مهمترین عامل ادب حضور است. عین الله و سرچشمه زندگی است. بهترین راه کارعملی برای برقراری ارتباط با سرچشمه ی زندگی، ادب حضور است یعنی خودمان را در محضر حضرت ببینیم، مطیع محض در ولایت و ت بشویم و تسلیم محض بشویم. بهترین الگو حضرت ابوالفضل است. ببینیم که حضرت با زمانش یعنی حسین(ع) چه پیوندی برقرار کرد؟ ایشان سراسر عشق، معرفت و ادب بود. وقتی در محضر بودند می ایستادند و وقتی حضرت رخصت نشستن می دادند، ایشان در کمال خضوع و خشوع می نشست یعنی از رفتار و گفتارش ادب حضور می بارید. ایشان ذوب در ولایت و ت بود. در زیارت عاشورا داریم: آنها بر درگاه و روی تو با ادب ایستادند و نگاهشان به نگاه تو بود تا دستور تو را اطاعت کنند. حضرت ابوالفضل را دربان و کلیدگاه حسین(ع) می نامند. سیدعلی آقا قاضی طباطبایی فرموده بودند: به هر جایی که رسیدم در سایه ی قرآن و توسل به حضرت حسین(ع) بوده است. تجلی فراگیر الهی اباعبدالله است؛ تمام خیرات عالم در خانه ی حسین(ع) است ولی باب الحسین و دربان، حضرت ابوالفضل است. سید علی آقا قاضی طباطبایی حجاب های ظلمانی و نورانی را نمی فهمید. حجاب های ظلمانی برداشته شده بود ولی حجاب های نورانی باقی مانده بود. ایشان هر پنجشنبه به قصد زیارت حسین(ع) به سمت کربلا حرکت می د و ابتدا به زیارت حضرت ابوالفضل(ع) می رفتند. وقتی می خواهیم به کربلا برویم خوب است که از باب الحسین وارد بشویم. کلیددار حضرت ابوالفضل(ع) است. قاضی طباطبائی تمنای برداشتن حجاب های نورانی را داشت. فردی بظاهر عادی به ایشان گفت: سید، دنبال چه ی می گردی؟ کعبه ی اولیاء حضرت ابوالفضل(ع) است. ایشان با اشک و آه گوشه ی در حرم حضرت ابوالفضل ایستاد و با یک عنایت حضرت ،حجاب های نورانی برداشته شد. علی(ع) در خطبه ی قاسعه رویکردی دارند که عده ای در زندگی شان رهرو راه می شوند. (ما دونوع زندگی داریم: رحمانی و ی. طلایه دار زندگی رحمانی معصوم زمان است و طلایه دار زندگی ی، ابلیس و است. بعضی ها بین این دو زندگی مردد هستند ولی ...

مشاهده متن کامل ...