پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 اقایی نوشت
واغئن چتوری شد؟
درخواست حذف اطلاعات
ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی*شه غلط نوشت
«دوغ» رو می*شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می*شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می*شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می*شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می*شه ۱۱ جور غلط نوشت
«ز له» رو می*شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می*شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می*شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می*شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می*شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟

مشاهده متن کامل ...
اشعارولادت حضرت علی (ع) ازمداح اهل بیت( رحمان نوازنی)
درخواست حذف اطلاعات

تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی

آسمان که ب ا شد ، ک شان نوشت علی

ک شان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی

این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی

بیکرانه ها پر شد ، لامکان نوشت علی

با هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی

با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علی



مشاهده متن کامل ...
سخت اما تلخ و شیرین
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله . . .

این مطلب رو به امید این مینویسم که اگر یکی مثل امروز من اسم رفیق قدیمیش رو در googleجستجو کرد ، یا نه بعد از مدت ها برای هر دلیلی به اینجا سر زد ، از زنده بودن ما با خبر بشه . . .

پی نوشت : بعضی آدم ها مدلشون به هم نمیخوره

پی نوشت : با همه دلخوری هایی که هست میدونم اگر یک روز دیگه خ نکرده خیلی روزگار بهم سخت بگیره ، میتونم روی آدم های قدیمی حساب کنم.


پی نوشت : من با آدم های مرموز کنار نمی آیم.

پی نوشت : هنوز اعتراف تلخ روز آ ش را یادم هست

پی نوشت : فضای وبلاگ فقط من را یاد دو سه نفر می اندازد

پی نوشت : . . .


وسلام



مشاهده متن کامل ...
سخت اما تلخ و شیرین
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله . . .

این مطلب رو به امید این مینویسم که اگر یکی مثل امروز من اسم رفیق قدیمیش رو در googleجستجو کرد ، یا نه بعد از مدت ها برای هر دلیلی به اینجا سر زد ، از زنده بودن ما با خبر بشه . . .

پی نوشت : بعضی آدم ها مدلشون به هم نمیخوره

پی نوشت : با همه دلخوری هایی که هست میدونم اگر یک روز دیگه خ نکرده خیلی روزگار بهم سخت بگیره ، میتونم روی آدم های قدیمی حساب کنم.


پی نوشت : من با آدم های مرموز کنار نمی آیم.

پی نوشت : هنوز اعتراف تلخ روز آ ش را یادم هست

پی نوشت : فضای وبلاگ فقط من را یاد دو سه نفر می اندازد

پی نوشت : . . .


وسلام



مشاهده متن کامل ...
روز پدر مبارک
درخواست حذف اطلاعات

ک شان که ب ا شد یک جهان نوشت علی این جهان که معنا شد بیکران نوشت علی

بیکرانه ها پر شد لامکان نوشت علی با هر آنچه که می شد با همان نوشت علی

با قلم نوشت علی با زبان نوشت علی و سپس هر آنچه داشت در توان نوشت علی

روی صورت انسان روی جان نوشت علی با غبار او روی چشممان نوشت علی

آنقدر نوشت از او تا جهان پر از او شد تا که دست حق رو شد ذکر عاشقان هو شد

پس دو مرتبه روی صورتم نوشت علی دوست داشت پس روی قسمتم نوشت علی

در رگم که جاری شد غیرتم نوشت علی پا شدم زمین خوردم همتم نوشت علی

تا کمی ضعیف شدم قوتم نوشت علی آمدم ذلیل شوم عزتم نوشت علی

پس خدا خودش روی قیمتم نوشت علی روی بیرق سبز هیئتم نوشت علی

آنقدر نوشت علی روی سرنوشت من تا فقط علی باشد خانه ی بهشت من



مشاهده متن کامل ...
حروف مختلف در ادبیات فارسی
درخواست حذف اطلاعات

طنز دیکته

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم :
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ


این یعنی:
«شیشه» رو نمی شه غلط نوشت
«دوغ» رو می شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می شه ۱۱ جور غلط نوشت
«ز له» رو می شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!



مشاهده متن کامل ...
این هم گذشت...
درخواست حذف اطلاعات
این هم گذشت و قلم باز می نوشت / سنگر به خون نشسته و سرباز می نوشت
در انقلاب پر تب از خود گذشتگی / در لحظه های حاوی پرواز می نوشت
گر چه سر از بدن او جدا شده است / لیکن به دست خویش از آغاز می نوشت
با خون خود به صوت دعایی ز عمق خویش / بر این زمین به صورت یک راز می نوشت
آقا بیا ، بیا و جهان را عروج ده / از جان خود گذشته و سرباز می نوشتافسران - این هم گذشت...



مشاهده متن کامل ...
دریا
درخواست حذف اطلاعات
کفش کودکی را دریا برد، کودک روی ساحل نوشت: دریای ...

آن طرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت: دریای سخاوتمند...

جوانی غرق شد مادرش نوشت: دریای قاتل ...

پیرمردی مرواریدی صید کرد، نوشت: دریای بخشنده

موجی نوشته ها را شست.

دریا آرام گفت: به قضاوت دیگران اعتنا نکن، اگر میخواهی دریا باشی



مشاهده متن کامل ...
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ
درخواست حذف اطلاعات
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﻱ ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺩﺯﺩ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﮐﻪ ﺻﻴﺪ ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﻱ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ . ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ، ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﻣﻮﺟﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ . ﺩﺭﻳﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻲ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺎﺷﻲ

مشاهده متن کامل ...
دریا
درخواست حذف اطلاعات
کفش کودکی را دریا برد ...

کودک روی سا حل نوشت ...دریای

ان طرفتر مردی که صید خوبی داشت ...روی ماسه ها نوشت :

دریای سخاوتمند...

جوانی غرق شد ...ومادرش نوشت :

دریای قاتل ...

پیرمردی مرواریدی صید کرد ...نوشت دریای بخشنده...

موجی نوشته ها را شست .....

دریا ارام گفت :

به قضاوت دیگران اعتنا نکن اگر می خواهی دریا باشی..



مشاهده متن کامل ...
علی شریعتی
درخواست حذف اطلاعات
ﮐﻔـﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮد . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ..

آنطرﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ

ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ..

ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ..

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ..

ﻣﻮﺟﯽو ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ.

ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ".

 علی شریعتی



مشاهده متن کامل ...
از آب تا عصا آمد
درخواست حذف اطلاعات

آمد کنار تخته به " نام خدا " نوشت قبراق بود مثل الف ؛ ب ،ت ،آ... نوشت

گفتم: اجازه ، تشنه ام آقا و... تشنه ایم لبخند زد معلم من ، آب را نوشت

گقتم: گرسنه ام ؛ همه ی ما گرسنه ایم نان را کنار دفتر ما با صفا نوشت

آمد کنار پنجره با حلقه های اشک لبریز بغض بود ، ولی بی صدا نوشت:

فقر است این که در شبتان پرسه می زند زخم است و تیغ و طعنه... چقدر آشنا نوشت

سی سال بعد ، روح بزرگی چروک خورد او که فقط به خاطر ما و شما نوشت

مردی که زخم های مرا بخش کرده بود شعر انار بغض مرا بارها نوشت

مردی که مبتلا به کتاب و چراغ بود یا سوخت بی بهانه و یا خواند، یا نوشت.

حالا ولی به نقطه ی پایان رسیده بود این گونه درس آ یک مرد را نوشت:

گچ را گرفت،زندگی اش را خلاصه کرد تا خورد روی تابلو و ... عینک ،عصا ، نوشت!

رضا علی اکبری، اقلید فارس



مشاهده متن کامل ...
از آب تا عصا
درخواست حذف اطلاعات

آمد کنار تخته به " نام خدا " نوشت قبراق بود مثل الف ؛ ب ،ت ،آ... نوشت

گفتم: اجازه ، تشنه ام آقا و... تشنه ایم لبخند زد معلم من ، آب را نوشت

گقتم: گرسنه ام ؛ همه ی ما گرسنه ایم نان را کنار دفتر ما با صفا نوشت

آمد کنار پنجره با حلقه های اشک لبریز بغض بود ، ولی بی صدا نوشت:

فقر است این که در شبتان پرسه می زند زخم است و تیغ و طعنه... چقدر آشنا نوشت

سی سال بعد ، روح بزرگی چروک خورد او که فقط به خاطر ما و شما نوشت

مردی که زخم های مرا بخش کرده بود شعر انار بغض مرا بارها نوشت

مردی که مبتلا به کتاب و چراغ بود یا سوخت بی بهانه و یا خواند، یا نوشت.

حالا ولی به نقطه ی پایان رسیده بود این گونه درس آ یک مرد را نوشت:

گچ را گرفت،زندگی اش را خلاصه کرد تا خورد روی تابلو و ... عینک ،عصا ، نوشت!

رضا علی اکبری، اقلید فارس



مشاهده متن کامل ...
پیامک و اس ام اس عاشقانه
درخواست حذف اطلاعات
در عمق نگاه شور انگیزت لطافتی پیداست که گلبرگ در حسرت آن است .

تو نظیر من بجویی و بدیل من بی / عوض تو من نیابم که به هیچ نمانی .

باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت ، گرم و پر رنگ نوشت ، روی هر سنگ نوشت ، تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست !

عشق یعنی ماس و انتظار / عشق یعنی بوسه ای بر دست یار / عشق یعنی پا و دل دنبال تو

آن بوسه که از روی تو در خواب گرفتم / گل بود که از شاخه ی مهتاب گرفتم / هرگز نتوانی ز من دور بمانی / چون در دل خود ع تو را قاب گرفتم .

اگر ای عشق پایان تو دور است / دلم غرق تمنای عبور است / برای قد کشیدن در هوایت / دلم مثل صنوبرها صبور است .

دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم .



مشاهده متن کامل ...
دریا باش
درخواست حذف اطلاعات
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ .
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎی ﺩﺯﺩ ...

ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ
ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎی ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ...

ﺟﻮﺍﻧی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ
ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﻣﻮﺟﯽ

موج ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ .
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ :

" به قضاوت دیگران اعتنا نکن اگر میخواهی دریا باشی " .



مشاهده متن کامل ...
کاش...
درخواست حذف اطلاعات

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت

کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت

کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست

با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت

کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت

کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

کاین همه ای کاش ها بر دفتر دلها نوشت



مشاهده متن کامل ...
محبتت به دنیا می ارزد
درخواست حذف اطلاعات
سلام دوستای گلم خوبین

ماهم بدک نیستیم از دیروز بگم که ظهر یه خواب خیلی بدی دیدم که تا ب مثل ابر

بخواب خیبی بدی بود راجب یه موضوعی بود که حالا بماند اونم امروز

صبح منتفی شد و منم از نگرانی در اومدم خلاصه ب اصلا نتونستم بخوابم از یه طرف

فکرای ناجور و از طرف شکمدرد حاصل از م خلاصه همه جی قاطی پاتی شده بود

الانم تازه از خونه مادر شوهری اومدیم اقایی داره فوتبال میبینه منم در خدمت شمام

اینم بگم که شارژ نتمون فردا تموم میشه و تا جند روزی نیستم فردا هم اقایی اضافه کاری شیفت شب میر

توراه خونه یه اعتراف به اقایی و گفتم خیلی خیلی بیش از حد

بهش وابستموطاقت یه روز دوریشو ندارم پس فردا هم عروسی دعوتیمو خیلی خوش به حالمه

خوبدیگه خبری نیس من برم لالا کنم تا شارژ نتمون نیستم ببعد شارژ میام پیشتون



مشاهده متن کامل ...
دیگر از عشق نخواهم نوشت
درخواست حذف اطلاعات
دیگر از عشق نخواهم نوشت، دیگر از خوبی نخواهم نوشت، دیگر از محبت و عاطفه نخواهم نوشت.

از امروز تصمیم دارم از مرگ و تباهی و نیستی و سیاهی بنویسم، از چیزهایی که زندگی کثیف و نکبت بار مرا 20 سال است که در بر گرفته و لحظه ای آسوده نمی گذارد و فقط در تیرگی و تیره روزی به سر می برم و زمانی برای آسودن ندارم و این تیرگی ها و بدبختی ها نیز درنگ نمی کنند تا ذره ای به خود آیم و فقط با موج های کوبنده و وشان به تن و بدن زخمی و خسته من فرود می آیند.

خسته شدم و فقط از خدا دو چیز می خواهم: یا مرگ عفریته و یا مرگ من...



مشاهده متن کامل ...
دریا
درخواست حذف اطلاعات
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ
آنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ

ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : "ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ!"
بر آنچه گذشت! ،آنچه ش ت! ،آنچه نشد! ...حسرت نخور!
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد.



مشاهده متن کامل ...
دریا ........
درخواست حذف اطلاعات

ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ ، ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ...

ﺁن ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ...

ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷد ، ﻣﺎﺩﺭﺵ نوشت: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ، ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ

ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ . ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : " ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ".

بر آنچه گذشت ، آنچه ش ت ، آنچه نشد ، حسرت نخور...

زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد



مشاهده متن کامل ...
تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی
درخواست حذف اطلاعات
تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی / رحمان نوازی

تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی/ آسمان که ب ا شد ، ک شان نوشت علی/ ک شان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی/ این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی/ بیکرانه ها پر شد ، لامکان نوشت علی...

تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی
آسمان که ب ا شد ، ک شان نوشت علی
ک شان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی
این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی
بیکرانه ها پر شد ، لامکان نوشت علی
با هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی
با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علی
و سپس هر آنچه داشت ، در توان نوشت علی
روی صورت انسان ، روی جان نوشت علی

با غبار او روی ، چشممان نوشت علی...



مشاهده متن کامل ...
رفیقام
درخواست حذف اطلاعات
اول نوشت : نمیدونم چه چیزی در انتظاره اما من نمیخوام که بدون شماها برم پابوس رضا ...

دوم نوشت : خیلی سخته فردا نمیدونم چه طوری میگذره اما تمام امیدم به خداست ... نمیخوام نا امید بشم

سوم نوشت : یا رضا خودت ضامن ما 5 نفر باش ... ما دیگر توان ج نداریم ...



مشاهده متن کامل ...
برایت می نویسم
درخواست حذف اطلاعات
به یاد خاطراتت مینویسم تا شاید روزی تو هم بخوانی به یاد من تمام نوشته هایم را... برایت خواهم نوشت از ابهام لحظه ها از تـــردید از حجم مرگ آور نبودنت از انی که رد میشوند و بوی تو را میدهند برایت خواهم نوشت از حدیث تلخ بغض های تا ابد از قناعت به یک خاطره، یک یــــاد از صـــــبـــــوری مــــن و جـــــای خـــــالــــی تــــــو و مــــن برایت خواهم نوشت حتی تو هم برای من نبودی...!



مشاهده متن کامل ...
کت خواهم نوشت...
درخواست حذف اطلاعات
از روزهایی که به سرعت برق و باد می گذرند

کت خواهم نوشت پر از خاطرات شور و شیرین!

که در لابه لای ورق های تا نخورده اش شاید برگ گلی به یادگار مانده باشد!

من این ساده نوشت ها را برای خوانده شدن ننوشته ام

می خواهم از برگ برگ این کتاب برای روزهای سرد، آتشی بسازم

تا دست های تنها مانده ام کمی برای نوشتن دوباره جان بگیرند..!

جواد غلامیان



مشاهده متن کامل ...
شب خوب وبد!
درخواست حذف اطلاعات
هعععععی،متنفرم از امشب،شبی ک قرار بود بهترین شب باشه با وجود

زن هام اب شد!!

نتونستم پیش اقایی بشینم!!منم تمام مدت اعصابم خورد بود واز نمایش هیچی

نفهمیدم!!

از دیروز کلی برنامه ریخته بودیمااااااا

اه..

البته باز وجود اقایی اروم شدم ولی خب...



مشاهده متن کامل ...
بهاری ترین بهار...
درخواست حذف اطلاعات
" به یادش و به یاریـــش "

دلیل نوشت: صرفا جهت خالی نموندن آرشیو وبلاگ جان...

عشق نوشت: اگر بهار زیباست، به خاطر شماست بانو!

فاطمه جان! مادری کن یاس بانو... مثل همیشه... چشم به راه عیدی شماییم...

عروس نوشت: تماشای تو در لباس سفید... دیدن خنده های از ته دلت... تماشای برق چشمانت... آرزویی بود که اجابتش، بهار را سبزتر کرد...

انتظار نوشت: اگر خواست او به بید خبری محض است... مثل همیشه... هر دو... سر تعظیم فرو می آوریم...

بهارنوشت: انتظار کشیدن برای روزی که دهگان کوچک سنم را از یک تبدیل به دو کند، هم سخت است هم آسان... هم تلخ و هم شیرین... هم دوست داشتنی و هم نفرت انگیز...

خدانوشت: "" و افوض امری الی الله ""



مشاهده متن کامل ...
مدح المومنین علی علیه السلام
درخواست حذف اطلاعات

قصیده ای در مدح المومنین

علی بن طالب علیه السلام

روزی که آیه آیه ی قرآن خدا نوشت

گویا کنار نام خودش مرتضی نوشت

غیر از تو راه حقّ و نجاتی نیافتیم

چون "انّما ولیّکُمُ الله" را نوشت

در آیۀ غدیر و تکامل به دین،ببین

تنها که را برای همه مقتدا نوشت

مداح ذات تو، که به جز ذات کبریاست؟

حقّا به مدح تو به کتابش ثنا نوشت

آن را که داشت در دلش حبّ علی قرار

صد ساله راهش از ره دوزخ جدا نوشت

از نوع آن ولادت در کعبه،حقّ به خلق

فهمانده که حساب علی را سوا نوشت

بودی وصی و لحم و دم و جان مصطفی

پس می توان که نام تو را مصطفی نوشت

سرّ نبوّتی، که شدی ختم اوصیاء

شرط نبوّت همه را زین ولا نوشت

کی راه نیل در بر موسی گشوده بود

نام تو را به بحر،یقیناً عصا نوشت

عیسی یکی ز شیعیان علی بود بی گمان

هر مُرده را که زنده ز نام شما نوشت

محو نبرد تو همه بودند در اُحد

آمد ز راه پیک خدا و تو را نوشت

تعبیر یل برای تو هم ر شأن توست

در شأن و مرتبت چو خدا لافتی نوشت

جز"ذکر" نام توکه "علیٌ عبادَه" شد

ذکری ندیده صفحه ی ایجاد تا نوشت

مارا که جان ز جام ولای تو مست شد

بر"بارگاه قدس نجف" مبتلا نوشت

مارا که دل به زلف خم یار بسته ایم

اصحاب" البلاءُ لأهلِ اللّولا" نوشت

آنجا که شد به کوچه ز سیلی رخی کبود

در حیرتم... چه صبر عظیمت خدا نوشت

هرگز ز داغ کوچه خلاصی نداشتی

فُزتُ وَ ربّ کعبه" تو را تا رها نوشت

گفتی به چاه راز دلت را به نیمه شب

سهم تو را ز داغ، چه بی انتها نوشت

تا من غلام حیدرم از عالمی سرم

صد شکر ازخدا که مرا هم گدا نوشت

نه ابتدا به فضل تو دیدم نه انتها

این بحر بیکرانه خدا تا کجا نوشت

وحید دکامین(حزین)



مشاهده متن کامل ...
مدح المومنین علی علیه السلام
درخواست حذف اطلاعات

قصیده ای در مدح المومنین

علی بن طالب علیه السلام

روزی که آیه آیه ی قرآن خدا نوشت

گویا کنار نام خودش مرتضی نوشت

غیر از تو راه حقّ و نجاتی نیافتیم

چون "انّما ولیّکُمُ الله" را نوشت

در آیۀ غدیر و تکامل به دین،ببین

تنها که را برای همه مقتدا نوشت

مداح ذات تو، که به جز ذات کبریاست؟

حقّا به مدح تو به کتابش ثنا نوشت

آن را که داشت در دلش حبّ علی قرار

صد ساله راهش از ره دوزخ جدا نوشت

از نوع آن ولادت در کعبه،حقّ به خلق

فهمانده که حساب علی را سوا نوشت

بودی وصی و لحم و دم و جان مصطفی

پس می توان که نام تو را مصطفی نوشت

سرّ نبوّتی، که شدی ختم اوصیاء

شرط نبوّت همه را زین ولا نوشت

کی راه نیل در بر موسی گشوده بود

نام تو را به بحر،یقیناً عصا نوشت

عیسی یکی ز شیعیان علی بود بی گمان

هر مُرده را که زنده ز نام شما نوشت

محو نبرد تو همه بودند در اُحد

آمد ز راه پیک خدا و تو را نوشت

تعبیر یل برای تو هم ر شأن توست

در شأن و مرتبت چو خدا لافتی نوشت

جز"ذکر" نام توکه "علیٌ عبادَه" شد

ذکری ندیده صفحه ی ایجاد تا نوشت

مارا که جان ز جام ولای تو مست شد

بر"بارگاه قدس نجف" مبتلا نوشت

مارا که دل به زلف خم یار بسته ایم

اصحاب" البلاءُ لأهلِ اللّولا" نوشت

آنجا که شد به کوچه ز سیلی رخی کبود

در حیرتم... چه صبر عظیمت قضا نوشت

هرگز ز داغ کوچه خلاصی نداشتی

فُزتُ وَ ربّ کعبه" تو را تا رها نوشت

گفتی به چاه راز دلت را به نیمه شب

سهم تو را ز داغ، چه بی انتها نوشت

تا من غلام حیدرم از عالمی سرم

صد شکر ازخدا که مرا هم گدا نوشت

نه ابتدا به فضل تو دیدم نه انتها

این بحر بیکرانه خدا تا کجا نوشت

وحید دکامین



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.