عرضم به حضور محترمتون .... تو پست بانک ی همکار داشتم.... ی کاری با من کرده بود .... انقد از دستش ناراحت شدم .. انقد از دستش ناراحت شدم ... انقد از دستش ناراحتتتتتت شدم.... دیگه نگو.... طرف ی کاری باهام کرده بود که من یه ضرر بسیار بسیار بدی .... یک کینه ازش به دل گرفتم .... من هر روز و هر لحظه و هر ساعت بهش فک می ... به این کاری که با من کرد... دلم می خواست جرش بدم.... متاسفانه هر روز باهاش در تماس بودم... مجبور بودم کار هامو بهش بگم.....که انجام بده ... ولی تو دلم عزا می گرفتم.... اصن نمی خواستم باهاش یک کلمه حرف بزنم.... همینجوری قهر تا روز قیامت...... تا اینکه یک روز با یک مشاور آشنا شدم.... ایشون یک کمکی به من کرد.... که من بتونم این طرف ببخشم ... یک دوره بخشش بود... طی 21 روز .....من بلا ه خودمو راضی که ببخشمش ..... بخشیدنش کار سختی بود ... ولی خیلی خوشحال شم که تونستم این کار انجام بدم... از اون تاریخ به بعد ... اینقد راحتم.... اینقد تو دلم خوشحالم که تونستم ببخشمش .... اینقد از این بابت خودمو دوس دارم دیگه نگو .... خلاصه می خواستم بگم.... شما هم اگر از دست ی ناراحتی ببخشش .... خیلی خی آسوده میشه ... کینه مینه بنداز دورررر دینگ دینگ ) بخشیدن آدمها کار زیاد سختی نبید به آقا همایون ....شاگردم مزدوج شده.. مغازه به خاطر همین بسته بود.... بهر حال از این به بعد در خدمت شوما هستم.... به کیا.... یک روز صبح بنده داشتم صبحانه تناول می ... آنگا یهو یاد شما و خانم محترمتون... و اون روزی که اومده بودید پیش ما افتادم.... بعد همینجوری تو دلم گفتمااا... عجب بی معرفتی هستند ... از وقتی که رفتن دیگه خبری ازشون نیست .... درسته دهاتی بودی م... ولی ادم بدی که نبودی م... بعد واس خودمون فک کردیم الان پدر گشتی .... خولاصه به زندگی مشغولین ... ا شم گفتم هر جا هستند سلامت باشن .... از شما که پنهونه ولی از خدا که پنهون نیست....خولاصه تا اومدم کامنت شوما رو دیدم ... مممنون

مشاهده متن کامل ...