پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 آینه
خالق آیینه سلام علیک
درخواست حذف اطلاعات
ما آینه هستیم.هر آینه ای همونطوری که هست، بقیه رو می بینه و طبیعتا با همون دید هم دنیا رو برای دیگران تفسیر میکنه. یه آینه رو می بینی که همه چیز رو دور نشون میده، یکی نزدیک، یکی بزرگ، یکی دیگه کوچیک تر از واقعیت. آینه متکبر همه رو کوچیک می بینه، آینه حسود همه چیز رو سیاه و سفید پخش میکنه. از آینه محدب نمیشه انتظار داشته باشی رازت رو پیش خودش نگه داره. درسته که آینه های مقعر تاحدی متواضع هستند اما به هیچ وجه راستگو نیستند، این آینه ها مصداق نه هرآن کله کج بنهاد آیین سکندری داند، هستند. داستان آینه ها واقعا مفصله،به تعداد آدم ها آینه داریم. در طرح و رنگ و اندازه های مختلف!

من آینه تخت رو از همه بیشتر دوست دارم. هم تکلیفش با خودش معلومه هم با تو رو بازی میکنه. آینه تخت زیاد دارم، خیلی هاشون مشغول علم آموزی اند، آخه میگن من هیچی بلد نیستم، اصلا هیچی ندارم. راست میگن، منم بعضی وقتا که شب میشه دیدم که هیچی توی آینه معلوم نیست. اصلا آینه اگر آینه باشه باید همیشه منتظر نور بمونه تا بتونه چیزی نشون بده. تازه اونوقتم خودشو که نشون نمیده، چون توی آینه چیزی نیست که بخواد نشون بده. آینه مثل قلب من نیست که توش همه چی پیدا بشه.

آینه هرچی پاک و تمیزتر، ارزشش بیشتر. گیرم یک متر و هشتاد طول و نیم متر هم عرضش باشه، وقتی روش رو تمام گل و لای گرفته چی رو میخواد نشون بده؟

آینه ها قبل ازینکه اندازشون مهم باشه صداقت و صفاشون مهمه. من حضرت رقیه رو خیلی دوس دارم.



مشاهده متن کامل ...
چه ی کشت مرا . . .
درخواست حذف اطلاعات
همه با آینه گفتم، آری

همه با آینه گفتم، که خموشانه مرا می پایید

گفتم ای آینه با من تو بگو

چه ی بال خیالم را چید؟

چه ی صندوق جادویی شه من غارت کرد؟

چه ی من رویایی گل های مرا داد به باد؟

سر انگشت بر آیینه نهادم پرسان

چه آ چه ی کشت مرا

که نه دستی به مدد از سوی یاری برخاست

نه ی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد؟!

آینه

اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب

بی صدا بر دلم انگشت نهاد . . .

شاعر: سیاوش رایی



مشاهده متن کامل ...
چه ی کشت مرا . . .
درخواست حذف اطلاعات
همه با آینه گفتم، آری

همه با آینه گفتم، که خموشانه مرا می پایید

گفتم ای آینه با من تو بگو

چه ی بال خیالم را چید؟

چه ی صندوق جادویی شه من غارت کرد؟

چه ی من رویایی گل های مرا داد به باد؟

سر انگشت بر آیینه نهادم پرسان

چه آ چه ی کشت مرا

که نه دستی به مدد از سوی یاری برخاست

نه ی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد؟!

آینه

اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب

بی صدا بر دلم انگشت نهاد . . .

شاعر: سیاوش رایی



مشاهده متن کامل ...
آینه های کروی
درخواست حذف اطلاعات

آینه های کروی:

الف) آینه مقعر(کاو): اگر سطح داخلی آینه بازتاب کننده باشد، به آن آینه کاو می گویند.

نکته 1: اگر یک دسته پرتو نور موازی به آینه کاو بتابد پرتوهای بازت ده در یک نقطه به نام کانون حقیقی به هم می رسند.کانون با حرف f نمایش داده می شود.به فاصله کانون تا آینه، فاصله کانونی می گویند و با حرف f نمایش می دهند.

نکته2: آینه های کاو می توانند از یک جسم هم تصویر مجازی و هم تصویر حقیقی ایجاد کنند.

تشکیل تصویر حقیقی یا مجازی، بستگی به فاصله جسم از آینه های کاو دارد.

ب) آینه ی کوژ: اگر سطح خارجی آینه بازتاب کننده باشد، آن را آینه ی کوژ می گویند.

نکته1: هرگاه پرتوهای نور موازی محور اصلی به آینه محدب بتابد، طوری باز می تابد که امتداد پرتوهای بازتاب از یک نقطه روی محور اصلی می گذرند. این نقطه را کانون اصلی آینه ی محدب می نامند. کانون آینه محدب مجازی است.

نکته 2: تصویر در آینه ی محدب همواره مجازی، کوچک تر از جسم و مستقیم خواهد بود.



مشاهده متن کامل ...
آینه های کروی
درخواست حذف اطلاعات

آینه های کروی:

الف) آینه مقعر(کاو): اگر سطح داخلی آینه بازتاب کننده باشد، به آن آینه کاو می گویند.

نکته 1: اگر یک دسته پرتو نور موازی به آینه کاو بتابد پرتوهای بازت ده در یک نقطه به نام کانون حقیقی به هم می رسند.کانون با حرف f نمایش داده می شود.به فاصله کانون تا آینه، فاصله کانونی می گویند و با حرف f نمایش می دهند.

نکته2: آینه های کاو می توانند از یک جسم هم تصویر مجازی و هم تصویر حقیقی ایجاد کنند.

تشکیل تصویر حقیقی یا مجازی، بستگی به فاصله جسم از آینه های کاو دارد.

ب) آینه ی کوژ: اگر سطح خارجی آینه بازتاب کننده باشد، آن را آینه ی کوژ می گویند.

نکته1: هرگاه پرتوهای نور موازی محور اصلی به آینه محدب بتابد، طوری باز می تابد که امتداد پرتوهای بازتاب از یک نقطه روی محور اصلی می گذرند. این نقطه را کانون اصلی آینه ی محدب می نامند. کانون آینه محدب مجازی است.

نکته 2: تصویر در آینه ی محدب همواره مجازی، کوچک تر از جسم و مستقیم خواهد بود.



مشاهده متن کامل ...
آینه تخت
درخواست حذف اطلاعات

آینه:

قطعات شیشه ای که پشت آنها نقره اندود یا جیوه اندود شده است و می توانند نور را بازتاب دهند. بازتاب از سطح آینه منظم است.

ویژگی های تصویر در آینه تخت:

1- تصویر مجازی

2- تصویر مستقیم

3- تصویر برگردان(وارون جانبی)

4- طول تصویر با طول جسم برابر است.

5- فاصله تصویر تا آینه با فاصله ی جسم تا آینه برابر است.

کاربرد آینه ی تخت:

1- استفاده از تصویر مستقیم آن در خانه و وسایل نقلیه

2- استفاده از آینه برای ارسال علایم مخابراتی به فاصله دور

3- پریسکوپ: این دستگاه از لوله ای تشکیل شده که در دو طرف آن دو آینه ی تخت موازی نصب شده که هر یک از این آینه ها با محور آینه زوایه 45 درجه می سازد. هر تصویری که در یکی از این آینه ها دیده می شود در دیگری نیز مشاهده می شود.



مشاهده متن کامل ...
آینه تخت
درخواست حذف اطلاعات

آینه:

قطعات شیشه ای که پشت آنها نقره اندود یا جیوه اندود شده است و می توانند نور را بازتاب دهند. بازتاب از سطح آینه منظم است.

ویژگی های تصویر در آینه تخت:

1- تصویر مجازی

2- تصویر مستقیم

3- تصویر برگردان(وارون جانبی)

4- طول تصویر با طول جسم برابر است.

5- فاصله تصویر تا آینه با فاصله ی جسم تا آینه برابر است.

کاربرد آینه ی تخت:

1- استفاده از تصویر مستقیم آن در خانه و وسایل نقلیه

2- استفاده از آینه برای ارسال علایم مخابراتی به فاصله دور

3- پریسکوپ: این دستگاه از لوله ای تشکیل شده که در دو طرف آن دو آینه ی تخت موازی نصب شده که هر یک از این آینه ها با محور آینه زوایه 45 درجه می سازد. هر تصویری که در یکی از این آینه ها دیده می شود در دیگری نیز مشاهده می شود.



مشاهده متن کامل ...
تکثیربودن
درخواست حذف اطلاعات
گوشه ای از خانقاه چشمهای آینه

سرفرو به چاه چشمهای آینه

گونه ی برجسته لبهای کبودی داشتم

در نظرگاه سیاه چشمهای آینه

خوب میدیدم که آسان زندگی را باختم ت

وی گور راه راه چشمهای آینه

تاب تصویری چنین دیگر برایم سخت بود

خسته بودم از نگاه چشمهای آینه

ضربه های کاری ی دیوانه وارم میشدند

کیفر تنها گناه چشمهای آینه

من گمان که بااین مشتهای لعنتی

در میاید افتضاح چشمهای آینه

ناگهان تکثیر خود را یافتم در تکه ها

با صدای قاه قاه چشمهای آینه



مشاهده متن کامل ...
سکوت آینه
درخواست حذف اطلاعات
س خاگر امر به معروف و نهی از منکر هم می خواهی ی، خیلی آهسته... مثل آینه... آینه داد نمی زند یقه ات بد است. وقتی روبروی آینه می ایستی جیغ نمی کشد بگوید چرا موی سرت اینجوری است!!! خیلی سکوت محض است...,هیچ خبردارنمیشود جز تو و آینه(آیت الله حسن زاده آملی)



مشاهده متن کامل ...
آینه ی جلوه ی حق
درخواست حذف اطلاعات

گر لطف خدا بینی خوش باش و صفا کن

گر مهر و وفا بینی تو نیز وفا کن

دیروز که بگذشته غمش رامخور ای یار

امروز که از آنِ تو شد غصه رها کن

هر که بدی کرد به حق تو ببخشای

تا خوب تواند شود او را تو دعا کن

دل آینه ی جلوه ی حق است پس آن را

از زشتی و آلودگی و کینه جدا کن

بنگر که چه زیبایی و خوبی به تو بخشید

پس از دل و جان روی به درگاه خدا کن

31/1/92



مشاهده متن کامل ...
من ترسناک
درخواست حذف اطلاعات
من چهره ای در آینه دیدم از خودم این بار هفتم است است که ترسیدم از خودم *** شش بار پیش هم که در آئینه زل زدم از خاطرم نرفته که گرخیدم از خودم *** در پنجمین نگاه که به آینه جز سایه هیچ چیز نمیدیدم از خودم *** گفتم جکی برای خودم، پر بدک نبود از خنده پیش آینه ، ترکیدم از خودم *** وقتی که چشم های من از خنده شد پر آب خود را در این مکاشفه با از خودم *** با این که مفسر شعر معاصرم یک بیت تا به حال نفهمیدم از خودم *** حتی همین غزل که برای چه گفته ام! هر چند بیست مرتبه پرسیدم از خودم *** آری از آسمان به زمین می توان رسید من هم به این رسیدم و شع از خودم

مشاهده متن کامل ...
7 بند از شعر«دختر آینه بردوش»
درخواست حذف اطلاعات

دختر آینه بر دوش!

گندم نبود

حرف از گیسوان تو آغاز شد

مراقب سنگ های عام الفیل باش

یا تیتر مجهول سنگی می شویم

یا مرده ی ما را پشت کلمات پنهان می کنند!

دختر آینه بر دوش!

ماه پرنده ی من بود

کجای تاریکی پژمرده می شود؟

هرجایی که تو گریه کرده ای

ک ن برای چیدن انگور می آیند

تا نام و نشانی از تو پیدا کنند!

دختر آینه بر دوش!

چقدراز گیسوان تو جمله بسازم؟

دیوانه ای

باید زنده زنده ماه را ببلعد

تا دیگر دنیا را از چشم قورباغه ها نبینیم!

دختر آینه بر دوش!

به دنبال زنی می گردم

که دور عشق سیم خاردار بکشد

شاید خواهرم سوزان به تعبیر دوسطط دارم های قسطی برسد!

دختر آینه بر دوش!

گیرم هزار خورشید بر ما بتابد

بازهم

خنده ها به زمین نرسیده می میرند

بازهم

پرندگان به مویه می افتند

از این همه پنجره که بسته می ماند

هزار سال دیگر که متولد می شویم

زودتر از برگ های پاییزی می پوسیم

باز هم

ک ن شعرمان همبازی ندارند

و نگاه مان هم قافیه نیست

کاش شاعران همه یک سر داشتند

و من شمشیری!

دختر آینه بر دوش!

کدام دهان بر این کرانه گذارت داد

که هفت خواهران آینه بر دوش

بی هیچ تبسم پیر شده اند!

دختر آینه بر دوش!

دگر حرفی ندارم

که بادها ببرند

دست های حنایی ام را بر افق پهن کرده ام

اندکی ماه به شناسنامه ام اضافه کن

شاید میان پیراهنت فراموش شوم!

...سریا داودی حموله...



مشاهده متن کامل ...
در وادی اختیار، پاسوز توایم
درخواست حذف اطلاعات
رباعی اول
چرخی بزن و باده ما را پر کن
این ساغر گلگون بلا را پر کن
برخیز و ز تصویر پر از جام خودت
این آینه های بینوا را پر کن
*
رباعی دوم
آتش بزن این خاطره های بد را
بر باد بده رنج و غم بی حد را
در وادی اختیار، پاسوز توایم
آتش زده ایم این همه «باید» را
*
رباعی سوم
ای دوست، کدام آینه در حد تو بود؟
یا مرز کدام آینه، سرحد تو بود؟
هرجا بروم دوباره محکوم توام
از فرش به عرش، جملگی رد تو بود شاعر: عیسی محمدی



مشاهده متن کامل ...
در وادی اختیار، پاسوز توایم
درخواست حذف اطلاعات
رباعی اول
چرخی بزن و باده ما را پر کن
این ساغر گلگون بلا را پر کن
برخیز و ز تصویر پر از جام خودت
این آینه های بینوا را پر کن
*
رباعی دوم
آتش بزن این خاطره های بد را
بر باد بده رنج و غم بی حد را
در وادی اختیار، پاسوز توایم
آتش زده ایم این همه «باید» را
*
رباعی سوم
ای دوست، کدام آینه در حد تو بود؟
یا مرز کدام آینه، سرحد تو بود؟
هرجا بروم دوباره محکوم توام
از فرش به عرش، جملگی رد تو بود شاعر: عیسی محمدی



مشاهده متن کامل ...
در وادی اختیار، پاسوز توایم
درخواست حذف اطلاعات
رباعی اول
چرخی بزن و باده ما را پر کن
این ساغر گلگون بلا را پر کن
برخیز و ز تصویر پر از جام خودت
این آینه های بینوا را پر کن
*
رباعی دوم
آتش بزن این خاطره های بد را
بر باد بده رنج و غم بی حد را
در وادی اختیار، پاسوز توایم
آتش زده ایم این همه «باید» را
*
رباعی سوم
ای دوست، کدام آینه در حد تو بود؟
یا مرز کدام آینه، سرحد تو بود؟
هرجا بروم دوباره محکوم توام
از فرش به عرش، جملگی رد تو بود شاعر: عیسی محمدی



مشاهده متن کامل ...
شاهزنون اصلی
درخواست حذف اطلاعات
الان که دارم به آینه نگاه میکنم شاهزنون رو میبینم اما اونور آینه شاهزنون اصلیه, شاهزنون اصلی همیشه ناراحته کاش میتونستم باهاش صحبت کنم کاشکی یه ایمیل یا شماره تلفن از خودش جا بذاره میخوام بدونه اینور آینه چه خبره اینجا همه چی واقعیه, اینور آینه که منم رو مردم میبینن نه پشت آینه رو, همه میدونن واقعیت با حقیقت فرق میکنه اینور آینه که منم واقعیته و اونور آینه که شاهزنون اصلیه حقیقت, نمیخوام منکر بشم

مشاهده متن کامل ...
دریا
درخواست حذف اطلاعات

آهی کشید غمزده پیری سپید موی

افکند صبحگاه، در آینه چون نگاه

در لابلای موی چو کافور خویش دید

یک تار مو سیاه

در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد

در خاطرات تیره و تاریک خود دوید

سی سال پیش،نیز،در آینه دیده بود

یک تار مو سپید

درهم ش ت چهره ی محنت کشیده اش

دستی به موی خویش فرو برد و گفت: " وای "

اشکی به روی آینه افتاد و ناگهان

بگریست های های

دریای خاطراتِ زمانِ گذشته بود

هر قطره ای که بر رخ آینه می چکید

در کام موج، ضجه ی مرگ غریق را

از دور می شنید

طوفان فرو نشست، ولی دیدگان پیر

می رفت باز در دل دریا به جستجو

در آب های تیره ی اعماق ه بود

یک مشت آرزو......



مشاهده متن کامل ...
رسم پرتوهای بازتاب در آینه ی محدب
درخواست حذف اطلاعات

رسم پرتوهای بازتاب در آینه ی محدب


الف ـ هرگاه امتداد پرتو تابش از مرکز آینه ی محدب بگذرد، روی خودش باز می تابد



ب ـ هرگاه پرتو نور موازی محور اصلی به آینه ی محدب بتابد، امتداد پرتو بازتاب از کانون اصلی این آینه می گذرد




تصویر در آینه ی محدب


با رسم دو پرتو از سه پرتوی تابش مشخص در آینه ی محدب، می توان تصویر یک شیء که جلوی آینه ی محدب قرار دارد بدست آورد



مشاهده متن کامل ...
پاییز فصل عاشقی
درخواست حذف اطلاعات

حواست باشد

وقتی پر عشق آینه ای به آینه ات بخورد

به پایش بپیچد

زیر گوشش پچ پچ کند

بی هوا سر به هوایش کند

پاییز هم که باشد

و تو زیبا ترین زن دنیا هم که باشی

آینه ات عاشقت نخواهد ماند

مهر باشد و تو مهربانترین ادم روی زمین

با نامهربانی ترکت میکند

دیگر اعتمادی به آینه ها نیست

خیابانهای شلوغ آینه ها را از راه بدر میکند

حواست باشد



مشاهده متن کامل ...
سیاوش رایی-چ ی کشت مرا؟
درخواست حذف اطلاعات
چه ی کشت مرا !؟

همه با آینه گفتم، آری
همه با آینه گفتم، که خموشانه مرا می پائید
گفتم ای آینه با من تو بگو
چه ی بال خیالم را چید؟
چه ی صندوق جادوئی شهء من غارت کرد؟
چه ی من رؤیایی گل های مرا داد به باد؟

سر انگشت بر آینه نهادم پرسان
چه ی آ چه ی کشت مرا؟
که نه دستی به مدد از سوی یاری برخواست
نه ی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد !؟

آینه
اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب
بیصدا بر دلم انگشت نهاد

مسکو، فروردین ١٣٧٠

سیاوش رایی



مشاهده متن کامل ...
غلامرضا بروسان
درخواست حذف اطلاعات
تو همان دختر جالیزی نه؟
مثل من عاشق پاییزی نه؟
مثل من، مثل خود من تنها
خارق العاده غم انگیزی نه؟
از تب آینه ها سرشارم
تو هم از آینه لبریزی نه؟
به گمانم که شبی جا مانده ست
پشت لبخند شما چیزی، نه؟
حرف خاموش مرا می فهمی
خودمانیم تو هم تیزی، نه؟
می روم ـ پشت سر من ـ بانو!
روشنایی ست که می ریزی نه؟



مشاهده متن کامل ...
تبریک
درخواست حذف اطلاعات

آریا موبایل

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گ ار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا


میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد.



مشاهده متن کامل ...
چه نوع پوستی دارید؟
درخواست حذف اطلاعات

http://up.alamto.com/mohsen/image/2011/baby-skin.jpg

پوست و ریز و درشت های روی آن همیشه برای ما مهم بوده است، دغدغه ای که گاهی تا ساعت ها ذهنمان را به خود مشغول می کند. این که چطور این پوست پرچین و جوش را به آینه تبدیل کنیم.

جلوی آینه ایستادی، جوش بزرگی روی دماغت توی ذوق می زند، بقیه ی جاها هم دست کمی از آن ندارد، پر از چروک، پر از دانه های سیاهی که... . بیچاره آن ی که این صورت قرار است آینه اش باشد!

"پوستش مثل آینه است"، این روزها شده است یک آرزو، دود و دمی که به ریه هایمان رحم نمی کنند، مطمئنا با ظاهری ترین عضو ما یعنی پوست هم مهربان نیستند.

علاوه بر آن بعضی وقت ها یادمان می رود که...

منبع:تبیان



مشاهده متن کامل ...
شعری از سیما شبانکاره
درخواست حذف اطلاعات
ای دوست از ش ت آینه چیزی شنیده ای؟

یادرنگاه گمشده ای گیچ مانده ای ؟

بر رهگذر به راه صداقت نسیته ای ؟

با قصه ای به اوج تمنا رسیده ای ؟

با من بگو

با من که از ش ت آینه زخمی گرفته ام

بامن که تا کرانه ی ایثار رفته ام

تاخلوت سکوت نگاهی در آینه

بامن بگو

از ریشخند نازک نگاه زخم دوست

از تازیانه ی تکرار یک نگاه

از تک تلنگر ننگین لحظه ها

یک پیک بی خبر ونشسته به راه دوست

یک قصه ی سکوت سکیت در آینه

آری

تو در نگاه آینه ها غرق گشته ای ؟

آن لحظه ای که آینه ای را ش ته اند ؟

با من بگو

بامن که قصه گوی نگاهی ش ته ام

با من بگو

با من بگو



مشاهده متن کامل ...
مثل آینه باش
درخواست حذف اطلاعات
سخنی زیبا و خواندنی از علامه حسن زاده پیرامون مقوله امر به معروف و نهی از منکر

اگر امر به معروف هم می خواهی ی خیلی آهسته،
مثل آینه باش.
آینه داد نمی زند یقه ات بَد است.
وقتی روبروی آینه می ایستی جیغ نمی کشد بگوید چرا موی سرت اینجوری است ؟
خیلی سکوت محض است،
آهسته هیچ خبر دار نیست،
جز تو و آینه…


مشاهده متن کامل ...
آینه
درخواست حذف اطلاعات
گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل ! آینه این قدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدنها آیا
دو برابر شدن غصهٔ تنهایی نیست؟!
بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست ایی نیست
آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

فاضل نظری
آینه

آینه



مشاهده متن کامل ...
آینه های واژگون
درخواست حذف اطلاعات
این جا ایستاده ام و

سایه ام روی دیوار

زار می زند

و دیوار ها ی این خانه ی سیاه را

خیس از عرق شرم می کند

اینجا ایستاده ام و

به بازتاب چهره ام درون آینه

لبخند می زنم

صورت ی درون آینه تر میشود و

گل های قالی را

آب می دهد

آینه ها واژگون در هم می شکند

راز خنده ام با گریه لو می رود

+ دست اشک هایم را

در دست سطل زباله گذاشتم و

لبخند زدم

بلکه هیچ نفهمد

این جا چه فاجعه ای رخ داده است!



مشاهده متن کامل ...
آینه ای دارم که اگر سوت بکشد اسبش دوان دوان می آید
درخواست حذف اطلاعات

ی چه میدونه که آینه با من چیکار کرده؟ آینه برام مثل قهرمانه، جایی که می تونم با خود واقعیم حرف بزنم و گم شم میون خطوط اخم و خندم... از آینه ممنونم که بوده، که منو از خیلی از منجلاب ها نجات داده...درسته بعضی وقتا از اینکه جوشای صورتم رو بهم نشون داده یاا اینکه دماغم رو کوچولو و سر بالا نشون نداده ازش لجم گرفته ولی... من باهاش زندگی و دوسش دارم

حالا هم یه پارچه دستمه دارم میرم ازش قدر دانی کنم..

هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهو قیج قیج قیج به به چه زلال :)

+آینه ی دستشوئیمان زوروی من است کمی خشن است اما روح مهربانی دارد



مشاهده متن کامل ...
انواع آینه ها
درخواست حذف اطلاعات
آینه ها (mirorrs)

مقدمه

بدون شک همه ما هر روز با آینه سر و کار داریم و از آن استفاده می کنیم. اما آیا تا کنون از خود پرسیده ایم که آینه چگونه بوجود آمده است؟! چگونه به تکامل رسیده است؟! و چه نقشی را در زندگی و دنیای پیشرفته امروزی بازی می کند؟! احتمال اینکه اولین آینه ، آبگیرها بوده باشند بسیار قوی است و در واقع واژه "آبگینه" یا "آب گونه" شاید از چنین خاستگاهی بوجود آمده باشد.



مشاهده متن کامل ...
خاموشی بغض
درخواست حذف اطلاعات

در سکوت لحظه های بی ی

ضرب آهنگی به جان آینه

قصه تلخ ش تن ساز کرد

انعکاس بغض سرد حنجره

در نگاهی منتظر بر ختم خویش

رازهای اندرونی باز کرد

چشم های آینه

دیدگان حنجره

هر دو خیس از جام زهر بدرقه

آفتاب همسایه اش را ترک کرد

آینه بش ت و بغض

تا ابد خاموش شد

"محمد رضا بداغی"





مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.