پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 بنگی
اضافی !!!!
درخواست حذف اطلاعات

از شرکت که برگشت همه خواب بودن !!! مامان خانم بیدار شد توی همون ح گیج و بنگی خواب بهم گفت سلام پکیج روشن ه ؟ گفتم نه ؟ گفت سریع روشن کن تا برم ؟ رفتم روشن رفتم توی زیر زمین موتور آب رو روشن تا اب از توی تانکر بره براش تا بتونم کنه و غر نزنه ؟!! قشنگ همه ی وسایلمو گذاشته بودن توی راه پله که بیام طبقه بالا توی اتاق م !!!! بعد میگن چرا همه ش توی اتاق تی و در کنار کانون گرم خونواده نیستی؟ بعدشم خوابم یه 2-3 ساعت ؟! خواب بودم مصطفی نون زنگ زده زنگ ش زده ام جواب نداد ؟ زنگ بزنم بازم ببینم چ کار داره باهام ؟

بیدار شدم مامان خانم با آبجی خانم و ضحا دختر کوچک آبجی خانم میخواستند برند ید بهم گفتند میایی گفتم من همین جوری میایم ؟!؟ لباس عوض نمیکنم و از ماشین پایین بیا نیستم ؟!؟ مامان خانم گفتند مترسک نمیخوام با خودم ببرم

مامان خانم یه جوری باهام رفتارمیکنه انگار من مقصر همه ی اتفاقات بد توی زندگی ش بودم ؟ مگه من گفتم منو به دنیا بیاره ؟ مگه من خواستم این شرایط برو برای خودم فراهم کنم !؟!




مشاهده متن کامل ...
آ ین بار کِی سحر را دیدی؟! دو ساعت پیش؛ دور دهنش قهوه ای بود، ولی داشت پفک میخور
درخواست حذف اطلاعات
اسامی های سینمایی داره به جاهای خیلی باریک کشیده میشه! بعد از اسب حیوان نجیبی است ، پا تو کفشِ من نکن، بعدازظهر سگی سگی و قطاری از این اسامی عجیب، پس از اکران آ ین بار کی سحر را دیدی، اسامی های سینمای ایران وارد کانال جدید و خطرناکی شد! در آینده اگه شاهد اسامی پایین بر سردَر سینماهای مملکت بودین، سنگ کوب نکنید!
-
- ممد سالن پایه ای؟!
- سلام من را به ات برسان سارا!
- نیکی با نیکو به درکه رفتند ولی جیگر نخوردند، آن ها در...
- راستی! ی پیر و فرتوتِ معتادِ مُفنگیِ بنگی ات چطور است؟!
- دیروز بهمن را دیدم! تیر میکشید، ولی دهانش بوی سیر میداد !
- وقتی کامبیز دستشوییِ خانه ی ننه ش بود، سلیمه در شوفاژخانه چه پفکی میخورد؟!
- من که خوبم، تو هم که خوبی، او هم که همینطور، آن ها هم از قضا خوب هستند، ایشان هم بطور کاملاً اتفاقی و طی رخدادی عجیب خوب هستند، آیدا! منوچهر چرا انقدر بد است؟! هان؟!



مشاهده متن کامل ...
ع نوشته های دی ماه 1396
درخواست حذف اطلاعات

خدا جان
وقتی من بندهٔ یکی مثل تو باشوم، میبوم بهترین...
پس، هر روز، هرساعت، حتی هر ثانیه منی همراه باش
من به وجود تو محتاجوم
خودوت میدانی که این قشنگترین نیاز دنیا هسته
پس منی همراه باش خداجانم .....♡
سلام خجیر همشهریان، طالقانیای باصفا صبحتان بخیر
ان شاءالله به حق حضرت فاطمه معصومه هر چی که صلاح ما هسته همان مایب رقم باخوره


دی این جُمله دِ قشنگتر نُداریم که ننه تو ر صدا بَزنه: پایَست بیو... تیب چایی بِریتیَم عِزیزجان... ❤️


شب نشینیهای خانواده
قدر میدانیم لحظه های با هم بودنمانه
کرسی خانه تان گرم
ع : خاندان آقابراری از وشته

پاسخ به ع بالا:

درجی یی میان ع کرسی بنگی یین منو ببردین به روزگار کودکی
آخِییی، یادوش بخیر، فامیلانمان شب نشین بم َن مای خانه، من دی وچه بیَم، کرسیِ سرنشته بیَم، بازی می
یگهو منه خِو بیت جیر کتُم یکیشانی سر
◀️ ارسالی از همراه درجی



ببه جان بیو نان و ماستمانه باخوریم
همین دمه کو غنیمته



قدیمی آدومان، شاید سوواد نوداشتون
پول و مدرک و ماشین آ ین سیستوم نوداشتون
اینترنوت نوداشتون
دانوشگا نمیشین
امبا...
امبا حیا داشتون... آن دی خیلی زیاد و خجیر
خوشبحال همان قدیمان




مشاهده متن کامل ...
بنگی شدم رفت...
درخواست حذف اطلاعات
سلاااااااااااام

چطورید رفیق مفیقا؟؟؟

اومدم یه موضوعی رو درمیون بزارم باتون

عاقا ی میدونه طرز استفاده ی ماریجوانا چه جوریه؟؟؟

من هر چی برگشو دود میکنم نمیرم فضا

چن روز پیش به دختر عمم اس دادم من دارم علف میزنم اگه چت به مامانم بگو قضیه ازین قرار بوده

اما دریغ از اندکی سرگیجه

یه خیر پیدا شه بگه من اینارو چی کار کنم که برم فضا؟؟؟نکنه از فضا باید یکی بیاد دنبالم؟؟

پ ن

گفتم دختر عمم یه چیزی دربارش بگم:

منو دختر عمم بهترین رفیقای دنیایم...ینی مطمئنم بدون هم میمیریم....اون عاشق ماهه منم عاشق گرگ نمادمون اینهwolf&moon

دیروز یه جمله خوشگل براش در و ...ببینید....

تو مال زمین نبودی....

از همان اول فهمیده بودم از تبار آسمانی.

کاش ن مشتری بودی...

تا به جای یک ماه6 ماه میهمان آسمان تارو گرفته ی خانه ی دلت بود.

تو مال زمین نیستی یاور لحظه های غمبار

*آبان دخـــــــــــــــت

گفته بودم گهگاهی مینویسم...خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اضافه کنم که من اسم دختر عمم رو تو گوشیم یاور سیو سوتفاهم نشه ما نیستیم به مولا!!فقط از دوست واقعی واقعی تریم



منبع: http://yfmh. /

مشاهده متن کامل ...
چیلی
درخواست حذف اطلاعات

عرض اتاق رو انقدر قدم زده بود که ناخودآگاه میدونست الان باید انتظار چه ص از برخورد کف کفش چرمی وا خورده ش با کف اتاق داشته باشه. سه قدم بی صدا ... سه قدم تق تق ... هر بار که نوبت راه رفتن سمت پنجره ی بلند میرسید مرد توی آیینه رو میدید که از دور داره بهش نزدیک میشه و وقتی بهش میرسه نفس عمیق میکشه و باز ناپدید میشه ... بوی عود انقدر تند بود که حتی با اینکه معلوم بود به خاطر ملاحظه ی دماغ حساسش حدود 40 دقیقه پیش خاموش شده، ولی باز هم تمام ترکیباتش رو میشد با درصد دقیق مشخص کرد ... بوی عطر کلاسیک مردونه ... بوی چای سبز خشک شده ته استکانی که شاید گوشه ی میز جا مونده ... نور نیمه خسته ی عصر، مستقیم از پنجره ها نیمه ی اتاق رو به حد قابل قبول و اعصاب خورد کنی روشن میکنه ... مبل چرمی سبز تیره انتظارش رو میکشه ... رد دوخته شده ی کنار دسته ی صندلی همیشه اسباب بازی خوبی بوده برای وقتی که باید به حرف های مرد اتو کشیده ی روبروش تمرکز کنه ... مرد بی تفاوتی که خیلی سعی میکنه متفاوت و همدل به نظر برسه ... با اون جلیقه ی راه راه و شلوار براقش ... هیچ علاقه ای ندارم باز یه ساعت به کف کفشش خیره بشم ... اه ... 


- هیچی نمیخوای بگی؟ من بهت پول نمیدم که بشینی من رو نگاه کنی و به زور لبخند بزنی!!!

= تو هنوز وارد نشدی ... از نظر من وقتی ی وارد میشه که روی صندلیش بشینه و سلام کنه

- این لعنتی صندلی من نیست ... هر روز صد نفر میان اینجا و یه ساعت به تو چرت و پرت تحویل میدن و بعد سر پنجاه دقیقه تو پرتشون میکنی بیرون و ازشون پول مفت میگیری!!! منم نمیدونم چرا میام اینجا ... امیدوارم برای این نباشه که زبون من رو میفهمی ... چون اگر به این نتیجه برسم میرم با مارکتی محله مون حرف میزنم ... 

= چی انقدر آزرده ت کرده ؟ کدوم نیازت برآورده نشده؟ 

- آزرده؟ [فریاد] من آزرده نیستم ... من این همه زحمت نکشیدم که آ ش بخواد این جوری تموم بشه! با این همه بد بختی دو تا بچه بزرگ ن که یکی شون بره رقاص بشه یکی شون هم دیوونه از آب در بیاد!! 

= منظورت از دیوونه موزیسین هستش ؟

- موزیسین؟ ها ها ها ! اون حتی نمیدونه موسیقی چی هستش!!! یه سری صدای نامفهوم رو کنار هم میذاره که هیچ شباهتی به هم ندارن ... میرن میشینن با یه مشت دیوونه ی دیگه گوش میکنن ... محض رضای خدا هیچ شباهتی به هیچ موسیقی نداره! ... من خودم یه بار توش صدای بز شنیدم!! صدای اره برقی!!! این موسیقیه؟

= اگه نبود پس چرا این همه بهش جایزه دادن؟ ... اسمش رو توی اخبار هم دیدم اتفاقا ... توی گرند هال اجرا داشته! هر ی نمیتونه اونجا برسه!

- اونا هم حتما یه مشت دیوونه مثل خودش بودن ...یا  یه مشت بنگی که با صدای ماشین لباس شویی هم هد میزنن!!!

= نمیدونم! شاید! ... خب بیا درباره موسیقی حرف بزنیم ... گفتی پدرت اومده بود برای اجرای خودت چی میگفت؟


نفسش رو به زور بیرون داد ... عرقش سرد شد ... به گوشه ی خالی اتاق خیره شد ... آروم روی صندلی نشست و به پیچ گچ بری سقف زل زد ...


- برای اجرای اپرایی که توش بودم اومد... اون هم به اصرار مادرم ... بعدش گفت مز ف بود!! خوابش گرفته بود ... نمیفهمید چرا باید یه عده آدم داد بزنن و یه صداهایی از خودشون در بیارن که در هم برهمه و بی معنی!! 

= خب ... ولی گفتی خودش جوون بوده ساز میزده! فکر کنم سا یفون بود ... درسته؟ [عینکش رو خیی آروم با پارچه ی مخمل تیره پاک میکنه و برای اینکه درست ببینه چشماش ریز میشه]

- آره خودش سا یفون میزده ... ولی پدرش نذاشته ادامه بده چون موزیک غربی بوده!!

=چه جالب! میخواستم همین رو بپرسم که خودت زودتر گفتی!! ... یه جایی هم گفتی که کلا موسیقی سنتی آذربایجان برات خیلی نوستالژی قشنگیه چون پدر بزرگت تار عاشقی میزده ... اصلا سر همین آهنگ های بهبودف خودت به موسیقی کرال علاقه مند شدی!! 

- آره !! خب که چی؟!

= هیچی!! شاید خودت هم ندونی ولی من مطمئنم پدر بزرگت هم باباش نذاشته درست تار بزنه!! کلا انگار برای شما جنبه ی ارثی داره که پدر ها با استعداد هنری پسر ها بجنگن!! تو هم که دیگه تکامل پیدا کردی ... هم پسرت دیوونه ست که راحت میتونه موسیقی رو ابراز کنه ... هم دخترت که راحت جلوی همه می ه و یکی از بهترین های کار خودشه!! اینکه تو قواعد ذهن اونها رو درک نمیکنی دلیل این نیست که ...

- عه ... نه نه ... وایسا ... ببین تو ... حالم رو داری به هم میزنی با این نتیجه های مس ه ت ... من شاید به چیزی که میخواستم نرسیدم ولی ... اه ...  لعنت به تو ... لعنت به اینجا ... 


با همون قیافه بی تفاوت و متفاوت تا آ داد و فریادهای  توده ی قرمز و پر سر ص که رو به روش توی مبل فرو رفته بود و مثل پاپ کورن بالا پایین میپرید رو گوش داد و نگاهش به ساعت بود که بیشتر از پنجاه دقیقه مجبور نباشه این وضعیت رو تحمل کنه ... طبق معمول خود افراد سر زمان مناسب به آرامش میرسیدن و فضا رو ترک می ... با رفتن مرد از روی مبل راحتی بلند شد و پنجره رو باز کرد تا هوا عوض بشه ... استرس و خشم معمولا باعث عرق و ترشح مواد بد بو میشه! ... ده دقیقه فرصت داشت مغزش رو خالی کنه تا دوست بعدی وارد بشه ... نفس عمیق ... بوی بهار ... صدای بازی بچه ها ... فکر درباره عشق های زندگیش  ... لبخند عمیق و آرامش بخش ... 




مشاهده متن کامل ...
چیلی
درخواست حذف اطلاعات

عرض اتاق رو انقدر قدم زده بود که ناخودآگاه میدونست الان باید انتظار چه ص از برخورد کف کفش چرمی وا خورده ش با کف اتاق داشته باشه. سه قدم بی صدا ... سه قدم تق تق ... هر بار که نوبت راه رفتن سمت پنجره ی بلند میرسید مرد توی آیینه رو میدید که از دور داره بهش نزدیک میشه و وقتی بهش میرسه نفس عمیق میکشه و باز ناپدید میشه ... بوی عود انقدر تند بود که حتی با اینکه معلوم بود به خاطر ملاحظه ی دماغ حساسش حدود 40 دقیقه پیش خاموش شده، ولی باز هم تمام ترکیباتش رو میشد با درصد دقیق مشخص کرد ... بوی عطر کلاسیک مردونه ... بوی چای سبز خشک شده ته استکانی که شاید گوشه ی میز جا مونده ... نور نیمه خسته ی عصر، مستقیم از پنجره ها نیمه ی اتاق رو به حد قابل قبول و اعصاب خورد کنی روشن میکنه ... مبل چرمی سبز تیره انتظارش رو میکشه ... رد دوخته شده ی کنار دسته ی صندلی همیشه اسباب بازی خوبی بوده برای وقتی که باید به حرف های مرد اتو کشیده ی روبروش تمرکز کنه ... مرد بی تفاوتی که خیلی سعی میکنه متفاوت و همدل به نظر برسه ... با اون جلیقه ی راه راه و شلوار براقش ... هیچ علاقه ای ندارم باز یه ساعت به کف کفشش خیره بشم ... اه ... 


- هیچی نمیخوای بگی؟ من بهت پول نمیدم که بشینی من رو نگاه کنی و به زور لبخند بزنی!!!

= تو هنوز وارد نشدی ... از نظر من وقتی ی وارد میشه که روی صندلیش بشینه و سلام کنه

- این لعنتی صندلی من نیست ... هر روز صد نفر میان اینجا و یه ساعت به تو چرت و پرت تحویل میدن و بعد سر پنجاه دقیقه تو پرتشون میکنی بیرون و ازشون پول مفت میگیری!!! منم نمیدونم چرا میام اینجا ... امیدوارم برای این نباشه که زبون من رو میفهمی ... چون اگر به این نتیجه برسم میرم با مارکتی محله مون حرف میزنم ... 

= چی انقدر آزرده ت کرده ؟ کدوم نیازت برآورده نشده؟ 

- آزرده؟ [فریاد] من آزرده نیستم ... من این همه زحمت نکشیدم که آ ش بخواد این جوری تموم بشه! با این همه بد بختی دو تا بچه بزرگ ن که یکی شون بره رقاص بشه یکی شون هم دیوونه از آب در بیاد!! 

= منظورت از دیوونه موزیسین هستش ؟

- موزیسین؟ ها ها ها ! اون حتی نمیدونه موسیقی چی هستش!!! یه سری صدای نامفهوم رو کنار هم میذاره که هیچ شباهتی به هم ندارن ... میرن میشینن با یه مشت دیوونه ی دیگه گوش میکنن ... محض رضای خدا هیچ شباهتی به هیچ موسیقی نداره! ... من خودم یه بار توش صدای بز شنیدم!! صدای اره برقی!!! این موسیقیه؟

= اگه نبود پس چرا این همه بهش جایزه دادن؟ ... اسمش رو توی اخبار هم دیدم اتفاقا ... توی گرند هال اجرا داشته! هر ی نمیتونه اونجا برسه!

- اونا هم حتما یه مشت دیوونه مثل خودش بودن ...یا  یه مشت بنگی که با صدای ماشین لباس شویی هم هد میزنن!!!

= نمیدونم! شاید! ... خب بیا درباره موسیقی حرف بزنیم ... گفتی پدرت اومده بود برای اجرای خودت چی میگفت؟


نفسش رو به زور بیرون داد ... عرقش سرد شد ... به گوشه ی خالی اتاق خیره شد ... آروم روی صندلی نشست و به پیچ گچ بری سقف زل زد ...


- برای اجرای اپرایی که توش بودم اومد... اون هم به اصرار مادرم ... بعدش گفت مز ف بود!! خوابش گرفته بود ... نمیفهمید چرا باید یه عده آدم داد بزنن و یه صداهایی از خودشون در بیارن که در هم برهمه و بی معنی!! 

= خب ... ولی گفتی خودش جوون بوده ساز میزده! فکر کنم سا یفون بود ... درسته؟ [عینکش رو خیی آروم با پارچه ی مخمل تیره پاک میکنه و برای اینکه درست ببینه چشماش ریز میشه]

- آره خودش سا یفون میزده ... ولی پدرش نذاشته ادامه بده چون موزیک غربی بوده!!

=چه جالب! میخواستم همین رو بپرسم که خودت زودتر گفتی!! ... یه جایی هم گفتی که کلا موسیقی سنتی آذربایجان برات خیلی نوستالژی قشنگیه چون پدر بزرگت تار عاشقی میزده ... اصلا سر همین آهنگ های بهبودف خودت به موسیقی کرال علاقه مند شدی!! 

- آره !! خب که چی؟!

= هیچی!! شاید خودت هم ندونی ولی من مطمئنم پدر بزرگت هم باباش نذاشته درست تار بزنه!! کلا انگار برای شما جنبه ی ارثی داره که پدر ها با استعداد هنری پسر ها بجنگن!! تو هم که دیگه تکامل پیدا کردی ... هم پسرت دیوونه ست که راحت میتونه موسیقی رو ابراز کنه ... هم دخترت که راحت جلوی همه می ه و یکی از بهترین های کار خودشه!! اینکه تو قواعد ذهن اونها رو درک نمیکنی دلیل این نیست که ...

- عه ... نه نه ... وایسا ... ببین تو ... حالم رو داری به هم میزنی با این نتیجه های مس ه ت ... من شاید به چیزی که میخواستم نرسیدم ولی ... اه ...  لعنت به تو ... لعنت به اینجا ... 


با همون قیافه بی تفاوت و متفاوت تا آ داد و فریاد توده ی قرمز و پر سر ص که رو بروش توی مبل فرو رفته بود و مثل پاپ کورن بالا پایین میپرید رو گوش داد و نگاهش به ساعت بود که بیشتر از پنجاه دقیقه مجبور نباشه این وضعیت رو تحمل کنه ... طبق معمول خود افراد سر زمان مناسب به آرامش میرسیدن و فضا رو ترک می ... با رفتن مرد از روی مبل راحتی بلند شد و پنجره رو باز کرد تا هوا عوض بشه ... استرس و خشم معمولا باعث عرق و ترشح مواد بد بو میشه! ... ده دقیقه فرصت داشت مغزش رو خالی کنه تا دوست بعدی وارد بشه ... نفس عمیق ... بوی بهار ... صدای بازی بچه ها ... فکر درباره عشق های زندگیش  ... لبخند عمیق و آرامش بخش ... 




مشاهده متن کامل ...
بند محکومین کیهان خانجانی
درخواست حذف اطلاعات

هزار و یک حکایت دارد زندانِ لاکانِ رشت. هزار تا را باور کنند، این یکی را نمی کنند: یک شب در بندِ محکومینِ مرد باز شد، یک دختر را انداختند درونش!


الف- رمان که می خوانی

رمان که می خوانی این فرصت را داری که خودت را در پوست و گوشت شخصیت ها فرو کنی و با لحظه لحظه های زندگی تلخ و شیرین شان همراه شوی. این فرصت را داری تا با جهان زیستی جدیدی آشنا شوی و زندگی جدیدی را تجربه کنی. در رمان زمان کافی برای شناختن شخصیت ها فراهم است. در رمان می توانی و این حق را داری که از فلان شخصیت خوشت بیاید و از بهمان شخصیت متنفر شوی. در رمان می توانی و این حق را داری که خودت را بگذاری جای شخصیت های داستانی و به جایشان فکر کنی، دست به قضاوت بزنی و تصمیم بگیری. وقتی رمانی به دست می گیری می توانی چند روزی با شخصیت هایش زندگی کنی، بخندی، ناراحت شوی، گریه کنی، به زمین و زمان بدهی و گاه حتی تا پای جان دست به مبارزه بزنی. می توانی از جهان زیستی خودت فاصله بگیری، سختی های زندگی ات را به دست فراموشی بسپاری و غرق شوی در فضازمانی که نویسنده برایت خلق کرده. آدم های جدید، ذهنیت های جدید و قوانین نانوشتۀ جدید. هر رمان تجربۀ زندگی جدیدی است برای خواننده ای که در کلاف سردرگم زندگی خودش فرو رفته و راهی به خارج نمی یابد. برای خواننده ای که نمی تواند مسیرهای دیگری را امتحان کند و در مسیری که خواسته و یا ناخواسته در آن قرار گرفته گرفتار شده است.

ب- بند محکومین کیهان خانجانی

«بند محکومین» کیهان خانجانی، خواننده را می برد و می اندازد پشت میله های زندان ماکان رشت. پشت میله های بند محکومین. جایی که زندانیانش یا منتظر رسیدن روز اند، یا روی دیوارهای سلول خط می اندازند به امید رسیدن روزی که حکم ابدویک روزشان بشکند و بشود حبس ابد. خانجانی در بند محکومین همۀ این تیرگی ها را به شوخی گرفته. از میله های سرد و فولادی بند زندان، تا خواننده ای که نمی فهمد چطور از دیدن این همه بدبختی و زندگی نکبت بار دلش خون نمی شود، دلش خون نمی شود که هیچ! گه گاه نیشخندی هم می زند به زندگی شخصیت های داستان.

بند محکومین یک رمان اجتماعی است. داستان با یک کشمکش ساده و البته عجیب شروع می شود. یک روز درِ زیرِ هشتی باز شده و یک دختر را می اندازند درون بندِ محکومینِ مرد: «هزار و یک حکایت دارد زندانِ لاکانِ رشت. هزارتا را باور کنند، این یکی را نمی کنند: یک شب درِ بند محکومینِ مرد باز شد، یک دختر را انداختند درونش.» هستۀ اصلی داستان پیرامون همین کشمکش ساده شکل می گیرد. آنچه خانجانی در این رمان هدف قرار داده، ظاهراً به تصویر کشیدن جایگاه زن در یک جامعۀ مردسالار است. و برای این کار سر شوخی را از همان اولین کلمات باز کرده و دختری جوان را به بندی می فرستد که کمترین خلافشان فروش و قتل و است. نقطه ای سفید، درست وسط دایره ای سیاه . تقابلی که نویسنده آگاهانه آن را ایجاد کرده و برای شکل دادن داستانش به خوبی از آن بهره می برد. استفاده از زبان طنزآمیز به داستان کمک کرده و آن را قابل پذیرش تر می کند. شاید اگر نویسنده به شکل دیگری زندان و زندانیان را به تصویر می کشید، داستان بیش از اندازه در سیاهی فرومی رفت و خواننده آن را پس می زد.

ده روایت ها نیز سهم ویژه ای در فضاسازی «بند محکومین» و شکل دهی شخصیت هایش دارد. ده روایت ها در حقیقت حکایت هایی است از زندگی شخصیت های داستان، که مثل حکایت ها هزارویک شب بین ن داستان اصلی روایت شده و بخش زیادی از کتاب را به خود اختصاص می دهد. راوی داستان «زاپاتا»ست. رمان با ورود دخترک جوان به بند آغاز می شود و با سرگذشت زندگی اوست که ادامه می یابد: «عشق من دخترِ فامیل بود ولی قصۀ من قصۀ آدمی است که یک وار دندان دارد، همه روی لبش. هر چه ققدر درد بکشد، ناله بزند، گریه کند، هیچ باور نمی کند. چرا؟ چون دارد می خندد. هرچه بگویم، می گویند متوهم است. هرچه قسم بخورم، هرچه گِرو بگذارم، باورشان نمی شود. نمی دانم بین این همه جور معتاد، چرا هیچ حرفِ بنگی جماعت را نمی خواند! البته آدم بنگ که می کِشد، کارهایی می کند که فرداش که یادش می افتد، از بس شرمش می شود باز می کِشد تا فراموش کند.» زاپاتا مردی است بزله گو و خوش تعریف که از همین راه در زندان ج زندگی اش را در می آورد:« ی که بعد از ظهرش ملاقات بود و چپِ بچه ها پُر، از تی شان چیزی می رسید دخل و ج ر کله به کله بیاورم. در عوض می خواستند حالی بدهم به جمع. همه نشئه سرِ تخت ها، چای کنارشان، سیگار دستشان، رو به من فتوا می دادند برو در پوست خلق اللهِ بندِ محکومین.» و اوست که داستان را روایت می کند، توی زندگی شخصیت های داستان سرک می کشد و اتفاقات درون زندان را برای خواننده تعریف می کند. گویی دارد تذکرة الاولیا، یا بهتر است بگویم تذکرةالاشقیا را ورق می زند. یا اینکه قصدش سرگرم خواننده است، به این امید که چپش پر باشد و از تی اش چیزی برسد برای دخل و ج زندان!

نقطه قوّت داستان زبان شیرین و یک دست نویسنده اش است. خانجانی به قدری روی زبان تسلط دارد که خواننده تصور می کند چند سالی را در زندان بوده و به همین خاطر است که با شیوۀ حرف زدن، مثل ها و تکیه کلام های زندانیان آشناست. کتاب پر است از این مثل ها و تکیه کلام ها. همین استفادۀ صحیح از تکیه کلام هاست که به طنز کار کمک کرده و مثل یک لایۀ حریر داستان را در خود حل کرده تا خواننده در لحظۀ اول جز لطافت و دلنشینی چیزی احساس نکند: «نه سلامی، نه علیکی، نه خبری؛ هیچ کی در نخِ هیچ کی. هرکی پسرِ پدرِ خودش. بند بشکۀ باروت. نگاه به یکی می کردی، دعوا. سرقفلی می دادند برای قاتی . پیرهنِ تن آدم دشمنِ آدم. دوربین ها هم به کار و بگیروببند و ببروبزن و بکوب وبیار، به راه. آقاموشه ای، آسه برو آسه بیا، رفتم کنجِ هواخوری نشستم سرِ ج .»

«بند محکومین» را که دست می گیری با همان چند جملۀ ابت غرق می شوی در داستان. می شوی یکی از زندانیانِ بند، یکی از خودشان. غرق می شوی در لطافت متن. ولی وقتی که کتاب را تمام می کنی و زمینش می گذاری و لیوان چایی ای می نوشی، آن وقت است که رفته رفته می فهمی نویسنده چه کردده است. تازه متوجه می شوی حرف نویسنده چه بوده و چه می خواسته از داستان. آن وقت است که دلت به درد می آید برای لوطی های بند و متوجه رنج و اندوهشان می شوی. آن وقت است که می گویی ای کاش کاری از دستم برمی آمد برای آخان و آزمان و پهلوان و و گاز و شاه دماغ و سیاه سیاه سیاه بند محکومین.



مشاهده متن کامل ...
تحقیق خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از هایدی تحقیق خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 32

 

خیام شاعر، خیام فیلسوف؛

صادق هدایت

شاید کمتر کت در دنیا مانند مجموعهی ترانههای خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالا ه ناشناس مانده. اگر همهی کتابهایی که راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمعآوری شود، تشکیل کتابخانهی بزرگی را خواهد داد. ولی کتاب رباعیاتی که به اسم خیام معروف است و در دسترس همه میباشد مجموعهای است که عموماً از هشتاد الی هزار و دویست رباعی کم و بیش دربردارد؛ اما همهی آنها تقریباً جُنگ مغلوطی از افکار مختلف را تشکیل میدهند.

حالا اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم، در آن به افکار متضاد، به مضمونهای گوناگون و به موضوعهای قدیم و جدید برمیخوریم؛ به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهی خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگی، پرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خ ، وافوری... آیا ممکن است یک نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیموده باشد و بالا ه فیلسوف و ریاضیدان و منجّم هم باشد؟ پس تکلیف ما در مقابل این آش درهمجوش چیست؟ اگر به شرح حال خیام در کتب قدما هم رجوع ، به همین اختلاف نظر برمیخوریم.

اساس کار ما روی یک مشت رباعی فلسفی قرار گرفته است که به اسم خیام، همان منجم و ریاضیدان بزرگ، مشهور است و یا به خطا به او نسبت میدهند. اما چیزی که انکارناپذیر است، این رباعیات فلسفی در حدود قرن 5 و 6 هجری به زبان فارسی گفته شده.

تاکنون قدیمترین مجموعهی اصیل از رباعیاتی که به خیام منسوب است، نسخهی «بودلن» آ فورد میباشد که در سنهی 865 در شیراز کتابت شده، یعنی سه قرن بعد از خیام، و دارای 158 رباعی است، ولی همان ایراد سابق کم و بیش به این نسخه وارد است. زیرا رباعیات بیگانه نیز درین مجموعه دیده میشود.

تنها سند مهمی که از رباعیات اصلی خیام در دست میباشد، عبارتست از رباعیات سیزدهگانهی «مونس الاحرار» که در سنهی 741 هجری نوشته شده، و در خاتمهی کتاب رباعیات روزن استنساخ و در برلین چاپ شده. رباعیات مزبور علاوه بر قدمت تاریخی، با روح و فلسفه و طرز نگارش خیام درست جور میآیند. پس در اص این سیزده رباعی و دو رباعی [نقل شده در] «مرصادالعباد» که یکی از آنها در هر دو تکرار شده، شکی باقی نمیماند و ضمناً معلوم میشود که گویندهی آنها یک فلسفهی مستقل و طرز فکر و اسلوب معین داشته، و نشان میدهد که ما با فیلسوفی مادی و طبیعی سر و کار داریم. از اینرو، با کمال اطمینان میتوانیم این رباعیات چهاردهگانه را از خود شاعر بدانیم و آنها را کلید و محکِ شناسایی رباعیات دیگر خیام قرار بدهیم. در این صورت، هر رباعی که یک کلمه و یا کنایه مشکوک و صوفیمشرب داشت، نسبتِ آن به خیام جایز نیست. ولی مشکل دیگری که باید حل بشود این است که میگویند خیام، به اقتضای سن، چندینبار افکار و عقایدش عوض شده، در ابتدا لاابالی و خوار و کافر و مرتد بوده و آ عمر سعادت رفیق او شده، راهی به سوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهت مشغول بادهگساری بوده، ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و کوزهی روی زمین میافتد و میشکند. آن وقت خیام برآشفته به خدا میگوید:

ابریق می مرا ش تی ربی،

بر من در عیش را ببستی ربی،

من می خورم و تو میکنی بدمستی

خاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟

خدا او را غضب میکند، فوراً صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:

ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگو

آن که گنه نکرده چون زیست؟ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی

پس فرق میان چیست؟ بگو

خدا هم او را میبخشد و رویش درخشیدن میگیرد و قلبش روشن میشود. بعد میگوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند!

این حکایت معجزهآسای مضحک بدتر از های نجمالدین رازی به مقام خیام توهین میکند، و افسانهی بچهگانهای است که از روی ناشیگری به هم بافتهاند. آیا میتوانیم بگوییم گویندهی آن چهارده رباعی محکم فلسفی که با هزار زخم زبان و نیشخندههای تمس دنیا و مافیهایش را دست انداخته، در آ عمر اشک میریزد و از همان خ که محکوم کرده، [با این زبان]، استغاثه میطلبد؟ شاید یک نفر از پیروان و دوستان شاعر برای نگهداری این گنج گرانبها، این حکایت را ساخته تا اگر ی به رباعیات تند او بربخورد به نظر عفو و بخشایش به گویندهی آن نگاه کند و برایش آمرزش بخواهد!

از این قبیل افسانهها دربارهی خیام زیاد است که قابل ذکر نیست، و اگر همهی آنها جمعآوری بشود، کتاب مضحکی خواهد شد. فقط چیزی که مهم است به این نکته برمیخوریم که تأثیر فکر عالی خیام در یک محیط پست و متعصب افاتپرست چه بوده، و ما را در شناسایی او بهتر راهنمایی میکند. زیرا قضاوت عوام و متصوفین و شعرای درجهی سوم و چهارم که به او حمله کردهاند از زمان خیلی قدیم شروع شده و همین علت مخلوط شدن رباعیات او را با افکار متضاد به دست میدهد. انی که منافع خود را از افکار خیام در خطر میدیدهاند تا چه اندازه در اب فکر او کوشیدهاند.

[با بررسی رباعیهای خیام] میتوانیم به طور صریح بگوییم که خیام از سن شباب تا موقع مرگ، مادی، بدبین و ریبی بوده (و یا فقط در رباعیاتش اینطور مینموده) و یک لحن تراژیک دارد که به غیر از گویندهی همان رباعیات چهاردهگانهی سابق دیگری نمیتواند گفته باشد، و قیافهی ادبی و فلسفی او به طور کلی تغییر نکرده است. فقط در آ عمر با یک جبر یأسآلودی حوادث تغییرناپذیر دهر را تلقی نموده و بدبینی که ظاهراً خوشبینی به نظر میآید اتخاذ میکند.


با


تحقیق خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص


مشاهده متن کامل ...
اوتیسم و علائم آن
درخواست حذف اطلاعات
1- کودک مبتلا به اوتیسم اختلال تکلم دارد

از نظر کلامی، کودک مبتلا به اوتیسم دچار تاخیر است. ک ن به مرور که بزرگ می شوند، درک بیانی بالاتری در مقایسه با قدرت بیان دارند. یک کودک طبیعی در یک سالگی می تواند تک کلمه ادا کند و در 1.5 سالگی 3-2 کلمه را با هم ترکیب می کند اما ک ن مبتلا به اوتیسم یا کلام ندارند یا در مقایسه با سن شان دچار تاخیر کلامی اند یا کلام دارند اما معنی دار نیست و کلام دیگران را اکو می کنند.

متاسفانه گاهی والدینی را می بینیم که اوتیسم فرزندشان را انکار می کنند. آنها می گویند فرزندم کلام دارد و حتی باهوش است چون در سن پایین می تواند جمله های سنگین و طولانی را بیان کند اما برخی ک ن مبتلا به اوتیسم مثل طوطی کلمات و جمله های اطرافیان را تکرار می کنند.

این به معنی هوش بالای کودک نیست بلکه بدان معنی است که کودک درک و شناختی از محیط اطراف ندارد.

2- کودک مبتلا به اوتیسم «من» نمی گوید

در روند طبیعی رشد، ک ن به محض آنکه «من» را درک می کنند، دیگر از «نام خود» برای بیان خواسته هایشان استفاده نمی کنند در حالی که کودک مبتلا به اوتیسم شناختی از «من» ندارد و خود را با نام صدا می زند؛ مثلا می گوید: «به علی آب بدید!» این نشانه خوبی نیست. حتی کودک مبتلا ضمایر را هم اشتباه استفاده می کند.

3- ارتباط کودک مبتلا به اوتیسم یکطرفه است

کودک مبتلا به اوتیسم حتی اگر کلام داشته باشد، نمی تواند درست ارتباط برقرار کند و گفتارش جهت دار نیست. ممکن است محتوای کلام با سنش متناسب نباشد یا بدون توجه به صحبت های دیگران فقط در مورد علایق خود صحبت کند.

در واقع کودک مبتلا به اوتیسم نمی تواند تبادل اطلاعات کند. این ک ن به لبخند یا خستگی دیگران توجهی ندارند و نمی توانند نوبت را رعایت کنند. آنها ارتباط یکطرفه برقرار می کنند و به همین علت ارتباطشان موثر نیست.

4- واژه سازی کودک مبتلا به اوتیسم غیرطبیعی است

ممکن است واژه سازی به شکل بازی در ک ن عادی هم دیده شود اما جایگزین همیشگی واژه ها، مختص مبتلایان به اوتیسم است. مثلا کودک مبتلا به اوتیسم ممکن است همیشه به «باب اسفنجی»، «بنگی» بگوید.

5- اوتیسم گاهی خفیف است، گاهی شدید

در گذشته اوتیسم به 5 گروه تقسیم می شد اما امروزه می دانیم که اوتیسم نوعی اختلال رفتاری است و طیف بندی دارد. ممکن است فردی تمام علائم را داشته باشد و در طیف شدید اوتیسم باشد و به شکل فردی در خودمانده در جامعه ظاهر شود و ممکن است فقط مشکل ارتباطی داشته باشد؛ مثلا نتواند دوست صمیمی داشته باشد و احساسات دیگران را درک کند و در گروه مبتلایان به اوتیسم خفیف دسته بندی شود.

6- کودک مبتلا به اوتیسم ساعت ها با یک وسیله سرگرم می شود

کودک طبیعی مدت توجه کوتاهی دارد یعنی شاید نهایتا 5 دقیقه با یک اسباب بازی بازی کند و بعد آن را رها کند و سراغ بازی دیگری برود. کودک طبیعی چون محرک های مختلف را آزمایش می کند، پیشرفت می کند اما کودک مبتلا به اوتیسم ساعت ها یک بازی تکراری انجام می دهد.

7- کودک مبتلا به اوتیسم محو پنکه و لباسشویی می شود

این ک ن به چرخیدن یا به وسایلی که می چرخد مثل پنکه و لباسشویی علاقمند هستند و ممکن است ساعت ها خود را با تماشای آنها سرگرم کنند. ممکن است زنجیری را تکان دهند یا به موسیقی های ثابت واکنش و علاقه شدید نشان دهند.

8- کودک مبتلا به اوتیسم مثل ک ن دیگر بازی نمی کند

این ک ن بازی های تخیلی ندارند. ک ن از 1.5 تا 2 سالگی وارد بازی های نمادین می شوند؛ مثلا ممکن است از یک تکه پازل به عنوان لیوان چای استفاده کنند یا عروسک شان را روی پا بگذارند و تکان دهند. این بازی ها به رشد طبیعی کودک کمک می کند اما مبتلایان به اوتیسم این توانایی را ندارند.

آنها با اسباب بازی ها آنگونه که باید بازی نمی کنند؛ مثلا ممکن است به جای راه بردن ماشین های اسباب بازی روی زمین، آنها را پشت هم بچینند و قطار کنند.

9- تشخیص اوتیسم در بدو تولد ممکن نیست

علائم اوتیسم معمولا از 9 ماهگی قابل تشخیص است اما در 3-2 سالگی کاملا مشخص می شود مگر در موارد بسیار خفیف که ممکن است در نوجوانی یا جوانی تشخیص داده شود. علائم در 3 حوزه ارتباط، کلام و علایق و رفتارهای تکراری دیده می شود.

10- کودک مبتلا به اوتیسم ارتباتط چشمی ندارد

در موارد متوسط تا شدید، این ک ن ارتباط چشمی ندارند اما در موارد خفیف فقط ارتباط کلامی برقرار نمی کنند.

11- کودک مبتلا به اوتیسم نبوغ خاصی در برخی مسائل دارد

متاسفانه دو سوم ک ن مبتلا کم توان ذهنی هستند و یک سوم آنها هوش معمولی دارند. این ک ن در برخی مسائل نبوغ خاصی دارند. مثلا ممکن است علاقه خاصی به سیاره ها داشته باشند و با کمترین تلنگری اطلاعاتی را در این زمینه حفظ کنند و اگر در جمع قرار بگیرند در مورد این مسائل صحبت کنند. معمولا هم به پیام های ارتباطی دیگران مثل اینکه «بس است»

یا «خسته شدیم» توجهی ندارند.

12- کودک مبتلا به اوتیسم توان همذات پنداری ندارد

کودک مبتلا به اوتیسم درک کاملی از احساسات دارد. او می تواند مادرش را بغل کندو ببوسد یا دلیل گریه اش را جویا شود اما در سنین بالاتر که انتظارها از او بیشتر می شود، ممکن است در این زمینه دچار مشکل شود.

کودک مبتلا به اوتیسم توانایی ذهن خوانی ندارد؛ نمی تواند به محیط توجه کند یا خود را جای دیگران بگذارد و احساسات دیگران را درک کند.

13- کودک مبتلا به اوتیسم تفکر انتزاعی ندارد

تفکر انتزاعی تفکر پیچیده ای است که با رسیدن به نوجوانی کامل می شود. یک فرد عادی در نوجوانی می تواند متوجه ضرب المثل ها و کنایه شود اما این ک ن چنین درکی ندارند. آنها نمی توانند از مسائل نتیجه بگیرند و همین موضوع ارتباطشان را مختل می کند.

14- ک ن مبتلا به اوتیسم یکپارچگی حسی ندارند

این ک ن یکپارچگی حسی ندارند؛ یعنی در برخی از آنها آستانه درد بسیار بالا و در برخی پایین است. بعضی از آنها گاهی متوجه سوختگی های شدید نمی شوند و برخی با کوچکترین ضربه درد شدید حس می کنند. در مورد صدا هم همینطور است؛ گاهی یک کودک مبتلا صداهای بسیار آهسته را می شنود و به آن توجه دارد در حالی که متوجه صداهای بلند مثل صدای زنگ در نمی شود.

15- اوتیسم درمان پذیر است

متاسفانه والدین برخی از ک ن دچار اوتیسم واقعیت را انکار می کنند چون پذیرش این موضوع سخت است اما با این کار فقط کودک شان را از دوران طلایی درمان محروم می کنند؛ در صورتی که اگر آموزش های لازم، به موقع به کودک در سن طلایی داده شود، احتمال طبیعی تر شدن رفتارها وجود دارد.

در موارد خفیف معمولا اوتیسم را دیر و در نوجوانی و جوانی تشخیص می دهند. وقتی مهارت ها شکل پیدا کرد، دیگر نمی توان آن را تغییر داد. البته اگر بینش را تغییر دهیم، حتی به این افراد در این سن هم می توان کمک کرد؛ مثلا اگر نوجوانی نمی داند کجا باید حین ارتباط صحبت هایش را قطع کند، باید به مادر یاد داده شود با علائم خاصی به فرزندش غیرمستقیم نشان دهد صحبت کافی است.

سن طلایی درمان اوتیسم تا قبل از 5 سالگی است. هر چه در سن پایین تری اختلال تشخیص داده و بازتوانی ها شروع شود، احتمال طبیعی شدن بیشتر است اما باید بپذیریم که این ک ن همیشه تا حدودی با سایر همسالان خود متفاوت هستند.

با این همه، متاسفانه برخی از درمانگران هنوز تعریف قدیمی اوتیسم را باور دارند و فکر می کنند این بیماران، ناتوان و گوشه گیر هستند و اگر فردی کلام و فقط علایق خاص و تکراری داشته باشد، می گویند به اوتیسم مبتلا نیست و با تشخیص اشتباه، کودک را از دورانط لایی درمان محروم می کنند.

16- باید توقع خود را از کودک مبتلا به اوتیسم تعدیل کنیم

اگر ناتوانی ها را نادیده بگیریم و فقط به توانایی ها توجه کنیم، مانع پیشرفت کودک می شویم چون به مرور ضعف ها شدیدتر می شود و حتی روی توانایی ها سایه می اندازد.

17- دلیل قطعی اوتیسم معلوم نیست

عوامل مختلفی در بروز اوتیسم نقش دارند اما مهمترین علت آن توارث است. جهش های ژنتیکی در کنار بحث توارث ژن ها در بروز این اختلال دخیل است. موضوع مربوط به یک ژن هم نیست و ژن های مختلف و تعامل آنهاست که باعث بروز اوتیسم می شود.

این بیماری هنوز مرموز است و ناشناخته های بسیاری در مورد آن وجود دارد. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده و علل مختلفی مثل برخی کمبودهای تغذیه ای در دوران بارداری یا سن والدین یا حتی برخی بیماری های دوران نوزادی و ... را در بروز آن دخیل می دانند که هیچ یک صددرصد مورد تایید نیست.

18- اوتیسم پدیده ای ناشی از شهرنشینی است

این باور، هم درست است؛ هم نادرست. آمار نشان می دهد در مناطق صنعتی میزان شیوع اوتیسم بیشتر است. در بیماری های جدی روانپزشکی کناره گرفتن از شهر و ورود به روستا باعث می شود فرد زندگی بهتری داشته باشد چون زندگی در شهر به مهارت های بیشتری نیاز دارد.

مکان سنجی، مدیریت زمان و جمعیت زیاد، کار را سخت می کند اما در روستا ارتباط ساده تر است و نیازهای سطحی باعث می شود شدت علائم کم شود اما فراموش نکنیم به هر حال انی که در شهر هستند، دسترسی بیشتری به خدمات دارند و تشخیص بیماری در آنها ساده تر است.

19- کودک مبتلا به اوتیسم می تواند وارد مدرسه عادی شود

خیلی از ک نی که اوتیسم خفیف دارند، به مدارس عادی راه پیدا می کنند و اتفاقا برایشان بهتر است زیرا حضور آنها در کنار ک ن دچار اوتیسم که علائم شدید دارند، می تواند باعث بروز رفتارهای کلیشه ای در آنها شود.

در مدارس عادی، حضور یک معلم رابط مخصوصا برای کودک کم توان کمک کننده است. برخی از این ک ن حفظیات خوبی دارند اما متاسفانه باید بپذیریم که ممکن است حتی به این ک ن قلدری شود یا مورد آزار یا تمس دیگران قرار بگیرند.

به صلاح کودک است که با ک ن طبیعی و نشر داشته باشد. اینکه درمانر با او به پارک برود، بسیار خوب است زیرا تعمیم دادن از جمله مسائلی است که این ک ن در آن دچار مشکل هستند.

چنین سرویسی پرهزینه است و به همین دلیل به مادر آموزش داده می شود ارتباطات را در محیط های دیگر اصلاح کند. مسلما باید به سلامت روان مادر هم توجه کرد و فرصت هایی را به وجود آورد تا بتواند برای خود زمانی داشته باشد.
با اینحال، برخی بر این باورند که نباید به اولیای مدرسه در مورد اوتیسم ک ن توضیح داد، چرا که برخی از مدارس ما دید منفی به مسائل روانپزشکی دارند و حتی کودک بیش فعال را در مدرسه روی صندلی جدا می نشانند و اگر کودکی آسیب ببیند، همه تقصیرها را به گردن کودک مبتلا به اوتیسم می اندازند. متاسفانه این ضعف ها وجود دارد و به اصلاحاتی در این زمینه نیازمندیم.

20- اوتیسم هم درمان دارویی دارد، هم درمان نگهدارنده

تعداد داروهای شیمیایی و حتی رژیم های غذایی که برای درمان به کار می رود، زیاد است. مکمل b6، امگا 3 و حتی رژیم های بدون گلوتن یا پ روتئین گاهی برای این ک ن توصیه می شود اما هیچ یک تاثیر فوق العاده ای ندارند.

اگر علائم شدید باشد، مثلا کودک خنده های بی مورد یا حرکت های کلیشه ای یا تشنج و رفتارهای خودآزار داشته باشد، داروهایی برای حذف و طبیعی شدن رفتار او تجویز می شود که موثر هم است.



منبع: http://psimamhasan1. /

مشاهده متن کامل ...
آشنایی مختصر با بیماری اوتیسم / عباس تیموری
درخواست حذف اطلاعات
در یکی از کلاس های هفته پیش ، یکی از عزیزان با نگرانی خاصی به دنبال پزشکی ماهر برای درمان و جراحی فرزند اوتیسمی خود بود و اطلاعات کافی از این نوع بیماری نداشت ، قول دادم در اولین فرصت اطلاعات مختصری برای ایشان بارگذاری کنم . مطلب ذیل بخشی از نگرانی درمانی والدین را در خصوص این بیماری برطرف می کند.

20 نشانه ک ن مبتلا به اوتیسم چیست؟
امروزه دیگر تصویری که از یک کودک مبتلا به اوتیسم داریم، یک فرد ناتوان و گوشه گیر نیست، بلکه می دانیم اوتیسم طیف گسترده ای از علائم را به همراه دارد

اوتیسم ، نوعی اختلال رفتاری عصبی است که آمار مبتلایان به آن در حال افزایش است.

طبق آمار رسمی سازمان جهانی بهداشت، در سال 1975 از هر 5 هزار نفر، یک نفر به اوتیسم مبتلا بوده اما در سال 2004 این میزان به یک در 166 نفر رسیده و در سال 2014 از هر 42 کودک یک نفر مبتلا به اوتیسم بوده است.


1- کودک مبتلا به اوتیسم اختلال تکلم دارد

از نظر کلامی، کودک مبتلا به اوتیسم دچار تاخیر است. ک ن به مرور که بزرگ می شوند، درک بیانی بالاتری در مقایسه با قدرت بیان دارند. یک کودک طبیعی در یک سال می تواند تک کلمه ادا کند و در 1.5 سال 3-2 کلمه را با هم ترکیب می کند اما ک ن مبتلا به اوتیسم یا کلام ندارند یا در مقایسه با سن شان دچار تاخیر کلامی اند یا کلام دارند اما معنی دار نیست و کلام دیگران را اکو می کنند.

متاسفانه گاهی والدینی را می بینیم که اوتیسم فرزندشان را انکار می کنند. آنها می گویند فرزندم کلام دارد و حتی باهوش است چون در سن پایین می تواند جمله های سنگین و طولانی را بیان کند اما برخی ک ن مبتلا به اوتیسم مثل طوطی کلمات و جمله های اطرافیان را تکرار می کنند.

این به معنی هوش بالای کودک نیست بلکه بدان معنی است که کودک درک و شناختی از محیط اطراف ندارد.

2- کودک مبتلا به اوتیسم «من» نمی گوید

در روند طبیعی رشد، ک ن به محض آنکه «من» را درک می کنند، دیگر از «نام خود» برای بیان خواسته هایشان استفاده نمی کنند در حالی که کودک مبتلا به اوتیسم شناختی از «من» ندارد و خود را با نام صدا می زند؛ مثلا می گوید: «به علی آب بدید!» این نشانه خوبی نیست. حتی کودک مبتلا ضمایر را هم اشتباه استفاده می کند.


3- ارتباط کودک مبتلا به اوتیسم یکطرفه است

کودک مبتلا به اوتیسم حتی اگر کلام داشته باشد، نمی تواند درست ارتباط برقرار کند و گفتارش جهت دار نیست. ممکن است محتوای کلام با سنش متناسب نباشد یا بدون توجه به صحبت های دیگران فقط در مورد علایق خود صحبت کند.

در واقع کودک مبتلا به اوتیسم نمی تواند تبادل اطلاعات کند. این ک ن به لبخند یا خست دیگران توجهی ندارند و نمی توانند نوبت را رعایت کنند. آنها ارتباط یکطرفه برقرار می کنند و به همین علت ارتباطشان موثر نیست.

4- واژه سازی کودک مبتلا به اوتیسم غیرطبیعی است

ممکن است واژه سازی به شکل بازی در ک ن عادی هم دیده شود اما جایگزین همیش واژه ها، مختص مبتلایان به اوتیسم است. مثلا کودک مبتلا به اوتیسم ممکن است همیشه به «باب اسفنجی»، «بنگی» بگوید.

5- اوتیسم گاهی خفیف است، گاهی شدید

در گذشته اوتیسم به 5 گروه تقسیم می شد اما امروزه می دانیم که اوتیسم نوعی اختلال رفتاری است و طیف بندی دارد. ممکن است فردی تمام علائم را داشته باشد و در طیف شدید اوتیسم باشد و به شکل فردی در خودمانده در جامعه ظاهر شود و ممکن است فقط مشکل ارتباطی داشته باشد؛ مثلا نتواند دوست صمیمی داشته باشد و احساسات دیگران را درک کند و در گروه مبتلایان به اوتیسم خفیف دسته بندی شود.

6- کودک مبتلا به اوتیسم ساعت ها با یک وسیله سرگرم می شود

کودک طبیعی مدت توجه کوتاهی دارد یعنی شاید نهایتا 5 دقیقه با یک اسباب بازی بازی کند و بعد آن را رها کند و سراغ بازی دیگری برود. کودک طبیعی چون محرک های مختلف را آزمایش می کند، پیشرفت می کند اما کودک مبتلا به اوتیسم ساعت ها یک بازی تکراری انجام می دهد.


7- کودک مبتلا به اوتیسم محو پنکه و لباسشویی می شود

این ک ن به چرخیدن یا به وسایلی که می چرخد مثل پنکه و لباسشویی علاقمند هستند و ممکن است ساعت ها خود را با تماشای آنها سرگرم کنند. ممکن است زنجیری را تکان دهند یا به موسیقی های ثابت واکنش و علاقه شدید نشان دهند.

8- کودک مبتلا به اوتیسم مثل ک ن دیگر بازی نمی کند

این ک ن بازی های تخیلی ندارند. ک ن از 1.5 تا 2 سال وارد بازی های نمادین می شوند؛ مثلا ممکن است از یک تکه پازل به عنوان لیوان چای استفاده کنند یا عروسک شان را روی پا بگذارند و تکان دهند. این بازی ها به رشد طبیعی کودک کمک می کند اما مبتلایان به اوتیسم این توانایی را ندارند.

آنها با اسباب بازی ها آنگونه که باید بازی نمی کنند؛ مثلا ممکن است به جای راه بردن ماشین های اسباب بازی روی زمین، آنها را پشت هم بچینند و قطار کنند.

9- تشخیص اوتیسم در بدو تولد ممکن نیست

علائم اوتیسم معمولا از 9 ماه قابل تشخیص است اما در 3-2 سال کاملا مشخص می شود مگر در موارد بسیار خفیف که ممکن است در نوجوانی یا جوانی تشخیص داده شود. علائم در 3 حوزه ارتباط، کلام و علایق و رفتارهای تکراری دیده می شود.

10- کودک مبتلا به اوتیسم ارتباط چشمی ندارد

در موارد متوسط تا شدید، این ک ن ارتباط چشمی ندارند اما در موارد خفیف فقط ارتباط کلامی برقرار نمی کنند.

11- کودک مبتلا به اوتیسم نبوغ خاصی در برخی مسائل دارد

متاسفانه دو سوم ک ن مبتلا کم توان ذهنی هستند و یک سوم آنها هوش معمولی دارند. این ک ن در برخی مسائل نبوغ خاصی دارند. مثلا ممکن است علاقه خاصی به سیاره ها داشته باشند و با کمترین تلنگری اطلاعاتی را در این زمینه حفظ کنند و اگر در جمع قرار بگیرند در مورد این مسائل صحبت کنند. معمولا هم به پیام های ارتباطی دیگران مثل اینکه «بس است» یا «خسته شدیم» توجهی ندارند.


12- کودک مبتلا به اوتیسم توان همذات پنداری ندارد

کودک مبتلا به اوتیسم درک کاملی از احساسات دارد. او می تواند مادرش را بغل کندو ببوسد یا دلیل گریه اش را جویا شود اما در سنین بالاتر که انتظارها از او بیشتر می شود، ممکن است در این زمینه دچار مشکل شود.

کودک مبتلا به اوتیسم توانایی ذهن خوانی ندارد؛ نمی تواند به محیط توجه کند یا خود را جای دیگران بگذارد و احساسات دیگران را درک کند.

13- کودک مبتلا به اوتیسم تفکر انتزاعی ندارد

تفکر انتزاعی تفکر پیچیده ای است که با رسیدن به نوجوانی کامل می شود. یک فرد عادی در نوجوانی می تواند متوجه ضرب المثل ها و کنایه شود اما این ک ن چنین درکی ندارند. آنها نمی توانند از مسائل نتیجه بگیرند و همین موضوع ارتباطشان را مختل می کند.

14- ک ن مبتلا به اوتیسم یکپارچ حسی ندارند

این ک ن یکپارچ حسی ندارند؛ یعنی در برخی از آنها آستانه درد بسیار بالا و در برخی پایین است. بعضی از آنها گاهی متوجه سوخت های شدید نمی شوند و برخی با کوچکترین ضربه درد شدید حس می کنند. در مورد صدا هم همینطور است؛ گاهی یک کودک مبتلا صداهای بسیار آهسته را می شنود و به آن توجه دارد در حالی که متوجه صداهای بلند مثل صدای زنگ در نمی شود.

15- اوتیسم درمان پذیر است

متاسفانه والدین برخی از ک ن دچار اوتیسم واقعیت را انکار می کنند چون پذیرش این موضوع سخت است اما با این کار فقط کودک شان را از دوران طلایی درمان محروم می کنند؛ در صورتی که اگر آموزش های لازم، به موقع به کودک در سن طلایی داده شود، احتمال طبیعی تر شدن رفتارها وجود دارد.

در موارد خفیف معمولا اوتیسم را دیر و در نوجوانی و جوانی تشخیص می دهند. وقتی مهارت ها شکل پیدا کرد، دیگر نمی توان آن را تغییر داد. البته اگر بینش را تغییر دهیم، حتی به این افراد در این سن هم می توان کمک کرد؛ مثلا اگر نوجوانی نمی داند کجا باید حین ارتباط صحبت هایش را قطع کند، باید به مادر یاد داده شود با علائم خاصی به فرزندش غیرمستقیم نشان دهد صحبت کافی است.


سن طلایی درمان اوتیسم تا قبل از 5 سال است. هر چه در سن پایین تری اختلال تشخیص داده و بازتوانی ها شروع شود، احتمال طبیعی شدن بیشتر است اما باید بپذیریم که این ک ن همیشه تا حدودی با سایر همسالان خود متفاوت هستند.

با این همه، متاسفانه برخی از درمانگران هنوز تعریف قدیمی اوتیسم را باور دارند و فکر می کنند این بیماران، ناتوان و گوشه گیر هستند و اگر فردی کلام و فقط علایق خاص و تکراری داشته باشد، می گویند به اوتیسم مبتلا نیست و با تشخیص اشتباه، کودک را از دوران طلایی درمان محروم می کنند.

16- باید توقع خود را از کودک مبتلا به اوتیسم تعدیل کنیم

اگر ناتوانی ها را نادیده بگیریم و فقط به توانایی ها توجه کنیم، مانع پیشرفت کودک می شویم چون به مرور ضعف ها شدیدتر می شود و حتی روی توانایی ها سایه می اندازد.

17- دلیل قطعی اوتیسم معلوم نیست

عوامل مختلفی در بروز اوتیسم نقش دارند اما مهمترین علت آن توارث است. جهش های ژنتیکی در کنار بحث توارث ژن ها در بروز این اختلال دخیل است. موضوع مربوط به یک ژن هم نیست و ژن های مختلف و تعامل آنهاست که باعث بروز اوتیسم می شود.

این بیماری هنوز مرموز است و ناشناخته های بسیاری در مورد آن وجود دارد. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده و علل مختلفی مثل برخی کمبودهای تغذیه ای در دوران بارداری یا سن والدین یا حتی برخی بیماری های دوران نوزادی و ... را در بروز آن دخیل می دانند که هیچ یک صددرصد مورد تایید نیست.

18- اوتیسم پدیده ای ناشی از شهرنشینی است ؟

این باور، هم درست است؛ هم نادرست. آمار نشان می دهد در مناطق صنعتی میزان شیوع اوتیسم بیشتر است. در بیماری های جدی روانپزشکی کناره گرفتن از شهر و ورود به روستا باعث می شود فرد زند بهتری داشته باشد چون زند در شهر به مهارت های بیشتری نیاز دارد.

مکان سنجی، مدیریت زمان و جمعیت زیاد، کار را سخت می کند اما در روستا ارتباط ساده تر است و نیازهای سطحی باعث می شود شدت علائم کم شود اما فراموش نکنیم به هر حال انی که در شهر هستند، دسترسی بیشتری به خدمات دارند و تشخیص بیماری در آنها ساده تر است.

19- کودک مبتلا به اوتیسم می تواند وارد مدرسه عادی شود

خیلی از ک نی که اوتیسم خفیف دارند، به مدارس عادی راه پیدا می کنند و اتفاقا برایشان بهتر است زیرا حضور آنها در کنار ک ن دچار اوتیسم که علائم شدید دارند، می تواند باعث بروز رفتارهای کلیشه ای در آنها شود.


در مدارس عادی، حضور یک معلم رابط مخصوصا برای کودک کم توان کمک کننده است. برخی از این ک ن حفظیات خوبی دارند اما متاسفانه باید بپذیریم که ممکن است حتی به این ک ن قلدری شود یا مورد آزار یا تمس دیگران قرار بگیرند.

به صلاح کودک است که با ک ن طبیعی و نشر داشته باشد. اینکه درمانگر با او به پارک برود، بسیار خوب است زیرا تعمیم دادن از جمله مسائلی است که این ک ن در آن دچار مشکل هستند.

چنین سرویسی پرهزینه است و به همین دلیل به مادر آموزش داده می شود ارتباطات را در محیط های دیگر اصلاح کند. مسلما باید به سلامت روان مادر هم توجه کرد و فرصت هایی را به وجود آورد تا بتواند برای خود زمانی داشته باشد.
با اینحال، برخی بر این باورند که نباید به اولیای مدرسه در مورد اوتیسم ک ن توضیح داد، چرا که برخی از مدارس ما دید منفی به مسائل روانپزشکی دارند و حتی کودک بیش فعال را در مدرسه روی صندلی جدا می نشانند و اگر کودکی آسیب ببیند، همه تقصیرها را به گردن کودک مبتلا به اوتیسم می اندازند. متاسفانه این ضعف ها وجود دارد و به اصلاحاتی در این زمینه نیازمندیم.

20- اوتیسم هم درمان دارویی دارد، هم درمان نگهدارنده

تعداد داروهای شیمیایی و حتی رژیم های غذایی که برای درمان به کار می رود، زیاد است. مکمل b6، امگا 3 و حتی رژیم های بدون گلوتن یا پ روتئین گاهی برای این ک ن توصیه می شود اما هیچ یک تاثیر فوق العاده ای ندارند.

اگر علائم شدید باشد، مثلا کودک خنده های بی مورد یا حرکت های کلیشه ای یا تشنج و رفتارهای خودآزار داشته باشد، داروهایی برای حذف و طبیعی شدن رفتار او تجویز می شود که موثر هم است.

انشاالله با خواندن این مطالب بتوانیم به این بیماران بیشتر کمک کنیم . عباس تیموری / کارشناس ارشد مطالعات استراتژیک



منبع: http://teimuri. /


مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
آ ین اقدامات هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری پکیج کامل اصول مطالعه برنامه ریزی و آمادگی برای کنکور عشقولانه مهدی زهره وند آ ین اخبار از پیوستن سعید عزت اللهی به اتلتیکو مادرید افتخارات پرسپولیس و افتخارات اسطوره های پرسپولیس آ ین اجراهای روز صحنه تئاتر فجر حجاب به زبان ساده نایب رئیس فدراسیون کوهنوردی ایران مدرسه تخصصی کوهنوردی در ماکو راه اندازی می شود راز کفش های جدید رونالدو ع آ هفته خود را در کویر تهران بگذرانید تصاویر آ غاز رزمایش هماهنگ کشوری شباب سال آ ایمررررررررررر آینده یاهو به کجاختم شد رکورد درآمدهای گمرکی کشور ش ته شد آینده پژوهی شخصی آهنگ فکر من باش با صدای پویا بیاتی ۹۳ آینده صنعت بطری سازی و تاثیر آن بر بازار هدف ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم آیت الله یزدی به فتوای ی درباره موسیقی عمل شود آیت الله هاشمی بالا ه همه ماها داریم می رویم سیدمهدی طباطبایی حیف است خاطراتی که دارید نگویید
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.