با مخاطب خاص رفتیم امزاده طاهر کرج. مدت ها بود که می خواستیم بریم. بیشتر از همه ی انی که اونجا هستن به خاطر احمد محمود. این مدت که همه داستان های بلند احمد محمود رو خوندم مدام حسرت خوردم و حتی به حال خودم تاسف خوردم که چرا زودتر باهاش آشنا نشده بودم؟ چطور زودتر نشناختمش؟ چطور زودتر یک کتاب ازش نخوندم؟ سر مزار احمد محمود اشک هام بی اختیار سرازیر شده بود و جلوی گریه ام رو نمی تونستم بگیرم. به مخاطب خاص گفتم تا حالا انقدر دلم نخواسته که یه ی نمرده باشه. واقعن احساس می کنم ما با حجم عظیمی از خاطرات، آدم ها، نوشته ها، داستان ها و تاریخ حذف شده طرفیم که مدام باید بگردیم و پیداشون کنیم. خیلی از کتاب هایی که دوران دبیرستان خوندم کتاب هایی بود که از طریق مدرسه باهاشون آشنا شده بودم، مثل سووشونِ سیمین دانشور یا کویر شریعتی یا مدیر مدرسه جلال آل احمد. هم که رفتم یه موجی بین دانشجوها وجود داشت که می خواست آدم های حذف شده از کتاب های درسی رو معرفی کنه مثل شاملو، فروغ و تا حدی هم گلشیری. بعد هم بیشتر داستان های خارجی خوندم. از همشون لذت بردم اما می شد خیلی زودتر از اینها ی مثل احمد محمود رو بشناسم. این تقسیم بندی ها، این خودی و غیر خودی ها، اینها فقط باعث می شه با آدم های درخشان و نازنینی مثل احمد محمود دیرتر آشنا بشیم. احمد محمود اهل جنجال نبود، فقط نشست و نوشت و خوب نوشت و متاسفم که هنوز اون طور که شایسته اش بود شناخته نشده. اولین کت که از محمود خوندم همسایه ها بود چون همه جا شنیده بودم بهترین کتابشه. همسایه ها رو خوندم و دیگه دنبال بقیه کتاب هاش نرفتم چون خیلی چیزی نشنیده بودم. ولی همینجا به همه توصیه می کنم همه کتاب های محمود رو بخونن چون همشون عالی هستن.اما اگر بخوام بهترین کتابش رو اسم ببرم از نظر من مدار صفر درجه بهترین کتاب احمد محموده. روحت شاد و امیدوارم بدونی چقدر دوستت دارم و بهت ارادت دارم.

مشاهده متن کامل ...