دروغ سوم) با حضور احمد پوری، مسعود پهلوان بخش، سیروس نفیسی و مترجم اثر اصغر نوری مکان: بلوار میرداماد، نرسیده به تقاطع پل مدرس، خ البرز، تقاطع تابان شرقی سالن همایش سرای محله داوودیه زمان: چهارشنبه 14مهرماه 1395 ساعت 16:30 منبع: http://rezachee. /

مشاهده متن کامل ...
پرچم فردیت بالاست
درخواست حذف اطلاعات
پس از ده سال گذشتن از آن وقایع تلخ، یعقوب یادعلی «آداب دنیا» را منتشر کرد و از قضا، بیرون آمدن کتاب او هم مصادف شد با دور تازه ی بحث شیرین واگذاری ممیزی کتاب. بحثی که هر بار با انداختن سنگ ریزه ای میان برکه ی ت و آرام ادبیات راه می افتد و موجکی درست می کند و البته که به سرعت هم فرو می خوابد. این بار اما بحث واگذاری این امر خطیر به ناشرین بود که نقل محافل شد و طبق معمول از ناشرین انکار و از متولیان اصرار بود و در این میان هرچه نویسنده جماعت درخواست می نمود که دوستان! این یوغ را بر گردن ما بنهید لطفا، متاسفانه ی گوش اش به این حرف ها بد ار نبود. نویسنده ها مُدام اصرار می ورزیدند که به هر حال این نویسنده است که تراوشات ذهن اش را روی کاغذ می آورد و البته هم اوست که باید مسئولیت شان را به عهده ب رد اما متولیان امر جمل دو پایشان را در یک کفش کرده بودند که نه! راهی نیست و باید که این مسئولیت از گرده ی نویسنده برداشته شود و بخت برگشته ی دیگری مسئولیت بپذیرد. حتی در گمانه زنی شگفتی طرح شد که یک از نهاد متولی می تواند بیاید و در دفتر ناشر بنشیند و همان جا (به سیاق آموزشگاه های رانند ) مجوز کتاب مربوطه را صادر کند. البته که پس از اجرای طرح حتما مشکلات جالبی پیش می آمد و عده ای مدعی می شدند مجوزهایی که در دفاتر نشر صادر می شوند اعتبار لازمه را ندارند و دیگرانی که از وزارتخانه موفق به اخذ مجوز کتاب می شدند، حتما به ایشان ف می فروختند! همان طور که هنوز هم معدود آدم های زنده ای که گواهی نامه های شهرک آزمایش را توی جیب کُت شان دارند، پز وزانت مدرک رانند شان را به نابلدهای آموزشگاهی، می دهند! شکی نیست که «آداب بی قراری» جز خاطره ای شوم برای نویسنده اش حاصلی نداشته و هنوز هم و بعد از گذر سالیان، بسیار طبیعی است که او تمایلی به باز آن موقعیت دشوار نداشته باشد. مخاطبین ادبیات داستانی اما کنجکاوی شان را نگه داشته اند و صرف نظر از این که «آداب دنیا» چطور کت است و آیا از عهده ی خودش برآم ...

مشاهده متن کامل ...
گزارشی از نشست بازخوانی رُمان «خانم دَلووی»
درخواست حذف اطلاعات
در ابتدای جلسه، احسان عسکریان، مجری جلسه در خصوص سال شمار زند ویرجینیا وولف توضیحات مختصری را ارائه کرد و در ادامه رضا فکری، نویسنده و منتقد، درباره این اثر گفت: «زمانی که وولف، خانم دَلوی را در سال ۱۹۲۵ به چاپ رساند ادبیات در حال وقوع یک تغییر رادیکال در خود بود. البته در همان زمان جویس، اولیس را به ادبیات معرفی کرده بود اما برای اولین بار بود که رُمانی نوشته می شد که تمامی وقایع آن در یک روز اتفاق می افتد. ادبیات کلاسیک تا پیش از آن با یک مقدمه و شروع مشخص و همچنین میانه و اوج و پایان همراه بود. در این میان خانم دَلوی علاوه بر این که به لحاظ فرم اثری جسورانه تلقی می شد و مرزهای همه ی مولفه های تثبیت شده ی کلاسیک را جابه جا کرده بود، به لحاظ مضمون و محتوا هم اثری تازه محسوب می شد. وولف نوری تابانده بود به واقعیت هایی که حرفی از آن ها در کل امپراطوری بریتانیا به میان نمی آمد و آن جنگ اول جهانی و اثرات م ب روانی حاصل از آن بود. با این که رُمان مستقیما در ر جنگ خاصی نیست اما نگاه وولف به شکلی post traumatic به بررسی تاثیرات م بِ روانی پس از واقعه، روی بازماندگان جن می پرداخت که ۵سال به طول انجامید. بسیاری از مردم بریتانیا در آن زمان جنگ را به عنوان تنها راه حمایت از آرمان های بریتانیا می دانستند و درواقع تنها جایی بود که پسران در آن مرد می شدند و قهرمان بیرون می آمدند. اما سپتیموس، این آدم آسیب دیده از جنگ با مرگ همرزمش افسر اِوانز به یک هذیان گوی روانی بیشتر شباهت دارد تا یک قهرمان پرافتخارِ بازگشته از جنگ. او ی نسل جوانی است که برای ملکه و حالا یک انسان تباه شده و جنون زده است و خودکشی او یکی از دردناک ترین مرگ های تاریخ ادبیات داستانی را رقم زده است. البته نگرش دیگری به موضوع خودکشی، زند و مرگ هم در کتاب وجود دارد. واقعیت این است که بسیار دشوار است بدون در نظر داشتن موضوع خودکشیِ وولف در سال ۱۹۴۱ اثر را بازخوانی کرد، اما با چنین پایانی از کتاب می توان قطب دیگر شخص ...

مشاهده متن کامل ...
گفت وگو با فرشته احمدی به بهانه ی انتشار مجموعه داستان «هیولاهای خان »
درخواست حذف اطلاعات
رضا فکری: پس از دو دهه نوشتن داستان، دیگر می توان داستان های فرشته احمدی را دارای ابعاد مشخص و تثبیت شده ای دانست و درواقع مخاطب با در نظر گرفتن خطوط آشنای آثار پیشین، به کتاب های تازه منتشرشده ی او نزدیک می شود. با این وصف «هیولاهای خان » را هم نباید جدای از این قاعده دانست و با همان تورق اولیه، تم آشنای نوشته های او را می توان از میان سطور کتاب جُست و بیرون کشید. نویسنده ای که نگاه تی به زن ندارد و شخصیت های زن داستان هایش هم وجوه بارز نه ندارند و انسانی نگریسته شده اند. آن ها عضو موثر اجتماعی هستند که در آن زند می کنند و احساس و طرز تفکر و نگاه شان به دنیا با هم یکی است و کم و بیش شخصیت های هم حس در این داستان ها نقش ایفا می کنند. تبیین این نقش را هم راوی های خیال پرداز داستان به عهده دارند که واقعیت و خیال را به خوبی با هم درمی آمیزند. راوی هایی که دستی در هنر دارند و احساساتی و شاعرمسلک اند و شرح حس و حال و بیان درونیات شان مخاطب را در ر می کند. راوی هایی که تعهد عمیقی در به تعویق انداختن معنا دارند و داستان ها را نه در امتداد قصه که در عرض شخصیت اصلی داستان گسترش می دهند. راوی هایی که «پُرگویی شان ذهنی گرایانه نیست» و در واقع ماجرای گذشته ی داستان را پس ذهن شان مُرور می کنند (مثل ماجرای داستانی که در آن زنی پس از شانزده سال مُردد است به عاشق دل خسته ی قدیمی زنگ بزند یا نه؟). ماجراهایی که در آن اتفاق ویژه ای رُخ نمی دهد که مثلا مخاطب را شوکه کند و روایت آرام آرام زیر پوست او نفوذ می کند. به عبارتی با موقعیت هایی نه چندان خاص و استثنایی، داستان هایی نوشته شده که کشف شان ذره بین تیز مخاطب را می طلبد. این داستان ها ترسیم پیچیده ی لحظه های ساده ی زند اند و همان طور که خود احمدی هم می گوید درباره ی «مسائل روزمره نیست اما مسائل روزمره آن ها را احاطه کرده اند». *** رضا فکری: بعد از دو رُمان «پری فراموشی» و «جنگل پنیر» که موفق هم بودند و شما را با عنوان یک رُمان نویس به مخ ...

مشاهده متن کامل ...
گفت وگو با فرشته احمدی به بهانه ی انتشار مجموعه داستان «هیولاهای خانگی»
درخواست حذف اطلاعات
رضا فکری: پس از دو دهه نوشتن داستان، دیگر می توان داستان های فرشته احمدی را دارای ابعاد مشخص و تثبیت شده ای دانست و درواقع مخاطب با در نظر گرفتن خطوط آشنای آثار پیشین، به کتاب های تازه منتشرشده ی او نزدیک می شود. با این وصف «هیولاهای خانگی» را هم نباید جدای از این قاعده دانست و با همان تورق اولیه، تم آشنای نوشته های او را می توان از میان سطور کتاب جُست و بیرون کشید. نویسنده ای که نگاه تی به زن ندارد و شخصیت های زن داستان هایش هم وجوه بارز نه ندارند و انسانی نگریسته شده اند. آن ها عضو موثر اجتماعی هستند که در آن زندگی می کنند و احساس و طرز تفکر و نگاه شان به دنیا با هم یکی است و کم و بیش شخصیت های هم حس در این داستان ها نقش ایفا می کنند. تبیین این نقش را هم راوی های خیال پرداز داستان به عهده دارند که واقعیت و خیال را به خوبی با هم درمی آمیزند. راوی هایی که دستی در هنر دارند و احساساتی و شاعرمسلک اند و شرح حس و حال و بیان درونیات شان مخاطب را درگیر می کند. راوی هایی که تعهد عمیقی در به تعویق انداختن معنا دارند و داستان ها را نه در امتداد قصه که در عرض شخصیت اصلی داستان گسترش می دهند. راوی هایی که «پُرگویی شان ذهنی گرایانه نیست» و در واقع ماجرای گذشته ی داستان را پس ذهن شان مُرور می کنند (مثل ماجرای داستانی که در آن زنی پس از شانزده سال مُردد است به عاشق دل خسته ی قدیمی زنگ بزند یا نه؟). ماجراهایی که در آن اتفاق ویژه ای رُخ نمی دهد که مثلا مخاطب را شوکه کند و روایت آرام آرام زیر پوست او نفوذ می کند. به عبارتی با موقعیت هایی نه چندان خاص و استثنایی، داستان هایی نوشته شده که کشف شان ذره بین تیز مخاطب را می طلبد. این داستان ها ترسیم پیچیده ی لحظه های ساده ی زندگی اند و همان طور که خود احمدی هم می گوید درباره ی «مسائل روزمره نیست اما مسائل روزمره آن ها را احاطه کرده اند». *** رضا فکری: بعد از دو رُمان «پری فراموشی» و «جنگل پنیر» که موفق هم بودند و شما را با عنوان یک رُمان نو ...

مشاهده متن کامل ...
جلسه نقد و بررسی رُمان |کافه ی خیابان گوته| نوشته حمیدرضا شاه آبادی
درخواست حذف اطلاعات
هفدهمین نشست از جلسات هفت شهر قلم نقد و بررسی رُمان "کافه ی خیابان گوته" نوشته حمیدرضا شاه آبادی، نشر اُفق با حضور نویسنده اثر، انوشه منادی، رضا فکری و مصطفی علیزاده مکان: خیابان شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا فرهنگسرای ارسباران زمان: دوشنبه 11مردادماه 1395 ساعت 17 لینک خبر در خبرگزاری مهرمنبع: http://rezachee. /

مشاهده متن کامل ...
گفت وگو با علی شروقی به بهانه ی انتشار رُمان «مکافات»
درخواست حذف اطلاعات
میان مایه سازی همه جا دارد به طرز غول آسایی رشد می کند رضا فکری: بعد از مجموعه داستان «شکار حیوانات اهلی» که سال 89 درآمد چطور شد که رو آوردید به نوشتن رُمان؟ علی شروقی: خب بعضی موضوعات و قصه ها این جور می طلبند که رُمان شوند و بعضی نه، قصه ی کوتاه بهتری می شود از آن ها درآورد. البته این را هم بگویم که اساسا من به رُمان بیشتر گرایش دارم و داستان های کوتاهی هم که می نویسم اغلب در ذهنم گسترش پیدا می کنند، شاخ و برگ می یابند و رُمان می شوند، در داستان خواندن هم راستش رُمان خواندن را بیشتر دوست دارم تا خواندن داستان کوتاه. فکری: با دیدن طرح روی جلد کتاب و خواندن سطرهای آغازین، مخاطب گمان می کند قرار است به سمت فضاهای خدمت و سربازی و رفاقت ها و ماجراهای پادگانی سُر بخورد، اما ظاهرا این گونه نیست و رابطه های انسانی و افت و خیزهای شخصیت های داستان در یک مقطع زمانی خاص به تصویر کشیده می شود، چطور چنین بستری برای روایت انتخاب شده است؟ شاید در نگاه اول این طور به نظر برسد که این اتفاق ها در هر محیط دیگری هم می توانسته رُخ بدهد. شروقی: بله، شاید در محیط دیگر هم این اتفاق ها رُخ بدهد، اما طبعا نه دقیقا به همین صورت که این جا و در چنین زمینه ای رخ می دهد. زمینه ای که برای داستان انتخاب می کنیم در چگونگی اتفاق افتادن وقایع داستان نقشی تعیین کننده دارد. شکل گرفتن رفاقت در این داستان هم هست و اصلا ماجرا با شکل گرفتن یک رفاقت پادگانی شروع می شود. از طرفی شخصیت اصلی رُمان چون در مقطعی از زندگی دچار یک بحران شده تصمیم گرفته درسش را ول کند و برود سربازی، خود محیط سربازی و مردانه و کم و بیش یک شکل بودن این محیط، نوعی نیاز به روابط و دوستی هایی خارج از این محیط را پدید می آورد و داستان شخصیت اصلی داستان من هم با همین احساس نیاز است که شروع می شود. فکری: جایی در رُمان از اکران خونی صحبت به میان می آید که می شود تقریبا زمان وقوع ماجراهای داستان را از آن حدس زد. کارت تلفن و باجه تلفن ه ...

مشاهده متن کامل ...
پاسخی به یک پرسش
درخواست حذف اطلاعات
پرسش: چند سال دیگر، وقتی به 1400 شمسی برسیم، رمان ایرانی صد ساله می شود. به نظر شما آیا طی این دوره ی صدساله، رمان نویسیِ فارسی رشدی درخور داشته، و جریان های مختلف رمان نویسی شکل گرفته است یا نه؟ چه علت هایی برای رشد یا عدم رشد رمان فارسی برمی شمارید؟ پاسخ: بسیاری حضور هدایت و نوشتن رُمانی چون بوف کور را در ابتدای رُمان نویسیِ مدرن ایران، خاتمه ای بر یک آغاز می دانند و معتقدند آفت بزرگ رُمان نویسیِ فارسی این بوده که در همان ابتدای پیدایشِ خود به بلوغ رسیده است. این مانع آن چنان بزرگ است که پس از حدود هشتاد سال هنوز به دشواری می توان نویسنده ای هم سنگ او و رُمانی هم پای رُمانش معرفی کرد. معتقدند که نویسندگانِ پس از او، به سختی خود را از زیر سایه ای این چنین سترگ بیرون کشیدند تا راه خود را بروند. به هر حال از ابتدا هم، پیش از آن که هدایتی درمیان باشد، ابداع شیوه های نوین نوشتنِ رُمان، آن هم تنها با جهدِ نویسنده ی ایرانی چندان مقدور و میسر نمی نمود. همان طور که خودِ رُمان به عنوان یک پدیده ی مدرن وارد ایران شده بود، طبیعی بود که رُمان ایرانی هم ناگزیر با جریانات ادبی دنیا همسو شود و انواع شیوه ها و جریان های رُمان نویسی نیز با تاخیر از غرب وارد شود که البته از همان ابتدا هم با تاثیر از فراواقع گراییِ کافکایی تولد رُمان در ایران جشن گرفته شده بود. رُمان ایرانی پس از آن و هربار با این تاثیرها بود که از سبکی به شیوه ای و از تفکری به تفکر دیگر نغییر مسیر می داد. گاهی به واقع گرایی اجتماعی و سوسیالیستی شولوخوف پهلو می زد و گاهی سارتری و یا کامویی و گاهی سیال ذهنِ فاکنری می شد و گاهی به رنگ رئالیسم جادویی مارکز در می آمد. هر کدام از این گونه ها و گونه های دیگر تاثیر خود را بر روند داستان نویسی ما گذاشتند و البته این به آن معنی نیست که رُمان نویسی ما روند طبیعی خودش را طی نکرده باشد. از چشمهایش، دختر رعیت، مدیر مدرسه، شوهر آهو خانم، ملکوت و شازده احتجاب گرفته تا همسایه ...

مشاهده متن کامل ...
گفت وگو با حمیدرضا شاه آبادی به بهانه ی انتشار رُمان «کافه ی خیابان گوته»
درخواست حذف اطلاعات
گفت وگو با حمیدرضا شاه آبادی به بهانه ی انتشار رُمان «کافه ی خیابان گوته» نشر اُفق رضا فکری: چه شد که از ادبیات کودک و نوجوان رو آوردید به تجربه ی رُمان بزرگسال؟ و اساسا چه شد که بستر تاریخ را به عنوان مبنای روایت «کافه ی خیابان گوته» انتخاب کردید؟حمیدرضا شاه آبادی: من در حقیقت کار داستان نویسی را با کار برای بزرگسالان شروع . البته سابقه ی معلمی و از آن مهم تر همکاری با کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان باعث شد که به ادبیات ک ن هم علاقه مند شوم و حتی در دوره ای آن را جدی تر از ادبیات بزرگسالان دنبال کنم. علاقه به تاریخ از سال های نوجوانی با من بوده. وقتی به رفتم و تاریخ خواندم این علاقه بیشتر شد. تاریخ پر است از حرف های ناگفته، در فاصله ی سفید میان سطور کتاب های تاریخی حرف های زیادی هست که آدم را به فکر می برد. اگر ادبیات چکیده ی تجربه ی بشری باشد، بهترین سرچشمه برای دریافت این تجربه ها تاریخ است. تجربه هایی که حکم یک گنج بزرگ برای داستان نویس را دارند. تا جایی که هروقت تاریخ می خوانم احساس می کنم که در دنیایی از داستان غرق می شوم. طبیعی است که با این حس و حال بستر تاریخ را برای داستان هایم انتخاب کنم. از طرف دیگر درگیری های ذهنی زیادی دارم که در عین حال هم معلول مطالعات تاریخی من هستند و هم علت این مطالعات. این باعث می شود که با تاریخ یک جور بده بستان داشته باشم. وقتی در فضای تاریخی می نویسم امکان بیان این درگیری های ذهنی برایم فراهم می شود و نوشتن شکل لذت بخشی به خودش می گیرد. دو رُمان «دیلماج» و «کافه ی خیابان گوته» و همچنین رُمان نوجوان «لالایی برای دختر مرده» درگیری های ذهنیِ من در یک دوره ی ده ساله را بازتاب می دهند. فکری: با این اوصاف با عنوان «رُمان تاریخی» برای دسته بندی «کافه ی خیابان گوته» مخالفتی ندارید؟شاه آبادی: چرا مخالفم. من رُمان تاریخی نمی نویسم. خصوصا اگر اعتقاد داشته باشیم که در رُمان تاریخی نویسنده باید به وقایع تاریخی وفادار باشد و بر بست ...

مشاهده متن کامل ...
گزارش جلسه نقد و بررسی رُمان |هیتلر را من کشتم| در فرهنگ سرای ارسباران
درخواست حذف اطلاعات
خبرآنلاین: جلسه نقد و بررسی رمان «هیتلر را من کشتم» به همت سایت کافه داستان در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این جلسه مصطفی علیزاده، رضا فکری و کیمیا گودرزی نویسنده و منتقد و هادی معیری نژاد نویسنده اثر حضور داشتند.در ابتدای جلسه بعد از توضیحات نویسنده درباره اثر، رضا فکری ریتم تند و همچنین تعلیق مناسب را از خصوصیات این داستان برشمرد و گفت: «کاراکترهای داستان هر کدام به نحوی و تعمدی دادن اطلاعات را به تاخیر می اندازند و البته متفاوت بودن روایت آنها با هم متناقض نیست و تکمیل کننده داستان است چون این روایت نمی توانسته یک نفس بیان شود».او افزود: «مثلا شخصیت کامران پور برای دادن اطلاعات درباره وقایع از حمید می خواهد همراه او به رشت سفر کند و در جایی که وقایع اتفاق افتاده است درباره آنها صحبت می کند. و این تاخیر انداختن در اکثر کاراکترها مشاهده می شود».او در مورد زمان ها در این داستان نیز گفت: «با دو زمان مختلف طرف هستیم که یکی اوا دهه ۳۰ شمسی و دیگری که در واقع اکنون داستان است سال های اوا دهه هفتاد است که شاید بهتر بود زمان اکنون با زمان حال مطابق می بود».او در مورد ضرباهنگ و ریتم داستان هم گفت: «ریتم این داستان به قدری تند است که حتی از انتظارات مخاطب هم فراتر می رود و بر خلاف برخی از داستان ها که مخاطب را خیلی منتظر می گذارند با ریتمی سریع پیش می رود. کلا کتاب را در یک نشست می توان خواند البته شاید خواننده باید یک پاساژهایی برای استراحت می گذاشت و فصل بندی به این موضوع کمک می کرد».در ادامه نشست خانم کیمیا گودرزی مبحث تفاوت و نسبت بین فضای داستان و فضای روایت تاریخی را مطرح کرد و گفت: «برخی از داستان ها آن روایت ارسطوئی درباره ماهیت تاریخ را که بر مبنای صحت و واقعیت رخدادها هست مخدوش می کند».او با آوردن مثالی از رمان دزیره بحث نسبت بین تاریخ و ادبیات را بررسی کرد و گفت : «در این داستان پیش رو مابا روایتی درست بالع رمان ها ...

مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
طفل های گمشده ی زندگیمان ب تخصص و آگاهی های در فعالیت های اقتصادی الهیات می تواند فلسفه غربی را از دام علوم طبیعی برهاند به بهانه تاسیس شورای نگهبان omron bf511 ترازو دیجیتال امرن مدل تعدیل برخی اساتید از آزاد طبیعی بود واحد های کوچک این باید برچیده شوند ستاره های دوتایی دوتایی طیفی برگزاری کارگاه آموزشی تحت عنوان موانع امر به معروف ونهی از منکر وراه های برون رفت از آن 3203304 فروش اموال شیوه فروش خصوص شیوه آهنگ و موزیک ویدیو بسیار زیبای nicky jam el amante به همراه ترجمه فارسی مذاکره با مدیرکل ورزش وجوانان استان در جهت پیشرفت ورزش روستایی وبومی ومحلی تصمیم برای ورود معارف قرآن به حوزه های مختلف علوم انسانی استقبال ت عربستان ازبیانیه سوییس قسمت 6 سریال شهرزاد2 سخن نگاشت فضیلت ماه شعبان قانونی که روی طاقچه ماند مبحث ۱۹مقررات ملی ساختمان شایدوقتی دیگر barcellona bambino nuovo تلگرام فرزندان خود را کنترل کنید 2090 متر باغ ویلا در زیبادشت k019 unbrick سریال
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.