اساساً بسیاری دین داری را در ظاهر افراد و انجام دادن کارهایی از قبیل نذر ، اطعام دادن، سفرهای زیارتی و انجام مناسک می دانند و اگر ی پایبندی به این امور داشت و یا به عزاداری و گریه بر مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و داشتن تسبیح و به گفتن ذکر و صلوات همت گماشت، او را دین دار می دانند و اگر در جامعه محافل برگزاری دعا و شعائر و جشن و اعیاد دینی و عزاداری رونق گرفت و یا ظواهر دینی به خوبی رعایت شد، آن ها را دلیل دین داری جامعه می دانند. برای آنها مهم نیست که در جامعه جهل، فقر، فساد، ناامنی و اختلاف طبقاتی رواج داشته باشد. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، رواج شعائر و مناسک دینی و اجرای ظاهری شریعت است. گروهی دیگر در این که برخی از کارهای فوق می تواند نمایانگر دین داری فرد و جامعه باشد، تردیدی ندارند، اما تنها آنها را علامت های دین داری نمی دانند و معتقدند که دین داری شاخص هایی همچون: راستگویی، امانت داری، احترام به حقوق افراد، دخ ن در زندگی خصوصی دیگران، حُسن همجواری، عطوفت و… دارد. در سطح جامعه هم، جامعه ای را دین دار می خوانند که با ستم مبارزه کند، در جهت نفی فقر، فساد، تبعیض و برقراری عد کوشش کند. پس دین داری و دین دار شدن دارای علائم و نشانه هایی جز آن است که ما در ظاهر برداشت می کنیم. ، روزه، حج و… همه برای ایجاد آن علائم اند. اگر ما کاری کردیم که این ح ظاهری انجام شد، اما آن هدف اصلی پدید نیاید، در ایجاد دین داری موفق نبوده ایم. به عقیده بنده دین دار حقیقی به شخصی اطلاق می شود که خوب ببیند، خوب بشنود، خوب تفکر کند و خوب عمل کند و اینکه در راه جهاد و مقاومت و ایثار و فداکاری و ازخود گذشتگی بکوشد؛ نه اینکه تمام فکر و ذکرش بشود "من"! اگر جیبی پر بشود جیب من؛ اگر جایگاهی تأمین بشود جایگاه من؛ اگر موقعیتی ایجاد بشود موقعیت من و مانند آن... در جامعه ی امروزی عده ای از مردم در مقابل مُنکرات و عمل های طاغوت گرایانه سکوت می کنند، عده ای محافظه کاری می کنند، عده ای متأ ...

مشاهده متن کامل ...