خدای بزرگ من خالق پونه به من که موجودی شکننده سراپا گناه مغرور وصاحب دلی کوچکم توانی بده تا توانا باشم ودر این شبهای پاک و مقدس بیشتر در رشته تنیده اعمال و افکارم تفکر کنم وهر انجا که به صلاحم نیست را از هم بدرم و دلم را و قلبم را به وسعت بخشندگی و مهربانی تو وسعت دهم به چشمهایم رمقیی ده تا حال و اینده ام را انطور که تو میپسندی ببیند.هستی بخش من زبانم را به ذکر یاد خودت عادت ده نه یاد غیر تو که در ان صلاحی و ثو نمیبینم.مهربان من تو اگاه ترینن برحال حال من بر حال گذشته و اینده من و دیگر هیچ نمیگویم که تو پدیده اورنده من وقتی میان من و قلبم حایلی و نامه نانوشته قلبم را از بحری بیش گفتنم خطاست.خدای من نازنین من معبود من معشوق من عزیز من هر چه بر من تقدیر گردانده ای حتما مستحقق بوده ام و لیکن دل زمینی من هم چیزهایی را میخواهد که خود بهتر میدانی.یا به دلم قوتی ده که نخواهد یا بر من ترحمی فرما و خواسته دل را مستجاب کن.به دستهای همیشه گدای من سکه ای هدیه ای تحفه ای ازجنس لطف از عشق از دوست داشتن از مهربان بودن از پاک بودن از پاکیزه بودن از زلال بودن از بندگی قرار ده.به پاهای ناتوان من جرات در راه تو امدن و بس.به جوانانی که از خویشان دوستان و اشنایان منند جوانی ناب بده جوانیی که در مسیر لطف و کرم و بخشش و بلاخص هدایت تو مهربان خدای من باشدو بر پدر و مادرم عمری باعزت در سایه محبت خود و نیز جان وتنی سلامت عطا کن.خدای من گمرام هدایتم کن و نیز باقی گمراهان را.الله من دوستت دارم کمک کن در این شبهای قدر بیشتر قدر تو را بدانم و تا جان در بدن دارم سپاسگذار نعمتهای بی دریغت باشم و در ا اموات نزدیک و اشنا و دور مرا قرین رحمت لا یزال خود گردان

مشاهده متن کامل ...