پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 بروبچه های سینقان
بسلامتی اون بروبچه هایی که. . .
درخواست حذف اطلاعات

سلامتی بروبچه هایی ک پی همه چیوب تنشون تاثابت کنن‏"پرهام‏"ک سهله بزرگترازپرهامم میتونن بزنن زمین. سلامتی بروبچه هایی ک کله شقیشون بیشترازعقلشون کارمیکردوا شم کاردستشون داد. سلامتی بروبچه هایی ک ثابت میتونن یودرعرض۵دقیقه نابودکنن یم خبردارنشه. سلامتی بروبچه هایی ک توبهبوهه اونهمه مشکلات فقط مرامومعرفت ج . سلامتی بروبچه هایی ک سرمشکلاشون خیلی ضربه خوردن درحددربی استقلال_پرسپولیس. سلامتی بروبچه هایی ک ارم شورشی بودن ب پیشونیشون زدن امابازم پاپس نکشیدن. سلامتی بروبچه هایی ک هرموقع اومدن کاری کنن محکوم شدن ب احساسی بودن. سلامتی بروبچه هایی ک واس خاطرخامی وجوونیشون۱دسته گل عظیم تودل بسیج ب اب دادن. سلامتی بروبچه هایی ک همیشه متهم شدن ب انجام کارای خاک برسری. سلامتی بروبچه هایی ک چون دیواری کوتاهترازدیواراونانبودهمیشه محکوم شدن ب اینکه اونامقصرن. سلامتی بروبچه هایی ک بخاطرموبایل داشتنشون؛کلی حرف ازاین واون شنیدن. سلامتی بروبچه هایی ک تهناتوقعشون از اشون فقط‏"موندن‏"بود. سلامتی بروبچه هایی ک گلچین شدن برادرس خوندن بابهتریناپس باس بهترین باشن. سلامتی بروبچه هایی ک دشدن اماهنوزم د وبلدنیسن. سلامتی بروبچه هایی ک تا شونومجبورب خوندن ن ؛موازنه روگوش ندادن. سلامتی بروبچه هایی ک وقتی از اشون ناراحت بودن‏"ترکی‏"نفرینشون می غافل ازاینکه خودش بچه ترکه. سلامتی بروبچه هایی ک‏"انصراف‏"دادن ت شترازاین اعصابشون دنشه. سلامتی بروبچه هایی ک تهدیدشدن ب محروم شدن ازکنکوروسابقه دارشدن. و. . . سلامتی بروبچه هایی ک گفتن ب درک؛هرچه باداباد؛تاتهش هستیم. . .



مشاهده متن کامل ...
سلام بر بروبچه ها...
درخواست حذف اطلاعات
سلام بر بروبچه های خل و خون خودمون. میگم شما یه وقت خسته میشین مطلبه جدید بزارین؟

اصلا انقدر مطلب میذارین من نگرانتونم. میگم انقد به وب سرنزنین از درساتون عقب میافتینا، حالا خودانین.

در هر صورت جان هر ی که دوست دارین یکم مطلب پطلب بزارین. بای بای



مشاهده متن کامل ...
یادش بخیر
درخواست حذف اطلاعات
یک تصویر خاطره انگیز از دوستان دوران اسارت زیر کرسی

image hosted by free p o hosting at iranxm


بروبچه های گرم و دوست داشتنی آزاده . وقتی به هم می رسیم انگار همه سختی های دنیا یادمون میره

باور کنین از برادر به هم نزدیکتریم.خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه انشاءالله تا آ ولایی بمونیم نه مثل طلحه و زبیر های زمانه.



مشاهده متن کامل ...
از میکده تا ماتمکده ی اعتیاد! البته اینجا کمپ نیس!
درخواست حذف اطلاعات
تا حالا پیش اومده بگی اصن فک نمی اینجوری شه.یهووویی شد !

تو این قضیه یه عده دیگه هم انگار همینو میگن .چن ثانیه فک کن

بیشتر معتادان م یگویند: ھرگز فکر ن میکرددم

من ھم معتاد شوم. اگه تا حالا مث من و خیلی از بروبچه های مث خودمون

هر چی بادا باد زندگی کردی؟ تو این مورد ...

خ رما،هم تموم شد...

p



مشاهده متن کامل ...
راهنمایی برای ورود به وادی هنر و موسیقی و شرکت در کنکور هنر
درخواست حذف اطلاعات
از همون اوایل قبولی ام در با توجه به رتبه ی تک رقمی ام در کنکور، مشتاق بودم که به نوجوانان و جوان هایی که دوست دارن رشته ی هنر رو ادامه بدهند کمکی کرده با شم.... خدارا شکر که این فرصت به وجود آمد، الان که نگاه می کنم، متوجه شدم در طول این چهار سال دست کم پنجاه نفر از انی که به هنر علاقه دارند رو به صورت رایگان راهنمایی کنم و عمدتا نتایج خوبی هم در کنکور گرفتند. از این که این فرصت رو پیدا خدارا شکر میکنم و یک بار دیگه هم اعلام می کنم، هنوز آماده ی کمک به بروبچه های هنری هستم، انی که میخوان وارد هنر بشن و کنکور هنر بدهند.....



مشاهده متن کامل ...
دیروز..» شنبه !
درخواست حذف اطلاعات
روزمره ..... ؛

چقد باحالیم ما ! بله،چقدر باحال و عجیب و غریبیم ما بروبچه حقوقی ورودی 93 !!!!

مردیم از خنده !!!! البته خدانکند،دور ازجانمان!!! بله،دوراز جان همه مان !

خودمان به خودمان خندیدیم! ؛ و هیچ چیز عجیبتر ازاین نیست که آدمی به رفتار خودش بخندد! :)

لفظ قلم صحبت نکنم دیگر! آ اینگونه احساس راحتی نمی کنم،لفظ قلم را بگذاریم کنار پس! (مگه مجبوری لفظ قلم صحبت کنی که حالا به زحمت بیفتی و بخوای تغییرش بدی محیا! محیا: واااا ! نجوای درون محیا: والاااا !!! خخخخ،اههههم بریم سراغ اصل مطلب،همش رفتیم تو حاشیه!)

خلاصه ماجرا ازاین قراربود که من ودوستام صبح باهم تماس گرفتیم،و ازاونجایی که شروع کننده زنجیرش،یعنی زنجیره ی تماسها!! من بودم،دوستم تو به مزاح بهم گفت با چند تا تماس گرفتی؟ منم باخنده گفتم با بروبچه خودمون! یعنی گروه دوستی خودمون! سه نفر و بس! (چقد حرف میزنم من!) خلاصه،تماس گرفتم و گفتم شما هفته اول بعد ازتعطیلات میرین ؟ که گفتن آره،اگه تو بیای میایم و ازاین حرفا! هیچی دیگه،همین ! ؛ رفتیم و دیدیم به،چه خبره! ازاونجایی که ترمای بالاتر آبدیده بودن ازقبل!! ، خیلیاشون نیومده بودن و کلاساشون رگزار نشد! اما مال ماها شد!! چون تقریبا همه اومده بودن! و برع اونا بودیم که یکی درمیون و سلیقه ای برای یدن دوستاشون و عید دیدنی و تبریک سال نو اومده بودن!!!!!

این شد که سرکلاس مدنی، مون بعد از وارد شدن،با خنده گفت : بیشتر ازاونی هستین که فکرشو می !

بقیش باشه بعدا،فعلا باید برم آماده شم واسه !

در ادامه میخوانید و خواهید خواند / پرسش تجارت ازمحیا!/ !! + گرفتن جزوه چند نفر + تکمیل ماجرای مدنی و سوتی های ما + سوتی پرسش ، بدلیل شلوغی و سروصدای کلاس و ورود سکشنای قبل و بعد! /کنکور !

پس مشروح خبرها باشه برای بعد!!

خب دیگه، روزمرمو واسه خودم یعنی خطاب به خودم نوشتم،برم تا بعد دیگه !



مشاهده متن کامل ...
سلام.......
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستای عزیزٰاین چندوقت خیلی سرم شلوغ بودبخاطرهمین نتونستم وبلاگموبه روزکنم . بگذریم.... این چندوقت که نبودازغافله عقب افتادم ونتونستم اعیادومناسبت هایی مثل تولدآقامون(عج)\روزجوان \بازی های تیم ملی فوتبال\وبردتیم ملی والیبال و......روتبریک بگم چون خودم امتحان داشتم وخداقسمت کردیه سفرزیارتی برام مهیا شده بود. خلاصه تبریک میگم...... یه تشکرجانانه ازطرف دوستام وخودم ازبچه های تیم ملی که واقعاغیرت ومردونگی شون روبه تمام جهان ثابت درسته به مرحله نهایی نرسیدن ولی انصافاشا ار .انشالله توبازی های جام آسیابتونن بیشتربدرخشند........ ازحق نگذریم بچه های والیبال هم شا ار .....دستتون دردنکنه. یه خسته نباشیدهم به تمام بروبچه هایی که ازامتحان دادن تموم شدن.... خیلی حرف زدم ....بگذریم ماس دعاویاعلی.

مشاهده متن کامل ...
شما بگین! من بهش چی بگم؟؟؟
درخواست حذف اطلاعات
به سلامتی اونی که هیچ وقت از قربون صدقه رفتن برام ،دست نمیکشه...هر وقت صداش میکنم میگه جانم!

...اونی که از دلداری دادن بهم ،حتی وقتی خودش پر از درده ،دست برنمیداره... همه ی تلاشش آوردن لبخند رو لبمه...

... اونی که از بودن باهام خسته نمیشه...همونی یه تار موشو به هیچ نمیدم!

همونی که تازگیا فهمیدم با خندیدن از ته دلش چقدر لذت می برم...

همونی که نمیتونم با دوریش بخندم و به قول بروبچه ها میشم برج زهرمااااار...

خلاصه ... ما یه دل بیشتر نداریم که این آقای نسبتا محترم اومده یده...بعدم با کمی فاصله وایساده میگه بدو بیا بگیرش! آخه من بهش چی بگم؟؟؟؟؟



مشاهده متن کامل ...
این مطلب مخاطب خاص دارد(مسافر...)
درخواست حذف اطلاعات
اتاق 106 و وبلاگ کور90 همیشه شاهد لطفهای ی ست که نشانه بزرگی شخصیت و مهربانی اوست

بی سخن بگویم...شخصی که شما اورا به اسم "مسافر" میشناسید خیلی بالاتر از اینست که اورا مسافر بخوانیم او جاودانه در قلبهای ی ست که شاهد لطفهای بی کران اوست

گاها" نظرهای اورا در بین نظرها میبینید نظرهایی که خیلی متفاوت تر از دیگر نظرهاست نظرهایی از روی یکرنگی از روی دلسوزی

شاید فکرکنید که داریم اغراق میکنیم ولی چیزی که ما میگیم رو فقط اعضای اتاق 106 میدونن و انی که دورادور اورا میشناسند ی که بادیدن هر نوع مطلبی از گفتن داداش دریغ نمیکند

ی که اگه توی یه مطلب نظری به اسم مسافر نبینیم نگران او میشویم...اما واقعا دلیل این همه تعریف چیست؟؟؟؟

دلیلش واضحه...خوبیها همیشه جاودانه اند افراد خوب همیشه جاشون محفوظه اینجا در دل بروبچه های اتاق106 و...

سلام مسافر عزیز سلام آبجی عزیز

این سلام رو مثله همه سلام ها نبین...این سلامی ست که از ته دل بیرون اومده و همراه با دعاست

سلام مسافری که همیشه از ما ماس دعا داری سلام مسافری که اونقدر دلت پاکه که اگه چیزی از خدا بخای بی وقفه بهت میده ما از تو ماس دعا داریم.در خلوت هات وقتی که داری بامعشوقت(خدا)راز و نیاز میکنی مارو فراموش نکنی خودخواه نیستیم که بگیم فقط برای بروبچه های 106 دعا کن برای همه دعا کن ولی مارو مخصوص به یاد آر...

مسافر عزیز این مطلب کوچکترین کاری بود که میتونستیم در جواب محبت هات بهت هدیه کنیم با یک گل...

از طرف:سادق،مجتبی،حسین،حسین،فرهاد،قاسم سعید،وحید،صلاح،رضا،محسن،حمید،احسان...



مشاهده متن کامل ...
گالری تصاویر (2)
درخواست حذف اطلاعات

97126077110624880607.jpg

مراسم جشن انقلاب در تاریخ 19 بهمن 1393
منوچهر آذری . داود حیدری (گوینده رادیو ، خواننده و صداپیشه پیش وت کشور)آقایان از نوازندگان و آهنگ سازان برنامه های تلویزیونی .حجت ال کیفی بجستانی (کارشناس مذهبی رادیو) . و بروبچه های عوامل پشت صحنه مراسم

11550778998788518251.jpg



مشاهده متن کامل ...
ب میخوام همکاری کنم
درخواست حذف اطلاعات
سلام به تمام بروبچه های تتلیتی خواستم یه خبربدم اگه وبهای طرفدران و آرمین و حسین تهی و یاس

اومدن ی به اینجا بهم خبر همکاری بدن همکاری به اینصورت که پستای اون وبلاگها در وبلاگ من و پستای من

در وبلاگ انها باشد متشکر از شما



مشاهده متن کامل ...
خوش برگشتم!!!!
درخواست حذف اطلاعات
خخخخ خخخخ سیلااااااااام بروبچه های گل گل

خوبین????منم خوبم مرسی ممنون لطف دارین0_•

یه خبر بد واستون دارن.از این به بعد منم میشم عضو فعال گروه شش نفرمون

علی اقا و ریحانه جوووووونم خدا ون نکنه ایشالا...فقط چندماه نبودم-_® نتونستین واسه این وب کامنت جمع کنین???

از حالا غزل گلی واسه وبتون کلی مطلب باحال میذاره...ایشالا شب بجای بالش جوجه تیغی بغل کنین اگه واسم کامنت نذارین

راستی ی چیزی:

چند وقت پیش برق خونمون از صبح تا شب رفته بود

خواهر کوچیکم( گودزیلای خانواده^_^) گفت فکر کنم لوله برق ترکیده

من هنوز دارم دنبال است اسید میگردم که بپرم توش#_•

خب یادتوووون نره همتونو شدیدا دوست میدارم....فقط اگه کامنت نذارین جسدتونو تحویل خانوادتون میدم

چاکر خاتونم....میخوامتون دربست.....قربان شوما غزل-گلی

ا



مشاهده متن کامل ...
چمن پایین
درخواست حذف اطلاعات

در سالهای گذشته در آهن شهر زمین چمن زیبایی در کنار باشگاه و ضلع جنوبی فروشگاه فعلی وجود داشت که بهش چمن پایین می گفتیم . اینجا بروبچه ها جمع میشدند . فوتبال بازی می ، شبهای ماه رمضون وقتی مسجد کنار مخابرات بود جایی برای نشستن و گپ و گفتگو بود و یادش بخیر

دوستان در این پست ازتون می خواهیم اگر خاطره ای از آنجا دارید برامون بنویسید از بقیه دوستان و آشنایان هم بپرسید و برامون بفرستید . این ع زیبا هم که بگونه ای یادآور آن روزهاست تقدیم به شما .



مشاهده متن کامل ...
داستان نذری شما: آ ین امید
درخواست حذف اطلاعات
دوست عزیزمون جناب حسین آقا، رحیمی از بروبچه های باحال کانون نویسندگان هستن که وقت زیادی رو به داستانک و مینی مال اختصاص دادند. خیلی وقت ها کارهاشون رو برام پیامک می کنن. وبلاگ کبوترانه هم فضای مخصوص خودشونه. آ ین امید رو نذر این پست د. منتظر نظر شما هستن. یاعلی مدد!

خیلی نگذشته بود که بابا تنها برگشت.

عمود خیمه عمو را کشید.

رباب از هوش رفت.

[رباب خانه اب شد.]



مشاهده متن کامل ...
بای تا های
درخواست حذف اطلاعات
یه سلام گرم به بروبچه وب...ح ون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟درسا چطور پیش میره؟؟؟بچه ها من این چند وقت نتونستم بیام پست بزارم شرمندتونمداداش م هم که دیگه نمیبینم دلم براش تنگ میشهامیدوارم توی امتحاناش موفق باشه...من بعد امتحانای داد خدمتتون میرسم...موفق باشید دوستون دارم
بای تا های



مشاهده متن کامل ...
توپ والیبال
درخواست حذف اطلاعات
توپ والیبال امضاء شده تیم ملی ایران توسط بروبچه های خوب تیم ملیمون در رمضان امسال در برنامه ی جشن رمضان جهت امور خیریه به حراج گذاشته شده و تا روز عید سعید فطر در انتظار بیشترین رقم پیشنهادی است.

آ ین رقم پیشنهادی تا امشب 500 میلیون تومان !

***************************************************************

پیراهن کاپیتان تیم ملی والیبال(میرسعید معروف) نیز که توسط اعضای تیم امضاء شده هم چون توپ والیبال به حراج گذاشته شد.

مزایده توپ والیبال تیم ملی کشورمان به نفع ک ن بی س رست


مشاهده متن کامل ...
مسدودیت موقت وبلاگ
درخواست حذف اطلاعات

مسدودیت موقت وبلاگ حقوقی سعید ذ کا یی

متاسفانه دیروز در تاریخ سیزدهم مهر 93 باخبر شدیم که وبلاگ از طرف مسدود شده آن هم فقط بخاطر گزارش تخلفی که یک نفر سودجو به تیم داده بود که خوشبختانه با مکاتبه ای که با آقای علیرضا مدیریت سایت داشتیم مورد حل شد و از این به بعد دوستان میتوانند به همین وبلاگ بدون محدودیت دسترسی داشته باشند

همینجا از آقای و تمام بروبچه های باحال سایت تشکر میکنم

قشنگ یه سکته ناقص زدیم هممون ! خدارو شکر که همه چی به خوبی تموم شد



مشاهده متن کامل ...
از کرامات علی مطهری
درخواست حذف اطلاعات

سال 89 که توفیق شد با بروبچه های امتداد، خدمت معظم انقلاب برسیم، علی مطهری هم با چند تا از نمایندگان مجلس خانواده شهید، آنجا بود.

اجازه گرفت که مطلب مهمی را بگوید. حالا ماها که منتظر بودیم افاضات مهم یک مجلس در محضر را بشنویم، گوش هایمان را هم تیزتر کرده بودیم.

ایشان شروع کرد به گله که بله آقا، اوضاع اب شده و مردم دارند کم کم به جای واژه های فارسی، از واژه های انگلیسی استفاده می کنند و اصلا معضلی شده است این واژه های بیگانه در زبان فارسی. بعد هم از حضرت آقا تقاضا داشت که دستور بدهد مردم دیگر به جای «فست فود» بگویند «غذای فوری»! یا چیزی شبیه به این.

آقا هم نگاهی د و نزدیک به این مضمون فرمودند: این جور مسائل جایش اینجا نیست و شما می توانید در مجلس، قانون وضع کنید و اگر مشکلی هست به صورت قانونی حلش کنید.

کلا گمان می کنم این بشر، یا نمی داند چه حرفی را کجا بزند؛ یا چگونه حرف زدن را بلد نیست؛ یا دوست دارد همین جوری یک حرفی زده باشد. خیلی جدی نگیریدش!



مشاهده متن کامل ...
قانون کار
درخواست حذف اطلاعات
سلام بر

بروبچه های اکتیییییییییییییییییییییییییییییییییییییو

که می خواند شروع به کار کنند چند تا نکته دوستانه را گفتم بگم قبل از اینکه بخواین کاری را شروع کنین

قانون اول :با مهارتای شغل و تجارتتون آشنایی پیدا کنید این اولین قانون کار آفرینیه

قانون دوم :درست کار باشید کار را به بهترین وجه انجامش بدین نسبت به کاری که انجام میدین تعهد داشته باشید

قانون سوم :عجله نکنید به فکر نتیجه باشید تا صرف زمان ،از شما نمی پرسند چه مقدار وقت صرف کردین ،از کییفیت کار ازتون می پرسند

قانون چهارم:امید به خدا را هرگز فراموش نکن

دوست عزیزم اینا سفارشای المومنین بود نه من

موووفق باشین



مشاهده متن کامل ...
ینی چ شکلین؟؟؟؟
درخواست حذف اطلاعات
سلااااااااااام خوبید؟؟؟؟؟؟؟ تبریک میگم به همه ی بروبچ المانی قهرمان شدنشونو........... چیه؟؟؟؟؟؟ چی فکر کردی؟؟؟؟ وب ما حتی بازدید کننده المانیم داره....بعله...مگه الکیه؟؟؟؟؟ و اکنون همگی بیایید دستانمان را به سوی اسمان بلند کنیم و در حالی ک سر به سجده هستیم برای بازگشت نیلوفر به راه راست عاجزانه دعا کنیم........ مثلن دلمون خوش بود دوستمون ه....یه دیده دیگه نمیشه حتی با پاستیل کشوندش اینجا.... این چ وعضیه آخه؟؟؟؟ میدونید من الان دقیقن تو وضعیتیم ک نمیتونم تشخیص بدم بیدارم یا خوابم عایا؟؟؟؟؟ باورم نمیشه قراره بعد1000سال فامیلامون بیان خونمون..ooooooooo!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و همش دارم فک میکنم ینی ممکنه بروبچه های فامیل چ شکلی شده باشن؟؟؟؟؟؟ عموم بعد دوسال ینی چقدر دیگه از موهاش ریخته؟؟؟ زن عموم چاقتر شده یا لاغرتر؟؟؟؟؟ینی بنظرت پسر م هنوزم حال بهم زنه؟؟؟؟؟ الان دختر م چن سالشه دقیقن؟؟؟؟پسرعموم در حدی هست ک من ازش خوشم بیاد عایا؟؟؟؟؟ واییییییییی....چرا من انقده خلم واقن؟؟؟؟هیچی دیگه الانم دارم کم کم نیت میکنم اتاقمو جم و جور کنم....خداااااااا خعیلییییییی سخته.....ینی من میتونم این اتاقو تنهایی جمع کنم؟؟؟؟؟نیشهههههه..... همینجور نشین به این کامپیوتر لعنتی زل بزن پاشو بیا کمک.....اومدیمو یه روز به کمک من نیاز داشین بیشوراااا.... اگه نیاین کمکم اصن منم اینجارو تمیز نمیکنم......(بدرک تمیز نکن...) ینی عاشق این خصوصیت خودمم ک تا یه حرفی میزنم دقیقن خودم پشت سرش ب خودم تیکه میندازم....(=

مشاهده متن کامل ...
جوک های جدید
درخواست حذف اطلاعات

کوچیکم اصفهان درس

می خوند خونه دانشجوییو از این بساطا!

یه بروبچه شیطونیم بودن تااینکه!یه

پیرزن همسایشون بوده واسشون

بعضی وختا غذا می برده کوفت کنن !

آقایه روز مو یکی از رفیقاش میان

خونه بو سوختگی ناجور میاد!میرن

تو آشپز خانه میبینن کتریو که صبح

گذاشتن روگاز زیرش روشن بود !

فجیع داغ بوده اینام نمی دونن چیکا

کنن از تو پنجره پرتش میکنن تو

خیابون !

هار هار میخندن به اسگل

بازیشون !

پس فرداش میرن بیرون یهو پیرزنه

رو میبینن با یه سر باند پیچی شده!

م :حاج خانوم خدا بد نده ؟سرتو

بستی؟؟

پیرزن :وااااااااای علیرضا مادرم نمیدونم

کدوم از خدا بی خبری یه کتری داغ

پرت کرد زارت خورد تو سرم !الان

سرم هم شی ته هم سوخته !

ببخشید ب نتونستم شام بیارم

واستون !

عاقا اینا هم آسف و گاز میزدن از یه

طرفم ناراحت شدن !

م:خاک بر سرش ! !دستش

بشکنه !تو ابجوش بپزنش!بعد

آ ش گفته : ایشالا ک خدا نمیکنه :)

هیچی دیه بروی مبارکشون نمیارن تا

وختی که جمع میکنن بیان تهران

بهش میگن !

پیرزن هم طفلی فقط میخنده !

دارم من؟؟



مشاهده متن کامل ...
مرتضی احمدی
درخواست حذف اطلاعات

(تصاویر) مراسم تشییع مرتضی احمدی

مرتضی احمدی از بزرگان کشور شنبه 30اذر چشم از دنیا فروبست وی بازیگر سینما-تلویزیون-تئاتر بوده است و در دوبله نیز بوده است مرتضی احمدی در 10آبان 1303در جنوب تهران به دنیا امد به واقع این فرد بی جایگزین است همچنین یکی از معدود خوانندگان سبک بیات تهران بوده است اقای احمد چند کتاب را نیز نوشته است کهنه همیشه نو است -فرهنگ بروبچه های ترون نمونه ای از کتاب های او می باشد از دوبله های ماندگار او می توان به روباه مکار در پینوکیو اشاره کرد مرتضی احمدی در 30اذر93 چشم از دنیا فروبست روحش شاد یادش گرامی



مشاهده متن کامل ...
جلسه پانزدهم افسران سایبر
درخواست حذف اطلاعات
ب شنبه بود..

4مردادماه.

ضیافت افطار ؛

البته این ضیافت .btnhtml {height:22px;background-color: #e8f1f4;background-repeat:no-repeat;background-position:center center;border: 1px solid #e8f1f4; margin: 0; padding:0px; } .btnover {height:22px;background-color: #ffffff;background-repeat:no-repeat;background-position:center center; border: 1px solid #ffffff;margin: 0; padding:0px; } .btndown { height: 22px; border: 1px solid onhighlight;background-repeat:no-repeat;margin: 0; padding:0px; background-color: onhighlight; } .btnna { height: 22px; border: 1px solid onface;margin: 0; padding:0px; filter: alpha(opacity=25); } .cmenu { background-color: threedface; color: menutext; cursor: default; font-family: ms sans serif; font-size: 8pt; padding: 2 12 2 16; }.cmenuover { background-color: highlight; color: highlighttext; cursor: default; font-family: ms sans serif; font-size: 8pt; padding: 2 12 2 16; }.cmenudivouter { background-color: threedface; height: 9 }.cmenudivinner { margin: 0 4 0 4; border-width: 1; border-style: solid; border-color: threedshadow threedhighlight threedhighlight threedshadow; } یه فرق اساسی با بقیه سفره هاداشت بروبچه های فضای مجازی خوزستان جمع شده بودندتا تجدید دیداری کنندوبرای یه برنامه ریزی جدید آماده یشن..

قرار شد شانزدهمین جلسه افسران هفته آینده 12مرداد ماه با حضور مسئول قرارگاه فضای مجازی بنیادخاتم الاوصیای خوزستان حاج آقا نژادبرگزار شود.

خیلی ها آمده بودن.. تصاویرش رو به زودی میذارم...

فعلا یازهراس



مشاهده متن کامل ...
تبریک به همه: ایران به نیمه نهایی لیگ جهانی رسید
درخواست حذف اطلاعات

تیم ملی والیبال ایران با پیروزی مقابل تیم اول رده بندی جهان برای نخستین بار در تاریخ به جمع چهار تیم برتر لیگ جهانی صعود کرد.

در پایان این مسابقه غفور به تنهایی 23 امتیاز گرفت و به این ترتیب وی امتیازآورترین بازیکن میدان شد. پس از غفور، لوکارلی از برزیل با 17 امتیاز در جایگاه بعدی قرار گرفت.

احسنت و خسته نباشید به بروبچه های تیم ملی والیبال

تیم ملی والیبال ایتالیا با پیروزی 3 بر صفر مقابل استرالیا به عنوان تیم اول گروه h به مرحله نیمه نهایی لیگ جهانی صعود کرد. این تیم در مرحله نیمه نهایی از ساعت 23 امروز (شنبه) به مصاف برزیل، تیم دوم گروه i می رود.

به این ترتیب، ایران که با برتری 3 بر یک مقابل برزیل به عنوان تیم اول به نیمه نهایی راه پیدا کرده از ساعت 20 امروز (شنبه) در سالن نلسون ماندلای شهر فلورانس با تیم ملی روبرو می شود.



مشاهده متن کامل ...
اخبار همایش انجمن مطالعات برنامه درسی بیرجند
درخواست حذف اطلاعات

واقعا از حیث برگزاری و تدارکات باید به آقای آیتی, ناصر یعقوب نژاد, مهدیزاده, رستمی, شکوهی نیا و .... بقیه بروبچه های همایش دست مریزاد گفت که با همه محدودیت ها و سختی ها, همایش را بسیار عالی برگزار د و مهمان نوازیشان فوق العاده بود. خود من قبل از شروع همایش فکر نمی با وجود دوری راه استقبال چندانی از همایش شود اما حضور دانشجویان در این همایش چشمگیر و عالی بود. الحق که همشهریان غلامحسین شکوهی نشان دادند که افرادی توانمند و دانش دوست هستند. در پست اول امسال مجموعه فایل های صوتی تصویری و مقالات را برایتان به اشتراک می گذارم.

http://ssmovahed.

کلیپ خوشامدگویی همایش فایل صوتی مراسم افتتاحیه

مجموعه مقالات پوستری مجموعه مقالات سخنرانی مجموعه مقالات چاپی



مشاهده متن کامل ...
✎ طعم گس امتحانات ✎
درخواست حذف اطلاعات
امروز اولین امتحانم رو در بهار 93 دادم...

امتحان "اقتصاد ریاضی" داشتم...
کت که هم اکنون مشاهده می کنید...

میخواستم توی این پست یه تشکر ویژه کنم از طهرانچیان و جعفری صمیمی و همچنین اعضاء محترم هیأت علمی مازندران بخاطر دقت نظری که در نگارش این کتاب داشتن

و همچنین کمال قدردانی رو از مسئولین مون دارم که توجه ویژه داشتن به بروبچه های اقتصاد و جهت راحتی دانشجویان، کلاسی رو برای این کتاب برگذار ن تا دانشجوها، هر چه بهتر به زندگیشون برسن

خدیجه جونم مرسی که ب پا به پای من بیدار موندی

چی بگم جز اینکه.... دوسِت دارم...



مشاهده متن کامل ...
رضا سگ فروش شهید!
درخواست حذف اطلاعات
هم سگ ید و فروش می کرد، هم دعواهاش حس سگی بود!!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....

شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!

چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“

رضا شروع کرد به دادن. ( ای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!

وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:

”آهای کچل با تو ام.....! “

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“

رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار ب م ولی با دژبان دعوام شد!!!!

چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش ب ید و بیارید.....!“

چمران و آقا رضا تنها تو سنگر...

رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!

شهید چمران: چرا؟!

رضا: من یه عمر به هرکی بدی ، بهم بدی کرده....!

تا حالا نشده بود به ی بدم و اینطور برخورد کنه.....

شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!

هِی آبرو بهم میده.....

تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!

منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!

رضا جا خورد!....

... رفت و تو سنگر نشست.

آدمی که مغرور بود و زیر بار ی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!

تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی بهم خوبی کرده؟؟؟؟

اذان شد.

رضا اولین عمرش بود. رفت وضو گرفت.

... سر ، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!

وسط ، صدای سوت خم اومد. پشت سر صدای خم هم صدای زمین افتادن اومد.....

رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه ش)

یه توبه و واقعی



مشاهده متن کامل ...
رضا سگ فروش شهید!
درخواست حذف اطلاعات
هم سگ ید و فروش می کرد، هم دعواهاش حس سگی بود!!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....

شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!

چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“

رضا شروع کرد به دادن. ( ای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!

وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:

”آهای کچل با تو ام.....! “

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“

رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار ب م ولی با دژبان دعوام شد!!!!

چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش ب ید و بیارید.....!“

چمران و آقا رضا تنها تو سنگر...

رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!

شهید چمران: چرا؟!

رضا: من یه عمر به هرکی بدی ، بهم بدی کرده....!

تا حالا نشده بود به ی بدم و اینطور برخورد کنه.....

شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!

هِی آبرو بهم میده.....

تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!

منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!

رضا جا خورد!....

... رفت و تو سنگر نشست.

آدمی که مغرور بود و زیر بار ی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!

تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی بهم خوبی کرده؟؟؟؟

اذان شد.

رضا اولین عمرش بود. رفت وضو گرفت.

... سر ، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!

وسط ، صدای سوت خم اومد. پشت سر صدای خم هم صدای زمین افتادن اومد.....

رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه ش)

یه توبه و واقعی



مشاهده متن کامل ...
رضا سگ فروش شهید!
درخواست حذف اطلاعات
هم سگ ید و فروش می کرد، هم دعواهاش حس سگی بود!!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....

شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!

چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“

رضا شروع کرد به دادن. ( ای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!

وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:

”آهای کچل با تو ام.....! “

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“

رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار ب م ولی با دژبان دعوام شد!!!!

چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش ب ید و بیارید.....!“

چمران و آقا رضا تنها تو سنگر...

رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!

شهید چمران: چرا؟!

رضا: من یه عمر به هرکی بدی ، بهم بدی کرده....!

تا حالا نشده بود به ی بدم و اینطور برخورد کنه.....

شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!

هِی آبرو بهم میده.....

تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!

منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!

رضا جا خورد!....

... رفت و تو سنگر نشست.

آدمی که مغرور بود و زیر بار ی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!

تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی بهم خوبی کرده؟؟؟؟

اذان شد.

رضا اولین عمرش بود. رفت وضو گرفت.

... سر ، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!

وسط ، صدای سوت خم اومد. پشت سر صدای خم هم صدای زمین افتادن اومد.....

رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه ش)

یه توبه و واقعی



مشاهده متن کامل ...
ضد حال!!!!!
درخواست حذف اطلاعات
قیافه ی آدم بعده 2 هفته تعطیلی :)

و قیافه ی همون آدم بعده شنیدن خبر 15فروردین و رفتن به بعده کلی خوشگذرونی و تعطیلی! :/ و اینجور :\ و اونجور :[ و نیز آنجور :( و ناجور ! ;|

اما این وسط ،قیافه ی محیا دیدنیه!!! کلی کج و معوج شد این وسط!!

کلی هم اخ اخ .. و ..اوخ،اوخ .. و.. ایشش،ایشش ..و... هیش،هیششش ..و...ووی،وااای،نه، و پناه برخدا.....گفت !!

یعنی واقعا " فردا /شنبه/ باید برم ؟؟؟؟!!! نه توروخدا،خدا ی باید برم ی؟؟؟؟!!

خخخخخ،چی ،چی گفتم اصلا" !! یعنی واقعا باید برم ؟؟؟؟! کجا؟؟؟ خخخخخ، هههه،اههههمممم ؛ ! و کاتوزیان !! که درساشو مرور نکرده واسه آمادگی یعنی جهت فعالیت کلاسی ! !!!! :| (قیافرو!)

بگذریم...

میخوام بعده نتیجه ی کنکورم،بروبچ و اغفال کنم بریم تو کار وب حقوقی!

بله،یه وب حقوقی گروهی بزنیم،برای مشاوره حقوقی و پاسخ به سوالات حقوقی که هم محکی باشه واسه آموخته های خودمون، هم بتونیم بصورت رایگان کمکی به دوستانی که سوال و مشکل حقوقی دارن کرده باشیم انشاءالله اگه عمری باقی باشه.

اگه خوب پیش رفتیم و دیدیم جالب بود توسعش میدیم وگرنه ادامه نمیدیم!

احت زیاده اگه دوستان و بروبچه هم کلاسی ! رضایت دادن پیج اینستا هم بزنیم! برای قراردادن ع نوشته های حقوقی،کلیپای حقوقی و صوتی خودمون! و جزوه و معرفی بهترین منابع ارشد و... برای دوستان حقوقی سراسر کشور! خلاصه منتظر خلاقیتهای ما دراین زمینه باشید! امیدوارم بتونیم به دوستایی که سوال حقوقی دارن به بهترین شکل و نحو ممکن یاری برسونیم و هم کمک کوچیکی باشه به خودم و دوستان کنکوریم جهت بالابردن تجربه و علم خودمون برای موفقیت درآزمون وک !

از اساتیدمون هم کمک میگیریم،ازاوناهم برای دانشجویان حقوق،کلیپ،نوشته ،مشاوره حقوقی و کلی چیزای خوب و کاربردیه دیگه میذاریم..یا حق/.



مشاهده متن کامل ...
یک داستان آموزنده
درخواست حذف اطلاعات
رضا سگه … یه لات بود تو مشهد … هم سگ ید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع … بود … یه روز داشت میرفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن … دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه … آرم ماشین : ” ستاد جنگهای نا منظم” راننده، شهید چمران … شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت : ” فکر کردی خیلی مردی ؟! ” - بروبچه ها اینجور میگن !! - اگه مردی بیا بریم جبهه … به غیرتش بر خورد … راضی شد …. بردش جبهه … شهید چمران تو اتاق نشسته بود … یه دفعه دید که صدای دعوا میاد ! … با دست بند، رضارو آوردن تو اتاق … رضارو انداختنش رو زمین …. : ” این کیه آوردید جبهه ؟! … “ رضا شروع کرد به دادن …چه ای رکیکی… اما چمران مشغول نوشتن بود… دید که شهید چمران توجه نمیکنه …. یه دفه داد زد : ” کچل با توام …!!!! “ یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد : ” بله عزیزم ! چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ “ قضیه این بود…. آقا رضا داشت میرفت بیرون …. بره سیگار بگیره و برگرده … با دژبان دعواش شده بود …. شهید چمران : ” آقا رضا چی میکشی ؟!! …. برید براش ب ید و بیارید …! ” شهید چمران و آقا رضا … تنها تو سنگر … آقا رضا : میشه یه دو تا بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !! شهید چمران : چرا ؟! آقا رضا : من یه عمر به هرکی بدی ، بهم بدی کرده … تا حالا نشده بود به ی بدم و اینطور برخورد کنه … شهید چمران : اشتباه فکر می کنی …! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده … هی آبرو بهم میده … تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی میکردی بهت خوبی می کرده …! گفتم بذار یه بار یکی بهم بده بگم بله عزیزم … یکم مثل اون شم …! آقا رضا جا خورد ………. تلنگر خورد به شحصیت معنویش………. رفت تو سنگر نشست …آدمی که مغرور بود و زیر باز ی نمیرفت زار زار گریه می کرد …عجب! یکی بوده هرچی بدی بهم خوبی کرده؟ اذان شد ….. آقا رضا اولین عمرش بود ……. رفت وضو گرفت … سر ، موقع قنوت صدای گریش بلند بود … وسط ، صدای سوت خم اومد ….. صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد … آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد …. فقط چند لحظه بعد از توبه ش … توبه واقعی و یه واقعی …

مشاهده متن کامل ...
شهید چمران و آقا رضا
درخواست حذف اطلاعات

شهید چمران و آقا رضا

رضا سگه ... یه لات بود تو مشهد ... هم سگ ید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع ... بود ...
یه روز داشت می رفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن ... دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه ... آرم ماشین : " ستاد جنگ های نا منظم" راننده، شهید چمران ...
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت :

" فکر کردی خیلی مردی ؟! "
- بروبچه ها این جور میگن !!
- اگه مردی بیا بریم جبهه ..................
به غیرتش بر خورد ... راضی شد .... بردش جبهه ......

***********************************
شهید چمران تو اتاق نشسته بود ... یه دفعه دید که صدای دعوا میاد ! ... با دست بند، رضا رو آوردن تو اتاق ... رضا رو انداختنش رو زمین
.... : " این کیه آوردید جبهه ؟! ....... "

رضا شروع کرد به دادن ...چه ای رکیکی... اما چمران مشغول نوشتن بود.........
دید که شهید چمران توجه نمی کنه .... یه دفه داد زد :

" کچل با توام ...!!!! "

یک دفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد :

" بله عزیزم ! چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ "

قضیه این بود.... آقا رضا داشت می رفت بیرون .... بره سیگار بگیره و برگرده ... با دژبان دعواش شده بود ....
شهید چمران : " آقا رضا چی می کشی ؟!! .... برید براش ب ید و بیارید ...! "

شهید چمران و آقا رضا ... تنها تو سنگر ...

آقا رضا : میشه یه دو تا بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !!
شهید چمران : چرا ؟!
آقا رضا : من یه عمر به هرکی بدی ، بهم بدی کرده ... تا حالا نشده بود به ی بدم و این طور برخورد کنه ...
شهید چمران : اشتباه فکر می کنی ...! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده ... هی آبرو بهم میده ... تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی می کردی tبهت خوبی می کرده ...! گفتم بذار یه بار یکی بهم بده tبگم بله عزیزم ... یکم مثل اون شم ...!



مشاهده متن کامل ...
نمایشگاه 2
درخواست حذف اطلاعات
و سالها گذشت و پریا بالا ه وبلاگش را آپدیت کرد :دی

یه گروپ وایبری داریم با بروبچه های قدیمی، این چند روزه هروقت من آنلاین شدم با این جمله بوده: «سلام لهم! له!» دیگه بچه ها میدونن و اگه منم یادم بره، اونا اینجوری جواب سلاممو میدن: «سلام پری لهی»!

غرفه داری در نمایشگاه، اونم با وجود همکاری و مشارکتِ سه چهار همکار فعالِ دیگه، به قراری از آدم انرژی میگیره که تا تجربه نکنی نمیدونی. بعد اونوَخ چون نمایشگا کلاً نمایشگاهِ سلامت بود و ما هم که فعال در این حوزه، آقای همکار برداشت یک بنر بزرگ نوشت که ملت بیاین اینور مشاوره رایگان. اونم نه یکی، بلکه دو تا!! این شد که تقریباً هیچ تایمی در این هفت روز سرمون خلوت نبود و نان استاپ مشغول مشاوره دادن بودیم. جوری که من گاهی واقعاً نمیفهمیدم چجوری زمان گذشت و مثلاً هشت شب شد!! بعداً من گفتم باااااو لااقل پنج تومن میگرفتیم خب از هر نفر :دی

این نمایشگا با قبلی (پژوهش) یه فرقِ بزرگ داشت و اونم این بود که غرفه هاش خوشمزه بودن! رستوران ها، صنایع لبنی، عسل و نان، محصولات ارگانیک، عرقیات گیاهی و... همگی حضور فعال داشتن. بعد گاهی اشانتیون های میان وعده هم بین غرفه ها و بازدیدکننده ها توزیع می ؛ مثل شیر و شیرکاکائوهای کوچولو، نان های سبوس، میوه، غذاهای سالم و گیاهی و... بعد من همینا رو شب می اومدم تعریف می و موجباتِ حسودی و حسرت دوستان رو فراهم می نمودم :دی

اما بزرگترین دستاورد این نمایشگا همون مشاوره ها بود که گفتم. شاید به اندازهء ی ال تجربه! یکی دو پُست بعدی مفصل داستان ها و حاشیه های مشاوره های خودم رو براتون تعریف میکنم. یه چیزی مث خاطرات مرکزی که قبلاً نوشته بودم .

نمایشگاه 1



مشاهده متن کامل ...
برنامه جزوه نویسی هفته اول آذر+چند مطلب قابل عرض!
درخواست حذف اطلاعات

سلام به همه

قبل از هرچیز یه خدا قوت! به بروبچه های گروه جزوه که زحمت میکشند و جزوه ها را تهیه میکنند .

اما چند مطلب:

1: کتب ت ت هم از اشتباه مصون نیستند چه برسه به جزوه های ما! از اونجایی که نویسنده جزوه خودش هم تازه مطالب سرکلاس به گوشش خورده و شاید پاک نویس کننده نتونسته یه جاهای دست خط نویسنده را بخونه و همچنین عجله واسه تحویل جزوه سروقت باعث میشه که اشکالاتی به وجود بیاد. الحمدلله اکثر جزوه ها با آماری که من دارم مورد رضایت بوده و تک و توک بد بودند. دوستان خی ون را همین جا راحت کنم که بازبینی نهایی جزوه ها انجام میشه و اصلاحات به دستتون میرسه حتی شده اگه یه جلسه را از نو جزوه بدیم. برنامه ریزی بازبینی جزوه فیزیو جلسات جمالی و نهاوندی داره انجام میشه که جزییاتش را باید توی یه پست جدا بذارم

2:به خاطر امتحان ها جزوات سری هشتم و نهم ،شنبه ها ارائه میشه.

3:به خاطر سبک ی ان بیان مطلب در جلسات فیزیولوژی گردش خون نصری نژاد ، جزوه جلسات باقی مانده از جزوه مهر92 ارائه میشود. لذا فردی که برای جزوات فیزیولوژی در برنامه گروه جزوه نام برده میشود باید صدای را گوش داده و جزوه مهر را تصحیح و تکمیل کند.( اصلاحات و اضافات در برگه پاک نویس مخصوص گروه جزوه نوشته شود لطفا)

4: جزوه های آناتومی و اخلاق و شه هم در حال نگارش اند که تا قبل از امتحان هریک ارائه میشوند

5: این را هم به اطلاعتون برسونم که در صورت غیاب بنده ،خانم معصومی وظیفه هماهنگی گروه جزوه را برعهده دارند.

6: و اما برنامه این چند روز

دوشنبه 3/9*بهداشت * زهرا نعیمایی و فرشته میرزایی

4/9*تغذیه* گلاره گل بابایی و فاطمه احمدی

چهارشنبه 5/9*فیزیولوژی *عارف ناسوتی

چهارشنبه 5/9 *بلوک1*آیدا قربانپور و بیتا دیناروند



مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
تحقیق وبررسی در مورد تجزیه و تحلیل صورتهای مالی جهاد کشاورزی سمیرم ع نمیشن بدم بررع کتابای ع معلم روستای تیبشان 13ابان کامل ترین مجموعه آموزش اندروید یک لیتر چقدر اب است ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته ی ی عمران مدیریت منابع آب سراسری و آزاد ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته ی مدیریت تی سراسری و آزاد سقف برداشت از خودپردازهای بانک توسعه صادرات ایران در ایام نوروز افزایش یافت قربانش برم هفته به هفته ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته کارشناسی ارشد ی مکانیزاسیون کشاورزی سراسری و آزاد آموزش دیوار پوش اپو ی ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته کارشناسی ارشد ی مکانیزاسیون کشاور شفیع دیوانه قوماندان مالک اشتر بابه مزاری تحقیق درباره گزارش کارآموزی شرکت توزیع نیروی برق تجدید ارزی داراییها و قوانین جدید ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته کارشناسی ارشد مدیریت کشاورزی سراسری و آزاد ب د عایید ما را نیز لطفا همین بدویید ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته کارشناسی ارشد مدیریت کشاورزی سراسری و ظرفیت پذیرش و انتخاب رشته کارشناسی ارشد علوم محیط زیست سراسری و
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.