پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 السابقون
دل بده ۲۶ | والسابقون السابقون، اولئک المقربون...
درخواست حذف اطلاعات
ماه رجب ماه «خصوصی ها»ست، ماه رمضان ماه عمومی هاست.
ی که ماه رمضان درِ خانه خدا رود، هنری نکرده است. اما ی که ماه رجب بلند شد، عبادات ماه رمضانش رو شروع کرد، به صورت ویژه تحویل گرفته می شه.
اونایی که جلوتر به پیشواز می رند، یه جور خاصی، بهتر از سمت خداوند متعال تحویل گرفته می شن.
پناهیان دام ظله
دل بده السابقون السابقون

برای دیدن تصویر در اندازه پروفایل با ذکر صلوات بر روی آن کلیک کنید.

ثواب این طراحی تقدیم به شهید احمد علی نیری....


مشاهده متن کامل ...
عیدتون مبارڪ
درخواست حذف اطلاعات


شانه می زد تا به گیسوی علی، بنت اسد

می شنید از هر سرِ مو: قل هو الله احد

مست شد از عطر جاری در هوای خانه اش

به چه عطری! خوش به خال شانه و دندانه اش

مانده سر در آوریم از کار این گیسو، هنوز

از هزاران نکته باریک تر از مو، هنوز

پیچ و تاب راه عشق، از پیچ و تاب زلف توست

لیلة القدر، آن هزارش، با حساب زلفِ توست

آن صراطی را که گفت احمد، زِ مو نازک تر است

در معاد عاشقان، یک تارِ موی قنبر است

تیغ کج، شد عاشقانت را صراط المستقیم

یک دعا داریم، آن هم: «یا علی و یا عظیم»

ساقی بزم «سَقاهم ربّهم» هستی، علی

از همان روزی که پیمان، پای خم بستی، علی

می کشاند باز ما را عاشقی، سوی جنون

در هوایت، می شویم «السابقون السابقون»

می شویم السابقون، در عشق تو مولا به صف

می شویم السابقون، از شوقِ ایوان نجف

«قاسم صرافان»


+این ع هم گویای همه چی هست دیگه! نه؟ ^_^



+ولادت حضرت علی علیه السلام مبارڪ و همچنین روز پدر (مرد) رو بر تمام مردان سرزمینم تبریک و تهنیت عرض می کنم : )




مشاهده متن کامل ...
والسابقون السابقون
درخواست حذف اطلاعات

حسین فاطمه میره فوتبال

بهش میگم اسم تیمتون چیه؟

میگه سابقون



مشاهده متن کامل ...
دو حدیث زیبا از اکرم (ص)
درخواست حذف اطلاعات

رسول خدا (ص) : در تفسیر قول خدای عزوجل سوره واقعه آیه 10 و 11 (( السابقون السابقون اولئک المقربون )) (( سبقت گیرندگان در انجام اوامر الهی همان مقربان درگاه الهی هستند )) فرمودند : جبرئیل به من خبر داده سابقون علی (ع) و شیعیانش میباشند آنها هستند که به بهشت سبقت گیرند و به جهت کرامتی که خداوند به آنها نموده مقربان درگاه الهی می باشند. امالی شیخ مفید صفحه 339

پیغمبر(ص) : دوستی من و خاندانم در هفت جای پروحشت سودمند است وقت مرگ در قبر هنگام زنده شدن موقع تحویل دادن نامه اعمال در وقت حساب و سنجش اعمال و عبور از پل صراط کتاب نصایح صفحه 263 حدیث 13



منبع: http://avanj5389. /

مشاهده متن کامل ...
حاجیان کربلا، تفسیر «والسابقون السابقون» اند!
درخواست حذف اطلاعات

حاجیان کربلا، محرم به لباس شهادت، بر مدار کعبه ی عشق حسین، طواف د و آن جا که باید تقصیر کنند در راه دوست، به جای مو، سر دادند و سعی شان میان خیمه و میدان، مقبول افتاد!

آری…

آیه ی «والسابقون السابقون» را، بهتر از کربلا کجا می توان درک کرد؛ وقتی از طفل شش ماهه تا پیرمرد نودساله، تفسیر این آیه اند!

.

.

من در چشمان آب، یک دنیا خج دیده ام…

و در چشمان دریا، شورید اشک را…

آن جا که با هر موج، بر سر خود می کوبد!



منبع: http://ghasedakemontazer. /


مشاهده متن کامل ...
یا سامع الصوات
درخواست حذف اطلاعات
تمام.همین که صدایم کردی تمام شد.داستانی که شروع نشده تمام شد.رمان چند جلدی قطوری که تمامی صفحاتش به غیر یکی سفید ماندند.

داشتمش که وقتی غمگین شدم از غم فرارنکنم و عاشق غمم شوم.که توانستم غم کوچکم را به بزرگ ترین غم دنیا گره بزنم و فریاد بکشم: الحمدالله علی عظیم رزیتی

کاری کن که به "خوار"خو نگیرم.دلگرم های با معنی تو بشوم نه صداهای بلند بی معنی.
کاری کن که این صداها دلم را نلرزاند.گناه زیر زبانم مزه نکند.توی بازار یت جزو السابقون السابقون نشوم کاری کن که یک چیز خوب داشته باشم که تو من را به آن بشناسی و دوست داشتنت جای تمام دوست نداشتنی های دنیارا برایم بگیرد.

+دعای غریق در زمان غیبت بسیار سفارش شده و ما همگی سید ال را به نام سفینه النجات میشناسیم:)


مشاهده متن کامل ...
السابقون السابقون ...
درخواست حذف اطلاعات

عصر یعنی حدود ساعت 5 داشتم می رفتم دنبال دخترم از کلاس بیارمش ... خورشید در حال غروب بود ... یعنی اون وقتایی که قرمز و بزرگ توی افقه و داره پایین میره ... همون سینی مسین آتشین ... سر چهارراه که می ایستم پشت چراغ قرمز خورشید پیداست و باید عینک آفت زد و سایه بان جلوی ماشین رو آورد پایین که از نور خورشید کور نشی ! 

این ساعت شهر شلوغه و پر ترافیک . توی لاینی که ایستادم دو تا ماشین جلوم هستند . چراغ سبز میشه و ماشین اول از سرجاش ت نمی خوره و ماشینی که جلومه چند تا بوق می زنه و بعد می فهمه انگار مشکلی پیش اومده و می خواد بره توی لاین سمت راست و تا میاد به خودش بجنبه چراغ قرمز میشه و نمی تونه از چراغ سبز رد بشه . من دارم سیاوش قمیشی گوش میدم و تازه می بینم ماشین جلویی یک پیکانه که راننده اش پیاده شده و یه پیرمرد هست و داره به همون ماشین بوق زننده توضیح میده که ماشینم خاموش شده و روشن نمیشه . پیر مرد طفلکی شروع می کنه خودش دست تنها به هول دادن ماشین . درب سمت راننده رو باز کرده و یه دستش روی فرمونه و با دست دیگه اش داره ماشین رو هول میده تا از سر چهارراه ماشین رو منتقل کنه به کنار خیابون ... نگران پیرمرد میشم و فکر می کنم چرا ی نمیره کمک این پیرمرد دست تنها ؟! لابد راننده های پشت ماشینها فکر می کنند حالا چراغ سبز میشه و نمیشه ماشینشون رو رها کنند و برند . ی دیگه هم انگار حواسش به این پیرمرد و ماشین ابش نیست . هی دارم جوش پیرمرد رو می زنم و یاد خاطرات دوری می افتم که یه زمانی ما هم ماشین قدیمی داشتیم و یهو پشت چراغ قرمز خاموش می شد و چقدر حرص می خوردیم و چقدر کلافه می شدیم ! همون وقت می بینم یه پسر جوان از اون طرف خیابان داره بدو بدو میره سمت ماشین پیرمرد ... حدس می زنم و امیدوارم که در حال دویدن باشد برای رسیدن به پیرمرد و دستی به ماشینش گذاشتن ... خداراشکر حدسم درست است ... پسر جوان و جوانمرد دارد می دود برسد به ماشین پیرمرد ... می رسد و کمک می کند ... چراغ سبز می شود و ما حرکت می کنیم ... 

انگار که خدا باشم می دانم که برای این پسر اجری است بزرگ ... کمک کرده است بدون هیچ چشمداشتی ... دویده است به سمت کار نیک ... بغض می کنم و اشکم در می اید و از زیر عینک آفت می لغزد روی گونه هایم ... یاد آیه سوره ی واقعه می افتم : السابقون السابقون اولئک المقربون ... خداراشکر می کنم که در این روزگار وانفسا هنوز هستند جوانانی که از انطرف خیابان وقتی می بینند پیرمردی دست تنها در حال هول دادن ماشینش است ، غیرت داشته باشند و بدوند برای یاری رساندن ...



مشاهده متن کامل ...
الا وسعها...
درخواست حذف اطلاعات

فرموده... لا یکلف الله نفسا الا وسعها...یعنی تا جایی که توان در بدن ت داری...باید خودت را برای حسین علیه السلام وقف کنی...یعنی تا آ ین نفس ت باید بگویی حسین...

یعنی اگر می توانی خانه ات را وقف هیئت کنی... چرا که محفلی که ذکر حسین در آن آورده شود..می شود قبه الحسین... می شود نور...اهل خانه نور می شوند...اگر نمی توانی،سر در خانه ات یک پرچم مشکی بزن ....نمی توانی نذری برایش پخش کن...اگر نه، هزینه ات را وقف حسین(ع) کن...اگر وسعت نمی رسد برو هیئت، چایی عزادار های ش را بریز...نمی توانی پخش ش کن... نمی توانی، دم در بایست کفش های عزدار های ش را جفت کن... نمی توانی، بعد مجلس جارو را بردار و شروع کن به تمیز قبه...

نمی توانی...مشکی های ت را بپوش و برو وسط مجلس عزادار ها، داغ دل ت را آرام کن..اشک نداری...ادای گریه کن ها را در بیار...نمی توانی، فقط بنشین و گوش کن... نمی توانی تا توان در بدن داری برای ش خوب بزن...حال هیئت رفتن نداری،بنشین یک گوشه، رو به قبله عاشورا بخوان... عاشورا طولانی ست، دست بگذار روی قلبت و سه مرتبه بگو ((صلی الله علیک یا ابا عبدالله))...

نمی توانی شب قبل از خواب بگو یاحسین و بعد بخواب...هر طوری شده است خودت را وصل کن این ماه به باب الحسین، به سفینه الحسین...اگر وصل نکنی شک نکن، جا می مانی...

خودش گفته...السابقون السابقون... یعنی برای نوکری حسین(ع) باید از همه سبقت گرفت...

یعنی باید خیلی در بند فلانی که گفت و چه گفت و چه کرد نباشی...باید تمام توجه ت معطوف حسین(علیه السلام)باشد...

باید مثل عباس(علیله السلام) انقدر با ادب بشوی که ضربان قلب ت هم بگوید حسین، حسین، حسین...


برچسب: ی حسین و نعم ال ...



مشاهده متن کامل ...
خاطره ای از شهید مجتبی کرمی
درخواست حذف اطلاعات

«بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن»

مجتبی شخصی بود که از لحاظ فروتنی بسیار زبان زد بود و هیچ گاه نشد که او را غرور فرا بگیرد و نفسش بر او غلبه پیدا کند؛ چرا که او انسانی خود ساخته شده بود.مجتبی شخصی بود که لقب السابقون السابقون برایش برازنده بود و دلیل آن هم پیشی گرفتن از امور خیر نسبت به بقیه اطرافیان بود، به صورتی که او در اکثر موارد خیر یک قدم جلوتر از بقیه حرکت می کرد.

یکی از اموراتی که مجتبی بسیار در آنها سفارش می کرد و همیشه خود نیز در انجام آن پیش قدم بود، صله رحم بود.

در یکی از اعیاد نوروز هنگامی که مجتبی در ارتفاعات سر به فلک کشیده سنندج مشغول پاسداری از نظام و حکومت ی بود، همه ما در شهر و دیار خود مشغول انجام دید و بازدید های مرسوم بودیم.به محض مراجعه ما به منزل اقوام به این سخن رو به رو می شدیم که همین الان مجتبی از سنندج با ما تماس گرفت و عید را تبریک گفت.

او آنقدر به انجام احکام ی و ایجاد وحدت در بین اقوام خود تاکید داشت که حتی در زمان انجام یت؛ اگر لحظه ای زمان پیدا می کرد، قطعا آن لحظه را به دید و بازدید تلفنی اختصاص می داد تا همه ما را متوجه این سفارش مهم اهل بیت(علیه السلام) کرده باشد.

شهیدم ع حرم مجتبی کرمی

راوے : برادرشهید

@molazemanharam69



مشاهده متن کامل ...
درگذشت مرضیه حدید چی .............
درخواست حذف اطلاعات
مرضیه حدیدچی (معروف به طاهره دباغ) از مبارزان انقلاب ی صبح امروز درگذشت.
حضور در مجلس شورای ی و پاسداران از سوابق مرحومه دباغ پس از پیروزی انقلاب بود.
وی که از بیماری قلبی رنج می برد صبح امروز در بیمارستان خاتم الانبیاء(ص) درگذشت.
وی که از بیماری قلبی رنج می برد، صبح امروز در بیمارستان خاتم الانبیاء(ص) دار فانی را وداع گفت.
«مرضیه حدیدچی معروف به طاهره دباغ (زادهٔ بیست و یکم داد هزار و سیصد و هجده در همدان) از مبارزان دیرین و السابقون السابقون انقلاب ی و نمادی از ن مسلمان فعال حاضر در همه عرصه های اجتماعی ایران بود. مروری بر زندگی و تلاش های بی وقفه وی در راه استقلال و و اعتلای ایران ی نشان دهنده تلاش ها و رشادت های وی د راه عزت انقلاب ی است.
- فرمانده همدان
- اولین فرمانده غرب کشور
- عضو هیات سه نفره اعزامی از سوی به مسکو جهت تسلیم پیام به میخائیل گورباچف آ ین اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال هزار و سیصد و شصت و هفت (به همراه آیت الله جوادی آملی و محمد جواد لاریجانی)
- سه دوره مردم تهران و همدان در مجلس شورای ی
- مسئول بسیج خواهران کل کشور
- مدرسه عالی شهید مطهری و علم و صنعت
- قائم مقام دبیرکل جمعیت ن
- دریافت نشان ایثار از رئیس جمهور سید محمد خاتمی (هزار و سیصد و هشتاد و دو)

مرضیه حدیدچی درگذشت + زندگینامه و سوابق



منبع: http://termett. /

مشاهده متن کامل ...
بزرگ مرجعیت عالم آیت الله سید صادق .. برگی از تاریخ
درخواست حذف اطلاعات
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم .. داد 1393 ساعت 11:46 شماره پست: 9

میرسد روزی که مرجعیت عالیقدر ما نیز اعلام کند برای دفاع از ماهیتمان قیام کنیم آ .. ما که در این دنیا جز حب حسین علیه السلام و گسترش شعائر حسینی برای دفاع ازحضرت علی علیه السلام و .. حسین علیه السلام قدم عملی بر نداشتیم

امروز روز گرفتن انتقام از "تکفیری" های است که سالها با ت .. یب بقعه های ائمه بقیع و امروز با جسارت به ائمه کشور عراق به ما چنگ و دندان نشان می دهند

ع .. .. .. (ره) و .. در دستان شیعیان عراق که برای پیوستن به نیروهای امنیتی برای مبارزه با گروه تروریستی .. عازم شمال بغداد هستند.






السابقون السابقون اولائک المقربون

یعنی اونها دشمن نیستن!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم .. داد 1393 ساعت 11:14 شماره پست: 8

هرچی فکر می کنم نمی تونم خودم رو قانع کنم

یکی بگه چه خبره !!!

آخه اکثر مقلدین آیت الله .. تو عراق هستند درسته که ما امکانش نیست که بریم عراق

البته فرمان جهاد واجبه و باید رفت حداقل فرمان جهاد برای مردم عراق که می تونست بده!!!

یعنی اونها دشمن نیستن!!!

یه عمری سنی ها رو دشمن اهل بیت معرفی کردیم با سبک خودمون

طرفداری و شعائر چی میشه!!!



منبع: http://abdalzahra-f. .. /


مشاهده متن کامل ...
فیروزآبادی: ما نقش لوله کش را برای سرویس دهنده های یی داریم
درخواست حذف اطلاعات

دبیر شورای عالی فضای مجازی اظهار کرد: بزرگترین سرویس دهنده های ارتباطی یی هستند و ما نقش لوله کش را برای آن ها داریم.
به گزارش خبرنگار آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایستنا؛ ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی در مراسم تودیع و معارفه مدیران عامل قبلی و جدید شرکت مخابرات ایران و همراه اول که با حضور جمعی از اعضای هیات مدیره و مدیران این شرکت‌ها در مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما از خدمات تیم همراه اول تشکر و قدردانی کرد.
فیروزآبادی در با اشاره به انتصابات جدید در اپراتورها بیان کرد: صدری و فرنگ هر دو از دوستان قدیمی من هستند و صفری از السابقون و السابقون هستند و در زمان حضور ایشان در وزارت خارجه برای ید کشتی‌های نفتکش مزاحم ایشان شدیم.
وی افزود: شرکت‌های تلکامی پایپ هستند و باید ۳۵ درصد از اقتصاد ۶۰ هزار میلیارد تومانی فضای مجازی را تشکیل بدهند اما ۶۰ درصد آن را تشکیل می‌دهند.
فیروز آبادی با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه و نقش فضای مجازی عنوان کرد: شبکه‌های اجتماعی سلول‌های آینده اقتصاد جهانی هستند و اتصال براساس آنها شکل می‌گیرد.
وی ادامه داد: نگاهی به توسعه اقتصاد دیجیتالی نداشتیم و امروز پیام‌رسان‌ها را به عنوان یک عارضه می‌بینیم و از اپراتورها انتظار بررسی و مشارکت برای حل مسأله داریم تا این عارضه برطرف شود.
فیروزآبادی در پایان با اعلام اینکه امروز بزرگترین ابزار فضای مجازی در اختیار غرب است اظهار کرد: الان سیستم عامل‌ها فقط اندروید و ios هستند که هر دو یی هستند و بزرگترین پلتفرم‌ها هم یی هستند و با این مدل ما فقط لوله‌کش‌ أنها می‌شویم و امیدواریم این رویه تغییر کند.



مشاهده متن کامل ...
برای حمید عزیز
درخواست حذف اطلاعات


دلنوشته حجه ال سعید اصفهانیان

با سلام

امروز آسمان به استقبال زمین بود و گوشه شهر حال و هوای دیگر داشت. من نیز به همراه خیل مشتاقان به دنبالش روان بودم.

رابطه دوستی ما با حمید عزیز، رابطه ای صمیمانه و عمیق بود. همانگونه که او دوستم داشت، من نیز عاشقش بودم اگرچه  نمی دانست!
اما اینک می گویم؛

حمید عزیز! امروز خورشید برایم طلوعی دیگر داشت. با سفرت به سوی آسمان و شنیدن مقدمات آن، چند روزی دست ها به کمر گرفتم، بر زمین زانو زدم، اشک ها ریختم و به غبطه نشستم!

 اما امروز! با شنیدن وصیتت، دوباره برخاستم، کمر راست و سپر! چشم ها به آسمان دوختم و به محضر پروردگار متعال و ولیش به دوستی با تو افتخار و به ملائک ف فروشی نمودم.
حمیدجان! تبیین تو از انقلاب به عنوان یک ساطعه از نور، و نه پدیده صرفا اجتماعی و ، اگرچه فاصله اش با نگرش مراکز دانشی ما بسیار است اما، تبیینی صحیح و مایه مباهات است. تو خود می دانی که چه می گویم!

حمید عزیزم! سخنت با محمد دس ، حتی در میان خواص از جمله سالکان و شمندان مایه مباهات است؛
 “زندگی برای مهدی عج” اوج قله ای است که تنها در فرهنگ “السابقون السابقون” معنا می پذیرد…!

پروردگارا! تو را سپاس می گویم که سربازی از سربازان حریم انقلاب، با فرزند خویش اینچنین سخن می گوید:

محمد! زندگی کن برای مهدی، درس بخوان برای مهدی! محمد! ورزش کن برای مهدی! محمد! من تو را از خدا برای خودم نخواستم، تو را از خدا خواستم برای مهدی…

منبع : هیئت عشاق الحسین



مشاهده متن کامل ...
برنده
درخواست حذف اطلاعات

شرایط یه جوری شده که محمدحسین داره با تمام توانش میدوئه تا به باباش برسه. البته کارای سنگین رو نه ما بهش پیشنهاد میدیم و نه خودش تمایلی نشون میده.

با ولع تمام برای سحری بیدار میشه. حتی وقتی روز اول بیدار شد بهش گفتم: خوب بود؟ گفت: این جوری برام ارزش نداره!!!

گفتم: چرا؟ گفت: باید من رو صدا بزنید بعد برید خودتون سر سفره من خودم بیام. اون جوری برام ارزش داره.

آخه من وقتی صداش زدم کمکش که بلند بشه! :))

البته کاملا بی تفاوت نشون میدیم به بیداری و خوابش و فقط زمینه براش جور میکنیم. واقعا انتخاب باخودشه.

امروز سحر کار به جایی رسید که وسط سحری خوردن وقتی صدای اذن بلند شد، غذا رو ول کرد و رفت وضو گرفت. نمیخواست از باباش عقب بمونه! موقع رفتن به آقای همسر گفت: بابا نخون تا منم برسم.

باباش همون موقع یه پیامک داشت مجبور شد 5 تا 10 دقیقه شو عقب بندازه. محمدحسین یه مدت صبر کرد دید باباش هنوز نخونده خودش قامت بست برای .

وقتی تموم کرد. سریع مهر رو گذاشت سر جاش. آقای همسر گفت: بابا جان وقتی میخونی سریع از جات بلند نشو. چیزی نمیخوره توی سرت! یه دعایی چیزی ! :)

-: دعا ندارم م! تازه شما خیلی زرنگی بازنده نباش. زودتر از من تو بخون!!

همه اینا رو با یه لبخند شیطنت آمیز که روی صورتش پهههههننننن شده بود میگفت!


اینم فلسفه برای بچه ما! :)



پ.ن: بهش حسودیم میشه! موقع سحر یاد این آیه افتادم:

السابقون السابقون. اولئک المقربون


پ.ن2: مسلما ماه مهمونی خداست و همه ما به این مهمونی دعوتیم اما اون کجا مهمون معمولی باشیم و هرجایی جا شد بنشونن مارو؛ اون کجا مهمون ویژه باشیم و جای خوب و خاصی برامون نگه داشته باشن!



مشاهده متن کامل ...
سبقت بگیرقیافه نگیر...
درخواست حذف اطلاعات
سبقت بگیرقیافه نگیر...
سبقت درامورخیرخیلی خوب است آن قدرکه کتاب آسمانی ما .. انی که سبقت میگیرنددرکارهای خوب راازنزدیکان می داند(والسابقون السابقون اولئک المقربون/واقعه56) ازمقربان درگاه دوست می داند اما یک چیزاست که این سبقت درامورخیررا .. اب وضایع می کندوآن قیافه گرفتن وریا .. وخودنمایی وخودبرتربینی است حواسمان باشد گمنام سبقت بگیریم درست مثل .. ....همه روجاگذاشتندورفتند.



منبع: http://jangenarm113. .. /


مشاهده متن کامل ...
مرضیه دباغ (حدیدچی) درگذشت
درخواست حذف اطلاعات
مرضیه حدیدچی (معروف به طاهره دباغ) از مبارزان انقلاب ی صبح امروز درگذشت.


به گزارش جماران، حضور در مجلس شورای ی و پاسداران از سوابق مرحومه دباغ پس از پیروزی انقلاب بود.

وی که از بیماری قلبی رنج می برد صبح امروز در بیمارستان خاتم الانبیاء(ص) درگذشت.

«مرضیه حدیدچی معروف به طاهره دباغ (زاده بیست و یکم داد هزار و سیصد و هجده در همدان) از مبارزان دیرین و السابقون السابقون انقلاب ی و نمادی از ن مسلمان فعال حاضر در همه عرصه های اجتماعی ایران بود. مروری بر زند و تلاش های بی وقفه وی در راه استقلال و و اعتلای ایران ی، نشان دهنده تلاش ها و رشادت های وی در راه عزت انقلاب ی است.

مرضیه دباغ (حدیدچی) درگذشت

قبل از پیروزی انقلاب ی
- از شاگردان شهید آیت الله سید محمدرضا سعیدی
- دو بار بازداشت و شکنجه شدید وی و دخترش رضوانه دباغ توسط ساواک
- فرار و وج از ایران با کمک شهید محمد منتظری و با گذرنامه جعلی (هزار و سیصد و پنجاه و سه)
- شش ماه کارگری در یک هتل در لندن، به عنوان نظافتچی در قبال مقداری غذا و جایی برای خواب
- شرکت در اعتصاب غذا برای زندانیان ایران در فرانسه و انگلیس
- توزیع اعلامیه های در میان زائران حج در عربستان
- آموزش مبارزات چریکی در و لبنان زیر نظر شهید محمد منتظری و با حمایت موسی صدر
- مشارکت در ب ایی یک اردوگاه نظامی در برای آموزش مبارزان ضد شاه و کمک به آشنائی نسل جوانی از ایرانیان مبارز با تاکتیک های شبه نظامی
- از همراهان در نوفل لوشاتو

بعد از پیروزی انقلاب ی
- فرمانده همدان
- اولین فرمانده غرب کشور
- عضو هیات سه نفره اعزامی از سوی به مسکو جهت تسلیم پیام به میخائیل گورباچف آ ین اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال هزار و سیصد و شصت و هفت (به همراه آیت الله جوادی آملی و محمد جواد لاریجانی)
- سه دوره مردم تهران و همدان در مجلس شورای ی
- مسئول بسیج خواهران کل کشور
- مدرسه عالی شهید مطهری و علم و صنعت
- قائم مقام دبیرکل جمعیت ن
- دریافت نشان ایثار از رئیس جمهور سید محمد خاتمی (هزار و سیصد و هشتاد و دو)



منبع: http://nooghabb. /


مشاهده متن کامل ...
تعبیر
درخواست حذف اطلاعات
در صفوف نوبت هیچ ایستاده ای من امروز هم السابقون شدم واما این شتاب از ترجمان احساس من است ومن در پی یک مسئله با خود کلنجار می روم آیا من در سلامت کامل هستم نه گریزی از مرگ نخواهد شد اما من از بیماری آن هم نوع رژیمی خوشم نمی آید شاید کیسه ها دارو خورده باشم واز چیز های مبهمی در غم هستم دیروز از خواهرم جوری گفت که خشم ن شدم اما من سکوت شاید تحلیلهایم کمی مغرضانه باشد اما من خانواده خودم را دوست دارم . در برنامه ویتامین شبکه نسیم از بلال معما درست کرده در مسابقه مطرح نمودند ومن نمیدانم از این هجوها چگونه معما بسازم که خودشان خود را بسازند وجواب دهند نمره شان بیست چه توفیری دارد . وقتی با وجب دست استخاره می رند من چگونه از این کتابتها نامه ننگارم . ساعت بیست چه خبر خواهد شد نمیدانم انگار وجودی عزیز تولد می یابد ولی زمان نمی ایستد ومن حتماً در چند قدمیش ثانیه شماری میکنم آیا او اجازه میدهد نه منتظر خود ثانیه ها را خواهد شمرد .



منبع: http://mastoreh-soroosh. /


مشاهده متن کامل ...
ما جنب خداوند هستیم
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم


ما جنب خداوند هستیم



شیخ طوسى قدس سره در کتاب «امالى» از خیثمه نقل مى‏کند که گفت : از باقر علیه السلام شنیدم که آن حضرت فرمود :


نحن جنب اللَّه، ونحن صفوة اللَّه، ونحن خیرة اللَّه ونحن مستودع مواریث الأنبیاء، ونحن اُمناء اللَّه عزّوجلّ، ونحن حجج اللَّه، ونحن حبل اللَّه ونحن رحمة اللَّه على خلقه.


ما جنب خدا هستیم ( جنب به معنى پهلو و کنار است و این کنایه از مقام قرب آن بزرگواران به پروردگار است) ، ما خالص و برگزیده خدا و اختیار شده او هستیم ، میراث انبیاء نزد ما به ودیعه س شده است ، ما امانتدار الهى و امین او هستیم ، وما ریسمان خداوندى و وسیله ارتباط او با خلق هستیم ، ما رحمت خداوند هستیم که بر بندگانش ارزانى داشته است .


ما هستیم که خداوند آفرینش خود را به وجود ما آغاز کرد ، و به وجود ما آن را پایان مى ‏دهد ، ما پیشوایان هدایت و چراغهاى روشن او در تاریکى‏ ها ، و محلّ تابش نور هدایت هستیم ، ما پرچم‏ها و نشانه‏ هاى برافراشته براى اهل دنیا هستیم ، ما سابقون ( سابقون ؛ اشاره به آیه مبارکه «السابقون السابقون × اولئک المقرّبون » دارد) هستیم و از نظر رتبه و مرتبه و فضیلت ، از همگان پیشى گرفته ‏ایم و ما آ ون ( آ ون اشاره به آیه مبارکه «وقلیل من الآ ین» دارد ) هستیم که از نظر زمانى دیرتر از دیگران آمده ‏ایم .


ى که به دامن ما چنگ زند به ما ملحق مى ‏شود و نجات پیدا مى‏ کند ، و ى که از ما عقب افتد و با ما همراهى نکند در دریاى غرور و جه خود غرق مى ‏شود ، ما فرمانده و مردمان روسفیدیم ، ما حریم پروردگار و در حمایت او هستیم ، ما راه روشن و جادّه مستقیم بسوى خداوندیم ، ما از نعمتهاى خدا بر بندگان و راه آشکار او و کانون شرع نبوى هستیم ، ما جایگاه و محلّ قرار گرفتن رس یعنى حقایق و اسرار رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم هستیم .


ما اصل و اساس دین هستیم ، فرشتگان با ما رفت و آمد دارند ، ما نورافکنیم براى آنها که در طلب نور هستند ، و راه نجاتیم براى آنها که پیروى کنند ، ما مردمان را به بهشت راهنمایى مى ‏کنیم ، و ما فرماندهان و دستاویز محکم و باعث عزّت و آبروى آن هستیم ، ما همانند پل‏ها هستیم که هر که بر آن عبور کند (یعنى از دستورات ما پیروى کند و با ما باشد) مى تواند به راه خود ادامه دهد و به مقصد برسد ، و هر جا بماند و به راه دیگر رود هلاک مى‏ شود ، ما در قلّه رفیع و اوج عظمت هستیم .


ما هستیم که خداوند به واسطه ما رحمت خود را نازل مى‏کند و بارانش را سرازیر مى‏ نماید ، و ما هستیم که خداوند به واسطه ما عذاب را از شما برطرف مى کند .


فمن أبصرنا وعرفنا وعرف حقّنا وأخذ بأمرنا فهو منّا وإلینا.


ى که درباره ما آگاهى پیدا کند و ما و حقّ ما را بشناسد و فرمان ما را اطاعت کند از ما است و سرانجام به سوى ما مى ‏آید .


منابع :


امالى طوسى : 654 ح4 مجلس 34 ، بحار الأنوار : 248/26 ح 18، مناقب ابن شهراشوب: 206/4، بصائر الدرجات: 62 ح 10، المحتضر: 128، ارشاد القلوب: 316/2.




مشاهده متن کامل ...
ایرانی
درخواست حذف اطلاعات

واقعتیش این است که با فرا رسیدن سال جدید حداقل کاری که می توانیم برای وطنمان این است که حداقل تا جایی که می توانیم لباس هایمان را ایرانی ب یم، و باور کنیم تا ایرانی باشد اجناس ترک باید زیر سوال برود ...

که حرف حضرت اقا عملی بشود که ایرانی ب ید...

با مامان که می روم بازار و مزون خیلی پیش اومده که مغازه دار گفته : خانم این ترکه ، شک نکنید تو یدنش، ب ید پیشمون نمی شید عالیه جنسشو از این صوحبت ها ...

امیدوارم یک روزی برسد که برای اجناس خودمان چنان با آب و تاب تعریف کنیم ...

باید اعتراف کنم ، که غیر از دنیای کتاب ها عاشق دنیای روسری ها هستم، مخصوص تر حریر و ابریشم..

مخصوصا روسری های رن ارنگ ... خیلی ...

امروز به طور اتفاقی یک پیج پیدا که تمام روسری هایش ایرانی بود ...به نظرم معرکه است برای من ... که هم مدل هایش فوق العاده باشد...هم حریر باشد... هم مناسب باشد قیمت هایش...نسبت به روسریهای ترکی که برایش باید دو،سه برابرش را پول بدهم...

فکر کنم یکی از مصداق های السابقون باید این باشد که در یدن اجناس ایرانی از هم سبقت بگیریم...به خاطر مردممان، به خاطر قشر ضعیفمان...به خاطر رونق اقتصادی کشورمان...به خاطر اقتصاد مقاومتی...





مشاهده متن کامل ...
مهمان هم داشتیم
درخواست حذف اطلاعات

اجازه بدهید با انکه حرف به درد بخوری ندارم و صرفا می خواهم بنویسم که آرام شوم، بگویم که امروز whiplash را برای بار چندم دیدم. هر بار البته یک قسمت از را می دیدم و این بار هم آن قسمت هایی که ندیده بودم را! باحالی است و از آن باحال تر shutter island است که ده بار دیدنش هم می چسبد. امروز سعی کمی حواسم را به حرکت های دوربین جمع کنم و دیدم چه قدر ریز، هوشمندانه و نامحسوس اما تاثیر گذارند. چه قدر جالب و عالی! چه قدر دراوردن حسی که از یک سکانس انتظار می رود ظرافت کارگردانی می طلبد! دیدید بعضی دیالوگ ها در نمیاد؟ دیدید طرف همه بار عاشقانه یا فلسفی فضا را رو دوش دیالوگ های شعارگونه ی سریال های ایرانی می اندازد؟ خب سخت است اجرای بعضی چیزها ولی ناممکن نیست!

راستش امروز نت چرخیدم با اینکه مشق!! داشتم و خب مثل روزهای دلتنگی های طاقت فرسا و فشار امتحانات ، نشستم به جاش نت گردی ! البته در عین حال کار دیگری هم می که لازم بود همان موقع انجام شود. بعد یک ویدیو دیدم از دو بچه ی 6 ساله که یکیشان مشکل adhd داشت و چه قدر دلم سوخت از اینکه خودش را خیلی دوست نداشت، برع آن یکی مستقیم به دوربین نگاه نمی کرد، مدرسه را دوست نداشت و میگفت "تنهام"... می گفت: گاهی بدم چون به حرف مامانم گوش نمیدم یا همچین چیزی. اینم لینکشه، خواستید ببینید: اینجا. (احتمالا نیاز دارید). و بعد ویدیویی دیدم که یک کارتون خواب که توی قرعه کشی گویا پول زیادی برنده شده بود هزینه یک ماه هتل موندن یک کارتون خواب دیگه رو پرداخت کرد. داشتم فکر می میشه یه کمپینی راه بندازیم و از پولدارا یا همه مردم بخوایم یه بخشی از هزینه های کارتون خواب ها رو بدند یا مثلا یه جایی فراهم شه که کارتون خواب ها بتونند ولو چند نفری توش جابگیرند و بخوابند! خب منظورم رو احتمالا درست متوجه نمیشید اما به این هم فکر که مسئول همون موسسه ای که اومده بود خندوانه و 300 عدد کاکتوس رو هم به نشانه مقاومت کارتون خواب هایی که طی مدت فعالیتشون به خانواده و جامعه برگشتند و کار د، رو پیدا کنم و باهاش حرف بزنم. بعد هم به این فکر مومن خالص بودن برای خدا، به درجه عرفان ربط داره یا خیر رسوندن و برکت داشتن؟ یعنی "السابقون" ی که همیشه حسرتشان را خوردم آدم های عارفی اند که در وادی عرفانی بی حدشان به سر می برند یا می شود آدم هایی معمولی تر باشند، مثل همین همین جناب مسئول (که نه اسمش را نه سمتش را درست می دانم و ممکن هم هست جز عارفان درجه یک باشد اما فرض میگیریم که اینطور نیست که البته بعید است) ولی کاری که این مرد می کند، جدا از خدمت و همدردی اش به قشر طرد شده جامعه، جلوی فساد و آسیب های بزرگ اجتماعی را می گیرد یا لااقل از شدت آن می کاهد و در پی آن چه مشکلات فجیهی که ممکن است جامعه را نابود کند جلوگیری می شود و در عوض خیر و برکت و سعادت نصیب ِ جامعه. حالا ما هی حرف بزنیم که جامعه غرق در فساد است و الخ، ولی یک نفر به پا می خیزد.

می دانم که زندگی هر و شخصیت و داستان او را ی جز خداوند نمی تواند قضاوت کند اما آنچه سوال برانگیز است همین است که آیا شزط صعود از "اصحاب یمینی" بودن و مشمول "سابقون السابقون ... اولک المقربون" شدن، رسیدن به "کمال" انسانیت و عرفان است یا نه؟



مشاهده متن کامل ...
زبان درازی ممنوع
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله

کت دیدم با موضوع تاریخ بخشی از حیات المؤمنین. تردید داشتم که کتاب را ب م یا نه. همین طور کتاب را تورقی . قسمتی از صفحه ای که آمد چشمم را گرفت. ماجرای جنگ صفین بود و نام چند که برای ماجرایی فرستاده بودند را آورده بود. یکی از نام ها برایم خوب آشنا بود: شبث ابن ربعی. اگر کتاب بسیار خوب "ن ا" ی صادق کرمیار را خوانده باشید، گمانم شما هم روی این نام حساس باشید... شبث در ماجرای کربلا ـ آن طور که در ن ا آمده ـ از پیش گامان دعوت حسین به کربلا بوده. و البته ماجرا به گونه ای پیش می رود که سرانجام از نیروهای اصلی ابن سعد می شود.
فکر کنید روزی که المؤمنین شبث را ـ طبق آن چه در تاریخ نوشته شده ـ مأموریتی و نمایندگی ای داده بودند، چند نفر روی هر حس به این کار حضرت ایراد گرفته باشند و اعتراض کرده باشند و مثلاً از حضرت خارج شده باشند. به نظرتان این افراد حق داشته اند که بعد از عاشورا سر خود را بالا بگیرند و بگویند دیدید ما زودتر از علی، شبث را شناختیم؟! دیدید حق با ما بود؟ پس اعتراض و وج ما از اردوگاه علی ایرادی نداشته که هیچ، نشانه ی بصیرت ما بوده!
شبث در زمان صفین یک آدم بود و در ماجرای عاشورا یک آدم دیگر. حداقل ظاهرش در آن جا چیزی بود و در این جا چیزی دیگر. این که یک نفر در صفین پا روی حق گذاشته باشد، با انحراف آینده ی شبث توجیه نمی شود...

به قول تاریخ پر است از خیانت بزرگانش به (نقل به مضمون). تاریخ هم چنان در جریان است و این تاریخ هم شبث های دیگری خواهد داشت و هم حر های دیگری. حواس مان باشد وقتی شبث ها کج رفتند، زبان آنان که در کج روی جزء السابقون بوده اند دراز نشود!



مشاهده متن کامل ...
جشن پاسخگویی به جای خاطره گویی
درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی  


 


چهل سال از انقلاب ی مردم ایران می گذرد که ملت مسلمان با اراده الهی، خود را از چنگ طاغوت و استبداد و ذلت رهانید و به آرمانهای بلندی مانند عدل و و استقلال و عزت روی آورد.


ملت عزیز، دراین چهل سال فراز و فرودهای فراوانی را تحمل نموده و در سختی ها و شادی های نظام ی پای خواسته های به حق خویش ایستاده است. 


اینک در آستانه ایام الله دهه فجر و ورود به چهل سالگی انقلاب ی، پیشنهاد می شود به جای #خاطره_گویی از  مسئولینی که سالهاست برخی مناصب را به عهده دارند، #جشن_پاسخگویی را برگزار نماییم! 


یقینا برای بیان خاطرات می توان از بایگانی ها و کتاب خاطرات بهره جست اما اینکه در این چهل سال برخی افراد که بعضا تمام چهل سال را بر مسندی بوده اند، چه خدمتهایی به مردم و انقلاب کرده اند مغفول مانده است و لذا بایسته و شایسته است عملکرد برخی نهادها و افراد شفاف و روشن گردد. 


از این رو پیشنهاد می شود السابقون انقلاب این بار نه برای خاطره گویی که برای پاسخگویی به مردم، رو به ملت بنشینند و به پرسشها و دغدغه های آنان پاسخ دهند.


توقع آن است آنهایی که در این سالها به هر طریقی مسئولیتی داشته اند داوطلبانه و مشتاقانه به این پیشنهاد پاسخ مثبت دهند در غیر این صورت اگر درخواستی برای دیدار و گفتگو، از سوی گروهها و تشکلهای حوزوی و ی به ایشان ارسال گردید اجابت نمایند.


به یقین پاسخهای صادقانه و ارائه کارنامه ای شفاف از فعالیتهای مسئولین می تواند برای ملت امیدبخش باشد و جنگ روانی دشمن را بی اثر نماید!


 


#جمعیت_طلاب_انقلاب_ ی 


8 بهمن 96



مشاهده متن کامل ...
در بین مسلمانان روح سبقت گرفتن و ایثار در کارهای خیر کمتر است
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ؛ وَ قَلِیلٌ مِّنَ الاَخِرِینَ(واقعه/ 13 و 14)

ترجمه آیات: (سبقت گیرندگان در قیامت )گروهى از پیشینیان، و اندکى از متأخّران (خواهند بود).

1. "ثلة" در اصل به معنى قطعه مجتمع از پشم است، و در اینجا به معناى جماعت بسیار انبوه است، و مراد از کلمه" اولین" امت‏هاى گذشته است، و مراد از کلمه" آ ین" بی شک امت است، چون بعد از امت دیگری مبعوث نخواهد شد و در قرآن هم هر جا سخن از اولین و آ ین گفته منظورش از اولین، امت‏هاى گذشته، و از آ ین امت بوده است‏.

2. طبق این دو آیه گروه زیادى از مقربان از امتهاى پیشینند، و تنها کمى از آنها از امت های بعدی هستند. سوال اصلی در فهم این آیات این است که: منظور از امت های پیشین چه انی می باشند و متا ین و امت های بعدی شامل چه انی می شوند؟ عده ای از مفسرین گفته اند: منظور از اولین انی هستند که در ایمان به ان قبل از محمد (ص) پیشی گرفته اند و امت بعدی سبقت گیرندگان در دین هستند مانند حضرت خدیجه و حضرت علی (ع). عده ای از مفسرین گفته اند: هردو گروه از امت حضرت محمد (ص) است و به این حدیث نبوی اشاره کرده اند: عن النبی صلّى اللّه علیه و آله: «الثلّتان جمیعا من امتی» یعنی هر دو گروه از امت من است. مرحوم مغنیه در تفسیر کاشف این نظر را اختیار نموده است. ایشان معتقدند گروه اول مربوط به دوران طلایی است که مسلمانان با دل و زبان و عمل به ایمان داشتند و با روح و جان از دغاع می د. و منظور از گروه دوم دوران افول تمدن ی است که مسلمانان گرفتار استعمار و صهیونیست هستند و افکار و عقائدشان منحرف شده است و دین در زندگیشان نقشی مؤثر ندارد.

3. در بعضى از روایات از باقر ع چنین نقل شده که فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الآ ون: "ما پیشگامان پیشگام، و ما آ ون هستیم". و در روایتى از صادق ع آمده است که به جمعى از پیروان خود خطاب کرد و فرمود: "شما سابقون نخستین و سابقون آ ین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آ ت پیشگام در بهشتید".

4. طبق روایتی از امت او پرجمعیت ترین امت است. که فرمود: انّ امّتى یکثرون سایر الامم و انا اکثر النّاس تبعا یوم القیمة. عقل هم این روایت را تایید می کند چون هر چه به قیامت نزدیک می شویم آمار جمعیت بسیار رو به فزونی است. ولی این حدیث و دلیل عقلی با آیه منافات ندارد چون آیه در باره پیشگامان و سبقت گیرندگان در اعمال خیر است و بعید نیست که اصحاب سعادت و اهل بهشت مسلمانان از سایر ادیان و پیروان سایر ان زیاد باشد ولی ایثارگران و سبقت گیرندگان از امت کم باشند. هرکدام از ما بخواهد وجدان خود را قاضی کند می پذیرد که دنیا زدگی و مشغولیت به دنیا روح ایثار و از خودگذشتگی و جهاد در راه خدا را در بین متدینین امروز تضعیف نموده است.



مشاهده متن کامل ...
حاشیه ای بر انبوه خدام اربعین
درخواست حذف اطلاعات

یک جایی از کتاب معروف "دا" نوشته است که در روزهای نخست تهاجم دشمن، سیاهه ای از سربازهای یکی از لشکرها جلوی مسجد جامع مشهر معطل مانده بودند. به آنها می گفتند: چرا وارد درگیری با دشمن نمی شوید؟ جواب می شنیدند: فرمانده مان نیست، دستوری نیامده و ... آ ش یکی برگشت و به آنها گفت: لااقل لطف کنید از مشهر بیرون بروید و آذوقه م عین واقعی شهر را مصرف نکنید. خودتان بهتر می دانید امکانات غذایی محدود است و ...

مشابه این مسأله را در جریان ز له بم نیز شاهد بودیم. یکی از اساتید دروس خارج قم که اهل استان کرمان بود یک بار به فریاد آمد که حضور این همه نیروی امدادی داوطلب در شهر اصلاً مورد نیاز نیست و نتیجه ای جز کمبود آذوقه و طبعاً محرومیت بعضی از نیازمندان از سهمیه آب و غذا به دنبال نخواهد داشت.

حکایت بعضی از موکب های اربعین نیز همین گونه است. آن گونه که خبر می رسد بعضی از موکب ها آن قدر دوست و فامیل و آشنا و ... را به عنوان خادم زوّار، همراه برده و مستقر کرده اند که بخش قابل توجهی از امکانات اه خیّرین، به مصرف آنها رسیده و بسیاری از زائران واقعی اربعین در زمان مراجعه به این موکب ها با فقدان مکانی برای استراحت و م ومات پذیرایی مواجه شده و چاره ای ندارند جز آن که راه خود را گرفته و بار خستگی سفر را در موکب دیگری بر زمین بگذارند.

دیروز برادر عزیزی که پاسدار بازنشسته و جزو السابقون انقلاب است می گفت: به عنوان خادم راهی سفر اربعین شدم؛ اما وقتی دیدم به حضور من در آن موکب نیازی نیست و بودن من با توجه به انبوه خدام مستقر، هزینه ای بر موکب تحمیل کرده و سهمی از زائرین را از آنان دریغ می نماید، به سفر خود پایان داده و بعد از زیارت عتبات، به ایران بازگشتم.



مشاهده متن کامل ...
مجاهد1
درخواست حذف اطلاعات
از همان روزی که یادم می آید از دوران کودکی وقتی چشم باز زندگ پرماجرایی را شروع کرده و تا به امروز نیز همان زندگی پر ماجرا ادامه داشته است، پدری نظامی با شغلی حساس که دائم در حال یت است و مادری دلیر که مدال افتخار بر گردن آویخته و سرباز انقلاب است؛ با خود هماره می گویم اصلا حکمت این زندگی پر ماجرا چیست؟
چرا اصلا نباید بسان دیگر افراد من هم زندگی آرامی را داشته باشم...
گویا خودم در میانه میدان نبردی میبینم که فرمانده اش نیز در خط مقدم ایستاده و بیشترین تیر و ترکش ها متوجه خود اوست، درست برخلاف قانون عامه جنگ در دنیا که فرمانده باید در پشت میدان نبرد باشد...
این فرمانده با سربازان خاص خود در خط مقدم جبهه حضور دارد که خودم بشخصه از ابتدای زندگی با به امروز با بسیاری از آنها مراوده داشته ام؛ از والدینم گرفته تا معلمان و تا الآن که در خط مقدم جبهه نرم در صادق مشغول همراهی مجاهدان در راه حق هستم؛ اسم خودم را مجاهد نمی گذارم چون این صفت در درجه ی اعلای آن مخصوص ذوات مقدسه معصومین است که به راستی حق جهادخدا را به جای آوردند و السابقون در لبیک به ندای الست بربکم بودند، ما و کجا آنها کجا؟؟؟ژ
بگذریم دور و بر منِ تماشاچی پراست از مجاهدین در راه حق، از هم اتاقی هایم گرفته تا بهترین دوستانم در ستاد فرماندهی و هم چنین خط مقدم؛
اصلا دنیای من بغیر از خودم پر است از آدمای با اخلاص که تمام سعی و تلاششان اینست حتی برای لحظه ای هم که شده دل فرمانده خویش را شاد کنند و چه زیباست در این مجاهدت که بسان سفری ست که بُعد منزل در آن معنایی ندارد و هر در اینجا بیشتر ترکش بخورد به فرمانده نزدیک تر است، حتی اگر او را یک بار هم از نزدیک ندیده باشد.
من اگر مجاهد نباشم لااقل سعی می کنم مثل آنان زندگی نمایم تا شاید شبیه آنان بشوم، خدا را چه دیدید شاید من هم شدم مجاهد فی سبیل الله؛
اصلا مجاهد یعنی فنا، یعنی دیگر منی باقی نمی ماند که از آن بخواهم حرف بزنم، اصلا زیاد حرف زدن در مورد مجاهدین شان آنهارا پایین می آورد این چند خط بهانه ای است و حلقه انصالی است بین دل من و شما و دریچه ای برای این حرف که مجاهد کیست؟
چه خصایصی دارد؟
چگونه می تواند حق جهاد خدا را ادا نماید؟
و هزاران سوال دیگر که خود شما هم می توانید در پاسخ به این سوال مرا یاری نمایید، اصلا بیاییم برای چند دقیقه هم که شده تفکر کنیم و بیبنیم آیا این جهاد و مجاهدت و... نتیجه ای دارد یا خیر...



مشاهده متن کامل ...
اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه ی قرآن
درخواست حذف اطلاعات

اگه یه سنّی ازتون پرسید:«چرا شیعه شدید؟» چی می گین؟

اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه ی قرآن:

تا وقتی صلی الله علیه و آله و سلم زنده بودند شیعه و سنّی نبود. همه بود. بعد از ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت علیهم السلام گرفتیم و اهل سنّت از چهار تا عالم دیگه ، احمد بن حنبل، ابو حنیفه، مالک، و شافعی.

اولاً:ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ، قرآن راجع به اهل بیت علیهم السلام وقتی به کلمه ی اهل بیت که می رسه می فرماید:«یطهرکم تطهیرا(احزاب آیه33). یطهرکم یعنی معصومند. هیچ نگفته یطهرکم مال ابوحنیفه و شافعی هست. نه شیعه گفته نه سنّی.

دوماً:اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما 4 تا عالم سنّی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد بن حنبل مال قرن دوم هجری بودند. اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند. قران می فرماید:«والسابقون السابقون* اولئک المقربون.»(واقعه آیات10 و 11)

سوماً:تمام اهل بیت علیهم السلام شهید شدند، اما حتی یکی از علماء اهل سنّت سیلی هم نخوردند. قرآن می فرماید:«فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراَ عظیما.»(نسا آیه 95)

روزی عالم سنّی به علامه امینی که داشت از منبر پایین می آمد ، گفت:«شما شیعه ها به علی غلو می کنید و او را یدالله می گوئید!»

بلافاصله علامه امینی پاسخ داد:«اگر عمر گفته باشد قبول می کنی؟»

علم سنّی گفت:«سخن عُمر برای ما حجت است.»

علامه، سریع یکی از کتب اهل سنّت را خواست و صفحه ای را به او نشان داد که این حدیث در آن بود:(روزی مردی به طواف کعبه اشتغال داشت ؛ در همان جا به زن نامحرمی نگاه نامشروعی کرد و حضرت علی او را در این حال دید و با دست، ضربه ای به او زد و او را مجازات کرد. او هم به عنوان شکایت نزد عمر رفت و داستان را گفت.

عمر بن الخطاب به او گفت: «قد رَای عینُ اللهِ و ضَرَبَ یَدُالله.»(چشم خدا دید و دست خدا زد.)

آن عالم سنّی مات و مبهوت شد...

منابع:

النهایه ابن اثیر عبدالرزاق ، ج 10 ص 410

کنزالعمال ج5 ص 462

مدینه دمشق ج 17 ص 42

جواهرالمطالب ج 1 ص 199

جامع الاحادیث ج26 ص 29

جامع معمر بن الراشد ج 1 ص 144



مشاهده متن کامل ...
آیا از ائمه معصومین(ع) در مورد عدم تحریف قرآن حدیثی داریم یا نه؟ و آیا در کتب اه
درخواست حذف اطلاعات
پاسخ پرسش اول:
دلایل متعددی بر تحریف ناپذیری قرآن وجود دارد از جمله تواتر قرآن که در طی قرون و اعصار ی همواره افراد زیادی قرآن را به حافظه س و نقل کرده اند و نیز گواهی علما و اهتمام مسلمانان به حفظ قرآن و حساسیت در برابر تحریف و نیز آیات متعددی که بر عدم تحریف دل دارد.

علاوه بر اینها احادیث متعددی نیز بر پیراستگی قرآن از تحریف دل دارد. که این احادیث را می شود به دو دسته تقسیم کرد:

دسته ی اول: احادیث کلی که از آنها استفاده می شود قرآن از هر گونه تحریف بدور است که برخی از آنها را ذکر می کنیم:

1. احادیث عرض بر کتاب:
توضیح: ائمه(ع) برای تشخیص احادیث سره از ناسره، یک معیار کلی برای ما بیان کرده اند و فرموده اند:

احادیثی که از ما می شنوید به قرآن مجید عرضه کنید اگر موافق با قرآن بود آنها را بگیرید و بدان عمل کنید و اگر مخالف با قرآن بود آنها را رها کرده و بدان عمل نکنید. این احادیث دل دارد که قرآن از هرگونه تحریفی پیراسته است چرا که اگر قرآن قابل تحریف بود (ع) آن معیار کلی را برای ما ارائه نمی دادند و ما به نتیجه ی مطلوب که شناخت صحت و عدم صحت احادیث باشد نمی رسیدیم.

نمونه ای از احادیث عرض:

ـ عن الصادق(ع): «اذا ورد علیکم حدیثان مختلفان فاعرضوهما علی کتاب الله فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فردّوه».[1]

از صادق(ع) حکایت شده: «هنگامی که دو حدیث متفاوت (که موضوع واحد، و دو حکم متغایر داشته باشد) بر شما رسید آن دو را بر کتاب الهی عرضه نمائید اگر یکی از آن دو با قرآن موافق بود (و حکم آن بر طبق حکم آیات قرآن بود) آن را بگیرید و آن دیگری را که مخالف با حکم کتاب الهی است ترک کنید.»

ـ عن رسول الله(ص): «انّ علی کلّ حق حقیقة و علی کل صواب نوراً فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه»[2]

«از گرامی(ص) نقل شده: همانا بر هر حقی یک حقیقتی است و بر هر عمل درستی نوری نهفته است، پس آنچه با کتاب الهی موافق باشد آن را دری د و هر آنچه با کتاب الهی مخالف باشد رهایش کنید.»

2. حدیث ثقلین:
از جمله احادیثی که بین مسلمین به تواتر رسیده و علمای شیعه و سنی آن را نقل کرده اند حدیث ثقلین است. صدور این حدیث از گرامی(ص) بین علما مورد اتفاق است چرا که بیش از 30 صحابه آن را از حضرت چنین نقل کرده اند:

«قال رسول الله(ص): انّی تارک فیکم الثقین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً قی یردا الی الحوض»[3] گرامی فرمودند: «همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما گذاردم، یکی کتاب الهی و دیگری اهل بیتم اگر به آن دو تمسک جوئید هرگز گمراه نخواهید شد تا اینکه آن دو نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.»

حدیث مذکور بر عدم تحریف قرآن دل دارد؛ چرا که حضرت این حدیث شریف را برای بعد از رحلت خویش برای امت بیان د. اگر بعد از خودش قرآن تحریف می شد هیچگاه امت خویش را برای نجات از گمراهی، به قرآن تحریف شده سفارش نمی کرد. بنابراین از سفارش حضرت به تمسک قرآن برای عدم گمراهی امت معلوم می شود که قرآن در آینده دستخوش تحریف نخواهد شد.

دسته ی دوم احادیث:
که نمونه هایی را از آنها حکایت می کنیم:

1. رضا(ع) طی نامه ای به مأمون عباسی در رابطه با قرآن چنین می نویسند:

«ان جمیع ما جاء به محمد بن عبدالله هو الحق المبین... و انّه حق من فاتحته الی خاتمته نؤمن بمحکمه متشابه و خاصه و عامه و وعده و وعیده و ناسخه و منسوخه و قصصه و اخباره لایقدر احد من المخلوقین أن یاتی بمثله»[4]

«تمام آنچه را که (ص) آورده (قرآن) حقی است آشکار ... و اینکه قرآن از ابتدای فاتحة الکتاب تا آ آن حق است، و ما به محکم و متشابه و خاص و عام و وعده و وعید و ناسخ و منسوخ و داستان ها و اخبارش ایمان داریم، و هیچ از بندگان توانایی ندارد مثل آن را بیاورد.»

اینکه (ع) فرمودند: از ابتدای قرآن تا انتهای آن حق است دل دارد به اینکه، قرآن از هر گونه تحریف (نُقصان و زیادت) مبراست و قرآن موجود، همان قرآن نازل شده بر است.

2. در روایت دیگری راوی از صادق در مورد قرآن موجود چنین سوال می کند:

سأت الصادق جعفر بن محمد(ع) فقلت له: یا ابن رسول الله ما تقول فی القرآن؟ فقال: هو کلام الله و قول الله و کتاب الله و وحی الله و تنزیله و هو الکتاب العزیز الذی (لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلقه، تنزیل من حکیم حمید)؛[5] « (ع) پاسخ می دهند: قرآن موجود همان سخن و قول الهی و کتاب و وحی الهی است، و این کتاب همان کت است که خدای متعال در وصفش فرموده «هیچگاه باطل از جلو و عقب به آن راه پیدا نمی کند.»

این حدیث بر عدم تحریف قرآن دل روشن دارد؛ چرا که (ع) کل قرآن موجود را وحی الهی دانسته، و نفرمود نه: قرآن کلام الهی است مگر فلان آیه که کم شده یا فلان آیه که زیاد شده است. و از این رو حضرت برای صحت ادعای خودشان در ذیل حدیث به آیه ی قرآن[6] تمسک کرده اند.

3. و نیز از علی(ع) حکایت شده:

«و کتاب الله بین اظهرکم ناطق لایعیی لسانه و بیت لاتهدم ارکانه»؛[7] «کتاب الهی که در میان شماست گویایی است که زبانش خسته نمی شود و خانه ای است که ستون های آن اب نمی شود.»

حضرت علی(ع) در این جمله ی کوتاه، قرآن را به خانه ای تشبیه کرده اند که هیچ گاه ستون های آن اب نمی شود و برای همیشه باقی و برقرار است، به طوری که ی توانایی ت یب آن را ندارد و به تعبیر دیگر هیچ قادر بر تحریف قرآن نیست و قرآن از هرگونه تحریفی به دور است.

پاسخ پرسش دوم:[8]
کوشش و اهتمام مسلمانان بر حفظ آیات قرآن
اهتمام به حفظ و ضبط قرآن بعد از تلقی و دریافت وحی (= قرآن)، توسط شخص (ص)، از مسلمات تاریخ است؛ چرا که وی پس از دریافت وحی کاتبان وحی را فرا می خواندند و آیات نازل شده، با نظارت دقیق حضرت نگاشته می شد. این اهتمام بعد از رحلت آن حضرت توسط اصحاب وی و سپس تابعین و بعد توسط مسلمین ادامه داشت. از این رو هیچ حتی حاکمان و صاحبان قدرت به خود اجازه نمی داد تا در قرآن کوچک ترین تحریفی را انجام دهند چرا که در این صورت با اعتراض جدی صحابه و مسلمین روبرو بودند.

در اینجا به ذکر دو نمونه از اهتمام و کوشش صحابه و مسلمین در این راستا، از کتب اهل سنت اکتفا می کنیم:

الف. جلوگیری از افزودن آیه ی رجم:
خلیفه ی دوم گمان می کرد که جمله ی «اذا زنی الشیخ و الشیخة فارجموها البتة نکالاً من الله»؛ «هرگاه پیر مرد یا پیر زنی کنند البته آنان را سنگسار کنید که این عقوبت از جانب خداوند است» که به آیه ی رجم معروف است جز قرآن بوده و در زمان (ص) تلاوت می شده؛ از این رو وی در هنگام جمع آوری قرآن که توسط «زید بن ثابت» و افراد دیگر انجام می شد تلاش نمود تا آن جمله را جزء آیات قرآنی بنگارند، اما ی از وی قبول نمی کرد، چرا که روش کار «زید بن ثابت» این بود که هر ادعا کند خلاف جمله از آیات قرآن است باید دو شاهد داشته باشد تا شهادت دهند که آن جزء قرآن است. ولی چون عمر برای مدعای خویش هیچ شاهدی نداشت آن جمله را از وی قبول ن د و آن را ننوشتند.[9]

ب. جلوگیری از حذف واو در قرآن:
خلیفه ی دوم گمان می کرد که آیه ی «السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین ابتعوهم باحسان»[10] باید بدون حرف واو در «والذین»، و با رفع کلمه ی «الانصار»، و بدون عطف بر «المهاجرین» قرائت شود تا صرفاً مهاجرین از مصادیق «السابقون الاولین» باشند. لذا وقتی که «زید بن ثابت» مشغول جمع آوری قرآن بود عمر از وی خواست تا آیه را بدون حرف «واو» بنویسد، اما «زید بن ثابت» جواب منفی داد و به وی گفت: «الذین» با حرف «واو» است نه بدون «واو»، اما عمر همچنان بر حرف خویش اصرار داشت تا اینکه دستور داد «اُبی بن کعب» را احضار کنند و مسئله را از او سوال کنند، وی آمد و کلام «زید بن ثابت» را تصدیق کرد و عمر از «اُبی بن کعب» متابعت کرد.[11]

اینگونه احادیث نشان می دهد که برادران اهل سنت نیز نسبت به عدم تحریف قرآن پایبند بوده اند و از آن جلوگیری می کرده اند.

منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. صیانة القرآن من حریف، آیت الله معرفت، ترجمه ی آن تحریف ناپذیری قرآن.

2. سلامة القرآن عن حریف، نجارزادگان.

3. البیان، آیت الله خوئی.



منبع: http://distortionquran. /

مشاهده متن کامل ...
بدرود ای اکبر
درخواست حذف اطلاعات

بدرود ای مجاهد نستوه دوران مبارزه ، ای امین و یاور فقید انقلاب در روزگاران سخت پیش از پیروزی !... بدرود ای نگین درخشان "السابقون"! ... ای سکاندار کشتی پر تلاطم انقلاب در روزهای طوفانی ! ای همیشه حاضر، ای همیشه آماده!... بدرود ای ف ! ای سپر تیرهای بلا ! ...  بدرود ای مَرد ! ...

بدرود ای فرمانده غیور دوران دفاع و ای پیام آور صلح و پیروزی !...  اگر چه در این وادی، هماره ناجوانمردانه آماج حملات دوستان تندخوی بی تدبیر و دشمنان بدخواهِ دنیای پر تزویر بودی؛ ولی صبورانه تهمت ها را به جان یدی تا مُلک و میهن را مدبرانه از مصائب جنگ خانمانسوز برهانی ...

 بدرود ای سازندگی !... آفرین بر همت والای تو؛ که چه بی مهابا در راه ترمیم های کشور، آستین همت بالا زدی تا سرزمینی جنگ زده و خسارت دیده را به عمران و پیشرفتی مطلوب رهنمون گردی ... تو خوب می دانستی که در این عرصه نیز شماتت ها خواهی شنید؛ ولی مگر نه اینکه قاعده‌ی مردان بزرگ این است که به "خود" نین ند و مظلومانه خود را در معرض لقلقه‌ی زبانِ تیزِ بی عملانِ پرمدعا قرار دهند؟! ... و تو دانسته در این راه پرخطر گام نهادی ، بدور از عافیت طلبی و کاری؛ آبروی خویش را نزد ملت گرو گذاشتی تا ایران عزیز ی دست بر زانوان خود نهد و دوباره ؛ مردانه، با صلابت؛ ب ا ایستد و راست قامتِ جاودانه‌ی تاریخ شود.

بدرود ای صبور ! ای سنگ زیرین آسیاب ! ... وه چه زود سخن همسنگر شهیدت را معتبر یافتی که :

« آری؛ آسیاب به نوبت ! » ...

 

بدرود ای درخت ریشه دار گفتمان و اعتدال در برزخ دلگیر افراط و تفریط های سیاست زده ! ...

بدرود ای همواره «با مَردم» و «برای مَردم» ! ... وه چه سخت است اکنون؛ وداع این مردم با تو ...

 با تو که در هیچ موضعی عناد نکردی ، شه و منش پویای "اصلاح" و "اعتدال" را بر پایه‌ی "اصول" ، پرچمدار شدی... مظلومان و دلسوزان را ملجئی امیدبخش بودی و  خود؛  امّیدوار ...

بدرود ای مظلوم ! ... وه چه خوش بر دل ملت نشستی ؛ آنگاه که پس از طی دورانی طاقت فرسا و محنت زا؛ قطار انقلابِ مردم را مجدداً در مسیر اصلی و حقیقیِ خویش یافتی و چه دردمندانه گفتی :

« دیگر اکنون راحت می توانم بمیرم ! »

 

ای از میان ما رفته !...  تردید نداشته باش که این ملت نجیب و قدرشناس ، قدر زر و گوهر را می شناسند و به انسان های بزرگ تاثیر گذار در سرنوشت خویش ، سیاه و سفید مطلق نخواهند نگریست. یقین بدان؛ تاریخ تو را "عادلانه" قضاوت خواهد کرد... آسوده بخواب که روح بلند و متعالی شه های اعتدالیت، در روح قاطبه‌ی این ملت شریف متجلی خواهد ماند و این مردم؛ هرگز یادت را به فراموشی نخواهند سپرد ...

« و مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا – سوره احزاب آیه 23»

از میان مؤمنان؛ مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا د. برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل ن د. 

 

پی نوشت:

این دلنوشته در تاریخ 22 دی ماه 95 در رو مه و سایت بهار منتشر شده است. از اینجـــــا ببینید



مشاهده متن کامل ...
بدرود ای اکبر
درخواست حذف اطلاعات

بدرود ای مجاهد نستوه دوران مبارزه ، ای امین و یاور فقید انقلاب در روزگاران سخت پیش از پیروزی !... بدرود ای نگین درخشان "السابقون"! ... ای سکاندار کشتی پر تلاطم انقلاب در روزهای طوفانی ! ای همیشه حاضر، ای همیشه آماده!... بدرود ای ف ! ای سپر تیرهای بلا ! ...  بدرود ای مَرد ! ...

بدرود ای فرمانده غیور دوران دفاع و ای پیام آور صلح و پیروزی !...  اگر چه در این وادی، هماره ناجوانمردانه آماج حملات دوستان تندخوی بی تدبیر و دشمنان بدخواهِ دنیای پر تزویر بودی؛ ولی صبورانه تهمت ها را به جان یدی تا مُلک و میهن را مدبرانه از مصائب جنگ خانمانسوز برهانی ...
 بدرود ای سازندگی !... آفرین بر همت والای تو؛ که چه بی مهابا در راه ترمیم های کشور، آستین همت بالا زدی تا سرزمینی جنگ زده و خسارت دیده را به عمران و پیشرفتی مطلوب رهنمون گردی ... تو خوب می دانستی که در این عرصه نیز شماتت ها خواهی شنید؛ ولی مگر نه اینکه قاعده‌ی مردان بزرگ این است که به "خود" نین ند و مظلومانه خود را در معرض لقلقه‌ی زبانِ تیزِ بی عملانِ پرمدعا قرار دهند؟! ... و تو دانسته در این راه پرخطر گام نهادی ، بدور از عافیت طلبی و کاری؛ آبروی خویش را نزد ملت گرو گذاشتی تا ایران عزیز ی دست بر زانوان خود نهد و دوباره ؛ مردانه، با صلابت؛ ب ا ایستد و راست قامتِ جاودانه‌ی تاریخ شود.

بدرود ای صبور ! ای سنگ زیرین آسیاب ! ... وه چه زود سخن همسنگر شهیدت را معتبر یافتی که :
« آری؛ آسیاب به نوبت ! » ...

 بدرود ای درخت ریشه دار گفتمان و اعتدال در برزخ دلگیر افراط و تفریط های سیاست زده ! ...

بدرود ای همواره «با مَردم» و «برای مَردم» ! ... وه چه سخت است اکنون؛ وداع این مردم با تو ...

 با تو که در هیچ موضعی عناد نکردی ، شه و منش پویای "اصلاح" و "اعتدال" را بر پایه‌ی "اصول" ، پرچمدار شدی... مظلومان و دلسوزان را ملجئی امیدبخش بودی و  خود؛  امّیدوار ...

بدرود ای مظلوم ! ... وه چه خوش بر دل ملت نشستی ؛ آنگاه که پس از طی دورانی طاقت فرسا و محنت زا؛ قطار انقلابِ مردم را مجدداً در مسیر اصلی و حقیقیِ خویش یافتی و چه دردمندانه گفتی :

« دیگر اکنون راحت می توانم بمیرم ! »

 ای از میان ما رفته !...  تردید نداشته باش که این ملت نجیب و قدرشناس ، قدر زر و گوهر را می شناسند و به انسان های بزرگ تاثیر گذار در سرنوشت خویش ، سیاه و سفید مطلق نخواهند نگریست. یقین بدان؛ تاریخ تو را "عادلانه" قضاوت خواهد کرد... آسوده بخواب که روح بلند و متعالی شه های اعتدالیت، در روح قاطبه‌ی این ملت شریف متجلی خواهد ماند و این مردم؛ هرگز یادت را به فراموشی نخواهند سپرد ...

« و مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا – سوره احزاب آیه 23»

از میان مؤمنان؛ مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا د. برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل ن د. 

 پی نوشت:

این دلنوشته در تاریخ 22 دی ماه 95 در رو مه و سایت بهار منتشر شده است. از اینجـــــا ببینید



مشاهده متن کامل ...
تحقیق در مورد اسباب ورود به بهشت از نگاه قرآن
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از هایدی تحقیق در مورد اسباب ورود به بهشت از نگاه قرآن با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

اسباب ورود به بهشت از نگاه قرآن

در آیات فراوانى از قرآن مجید, تقوى به عنوان کلید بهشت شناخته شده , و مى دانیم تقوى به معنى خویشتن دارى , و پرهیز از گناهان , و هرگونه تخلف در برابر فرمان خدا و حق و عد است , یا به تعبیردیگر آن ح خدا ترسى باطنى و کنترل درونى است که انسان را از هرگونه آلودگى باز مى دارد,

 آیة الله مکارم ولى بحث فعلى ما در این است که اسباب ورود به بهشت در چیست ؟ و چه وسایلى انسان را در راه رسیدن به این کانون موهبت الهى کمک مى کنند. در زیر به اى از این وسایل اشاره مى گردد:1- ایمان و عمل صالحنخستین چیزى که سرمایهء اصلى نجات و خمیرمایه سعادت و کلید درهاى بهشت شمرده شده ایمان وعمل صالح است , قرآن مى گوید: <و الذین آمنو عملوا الصالحات اولئک اصحابه الجنة هم فیها خالدون (بقره 82) انى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند یاران بهشتند, و جاودانه در آن خواهند ماند>.این تعبیر یا شبیه آن در آیات بسیارى وارد شده است که تکرار آن بیانگر اهمیت موضوع و توجه خاص قرآن نسبت به آن مى باشد.به این ترتیب قرآن هاى اوهام گروهى از اهل کتاب و مقلدین آنها را در میان اقوام و ملل دیگر, که تصور مى د مسأله نجات و ورود در بهشت براساس یک سلسله روابط, یا ضوابطى غیر از ایمان و عمل صالح است , مى کند, و انسانها را براى ساختن خویش در دو بعد عقیده و عمل بسیج مى نماید, و اتفاقاًآیهء مورد بحث به دنبال آیاتى درباره قوم یهود است که خود را قوم برگزیده خداوند مى دانستند, و گاهى فرزندان خدا خطاب مى د وحى گفتند: <اگر هم نگاه کرده باشیم جز چند روزى آتش دوزخ به ما نخواهدرسید> گوئى عهد و پیمانى با خدا بستد بودند.2- تقوى و خدا ترسىعامل دیگر, تقوى و پرهیزگارى است ; که در آیات فراوانى از قرآن مجید نیز روى آن تکیه شده است , ازجمله در سورهء مریم بعد از اشاره به جنات عدن و باغهاى جاودانهء بهشت , و بخشى , از نعمتهاى آن مى فرماید: <این همان بهشتى است که ما به ارث به بندگان پرهیزگار خود مى بخشیم > (تلک الجنة ى نورث من عبادنا من کان تقیاً) (مریم 63.در آیات فراوانى از قرآن مجید, تقوى به عنوان کلید بهشت شناخته شده , و مى دانیم تقوى به معنى خویشتن دارى , و پرهیز از گناهان , و هرگونه تخلف در برابر فرمان خدا و حق و عد است , یا به تعبیردیگر آن ح خدا ترسى باطنى و کنترل درونى است که انسان را از هرگونه آلودگى باز مى دارد, یعنى چنان مفهوم جامعى دارد که انجام همهء وظائف الهى اخلاقى انسانى را فرا مى گیرد.تعبیر به <تلک > در آغاز آیه که اشاره به دور است در واقع اشاره اى است به عظمت مقام بهشت , گوئى آنچنان والا است که از دسترسى فکر و شهء ما فراتر است .3- احسان و نیکوکارىعامل دیگرى که از اسباب مهم ورود در این کانون بزرگ نعمت الهى است مسأله احسان و نیکو کارى باآن مفهوم وسیع و گسترده است که در آیات متعددى به آن اشاره شده از جمله در آیهء 85سورهء مائده : (فاتابهم الله بما قالوا جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین منها و ذلک جزاء المحسنین ). خدا بدلیل آنچه گفتندبهشتى را که در زیر آن رودهایى جارى است به آنان پاداش داد و این پاداش نیکوکاران است >.4- جهاد و شهادتهر مختصر آشنایى با منطق قرآن و داشته باشد مى داند مقام مجاهدان و شهیدان در فوق العاده والا است , قرآن با صراحت وعده بهشت را به این گروه ایثارگر داده است . از جمله در آیه 11وبه مى فرماید: <ان الله اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون ویقتلون وعداً علیه حقاً فى وراة والا نجیل و القرآن و من اوفى بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذى بایعتم به وذلک هو الفورالعظیم (توبه 111). <خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را یدارى مى کند که (در برابرش )بهشت براى آنان باشد (به این گفته که ) در راه خدا پیکار مى کنند مى کشند و کشته مى شوند, این وعده حقى است بر او که در تورات و انجیل و قرآن آمده , و چه ى نسبت به عهدش از خدا وفادارتر است , حال که چنین است بشارت باد بر شما به خاطر معامله اى که با خدا کرده اید, و این پیروزى بزرگى است >.از آیه فوق استفاده مى شود که نه تنها شهیدان راه خدا, بلکه پیروز مندان در جهاد نیز مشمول چنین معامله اى با خدا هستند, همین قدر که جان خود را در طبق اخلاص گذارده و به میدان جهاد مى آورندمصداق معامله با خدا است , و اینکه <یقتلون > (دشمن را مى کشند) مقدم بر <یقتلون > (خود آنها شهیدمى شوند) شده است , دلیل بر این است که هدف اصلى در هم کوبیدن دشمن است نه شهادت ! بنابراین شهادت مقام والائى است که در این مسیر عائد گروهى از سعادتمندان مى شود, اما هرگز جهاد به منظور نیل به شهادت انجام نمى شود, یا به تعبیر روشنتر شهادت هدف نیست , بلکه گذر گاهى است در راه هدف .5- ترک هواپرستى دیگر از امورى که به عنوان اسباب ورود به بهشت معرفى شده <ترس از خداوند و مبارزه با هواى نفس >است , در آیه 45و 41نازعات مى فرماید: <و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى المأوى > (اما آن که از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوا و هوس باز دارد بهشت جایگاه او است >.بدون شک رابطهء نزدیکى میان <خوف از خدا> و <نهى نفس از هوى پرستى > است که یکى به منزله درخت و دیگرى میوه است , هنگامى که خوف حق در اعماق روح انسان ریشه دار شد, ستیزى از درون دربرابر هوى نفس آغاز مى گردد, و مى دانیم سرچشمه تمام مفاسد و گناهانى که در روى زمین است همان <هوى پرستى است و پس خود خدا سرچشمه همه اصلاحات است .-6- تقدم در کارهاى خیر و ایمانپیدایش هر آئین جدید الهى با سنت شکنیهائى همراه است , مخصوصاً آئینى همچون که درمحیط بسیار افى وآلوده به انواع مفاسد, و مملو از ارزشهاى کاذب و غلط ظاهر گشت . بدیهى است پیشگام شدن در ایمان به چنین ى کارى بسیار مشکل است و نیاز به شجاعت فراوان دارد, زیرا همیشه پیشگامان در ایمان مورد هجوم جاهلان متعصب قرار دارند و چون در اقلیتند جان و مال وحیثیتشان در خطاست .بعلاوه آنها <اسوه اى > براى دیگران محسوب مى شوند و سببى براى پیشرفت آئین حق در دنیا روى این جهات چهارگانه پیشگامان امتیاز بزرگى دارند و اینجاست که قرآن مجید وعده قطعى بهشت را به آنها داده ودر آیه 10سوره واقعه مى فرماید: <و السابقون السابقون اولئک المقربون فى جنات النعیم > (و پیشگامان پیشگام , آنها مقربانند, و در باغهاى پرنعمت بهشت جاى دارند>.این در صورتى است که <سابقون > را به معنى سابقون در ایمان تفسیر کنیم , ولى بعضى از مفسران آن را به سبقت در طاعة الله (اطاعت فرمان خدا) یا سقبت در هاى پنجگانه , یا جهاد, یا هجرت , یا توبه , تفسیرکرده اند, در این صورت نیز مى تواند شاهدى براى مقصود باشد, چرا که پیشگامان در این اعمال خیر نیزاسوه دیگر انند, و هم مردمانى ایثارگر و با شهامت و متوکل بر خدا, شایسته بهره مند شدن از جنات نعیمند.7- هجرتهجرت به معنى <دورى از کانون کفر و شرکت و ظلم و گناه > در بسیارى از موارد تنها راه حل مشکلات مؤمنان و نیکان است , آنها با دور شدن از چنین محیطى خود را مى سازند, و جمعیت خویش را آماده مى کنند و جذب نیرو مى نمایند, تا براى جهاد و هجوم بر سردمداران شرکت و ظلم آماده تر گردند.این همان کارى بود که مسلمانان دوبار آن را انجام دادند: <هجرت خصوصى > گروهى از مسلمین از مکه به حبشه , و هجرت عمومى مسلمانان از مکه به مدینه سر فصل جدیدى در تاریخ شد.بدیهى است ترک خانه و کاشانه و بستگان و دوستان , وطن مورد علاقه , کار بسیار مشکلى است , ومشکل دیگر آماده شدن براى جهاد و هجوم بر کانون کفر و فساد, ولذا قرآن مجید مهاجران را با صراحت به نعمتهاى جاودان بهشتى بشارت داده است در آیات 25تا 22توبه مى فرماید: <الذین آمنوا وهاجرو اوجاهدوا فى سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اولئک هم الفائذون یبشرهم ربهم برحمة منه ورضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم > (آنها که ایمان آوردند و هجرت د, و در راه خدا با اموال و


با


تحقیق در مورد اسباب ورود به بهشت از نگاه قرآن


مشاهده متن کامل ...
ماه رمضانی که از دست رفت!
درخواست حذف اطلاعات


شهر رمضان المفقود!

رمضان هو ممارسة سامح مع مقاطعة أعداء الله ، و ی إذا کان الأعداء ، مثل زمن النبی ، سوف تقاومهم فی الوادی. وهم لیسوا خائفین من الجوع والعطش ، ولکن حتى مقاطعة الولایات المتحدة ، أصبح العدید من ال ن أکثر تکلفة! لأن المرتزقة الأمریکیین یجب أن ی لدیهم بعض أثیرات. فی البدایة ، أصبحت السیارات أکثر تکلفة ، لأنها الأکثر صلة بهذه الصناعة. وهی صناعة لا ترید ، رغم سجلها المرتفع ، أن ت مکتفیة ذاتیا: إنها تفکر أکثر حول ال ار والیورو ، وصولا إلى المصالح الوطنیة! فی سیاق البرنامج ، فإن أکبر ضرر للاقتصاد الایرانی وصناعة السیارات! مع خدعة ملایین السیارات فی المستودعات ، یرید الانتقام من الناس حتى یعرفوا أن الصعلوک أفضل من ! لکن فی البعد ال ی ، وعلى وجه الخصوص: لقد حدثت قضیة فلسطین أیضًا. إسرائیل وأنصارها هم الأکثر خوفا من رمضان ، لأن عملیات رمضان کانت دائما ضد إسرائیل وتؤید العرب. حتى أکثر الأنظمة رجعیة فی المنطقة ، من رمضان ، تخاف من الصحوة الإسلامیة. لکن مرت ثلاثین یوما ولم تطلق فلسطین! وقاد نیرامب ، تحت إشراف المستشارین المسلمین ، وخاصة رجل دینه اللبنانی ، الألعاب ی نسیت قضیة فلسطین على الإطلاق. إحدى ألعاب حکومة الولایات المتحدة والمملکة العربیة السعودیة وإسرائیل هی شرح الحقائق. أی عندما تقول کوریا الشمالیة: لم نعد بحاجة إلى اختبار الصواریخ ؛ فهی تع عنصرین: یعتقدان أنه لن یفهم أحد. أولاً ، ق کوریا الشمالیة نفسها إنها لا تحتاج إلى مواصلة تجاربها الصاروخیة لأن مدى صواریخها بلغ الولایات المتحدة ، ولم یکن لدیها أعمال قتالیة باستثناء الولایات المتحدة. لذلک لیس هناک حاجة لمواصلة العمل. لکن أمریکا تقول أننا أجبرناها على ذلک. هذه الکذبة واضحة ، لأنه طالما أن الصواریخ لم تصل إلى القارة الأمریکیة ، فإنها لم تکن راغبة فی فاوض! ولم یصدقوا أن کوریا الشمالیة کانت قویة للغایة. الخدعة الثانیة للکذب هی أننا کنا نوقف القوة النوویة لکوریا الشمالیة. لا تتحدث عن الطاقة النوویة على الإطلاق ، ولیس عن جارب النوویة! ولم تفعل کوریا الشمالیة أی شیء حیال ذلک. لذا فإن ترامبام ، مثل طفل یبلغ من العمر عامین ، یرید أن یرى هزیمته فی شکل انتصار. کانت هزیمته أنه کان یتفاوض مع بلد لا یعتمد على السلطة! ولم یذهب الرؤساء السابقون إلى طاولة المفاوضات. إنه سعید فی ذلک الوقت: حزنته النهایة. وهذا یبرر انسحابها ، لکن إیران ، ی دخلت حیز خصیب ، لا تظهر على هذا زییف الکبیر. لأن رمضان فی إیران مدعوم بسیاسات المقاومة. الناس یصومون هذا الشهر لمقاومة أجسادهم. إثبات الأعداء إذا: بعض المرتزقة وبیع النفس ، وترید المقاطعة ، والناس لن یروا ذلک على الإطلاق! وهم لا یفکرون فی ذلک ، فهم یستمرون فی العیش فی حیاتهم الکریمة. رمضان یحکی لشعب إیران والعالم أن لا أحد قد مات من الجوع! لکن من الظلم والظلم ، یموت آلاف الناس کل یوم. طفل فلسطینی یقتل کل ثلاثة أیام! کل یوم ، الآلاف من الفقراء: یموت شعبهم. لأن الفقراء هم فی الحقیقة شخص فقیر: إما أن یقوم العامل بتخفیض أجوره ، أو الشباب ، مما یبقیه عاطلاً عن العمل. أو تناول الطعام فی البحر! لکنهم لا یعطونهم ، أو هم وحیدون. کل هذا قسوة وعلامة: غطرسة فردیة واجتماعیة. رمضان یدمرهم. وفقدناها: لأن شهر رمضان قد انتهى ، لکن القسوة والظلم بقیت.

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
شهرداری تهران با تکیه بر همین رانت رئیس جمهور معرفی کرده و باز معرفی می کند
درخواست حذف اطلاعات

غرضی پس از ثبت نام :

استان‌های بزرگ کشور راتقسیم می‌کنم

سومین روز ثبت نام انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری

سید محمد غرضی گفت: برنامه من تقسیم استان های بزرگ کشور و نزدیک قدرت به مردم است.

به گزارش ایسنا، محمد غرضی که برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور آمده است در جمع خبرنگاران با اشاره به سابقه مسئولیت خود در وزارت نیرو، نفت و مخابرات در سالهای اولیه انقلاب اظهار کرد: من کتاب تبار شناسی ت، رنج های ملت را نوشته ام و در این کتاب مطرح کرده ام که چگونه حکومت و مردم باید به هم نزدیک شوند.

وی افزود : برای رسیدن به این اهدف من اگر رئیس‌جمهور شدم استان های بزرگ کشور مثل اصفهان، سیستان و بلوچستان، فارس و خوزستان را تقسیم می‌کنم و استان تهران را هم به 5 استان تقیسم می‌کنم از سویی استانداران را به انتخاب مردم معرفی می کنم.

وی درباره نام نویسی در انتخابات گفت: من دو سال پیش گفته ام که نیروی را نباید با دستور اداری بیرون کرد. اگر این اتفاق بیفتد نیروی رفته و هزینه کشور را بالا می‌برد. خودش را مادر نظام می داند. تحلیل من این است که او فکر می‌کند نظام از بین رفته است و به سرعت جایگزینی پیدا می کند.  میخواهد خودش را به عنوان جایگزین معرفی کند. او دارد دشمنان داخلی و خارجی نظام را به خود متوجه می کند باید وزن احمدی مشخص شود و اگر او را با دستور بیرون کنیم او 15 سال دیگر دوباره باز میگردد که این برای کشور خطرناک است. او مدعی است همه کشور با او هستند.

غرضی در بخش دیگر از سخنان خود اظهار کرد: رانت شهرداری تهران به مراتب از رانت ت بیشتر است. شهرداری تهران با تکیه بر همین رانت رئیس‌جمهور معرفی کرده و باز هم دارد معرفی می کند. 30 هزار میلیارد تومانی که در سال توسط شهرداری در تهران ج می شود باید مشخص شود چه میزان از آن ج معرفی رئیس‌جمهور می‌شود؟ برای اینکه مردم تهران از رنج رانت شهرداری  و ملت از رنج رانت رئیس‌جمهور که شهردار بوده نجات پیدا کنند حتما تهران را تقسیم می کنم.

وی در ادامه تاکید کرد: گروه های چپ و راست همواره علیه هم فعال بودند و هر وقت قدرت را به دست آوردند به مردم فشار آورده و دست در جیب فقرا کرده اند. دیگر رضایت مردم با روی کار آمدن ت های چپ وراست به دست نمی آید. شعار من این است که چپ نمی تواند ت را نگه دارد، راست نمی تواند مردم را نگه د ارد. باید به ملت تکیه کرد و رضایت آنها را به دست آورد . کت که من نوشته ام می‌گوید چگونه قدرت باید در مقابل مردم متعهد باشد.

غرضی همچنین یکی دیگر از برنامه های خود را حمله به بیکاری عنوان کرد و گفت: بیکاری از حمله صدام بد تر است. استعداد های کشور ما وسیع است و اقتصاد ما از اقتصاد قوی تر است اما مدیریت آن ضعیف تر است.

وی در پاسخ به این پرسش که چقدر برای خود شانس پیروزی قائل هستید تصریح کرد: قطعا پیروز می‌ شوم، حرف های من یک نفر مخالف هم ندارد، مگر گروه هایی که انتخابات در دستشان است. من در انتخابات قبلی در اکثر استان ها نفر دوم بودم، ولی حاضر نیستم برای ب قدرت از دماغ ی خون بیاید.

غرضی همچنین در پاسخ به این پرسش که مهمترین رقیب خود را چه ی می‌دانید اظهار کرد: من هرگز با ی رقابت نمی کنم بلکه بر اساس وظیفه خود می گویم «السابقون فی الخیرات».

غرضی همچنین در ارزی خود از عملکرد ت گفت: هزینه های کشور را خیلی بالا برده است و اکنون نمی تواند با شعار های گذشته رای بیاورد. زیرا موقعیت 96 متفاوت از 92 است و درخواست ها هم تغییر کرده است.

وی در خصوص نیز خاطر نشان کرد: نتیجه اقتدار ملت و تعامل با اروپا بودکه پایدار است. امریکا بیشتر به ما محتاج بود تا ما به آنها. ترامپ هم اول گفت را می کند اما اکنون ترسیده از این غلط ها د.

غرضی در انتقاد از ت های گذشته تصریح کرد: روسای جمهور گذشته ت را نمی شناختند، بنابراین نباید عهده دار مسئولیت می شدند. هر چهار رئیس‌جمهور گذشته در ت کار نکرده بودند. خدا خیر بدهد به ، خدا رحمت کند آیت الله  هاشمی را، خدا پایدار بدارد خاتمی را، خدا با آن یکی چه کند، آنها هر گز  ت را نمی‌شناسند.

وی در پایان درباره دیدگاهش در مورد مسائل بین المللی گفت: ما با قدرت های جهانی تعامل می‌کنیم، ولی هرگز به اروپا، یا روسیه تکیه نمی‌کنیم. شعار نه شرقی ، نه غربی زاییده این ملت است. اکنون ایران به عنوان یک قدرت در غرب آسیا ظاهر شده و قدرتش هم تثبت شده است.

انتهای پیام



مشاهده متن کامل ...
بقایی جانشین مناسبی برای است
درخواست حذف اطلاعات
گلایه از انتقادهای اصلاح‌طلبان نسبت به ت احمدی‌نژاد
در نامه‌ای به سید محمد خاتمی نوشته است: هرچند که متاسفانه بخشی از برادران و خواهران اصولگرای ما، هرگز حاضر نشدند چشم بر این حقیقت بگشایند، مردم جناب آقای احمدی‌نژاد را نه به عنوان مظهر اصولگرایی بلکه برای انجام تغییرات بیشتر و اعمال جدی‌تر اصلاحات مورد‌نظر، مناسب‌تر تشخیص دادند. تحلیل اینجانب از آرای سال 88 این مساله را روشن می‌کند. تحلیل مذکور در دسترس علاقه مندان قرار دارد.
آفتاب‌‌نیوز :
اسفندیار رحیم به حجت ال والمسلمین سید محمد خاتمی نامه نوشت.متن نامه به خاتمی؛ مردم احمدی‌نژاد را نه مظهر اصولگرایی بلکه اصلاح‌طلب می‌دانند/بقایی جانشین مناسبی برای احمدی‌نژاد است
  
به گزارش آفتاب‌نیوز، متن کامل این نامه به شرح زیر است:
به نام خدای زیبا و مهربان
حجة ال والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
ریاست محترم اسبق ایران
با سلام و احترام
در آستانه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و در پی اعلام نامزدی برادر عزیزم جناب آقای حمید بقایی، برخی اظهارنظرها که بیشتر به واکنشی عجولانه شبیه بود، مرا بر آن داشت تا با تحریر این سطور، خاطر عالی را به نکاتی چند جلب نمایم و پیشاپیش از این تصدیع پوزش می خواهم.
اظهارنظرها که عمدتاً بر «برنتافتن» اعلام نامزدی ایشان معطوف بود موجب تعجب و ایضا ملال گردید؛ چه از سوی افرادی انجام شد که همگی از اهالی فن سیاست، دارای تحصیلات و مدارج عالیه ی یا حوزوی، صاحب شان و جایگاه ی و کرسی تدریس، صاحب نظر در تحلیل و تبیین شرایط و موصوف به راهبری فکری و شاید از همه مهم تر مدعی اصلاحات در حوزه های مختلف ، فرهنگی و ... بوده اند. اتخاذ مواضعی که در تعارض با روح و خلاف اصول اصلاح‌طلبی برآورد شده و می تواند به بروز دغدغه‌های جدی و احیاناً دلسردی جامعه علاقه‌مند به اصلاح امور بیانجامد.
همه ما از تمام سلیقه های فکری، زیر نگاه تیزبین مردمی که هر روز و بلکه هر ساعت بر آگاهی و هشیاری آنان افزوده می شود، در آزمون جدی قرار داریم که جز با ایمان حقیقی به آرمان ادعایی و صداقت در مواضع اعلامی، نمی توان از آن پیروز بیرون آمد و البته فراز و فرود در مقبولیت اجتماعی که در رقابت های انتخاباتی ظهور می کند، در این موضوع تاثیر چندانی ایجاد نمی‌کند.
آنچه معیار است انتظارات بر حق مردمی است که در تلاش برای تغییرات در راستای تحقق وضعیت مطلوب، از شعارها، مواضع، دیدگاه ها و برنامه های متناسب استقبال می کنند. از این رو می توان به روشنی تغییر در رویکرد مردم در گرایش به جریانات را دلیل عدم اص ذاتی جریانات مذکور دانست و بر وم پایبندی آن‌ها به معیار مورد اشاره تاکید کرد. لذا لازم می دانم مسئولیت عناصر موثر جناح‌های در پایبندی بر پیمانِ -ولو نانوشته- خود با آحاد جامعه در دفاع از اصول و ارزش‌های آرمانی و «روشی» را یادآور شوم.
نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمی‌تواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما ده گرفت. بنده نیز از نوشتن این نامه چنین مقصودی را دنبال نمی‌کنم و حتی از رنجش احتمالی نیز پوزش می‌خواهم. نیت حقیر ‌برداری از مشکل جدی در جریانی است که ادعای راهبری اصلاحات را دارد و این کار را نه به عنوان یک اقدام متعارف، بلکه از روی خیرخواهی و به خاطر اهمیت این جریان بزرگ و تاثیر‌گذار در آینده کشور و وضعیت جامعه انجام می دهم.
«شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» و از همه عجیب‌تر، القای رد‌صلاحیت قطعی نامزد رقیب آنهم به گونه‌ای که میل و علاقه شدید به رد‌صلاحیت، آشکارا از آن استنباط شود، نه امری است که بتوان از آن گذشت و نه می‌توان به هیچ روی با آن سر کرد. تحمل چنین مواضعی و سکوت در برابر آن، مخالف هر میثاق مدنی در هر جای جهان است. آیا آقایان رد‌صلاحیت را در حق رقیب روا و در حق خود جفا می‌پندارند؟!! یا اینکه در تایید صلاحیت نامزد خود به اطمینان رسیده اند؟!!
شاید وجود غفلت در برخی نیروهای در رده‌های پایین‌تر که معمولاً ناشی از غلیان هیجان است، مورد انتظار و درخور اغماض باشد، اما اینکه پرچمداران جریانی خود ناقض اصول مشی منتخب باشند، حتماً نه روا و حکماً که جفا است.
اینجانب قاطبه مردم را م م و پایبند به اصولی می دانم که اصلاحات را تضمین می کند. فلذا، اگر نقض کنندگان در غفلت باشند، هر آینه باید که زود هشیار شوند وگرنه از جریان تحولات شتابدار جامعه جا خواهند ماند و ممکن است فرصت جبران را نیز از دست بدهند. گروهی دیگر که بدون باور راستین به مواضع جبهه، می کوشند تا با «ویراژ » پیشرو جلوه کنند، باید بدانند که ضریب هوشی ایرانیان قابل دور زدن نیست و نخبگان و فرهیختگان ایرانی در داخل و خارج از کشور از کلان ای ایران و جهان تا دورافتاده‌ترین روستاهای این سرزمین، مواضع همه را به دقت رصد می کنند.
مشکل جریانات آن است که انتخاب مردم را به نام خود می نویسند و به آن «کما هو حقه» ارج نمی نهند. جبهه موسوم به اصلاحات باید به این حقیقت آشکار، به طور جدی اعتنا کرده و از آن غفلت نکند که در اقبال عمومی انتخاباتی، سهمِ گریز مردم از جبهه یا جناح مخالف، چه بسا بزرگتر از سهم ظرفیت های جبهه متبوع باشد.
این حقیر اصراری ندارم که نظرم نزد برادران و خواهران اصلاح طلبم بکلی مقبول افتد، اما یادآوری می‌کنم که غفلت از این مساله، آنچنان که در دو انتخابات سال های 84 و 88 اتفاق افتاد، برای آن جبهه و کل کشور از جهت هرز رفتن نیروها و ایجاد کشش‌های بازدارنده، خسارت‌بار بوده است. اصرار دارم سخنی را که درست پس از انتخابات سال 88 عرض و انتشار یافت، با ایمان و باور راسخ‌تر عرض کنم که اقبال عمومی به آقای احمدی‌نژاد در هر دو دوره مذکور، گرچه آشکارا کنار گذاشتن گزینه جبهه اصلاحات بود، اما این به معنای پذیرش مواضع جناح و جریان سنتی مقابل نبود.
مایلم با اصرار بر این حقیقت تاکید کنم که اکثریت قاطع مردم در این دو رویداد مهم، با نفی شرایط موجود و با رویکردی بسیار اصلاح‌طلبانه، از جناح موسوم به اصلاحات عبور کرده و با تایید فهم خویش در انتخابات 84 بر مطالبۀ اصلاح‌گرایانه خود در سال 88، پافشاری د.
هرچند که متاسفانه بخشی از برادران و خواهران اصولگرای ما، هرگز حاضر نشدند چشم بر این حقیقت بگشایند، مردم جناب آقای احمدی‌نژاد را نه به عنوان مظهر اصولگرایی بلکه برای انجام تغییرات بیشتر و اعمال جدی‌تر اصلاحات مورد‌نظر، مناسب‌تر تشخیص دادند. تحلیل اینجانب از آرای سال 88 این مساله را روشن می‌کند. تحلیل مذکور در دسترس علاقه مندان قرار دارد.
و اما سخن امروز این است که نباید شیرینی پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس سال گذشته در تهران، آنان را از درک سهم رای منفی مردم به جناح مقابل (که با نهایت تاسف از گذشته تا امروز به طور پیوسته رو به افزایش بوده است) غافل کند. حقیر نیز با بسیاری از تحلیل‌گران موافقم که عدم شرکت جناب آقای احمدی‌نژاد به عنوان نامزد در انتخابات آتی ریاست جمهوری، به جای آنکه فرصتی برای نامزد نهایی اصولگرایان بسازد، موقعیت ویژه‌ای را برای اصلاح طلبان فراهم می‌کرده است و از این جهت شاید بتوان عدم رضایتِ بخشی از نیروهای اصلاح‌طلب از نامزدی جناب آقای بقایی که می‌تواند از نظر عموم، از جنس جناب آقای احمدی‌نژاد و جانشینی مناسب برای ایشان فهمیده شود را درک کرد.
با آزمون بزرگ خواندن این صحنه و درخواست پایبندی همه جریانات به اصول رقابت سالم که خود از مطالبات اصلی مردم است، مایلم بر مسئولیت خطیر همگان در احترام به درک و شعور بالای اقشار مختلف جامعه و به ویژه دختران و پسران جوانِ نوگرا در سراسر کشور تاکید می‌کنم. این یک تکلیف بزرگ فراگیر است و خالی شانه از آن، مسئولیت بزرگی در آینده نزدیک بهمراه خواهد داشت.
در این میان بدون هرگونه تعریضی نسبت به دوستانی که در این نوشتار از آنها انتقاد شده است، به عنوان یک بحث کلی عرض می کنم که باید حساب نیروهای مخلص و فداکار از هر جناح و سلیقه را از گروهی «کاسب » که به هواداران جریان خود به چشم «مشتری» می نگرند جدا کرد.
نگرانی آنان از جابجایی طرفداران قابل درک است. در طرح کلی، کاسب و کاسب اقتصادی در دستگاه قدرت و حاکمیت، در یک معادله پویا و فعال «جایگزین پذیر»‌‌اند. باید توجه داشت که  اشرافی‌گری فقط جنبه اقتصادی ندارد و باید آن را در کنار «اشرافی گری » دید و تحلیل کرد. پدیده اخیر که تاکنون کمتر و یا شاید هرگز مورد توجه و مداقه قرار نگرفته است، خطری است که ما مدعیان ساده زیستی را نیز به طور جدی تهدید می کند. لذاست که در بیان معیار ساده زیستی برای مسئولان اجرایی و حکومتی، علاوه بر ساده زیستی اقتصادی، باید ساده زیستی آنان را نیز مورد توجه و بررسی قرار داد.
و اما جان کلام!
سخن به درازا کشیده، لکن تیزبینی جنابعالی مرا از تفصیل بی‌نیاز می‌کند که اگر در امتحان مسئولیت‌پذیری نسبت به جامعه، بر خود سخت نگیریم و بر ساده‌زیستی اصرار نورزیم، در این صورت امر مشتبه شده و از «آشتی ملی»، توافق قدرت‌مداران جناح‌ها و نشست مشترک آنان به عنوان صاحبان انقلاب بر سر «سفره» اراده می‌شود. در این صورت معادله حاکمیت از تنها متغیر اصیل و حقیقی یعنی مردم، مستقل می‌شود. در این حال کاسبان و اقتصادی جدید در سایه توجهات اشراف اقتصادی و بر اریکه قدرت تکیه زده، «جوله» خواهند داد و یا «السابقون السابقون» روال موجود را برای خود «فضل خدا» خوانده و منوال را دوام دهند...
در پایان یادی می‌کنم از پیر طریق انقلاب که هرگز رشتۀ محبت و عنایتش از مردم نگسست که می‌فرمود چنین وضعیاتی دیر نخواهد پایید و اگر بموقع هشیار نشویم، در خزانۀ خدا یوم الله بسیار است.
سخنی بود از برادری کوچکتر به برادری بزرگتر که امید است شرط ادب بجا آورده و از حریم حرمت فرا نرفته باشد.
نیک معلوم است که: درد دل را ل پاسخ نباشد، هرچند هرچه از دوست رسد نی ت.
با تقدیم بهترین احترامات و با تبریک نوروز سراسر نورِ باستانی!
 لطفاً تبریکات صمیمانه اینجانب را به خانواده ارجمند ابلاغ فرمائید.
اسفندیار رحیم
23/12/1395
منبع: ت بهار


مشاهده متن کامل ...
1-شهید حاج علی موحد دوست
درخواست حذف اطلاعات
جانشین شهید ازی :

شهید موحد دوست ملقب به علی آهنی

اگه می دانستم برای هرکاری ، اینقدر مزد می دن، حالا حالا ها شهید نمی شدم. این را توی خواب گفته بود به یکی از دوستانش .

صاحب نیوز: موحد دوست. روز اولی که پرونده را باز ، اول از همه دنبال ع ش بودم. ع را گذاشتم روی میز، روبرویم و شروع به خواندن ، چهره اش هنوزجذبم نکرده بود . بعد از یک ساعت مطالعه پرونده اما آن چیزی که نوشتم این بود: چقدر زود دلبری می کنید شما ء. چقدر زود آدم را پایبند می کنید شما ، چقدر زیر کانه آدم را به زانودر می آورید شما . شهید حاج علی موحد دوست چهره اش آدم را نمی گیرد اگر چیز زیادی از زندگی اش ، روحیاتش ، خلق و خُویش ، آداب معا ش ، رفتارهایش ندانی. رفتارهایش، آداب معا ش ، خلق و خویش، روحیاتش، زندگی اش اما آدم را می گیرد وقتی نگاه می کنی به چهره اش.

سال ۱۳۳۷ آمد توی این دنیا و مثل خیلی های دیگر زند کرد. خلق وخوی رندانه و بی شیله پیله اش اما با بقیه فرق داشت. خیلی از کارها را می کرد که بقیه نمی د. اقتدار فرماندهی داشت. با نیروهایش شوخی می کرد، توی آموزش های نظامی اش جدی بود، از ماشین استفاده ی شخصی نمی کرد. خیلی از کارهای دیگر را هم اما می کرد که اختصاصی خودش بود. خودِ خودش

آموزش نظامی می داد با یک دست. فرمانده ی دوتا گردان بود. هم زمان ، رضا و موسی بن جعفر علیه السلام . بعد هم فرمانده تیپ دوم لشکر ۱۴ حسین علیه السلام. همرزم حاج حسین هم بود. حاج حسیین ازی . آ سرهم جانشین همرزمش ماند بعد از عملیات والفجر ۸ جانشین تا ازی حاجی شود و برگردد.

طاقت دوری اش را اما نداشت. درست مثل برادرش جمال که ۵ ماه قبل از خودش پریده بود. پرید،سال ۶۴توی خط پ ندی فاو. وقتی که فاطمه شش ماهه و زینب یک سال و نیمه بود. همه می گفتند علی آهنی شهید شد. حالا هم مزارش همین حوالی ماست. گلستان نزدیک شهید محراب ، شهید اشرفی اصفهانی . سراغش اگر رفتید ، سلام ما را هم برسانید.

خوشحال بود. خیلی زیاد با آب وتاب تعریف می کرد: ب خواب عباس دیدم . عباس کِردآبادی.

حاج علی خندید. گفت: ما هم همینطور داداش!

همینطور!

آره.هرشب که دلم برا یکی شون تنگ می شه، وضو می گیرم و می خوابم. شب خوابشو می بینم! به همین راحتی از خواب دیدن حرف می زد.

موتورش را گذاشت کنار حیاط و رفت طرف در.

گفتم : با موتور نمی ری؟ گفت: می ترسم تصادف کنم.

از مرگ نمی ترسید . گفتم: می ترسی…؟

حرفم را قطع کرد که: آخه لیاقت شهادت ندارم.

مدام از جلویم می رفت و می آمد. نگاه به قد و بالایش گفتم: تو و جمال و اصغر که می رید جبهه ، پس من چه کار کنم؟ مهر را از جلویم برداشت ، گفت: «شما چه این را بخوانی ، چه نخوانی ، چه ما برویم جبهه ، چه نرویم ، یکی است.»

***

شهید موحد دوست

بچه های ت یب با تجربه ای که داشتند مین ها را خیلی سریع خنثی می د. عملیات فرمانده کل قوا، حاج علی هم کمکشان می کرد. یک بیل دستش گرفته بود و افتاده بود به جان مین ها، تند تند مین خنثی می کرد با همین بیل. محل یت را پیدا کرده بود و رفته بود شناسایی . حاج حسین داشت از روی نقشه توضیح می داد که رسید. هنوز نفسش تازه نشده بود که دست گرفت برای حرف زدن.

گفت: حاجی،سمت راست، یه کم آب گرفت داره، رفت و اومد بچه ها تو اون منطقه… حاج حسین خیره نگاهش کرد داد زد: تو دوباره تنها رفتی اون هم زودتر از بقیه؟

کار همیشگی اش بود . به دعواهای حاجی هم عادت داشت.

مرخصی هم می امد خودش نه، ش ، می گذاشت توی خانه و می رفت سراغ برو بچه های جبهه.

فرمانده لشکر، فرمانده گردانها و گروهبانها ، تیر بارچی، آ ی جی زن،بیسم چی ، پشتیبانی ، تدارکات ، فنی ، بهداری و… با جبهه فرقی نمی کرد.

چند تا عراقی اسیر کرده بودیم. می گشتیم شان. حاج علی هم رسید. کمک می کرد، حرف اما نمی زد. مدام اینطرف و آنطرف می رفت. کنار ی ثابت نمی ماند. چند بار که رفت و برگشت ، دستش را دیدم . تیر خورده بود. می دانست اگر حرفی بزند، حاج رضایی بی برو برگرد می گوید: برگرد عقب!

هرچه گفتیم: عمل بدون بی هوشی محاله. قبول نکرد. می گفت: زودباشین فشنگ رو از توی ی من در بیارین.

فشنگ درست روی قلبش بود و با حرکت ان بالا و پایین می رفت. بی حسی موضعی دادیم و شروع کردیم به کار.

توی تمام ان مدت طولانی، دستش زیر سرش بود و قلب خودش را نگاه می کرد. عجیب و غریب بود این آدم. فشنگ را که درآوردیم راحت دراز کشید.

بیمارستان صدوقی . بعد از عمل جراحی، با آن حال بدی که داشت ، خودش، خودش را مرخص کرد. چاره اش یک دست لباس بود که گیر آورد.

حاج حسین که با آن پای گچ گرفته دیدش توی منطقه فقط نگاهش کرد؟ گفت: فعلا بیا برو تو سنگر استراحت کن . گوشه سنگر که دراز کشید انگار اش داغ شد . می سوخت. دست کشید یک فشنگ بود از اسلحه ی یکی از بچه ها رها شده بود کمانه کرده بود به طاق سنگر وروی حاج علی . خنده اش گرفته بود . می شلید و به طرف حاج حسین می رفت. فشنگ را گذاش کف دستش گفت: این بار دیگه من سراغش نرفتم ، اون اومده سراغ من! حاج حسین بین خنده های حاج علی خندید و گفت: تیر غیب خورده! بیا این هم جیپ،هرکجا خواستی برو!

عملیات کربلای توی آن شلوغی دست بردار نبود. نگاهی می کرد به بچه ها. با خنده می گفت: اطیعوا الله واطیعوا السابقون داران. بعد هم ادامه می داد: من که سابقه ندارم.

گوشی بیسیم فقط دستش بود . اثری از بیسیم و بیسیم چی اما نبود. داشت توی شلوغی عملیات داد می کشید و جلو می رفت. خودم را رساندم بهش ، پرسیدم : علی ، بیسیم چی ؟! نگاه کرد پشت سرش ، بگوید ایناهاش ، دید نیست. آنقدر حواسش به عملیات بود که نفهمیده بود بیسیم چی اش را گلوله بُرده.

یک میلیون و دویست هزار گلوله فقط و فقط توی جزیره ی مجنون. با این حال ، حاجی روزی یکبار از این جاده ها می رفت و می آمد. تانکر های آب می برد برای جزیره. اعتراف خود عراقی ها بود. یک میلیون و دویست هزار گلوله ، فقط توی جاده های جزیره مجنون.

حسین ،حسین،حسین، موحد.

ازی خودش را انداخت کنار بیسیم و گوشی را قاپید.

حسین،بگوشم. بعد از اینهمه بی خبری از گردان رضا حق داشت . حسین آقا، دستمون آبه. کدوم اب؟! – اروند؟همون موضع رو حفظ کن علی جون .یا علی.

به بیسیم چی گفت. که قرارگاه را بگیرد.

  • سلام علیکم ازی هستم. الان گردان رضا، به فرماندهی حاج علی موحد دوست به کنار اروند رسید.
  • حسین می خندید ما گریه می کردیم. حسین گریه می کرد ما می خندیدیم. حسین نمی دانم می خندید یا گریه می کرد . شنیدم اما که از مشهر می گفت.

خط پ ندی فاو. مسول محور حاج علی موحد دوست.

کنار جیپ ایستاده بودند. خودش و یکی دوتای دیگر

صدای سوت خم و گردوخاک

نایستاده بود . مردآهنین افتاده بود با ترکشی روی قلبش.

پیکرش را پیچیدند لای پتو با یک قایق موتوری فرستادن آن طرف اروند. روحیه ی نیروها مهم بود در آن موقعیت . بعد از عملیات والفجر ۸، خط پ ندی کم ی نبود. مسول خط فاو.

اگه می دانستم برای هرکاری ، اینقدر مزد می دن، حالا حالا ها شهید نمی شدم. این را توی خواب گفته بود به یکی از دوستانش .

کار برای خدا باشد، سوت زدن باشد. حرفش همیشه همین بود.



مشاهده متن کامل ...
اکثریت 99 درصدی در برابر اقلیت یک درصدی؟
درخواست حذف اطلاعات

در روزهایی که پدیده نادر «تورم و رکود توأمان» در جای جای کشور سایه افکنده و بسیاری از صنایع، کارخانجات و تولیدی­های بزرگ و کوچک کشور را به ورش ت و تعطیلی کشانده و خیل عظیمی از شاغلان را بیکار و به کارهای کاذب واداشته است و در روزهایی که دخل و ج درصد بالایی از افراد جامعه با هیچ تناسبی با همدیگر همخوانی ندارد و خط فقر به د ­های بیشتری از افراد جامعه سرایت پیدا کرده و بسیاری از مردم و جوانان را به دریوزه­ ، دلالی، ی، اعتیاد، مهاجرت غیرقانونی و فساد کشانده است؛ سران دو حزب حاکم کشور که در چند سال گذشته به تناسب مسئولیت­های کلیدی را در سیطره خود داشته­اند و تقصیر هیچ یک در به وجود آمدن این وضعیت اسفبار و سروسامان کشور کمتر از دیگری نیست، بدون توجه به عاقبت و سرانجام این کشتی طوفان­زده و به گل نشسته، تنها به فکر تأمین حداکثری منافع جناحی و ت یب چهره جناح مقابل با هر ترفند و دروغی هستند!؟ البته بعید نیست که این گونه اقدامات ایذایی از طرف دو جناح حاکم نوعی فرافکنی و برای جلب توجه آرای عموم مردم، برای در صحنه نگهداشتن آنها باشد.

این دو جناح که بر کلیه امور کشور سیطره دارند؛ پست­های کلیدی را به تناسب و عادلانه در بین عاملان سرس خود تقسیم کرده­اند و اجازه ورود هیچ عنصر خارجی و غیرب و غیرحزبی را هم به خلوت خود نمی­دهند. اذناب و اطناب این دو جناح حاکم کمتر از یک درصد جامعه 80 میلیونی را تشکیل می­دهند و اکثریت 99 درصدی جامعه بازیچه و ابزار سهم­خواهی این دو جناح کشور شده­اند. اکثریت 99 درصدی که غافل از نیروی نهفته در وجودشان، بسیار ناآگاهانه و متأسفانه عوامانه هر روز به امید آینده­ای بهتر تنها دست به آسمان بلند می­کنند و شعار دیکته شده از طرف مسئولین و وعاظ جناحین را ذلیلانه می­کنند که: خدایا تو اینچنین مقدر کرده­ای! راضیم به رضای تو!؟

و ای کاش گوش شنوایی بود که جواب این و نجوای حقیرانه را می­شنید که وش می­آمد: خلایق، هر چه لایق! هر چه کنی، به خود کنی! از تو حرکت، از خدا برکت! و ... و چه آگاهانه علی(ع) داد سخن داد که: «برای به وجود آمدن «ظلم» دو چیز لازم است: اول «ظالم» که ظلم کند و دوم «مظلوم» که ظلم را بپذیرد که یکی بدون دیگری به وجود نمی­آید و گناه ظالم و مظلوم یکی است و هر دو در عقوبت آن شریک هستند».

سران این دو جناح بی­کفایت متأسفانه با اجیر عده­ای مزدور تریبون به دست و به جای اقدام در جهت رفع نواقص و بهبود معیشت اقشار آسیب­پذیر جامعه، تنها به فکر استمرار بخشیدن به سیطره خود بر بیت­المال، کشور و سرنوشت مردم همیشه در صحنه هستند. بعد از رسوایی­های اخیر در باب: «کشف باندهای قاچاق­ سازمان یافته تی»،« اعطای وام­های هزاران میلیاردی به نور چشمی­ها و تظاهر به عدم توانمندی ت در برگرداندن آنها بعد از گذشت چندین سال»، «تبعیض، ظلم و فساد نورچشمی­ها و آقازاده­ها و مسکوت گذاشتن آن»، «انحصاری­سازی و در اختیار گرفتن صادرات و واردات اقلام کلیدی کشور در بین تعداد محدودی از عناصر بانفوذ جناحین و فرزندان ذکور و البته اناث آنها»، «تناقض فاحش و ظالمانه در اعطای حقوق­های صدها میلیونی از بیت­المال به عوامل بی­مصرف جناحین و تعیین و تصویب بی­ دانه و جاهلانه حداقل حقوق کارمندان و کارگران زحمتکش کشور( 800 هزار تومان)» و از همه مهم­تر فریادهای عوامفریبانه، مضحکانه، نخ­نما شده و متأسفانه آمیخته با لعاب شرعیات و مقدسات نشانگر اوج ندانم­کاری و منافع­نگری این دو جناح و اذناب آنهاست. جالب توجه اینکه هنگامی­که موسم به صحنه کشاندن اکثریت 99 درصدی جامعه برای نشان دادن مقبولیت همگانی به جهانیان فرامی­رسد و برای توجیه اشتباهات چندباره خودشان، با راه­اندازی کارناوال­های تبلیغاتی با تمام توان سعی در مقصر جلوه دادن جناح مقابل می­کنند و با وعده­های توخالی و پوشالی بستر را برای ادامه سیاست استعماری و استثماری خود فراهم می­کنند و هنگامی­ که از آنها به صورت کنترل شده و البته تلطیف شده در مورد حق و حقوق مردم و اکثریت همیشه در صحنه پرسیده می­شود؛ برمی­آشوبند و رگ گردنشان از غیرت بیرون می­زند که: ما «السابقون سابقون اولئک المقربون»؛ ما و پدران ما از این انقلاب سهم داریم و ما ذخیره­های نظام هستیم و اگر تمامی انقلاب و مردم و کشور و ذخایر آن را هم در حلقوم خود فرو کنیم، هیچ نباید اعتراض کند، چرا که انقلاب، کشور و مردم به ما بد ار و مدیون رشادت­ها و شجاعت­ها و خلاقیت­های ما در موقعیت­های حساس گذشته هستند!!!!!!!!؟؟؟؟؟

با اینگونه رفتارهای پوپولیستی و عوامانه این دو جناح حاکم مصلحت­ ش و مصلحت­نگر و مصلحت­ساز و مصلحت­پرور؛ هر دو به گونه­ای بس مظلومانه از خود رفع اتهام می­کنند و در اقدامی سمبلیک در میان مردم همیشه در صحنه با صد لایه حفاظتی ظاهر می­شوند و از عد و برابری و اقدامات و برنامه­های کلان برای سامان دادن به نابه­سامانی­های جناح مقابل داد سخن سر می­دهند و جالب اینجاست و دردناک و غمبار و ناامیدکننده، که اکثریت 99 درصدی پا در رکاب آنها کیلومترها خودروی ضدگلوله آنها را با پای و دمپایی و کتانی نخ­نما شده در سرما و گرما در خیابان و کوچه و جاده­های خاکی و داخل ج و چاله و گل و لجن همراه با صد مانع دیگر دنبال می­کنند و ساعت­ها به صورت چهار زانو اراجیف آنها را گوش جان می­دهند و از شادی در چشمانشان برق توهم و تعصب و جه در هم تنیده می­شود و در «لحظه­های حساس کنونی» حضوری تعیین­کننده پیدا می­کنند و چشم و گوش و البته دهان و زبان بسته، هیچ از خود نمی­پرسد که پایان این «موقعیت و لحظه حساس کنونی» چه زمانی فرا می­رسد؟؟؟؟!!!!! و حقیقت را آن­چنان بر اکثریت مشتبه و مبهم می­گردانند که در کمال تعجب همه تقصیرها را به گردن می­ رند و در مناسبت­های دهه­ها و هفته­ها و سالگردها و پیگردها، اشک ندامت می­ریزند و ندای استغفار و توبه سر می­دهند و از اینکه به برادر هم کیش و آیین خود گمان سوء داشته­اند، دلش ته و نالانند!!!؟؟؟؟ و این است رمز پایداری و استمرار حاکمیت جناحین بی­لیاقتین !؟

" میخوام نفس بکشم"



منبع: http://clever110. /


مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
فروشگاه کفش و صندل منتظری همسرکشی در جشن تولد قاتل فراری پس از 12 سال دستگیر شد تصاویر مسافر مارک الیاهو آزاد فضای هارد دیسک به طور خ ر با storage sense ویندوز توماس مولر اشتهایمان برای ب جام کم نشده است ی ساختم که برای خانواده خودم مناسب نبود کری سرمربی الهلال برای پرسپولیس و آسیایی ها شهید م ع حرم کربلایی حامد بافنده ج مشخصات اعضای گروه گریم جالب و متفاوت خانم بازیگر ع کشف کارخانه خودروهای انتحاری مرتب سازی ستون یک گرید ویو تحقیق اهمیت انرژی الکتریکی و کاربرد های آن در جوامع امروزی آنونس تمارض برای حضور در جشنواره برلین منتشر شد انجمن روابط عمومی زرند نظام سلطه پرونده منحوس حمله نظامی علیه ایران را بایگانی کرده چکمه کثیف غرب قابل ورود به ایران نیست یک گلوله دو برادر بابلی را آسمانی کرد سرلشکر باقری امنیت حداکثری انتخابات وظیفه نیروهای مسلح است اعتراض عارف به بازداشت ادمین های تلگرامی آموزش نرم افزار تأمین کنندگان و انبار سپیدار بخش سوم
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.