پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 بنگی
اشک خدا
درخواست حذف اطلاعات
با بغضی گفت : ما نه ابکاریم نه قصد ت یب اموال عمومی رو داریم نه و نه حتی توهین به ساحت مقدس... فقط یه بار هم ، واسه یه بار هم شده این تظاهرات و این کارناوال مس ه رو تحریم کنند...

خواستم خودمو معرفی کنم ترسیدم قالب تهی کنه.

گفتم : چیه جوون این قدر توپت پره

گفت : فقط کافیه یه کم نگاهمون رو از و غرب برداریم و زووم کنیم رو این همه ی تو روز روشن...

گفتم : مگه مشارکت 78 درصدی رو ندیدی؟!

گفت : من هم انقل ام داشم فقط کی می خواد انقلاب کنه. جوونای این نسل خوب خوباش ماییم که همه بنگی ایم . مرتضی کیوان یا خسرو گلسرخی...

کم کم نزدیک بود آمپر بچسبونم. آخه به عنوان یه افسر سوگند خورده بودم تا آ ین قطره ی خون...

گفت : شرط می بندم عینهو من فقط اشک خدا رو تجربه نکردی!

اشک خدا سرازیر شد . با هم زیر پلی چپیدیم و توی قطرات اشک خدا با خلسه ای شیرین غرق شدیم...



مشاهده متن کامل ...
خبرخند: شهرداری تهران برای قلیانی ها فضای سبز می سازد
درخواست حذف اطلاعات

تهران – خبرخند – شهرداری تهران در نظر دارد، با توجه به استفاده ی شهروندان از قلیان و اقبال عمومی این وسیله ی تفننی، بخش هایی از فضای بوستان های پایتخت را به طور خاص در اختیار قلیانی ها قرار بدهد.

بنا به گزارش خبرخند "ناصر بنگی" رییس سازمان پارک ها و فضای سبز استان تهران در این باره می گوید: مسئولان شهر تصمیم گرفته اند در هر یک از بوستان های شهر تهران فضاهای ویژه ای را به شهروندان قلیانی اختصاص بدهند تا آن ها با فراق بال بیشتری به کار کشیدن و لذت بردن از دود قلیان سرگرم شوند.



مشاهده متن کامل ...
تو اشتباه عزیزی بودی.
درخواست حذف اطلاعات
نمی دانم. شاید دیگر هرگز به این وبلاگ سر نزنم. شاید هرگز اینجا نیایم. اینجا شباهت زیادی با شهرم دارد. مثل شهرم همه ی کوچه پس کوچه های مطالبش و نظراتش و همه ی کوفت و زهر مارهاش برایم پر از ترکشند.

دیگر نمی دانم چه وقت این مطلب را می بینی. یا همه تان می بینید. دیگر هیچ چیز نمی دانم. تنها، به این فکر میکنم که تو اشتباه خیلی عزیزی بودی. باز نگرد، آن شب که شیب سر پایینی خیابان را گرفتی و رفتی ، ی پشت پنجره منتظر بود برگردی و نگاهش کنی. حالا با همه ی ژست های تخمی خسته ش از پشت پنجره آمده نشسته روی مبل، سیگار می کشد، الکل می خورد. حالا از تکیه گاهت یک بنگی تخمی بی خاصیت بیشتر نمانده. پس باز نگرد.

بگذار اسمت تا آ ش برایم محترم بماند، توی گوشم جیغ باشد آرام ترین تلفظ اسمت. بگذار این طور تمییز دهد اسمت را این ی که اینجاست و دیگر اصلن تمیز نیست.

من نمی خواهم اسمم برایت محترم باشد، هیج تریپی هم ندارم، آنقدر هم به گا رفته هستم که نخواهم دوست داشتنی و مهربان به نظر بیایم. پس باز نگرد. چون تو اشتباه عزیزی بودی.

سجاد



مشاهده متن کامل ...
غریبانه 547
درخواست حذف اطلاعات

غریبانه 547

سکوتِ سایه هایِ سردِ سنگی

هوا آلوده ی افکارِ بنگی!

میانِ دین و کفر و حسِ انکار

نه من رومیِ رومی و نه زنگی

خودم را هم شبی رگبار

که از شهرِ خودم هم بار

برایِ اینکه از ما خسته میشد...

خدا هم عاشقانه دار !!!

خدا راحت شد از مخلوق خویش و

من اینجا رنجِ آدمها کشیدم

نه از حوّا نه از آدم که از خویش

به جرمِ شرکِ انسانی ب

مترسکها رفیقِ هستند

تمامِ مزرعه را آب برده

شبیهِ غیرتی که خواب برده

ی از حوضِ ما مهتاب برده!

رَجَز خواندم تمامش کفر گفتم

دلِ پاکِ مرا یده اند و ....

میانِ بغضهای ک نه .........

به ریشِ شعر ما خندیده اند و .....



مشاهده متن کامل ...
مدیر جهاد کشاورزی شادگان از آغاز کشت شلتوک در سطح اراضی کشاورزی این شهرستان خبر
درخواست حذف اطلاعات

مدیرجهادکشاورزی شادگان ازآغازکشت شلتوک درسطح اراضی کشاورزی این شهرستان خبرداد

حمید مطرودی در گفتکو با خبرنگار اقتصاد(ایسنا)- اظهار کرد: قرار است امسال شلتوک در سطح 4 هزار تار کشت شود که به دلیل عدم تامین آب و محدودیت های منابع 30 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

وی افزود:عملیات کشت شلتوک تا پایان تیر ماه ادامه دارد و ارقام کشت شده شامل عنبربوی محلی و است که بیشترین رقم کشت شده عنبربو خواهد بود.پیش بینی ما برداشت 20 هزار تن محصولات شلتوک است. البته یه شرط اینکه شرایط جوی مساعد و آب مناسب تامین شود.

مطرودی تصریح کرد:از نظر کود و نهادهای تولید مشکل خاصی نداریم و تنها مشکل مربوط تامین اب است.

وی در ادامه از اغاز برداشت محصول انگور خبرداد و گفت:سطوح قابل برداشت انگور 50 تار است که پیش بینی ما برداشت 100تن انگور است.این انگور از نوع بنگی و سلطانی است که به ای اهواز و دزفول نیز فرستاده می شود.



مشاهده متن کامل ...
تیگ نوشت: آواز کاوه (نیازمند ویرایش 1)
درخواست حذف اطلاعات
ترجمه فارسی و متن ترانه آواز کاوه از آقای کوروش اسدپور
جور کاوه دی کری از ملک ایما نی وریسته
از میون ای کر دی چی قدیما نی وریسته

آسمون تنگه غر ز اورا نی وریسته
ار چه اورا اوسنن دی سیچه غوغا نی وریسته

کرگل مالن به خو داسون ز درد دل گریوه
دار وانفسای کری سی حرمت دا نی وریسته

*** علی مردون همو نر شیر میدون
دشمنون هر جا قطارن سیچه حالا نی وریستن

تا عروسیمونه دشمن چی عزا کرده به هر جا
دی به تسکین دلامون بانگ کرنا وریسته

ای دریغا خاک مرگن ری پیایل ***
روزمون و ده چی شو افتو ز کفتا نی وریسته

زنگل و میرگل منه مال خوسون خوگیر اویدن
که خدایون رهدنه بنگی ز حوشا نی وریسته

شیر جنگیم آ ابول نیدس خبر دی زس نوردن
گرت لیله تک سوارونس ز کــُــها نی وریسته
آواز کاوه
مثل کاوه دیگه پسری از سرزمین ما بر نمی خیزد
از میون این پسر[ها] دیگه مثل قدیم ها بر نمی خیزد

آسمون گرفته، سر و صدای غرشی از ابرها بلند نمیشه
اگه ابرها اینطور باردار هستن دیگه چرا غوغا بر نمی خیزد

پسران مال (روستا، محله) به خواب هستن، مادرشون از درد دل گریه می کنه
دوره ی وانفسا است، پسری برای حرمت مادر، از جا بلند نمیشه

*** «علی مردان خان» همون شیر نر میدان
دشمنان هر جا صف کشیدن، چرا حالا پا نمیشن

تا [وقتی که] دشمن عروسیمون رو مثل عزا کرده به هر جا
دیگه برای تسکین دل هامون صدای ساز کرنا بلند نمیشه

***
روزمون شده مثل شب، آفتاب از قله ها سر نمی زنه

ن و مردان توی مال (محل زندگی) خودشون بی حرکت شدن
کدخداها رفته اند، ص از خونه ها بلند نمیشه

شیر جنگی ام آقا ابوالقاسم خان نیستش، دیگه ازش خبر نیاوردن
گرد و خاک تک سوارانش از کوه ها بلند نمیشه
این پست، نیازمند ویرایش است. قسمت های ناقص با ستاره *** علامت گذاری شده اند.
از اینکه وقت خود را برای ارسال نظر و اصلاح مطلب، هدیه می کنید مچکرم.


مشاهده متن کامل ...
جملات پشت کامیونی
درخواست حذف اطلاعات

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

*****

آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه
را سنگی بس است!

*****
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)


*****
اگر خـواهی بمـیری بی بهانـه
بخور ماست و خیار وهندوانه!

*****
ماس۲a!

*****

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!

*****
ای روزگار
با ما شدی ناسازگار!

*****
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

****
بحث۳۰یا۳۰ ممنوع!


****
بخور و بخواب کارمه
الله نگهدارمه!

*****
به مادرت رحم کن کوچولو!

****

تا جام اجل ن نوش
هرگز نکنم تو را فراموش!

****
تا ی نارنجی
از من نرنجی!

*****
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود
می گذاریم!

****
جون من داداش یه خورده یواش!

*****

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!

*****
داداش مرگ من یواش
امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

*****
در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای
ســر پیــچ سبقت نگیر جانا مـگر دیوانه ای!

*****
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

*****
دنبالم نیا آواره میشی!

*****

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!


****
دو دوتا هفتا کی به کیه!

****

رخش بی قرار!

****

رقیف بی کلک مادر!

****

رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

****
رود می رود اما ریگذارش می ماند!

*****

زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!

****

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!

****

سر پایینی نوکرتم
سر بالایی شرمندتم(ژیان)

*****
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!

****
عشق می است که از راه چشم وارد
می شود و قلب را عاشق می کند!

****
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!


*****
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

****
گاز دادن نشد مردی
عشق آن است که بر گردی!

***
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!

*****
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند.

**
گلگیرم ولی گل نمیگیرم!


****
نوکرتم ننه!

*****

یه بار پریدی موتوری دو با ریدی موتوری
آ می افتی موتوری!



مشاهده متن کامل ...
حرف های پشت ماشینی
درخواست حذف اطلاعات

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش



آدم دیوانه را بنگی بس است

خانه پرشیشه را سنگی بس است



اگر از عشقت نکنم گریه و زاری


به جهنم که مرا دوست نداری



اگه الله کند یاری

چه اف باشد چه سوسماری



اگر خواهی بمیری بی بهانه

بخور ماست و خیار و هندوانه



ای روزگار

با ما شدی ناسازگار



باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم



تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان



تجربه نام مستعاری است که

بر خطاهای خود میگذاریم



داداش مرگ من یواش

امان از دست گلگیر ساز و نقاش



درخت مکر زن صد ریشه دارد

فلک از دست زن شه دارد



در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای


سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای



دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی

دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی



دنبالم نیا آواره میشی



دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ


ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ



دودوتا هفتا کی به کیه



رود می رود اما ریگذارش می ماند



زندگی بدون عشق مثل

ساندویچ بدون نوشابه هست



زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست



zoor nazan farsi neveshtam



شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است

از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است



شو همره بلبل بلب هر مهوش

(اینو برع هم که بخونی همین میشه)



گرگی که مرا شیر دهد میش من است

بیگانه اگر وفا کند خویش من است



بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم



پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا



رادیاتور عشق من ازبهر تو آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم



کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت



زندگی نگه دار پیاده میشم



مشاهده متن کامل ...
حرف های پشت ماشینی
درخواست حذف اطلاعات

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش



آدم دیوانه را بنگی بس است

خانه پرشیشه را سنگی بس است



اگر از عشقت نکنم گریه و زاری


به جهنم که مرا دوست نداری



اگه الله کند یاری

چه اف باشد چه سوسماری



اگر خواهی بمیری بی بهانه

بخور ماست و خیار و هندوانه



ای روزگار

با ما شدی ناسازگار



باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم



تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان



تجربه نام مستعاری است که

بر خطاهای خود میگذاریم



داداش مرگ من یواش

امان از دست گلگیر ساز و نقاش



درخت مکر زن صد ریشه دارد

فلک از دست زن شه دارد



در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای


سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای



دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی

دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی



دنبالم نیا آواره میشی



دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ


ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ



دودوتا هفتا کی به کیه



رود می رود اما ریگذارش می ماند



زندگی بدون عشق مثل

ساندویچ بدون نوشابه هست



زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست



zoor nazan farsi neveshtam



شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است

از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است



شو همره بلبل بلب هر مهوش

(اینو برع هم که بخونی همین میشه)



گرگی که مرا شیر دهد میش من است

بیگانه اگر وفا کند خویش من است



بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم



پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا



رادیاتور عشق من ازبهر تو آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم



کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت



زندگی نگه دار پیاده میشم



مشاهده متن کامل ...
حرف های پشت ماشینی
درخواست حذف اطلاعات

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش



آدم دیوانه را بنگی بس است

خانه پرشیشه را سنگی بس است



اگر از عشقت نکنم گریه و زاری


به جهنم که مرا دوست نداری



اگه الله کند یاری

چه اف باشد چه سوسماری



اگر خواهی بمیری بی بهانه

بخور ماست و خیار و هندوانه



ای روزگار

با ما شدی ناسازگار



باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم



تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان



تجربه نام مستعاری است که

بر خطاهای خود میگذاریم



داداش مرگ من یواش

امان از دست گلگیر ساز و نقاش



درخت مکر زن صد ریشه دارد

فلک از دست زن شه دارد



در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای


سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای



دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی

دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی



دنبالم نیا آواره میشی



دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ


ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ



دودوتا هفتا کی به کیه



رود می رود اما ریگذارش می ماند



زندگی بدون عشق مثل

ساندویچ بدون نوشابه هست



زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست



zoor nazan farsi neveshtam



شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است

از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است



شو همره بلبل بلب هر مهوش

(اینو برع هم که بخونی همین میشه)



گرگی که مرا شیر دهد میش من است

بیگانه اگر وفا کند خویش من است



بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم



پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا



رادیاتور عشق من ازبهر تو آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم



کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت



زندگی نگه دار پیاده میشم



مشاهده متن کامل ...
جملات زیبا ی نوشته شد ه پشت ماشین ها
درخواست حذف اطلاعات
-------------------------------------------------------------------------------- جمله های زیبا بعضی از راننده هاجمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ... قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر اگر خواهی بمیری بی بهانه بخور ماست و خیار و هندوانه! شتاب مکن! مقصد خاک است اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش! آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است! کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد دریای غم ساحل ندارد قربون دل غریب پرستت همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد به مادرت رحم کن کوچولو! تا جام اجل نکرده ام نوش هرگز نکنم تو را فراموش! تا ی نارنجی از من نرنجی! تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم! جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟! داداش مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش! رخش بی قرار! رفیق بی کلک مادر! در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای! دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی! دنبالم نیا اسیرم میشی! دودوتا هفتا کی به کیه! رود می رود اما ریگذارش می ماند! ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود ز شهر و خانه ام آواره بنمود! شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است! شو همره بلبل لبلب هرمهوش! (اینو برع هم که بخونی همین میشه) کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد جاده از افتادگی از کوه بالا میرود! گلگیرم ولی گل نمیگیرم! یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آ می افتی موتوری! گرگی که مرا شیر دهد میش من است بیگانه اگر وفا کند خویش من است نوکرتم ننه! یا علی گفتیم و قسط آغاز شد! نیم کیلو باش ولی مرد باش عاقبت فرار از مدرسه! عاقبت لیسانس گرفتن! این وسیله بهر روزی دست ماست در حقیقت مالک اصلی خداست گشتم نبود نگرد نیست من تماشای تو می و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند جوانی المثنی ندارد عاشق بی انتظار مادر علم بهتر است یا ثروت؟ هیچکدام فقط ذره ای معرفت عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت منم یه روز بزرگ میشم زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت داداش جان به خاطر اشک مادر یواش! افسوس همه اش افسانه بود! من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن هرچه می خواهی محتاج نامردان مکن! شد شد، نشد نشد برگ از درخت خسته می شه پاییز فقط یه بهانه است در این دنیا که مردانش عصا از کور می ند من بیچاره دنبال مرد می گردم رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم از بس خوردم مرغ و پلو آ شدم مارکوپولو 100 بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی در زندگی عاقبت ما باختیم بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم گر پادشاه عالمی، بازهم گدای مادری نمیخام شمع باشم دخترا فوتم کنن میخام سیگار باشم لوطیا دودم کنن همه از من میترسن، من از نیسان آبی (چون ترمزش خیلی بد می گیرد دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم، طوطی صفتی طاقت اسرار نداری به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد اسیرتم ولی آزاد ! با ما به ازین باش که با خلق جهانی

مشاهده متن کامل ...
خدایم شو، خدایم باش
درخواست حذف اطلاعات
پس از این که سه شعر زیر را مشاهده کردید شعر زیر را هم ببینید و حتماً نظر دهید.

خدایم شو، خدایم باش

11/7/1393

خدایا من مسلمانم، مسلمانی کمی دانم.

خدایا بر مسلمانان نگاهی کن

اگر حتی باغ شان را در می شود بسته

نگاهی با طمانینه

به این دستای پر پینه

به لب های دعاگویم که گاهی می شود تشنه

به چشمان تر و خسته

به این قلبی که بش ته

چنین ما را نمی خواهی؟

خدایا من مسلمانم، فقط دانم خدا دارم!

برایت هم خودم را، هم هر آن چه دوست می دارم

همه را من فدا خواهم!

یقیناً هم نیازت نیست اما گر حیات امتت باشد

همه را من به قربان گاه تنها خالقم فدا خواهم!

خدایا من مسلمانم، که گاهی از دَرِ شه، هستی را نظر اندازَمُ

و بی شک این خ را که می داند

وَ دانستن را با توانستن درآمیزد

وَ هستی را به صفات ک گشتنی بخشد

وَ قانونش فدای مصلحت بازی نمی گردد

وَ آن را اختیارش داد که با خدا گردد

به جرم بی خ ، چند خ ، قتل و غارت، هرگز اسیرش نمی خواهد

که در بین هزاران ناکَسُ و بی

یکی هست با خدا گردد

که این یک ارزشی دارد

که در وصفش همین بس

که آن یک با خدا به این جرم ها بسی ارزد...

بی شک این خ را نباید با بی تعقّل خدایان سنگی و بنگی قیاسش کرد.

من مسلمانم!

خ دارم مرا هر آن به شیدن فرا خواند!

خدایم آن چنان پاک است

که در وصفش!

به هر پاکی قسم

به این جا چون رسد هر بار درمانم!

خداوندا! تو چندین بنده داری

که هر از گاهی تو را خوانند!

وَ من تنها خدا دارم،

که بی آن که اَز او خواهم

مرا بی حاجتم گرداند!

خداوندا! چه می دانم!

که گهگاهی زِ حکمت

بنده ات را از درِ رحمت

به راحت

جوابش گر نمی گویی!

مگر او را به غیر از خود

بی نیازش نمی بینی!

و یا خواهی

گریه اش بینی و با این

گریه ها پروردگارش

را به یادش

هی بیاندازی!

و یا خواهی

به سختی آزمایی!

درست تر گر

بگویم بنده ات را با

قوانین بی شمارت آزمایی

به قانونی که هر بر گزیند اختیاری

که هر هر چه چیند آن ببیند!

خداوندا!

در این دیدن ها و چیدن ها

اگر گاهی بدون عیب چیدن را نمی دانم

هزاران گونه من را رهنمون سازی

به قرآنت!

به پرسیدن!

و چون بی عیب چیدن را

باز هم من نمی دانم

اگر خواهی

به طرزی مانعم گردی

هزاران کفرُ و و ناسپاسی

ز من بینی!

ولی پروردگارم با تو اینک من سخن گویم!

خداوندا!

گنه کارم

کمی بیش از

سیاهی های دریاها،

آسمان ها!

و یا بیش از

آن چه پندارم!

خدایا من گنه کارم

اگر با این همه بازم

گنه جویم

نه چون بی ارزش خ مرا بیند!

نه! بی قیمت خ دارم که می پوشد وَ می بخشد!

خداوندا!

عذابت را من نمی جویم

اَز این رو من گنه کارم

که می بخشی!

خداوندا!

ببخشا گر که فهمیدن نمی فهمم!

خداوندا! شدن را دوست دارم!

گهی خواهم که خود سازم،

گهی هم خود بسوزانم!

خداوندا! شدن را دوست دارم!

ولی در بندِ در بندم!

تو از در بند چه می خواهی؟!

گهی غرق گناهم

یادمم گویی

مَنَ از یادت نمی نوشم!

گهی مست گناهم

بی خودِ بی خود

اگر بازم بخوانی

تو را هرگز نمی خوانم!

گناهی را اگر فارغ شوم گاهی

تو خود بینی هنوزم در بندِ در بندم

گناهانم بیامرزی

وَ از بند گناهم هم به در آری

مَن و یادت

کمی هم آشنا گشتن نمی دانیم!

به یادت من نخواهم بود!

چنان خودبینِ خود بینم

که جز نوک بینی نمی بینم

چنان من در خودم غرقم

که چون صوفیِّ بی دلقم

اگر بی رنگِ بی رنگم

اگر بی بو اگر سنگم

ولی تنها خدا دارم!

خداوندا! مرا بی دل نمی خواهی؟!

خدایا این زمین از تو

کنج بیقوله ای از من

خدایا هفت آسمان از تو

یکی را در نظر از من

خدایا این همه علم تو

کاغذ و یک قلم از من

خدایا بی نیازی از تو

این همه بی چارگی از من!

اگر بد خواهانِ عالَم نمی گویند بی خدا هستم

بله جانم، این همه بی چارگی از من!

خدایا این همه بنده همه از تو

یِکُ و تنها یک خدا از من!

چون خدا را بنده هایش بی شمار و بی قرارند

به درگاه یک خدا هرگز جز حسادت من نمی دانم!

خدایا بی بنده ات چون ببینم بنده ات گردم!

بی خدایم اگر بینی خدای من نمی گردی؟!

زمانه را ورق چون بر گشت

پرسشی از خدا می پرسم:

گر چه دارایی چرا چندین بنده می گیری؟

مگر خوب است که دارایان

چون توانایند

تا توانند برده ها گیرند؟!

خداوندا!

یقین دارم که پرسش هایم

به نیکی پاسخش دانی و می گویی

اگر پرسیدن همی پرسم

چون تو ام گفتی که پُرسا باش

و گر گاهی پاسخی پرسم که می دانم

یقین می دانی که می خواهم

مطمئن گردم

و گر گاهی پرسشی پرسم

وَر خمار پاسخش باشم

به عقلانیّت قسم!

زِ پرسیدن باز هرگز نمی مانم

به مستانِ درگاهت قسم!

که هر چه را به نیکی ام بیاموزی

مرا بی اعتنا ن (نی )

به جد در جهد و کوشش هر آن مرا بینی

حال تو پاسخم فرما

چنین ما را نمی خواهی؟!

خداوندا! تو چون بسیار یاران با وفا داری

فتی را هم قسم!

اگر ما را همی خواهی

همین حالا، همین حالا

خدایم شو، خدایم باش!

یاوران مهدی



مشاهده متن کامل ...
مورینیو: هل دادن ونگر کار اشتباهی نبود ونگر: مورینیو جلوی اعتراض من به داور را گ
درخواست حذف اطلاعات

وخدا روشکر بالا ه این آرسن بنگر (نمی دونم چه نسبتی با محسن بنگر داره) اون روی پلید و کثیف خودشو نشون داد و عین این ببخشیدا های دبستانی به آقای خاص حمله کرد.البته نباید ازین موضوع گذشت که واقعا درد داره که پشت سر هم ببازی بالا ه بعض ناشی از کینه و حسادتت میزنه بیرون ولی بره خداروشکر کنه که مورینیو بزرگواری کرد وگرنه استمفوردبریج رو سرش اب میشد

ویدئوی حمله ی بی شرمانه ی آرسن بنگی به آقای بی همتا

مورینیو: هل دادن ونگر کار اشتباهی نبود

مورینیو و ونگر در اواسط بازی، پس از تکل گری کیهیل روی ال یس سانچس، دچار درگیری فیزیکی شدند. در ابتدا ونگر مورینیو را هل داد و سپس مورینیو نیز در پاسخ، همین کار را تکرار کرد و مورینیو معتقد است که کار اشتباهی انجام نداده است.

او گفت: "این بازی بسیار مهم و حساس بود . یک بازی بزرگ بین دو رقیب بزرگ. ونگر وارد محوطه ی من شد- یک محوطه ی برای من است و یک محوطه برای او- او وارد محوطه ی من شد و دلیلش اصلا درست نبود. او قصد داشت به داور فشار بیاورد تا کارت قرمز بدهد و من این را دوست نداشتم. گاهی نتوانسته ام احساساتم را کنترل کنم وکارهای اشتباهی در فوتبال انجام دادم ولی این بار نه. این بار او وارد محوطه ی من شده بود برای مشکلی که مشکل من نبود."

آرسن ونگر پس از ش ت تیمش مقابل چلسی در جمع خبرنگاران حاضر شد و به سوالات آن ها پاسخ داد.

عملکرد آرسنال چطور بود؟
بازی سخت و بسیار دشواری بود. نباید اشتباه می کردیم و گل اول را می خوردیم. پس از آنکه 1-0 عقب افتادیم موقعیت های خوبی در نیمه اول داشتیم که باید آن ها را تبدیل به موقعیت های خطرناک می کردیم و پس از آن گل می زدیم. در نیمه دوم همه چیز تحت اختیار ما بود و فقط اندکی بدشانس بودیم. بر روی گل دوم هم اشتباه کردیم و گل دوم بازی را تمام کرد.

چرا بدشانسی؟
زیرا خطای هند پن ی به سود ما را داور ندید. (برخورد توپ با دست فابرگاس در محوطه جریمه)

آیا اعتقاد دارید تکل کیهیل روی ال یس ا اج داشت؟
بله، اگر تصویر را دوباره ببینید غافلگیر نخواهید شد.

آیا از درگیری با مورینیو پشیمان هستید؟
نه، آیا پس از آن چیز متاثر کننده ای وجود داشت؟ من می خواستم از نقطه a به نقطه b بروم و با ی روبرو شدم که اجازه نداشت به من دستور دهد.

نقطه b کجا بود؟
b ال یس بود، می خواستم ببینم مصدومیت او چگونه است.

مورینیو به شما چه گفت؟
صادقانه بگویم، به چیزهایی که او می گوید گوش نمی کنم.

یه نظر شما ولبک و کوشیلنی نباید ا اج می شدند؟
شاید. ولی به نظرم اسکار نیز خوش شانس بود که در بازی ماند چرا که خطاهای زیادی انجام داد. او در دقیقه 88 کارت زرد گرفت در حالی که در تمام جریان بازی مدام در حال خطا بود. ایوانوویچ نیز چند خطای بد داشت. این ها به من مربوط نیست.

عملکرد فابرگاس چگونه بود؟
او خوب بود ولی به نظر من در میانه زمین همه خوب بودند. در پایان بازی امروز هازارد و دیگو تا تفاوت ها را رقم زدند.

نظر شما در مورد ساختار و نظم تیمی چلسی چیست؟
به نظرم ما نیز به خوبی چلسی سازماندهی شده کار کردیم و شما نمی تواند از آن ها انتظار داشته باشید که همچین سازماندهی نداشته باشند. آن ها تیمی فیزیکی هستند و چند بازیکن تکنیکی دارند. ما می دانستیم در این بازی جزئیات کوچک تیم حریف می تواند ما را ش ت دهد. امروز یک بازی بسیار معمولی بود. اگر شما به تعداد واکنش های دروازه بان ما نگاه کنید می بینید که صفر است. دروازه بان آن ها نیز این وضعیت را دارد. این یک بازی بود که باید از موقعیت ها استفاده می کردید که حریف اینکار را خوب انجام داد.

آیا شما از نتیجه امروز عصبانی هستید؟
در مجموع نه. به نظرم ما عملکردی خوب و روحیه ای محکم داشتیم و تنها اندکی کم آوردیم. آن ها پیروز شدند. در این لحظه ما هنوز اعتماد به نفس لازم را برای ادامه لیگ داریم. همه چیز برای آن ها خوب پیش رفت و آن ها تیم بهتر بودند، این را نمی توان رد کرد. این یک بازی سخت در سطح بالا بود.

ذوق زدگی آبراموویچ از پیروزی در دربی

ومن آبراموویچ، مالک ثروتمند این باشگاه که بعد از یک فصل بدون جام، حالا با این نتایج، منتظر قهرمانی های جدید است.



مشاهده متن کامل ...
نظریه جهان های موازی
درخواست حذف اطلاعات

نظریه چند جهانی((multiverse ))یکی از عجیبترین و دور از ذهن ترین نتایج نسبیت و نظریه ریسمانهاست. در دنباله آزمایشی موسوم به آزمایش یانگ را در رابطه به جهان های موازی بررسی میکنیم. ماجرا از اینجا آغاز شد که ریچارد فاینمن در آزمایشهای دو شکاف ( 1 )خود در زمینه پراش نور به حقیقت عجیبی دست پیدا کرد. همینطور که میدانیم در پدیده پراش وقتی چند فوتون از روزنه ای عبور میکنند به علت خاصیت موجی میتوانند با هم تداخل کنند و اثر یکدیگر را خنثی و یا تقویت کنند و به همین دلیل ما در جلوی روزنه به جای یک دایره روشن دوایر روشن و تاریک را بطور متوالی می بینیم دوایر تاریک جائی هستند که فوتونها به آنجا نمیرسند چون تحت تاثیرتداخل با یک فوتون دیگر قرار گرفته اند.

richard feynman

فاینمن این آزمایش را دوباره طوری انجام داد که روزنه فقط قابلیت عبور دادن یک فوتون در هر زمان را داشته باشد، به این ترتیب فوتونها یکی یکی از روزنه رد میشوند و قاعدتا دیگر تحت تداخل با فوتون دیگر نخواهند بود پس باید ما فوتونها را در هر نقطه از ببینیم یعنی باید یک دایره روشن را به ما نشان دهد اما نتیجه این آزمایش بر خلاف نظر فاینمن دوباره همان حلقه های روشن و تاریک را نشان داد. در آن زمان فاینمن هیچ توجیهی در این باره نتوانست پیدا کند. در نظر او فوتونهایی نامرئی میتوانستند روی فوتون های او تاثیر بگذارند. این موضوع مقدمه ای بر نظریه چند جهانی است. طبق نظریه جهانهای بسیار زیادی وجود دارند که کنار هم بطور موازی حرکت میکنند به طور عادی ما نمیتوانیم هیچ ارتباطی با جهان های دیگر داشته باشیم این جهانهای دیگر ممکن است حتی شامل خود شما هم باشند هرجهان ممکن است با جهان مجاور خود اختلاف بسیار جزئی داشته باشد. در این جهان شما این مقاله را میخوانید و در جهان دیگر از خواندن آن صرف نظر میکنید البته همان طور که شاخه های ریسمانها در نظریه ریسمان در شرایط خاصی با هم برخورد میکنند امکان ارتباط میان دو جهان هم وجود دارد.

parallel universe

این امکان تنها در ابعاد کوانتومی و بخصوص کوانتومی نسبیتی مطرح میشود منظور از کوانتومی نسبیتی ابعاد فوق العاده کوچک و سرعتهای بینهایت بزرگ است. به عنوان مثال همان آزمایش فاینمن میتواند به وسیله این نظریه توجیه شود فوتونها که با بیشترین سرعت حرکت میکنند براساس شرایط خاصی که ما نمیدانیم و نمیتوانیم حدس بزنیم میتوانند اثری بر دنیای مجاور خود داشته باشند یعنی عامل منحرف شدن تک فوتونهای فاینمن همان فوتونهایی هستند که در جهان مجاور وجود دارند و بنا به دلایلی می توانند اثر مختصری بر این جهان بگذارند. به این ترتیب ماهیت بعضی از آزمایشهای ما مانند جابجائی کوانتومی( 2) زیر سوال میرود آیا آن فوتونی که ناپدید شد و لحظه ای بعد چند متر جلوتر ظاهر شد همان فوتون اولیه است یا با وارد شدن فوتون اول به یک جهان دیگر از آن جهان به این جهان رانده شده ؟ یکی دیگر از نتایج این نظریه از احتمال برخورد دو جهان بدست می آید اگر شرایطی پیش بیاید که دو جهان با یکدیگر برخورد کنند چه اتفاقی می افتد ؟ بهترین پاسخی که به این پرسش داده شده این است که نتیجه آن یک بیگ بنگ جدید است یعنی پیش از بیگ بنگی که ما آنرا میشناسیم احتمال وجود فضا و زمان هست و ممکن است جهان کنونی ما از بر خورد دو جهان دیگر شکل گرفته باشد. این نظریه آنقدر عجیب و دور از ذهن است که ممکن است شما را یاد داستانهای علمی وتخیلی بیندازد؛ ولی مطمئن باشید برای تک تک این نتایج سرنخها و توجیهاتی وجود دارد که دانشمندان به کمک نظریه ریسمان به آن رسیده اند.
به تازگی هم دانشمندان های کارولینالی شمالی و کارنگی ملون موفق به شناسایی اولین گواه قطعی از وجود جهانهای دیگر شدند. کیهان شناسان با بررسی نقشه ای از جهان از داده های فضاپیمای پلانک نتیجه گرفته اند که این نقشه نشانگر ناهنجاری هایی است که تنها می توانند توسط کشش گرانشی جهانهای دیگر ایجاد شده باشند.

این نقشه نشان دهنده تابش های بیگ بنگ در ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش موسوم به تابش زمینه کیهانی است که هنوز در جهان قابل مشاهده است. دانشمندان پیش بینی کرده بودند که این تابش باید بطور مساوی توزیع شده باشد؛ اما این نقشه تمرکز بیشتری از آن را در نیمه جنوبی آسمان و یک نقطه سرد را نشان داد که با درک کنونی از فیزیک قابل توضیح نیست.

یافته های دانشمندان نشان می دهد که تعداد نامحدودی از جهانهای دیگر در خارج از جهان ما وجود دارد. اگرچه برخی دانشمندان در مورد نظریه جهانهای دیگر تردید دارند، این یافته ها می تواند گامی رو به جلو در جهت تغییر دیدگاه فیزیک باشد.

منبع:bigbangpage.com



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.