پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی

ج .. بحرین برای بقای حکومت !
درخواست حذف اطلاعات
ج .. بحرین برای بقای حکومت ! در حالی که افرادی چون داریوش همایون .. اطلاعات و جهانگردی وقت، اعلام می .. د که "بحرین برای ایران نیست و مالکیت بر آن، چیزی جز ایجاد ن .. یتی .. و اجتماعی ندارد و باید در پی راه حل آبرومندانه بود تا ماجرا با کمترین هیاهو و جار و جنجال فیصله یابد"! ، حاکم بحرین به کمک .. ت انگلیس مقدمات مهاجرت دادن اعراب آفریقایی به این منطقه را فراهم می .. د تا ترکیب جمعیتی بحرین را برای برگزاری یک همه پرسی درخصوص ادامه حاکمیت ایران بر بحرین به هم بزنند. پایگاه مرکز اسناد انقلاب .. ی: داریوش همایون ( .. اطلاعات و جهانگردی .. ت آموزگار) معتقد بود که پافشاری ایران بر ادعای مالکیتش بر بحرین بیهوده است. از منظر همایون، بحرین چیزی جز ایجاد ن .. یتی .. و اجتماعی ندارد و باید در پی راه حل آبرومندانه بود تا ماجرا با کمترین هیاهو و جار و جنجال فیصله یابد(!)به باور همایون ادعای بیهوده مالکیت بر بحرین به انزوای ایران انجامیده است و همدردی ما با کشورهایی چون ترکیه و پا .. تان در وقایعی چون قبرس و کشمیر و درک مواضع آنان نیز دردی را دوا نکرده است. همایون با قاطعیت اعلام می کند که بحرین متعلق به ایران نیست و باید دست از ادعاهای خود برداریم، چراکه ادامه ی این وضع برایمان زیانبار است. از دید وی که نظراتش را در نامه ای به .. عباس هویدا ابراز داشته، می بایست در برابر تغییر این سیاست از شیخ بحرین و عملاً از انگلستان امتیازات سودمندی گرفته شود که این امر معامله با استعمارگر پیر را می طلبد. از این رو همایون داشتن طرح و برنامه برای گفتگو و آماده سازی فضا و زمینه سازی ذهنی به منظور تغییر سمت گیری افکار عمومی را ضروری می داند. وی در خاتمه زبان به ستایش از جسارت و روشن بینی اعلیحضرت شاهنشاه در عرصه بین المللی گشوده، آن را در قبال ج .. بحرین ناچیز می شمرد(!) در بحرین نیز .. نشین این منطقه به کمک .. ت انگلیس مقدمات مهاجرت دادن اعراب آفریقایی و کشورهای حاشیه خلیج فارس را به این منطقه فر ...

مشاهده متن کامل ...
ایرج افشار
درخواست حذف اطلاعات
ایرج افشار ایرج افشار .. .. تهران است . او در دانشکده علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانسو دانشکده علوم تربیتی آن .. تدریس می نماید . علاوه برآن وی در .. برن سوئیس نیز به تدریس مشغول می باشد . افشار عضو انجمن ایرانشناسی، عضو هیات انتخاب کتاب، عضو کمیته جایزه کتاب سال، عضو انجمن کتابداران ایران ، عضو هیات اجرایی انجمن تاریخ می باشد. والدین و انساب : نام پدرش محمود و نام مادرش نصرت است . تحصیلات رسمی و حرفه ای : ایرج درسال 1312 آموزش دبستانی را در دبستان زرتشتیان آغازکرد. پس از آن درمدرسه شاهپور تجریش و در دبیرستان فیروز بهرام تحصیلات متوسطه را ولی گرفت و با اتمام این دروه درسال 1324 وارد دانشکده حقوق .. تهران شد. او درسال 1328 تحصیلات خود را را با گرایش قضایی به پایان برد. وقایع میانسالی : همکاری با مجله جهان نو واستخدام دروزارت فرهنگ از جمله وقایع مهم دوران میانسالی افشار به شمار می آید. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : ایرج افشار ابتدادر وزارت فرهنگ درآمد و به تدریس دردبیرستانهای شرف و قریب (ایرانشهر )مشغول شد. پس از آن به عنوان کتابدار وارد کتابخانه دانشکده حقوق .. تهران شد و با .. ب تجربیات این دره ریاست کتابخانه ملی به عهده گرفت. فعالیتهای آموزشی : ایرج افشار ابتدا به عنوان دبیر در دبیرستانهای شرف و قریب ( ایرانشهر ) مشغول تدریس شد . او در ادامه علاوه بر مشاغل مهمی اداری، در دانشکده علو اجتماعی و دانشکده علوم انسانی .. تهران به تدریس پرداخت. مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : ایرج افشار .. .. تهران است . او در دانشکده علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانسو دانشکده علوم تربیتی آن .. تدریس می نماید . علاوه برآن وی در .. برن سوئیس نیز به تدریس مشغول می باشد . افشار عضو انجمن ایرانشناسی، عضو هیات انتخاب کتاب، عضو کمیته جایزه کتاب سال، عضو انجمن کتابداران ایران ، عضو هیات اجرایی انجمن تاریخ می باشد. سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : فعالیت های مهم افشار عبارتند بودند از: ...

مشاهده متن کامل ...
ایران زمین، پایتخت شکوهمند جهان باستان
درخواست حذف اطلاعات
ایران زمین، پایتخت شکوهمند جهان باستان همه ی علمای باستان شناسی و مردم شناسی همزبان و هم رای اند که تمدن از منطقه ی خاورمیانه سرچشمه می گیرد. در این میان ایران ما سهم عمده ای دارد .فلات ایران که شامل بخشی از تر .. تان و افغانستان و قفقاز و قسمتی از ترکیه و عراق امروز است ، درواقع در شروع و آغاز تمدن بیش از هر نقطه ای از جهان دخیل بوده است .وقتی دری .. م که پیش از کشف دنیای جدید یعنی قازه .. ، مرکز جهان در ایران بود بیشتر به اهمیت این امر پی می بریم. در مجمل .. واریخ که تاریخ کهنی است و در اوایل عصر .. نوشته شده ، چنین آمده است : هفت کشور نهاده اند آباد عالم را و زمین ایران در میان و دیگرها پیرامون آن . حد زمین ایران که میان جهان است از میان رود بلخ است از کنار جیحون تا آذرآبادگان و ارمنیه تا به قادسیه و فرات و بحرین و دریای پارس و مکران تا به کابل و طخارستان و طبرستان و این سره زمین است که از دیگر نقاط جهان گزیده تر و با سلامت تر است. مسعودی در مروج الذهب می نویسد : مردی قریشی از فرزندان هبار ابن اسود در زمانی که فتنه صاحب ا .. نج در بصره رخ داد از شهر سیراف برفت و عازم چین شد در آنجا بدیدار فرمانروای خانقوا و سپس بحضور شاه چین رسید. وی نقل می کند که وقتی بحضور شاه رسید از او درباره عرب پرسید که چگونه ملک عجم را از میان برداشتند و او گفت بکمک خدای عزوجل و بسبب اینکه مردم عجم بجای خدای عزوجل عبادت آتش و سجده ی خورشید و ماه می .. د و شاه گفت عرب بر مملکتی معتبر و مهم و وسیع و پر درآمد و مالدار چیره شد که مردمش عاقلند و شهرتش جهانگیر است و سپس شاه پرسید " منزلت دیگر پادشاهان در نزد شما جگونه است ؟ " او گفت درباره آنها چیزی نمی دانم . شاه چین بترجمان گفت به او بگو ما پنج پادشاه را بحساب می آوریم اول آنکه پادشاه عراق ( منظور ایران است از آن روی که تیسپون (ایوان مدائن) پایتخت ساسانیان در عراق جای داشت ) وی از همه شاهان بوسعت ملک پیش است که در میان جهانست و شاهان دیگر اطراف اویند ...

مشاهده متن کامل ...
حماسه سرایی در ایران باستان
درخواست حذف اطلاعات
حماسه سرایی در ایران باستان بیشتر متون حماسی پهلوی که اصولاً به ادبیات شفاهی تعلق دارند، در دوره .. ی یا به عربی و فارسی ترجمه شده یا از میان رفته اند. تنها متن حماسی موجود «یادگار زریران» (در پهلوی: ایادگار زریران) است. یادگار زریراناین متن که رساله کوچکی است، در اصل به زبان پارتی و ظاهراً نثر توأم با شعر بود، اما به صورت کنونی آن به زبان و خط پهلوی است. ولی در خلال آن لغات و ترکیبات و ساختارهای زبان پارتی را نیز می توان دید و تنها بازسازی شعری بعضی از بخشهای آن امکان پذیر است.(1) در این اثر، از جنگهای ایرانیان با خیونان سخن رفته است.هنگامی که گشتاسب و پسران و برادران و شاهزادگان و ملازمان او، دین مزدیسنی را می پذیرند و خبر آن به خیونان می رسد، شاه آنان– ارجاسب– دو تن را به نامهای «بیدرفش» و «نام خواست» به عنوان فرستاده به ایرانشهر می فرستد. «جاماسب»– سالار اشراف– خبر ورود این دو فرستاده را می دهد و این دو به حضور گشتاسب بار می یابند و پیام ارجاسب را ابلاغ می کنند که در آن از گشتاسب می خواهد دین مزدیسنی را رها کند و با وی همکیش باشد و تهدید می کند که در غیر اینصورت، به ایرانشهر لشکر می کشد و آنجا را نابود می کند و مردمان را اسیر می گیرد. «زریر»– برادر گشتاسب و .. سالار او– به فرستادگان پاسخ می دهد که: «گشتاسب دین مزدیسنی را رها نمی کند.» بیدرفش و نام خواست با این پیام بازمی گردند. جنگ درمی گیرد که به پیشگویی جاماسب در آن بیست و سه تن از برادران و پسران گشتاسب، از جمله زریر و پادخسرو، برادران او و فرشادورد (=فرشیدورد) پسر او، کشته می شوند. سرانجام، آنچه جاماسب پیشگویی کرده، اتفاق می افتد. سپس «بستور»، پسر .. دسال زریر، برای انتقام جویی به میدان می رود و بر سر تن بی جان پدر سوگ سر می دهد که از نمونه های زیبای سوگ در ادبیات ایرانی است. آنگاه به کمک اسفندیار– پسر گشتاسب– پیروز می شود و ارجاسب و خیونان ش .. ت خورده، می گریزند.مطالب این اثر از متنی اوستایی گرف ...

مشاهده متن کامل ...
زبانهای جهانی وامدار زبان پارسی اند
درخواست حذف اطلاعات
زبانهای جهانی وامدار زبان پارسی اند فریدون جنیدی :زبان فارسی معتبر ترین زبان و ریشه در کهن ترین زبان آریایی پهلوی و اوستایی دارد. اگرچه زبان های دیگر بی تاثیر نیستند، اما هیچ کدام به این اندازه مستقیما به ذخیره شگفت واژه آریایی، دست ی ندارند که با تغییرات کوچک به فارسی راه پیدا کرده اند که هر آن می توان از بیان گفتارعلم بهره ب ریم. مثلا از واژه های آسان در زبان اوستایی ابِ به پهلوی اپ و فارسی به آب و در بعضی گویش ها به اُ تبدیل شد. همان طور که می دانید، اکنون فرانسوی ها به آب، اُ می گویند، اما نمی دانند ریشه این واژه کجاست؟ درواقع زبان فارسی قابلیت صادر کلمات به دیگر زبان ها را دارد.کلمه فادر انگلیسی (father) درواقع برگرفته از واژه پدر فارسی است. این واژه در زبان انگلیسی ریشه ندارد، اما در زبان فارسی ریشه دارد. پدر در زبان پهلوی پی تر و اوستایی پیترَ است؛ ی که خاندان بر او استوار است با ریشه پی. در انگلیسی کلمه مادر، مادِر است، معادل کاربرد این واژه در کرمان و دامغان. در فارسی مادَر، پهلوی ما تر و اوستا ماترَ ی که افزایش خانواده با اوست. این «ما» که در ماترَ است، در واژه های دیگر فارسی باقی مانده است. مانند آمار، شمار، مانند و پیمانه. روشن تر بگویم. پی+ ما+ پسوند نه= سنجش. این ما در واژه های دیگر گاه به مو تبدیل شده است، مانند، پی+ مو+ دن= اندازه گرفتن. این تغییرات ما به مو و می را می توان در دیگر زبان ها هم دید. ما در «ماژور» انگلیسی به ای تبدیل شده است؛ می ژور. و این واژه ها در زبان انگلیسی و فرانسه ریشه خود را نشان نمی دهد. با همین چند مثال نشان داده شد چطور با بهره بردن از ریشه کهن زبان فارسی می توان واژه تازه و درست بر بنیاد داد و از آیین زبان بهره ب ریم که زبان های اروپایی از این شیوه برخوردار نیستند. چرا؟! برای آن که خود را از ریشه بریده اند. در بیشتر موارد کاربران یک زبان مهاجرت کرده اند، با ی در تماس نبوده اند و پیوند خود را با زبان کشور مادر قطع کرده اند. مثلا ...

مشاهده متن کامل ...
تشکیل ت نادرشاه افشار
درخواست حذف اطلاعات
تشکیل ت نادرشاه افشار نادرقلی، که توانسته بود از مبارزات مردم سود جوید از قبیله قرقلوی ایل قزلباش افشار بود به زودی توانست ی فراهم نموده و خدمت شاه طهماسب، ای ایران را یکی پس از دیگری به تصرف خویش درآورد آن گاه پس از ا اج افغانان از ایران، نادرقلی به مبارزه با ترکان پرداخت این مبارزه که گهگاه قطع می شد، تا پایان سال 1725 م. ادامه داشت و منتج به ا اج ترکان از مرزها یاران گردید آن گاه ندر با استفاده از ن یی عمیق مردم، خود را شاه نامید، لاکهارت در این باره می نویسد: نادر که از فتوحات داخلی و عقب راندن دشمنان ایران آسوده کنند، در بهار سال 1736 م. اعیان و اشراف ایران را در دشت مغان جمع آوری و از نایب السلطنه بودن استعفا داد و بزرگان سلطنت را به وی پیشنهاد نمودند و او هم پذیرفت و خود را شاه خواند . هم چنین تشکیل قوریلتای نادر در دشت مغان را حزین در سفرنامه خود چنین شرح می دهد: مردم دریافتند و به مقتضای مقام زبان برگشادند و به اتفاق و اجماع، نام سلطنت از شاه عباس صغیر منسوخ گشته، خطبه پادشاهی خان معظم اجرا یافته و تسمیه به نادرشاه قرار یافت لاکهارت در ادامه نوشتار خود درباره ی پادشاهی نادر می نویسد: نادر چند شرط برای استقرار بر مسند پادشاهی ایران از طریق طهماسب خان جلایر اعلام داشت: 1 - حکومت باید در خاندان نادر موروثی شود و همه باید از او و فرزندانش پشتیبانی و حمایت نمایند. 2 - ایرانیان طرفداری از سلسله صفویه را کنار گذارند و هیچ یک از اولاد و احقاد شیخ صفی را در هیچ حال پناه ندهند صاحب حدیث نادرشاهی می نویسد: نادر به خوبی می دانست که دوران مدید سلطنت صفویان، توام با ارتباطات چند جانبه ی اولی الامری آنان، با پیوندهای عمیق میان توده و پادشاهان ایجاد کرده بود 3 - مذهب سنی، به جای شیعه برقرار گردید، زیرا مذهب شیعه که از جانب شاه اسماعیل صفوی، در ایران شایع گردیده و همواره موجبات خونریزی و جنگ های ایران و عثمانی را فراهم ساخت، هرگاه اهالی ایران به سلطنت ما (نادر) راغب ...

مشاهده متن کامل ...
اسنادی درباره هوشنگ نهاوندی
درخواست حذف اطلاعات
اسنادی درباره هوشنگ نهاوندی پس از آن که هیأت امنای پهلوی ( شیراز) پیشنهاد علوم مبنی بر انتخاب هوشنگ نهاوندی به ریاست این را پذیرفت، شاه بنا به پیشنهاد عَلَم دربار و به موجب دستخط شماره 6255 تاریخ 11/9/47 نهاوندی را به ریاست پهلوی منصوب کرد. سیاست های نهاوندی در پهلوی باعث شد تا ساواک در گزارشی بنویسد: با روشی که آقای نهاوندی و معاونینش پیش گرفته اند، دانشجویان از آنان برگشته و کم کم دارند همه با هم علیه آنان متفق می شوند.در همین زمان انتشار کتاب اسماعیل رائین (فراموشخانه یا تاریخ فراماسونری در ایران 3 جلدی) عضویت هوشنگ نهاوندی در فراماسونری را مورد اشاره قرار داد (سند الحاق هوشنگ نهاوندی به لژ ژاندارک شماره 21 ل.ب. ایران در ادامه این متن آمده است. همچنین نهاوندی با فراماسونهای لژ شیراز [شعبه لژ روشنایی] و لژهای مشعل و فار رابطه داشت) هایی مبنی بر بهائی بودن نهاوندی نیز در محیط های ی به گوش می رسید. به نظر می آید که طیف های مذهبی به ویژه انجمن مذهبی پهلوی در دوره مدیریت نهاوندی محدودیت های خاصی را متحمل می شدند. (کتاب رجال عصر پهلوی15؛ هوشنگ نهاوندی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1384 دارای اسناد متعددی درباره لژهای فراماسونری در ایران است که شایسته بررسی بیشتر و مستعد یک پژوهش جدی درباره فراماسونری در ایران است.) منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
دین و مذهب در دوره نادری
درخواست حذف اطلاعات
دین و مذهب در دوره نادری درباره ی دین نادر، اظهار عقیده قطعی نمودن بسیار دشوار است برخی معتقدند که نادر به هیچ دینی اعتقاد نداشت، زیرا گاهی آشکارا خویشتن را همان قدر بزرگ می دانست که بزرگان دینی را اما به نظر بعضی دیگر از مورخین، هنگامی که نادر به طرفداران صفوی و قزلباش و شاه طهماسب محتاج بود، شیعه متعصبی به شمار می رفت و به تعمیر مرقد حضرت رضا (ع) اقدام نمود و به دستور او، در صحن رضا (ع) گلدسته و حوضی سن که از هرات آورده بودند، بنا د، نادر خود را غلام و بنده علی (ع) می دانست اما پس از بازگشت از اسان (1144 ه.ق) عمده او افغانان و تاتار و ترکمان بودند و به کمک همین توانست بدون هیچ مقاومتی شاه طهماسب را به زانو درآورد از این پس، محبت نادر به قزلباش کاسته شد، حامد الگار، در کتاب دین و ت در ایران می نویسد: هنگام مرگ نادر، بی درنگ یانش به شیعه و سنی متقسم شدند و سنیان که از لحاظ شمار افزون تر بودند به قندهار عقب نشستند سیاست مذهبی نادر، در همان دشت مغان مورد مخالفت قرار گرفت به طوری که، میرمحمود ملاباشی (صدر الصدور) هنگامی که اعلام نمود در باب امور مذهب، احکام خدا و احادیث پیغمبر (ص) راهنما است و سلاطین نباید تغییر و تجدیدید در آن صورت دهند، نادر دستور داد او را خفه د و سپس، دستور داد املاک و موقوفه کلیه ون را مصادره نمایند و به اختصاص دهند. به نظر لاکهارت، نادر هیچ گاه تعصب مذهبی نداشت، مذهب شیعه و یا سنی را فقط و فقط برای پیشرفت در سیاست روز، بالا و پایین می آورد ولی سایرین نظر بر این دارند که شاید وی با ترویج تسنن، خیال ب ایی امپراتوری ی را تا مرز چین در سر می پروراند ولی از طرفی نادر مردی سیاستمدار نبود و بیش از یک مرد جنگجوی دلیر، در حیات ایران ندرخشید. منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
ایران بعد از مرگ نادر
درخواست حذف اطلاعات
ایران بعد از مرگ نادر در سال 1160 نادر، به وسیله سران خود به قتل رسید قتل نادر از همان روز اول کشور را تبدیل به میدان مبارزات قدرت طلبی و زورآزمایی کرد برای رسیدن به تاج و تخت شاهی، دو گروه به تلاش افتادند، یک گروه از میان درباریان و دسته دیگر از میان ان و روسای قبایل و عشایر و گردنکشان فرصت طلب انی که نادر را به قتل رسانده بودند، سر او را نزد علی قلیخان، برادرزاده ی او فرستادند. وی پس از کشتار سایر عموزادگان خویش - به غیر از شاهرخ - به نام عادلشاه به تخت نشست. پس از وی، و کشتار مجدد دعاویان تاج و تخت بالا ه شاهرخ خان که کور گردیده بود، بر تخت سلطنت نشست وی تا سال 1210 که وسیله آقا محمد خان قاجار خلع گردید، تقریبا با خیال راحت در اسان حکومت کرد و در حالی که اسان در آرامش تقریبا 50 ساله شاهرخ به سر می برد، در سایر نقاط ایران، مردمان نیرومند دیگری برای رسیدن به تاج و تخت شاهی و یا دست کم به خاطر احراز قدرت محلی با یکدیگر در ر بودند. احمد خان، در مشرق، کشور افغانستان را تاسیس و خود را احمدشاه خواند محمد حسن قاجار، در استراباد، مازندران و شرق لان دعوی حکومت نمود. در شمال غرب ایران در استان های آذربایجان و گرجستان یک از ان افغان به نام آزاد خان به متصرفاتی نائل آمد. در صفحات غربی ایران علی مردان خان، رییس ایل بختیاری و در همان محل علی خان حاکم همدان مدعی سلطنت شدند در سایر نقاط ایران نیز قدرت های محلی کوچک دیگری از هرج و مرج و آشفت استفاده کرده و برای خود دم و دستگاهی راه انداخته بودند تا این که کریم خان با تشکیل ت جدید زندیه اوضاع را به نفع خود دگرگون نمود منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
روایت تکان دهنده مرضیه دباغ از شکنجه گاه ساواک
درخواست حذف اطلاعات
روایت تکان دهنده مرضیه دباغ از شکنجه گاه ساواک مرحومه مرضیه حدیدچی دباغ مشهور به طاهره دباغ، در خلال مبارزات خود در نهضت ی شکنجه های سخت و طاقت فرسایی را در کمیته مشترک ضد ابکاری تحمل کرد که روایت خودش از آن روزها بسیار تکان دهنده است. به گزارش جماران: مرضیه حدیدچی (دباغ) متولد 1318 که فعالیت ها و حرکت هاى سیاسى خود را از سال 46 آغاز کرد، در طول مبارزات خود، توسط ساواک دستگیر شد و به همراه دخترش در زندان های مخوف رژیم پهلوی شکنجه های سختی را تحمل کرد. این مبارز انقلاب ی پس از از زندان به خارج از ایران رفته و در پاریس نیز به عنوان محافظ، حضرت (ره) را همراهی می کرد. مسئولیت هایی چون فرماندهى همدان، 3 دوره نمایندگی مجلس شورای ی و قائم مقامی جمعیت ن ایران علاوه بر مبارزات ایثارگرانه و شجاعانه در برگ های زرین دفتر زندگی این بانوی مجاهد به چشم می خورد. وی در کتاب خاطرات خود می گوید: سال 1352 حدود 2 ماه از ش ته شدن محاصره خانه می گذشت، اما من هیچ گاه از شه لو رفتن و دستگیری فارغ نمی شدم. همسرم در این ایام چون در بازار مشکلاتی برایش پیش آمده بود به توصیه دیگر دوستانش در شرکت ملی ساختمان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و بیشتر ایام دور از خانه و در شهرستان به سر می برد. او شبی پس از سه ماه دوری برای دیدن خانواده اش آمده بود، من نیز تازه از سفر همدان برگشته بودم. چند روزی بود که به خاطر تولد بچه یکی از اقوام که خود در زندان بود به آنجا رفته بودم. شبی که افراد خانواده دور هم جمع شده از احوال هم سخن می گفتیم ناگهان در خانه به صدا درآمد. دختر بزرگم رفت و در را باز کرد و آمد و گفت «مامان! پرویزخان آمده!» دریافتم که برای دستگیری ام آمده اند. شوهرم را به پشت بام فرستادم و گفتم «با تو کاری ندارند، به دنبال من آمده اند، شما بالای سر بچه ها بمانید!» پرویز و سایر مأموران از من خواستند که بدون سر و صدا همراه شان بروم. بچه ها دورم جمع شده بودند و گریه و زاری راه انداختند و داد می زدند «مامان ...

مشاهده متن کامل ...
یادداشتهای روزانه یک دوره رضاشاه از تهران قدیم1
درخواست حذف اطلاعات
یادداشتهای روزانه یک دوره رضاشاه از تهران قدیمحسین میرممتاز مشهد در دوره ششم مجلس مشهد در دوره ششم مجلس شورای ملی است. او به این خاطر زندگی و علایق مِلکی خود را در اسان ترک کرده و در تهران اقامت گزیده است. دوره دو ساله مجلس ششم در 22 مرداد 1307 به پایان می رسد و میرممتاز به مجلس هفتم راه نمی یابد. میرممتاز به مشهد باز نمی گردد. او در تهران می ماند تا سرنوشتش تعیین شود. امید راه ی به مجلس هشتم دارد. از همشهریان و دوستان متنفذ خود، که همه از اطرافیان تیمور تاش اند، یاری می جوید. ولی او مطبوع طبقه حاکمه جدیدی که اکنون ـ در دوران صعود رضاشاه به اوج دیکتاتوری ـ در حال شکل گیری است، نیست. عبدالله یاسایی ـ کارچاق کن تیمورتاش و مرد قدرتمند مجلس هفتم ـ به او می گوید: «شما به درد وک این دوره نمی خوردف هر وقت مشیرال ه روی کارآمد، شما باید بشوید زیرا از تیپ او هستید.» میرممتاز به خود می گوید: «عجب وضعیتی است. هر متین و سنگین و درست باشد، باید امروزه کنار باشد.» میرممتاز در آزمون نمایندگی مجلس ششم ـ که می توانست راه گشای او به سوی قله های مقام و ثروت باشد ـ موفق نبوده است. معهذا او نومید نیست. تلاش می کند و بالا ه، احتمالاً، با یاری دوست نزدیکشف شاهزاده شیخ الرئیس افسر، حکم حکومت چهارمحال و بختیاری را می گرد. میرممتاز، به سان بسیاری از فرهیختگان زمان خود، این عادت پسندیده را داشت که وقایع یومیه را در دفترچه ای، بی کم و کاست، می نگاشت. و از آن جا که هنوز نشر خاطرات مرسوم نبود، این نوشته نه به نیت ارائه به «اغیار» که تنها به خاطر ثبت یادمان خود بود و لذا فارغ از شائبه ها و ملاحظه کاری های معمول. میرممتاز تا اوا سال 1309 در تهران اقامت داشت و با محافلی از نخبگان تازه رستة سلطنت پهلوی ـ که بیشتر نمایندگان مجلس بودند ـ دمخور بود. از آغاز سال 1310 به حکومت چهارمحال و بختیاری رفت، از 1313 تا اوایل 1315 حاکم لارستان بود، سپس در شهر شیراز اقامت گزید و با دختر بنان الملک وصلت کرد؛ که سرنگرفت ...

مشاهده متن کامل ...
یادداشتهای روزانه یک دوره رضاشاه از تهران قدیم3
درخواست حذف اطلاعات
شنبه، 3 اسفند 1308: قبل از ظهر بیدار شدم. به خاطرم آمد که در عالم رویا دیدم رئیس ک نه وزارت مالیه شدم. پشت میز نشستم. کاغذ یادداشت می کنم. میرزا ابوالقاسم خان، رئیس سابق ک نه، اوراق را بهم می زدند و مغلطه و اخلال می کند. بعد از ورزش، شیرچای صرف . گوهر کلیمی برای پول زمین آمده بود. گفتم: ندارم. قدری آرد خواست. گفتم توران داد. باد می وزید. مشغول نوشتن جواب هاشم آقا، نوه پدرم، شدم که تقاضا کرده بود برادرش که در آلمان تحصیلات طیاره رانی طی کرده، به طهران بیاید در خدمت ت و نظام مشغول شود. و جواب میرزا غلام رضا حیدرزاده، و همشیره کوچکم شدم. بعد از اتمام تمبر چسبانید، دادم برد توی صندوق پست انداخت. نهار فرنی خوردم. باز ح سستی در من پیدا شد. قدری راه رفتم. زیر کرسی لمیدم. نیم ساعت به غروب برخاستم. درجه حرارت زیر زبانم گذاردم. بعد از پنج دقیقه دیدم پنج عشر ضعف دارم. معلوم شد ح خستگی و سستی از ضعف است که تصور تب می . بخاری توی اتاق نشیمن خود را، که کرسی گذاردم، به ملاحظه گرم شدن هوا و عدم احتیاج و ضرورت برداشتم. توران گذاشت در انبار: قریب غروب اصلاح کرده، عازم منزل وثوق السلطنه شدم. آصف الحکماء کاغذی نوشته برای فردا شب دعوت کرده بود. رفتم منزل فرخ میرزا برای منزل اطلاع دادم. گفت: با چند نفر قرار داریم برویم ونک، زودتر برگشتیم می آیم. وارد منزل وثوق السلطنه شدم. یمین السلطنه، فا ، فهیم ال ه، غلام حسین خان، پسر مانوی [؟]، عظیمی، بیست می زدند. جهانگیر میرزا، پسر یمین السلطنه، آمد. دو دستی بیست زدیم. پنج هزار باختم بیگلری آمد. ساعت 8 شب با اتومبیل او آمدم منزل. شام خورده، خو دم. یکشنبه، 4 اسفند 1308: صبح بیدار شدم. خواب دیدم با تقی زاده طرف مباحثه هستم و موضوعی است که مربوط به مجلس و ملت است. اختلاف نظر من با او این بود که من می گفتم: یک شاهی، 2 شاهی، 3 شاهی، 4 شاهی. او می گفت: 1، 2، 3، 5. خواهش با من موافقت کند، زودتر بگذرد. قبول کرد. بعد خواب دیدم با وثوق السلطنه جایی هستیم، زولبیا آورده می خو ...

مشاهده متن کامل ...
یادداشتهای روزانه یک دوره رضاشاه از تهران قدیم5
درخواست حذف اطلاعات
، 30 داد 1309: صبح برخاسته، بعد از ورزش شیرچای خورده، رفتم منزل یاسایی. آمد بیرون. بعد از تعارف، شرح قضایای خودم در انتخابات پارلمانی دوره گذشته، که دربار اطمینان داد و به وسیله اسعد جنگ قول شرف داد [و] حقیقت نداشت و دروغ بود، نقل کرده، تقاضا دربار را ملاقات و راجع به من مذاکره کند که اگر نظری دارند اقدام نکنم. یادداشت در کتابچه بغلی خودش کرد. بعد در انتخابات قدری صحبت . گفت: دربار و شاه نظر دارد وکلا نسبت به شاه صمیمی و موافق باشند. متجدّد، مطیع، با خضوع و حسین طهرانی نظر موافق دارند که شوند. از آصف الحکماء سؤال کرد که رأی دارد یا خیر، واسطه او پیش من آمده اقدام کنم. قدری تعریف . از محتشم السلطنه، پدرزنش، صحبت کرد که نظر موافق در وک او دارند. بعد از من تقاضا کرد تحقیق کنم کی ها زمینه در طهران دارند. از بیانات او همچو فهمیدم که در انتخابات طهران فقط نظر منفی انتخاب می شوند مثل محتشم السلطنه، مُهمل باشند. از دادن سه هزار تومان سالار مؤید که شد نقل . گفت: به طهران دادند یا همان جا خوردند؟ معلوم شد طهران هم پول می گیرند. خلاصه، بعد از ساعتی برخاسته، خداحافظی کرده، آمد اطاق جلو. دیدم جمعیت زیادی به انتظار نشسته اند (بیچاره مردم). رفتم منزل افسر. جمعی بودند. قرار شد روز یکشنبه بروم آن جا، برویم وزارت داخله را راجع به حقوق انتظار خدمت ملاقات کنیم. قریب ظهر مراجعت به منزل . همشیره توران رفته بود دروازه قزوین فاتحه خوانی. نهار خورده، خو دم. عصر رفتم در حوض. فریضه عصر و شام به جا آورده، رفتم دروازه قزوین تکیه حاج رجبعلی سنگلج منزل صحت ال ه، دیدن صادق ال ه برادرش که تازه از مشهد آمده پسرهای خود را اگر از امتحان خوب درآمدند جزو شاگردان اعزامی به فرنگ بفرستد. کوچه ها، کثیف، تاریک [و] بی چراغ بود. فکر می که این مردم چه قدر نالایق و بی غیرت هستند که هیچ اظهار و تقاضای نظافت و روشنایی نمی کنند. منزل گرمی بود. قدری نشستم. شربت [و] میوه آوردند. صرف شد. زن ها خیلی قال قول می د. گله که را ...

مشاهده متن کامل ...
گذری بر فلسفه نام ماههای ایران
درخواست حذف اطلاعات
گذری بر فلسفه نام ماههای ایران فروردین فروردین نام نخستین ماه و فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آ سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر می روند... اردیبهشت اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است. در عالم صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او س شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است. داد داد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی دات و در فارسی خورداد یا داد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران داد می باشند. داد رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شد ...

مشاهده متن کامل ...
نفوذ معنوی خاندان صفوی
درخواست حذف اطلاعات
نفوذ معنوی خاندان صفوی از فرمانی که احمد جلایر، به شیخ صدر الدین موسی، (704 - 794 ه.ق.) پسر شیخ صفی الدین اردبیلی، جد سلاطین صفوی نوشته است، می توان به نفوذ معنوی این خاندان پی برد. پس از آن که صدرالدین موسی درگذشت، پیشوایی صوفیان به فرزندش، خواجه علی، رسید. این مرد، همان ی است که تیمور گورکانی به خدمت وی رسید و از وی همت طلبید، و شیخ خواجه علی، به دست خود شمشیری به کمر تیمور می بندد. بعد از وفات شیخ خواجه علی، شیخ ابراهیم به اردبیل آمد. و در عصر او، خانقاه اردبیل بار دیگر رونقی به سزا یافت و فعالیت تبلیغاتی خلفا و داعاین صفوی، فزونی گرفت. چون شیخ ابراهیم درگذشت، فرزند او سلطان جنید بر مسند ارشاد نشست در عصر او، اقبال و توجه مردم به خانقاه شیخ افزایش یافت، تا جایی که میرزا جهانشاه قراقویونلو، بر سلطنت خویش بیمناک شد و گاه با کتابت و زمانی با صراحت، از شیخ می خواست که از کشور او، رخت بربند و مدتی به سیر و سیاحت پردازد شیخ، سرانجام تقاضای او را پذیرفت و با یاران خود به جانب دیار بکر، روان شد. حسن بیک آق قویونلو، مقدم شیخ را گرامی داشت و همشیره خود خدیجه بیگم را به عقد و ازدواج سلطان جنید درآورد پس از چندی جنید بار دیگر راه اردبیل پیش گرفت. این سفر بیش از پیش سوء ظن جهان شاه را برانگیخت تو درصدد برآمد به هر وسیله ی ممکن، به مبارزه با شیخ برخیزد بالا ه شیخ، ناگزیر به قصد جهاد به جانب قفقاز رفت. در این موقع، جهانشاه ضمن نامه ای از سلطان خلیل شیروان شاه خواست که به جنگ با شیخ اقدام کند. در جریان این نبرد، سلطان جنید با دلاوری هایی که از خود بروز داد در سال 860 ه.ق. کشته شد. پس از سلطان جنید، سلطان حیدر (که مادرش، خدیجه بیگم همشیره اوزون حسین آق قویونلو) با این که کودک بود مورد مهر و محبت حسن و مریدان پدر قرار گرفت. شیخ حیدر، همواره درصدد بود تا مقاصدی را که شیخ جنید نتوانست عملی سازد، تحقق بخشد. او در صدد بود انتقام پدر خود را از شیروان شاه بگیرد وی، سراسر سال، هم خود را و ...

مشاهده متن کامل ...
ساختار اجتماعی ت صفوی
درخواست حذف اطلاعات
ساختار اجتماعی ت صفوی (1) شاه در جامعه صفوی، در راس قدرت، قرار داشت. او حاکم مطلق بود. امور مملکت را با رعایت قوانین مذهبی انجام می داد و هیچ یک از ان و درباریان در مقابل شاهان صفوی (به خصوص شاه عباس اول) قدرت و نفوذی نداشتند. وی همواره و همه روزه مجلس مشاوره در کشیک خانه تشکیل می داد و امور جاری مورد مطالعه واقع می گردید و نتیجه به عرض شاه می رسید و اگر وی تصویب می کرد، به مورد اجرا در می آمد. عزل و نصب کلیه مقامات بر عهده شاه بود (2) وزر، که در راس دیوان سالاری بود، لقب اعتماد ال ه را داشت. (3) اشرافیت کشوری و لشکری، سران فئودال ایالات قزلباش که ت صفوی با حمایت آنان به قدرت رسیده بود، تا قبل از روی کار آمدن شاه عباس اول، دارای اختیارات و نفوذ بیش از حد بودند و در امور مملکت به دلخواه خود دخ می نمودند و در واقع، مملکت ایران به مملکت قزلباشان معروف گردیده بود آنان در ا، املاک مردم را به تصرف در می آورده و به بستگان خویش منتقل می نمودند و کلیه پست ها و املاک و اموال در اختیار خود را به طور موروثی در دست داشتند یکی از وقایع اجتماعی مهم این دوره، تغییر و جابه جایی این طبقه بود که با روی کار آمدن شاه عباس، به وقوع پیوست، وی از ابتدای سلطنت خود، تصمیم گرفت به نفوذ زیاده از حد ان قزلباش خاتمه دهد و مقدمات و مناصب موروثی آنان را منسوخ نموده و خود با قدرت کامل حکومت نماید او توانست، این سیاست را طی چهل و دو سال دوره ی سلطنت خود دنبال نماید، افراد زیادی را در اجرای این هدف به قتل به رساند و سایر قزلباش ها نیز به جای خود به نشاند. شاه عباس، هم چنان که در اندک زمانی ان خودسر و صاحب نفوذ را به نیروی تدبیر با شمشیر از میان برداشت، سراسر ایران را به فرمان حکومت مرکزی یعنی اراده ی شخصی خویش آورد. با روسای طوایف و عشایری هم که می خواستند در قلمرو ایل و عشیره ی خود مستقل و فرمان روا باشند، از در مخالفت درآمد و هر یک را که سر از قبول فرمانش باز زد، بی ملاحظه و درنگ از میان برداشت به خص ...

مشاهده متن کامل ...
روابط ایران وعثمانی در زمان کبیر
درخواست حذف اطلاعات
روابط ایران وعثمانی در زمان کبیر پس از عقد قراداد اول ارزروم انتظار می رفت آرامش بر مرزهای ایران و عثمانی حاکم شود اما با آزار تجار ایرانی و به تصرف درآوردن مناطق خوی و اطراف ارومیه از طرف عثمانی ها بلوای تازه ای آغاز شد. علیرضا پاشا والی بغداد در سال 1255 ه- ق به محمره ( مشهر) حمله برد و آن شهر را غارت کرد بنابراین محمد شاه تصمیم گرفت مختار خود مشیر ال ه را به دربار عثمانی بفرستد اما مشیر ال ه به خاطر بیماری اش نتوانست به این یت رود پس میرزا تقی خان فراهانی که در آن زمان نظام بود از طرف حاج میرزا آقاسی به عنوان سفیر انتخاب شد. او به همراه هیئتی که دویست نفر بودند در سال 1259 ه وارد ارزنه روم می شوند. کمیسیون چهارجانبه ای با حضور انگلیس و روسیه تشکیل شد و مذاکرات حدود سه سال طول کشید. کبیرباکشته شدن دو نفر از همراهانش ومجروح شدن خوداو به نمایندگان روسیه وانگلیس اعلام میکند که قصد برگشت به ایران را دارد و آنان که حاضر نبودند مذاکرات به هم بخورد ت عثمانی را وادار به عذر خواهی د و پس از مدتی کمیسیون چهار جانبه منعقد شد. سرانجام عهدنامه ارزروم در سال 1263 ه-ق از طرف میرزا تقی خان نظام و انور افندی بسته شد که به عهدنامه دوم ارزروم مشهور است. این قرارداد شامل 9 ماده به صورت زیر می باشد: 1- ت ایران از گرفتن خسارت محمره صرف نظر کرده و ت عثمانی هم نواحی واقع در شرق زهاب و کرند و بندر محمره و اراضی واقع در شرق اروند رود متعلق به ایران بداند. 2-ایران از ادعای خود در مورد سلیمانیه صرف نظر کرده و سرزمین ذهاب بین ایران و عثمانی تقسیم شد قسمت شرق برای ایران و قسمت غرب برای عثمانی شناخته شد . 3-صرفنظر ت ازکلیه ادعاهانسبت به اراضی وبه رسمیت شناختن حق کشتیرانی در اروندرود 4- پرداخت حق المرتع مورد ادعای ایران طی ابلاغ دوستانه ت عثمانی 5- ت عثمانی متعهد شد که شاهزادگان فراری ایران را به خاک عثمانی در شهر بروسه زیر نظر نیروهای امنیتی خود قرار داده و از مکاتبه آنان با دیگران و بازگ ...

مشاهده متن کامل ...
کبیر، نخستین بنیانگذار قانون منع شکنجه در ایران
درخواست حذف اطلاعات
کبیر، نخستین بنیانگذار قانون منع شکنجه در ایران ۹۰۰سال پس از سقوط امپراطوری ساسانی ، صفویان یک ت متمرکز ایرانی را بنیان نهادند .گزینش مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور ایرانیان را از مسلمانان اهل سنت مستقل کرد و احکام قضایی و دادرسی که تا پیش از این زمان مبتنی بر فقه اهل سنت بود با تعیین مذهب رسمی شیعه در ایران بر محور فقه یه تنظیم شد. روند تغییر در نظام قضایی کشور در این دوره تا مرحله ای پیش رفت که شرع و عرف در نظام قضایی که همواره تا پیش از تشکیل ساختار عدلیه بر نظام قضایی ایران حاکم بود، در این دوره از یکدیگر تفکیک شد. «دیوان بیگی» در مقام دادگستری بر دادگاه های عرفی یا حکومتی و «صدر الصدور» در مقام فقه شیعی بر دادگاه های شرعی یا ی نظارت داشتند . از میان ت های مختلف در طول تاریخ ایران صفویان بیشترین توفیق را در متمرکز امر قضاوت داشتند .در این دوره توجه به دادگاه های عرفی بیش از دادگاه های شرعی رواج داشت به گونه ای که اداره قضایی به طور عمده در دست شاه و دادگاه های حکومتی باقی ماند. این امر به ویژه در دروان سلطنت شاه عباس کبیر با جدیت بیشتری دنبال شد و ان از مداخله در مواردی که در محدوده قضاوت دستگاه های تی بود، به کلی منع می شدند. الگوی عمومی نظام دادگستری در دوران صفویه نظام قضایی دوگانه متشکل از قضات غیر مذهبی و از یک سو و قضات مذهبی از سوی دیگر بود. دراین دوره کشور به چندین منطقه قضایی تقسیم شده بود که شعاع هر منطقه بیش از 60 تا 70 کیلومتر نبود.در این دوره رسیدگی به دعاوی جنایی زیر نظر قضات شرع با همراهی قضات مذهبی صورت می گرفت اما به طور کلی قضات شرع در این زمینه دارای نفوذ بیشتری نسبت به قضات غیر مذهبی بودند .اما در عین حال قضات غیر مذهبی در رسیدگی به دعاوی تجاری مستقل از قضات شرع عمل می د. منصب های دیوان بیگی به عنوان بزرگترین مقام قضایی کشور، صدر خاصه، صدر عامه و قضای ویژه پایتخت به عنوان قاضی اصفهان در این دوره شکل گرفتند که به ترتیب از نفوذ و ...

مشاهده متن کامل ...
موقعیت کشاورزان دوره صفویه
درخواست حذف اطلاعات
موقعیت کشاورزان دوره صفویه در این دوره، کشاورزان، خود کمتر صاحب زمین بوده اند، بلکه زمین را اجاره کرده و یا با مالک شریک می شدند.. تقسیم محصول، در این دوره، به نسبت پنج عامل از زمین، آب، ، بذر، کار انجام می شده و اگر زراعت دیم می بود، محصول به چهار قسمت می شد و چنان چه دهقان فقط کارش را عرضه می کرد، تنها 20 درصد یعنی یک هشتم از محصول به وی می رسید اما شرایط در بخش های مختلف کشور با توجه به انواع گوناگون محصول، فرق می کرد. کمپفر می نویسد: که اگر در محال اصفهان، شاه بذر و آب را فراهم کند، و زارع، تهیه و کود و انجام دادن کارهای عادی و بیگاری را به گردن گیرد، یک سوم محصول، به زارع می رسد. اگر شاه، و وسایل کشت و زرع را فراهم کند و از بیگاری زارع چشم بپوشد، سهم زارع تا یک چهارم تنزل می یابد و اگر عامل کار را هم شاه بر عهده گردد در این صورت، سهم زارع در واقع حکم مزد را پیدا می کند. در مورد برنج، ارزن، پنبه، لوبیا، بزه و کدو، سهم زارع حتی اگر همه مخارج کشت و زرع را تحمل می نمود، دو پنجم بود از یازده بیست و هشتم سهمی می برد بابت محصولات صیفی، زارع سهم مالک را به پول نقد و بهای روز می پرداخت و 15 % نیز بدان می باید می افزود به طور کلی در کلیه اراضی، مالک و زارع بر اساس نوع مشارکت، معامله می د که توام با حسن نیت انجام می گرفت، هر چند که هرگز عد رعایت نمی شد، ولی در هر صورت مالک و زارع با یکدیگر کنار می آمدند. شاردن، وضع دهقانان ایران را که در اراضی شاهی کار می کنند و همواره دستخوش تعدیات فراوان و تعهدات فوق العاده هستند، و می کوشند از راه ربودن محصولات و تقلب نسبت به ارباب تا حداکثر امکان، خسارت خود را جبران کنند، می نویسد و نتیجه می گیرد: در هر کجا که با رعیت به خشونت رفتار می کنند در همان جاست که بیش تر تلب صورت می گیرد و بیش تر نادرستی به ج داده می شود، چنان که گویی این اعمال آنان دستاویز بر ضد زجر و شکنجه است. زارعانی که اراضی شاه را دارند به شخصه، پیش ناظر و یا تحصیل دار رفته، ...

مشاهده متن کامل ...
سحرگاه خون
درخواست حذف اطلاعات
در قفل در کلیدى چرخید. سحرگاه روز ۲۷ مهر سال ۱۳۳۳ بود و ان زندان به سلول هاى ده محکوم پرونده نخستین گروه «سازمان افسران حزب توده» مى رفتند تا آنها را براى اجراى حکم آماده کنند. دستگیرى این گروه اوا شهریور همان سال آغاز شد و متهمان به سرعت در دادگاه نظامى محاکمه شدند. از دوازده متهم گروه نخست، ده تن به محکوم شدند و حکم آنها بامداد ۲۷ مهر (کمتر از یک ماه پس از دستگیرى) اجرا شد. کشف شبکه افسران حزب توده و ماجراى بازداشت و محاکمه اعضاى آن از پر سروصدا ترین حوادث سال هاى پس از کودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ بود. نورالدین کیانوری در جوانی سازمان افسراننورالدین کیانورى در مورد پیشینه عضویت افسران در حزب توده ایران در خاطراتش گفته است: «در اوایل تشکیل حزب... عده اى از افسران متمایل به مار یسم، مانند سرگرد آذر و سروان رزم آور مستقیماً به دفتر حزب آمده و درخواست اسم نویسى مى د. ولى پس از مدتى ى حزب آمدن افسران به کلوپ حزب را قدغن کرد و قرار شد که با آنها در خارج از حزب تماس گرفته شود. اولین افسران عضو حزب از افسران شاغل در دانشکده افسرى بودند. پس از مراجعت [عبدالصمد] کامبخش [از شوروى] و برگزارى کنگره اول حزب و انتخاب او به سمت عضو کمیته مرکزى و مسئول تشکیلات کل حزب، او به تشکیل سازمان منسجم افسرى دست زد. حوزه هاى حزبى افسرى، که کاملاً مخفى بود، تشکیل شد و براى هر حوزه هم یکى از مسئولان بالاى حزبى بود که کار تعلیماتى و سیاسى حوزه را اداره کند.» («خاطرات نورالدین کیانورى»)البته پیش از بازگشت کامبخش از شوروى نیز گروهى از افسران متمایل به حزب به ابتکار آرداشس آوانسیان گرد هم جمع شده بودند و جلساتى تشکیل داده بودند. نخستین انتخابات هیات اجرایى «سازمان افسران» در بهار ۱۳۲۳ برگزار شد و در آن هفت عضو هیات اجرایى برگزیده شدند. خسرو روز به و سرهنگ عبدالرضا آذر عضو این هیات بودند. گروهى از اعضاى سازمان افسران که سرهنگ آذر نیز در میانشان بود در تابستان ۱۳۲۴ به قصد ایجاد یک پایگاه انقلاب ...

مشاهده متن کامل ...
آشنایی با قرارداد 1919
درخواست حذف اطلاعات
آشنایی با قرارداد 1919 فرهنگ > میراث و تمدن - همشهری آنلاین:قرارداد 1919 میان کشورهای ایران و انگلیس منعقد شد وثوق ال ه، صدراعظم احمدشاه قاجار از نخستین روزهایی که زمام امور را در دست گرفت، به طور محرمانه مذاکراتی را برای انعقاد یک قرارداد با نمایندگان ت انگلیس آغاز کرد که این مذاکرات، به صورت کاملاً سری، در حدود نه ماه به طول انجامید. سرانجام در روز هجدهم مرداد سال 1298 شمسی یک روز پس از امضای قرارداد 1919 میلادی در حالی که شاه قاجار عازم اروپا بود، ناگهان و بدون زمینه قبلی، اعلامیه وثوق ال ه به ضمیمه متن قرارداد در ایران منتشر شد و اعلام گردید که این قرارداد مورد تصویب هیئت ان قرار گرفته است. این قرارداد شامل 6 ماده و یک مقدمه و خلاصه آن عبارت بود از تعهدات انگلستان درباره احترام مطلق به استقلال و تمامیت ایران، تامین مستشاران انگلیسی برای ادارات ایران و همکاری با ایران در زمینه احداث خطوط آهن و شبکه ارتباطی به همراه اعطای وام از طرف انگلستان. همچنین به موجب این قرارداد، انگلیس، زمام امور مالی، اقتصادی و ایران را در دست می‏گرفت و متحدالشکل زیر نظر فرماندهان انگلیسی تشکیل می‏ شد. تعرفه گمرکی نیز در ظاهر برای حفظ منافع ایران و در حقیقت به سود بریتانیا تغییر می ‏یافت. با انتشار این بیانیه، موجی از مخالفت و موافقت در کشور برخاست و وثوق‏ال ه برای آرام اوضاع، به مخالفان خود، مقادیر زیادی رشوه داد. همچنین این قرارداد در خارج از کشور، مورد مخالفت و فرانسه که منافع خود را در خطر می‏دیدند قرار گرفت و سرانجام این معاهده، به علت فشار شدید افکار عمومی، عملی نشد و پس از برکناری وثوق ال ه، لغو گردید. متن قرارداد 1919 ایران و انگلیس‏ نظر بر وابط محکمه دوستی و مودت که از سابق بین تین‏ ایران و انکلیس موجود بوده است و نظر باعتقاد کامل باینکه‏ مسلما منافع مشترکه و اساسی هر دو ت در آتیه تحکیم و تثبیت‏ این روابط را برای طرفین ا ام مینماید و نظر ب وم تهیه‏ وسایل ترقی و س ...

مشاهده متن کامل ...
درباره نقش آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332
درخواست حذف اطلاعات
درباره نقش آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332در مورد نقش آیت الله کاشانی، در قضایای مربوط به کودتای 28 مرداد سخن بسیار است. سخن معروف ایشان که در رو مه اطلاعات در روزهای بعد از کودتا منتشر شد خیلی چیزها را روشن می سازد . آن جمله این است: «کودتای 28 مرداد نتیجه عدل خداوندی است» کاشانی بعد از تسلیم شدن مصدق به دادگاه نظامی، خواهان او میشود. ع لبخند او در بازدید از خانه غارت شده مصدق بعد از کودتا، بسیار معروف است. نامه معروف آیت الله کاشانی ، در روز قبل از کودتا به مصدق که فقط یک سطر بود و نسبت به کودتا توسط زاهدی هشدار داده بود، ابهامات زیادی دارد .از جمله اینکه: ی که مدعی است این نامه را به دست مصدق رسانده در ان روزها زندانی بود یعنی حسن سالمی، نوه دختری کاشانی» . همچنین این نامه دست سالمی چه می کند؟ او نامه را در سال 1358 افشا کرده است. منطق این است که این نامه در آرشیو خانوادگی مصدق باشد، چون گیرنده نامه است . ولی چرا این نامه دسشت فرستنده است؟! سوم اینکه با بغضی که کاشانی از مصدق در دل خود بوجود آورده بود، چه انگیزه ای برای هشدار درباره کودتای زاهدی به مصدق داشت؟! البته شواهد امر بر وجود اصل نامه است . یعنی نامه اص دارد . ولی در پاسخ شبهات سه گانه فوق، محمدعلی همایون کاتوزیان، در کتاب «مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران» ، این دلایل را می آورد: در مورد زندانی بودن حسن سالمی ، نوه کاشانی و حامل پیام، او در 27 مرداد به قید کف آزاد میشود و سند آن در آرشیو دادگستری تهران موجود است. در مورد شبهه دوم که چرا نامه در دست فرستنده است نه گیرنده، باید گفت که بعد از غارت خانه مصدق در بعدازظهر روز 28 مرداد، سرلشکر نادر باتمانقلیچ، صندوق خانه مصدق را غارت کرده و نامه را به آیت الله کاشانی باز می گرداند. و اما در مورد ابهام سوم که نیت کاشانی از نگارش این نامه سه سطری باید گفت، مصدق، فاز اول پروژه کودتا در روز 25 مرداد را در نطفه خفه کرده بود. در روز 26 مرداد و صبح 27 مرداد، مصدق بازی ...

مشاهده متن کامل ...
روزی که کرمان به دست عرب افتاد - اشاره ای به احساس ناسیونالیستی کرمانی ها
درخواست حذف اطلاعات
روزی که کرمان به دست عرب افتاد - اشاره ای به احساس ناسیونالیستی کرمانی هاtelegram.me/tarikheiranzamin95شهر کرمان در نخستین روز تابستان سال 654 میلادی (در آن سال؛ 22 ژوئن و برابر یکم تیرماه) به تصرف عرب درآمد که «مجاشع بن مسعود سلمی» فرماندهی آنان را بر عهده داشت. مولف تاریخ «منتظم ناصری» وقوع این رویداد را سال 651 میلادی مطابق سال 31 هجری ذکر کرده است.هنگام تصرف کرمان، هنوز یزدگرد سوم ـ شاه ساسانی ـ زنده و در شهر مرو بود که وی نیز در همین سال ترور شد.«مجاشع» پس از تصرف کرمان و دعوت شهروندان به ، به دلایل امنیتی اجازه نداد که یانش در شهر مستقر شوند؛ زیرا شنیده بود که کرمانیان به آیین زرتشت تعصب می ورزند و شدیدا ناسیونالیست هستند. بنابراین، لشکریان او در یک روستای کوچک در چهار فرسنگی جنوب شهر کرمان (که بعدا معروف به قنات غسّان شد) خیمه زدند و مستقر شدند. سپس نواحی دیگر کرمان تا «سند» به تصرف مسلمانان درآمد، ولی همچنان شهر کرمان مرکز حکومت منطقه بود.با وجود سقوط شهر کرمان؛ تا سالها، بسیاری از مناطق کوهستانی ای کرمان تسلیم نشده بودند از جمله منطقه «راین rayen» که دژی مستحکم داشت، و در دامنه کوه هزار واقع شده است.در آن زمان فرماندهی فاتح برای س ت عربهای مهاجر که همیشه در پی لشکر در حرکت بودند «قریة العرب» را در ای کرمان ساخت که کرمانیان آن را «ده تازیان» می نامیدند و هنوز هم بعضی از مردم به همین نام می خوانند.در همین سال (654 میلادی) سرزمین های شرقی دیگر ایران از جمله سیستان، قندهار و کابل به دست اعراب افتاد که شهر زرنگ (زرنج) به عنوان حکومت نشین آنها تعیین شده بود.درباره احساسات شدید ناسیونالیستی کرمانیان نوشته اند که مردم این استان که در سابق وسیعتر و شامل قسمتی از سواحل دریای عمان بود، با این که قرنها حکمران سلجوقی و قراختائی (turkic) داشتند، حتی یک واژه از زبان این دو قوم را یاد نگرفتند.هزار و 140 سال بعد در همین ماه (17 ژوئن 1794) شهر کرمان که بیش از یک ماه در محاصره نیروهای آغامحم ...

مشاهده متن کامل ...
منارجنبان ان
درخواست حذف اطلاعات
منارجنبان ان یکی از آثار تاریخی مشهور اصفهان ، منارجنبان است . این بنا به خاطر خاصیت جنبیدن مناره هایش مشهور است.این بنا به صورت یک بقعه و دو مناره است که بر روی گور «عموعبدالله» از پارسایان نامآور سده هشتم هجری بنا شده و سنگ قبر آن مورخ به سال ۷۱۶ هجری، هم زمان با اوا پادشاهی «اولجایتو» ایلخان مسلمان مغول است. ایوان منارجنبان یکی از نمونه های سازه های سبک مغولی ایران است و از آن دوره کاشیکاریهایی هم دارد. مناره ها بعداً و در تاریخی که درست معلوم نیست و احتمالاً در پایان روزگار صفوی به ایوان مزبور اضافه شده و با حرکت دادن یکی از آنها، دیگری نیز حرکت می کند. اما نکته جالب در این بنای تاریخی آن است که با حرکت دادن یک مناره، نه تنها مناره دیگر به حرکت در می آید، بلکه تمامی این ساختمان به لرزه درمی آید. آرامگاه «عموعبدالله» در بقعه منارجنبان زیارتگاه مردم ن د ده کارلادان است که این بقعه در آنجا واقع شده و تا شهر اصفهان حدود هفت کیلومتر فاصله دارد. نمایی از منار جنبان ان میوه «به» معروف اصفهان که شاید در دنیا هم بی همتا باشد از باغهای مجاور گارلادان و منارجنبان بویژهً از «گورتون» در گویش مردم محل یا (گورتان) به دست می آید. بوی این «به» هنگام عبور از جاده اصفهان به منارجنبان در ماه دوم پاییز که میوه به این باغها جمع آوری می شود و بوی خوش به پراکنده می شود براستی سحرانگیز است. کارلادان یکی از روستاهای مشهور ماربین است که از بلوک سرسبز و پر برکت اصفهان در جمیع ادوار تاریخی این شهر بوده است و از باغهای وسیع و درختان میوه دار آن عموم جهانگردان ایرانی و عرب و مورخین و جغرافیا نویسان سده دوم هجری به بعد در کتابهای خود به تفصیل سخن گفته اند و این بیت را با کمی اختلاف ذکر کرده اند که:ماربینت که روضه ارم است / آفتاب اندرو درم درم است لینک عضویت در کانال تلگرام تاریخ ایران زمین https://telegram.me/tarikheiranzamin95 بن مایه ی نوشتار : پایگاه myisfahan منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
هرمزان ساسانی
درخواست حذف اطلاعات
هرمزان ساسانی هرمزان یکی از واپسین ان نظامی ایران ساسانی بود. شکل درست نام وی hormazd-ān* است‏، که به صورت hormezdān در گاه نامه ی بی نام خوزستان، که به گاه نامه ی گویدی نیز معروف است، گواهی گردیده و در آن، یک «مادی» و فرمان ده برجسته ی یزدگرد سوم خوانده شده است. وی عضو یکی از هفت خاندان بزرگ ایران ساسانی بود، که به عنوان شاه «اهواز» دارای حق بر سرگذاشتن تاج هایی بود که از آن شاهان بزرگ، کم تر پُرکار بود. هرمزان بر خوزستان فرمان می راند، که شامل «هفتاد شهر» بود و همگی قلم رو خانوادگی او به شمار می آمد. این حقیقت که هرمزان برادرزن خسرو پرویز و شیرویه بود، بازهم بر موقعیت و جایگاه والای او دل می کند. زادبوم شخصی هرمزان مهرگان – کدگ بود، ناحیه ای حاصل خیز در جنوب غربی ماد، و از این رو به وی نسبت مهرجانی (× مهرگانی) داده شده است. او جناح راست ایران را در نبرد قادسیه (جمادی الاول 16 ق./ ژوئن 637 م.) فرمان دهی می کرد؛ و به هنگام وقوع ش ت، به بابل، و از آن جا به اهواز، یعنی خوزستان واپس نشست. هرمزان استحکامات استان خود را تقویت کرد، در نبرد جلولا (ذوالقعده 16 ق./ نوامبر- دسامبر 637 م.) شرکت نمود، و در برابر تاخت وتاز اعراب به داخل دشت میشان ایستادگی کرد. اعر که سابقاً مطیع ایران بودند به نیروهای مهاجم در ش ت دادن هرمزان در نهر تیرا یاری دادند، و همین مسأله وی را وادار به پذیرش پیمان نامه ای کرد که همه ی نواحی واقع در غرب رود دُجَیل (کارون) را به اعراب واگذار می کرد. طولی نکشید که اعراب بر ادعاهای ارضی خویش افزودند، و فرمان ده اعزام شده برای دفاع از شوش، آن را به اعراب تسلیم کرد. یزدگرد سوم، که به است رفته بود، هرمزان را به ایستادگی در برابر اعراب واداشت. وی با مهاجمان درگیر شد اما در شوشتر نبرد را باخت؛ نهصد تن از مردان وی کشته شده و ششصد تن نیز اسیر گشته و سپس گردن زده شدند. زمانی که فارس به دست اعراب افتاد، موقعیت هرمزان دیگر غیرقابل حفظ شده بود. او در شهر شوشتر محاصره گردید، که ...

مشاهده متن کامل ...
خیزش حمزه ی آذرک در برابر سلطه ی اعراب
درخواست حذف اطلاعات
خیزش حمزه ی آذرک در برابر سلطه ی اعراب پس از روی کار آمدن عباسیان و قدرت گرفتن آنان ، آرام آرام ایرانیان دریافتند که آنان نیز در ستمگری و بیدادگری دست کمی از امویان نداشته و حتا از آنان نیز پیشی گرفته اند . از این روی از گوشه و کنار ایران زمین ها و خیزش هایی شکل گرفت تا بلکه بتوان عباسیان را نیز مانند امویان سرنگون ساخت .یکی از جدی ترین و مهمترین خیزش ها بر ضد هارون الرشید خلیفه ی عباسی از سوی حمزه پسر آذرک آغاز گردید. حمزه که نزدیک به سی سال یک مخالف جدی برای خلافت بشمار می رفت ، بغداد هارون را آشفته ساخت. این که در بن مایه های عربی و پارسی ، وارونه ی دیگر خیزش ها در شرق ایران ، هر چند به اختصار ، به ذکر خیزش حمزه پرداخته اند ، نشان از عظمت و گستردگی کار حمزه و در نتیجه ، خطر زیاد او برای خلافت عباسی بود . خیزش حمزه در سده ی دوم هجری و از سیستان آغاز شد . عوامل خلافت او و یارانش را خوارج می نامیدند ( خارج شده از بیعت با خلیفه ) . حمزه نسب خود را به زوطهماسب (شاهنشاه ایران باستان ) می رساند. هم زمان با خیزش حمزه علی بن عیسی از سوی خلیفه والی سیستان و اسان بود که در طول 11 سال فرمانروایی اش نام او برای ایرانیان یادآور ظلم و ستم و فشار اقتصادی بود . یکی از دلایل اصلی خیزش حمزه نیز همین ظلم و ستمی بود که از سوی عمال خلافت بر ایرانیان روا می رفت. خیزش آغاز شد و حمزه روز به روز به پیروزی های بیشتری دست یافت . حمزه در یکی از مهمترین کارهایی که انجام داد مردمان سواد سیستان را بخواند فرمان داد : "یک درم اج و مال دیگر به سلطان مدهید . چون شما را نگاه نتواند داشت، و من از شما هیچ نخواهم و نستانم که من بر یک جای نخواهم نشست ." حمزه مردم را از دادن اج به خلیفه منع کرد و خود نیز اج و مال از ی نگرفت . علی بن عیسی والی اسان و سیستان از کارهای حمزه خشمگین شد و در نامه ی به خلیفه بغداد نوشت : " مردی از خوارج سیستان برخاستست و به اسان و کرمان تاختن ها همی کند و همه ی عمال این سه ناحیه را ب ...

مشاهده متن کامل ...
شاپور دوم ساسانی و تازیان
درخواست حذف اطلاعات
شاپور دوم ساسانی و تازیان پاسی از شب گذشته بود به شاپور دوم ساسانی ، پادشاه ایران زمین گفتند سه مرد کهن سال از جزیره لاوان به دادخواهی آمده اند .پس از اجازه فرمانروا ، آنها گفتند : اکنون سالهاست تازیان هر از گاهی به جزیره ما یورش آورده و مروارید های صیادان را به یغما می برند ، و اما اینبار علاوه بر مروارید یکی از دختران جزیره را نیز ه اند که این موجب شده مادر آن دختر بر بستر مرگ باشد و پدرش هم از پی ان به دریا رفته و هفته هاست از او هم خبری نیست .می گویند شاپور برافروخت و رو به ان کشور نموده و گفت تا جزایر ایران امن نشده ی حق استراحت ندارد . همان شب شاپور و لشکریان بر اسب رزم نشسته و به سوی جنوب ایران تاختند . آنها جنوب خلیج فارس را که پس از دودمان اشکانیان رها شده بود را بار دیگر به ایران افزودند و ان تب ار را به زنجیر عد کشیده و به ایران آوردند .به گفته ارد بزرگ شمند ایرانی : فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بز اران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد .گفته می شود پس از پا ازی جنوب ، پادشاه ایران به جزیره لاوان رفت و از آن زن رنجور که همسر و دختر خویش را از دست داده بود دلجوی نموده و پوزش خواست . لینک عضویت در کانال تلگرام تاریخ ایران زمین https://telegram.me/tarikheiranzamin95 منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
آقا محمدخان قاجار و کور کرمانی ها
درخواست حذف اطلاعات
تردیدی نیست واقعه تاریخی حمله آقامحمد خان قاجار به کرمان و در آوردن 20 هزار جفت چشم در میدان اصلی کرمان و جنایتی که این شاه سنگدل قجری در حق مردم این خطه انجام داد از هولناکترین وقایعی است که تاریخ بشریت بر خود دیده است. شاه قاجار پس از روزهای محاصره کرمان وقتی که توانست به کرمان وارد شود، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند.و سرانجام شاه زند نیز پس از فرار به ارگ بم در این منطقه دستگیر و کشته شد.20 هزار جفت چشم مردم بیگناه کرمان به پای شاه قاجار ریخته شد.به دستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم به وسیله قاجار تقدیم خان شد البته، «سر پرسی سای » تاریخ نویش شهیر این تعداد را هفتاد هزار جفت می داند.این فاجعه منجر شد جوبی از خون توسط یکی از سفاکترین انسانهای تاریخ بشیریت از چشمان مردم کرمان جاری شود و به این ترتیب مردم کرمان همچنان از این قاجار به عنوان یکی از منفورترین افراد یاد می کنند.روی میدان بزرگ/ تلی ازچشم فراهم گشته/ چشم لغزان در اشک/ چشم غلتان در خون/چشم بی ریشه و بند و پیوند/ چشم بی پلک و پناه/ تا فرو بنشاند/ خشم فرمانده فاتح در حلق/ که ن د سری خم پی تسلیم بدو/ تلی از چشم ان ساخته اند/ عبرت کور دلان/ دیده بانی نگران در ظلمت... کانال تلگرام تاریخ ایران زمین https://telegram.me/tarikheiranzamin95 منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
نام های معرب ای ایران
درخواست حذف اطلاعات
محمد جعفر ملک زاده کانال تلگرام تاریخ ایران زمین https://telegram.me/tarikheiranzamin95اشارهاین مقاله، حاصل بررسی مختصر و مروری کوتاه در مجموعۀ برخی نام های ا و آبادی های ایران است که شکل معرب آن ها به کار می رود و منظور از آن، بازشناساندن یکی از مشکلات موجود در به کارگیری نام های ا و آبادی های ایران است. دسته ای از اشکال معرب این گروه نام ها، فقط در کتاب های جغرافیایی قدیم و به پیروی از آن در نقشه ها و نامه های اداری دیده می شود، و تا کنون در گفت و گوی مردم وارد نشده است. این دسته، بیشتر شامل نام های ای کوچک و روستاهاست.دسته ای دیگر از نام های معرب که بیشتر نام های ای بزرگ را در بر می گیرد، به زبان مردم نیز راه یافته و آن ها هم در گفت و گو، از معرب نام شهرشان استفاده می کنند. این شیوه، به دلایلی که در این جا بدان می پردازیم، پسندیده نیست و اگر به آن سر و سامانی داده نشود، به پریشانی و آشفتگی که به همراه دارد، افزوده خواهد شد. به علاوه نام های معرب اغلب نامأنوس و ناهم آهنگ با ساختار نام های ایرانی و شکل زیبای آن هاست. از این ها گذشته، این وضع با استقلال زبان و هویت تاریخی و جغرافیایی سرزمین ایران سازگاری ندارد. به ادامه مطلب مراجعه کنید کانال تلگرام تاریخ ایران زمین https://telegram.me/tarikheiranzamin95منبع: http://tarikh-iranzamin. /

مشاهده متن کامل ...
انفجار توده ها
درخواست حذف اطلاعات
یسفون شعله ور بود. پرستشگاهها، بیشه زاران ، جزیره هاى پر از نخل و برج هاى بیشمار آن همه سرخ بود. باران مزدک ، آزادان ، همه شب را تاخته بودند. شب نیز سرخ بود. در چپ و راست آتش هایى مى سوخت . کوه نشینان نیز بیدار مانده بودند. ستونهایى از دود سیاه با روشنایى بامداد در مى آمیخت . مردانى سپید جامه با مشعل هایى پردود در دست از هزاران راه و کوره راه به سوى شهر روان بودند. گرسنگانى صد صد و هزار هزار همچون توده اى فشرده سراسر زمین را پوشانده بودند. اسبان در دریاى مردان شناور شدند.مزدک در متن مردم : درستى کجاست اى مزدک ؟درستى در ((نان )) و ((زن )) است ...میدان سیاه در برابر کاخ تهى است . وش کره ناى ها زمین را مى لرزاند.. مزدک میدان سیاه و تهى را مى پیماید و هزاران مغ سرخ به سوى او مى روند. آنچه اتفاق افتاده است ، هرگز تاریخ ایران بیاد ندارد. مردم همه شگفت زده شده اند. شیران شاه هراسناک بر زمین مى آرامند سرا سنگین پادشاهى از پهنا و درازا به لرزه در مى آید... هیبت و ابهت و عظمت و شوکت و خشونت شاهنشاهى فرو مى ریزد. پیکر باریک ردا پوش موبدان موبد از بیم و هراس در هم مى پیچد... مزدک در برابر تخت پادشاهى مى ایستد. مشعل را بالا مى برد. آنگاه خدایگان و شاه شاهان بر مى خیزد، به شتاب دو گام پیش مى نهد و دست راست خود را به نشانه کهن درود بر گیتى و بر زندگى بر مى افرازد...توده ها به میدان یورش بردند. سواران و جاویدان خود را کنار کشیدند...سرهاى میلیونها تن ، همچون تیغى آخته به سوى طاقى کاخ پیش مى رفت ...سلطنت با یل و کوپالش در برابر اراده توده ها خلع سلاح شده بود و جن ران و پاسداران و تیغ داران و پیل سواران و... به مجسمه هائى تبدیل شده بودند. تنها مزدک ، مشعل به دست ، در برابر ایستاده بود و نمى جنبید. شاهنشاه که خود فرمانروایى و خدایگانى خود را به کنارى نهاده بودن آن بالا کنار تخت ، تنها بود. بزرگان خود را به دیوارها مى فشردند... مزدکیان ، سرخ جامگان با شمشیرى راست بر کمر، بر همه جا مسلط بودند. مغ بزرگ ، مزد ...

مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.