فکر کنید بزرگ ترین آرزوی یه نفر اسم اش مزرعه باشه,بعد اونوقت از دار و درخت و گل وگیاه خوش اش نیاد:),در نتیجه اومدم نشونتون بدم چه گل های خفنی دارم:). به جز این هام 6تا با یه گلدون بزرگ و یه گلدون شیشه ای هم هست که دیگه حسش نبود همه رو ع بگیرم.اگر هم الآن براتون سواله چرا کنار من حیاطه,باید بگم که من به جز وقتایی که می خوام بخوابم , بقیه ی روز در خفن ترین انبارِ تاریخ :دی می زی ام(وی دچار درونگرایی شدید بود:| ).می دونم هم پنجره هام کثیف اند,الآن راه نیفتید بگید چه پنجره های کثیفی داری;). +یک ونیم نکته هم بگم,به کامنت هایی که براتون گذاشته می شه توجه کنید,مثلا یه وقت من براتون بنویسم "من یه دایناسورم" خب مشخصه من دایناسور نیستم!پس حتما یه منظور دیگه ای داشتم.و اینکه من از قبل یه آشنایی مختصری با بیان داشتم و به خاطر همین خیلی ها رو با وجود اینکه شاید اصلا چند ماهه پست نذاشتند دنبال , و نظرم هم این بود هر وبی میرم دنبال کنم و حتی برای بیشتر متن ها کامنت بزارم ولی این چند روز فهمیدم نه تنها ی ری وب ها ارزش کامنت گذاشتند ندارند بلکه حتی ارزش دنبال هم ندارند,خلاصه همه رو از این به بعد به طور کاملا فله ای :دی دنبال نمی کنم.این متن هم به طور کلی ه و اصلا شخص خاصی مدنظرم نیست:|. ++بخش پیوندها رو هم امروز راه می اندازم. +++الآن مشخصه پاورقی ها بیشتر اهمیت دارند.:) ++++یه سری هارم نصفه شبی از خواب پاشدم ریختم تو بازار,ولی هنوز باز دوتا دیگه مونده .:/

مشاهده متن کامل ...