دیروز یکی از کارگرها رو که گفته بودن حال روحی خوبی نداره و افسرده است خواستم دفترم. باهاش حرف زدم و ازش تست گرفتم که ببینم اوضاعش چقدر بده. حرف زدن باهاش خیلی برام جالب بود. حس این تعارض بین سنت و مدرنیته که جامعه ی ما تو این دوره گرفتارشه تا پایینترین طبقات جامعه هم نفوذ کرده. مثلن مراجع من یکی از مشکلاتش این بود که چرا عروسش وقتی با پسرش ازدواج کرده چادری بوده ولی الان دیگه چادر نمیزنه اما در عین حال ارتباط قبل از ازدواج،تا حدی براش پذیرفته شده بود که گفت الان دیگه دختر پسر خودشون باید حداقل چند ماه باهم رفیق باشن تا همدیگه رو بشناسن. ما چطور این همه تعارض رو حل می کنیم؟ به نظر سخت میاد

مشاهده متن کامل ...