پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
آ ین سیّدحمید طباطبایی مهر در عملیات
درخواست حذف اطلاعات

خلیل زاده معاون عملیات قرارگاه حمزه خاطره ای جالب و خواندنی از آ ین سیّدحمید طباطبایی مهر در عملیات نقل می کنند:

در گرماگرم آتش در ارتفاعات مرزی گویزه سردشت که هر جان پناهی برای خود گرفته بود دوربین فرمانده لشکر، قیام و قعود دلاور مردی استوار را شکار کرد که در زیر باران آتش گلوله جبهه سپاس را در مقابل خداوند قادر متعال بر پهناور کوه می سائید و او ی نبود جز سیدحمید طباطبایی مهر؛ ی که تجربیات سال ها حضور در میدان نبرد به او آموخته بود رمز پیروزی را که

«ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.»

ساعت چهار بعدازظهر روز بیست و نهم تیرماه سال 90 که عملیات در ارتفاعات مرزی گویزه سردشت گره خورده بود شهید طباطبایی با چنان آرامشی به راز و نیاز با معبود خود پرداخت که تحیّر همگان را برانگیخت. و این راز قدرتمندی مردان خ است که برخی از سیاستمداران عاجز از درک آن در معادلات قدرت در صحنه تقابل جبهه حق و باطل می باشند.

و این شمّه ای بود از ویژگی های رشید حاج سیدحمید طباطبایی مهر یکی از فرماندهان فقید معاونت عملیات نیروی زمینی که در تاریخ 4 اسفند1391در منطقه عملیاتی حومه حلب( ) به خیل همرزمان شهیدش پیوست.

آقا محمودرضا

.



مشاهده متن کامل ...
شهید همت در جنگ
درخواست حذف اطلاعات

حاج ابراهیم همت یکی از فرماندهان برجستة .. پاسداران انقلاب .. ی در دوران جنگ تحمیلی و از .. ان نام آور ایران زمین در دوران معاصر است. اسم او با فداکاری های صورت گرفته در مریوان و حماسه آفرینی های لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در دوران دفاع مقدس عجین شده و گره خورده است. بیرون راندن .. م .. عراق از خاک ایران عزیز و رفع .. سرزمین های میهن .. ی در دوران جنگ تحمیلی پیروزی بزرگی بود که مرهون مقاومت و ایستادگی های مردان و .. ن بزرگی در تاریخ حماسه آفرینی های مردم ایران است. مقاومت ها و رشادت های دوران سخت دفاع مقدس بر دوش رزمندگان و فرماندهان شجاعی استوار بود که بیش از هرچیزی برای نصرت دین خدا از خانه و کاشانة خود جدا شده و به میدان جهاد آمده بودند تا سر دشمن بعثی را به سنگ بکوبند و او را از رسیدن به اه .. شومش باز دارند. .. انی که معتقد بودند "ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم" . آنها بر این باور بودند که اگر به یاری خدای بزرگ بشتابند خداوند حکیم آنها را استوار قدم خواهد گردانید و یاریشان خواهد کرد. آنها در خانه هایشان ننشستند تا دیگران به مصاف با دشمن عنود بروند و سپس آنها از میوه های شیرین پیروزی بهرة خود را ببرند. یکی از این مخلصین و سلحشوران یاری دهندة دین خدا،حاج ابراهیم همت جوان پرشور برآمده از مکتب انقلاب .. ی بود. نهضتی که .. شناس بزرگ حضرت .. .. آن را هدایت کرد و به ثمر رسانید. دورة زندگی کوتاه،پربار و حیات انقل .. حاج ابراهیم همت را می توان به بخش های ذیل تقسیم کرد.



منبع: http://defayemoghaddas. .. /


مشاهده متن کامل ...
???? رمز پیروزی:
درخواست حذف اطلاعات

رمز پیروزی:


1-ای مومنان, اگر خدا را یاری کنید خدا شما را یاری میکند و قدمهای شما را ثابت میگرداند"یا ایها الذین آمنوا ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم" (محمد: 7)

2- اگر خدا شما را یارى کند هیچ بر شما غالب نخواهد شد"إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ "آل عمران:۱۶۰



مشاهده متن کامل ...
وصل به جان و جانان
درخواست حذف اطلاعات

سلام

خوبین ؟

دیروز یه جایی مهمان بودیم

یه آقای تقریبا متشخص و اهل تجربه و سن و سال گذشته امده بود و از صاحب خانه تعریف ها می کرد

و به گمان خودش از تجربیات مردم شناسانه و اجتماعی اش می گفت که برای پیشرفت و فتح فلان قله ها و جایگاه اجتماعی

چنین کن و چنان کن و مجلس بگیر و ....

و میزبان محترم ما هم تشکر کرد و محترمانه و بدرقه ی بزرگوارانه


بعد صحبتی شد که بله ایشان لطف دارن و بعد تحلیل صحبت ها

و اما نکته ای که در آ بهش اشاره کرده که خیلی برام جالب بود این که:


ایشان توصیه می کند که برای ب جایگاه اجتماعی و به قول خودش کار برای خودش بیا  و فلان کارها را انجام بده

اما و صد اما دریغ که چرا این کارها و هزینه ها را برای ب رضایت خدای مهربان نکنیم؟؟

جایگاه اجتماعی و خوش آمد مردم کیلویی چند؟

و همان جا این آیه ی قشنگ یادم آمد و گفتم  که : ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم 

و حقیقتا همین است

همه چیز و همه کار باید وصل به جان و جانان باشد که ثبات و پایداری و قشنگی بگیرد و حبط و باطل و هیچ نگردد.


مثل حبه ی گیلاس و میوه ای که تا با بند و ساقه اش وصل به درخت هست، سرزنده و ناب و خوردنی هست

و ما هم کارها مون و برنامه هامون و خوردنی شدنهامون اگر می خواهیم استوار و کار و قشنگ باشد باید وصل به

درخت و شجره ی طیبه ی الهی باشد که سرزنده و شاداب می مانیم

و این چیز قشنگی بود که کاش و صد کاش بهش باور داشته باشیم

و

باور کنیم وصل و وصلت ها را

باور کنیم وصل شدن ها را

و باور کنیم خدا را

و باور کنیم باور ها و بارور شدنها


ممنون نگاهتان

یاعلی



مشاهده متن کامل ...
ان تنصرالله ینصرکم
درخواست حذف اطلاعات

تو این ۵بار که امتحان رانندگی دادم

بار اول نفر اول بودم رد شدم.

بار دوم نفر آ بودم.یه دختره که نفر اول بود گفت جاتو با من عوض میکنی؟گفتم نه آخه تفر اول رد میشه.

گفت آخه تو بار دومته من بار پنجم.خلاصه اون نفر اول امتحان داد وقبول شد.من نفر آ امتحان دادم و رد شدم

بار سوم نفر دوم بودم.رد شدم.به نظرم‌چون ماشین سنگین بود و سربالایی خاموش می

بار چهارم نفر سوم بودم.گفتم دیگه این دفعه قبولم.تاحالا نفر سوم نبودم ولی بازم زد شدم.

امروز افسر اسممو خوند.نفر آ بودم

بعد دیدم یه خانم به افسر میگه میشه ازمن اینبار امتحان بگیری؟آخه هنوز نوبتم نشده ولی بچه م خونه تنها خوابه الان بیدار شه ببینه من نیستم میترسه.

افسر گفت نمیشه

من گفتم میشه من نوبتمو بدم به این خانم؟

گفت اگه خودت میخوای آره.

خانمه هم کلی تشکر کرد و رفت.

بعد افسر اسم نفرات ماشین بعدی رو خوند آماده باشن.

اولین نفر اسم منو خوند.

با کمی ناراحتی به بچع ها گفتم من نفر اول شدم

اونام گفتن چون جاتو دادی به خانمه خدا کمکت میکنه قبول میشی



مشاهده متن کامل ...
دعوت مراجع به حضور گسترده مردم در روز قدس
درخواست حذف اطلاعات

مراجع عظام در پیامی هایی جداگانه، همه آحاد مردم انقل ایران ی را به شرکت در یوم الله روزجهانی قدس دعوت د.

دعوت مراجع به حضور گسترده مردم در روز قدسبه گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان،مراجع عظام در پیامی هایی جداگانه، همه آحاد مردم انقل ایران ی را به شرکت در یوم الله روزجهانی قدس دعوت د.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به روز قدس حضور گسترده مردم در این را موجب امنیت داخلی ایران و مسلمانان جهان مخصوصا فلسطینیان مظلوم و محکومیت استکبار و صهیونسیت دانست.

وی در بخش دیگری از این پیام با تلخ خواندن حادثه تروریستی در مجلس شورای ی و حرم (ره) دفاع عمیق و حساب شده ایران ی بدست توانمند در مقابل تروریسم اشاره کرد و گفت: امیدواریم بیگانگان از این ع العمل ایران عبرت بگیرد و بخود اجازه ندهند به حریم امن ایران ی طمع کنند.

آیت الله علوی گرگانی در پیامی روز جهانی قدس را روز دانست و بر حضور گسترده و چشمگیر مردم در این روز تاکید کرد.

این مرجع تقلید روز قدس را روز دانست و افزود: لازم است امت ی و تمامی آزادگان جهان در روز قدس بر علیه و ی جنایتکار و حامیان این رژیم جعلی و غده سرطانی فریاد بر آورند و مردم ما با حضور چشمگیر خود با و ی بیعتی دوباره کنند.

آیت الله علوی گرگانی با اشاره به ماهیت رژیم کودک کش صهیونیستی آن را بزرگترین تروریست تی و بالقوه خطرناک دانست و گفت: استعمار جهانی این رژیم جعلی رابرای فشار هر چه بیشتر به مسلمانان جهان تاسیس کرد و هر سال بر ات و ستم های آنان به مردم مسلمان و بی دفاع فلسطین افزوده می شود

آیت الله علوی گرگانی در ادامه تحریم های جدید ی جنایتکار و ت جدیدش برضد ملت ایران و نقض قرار دادبین المللی را محکوم کرد.

آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع عظام تقلید در پیامی بر حضور مردم در روز قدس تاکید کرد و از ملت مسلمان ایران و همه خواهان جهان خواست در این روز باشکوه به میدان بیایند.

متن کامل پیام این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

همان طور که راحل اعلی الله مقامه، مسئله قدس را اولین مسئله جهان دانستند ما نیز بر این موضوع تاکید داریم، به این معنا که تا این غده سرطانی در منطقه وجود دارد منطقه آرامش نخواهد دید، امروز جریان هایی که در شرایط فعلی جهان از طرف و رژیم صهیونیستی و ایادی آن ها صورت می گیرد، برای این است که رژیم صهیونیستی در حاشیه امن قرار بگیرد، تا بتواند از این فرصت سوء استفاده کند و ریشه این رژیم مستحکم شود.

بنابراین بر مردم مسلمان و متحد ایران ی و کل خواهان جهان لازم است در روز قدس به میدان بیایند و با شکوه، شعور و مشت های گره کرده، حرکت کنند. این مبارزه و این فرهنگ، فرهنگ از بین بردن رژیم صهیونیستی دوام دارد و ان شاالله این توفیق برای همه مسلمان ها حاصل خواهد شد و این غده سرطانی با توفیق پروردگار متعال نابود خواهد گردید.

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

حسین نوری همدانی

آیت الله جعفر سبحانی از مراجع تقلید مسلمانان جهان را برای شرکت در روز جهانی قدس فراخواند وگفت: در روز قدس همه مسلمانان باید دست به دست یکدیگر دهند و جهان بشریت را دعوت کنند تا این سرزمین ی به آغوش برگردد.

وی روز چهارشنبه در ابتدای درس خارج خود اظهار داشت: جهان عرب و غیر عرب در مساله قدس شریک هستند و باید اولین قبله مسلمانان از دست جمعیت غاصب آزاد شود و این کار با یک خیزش جهانی مسلمانان شدنی است. معتقد هستیم که ان شاءالله فلسطین به آغوش مسلمانان بازخواهد گشت.


آیت الله سبحانی با اشاره به یک اشتباه تاریخی در موضوع فلسطین خاطرنشان کرد: اشتباهی که در ابتدا در مورد فلسطین شده آن بود که برخی مساله قدس را نه ی، بلکه عربی معرفی د و این باعث اشتباهات بسیاری شد، اما راحل فرمودند: مساله فلسطین ی است.


آ ین ماه مبارک رمضان با ابتکار حضرت راحل بنیانگذار ایران به نام روز جهانی قدس نامگذاری شد.

انتهای پیام /



مشاهده متن کامل ...
رمز پیروزی ..
درخواست حذف اطلاعات
.. سلیمانی در بزرگداشت .. ی م .. ع حرم و عملیات های کربلای 4 و 5 :

.. قاسم سلیمانی در این یادواره اظهار داشت: اگر در طول تاریخ ملتی با وجود دارا بودن .. ی شایسته ش .. ت خورد و به اه .. خود نرسید به دلیل نبود آمادگی در مردم بود. رمز پیروزی .. داشتن دو بال .. ی شایسته و مردمی آماده، آگاه نیت دشمن و بصیر است.
وی با بیان اینکه ملت ایران به واسطه داشتن این دو شرط ش .. ت ناپذیرند، گفت: منشا آمادگی ملت ایران ایمان آنهاست و با وجودی که نسل عوض شده اما اجتماعات مذهبی ما همانند سال57 است.
.. سلیمانی با تمجید از شخصیت و سیاست های .. معظم انقلاب، افزود: .. ما، .. ی متقی است و همه سیاست هایی که ابلاغ می کنند از روی تقواست.به جز .. .. ی هیچ مسئولی در دنیا نمی بینیم که با تمام اقشار دیدار کند و به صحبت آنها گوش دهد و ملت ما نیز ملتی همیشه در صحنه است.
فرمانده .. قدس با اشاره به آیه «ان تنصرالله ینصرکم» و تفسیر آن توسط .. .. ی خاطرنشان کرد: که خداوند یاری و نصرت خود را به .. انی ارزانی می کند که هر چه در توان دارند برای خدا بگذارند. آمادگی مردم سبب می‎شود مستحق نصرت الهی شوند.
وی با بیان اینکه انسان با اراده می تواند به هدف خود دست پیدا کند، تصریح کرد: ملت ایران با آگاهی داشتن نسبت به دشمنان و آگاهی و اطمینان از مسیر خود همواره مسیر عزت و سربلندی را در پیش گرفته و می گیرند.


منبع: http://farzangan135. .. /


مشاهده متن کامل ...
جای .. خالی
درخواست حذف اطلاعات
حلب...حلب...حلب...صدای باصلابت یازینب(س)برادرانم هنوزبه گوش میرسد رجزهای شجاعانه ونواهای عاشقانه شهیدان تاهمیشه تاریخ دراین نقطه ازعالم باقی خواهدماند!غیورمردانی که اززندگی شیرین خودگذشتندتام .. ع حریم وحرم وولایت و شوند;تادست تروریست های دست نشانده ی .. یی- .. ی وسعودی راقطع کرده وباجان فشانی خودبه دادمسلمانان مظلوم اعم ازشیعه وسنی برسند.وحامیان مزدوران رادرشوکی عمیق بنشانند روح .. ی بزرگوارایرانی وافغانی ولبنانی وپا .. تانی وسوری شادومتعالی باد." .. حلب درآستانه هفته وحدت رابه فال نیک می گیریم.ان شاالله .. اعظم(ص)و .. جعفرصادق(ع)رزمندگان .. وبالاخص طلایه دارآنان .. سلیمانی رامددویاری بفرمایند.وپیروزی کامل رانصیبشان بفرماید.ان تنصرواالله ینصروکم ویثبت اقدامکم...*سوره محمد*



منبع: http://mahdiyavaran95. .. /


مشاهده متن کامل ...
مست می عشقم
درخواست حذف اطلاعات

سلام

سلامی که همیشه زیباست و سلامتی می آورد

سلامی که آرزوی ماست که به هم داشته باشیم

سلامی که در بهشت جاودان همه به هم تقدیمش می کنند

یکی از دوستان نظر داده برای پست قبلی ام که : سلام ... خیلی سرحالی چه خبر شده؟

ی ری حرفهایی که قبولش دارم رو گفتم

اما می خواستم اضافه کنم که لازم نیست که خبر خاصی شود که سرحال باشیم.

و البته هر صبح که بیدار می شویم و هر لحظه ای که در آن هستیم خبری هست و آنکه

سالم و سلامتیم و خدای بزرگی داریم که به اندازه ی پلک بر هم زدنی  به خودمان واگذارمان نکرده و نمی کند

و همیشه همیشه به فکر همه چیزمون هست

آمدم که بگم در شروع سال جدید قولهای خوب خوب به خودمون بدهیم که قدر خودمون و داشته هامون

 و خدای بینهایت خوبمون رو بدونیم

همیشه اول تلاش بعد توکل بر ذات پاکش و یاری گر ارزشها و مرام ها و خواسته هایش باشیم

و البته ان تنصر الله ینصر کم و یثبت اقدامکم

و البته : من یتق الله یجعل له م جا و یرزقه من حیث لایحتسب .... و من یتوکل علی الله فهو حسبه.


و چقدر حرفهایش و هایش قشنگ است

و چه وعده های قشنگ و امید های رنگارنگ و قانونهای ناز و ناب و حکیمانه   که بر بندگان

ضعیفش داشته و دارد.

انسانهایی که لیاقت بخشیده شده اند که جانشین در خ اش باشد

وووووووووای مملو از شادمانی و امنیت و سلام و سلامتی بودن چی زیباست

وقتی خ به این خوبی و زیبایی و امین و ....... خ داریم.

شکوفه های رنگارنگ زیباست

لبخند های قشنگ زیباست

تپیدنهای پر از هیجان زیباست

و بودن های عاشقانه زیباست

مممنون کردگار شکوفه آفرین و لبخند و عاشق و بودن ها هستم


من مست می عشقم

هوشیار نخواهم شد

زین خواب خوش مستی

بیدار نخواهم شد

یاحق و یاعلی که الحق مع علی و علی مع الحق


پ .ن:

ب یکی از دوستان کلاس کاراته مو دیدم  که شاید هفت هشت سالی ندیده بودمش و چقدر بزرگتر شده بود ( از جوانی به میانسالی رفتن منظورمه)،

و یاد مرحوممون که پشت فرمان ماشینش با اون همه ابهت و قهرمانی و زور بازو سکته کرده بود.....

و بعد از یک سال سکته ای و 45 روز در کماء بودن... دار فانی رو  وداع گفت.....

خواستم بگم هم زود می گذرد و هم زود می گذرند.. زمان و مایان


تا درودی دیگر بدرود





مشاهده متن کامل ...
آیت الله نوری همدانی: به دنیا اعلام کرد ایران کشوری قدرتمند و سلطه ناپذیر است
درخواست حذف اطلاعات
آیت الله نوری همدانی:

به دنیا اعلام کرد ایران کشوری قدرتمند و سلطه ناپذیر است

آیت الله نوری همدانی
شناسهٔ خبر: 4009311 -
قم - یکی از مراجع تقلید در پیامی تأکید کرد: پاسداران با شلیک موشک های خود لرزه بر اندام دشمنان این ملت انداخت و اعلام کرد ایران کشوری قدرتمند و سلطه ناپذیر است.

به گزارش خبرگزاری مهر، متن پیام قدردانی آیت الله العظمی حسین نوری همدانی از اقدام شجاعانه پاسداران انقلاب ی که امروز منتشر شد، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

باردیگر قدرت و عظمت خداوند متعال بدست فرزندان غیور این ملت به رخ جهانیان کشیده شد، دلاور مردان مقتدر نیروهای مسلح و امنیتی توانستند با همبستگی و اراده مستحکم و هدایت های ی معظم انقلاب کشور عزیزمان را از عناصر پلید تکفیری پا ازی نمایند و پاسداران عزیز انقلاب ی با مجاهدت و توانمندی و صلابت با شلیک موشک های خود لرزه بر اندام دشمنان این ملت انداخت و با رساترین صدا به جهانیان اعلام کرد ایران کشوری قدرتمند و سلطه ناپذیر است و دست هر توطئه گری را قطع و وجود م را محو خواهد نمود.

اینجانب لازم دانستم مراتب قدردانی خود را از همه م عان کشور بویژه مجاهدان پاسداران انقلاب ی اعلام نمایم.

ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم



مشاهده متن کامل ...
عذرخواهی پس از 7 سال!!!!
درخواست حذف اطلاعات
به گزارش «تابناک»، متن دفاعیات مکتوب سعید مرتضوی که در پایان رسید به اتهام معاونت در قتل در پرونده شکایت خانواده مرحوم محسن روح الامینی تقدیم دادگاه نمود، بدین شرح است؛

بسم الله الرحمن الرحیم
«ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم»

ریاست محترم و هیأت مکرم قضات شعبه 22 دادگاه تجدید نظر استان تهران

با صلوات بر محمد و آل طاهرینش(ص) و با درود و سلام به پیشگاه حضرت ولی عصر(عج) و راحل(ره) و انقلاب ی و ی گرانقدر.

با سلام و احترام به استحضار می رساند، تقارن سومین جلسه دادگاه در این پرونده و نوبت دفاعیات اینجانب با نهم ذی الحجه، روز عرفه را به فال نیک می رم، زیرا در این تقارن ایام و مناسبت های دینی و الهی، رمز و رازهایی است که آن را اتفاقی و بی حکمت و بی حاصل ندانسته و به برکت و فضل این ایام در گشایش قفل های بسته و مشکلات، بیش از پیش امیدوارم. عرفه روزی است به زیبایی شب قدر و دریایی است به وسعت بخشش الهی. روز عرفه روزی است که درهای آسمان برای تضرع های عاشقانه بندگان گشوده می شود. روزی که عارفان حق از خیمه وجود خویش بیرون می آیند و با آتش شوق و اشتیاق به دعا و نیایش متوسل می شوند. در این روز عزیز، که سجاده ای به وسعت هستی گسترده است، دست های خود را به سوی آن بی نیاز بالا برده و دعا می نماییم که خدایا غروب این روز را با غروب گناهان و تقصیرات ما یکی گردان.

اینجانب به عنوان دادستان عمومی و انقلاب تهران در زمان فتنه بزرگ سال 1388 مطالبی را به عنوان دفاع در پرونده منع نموده ام، ولکن در این جلسه، که نوبت دفاع نهایی است، با عنایت به اینکه انتظار به حق معظم و عزیزتر از جانمان این بود که مهار اغت و خنثی نمودن فتنه حتی در آن شرایط اضطراری بدون ایراد خسارت و هر گونه لطمه ای به شهروندان عزیز انجام شود، مطالب ذیل را در تکمیل دفاعیات به عمل آمده به استحضار می رسانم.

1- برخورد بسیار شایسته از طرف خانواده های آسیب دیده قابل تقدیر و سپاس است. لذا در همین رابطه، معظم انقلاب ی نیز به خاطر این متانت و بردباری و پی ری از درون نظام و دست رد زدن به مداخله بیگانگان، آنان را مورد تفقد قرار دادند. بنابراین مجددا مراتب ادب و احترام و تجلیل خود را از مقام شامخ این خانواده های بزرگوار اعلام می نمایم.

2- در رابطه با واقعه خونبار تیرماه 88 که متعاقب فتنه بزرگ و توطئه پس از انتخابات ریاست جمهوری به وقوع پیوست، ی معظم انقلاب به خاطر عمق فاجعه از آن به جنایت تعبیر فرمودند. به عنوان دادستان وقت تهران عمیقا ابراز تأسف و اعتذار می نمایم و از مقام شهیدان مظلوم این حادثه جوادی فر، روح الامینی و کامرانی طلب پوزش نموده و علو درجات آنها را از خداوند بزرگ مسألت می نمایم.

3- در این وقایع خونبار، شهیدان روحشان آزرده و قلب معظم انقلاب و ملت شهید پرور ایران، عموما و خانواده های داغدار خصوصا مکدر و جریحه دار گردید که به راحتی قابل یام نمی باشد. ضمن اینکه با چارچوب های عد محور نظام مقدس و آرمان های (ره) و شهیدان و منویات ی معظم انقلاب ی سازگاری ندارد، لذا اینجانب به سهم خود از محضر مقدس زمان(عج) که صاحب اصلی انقلاب ی می باشند، روح بلند و ملکوتی راحل و شهیدان، ی عظیم الشأن انقلاب ی و ملت بزرگوار و خانواده های این عزیزان صمیمانه پوزش طلبیده و ابراز تأسف و تأثر و اعتذار دارم و امیدوارم این اعتذار و دلجویی بتواند مرهمی بر زخم و یامی بر این داغ باشد.

4- اینجانب به عنوان دادستان وقت تهران در پیشگاه خداوند و وجدان خود از وقوع این حادثه هولناک اگرچه خداوند باری تعالی عالم است، در شکل ری آن هیچ عمدی نبوده، ابراز شرمند می نمایم.

5- امیدوارم تلخی این حادثه و هزینه های عظیم این خسارت معنوی همچنان در حافظه مسئولین مربوطه باقی مانده و من بعد شاهد تکرار این گونه وقایع تلخ در کشور عزیزمان ایران ی نباشیم.

و آ دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
سعید مرتضوی



منبع: http://josheghan-sabz. /


مشاهده متن کامل ...
رمز پیروزی انقلاب، راهی برای نجات ملت ها
درخواست حذف اطلاعات

آیت الله توکل خارج فقه حوزه علمیه قم امروز در پایان درس خود به مناسبت یوم الله دوازده بهمن و آغاز دهه مبارک فجر، روز بازگشت حضرت راحل(ره) به میهن ی را گرامی داشته و خاطر نشان نمود که انقلاب ی، پایه گذار حکومتی است که پایه های ظلم و جنایات رژیم سفاک پهلوی را لرزاند و مقدماتی را فراهم کرد که منجر به قیام مستضعفان عالم بر ضد ستمکاران، با الگوگیری از انقلاب مردم ایران گردید.

آیت الله سید رحیم توکل، مردم شریف استان مازندران در مجلس خبرگان ی، رمز پیروزی (ره) را در همه برهه های مرتبط با انقلاب و شکل گیری و تثبیت نظام ی، اتکال به خداوند متعال دانست و افزود:

"شاه تا بن دندان مسلح بود و از سوی جهانخواران عالم به خصوص ی جنایتکار مورد حمایت شدید قرار داشت. این که امت رحمة الله علیه چگونه توانست با دست خالی، بنیان ستم پهلوی ملعون را از جا د، پرسشی است که پاسخ آن می تواند راه موفقیت را بر همه مظلومان جهان آشکار سازد. به نقطه ای متصل بود که قدرتی فراتر از همه قدرت های مادی محسوب می شد. اتکال او به خدای عالم، اراده او را بر همه اراده ها چیره ساخت.

در جنگ و دیگر فراز و نشیب های دشواری که نظام ی پشت سر گذاشت نیز رمز پیروزی ما محوریت شعار "الله اکبر" و وحدت کلمه بود. خدا اگر محور امور باشد، "ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم" نیز محقق خواهد شد. این سخن، صرف اِخبار نبوده و وعده الهی محسوب می شود. خدا نیز به ما آموخته است: "ان الله لایخلف المیعاد".

اگر چه ما در درون کشور خود مشکلاتی داریم که وجود آن در هر حکومتی طبیعی به نظر می رسد؛ اما در نگاه دنیا، ایران ضعیفی که روزی باید به سگ خارجی هم حق توحش می داد، امروز به قدرت اول منطقه تبدیل شده است. همه می دانند هر برنامه و تصمیمی که قرار است در این منطقه صورت بگیرد باید با هماهنگی ایران باشد. روزی ژنرال طاغوت می گفت ما ناچاریم که با ارتباط داشته باشیم؛ زیرا نمی توانیم حتی یک سوزن ته گرد بسازیم. امروز ایران ی کشوری است که موفق به پرتاب گردیده، توان هسته ای پیدا کرده، در نانو تکنولوژی پیشرفت هایی چشمگیر و خیره کننده داشته، موشک های دور برد نقطه زن تولید می کند و ....

وقتی چاه نفتی بزرگ در خلیج فارس مورد حمله دشمن قرار گرفت و موجی از آتش از دل آب فوران می کرد و خاموش نمی شد، ت وقت پیشنهاد داد که حاضر به مهار چاه خواهد بود به شرط آن که تمام هزینه های متخصصان یی از لحظه حرکت تا بازگشت به مبدأ از سوی ایران محاسبه و پرداخت شود. ایران این پیشنهاد را نپذیرفت. یی ها در مراحل دیگر، تخفیف هایی هم برای انجام این کار پیشنهاد دادند، باز هم ایران نپذیرفت. کار به جایی رسید که ت مدعی شد آماده است بی هیچ توقعی به مهار این چاه بزرگ نفتی بپردازد. زیر بار منّت نرفت و از غرور ملی مردم ایران صیانت کرد. آنها در واقع می خواستند با این کار علاوه بر ارائه چهره ای انسان دوستانه از ایالات متحده ، این باور را در جهان تقویت کنند که نظام ایران قادر به حل مشکلات خود نبوده و باید با وابستگی به ابرقدرتی چون به مسائل خود رسیدگی نماید. به حول و قوه الهی، جمعی از ان جوان ایرانی با توکل بر خدا آماده انجام این عملیات تاریخی شدند. آنها قبل از آغاز کار بزرگی که در پیش گرفته بودند، زیارت عاشورا خواندند، به اهل بیت علیهم السلام توسل پیدا د، اشک ریختند و دل به دریای خطر زدند و با عنایت الهی توانستند چاه و آتش مهیب آن را مهار ساخته و به جهانیان نشان دهند که در پرتو معنویت و بی اعتنا به قدرت های ظالم می توان روی پای خود ایستاد.

ملت ایران در راه خدا قدم برداشت و از شهادت و جانبازی در این مسیر کوتاهی نورزید. خدا به خون و ایثار جوانان این کشور برکت داد و کاری کرد که امروز ملت ایران سرافزاز و عزتمند است. دشمن می خواست ظرف دو هفته، حکومت را از بین ببرد؛ اما پای ایران که به میان آمد، سال هاست نه تنها این آرزوی شوم محقق نشد بلکه هر روز خبری از پیروزی های پی در پی بر دشمنان به گوش می رسد. هفت استان کشور عراق با خیانت بعضی از مسئولان محلی به تصرف درآمد. استان های دیگر این کشور هم خود را باخته و دچار واهمه شدند. بعضی از آنها گردن خود را برای تیغ آماده ساختند. ایران پا به میدان گذاشت و اجازه نداد دشمنان بتوانند به اه خود دست پیدا کنند. بساط م ان در حال برچیده شدن از این منطقه است. الان اروپا دچار تب و لرز شده و بیم آن دارد که خود مبتلا به این بلای خانمان سوز بشود.

خدا به این انقلاب، برکت داد. دعاهای حضرت ، مناجات های معظم انقلاب و دلدادگی مومنان و دعاهای شبانه آنان و دل های ش ته خانواده های ، عنایت خدا را شامل حال این مردم نموده و مطمئن باشید که انقلاب ی را به ظهور حضرت حجت (عج) گره خواهد زد. این هم از عنایات خداست که می بینید تا کنون هر که در مقابل این انقلاب قد علم کرد و یا خواست که چوبی لای چرخ آن بگذارد، خوار و ذلیل گردید. امید است همگان بیش از پیش به قدر و منزلت این انقلاب پی برده و به مسئولیت های خود در صیانت از آرمان های و بیشتر توجه کنند. این توصیه حضرت (ره) را هم باید آویزه گوش کرد که اگر مستضعف ها را یاری نکنید، به قعر جهنم خواهید رفت."



مشاهده متن کامل ...
یک تجربه یک اعتراف
درخواست حذف اطلاعات

اگر بنا را بر نوشتن این مطلب گذاشتم صرفا دلیل آن اولا توصیه ای برادرانه به برادران و خواهران کوچکتر از خودم و انتقال تجربیاتم به آنها بود و دیگر اینکه ان شاءالله امر به معروف محسوب بشود.
گرچه برای ی که پس از چند سال متوجه می شود چارچوب فکری منسجمی که برای خودش ایجاد کرده چارچوب خطا و باطلی بوده و تنها منجر به اتلاف وقت و هدر رفت چند سال و ایجاد یک دور باطل شده سخت است ولی یاد آوری و توضیح این موضوع شاید برای دیگران درسی و نکته ای باشد که ان شاالله هست.
سالها پیش زمانی که 19-20 ساله بودم افرادی در خانواده بعضا شوخی یا جدی حرف را به اینجا می کشاندند که "چرا هنوز مجردی؟" چه جو میتوانستم داشته باشم؟ کمی با عوض بحث و خنده موضوع را منحرف می .
وقتی پیش خودم به این موضوع فکر می با اعتماد راسخی که نسبت به معادلات ذهنی خودم داشتم به این نتیجه می رسیدم که این افراد احتمالا یا بیخودی دلشان خوش است یا دغدغه ها و برنامه ریزی هایی که من دارم را نداشتند و ندارند.همان قشر آدم هایی هستند که از کل زندگی انتظار یه درآمد و یک سقف دارند و عمری را که باید فقط گذراند!
اما من حساب و کتابهای دیگری پیش خودم می افقهای موفقیتی که برای خودم ترسیم کرده بودم.وظایف و دغدغه های مختلفی که بارشان را بر دوش خودم احساس می . و با وجود اینها ازدواج برایم به معنی مرگ تمام آینده و پیشرفتهایم بود.
البته که القائات دیگران هم بی تاثیر نبود علی الخصوص خانواده!وقتی بر این دو نکته تاکید داشتند که:
1- انسان برای بدست آوردن چیزی مسلما چیزی دیگر را فدا می کند. ناخود آگاه ذهنم به آنجایی میلغزید که تأهل یعنی فدا تمام آرمانها و آرزوهایی که داشتم.البته که آرزوهایم آرزوهایی نشدنی و یا خارق العاده و غیر عقلی یا غیر شرعی نبود معمولا آرمانها و آرزوهایی که از یک تازه جوان دغدغه مند تقریبا انقل ! نسبت به آینده وجود دارد.
و
2- تأهل یعنی یک بار سنگین که یلان روزگار قادر به حمل آنند و کار هر نیست من کوفتن و از این حرفها!
این دو موضوع مکررا این نظر را در ذهن من تقویت می کرد که. اولا برای یک پسری به سن من برداشتن این بار ناممکن است و ثانیا تمام آینده ام در صورت اقدام به ازدواج اب خواهد شد!!
...
حالا از آن روزها فاصله گرفته ام، معمولا وقتی از جایی یا چیزی یا واقعه ای فاصله می گیرید به خوبی قادر به تماشای تمام کلیت آن هستید.مثل وقتی که با هواپیما بالای زمین پرواز می کنید.
من درحال پرواز بالای گذشته خودم هستم و چیزی که الان برای شما تعریف میکنم واقعیتیست که حالا به خوبی میبینم:
می توانم در یک جمله بگویم "تمام آن تصورات یک ساخته ذهنی پوچ ،غلط و متاثر از القائات منفی دیگران بود" و این یکی از تلخ ترین اعترافات برای هر ی است که سالهایی به یک چارچوب ذهنی معتقد بوده و بعد به مز ف بودن آن پی برده است.
من الان با افراد بیشتری در جامعه سر و کار دارم. حتی رفقایی که چند سال پیش با آنها وارد شده بودیم و بعضا نظراتی خلاف نظر من داشتند هم الان جلوی چشم من هستند.
نتیجه بررسی که بر روی اطرافیان و رفقا و دیگران داشتم این موضوع را اثبات کرد که "افرادی که اقدام به ازدواج در سنین پایینتر کرده بودند از موفقیت بیشتری نسبت به افراد مجرد با شرایط ی ان برخوردار شده اند" البته به شروطی که ذکر خواهم کرد.
این را به عینه در همکلاسی های سابق می بینم.رفقایی که خیال می با ازدواج در سن ورود به احتمالا حتی نتوانند درسشان را به راحتی تکمیل کنند، هم تحصیلاتشان را با پشتکاری بهتر به اتمام رساندند و هم در بعد از بنا به خواست خودشان در زمینه هایی که علاقه داشتند موفقیت های به مراتب بهتری برایشان حاصل شد. بر اساس نظر شخصی دو عامل باعث این موفقیتها می شود:
1- خداوند مقدر فرموده انی که اقدام به ازدواج میکنند را "من حیث لایحتسب روزی برساند" روزی فقط مال و پول نیست. علم روزیست. موفقیت در زمینه های مختلف روزیست. خوب روزیست. آرامش روزیست و...
اگر همیچ تایید دیگری هم وجود نداشت همین موضوع کافی بود که شخص مومن بداند همین که بنا به حکم پروردگارش عمل کند یاری خداوند به سوی او می آید "ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم"
2- این عامل دوم برای شخص خدامحور تنها زیر مجموعه ای از مورد اول به حساب می آید ولی از حیث بصورت جداگانه عرض میکنم که روزی با شخصی در همین زمینه صحبت می .شخصی بود تقریبا بی اعتقاد به خدا وند و دین و... ولی به شدت معتقد بود بعد از ازدواج موفقیت بیشتری در زندگی داشته. دلیلش را پرسیدم. با لحن عامیانه ای گفت: شخص متاهل هم احساس میکند پشتیبانی بسیار خوب برایش وجود دارد که این باعث احساس امنیت و آرامش و دوری از اضطراب در انجام کارهایش می شود و هم چون احساس می کند خودش پشتیبان ی هست و چشم امید ی که دوستش می دارد به اوست میزان انگیزه و تلاشش به مراتب بیشتر می شود و همچنین به دلیل تعهد بوجود آمده زندگی قاعده مند تر و حساب شده تر و معقول تری را در پیش خواهد گرفت. البته برایش توضیح دادم که ما چون هر اثری را از جانب خداوند می دانیم حتی همین موضوع را فقط یکی از اقدامات خدا در راستای کمک به افراد متأهل می دانیم و جزئی از همان روزی که خداوند برایشان مقدر فرموده است.
اما اینجا این دو موضوع را جداگانه اوردم تا متوجه این موضوع باشید که حتی افراد مادی هم پس از ازدواج متوجه اثر مثبت آن در زندگی شده اند.

پس برادران و خواهران من خواهشا "حرفهای دیگران را به تایید قاطعی که خداوند آورده است ترجیح ندهید". معمولا جوانان در سنین پایین تر نسبت به آینده و سختی های زندگی اضطراب و احساس ناتوانی بیشتری نسبت به افراد ین بالاتر دارند. این اضطرابها را با توجه به وحشت آفرینی های دیگران از ازدواج صد چندان نکنید.ازدواج چیز عجیب و وحشت آفرینی نیست بلکه این تفکرات و بعضا آداب و رسومهای غلط ما هستند که یک بار استرس زای عجیب به کلمه ازدواج ضمیمه کرده اند.

...

اما شروطی برای این موفقیت های پس از ازدواج هست که وعده دادم آنها را بیان کنم.

منطقی است وقتی شما می توانید انتظار بهترین واکنش از یک سیستم را داشته باشید که بر اساس توصیه های خالق آن سیستم عمل کنید. پس برای اینکه فردا روز با خودتان نگوئید پس چرا زندگی من آن طور که باید موفق نشد و یا (خ نکرده) چرا به ش ت انجامید شرط لازم و کافی این است که ازدواج بر مبنای چارچوب خداوند انجام شود تا وعده های خداوند هم به سرانجام برسد.

خداوند گرچه وعده های اطمینان بخشی در مورد ازدواج داده است ولی هیچگاه خداوند تضمین ننموده که افات و چشم و هم چشمی ها و بدخلقی ها و بی ایمانی ها و غرور و تکبر مارا جبران کند.

در شرح جزئیات این موارد که زیاد هم هست به چند موردی اکتفا میکنیم.

اول شرطی که همه جا در مورد آن صحبت می شود یعنی ایمان! خیلی ها با خودشان میگویند حالا این ایمان مگر جای شغل را میگیرد؟جای خانه را پر می کند؟ معلوم است که معنی ایمان را متوجه نیستند.وقتی پسری مزین به ایمان است مسلما آنقدر غیرت و تعصب در وجودش نهفته است که برای فراهم مایحتاج خانواده اش نهایت تلاشش را انجام می دهد آنقدر از بخل دور است که چه در نداری و چه در فراوانی مال تا حد ممکن نمیگذارد سختی متوجه خانواده اش شود و از جهت دیگر نصرت الهی سایه به سایه این جوان با ایمان حرکت می کند.این چیز کمی است؟ ی می تواند ادعا کند شخص بی ایمان یا ضعیف الایمان نیز ا اما چنین خصوصیاتی دارد؟ چه بسا افراد متمکن ولی بی ایمانی که به دنبال هوا و هوس خودشان خانواده شان را ترک کرده اند و هیچ احساس مسئولیتی هم از این جانب ندارند.شخص با ایمان اگر حتی علاقه ای به همسرش نداشته باشد مطمئنا بنا به حکم الهی آزاری به همسرش نخواهد رساند.

پس لازم است در اولین قدم هر پسر و دختری که در شرف ازدواج است این موضوع را اولین اولویت خودش قرار دهد که شخص مقابل تا چه حد معتقد و عامل به است.

یکی از بزرگترین ایراداتی که به دختران و خانوادشان وارد است مسئله مهریه است. خانواده های بسیاری بر این باورند که با مهریه میتوانند از کج خلقی و ناسازگاری و یا به نقلی از پررویی احتمالی دامادشان در آینده جلوگیری کنند. خانواده های محترم پسر محترمی که به خواستگاری دختر شما آمده است را نمی توانید مانند حیوانات با ایجاد موانع کنترل کنید!

اگر خواستگار شخص مومنی بود مسلما اگر حتی هیچ مهریه و ج ه و... ای هم رد و بدل نشود نه آزاری به دختر شما می رساند و نه منت و نیش و کنایه ای رد و بدل می شود.

و در مقابل اگر خواستگار شخصی به دور از ایمان باشد سنگین ترین مهریه ها هم نمی تواند جلوی شر را بگیرد.

و اگر مهریه را از سر چشم و هم چشمی و با کلاس بودن بالا می گیرید، با قیمت گذاری بر روی دخترتان تنها نادانی و جه خود را اثبات می کنید و خ ناکرده بستری برای اختلافات آتی ایجاد می نمایید.

و اما پسران محترم و خانوادشان که مرتب بر روی مسئله زیبایی اصرار افراطی دارند باید ابتدا مسئله زیبایی را برای خودشان معنا کنند.

زیبایی موضوعی غیر قابل شمارش و کیفی است نه کمی و قابل شمارش. شما نمی توانید بگویید فلان شخص 10 تا زیباست و فلانی 5 تا!

به علاوه زیبایی موضوعی مطلق نیست در تمامی اعصار مفهوم زیبایی دستخوش تغییرات بوده.همین الان نی در بعضی کشور ها و در میان برخی قبایل زیبا محسوب مس شوند که شاید از نظر ما حتی غیر قابل قبول و وحشتناک باشند!!

پس به جای اینکه بگذارید تصویر همسر ایده آل تان را رسانه ها با تصاویر صورتهای عملی و پوشیده از چندین لایه آرایش بسازند کمی به خودتان بیایید. چیزی که به عنوان مفهوم شخص زیبا امروزه معنا دارد شاید دیروز زشت تلقی میشده است! اینها همگی القائات رسانه هاست. پس به جای درگیر شدن بین دماغهای 10 بار عمل شده و صورتهایی که بعد از یکبار رفتن دیگر قابل شناسایی نیستند و اندامهایی که با صد نوع چفت و بست فرم گرفته اند ایمان طرف مقابل را اولویت اصلی قرار دهید تا معنای آرامش و زندگی را درک کنید و زیبایی حقیقی را متوجه شوید.

شاید شما هم مثل من با هزار نوع القای منفی و اصرار غلط از طرف خانوادتان مواجه باشید که میبینید چیزی خلاف دین و یا بی ارتباط با دین است.

اعتماد به نفس داشته باشید بدانید خداوند از شما انتظار دارد آینده ساز جامعه نوین ی باشید نه دنباله رو گذشتگان. پس حتی شما باید خانواده خودتان را نیز تحت تاثیر قرار داده و اصلاح کنید.

همیشه می گویند زمان بی رحم ترین معلم انسان است و تجربه سخت ترین درس!من این تجربیات و این موضوعات را بوسیله یک ش ت و از دست دادن چند سال از بهترین سالهای عمرم بدست آوردم شما دنباله رو اشتباه من نباشید با تشکر...



مشاهده متن کامل ...
مقاله کامل درباره آیه و ترجمه
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل مقاله کامل درباره آیه و ترجمه با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

افمن کان مومنا کمن کان فسقا لا یستون:

ی که ایمان آورده با ی که فاسق بوده مساوی نیست. سجده/ 18/21/42/مکی

لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه:

قطعا شخص رسول الله مقتدای پسندیده ای برای شماست. احزاب/21/21/42/مدنی

وقلیل من عبادی الشکور:

واز بندگان من عده کمی شکر گذارند. سباء/13/22/43/مکی

انما یخشی الله من عباده العلماو:

فقط مردان دانااز خدا میترسند. فاطر/28/22/44/مکی

ولا تجژون الا ما کنتم تعلمون:

پاداش نی د مگر آن چه را که انجام داده اید. یس/54/23/45/مکی

سبحان ربک رب العزه عما یصفون:

منزه است پروردگار مقتدرتوازآنچه توصیف میکنند. صافات/180/23/46/مکی

لاملان جهنم منک و ممن تبعک منهم اجمعین:

جهنم را از تو وپیروان تو پر خواهم کرد. ص/85/23/46/مکی

هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون:

آیا برابر هستند انی که میدانند و انی که نمیدانند. زمر/9/39/46/مکی

غافرالذنب و قابل وب:

ای بخشاینده تمام گناهان وای توکه توبه هارامیپذیری. مومن/3/24/47/مکی

ان الذین قالو ربنا الله تم استقاموا:

به تحقیق انی که گفتندپروردگارماخداست سپس دراین راه ثابت قدم ماندند. فصلت/31/24/48/مکی

ومااصابکم من مصیبه فبما بت ایدیکم ویعفو عن کثیر:

هر مصیبتی به شما برسدبه سبسب دستاورد خود شماست و خدا بسیاری را نیز عفو میکند. شوری/30/25049/مکی

والذین استجابو لربهم و اقامو االصلواه وامر هم شوری بینهم:

آنهایی که دعوت پروردگارتان را اجابت کرده را بر پا داشته کارهایشان رابام انجام میدهند. شوری/38/25/49/مکی

انا جعلناه قرءاناعربیالعلکم تعقلون:

ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که بین ید. ز ف/3/25/49/مکی

ان یوم الفضل میقاتهم اجمعین:

همانا روز قیامت روز ج مومن وکافرووعده گاه جمیع خلایق است. دخان/40/25/50/مکی

ویل لکل اقاک اثیم:

وای بر مردمی که دروغ گو و زشت کارند. جاثیه/7/25/50/مکی

ووصیناالانسان بو الدیه احسانا:

وما انسان را در حق پدر و مادر به نیکی سفارش کردیم. احقاف/15/26/51/مکی

یا ایها الذین ءامنو ان تبصروا الله ینصرکم و یتبت اقدامکم:

ای اهل ایمان شما اگر خدا را یاری کنید خدا هم شما را یاری میکند و ثابت قدم گرداند. محمد/7/26/51/مدنی

ذلک بان الله مولی الذین ءامنو وان الکفرین لا مولی لهم:

این را بدانید که خداوند یار و مولای مومنان است و کافران هیچ مولا و یاری ندارند. محمد/11/26/51/مدنی

انا فتحنا لک فتحا مبینا:

ما تو را پیروزی بخشیدیم چه پیروزی درخشانی. فتح/1/26/51/مدنی

و من لم یومن بالله ورسوله فانا اعتدنا للکفرین سعیرا:

وهر به خدا و ش ایمان نیاورده است ما برای کافران آتش سوزان آماده کرده ایم. فتح/13/26/51/مدنی

والله ملک السماوات والارض یغفر لمن یشاء و یعذب من یشاء:

خدای است فرمانروای آسمان و زمین هر را بخواهد می بخشد وهر را بخواهد شکنجه میدهد. فتح/14/26/51/مدنی

محمدرسول الله والذین معه و اشداء علی الکفار رحماء بینهم :

محمد فرستاده خداست و انی که با او هستند بر کافران سخت گیرو میان خودشان مهربان. فتح/29/26/52/مدنی

یا ایهاالذین ءامنو اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض اثم ولا تجسسوا:

ای انی که ایمان آورده اید از بسیاری گمان ها بپر د که ای از گمانها گناه است و جاسوسی نکنید. حجرات/12/26/52/مدنی

نحن اقرب الیه من حبل الورید:

ما به او از رگ گردنش نیز نزدیک تریم. ق/16/26/52/مکی

ادخلو ها بسلام ذلک یوم الخود:

به هر جا که وارد می شوید سلام کنید که آن روز روز ورود به بهشت است. ق/34/26/52/مکی

و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون:

بر روی زمین برای اهل یقین ادامه قدرت الهی آشکار است در نفوس خود شما مردم هم هست آیا در خود به چشم بصیرت نمی نگرید. ذاریات/20.21/26/52/مکی


با


مقاله کامل درباره آیه و ترجمه


مشاهده متن کامل ...
توصیه هایی به ملت ایران و دیگر مسلمانان، ت، مجلس و ...
درخواست حذف اطلاعات


imam-khomeini.jpg

اهمیت پرداختن به دیدگاه ها و آرمان های بنیانگذار کبیر انقلاب ی ایران و ضرورت بازگشت به شه های ایشان که ممکن است به دلیل گذشت زمان مشمول بی توجهی یا فراموشی شده باشد، بازخوانی وصیت نامه الهی حضرت (ره) را بیش از پیش به مردم و مسوولان و مخاطبان این وصیت نامه گوشزد می کند.

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در ایام فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد ارتحال (ره) در بخش های مختلف وصیت نامه ایشان را برای یادآوری و بهره برداری مخاطبان بار دیگر منتشر می کند.

بخش های اول و دوم  وصیت نامه -الهی (ره) در روزهای قبل منتشر شده و بخش سوم آن را در زیر می خوانید.

« ... و اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف با مخالفت می کنند و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اندمی نمایم ، که بیطرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می خواهند ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده های محروم و گروهها و تهایی که از آنان پشتیبانی کرده و می کنند وگروهها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می کنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان د یشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید، و مطالعه کنیدحالات آنان که در این به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزی کنید بین آنان و دشمنانشان ؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدارمحرومان و مظلومان جامعه هستند.

برادران ! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی خوانید. ممکن است پس ازمن بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم که بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای ب مقام و قدرتی با قلبهای جوان شما بازی کنم . من برای آنکه شما جوانان شایسته ای هستید علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و عزیز و صرف کنید تا سعادت هر دو جهان را دری د. واز خداوند غفور می خواهم که شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت کند و ازگذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوندهمین را بخواهید، که او هادی و رحمان است .

و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسدو دربند قدرتهای بزرگ می کنم ؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن ،که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که ان تنصرواالله ینصرکم ویثبت اقدامکم . و در مشکلات ت با جان و دل شریک ودر رفع آنها کوشا باشید، و ت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.

و به مجلس و ت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت رابدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و رهاورد آنان و بافداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است ،فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومتهای طاغوتی را که چپاولگرانی بی فرهنگ و زورگویانی تهی مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت ی است .

و اما به ملتهای ی توصیه می کنم که از حکومت و ازملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان ، حکومتهای وابسته به شرق و غرب می باشند. و اکیدا توصیه می کنم که به بوقهای تبلیغاتی مخالفان و گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که را از صحنه بیرون کنندکه منافع ابرقدرتها تامین شود. ....»



مشاهده متن کامل ...
تب و تاب طبیب اعظم(ص)ز
درخواست حذف اطلاعات


1- بالغ بر 500 سال است «تمدن مدرن» با همه توانمندی هایش، دین را زیر سوال می برد، ترور شخصیت و سرکوب می کند، افه و اسباب عقبگرد می شناساند و با آن می جنگد تا نابود کند یا به گوشه انزوا بکشاند. غرب جدید موفق شد یت و یهودیت را چنان منکوب یا تحریف کند که یا به گوشه کلیسا و کنیسه بخزند، یا اینکه به استخدام دربیایند. دین، افیون توده ها و اسباب عقب ماند جا انداخته شد و به ویژه در سده ای که گذشت، زیر دست و پا ماند. اما- هرچند تلاش شد سرنوشت مشابهی پیدا کند- همچنان از ملت های رنج کشیده و انسان های به ستوه آمده از جباریت مدرنیته دلبری می کند.
2- کار دین به برکت اعظم(ص) آن قدر بالا گرفته که فلان مهره لیبرال تحت الحمایه شورای روابط خارجی با اشاره به ستیزه گری غرب علیه می گوید «تز سکولارها درباره ج حکومت از دین، در جهان واژگونه شده است؛ به این دلیل که وجود دین را در عمق زند ایرانیان و بازگشت دین را در مغرب زمین می توانیم ببینیم. آنچه گمان می رفت رو به احتضار می رود یا مرده است، خوب یا بد، ظاهرا تجدید حیات کرده، برخاسته و دیگران را به نگرانی افکنده است. سکولاریسم که قرار بود نسبت به ادیان بی طرف باشد، اکنون ستیزه گر شده و با برخی ادیان رسما درمی آویزد و می ستیزد و وجود اجتماعی آنان را تحمل نمی کند» (سروش، پاریس، مرداد 86) و «رفته رفته سکولاریسم وارد دوره میلیتانت (نظامی گرانه) و ستیزه جو می شود چون هاضمه قبلی را از دست داده است. سکولاریسم هاضمه اش برای بلعیدن ادیان ضعیف، قوی بود اما دین قوی و فربه را نمی تواند ببلعد لذا ستیزه گر می شود.» (اسفند 88، دلفت هلند)
3- این جاذبه با وجود همه ت یب ها و ترور شخصیت ها- و حتی بدعملی ها- از کجا می آید؟ فقط با یک نظریه جذاب روبرو هستیم یا نه، فراتر از ایده خوب، سیره و منش جذ هم در میان است؟ اعظم(ص) ستودنی و دوست داشتنی و دل باختنی است، چون غمخوار و شریک غم انسان ها و «طبیب جمله علت ها»ست. و مگر می شود رنجور و بی پناه باشی و طبیبی را که برای نوع رنج کشیدگان و محرومان و غم زدگان و دردمندان، خود را به آب و آتش می زند و از جان در حد هلاک مایه می گذارد، عزیز و محبوب نشماری؟! بهترین توصیف ها را مومنان(ع) درباره حضرت خاتم الانبیا(ص) فرموده «طبیب دوار بطبّه قد احکم مَراِهُمه و اَحمی موَاسِمُه». طبیبی بود- نه در مطب نشسته- که دنبال دردمند می گشت برای علاج و تسکین درد. آنجا که درد با مرهم و مسکّن چاره می شد، مرهم هایی محکم می بست. اما با همه جاذبه و مهربانی و عطوفتش، هر جا عفونت شدت گرفته بود، دریغ نداشت که موضع عفونت را داغ بزند. در نهایت جاذبه بود اما از داغ و عه به هنگام ضرورت دریغ نداشت. آموخت که اصل دین جاذبه است اما حریم و حصار آن، همان عه ها و نهی از منکر و جهاد و مجاهدت با پلیدی ها و فساد و طغیان و استکبار است.
4- کار از همین جا دشوار شد. (ص) «رحمهًْ للعالمین» بود اما نمی توانست «صلح کل» باشد. نمی توانست بر سر حقوق ضعفا و محرومان یا حقوق الهی معامله و مصانعه و مداهنه کند؛ با همه تساهل و تسامح و حلم و گذشتی که داشت. جنگ و ت یب و ترور شخصیت از همین جا آغاز شد. روز اول دعوت، پرسید اگر بگویم دشمن پشت همین کوه کمین کرده، آیا باور می کنید؟ عوام و خواص و اشراف یکصدا گفتند بله که قبول می کنیم. ما از «محمد امین» جز راستی ندیده و نشنیده ایم. اما تا فرمود «من برای رس الهی مبعوث شده ام» و دعوت به حق و عد کرد، اشراف شو د و کوشیدند عوام جاهل را نیز علیه او بشورانند یا حضرت را در ذهن مردم، نعوذبالله ساحر و کاهن و مجنون و کذّاب جا بیندازند. ابتدا حربه «تطمیع» و سپس «تهدید و محاصره و تحریم و ترور و جنگ» را علیه رسول خدا(ص) به کار گرفتند؛ که اگر پیشنهاد شاهنشاهی بر قریش و به عقد درآوردن یکی از دختران آنها را می پذیرفت، کار به توطئه و تهدید و تحریم و ترور و جنگ نمی کشید. جهاد کبیر و عدم تبعیت از اشراف و طواغیت را از همان روز اول آغاز کرد، آنجا که در پاسخ تطمیع ها فرمود «اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند تا از رس الهی روی برگردانم، هرگز چنین نمی کنم». این منطق باصلابت، دشمن فراوان داشت؛ از سران قریش و امپراتورهای جهان، تا همراهان زیاده طلب و ریاست طلب و خودبنیاد. تا پایان تاریخ نیز هر ملت و حاکمیتی به آن حضرت اقتدا کرد، نوع این دشمنان ستیزه جو و متعدی را پیش روی خود خواهد یافت و این دشمنی خبیثان عالم، نشانه سلامت یک ملت و حکومت است.
5- از نشانه های عفونت، تب است. اما هر تب ی علامت بیماری نیست، که گاه عین سلامت و فضیلت و کرامت است. اگر مومنان(ع) درباره (ص) فرمود «احمی مواسمه. بر عفونت ها، داغ های سوزان می گذاشت»، این تعبیر از خود است که «مثل المومنین فی توادّهم و تعاطفهم و تراحمهم مثل الجسد اذ اشتکی منه عضو تُداعی سایر الجسد بالسَّهَر و الحُمی. مثال مومنان در دوستی و عطوفت و مهربانی متقابل نسبت به یکدیگر، مثال یک پیکر است که اگر عضوی از آن به درد و شکایت آمد، سایر اعضا به واسطه بی خو و تب همراهی می کنند». بی دردی و بی تفاوتی نسبت به غم های مردمان در مدینه و تمدنی که بنا نهاد جایی نداشت. «اولویت» و «دل مشغولی» (ص)، همین رنج های مردم و درمان آن مطابق نسخه شفابخش الهی بود؛ حتی اگر در این راه چنان حریص و مشتاق و پیگیر باشد که از جان مایه بگذارد. «فلعلّک باخع نفسک». (آیه 3- سوره شعرا)
6- چنین رس ی بی تردید اعلان جنگ به همه ظالمان و طاغوتیان و مستکبران و غارتگران حقوق مردم است. به تعبیر حضرت (ره)، مرز ناب با « اشرافیت، ابوسفیان، ملاهای کثیف درباری، مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و ی، نکبت و ذلت، پول و زر، فریب و سازش و اسارت، حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پا ها و در یک کلمه یی» است. مگر می شود مدعی پیروی از رسول خدا(ص) بود اما با اشرافیت فاسد مفسد و غارتگر بیت المال (در هر لباسی که باشد) و زالوصفتان و بزک کنندگان مستکبران کنار آمد یا از حلقوم توده ها زد و در شکم سیری ناپذیر اشراف ریخت؟ مگر می شود پیرو اعظم(ص) بود و با جباران عالم سازش کرد؟ مگر می شود در میان مستکبران، دنبال پلیس خوب و معتدل برای ساخت و پاخت و مذاکره و معامله بود؟ به تأسی از همین منطق نبوی است که معظم انقلاب فرمودند «مبارزه با نظام سلطه و استکبار تعطیل پذیر نیست و مصداق اتّم استکبار است... خودتان را آماده کنید برای ادامه مبارزه با استکبار». به تعبیر رسای حضرت (ره) «امروز خدا ما را مسئول کرده است. نباید غفلت نمود. امروز با جمود و س باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت. من باز می گویم همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت ی تان- به خیال خودشان- بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با م ان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر لحظه ای آرام گذارید، لحظه ای آرامتان نمی گذارند».
7- ناب، یک هندسه کلّی تغییرناپذیر دارد که جهاد و مجاهدت و امر به معروف و نهی از منکر، رکن ذاتی آن است. این فرمایش از مومنان است که؛ «هرگاه آتش جنگ گداخته و شعله ور می شد، به رسول خدا پناه می بردیم، و او از همه ما در نبرد به دشمن نزدیک تر بود». این غلط ترویج شده در سال های اخیر، دروغ بزر است که انی بگویند تهدید دشمن و سایه جنگ را باید با انفعال و دعوت به سازش برطرف کرد. اتفاقا برای تهدید نشدن و امنیت یافتن باید جنگید؛ اگر ملت و حاکمیتی پیشدستی کرد و برای دفاع از آرمان هایش جنگید، دشمنان نمی توانند با او بجنگند اما اگر پیشدستی نکنند و به دشمن طماع نکوبند، قطعا جنگ توأم با ذلت و ش ت را به عمق خانه خویش خواهند کشاند. (ص) به واسطه مقاومت در جنگ پرابتلا و تهدید احزاب بود که بشارت داد «الان نغزوهم و لایغزوننا. از امروز، ما با آنها می جنگیم و آنها با ما نمی توانند بجنگند». و همان گونه هم شد. اما 30 سال بعد کار به جایی رسیده بود که مومنان خطاب به لشکر ناهمراه و سست عنصر خویش می فرمود «به شما گفتم با دشمنان بجنگید پیش از آن که با شما بجنگند... به خدا سوگند با هیچ قومی در خانه اش نجنگیدند مگر آن که او را خوار ساختند. اما شما مسئولیت را به گردن یکدیگر انداختید و همدیگر را خوار کردید تا غارتگران تاختند» (خطبه 27 نهج البلاغه) و «برای شما نقشه می کشند اما نقشه نمی کشید؛ از قلمرو اطراف شما می کاهند و به خشم نمی آیید. چشم از شما برنمی دارند و نمی خوابند اما شما در غفلت غوطه ورید. به خدا سوگند خوارکنندگان یکدیگر، مغلوب شدند» (خطبه 34 نهج البلاغه)...ادامه این روند قهقرا به مظلومیت جانسوز حسن مجتبی(ع) و سپس مصیبت کربلا انجامید.
8- نقطه مقابل (ص) در درون جامعه ی کجاست؟ قرآن می فرماید «ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم». شرط ثبات قدم و پابرجایی، یاری دین خداست و رویکرد از احکام الهی، بی ثباتی و عقبگرد و عقب نشینی مقابل دشمن را به دنبال می آورد. دور شدن از فرهنگ مجاهدت و امر به معروف و نهی از منکر، موجب وارون و مسخ شخصیت می شود و آنجاست که فرد یا گروه از ابتذال و انحطاط به ابتهاج می آید به جای اینکه شرمسار شود، و از فضیلت ها احساس شرم یا انزجار می کند؛ چون دستگاه سنجش و نگرش او زیر و رو شده است. به تعبیر مومنان «نخست درجه از جهاد که باز می مانید، جهاد با دستانتان است، سپس جهاد با زبان تان و پس از آن، جهاد با دل هایتان. پس هر معروف را در دل نستاید و منکر را ناخوش ندارد، طبیعتش دگرگون می شود و بالای او جای پایین او قرار می گیرد و پایین وی به جای بالای او»؛ جای فضیلت و رذیلت- شرم یا شعف و شرف- در او وارونه می شود. آنگاه مایه های شرمساری را می ستاید و اسباب شرف و عزت را مایه شرمساری می پندارد؛ درست مثل برخی اشراف امتیازطلب و انقل ون پشیمان.
محمد ایمانی



منبع: http://sshohadamarzankola. /


مشاهده متن کامل ...
خاطره ای از مجروح شدن سلیمانی قبل از فتح مشهر
درخواست حذف اطلاعات


آزادسازی مشهر بعد از ۵۷۸ روز ، هدف بسیار مهمی در دوران دفاع مقدس محسوب می شد؛ زیرا بعثی ها به واسطه خیانت بنی صدر این شهر را درآغاز جنگ علیرغم مقاومت مظلومانه فرزندان برومندش چون «شهید محمد جهان آرا»، تصرف کرده بودند و آن را به صورت دژی تسخیرناپذیر درآورده بودند و صدها کیلومتر مربع اطراف آن یعنی تا اهواز را کرده بودند؛ به گونه ای که رسیدن به دروازه های «خونین شهر» یک رویا تلقی می شد، تا چه رسد به ورود و فتح این پایگاه که از انواع و اقسام موانع، استحکامات و تجهیزات پ ندی برخوردار بود و حفظ این شهر که آن را ملک مطلق خود می پنداشتند و نام جعلی «مُحَمّره» بر آن گذاشته بودند، برایشان جنبه راهبردی و حیثیتی داشت.
 
تصویر خاطره ای از مجروح شدن سلیمانی قبل از فتح مشهر



به هر حال مشهر نقطه عطف جنگ و نماد پیروزی ما قلمداد می شد لذا صدام و حامیان غربی و عربی اش با تمام توان، مصمم به باقی ماندن در شهر و جلوگیری از پیروزی عملیات بیت المقدس بودند. ولی با ایمان، استقامت و روحیه شهادت طلبی رزمندگان دلاور، وعده الهی «ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم» تحقق یافت و بزرگترین جشن و شادی مردم ایران (بعد از ۲۲ بهمن ۵۷) شکل گرفت.

در مرحله اول عملیات، دلیرمردان تیپ ثارالله (هنوز لشکر نشده بود) علیرغم پیشروی اولیه موفق به تثبیت موقعیت خود نشدند و ناچار به بازگشت شدند. درحالیکه پیکر تعدادی از ی عزیز بین دو خاکریز مانده بود؛ و چون منطقه در تیررس و آتش بی وقفه دشمن بود، انتقال اجساد مطهر غیر ممکن می نمود و این مسئله هم مزید بر علت شده بود که تاثیر منفی بر روحیه تعدادی از رزمندگان بگذارد و آنان را نسبت به پیروزی مردد سازد!

یک روز که باموتور در خط مقدم در تردد بودم، خودروی روبازِ فرمانده شجاع؛ «حاج قاسم سلیمانی» را دیدم که شخصا برای تقویت روحیه بچه ها و شناسایی منطقه برای مرحله دوم عملیات آمده بود. بعثی ها از ترس آغاز مرحله بعدی عملیات بیت المقدس، به شدت منطقه را زیر آتش توپ و خم قرار داده بودند که ناگهان یکی از خم ها کنار خودروی حاج قاسم خورد و گرد و غبار و دود غلیظی، و راننده را دربر گرفت.

لحظاتی چند نفس در حبس شد که گویا فرمانده هم به خیل پیوست! ثانیه ها به کندی گذشت تا اینکه خودرو و دو سرنشین آن نمایان و معلوم شد. به لطف الهی به خیر گذشته بود. البته حاج قاسم بی نصیب نمانده بود و چند ترکش به بدن و بخصوص پایش اصابت کرده بود. اما انگار نه انگار که اتفاقی افتاده، خودرو به راه خود ادامه داد. ماهم با موتور در جاده ما یچ به دنبال آن رفتیم تا به چادرهای اورژانس صحرایی رسیدیم.

با زحمت از خودرو پیاده شد، چند سوراخ بر لباس رزم او، نشانگر تعداد ترکش ها بود. بنده و دوستم رفتیم که زیر بازویش را بگیریم تا احساس درد کمتری د؛ اما در آن حال که بالطبع، رنجوری و ضعف بر بدن مستولی است، اجازه نداد به او کمک کنیم و اشاره کرد که با پای خود می رود تا در روحیه رزمندگان، اندک بازتاب منفی نداشته باشد!

آری؛ فرمانده قهرمان و شیرِ دلاورِ جنگ، به تجربه می دانست هنوز در آغاز راه دشوار فتح مشهر هستیم و رزمندگان باید در چند مرحله روزها و شبها، عملیات نفس گیر را پشت سر بگذارند تا فتح و ظفر را در آغوش کشند و دل حضرت قدس سره و مردم شریف ایران را شاد کنند و مطمئن باشند که فرمانده محبوبشان در کنار و بلکه پیشگام آنها در جای جای صحنه نبرد است.

من این دومین باری بود که از نزدیک، شاهد زخمی شدن حاج قاسم عزیز بودم. اولین بار شهریور سال ۶۰ و قبل از عملیات «ثامن الائمه» (ش ت حصرآبادان) بود که ایشان مربی آموزش رزمی بود و تیر به دستش اصابت کرد؛ اما آه و ناله ای از او شنیده نشد!

شکر و سپاس به درگاه ایزد منان که با وجود حضور مداوم حاج قاسم در صحنه های مرگ و زندگی، و بارها مجروح شدن در معرکه های مخاطره آمیز جبهه های جنوب و غرب کشور؛ و نیز بعد از دوران دفاع مقدس، حضور در هر نقطه ای که اقتضاء کرده؛ در داخل و یا خارج از مرزهای کشور از جمله رویارویی با در ، عراق و لبنان؛ خداوند حکیم همواره حافظ این سرافراز و مجاهد فی سبیل الله بوده است. «فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین».

و امروز، شهیدِ زنده خطه کریمان، نماد مقاومت و پاپمردی، عزت و پیروزی در منطقه و جهان ؛ حجت و یادگار ان شهید، بقیه السیف رزمندگان ۸ سال غیرت و مردانگی و ۷ سال نبرد سخت با تکفیریها و مصداق بارز «لیغیظ بهم الکفار» است؛ تا به فضل الهی همانطور که نام ش قدس است، با امر «ولی امر مسلمین جهان» فاتح قدس عزیز شود و بغض و عصبانیت سردمداران کاخ سفید را مضاعف سازد و جمله ماندگار شهید بهشتی را یادآور شود که:«ای از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» ؛ تعبیری برگرفته از خطاب قرآنی «قل موتوا بغیظکم».

خدایا حافظ سلیمانی و جان بر کفان نایب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در سراسر جهان باش تا با عملیات بیت المقدسی دیگر، «قبله اول مسلمانان» را آزاد و زمینه ساز ظهور حضرت ولیعصر زمان (عج) باشند. آمین یا رب العالمین.


سید محمد حسینی ۹۷/۳/۳

کد خبر : 3304148885400816084
 
" جام جم "


مشاهده متن کامل ...
دعای صبر
درخواست حذف اطلاعات

سلام

دارم بی صبری میکنم. بی ت میکنم.

و تو مدام من رو به صبر دعوت میکنی.

و بهت اعتماد دارم.

پس لطفا صبرم رو زیاد کن خدایا...


دعای 7 صحیفه سجادیه
دعای حضرت هنگام رخ ‏داد حادثه ها
یَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَی رَوْحِ الْفَرَجِ. ذَلّتْ لِقُدْرَتِکَ الصّعَابُ، وَ تَسَبّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَی بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَی إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ. فَهِیَ بِمَشِیّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیِکَ مُنْزَجِرَةٌ. أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمّاتِ، لَا یَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلّا مَا کَشَفْت‏
وَ قَدْ نَزَلَ بِی یَا رَبّ مَا قَدْ تَکَأّدَنِی ثِقْلُهُ، وَ أَلَمّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ. وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَیّ وَ بِسُلْطَانِکَ وَجّهْتَهُ إِلَیّ. فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُیَسّرَ لِمَا عَسّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ. فَصَلّ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِی یَا رَبّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ، وَ اکْسِرْ عَنّی سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِکَ، وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النّظَرِ فِیمَا شَکَوْتُ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَةَ الصّنْعِ فِیمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِیئاً، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِکَ مَخْرَجاً وَحِیّاً. وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنّتِکَ. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یَا رَبّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَی کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ، فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ، یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.

ترجمه:
(1) ای آن که گره های ناگواراییها به وسیله او بازمی گردد ، و ای آن که تندی سختیها به او ش ته می شود ، و ای آن که رهایی یافتن از گرفتاریها و رفتن به سوی آسایش فراخی ، از او درخواست می گردد
(2) کارهای دشوار به قدرت و توانایی تو آسان شده ، و به لطف و توفیق ( از جانب ) تو اسباب ( هر کاری ) سبب گردیده ، و مقدر شده بر اثر قدرت تو جاری و برقرار گشته ، و اشیاء بر وفق اراده و خواست تو به کار رفته اند
(3) پس آن اشیاء به اراده تو بی گفتنت فرمان بردار ، و به خواست تو بی نهی و بازداشتنت بازداشته اند ( در قرآن کریم " سوره 16 ، آیه 40 " فرماید : انما قولنا لشئ اذا اردناه ان نقول له کن فی یعنی جز این نیست که گفتار ما به چیزی هنگامی که اراده نماییم به اینکه به آن بگوییم موجود باش " بی گفتن و بی درنگ " موجود می شود
(4) تویی که برای ( آسان ) دشواریها خوانده می شوی ، و تو در سختیها پناهگاهی ، از آنها دور نمی شود جز آن سختی که تو دور نمایی ، و از آنها برطرف نمی گرد و جز آن را که تو برطرف کنی
(5) و ای پروردگار بر من فرود آمده چیزی ( بلا و گرفتاری ) که سنگینی آن مرا دشوار است ، و به من رسیده چیزی که زیر بار رفتن آن مرا وامانده کرده
(6) و تو به قدرت خود آن را بر من رسانیده ای ، و به سلطنت و تواناییت آن را به من متوجه گردانیده ای
(7) پس برای آنچه به من رسانده ای برگرداننده و برای آنچه متوجه ساخته ای دفع کننده و برای آنچه بسته ای گشاینده و برای آنچه گشوده ای بستنده و برای آنچه دشوار کرده ای آسان کننده و برای آن که خوار کرده ای یاری دهنده ای نمی باشد ( در قرآن کریم " سوره 10 ، آیه 107 " فرماید : وان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو وان یردک بخیر فلا راد لفضله یعنی و اگر خدا ضرر و زیانی به تو رساند جز او ی نتواند آن را دفع کند ، و اگر خیر و نیکی برای تو خواهد فضل و احسان او را جلوگیری نیست . و " سوره 3 ، آیه 160 " فرماید : ان ینصرکم الله فلا غالب لکم وان یخذلکم فمن ذا الذی ینصرکم من بعده یعنی اگر شما را خدا یاری کند ی بر شما غلبه و تسلط نیابد ، و اگر خوارتان گرداند کیست که بعد از او " بتواند " شما را یاری کند ؟ )
(8) پس بر محمد و آل او درود فرست ، و ای پروردگار در آسایش را به فضل خود به روی من باز کن ، و تسلط غم و اندوه را به قوت و توانایی خود ش ت ده ( از بین ببر ) و به من در آنچه شکوه دارم حسن نظر داشته باش و در آنچه درخواست نمودم شیرینی بخشش ( خود ) را به من بچشان ، و از جانب خویش رحمت و گشایش بی رنج به من ببخش ، و از نزد خود به زودی رهایی یافتن ( از گرفتاریها) را برای من قرار ده
(9) و من را به سبب غم و اندوه از رعایت و حفظ واجبات و به کار بستن سنت خود (مستحبات) باز مدار
(10) پس ای پروردگار به آنچه به من رسیده طاقت ندارم ، و به آنچه به من روآورده پر از غم و اندوه گشته ام ، و تو بر دفع غم و اندوهی که به آن گرفتار و بر دفع آنچه در آن افتاده ام توانایی ، پس آن گرفتاری را از من دور کن اگر چه از جانب تو شایسته آن نباشم ای صاحب عرش و تخت بزرگ (اشاره به این که همه اشیاء تحت قدرت اوست ، زیرا او صاحب عرش عظیم است که آن به هر چیز احاطه دارد).


مشاهده متن کامل ...
همرنگی با جماعت!
درخواست حذف اطلاعات

کاظم علیه السّلام به فضل بن یونس فرمود: خیر را برسان و خیر بگو و اِمَّعَة نباش.

عرض : امّعة چیست؟ فرمود: نگو «من با مردم هستم» و «من یکى از مردمم».

همانا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، فرمود: اى مردم! به راستى فقط دو راه آشکار وجود دارد، راه خیر و راه شرّ، پس نبایستى راه شرّ در نزد شما از راه خیر محبوب‏تر باشد.

عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع أَنَّهُ قَالَ: أَبْلِغْ خَیْراً وَ قُلْ خَیْراً وَ لَا تَکُونَنَّ إِمَّعَةً قُلْتُ وَ مَا الْإِمَّعَةُ قَالَ لَا تَقُلْ أَنَا مَعَ النَّاسِ وَ أَنَا کَوَاحِدٍ مِنَ النَّاسِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ هُمَا نَجْدَانِ نَجْدُ خَیْرٍ وَ نَجْدُ شَرٍّ فَمَا بَالُ نَجْدِ الشَّرِّ أَحَبُّ إِلَیْکُمْ مِنْ نَجْدِ الْخَیْرِ.
الأمالی (للمفید)، ص: 211 به سند موثق. و نیز السرائر، ج‏3، ص : 595، من کتاب المشیخة للحسن بن محبوب، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص : 164، باب 40، معانی الأخبار، ص : 266، باب معنى الإمعة، تحف العقول، ص : 413، الإختصاص، ص : 343.

واژه امعه را چنین معنا کرده اند: «الذی یتابع کلّ أحد على رأیه و لا یثبت على شی‏ء»
یعنی ی که دنبال هر می رود و ثبات عقیده ندارد.

واژه ناس (مردم) در روایات فراوان برای عموم مردم یعنی عامه (غیر شیعه) به کار می رود. و البته دستور به مدارای با غیر شیعه، در کنار وم انکار عقاید باطل آنان در دل است.



مشاهده متن کامل ...
آسیب شناسی رویکردهای دینی
درخواست حذف اطلاعات

آسیب شناسی رویکردهای مذهبی وآئینی


الحمدلله الذی جعل الحمد مفتاحا لذکره وسببا للمزید من فضله ودلیلا علی آلائه وعظمته ( نهج البلاغه خطبه ی 157)

ستایش سزاوار خ است که ستایش را کلید یادش وسبب افزایش مهرورحمت ودلیلی بربذل هدایایش قرار داد

دغدغه ی معتنابه اهل د و دین ورزان مدبروهمدلان منصف درباره رویکرد مردم وبه ویژه نسل نو به مسائل دینی وتوجه به مناسک مذهبی بوجود آمده است که برای رفع آن نیازمند به ساختار سازی وتدوین طرح وبرنامه های همگام با مقتضیات وتحولات زمانه است.

بی تردید دین گریزی و فرار ازمناسک دینی و خالی شدن مساجد از حجم انبوه نسل نو تبعات بسیارمهمی را در حوزه ی حیات اجتماعی واقتصادی و جامعه ی ی دارد.

با توجه به پذیرش اصل مشکل ضرورت دارد که به بازشناسی مشکل و آسیب شناسی وتشخیص آفات ودر نهایت به تجویز ودرمان مسائل بپردازیم

الف: عوامل درونی که در سازمان مسجد باعث آسیب ورکود می شوند

1 – مسجد گریزی وضعف ورکودهای حواشی مسجد ومنبر

مسجد :

مجتمع ومکانی برای مومنین ومردم برای سازمانی شدن وعبادت . حل مشکلات. همدردی وهمفکری وآموزش پذیری و تاثیر گذاری تربیتی همه نسل ها وطبقات واصناف و ت ها است.

اصولا پایگذاری مسجد برای انسجام طائفه ی مومنین ورفع دغدغه های تربیتی واجتماعی است که در غالب عبادات جمعی ونیایشهای فردی واجتماعی بروز داده می شود

منبر:

منبر اولین رسانه ی پرمخاطب جهان است .

در منبر آموزهای تربیتی درحوزه های اخلاق وحقوق اجتماعی وکرامت انسانی وسیاست های کلی ی آموزش داده می شود ومنبر یکی از اصلی ترین لوازم مبلمانی یک مسجد محسوب می شود

مبلمان و معماری مسجد به گونه ای است . که برای مخاطب ایجاد آرامش وهمدلی می کند

شوران حوزه ی دین واقتصاد وزندگی واجتماع وسیاست دراین فضا آموزه های تربیتی و اندرزهای اجتماعی واخلاقی خود را به مخاطبان کمپین های مسجدی ویا مومنین منتقل می کنند

واشخاص تاثیرگزار اجتماعی در پایگاه اجتماعی مسجد به رشد وبالندگی می رسند ودرهمانجا تاثیرات مثبت ومنفی خودرا عه می گذارند.

بنابراین مسجد ومنبر پایگاه همدلی وهمزبانی وانسجام یک جامعه و امت وبلکه ملت هاست.

آفات وضعف ورکودهایی که درخلال مدیریت سازمانی وسازمان مدیریتی مساجد به ویژه درحوزه های اداره ی مسجد ومسائل مالی و وآموزشی وجذب وجوددارد

1- عدم آراستگی ظاهری ونظافت درساختمان مساجد وسرویسهای بهداشتی مساجد.

زیبایی وآراستگی ظاهر ونظافت مکانی و یا نظافت فردی وخوشرویی وخوش اخلاقی مومنین ودست اندرکاران ومدیران اجرایی وخدام مسجد نقش بسیارمهمی در جلب وجذب نفوس واذهان عمومی وخواص دارد

برای جلب نگاه نوجوانان وجوانان وهدایت آنان به مسجد نظافت وزیبایی مکان وافراد یا مدیران وخدام بسیار اهمیت دارد

-آیتم های رسیدگی به نظافت مسجد وفضاهای وابسته به مسجد وآراستگی وخوش اخلاقی مدیران وخدام ازغبارروبی فضا تا غبارروبی قلب واخلاق همگی از لوازم لازمه ی جذب محسوب می شوند.

2- عدم نظم اداری وبرنامه های سیستماتیک در اداره ی مساجد

عدم نظم وانضباط درسیستمهای مدیریتی مساجد ازعلل مهم ضعف ورکود وحتی انحطاط اداره ی مسجد محسوب میشوند وازتوجه نسل نو به مساجد دارای اختلاف واختلال می کاهد.

-لازم است مدیران اجرایی مساجد اختلاف های سلیقه ای دراداره مسجد وهمچنین کشاندن مباحث تفرقه انداز بین مسجدیان خودداری کنند ومسجد را پایگاه وسنگر توقعات ومطالبات حزبی خود و گروههای خاص قرار ندهند.

عدم نظم درامور اداری مساجد درخود ریشه های قابل توجهی را تعمیم می دهد وهرکدام باعث رکود وریزش مسجدیان وعدم اعتماد به مسجد سالاران می گردد.

- ضعف درایجاد پروژه های فرهنگی(برگزاری اول وقت جماعت.احیای مراسمات محلی. ملی. مذهبی.سوگواره های آئینی. جشنها واعیاد و...)

- ضعف درمدیریت فرهنگی وتبلیغاتی وامور مراسم

- ضعف در سیتم صوتی وتصویری مسجد

- ضعف درسیستم حرارتی وبرودتی

- ضعف در رفتار وقوای خدام وخدمه های پذیرائی کننده

- ضعف هیئت امنا دراجرای مقررات داخلی

- بی برنامگی ویا ی درانتخاب هیئت امنای کارآمد ومقید وغیرسلیقه ای.

- عدم حضورنخبگان وفرهیختگان به عنوان متصدیان اجرائی ویا هیئت امنای مساجد

- حضورکمرنگ نخبگان متعهد ومتخصص وخوش فکردرکمیته های فرهنگی مساجد

- اخلاق خوب کارگزاران معتمدان محلی ونخبگان ومومنین درجایگاه هیئت امنا باعث تقویت روحیه مومنین وجذب نسل نو برای حضور درمساجد می شود

- تخصص وتقید وتعهد ونظم وبردباری مسئولین برای برنامه ریزی های کلان بسیار مهم است

- مدیران فرهنگی باید دلسوز وبردباری را چاشنی تخصص هایشان قرار دهند

- مدیران خدماتی باید خوشرویی وتقید را سرلوحه ی تصمیماتشان قرار دهند

- کارگزارن مسجد ،امورمساجد را کار برای خدا بدانند و مساجد را موروثه پدری خود ندانند که بتوانند ازپشتوانه ی حرمت مسجد وکاردرمسجد به مطامع واجتماعی واقتصادی خود برسند

ومبلغ

هرمسجد با توجه به اقتدار علمی وپارسائی اش هرم فرهنگی ان مسجد ومحل محسوب می شود. ودرواقع ون مساجد قبله نماهای معنوی آن اماکن ومحلات وبقعات محسوب می شوند

- باید مردم شناس ومردم دارباشد و باید طرف امنیت وآرامش ورفاه عموم مردم را بگیرد

- عدم اقتدار واشراف ومبلغ به جامعه شناسی منطقه وعدم اشراف آنان به رفتارشناسی توپوگرافیک مردم منطقه ویا توقعات ویا میزان سواد مردم ونحوه ی زیست وهزینه ودرآمد مردم می تواند هویت فرهنگی ودینی اهالی یک مسجد ومحله را مخدوش کند.

- ومبلغ باید منطقه وخاستگاه ومطالبات روانی ومادی مردم منطقه را بشناسد ودرک کند

- ومبلغ باید برنامه ریزی دقیق وثابتی برای ترویج آموزه هایش داشته باشد

- برای مردم نماد و ی محبت های خدا محسوب می شود وباید در جذب مردم به آموزه های دینی مسلح به سلاح تدبیر و پارسایی وبردباری باشد

- موظف است از مقتضیات زمانه ومسائل روز مطلع باشد ودر بین مردم واز جنس مردم بماند

- باید منبر ومحراب را مامن مردم بشناساند وفضای مسجد را مختص به ومنبر رفتن نداند. باید درد های مردم را درمسجد حل کرد واز مکان مسجد برای مردم دلخوشی بسازد.

- نقش اغلب مانند نقش پدر وبرادر ومعلم وپزشک برای جامعه است

مدت منبر

- کیفیت وکمییت منبر برای باید توامان اداره شود

- منبرهای طولانی با مباحث خاص برای مخاطبین آزار دهنده هستند وباید به غنای کیفی منبر اکتفا کرد

- الحکایات جند من جنودالله یثبت الله بهاالعارفین .( قواعدا لتصوف ابن مرزوق ص332)

حکایات سربازان خداهستند. نقش داستان وشرح وقایع وتحلیل درست شیوای داستانها برای مردم جذاب هستند وخداوند در قرآن برای افزایش درک وفهم بشر از عنصر داستان در ترویج دینش استفاده بسیار نموده است.

- بیان حقایق ناب وروشن دین واحکام به زبان ساده وشیوا

- یکی از خشن ترین آسیب های قیم م مردم ال ه شدن آنهاست. باید ازهمیشه م ع ارزشها وکرامت انسانی وهویت ی باشد وازمداخلات ومنازعات حزبی بپرهیزد وبه فکر تالیف قلوب باشد تا طرفداری از سلیقه وگروه خاص.

ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم ب ی هی احسن ( نحل 125)

- حق دادن به جو ویا جمع کارمنافقان است و باید شجاع وآزاد ومنصف باشد

- راز دار مردم و مرحم درد های مردم است وباید با خوشدلی وبرباری شفیق مردم باشد

اسباب وآفات منبر

- بی نظمی وشلوغی مجلس

- رفت وآمدهای مکرر وپذیرایی نا هنگام

- بیماری واشتغال فکری سخنران

- دلمشغولی وخستگی های سخنران

- عدم مطالعه هدفمند

- عدم دسته بندی دقیق مطالب مورد ارائه ی سخنران

- اضطراب و مشکل دربیان

- عدم برگزاری بموقع منبر

- حوادث وحواشی محیطی مربوط به فضایا محیط

- استفاده ی ناگوارازمداح ویاسائر افراد که یاباعث اغت ودفاع از موضوع می شوند ویا باعث اتلاف وقت سخنران شده اند.

امور فرهنگی وهیئات وکتاب خانه وفضای مجازی مسجد

هرمسجد به طور معمول نیازمند فضایی برای مطالعه ونگهداری کتابها ومنابع خاص خود است

کتاب ومطالعه غذای روح است ومطالعه برای تقویت شه وبهروری ازتجارب ومعلومات دیگران مفید لازم است

- نقش ارزشمند کتاب وفضای مجازی سالم در مسجد توسط فرهیختگان تبیین گردد

- ازمنابع مطالعاتی به روز ومفید برای جذب جوانه ها استفاده شود

- برداشتن فضای تک تی در استفاده از کتاب واینترنت

- مدیریت صحیح مطالعه و هدفمند مطالعه برای مسجدیان

- آموزش سبک زندگی وخانواده درغالب برنامه های فرهنگی مساجد

- تشکیل گروه وکارگروه های علمی برای مشاوره های زندگی. درسی. اقتصادی ومذهبی

- آموزش وکلاسهای قرآن. وفوق برنامه ی علمی

- اهدای جوایز از طرف فرهنگی مسجد به نخبگان علمی وفرهنگی وورزشی و...

- جذب نخبگان بری عضویت درکمیته ها وکارگروهها

- پرهیزازاقتصادی مسجد وبه ویژه حوزه فرهنگی مسجد

- همسوئی با اه آموزش وپرورش و

- آموزشهای هنری برای اشتغالات خانگی

- ترویج فرهنگ میانه روی واعتدال وانصاف ورزی درهمه ی امور با ارائه ی مسابقات فرهنگی ورزشی

- ایجاد کمپین های اجتماعی درفضای مجازی برای مساجد

- بهره گیری ازمشاوران ومتخصصان حقوقی ومعتمدان محلی برای حل اختلافات

- تشکیل کمیته ی تهیه ج ه برای نیازمندان

- تشکیل کمیته مالی برای قرض الحسنه به نیازمندان

- تشکیل شورای امر به معروف از بین نخبگان ومعتمدان محلی

تشکیلات وبرنامه های سازمان یافته ای که می تواند اقتدارآرمانهای مسجد ومحراب ودین به رخ بکشاند

ب: عوامل بیرونی که درخارج از حوزه ی مسجد باعث مخدوش شدن چهره ی زیبا ومقدس مسجد ودین می شوند

جامعه ی ما بعنوان جامعه ی که حکومت دین برمردم درآن جریان دارد شناخته شده است بنابراین همه ی نا کارآمدی های مسئولین وکج رفتاری ها وبد سلیقگی های مدیران نظام به حساب دین برای مردم تلقی می شوند. توقعات مردم از جامعه دینی انصاف مدیران ومسئولین برای توجه به معیشت وآرامش آنهاست.

مردم شیفته ی عد وآرامش هستند

به فرموده معصومین : الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

بی توجهی به مطالبات وتوقعات مردم سبب ن یتی آنان از جامعه ی مدعی دینی است

واسباب متعدد زیادی می تواند ازاین منظر در زاویه گرفتن مردم از دین ومسجد گردد

- بی مبالاتی مسئولین درلوای مدیران نظام

- تبعیض ونابرابری هایی که مسئولین و مدیران باعث بروز آن هستند

- فقرفرهنگی واقتصادی ناشی از کم توجهی علما ومسئولین

- تورم وحواشی ناشی ازآن که بر مردم ایجاد فشار وتبعیض می کند

- بی توجهی به حوزه ی اقتصادی ومعیشتی مردم

- عدم توجه مسئولین به ساختار سازی های آموزش حقوق شهروندی

- عدم توجه مدیران نظام به زیرساخت های اقتصادی وتوسعه اقتصادی وعلمی

- نفوذ افکا لید بیگانگان در سیاه نمایی از دین وحکومت

- نفوذ فرصت طلبان ومعاندان جامعه دینی در بطن مدیریت ذهن مردم

- قشریگری متنسکان دینداری و جهل درهویت دینی ظاهربینان مذهبی

- عدم تقارن ظاهر وباطن بسیاری ازمسئولین ومتدینین متمول

- کم توجهی به مباحث خمس وزکات وامربه معروف ونهی ازمنکر

- عدم رغبت مسئولین به انتقاد پذیری وامربه معروف ونهی ازمنکر

- کم توجهی به حوزه ی پرورشی وآموزشهای حقوق شهروندی در آموزش وپرورش

- اشتغال افراطی به مسائل اقتصادی

- عدم اشتغال وبیکاری

- اعتیاد ومسائل اخلاقی که ب ایه بی هویتی ویا تز ل مقبولیت خانوادگی رخ می دهد

- تضعیف علما توسط گروهها واحزاب

- تفرقه بین علما وفقهای دینی

- عدم اشراف مردم به حقوق شهروندی خود

- عدم اشراف ودقت مردم به اص ادیان درخدمت انسان

- بی مبالاتی ون درسبک زندگی ودنیا زدگی آنان

- اشتغالات ومداخلات ون در مباحث اقتصادی کلان .

- تلاش برخی افراطی ها برای تی دین

- ضعف ان فرهنگی در بدفهماندن دین به مردم در قالب وداستان. شعر و...

- ضعف وبی توجهی صدا وسیما دربیان واقعیات

- بوق تبلیغاتی شدن صدا وسیما برای برخی از احزاب ودوری از مطالبات مردم

- میلی شدن صدا وسیمای ملی

- بی کفایتی وافراطی گری مدیران ومسئولین ویقه سفیدان

- انفصال مدیران ازواقع گرائی وتوجه به توقعات ومطالبات مردم

- انتفاع جویی مدیران ومسئولین درجلب رای مردم وبی دقتی دراجرای خواسته های نظام ومردم

- سقوط ارزشها با مسخ شدن توسط ها

- دنیا گرایی افراطی وترویج اشرافی گری

- دورشدن از هویت ایرانی و ی

- تغییر سبک زندگی ی ایرانی به دنبال تغییر ذائقه ها


د ایان انتظار می رود باتوجه به اهمیت توجه مردم به رویکردهای مذهبی همه ی ان فرهنگ واقتصاد با همدلی وآگاهی از خطرات مربوط به دین زدگی و دین گریزی همزبان ومنسجم باهم پی گیر حل مشکلات از راه توجه به زیر ساختها وآموزش حقوق مردم و تلاش برای بازگشت به اعتدال وانصاف دین خدارا در توجه به عزت ورفاه مردم وهمنوعان یاری نمایند


ان تنصرالله ینصرکم فلا غالب لکم


حمیدرضا ابراهیم زاده

24/8/1380


* تجدید ویرایش 30آذر1394


* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است.




مشاهده متن کامل ...
غنای حسینی
درخواست حذف اطلاعات

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است            چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در مقام معشوقی از همه چیز بی نیاز است. در کربلا به اصحاب فرمود که اینها با من کار دارند شما بروید من پیمان خودم را از شما برداشتم . عده ای نیز رفتند و فقط عاشقان حقیقی باقی ماندند. عشق از اول سرکش و خونی بود      تا گریزد هر که بیرونی بود. غنای حسینی ظهور غنای الهی است. همانگونه که حق تعالی از همه چیز بی نیاز است مظهر تام او نیز از همه چیز بی نیاز است. ان الله لغنی عن العالمین. او به اصحاب نیاز نداشت بلکه اصحاب به او نیاز دارند بلکه کل هستی محتاج نظر آن معشوق کل است. اگر فرمود هل من ناصر ینصرنی به دنبال یار و یاور نبود این ترجمان کلام حق است که ان تنصر الله ینصرکم. بدیهی است که ی خدا را نمی تواند یاری کند. حتی آنچه که برخی گفته اند یعنی دین خدا را یاری کند نیز صحیح نمی باشد چون خدا خودش از همه بهتر دین خود را نصرت می نماید. ی خارج از حیطه قدرت خدا نیست تا بخواهد او را نصرت نماید. در کربلا اصحاب می خواستند را یاری کنند اما زمانی متوجه شدند که آنها محتاج یاری هستند و به آنها نیازی ندارد. حتی ملائکه آمدند تا به یاری رسانند اما همه را رد کرد از ملک باد و آب گرفته تا جبرئیل خواستند تا لشگر دشمن را نابود کنند اما قبول نفرمود. بزرگی می فرمود در شب عاشورا به اصحاب از بین دو انگشت مبارک بهشت را به آنها نشان داد تا هر بهشت را می خواهد برود و از جرگه عاشق خارج شود اما اصحاب تا به بهشت نگاه د رویشان به طرف برگرداندند. و به زبان حال عرضه داشتند بهشت ما تویی. در راه عشق، معشوق برای امتحان عاشق، در راهش از حظوظ مادی و یا حتی معنوی مثل مکاشفه و کرامات و بهشت قرار می دهد تا عاشق حقیقی از عاشق خود و لذایذ نفسانی جدا گردد. به قول ملای روم: 

صد هزاران دام و دانه است ای خدا          ما چو مرغان حریص بی نوا

دم به دم ما بسته ی دام نویم                     هر یکی گر باز و سیمرغی شویم.

در نهایت اصحاب در برابر همه چیز خود را و مهجه قلب خویش را فدا د تا همگی حسینی شوند و محو بحر توحید گردند. اما بی نیاز از همه موجودات غیب و شهود، شهادت را برگزید. حتی برای خدا نیز ناز نمود! وقتی خدا به او گفت من پیمان خود را برداشتم و تمام مقامات و درجات شهادت را به تو می دهم اما بر نگشت و کار را تمام کرد. این ظهور غنای مطلق حسینی در کربلاست. اوست که مشیت خدا را رقم می زند (نحن مشیت الله) ....



مشاهده متن کامل ...
الخطط الصفویة لمحاربة اللغة العربیة
درخواست حذف اطلاعات
الخطط الصفویة لمحاربة اللغة العربیة

لما وجدت الحکومة الصفویة فی طهران مقاومة عربیة عنیفة لإطماعها عمدت إلى أسالیب غیر مباشرة لإرغام شعب الأحواز على ترک اللغة العربیة فکان منها تغییر أسماء المناطق العربیة بأسماء فارسیة فمدینة الحویزة أصبحت( دشت میشان) والخفاجیة أصبحت ( .. کرد) والصالحیة أصبحت( اندمیشک) والأحواز أصبحت ( الأهواز) ومیناء خورعبدالله أصبح (میناء بندر شاهبور) والشارع الخزعلی فی المحمرة أصبح (شارع بلهوی) وکان من أسالیب الإرهاب الفکری .. ی یمارسها الاحتلال الصفوی على شعب الأحواز ما قامت به طهران بإصدار جریدة فی مدینة المحمرة سمیت بجریدة خوزستان تصدر بالفارسیة ویُ .. م أبناء الأحواز بشرائها وقراءتها ومن بعد تم منع تداول المطبوعات العربیة وتقدیم من یقوم بتداولها إلى المحاکم باعتبارها من المحرمات .. ی یعاقب علیها القانون ومن جملة الحقد الصفوی على کل ما هوعربی تم الاستیلاء على جمیع المکتبات الخاصة ونقل محتویاتها إلى داخل إیران کما تم إتلاف الکثیر منها ورمیها فی نهر کارون وتم إغلاق مطبعة مدینة المحمرة خشیة طبع الکتب العربیة فیها أو طبع النشرات المعادیة للاحتلال الصفوی وأغلقت المکتبات .. ی تبیع المطبوعات العربیة وتمت مصادرة محتویاتها و .. نکیل بأصحابها وللنظام المجوسی فی طهران حیل .. یة لمحاربة اللغة والهویة العربیة فکان منها رفض جمیع المعاملات إن لم تکن باللغة الفارسیة ویتم منع مراجعة الدوائر الحکومیة إن لم یکن .. فاهم مع الموظفین باللغة الفارسیة ولا تقبل شهادة أی عربی فی المحاکم إن لم یتکلم الفارسیة بحجة أن القضاة لایجیدون اللغة العربیة ولا یجوز أن تقبل المحاکم أی مترجم عن العرب أمامها ومن ضمن حیلهم ال .. یة منع أی عربی من ال .. حاق بوظیفة حکومیة ما لم یثبت اجادتة للغة الفارسیة وقد أدى هذا الإجراء إلى تعرض الکثیر من أبناء الأحواز الذین یرفضون .. حدث بالفارسیة إلى .. شرد خارج الأحواز.



منبع: http://alahwaz. .. /


مشاهده متن کامل ...
نمونه سوال فقه 3 متاجر
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم


نمونه سوال متاجر فقه سه


1 - اقسام بیع نسبت به تعجیل ثمن و مثمن یا تأجیل آن دو را توضیح داده، صحت یا بطلان هر یک را معین نمایید؟(2)


**** یجب قبض الثمن لو دفعه الی البایع مع الحلول و فی الأجل أی بعده لا قبله، لأنه غیر مستحق حینئذ و جاز تعلق غرض البایع بتأخیر القبض إلی الأجل فإن الأغراض لا تنضبط


2 – متن فوق را توضیح دهید؟


**** لو إختلفا فی تعجیله أی الثمن و قدر الأجل علی تقدیر إتفاقهما علیه فی الجمله وشرط رهن عن البایع، یحلف البایع لأصاله عدم ذلک کله و هذا مبنی علی الغالب من أن البایع یدعی عجیل و تقلیل الأجل، فلو إتفق خلافه قدم المشتری للأصل.


3 – نزاع های مذکور و حکم آن را با توضیح دلیل بیان کنید؟


**** الإقالهُ فسخ لا بیع عندنا فی حق المتعاقدین فلا یثبت بها شفعه للشریک ولا تسقط اُجره الدلال علی البیع قبلها و لاتصح بزیادهٍ فی الثمن ولا بنقیصهٍ


4 – منظور از «لایثبت بها شفعهٌ للشریک» را با دلیل بر آن بیان کنید؟(2)


5 – عبارت «لا تسقط اجره الدلال علی البیع قبلها» به چه حکمی اشاره دارد، آن را با دلیل بیان کنید؟(2)


6 – عبارت «ولا تصح بزیاده الخ» چه حکمی را بیان می کند، با ذکر دلیل، توضیح دهید؟(2)


7 – چرا فضیلت قرض دادن از فضیلت صدقه دادن بیشتر است؟دو دلیل(2)


**** ولا یجوز إشتراط النفع للنهی عن قرض یجرّ نفعاً فلا یفید الملک لو شرطه سواءٌ فی ذلک الربوی وغیرُه ، وزیادهُ العین والمنفعهِ


8 - عبارت فوق را کامل توضیح دهید؟(2)


9 – تفاوت بین اجناس مثلی و قیمی را بیان کرده برای هریک مثالی ذکر نمائید؟(2)


****  ویجب عزله عند وفاته و الإیصاء به لوکان صاحبه غائباً لیتمیز الحق و یسلم من تصرف الوارث فیه، ویجب الوصایه الی ثقهٍ لأنه تسلیط علی مال الغیر وإن قلنا بجواز الوصایهِ الی غیره فی الجمله.


10- متن فوق پیرامون یکی از واجبات قرض است، آن را با جزئیات مذکور در متن توضیح دهید؟


 


11 - مستثنیات دین( مواردی که در فرض مفلس شدن مدیون، فروخته نمی شوند) را نام برده و شرایط آنها را ذکر کنید؟(2)



مشاهده متن کامل ...
عد چیست ؟ چه نقشی در پیشرفت کشور دارد؟
درخواست حذف اطلاعات
همه ما نیازمند به یک نگاهیم چه آن وقت که در رفاه و آسایش و تجملات غرقیم و چه آن زمان که بیمار و محتاج در گوشه ای تنها و آن گاه نور گرمی نیست جز توجه الوهیت به سوی ما آیا این اصل عد نیست که در فطرت انسان قرار گرفته و آیا خالق آن عین عد نیست که به همه عالم فقیر و غنی کوچک و بزرگ از ذره های اتم تا ک شانها توجه ی ان دارد و باران لطف و رحم
دسته بندی علوم
فرمت فایل doc
حجم فایل 267 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 168
عد چیست ؟ چه نقشی در پیشرفت کشور دارد؟

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

همه ما نیازمند به یک نگاهیم چه آن وقت که در رفاه و آسایش و تجملات غرقیم و چه آن زمان که بیمار و محتاج در گوشه ای تنها . و آن گاه نور گرمی نیست جز توجه الوهیت به سوی ما ,

آیا این اصل عد نیست که در فطرت انسان قرار گرفته و آیا خالق آن عین عد نیست که به همه عالم فقیر و غنی کوچک و بزرگ از ذره های اتم تا ک شانها توجه ی ان دارد و باران لطف و رحمت خود را برای همه ی ان می باراند.

پس عد چیزی جز قرار گرفتن هر چیز در جای خود نمی باشد که عین عدل را در آفریده های خالق به روشنی می توان دید و برای احیای آن نیز رسولان خود را به سوی خالق خود فرو فرستاد تا با ایجاد حکومت ی ب ا کننده این اصل دینی که پایه ای از پنجگانه اصول دین توحید می باشد به وسیله نبوت و ت آن, عد بر پا شده و روز معاد قیامت نیز به آن عمل شود و ما که مسلمانیم آن را باید در این دنیای غافل زنده و احیاء کنیم مگر نه آن که مولای ما با دیدگان دل همه را می بیند. بچه های گرسنه, ن نیازمند کهنسالان رنج دیده آیا باید نشست و دست بر دست گذاشت و نظاره گر این همه بی عد ی بود. در این صورت باید از خود بپرسیم آیا ما مسلمانیم؟ چرا باید عده ای با ظلم و زور همه امکانات مظلومان را بگیرند. و حتی اجازه رشد و توسعه را به آنان ندهند. آیا این عد است؟ ولی نه می توان با هشیاری و بیداری و مبارزه با ظلم حق را به حقدار رساند و اجازه را به سرزمینهای غریب نداد ( مرگ بر ). اجازه هتک حرمت به را نداد ( مرگ بر دانمارک ) . اجازه دخ در مسائل دانش صلح آمیز هسته ای در ایران را نداد و یک صدا بگوییم انرژی هسته ای حق مسلم ماست . ( مرگ بر )

به همین دلیل ما بر آن شدیم تا مجموعه را از تعریف عد و نتایج اجرای آن در پیشرفت کشور و اینکه چه انی ب ا کننده عد هستند و مخالفان با آن را بشناسیم و با دید روشن و گامهای استوار در این راه گام برداریم و زیر سایه بیرق عد در ظهور عد گستر عالم زندگی آرامی را داشته باشیم.

پس اجازه نمی دهیم که حق حکومت ی و شریعت الهی توسط زورگویان و ظالمان زیر پا گذاشته شود و با وحدت جهانی بر پا کننده پرچم عد در جهان خواهیم بود و زیر سایه عمل به آن با آسایش و آرامش جاودانی زندگی خواهیم کرد.

انشاءالله

چکیده

خداوند عالم است قادر است عادل است حکیم است رحمان و رحیم است و ازلی و ابدی است خالق و رازق است چرا از میان همه صفات فقط عد برگزیده شده و یکی از اصول پنجگانه دین مقرر گردید :

از آنجا که فروع دین همواره پرتویی از اصول دین است در پرتو عد پروردگار در جامعه بشری فوق العاده موثر است و مهمترین پایه جامعه انسانی را عد اجتماعی تشکیل می دهد. انتخاب اصل عد به عنوان یک اصل از اصول دین رمزی است به احیای عدل در جوامع بشری و مبارزه با هر گونه ظلم و ستم .

عد چهره سیاست را زیبایی و ثبات و قامت رعیت را استقامت و قوام و حریم مدیریت را شکوه و جمال می بخشد عد الفت زندگی و تنها راه اصلاح جامعه و گل سرسبد ایمان به خدا و گنجینه فضیلت و احسان است. عد در زندگی اجتماعی بیشر قوی ترین پایه و اساس و برای رفاه و آسایش میدانی گسترده است و هر جامعه ای که نتواند از این مساعد بهره گیرد قطعاً در تنگنای ستم راه به جایی نخواهد برد.

فسلفه حکومت دینی عد است.

باور عد بدون اعتقاد به دادگاه عدل الهی در روز بازپسین و بدون باور به قانون عدل الهی خود از نمودهای بارز بی عد ی است. پس معنی عد خداوند این است که نه حق ی را از بین می برد و نه حق ی را به دیگری می دهد و نه در میان افراد تبعیض قائل می شود همچنین قرآن با صراحت و به عنوان یک اصل اساسی می گوید : ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن ال اء و المنکو و البغی.

خداوند به عدل و احسان درباره همه و بخشش نسبت به بستگان و خویشاوندان دستور می دهد و از کارهای زشت و منکر و ظلم نهی می کند ( سوره نحل آیه 90 )

عد یعنی قرار گرفتن هر چیز در جای خویش. عد یعنی مراعات حقوق افراد .

در باب عد و اجرای آن در حکومت می توان ان و بزرگان دین به عنوان ریشته درخت آسمانی ناب محمدی قرار داد و از آنان برای باروری الگو گرفت و یاری خواست . از قدیم الایام افرادی در میان بشر بوده اند از فیلسوفان قدیم یونان تا دوره های اروپا که اساساً منکر واقعیت داشتن عد بود و هستند و می گویند اصلاً عد معنی ندارد.

آیا این حرف همان ظالمان و زورگویان نبود. و آیا این حرف را خائنین و غافلین نمی زدند.

دانشمندان دینی بزرگی سعی از اجرای عد و ریشه کنی ظلم و ستم در جهان را داشتند که می توان از شخصیتهایی چون سید جمال الدین اسدآبادی , شیخ محمد عبده مصری طالقانی اقبال و شریعتی و در راس آنان بنیانگذار ب ا کننده عد در حکومت ی را نام برد.

عد یکی از مسائلی است که به وسیله حیات و زندگی را از سر گرفت و ارزش فوق العاده یافت به عد تنها توصیه نکرد و یا تنها به اجرای آن قناعت نکرد بلکه عمده این است که ارزش آن را بالا برد.

موضوع مهم در مفهوم عد و جایگاه آن نقشی است که عد از دید علی ( ع ) در حفظ تعادل اجتماعی دارد. به تعبیر شهید مطهری از نظر علی ( ع ) آن اصلی که می تواند تعادل اجتماع را حفظ کند و همه را راضی نگه دارد به پیکر اجتماع سلامت و روح اجتماع آرامش بدهد عد است. عد بزرگراهی است عمومی که همه را می تواند در خود بگنجاند و بدون مشکلی عبور دهد و آنچه علی ( ع ) در مورد عد می گفت خود با تمام وجود به آن عمل می کرد.

در قرآن نیز به عد پروردگار اشاره شده است ان الله لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون . خداوند به هیچ ستم نمی کند این مردم هستند که به خودشان ظلم و ستم روا می دارند . ( سوره یونس
آیه 44 )

همچنین قرآن با صراحت و به عنوان یک اصل اساسی می گوید : ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن ال اء و المنکر و البغی .

خداوند به عدل و احسان درباره همه و بخشش نسبت به بستگان و خویشاوندان دستور می دهد و از کارهای زشت و منکر و ظلم نهی می کند . ( سوره نحل آیه 90 )

قرآن کریم و هدف برای انبیاء را به صراحت ذکر کرده است راجع به هدف اول درباره خاتم الانبیاء می فرماید یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیراً و ادعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیراً و درباره هدف دوم می فرماید : لند ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط . قرآن با صراحت عنایت انبیاء و بلکه یت و رس انبیاء برای برقراری عدل در میان بشر را بیان می کند.

آ ین و کاملترین دین است و به عد فرا می خواند. امروز برهه کشورهای ی واجب و ضروری است که را به همه جهان معرفی کنند و این دین را در همه عرصه های منطقه ای و جغرافیایی گسترش دهند و چهره حقیقی آن را نشان دهند. اگر به همه جهان کامل معرفی می شد آیا این امکان بود که این همه به این آئین کامل الهی اهانت شود . آیا این امکان بود که این همه تهمت برای ساختن بمب اتمی و کشتار افراد بی گناه زده شود . اگر به همه جهان کامل معرفی می شد آیا این امکان بود که این همه به این آئین کامل الهی اهانت شود . آیا این امکان بود که این همه تهمت برای ساختن بمب اتم و کشتار افراد بی گناه زده شود . که ما دنبالش هستیم برای همه است نه تنها برای اندکی از مردم اما دنیای تجارت آزاد برای شرکت ها و محروم مردم از حقوقشان است.

آیا برای آموزش تغذیه و بهداشت که همه افراد بخصوص اقشار محروم نیازمند آن هستند گامی
برداشته ایم؟

به رغم پیشرفتهای حاصله در آموزش دختران هنوز تعداد زیادی از دختران در ایران از آموزش محروم هستند. موانعی که در کشورهای در حال توسعه دختران را به دور از مدارس نگه می دارد. نه تنها آنان را از فرصتهای آتی محرو می نماید بلکه تاثیر منفی بر سلامت و بقای آنان دارد .

یونیسف در ایران می گوید : اگر جهان بخواهد تا سال 2015 که توسط سازمان ملل به عنوان مهلت برای رسیدن به یکی از مهمترین اه توسعه هزاره آموزش ابت در سطح جهان مطرح شده است , دست یابد تساوی تی پیش شرط لازم می باشد.

کمتر از 10% ن باردار از خدمات مربوط به جلوگیر از انتقال اج آی وی ایدز به نوزادانشان بهره مند هستند و کمتر از 10% ک ن یتیم یا آسیب پذیر شده توسط ایدز حکایت یا خدمات اجتماعی می گیرند.

ک ن نه تنها از خود ایدز رنج می برند بلکه از این که دنیا هنوز ایدز را م ب کودکی تشخیص نداده است نیز متضرر می شود.

دانش آموزان مناطق محروم در محیطهای کاملاً غیربهداشتی و تا حدودی آلوده مجبور به یادگیری درس هستند. اعتبارات پیش بینی شده هم نتوانسته مسائل آموزشی را تامین کند چه رسد به آن که مشکلات بهداشتی این مناطق را حل کند.

اعتباراتی که به مدارس تخصیص می یابد به هیچ وجه تکافوی هزینه های مدرسه و آموزش را نمی کند و مدارس ناگزیرند که منابع مالی خود را به شیوه های مختلف افزایش دهند. اما چرا بار این توسعه منابع باید بردوش اقشار محروم جامعه باشد.

امروز در دنیا بهینه سازی امور فقرز و محرومیت ز از مسیر آموزش عبور می کنند پس چرا باید پس از طلب شهریه های سنگین از خانواده های محروم . آنان از ثبت نام دانش آموز خود منصرف شوند. آیا این عد است ؟!

آموزش همگانی در زمینه بهداشت بهبود روش تغذیه تامین آب سالم و کانی و بهسازی ایمنی سازی علیه بیماریهای عفونی پیشگیری از بیماری های شایع بومی و درمان مناسب بیماری ها و حوادث پیش بینی و تدارک داروهای اساسی ارائه خدمات بهداشتی مادر و کودک و تنظیم خانواده برنامه هایی است که باید به صورت عادلانه و شایسته برای همه مناطق در نظر گرفته شود و در این خصوص به مناطق محروم توجهی خاص مبذول گردد .

توسعه و عد حق همه مردم جهان است و عد را تنها برای ملت ایران نمی خواهد بلکه مورد نیاز همه مردم جهان می داند.

ما باید در این اصل دینی از ان خود و بزرگان دین الگو بگیریم.

علی ( ع ) می فرمایند : العدل یضح الامور مواضعها و الجور ی جها من جهتها

عدل جریانها رادر مجرای طبیعی خود قرار می دهد اما جود جریانها را از مجرای طبیعی خود خارج می سازد.

امید است با بازخوانی اصول مسلم ی و اصلاح مدیریت نالایق و قطع دستهای نا÷اک در امور مدیریت جامعه ی بار دیگر شاهد بر÷ایی نهضت تمام عیار عد خواهی به سبک نبوی و علوی در کشور قائم آل محمد
( ص ) بوده باشیم و در نتیجه با زمینه سازی مناسب در زمان ظهور آن حضرت ( ص ) شاهد گسترش عد در مقیاس جهانی و در همه ی ابعاد مادی و معنوی باشیم .

الهم انا نرغب الیک فی ه کریمه تعزبها ال و اله و تذل بها النافق و اهله . . . الهم انا نشکوا الیک فقد و دشت الفتن بنا و تظاهر ا مان علینا » .

ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم » .

فصــــل اول

عد چیست؟

عد دارای دو معنی متفاوت است:

1- معنی وسیع این کلمه همانطور که گفتیم « قرار گرفتن هر چیز در جای خویش » است و به تعبیر دیگر موزون بودن و متعادل بودن.

این معنی از عد در تمام آفرینش در منظومه ها در درون اتم، در ساختمان وجود انسان، و همه گیاهان و جانداران حکمفرماست.

این همان است که در حدیث معروف (ص) آمده که فرموده: بالعدل قامت السموات و الارض:
« به وسیله عد آسمانها و زمین بر پاست. »

فی المثل اگر قوای « جاذبه » و « عه » کره زمین، تعادل خود را از دست دهد، و یکی از این دو بر دیگری چیره شود یا زمین به سوی خورشید جذب می شود و آتش می گیرد و نابود م گردد و یا از مدار خود خارج شده و در فضای بیکران سرگردان و نابود می شود.

این معنی از عد همانست که شاعر در اشعار معروفش گفته است:

عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش

ظلم چه بود؟ وضع در ناموضعش!

عدل چه بود؟ آب ده اشجار را

ظلم چه بود؟ آب دادن خار را!

بدیهی است اگر آب را به پای بوته گل درخت میوه بریزند در جای خود مصرف شده، و این عین عد است و اگر به پای علفهای هرزه بی مصرف و خار بریزند در غیر مورد مصر ف شده، و این عین ظلم است.

2- معنی دیگر عد « مراعات حقوق افراد » است، و نقطه مقابل آن « ظلم » یعنی حق دیگری را گرفتن و به خود اختصاص دادن یا حق ی را گرفتن و به دیگری دادن یا تبعیض قائل شدن، به این ترتیب که به بعضی حقوقشان را بدهند و به بعضی ندهند.

روشن است معنی دوم « خاص » و معنی اول معنی « عام » است.

قابل توجه اینکه هر دو معنی « عدل » در مورد خداوند صادق است هر چند در این مباحث بیشتر معنی دوم منظور است.

معنی عد خداوند این است که نه حق ی را از بین می برد، و نه حق ی را به دیگری می دهد. و نه در میان افراد تبعیض قائل می شود او به تمام معنی عادل است و دلائل عد او را در بحث آینده خواهیم دانست.

« ظلم » خواه به گرفتن حق ی باشد، یا دادن حق ی به دیگری، و یا اجحاف و تبعیض در مورد ذات پاک خدا راه ندارد.

او هرگز نیکوکار را مجازات نمی کند، بدکار را تشویق نمی نماید، ی را به گناه دیگری مواخذه
نمی کند و تر و خشک را هرگز با هم نمی سوزاند.

حتی اگر در یک جامعه بزرگ همه خطاکار باشند جز یک نفر، خدا حساب آن یک نفر را از دیگران جدا می کند و او را در مجازانت در کنار گنا اران قرار نمی دهد.

و این که جمعیت « اشاعره » گفته اند اگر خدا همه ان را به دوزخ بفرستد و همه بدکاران و جانیان را به بهشت، ظلم نیست، سخن گزاف و زشت و شرم آور و بی پایه ای است و عقل هر آلوده به افات و تعصب نباشد به زشتی این سخن گواهی می دهد.

  • · فرق میان مساوات و عد

نکته مهم دیگری که اشاره به آن در این بحث لازم است این است که گاهی « عد » با « مساوات » اشتباه می شود و گمان می رود معنی عد آنست که رعایت مساوات شود، در حالی که چنین نیست.

در عد هرگز مساوات شرط نیست بلکه استحقاق و اولویت ها باید در نظر گرفته شود.

فی المثل عد در میان شاگردان یک کلاس این نیست که به همه آنها نمره مساوی دهند و عد در میان دو کارگر این نیست که هر دو مزد مساوی دریافت دارند، بلکه عد به این است که هر شاگردی به اندازه معلومات و لیاقتش، و هر کارگری به اندازه کار و فعالیتش « نمره » یا « مرد » دریافت دارد.

در عالم طبیعت نیز عد ، به معنی وسیع همین است، اگر قلب یک بالن ( نهنگ عظیم دریایی ) که حدود یک تن وزن دارد! با قلب یک گنجشک که شاید یک گرم بیشتر نباشد مساوی بود عد نبود، و اگر ریشه یک درخت تنومند بسیار بلند با ریشه یک نهال بسیار کوچک مساوی باشد عد نیست و عین ظلم است.

عد آن است که هر موجودی به میزان حق و استعداد و لیاقت خود سهمی دریافت دارد.

حسن و قبح عقلی

قبلاً دانستن این مساله لازم به نظر می رسد که عقل ما « خوبی » و « بدی » اشیاء را تا حدود قابل توجهی درک می کند ( این همان چیزی است که دانشمندان از آن به عنوان حسن و قبح عقلی یاد می کنند ).

مثلاً می دانیم عد و احسان خوبست، و ظلم و بخل بد است، حتی قبل از اینکه دین و مذهب از این امور سخن گوید برای ما روشن بوده است. هرچند مسائل دیگری وجود دارد که علم ما برای درک آن کافی نیست و باید از رهنمود ان الهی و ان استفاده کند.

بنابراین اگر گروهی از مسلمین به نام « اشاعره » منکر « حسن و قبح عقلی » شده اند، و راه شناخت خوبی و بدی را، حتی در مثل عد و ظلم و مانند آنها فقط شرع و مذهب دانسته اند اشتباه محض است.

چه اینکه اگر عقل ما قادر به درک خوبی و بدی نباشد از کجا بدانیم خداوند معجزه را در اختیار فرد دروغگویی نمی گذارد؟، اما هنگامی که می گوییم دروغ گفتن زشت و قبیح است و محال است از خداوند سر زند می دانیم که وعده های خداوند همه حق است و گفته های او همه صدق است، هرگز دروغگو را تقویت نمی کند و هرگز معجزه را در اختیار شخص کاذب قرار نمی دهد.

این جاست که می توان به آنجه در شرع و مذهب وارد شده اعتماد کرد. بنابراین نتیجه
می گیریم که اعتقاد به حسن و قبح عقلی اساس دین و مذهب است ( دقت کنید )

اکنون به دلایل عد خدا باز می گردیم؛ برای پی بردن به این حقیقت باید بدانیم:

سرچشمه « ظلم » یکی از امور زیر است

1- جهل- گاهی آدم ظالم به راستی نمی داند چه می کند، نمی داند حق ی را پایمال می سازد و از کار خود بی خبر است.

2- نیاز – گاه نیاز به چیزهایی که در دست دیگران است انسان را وسوسه می کند که دست به این عمل ی بزند، در حالی که اگر بی نیاز بود در این گونه موارد دلیلی بر ظلم نداشت.

3- عجز و ناتوانی – گاه انسان مایل نیست در ادای حق دیگری کوتاهی کند اما قدرت و توانایی این کار را نداردف و ناخواسته مرتکب « ظلم : می شود.

4- خودخواهی و کینه توزی و انتقامجویی – گاه هیچ یک از عوامل فوق در کار نیست، اما « خودخواهی » سبب می شود که انسان به حقوق دیگران کند، و یا « حس انتقامجویی » و « کینه توزی » او را وادار به ظلم و ستم می کند، و یا روح « انحصار طلبی » سبب تعدی به دیگران می شود .... و مانند اینها.

اما با توجه به اینکه هیچ یک از این صفات زشت و این نارساییها و کمبودها در وجود مقدس خداوند راه ندارد زیرا او به همه چیز عالم و از همه بی نیاز، و بر هر چیز قادر و نسبت به همگان مهربان است معنی ندارد مرتکب ظلمی شود.

او وجودی است بی انتها و کمال او نامحدود است از چنین وجودی جز خیر و عد ، جز رافت و رحمت سرچشمه نمی گیرد.

و اگر بدکاران را کیفر می دهد در حقیقت نتیجه اعمال آنهاست، که به دست آنها می رسد همانند ی که بر اثر استعمال یا نوشیدن مشروبات الکلی به انواع بیماریهای کشنده مبتلا می گردد. قرآن مجید می گوید: هل تجزون الا ما کنتم تعملون « آیا جزای شما چیزی جز اعمال شما هست »؟! ( سوره نمل، آیه 90 )

  • · قرآن و عد پروردگار

قابل توجه این که در آیات قرآن مجید روی این مساله بسیار تاکید شده است، در یک جا می فرماید: ان الله لا یظلم الناس شیئاً و لکن الناس انفسهم یظلمون؛ خداوند به هیچ ستم نمی کند این مردم هستند که به خودشان ظلم و ستم روا می دارند. ( سوره یونس، آیه 44)

در جای دیگر می فرماید: ان الله لا یظلم مثقال ذره ... خداوند حتی به اندازه سنگینی ذره کوچکی ظلم و ستم بر هیچ روا نمی دارد. ( سوره نساء، آیه 40)

و در مورد حساب و جزای رستاخیز می گوید: ونضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئاً؛

ما ترازوهای عد را در روز قیامت بر پا می کنیم و به هیچ کمترین ظلم و ستمی نخواهد شد. (سوره انبیاء، آیه 47 )

باید توجه داشت منظور از « میزان » در اینجا وسیله سنجش نیک و بد است نه ترازوئی همچون ترازوهای این جهان )





مشاهده متن کامل ...
تحقیق در مورد متن عربی شهادت بر شهادت 38 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد متن عربی شهادت بر شهادت 38 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 38

 

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 69

بَابُ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَةِ

3351 قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا شَهِدَ رَجُلٌ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَإِنَّ شَهَادَتَهُ تُقْبَلُ وَ هِیَ نِصْفُ شَهَادَةٍ وَ إِنْ شَهِدَ رَجُلَانِ عَدْلَانِ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَقَدْ ثَبَتَ شَهَادَةُ رَجُلٍ وَاحِدٍ

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 70

3352 وَ رَوَى غِیَاثُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ لَا یُجِیزُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَیْنِ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ‏

3353 وَ رُوِیَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ شَهِدَ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَجَاءَ الرَّجُلُ فَقَالَ إِنِّی لَمْ أُشْهِدْهُ قَالَ تَجُوزُ شَهَادَةُ أَعْدَلِهِمَا وَ إِنْ کَانَتْ عَدَالَتُهُمَا وَاحِدَةً لَمْ تَجُزْ شَهَادَتُهُ‏

3354 وَ سَأَلَ صَفْوَانُ بْنُ یَحْیَى أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ أَشْهَدَ أَجِیرَهُ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ فَارَقَهُ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ بَعْدَ أَنْ یُفَارِقَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَیَهُودِیٌّ أُشْهِدَ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ أَسْلَمَ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ قَالَ نَعَمْ‏

3355 وَ رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الذِّمِّیِّ وَ الْعَبْدِ یُشْهَدَانِ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ یُسْلِمُ الذِّمِّیُّ وَ یُعْتَقُ الْعَبْدُ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُمَا عَلَى مَا کَانَا أُشْهِدَا عَلَیْهِ قَالَ نَعَمْ إِذَا عُلِمَ مِنْهُمَا بَعْدَ ذَلِکَ خَیْرٌ جَازَتْ شَهَادَتُهُمَا

3356 وَ رَوَى غِیَاثُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ قَالَ‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 71

عَلِیٌّ ع لَا تَجُوزُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ فِی حَدٍّ وَ لَا کَفَالَةٌ فِی حَدٍّ

3357 وَ رُوِیَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْبَاقِرِ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلَدِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ وَ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ مِنْ أَنْ یَحْضُرَ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَتِهِ‏

3358 وَ رَوَى عَمْرُو بْنُ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ أَشْهِدْ عَلَى شَهَادَتِکَ مَنْ یَنْصَحُکَ قَالُوا أَصْلَحَکَ اللَّهُ کَیْفَ یَزِیدُ وَ یَنْقُصُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ مَنْ یَحْفَظُهَا عَلَیْکَ‏

وَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ عَلَى شَهَادَةٍ

بَابُ الِاحْتِیَاطِ فِی إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ

3359 رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَشْهَدَنَّ عَلَى‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 72

شَهَادَةٍ حَتَّى تَعْرِفَهَا کَمَا تَعْرِفُ کَفَّکَ‏

3360 وَ رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی ع یُشْهِدُنِی هَؤُلَاءِ عَلَى إِخْوَانِی قَالَ نَعَمْ أَقِمِ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِیکَ ضَرَراً

قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَکَذَا وَجَدْتُهُ فِی نُسْخَتِی وَ

وَجَدْتُ فِی غَیْرِ نُسْخَتِی وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِیکَ ضَرَراً فَلَا

وَ مَعْنَاهُمَا قَرِیبٌ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ إِذَا کَانَ لِکَافِرٍ عَلَى مُؤْمِنٍ حَقٌّ وَ هُوَ مُوسِرٌ مَلِیٌّ بِهِ وَجَبَ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَیْهِ بِذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ عَلَیْهِ ضَرَرٌ بِنَقْصٍ مِنْ مَالِهِ وَ مَتَى کَانَ الْمُؤْمِنُ مُعْسِراً وَ عَلِمَ الشَّاهِدُ بِذَلِکَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَیْهِ وَ إِدْخَالُ الضَّرَرِ عَلَیْهِ بِأَنْ یُحْبَسَ أَوْ یُخْرَجَ عَنْ مَسْقَطِ رَأْسِهِ أَوْ یُخْرَجَ خَادِمُهُ عَنْ مِلْکِهِ وَ هَکَذَا لَا یَجُوزُ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُقِیمَ شَهَادَةً یُقْتَلُ بِهَا مُؤْمِنٌ بِکَافِرٍ وَ مَتَى کَانَ غَیْرُ ذَلِکَ فَیَجِبُ إِقَامَتُهَا عَلَیْهِ فَإِنَّ فِی صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَلَّا یُحَدِّثَ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا یَکْتُمَ شَهَادَةَ الْأَعْدَاءِ

3361 وَ رُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ یُشْهِدُنِی عَلَى الشَّهَادَةِ فَأَعْرِفُ خَطِّی وَ خَاتَمِی وَ لَا أَذْکُرُ مِنَ الْبَاقِی قَلِیلًا وَ لَا کَثِیراً فَقَالَ إِذَا کَانَ صَاحِبُکَ ثِقَةً وَ مَعَکَ رَجُلٌ ثِقَةٌ فَاشْهَدْ لَه‏

الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص: 20

یَدْخُلُ فِی الْکَلَامِ وَ یَبْعُدُ مِنْ دُخُولِهِ مَعَ الْبُرُوزِ وَ الْمُشَاهَدَةِ

14 بَابُ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَةِ

1 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ذُبْیَانَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلْدَةِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا هُوَ لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ عَنْ أَنْ یَحْضُرَ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةٍ

2 فَأَمَّا مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى الْخَزَّازِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ لَا أَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ حَیٍّ وَ إِنْ کَانَ بِالْیَمَنِ‏

فَهَذَا الْخَبَرُ یَحْتَمِلُ وُجُوهاً أَحَدُهَا أَنْ یَکُونَ إِرَادَتُهُ لَا یَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ مُدَّعًى عَلَیْهِ غَائِبٍ لِأَنَّهُ رُبَّمَا کَانَ مَعَ الْغَائِبِ بَیِّنَةٌ تُعَارِضُ لِهَذِهِ الْبَیِّنَةِ وَ تُبْطِلُهَا وَ ذَلِکَ لَا یَجُوزُ لِأَنَّا قَدْ بَیَّنَّا فِی کِتَابِنَا الْکَبِیرِ وَ نَذْکُرُهُ فِیمَا بَعْدُ إِنْ عَرَضَ ذَلِکَ لِأَنَّ الْغَائِبَ یُحْکَمُ عَلَیْهِ وَ یُبَاعُ مِلْکُهُ وَ یُقْضَى دَیْنُهُ وَ یَکُونُ هُوَ عَلَى حُجَّتِهِ إِذَا حَضَرَ وَ یُؤْخَذُ مِنْ خَصْمِهِ الْکُفَلَاءِ بِالْمَالِ وَ الثَّانِی أَنَّهُ لَا یَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ حَیٍّ وَ إِنْ قَبِلَهُ عَلَى شَهَادَتِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ ذَلِکَ أَیْضاً لَا یَجُوزُ لِمَا تَقَدَّمَ فِی الْخَبَرِ الْأَوَّلِ مِنْ أَنَّهُ تُقْبَلُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ وَ إِنْ کَانَ حَاضِراً إِذَا مَنَعَهُ مِنَ الْحُضُورِ مَانِعٌ وَ الثَّالِثُ وَ هُوَ الْأَوْلَى أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ بِالْخَبَرِ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ قَبُولُ شَهَادَةِ رَجُلٍ وَاحِدٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ بَلْ یُحْتَاجُ إِلَى شَهَادَةِ رَجُلَیْنِ عَلَى رَجُلٍ لِیَقُومَا مَقَامَ شَهَادَتِهِ وَ الَّذِی یَدُلُّ عَلَى ذَلِکَ‏

الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص: 21

3 مَا رَوَاهُ الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ کَانَ لَا یُجِیزُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَیْنِ عَلَى رَجُل‏

تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 256

77 عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ذُبْیَانَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلَدِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا هُوَ لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ عَنْ أَنْ یُحْضِرَهُ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَة

58 عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ فَقَالَ-

تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 253

إِذَا کَانَ الرَّجُلُ فِی أَرْضِ غُرْبَةٍ وَ لَا یُوجَدُ فِیهَا مُسْلِمٌ جَازَتْ شَهَادَةُ مَنْ لَیْسَ بِمُسْلِمٍ عَلَى الْوَصِیَّةِ

59 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ ضُرَیْسٍ الْکُنَاسِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَهَادَةِ أَهْلِ مِلَّةٍ هَلْ تَجُوزُ عَلَى رَجُلٍ مِنْ غَیْرِ أَهْلِ مِلَّتِهِمْ فَقَالَ لَا إِلَّا أَنْ لَا یُوجَدَ فِی تِلْکَ الْحَالِ غَیْرُهُمْ فَإِنْ لَمْ یُوجَدْ غَیْرُهُمْ جَازَتْ شَهَادَتُهُمْ فِی الْوَصِیَّةِ لِأَنَّهُ لَا یَصْلُحُ ذَهَابُ حَقِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ لَا تَبْطُلُ وَصِیَّتُه‏

الخلاف، ج‏5، ص: 46

مسألة 64: لا یثبت حد القذف بشهادة على شهادة، و لا بکتاب قاضٍ إلى قاضٍ.

و به قال أبو حنیفة «4».

و قال الشافعی: یثبت بهما «5».

دلیلنا: إجماع الفرقة على أن الشهادة على الشهادة لا تقبل فی شی‏ء من‏

الخلاف، ج‏5، ص: 47

الحدود. و أما کتاب قاضٍ الى قاضٍ فإنه لا یقبل فی شی‏ء من الأحکام عندنا.

و أیضا فإن الإثبات بهما یحتاج الى شرع، و لا شرع یدل على ذلک.

الخلاف، ج‏6، ص: 266

فإن قیل: یجوز تجدید شهادة على شهادة أبدا.

قلنا: الشهادة على الشهادة لا تجوز عندنا إلا دفعة واحدة، فأما البطن الثالث فلا یجوز على حال، و على هذا یؤدی إلى ما قلناه.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏5، ص: 228

لا یقبل الشهادة على الشهادة عندنا فی شی‏ء من الحدود

، و یقبل فی الأموال أو ما المراد به المال و فی القصاص، و قال بعضهم حقوق الآدمیین کلها یثبت بالشهادة على الشهادة و یقبل فیها کتاب قاض إلى قاض، و عندنا لا یقبل فی شی‏ء من الأحکام، قالوا سواء کان مالا أو حدا مثل حد القذف أو قصاصا.


با


تحقیق در مورد متن عربی شهادت بر شهادت 38 ص


مشاهده متن کامل ...
تحقیق درمورد متن عربی شهادت بر شهادت 38 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از اینو دیدی تحقیق درمورد متن عربی شهادت بر شهادت 38 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 38

 

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 69

بَابُ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَةِ

3351 قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا شَهِدَ رَجُلٌ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَإِنَّ شَهَادَتَهُ تُقْبَلُ وَ هِیَ نِصْفُ شَهَادَةٍ وَ إِنْ شَهِدَ رَجُلَانِ عَدْلَانِ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَقَدْ ثَبَتَ شَهَادَةُ رَجُلٍ وَاحِدٍ

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 70

3352 وَ رَوَى غِیَاثُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ لَا یُجِیزُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَیْنِ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ‏

3353 وَ رُوِیَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ شَهِدَ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَجَاءَ الرَّجُلُ فَقَالَ إِنِّی لَمْ أُشْهِدْهُ قَالَ تَجُوزُ شَهَادَةُ أَعْدَلِهِمَا وَ إِنْ کَانَتْ عَدَالَتُهُمَا وَاحِدَةً لَمْ تَجُزْ شَهَادَتُهُ‏

3354 وَ سَأَلَ صَفْوَانُ بْنُ یَحْیَى أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ أَشْهَدَ أَجِیرَهُ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ فَارَقَهُ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ بَعْدَ أَنْ یُفَارِقَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَیَهُودِیٌّ أُشْهِدَ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ أَسْلَمَ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ قَالَ نَعَمْ‏

3355 وَ رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الذِّمِّیِّ وَ الْعَبْدِ یُشْهَدَانِ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ یُسْلِمُ الذِّمِّیُّ وَ یُعْتَقُ الْعَبْدُ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُمَا عَلَى مَا کَانَا أُشْهِدَا عَلَیْهِ قَالَ نَعَمْ إِذَا عُلِمَ مِنْهُمَا بَعْدَ ذَلِکَ خَیْرٌ جَازَتْ شَهَادَتُهُمَا

3356 وَ رَوَى غِیَاثُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ قَالَ‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 71

عَلِیٌّ ع لَا تَجُوزُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ فِی حَدٍّ وَ لَا کَفَالَةٌ فِی حَدٍّ

3357 وَ رُوِیَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْبَاقِرِ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلَدِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ وَ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ مِنْ أَنْ یَحْضُرَ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَتِهِ‏

3358 وَ رَوَى عَمْرُو بْنُ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ أَشْهِدْ عَلَى شَهَادَتِکَ مَنْ یَنْصَحُکَ قَالُوا أَصْلَحَکَ اللَّهُ کَیْفَ یَزِیدُ وَ یَنْقُصُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ مَنْ یَحْفَظُهَا عَلَیْکَ‏

وَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ عَلَى شَهَادَةٍ

بَابُ الِاحْتِیَاطِ فِی إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ

3359 رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَشْهَدَنَّ عَلَى‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 72

شَهَادَةٍ حَتَّى تَعْرِفَهَا کَمَا تَعْرِفُ کَفَّکَ‏

3360 وَ رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی ع یُشْهِدُنِی هَؤُلَاءِ عَلَى إِخْوَانِی قَالَ نَعَمْ أَقِمِ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِیکَ ضَرَراً

قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَکَذَا وَجَدْتُهُ فِی نُسْخَتِی وَ

وَجَدْتُ فِی غَیْرِ نُسْخَتِی وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِیکَ ضَرَراً فَلَا

وَ مَعْنَاهُمَا قَرِیبٌ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ إِذَا کَانَ لِکَافِرٍ عَلَى مُؤْمِنٍ حَقٌّ وَ هُوَ مُوسِرٌ مَلِیٌّ بِهِ وَجَبَ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَیْهِ بِذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ عَلَیْهِ ضَرَرٌ بِنَقْصٍ مِنْ مَالِهِ وَ مَتَى کَانَ الْمُؤْمِنُ مُعْسِراً وَ عَلِمَ الشَّاهِدُ بِذَلِکَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَیْهِ وَ إِدْخَالُ الضَّرَرِ عَلَیْهِ بِأَنْ یُحْبَسَ أَوْ یُخْرَجَ عَنْ مَسْقَطِ رَأْسِهِ أَوْ یُخْرَجَ خَادِمُهُ عَنْ مِلْکِهِ وَ هَکَذَا لَا یَجُوزُ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُقِیمَ شَهَادَةً یُقْتَلُ بِهَا مُؤْمِنٌ بِکَافِرٍ وَ مَتَى کَانَ غَیْرُ ذَلِکَ فَیَجِبُ إِقَامَتُهَا عَلَیْهِ فَإِنَّ فِی صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَلَّا یُحَدِّثَ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا یَکْتُمَ شَهَادَةَ الْأَعْدَاءِ

3361 وَ رُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ یُشْهِدُنِی عَلَى الشَّهَادَةِ فَأَعْرِفُ خَطِّی وَ خَاتَمِی وَ لَا أَذْکُرُ مِنَ الْبَاقِی قَلِیلًا وَ لَا کَثِیراً فَقَالَ إِذَا کَانَ صَاحِبُکَ ثِقَةً وَ مَعَکَ رَجُلٌ ثِقَةٌ فَاشْهَدْ لَه‏

الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص: 20

یَدْخُلُ فِی الْکَلَامِ وَ یَبْعُدُ مِنْ دُخُولِهِ مَعَ الْبُرُوزِ وَ الْمُشَاهَدَةِ

14 بَابُ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَةِ

1 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ذُبْیَانَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلْدَةِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا هُوَ لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ عَنْ أَنْ یَحْضُرَ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةٍ

2 فَأَمَّا مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى الْخَزَّازِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ لَا أَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ حَیٍّ وَ إِنْ کَانَ بِالْیَمَنِ‏

فَهَذَا الْخَبَرُ یَحْتَمِلُ وُجُوهاً أَحَدُهَا أَنْ یَکُونَ إِرَادَتُهُ لَا یَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ مُدَّعًى عَلَیْهِ غَائِبٍ لِأَنَّهُ رُبَّمَا کَانَ مَعَ الْغَائِبِ بَیِّنَةٌ تُعَارِضُ لِهَذِهِ الْبَیِّنَةِ وَ تُبْطِلُهَا وَ ذَلِکَ لَا یَجُوزُ لِأَنَّا قَدْ بَیَّنَّا فِی کِتَابِنَا الْکَبِیرِ وَ نَذْکُرُهُ فِیمَا بَعْدُ إِنْ عَرَضَ ذَلِکَ لِأَنَّ الْغَائِبَ یُحْکَمُ عَلَیْهِ وَ یُبَاعُ مِلْکُهُ وَ یُقْضَى دَیْنُهُ وَ یَکُونُ هُوَ عَلَى حُجَّتِهِ إِذَا حَضَرَ وَ یُؤْخَذُ مِنْ خَصْمِهِ الْکُفَلَاءِ بِالْمَالِ وَ الثَّانِی أَنَّهُ لَا یَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ حَیٍّ وَ إِنْ قَبِلَهُ عَلَى شَهَادَتِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ ذَلِکَ أَیْضاً لَا یَجُوزُ لِمَا تَقَدَّمَ فِی الْخَبَرِ الْأَوَّلِ مِنْ أَنَّهُ تُقْبَلُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ وَ إِنْ کَانَ حَاضِراً إِذَا مَنَعَهُ مِنَ الْحُضُورِ مَانِعٌ وَ الثَّالِثُ وَ هُوَ الْأَوْلَى أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ بِالْخَبَرِ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ قَبُولُ شَهَادَةِ رَجُلٍ وَاحِدٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ بَلْ یُحْتَاجُ إِلَى شَهَادَةِ رَجُلَیْنِ عَلَى رَجُلٍ لِیَقُومَا مَقَامَ شَهَادَتِهِ وَ الَّذِی یَدُلُّ عَلَى ذَلِکَ‏

الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص: 21

3 مَا رَوَاهُ الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ کَانَ لَا یُجِیزُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَیْنِ عَلَى رَجُل‏

تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 256

77 عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ذُبْیَانَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلَدِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا هُوَ لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ عَنْ أَنْ یُحْضِرَهُ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَة

58 عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ فَقَالَ-

تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 253

إِذَا کَانَ الرَّجُلُ فِی أَرْضِ غُرْبَةٍ وَ لَا یُوجَدُ فِیهَا مُسْلِمٌ جَازَتْ شَهَادَةُ مَنْ لَیْسَ بِمُسْلِمٍ عَلَى الْوَصِیَّةِ

59 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ ضُرَیْسٍ الْکُنَاسِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَهَادَةِ أَهْلِ مِلَّةٍ هَلْ تَجُوزُ عَلَى رَجُلٍ مِنْ غَیْرِ أَهْلِ مِلَّتِهِمْ فَقَالَ لَا إِلَّا أَنْ لَا یُوجَدَ فِی تِلْکَ الْحَالِ غَیْرُهُمْ فَإِنْ لَمْ یُوجَدْ غَیْرُهُمْ جَازَتْ شَهَادَتُهُمْ فِی الْوَصِیَّةِ لِأَنَّهُ لَا یَصْلُحُ ذَهَابُ حَقِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ لَا تَبْطُلُ وَصِیَّتُه‏

الخلاف، ج‏5، ص: 46

مسألة 64: لا یثبت حد القذف بشهادة على شهادة، و لا بکتاب قاضٍ إلى قاضٍ.

و به قال أبو حنیفة «4».

و قال الشافعی: یثبت بهما «5».

دلیلنا: إجماع الفرقة على أن الشهادة على الشهادة لا تقبل فی شی‏ء من‏

الخلاف، ج‏5، ص: 47

الحدود. و أما کتاب قاضٍ الى قاضٍ فإنه لا یقبل فی شی‏ء من الأحکام عندنا.

و أیضا فإن الإثبات بهما یحتاج الى شرع، و لا شرع یدل على ذلک.

الخلاف، ج‏6، ص: 266

فإن قیل: یجوز تجدید شهادة على شهادة أبدا.

قلنا: الشهادة على الشهادة لا تجوز عندنا إلا دفعة واحدة، فأما البطن الثالث فلا یجوز على حال، و على هذا یؤدی إلى ما قلناه.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏5، ص: 228

لا یقبل الشهادة على الشهادة عندنا فی شی‏ء من الحدود

، و یقبل فی الأموال أو ما المراد به المال و فی القصاص، و قال بعضهم حقوق الآدمیین کلها یثبت بالشهادة على الشهادة و یقبل فیها کتاب قاض إلى قاض، و عندنا لا یقبل فی شی‏ء من الأحکام، قالوا سواء کان مالا أو حدا مثل حد القذف أو قصاصا.

أما حقوق الله تعالى فعندنا لا یثبت بشهادة على شهادة، و لا کتاب قاض إلى قاض و قال بعضهم تقبل و یثبت بذلک.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏5، ص: 315

إذا ادعت المرأة أن زوجها أقر بأنه أخوها من رضاع فأنکر

و أقامت المرأة أربع نسوة ع شهدن بذلک، لم یقبل، لا عندنا و لا عندهم، عندنا لما مضى، و عندهم لأن شهادتهن منفردة إنما تقبل فیما لا یطلع علیه الرجال، و هذا إقرار و لیس الإقرار کالمقر به ألا ترى أنه یقبل فی المال شاهد و امرأتان و لا یقبل فی الشهادة على الشهادة بالمال شاهد و امرأتان.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏8، ص: 126

و لا یقبل شهادة النساء فی کتاب قاض إلى قاض‏

لأن شهادة النساء یقبلن فیما کان مالا أو المقصود به المآل، و لا یطلع علیه الرجال کالولادة و الاستهلال و العیوب تحت الثیاب و الرضاع عندهم، و لیس ههنا واحد منها، و لأنها بمنزلة شهادة على شهادة، و لا مدخل لهن فی الشهادة على الشهادة.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 184

باب الشهادة على الشهادة

«قال الصادق علیه السلام: إذا شهد رجل على شهادة رجل»

(3) الظاهر أنه على سبیل المثال و إلا فالمرأة أیضا کذلک‏

«فإن شهادته تقبل و هی نصف شهادة»

(4) لکنه لا یفید و لا یصح انضمام الیمین إلیه أیضا کما فی شاهد الأصل لکنها جزء العلة: فإذا انضم إلیها شهادة رجل آ یصیر بمنزلة شاهد واحد لکنهما إذا على جماعة، یثبت بهما شهادتهم جمیعا.

«و روى غیاث بن إبراهیم»

(5) فی الموثق کالصحیح کالشیخ عن طلحة بن‏

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 185

زید و هو کالسابق.

«و روى عبد الله بن سنان»

(1) فی الصحیح کالکلینی و الشیخ‏

«عن عبد الرحمن»

(2) و الصواب و عبد الرحمن‏

«بن أبی عبد الله»

(3) أیضا فی الصحیح و هما فی القوی کالصحیح عنه‏

«عن أبی عبد الله»

(4) روى الکلینی و الشیخ فی الصحیح عن عبد الله بن سنان کما فی المتن و هما فی القوی کالصحیح عن عبد الرحمن مثله إلى قوله أعدلهما.

و الظاهر أن تبدیل الواو (بعن) من النساخ، و على أی حال فالحدیث صحیح و یدل على أنه لو تعارض الأصل و الفرع یقدم الأعدل، و استشکله بعض الأصحاب بأنه یشترط فی قبول الفرع تعذر الأصل فکیف یجتمع معه، و أجیب بأنه یمکن تعذر الوصول حین الشهادة، فلما شهد حضر الأصل و أنکر و ینبغی أن یقرأ (لم أشهده) بالأفعال لیتحقق عارض بأن یقول الأصل جزما على سبیل شهادة النفی أو من باب علم یعلم و ی المراد الجزم أیضا لا أنه لیس فی بالی فإنه حینئذ یقدم الفرع‏

«لم تجز شهادته»

(5) أی الفرع و تسقط للتعارض، و یمکن القول بالقرعة لکنه لم یقل به على الظاهر أحد ل ها على خلاف الأصل فیعمل بالمتیقن.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 186

«و سأل صفوان بن یحیى»

(1) فی الحسن کالصحیح و الشیخ فی الصحیح و یدل على عدم قبول شهادة الأجیر حال ه أجیرا و قبوله بعد المفارقة ظاهرا للتقریر. و یمکن أن یقال إنه سأل عن حاله بعد المفارقة فقال یجوز بلا کراهیة، و یکفی فی المفهوم هذا القدر مع ضعف دلالة المفهوم. لکن فی الیهودی یصح مفهومه لا من حیث المفهوم بل من الآیة و الأخبار کما تقدم، و لا مناسبة لهذا الخبر مع تالیه بهذا الباب و کان ینبغی ذکرهما سابقا، و الظاهر أن المصنف فهم من قوله (أشهد أجیره) على شهادة ذلک و هو أفصح.

«و روى العلاء»

(2) فی الصحیح‏

«عن محمد بن مسلم (إلى قوله) خیر»

(3) أی عدالة

«جازت شهادتهما»

(4) و هو کالسابق، لکن المفهوم هنا أقوى و یحمل فی العبد على قیة مع معارضته للمنطوق‏

«و روى غیاث بن إبراهیم»

(5) فی الموثق کالصحیح کالشیخ لأن مبنى الحدود على خفیف و یؤیده ما رواه الشیخ فی الموثق عن طلحة بن زید عن أبی عبد الله عن أبیه عن علی علیه السلام أنه کان لا یجیز شهادة على شهادة فی حد.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 187

«و روی عن محمد بن مسلم»

(1) فی القوی کالصحیح، کالشیخ، و یدل على جواز الشهادة على الشهادة و إن کان حاضرا إذا لم یمکنه الإقامة- (فأما) ما رواه الشیخ فی الموثق کالصحیح عن غیاث بن إبراهیم، عن جعفر عن أبیه أن علیا علیهم السلام قال: لا أقبل شهادة رجل على رجل حی و إن کان بالیمن (فمحمول) على قیة، و یمکن حمله على أنه لا یقبل شهادة رجل واحد، بل یحتاج إلى عدلین على عدل.

«و روى عمرو بن جمیع»

(2) فی الضعیف‏

«اشهد على شهادتک من ینصحک»

(3) أی من یرید الخیر لک‏

«قالوا»

(4) جماعة من الحاضرین‏

«کیف»

(5) أی کیف ینصح‏

«یزید و ینقص»

(6) حتى ی نافعا عند الأداء کما فی الشهادة على أجر المتعة عندهم و کیف یزید و ینقص مع عدم جوازهما و النصح لا ی إلا ذا

«قال لا»

(7) یزید و لا ینقص أو ما أردت ما فهمت‏

«و لکن من یحفظها»

(8) أی الشهادة علیک لیذکرک و لا تنسى‏

«و لا تجوز شهادة»

(9) بمرتبتین یمکن أن ی من کلام المصنف و هو الأظهر

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 188

و أن ی من تتمة الخبر، و على أی حال عمل به الأصحاب و إن ضعف الخبر أو کان مرسلا لأنها على خلاف الأصل عمل علیه فی المتیقن و هو ما کان بمرتبة واحدة و إن احتمل ه فی العموم فإنها أیضا شهادة على شهادة أو انجبر ضعفه بعمل الأصحاب.


با


تحقیق درمورد متن عربی شهادت بر شهادت 38 ص


مشاهده متن کامل ...
متن عربی شهادت بر شهادت
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از حامی فایل متن عربی شهادت بر شهادت با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 38

 

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 69

بَابُ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَةِ

3351 قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا شَهِدَ رَجُلٌ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَإِنَّ شَهَادَتَهُ تُقْبَلُ وَ هِیَ نِصْفُ شَهَادَةٍ وَ إِنْ شَهِدَ رَجُلَانِ عَدْلَانِ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَقَدْ ثَبَتَ شَهَادَةُ رَجُلٍ وَاحِدٍ

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 70

3352 وَ رَوَى غِیَاثُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ لَا یُجِیزُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَیْنِ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ‏

3353 وَ رُوِیَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ شَهِدَ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ فَجَاءَ الرَّجُلُ فَقَالَ إِنِّی لَمْ أُشْهِدْهُ قَالَ تَجُوزُ شَهَادَةُ أَعْدَلِهِمَا وَ إِنْ کَانَتْ عَدَالَتُهُمَا وَاحِدَةً لَمْ تَجُزْ شَهَادَتُهُ‏

3354 وَ سَأَلَ صَفْوَانُ بْنُ یَحْیَى أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ أَشْهَدَ أَجِیرَهُ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ فَارَقَهُ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ بَعْدَ أَنْ یُفَارِقَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَیَهُودِیٌّ أُشْهِدَ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ أَسْلَمَ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ قَالَ نَعَمْ‏

3355 وَ رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الذِّمِّیِّ وَ الْعَبْدِ یُشْهَدَانِ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ یُسْلِمُ الذِّمِّیُّ وَ یُعْتَقُ الْعَبْدُ أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُمَا عَلَى مَا کَانَا أُشْهِدَا عَلَیْهِ قَالَ نَعَمْ إِذَا عُلِمَ مِنْهُمَا بَعْدَ ذَلِکَ خَیْرٌ جَازَتْ شَهَادَتُهُمَا

3356 وَ رَوَى غِیَاثُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ قَالَ‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 71

عَلِیٌّ ع لَا تَجُوزُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ فِی حَدٍّ وَ لَا کَفَالَةٌ فِی حَدٍّ

3357 وَ رُوِیَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْبَاقِرِ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلَدِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ وَ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ مِنْ أَنْ یَحْضُرَ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَتِهِ‏

3358 وَ رَوَى عَمْرُو بْنُ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ أَشْهِدْ عَلَى شَهَادَتِکَ مَنْ یَنْصَحُکَ قَالُوا أَصْلَحَکَ اللَّهُ کَیْفَ یَزِیدُ وَ یَنْقُصُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ مَنْ یَحْفَظُهَا عَلَیْکَ‏

وَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ عَلَى شَهَادَةٍ

بَابُ الِاحْتِیَاطِ فِی إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ

3359 رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَشْهَدَنَّ عَلَى‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 72

شَهَادَةٍ حَتَّى تَعْرِفَهَا کَمَا تَعْرِفُ کَفَّکَ‏

3360 وَ رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی ع یُشْهِدُنِی هَؤُلَاءِ عَلَى إِخْوَانِی قَالَ نَعَمْ أَقِمِ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِیکَ ضَرَراً

قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَکَذَا وَجَدْتُهُ فِی نُسْخَتِی وَ

وَجَدْتُ فِی غَیْرِ نُسْخَتِی وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِیکَ ضَرَراً فَلَا

وَ مَعْنَاهُمَا قَرِیبٌ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ إِذَا کَانَ لِکَافِرٍ عَلَى مُؤْمِنٍ حَقٌّ وَ هُوَ مُوسِرٌ مَلِیٌّ بِهِ وَجَبَ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَیْهِ بِذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ عَلَیْهِ ضَرَرٌ بِنَقْصٍ مِنْ مَالِهِ وَ مَتَى کَانَ الْمُؤْمِنُ مُعْسِراً وَ عَلِمَ الشَّاهِدُ بِذَلِکَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَیْهِ وَ إِدْخَالُ الضَّرَرِ عَلَیْهِ بِأَنْ یُحْبَسَ أَوْ یُخْرَجَ عَنْ مَسْقَطِ رَأْسِهِ أَوْ یُخْرَجَ خَادِمُهُ عَنْ مِلْکِهِ وَ هَکَذَا لَا یَجُوزُ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُقِیمَ شَهَادَةً یُقْتَلُ بِهَا مُؤْمِنٌ بِکَافِرٍ وَ مَتَى کَانَ غَیْرُ ذَلِکَ فَیَجِبُ إِقَامَتُهَا عَلَیْهِ فَإِنَّ فِی صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَلَّا یُحَدِّثَ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا یَکْتُمَ شَهَادَةَ الْأَعْدَاءِ

3361 وَ رُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ یُشْهِدُنِی عَلَى الشَّهَادَةِ فَأَعْرِفُ خَطِّی وَ خَاتَمِی وَ لَا أَذْکُرُ مِنَ الْبَاقِی قَلِیلًا وَ لَا کَثِیراً فَقَالَ إِذَا کَانَ صَاحِبُکَ ثِقَةً وَ مَعَکَ رَجُلٌ ثِقَةٌ فَاشْهَدْ لَه‏

الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص: 20

یَدْخُلُ فِی الْکَلَامِ وَ یَبْعُدُ مِنْ دُخُولِهِ مَعَ الْبُرُوزِ وَ الْمُشَاهَدَةِ

14 بَابُ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَةِ

1 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ذُبْیَانَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلْدَةِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا هُوَ لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ عَنْ أَنْ یَحْضُرَ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةٍ

2 فَأَمَّا مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى الْخَزَّازِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ لَا أَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ حَیٍّ وَ إِنْ کَانَ بِالْیَمَنِ‏

فَهَذَا الْخَبَرُ یَحْتَمِلُ وُجُوهاً أَحَدُهَا أَنْ یَکُونَ إِرَادَتُهُ لَا یَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ مُدَّعًى عَلَیْهِ غَائِبٍ لِأَنَّهُ رُبَّمَا کَانَ مَعَ الْغَائِبِ بَیِّنَةٌ تُعَارِضُ لِهَذِهِ الْبَیِّنَةِ وَ تُبْطِلُهَا وَ ذَلِکَ لَا یَجُوزُ لِأَنَّا قَدْ بَیَّنَّا فِی کِتَابِنَا الْکَبِیرِ وَ نَذْکُرُهُ فِیمَا بَعْدُ إِنْ عَرَضَ ذَلِکَ لِأَنَّ الْغَائِبَ یُحْکَمُ عَلَیْهِ وَ یُبَاعُ مِلْکُهُ وَ یُقْضَى دَیْنُهُ وَ یَکُونُ هُوَ عَلَى حُجَّتِهِ إِذَا حَضَرَ وَ یُؤْخَذُ مِنْ خَصْمِهِ الْکُفَلَاءِ بِالْمَالِ وَ الثَّانِی أَنَّهُ لَا یَقْبَلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ حَیٍّ وَ إِنْ قَبِلَهُ عَلَى شَهَادَتِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ ذَلِکَ أَیْضاً لَا یَجُوزُ لِمَا تَقَدَّمَ فِی الْخَبَرِ الْأَوَّلِ مِنْ أَنَّهُ تُقْبَلُ شَهَادَةٌ عَلَى شَهَادَةٍ وَ إِنْ کَانَ حَاضِراً إِذَا مَنَعَهُ مِنَ الْحُضُورِ مَانِعٌ وَ الثَّالِثُ وَ هُوَ الْأَوْلَى أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ بِالْخَبَرِ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ قَبُولُ شَهَادَةِ رَجُلٍ وَاحِدٍ عَلَى شَهَادَةِ رَجُلٍ بَلْ یُحْتَاجُ إِلَى شَهَادَةِ رَجُلَیْنِ عَلَى رَجُلٍ لِیَقُومَا مَقَامَ شَهَادَتِهِ وَ الَّذِی یَدُلُّ عَلَى ذَلِکَ‏

الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص: 21

3 مَا رَوَاهُ الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ کَانَ لَا یُجِیزُ شَهَادَةَ رَجُلٍ عَلَى رَجُلٍ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَیْنِ عَلَى رَجُل‏

تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 256

77 عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ذُبْیَانَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الشَّهَادَةِ عَلَى شَهَادَةِ الرَّجُلِ وَ هُوَ بِالْحَضْرَةِ فِی الْبَلَدِ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ کَانَ خَلْفَ سَارِیَةٍ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا کَانَ لَا یُمْکِنُهُ أَنْ یُقِیمَهَا هُوَ لِعِلَّةٍ تَمْنَعُهُ عَنْ أَنْ یُحْضِرَهُ وَ یُقِیمَهَا فَلَا بَأْسَ بِإِقَامَةِ الشَّهَادَةِ عَلَى الشَّهَادَة

58 عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ فَقَالَ-

تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 253

إِذَا کَانَ الرَّجُلُ فِی أَرْضِ غُرْبَةٍ وَ لَا یُوجَدُ فِیهَا مُسْلِمٌ جَازَتْ شَهَادَةُ مَنْ لَیْسَ بِمُسْلِمٍ عَلَى الْوَصِیَّةِ

59 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ ضُرَیْسٍ الْکُنَاسِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَهَادَةِ أَهْلِ مِلَّةٍ هَلْ تَجُوزُ عَلَى رَجُلٍ مِنْ غَیْرِ أَهْلِ مِلَّتِهِمْ فَقَالَ لَا إِلَّا أَنْ لَا یُوجَدَ فِی تِلْکَ الْحَالِ غَیْرُهُمْ فَإِنْ لَمْ یُوجَدْ غَیْرُهُمْ جَازَتْ شَهَادَتُهُمْ فِی الْوَصِیَّةِ لِأَنَّهُ لَا یَصْلُحُ ذَهَابُ حَقِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ لَا تَبْطُلُ وَصِیَّتُه‏

الخلاف، ج‏5، ص: 46

مسألة 64: لا یثبت حد القذف بشهادة على شهادة، و لا بکتاب قاضٍ إلى قاضٍ.

و به قال أبو حنیفة «4».

و قال الشافعی: یثبت بهما «5».

دلیلنا: إجماع الفرقة على أن الشهادة على الشهادة لا تقبل فی شی‏ء من‏

الخلاف، ج‏5، ص: 47

الحدود. و أما کتاب قاضٍ الى قاضٍ فإنه لا یقبل فی شی‏ء من الأحکام عندنا.

و أیضا فإن الإثبات بهما یحتاج الى شرع، و لا شرع یدل على ذلک.

الخلاف، ج‏6، ص: 266

فإن قیل: یجوز تجدید شهادة على شهادة أبدا.

قلنا: الشهادة على الشهادة لا تجوز عندنا إلا دفعة واحدة، فأما البطن الثالث فلا یجوز على حال، و على هذا یؤدی إلى ما قلناه.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏5، ص: 228

لا یقبل الشهادة على الشهادة عندنا فی شی‏ء من الحدود

، و یقبل فی الأموال أو ما المراد به المال و فی القصاص، و قال بعضهم حقوق الآدمیین کلها یثبت بالشهادة على الشهادة و یقبل فیها کتاب قاض إلى قاض، و عندنا لا یقبل فی شی‏ء من الأحکام، قالوا سواء کان مالا أو حدا مثل حد القذف أو قصاصا.

أما حقوق الله تعالى فعندنا لا یثبت بشهادة على شهادة، و لا کتاب قاض إلى قاض و قال بعضهم تقبل و یثبت بذلک.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏5، ص: 315

إذا ادعت المرأة أن زوجها أقر بأنه أخوها من رضاع فأنکر

و أقامت المرأة أربع نسوة ع شهدن بذلک، لم یقبل، لا عندنا و لا عندهم، عندنا لما مضى، و عندهم لأن شهادتهن منفردة إنما تقبل فیما لا یطلع علیه الرجال، و هذا إقرار و لیس الإقرار کالمقر به ألا ترى أنه یقبل فی المال شاهد و امرأتان و لا یقبل فی الشهادة على الشهادة بالمال شاهد و امرأتان.

المبسوط فی فقه الإمامیة، ج‏8، ص: 126

و لا یقبل شهادة النساء فی کتاب قاض إلى قاض‏

لأن شهادة النساء یقبلن فیما کان مالا أو المقصود به المآل، و لا یطلع علیه الرجال کالولادة و الاستهلال و العیوب تحت الثیاب و الرضاع عندهم، و لیس ههنا واحد منها، و لأنها بمنزلة شهادة على شهادة، و لا مدخل لهن فی الشهادة على الشهادة.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 184

باب الشهادة على الشهادة

«قال الصادق علیه السلام: إذا شهد رجل على شهادة رجل»

(3) الظاهر أنه على سبیل المثال و إلا فالمرأة أیضا کذلک‏

«فإن شهادته تقبل و هی نصف شهادة»

(4) لکنه لا یفید و لا یصح انضمام الیمین إلیه أیضا کما فی شاهد الأصل لکنها جزء العلة: فإذا انضم إلیها شهادة رجل آ یصیر بمنزلة شاهد واحد لکنهما إذا على جماعة، یثبت بهما شهادتهم جمیعا.

«و روى غیاث بن إبراهیم»

(5) فی الموثق کالصحیح کالشیخ عن طلحة بن‏

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 185

زید و هو کالسابق.

«و روى عبد الله بن سنان»

(1) فی الصحیح کالکلینی و الشیخ‏

«عن عبد الرحمن»

(2) و الصواب و عبد الرحمن‏

«بن أبی عبد الله»

(3) أیضا فی الصحیح و هما فی القوی کالصحیح عنه‏

«عن أبی عبد الله»

(4) روى الکلینی و الشیخ فی الصحیح عن عبد الله بن سنان کما فی المتن و هما فی القوی کالصحیح عن عبد الرحمن مثله إلى قوله أعدلهما.

و الظاهر أن تبدیل الواو (بعن) من النساخ، و على أی حال فالحدیث صحیح و یدل على أنه لو تعارض الأصل و الفرع یقدم الأعدل، و استشکله بعض الأصحاب بأنه یشترط فی قبول الفرع تعذر الأصل فکیف یجتمع معه، و أجیب بأنه یمکن تعذر الوصول حین الشهادة، فلما شهد حضر الأصل و أنکر و ینبغی أن یقرأ (لم أشهده) بالأفعال لیتحقق عارض بأن یقول الأصل جزما على سبیل شهادة النفی أو من باب علم یعلم و ی المراد الجزم أیضا لا أنه لیس فی بالی فإنه حینئذ یقدم الفرع‏

«لم تجز شهادته»

(5) أی الفرع و تسقط للتعارض، و یمکن القول بالقرعة لکنه لم یقل به على الظاهر أحد ل ها على خلاف الأصل فیعمل بالمتیقن.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 186

«و سأل صفوان بن یحیى»

(1) فی الحسن کالصحیح و الشیخ فی الصحیح و یدل على عدم قبول شهادة الأجیر حال ه أجیرا و قبوله بعد المفارقة ظاهرا للتقریر. و یمکن أن یقال إنه سأل عن حاله بعد المفارقة فقال یجوز بلا کراهیة، و یکفی فی المفهوم هذا القدر مع ضعف دلالة المفهوم. لکن فی الیهودی یصح مفهومه لا من حیث المفهوم بل من الآیة و الأخبار کما تقدم، و لا مناسبة لهذا الخبر مع تالیه بهذا الباب و کان ینبغی ذکرهما سابقا، و الظاهر أن المصنف فهم من قوله (أشهد أجیره) على شهادة ذلک و هو أفصح.

«و روى العلاء»

(2) فی الصحیح‏

«عن محمد بن مسلم (إلى قوله) خیر»

(3) أی عدالة

«جازت شهادتهما»

(4) و هو کالسابق، لکن المفهوم هنا أقوى و یحمل فی العبد على قیة مع معارضته للمنطوق‏

«و روى غیاث بن إبراهیم»

(5) فی الموثق کالصحیح کالشیخ لأن مبنى الحدود على خفیف و یؤیده ما رواه الشیخ فی الموثق عن طلحة بن زید عن أبی عبد الله عن أبیه عن علی علیه السلام أنه کان لا یجیز شهادة على شهادة فی حد.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 187

«و روی عن محمد بن مسلم»

(1) فی القوی کالصحیح، کالشیخ، و یدل على جواز الشهادة على الشهادة و إن کان حاضرا إذا لم یمکنه الإقامة- (فأما) ما رواه الشیخ فی الموثق کالصحیح عن غیاث بن إبراهیم، عن جعفر عن أبیه أن علیا علیهم السلام قال: لا أقبل شهادة رجل على رجل حی و إن کان بالیمن (فمحمول) على قیة، و یمکن حمله على أنه لا یقبل شهادة رجل واحد، بل یحتاج إلى عدلین على عدل.

«و روى عمرو بن جمیع»

(2) فی الضعیف‏

«اشهد على شهادتک من ینصحک»

(3) أی من یرید الخیر لک‏

«قالوا»

(4) جماعة من الحاضرین‏

«کیف»

(5) أی کیف ینصح‏

«یزید و ینقص»

(6) حتى ی نافعا عند الأداء کما فی الشهادة على أجر المتعة عندهم و کیف یزید و ینقص مع عدم جوازهما و النصح لا ی إلا ذا

«قال لا»

(7) یزید و لا ینقص أو ما أردت ما فهمت‏

«و لکن من یحفظها»

(8) أی الشهادة علیک لیذکرک و لا تنسى‏

«و لا تجوز شهادة»

(9) بمرتبتین یمکن أن ی من کلام المصنف و هو الأظهر

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏6، ص: 188

و أن ی من تتمة الخبر، و على أی حال عمل به الأصحاب و إن ضعف الخبر أو کان مرسلا لأنها على خلاف الأصل عمل علیه فی المتیقن و هو ما کان بمرتبة واحدة و إن احتمل ه فی العموم فإنها أیضا شهادة على شهادة أو انجبر ضعفه بعمل الأصحاب.


با


متن عربی شهادت بر شهادت


مشاهده متن کامل ...
حیات طیبه با انتظار دائم فرج.
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا مولای یا صاحب ا مان؛ ادرکنا ارشدنا.

عجل الله تعالی لک الفرج و رحمة الله و برکاته

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعین

ب انت و امی و نفسی لک الوقاء و الحمی.

آجرک الله یا بقیة الله

سلام علیکم و رحمة الله

حال حیات طیبه را شاید حداقل به اندازه جرعه ای به ما چشانده باشند (گرچه شکر و ادب آن را به جا نیاورده باشم مثل همه نعمت های دیگر)؛ مثال روشن آن احوال بعد از اشک بر حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه است که گریه کن تا ساعاتی و آناتی شاید در زمین نباشد و دنیا و ما فیها برای او کوچک و حقیر و خوار شده است؛ و هر چه آن مصیبت زد قلب بیشتر، این حال نیز شدیدتر.

الغرض؛ حیات قلب را می فهمیم؛ یعنی الآن می فهمم که قلبم دچار "عمی" و کوری است یا نه؛ اگر نیست که خداوند متعال را بر این نعمت عظیم "جان" و "حیات" سپاسگزار و شاکر باشم و بخواهم که ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا (خدایا مانع شو از اینکه قلوب ما پس از هدایتی که فرمودی، دچار زنگار شود) و اینکه الهی لاتسلبنی صالح ما انعمت به علی ابداً (خدایا آن نعمتهای صالحی که مرا بدان متنعم فرمودی تا ابد سلب مفرما) و اگر زنده نیستم و قلبم "جان" ندارد، نباید به بیراهه رفت؛ صراط، صراط مستقیم است و کار، اجابت خداوند متعال و رسولش هنگامی که ما را می خوانند به سوی آنچه ما را زنده نماید (یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) و صاحب جان و سرچشمه جان، اوست که سلام ما و عرض ادب ما به ایشان چنین است:

السلام علیک یا عین الحیوة

اوست که مجلی العمی است؛ و فعل کریمانه مولای ما جان دادن مردگان است.

و از نشانه ها و از عوامل حیات قلب، رجاء است و امید؛ حال امید را نیز احتمالاً به ما چشانده اند؛ یعنی زمانی که به فضل خداوند متعال امیدوارم، این قلب چنان زنده است که باز هم همه و همه در نظر ما کوچک اند و هیچ چیز نشد ندارد و خداوند متعال است که او را صاحب و همه کاره عالم می دانیم؛ او که دنیا مال اوست و سربازان زمین و آسمان ملک او و برای او هستند؛ او که کل یوم هو فی شان؛ یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب و چه خوش احوالی است که رزقنا الله.

حالا اگر قلب ی مودب باشد به ادب "توقعوا هذا الامر صباحاً و مساء"، قلب او جان دارد و می بیند و دیگر، "عمی" نیست؛ اطرافش را و خودش را خوب خوب می بیند و نظر می کند؛ و باز هم دنیا برای او ...و شاید این حال را هم ذره ای به ما چشانده باشند؛ گرچه مودب نبوده باشم در مواجهه با چنان نعمت عظیمی.

این حال، حال ی است که ذکر و انتظار و ایمان به عصر سلام الله علیه قلبش را پر کرده است و دعاگو است؛ اگر هستی چنین که باید شاکر خداوند متعال باشی و ورد زبانت همین باشد که ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و اینکه الهی لاتسلبنی صالح ما انعمت به علی ابداً و اگر نیستم که نیستم باید از خداوند متعال بخواهم که:

اللهم و لاتنسنا ذکره و انتظاره و الایمان به و قوة الیقین فی ظهوره و الدعاء له و الصلوة علیه حتی لایقنطنا طول غیبته من قیامه

و کاش که قلب من هم لبریز شود از ایمان و یقین که چاره به دست اوست که هر خیری به دست اوست:

اللهم انی اسئلک ان تصلی علی محمد عبدک و رسولک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان

قلب منتظر دائم فرج، زند ش حیات طیبه است و هر چه دور شوم، به ظلمت نزدیک می شوم؛ و شاید این را نیز چشیده باشم...

و اسئلک اللهم یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة.



منبع: http://hakaza. /


مشاهده متن کامل ...
حیات طیبه با انتظار دائم فرج.
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا مولای یا صاحب ا مان؛ ادرکنا ارشدنا.

عجل الله تعالی لک الفرج و رحمة الله و برکاته

لعن الله اعدائکم من الجن و الانس اجمعین

ب انت و امی و نفسی لک الوقاء و الحمی.

آجرک الله یا بقیة الله

سلام علیکم و رحمة الله

حال حیات طیبه را شاید حداقل به اندازه جرعه ای به ما چشانده باشند (گرچه شکر و ادب آن را به جا نیاورده باشم مثل همه نعمت های دیگر)؛ مثال روشن آن احوال بعد از اشک بر حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه است که گریه کن تا ساعاتی و آناتی شاید در زمین نباشد و دنیا و ما فیها برای او کوچک و حقیر و خوار شده است؛ و هر چه آن مصیبت زدگی قلب بیشتر، این حال نیز شدیدتر.

الغرض؛ حیات قلب را می فهمیم؛ یعنی الآن می فهمم که قلبم دچار "عمی" و کوری است یا نه؛ اگر نیست که خداوند متعال را بر این نعمت عظیم "جان" و "حیات" سپاسگزار و شاکر باشم و بخواهم که ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا (خدایا مانع شو از اینکه قلوب ما پس از هدایتی که فرمودی، دچار زنگار شود) و اینکه الهی لاتسلبنی صالح ما انعمت به علی ابداً (خدایا آن نعمتهای صالحی که مرا بدان متنعم فرمودی تا ابد سلب مفرما) و اگر زنده نیستم و قلبم "جان" ندارد، نباید به بیراهه رفت؛ صراط، صراط مستقیم است و کار، اجابت خداوند متعال و رسولش هنگامی که ما را می خوانند به سوی آنچه ما را زنده نماید (یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) و صاحب جان و سرچشمه جان، اوست که سلام ما و عرض ادب ما به ایشان چنین است:

السلام علیک یا عین الحیوة

اوست که مجلی العمی است؛ و فعل کریمانه مولای ما جان دادن مردگان است.

و از نشانه ها و از عوامل حیات قلب، رجاء است و امید؛ حال امید را نیز احتمالاً به ما چشانده اند؛ یعنی زمانی که به فضل خداوند متعال امیدوارم، این قلب چنان زنده است که باز هم همه و همه در نظر ما کوچک اند و هیچ چیز نشد ندارد و خداوند متعال است که او را صاحب و همه کاره عالم می دانیم؛ او که دنیا مال اوست و سربازان زمین و آسمان ملک او و برای او هستند؛ او که کل یوم هو فی شان؛ یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب و چه خوش احوالی است که رزقنا الله.

حالا اگر قلب ی مودب باشد به ادب "توقعوا هذا الامر صباحاً و مساء"، قلب او جان دارد و می بیند و دیگر، "عمی" نیست؛ اطرافش را و خودش را خوب خوب می بیند و نظر می کند؛ و باز هم دنیا برای او ...و شاید این حال را هم ذره ای به ما چشانده باشند؛ گرچه مودب نبوده باشم در مواجهه با چنان نعمت عظیمی.

این حال، حال ی است که ذکر و انتظار و ایمان به عصر سلام الله علیه قلبش را پر کرده است و دعاگو است؛ اگر هستی چنین که باید شاکر خداوند متعال باشی و ورد زبانت همین باشد که ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و اینکه الهی لاتسلبنی صالح ما انعمت به علی ابداً و اگر نیستم که نیستم باید از خداوند متعال بخواهم که:

اللهم و لاتنسنا ذکره و انتظاره و الایمان به و قوة الیقین فی ظهوره و الدعاء له و الصلوة علیه حتی لایقنطنا طول غیبته من قیامه

و کاش که قلب من هم لبریز شود از ایمان و یقین که چاره به دست اوست که هر خیری به دست اوست:

اللهم انی اسئلک ان تصلی علی محمد عبدک و رسولک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان

قلب منتظر دائم فرج، زندگیش حیات طیبه است و هر چه دور شوم، به ظلمت نزدیک می شوم؛ و شاید این را نیز چشیده باشم...

و اسئلک اللهم یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة.



منبع: http://hakaza. /

مشاهده متن کامل ...
علت اهمیت زیارت عاشورا
درخواست حذف اطلاعات
علت اهمیت زیارت عاشورا چیست؟

پاسخ:

پاسخ :
درباره زیارت حضرت سیدال روایات فراوانى وجود دارد(1) و در خصوص زیارت عاشوراى معروف، احادیث متعددى از باقر (علیه السلام) و صادق (علیه السلام) نقل شده است.(2) باقر (علیه السلام) این زیارت را به یکى از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضرى» آموزش داده است.

از آن جا که زیارت نوعى اعلام موضع و مشخص خط فکرى است و آثار سازنده عجیبى دارد، آنچه به عنوان متن زیارتى خوانده مى شود، از نظر محتوا و جهت دهى، از حساسیتى ویژه برخوردار است. به همین جهت ائمه (علیهم السلام) با آموختن نحوه زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غناى بیشترى بخشیده اند به گونه اى که زیارتنامه هاى رسیده از معصومان (علیهم السلام) - مانند زیارت جامعه کبیره، عاشورا، آل یاسین و ناحیه مقدسه - گنجینه اى از تعالیم و آموزش هاى عالى آنان است.
زیارت عاشورا - که از تعالیم باقر (علیه السلام) است - به سبب آثار سازنده فردى و اجتماعى و بیان مواضع فکرى و عقیدتى شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهمیت ویژه دارد. شمارى از دستاوردهاى این زیارت عبارت است از:

1. ایجاد پیوند معنوى با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان
این محبت موجب مى شود، زائر آن بزرگان را الگوى خویش سازد و در جهت همسویى فکرى و عملى با آنان بکوشد همچنان که در قسمتى از زیارت، از خدا مى خواهد زندگى و مرگش را ی ره همانند آنان قرار دهد: «اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد».
از آنجا که این محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت که الهى و منسوب به اویند، محبوب واقع شده اند- مایه تقّرب به خداوند است. در قسمتى از زیارت چنین مى خوانیم: «اللهم انى اتقرب الیک بالموالاة لنبیک و ال نبیک».

2. پیدایش روحیه ظلم ستیزى در زائر
تکرار لعن و نفرین بر ستمگران در این زیارت، موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزى در زائر مى شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت، پایه هاى ایمان دینى خود را مستحکم مى کند. مگر ایمان چیزى جز حب و بغض در راه خدا است: «هل الایمان الا الحب و البغض»؟ مؤمن واقعى در برابر ستم بى موضع نیست. از ستمگر نفرت و انزجار آشکارى دارد و با مظلوم و جبهه حق اعلام همراهى مى کند: «یا اباعبدالله انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم».

3. دورى جستن از خط انحراف
در این زیارت، ریشه هاى ظلم هدف قرار مى گیرد: «فلعن الله امةً اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و از کم عن مراتبکم ى رتبکم الله فیها». ستمى که در عاشورا تحقق یافت، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد. این ظلم یک حلقه از حلقه هاى ستمى است که با انحراف مسیر اصیل خلافت آغاز شد.

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه هاى هدایت
در این زیارت آمده است: «فاسئل الله الذى اکرمنى بمعرفتکم و معرفة اولیائکم ورزقنى البرائة من اعدائکم، ان یجعلنى معکم فى الدنیا و الآ ة و ان یثبت لى عندکم قدم صدق فى الدنیا و الا ة». زائر پس از آن که به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستمگر را شناخت و از آنان دورى جست، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروى عملى از آنان، خود را در مسیر سعادت دنیا و آ ت قرار مى دهد یعنى، اسوه ها و الگوهاى هدایت را - که از سوى خداوند منصوب شده اند- سرمشق خود قرار مى دهد و همگامى با آنان را مى طلبد.

5. ترویج روحیه شهادت طلبى و ایثار و فداکارى در راه خدا

6. احیاى مکتب و راه و هدف خاندان عصمت

پی نوشت ها:

(1) کامل ا یارات، ص 081.
(2) بحارالانوار، ج 101، ص 290 ؛ اقبال الاعمال، ص 38 ؛ شیخ طوسى، مصباح المتهجد، صص 538 و 542 و 547.


منبع: http://tarvatazeh. /

مشاهده متن کامل ...
*بزرگترین عیدی خداوند به مسلمانان در میلاد رسول الله و هفته وحدت، .. شهر حلب و ش
درخواست حذف اطلاعات

خطبه های .. .. فراهان در 27 آذر ماه به .. ت حجت ال .. فیض .. .. فراهان در جمع .. گزاران مشتاق و استکبار ستیز، اقامه گردید. ایشان در خطبه اول خود و همه .. گزاران را به رعایت تقوای الهی توصیه و سفارش نمودند.ایشان انسان متقی را دارای اوصاف و علاماتی دانستند و فرمودند؛متقی شدن نیاز به تلاش،جهاد،تهذیب نفس و قلبی پاک و توفیق الهی دارد،ایشان متقی بودن را به استناد از خطبه ای از حضرت .. المومنین(ع) از نهج البلاغه اینگونه برشمردند؛از خدا ترسیدن و عمل شایسته انجام دادن از نشانه های متقی بودن است و فرد متقی برای برآورده شدن حاجات و نیازهای خود اسرار زیاد نمیکند و انسان متقی باید مصلحت دین و دنیا را درخواست حوائج خود از درگاه خداوند در نظر بگیرد،ایشان در ادامه بیان داشتند؛خداوند احتیاجی به عبادت و .. و روزه ماندارد و بی نیاز از طاعت مخلوق است،عبادت و .. و روزه وسیله ای برای کمال خود مخلوق است،تنها ضرر و فایده عبادت یا نافرمانی از خداوند متوجه خود انسان میشود.ایشان در ادامه کلام معصوم را دارای فرق با کلام غیر معصوم دانستند،ایشان فرمودند،کلام معصوم عصمت دارد و منزه است،حجت دارد و صادق است و تاریخ انقضا ندارد و تا قیامت پاینده و باقی است،عاری از .. است و ا .. ام آور است و باید تصدیق شود ودر زندگی به آن عمل شود،کلام معصوم قلب را زنده میکند،نشاط آور است و کلام غیر معصوم هیچ یک از این ویژگی ها را ندارد،علم غیب و پاکی .. و عصمت است که با پاکی فطرت ما عجین میشود و قلبها را آرام میکند،قرآن و کلام معصومین در کنار هم است و باید به هر دو عمل کنیم و نام ائمه بزرگوار و .. ان را با احترام یاد کنیم.

ایشان در ابتدای خطبه دوم خود و همه برادران و خواهران .. گزار را به رعایت تقوای الهی توصیه و سفارش نمودند.ایشان میلاد با سعادت نبی مکرم .. وصادق آل محمد(ص) را به پیشگاه .. ا .. مان و .. معظم انقلاب و همه .. گزاران و شیعیان تبریک و تهنیت عرض نمودند وهفته وحدت را فرصتی مهم برای .. بیشتر مسلمانان برشمردندو بیست و سوم آذر ماه سالروز جهانی،جهان عاری از خشونت و افراطی گری را گرامی داشتند و بیان داشتند؛اگر مسلمانان به وظایف و مسائلی که برای دین .. تعریف شده عمل کنند،یقینا جهانی با صلح و آرامش خواهیم داشت.ایشان شهادت آیت الله .. مفتح و سالروز وحدت حوزه و .. را گرامی داشتند،ایشان هفته وحدت را فرصتی خوب برای .. بیشتر مسلمانان برشمردند،ایشان .. شهر حلب را تحقق وعده الهی در هفته وحدت دانستند و بیان داشتند؛بزرگترین عیدی خداوند به مسلمانان در هفته وحدت و میلاد رسول الله(ص) .. حلب بود،ایشان این پیروزی بزرگ را به محضر .. انقلاب و همه شیعیان و مردم و .. ت .. تبریک و تهنیت عرض نمودند،و فرمودند؛در .. حلب آیه (ان تنصر الله ینصرکم)به تحقق پیوست،ایشان اعتلاف دروغین غرب را بر باد رفته و استکبار را بااین پیروزی در حلب ش .. ت خورده دانستند و فرمودند؛تنها یک نفر امیدوار بودند و تا آ .. ین لحظه کمک نمودند و مژده پیروزی .. را همیشه بشارت میدادند و آن شخض عزیز .. گرانقدر انقلاب .. ی(حفظه الله)بودند،ایشان در ادامه بیان داشتند؛اگر وحدت داشته باشیم و رهنمودهای .. عزیزمان را سر لوحه کار خود قرار دهیم و از نفاق وتفرقه پرهیز کنیم،همیشه پیروز و ایرانی آباد خواهیم داشت و هر زمانی که ما در مشکلات وحدت داشتیم و گوش به فرمان .. انقلاب بودیم،پیروز و سرافراز شدیم و دشمنانمان مغلوب شدند،هر .. در بین مسلمانان و شیعه و سنی اختلاف افکند،دشمن است و وحدت تنها راه مقابله با دشمن است،استکبار و .. به دنبال تفرقه و پیاده .. انقلاب انگلیسی و ترویج صهیونیسم در بین مسلمانان است و ما تا زنده ایم در مقابل استکبار خواهیم ایستاد،ایشان بیان داشتند؛ما تازمانی که مسلمان هستیم و گوش به فرمان .. یم با .. و خوی استکباریش نمی توانیم کنار بیاییم،ایشان تمدید تحریم های 10ساله را توسط .. بزرگ محکوم نمودند و خواستار پاسخی محکم و متقابل به این بد عهدی .. شدند،ایشان در پایان تودیع و معارفه فرماندهی .. ناحیه فراهان را گرامی داشتند و از زحمات سرهنگ حیات غیبی در این مدت تشکر و قدردانی نمودند و برای سرگرد رضایی فرمانده جدید آرزوی موفقیت نمودند ایشان .. را بازوی انقلاب و .. ی خواندند و سلامتی و موفقیت .. سرافراز را از درگاه خداوند خواستار و خواهان شدند.



منبع: http://adinefarahan. .. /


مشاهده متن کامل ...
انجماد نقدینگی یا نقدینگی حجیم
درخواست حذف اطلاعات


تجمید السیولة أو السیولة الکبیرة

وأخیرا ، بعد أربعین عاما ، وجد الخبراء أن: البنوک لا تحتاج إلى المجتمع الیوم! وإلى: الدیناصورات المنقرضة. فی إیران ، لمنع انقراض البنوک ، حاولوا جعلها إسلامیة! لکن شرکة بیجو أنشأت نظامًا نقدیًا ومالیًا لمتابعة استراتیجیات کیف. وهذا یعنی ، أسالیب تحویل البنک الإسلامی ، إلى بنک الحاخام السابق ، ومن ثَمَّ أن یثبت ذلک کما کان من قبل! تم تغییر الکلمات فقط. بدلا من ذلک ، سرقوا الإسلام. ونفذت نفس القبعة الدینیة ، ی وضعت فی الاقتصاد الجزئی ، علمیا فی الاقتصاد الکلی. لکن السکتات الدماغیة الشدیدة للبنوک تسببت فی انهیارها: أول بیت للکلب ، والذی تمت مناقشته منذ عدة سنوات ، هو تجمید الأصول. أی ، الموجودات ی تم إد ا فی شراء العقارات نتیجة ل البنوک إلى الشرکة لتحقیق المزید من الأرباح. وقد ترک الکثیر من السیولة. لکن الجراح الماهر قام بتعدیله! وبأسعار فلکیة افتراضیة ، یضیف إلى الأصول المصرفیة. ضربة أ ى هی رسب السائل فی شرایین البنک. و ی یمکن أن تسمى تجمید السیولة. وفقاً للإحصائیات المتوفرة ، فإن طباعة الأوراق النقدیة أکثر من احتیاجات البنوک. حیث أن حجم السیولة فی إیران هو الأعلى فی العالم. لکن من المثیر للاهتمام معرفة أن هذه الصنادیق ، مثل الأصول الأ ى للبنک ، قد تم تجمیدها! أی أنه لا یتم استخدامها ، وأن تباع فیما بعد کتحف ، مع مئات المرات من السعر فی شارع الفردوسی. لتوضیح المشکلة ، اعتاد الناس على الاحتفاظ بأموالهم تحت الفرشات أو داخل الوسادة من قبل. وکان هذا عدم ثقة فی البنوک. تمکن النظام المصرفی الإلکترونی من إعادة بناء ثقته فی سرعة نقله ، و: أعطى الناس أموالهم للبنوک ، وبدلاً من ذلک أخذ البطاقة المصرفیة. فی إیران ، المحطة الوحیدة ی لا تزال بحاجة إلى المال هی سیارات الأجرة. لکن هذا الارتیاب لم یذهب بعیدا ، ولکن تم نقل الناس إلى البنوک ، على سبیل المثال ، دیون البنوک للبنک المرکزی. أی أن البنوک لدیها هذه الأموال ، لکنها لا تنقلها على الوسائد الخاصة بها! یتم الاحتفاظ خزائن. السبب البسیط هو توفیر المال: بالنسبة للمصرفیین. لکن الحقیقة هی أن البنوک نفسها تتصدر عدم الثقة. ما إذا کان البنک المرکزی یحدد نسبة الودائع الإ امیة للبنوک ویستلم منها. وعندما لا تدفع البنوک هذه الأموال: فهی لا تدفع للبنک المرکزی ، وتحفظها فی مخزونها. بطبیعة الحال ، یدعی البنک المرکزی: هذا هو احتیاطی مصرفی للبنک المرکزی للسیطرة على السیولة والحد من ضخم. لکن الجمیع یعلم أنه إذا لم یضیف البنک المرکزی ضخم والارتفاعات ، فلن یقطعه. یحدث ضخم بسبب إنتاج الأکواخ. أی أن المنتج أنتج ما یکفی أکثر! السوق یمیل إلى شرائه ، لکنه یشتریه ویضعه ، ویبیعه أکثر تکلفة والأرباح ایثار اجر هو أیضا استرداد النقود. لذلک یمکن للبنک المرکزی مساعدة جار من خلال دفع المال ، ولکن لا یمکن وقفها من اکتناز. بدلا من ذلک ، یمیل إلى کهن حول کیفیة تحقیق الربح. وتتبع نظریة الاحتیاطی نفس المبدأ: یرید البنک المرکزی أن یخزن النقود والأوراق النقدیة ، ویدفع البنوک الأ ى إلى زیادة احتیاطیاتها الخاصة. البنوک ترید ا بائن! بهذه الطریقة ، یحدث تجمید السیولة ، والمال والأوراق النقدیة نفسها ، وسعر المضاربة والأسعار.

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
مشهر را خدا آزاد کرد ...
درخواست حذف اطلاعات

image result for ‫ مشهر را خدا آزاد کرد‬‎ 

سوم داد، سالروز آزادسازی خونین شهر، یادآور این کلام قصار و پرمعنای حضرت روح الله است که فرمودند: « مشهر را خدا آزاد کرد.
در صحت و درستی این کلام، ذره ای تردید نیست. این کلام را باید با تمام وجود پذیرفت؛ زیرا به جز خداوند قادر متعال، هیچ نیروی دیگری نمی توانست مشهر را آزاد سازد. اگر این چنین نبود، صدام حسین با غرور نمی گفت: «اگر ایرانیان بتوانند مشهر را آزاد سازند، کلید بصره را به آنان خواهم داد» آری صدام حسین معدوم و بعث عراق، مشهر را پس از ، به یک دژ تسخیرناپذیر نظامی تبدیل کرده بودند. آنان با علم به موقعیت راهبردی مشهر برای ایران و نقش تعیین کننده آن در معادلات جنگ و سرنوشت نبرد، با استفاده از تمامی تجارب بشری در عرصه جنگ ها و با استقرار نیروهای فراوان همراه با مدرن ترین تجهیزات و ایجاد موانع گوناگون در مسیر نیروهای رزمنده ایرانی، به این اطمینان رسیده بودند که ایرانی ها، هرگز قادر به بازپس گیری مشهر نخواهند بود.اما محاسبه عراقی ها غلط ار آب درآمد و ایرانی ها مشهر را آزاد د و هزاران هزار عراقی را به اسارت گرفتند و خسارات سنگینی بر بعث عراق وارد ساختند. اما این آزادسازی، از طریق عادی حاصل نشد. مشهر از طریقی آزاد گشت که (ره) راز آن را با جمله، « مشهر را خدا آزاد کرد» آشکار ساختند. اکنون سوال این است که، چرا مشهر را خدا آزاد کرد؟
این سوال، بدان معناست که ممکن بود خداوند مشهر را آزاد نکند برای فهم و درک این مطلب، کافی است که نیم نگاهی به گذشته سرزمین خود داشته باشیم. در طول 150 سال، چندین جنگ به ایران تحمیل شد و در طی این جنگ ها، نزدیک به یک میلیون کیلومترمربع از سرزمین ایران شد و در نهایت این مناطق در تصرف دشمنان باقی ماند و با معاهده ها و قراردادهای تحمیلی چون گلستان و ترکمانچای، از ایران جدا گشت. چرا مشهر شده، سرنوشتی متفاوت پیدا کرد؟ چرا خداوند دیگر سرزمین های شده ایران به دست بیگانگان را آزاد نساخت؛ ولکن مشهر را آزاد ساخت؟ دلیل این آزادسازی از سوی خداوند چیست؟ دلیل آن را می توان در کلماتی یافت که برای نام گذاری این روز برگزیده شده است. روز سوم داد، یعنی روز آزادسازی مشهر را، روز «مقاومت، ایثار و پیروزی» نام گذاری کرده اند. آری، دشمنان به ملتی هجوم آوردند که در راه خداوند قیام کرد و پرچم را برافراشت. کیست که نداند عراق به نمایندگی از سوی نظام سلطه و متحدین منطقه ای اش نظامی به ایران را آغاز کرد. صدام و بعث عراق، به دلیل همین نوع نمایندگی، مطمئن بود مبتنی بر استراتژی جنگ برق آسا، ظرف چند هفته به اه راهبردی خود در جنگ و از جمله فتح تهران و ضمیمه خوزستان به خاک عراق دست خواهد یافت و کیست که نداند خواهی ملت ایران و استقلال و عزت طلبی ایرانیان، دشمنی نظام سلطه را برای این ملت در پی داشت. آری قیام ملت ایران در راه خدا و تلاش این ملت برای قرار گرفتن تحت حاکمیت الهی و رهایی از طاغوت های زمان، موجب شد تا استکبار جهانی با تمام قوای خود به مقابله با این ملت الهی بپردازد. جنگ تحمیلی، نمونه ای از مقابله های دشمنان و بشریت با ملت ایران بود. ملت ایران با ی الهی روح خدا، در برابر دشمنان قدرتمند، دست به مقاومت زد. مقاومت همراه با حرکت های مجاهدانه و ایثارگرانه ملت ایران در راه خدا، زمینه های تحقق وعده های الهی را پدید آورد.رزمندگان به قدرت خدا وند و وعده های او ایمان داشتند. این ایمان به برتری قدرت خداوند در مصاف با قدرت های مادی، نشأت گرفته از وعده الهی است که فرمود: «ان ینصرکم الله فلا غالب لکم» آری این وعده الهی در روز سوم داد 1361 تحقق یافت و بر همین اساس حضرت (ره) فرمودند: « مشهر را خدا آزاد کرد.» اکنون ملت ایران در عرصه ای دیگر با تهاجم دشمنان روبه رو شده است. استکبار جهانی و متحدانش، جنگ تمام عیار اقتصادی را علیه ملت ایران به راه انداخته و از تحریم های خود علیه ، با عنوان تحریم های فلج کننده یاد می کنند. در زمانه ای که برخی از گروه های و سیاست بازان قدرت گرای منفعت طلب، چاره را برای رفع تحریم ها و کاستن از مشکلات اقتصادی، در مذاکره با دشمنان و کوتاه آمدن در برابر می دانند، باید یادآور نصرت الهی در زمانه هایی چون آزادسازی مشهر شویم و بدانیم که، با تداوم مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی دشمنان و پیاده سازی راهبرد اقتصاد مقاومتی و خلق حماسه اقتصادی مبتنی بر حرکت های مجاهدانه و ایثارگرانه، پیروزی اقتصادی بر دشمنان قطعی خواهد بود.



مشاهده متن کامل ...
آغاز .. ت موعود بشریت بر همگان مبارک
درخواست حذف اطلاعات

ابوهاشم جعفری می گوید به .. محمد ( .. حسن عسکری) گفتم جل .. شما مانع از سؤالم می شود، آیا اجازه سؤال به من می دهید؟ حضرت فرمود: سؤال کن عرض .. ای آقای من! آیا برای شما فرزندی است ؟ فرمود: آری گفتم اگر اجل شما برسد کجا می توانم از او جستجو کنم؟ .. عسکری(ع) فرمود در مدینه.

(حدیث اول) عن أبی هاشم الجعفری قال: قلت لأبی محمد (ع) جل .. ک تمنعنی من مسألتک، فتأذن لی أن أسألک؟ فقال: سل، قلت: یا سیدی هل لک ولد؟ فقال: نعم، فقلت: فإن بک حدث فأین أسأل عنه؟ فقال: بالمدینة

کافی ج 1 ص 328 ح 2 ( #سند_صحیح )

محمد بن على بن بلال مى گوید: از جانب .. حسن عسکرى علیه السلام، دو سال پیش از وفاتش پیامى به من رسید که از جانشین بعد از خود به من خبر داد، بار دیگر سه روز پیش از وفاتش پیامى رسید و از جانشین بعد از خود به من خبر داد.

(حدیث دوم) محمد بن علی بن بلال قال : .. ج الی من أبی محمد(ع) قبل مضیه بسنتین یخبرنی بالخلف من بعده، ثم .. ج الی قبل مضیه بثلاثة أیام یخبرنی بالخلف من بعده

الکافی ج1 ص328 ح 1

الإرشاد الشیخ المفید ج2، ص348

معجم الاحادیث المعتبره ج 2 ص 313 ( #سند_موثق )

نکته: محمد بن على بن بلال در جمع بندی نهایی #ثقه است.

11278 - محمد بن علی بن بلال: ثقة من أصحاب العسکری ع‏ ... و المتلخص من جمیع ما ذکرنا، أن الرجل کان ثقة مستقیما و قد ثبت انحرافه و ادعاؤه الب .. ة و لم یثبت عدم وثاقته، فهو ثقة، فاسد العقیدة،

معجم‏ رجال‏ خوئی ج : 16 ص 309 الی 312

عبدالله بن جعفر حمیری از محمد بن عثمان [دومین نائب خاصه حضرت] سوال .. که آیا صاحب الامر را دیده ای؟ وی پاسخ داد: بلی و آ .. ین مرتبه در بیت الله الحرام و دعا می فرمود: خداوندا وعده ای را که به من داده ای، به انجام رسان.

(حدیث سوم) عن الحمیری قال س .. محمد بن عثمان العمری فقلت له : هل رایت صاحب هذا الامر قال : نعم، و آ .. عهدی به عند بیت الله الحرام و هو یقول: اللهم انجز لی ما وعدتنی.

الفقیه ج 2 ص 520 ذیل حدیث 3115

کمال الدین ج 2 ص 440

بحارالانوار ج 52 ص 30 ( #سند_صحیح )

چهار خبر صحیح و معتبر دیگر با همین مضمون و یا مضمون نزدیک وارد شده است.

بحارالانوار ج 52 ص 26 و کمال الدین ج 2 ص 435

بحارالانوار ج 52 ص 30 و کمال الدین ج 2 ص 440

و الفقیه ج 2 ص520 [دو سند صحیح ذیل ح 3115 ] و الغیبه للطوسی ص 251

و آنچه گفته شده در تکذیب مدعی مشاهده سندا ضعیف است. و حتی اگر مقبوله باشد محل و مجرا و شرایط خودش را دارد که بخاطر طولانی نشدن از طرح آن خودداری می شود.

ابوحمزه ثمالی از .. سجاد(ع) از پدران بزرگوارش روایت می کند .. اکرم فرمود: .. ان بعد از من دوازده نفرند اوّلشان تو هستی یاعلی! و آ .. ین آنان قائم است. و او همان است که خدا به دست او شرق و غرب زمین را فتح می کند.

(حدیث چهارم) عن الثمالی عن علی بن الحسین عن .. ه عن جده قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: الأئمّة بعدی اثنا عشر أوّلهم أنت یا علی، و آ .. هم القائم الذی یفتح اللّه علی یده مشارق الأرض و مغاربها.

کمال الدین صدوق ج 1 ص 282

امالی الصدوق ص 111

العیون الاخبار ج 1 ص 65

بحارالأنوار ج 52 ص ص 378 ( #سند_صحیح )

راوی می گوید .. صادق(ع) فرمود: اگر از .. و صاحب تان به شما غیبتی رسید، آن را انکار نکنید.

(حدیث پنجم) عن علی بن حکم عن .. ایوب ال .. از عن محمد بن مسلم قال سمعت اباعبدالله (ع) یقول: إن بلغکم عن صاحبکم غیبة فلا تنکروها

الکافی ج 1 ص 339 ح 10 ( #سند_صحیح )

عن ابن .. عمیر عن .. ایوب ال .. از عن محمد بن مسلم قال سمعت اباعبدالله (ع) یقول: إن بلغکم عن صاحبکم غیبة فلا تنکروها.

الکافی ج 1 ص340 ح 15 (سند صحیح)

غیبة النعمانی 188 ح 42

إثبات الهداة ج 3 ص 444 ح 22

عن أبی بصیر قال : قال قال أبوعبدالله (ع) إن بلغکم عن صاحبکم غیبة فلا تنکروها.

الغیبة الطوسی ج 1 ص161

البحار ج51 ص 146 ح 15

إثبات الهداة ج 3 ص 439 ح 1

که این مضمون شریف از طرق مختلف و نهایتا از دو صح .. عالیقدر ابوبصیر و محمد بن مسلم نقل شده و به .. صادق(ع) می رسد.

اسحاق بن عمار روایت می کند که .. صادق(ع) فرمود: حضرت قائم دو غیبت دارد: یکى کوتاه و دیگرى طولانى است. در غیبت نخست از مکان حضرت .. ى آگاه نیست مگر شیعیان خاص و در غیبت دوم مکان وى را نمى داند مگر موالیان خاص آن حضرت.

(حدیث ششم) عن اسحاق بن عمار قال قال ابوعبدالله (ع) للقائم غیبتان احداهما قصیرة و الا .. ی طویلة، الغیبة الاولی لا یعلم بمکانه فیها الا خاصة شیعته و الا .. ی لا یعلم بمکانه فیها الا خاصة موالیه.

الکافی ج 1 ص340 ح 15 ح 19 ( #سند_صحیح )

بحار الأنوار ج 53 ص 324

إثبات الهداة ج 5 ص 58

غیبة النعمانی ص 170 باب 10 ح 1(با تفاوت اندک)

و اینها حقیقتا فقط مشتی است نمونه .. وار از روایات معتبر شیعه و سنی در دوازده جانشین در کلام .. (ص) وقوع ولادت حضرت حجت(عج) و مشاهده نائبان حضرت و دیگر اشخاص از کنیزان و اصحاب و مردم و.. و مسئله غیبت صغری و کبری و توجه ما به وظایف کلی و فردی است. حسبنا قوله تعالی: فماذا بعد الحق إلا الضلال فأنى تصرفون (یونس/32) والسلام علیکم.



منبع: http://yaalijan12. .. /


مشاهده متن کامل ...
ضررهای مشروب بر سایر اعضا :
درخواست حذف اطلاعات
مشروب نه تنها دستگاه گردش خون بلکه تمام اعضا بدن را به افت الکل دچار می کند و .. خوار را به سو هاضمه ، تشنج معده، شکم درد، و استفراغ و آسیب معده و ضایعات نوسوج مغزی و ناراحتی های قلبی از جمله اریتمی و تاکیکاردی، گرفتار می کند. پزوهشگران می گویند مصرف زیاد الکل موجب فلج شدن فعالیتهای مغزی و دستگاه تنفس و در نتیجه مرگ می گردد.
مضرات مشروب بر نوزاد و جنین
امروزه آمار نشان می دهد مرگ ک نی که والدین آنها مشروبات الکلی می نوشند بیشتر از سایر ک ن است که بر اثر سایر امراض از بین می روند و اطفالی که از پدران .. خوار به وجود می آیند غالبا ضعیف علیل و غالبا به تشنج های شدید مبتلایند و قدرت دفاعی آنها در مبارزه با مشکلات زندگی ناچیز است و در برابر عفونت های مختلف بسیار حساسند، نقص بدنی انحراف ستون فقرات کر و لالی عوارض ناشی از غده تیروئید و همچنین ضایعات مغزی مانند عقب ماندگی رشد ن .. ماهیچه ها دیوانگی های حاد و غیره در آنان فراوان دیده می شود.

قال رسول الله (ص ): الخمر ام الخبائب (21)
مردى به على (ع ) گفت به نظر شما معصیت .. خورى از .. و .. ى بیشتر است ؟ فرمود آرى ، زیرا .. کار ممکن است به همین گناه اکتفا کند، خود را بگناه دیگر آلوده نسازد ولى .. خوار با آنکه به یک گناه آلوده شده به گناهان دیگرى نیز مانند .. ، .. ى ، آدم کشى و ترک .. .... آلوده خواهد شد.
قیل ل .. المومنین (ع ) انک تزعم ان شرب الخمر اشد من ا .. نا و السرقة ؟ فقال (ع ) نعم ، ان صاحب ا .. نا لعله لا یعدوه الى غیره و ان شارب الخمر اذا شرب الخمر زنى و سرق و قتل النفس .. ى حرم الله عزوجل و ترک الصلوة (22)
زیانهاى .. منحصر به جنبه هاى بهداشتى نیست بلکه از جنبه هاى معنوى و اجتماعى قابل توجه است .
مردى از .. پنجم (ع ) علت حرام شدن .. را سؤ ال مى کرد. آنحضرت اینطور فرمودند:
ان مدمن الخمر کعابد و ثن و یورثه الارتعاش ، و یهدم مروءته ، و تحمله على .. جسر على ال .. ، منسفک الدماء و رکوب ا .. نا، حتى لایومن اذا سکر ان یثبت على حرمه ، وهو لا یعقل ذلک ، و الخمر لا تزید شاربها الا کل شر(23)
دائم الخمر مانند بت پرست است .. برایش رعشه بدن پدید مى آورد، مردانگى و انصاف و مروتش را نابود مى کند ت .. است که که .. خوار را وادار بر جسارت بر نزدیکان و اقوام و خویشان و خون ریزى و .. مینماید حتى از .. ى با .. ایمن نمى تواند بود او پس از مستى این کار را بى توجه انجام مى دهد و خلاصه .. وادار کننده به هر نوع شر و اعمال ضد انسانى است .
در این روایت به یک قسمت از ضررهاى الک از نظر جنبه هاى جسمانى ، اخلاقى ، و اجتماعى تصریح شده است دانشمندان تعداد امراضى را که عامل اصلى آنها .. و عرق است تقریبا 11 نوع شمرده اند.
1 - امراض معدى :
الف - ((گاستریت )) ساده و مزمن که بالا .. ه به ضعف و نابودى قوا منجر مى شود.
ب - ((فلگمن معده ))
ج - ((انتتریت )) سخت و اغلب ((اسفلگیت )) دل دردهاى مختلف و درد معده که بیشتر در وقت اعتیاد به وقوع مى رسد و درد دل هاى دایمى اثر دیگر آن در معده اتساع معدى است که گاهى چنان این عضو را بزرگ مى کند که مانند کیسه اى شده و پنج برابر موقع عادى گنجایش پیدا میکند یعنى ممکن است ده تا 12 لیتر آب بیشتر جا بگیرد.
بطور کلى الکل باعث .. هاب جهاز هاضمه مى شود، در روده ها نیز تاءثیر سخت نمود، باعث .. اشیدگى جدار آنها، و دفع خون ، و ضعیف ساختن قوا میشود، و بالا .. ه اسهال سخت تولید مى کند، و گاهى نیز یبوست مى آورد در اثر استعمال نوشابه ((قولون )) (روده بزرگ ) لطمه دیده ، یبوست و لینت پشت سر هم به وجود مى آورد.
الکل زبان را ضخیم و سخت مى کند و سلولهاى مخصوص ذائقه را ضعیف و بالا .. ه محو مى نماید، بطوریکه شخص دائم الخمر دیگر طعم غذاها را درست حس نمى کند، و این خود یکى از علل بى اشتهایى در شخص الکى مى باشد و بیشتر از همه باعث .. ابى دستگاه هاضمه مى شود.
الکل ، شیره هاى دهان (بزاق ) و شیره هاى معدى و سایر شیره هاى بدن را کم کرده از بین مى برد.
2 - امراض دستگاه تنفس
الکل از بزرگترین علل ابتلاى به مرض سل ، مى باشد ریه ها در اثر الکل تورم یافته ؛ لکه هاى بنفش یا سفیدى روى آنها ظاهر مى گردد، و .. ه هاى خون در خلط .. خوار ظاهر میشود که نتیجه .. ابى ریه است ، .. خوار هر صبح در رختخواب مدتى سرفه مى کند خود مى اندازد و گاهى .. ه هاى خون یا صفراء به حال تهوع از دهانش بیرون مى آید و بدون استثنا در اشخاص الکلى عمل تنفس سخت و پر زحمت است .
3 - گردش خون
در اثر .. مواد اصلى خون از جمله فیبرین و گلبولهاى قرمز و غیره خیلى کم شده و از دست رفته ، مایع خون ، آ .. ى و .. اب شده است ، چون خون فاسد شود کلیه بدن دچار اختلال و کم غذایى و ضعف مى گردد، گلبولهاى سرخ و سفید را از بین برده شخص را آماده براى سکته مى نماید.
هر نوع نوشابه الکلى ؛ از جمله آبجون ، رگها را سخت و شکننده مى کند و مرونت یا ارتجاع آنها را از دست مى دهد و موجب مى شود در در اثر جزئى فشار مانند عصبانیت ، کار زیاد، سرما، یا گرماى فوق العاده .. شده و سکته ناقص یا کامل بوجود آورد؛ عروق در اثر الکل ، تصلب و شریان ، تکلس پیدا مى کند.
4 - امراض قلب
در نتیجه .. ابى خون ، عمل قلب مختل شده کم کم چربى و پیه دور آنرا مى گیرد، و آن را سنگین و بزرگ مى کند، و چون قلب در حین ضربان ، با قوت حرکت مى کند سنگینى مزبور موجب کندى حرکت و نامرتبى مى گردد، و روى این اصل نبض اشخاص الکلى ، آهسته و نامرتب مى زند.
5 - بیماریهاى عصبى
الکل وضع اعصاب را فلج مى سازد اعصاب آخذ، و محرکه ضعیف شده ، فلج و رعشه پیدا مى کند، در تمام بدن ح .. خارشى به وجود مى آید و الکى بدون سبب احساس حرارت مى کند، بدنش مخصوصا دستها و سر، مى لرزد سخنش نامفهوم و بى معنى مى شود، و علائم روحى ، عصبانیت ، ح .. قیافه حیوانى ، ترس و سردرد، در او به وجود مى آید.
در اثر ضعیف شدن اعصاب ، در معرض برخى امراض عصبى ، واقع مى شود، و راه براى سکته و خونریزى باز مى گردد.
الکل در اثر داخل .. ((اسید اوریک )) در خون تولید درد اعصاب و رماتیسم مى کند.



منبع: http://aliabadyy. .. /


مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.