پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 ایماژ
ایماژ
درخواست حذف اطلاعات
چه دلم هوای بی محابا نوشتن را کرده است...بی ملاحظه هیچ چیزی....

رشک می برم به انسان نخستین....به مردمان ساده ای که ارتباطشان با واقعیت بود نه ایماژ نه مجاز.... ارتباطشان با زن....با مرد...با عشق...با خیانت ....با خوبی... با بدی... یک سویه...بی مجاز....

انسان نخستین غار نشینی که طولانی زمستان را زیر نور آتش به جفتش خیره شود... حرف بزند یا نزند.... اما باشد.... بودن واقعی...ایماژ و مجاز با دل من سازگار نیست....



مشاهده متن کامل ...
صفحه یازدهم دل کهنه من
درخواست حذف اطلاعات

خوب...خوب

ایماژ دارن اسباب کشی میکنن

دارن میرن اصفهان

خواهرش هم ازدواج کرد

علان ایماژ میگه که خسته است

حالا نه خیلی کمکم میده خسته شده

خخخخخ

خبر نوشت:

فردا کلاس زبانم تموم میشه

درضمن فردا تولد وحید هم هست

تولدت مبارک وحید خان...

خاص نوشت:

فقط میتونم بهت بگم اصلا برام مهم نیستی

همین.



مشاهده متن کامل ...
ان یی عملیات ساخت یک کارخانه را در ازب تان آغاز نموده اند
درخواست حذف اطلاعات
تاشکند- در تاریخ 12 فوریه، ان یی عملیات ساخت یک کارخانۀ تولید موتور خودرو را آغاز نمودند. ظرفیت این کارخانه 360,000 موتور در سال است. این کارخانه متعلق به یک شرکت مشترک ازب تانی- یی به نام «ازب تان پاورترین جی ام» می باشد. این کارخانه برای خودروهای شورلت، موتورهای بنزینی با ظرفیت 1، 1.2، 1.4 و 1.5 لیتری تولید خواهد نمود. (عکاس شان گالوپ/ گتی ایماژ)

این کارخانه در منطقۀ صنعتی تاشکند که دارای زیرساخت های پیشرفتۀ حمل و نقل می باشد، ساخته می شود. یک اتوبان شش باندۀ بتونی نیز منطقۀ ساخت و ساز را به پایانه های اصلی راه آهن متصل می نماید. از ماه دسامبر سال گذشته، یعنی از زمان گذاشتن نخستین سنگ بنای این کارخانه، ساختمان سازان ازب تانی همۀ عملیات خاکی را انجام داده اند. سپس گروهی از ان یی جهت پیشبرد مرحلۀ اصلی ساخت وارد تاشکند شدند. قرار است این کارخانه برای خودروهای شورلت، موتورهای بنزینی با ظرفیت 1، 1.2، 1.4 و 1.5 لیتر تولید کند و این موتورها را در شعبۀ این شرکت در شهر اسکه تحویل دهد. در سال گذشته این کارخانۀ تولید خودرو تعداد 195,000 دستگاه خودرو تولید نمود و اکنون قصد دارد این رقم را به 250 هزار دستگاه در سال برساند. به گفتۀ مایک آرکامون، نایب رئیس شرکت پاورترین جنرال موتور اروپا، ظرفیت کارخانۀ تولید موتور فراتر از نیازهای کارخانۀ تولید خودرو می باشد. در نتیجه، این شرکت مشترک ازب تانی- یی قادر خواهد بود موتورهای خود را از ازب تان به شرکای جنرال موتور در سایر کشورها صادر نماید.

وی اعلام کرد که 52 درصد سهام شرکت مشترک ازب تانی- یی پاورترین جنرال موتور ازب تان متعلق به شرکت جنرال موتور می باشد. گفتنی است شرکت تی «اوزاوتوپروم» شریک یی ها به شمار می آید. کارخانۀ یادشده مجهز به جدیدترین فن آوری موجود خواهد بود. این کارخانه 1,200 کارگر بومی را استخدام خواهد نمود و به گفتۀ آرکامون این افراد در یک مؤسسۀ آموزشی شبه ی که از سوی پاورترین جنرال موتور ازب تان ایجاد می شود، آموزش خواهند دید.



مشاهده متن کامل ...
انیمیشن ساز ایرانی در جشنواره «چرانو» ایتالیا
درخواست حذف اطلاعات

انیمیشن ساز ایرانی به چهارمین جشنواره بین المللی «چرانو» ایتالیا راه یافت.
این جشنواره که های کوتاه داستانی، انیمیشن، مستند، تجربی، وحشتناک و... تا 20 دقیقه را به رقابت خواهد گداشت؛ میزبان اثر یک ساز ایرانی است.
انیمیشن ایماژ ساخته یوسف جعفری در این رویداد حضور دارد.
چهارمین جشنواره بین المللی «چرانو» 18 تا 20 ژوئیه در د ده چرانو از توابع شهر نوارا ایتالیا برگزار می شود.

پایگاه خبری کوتاه



مشاهده متن کامل ...
انیمیشن ساز ایرانی به چهارمین جشنواره بین المللی «چرانو» ایتالیا راه یافت
درخواست حذف اطلاعات
انیمیشن ساز ایرانی در جشنواره «چرانو» ایتالیا

انیمیشن ساز ایرانی به چهارمین جشنواره بین المللی «چرانو» ایتالیا راه یافت. این جشنواره که های کوتاه داستانی، انیمیشن، مستند، تجربی، وحشتناک و... تا 20 دقیقه را به رقابت می گذارد؛ میزبان اثر یک ساز ایرانی است. انیمیشن ایماژ ساخته یوسف جعفری در این رویداد حضور دارد. چهارمین جشنواره بین المللی «چرانو» 18 تا 20 ژوئیه در د ده چرانو از توابع شهر نوارا ایتالیا برگزار می شود.



مشاهده متن کامل ...
گاستون باشلار
درخواست حذف اطلاعات

گاستون باشلار(1884-1962)

گاستون باشلار معرفت شناس شهیر فرانسوی بود که بر آراء کثیری از فلاسفه مثل میشل فوکو و لویی وسر تاثیرگذار بود.

سورراسیونالیسم:

از نظر باشلار معرفت حاصل رابطه ی دیالکتیکی عقل گرایی و تجربه گرایی است. او در کتاب " روح علمی نوین" می گوید معرفت نه

به معنی تمایز شه با واقعیت، بل به معنی به رسمیت شناختن پیوند ناگسستنی آن هاست: «آزمایش باید راه را برای استدلال باز کند، و استدلال باید به آزمایش متوسل شود.» سورراسیونالیسم باشلار نوعی فراراسیونالیسم (فرا عقل گرایی) است.

گسست:

باشلار تحول علم را غیر تکاملی و غیر انباشتی می داند برای مثال، نظریه ی نسبیت آینشتاین از دل فیزیک نیوتونی بیرون نیامده است. آموزه های نو از دل آموزه های کهنه بیرون نمی آیند، «بل نو کهنه را در خود می پیچد».

نفی جوهر:

باشلار معتقد است پدیده ها فاقد جوهرند و صرفا بر اساس ارتباطات شان با یکدیگر تعریف می شوند نه جوهرشان.

شه همیشه در حال تحقق است و هرگز معین و کامل نیست .

دکارت گفته بود شه برای پیشروی باید از تصورات روشن و بسیط حرکت کند، اما باشلار می گوید هیچ تصور بسیطی وجود ندارد و هر پدیده یی شبکه یی از روابط است و نه جوهری بسیط.

تخیل :

برغم فروید، باشلار تخیل را امری نیمه آگاه می راند نه کاملا ناآگاهانه . علاقه ی باشلار با سر نمونه ها، او را به یونگ بسیار نزدیک تر می کند تا به فروید. همچنین، تأکید باشلار، در تحلیل خود درباره ی تخیّل، بر چهار عنصر «اولیه »ی آتش، آب، هوا و خاک شبیه یونگ است.

تخیل عرصه ی تصویر (ایماژ) است، ولی شه، آفریننده مفهوم است.

«بازبودگی» یا " گشودگی" و «پیچیدگی» عنصر اصلی تحلیل های باشلار اند.است. مفهوم عنصری مردانه و تصویر عنصری دارد. مفهوم متناظر است با تصویر روز ، در حالی که تصویر با شب تناظر دارد.

9.6.93



مشاهده متن کامل ...
انجمن ادبی تیر 93
درخواست حذف اطلاعات
به گزارش روابط عمومی کانون استان تهران، واحد کارشناسی آفرینش های ادبی استان تهران در راستای گرامی داشت روز کودک و نوجوان، در تاریخ 16 تیر 93 جلسه ویژه ای را برای اعضای انجمن شعر و داستان دختران برگزار کرد. در این جلسه که با حضور اسماعیل امینی (شاعر، پژوهشگر طنز و طنزنویس و منتقدادبی) برگزارشد،50 نفر از اعضای برگزیده مراکز فرهنگی هنری حضور یافتند.

در این نشست مباحثی آموزشی درباره اصل شاعری تخیل خلاق و هوش ورزی های شاعرانه در سرودن شعر و همچنین چگونگی گذر از زبان عایق در داستان نویسی مطرح شد و اعضایی از مراکز 2، 5، 18، 20، 24، 25 آثار خود را خواندند.
انجمن شعر تیرماه که با نقد و بررسی آثار قرائت شده توسط کارشناس مدعو « اسماعیل امینی» همراه بود، ساعت 17 روز دوشنبه به کار خود پایان داد.

همچنین انجمن داستان و شعر پسران در تاریخ 22/4/93 در مرکز فراگیر 20 برگزار شد نقی سلیمانی داستان نویس معاصر، آثار اعضا را نقد و بررسی کرد و مباحثی را در زمینه داستان نویسی آموزش داد. این کارشناس با توجه به کیفیت آثار اعضا به مواردی از این دست اشاره کرد: انواع داستان( داستانهای حادثه محور- شخصیت محور- طرح داستانی بر اساس سوال- بر اساس محیط) – اشاره به ابزار روایت: تلخیص و صحنه پردازی و نیم صحنه، همچنین او در خلال جلسه با اشاره به کتابهای کاربردی در حیطه داستان نویسی ایماژ و تصویرسازی در داستان را شرح داد و نقش حواس را در فضاسازی داستان و حس برانگیزی شعر توضیح داد.

قابل ذکر است با توجه به تخصص داستانی کارشناس جلسه، آثار اعضایی که شعر خواندند توسط کارشناس مسئول و مربیان ادبی فعال در حوزه شعر که در جلسه حضور داشتند، نقد و بررسی شد. در زمینه شعر مباحثی مثل مراعات النظیر در شعر به خصوص شعر سپید، شه در شعر و ... طرح شد.

در این جلسه اعضای مراکز 15- 18- 10-20-35-12و22 به اتفاق مربیانشان حضور داشتند.



مشاهده متن کامل ...
برداشتی از کارگاه نقالی(بازی در بازی)؛هدایت هاشمی . فری با . ا. سرصحرا
درخواست حذف اطلاعات

در طول 18 سال بازی تعریفم از بازی اینست : من برای مردم کاری را بلدم با بدنم و عواطفم انجام بدهم که می ارزد برایش وقت بگذارید و پول ج کنید .

اساسی ترین کار بازیگر تسلط بر سنتهای نمایش کشورش است .مهمترین دلیل مارکتینگ و به ثمر رسیدن هنرهای شرقی نظیر ژاپن استوار بودن سنتهایشان در بازیگری و نتیجتآ دیده شدن بازی آنهاست ؛ آنها کپی برداری نمی کنند (هر چند مبنای عملشان هنر کابوکی ست ) .

بازیگر ایرانی بودن چقدر ارزشمند است ؟ بازیگر آواز را خوب میخواند ؟ چقدر از تخت حوضی ، خیمه شب بازی ، و تکنیکهای دیگر آگاهی دارد . شیوه پردازی بازی ایرانی چقدر در بازی تاثیر دارد ؟ رجوع به سرچشمه های ناب نمایش بهترین راه بازیگری است . من 3 نمایش سیاه بازی را کار ، و بزرگترین تاثیرگذاری که بازیم مدیون آنست شیوه نمایش ایرانیست . آموزش آواز برای بازیگر باید گسترده شود ، از هر 100 نفر بازیگر 88 نفر آواز خواندن نمیدانند ، آواز تاثیر مستقیم در دیالوگ گوئی دارد ، تاکیدها مست م آواز است ، شیوه های سنتی ایرانی با آواز مرتبط است (گرچه ما در رده 73 ام مردم وطن دوست هستیم ) . بازیگران آوازخوان در وضعیتی اقلیتی هستند و برای تقویت این مبحث به زیرساختهی مهم و اساسی حرفه ای نیازمندیم ، آموزشهای غیر اصولی و کار بازیگری در ادامه این وضعیت موثر است . نقالی منبعث از دو گروه از اساسی ترین نمایشگر های ایرانی ست ؛ برخوانها و چرگرها . وضعیت نمایشی پیشرفته را این دو گروه پدید میآوردند که با ترفندهای قوی تماشاچی را جذب می د ، شواهد نشان میدهد نمایش تک نفره "استند آپ" کمدین ها با برخوانی و چرگری تشابه دارد (با عطف به این که بدن و عواطف پول میسازند و زمان دیگران را پر میکند) . چرگری ، نقالی و برخوانی در ایران وجود دارد و سیستم نقالی پیشرفته بازیگریست . بازیگران از عقاید ایدئولوژیک برای توجیه موقعیت و در جهت نفع حرفه شان بهره می برند . با ارتباط نام مرشد ، صلوات ، لباس مشتبه به زاده و ابزار و حالات مرتبط با ایدئولوژی و با این تمسک امنیت حرفه ای خود را تضمین می د . در ابتدای سنت نقالی ؛ نقال را مرشد میدانستند که خاستگاهی ایدئولوژیک دارد ، الان با وضعیتی روبه رو هستیم که نمایشگرهای قابل با تسلطشان بر بازی ، میتوانند وارد مدیوم های دیگر شوند .

3 فضا در بازیگری میتواند منجر به خلاقیت شود : اول آیرونی ، دوم ایماژ و سوم امپروایز ؛ در فضای آیرونی تماشاچی و بازیگر به یک نسبت به موقعیت آگاهند چنانکه اکثر اتفاقات رئالیست از این فضا بهره میبرند ، در فضای ایماژ بازیگر در موقعیت شناخت است و تماشاگر چیزی نمی داند . فضای امپروایز خلق الساعه است ، فضا برای تماشاچی و بازیگر کاملا ناشناخته است اما بازیگر به این فضای پر از چالش و ترس حمله می برد .

مهمترین چیزی که بازیگر را بعد از آواز از نقالی دور میکند عدم باور روایت است ، در نقل سیستم روایت پیچیده است و در اجراست که گره ها برای ما گشوده میشود . تومارهای نقالی کهن بسیار موثر است ، نوشتاری بدون توضیح صحنه است و ما در این آثار با نمایشی روبرو میشویم که توانائی ما را به چالش میکشد .

مکانیسم اجرای نمایش نقالی و نمایش تک پرسوناژ چه چیزهائی میتواند باشد ؟ تغییر روایت چیزی ست که بازیگر باید قادر به تشخیصش باشد و در واقع به موردی بنیادی در تئاتر شرق برمیگردد. در مبناهای باوری با دیگر کشورهای شرق تشابه داریم ، "قرارداد" مهمترین عامل بازیگری در نمایش شرقی است . مجموعه نگاه نوین بنیان تئاتر غرب در شرق وجود دارد (نمایش سیاه و مرشد)، اپیک برشت بر اساس تئاتر شرق است ؛ ما دست سوم همین نمایش را وارد ایران میکنیم در حالیکه از نمایشهای کشورمان چیزی نمیدانیم . ایجاد قرارداد(اثر-نشانه-قرارداد) محکم و بلا تغییر بین بازیگر و تماشاچی مهمترین رکن نمایش ایرانی است . ما قراردادهای محکمی با تماشاچی خودمان وضع نکردیم . در اجراهای دانشجوئی 3 برخوانی بیضائی( کیمیاگر-اژدهاک-آرش) ، اجرای کاملی نداشتیم . باید با شناسائی قرارداهای اجرای نقالی ، بازنگاری ، بازپروری و بازافزائی کنیم . هیچکدام از پیشینیان نقالی دارای شناخت کافی نسبت به زوایای نقالی نبودند ، هر کدام سبک خود را داشت ، مجموعه پرسوناژهای مختلف داستانی را روایت میکنند که پیش آگاهی نسبت به آن وجود دارد زیرا قصه از پیش تعریف شده است ، گاه در یک خط با 3 روایت گوناگون رو به روئیم . در هیچ ادبیات لیریک، در دنیا با این میزان از تخصیص و مینی مالیسم روبه رو نیستیم . در اجرا فقط باید با صداقت کامل برخورد کرد نیازی به جزء پردازی نیست ، صداقت با تماشاچی اصل است . قرارداد محکم با صداقت پیش میآید ، اولین مورد شناخت صحیح متن است ، بهترین راه همزاد پنداری بازآفرینی است (جایگزین خاطرات شخصی ، داشته های زندگی ، بازآفرینی از تجربیات ذهنی زندگی خصوصی )



مشاهده متن کامل ...
چنگال های سنت ِ ادب ِ عربی ، فرو رفته در اذهان ِ بی چرای قافله ی عروض پرست _شاعر
درخواست حذف اطلاعات
وزن عروضی یک ابداع ِ ذهنی و قرار دادی ِ " خلیل بن احمد بن عمرو بن تمیم فراهیدی ازدی " پژوهش گر و زبان شناس زبان ِ عربی " بوده است ! تمنای ِ موسیقیایی کلام بدون پرسش از خواست و اراده ی شاعران ِ آینده ! - با ایده ی ساده ی نظم بخشیدن به هجاهای کوتاه و بلند درکلامی که شوربختانه شعر تعریف می شده ، که امروز(حدودا ازابتدای ربع قرن ِ اخیر) این تلاش کهن به معرفت های ما از ادبیات کلاسیک منظوم می افزاید اما ، میان شعر و موسیقی - طبق استدلال نیما ، تفاوت های اساسی وجود دارد شعر زام ِ ابدی و ادبی به وزن و قافیه نیست ، و بنیادی ترین مولفه ی اصلی شعر چه در دنیای کهن و چه نو - قوه ی تخیل ذهنی است (به عبارتی دیگر : ایماژ سازی) که در دوران مدرن ، تلاش ِ ذهن برای تصویری یا مادی کلام ، بخشی از شعریت بخشی به کلام است همچنین که مجاز و تشبیه و استعاره در ادبیات ِ قدمایی ما و امروز آرکی تایپ ها - آنیما و آنیموس - شادو ، جان بخشی به اشیای بی جان ، آشنایی ز ، که چهار مورد اولی ، متاثر از ترمینولوژی ِ روانشناسی یونگ است که موجبات تقویت ادبیات ِ شعری را در عرصه جهانی به وجود می آورد. حال می توان گفت آقایانی که در گور ِ تذکره های تاریخی ، ناسی با وزن - فع - لن - فع - لن - راه انداخته اید و به نظم دهندگان ِ "اشتر به شعر عرب در ح است طرب - سعدی " می پیوندید ! که شعر را معشوقه ی متعهد به ِ وزن عروضی می پندارید : [این خیانت ِ کاری رام و عادی شده ی امثال فراهیدی در شعر ایرانی است حتی ] آیا شعر قبل از اگر گات ها نیست و اگر سروده ها و تعالیم زردتشت نیست و غیره... آنجا موسیقی به شکلی آزادتر مقدمه ای برای "رَستم از مفتعلن مفتعلن " ایجاد نکرده است ؟ نیما و شاملو در توسعه ی این تئوری و رام ِ وزن آزاد سهم ِ زیادی در ادبیات ایران داشته و دارند در کتاب تحلیلی تعریف و تبصره ، حتی نظریات ِ نیما [که فرد وزن گرا - آن تلقی اش را در حرفهای همسایه فراموش نکرده متاسفانه که : شعر ِ بی وزن ، شعر بدون استخوان است و وجود ندارد ...] چرا این دست از دیدگاه تحقیقی در خصوص آن سویه ی متجددانه ی نیما را مورد تامل قرار نداده که حتی این پیرمرد حکیم و شاعر ِ جهانی - تعریف ِ خود را در باره مکانیزم موسیقایی شعر سپید بیان کرده است؟ آنجا که در نامه به شین پرتو (نقل ازحافظه ) گفته است :" ... برای شعر شما نمی توان درخواست افاعیل و ارکان عروضی کرد شعر شما در واقع یک نثر آهنگ دار است اگر به شما گفتند که چرا آهنگین نوشته اید بگویید به این سبب که نمی خواستم بی آهنگ بنویسم... " زور ِ شهرت ِ آن که ناظم است و شاعر تلقی می شود را سابقا شاملو در های بجا مانده از خود بیان کرده است اینجا دلبستگی ِ خاص من به [بامداد] یک مسئله ی عمومی است میان شاعران ِ انقل . امروز نیز این توهین ِ تاریخی ِ سده های پیشین هنوز در حال حکومت است و امروز باز بدون بازنگری ِ ارزش به ارزی نیما از وزن و نمونه های عملی این تئوری درشعر بامداد، وزن ِ انحطاطی به نام "عروض " همچنان ارزش ِ شاعرانه تلقی می شود ... یادداشت آرمان میرزانژاد



مشاهده متن کامل ...
توافق هسته ای و اسطوره ای شدن شخصیت محمدجواد ظریف (قسمت سوم)
درخواست حذف اطلاعات

مرحله ی سوم: شکل گیری ایماژ ظریف به منزله ی قهرمان ملی

نظریه پردازیِ میرچا الیاده، اسطوره شناس و دین پژوه نامدار رومانیایی، درباره ی ربط بین اسطوره و زندگی معاصر می تواند پرتو روشنی بر استحاله ی ظریف به قهرمانی اسطوره ای بیفکند. با توجه به این که اسطوره داستانی خیالین است که با تفکر انسان های اولیه ی متعلق به گذشته های دور انطباق دارد و حال آن که پیشرفت های فناورانه در جامعه ی مدرن نمی تواند با آن نوع تفکر بدوی سازگاری داشته باشد، در بدو امر این طور به نظر می رسد که شه ی اسطوره مبنا در زمانه ی ما محلی از اِعراب ندارد. اما بنا به استدلال الیاده، اسطوره ها الگوهایی از رفتار را به انسان معاصر ارائه می دهند که اکثر ما ناخودآگاهانه تحت تأثیر آن قرار می گیریم و در رفتارمان بازتولید می کنیم. وی در کتاب اسطوره، رؤیا و رمز و راز می نویسد: «قهرمانان، خواه واقعی و خواه خیالی، نقش مهمی در شکل گیری [ذهنیت] نوجوانان ایفا می کنند. این قهرمانان می توانند شخصیت های ماجراجوی داستان های پُرحادثه، قهرمانان میدان های جنگ، بازیگران محبوب های سینمایی و غیره باشند. هر چقدر سن مان بیشتر می شود، به همان میزان این اسطوره پردازی هم [در ضمیر ناخودآگاه ما] غنی تر می شود». به عبارتی، قهرمانان اسطوره ای امکانی برای خیال پروری و همذات پنداری فراهم می کنند که برای انسان معاصر، انسان سرخورده از واقعیت های سخت زمینی، بسیار مغتنم است زیرا مرهمی بر آلام روحی و روانی او می گذارد. از این حیث، اسطوره ای شدن ظریف حکایت از نهانی ترین امیال جمعی انی دارد که برای پایان یافتن تحریم های بین المللی و بهبود وضعیت زندگی شان چشم امید به ظهور یک قهرمان داشتند. بازنمودی از این قهرمان سازی اسطوره مبنا را در کاریکاتور زیر می توان دید:

در پیش زمینه ی این کاریکاتور آقای ظریف با استفاده از استعاره ای تصویری با شخصیت اسطوره ای آرش کمانگیر ی ان پنداشته شده است (جابه جایی در محور عمودی یا جایگزینی نشانه ها). اما نکته ی مهم تری که در تحلیل نشانه شناختی این کاریکاتور نباید از آن غفلت کرد، نقشه ای است که در پس زمینه به چشم می خورد. با اندکی دقت متوجه می شویم که این نقشه ی ایران امروز نیست، بلکه قلمرو گسترده ی امپراتوری ایران باستان را به نمایش می گذارد. این کاریکاتور که به سرعت وارد چرخه ی بازنشرها در فضای مجازی شد، در اصل طرحی بود که در پی توافق ایران و شش قدرت جهانی در صفحه ی اول شماره ی روز ۲۳ تیرماه ۹۴ رو مه ی قانون و با عنوان فرعی «از آرش تا ظریف» انتشار یافت:

همچنان که از تصویر فوق پیداست، تیتر اصلی رو مه ی قانون برای این طرح، ذیل عنوان فرعی «از آرش تا ظریف»، عبارت بود از: «ما برای این که ایران گوهری تابان شود، خون دل ها خورده ایم». این عنوان در واقع نقل قولی است از مصرعی در شعر معروفی از زنده یاد نادر ابراهیمی که با صدای محمد نوری در قالب ترانه ای با عنوان «وطن» و توسط ار تر سمفونیک ملی ایران اجرا شده است. در بخشی از شعر این ترانه آمده است: «ما برای این که ایران خانه ی خوبان شود، رنج دوران برده ایم». تلمیح به شعر این ترانه ی میهنی که معمولاً در مناسبت های ملی از رادیو و تلویزیون پخش می شود، مبیّن وجود رگه ی قوی ای از احساسات ملی گرایانه در واکنش های ناخودآگاهانه ی جمعی مردم ایران است که با عملکرد ظریف در مذاکرات هسته ای در اذهان عمومی احیا شده و قوّت گرفته است، عملکردی که نشانه های مشهود در این کاریکاتور نشان می دهند کاملاً میهن پرستانه و یادآور دلاوری های قهرمانان اسطوره ای ایران است.

اسطوره از خیال پروری های انسان اولیه سرچشمه می گیرد، ولی به طرزی متناقض نمایانه نسبتی هم با تاریخ (رویدادهای حادث شده ی تاریخی و شخصیت های واقعی در تاریخ) دارد. در واقع، همان طور که میرچا الیاده هم متذکر می شود، اسطوره را نباید بی اهمیت شمرد و به قلمرو غیرواقعیت پس راند؛ اسطوره حلقه ی واسطی است بین ساحت خیال و عرصه ی واقعیت. به این ترتیب، نباید تعجب کرد که بخشی از اسطوره سازی هایی که حول شخصیت آقای ظریف انجام گرفته، مبتنی بر ی ان انگاری او با یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های تاریخ معاصر ایران، یعنی کبیر، بوده است. نمونه ای از این ی ان انگاری را در تصویر زیر می توان دید که با اضافه شدن جمله ی حمایت آمیز «خدا قوّت مرد هسته ای» توسط عده ی زیادی از کاربران در اینترنت به اشتراک گذاشته شد.

این ایماژ در واقع برگرفته از طرحی بود که در تاریخ ۲۳ تیرماه ۹۴ (روز اعلام توافق جامع هسته ای) در صفحه ی اول رو مه ی آفتاب یزد منتشر شد (از این نکته ی دل مند نباید غافل شد که تصاویر آقای ظریف که غالباً از مطبوعات برگرفته شده اند، به میزان بی سابقه ای در فضای مجازی با دخل وتصرف های تأییدآمیز و مثبت از سوی کاربران بازنشر می شوند):

معناسازی نشانگانی این ایماژ از طریق بازنمایی ظریف در لباس کبیر صورت گرفته است. کبیر، صدراعظم اصلاح طلب و تجددگرای ناصرالدین شاه قاجار، علاوه بر بنیان گذاشتن برخی از نخستین نهادهای مدنی مدرن در ایران مانند دارالفنون و رو مه ی وقایع اتفاقیه، در عرصه ی سیاست خارجی ضمن گسترش روابط با کشورهای دیگر، بر حفظ عزت و اقتدار ملی پافشاری می کرد و اعتقاد داشت با اتخاذ سیاست موسوم به «موازنه ی منفی»، می بایست جلوی زیاده خواهی هر دو قدرت بزرگ استعماری آن زمان یعنی روسیه و انگلستان را گرفت. این اشاره به تاریخ معلوم می کند ر که ظریف در این طرح بر تن کرده و کلاهی که بر سر دارد، چگونه نقش دال هایی را ایفا می کنند که مدلول شان برخورداری او از حکمت و خِرَد و میهن دوستیِ سیاستمدار دانا و بابصیرتی همچون کبیر است. به بیان دقیق تر، کلاه و ر که هر ایرانی با دیدن این طرح با شخصیت کبیر تداعی می کند، حکم مجاز مرسلی را دارند که خصوصیات این قهرمان ملی را به شخص ظریف تسرّی می دهند. انتقال خصوصیات کبیر به ظریف در این تصویر، با استفاده از صنعت ادبی «تلمیح» (اشاره به شخصیت، متن یا رویدادی تاریخی، ادبی و غیره)، همچنین رابطه ای بینامتنی بین این تصویر (به منزله ی متن ثانوی) و تصویر معروف کبیر در همین ردا و کلاه (به منزله ی متن اولیه) برقرار کرده است. یکی شدن هویت ظریف با هویت این شخصیت تاریخی تلویحاً اسطوره ای را درباره ی او تقویت می کند که مطابق با آن، ظریف به طریق اولی از بینشی حکیمانه و درایتی تاریخی برخوردار است. بی دلیل نیست که عنوان مطلبی که این تصویر در رو مه ی آفتاب یزد همراه با آن منتشر شد از این قرار بود: « کبیر عصر ما». تحلیل نشانه ـ اسطوره شناختی این ایماژ روشن می کند که چرا در شادمانی های کارناوال گونه ی شب ۲۳ تیرماه، همین تصویر به طور گسترده در دست مردمی که از خوشحالی بابت توافق هسته ای به خیابان ها آمده بودند به چشم می خورد:

مشابه همین رابطه ی بینامتنی بین تصاویر ظریف و کبیر را می توان در تصویر دیگری دید که در تاریخ ۲۴ تیرماه ۹۴، یک روز پس از اعلام توافق جامع هسته ای در ژنو، با عنوان بزرگ «آغاز عصر ایرانی» در صفحه ی اول رو مه ی ابتکار منتشر شد. این عنوان، با دل های آشکارا ناسیونالیستی اش، مناسبت تام وتمامی با تصویر همراه با آن دارد که در واقع تلفیقی است از چهره ی ظریف و مصدق، شخصیتی که به دلیل مبارزاتش بر ضد استعمار انگلستان و برای ملی شدن صنعت نفت، در حافظه ی جمعی ایرانیان معاصر به تمثالی از ملی گرایی و دفاع از منافع ملی در برابر چپاولگری های قدرت های بیگانه تبدیل شده است. اما علاوه بر این بینامتنیّت، تصویر مورد نظر حاوی نشانه ها و سازوکارهای معناسازانه ی مهمی است که بجاست با تفصیل بیشتری از منظر نشانه شناسی تحلیل شان کنیم:

اصل صوری (شکلی) حاکم بر این تصویر، حفظ موازنه بین دو ی راست و چپ آن است. تصویرهای ظریف و مصدق بسیار هوشمندانه انتخاب شده اند و دقیقاً همین موازنه (قرینگی یا توازی) را القا می کنند، زیرا سوژه ها در هر دو تصویر سر خود را اندکی به چپ مایل کرده اند و حتی چشم های شان در زاویه ای مناسب همسو به نظر می رسد. ظریف به همان افق دوری چشم دوخته است که مصدق به آن نظر داشت. این موازنه و همسویی حکم دالی را دارد که مدلول آن عبارت است از همفکری، همراهی، یا کلاً سیاست های مشابه و قیاس شدنی. اگر مطابق با تعریف سوسور نشانه را تلفیقی جدانشدنی از دال و مدلول بدانیم (مانند دو روی یک ورق کاغذ)، آن گاه باید گفت حاصل آمیختگی دال و مدلول در این تصویر عبارت است از نشانه ای که تشابه، قرینگی یا توازی جایگاه ظریف با جایگاه مصدق در تاریخ معاصر ایران را دل می کند. در تصویر مورد بررسی ما، دل های این نشانه ی محوری با دو نشانه ی جانبی (حاشیه ای) تقویت شده اند: علامت انرژی هسته ای در گوشه ی سمت راست تصویر (جایی که نیمی از صورت ظریف را می بینیم) و علامت بشکه ی نفت در سمت چپ تصویر (جایی که نیمی از صورت مصدق را می بینیم). برحسب تقسیم بندهای نشانه در نظریه ی فیلسوف و نشانه شناس یی چار ساندرز پِرْس می توان گفت بشکه ی نفت در سمت چپ نشانه ای از نوع موسوم به «شمایل» است که بر اساس مشابهتْ معناسازی می کند و علامت انرژی اتمی در سمت راست نشانه ای از نوع موسوم به «نماد» است که بر مبنای عرف و قرارداد معنای خود را به ذهن بیننده متبادر می کند. توازی این دو نشانه حاکی از وضعیت تاریخی مشابهی است که ایران امروز با ایران زمان مصدق دارد. در هر دو برهه ی زمانی، حقوق و منافع ملی ما توسط قدرت های بیگانه تهدید شده است. اما نشانه های به کاررفته در این تصویر چنین القا می کنند که اگر امروز به درایت ظریف اعتماد کنیم، به همان نتیجه ی تاریخی ای خواهیم رسید که با اعتماد به درایت مصدق رسیدیم. در واقع، جفت همنامی که تاریخ معاصر ما به خود دیده است (محمد مصدق و محمدجواد ظریف) به یک میزان قابل اعتمادند و محمدِ معاصر می تواند همچون محمدِ ماضی کشتی مملکت را از گرد که در آن گرفتار آمده است خارج کند.

ی ان انگاری موقعیت تاریخی امروز (مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته ای ملت ایران) با موقعیت تاریخی دوره ی مصدق (مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت) موضوعی است که با نشانه های شمایلی در تصویر زیر از جلد مجله ی آسمان هم کاملاً مشهود است:

این طرح از دو نظر به تصویر استفاده شده در رو مه ی ابتکار شباهت دارد. یکی این که عنوان درشت ذیل آن («گذار از مصدق به ظریف») حکایت از همان قرینگیِ تاریخی ای دارد که در تحلیل تصویر رو مه ی ابتکار توضیح دادیم. دو دیگر این که کارکرد رنگ به منزله ی دال در این جا کاملاً مشابه کارکرد آن در تصویر رو مه ی ابتکار است. هم در رو مه ی ابتکار و هم در مجله ی آسمان، تصویر مصدق به صورت سیاه وسفید آورده شده، حال آن که تصویر ظریف رنگی است. به تأسی از تکنیک متداول در بسیاری از های سینمایی که صحنه های فلاش بک را به صورت سیاه وسفید به نمایش می گذارند تا این تمهید نشانه ای از بازگشت به گذشته باشد، استفاده از تصویر سیاه وسفید مصدق القاکننده ی مقطعی از تاریخ گذشته است و متقابلاً استفاده از تصویر رنگی ظریف اشارتی است به برهه ی کنونی از زمان. به این ترتیب، هر دو تصویر بین گذشته و حال از یک سو و مصدق و ظریف از سوی دیگر ارتباطی مفهومی برقرار می کنند و در واقع بین این دو شخصیت قائل به نوعی همذات پنداری می شوند. حمل تصاویر مصدق و ظریف توسط انی که در شب اعلام توافق جامع هسته ای با در خیابان های تهران دست به ابراز شادمانی زدند نشان می دهد که فقط این رو مه و آن مجله نبودند که ظریف را قهرمانی ملی و به تعبیری مصدق زمانه ی ما می پنداشتند:

حاصل این اسطوره ای شدن را در طرح زیر می توان دید که با عنوان حماسی «فاتحان هسته ای ایران» در شماره ی روز ۲۳ تیرماه ۹۴ رو مه ی شهروند انتشار یافت:

این طرح که بعید نیست با الهام از تصویر معروفی کشیده شده باشد که چند سرباز یی را در جریان جنگ جهانی دوم در حال تلاش برای به اهتزاز درآوردن پرچم بر فراز تپه ای در جزیره ی ایوو جیما در ژاپن نشان می دهد، ظریف و همکارانش در تیم مذاکره کنندگان هسته ای را در حال جِدوجَهد برای افراشتن پرچم ایران بر روی تپه ای مرتفع بازنمایی می کند. پرچم ملی، به منزله ی دال تعلقات میهنی و مجاز جزءبه کل برای وطن، در دستان قدرتمند تیم مذاکره کنندگانی فاتحانه به اهتزاز درمی آید که ی شان را آقای ظریف به عهده دارد. در این جا باز هم وی در نقش قهرمانی حماسی ظاهر می شود که منافع ملی را صیانت می کند و با تدبیر و حکمت دشمنان را ش ت می دهد.

ادامه دارد



مشاهده متن کامل ...
تقویم نمایشگاههای داخلی 93
درخواست حذف اطلاعات
تقویم نمایشگاههای داخلی 93
ردیف
عنوان
تاریخ
نام مجری
1
نهمین دوره مسابقات بین المللی ربوکاپ آزاد ایران
دوشنبه -
93-01- 18 93-01-22
کمیته ملی ربوکاپ ایران
88053368-88053144
www.iranrobocup.ir

2
اولین نمایشگاه نقش آفرینی ن در توسعه پایدار با تاکید بر اقتصاد مقاومتی

شنبه –
01-30- 93
93-02-02

وزارت صنعت ، معدن و تجارت ایران
3
اولین نمایشگاه تجهیزات و مواد آزمایشگاهی ساخت ایران (iran lab)


یکشنبه - چهار شنبه
93-02-07
93-02-10
معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری
66563224-83532135
4

نوزدهمین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز، پالایش وپتروشیمی iran oil show2014))


-
93-02-16 93-02-19
روابط عمومی وزارت نفت
88805172-88925698
88895554
www.iranoilshow.org

5
هفدهمین نمایشگاه بین المللی تجهیزات پزشکی،دندانپرشکی و داروئی و آزمایشگاهی(iran health)

پنج شنبه - یک شنبه
93-02-25 93-02-28
شرکت خدمات نمایشگاهی صنعت سلامت
88981226
ww.iranhealthexhibition.org

6
بیستمین و یکمین نمایشگاه بین المللی مواد شوینده، پاک کننده، بهداشتی، سلو ی و ماشین آلات وابسته (iran beauty & clean)

دو شنبه - پنج شنبه
93-02-29 93-03-01
شرکت سامع پادنوین
26409902-5
www.spnco.net

7
دومین نمایشگاه بین المللی حمل و نقل و صنایع ریلی ایران

دو شنبه - پنج شنبه
93-02-29 93-03-01
شرکت نمایشگاهی میلاد نور
22254250
www.miladfair.com

8
اولین نمایشگاه بین المللی فناوری و نوآوری

-یکشنبه
93-03-04
93-03-02

پارک فن آوری پردیس
شرکت میلاد مبتکر شرق
88530751-3
www.miladgroup.net
9
بیستمین و یکمین نمایشگاه بین المللی صنایع کشاورزی، موادغذایی، ماشین آلات و صنایع وابسته (iran agro food2014)

–دو شنبه
93-03-09 93-03-12
شرکت پالار سامانه
88205735-88786689
www.palarsamaneh.com

10
هشتمین نمایشگاه بین المللی بورس، بانک و بیمه

یکشنبه- چهار شنبه
93-03
93-03-21
شرکت اطلاع رسانی و خدمات بورس
84083700
www.iranfinex.com
11
سومین نمایشگاه بین المللی صنایع دستی

دوشنبه-یک شنبه
93-03-19
93-03-25
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
شرکت درسا نقش پارس
88000428
12
ششمین نمایشگاه بین المللی سنگ ، ماشین آلات و تجهیزات مربوطه


93-03-27
93-03-30
انجمن سنگ ایران
88091913
13
بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کاشی، سرامیک و چینی بهداشتی

یک شنبه-چهار شنبه
93-04-01 93-04-04
شرکت پویا نگار سرام پارسیان
5 - 88214264
www.irancerps.ir

14
دوازدهمین نمایشگاه بین المللی صنایع و تجهیزات آشپزخانه، ، سونا و است

یک شنبه-چهار شنبه
93-04-01 93-04-04
شرکت بین المللی بازرگانی و نمایشگاهی تهران
22719540
www.titexgroup.com
15
دومین نمایشگاه بین المللی ابزار آلات کارگاهی و ماشین ابزار

چهار شنبه-شنبه
93-04-04 93-04-07
شرکت حقیقت مهررایا
88988796
www.hmraya.ir

16
چهارمین نمایشگاه بین المللی لوله و اتصالات ،ماشین آلات و تجهیزات وابسته

چهار شنبه-شنبه
93-04-04 93-04-07
شرکت چیستا
22924526-22264095
www.chistafair.com

17
بیست و سومین نمایشگاه بین المللی مبلمان منزل(هاف )

– دوشنبه
93-05-10
93-05-13
18
چهاردهمین نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان

یکشنبه – چهار شنبه
93-05-19
93-05-22
19
بیست و سومین نمایشگاه فرش دستباف

شنبه –
93-06-01
93-06-07
شرکت بازرگانی بین المللی ایدرو
88889236
www.idro-fair.com
20
ششمین نمایشگاه بین المللی انواع کف پوش، موکت و فرش ماشینی و صنایع وابسته

شنبه -
93-06-15 93-06 21
پنجمین نمایشگاه بین المللی مادر ،نوزاد ،کودک mbc 2014

شنبه -
93-06-15 93-06
شرکت نمایشگاهی میلاد نور
22254250
www.miladfair.com
22
دومین نمایشگاه بین المللی فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال

شنبه -
93-06-15 93-06
شرکت همایش گستران ایماژ
88175809
www.itdmex.ir
23
سیزدهمین نمایشگاه بین المللی ماشین آلات و مواد اولیه بیسکویت، شیرینی و شکلات ایران

دو شنبه- پنج شنبه
93-06-24
93-06-27
شرکت نمایشگاهی ماندگان تجارت شیرین
88753436-7
www.irananacm.com

24
هشتمین نمایشگاه بین المللی صنعت آرد و نان

دو شنبه- پنج شنبه
93-06-24
93-06-27
گروه تجارت و اطلاعات کوشا
88070833-88070693
www.ibex.ir
25
اولین نمایشگاه صنعت نمایشگاهی

دو شنبه- پنج شنبه
93-06-24
93-06-27
26
نهمین نمایشگاه بین المللی ایران پلاست

پنج شنبه - دوشنبه
93-07-03
93-07-07
27
چهاردهمین نمایشگاه بین المللی صنعت تهران

دو شنبه – پنجشنبه
93-07-14
93-07-17

شرکت بازرگانی بین المللی ایدور
88889236
www.idro-fairs.com

28
پانزدهمین نمایشگاه بین المللی صنایع مخابرات و اطلاع رسانی(تلکام)

دو شنبه – پنجشنبه
93-07-14
93-07-17
شرکت پالارسامانه
88205735-88786689
www.palarsamaneh.com

29
هفتمین نمایشگاه بین المللی فناوری نانو

دو شنبه – پنجشنبه
93-07-14
93-07-17
معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری
66563224-83532135
30
نهمین نمایشگاه بین المللی ماشین آلات ، مصالح ساختمانی ،معدن و سنگ های تزئینی
(iran conmine2014)

– دو شنبه
93-07-25
93-07-28
31
سیزدهمین نمایشگاه بین المللی تاسیسات ساختمان و سیستمهای سرمایشی و گرمایشی

– دو شنبه
93-07-25
93-07-28

شرکت نمانگر
88203020
www.iranhvac.com
32
سیزدهمین نمایشگاه بین المللی دام،طیور،فرآورده های لبنی و صنایع وابسته

یک شنبه – چهار شنبه
93-08-04
93-08-07 33
دومین نمایشگاه تخصصی سازه ها و نماهای ساختمانی

یک شنبه- چهارشنبه
93-08-04
93-08-07

شرکت تعاونی کارکنان نمایشگاه بین المللی
21912703
www.strufex.com
34
دوازدهمین نمایشگاه بین المللی حمل و نقل عمومی و خدمات شهری
یک شنبه – چهار شنبه
93-08-04
93-08-07
شرکت آوین افراز
22020248
www.avin-co.ir
35
چهاردهمین نمایشگاه بین المللی صنعت برق

شنبه –
93-08-17
93-08-20
شرکت را ار تجارت مدیریت کوشا
42917000
www.elecshow.ir


اولین نمایشگاه بین المللی پروژه ایران
شنبه -
93-08-17
93-08-20

36
بیستمین نمایشگاه بین المللی ماشین آلات ، مواد اولیه، منسوجات خانگی، ماشینهای گلدوزی و محصولات نساجی

دو شنبه – پنج شنبه
93-08-26
93-08-29
37
اولین نمایشگاه بین المللی چرم ،پوست و صنایع وابسته

دو شنبه – پنج شنبه
93-08-26
93-08-29
شرکت سامع پاد نوین
26409902-5
www.spnco.net
38
دهمین نمایشگاه بین المللی آب و تاسیسات آب و فاضلاب

دو شنبه – پنج شنبه
93-08-26
93-08-29
شرکت را ار تجارت مدیریت کوشا
42917000
www.watex.ir

39
نهمین نمایشگاه بین المللی قطعات خودرو، لوازم و مجموعه های خودرو

- دو شنبه
93-09-07
93-09-10
شرکت بازرگانی بین المللی ایدرو
88889236
www.idro-fairs.com

40
ولین نمایشگاه بین المللی بهداشت، ایمنی، محیط زیست و آتش نشانی و امداد و نجات

- دو شنبه
93-09-07
93-09-10
شرکت پتروایمن نعمت
44840153
41
یازدهمین نمایشگاه بین المللی متالورژی(فولاد، صنایع معدنی، آهنگری و ماشین کاری، قالب سازی و ریخته گری)

- دو شنبه
93-09-07
93-09-10

شرکت نمانگر
88203020
www.iranmetafo.com

42
بیستمین نمایشگاه بین المللی الکترونیک،کامپیوتر، تجارت الکترونیکی

دو شنبه – پنجشنبه
93-09-17
93-09-20
شرکت سهامی نمایشگاههای بین المللی ج.ا.ایران

43
پانزدهمین نمایشگاه بزرگ دستاوردهای پژوهش و فناوری کشور

یک شنبه- چهار شنبه
93-09-23
93-09-26
44
دومین نمایشگاه بین المللی صنایع مفتولی، سیم و کابل، اتصالات و ماشین آلات وابسته

یک شنبه- چهار شنبه
93-09-23
93-09-26
شرکت متحدان آریا
26206727
www.ariagroups.com
45
چهاردهمین نمایشگاه بین المللی رنگ، رزین، پوشش های صنعتی و کامبوزیت

چهارشنبه- شنبه
93-09-26
93-09-29
شرکت بانیان امید
22001749
www.ipcc.ir

46
ششمین نمایشگاه بین المللی قیر، آسف ، عایقها و ماشین آلات

چهارشنبه- شنبه
93-09-26
93-09-29
شرکت آسیا پاسارگاد
22768596
www.ampex.ir
47
یازدهمین نمایشگاه بین المللی تبلیغات، بازاری و صنایع وابسته

شنبه-
93-10-06
93-10-09
شرکت آوین افراز
22020248
www.avin-co.ir

48
بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی چاپ، بسته بندی و ماشین آلات وابسته

شنبه-
93-10-06
93-10-09
صنوف تولیدی و خدمات فنی تهران
85543110-2
www.iranpack-print.ir
49
پنجمین نمایشگاه بین المللی خانه مدرن، معماری داخلی و دکوراسیون

دوشنبه- پنج شنبه
93-10-15
93-10
شرکت نمانگر
88203020
www.midex.ir

50
ششمین نمایشگاه بین المللی در و پنجره و صنایع وابسته

دوشنبه- پنج شنبه
93-10-15
93-10
شرکت بین المللی بازرگانی ونمایشگاهی تهران
22719540
www.dowintech.com
51
نمایشگاه اختصاصی کشور ایتالیا

چهارشنبه - شنبه
93-10-24
93-10-27

52
چهارمین نمایشگاه بین المللی مبلمان اداری

چهارشنبه – شنبه
93-10-24
93-10-27 53
پنجمین نمایشگاه بین المللی محصولات و فناوری کشاورزی، گیاهی، ارگانیک و صنایع وابسته

چهارشنبه – شنبه
93-10-24
93-10-27
مانی تدبیر سازه
88705923
www.mtadbir.com
54
هفتمین نمایشگاه بین المللی سیمان، بتن، تکنولوژیهای ساخت و ماشین آلات وابسته

چهارشنبه – شنبه
93-10-24
93-10-27
شرکت مشکات تجارت یاس
88501801-2
www.meshkatgroup.com
55
چهاردهمین نمایشگاه بین المللی لوازم خانگی

- دو شنبه
93-11-03
93-11-06
انجمن لوازم خانگی
88746839-88744576
www.iran ociation.ir

56
دومین نمایشگاه بین المللی خشکبار ،آجیل ،میوه های خشک و صنایع وابسته

- دو شنبه
93-11-03
93-11-06
شرکت سایانمای پارسیان
26206727
www.sayaco.ir
57
سیزدهمین نمایشگاه بین المللی یراق آلات، ماشین آلات مبلمان و صنایع وابسته

یکشنبه – چهار شنبه
93-11-12
93-11-15

58
ششمین نمایشگاه بین المللی صنایع چوب و تجهیزات وابسته

یکشنبه – چهار شنبه
93-11-12
93-11-15
59
چهارمین نمایشگاه بین المللی صنایع آسانسور، پله برقی، بالابرها، نقاله ها، قطعات و تجهیزات جانبی

پنج شنبه –یک شنبه
93-11-23
93-11-26

شرکت سایانمای پارسیان
26206727
www.sayaco.ir
60
نهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری و صنایع وابسته

پنج شنبه –یک شنبه
93-11-23
93-11-26
شرکت بین المللی بازرگانی ونمایشگاهی تهران
22719540
www.titexgroup.com
61
چهارمین نمایشگاه بین المللی تجهیزات و خدمات اماکن تفریحی، شهربازی، پارکهای تفریحی و آبی

پنج شنبه –یک شنبه
93-11-23
93-11-26
62
سومین نمایشگاه بین المللی پوشاک

شنبه –
93-12-02
93-12-05
شرکت سامع پادنوین
26409902
www.spnco.net

63
هفتمین نمایشگاه بین المللی طلا، نقره، جواهر، ساعت و صنایع وابسته

شنبه –
93-12-02
93-12-05

64
چهاردهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست

دوشنبه – پنج شنبه
93-12-11
93-12-14

65
هفتمین نمایشگاه بین المللی انرژی های نو، تجدید پذیر ،بهر ه وری و صرفه جویی

دوشنبه – پنج شنبه
93-12-11
93-12-14
شرکت را ار تجارت مدیریت کوشا
42917000



مشاهده متن کامل ...
کنسرت احسان خواجه ی در تبریز
درخواست حذف اطلاعات

یک سفرنامه جالب و خواندنی با خواننده آلبوم «عاشقانه ها» و گروهش در کنسرت تبریز؛
احسان خواجه ی: کاش من هم بلد بودم برای شما «آذری» بخوانم
موسیقی ما – خواننده آلبوم «عاشقانه ها» در جدیدترین اجرای برنامه اش در تبریز روی سن رفت.

به گزارش «موسیقی ما»، احسان خواجه ی شامگاه 23 و 24 مرداد ماه در تالار «چیچک» تبریز روی صحنه رفت تا پذیرای دوستداران آذری زبان خود در این شهر باشد. این کنسرت که به همت موسسه «ندای ایماژ» و تهیه کنندگی «دومان صوفیانی» و «رضا کمالی» دراین شهر برگزار می شد، با تغییرات کمی و کیفی مشهود نسبت به اجراهای قبلی در این شهر روی صحنه رفت تا کیفیت این برنامه از همه لحاظ نسبت به اجراهای قبلی در این شهر بالاتر باشد.

احسان خواجه ی با اجرای گلچینی از قطعات محبوبش در این برنامه، بار دیگر توانایی های خود را در اجرای زنده به رخ کشید و با یک ار تر سرحال، که ی آنرا «هومن نامداری» بر عهده داشت اجرایی قابل قبول و قوی را روی صحنه برد.

خبرنگار «موسیقی ما» در تمام لحظات این سفر و این کنسرت گروه را همراهی می کرد و در ادامه سفرنامه کامل این برنامه را می خوانید:

ساعت 8:10 دقیقه صبح روز 23 مرداد، ترمینال دو فرودگاه مهرآباد، مکانی ست که همه اعضای گروه باید در کنار هم جمع شوند. تقریبا همه با چهره هایی خواب آلود سر وقت رسیده اند و کارت پرواز گرفته اند. در این بین «احسان خواجه ی» بیشتر از بقیه خواب آلود و خسته به نظر می رسد و «کار روی آلبوم جدید» دلیل اصلی این بی خو عنوان می شود. بچه های گروه شوخی شان گرفته و با هواپیمایی که قرار است پرواز به سمت تبریز انجام شود ع یادگاری می گیرند و در صفحات شخصی شان به اشتراک می گذارند. عمدتا هم با یک جمله مشترک: «داریم سوار هواپیما می شیم. اگه دیگه ندیدیمتون ما رو حلال کنید..!».

* خواب یک ساعته

در تمام لحظاتی که پرواز به سمت تبریز در حال انجام بود، همه اعضای گروه خواب ودند. خیلی ها حتی بی خیال پذیرایی و صبحانه نیز شدند و خواب را به هر چیزی ترجیح دادند. نوازنده های ار تر بادی در این بین از همه بیشتر انرژی داشتند و تنها اعضای ار تر احسان بودند که بیدار ماندند و تا لحظه آ به قول خودشان از استرس خواب شان نبرد!

* استقبال در فرودگاه
تیم برگزار کننده کنسرت در تبریز با تدارک یک مراسم جالب در فرودگاه، به استقبال گروه آمده بودند و با اهدای دسته گل به همه اعضای گروه به آنها خوشامد گفتند. همه بدون معطلی به هتل محل اقامت ترانسفر شدند تا بعد از استراحت و انجام برخی مراحل اداری، برای رفتن به سالن اجرای برنامه آماده شوند.

* کاریشیق!

تا ساعت حدود 14:00 همه اعضای گروه در خو راحت و عمیق بودند و خبر نداشتند که صاحبان یک رستوران ترکیه ای چه خو برایشان دیده اند! تهیه کننده های برنامه نهار ویژه ای را برایهمه اعضای گروه در یک رستوران ترکیه ای برای همه مهمانانشان تدارک دیده بودند و این غافلگیری باعث شد «ساوند چک» کمی به تاخیر بیفتد. «کاریشیق» که گلچینی ازکبابهای معروف ترکیه ای بود با دوغ محلی و نان داغ، غذای وسوسه آوری بود که با استقبال ویژه ای از سوی همه رو به رو شد.

* سالن
سالن محل برگزاری برنامه نسبت به کنسرت قبلی که در آن برگزار شده بود (کنسرت رضا صادقی)، تغییرات اساسی کرده بود. کف پوش سالن به کلی تعویض شده بود و صندلی های جدید و بهتر در آن مستقر شده بود. اعضای گروه به سرعت شروع به ساوند چک د و همه چیز با توجه به با تجربه بودن ار تر، در کمترین زمان ممکن به بهترین ح صورت پذیرفت. ار تر برای اجرای برنامه حاضر بود و برای تعویض لباس به اتاق ویژه ای که در نظر گرفته شده بود، رفت. یکی از خانم های مجری در شبکه استانی آذربایجان شرقی، پیش از اینکه احسان خواجه ی روی سن بیاید، رروی صحنه رفت و با زبان آذری جملاتی را در سالن در خوشامد گویی به خواجه ی و گروهش گفت و سپس صحنه را ترک کرد. حالا همه چیز برای برگزاری یک کنسرت قوی و پر انرژی حاضر و آماده بود...

* خوش گلیپسیز!
احسان خواجه ی بلافاصله پس از حضور روی سن، و پس از تشویق گرم حاضرین، رو به حضار گفت: «سلام، خوش گلیپسیز!». این خوشامدگویی احسان آن هم به زبان آذری باعث شد شدت تشویق ها چند برابر شود و این شروع انرژیک، نوید یک برنامه ویژه و قوی را از سوی این خواننده و ار ترش داد. خواجه ی قطعات پرطرفدارش را یکی پس از دیگری روی صحنه اجرا کرد و به مرور تسلط اش به سالن بیشتر و بیشتر شد و همین باعث شد که به خوبی بتواند «استیج گردانی» کند.

علی رغم «ساوند چک» موفق در سانس اول کمی کیفیت صدا پائین است و همین باعث شده اعضای ار تر به صدابردار برنامه تذکر هایی را بدهند. مردم ولی بدون توجه به این اتفاق، با شور و حرارت به تشویق هنرمند محبوبشان می پردازند تا خواجه ی با دیدن این همه انرژی مثبت رو به جمعیت بگوید: «یکی از بهترین اجراهای عمرم را تجربه می کنم و خوشحالم از اینکه در جمع هموطنان آذری ام می خوانم. کاش من هم بلد بودم و برای شما به زیان آذری می خواندم.»

این جمله های خواجه ی با استقبال شدیدحاضرین رو به رو شد تا این خواننده با انرژی بیشتری قطعات پارت دوم برنامه اش را اجرا کند. در اواسط برنامه قطعه ای بی کلام از سوی نوازنده های ار تر اجرا شد و مهارت بالای نوازنده های گروه، با تشویق های مکرر حاضرین رو به رو شد. هومن نامداری، همایون نصیری، هومن ، احسان نی زن، کامیار ماندگاریان، مهرداد کاظمی و ... نوازنده هایی بودند که با اجرای سلوهایی پرحرارت سالن اجرای برنامه را به شدت غرق در هیجان و انرژی مثبت د.

* قطعات پرطرفدار

پرنده، لحظه، احساس آرامش، برای آ ین بار و... از جمله قطعات پرطرفداری بودند که از سوی خواجه ی در سالن اجرا شد تا اجرای این خواننده در تبریز یکی از اجراهای خوب این خواننده پرطرفدار کشور لقب بگیرد.

خواجه ی در بخش هایی از این اجرا از انتشار آلبوم جدید اش خبر داد و اینکه به سختی در حال کار روی قطعات این آلبوم است.

بقیه ع ها در ادامه مطلب




مشاهده متن کامل ...
کنسرت احسان خواجه ی در تبریز
درخواست حذف اطلاعات

یک سفرنامه جالب و خواندنی با خواننده آلبوم «عاشقانه ها» و گروهش در کنسرت تبریز؛
احسان خواجه ی: کاش من هم بلد بودم برای شما «آذری» بخوانم
موسیقی ما – خواننده آلبوم «عاشقانه ها» در جدیدترین اجرای برنامه اش در تبریز روی سن رفت.

به گزارش «موسیقی ما»، احسان خواجه ی شامگاه 23 و 24 مرداد ماه در تالار «چیچک» تبریز روی صحنه رفت تا پذیرای دوستداران آذری زبان خود در این شهر باشد. این کنسرت که به همت موسسه «ندای ایماژ» و تهیه کنندگی «دومان صوفیانی» و «رضا کمالی» دراین شهر برگزار می شد، با تغییرات کمی و کیفی مشهود نسبت به اجراهای قبلی در این شهر روی صحنه رفت تا کیفیت این برنامه از همه لحاظ نسبت به اجراهای قبلی در این شهر بالاتر باشد.

احسان خواجه ی با اجرای گلچینی از قطعات محبوبش در این برنامه، بار دیگر توانایی های خود را در اجرای زنده به رخ کشید و با یک ار تر سرحال، که ی آنرا «هومن نامداری» بر عهده داشت اجرایی قابل قبول و قوی را روی صحنه برد.

خبرنگار «موسیقی ما» در تمام لحظات این سفر و این کنسرت گروه را همراهی می کرد و در ادامه سفرنامه کامل این برنامه را می خوانید:

ساعت 8:10 دقیقه صبح روز 23 مرداد، ترمینال دو فرودگاه مهرآباد، مکانی ست که همه اعضای گروه باید در کنار هم جمع شوند. تقریبا همه با چهره هایی خواب آلود سر وقت رسیده اند و کارت پرواز گرفته اند. در این بین «احسان خواجه ی» بیشتر از بقیه خواب آلود و خسته به نظر می رسد و «کار روی آلبوم جدید» دلیل اصلی این بی خو عنوان می شود. بچه های گروه شوخی شان گرفته و با هواپیمایی که قرار است پرواز به سمت تبریز انجام شود ع یادگاری می گیرند و در صفحات شخصی شان به اشتراک می گذارند. عمدتا هم با یک جمله مشترک: «داریم سوار هواپیما می شیم. اگه دیگه ندیدیمتون ما رو حلال کنید..!».

* خواب یک ساعته

در تمام لحظاتی که پرواز به سمت تبریز در حال انجام بود، همه اعضای گروه خواب ودند. خیلی ها حتی بی خیال پذیرایی و صبحانه نیز شدند و خواب را به هر چیزی ترجیح دادند. نوازنده های ار تر بادی در این بین از همه بیشتر انرژی داشتند و تنها اعضای ار تر احسان بودند که بیدار ماندند و تا لحظه آ به قول خودشان از استرس خواب شان نبرد!

* استقبال در فرودگاه
تیم برگزار کننده کنسرت در تبریز با تدارک یک مراسم جالب در فرودگاه، به استقبال گروه آمده بودند و با اهدای دسته گل به همه اعضای گروه به آنها خوشامد گفتند. همه بدون معطلی به هتل محل اقامت ترانسفر شدند تا بعد از استراحت و انجام برخی مراحل اداری، برای رفتن به سالن اجرای برنامه آماده شوند.

* کاریشیق!

تا ساعت حدود 14:00 همه اعضای گروه در خو راحت و عمیق بودند و خبر نداشتند که صاحبان یک رستوران ترکیه ای چه خو برایشان دیده اند! تهیه کننده های برنامه نهار ویژه ای را برایهمه اعضای گروه در یک رستوران ترکیه ای برای همه مهمانانشان تدارک دیده بودند و این غافلگیری باعث شد «ساوند چک» کمی به تاخیر بیفتد. «کاریشیق» که گلچینی ازکبابهای معروف ترکیه ای بود با دوغ محلی و نان داغ، غذای وسوسه آوری بود که با استقبال ویژه ای از سوی همه رو به رو شد.

* سالن
سالن محل برگزاری برنامه نسبت به کنسرت قبلی که در آن برگزار شده بود (کنسرت رضا صادقی)، تغییرات اساسی کرده بود. کف پوش سالن به کلی تعویض شده بود و صندلی های جدید و بهتر در آن مستقر شده بود. اعضای گروه به سرعت شروع به ساوند چک د و همه چیز با توجه به با تجربه بودن ار تر، در کمترین زمان ممکن به بهترین ح صورت پذیرفت. ار تر برای اجرای برنامه حاضر بود و برای تعویض لباس به اتاق ویژه ای که در نظر گرفته شده بود، رفت. یکی از خانم های مجری در شبکه استانی آذربایجان شرقی، پیش از اینکه احسان خواجه ی روی سن بیاید، رروی صحنه رفت و با زبان آذری جملاتی را در سالن در خوشامد گویی به خواجه ی و گروهش گفت و سپس صحنه را ترک کرد. حالا همه چیز برای برگزاری یک کنسرت قوی و پر انرژی حاضر و آماده بود...

* خوش گلیپسیز!
احسان خواجه ی بلافاصله پس از حضور روی سن، و پس از تشویق گرم حاضرین، رو به حضار گفت: «سلام، خوش گلیپسیز!». این خوشامدگویی احسان آن هم به زبان آذری باعث شد شدت تشویق ها چند برابر شود و این شروع انرژیک، نوید یک برنامه ویژه و قوی را از سوی این خواننده و ار ترش داد. خواجه ی قطعات پرطرفدارش را یکی پس از دیگری روی صحنه اجرا کرد و به مرور تسلط اش به سالن بیشتر و بیشتر شد و همین باعث شد که به خوبی بتواند «استیج گردانی» کند.

علی رغم «ساوند چک» موفق در سانس اول کمی کیفیت صدا پائین است و همین باعث شده اعضای ار تر به صدابردار برنامه تذکر هایی را بدهند. مردم ولی بدون توجه به این اتفاق، با شور و حرارت به تشویق هنرمند محبوبشان می پردازند تا خواجه ی با دیدن این همه انرژی مثبت رو به جمعیت بگوید: «یکی از بهترین اجراهای عمرم را تجربه می کنم و خوشحالم از اینکه در جمع هموطنان آذری ام می خوانم. کاش من هم بلد بودم و برای شما به زیان آذری می خواندم.»

این جمله های خواجه ی با استقبال شدیدحاضرین رو به رو شد تا این خواننده با انرژی بیشتری قطعات پارت دوم برنامه اش را اجرا کند. در اواسط برنامه قطعه ای بی کلام از سوی نوازنده های ار تر اجرا شد و مهارت بالای نوازنده های گروه، با تشویق های مکرر حاضرین رو به رو شد. هومن نامداری، همایون نصیری، هومن ، احسان نی زن، کامیار ماندگاریان، مهرداد کاظمی و ... نوازنده هایی بودند که با اجرای سلوهایی پرحرارت سالن اجرای برنامه را به شدت غرق در هیجان و انرژی مثبت د.

* قطعات پرطرفدار

پرنده، لحظه، احساس آرامش، برای آ ین بار و... از جمله قطعات پرطرفداری بودند که از سوی خواجه ی در سالن اجرا شد تا اجرای این خواننده در تبریز یکی از اجراهای خوب این خواننده پرطرفدار کشور لقب بگیرد.

خواجه ی در بخش هایی از این اجرا از انتشار آلبوم جدید اش خبر داد و اینکه به سختی در حال کار روی قطعات این آلبوم است.

بقیه ع ها در ادامه مطلب




مشاهده متن کامل ...
توافق هسته ای و اسطوره ای شدن شخصیت محمدجواد ظریف (قسمت چهارم)
درخواست حذف اطلاعات

مرحله ی چهارم: شکل گیری اسطوره ی ظریف به منزله ی منجی ملت

آ ین کارتونی که در بخش قبلی بررسی کردیم («فاتحان هسته ای ایران») مبیّن آغاز مرحله ی جدیدی از استحاله ی ایماژهای ظریف در رسانه ها و فضای مجازی است. در این مرحله، آقای ظریف به گونه ای بازنمایی می شود که گویی اهمیت و اعتبار توافق جامع ژنو کلاً از عملکرد شخص او یا از تد ر داهیانه اش سرچشمه می گیرد و ملت ایران نجات خود از مشکلات و گرفتاری های ناشی از دوازده سال تحریم های بین المللی را مدیون دمندی و شجاعت اوست. تقریباً از آ ین روزهای دور نهایی مذاکرات ژنو، ظریف آرام آرام به تجسمی مدرن از اسطوره ی دیرینه ی «منجی» تبدیل شد. این اسطوره که انواع گوناگونش را می توان در فرهنگ ها و ادیان مختلف سراغ گرفت، حول شخصیت قهرمانی شکل می گیرد که در اوضاع واحوالی بحرانی (غالباً حتی آ ا مانی) به یاری انسان های گرفتاری کشیده و بی حامی می آید و با فائق آمدن بر نیروهای اهریمنی، آنان را به رستگاری و شادکامی نائل می کند. منجی اسطوره ای همچنین از هوش و ذکاوتی سرشار بهره دارد، به گونه ای که قادر است تد ری خلاقانه برای رسیدن به مقصود در پیش گیرد. چنان که از این اشاره ی کوتاه پیداست، اسطوره ی منجی ربط مستقیمی به اسطوره ی قهرمان دارد؛ به بیان دیگر، منجی وماً اَبَرقهرمانی است که علاوه بر داشتن توانایی های فوق طبیعیِ بدنی می تواند هوشمندانه ترین تصمیمات را اتخاذ کند. چند روز پیش از حصول توافق جامع بین ایران و کشورهای ۵+۱، صفحه ای با هشتگ «#وقت_غیرت» توسط جمعی از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام راه اندازی شد که از جمله تصویر زیر از ظریف در آن به چشم می خورد:

در این تصویر، مچ انداختن همزمان ظریف با حریفان چندگانه ی پُرزور نشانه ای از قدرت اَبَرقهرمانانه ی او در اذهان عمومی است. نگاه فکورانه و آرامِ او و همچنین خم نشدن دستش به رغم فشاری که بر آن وارد می شود، حکایت از آن دارد که این اَبَرقهرمانِ مدبّر به خوبی می داند که چگونه این زورآزمایی را با پیروزی خود به پایان برساند.

تصویر فوق زمانی در اینستاگرام به اشتراک گذاشته شد که هنوز مذاکرات ادامه داشت، اما کارتون بعدی بلافاصله پس از اعلام توافق جامع تولید شد. دقت در نشانه های به کاررفته در این کارتون نشان می دهد که از هر حیث مکمل معنای تصویر قبلی است:

علاوه بر خنده ی شمایل گونه ی آقای ظریف (دالی برای راه وروش مسالمت آمیز وی در حل مسئله ی تنش آفرین هسته ای)، باید به این موضوع توجه کرد که حلقه ی گلِ انداخته شده به گردن وی، آمیزه ای از دو نشانه ی نمادین است: این حلقه ی گل به شکل علامت انرژی هسته ای تهیه شده است و در عین حال آویخته شدن آن بر گردن آقای ظریف تصویری از قهرمانان المپیک در دنیای باستان را به ذهن متبادر می کند. از جمله سنت های کهن الگویی (آرکتایپال) که امروزه هم در مسابقات ورزشی المپیک رعایت می شود این است که وقتی مدال آوران بر سکوی پیروزی می ایستند، حلقه گلی بر گردن آنان می آویزند. علامت پیروزی که آقای ظریف در این کارتون با بالا بردن دست هایش درست کرده، مقوّم دل هایی نشانگانی این طرح است. توازی و مشابهت این ایماژ با تصویر زیر ــ که نه یک کاریکاتور، بلکه ع ی واقعی از آقای ظریف است ــ بر این تحلیل نشانه شناختی صحّه می گذارد:

این ع در تاریخ ۱۰ مرداد ۹۴ (روز ملی فرهنگ پهلوانی و زورخانه ای) و در مراسمی گرفته شده است که طی آن با اهداء تندیس از آقای ظریف تجلیل به عمل آمد. در این مراسم، از طرف فدراسیون پهلوانی «پیراهن قهرمانی» نیز به ایشان اهدا شد که این جمله روی آن به چشم می خورد: «پهلوانان هسته ای متشکریم»:

به این ترتیب، ظریف به منجی ای اسطوره ای استحاله یافته که پیرو سایر نمونه های تاریخی این اسطوره ( کبیر و مصدق) و به تأسی از بازتاب های ادبیِ این اسطوره (رستم و آرش کمانگیر)، در زمانه ی بحران زده ی ما پیروزی ای بزرگ، در مقیاس بین المللی، در مواجهه با شش قدرت ستمگر جهانی برای ملت ایران به ارمغان آورده است. با از سر گذراندن این استحاله ی اسطوره ای، ظریف دیگر صرفاً دیپلماتی کاردان نیست، بلکه در هیأت یک اَبَرقهرمان و نجاتبخشِ ملت در ناخودآگاه ما جای می گیرد. مطابق با این تلقی ناخودآگاهانه، نقش ظریف در حل هوشمندانه ی مناقشه ی هسته ای به قدری برجسته و تعیین کننده بوده است که دشمنان ملت ایران بیش از هر چیز از شخص او واهمه دارند. انعکاسی نشانگانی از این تلقی را در کاریکاتور بسیار دل مند زیر می توان دید:

این کاریکاتور رابطه ای بینامتنی با تصویر معروفی از بنیامین نتانیاهو دارد که وی را در حال سخنرانی در شصت وهفتمین جلسه ی مجمع عمومی ملل متحد در سال ۲۰۱۲ نشان می دهد. در آن سخنرانی، نتانیاهو با نشان دادن طرح گرافیکی از مراحل تولید بمب اتمی، مدعی شد که ایران با امتیازهایی که به علت مماشات کشورهای ۵+۱ دریافت کرده است، در مسیر خطرناکی پیش می رود که با دستی به سلاح هسته ای صلح و امنیت منطقه ی خاورمیانه و جهان را تهدید می کند. اما در کاریکاتور بالا که از هر حیث به ع معروف نتانیاهو مشابهت دارد، جای بمب هسته ای را تصویری از مذاکره کننده ی ارشد ایران محمدجواد ظریف گرفته است. این جابه جایی استعاری چنین القا می کند که «بمب» واقعی که نتانیاهو را (به منزله ی مجاز جزءبه کل برای همه ی دشمنان ملت ایران) هراسانده (چندان که در این کاریکاتور عرق از سر و روی او سرازیر شده)، در واقع آقای ظریف (به منزله ی منجی ملی ایرانیان) است که توانست با زیرکی خاص خودش قدرت های جهانی را وادار به پذیرش حقوق هسته ای ملت ایران و لغو تحریم ها کند.

ادامه دارد



مشاهده متن کامل ...
آخیر مهلت
درخواست حذف اطلاعات
کارگردان: قربانعلی طاهرفر

نویسندگان: نادر ساعی ور - قربانعلی طاهرفر

نور و تصویر: رضا پیشه احسان با تشکر از سیدجواد

آهنگساز: غلامرضا میرزازاده - محمد ملکی اصل

تنظیم تیتراژ شروع: سیامک رضوی

خواننده تیتراژ شروع: بابک نهرین

تنظیم تیتراژ پایان: بهمن میرزازاده

خواننده تیتراژ پایان: محمدرضا جدیری

شاعر تیتراژ شروع: زنده یاد یالقیز

تار: بهمن میرزازاده

بالابان - سرنا و کلارینت: اسماعیل برزگر

ناغارا - قوشا و قاوال: ائلوین سادات

سا فون: هادی جداری

تیمپو: یعقوب پرتوی

سینتی سایزر: محمد ملکی اصل

بالابان و کلارینت: غلامرضا میرزازاده

همخوانان: مهدی ناصری تهرانی - ماریا یزدانی

می و مسترینگ: حمید چشمه خاور - بهمن میرزا زاده

ضبط موسیقی: استودیو ندای ایماژ تبریز

تدوین: مجید حسن زاده فانید - مرتضی مقدس

صدابردار و صداگذار: هادی سلیمان زاده منفرد

دستیار صدا: محمدحسین رحیمی

ناظر کیفی: اصغر یوسفی نژاد

ناظر محتوائی: میرحسین ثروتمند

دستیار اول کارگردان: آرزو دهناد

دستیار دوم کارگردان: مهدی میرزائی

صحنه: شکوفه عطاری

برنامه ریز: زکیه جعفری

دستیار تهیه: یوسف جوانبخت

مدیر تولید: بهرام محرم زاده با تشکر از رسول ایرانزاد

دستیار نور و تصویر: علی چاوش - بهزاد فرشباف - آیدین علی پور

برقکار: بهمن ممی زاده

اتالوناژ: مسعود وطن خواه

طراح صحنه و لباس: کریم احمدی کمالی

دستیار صحنه: بهمن ممی زاده

جامه دار: مرضیه محمدزاده

خیاط: لاله مقنی علیزاده

دستیار لباس: راحله آسمانی

طراح گریم: سیدحسن سیدپور با تشکر از مریم رخام

طراح گریم و مجری گریم مرد: سیدحسن سیدپور

مجری گریم زن: راحله آسمانی - حوریه حبیبی

تیتراژ: حسین مالک بیرامی

تدارکات: اصغر محمدعلیپور حامد - سیروس احمدی - امید پورفتحی - نادر علیقلی پور - یعسوب واثقی - فرزاد شورائی

حمل و نقل: علی اریغ - حسین ابرکانی - اصغر علیقلی پور - بهمن ممی زاده - یوسف نامجو - یوسف اکبری

مشاوران نیروی انتظامی: رنجی دوست - حسین آبرون

مجری طرح: کانون نیستان

تهیه کننده: محمد رسولی نمرور

بازیگران:

بابک نهرین - هاشم چاووشی - علیرضا رنجی پور - ناصر هاشمی - حمیده مقدس زاده - ژیلا اصلانی - حمید مجدآبادی - بهمن تقی پور - فاطمه شکری - زیبا فرج الهی - رقیه نجف زاده - هادی تاج الدینی - پرویز توتونچی - حمید نیکنامی - پرویز ظرافت - محمد علیپور - ناصر حافظان - عباس نوروزی - محمد اسماعیل زاده - یوسف جوانبخت - بهرام عربیان - رحیم بلندی - فرید ادهمی - یاشار مظفرنیا - خلیلی - یوسف نامجو - عباس ملکی - یعقوب پرتوی - محمد پرتوی - یاسین عباس علی نژاد - فرشاد عیدی - صبا کثیری - یونس ولیپور - فریدی - امید پورفتحی - عزب دفتری - بهزاد فرشباف - زیور نیساری - نازیلا هاشمی - نیلوفر قدس فر - امید صابری - سهیل طالبی - الهه رنجی پور - زینب عبدی - رضا افروزی - کاردان حسنلو - محمد فا - محمد پاش گ - بهروز پرنیان - یاشار شاهی - رامین رضوی - معصومه خیابانی - علی اریغ - محسن ولیزاده - علی آبدار حسینی - شیردل - حیدر حسین زاده - حمیده توان - یونس ولیپور - فرهنگ حمیدی - فراز معین - میلاد مهدی زاده - یونس داداش پور - پویا جدیری - ارشادی - بهمن ضمیران - بختاوری - صمدی - وحید بختاوری - اعظمی - جعفر جهانگیری - فاطمه ل - رضا خلیلی نیک فرجام - مروتی - سعید - ملیحه دشتبان - محمد اله مددی - میلاد عزیزی - صفر باقرنژاد - مجید نصیری - علی قانونی - سولماز زندی - جعفر محمدسلامی - محمدرضا رعد - ابوالفضل رضوی زاده - اصغر بدری - سارا پناهی - محسن حسین پور - فاطمه محمدزاده - محمد یدی - علی پورکرمی - محمد حضرتقلی زاده - یوسف امیدی - نادر ممی زاده - فرشاد عبدی - امید ممی زاده - وحید محمدی - رحیم حضرتقلی زاده - قادر - حاج حاتم اسماعیلی - شهرام خزائی - مسعود ثابت نژاد - صابر امیدی - عباس فتوحی - وحید عباسی - علی اباذری - بهنام قرقره چی - وحید کبودی - حامد برزگری - گلی پور - علیرضا نژاد - علی اصغر پورعباس - حامد زلفی - احمد فرهمند - سپهر کریمی - اکبری - محمد فتحی - فرهاد احمدی جم - یاسین عباس علی نژاد - شکوفه فریدی - حسن محمدی - بهلول اسدزاده - مشایخی - صمد حسین پور - محمد مشایخی - سعید جانی زاده نمرور - علیرضا بختاوری - حسین نمروری - سعید بختاوری - سلیم رسولی - عظیم رسولی نمرور - مهدی رسولی - محمد مشتاقی - یعقوب سلیم پور - ری علافیه - رحیم جانی زاده - علی پورترمی - حامد جامع - یاسین عزیزی - هادی غفرانی - یوسف امیدی - احسان امران پور.

محصول: ۱۳۸۹ شبکه سهند

۱۳ قسمت.

«آخیر مهلت» حکایت جوانی به نام «مهلت» است که پس از فوت پدرش، عهده دار س رستی خانواده می شود. او که با خودروی فرسوده خود مسافرکشی می کند، پس از اعلام فرسودگی خودرو اش با عدم وسع مالی ای که دارد، ناچار به مسافرکشی با همان خودروی فرسوده ادامه می دهد اما بالا ه گرفتار پلیس می شود و با نداشتن توان مالی برای پرداخت مابه فاوت هزینه خودروی جدید، به کار پیک پیتزافروشی روی می آورد و در همین حال گرفتار دسیسه یک گروه خلافکار می شود و…



مشاهده متن کامل ...
از آن به وعده ی وصلم امیدوار کند/ که آن چه هجر نکرده ست، انتظار کند!
درخواست حذف اطلاعات

هر که به جایِ تو نیکو کرد، تو را بسته ی خود کرد و هر که با تو جفا کرد، تو را رسته ی خود کرد! رسته ای به از بسته ای!

ابوالمظفر جبال بن احمد ترمذی

(1)

نه نفس

نه مرگ

نه زندگیِ من هستی!

تو همان عمر منی

که سر نمی آیی!

(2)

هوا

نه هوایِ تک نفره

هوا

نه هوایِ دو نفره

هوا فقط

هوایِ گریه است!

(3)

می گویی: شعرهایت غمگین اند!

عزیزم!

زنی که آبستنِ اندوه است

هرگز شادی نمی زاید!

(4)

از تمامِ نقش هایِ زندگی ام

همین نقشِ بی تو بودن را

خوب بازی کرده ام!

به گمانم

باقی صحنه ها

بازی گر بدل داشتند!

چطور ممکن است

من معشوقه ی تو بوده باشم!

نسترن وثوقی

با تشکر از صفحه ادبی: بفرمایید شعر

به خودم قول داده ام هیچ وقت زیادی غمگین نباشم! یک جورهایی دیگر دلایلِ قانع کننده ای برای غمِ بسیار نمی بینم! برای شادی بی حد و حساب هم همین طور! نمی دانم چرا حرف هایی که دیگران را به خنده وا می دارد، عملن چندان تاثیری بر من ندارد! به زور با دهان بسته لبخندی می زنم که طرف را ناامید نکرده باشم. و تراژیک ترینِ حوادث، چنان که باید و شاید اشکم را درنمی آورد!

حتا بزرگ ترین اتفاقات دیروز چنان سطحی و پیش پا افتاده شده اند که گاهی شک می کنم به این که این من، همان منم! همان منی که با کوچک ترین ناملایمتی به گریه می افتادم؟

به گمانم یک بار که مصیبت زده می شوی، دیگر حتا بزرگ ترین دردها، در نظرت حقیر می شود! داشتم فکر می که چه اتفاقی ممکن است مرا طوری خوش حال کند که به بودنم معنا ببخشد؟ هر چه بیشتر فکر ، کمتر به نتیجه رسیدم! با خودم فکر دیگر باید به این حس هایِ معمولی عادت کرد. به خودِ معمولی ات، به آدم هایِ معمولی دورت! به همان هایی که دیگر هیچ حس هیجانی را در تو زنده نمی کنند! به مهربانی هایِ معمولی، به دشمنی هایِ معمولی! به خوشی ها و ناخوشی هایِ معمولی! به روزها و سوزهایِ معمولی!

حتا فکر ، به اتفاقاتی که خودِ پُر از شعر و شورِ تو را به این روز انداختند، هیچی حسی را در تو برنمی انگیزد! نه خشم! نه بُغض! نه کینه! نه حتا حس ترحم! فکر به حماقت بارترین صحنه هایِ زندگی ات! به شبی که خو دی و فردا هزار ساله از خواب برخاستی. خو دی؟ نه به گمانِ خودت خواب بودی! تو مُردی! بی گور و کفن! غسال و گورکن خودت بودی! هیچ فاتحه ای برایت نخواند، شدی فاتحه خوانِ خودت! بیل بیل خاک روی خودت ریختی! و بهترین سنگِ قبر را بر مزارت گذاشتی! هر روز بیدار شدی و سنگت را خودت شستی! هر پنج شنبه برای خودت گل بردی و تمام آرزوهای ات را برای خودت خیرات کردی!

با این حال، دریافته ام که خیلی از مُرده ها راه می روند، غذا می خورند، می خندند و گریه می کنند! تو تنها مرده ی متحرکی نیستی که طرح خنده را گوشه ی لب هایت دوخته باشی!

از این حرف ها بگذریم! به خاطر اجتناب از زدن این حرف هاست که نمی نویسم!

پی نوشت 1: ریشه از خاک برون است و ثمر می خواهی/ زهره ام را ترک و جگر می خواهی!/ نفیسه سادات

پی نوشت 2: عمری ست وفا ممتحن ناز و نیازست/ نی تیغ ز دستِ تو جدا شد، نه سر از ما!/ بی دل دهلوی

پی نوشت 3: گویند مرگ سخت بُوّد، راست گفته اند/ سخت است لیک سخت تر از انتظار نیست!/ شهریار

پی نوشت 4: مانند طرز فکر شما شاعرانه ایم/ پ ر «کلاغ پّرشدگانِ» زمانه ایم/ درویش ها به فقر خیانت نمی کنند/ ما دست های پوچ به یک هیچ قانع ایم/ احساسِ ما به زردی پاییز مبتلاست/ بنویس ما درخت مبادا جوانه ایم/ از ما ی به نان و نوایی نمی رسد/ بنویس که قرن هاست که بی آب و دانه ایم/ دنیایِ ما به چشمِ تو محدود مانده است/ ماها دروغ های بزرگِ زمانه ایم/ دل هایِ ما به صحنِ حرم خوش نمی شود/ ما هم چنان کبوتر بی آشیانه ایم/ ما «بی دلیل پای به دنیا نهادگان»/ مثل سیاه گریه ی تو بی بهانه ایم!/ هر چند اصل خلقتِ ما بی اساس بود/ تولید دست های همین کارخانه ایم/ مردانِ مرد مرگ یدند و تُف به ما/ که هم چنان، پلید ترین صُنعِ صانعیم/ .../ که هم چنان به سِفلگیِ خویش قانع ایم!/ علی اکبر یاغی تبار

پی نوشت 5: خسته ام بر شن زار ات خم می شوم/ این کودک از زمانِ تولد تا کنون نخو ده است!/ نزار قبانی

پی نوشت 6: مرگ همیشه خیلی آسان تر از عشق بوده است/ حتا « آراگون» هم می گفت: بدان که شبیه مرگ است، دوست داشتنِ تو/ همان کلماتی که شعله هایِ آتش اند!/ و روزگارِ شاعران، همیشه سیاه بوده است!/ و/ مرگ/ کخ در خیلی از شعرها و عشق ها/شانه ها بر موهایِ مان می زند/ عشق که گاهی اوقات به سان شهری مُرده است/ و این رفتنِ رو به زوال/ همواره عمیق تر می شود/تا به حال برایت، جای سوال نبوده/ چرا شاعران به یِ عشق مشهورند؟/ زیرا بیشتر از هر ی/ عشق را به دوش کشیده اند/ و من چون آبِ نگران از بستر خویش ام/ پیداست که برای عشق و مرگ تقلا می کنم!/ ایلهان برک/ برگردان سیامک تقی زاده

پی نوشت 7: شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی؟1؟/ سعدی

پی نوشت 8: هم دیگر را دوست بدارید، چیز دیگری جز این در همه عالم وجود ندارد! هم دیگر را دوست داشتن!/ ویکتورهوگو

پی نوشت 9: تنها هنگامی که خاطره ات را می بوسم/ درمی یابم دیری ست که مُرده ام/ چرا که لبانِ خود را از پیشانیِ خاطره ی تو سردتر می یابم/ از پیشانیِ خاطره ی تو/ ای یار جدا مانده از من!/ احمد شاملو

پی نوشت 10: باید امشب بروم بر سرِ یک بامِ بلند/ شهر را از خطر چشمِ تو اگاه کنم!/ محمدرضا طاهری

پی نوشت 11: در به در ات می شوم/ گور به گور/ اما نخواه/ برای مُردن فرصت زیاد است/ باید تو را زندگی کرد!/ مهدیه لطیفی

پی نوشت 12: از اسب افتادم ولی از اصلِ کاری نه/ از اشک های مادر، از چشم انتظاری نه.../علی رضا عاشوری

پی نوشت 13: عنوان پست از ملاملک قمی

پی نوشت 13: از آن که با دلِ ما کرده ای، پشیمان باش.../ حافظ

و در انتها از صفحه ی ادبی ایماژ و ژوان هم ممنونم و خیلی صفحات ادبی دیگر که من از لطف شان بی خبرم! آن قدر دیر این وبلاگ را به روز می کنم که فرصت نمی شود، تمام طرح ها و ابتکارات زیبای این گروه های را آپلود کنم.



مشاهده متن کامل ...
یادداشتی بر یک ترانه : منو نترسون
درخواست حذف اطلاعات

یادداشتی بر یک ترانه : منو نترسون



منو نترسون !
به من از روزهای کوتاه ، شبای سرد زمستون
زوزه ی سگ های ویلون ، شب خلوت خیابون
زیر سقفای ش ته ، رگ تند باد و بارون
گنجه های پر ز هیچی ، حسرت یه لقمه ی نون
بگو بگو با همیم ، ولی از دوریت نگو
منو نترسون
منو نترسون !
***
به من از سرفه ی برگا ، ی زخمی پاییز
ترس گنجشکای عاشق ، از مترسک های جالیز
سر موندن و نرفتن ، بوته با گلاش گلاویز
پٍُر پَرهای ش ته ست ، قفسای زرد پاییز
بگو بگو با همیم ، ولی از دوریت نگو
منو نترسون
منو نترسون !
***
به من از دستای تب دار ، لبای تناسه بسته
روی ریگ داغ دویدن ، با پای زخمی و خسته
دیدن مردی که زیر سایه ی خودش نشسته
با همه آوارگی هاش ، دل به موندن تو بسته
بگو بگو با همیم ، ولی از دوریت نگو
منو نترسون
منو نترسون !
***
ی که می پندارد
تمامی میوه ها زمانی می رسند ،
که توت فرنگی از انگور هیچ نمی داند !!!


از این پس قصد داریم که هر از چند گاه ، برخی از ترانه های ستار را بکاویم و بیشتر بشناسیم هر چند که این کاوش سرسرانه و مختصر باشد . پس بیایید با هم سفری دلپذیر داشته باشیم به بیشه ی دلربای این ترانه ها و سعی کنیم زیبایی های آن ها را بشناسیم و از این پس با شناختی بیشتر و عمیق تر گوش جان به آن ها بسپاریم . با ما همسفر باشید ! اولین ترانه ای که در این راستا برگزیده ام ، آهنگ شگفت " منو نترسون " است . شعر این ترانه از " محمد صالح علا " ست و آهنگساز و تنظیم کننده ی آن که این کار را با زیبایی هر چه تمام تر و مهارتی درخور انجام داده " منوچهر چشم آذر " می باشد .

" منو نترسون " تابلویی کوچک اما بدیع و زیباست . تابلویی از سه فصل چشم نواز زمستان ، پاییز و تابستان ( بهار کجاست ؟! ) . قصه نامه ی عاشقی که از محبوب خویش هرگونه سخنی را می پسندد اما از او می خواهد که از دوری و فراق سخنی نگوید که غم هجران یار تلخ ترین قصه هاست . " منو نترسون " شامل سه بند مجزاست که هر یک موجز و کوتاه یکی از فصول سال را توصیف می کند و در نهایت شعر ترجیع بند وار این ترانه به بیت ترجیعی می رسد که حامل پیام اصلی این ترانه است : اکنون که با همیم هر چه می خواهی بگو ، فقط از دوری و فراق سخنی نگو و موجبات ترس و اندوه مرا فراهم نکن ! پس با عاشقانه ای از نوع ناب آن طرف هستیم و سرانجام نیز این بند ها با دکلمه ای شگفت و معما گونه پایان می یابند : ی که می پندارد ... ! دکلمه ای بحث برانگیز که بخش مهم این یادداشت در برکاویدن آن است .

نکته ای که قبل از هر چیز باید به آن اشاره ای داشت آن است که تعداد قابل توجهی از ترانه های ستار مخلوطی از دو سبک پاپ و اصیل است . آن چنان که گفته اند : « ستار که به خوانندۀ پاپ معروف بود آهنگ هایی خوانده که کاملا هم پاپ نبود ، چیزی بود م ن موسیقی اصیل و پاپ یعنی آهنگ هایش را می توان در یکی از دستگاه های ایرانی پیاده کرد ، مثلا آهنگ " منو نترسون " در شور " لا " اجرا می شود یا همسفر در مایه ی بیات اصفهان است و یا خانه به دوش در آواز اصفهان می باشد . همچنین آهنگ مرا زیبا پرستی ( حسرت ) در شور اجرا می شود و ترانه های صید دل و با تو بودن در دستگاه چهارگاه ... » . بنابراین در ملودی و اجرای منو نترسون می توان نشانه هایی از گرایش به سبک اصیل را یافت که استفاده از ساز خوش نوای نی در این ترانه موید این قضیه است . اما آنچه بیش از ملودی به زیبایی و تاثیر بخشی این ترانه یاری رسانده شعر زیبای آن است که با قریحه ی خیال پرور محمد صالح علا پرورش یافته و تصاویری زیبا خلق نموده است و دیگر صدای خوش طنین و زلال ستار که صدای اوج جوانی اوست و در نتیجه سرشار از شور و زیبایی و سرمستی . پس ابتدا شعر سه بند این ترانه را مختصرا برمی کاویم تا آن گاه برسیم به دکلمه ی پایانی .


بند نخست : وصف زمستان است با رشته ای از مراعات نظیر یا تناسب در این باره : « روزای کوتاه » ، « شبای سرد » ، « زوزه ی سگ های ویلون » ، « شب خلوت خیابون » ، « سقفای ش ته » و « رگ ( رگبار ) تند باد و بارون » . این شبکه ی تناسب به دو تصویر یا ایماژ منتهی می شود که نشانی از فقر و تنگدستی دارد : « گنجه های پر ز هیچی » ( به تناقض یا پارادو موجود در این ترکیب دقت کنید ) و « حسرت یه لقمه ی نون » . پرسشی که مطرح است این است که آیا سخن گفتن از این موضوعات غمزده تا چه اندازه جالب است ؟ آن هم با معشوق ؟ اما بیت ترجیع به این پرسش پاسخ می دهد که شنیدن این سخنان از یار ، خوش تر از سر دادن نوای ج و دوری از جانب اوست . پس ای دوست ! هر چه می خواهی بگو جز سخن از هجران : زهر از قبل تو نوشدارو - از دهن تو طیبات است ! بند دوم : شعری زیباتر و سخته تر دارد . سخن از پاییز است ، شاعر با آفرینش تصاویری بدیع و با استفاده از زبان و بیانی هنری در چند مصراع کوتاه این چنین داد سخن داده است . بنگرید ترکیبات زیبا و بکر را در این بند : « سرفه ی برگا » ، « ی زخمی پاییز » ( به کاربرد آرایه ی تشخیص یا آدم نمایی در این بیت توجه کنید ) ، تصویر بوته ای که با گل هایش گلاویز است بر سر ماندن و نرفتن ! و قفس های زرد پاییز که سرشار از پرهای ش ته یا همان برگ های ریخته هستند ، همگی تصاویری زیبا و خیال پرورند . بند سوم : اشارات این بند به فصل تابستان است . « دستای تب دار » ، « روی ریگ داغ دویدن » و « لبای تناسه بسته » همگی القا کننده ی داغی و هرم تابستانند . ( تناسه : خشکی و شکاف های ریز و پوسته پوسته شدن لب بر اثر گرما و تشنگی ) . در این بند نیز تصویری جذاب خود نمایی می کند : دیدن مردی که زیر سایه ی خودش نشسته ! که نمودار اوج درماندگی و تنهایی یک انسان است که او را وادار ساخته در زیر سایه ی خودش بنشیند . تنها نکته ای که در این سروده قابل تامل است این می باشد که چرا شاعر به فصل بهار نپرداخته ؟ احتمال می رود که این قضیه برای ممانعت از طولانی شدن ترانه باشد و شاعر به سه فصل سال اکتفا کرده است . آن چه به طور کلی در مورد این سه بند می توان گفت آن است که شاعر در القای حس درونی خود موفق عمل کرده و با زبانی ساختار شکن ، شعری آفریده که در میان ترانه های ستار از بهترین هاست و به حق شایان تحسین .


***


اما آن چه در این ترانه بیش از هر چیز مایه ی شگفتی است دکلمه ی پایانی آن است که دستمایه ی بحث ها و گفت و گوهای فراوانی گشته و اظهارنظرهای گونه گونی را نیز پدید آورده است . نخست باید به این موضوع اشاره ای داشته باشیم که گوینده ی این دکلمه ستار نیست بلکه محمد صالح علا که سراینده ی این ترانه است ، دکلمه را نیز قرائت نموده است . کلام این دکلمه را به افراد زیادی نسبت داده اند از جمله آناتول فرانس ، ژان ژاک روسو ، اریش فروم ، پاراسلسوس فیلسوف سوئیسی ، افلاطون و غیره . از دیدگاه من ابتدا باید به دو نکته توجه داشت : نخست آن که آیا این دکلمه و کلام آن ربطی به اصل سخن و ترانه دارد یا نه . دیگر آن که این دکلمه را باید چگونه قرائت کرد ، زیرا آن گاه است که می توان در مورد معنای آن به قضاوت نشست .


در مورد سوال اول که آیا کلام این دکلمه ربطی به اصل ترانه دارد یا نه سندی وجود دارد که پاسخ گوی این سوال است و آن هم اظهار نظر ستار عزیز در این باره است . ایشان در یکی از برنامه های تلویزیونی پیش از انقلاب از آن جا که این دکلمه سوالات فراوانی را برانگیخته و برای مردم تبدیل به معمایی شده بود چنین فرمودند که « اصل این دکلمه از یک شعر آلمانی است اج شده و آقای صالح علا نیز از این شعر خوششان آمده و ترجیح داده اند که این دکلمه را در پایان این ترانه بگنجانند که نتیجه ی آن نیز رضایت بخش بوده است » . بنابراین در ظاهر باید گفت که این دکلمه نباید ربط چندانی با اصل کلام و ترانه داشته باشد اما سوال این جاست که چرا جناب صالح علا از این شعر خوششان آمده و تصمیم بر آن گرفته تا آن را در ترانه وارد کنند ؟ به نظر من حتما دلیلی داشته و معنای این دکلمه می بایست با اصل کلام نیز اگر چه نه به طور مستقیم اما دست کم به شکل تلویحی ارتباطی داشته باشد . این جاست که این سخن پذیرفتنی می نماید : همان طور که شاعر در سروده ی خود از ترس از ج سخن می گوید و به شیوه ای هنری می خواهد بگوید که انسان از ج غمگین می شود ، فحوای این دکلمه نیز می تواند این باشد که : نمی خواهم ترس بی خبر ماندن از تو وجودم را فرا بگیرد ؛ همان طور که این دو میوه هیچ گاه همدیگر را نمی بینند و یکدیگر را درک نمی کنند . پس این مقال بر این فرض ادامه می یابد که این دکلمه با اصل شعر و ترانه بی ارتباط نمی باشد .


در مورد سوال دوم و این که این دکلمه را به چند طریق می توان قرائت نمود باید بگویم که دوگونه قرائت می توان برای آن قائل شد و بدیهی است که هر قرائت معنی یا معناهای خاص خود را نیز خواهد داشت : ۱- قرائتی که اکثرا بدان قائلند و دکلمه ی جناب صالح علا در پایان ترانه نیز آن را تایید می کند : ی که می پندارد تمامی میوه ها زمانی ( در یک زمان ) می رسند ؛ ( باید بداند ) که توت فرنگی از انگور هیچ نمی داند ! با توجه به این قرائت ، معناهای زیر را از آن است اج کرده اند :


¤ متن دکلمه مربوط به عاشق و معشوقی است که از هم دور هستند و یکدیگر را نمی توانند ببینند ، مثل دو میوه ی توت فرنگی و انگور که هر دو مظهر زیبایی هستند و هر یک در دو فصل جداگانه می رسند ( توت فرنگی تقریباٌ آ بهار می رسد و انگور آ تابستان )


¤ بعضی انسان ها به قدری تک بعدی هستند که به غیر از باورهای خود هیچ چیزی را نمی پذیرند !


¤ توت فرنگی سمبل عقل و انگور سمبل عشق است ؛ به عبارتی دیگر عقل از عشق هیچ نمی داند یا عقل عشق را نمی شناسد . زمانی که توت فرنگی ( عقل ) می رسد ( یعنی به اوج خود می رسد ) تازه اول شکوفایی انگور ( عشق ) است .


¤ توت فرنگی میوه ای است که خیلی زود به باروری می رسد و مدت زیادی هم قابل نگهداری نیست ، بر خلاف انگور که از غوره به انگور و بعد به مویز تبدیل می شود ، یعنی با صبر و تحمل رنج فراوان به ماندگاری و پختگی می رسد . بنابراین این دو میوه ( و انسان هایی که این دو میوه نماد آن ها هستند ) با هم قابل قیاس نیستند .


¤ تمامی انسان ها زمانی که به بلوغ فکری واقعی می رسند ، درمی یابند هیچ اطلاعی از خصوصیات هم نوع و دوست چندین ساله ی خود ندارند .


¤ بیشتر میوه ها زمان رسیدنشان محدود است و بعد از پایان آن زمان دیگر ارزش خاصی ندارند و فاسد می شوند مثل توت فرنگی ، ولی انگور حتی بعد از اب شدن تبدیل به می شود و ارزش بالاتری می یابد و این که می گوید توت فرنگی از حال انگور خبر ندارد نشان دهنده ی دو انسان دور و جدا از هم می باشد .


¤ توت فرنگی نماد لو و فانتزی بودن است و در نتیجه از انگور که نماد مستی و مرد افکنی است چیزی نمیداند ، پس این دو میوه ، دو نماد هستند برای انسان های ناز پرورده و لو و انسان های آزموده و سختی کشیده .


¤ و ...

***


۲- اما قرائت دیگری نیز از این دکلمه می توان داشت که به نظر من سنجیده تر و با محتوای کلام سازگار تر است و تعقیدها و پیچیدگی های قرائت پیشین را نیز ندارد و از آن به نتیجه و معنای بهتری می توان رسید : ی که می پندارد تمامی میوه ها زمانی می رسند که توت فرنگی ؛ از انگور هیچ نمی داند ! به عقیده ی گروهی : « این جمله اشاره دارد به سخن معروف پاراسلسوس فیلسوف معروف سویسی که در مورد عشق و دانایی گفته است : آن که هیچ نمی داند به چیزی عشق نمی ورزد . آن که از عهده ی هیچ کاری برنمی آید ، هیچ نمی فهمد . آن که هیچ نمی فهمد ، بی ارزش است . ولی آن که می فهمد ، بی گمان عشق می ورزد ، مشاهده می کند ، می بیند ... هر چه بیشتر دانش آدمی در چیزی ذاتی باشد ، عشق بدان بزرگتر است ... هر که فکر کند همه ی میوه ها در همان وقت می رسند که توت فرنگی ، از انگور چیزی نمی داند ... » . بنابراین در این دکلمه منظور آن نیست که توت فرنگی چیزی از انگور نمی داند ، بلکه می خواهد بگوید که ی که فکر می کند همه ی میوه ها زمانی می رسند که توت فرنگی می رسد ، چیزی از انگور نمی داند که از این جمله نیز می توان برداشت های متفاوتی داشت که یکی از آن ها این است که انسان هایی که مرز فکری کوچکی دارند و فقط در محدوده ی زمانی و مکانی فهم و درک خود اسیر هستند ، هیچ لذت و بهره ای از زیبایی ها و لذت های دیگر نخواهند برد . متن زیر نیز برداشت زیبای دیگری از این دکلمه است که به عنوان حسن ختام این بخش به رویت دوستان می رسانم و امیدوارم که این مقال که با استفاده از نظرات این جانب و بسیاری از ستار دوستان عزیز فراهم گشته بتواند برای درک و فهم بهتر این دکلمه کمکی هر چند کوچک نموده باشد :


« ی که می پندارد تمامی میوه ها زمانی می رسند درحقیقت می خواهد به خود امید دهد به آینده ای پربار و یا به عبارتی دیگر می گوید : دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت ، دائماً ی ان نماند حال دوران غم مخور . و از این عبارت که توت فرنگی از انگور هیچ نمی داند چنین استنباط می شود که : توت فرنگی تنها میوه ای است که وجه تشابهات زیادی با قلب دارد . توت فرنگی قرمز است و قلب هم قرمز و قرمزی و سرخی در این جا نمادی از خون است . بر روی توت فرنگی خارهایی حک شده که در واقع زخم هایی ست از جور زمانه ی ناسازگار و مردم هزار چهره که بر روی قلب های همیشه منقلب حک شده است . درون توت فرنگی را که بشکافی همچون خون است و درون انسان های ناکام هم همیشه خونین است . ولی انگور : انگور در میان میوه ها حکم طبیب و مرهم را دارد که ناب اربعینه ی حاصله از آن ، یکی از هزار مرهم آن است . توت فرنگی از انگور هیچ نمی داند ، یعنی اگر می دانست دوای زخم های دل خون آلودش انگور است و خود را وصل به می و انگور می نمود ، زخم های دیرینش صد در صد درمان می شد و نیز با پیوند انگور و توت فرنگی دیگر حتی شکل و رنگ توت فرنگی نیز تغییر می کرد ... »



مشاهده متن کامل ...
♥♥♥سلام و احوال پرسی با المپیاداااا♥♥♥
درخواست حذف اطلاعات

خوب با نام و یاد خدا شروع میکنم به نوشتن به امید روزی که منم جزو ایی باشم که برای کشورم افتخاار ب کنم انشاءالله ...

خوب اول از همه از سرگذشت خودم مینویسم من به معنی کلمه عاشق درس خوندنم اصلا اگه بخوایید بهتر بگم من جز درس خوندن کار دیگه ای بلد نیسم!!!!خوب برم سر اصل مطلب این که چه جوری با المپیادو منابعش اشنا شدم

من سال سوم راهنماییم ینی پارسال داشتم واسه امتحان ورودی تیزهوشان علوم مبتکرانو میخوندم که متوجه شدم به ♥♥♥شیمی♥♥♥علاقه عجیبی دارم و زودتر از بقیه درسا میفهممش گذشتو گذشت تا این که امتحان استعداد درخشانو دادم از اون جایی که تستای شیمیمو خیلی زود و به راحتی میزدم بعد از امتحانات نهایی داد سوم راهنماییم شروع به خوندن ♥مورتیمرو چگونه مسائل شیمی را حل کنیم و شیمی دوم دبیرستان مبتکران♥تابستونم با خوندن این کتابا گذشتو ماه مهر فرارسید توی اون ماهم بدون هیچ دغدغه ای شییمی میخوندم تا این که اوایل آبان ماه زندگیم متحول شد اونم به وسیله یه فردی که تا بحال نه اسمشو شنیده بودم نه دیده بودمش!!!بعععله مدرسمون دو نفر از المپیادی های سال های قیل اصفهانو دعوت کرده بودن یکی شون مال ♥♥♥زیست♥♥♥و اون یکیم ♥♥♥نجوم♥♥♥اون روز من اصلا دوست نداشتم که به حرف های این دو نفر گوش بدم اما گوش دادم و فهمیدم که ریسکی که و دوسش دارم فهمیدم المپیاد میتونه بزرگترین ریسک توی زندگی یه نوجوون باشه حرفاشون برام جالب شد با خودم گفتم درسته که دارم الان شیمی میخونم اما بزار سوالی رو که از همون اولم توی ذهنم بودو بپرسم پس دلمو زدم به دریا و پرسیدم و اما سوال من چی بود«من دارم برای المپیاد شیمی میخونم اما با این حال شک دارم که شیمی بتونه آیندمو بسازه من دراینده با کمک خدا میخوام پزشکی بخونم اما فک نکنم شیمی زیاد توی پزشکی کاربرد داشته باشه و یه جیز دیگه ایم هست که من عاشق زیست و شیمیم اونم توی یه اندازه و استعدادمم توی هر دوتاش به یه اندازس . حالا به نظر شما من کار درستی که دارم شیمی میخونم؟؟؟؟؟»و خانم مهسا شفیع زاده رو به من کردو گفت «خوب اگه میخوای بری پزشکی برو زیست زیسته که ایندتو میسازه اما بازم برو روش فک کن!!!»من توی راه خونه توی سرویس کلی به حرفشون فکر و متوجه یه چیز خیلی جالبی شدم که من اصلا واسه امتحان استعداد درخشان زیست نخوندم!!!!و تصمیمی که گرفتم بسیار بسیار عجولانه بوده اون روز نمیدونم چه جوری توصیفش کنم اما میدونم ایندمو دادم به دست اون روزو اون حرف واز همین جا میخوام از خانم ♥♥♥مهسا شفیع زاده♥♥♥تشکر کنم و بگم مرسی که به من اهمیت دادینو به سوالم جواب دادین مرسیییییییییییییییییییییییی !!!!

فکر کنم دیگه معلوم شد الان چیکارمو چی میخونم بعععله درس بسیار زیبای ♥♥♥زیییییییییییییسسسسست♥♥♥و واقعا برای ایی که این درسو دوس ندارن متاسفم !خوب دیگه تا الانی که اینجا نشستم دارم واسه ♥المپیاد زیست♥میخونم و اوردن مدال و ب دانش توی زیر شاخه زیست شده امیدو ارزوی من برای تلاشو تکاپوی بیشتر!به همین مناسبت میخوام شمارو با المپیادا اشنا کنم شاید ی مثل مهسا خانووم پیدا نشه که راهنماییتون کنه پس مطالبی رو که تابستون امسال خوندم و با خوندن اونا متوجه شدم که منابع هر المپیادی چیه و سوالاش چه جورینو براتون میزارم به امید این که این مطالب بتونند کمکتون کنند و از هدر رفتن وقت با ارزشتون جلو گیری کنند!!!

اول از همه حق تقدم با درس شیرین زیسته(این مطلب برگرفته شده از سایت مدرسه المپیاد ایرانیان میباشد)

1-اگر از سال اول دبیرستان شروع می کنید:

اگر سال اول دبیرستان هستید و می خواهید برای المپیاد زیست شناسی آماده شوید به شما پیشنهاد می کنیم که ابتدا از کتاب درسی سال دوم دبیرستان شروع کرده و پس از تمام فصل های اول و دوم کتاب درسی شروع به مطالعه کتاب های عمومی زیست شناسی از جمله بیولوژی کمپبل و سولومون کنید.(سطح علمی کتاب سولومون کمی بالاتر از کتاب کمپله) مباحث مربوط به مولکول های زیستی و سلول ها را از یک از این کتاب ها مطالعه کنید و سپس سراغ کتاب درسی سال سوم دبیرستان بروید و فصل های 5 و 6 و 7(یعنی ساختار ماده ژنتیک و تقسیم میتوز و میوز) را مطالعه کنید.سپس همین مطالب را از کتاب سولومون یا کمپبل هم مطالعه کنید.تا پایان سال اول دبیرستان اگر مباحث ذکر شده را به خوبی یاد بگیرید نشان می دهد که از برنامه بیشتر بچه ها جلو تر هستید.ولی اگر نتوانستید این مباحث را مطالعه کنید اصلا نگران نباشید.برنامه اصلی شما مربوط به سال دوم و سوم دبیرستان است.

2-اگر از سال دوم دبیرستان شروع می کنید:

اگر از سال دوم دبیرستان شروع می کنید.پس از تسلط بر کتاب درسی(مباحثی که تا به امروز در مدرسه خوانده اید) سراغ کتاب کمپبل یا سولومون بروید و مباحث مولکول های زیستی و سلول ها را از آنها مطالعه کنید.سپس سراغ کتاب سوم دبیرستان رفته و مباحث مربوط به ساختار ماده ژنتیک و تقسیم سلولی (فصل های 5 و 6 و 7) را مطالعه کرده و سپس مباحث متناظر را از بیولوژی کمپبل یا سولومون مطالعه کنید. سپس فصل 8 سال سوم (ژنتیک مندلی) را مطالعه کنید و در نهایت همان مباحث را از کمپبل یا سولومون مطالعه کنید.برای تکمیل مطالعات خود در زمینه ژنتیک کلاسیک می توانید از کتاب ژنتیک استانسفیلد استفاده کنید(به قسمت معرفی کتاب ها مراجعه کنید)

در تابستان سال دوم دبیرستان شروع به مطالعه کتاب های بیوشیمی تخصصی مانند بیوشیمی لننیجر کنید(به قسمت معرفی کتاب ها مراجعه کنید) و مطالعه مباحث بیان ژن و ی ژنتیک را از کتاب کمپبل و سولومون به اتمام برسانید(مباحث بیان ژن و ی ژنتیک در کتاب پیش ی در فصل های 1 و 2 گنجانده شده است).سپس مباحث گیاهی را از سولومون یا جلد سوم کمپبل مطالعه کنید(اگر دسترسی به کتاب گیاهی نظام قدیم دارید حتما آن را مطالعه کنید) در نهایت نیز اگر وقتی داشتید به کتاب زیست شناسی گیاهی رست مراجه کنید(به قسمت معرفی کتاب ها مراجعه کنید)

اگر بتوانید تا آ سال دوم این مباحث را تمام کنید خیلی از برنامه جلو هستید ولی اگر این کار ها را نتوانستید انجام دهید اصلا اصلا نگران نباشید.مدال داران زیادی بوده اند که از ابتدای سال سوم دبیرستان و حتی دیرتر شروع به مطالعه کرده اند.

3- اگر از سال سوم دبیرستان شروع می کنید:

نگران نباشید.شما یک مزیت نسبت به دانش آموزان سال اول و دبیرستان دارید و آن اینست که سال های اول و دوم را مطالعه کرده اید پس می توانید به سرعت مباحث پایه را مطالعه کنید.پس به سرعت به مطالعه جلد 1 بیولوژی کمپبل یا بیولوژی سولومون مشغول شوید.سپس کتاب بیوشیمی لننیجر را تا جایی که می توانید مطالعه کرده و در کنار آن مباحث غشا و عصب و عضله را از فیزیولوژی تون (به معرفی کتاب ها مراجعه کنید) را مطالعه کنید. سپس مباحث گیاهی را از سولومون و در صورت امکان از گیاهی نظام قدیم مطالعه کنید. در نهایت نیز به مطالعه ادامه مباحث فیزیولوژی از جزوه ها و کتاب ها و درسنامه های خلاصه, بپردازید.

یک کار مهم که خیلی خیلی می تواند کمکتان کند این است که سوالات دوره های گذشته المپیاد های مرحله اول و دوم را حل کرده و پاسخ آنها را به طور دقیق مطالعه کرده و نکات آنها را بیاموزید و در صورت وم به کتاب های مرجع مراجعه کنید.

خوب نوبتی هم باشه میرسه به درس شیرین ♥♥♥شیمی♥♥♥واسه این درس تجربه بیشتری دارم به نظرم این سایت حرفهای معقولانه تریو زده

کلیات کار تا قبل از مرحله ۲:

۱- تسلط فوق العاده روی کتابای درسی شیمی ۱ و ۲ و ۳…

۲- خوندن یک کتاب شیمی عمومی و کتابای فراتر از کتابای درسی برای درک و فهم و تسلط بیشتر روی مطالب و آشنا شدن با مطالب جدید و به چالش کشیده شدن! و مهم­تر از این بالا بردن قدرت تفکر و خلاقیت و …

۳- تمرین و حل مسئله زیاد به کمک منابع مختلف (کنکور، المپیاد، کتابای کمکی معروف) برای بالا بردن دقت و سرعت عمل در حل سوال و استفاده از آموخته­ ها در مدت زمان کوتاه.

۴- قرار گرفتن در شرایط آزمون ( یعنی باید از خودتون زیاد امتحان بگیرید و آموخته­ هاتون رو محک بزنید، چه با سوالای المپیاد دوره­ های مختلف چه با تست های کنکور و سوالات کتابای مفید دیگه ای که آزمون دارن).

۵- مرور مستمر مطالب خوانده شده و برطرف نواقص و ضعف­ها با کتابای کمکی و فکر روی ایرادها و سوال پرسیدن راجع به اشکالات و سعی بر رفع اون­ها… رفع اشکال خیلی خیلی مهمه، در این حد که یه کتاب اگه خونده بشه و رفع اشکال نشه، انگار خونده نشده!

۶- خوندن یه سری از مباحث پیشرفته مربوط به دوره تابستانه بعد از تسلط روی مباحث مربوط به مرحله ۱ و2

شماره ۱:

همون طور که با بررسی سوال­های ­دوره­های مختلف مشاهده می­شه، کتاب­های درسی تنها منبع طرح سوال توی مرحله ۱ و ۲ هستن و باید خیلی جدی بگیریدشون… یعنی منابع، کتابای درسی هستن ولی خوب سطح سوالا بالاتر از کتاب درسیه… عمق دادن به مطالب کتاب درسی خیلی مهمه و این کار هم با مطالعه سر فصلای کتاب درسی انجام می­شه و هم با مطالعه کتاب­های دیگری که به این مهم، کمک می­کنن..

- کتاب­های درسی شیمی ۱ و ۲ و ۳ (شیمی پیش ی لازم نیست) + کتاب کمک آموزشی حالا می­تونه آموزش شیمی ۲ و شیمی ۳ مبتکران باشه، یا خیلی سبز یا گاج و … از کتابهای درسی و کتاب های کمک آموزشی ای که مطالعه می کنید، خلاصه­ نویسی کنید و هر چند وقت یک بار مرور کنید… فصل به فصل با کتاب درسی و کتاب آموزش پیش برید و بعد از هر فصل تست های چهار گزینه­ ای کتاب کمک آموزشی را هم حل کنید و در آ از همه مطالب اون فصل خلاصه­ نویسی و نکته­ برداری کنید… تا کتابای درسی تموم شن.. البته تا قبل از مرحله ۱ و ۲ با کتاب درسی ها کار خواهید داشت و دائما باید با تست و مرور، خودتون رو در یک وضعیت خوب نگه دارید… کتاب تست خوب هرچی پیدا کردید کار کنید و تست بزنید… کتابای انتشارات خیلی سیز و مرآت و ۱۰ هم خوبن! این کتاب ها منابع تست خوبی هستن..

باید دائما خودتون رو با تست زدن محک بزنید… وقتی کت رو تموم کردید، یک مدت که گذشت تقریبا یادتون می­ره و می­تونید دوباره از کتابا تعداد زیادی تست حل کنید و هر دفعه خودتون رو با دفعه قبل مقایسه کنید… مطمئن باشید متوجه پیشرفتتون خواهید شد… با این تست زدن­ ها نقاط ضعف و قوتتون مشخص می­شه و اگه جایی ضعف دارید با کتابای مختلفی که وجود داره ضعفتون رو جبران می­ کنید.

شماره 2:

منابع کتاب­های درسی، کتاب­های شیمی عمومی مرجع و معتبری هستند که سال­ها روشون وقت گذاشته­ شده و بارها ویرایش شدن.. مولفان کتاب­های درسی هم سعی برخی مطالب این کتاب­ها رو به شکل ساده و قابل فهم گزینش کنن و در کتاب درسی جا بدن.. پس کتاب درسی همه مطالب رو دربر نمی­ گیره و خیلی جاها حق مطلب رو ادا نکرده و سطحی بیان شده.. با خوندن این کتاب­های شیمی عمومی، اولا شما تمام مطلب رو در سطح یک کتاب شیمی عمومی خوب می­ خونید و هم اینکه سطح مطالبی که می­ خونید بالاتره و در اون دخل و تصرفی نشده تا ساده و قابل فهم بشه. ضمن اینکه کتاب­های شیمی عمومی خوب به شما سر نخ ­هایی می­دن برای اینکه خوب فکر کنید و سوالاتی براتون به وجود میارن که باعث می­شه دنبال یه سری مطالب برید و راجع به اونا تحقیق کنید. از بین این کتاب­های خوب، تعداد محدو ون ترجمه شده و در بازار موجود هست.. یا اینکه ویرایش­ های قدیمی­شون موجوده.. اما برخی کتاب­ها ویرایش جدیدشون هم موجوده..

- جلد ۱ کتاب شیمی عمومی سیلبربرگ: اصول شیمی عمومی، نوشته مارتین سیلبربرگ، ترجمه مجید میرمحمدصادقی، غلام عباس پارسافر و محمدرضا سعیدی، تهران: انتشارات نوپردازان. خوندن دقیق متن ( یعنی تا نفهمیدین رد نشید) + سوالات آ فصل و علامت­گذاری نکات مهم هر فصل (برای مرور در آینده)…

- کتاب شیمی عمومی مورتیمر جلد ۱

- شیمی عمومی بروس ماهان: ۲ جلد هستش ترجمه ناصر صادقی مرکز نشر ی

شیمی عمومی ماهان هم یک کتاب شیمی عمومیه با این تفاوت که از کتاب مورتیمر سطح بالاتری داره و بعضی مطالب رو خیلی بهتر توضیح داده. این ۲ جلد کتاب رو برای این گفتم داشته باشید که کمبودها رو برطرف کنید و هر از گاهی به این کتاب مراجعه کنید. مخصوصا مبحث خواص اجسام جامد قسمت بلورها از جلد اول و پیوندهای شیمیایی و خواص تناوبی و عناصر و عناصر ناف از جلد دوم. شیمی آلیش هم بدک نیست تا آ گروه­های عاملیش. این کتاب رو می­تونید همیشه نگاه کنید و به عنوان یک مرجع بهش نگاه کنید.

از ج۱

فصل ۱: کامل.
فصل ۲: از اول تا ص۶۲ خونده بشه. از ۶۲ تا ۸۱ نگاه بشه (یعنی دقیق نخونید، صرفا گذرا رد بشید) . از ۸۲ تا ۹۰ هم خونده بشه.
فصل ۳: از اول تا آ به جز بخش­های ۳-۳ و ۳-۷٫
فصل ۴: مقدمه فصل خوانده شود.. یعنی ص ۱۵۶٫٫ از بخش۴-۲ یعنی تعادل­های فاز تا آ انحلال­پذیری هم خوانده شود.
فصل ۵ و ۶ ضرورت نداره، اما به علاقه مندان شیمی توصیه می شه قبل از مطالعه دروس تخصصی این دو فصل هم برا دل خودشون مطالعه کنن.
فصل ۷: از اول تا آ موازنه واکنش­های ا ایش – کاهش.
فصل ۸: از اول تا آ بخش ۸-۱۰٫

ج۲

فصل ۱۰: از اول تا ص۲۹ یعنی آ اصل عدم قطعیت و از بخش ۱۰-۶ تا آ .
فصل۱۱: از اول تا ص ۸۳ قبل از طیف­بینی مولکولی … از ص۸۹ (پیوندهای یونی) تا ص ۱۰۲ آ بخش ساده­ترین پیوندهای کووالانسی… از ص ۱۱۰ (بخش ۱۱- ۴) تا آ فصل منهای بخش ۱۱-۹ (پیوندهای ف ی).
فصل ۱۲: لازم نیست.
فصل۱۳ و ۱۴ و ۱۵ کامل.
فصل ۱۶: از اول تا آ خواص عمومی عناصر..(ص ۳۲۱).
فصل ۱۷: لازم نیست.

- کتاب­های ­شیمی عمومی خوب دیگه­ ای هم هستند که می­شه ازشون استفاده کرد و در بازار ویرایش های قدیمی شون موجوده، مثل: کتاب شیمی عمومی زامدال. که خیلی از سوالات مرحله ۱ و ۲ (مخصوصا معدنی هاش) تا به الان عینا از این کتاب برداشته شده. این کتاب مهم ترین منبع مؤلفان کتاب های درسی بوده و هست.

شماره ۳ و ۴:

حل مسئله و آزمون دادن در روند کاریتون اهمیت زیادی داره. چون با حل مسئله هم مطلب یاد می­ گیرید و جنبه آموزشی داره و هم اطلاعات خودتون رو محک می­ زنید. آزمون هم باعث می­شه که شما در شرایط امتحان قرار بگیرید و در یک زمان مشخص تعدادی سوال رو حل کنید و بعد رفع اشکال و ارزی و … این باعث می­شه که شما دائما با سطح ایده­آل سنجیده بشید و نقاط ضعف و قوت کارتون رو پیدا کنید و در ادامه برنامتون برای اون­ها برنامه ­ریزی کنید.

- شیمی در سپهر المپیاد جلد ۱ و ۲… مرتضی خلینا… یکی از کتابای خوب برای مرحله اول هستش… به نظرم تا قبل از مرحله اول باید حداقل دو بار کامل حل بشه… (به همراه درصدگیری)

- چگونه مسائل شیمی را حل کنیم… انتشارات فاطمی… این کتاب مسئله ­های خیلی خیلی خوبی داره و باید به صورت تشریحی و تمیز حل بشه… ۱۳ فصل اول به مرحله اول و دوم مرتبطه… ۳ فصل اول خیلی مهم نیستن و فقط نگاه بشن… بقیه فصل­ ها به نظرم حداقل باید دو سه بار حل بشه و هر دفعه جوابا و راه حل با دفعه قبل مقایسه بشه… این کتاب رو خیلی جدی بگیرید و روی همه مسئله­ هاش با دقت فکر کنید و سعی کنید از ایده­ های مختلفی در حل مسائل استفاده کنید… فصل ۱۹ چگونه مسائل هم می­تونه خیلی مفید باشه… از ص۲۳۰ تا ص۲۴۴٫ (یعنی تا قبل از هم ارزها)… خیلی به دردتون می­ خوره…

- مسائل برگزیده شیمی… انتشارات خوشخوان… این کتاب هم کتاب خیلی خوبیه و مسئله­ های تستی فوق­­ العاده ای داره که بار آموزشی خوبی دارن… کلا مسائلش دو دسته هستن: پیشرفته و غیر پیشرفته… دفعه اول کلیه مسائلش به صورت تشریحی با راه حل کامل حل بشه… برای دفعات بعدی به صورت تستی حل بشن.. جوابای هر دفعه با دفعه قبل مقایسه بشه… به همراه درصد گیری… این کتاب هم باید حداقل ۳ بار به طور کامل حل و بررسی بشه… حل المسائل این کتاب هم که برای همین انتشارات خوشخوان هستش بد نیست، هرچند که کم ایراد نداره!

- کارگاه حل مسئله در المپیاد شیمی مؤلف: آقای اسداللهی انتشارات دانش پژوهان جوان ۲ جلد هست… این کتاب هم مسئله ­های خوبی داره شبیه کتاب مسائل برگزیده هست… بعد از هر سوال جواب تشریحیش هم آورده شده… اول روی هر سوال فکر بشه و بعد از حلش جوابش نگاه بشه… مثل کتاب مسائل برگزیده مسائلش به صورت تشریحی و با راه حل کامل نوشته بشه… در بحث شیمی فیزیک و تجزیه، سوالاتی فراتر از سطح مرحله ۱ و ۲ آورده شده که لازمه بهش توجه بشه و اگر هم حل مبشن برای مرحله ۱ و ۲ جدی گرفته نشن.. بخش آلی و معدنیش به نسبت راحته و برای مرحله ۱ و ۲ مناسبه…

- المپیاد شیمی… انتشارات الگوی توسعه نمونه… علیرضا ظاهری… این کتاب آزمون­های خوبی داره که می­تونید از خودتون امتحان بگیرید… در کل خوبه…۱۵ تا آزمون داره که 5 تا آزمون اولش مخصوص مرحله اوله بقیه آزموناش مخصوص مرحله دو هستش …زمان پیشنهادی این کتاب برای آزمونا زیاده و معمولا ۳۰ الی ۴۰ دقیقه کمتر باید باشه.. این کتاب رو به سختی می تونید پیدا کنید و تجدید چاپ نمی شه…

- گنجینه المپیاد شیمی بسیج ج۱، انتشارات رزمندگان مولفان: مجتبی و مرتضی شریف زاده

- گنجینه المپیاد شیمی بسیج ج۲، انتشارات رزمندگان مولفان: مجتبی و مرتضی شریف زاده + الهه یزدانی

- 2000 مسئله حل شده در شیمی، بهروز بهنام انتشارات خوشخوان، این کتاب تعداد زیادی سوال با 3 سطح داره… سطح ۱ به صورت تستی و سطح ۲ و ۳ این کتاب باید به صورت تشریحی حل بشه…

- مسئله مهم دیگه سوالات مرحله ۱ و ۲ دوره­های گذشته هستش که حتما باید حل بشن. هم مرحله ۱ و هم مرحله ۲٫ واسه سوالای مرحله ۱ کتاب زرد رنگ نجم زاده و خلینا خوبه. کتاب انتشارات خوشخوان هم بد نیست. دوره آ (یعنی دوره بیست و سوم مرحله اول) ۵۰ عدد سوال تستی به مدت ۱۰۰ دقیقه بود، یعنی به ازای هر سوال ۲ دقیقه.

یه کت هم هست به اسم المپیاد برای همه (شیمی) مولفان: مجتبی و مرتضی شریف زاده. انتشارات طراحان ایماژ. اینم سوالا رو به صورت طبقه­ بندی شده داره و کتاب خوبیه. درس و نکته­های خوبی داره و هم یه بخشی داره به اسم خودآموز شیمی آلی که مفیده. البته دقت کنید سر فصلهای مرتبط با مرحله اول و دوم رو حل کنید. چون این کتاب سوالای المپیادهای سالای قبل رو هم جمع­ آوردی کرده و در کتاب آورده. کتاب درسی قبلا اینطوری نبوده و یه سری مباحث دیگه­ ای هم داشته مثل اسید و باز، الکتروشیمی، تعادل یونی و حاصلضرب انحلال پذیری و … دقت کنید که اینا برای مرحله اول و دوم مهم نیستن.

از سوالای مرحله اول و دوم سعی کنید ۳ دوره آ رو حل نکنید و چند روز قبل از امتحان از خودتون امتحان بگیرید (یعنی یه جور شبیه­ سازی مرحله اول)

برای مرحله ۲ هم حتما این کتابو داشته باشید، کتاب المپیادهای شیمی ایران (طبقه ­بندی شده) انتشارات خوشخوان مؤلف: مسعود جعفری. کتاب المپیادهای شیمی ایران از ابتدا تا کنون مرحله دوم، انتشارات دانش پژوهان. یه کت هم داشته باشید که سوالای مرحله دوم رو به صورت آزمونی همه دوره ­ها رو داشته باشه. مثلا یه کت بود قبلا به اسم المپیادهای شیمی ایران از ابتدا تا کنون برای انتشارات خوشخوان. کتاب مرحله دوم های انتشارات دانش پژوهان با وجود اشکالاتی که داره، می تونه به عنوان یه منبع برای سوالات مرحله ۲ مفید باشه.. البته سوالات دوره­ های جدید رو خیلی از سایت ها ویرایش و مجدد تایپ و در قالب فایل پی دی اف منتشر که در اینترنت با یه مقدار جستجو می شه پیدا کرد.

راجع به کتاب انتشارات خوشخوان: سوالات تستی فصل­های ساختار اتم و پیوند شیمیایی رو به صورت تستی حل کنید و سوالای تشریحیش رو هم تشریحی بنویسید. حتما در وقت مشخص باشه. هر تست ۱ دقیقه و هر سوال تشریحی ۱۰ دقیقه. فصل­های ۳ و ۴ و ۵ و ۶ رو به صورت تشریحی حل کنید (هم تستی­ ها و هم تشریحی­ ها) و راه حل کامل رو بنویسید. بعد از اینکه این کتاب رو که به صورت طبقه­ بندی هست تموم کردید، باید آزمون­های مرحله ۲ رو به صورت آزمونی (و نه طبقه بندی شده) و در وقت خودش حل کنید. وقت تستی­های مرحله ۲ هم ۹۰ دقیقه و به ازای هر تشریحی هم ۱۰ دقیقه. البته دوره­ ای که گذشت (دوره ۲۳) بحث فرق می­ کرد. چون ۶ تا پرسش تشریحی داشت و ۴۵ سوال تستی و جمعا ۲۱۰ دقیقه. هر سوال تستی ۲ دقیقه و هر سوال تشریحی هم ۲۰ دقیقه.. البته تنها دوره ای بود که سوالات تستی و تشریحی از همون ابتدا داده شده و زمان کلی براش در نظر گرفته شد.

در المپیادهای سالای قبل(مثلا ۱۰ سال پیش) چون کتابای درسی فرق می­ کرد ممکنه سوالای بی­ ربط دیده بشه (مثل اسید و باز پیشرفته و تعادل یونی و حاصل­ضرب انحلال­ پذیری و…) این سوالا نباید جدی گرفته بشن برای مرحله ۱ و ۲٫ امروزه منبع طرح سوالا سر فصل های همین کتابای درسی( شیمی ۱ و ۲ و ۳) هستن. فقط اون سوالایی مهمن که به درد مرحله ۱ و۲ می خورن. بعضی کتابا این مطالب رو حذف ، اما بعضی کتابا دارن.

- یکی دیگر از منابع خوبی که میشه به عنوان منبع حل سوال بهشون نگاه کرد، آزمون های آزمایشی ای هستند که چند سالیه باب شده و وب سایت ها، موسسات و برخی مدارس این آزمون ها رو برگزار می کنن. حالا یا به صورت آنلاین و یا به صورت حضوری. قرار گرفتن در جو یک امتحان در هر دو ح اتفاق خوبیه که می تونه بیفته. تا جایی که می تونید از این آزمونا جمع آوری کنید و به وقتش حل کنید. مخصوصا قبل از آزمون های مرحله ۱ و ۲ خیلی می تونه مفید باشه. چون بچه ها اکثرا سوالات مرحله ۱ و ۲ رو حل می کنند و دنبال منابع خوبی برای حل سوال هستند.

یه سری کتاب خوب هم هستن که اگه بتونید تهیه کنید خیلی خوب می­شه و می­تونه برای مرحله دوم مفید باشه:

- آمادگی برای المپیاد شیمی… امین حقیقت جهرمی… ناشر: شه پویا

- المپیادهای شیمی ملی … انتشارات دانش پژوهان جوان… محمد نجم زاده + فرید موحدی نایینی

- المپیاد های کانادا و استرالیا – دانش پژوهان جوان

* یکی از مهم ترین همراهان شما در طول دوره المپیاد خوندنتون، بی تردید ماشین حساب شماست. یک ماشین حساب ی خوب که حل مسئله رو برای شما راحت تر و سریع تر می کنه. شاید اولش کار باهاش سخت باشه، اما به مرور دستتون راه می افته و متوجه پیشرفتتون می شید. سعی کنید از تمام امکانات این ماشین حساب های استفاده کنید. خط ری، پرانتز، حل معادله، حل دستگاه معادله، رعایت تقدم ضرب به جمع، حافظه برای ذخیره اعداد، انواع توابع ریاضی، به همراه داشتن ثابت های جهانی علمی (سرعت نور، ثابت پلانک و … )، قابلیت تبدیل واحد های مختلف و … از جمله توانایی های یک ماشین حساب ی معمولیه.. پیشنهاد من مدل casio fx;}

شماره ۵:

یه سری منابع هم هستند که جنبه مطالعاتی دارند؛ حالا با مطالعه اون­ها یا مطالب مرور و تکمیل و تثبیت می­شن، و یا مطلب جدید یاد می­ گیرید.

- کتاب شیمی عمومی با نگرش کاربردی تالیف اسمیت اسموت پرایس انتشارات فاطمی ۳ جلد هست یک کتاب عالی هست که البته سطحش از کتاب هایی مثل سیلبربرگ و زامدل پایین تره اما جذاب هستش… در مقدمه کتاب راجع بهش توضیحات کافی رو داده…

- به جای ۳ جلد بالایی می تونید ۳ جلد کتاب شیمی عمومی با نگرش تحلیلی رو جای گزین کنید.

هرکدوم رو که خوندید از این دو کتاب شیمی عمومی، فقط اون سر فصلاییشون خونده بشه که در چهارچوب مرحله ۱ و ۲ هست.. مگر اینکه ی بخواد مباحث فراتر از مرحله ۱ و ۲ رو هم بخونه… چه برای دل خودش و چه برای مراحل بعدی!

- کتاب ساختار اتم­ها و مولکول­ها (مولف: منصور عابدینی) + ح ­های ماده (حسین آقایی)+ شیمی توصیفی عنصرها ( عابدینی)، سری کتاب­های موضوعی شیمی انتشارات فاطمی. این کتابا برای مرور مطالبن + یه سری نکات و مفاهیم جدید هم دارن. بهتره جاهای مهم کتاب علامت­ گذاری بشه و بعدا مرور بشه. البته کتاب شیمی توصیفی مطلب بیشتر داره.

- کتاب محلول­ها و ترمودینامیک شیمیایی، انتشارات فاطمی، سری کتاب­های ناب، مولف: مهران آقایی

- کتاب شیمی آلی خوشخوان (مولف: بهروز بهنام) این کتاب برای شروع شیمی آلی کتاب خوبیه

- شیمی آلی سیدی، انتشارات فاطمی. این کتاب بهتره بعد از کتاب شیمی آلی خوشخوان خونده بشه، کتاب جامع­ تریه چون یک نگاه کلی به شیمی آلی داره.

از کتاب­های خوب دیگر انتشارات فاطمی می­تونم به کتاب "داده­های شیمی" اشاره کنم.

- المپیاد شیمی (اصول و مبانی و کاربردهای شیمی) انتشارات دانش ­پژوهان جوان. متن این کتاب برای مرور مطالب خوبه و یه سری نکات مفید به همراه داره. مسئله­ های خوبی هم داره که باید به صورت تشریحی حل بشه. البته خیلی از مسائلش مربوط می­شه به المپیادهای جهانی و معمولا لازم نیست حل بشن برای مرحله ۱ و ۲٫ دقت کنید که فقط سوالات مربوط به مرحله ۱ و ۲ این کتاب باید حل بشه و بقیه مسائل اضافی، نیازی نیست. مگر اینکه ی بخواد برای دل خودش حل کنه!

شماره ۶:

این مرحله خیلی حساسه و نباید توی انجامش عجله و یا بی­ دقتی کرد. یعنی تا وقتی توی مباحث مرحله ۱ و ۲ مسلط نشدید، دست به کتاب­های پیشرفت ه­ای که مربوط به دوره می­شه نزنید! مسلط شدن یعنی این که نسبت به مفاهیم مطرح شده توی کتاب درسی و شیمی عمومی و همینطور مباحث مورد سوال در مرحله ۱ و ۲ درک کافی رو پیدا کرده باشید و بتونید با یک پایه خوب یک سری از درسای دوره رو هم به طور کنترل شده مطالعه کنید.

مباحث دوره با اینکه اکثرا مطالب جدیدی هستن و خارج از چارچوب مرحله ۱ و ۲ اما یک ویژگی خیلی مهم و مفید دارن و اون اینکه تسلط و درک شیمی فرد رو بالا می­برن. در واقع کمک می کنن به درک بیشتر از روح حاکم بر شیمی! کتابای درسی نیاز یک المپیادی واقعی رو برطرف نمی­کنن. بسیار دید سطحی و ناقصی رو انتقال می­دن. برای فهم درست و عمیق مطالب کتابای خوبی وجود دارن که با خوندن این کتابا هدف اصلی ما که یاد گرفتن درست شیمی هستش محقق می­شه. از جمله این کتاب های مفید، همون کتاب­های شیمی عمومی ای که نام بردم. تصور اشتباهی که بعضی­ ها دارند اینه که کلا درسای دوره یک سری مبحث هستند که به طور کل با مباحث مرحله ۱ و ۲ تفاوت دارند. در صورتی که اگه دقیق نگاه کنیم این دروس پیشرفته کاملا تاکید روی مفاهیم پایه دارن. مثلا در بخش شیمی آلی، شروع هر کتاب با یادآوردی مباحث پایه هستش یعنی ساختار و خواص کلی، در بحث شیمی تجزیه هم همینطور. تاکید روی همون استوکیومتری و محلول­ها و حجم سنجی و … هستش. در بخش شیمی فیزیک هم ترموشیمی به همین صورت و مفاهیم پایه قانون اول ترمودینامیک. البته برخی مباحث دوره هستن که ارتباطشون با مرحله ۱ و ۲ کمتره، مثل سینتیک.. یا برخی مباحث مربوط به کمپل های ف ات واسطه…

پس وقتی می­گیم درسای دوره یا دروس پیشرفته منظورمون چیز خیلی بزرگ و سخت و نیست! قراره با تاکید روی مفاهیم پایه، گستره اطلاعات رو بالا ببریم و بیشتر یاد بگیریم، که این یادگیری کمک خیلی خیلی زیادی به تثبیت و تسلط روی مفاهیم پایه می کنه. بخشی از وقتی که برای دروس پیشرفته گذاشته می­شه در واقع صرف یادگیری بهتر مفاهیم پایه می­شه و این اصلا درست نیست که بگیم وقتی که گذاشته می­شه داره صرف یه سری مباحث کاملا نامربوط و جدید می­شه.

جدا از این موضوع مهم، خوندن درسای دوره باعث می­شه که شما انشاالله وقتی وارد دوره چهل نفره شدید، دست پر باشید و کار اون موقع رو سبک­ تر کرده باشید.اما این هدف اصلی نیست. هدف اصلی همونیه که گفتم یعنی فهم درست وعمیق مطالب و یاد گیری درست شیمی. روح حاکم بر شیمی!

برنامه هم طوری پیش می­ره که تسلط روی مرحله ۱ و ۲ عالی بشه و آمادگی هرچه بیشتر واسه امتحانای مرحله ۱ و ۲ یک هدف خیلی خیلی مهمه

/ مبحث شیمی آلی:

- شیمی آلی ولهارد، شور، انتشارات نو ردازان، ترجمه محمدرضا سعیدی، مجید هروی، مجید میرمحمدصادقی + حل تمرینات همین انتشارات

مشاهده متن کامل ...

Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.