بنی تمیم نمی دانیم پاسخ مردم خوزستان را چه بدهیم جستجو
پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 بنی تمیم نمی دانیم پاسخ مردم خوزستان را چه بدهیم
آشنایی با آیین یهودیت
درخواست حذف اطلاعات

آشنایی با آیین یهودیت




منبع : آشنایی با ادیان بزرگ , توفیقی، حسین


1- عبرانیان


یهودیان مانند اعراب و آشوریان ، از نژاد سامی هستند. زبان ، ادبیات ، فرهنگ ، آداب ، رسوم و اعتقادات این اقوام چنان به یکدیگر نزدیک است که دانشمندان معتقد شده اند اصل آنها به یک جا می رسد و برای بررسی و تحقیق در زمینه فرهنگ سایر اقوام سامی انداخت . مثلا اگر به بررسی ادبیات عرب مشغول باشیم ، با مطالعه و تحقیق در زبانهای عبری ، سریانی و حبشی در کار خود موفقیت بیشتری ب خواهیم کرد.
از سابقه تاریخی قوم عبرانی اطلاع دقیقی در دست نیست . برخی دانشمندان معتقدند که نام ((عبرانی )) را که کنعانیان پس از ورود حضرت ابراهیم (ع ) به سرزمین کنعان به او داده اند و وی را عبرانی خوانده اند که بعدها جزو القاب او شد و لقب مذکور در خاندان وی باقی ماند؛ زیرا عبرانی از ماده ((ع ب ر)) به معنا گذر از نهر می آید، به اعتبار این که حضرت ابراهیم (ع ) از ورود فرات عبور کرد و وارد کنعان شد.
برخی نیز معتقدند که عبرانی منسوب به عابر نیای حضرت ابراهیم (ع ) است . همچنین انی با توجه به نام آزر پدر (یا عموی ) آن حضرت ، گفته اند اصل خاندان وی آریایی است . اما دانشمندان این نظریه را تاءیید نمی کنند؛ زیرا از معنای لغوی واژه آزر در قرآن کریم و متون ی اطلاع درستی نداریم . نام پدر ابراهیم (ع ) در تورات تارح است .


2- حضرت ابراهیم (ع )


عظمت حضرت ابراهیم خلیل (ع ) به حدی است که وی همواره موجب نزاع یهودی و یت و بوده است و هر یک ، آن حضرت را از خود می داند. از این رو، خدای متعال فرموده است : ((ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین )) (آل عمران : 67). وی حتی میان مشرکان مکانی بلند داشت و آثار وی در مکه مکرمه مورد زیارت و تقدیس آنان قرار می گرفت .
نسب حضرت ابراهیم (ع ) تا حضرت آدم (ع ) در تورات آمده است . نسب نامه های تورات به کتب ی نیز راه یافته و بدون دقت در اصل و منشاء آن پذیرفته شده است .
به عقیده اهل کتاب (در نتیجه جمع بندی حوادث کتاب مقدس ) حضرت ابراهیم (ع ) حدود 2000 سال قبل از میلاد، یعنی حدود 4000 سال پیش در شهر اور به دنیا آمد و به گفته تورات در آغاز ابرام (یعنی پدر بلند مرتبه ) نامیده می شد. خدای متعال نام وی را در سن نود و نه سالگی به ابراهیم (یعنی پدر اقوام ) تبدیل کرد. شهر اور نزدیک یک قرن پیش در عراق در ساحل فرات از زیر خاک بیرون آمد و آثار باستانی بسیاری در آنجا یافت شد.
به گفته تورات پدر حضرت ابراهیم (ع ) که تارح نامیده می شد، پسر خود ابراهیم (ع ) و همسر وی ساره و نوه خویش حضرت لوط (ع ) را برداشت و به سرزمین کنعان در غرب فلسطین عزیمت کرد. آنان در بین راه از ادامه سفر منصرف شدند و در شهر حران س ت گزیدند. این شهر در جنوب ترکیه فعلی و در مرز قرار دارد.
پدر حضرت ابراهیم (ع ) در تورات تارح خوانده می شود، ولی قرآن مجید وی را آزر بت پرستی معرفی کرده است (انعام : 74). پدر حضرت ابراهیم (ع ) در سلسله اجداد حضرت رسول اکرم (ص ) قرار می گیرد. علمای شیعه معتقدند همه پدران آن حضرت تا حضرت آدم (ع ) یکتا پرست بوده اند، و به همین دلیل گفته اند آزر عموی آن حضرت بوده و استعمال ((اب )) به جای ((عم )) در زبان عربی صحیح است ، از آن جمله در قرآن کریم (بقره : 133) چنین چیزی دیده می شود.
تورات می گوید حضرت ابراهیم (ع ) در 75 سالگی به امر خدا از شهر حران عازم کنعان شد. وی همسر خود ساره و برادر زاده اش حضرت لوط (ع ) و چند نفر از مردم حران را برداشت و همگی به کنعان رفتند و در آنجا روی کوهی در شرق بیت ایل خیمه زدند. حضرت ابراهیم (ع ) پس از چندی در حبرون (الخلیل ) ن شد و تا آ عمر در آنجا بود و اکنون مقبره خانوادگی وی در آن مکان است . حضرت لوط (ع ) به شهر سدوم و ای مجاور آن رفت . مردم آن ا به سبب نافرمانی و بی اعتنایی به پیام وی به امر خداوند نابود شدند. این حادثه در قرآن مجید نیز آمده است .
دو موضوع بسیار مهم در تاریخ حضرت ابراهیم (ع ) وجود دارد که در تورات کنونی اشاره ای به آنها نشده است : یکی جریان بت شکنی و به آتش افکندن وی و دیگری داستان بنای کعبه .
قرآن مجید (در سوره های انبیا و صافات ) داستان بت شکنی و به آتش افکندن او را آورده است .
همچنین قرآن کریم از بنای کعبه به دست آن حضرت و به کمک حضرت اسماعیل (ع ) سخن می گوید (بقره : 127). از آنجا که این فرزند در پیری به او عطا شد (ابراهیم : 39)، بنای کعبه در اوا عمر شریف وی صورت گرفته باشد.
تورات داستان ذبح فرزند را می آورد و می گوید حضرت ابراهیم (ع ) ماءموریت یافت حضرت اسحاق (ع ) را قربانی کند، ولی این مساءله را با وی در میان نگذاشت و به او گفت : ((می خواهم ی قربانی کنم و آن را خداوند برایم خواهد فرستاد.))... اما در قرآن مجید آمده است : ((فلما بلغ معه السعی قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ماذا تری قال یا ابت افعل ما تؤ مر ستجدنی ان شاء الله من الصابرین )) (صافات : 102). همان طور که می دانیم فرزند از مرگ نجات یافت و خداوند قوچی را فدیه او قرار داد...


3-اسماعیل (ع ) و اسحاق (ع )


درباره حضرت ابراهیم (ع ) در تورات می خوانیم :
(1) بعد از این وقایع ، کلام خداوند در رؤ یا به ابرام رسیده ، گفت : ((ای ابرام مترس من سپر تو هستم و اجر بسیار عظیم تو.)) (2) ابرام گفت : ((ای خداوند یهوه مرا چه خواهی داد و من بی اولاد می روم و مختار خانه ام این العاذار دمشقی است .)) (3) و ابرام گفت : ((اینک مرا نسلی ندادی و خانه زاده ام وارث من است .)) (4) در ساعت کلام خداوند به وی رسیده ، گفت : ((این وارث تو نخواهم بود بلکه ی که از صلب تو درآید وارث تو خواهد بود.)) (5) و او را بیرون آورده ، گفت : ((اکنون به سوی آسمان بنگر و ستارگان را بشمار هر گاه آنها را توانی شمرد.)) پس به وی گفت : ((ذریت تو چنین خواهد بود.))... (18) در آن روز خداوند به ابرام د بست و گفت : ((این زمین را از نهر مصر تا به نهر عظیم یعنی نهر فرات به نسل تو بخشیده ام .)) (پیدایش 15: 1 - 18).
سپس تورات عهد یاد شده را به حضرت اسحاق (ع )، نیای بنی اختصاص می دهد و در همان سفر پیدایش می گوید:
(18) و ابراهیم به خدا گفت : ((کاش که اسماعیل در حضور تو زیست کند.)) (19) خدا گفت : ((به تحقیق زوجه ات ساره برای تو پسری خواهد زایید و او را اسحاق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریت او بعد از عهد ابدی باشد (20) و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم . دوازده رییس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی به وجود آورم (21) لیکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت که ساره او را بدین وقت در سال آینده برای تو خواهد زایید.)) (پیدایش 17: 18-21).
به گفته تورات ، خداوند بارها به حضرت ابراهیم (ع ) وعده نسل فراوان داده بود. کنیز آن حضرت به نام هاجر پسری را به دنیا آورد که اسماعیل (یعنی خدا می شنود) نامیده شد. پس از چهارده سال ساره فرزندی به دنیا آورد که او را اسحاق (یعنی می خندد) نامیدند.
کتاب تورات در این قسمت به کوتاهی سخن می گوید و فقط اشاره ای می کند که حضرت اسماعیل (ع ) در فاران ن شد و مادرش برای او زنی از مصر گرفت . سایر مسائل مربوط به وی در تورات به فراموشی س شده است و حتی یک جمله درباره بنای کعبه در این کتاب دیده نمی شود. پیدا شدن آب برای اسماعیل (ع ) نیز که طبق احادیث ی در مکه بوده و اکنون هم به نام زمزم باقی است ، به گفته تورات در مکانی به نام بئرشبع بوده است !
از نظر تورات ، حضرت اسحاق (ع ) جانشین حضرت ابراهیم خلیل (ع ) گردید و دو فرزند تواءم برای او به دنیا آمد. آنکه نخست دیده به جهان گشود، عیسو نامیده شد. این کلمه در لغت به معنای پرمو است . به گفته تورات این کودک در هنگام تولد موهای بسیاری بر تن داشت . تواءم دیگر یعقوب (یعنی تعقیب می کند) خوانده شد؛ زیرا هنگام تولد، کودک قبلی را تعقیب کرد و پس از او به دنیا آمد.


4-


حضرت یعقوب (ع ) دوازده پسر داشت و به ملقب بود. اهل کتاب این اسم مرکب را چنین معنا می کنند: ی که بر خدا مظفر شد، ولی اصل معنای آن در عبری چنین است : ی که بر قهرمان پیروز شد. به گفته تورات ، کشتی گرفتن حضرت یعقوب (ع ) با خدا که به پیروزی او بر خدا انجامید، علت ملقب شدن وی به است (پیدایش 32: 24-32). اهل کتاب از زمانهای قدیم گفته اند که مقصود از خدا در این داستان ، یکی از فرشتگان خداست (رک .: هوشع 12:3-4).
پس از چندی حادثه مفقود شدن حضرت یوسف (ع ) پیش آمد و سرانجام این موضوع موجب شده که بنی در مصر اقامت کنند. مطالب سفر پیدایش تورات به اینجا خاتمه می یابد.
در آغاز سفر وج تورات می خوانیم که دوازده پسر حضرت یعقوب (ع ) در مصر زندگانی خوبی داشتند و نسل ایشان در آن سرزمین منتشر شد. مدت توقف آنان در مصر چهارصد و سی سال بود ( وج 12: 40). دوازده قبیله بنی که در اصطلاح بسیط نامیده می شوند، در علوم و فنون پیشرفت د و همین امر موجب حسادت مصریان شد. علاوه بر این ، مصریان می ترسیدند بنی با نیروی خود زمام امور را به دست گیرند؛ از این رو، به استضعاف آنان اقدام د و کارهایی دشوار و جانکاه به عهده ایشان گذاشتند. همچنین مقرر شد که قابله های مصری نوزادان پسر بنی را برای کشتن معرفی کنند و فقط داشتن دختر برای آنان مجاز باشد.


5- دین مردم صحرانشین


عبرانیان در آغاز قومی صحرانشین بودند و نخستین اقامت آنان در ا در زمان حضرت یوسف (ع ) بود.(1) صحرانشینی در اعتقادات و مراسم دینی آن تاثیر فراوانی داشت . هنگامی که حضرت موسی (ع ) آنان را از دست فرعون نجات داد، مجبور شدند مدت چهل سال در صحرای سینا بمانند، ولی پس از آن پیوسته در ا به سر می بردند و تمدنی را پایه گذاری د که میراث گرانبهای قوم یهود شد. یت نیز زاییده همین تمدن است .


6- تحول افکار در اقوام بنی


تحت افکار ملتها امری عادی و طبیعی است و عبرانیان در خلال کوچ و جابه جایی تحت تاءثیر شه های ملل گوناگون قرار می گرفتند. در سوره اعراف ، آیه 138 آمده است که بنی هنگام وج از دریا و نجات از دست فرعون ، به گروهی بت پرست برخوردند. آنان از حضرت موسی (ع ) تقاضا د برای ایشان نیز بتی قرار دهد و این خواسته به شدت رد شد. همچنین هنگامی که در مصر مستقر بودند، باورهای مصریان در آنان تاءثیر گذاشته بود، به گونه ای که پس از ترک آن سرزمین ، به تقلید مصریان که را مقدس می دانستند، آنان نیز گوساله ای ساختند و به عبادت آن مشغول شدند.


7- حضرت موسی (ع )


در باب دوم سفر وج تورات می خوانیم که یک تن از بنی (2) با یکی از دختران قبیله خود ازدواج کرد و دارای پسری شد. مادر نوزاد به منظور نجات وی از چنگال ماءموران فرعون او را مدت سه ماه پنهان کرد. از آنجا که مخفی نگه داشتن کودک برای همیشه ممکن نبود، مادرش صندوقی تهیه کرد و منافذ آن را با قیر اندود و کودک زا در آن نهاد و در میان نیزارهای رود نیل رها کرد. خواهر وی در آن حوالی ایستاد تا ببیند چه بر سر او خواهد آمد.
اندکی پس از آن ، دختر فرعون که برای شستشو به سوی نیل آمده بود، صندوق را مشاهده کرد و یک تن از کنیزان خود را به دنبال صندوق فرستاد. هنگامی که صندوق را برای وی آوردند، آن را گشود و دید کودکی در آن گریه می کند. دل او بر آن کودک سوخت و گفت معلوم می شود این کودک از بنی است . در آن حال خواهر کودک جلو آمد و پیشنهاد کرد زنی را برای شیر دادن وی بیاورد. دختر فرعون پذیرفت و خواهر کودک مادر خود را نزد آنان آورد. دختر فرعون به او گفت این کودک را با خود ببر و شیر بده ، من نیز مزد تو را خواهم داد. پس از چند سال وقتی کودک بزرگ شد مادرش او را نزد دختر فرعون برد. دختر فرعون او را به پسری پذیرفت و نام موسی (موشه در عبری یعنی : از آب کشیده شده ) را بر او نهاد. این داستان با آنچه خداوند متعال در سوره قصص فرموده است ، بسیار نزدیک است . بر اساس برخی محاسبات تاریخی ، این حادثه در حدود 1250 ق .م . رخ داده است .
به هر حال حضرت موسی (ع ) امور قوم خود را سامان داد و آنان را برای مبارزه با کافران آماده کرد و احکام خدا را به آنان تعلیم داد. وی قوم بنی را برکت داد و در صد و بیست سالگی در مکانی به نام موآب ، حوالی دریای میت ، درگذشت و بنی برای او سی روز عزاداری د. این جریان در آ سفر تثنیه یافت می شود و تورات بدان پایان می یابد:
(5) پس موسی بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند مرد (6) و او را در زمین موآب در مقابل بیت فعور در دره دفن کرد (3) و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است (7) و موسی چون وفات یافت ، صد و بیست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش کم شده بود (8) و بنی برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحه گری برای موسی سپری گشت (9) و یوشع بن نون از روح حکمت مملو بود، چون که موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی او را اطاعت نمودند و بر حسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود عمل د (10) و نبیی مثل موسی تا به حال در برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد (11) در جمیع آیات و معجزاتی که خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید (12) و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همه نمود (تثنیه 34: 5 - 12).


8. تاءسیس یهودیت
در باب سوم سفر وج می خوانیم که حضرت موسی (ع ) در بیابان حوریب در دامته کوه ، صدای خدای متعال را از میان آتشی از بوته خار شنید که با او سخن می گوید.
در قرآن مجید نخستین سخن خداوند از درختی در بیابان طوی چنین آمده است :
فلما اءتاها نودی یا موسی . انی اءنا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی . و اءنا اخترتک فاستمع لما یوحی . اننی اءنا الله لا اله الا اءنا فاعبدنی و اءقم الصلوة لذکری . ان الساعة آتیه اءکاد اخفیها لتجزی کل نفس بما تسعی . فلا یصدنک عنها من لا یومن بها و اتبع هواه فتردی (طه : 11 - 16).
تورات می گوید خداوند به حضرت موسی (ع ) وعده داد بنی را از دست مصریان نجات دهد و سرزمین کنعان و حدود آن را که اماکن پر برکتی بودند، به ایشان عطا کند. از این رو، حضرت موسی (ع ) رس یافت نزد فرعون برود و از او بخواهد که بنی را رها کند. وی با معجزاتی عازم مصر شد و مقرر گردید حضرت هارون (ع ) به وی کمک کند.
به گفته تورات ، خدای متعال به حضرت موسی (ع ) قدرت داد تا به اعجاز، عصای خود و برادرش را به اژدها تبدیل کند و نیز از دست خود نور سفیدی ساطع نماید. فرعون جمعی از جادوگران را گرد آورد تا با حضرت موسی (ع ) مسابقه بدهند. اژدهای مزبور تمامی آلات و ادوات آنان را بلعید و آنان دانستند که کار آن حضرت جادو نیست . به فرموده قرآن مجید آنان بدون ترسی از فرعون به حضرت موسی (ع ) ایمان آوردند. پس از این معجزات چند عذاب بر مصریان فرود آمد و هر بار فرعون قول می داد بنی را مرخص کند، اما به قول خود عمل نمی کرد. تورات ده نوع عذاب را برشمارد:
1. تبدیل شدن آبهای مصریان به خون ؛
2. زیاد شدن قورباغه میان آنها؛
3. زیاد شدن پشه ؛
4. زیاد شدن مگس ؛
5. مرگ حیوانات مصریان بر اثر وبا؛
6. مبتلا شدن مصریان و چا ایان آنان به دمل ؛
7. فرود آمدن تگرگ بر آنان و تلف شدن مقدار زیادی از حیوانات و مزارع ؛
8. زیاد شدن ملخ ؛
9. تاریک شدن م ن مصریان تا سه روز؛
10. هلاک شدن نخست زادگان انسان و حیوان همه مصریان حتی نخست زاده خود فرعون .
قرآن مجید نشانه های حضرت موسی (ع ) را نه عدد می داند (اسراء: 101) و ظاهرا مقصود تنها نشانه هایی است که برای فرعون آورده بوده و گرنه به صریح قرآن کریم و تورات معجزات آن حضرت بیش از این عدد بوده است . برخی از این عذابها در قرآن مجید به گونه ای مذکور است (اعراف : 130 و 133).
به گفته تورات ، فرعون سرانجام تسلیم شد و حضرت موسی (ع ) و هارون (ع ) را شبانه طلبید و به آنان گفت با بنی به هر جا که می خواهید بروید. پس آنان به سوی دریای سرخ در شرق مصر کوچ د و آنجا اردو زدند. قوم موسی از دور آمدن فرعونیان را مشاهده د. در آن هنگام حضرت موسی (ع ) دست خود را به طرف دریا دراز کرد و دریا شکافته شد و خشک گردید و بنی به آسانی از آن عبور د.(4) آنگاه لشکریان فرعون وارد شدند و حضرت موسی (ع ) به امر خداوند با اشاره دست ، آنان را غرق کرد. تورات درباره غرق شدن شخص فرعون چیزی نگفته است .
از قرآن مجید و احادیث ی بر می آید که بنی به امر خدا از مصر خارج شدند، نه به اذن فرعون (شعراء:52). همچنین به صریح قرآن کریم ، حضرت موسی (ع ) به فرمان الهی عصای خود را به دریا زد، نه اینکه دستش را به سوی دریا دراز کند.
بنی در حوالی شبه جزیره سینا توقف د و در آنجا برای آنان از آسمان چیزی مانند شبنم و نیز مرغ بلدرچین که به عربی سلوی نامیده می شود، فرود می آمد و آنان آنها را می خوردند. این جریان تا چهل سال یعنی در تمام مدت سرگردانی بنی در بیابان ادامه داشت . تورات می گوید آن غذای شبنم گونه من نامیده شد؛ زیرا بنی با دیدن آن به زبان عبری پرسیدند: ((مان هوء)) یعنی آن چیست ؟


8- الواح و ده فرمان


هنگامی که سه ماه از وج بنی از مصر گذشته بود، حضرت موسی (ع ) ماءموریت یافت برای گفتگو با خداوند به بالای طور سینا (یعنی کوه سینا) برود. وی در آنجا دو لوح دریافت کرد که فرمانهای خداوند بر آنها نقش بسته بود. قرآن کریم از ((ابواح )) به جمع نام می برد، (اعراف : 145). از جمله آن فرمانها ده حکم بسیار مهم است که به ده فرمان معروف شده است :
1. برای خود خ جز من نگیرد؛
2. به بت سجده نکنید؛
3. نام خدا را به باطل نبرید؛
4. شنبه را گرامی بدارید؛
5. پدر و مادر را احترام کنید؛
6. ی را به قتل نرسانید؛
7. نکنید؛
8. دوری نکنید؛
9. بر همسایه شهادت دروغ ندهید؛
10. به اموال و همسایه طمع نورزید.
پس از آن ، تفصیلاتی درباره این احکام در باب 21 به بعد سفر وج آمده است .


9- گوساله پرستی


تورات می گوید وقتی بنی مشاهده د حضرت موسی (ع ) در مراجعت از طور سینا تاءخیر کرد، نزد حضرت هارون (ع ) رفتند و از او درخواست د تا برای آنان خدایانی بسازد و آن حضرت موضوع را به حضرت موسی (ع ) اطلاع داد و خواست آنان را هلاک کند، اما بر اثر شفاعت وی از آن صرف نظر کرد. حضرت موسی (ع ) آن دو لوح را برداشت و به سوی بنی آمد. هنگامی که وی کار زشت آنان را مشاهده کرد، لوحها را بر زمین زد و به مؤ اخذه برادرش پرداخت و گوساله را سوزاند و د کرد و آن را در آب ریخت و به بنی نوشاندو سپس امر کرد شمشیرهای خود را بردارند و به مدت نصف روز یکدیگر را بکشند.
قرآن مجید داستان مذکور را تقریبا به همین وضع در موارد مختلف نقل کرده است ، جز اینکه ساحت مقدس حضرت هارون (ع ) را از چنین کار ناروایی پاک دانسته است (طه : 90). سازنده گوساله در قرآن کریم فردی به نام سامری است .
اهل کتاب به کلمه ((سامری )) در قرآن کریم اعتراض کرده و گفته اند چنین ی وجود نداشته است ؛ زیرا سامری به شهر سامره در فلسطین منسوب است و آن شهر را پادشاهی به نام عمری که سالها پس از حضرت موسی (ع ) می زیسته ، ساخته است (کتاب اول پادشاهان 16:24).
مرحوم علامه بلاغی پاسخ داده است که در بنی فردی به نام شمرون بن ی ار بن یعقوب وجود داشته که خاندان وی شمرونی نامیده می شود (پیدایش 46:13 و 26:24). شمرونی در تلفظ عربی سامری شده است . (5)
تورات می گوید خداوند به حضرت موسی (ع ) دستور داد وی دو لوح سنگی مانند لوحهای د شده بتراشد تا خداوند وصایای مذکور را بر آنها بنویسد. قرآن کریم نیز به این مطلب اشاره کرده است (اعراف : 154).


10- تورات با تاریخ یهود


تورات واژه ای عبری و به معنای قانون است ؛ زیرا در کتاب تورات احکام و قوانین زیادی وجود دارد. نام دیگر تورات شریعت است .
متخصصین کتاب مقدس تورات چهار منبع اساسی برای تورات قائلند:
1. منبع الوهیمی e ؛
2. منبع یهوهی j ؛
3. منبع کاهنی p ؛
4. منبع سفر تثنیه d (که منبعی ویژه است ).
یکی از قدیمی ترین و معروفترین نقدهای تورات و کتاب مقدس را دانشمند و فیلسوف هلندی باروخ (بندیکت ) اسپینوزا 8 (1632-1677) در کت به نام رساله ای در الهیات و سیاست (به زبان لاتینی ) انجام داده است .
اسپینوزا در کتاب خود با ذکر دلیلهایی اثبات می کند که برای بررسی اعتبار کتاب مقدس باید به شواهد تاریخی و انتقادی آن پرداخت و متاءسف است که پیشینیان این شناخت را متروک داشته اند و یا اگر چیزی در باب آن نگاشته اند از دسترس ما به دور مانده است . وی می افزاید اکنون ما در شرایطی زیست می کنیم که مسائلی تعصب آمیز به نام دین معروف شده است و مردم برای عقل در اعتقادات خود سهمی قائل نیستند. از این رو من با نومیدی نسبی پای در این راه می نهم و در نخستین گام به بررسی نویسندگان کتاب مقدس (و قبل از همه به مؤ لف اسفار پنجگانه تورات ) می پردازم :
تقریبا همه (اهل کتاب ) معتقدند که موسی تورات را تاءلیف کرده است ، به گونه ای که فرقه فریسیان از یهود در تاءکید بر این عقیده ، مخالف آن را مرتد دانسته اند. به همین دلیل ابن عزرا که دانشمندی نسبتا آزاد ش بود، برای اظهار نظر خویش در این باب جراءت نکرد و تنها با اشاراتی مبهم ، اشتباه بودن این اعتقاد عمومی را متذکر شد. اما من بدون ترس و واهمه ابهام را از روی سخنان ابن عزرا برخواهم داشت و حقیقت را برای همه آفت خواهم کرد.(6)

11- عهد عتیق


عهد عتیق نامی است که یان در مقابل عهد جدید به کتاب یهودیان داده اند. یان به هر دو عهد عقیده دارند. عهد عتیق به زبان عبری و اندکی از آن به زبان کلدانی نوشته شده است . این دو زبان مانند عربی از زبانهای سامی هستند. کتاب تورات در آغاز عهد عتیق قرار دارد.
همچنین نسخه ای از عهد عتیق به زبان یونانی وجود دارد که از روی نسخه عبری ترجمه شده و آن را ترجمه سبعینیه (یا ترجمه هفتاد) می نامند. گفته می شود این ترجمه حدود سال 258 ق .م . به امر بطلمیوس فیلادلفوس پادشاه مصر، توسط 72 تن انجام گرفته است . این نسخه تفاوتهایی با اصل عبری دارد و از همه مهمتر آنکه بخشها ا یفا 8 یعنی پوشیده ، نام دارد و از قدیم الایام مورد شک بوده است ، اما یان معمولا آن را می پذیرفته اند. حدود پنج قرن پیش ، در جریان نهضت اصلاح دین ، اعتبار این قسمتها مورد سوءظن جدی یان پروتستان واقع شد. پس از مدتی ، به سال 1826 جمعیت بریتانیایی و جمعیت یی طبع و نشر کتاب مقدس به طور رسمی آنها را از کتاب مقدس د. کلیساهای کاتولیک و ارتدو با این عمل مخالفند و قسمتهای مذکور را بخشی از عهد عتیق می شمارند.
اینک سخنی پیرامون ارجاع به کتاب مقدس : همه ما با شیوه ارجاع به قرآن کریم آشنا هستیم و می دانیم به جای ذکر صفحه از نام سوره و شماره آیه استفاده می شود. پرهیز از ذکر صفحه در صدها کتاب باستانی و مشهور معمول است ، مانند آثار افلاطون ، ارسطو، هومر، هرودت ، ش پیر و غیره . برای ارجاع به این آثار تمهیدهایی شیده اند و ابواب و فصول و شماره هایی ساخته اند تا ارجاع به چاپهای خاصی محدود نشود و برای همه کارساز باشد.
هنگام ارجاع به کتاب مقدس ، نخست نام کتاب ، آنگاه شماره باب و سرانجام شماره فقرات ذکر می شوند؛ مثلا ((پیدایش 1:27)) یعنی سفر پیدایش ، باب 1، بند 27.
عهد عتیق 39 کتاب دارد که از نظر موضوع به سه بخش تقسیم می شوند:
1. تورات و بخش تاریخی عهد عتیق ؛
2. حکمت ، مناجات و شعر؛
3. پیشگوییهای انبیا.


1-11- بخش تاریخی عهد عتیق


بخش تاریخی عهد عتیق با تورات و تورات با سفر پیدایش آغاز می شود. آفرینش جهان ، آدم و حوا و خوردن معرفت نیک و بد همچنین ا اج آنان از باغ عدن ، داستان فرزندان آدم ، طوفان نوح ، حوادث مربوط به حضرت ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و یوسف در این سفر آمده است . چهار سفر بعدی سیره حضرت موسی (ع ) و تاریخ بنی را شرح می دهد. این سیره تولد، بعثت ، هجرت ( وج از مصر در حدود 1290 ق .م .)، تشکیل حکومت و رحلت آن حضرت را در بردارد. مقدار زیادی از احکام و قوانین ، ضمن عباراتی منسوب به وحی ، در این چهار سفر وجود دارد. به عقیده یهودیان و یان ، مؤ لف اسفار پنجگانه تورات حضرت موسی (ع ) است . تاریخ بنی از زمان حضرت یوشع (ع ) به بعد در دوازده کتاب بعدی ادامه می یابد.
این بخش مشتمل بر 17 کتاب است :
1. سفر پیدایش (آفرینش جهان ، داستانهای حضرت آدم ، نوح ، ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و یوسف )؛
2. سفر وج (تولد و بعثت حضرت موسی ، وج بنی از مصر به سینا و احکام )؛
3. سفر لاویان (احکام کاهنان یعنی ون یهودی که از نسل هارون و از خاندان لاوی هستند)؛
4. سفر اعداد (آمار بنی در عصر حضرت موسی ، شریعت و تاریخ ایشان )؛
5. سفر تثنیه (تکرار احکامی که در اسفار پیشین آمده است و تاریخ بنی تا رحلت حضرت موسی )؛
مجموع این پنج سفر تورات خوانده می شود.
6. صحیفه یوشع (تاریخ و سیره یوشع بن نوح جانشین حضرت موسی )؛
7. سفر داوران (تاریخ قاضیان بنی ، قبل از نصب پادشاهان )؛
8. کتاب روت (شرح حال زنی به نام روت ، از جدات حضرت داوود)؛
9. کتاب اول سموئیل (تاریخ سموئیل نبی و تعیین شائول - یعنی طالوت - به سلطنت )؛
10. کتاب دوم سموئیل (پادشاهی حضرت داوود)؛
11. کتاب اول پادشاهان (ادامه پادشاهی داوود و پادشاهی حضرت سلیمان و جانشینان او)؛
12. کتاب دوم پادشاهان (ادامه تاریخ پادشاهان بنی تا حمله بخت نصر و جلای بابل )؛
13. کتاب اول تواریخ ایام (نسب نامه بنی و تکرار تاریخ ایشان تا وفات داوود)؛
14. کتاب دوم تواریخ ایام (تاریخ پادشاهی حضرت سلیمان و ملوک بعدی تا جلای بابل )؛
15. کتاب عزرا (نوسازی اورشلیم یعنی بیت المقدس )) یهودیان همراه عزیر)؛
16. کتاب نحمیا (نوسازی اورشلیم و بازگشت یهودیان از زبان نحمیا اردشیر اول پادشاه هخا )؛
17. کتاب استر (رفع خطر نابودی از یهود با وساطت استر، همسر یهودی خشایارشا، مدفون در همدان ).
2-12. حکمت ، مناجات و شعر
این بخش مشتمل بر 5 کتاب است :
1. کتاب ایوب (ابتلا، بی صبری و صبر آن حضرت !)؛
2. کتاب مز یعنی زبور داوود (مجموعه 150 قطعه مناجات )؛
3. کتاب امثال سلیمان نبی (کلمات حکمت آمیز)؛
4. کتاب (اسم مستعار حضرت سلیمان ، مشتمل بر نگرش بدبینانه به جهان )؛
5. کتاب (اشعار عاشقانه ).
3-12. پیشگوییهای انبیا
بخش پیشگوییهای انبیا مشتمل بر هشدارها و تهدیداتی پیرامون سرنوشت بنی است . برای فهمیدن این پیشگوییها خواننده باید از جریانات آن زمان کاملا آگاه باشد.
این بخش مشتمل بر 17 کتاب است :
1. کتاب اشعیا (طولانی ترین و معروفترین کتاب پیشگویی در عهد عتیق )؛
2. کتاب ارمیا (پیشگویی )؛
3. کتاب مراثی ارمیا (نوحه سرایی آن حضرت بر اورشلیم )؛
4. کتاب حزقیال (پیشگویی )؛
5. کتاب دانیال (پیشگویی و شرح مجاهدات حضرت دانیال نبی مدفون در شوش )؛
6. کتاب هوشع (پیشگویی )؛
7. کتاب یوئیل (پیشگویی )؛
8. کتاب عاموس (پیشگویی )؛
10. کتاب یونس (پیشگویی و داستان رفتن وی در شکم ماهی )؛
11. کتاب میکاه (پیشگویی )؛
12. کتاب ناحوم (پیشگویی )؛
13. کتاب حبقوق (پیشگویی حضرت حبقوق نبی مدفون در تویسرکان )؛
14. کتاب صنیفا (پیشگویی )؛
15. کتاب حجی (پیشگویی )؛
16. کتاب زکریا (پیشگویی )؛
17. کتاب ملاکی (پیشگویی ).


2-11- ا یفای عهد عتیق


اینک برای آشنایی با ا یفای عهد عتیق نامهای آن کتب را می آوریم . لازم است اشاره کنیم که نسخه هایی از کتاب مقدس که دارای ا یفاست ، هم از نظر تعداد کتب ا یفا و هم از نظر ترتیب ، با یکدیگر اختلاف دارند. منبع بیشتر این کتابها ترجمه سبعینه است . تاکنون ا یفا به زبان فارسی دیده نشده است ، اما نسخه هایی از آن به عربی و انگلیسی و زبانهای دیگر وجود دارد. یک مجموعه ا یفا در 241 صفحه به زبان عربی ، مشتمل بر 10 کتاب زیر است :
طوبیا، یهودیت ، استر (یونانی )، حکمت ، یشوع بن سیراخ ، باروک ، نامه ارمیا، دانیال (یونانی )، مک ان اول و مک ان دوم .


13- عقاید و احکام مذهبی


علام دینی ، پزشک و فیلسوف یهودی ، موسی بن میمون (1135 - 1204 م .) به آیین یهود لباسی نو پوشاند و سیزده اصل برای آن ترتیب داد، به این شرح :
1. وجود خدا؛
2. یگانگی او؛
3. مجرد بودن او؛
4. نداشتن زمان ؛
5. حکمت او در امور؛
6. عد ؛
7. قابل تقرب بودن از راه عبادت .
اینها مربوط به خدا بود، اما سایر امور:
8. اعتقاد به نبوت ؛
9.برتر بودن حضرت موسی (ع )؛
10. اعتقاد به آسمانی بودن تورات ؛
11. عدم جواز نسخ احکام ؛
12. آمدن ای موعود؛
13. قیامت و جاودانگی نفس آدمی .


1-13- خدا در یهودیت


یهودیت (مانند و یت ) از آغاز بر توحید استوار شده است و همه انبیای یهود، از حضرت موسی (ع ) تا انبیای پرشمار بعدی ، با شرک مبارزه کرده اند. بدیهی است که پیروان ادیان توحیدی نیز در مواردی از دین خود غافل می شوند و به گونه هایی از شرک روی می آورند. این مساءله هیچ گاه نظر پژوهشگران را نسبت به اصل این ادیان تغییر نداده است . آنان با قطع نظر از لغزشهای پیروان یک دین ، از تحقیقات خود دانسته اند که ادیان دو گونه اند:
الف ) ادیانی که مردم را از شرک بر حذر می دارند، مانند ادیان ابراهیمی ؛
ب ) ادیانی که شرک را به مردم تعلیم می دهند، مانند ادیان شرقی .
نام خاص خدا در دین یهود یهوه یعنی باشنده (موجود) است . این نام بسیار احترام دارد و بر زبان آوردن آن حتی از طریق قرائت تورات حرام است . بر اثر این تحریم ، ی تلفظ حقیقی آن را نمی داند و گاهی در کتابهای علمی مغرب زمین ، از باب احتیاط آن را بدون حرکت (yhwh) ثبت می کنند. اما گروهی از محققان برآنند که تلفظ حقیقی آن یهوه است . هنگامی که معبد سلیمان بر پا بود، بالاترین مقام مذهبی یهود حق داشت سالی یک بار در روز عاشورای تقویم یهودی (دهم ماه تشری ، در اوایل پاییز)، در قدس الاقداس آن معبد، نام یهوه را بر زبان آورد و دعا کند. هنگام تلاوت تورات نام مزبور به ادونای به معنای آقای من تبدیل می شود و حرکات همین کلمه را روی آن می گذارند؛ از این رو، گاهی آن را یهوه ضبط کرده اند.(7)
یکی دیگر از نامهای خدا اهیه اشر اهیه است به معنای هستم آنچه هستم . این نام در سفر وج 3:14 و در برخی ادعیه ی (مانند دعای شب عرفه ) آمده است و بر اثر نسخه برداری افراد کم اطلاع ، به آهیا شراهیا تبدیل گردیده است .


14- ظهور انبیا


یهودیان به نبوت معتقدند و در مورد آن بحثهای کلامی گسترده ای دارند. همچنین برای نبوت معنای ویژه ای قائلند که پیشگویی است و ان بزرگی همچون اشعیا، ارمیا، حزقیال و هوشع به عنوان نبی یعنی پیشگو شهرت دارند.
ان بسیاری در کتاب عهد عتیق مطرح شده اند. (8) اشعیا، ارمیا، عاموس با بیانات شیوای خود به بنی هشدار می دادند و آنان را از عاقبت کارهای زشت و ناروایشان بر حذر می داشتند و متذکر می شدند که اسارت ذلت باری در پیش دارند. اما آنان به این گفتارها کمترین توجهی نمی د و از سوی دیگر به قتل و حبس و آزار ان خود کمر می بستند (قرآن مجید از این امور بسیار سخن گفته است ). هفده کتاب پایان عهد عتیق که کتابهای نبوت نام دارد، مشتمل بر این پیشگوییهاست .
از 26 مذکور در قرآن کریم 20 تن به اهل کتاب مربوط می شوند: آدم ، نوح ، ابراهیم ، لوط، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب ، یوسف ، موسی ، هارون ، داوود، سلیمان ، الیاس ، الیسع ، عزیز (عزرا)، ایوب ، یونس ، زکریا، یحیی و عیسی .
از آن انبیا 6 تن به اهل کتاب ربطی ندارند: ادریس (مگر به نام اخنوخ در سفر پیدایش 5:24)، شعیب (مگر به نام رعوئیل در سفر وج 2:18 یا به نام یترون در سفر وج 3:1)، ذوالکفل ، هود، صالح و محمد.



مشاهده متن کامل ...
خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

استان خوزستان استانی در جنوب غربی ایران است، که در کرانه خلیج فارس قرار دارد و مرکز تولید نفت و گاز ایران به شمار می آید. مساحت استان خوزستان ۶۴٫۰۵۷ کیلومتر مربع است و با جمعیتی معادل ۴٫۵۳۱٫۷۲۰ نفر، به عنوان پنجمین استان پرجمعیت ایران محسوب می شود.[۲] شهر اهواز مرکز استان خوزستان است.

از لحاظ تاریخی، خوزستان قدیمی ترین منطقه فلات ایران محسوب می شود، که پیشینه س ت انسان در آن به ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد و شکل گیری تمدن عیلام در هزارهٔ سوم قبل از میلاد، بازمی گردد.[۳] خوزستان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی و شرق به استان چهارمحال و بختیاری، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان کهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به استان بوشهر و خلیج فارس و از غرب به کشور عراق محدود می شود.[۴]

استان خوزستان هم اکنون دارای ۱۸ در مجلس شورای ی و ۶ در مجلس خبرگان ی می باشد. شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب (بزرگترین تولیدکننده نفت ایران)، شرکت ملی حفاری ایران، شرکت فولاد خوزستان و شرکت نفت و گاز اروندان در استان خوزستان مستقر می باشند.

دوران هخا ان

خوزستان یعنی سرزمین مردمان خوزی یا هوزی. در سنگ نوشته های فارسی باستان که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش هستند برای نامیدن سرزمین عیلام (یعنی منطقهٔ جنوب غربی ایران امروز و دربردارندهٔ خورستان امروز) واژه های -ʰūja و -ʰūvja به کار رفته است. این واژه ها ۲۴ بار در سنگ نوشته های داریوش یکم و یک بار در سنگ نوشته ای از خشایارشا ثبت شده اند. همین واژهٔ -ʰūja است که در زبان فارسی تبدیل به خوز شده است.[۵]

واژه های -ʰūjiya و -ʰūvjiya نیز ۷ بار در سنگنوشته های داریوش یکم به کار رفته اند که در واقع صفت و به معنای «خوزی یعنی اهل سرزمین -ʰūja و -ʰūvja» هستند. همین واژهٔ -ʰūjiya است که در زبان فارسی تبدیل به خوزی شده است.[۵]

استرابون و پلینیوس از خوزستان به اسم او ی[۶] نام می برند. این استان با عیلامیان باستان و شوش کم و بیش مرتبط است. نام اهواز، شوش و هویزه منع کننده نین این منطقه در زمان عیلامیان بوده است[۷]

دوران ساسانیان

نام استان خوزستان در فارسی میانه (یا همان پهلوی ساسانی) و نیز در پارتی (یعنی همان پهلوی اشکانی) به صورت hūğestān (یعنی هوجِستان) یا hūžestān (یعنی هوژِستان) آمده است.[۸]

بخشی از متنی پارتی بر روی دستنویس مانوی m 5569[۹] که از زمان و مکان مرگ مانی می گوید و در سدهٔ سوم میلادی (یعنی سیصد سال پیش از ) نوشته شده است:

آوانگاری به خطّ فارسی:

پَد چَفار سَخت، شَهرِوَر ماه، شَهرِوَر رُوژ، دُشَمبَت، اود اِیوَندَس ژَمان، اَندَر اَوِستام ای هوژِستان، اود شَهرِستان چِ بِی د، کَذ اَهراماد هُو پِدَر رُوشن ...

آوانگاری به خطّ آوانگار بین المللی:[۱۰]

pad čafār saxt šahrewar māh, šahrewar rōž, dōšambat, ud ēwandas žamān, andar awestām ī hūžistān, ud šahrestān če bēlābād, kaδ ahrāmād hō pidar rōšn

برگردان فارسی:

چهار روز گذشته از شهریورماه، روزِ شهریور، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و در شهر بیلاباد (یعنی همان گندی شاپور)، که پدر روشنایی (یعنی مانی) عروج کرد.[۱۱]

دوران ی

به گفته سوات سوجک در کتاب های تاریخ کلاسیک ی، نام این استان خوزستان بود. ابن حوقل جغرافی دان قرن ۱۰ میلادی در کتاب «صورت الارض» در فصلی جداگانه این استان را همراه با نقشه توصیف می کند و یاقوت در سده ۱۳ میلادی در معجم البلدان جزئیاتی از استان خوزستان نوشته است.[۱۲]

ریچارد فرای درمورد خوزستان می نویسد: "خوزستان استانی ثروتمند و کم ارتفاع بود که دست کم به هفت کوره تقسیم می شد؛ بزرگترین جز آن هرمزداردشیر یا هرمزدشهر بود که عرب ها بدان سوق الاهواز می گفتند".[۱۳]

واژه خوزستان به معنای سرزمین «خوزها» است و خوز را به صورت های «هوز» و «حوز» نیز می نوشتند و جمع هوز در زبان عربی اهواز است که نام پایتخت استان خوزستان است.[۱۴] ابن دادبه (متوفای حدود ۳۰۰ ق) خوزستان را با همان اهواز یکی می داند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره برمی شمارد که با نام کور الاهواز می خواندش.[۱۵]

ابن دادبه، نظر دیگری دربارهٔ نام اهواز دارد. او نه فقط اهواز بلکه کل موقعیت جغرافیایی خوزستان امروزی را اهواز می داند. (متوفای حدود ۳۰۰ ق) خوزستان را با همان اهواز یکی می داند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره بر می شمارد و به آن اکوار الاهواز می گوید.[۱۵] سبب وجود همین هفت کوره در این سرزمین، عضدال ه دیلمی، آنجا را اقلیم هفت حوزه نام گذارده تا آنجا که مقدسی در قرن چهارم هجری، از رواج این نام خبر داده و پیروی خود را از آن، اعلام می دارد. همچنین او یادآور می شود که برخی از این حوزه ها از میان رفته است.[۱۶][۱۷]

در نوشته های کهن

  • أبو ریحان بیرونی‏ (درگذشت: ق ۴۴۰): الآثار الباقیة عن القرون الخالیة. تصحیح: پرویز اذکایی‏. تهران ۱۳۸۰.

صفحهٔ ۲۵۶: ... و قیل آنه بلد من خوزستان؛ و لیس ذلک ببعید، غیر ان قول هرقل ملک الروم، حین هرب من انطاکیة الی قسطنطینیة، و فت الی الشام و قال: «علیک السلام یا سوریة»، سلام مودع، لا یری آنه یرجع الیها ابداً، دلیل علی ان سورستان هی بلاد الشام (۲۷۹). و کالعبرانیین ینسبون الی شط بحر، یقال له العبر؛ و کذلک جمیع الاسماء ی اشتهرت بها الفرق المختلفة؛ و عند المزدکیة، ان ا مان لا یخلو) ۱۱۲. (من نبی مبعوث، و ان الانبیاء یبعثون علی والی.

صفحهٔ ۳۶۷: ...فی الثالث و العشرین، ذکران مارجیورجس (mar -georgios) الشهید، و هو جرجیس المقتول مرارا بألوان العذاب؛ و فی الرابع و العشرین، ذکران مارقوس (marcus) صاحب الانجیل الثانی؛ و فی الخامس و العشرین، ذکران ایلیا (elias) الجاثلیق ب اسان؛ و فی السابع و العشرین، ذکران یسطفوروس (christophorus). و فی الثلاثین، ذکران شمعون بن صباعی (simeonb) الجاثلیق، المقتول بخوزستان مع من کان معه من النصاری.

برگردان دو متن بالا به فارسی (از این کتاب): أبو ریحان بیرونی (درگذشت: ق ۴۴۰): آثار الباقیه‏. ترجمه: اکبر دانا سرشت‏. نشر کبیر. چاپ پنجم. تهران ۱۳۸۶.

صفحهٔ ۳۱۳: ...برخی گفته ‏اند که سورستان بلد و شهری و قسمتی از خوزستان‏ است و این سخن دور از صواب نیست ولی هنگامی که هرقل امپراتور رم هنگامی که از انطاکیه به قسطنطنیه می گریخت روی خود را به شام کرده و گفت سلام بر تو ای و این سلام، تودیع و خداحافظی ی با توست که دیگر به تو بازنمی گردد پس گفتار قیصر رم دلیل بر آن است که سورستان شام است.

صفحهٔ ۴۵۹: ...روز بیست و سوم ذکران مارجیورجس شهید است که به انواع عذاب چند مرتبه او را کشتند و روز بیست و چهارم ذکران مارقوس صاحب دومین انجیل است؛ و روز بیست و پنجم ذکران ایلیا جاثلیق اسان است و روز بیست و هفتم ذکران یسطفورس است و روز سی ام ذکران شمعون صباعی است که در خوزستان جاثلیق نصاری بوده و با دیگر یان که با او بودند کشته شد.

  • السمعانی، أبو سعد عبد الکریم بن محمد بن منصور میمی (درگذشت: ق ۵۶۲): الأنساب‏. تصحیح: عبد الرحمن معلمی‏. ناشر: دائرة المعارف العثمانیة. حیدر آباد ۱۳۸۲ قمری.

جلد ۱، ص ۱۵۳: الأرجانی‏ ... هذه النسبة الی أرجان و هی من کور الأهواز من بلاد خوزستان‏ و یقال لها ارغان بالغین و هی أرجان، و کان الصاحب إسماعیل بن عباد ینزل بها فی بعض الأوقات‏ ...

جلد ۱، صفحهٔ ۲۹۱: ...و کذلک رأیت فی عرض الدنیا من أهل المنصورة و مولتان و بلاد بست و سجستان علی بابه، و کذلک رأیت جماعة من أهل فارس و شیراز و خوزستان علی بابه فناهیک بهذا شرفا و اشتهارا و علوا فی الدین و قبولا فی بلاد المسلمین بطول الدنیا و عرضها.

جلد ۱، صفحهٔ ۳۹۵: الأهوازی‏، بفتح الألف و س الهاء و فی آ ها ا ای، هذه النسبة الی الأهواز و هی من بلاد خوزستان‏، و تنسب جمیع بلاد الخوز الی الأهواز [یقال لها کور الأهواز]، و البلدة ی هی الأهواز الساعة یقال لها سوق الأهواز و هی علی قرب من أربعین فرسخا من البصرة و کانت احدی البلاد المشهورة المشحونة بالعلماء و الأئمة و جار و المتمولین من أهل البلد و الغرباء و قد بت أکثرها و بقیت لال، و لم یبق بها الا جماعة قلیلة، و المشهور بالنسبة الیها من القدماء الضحاک ابن زید الأهوازی، یروی عن إسماعیل بن خالد، روی عنه عبد الملک ابن مروان الأهوازی‏ ...

جلد ۳، صفحه های ۵۱ و ۵۲: ستری‏، ب اء [المضمومة] المنقوطة من فوق بنقطتین و س السین المهملة و فتح اء المعجمة أیضا بنقطتین من فوق و الراء المهملة، هذه النسبة الی تستر بلدة من کور الأهواز من بلاد خوزستان‏ یقولها الناس شوشتر و بها قبر البراء بن مالک رضی الله عنه‏‏ ...

جلد ۳، صفحهٔ ۳۴۸: الجندیسابوری، بضم الجیم و س النون و فتح الدال المهملة و س الیاء المنقوطة [من تحتها] بنقطتین و فتح السین المهملة بعدها الألف و الباء المنقوطة [بنقطة] بعدها [واو] و راء مهملة، هذه النسبة إلی بلدة من بلاد کور الأهواز- و هی خوزستان - یقال لها جندیسابور‏‏ ...

کتاب المسالک و الممالک

است ی ۱۰۰۰ سال پیش در کتاب المسالک و الممالک،سرزمین خوزستان را "خوزستان" خوانده:

خوزستان و اما حدود خوزستان فان شرقیها حد فارس و اصبهان و بینها و بین حد فارس من حد اصبهان نهر طاب و هو الحد الی قرب مهروبان ثم یصیر الحد بین الدورق و مهروبان علی الظهر الی البحر و غربیها حد رستاق واسط و دور الراسبی و شمالیها حد الصمیره و کرخا و اللور حتی یتصل علی حدود الجبال الی اصبهان علی انه یقال ان اللور کانت من خوزستان و فحولت الی الجبال و حد خوزستان ...

خوارزمی یکی از بزرگترین دانشمندان ایرانی در نیمه دوم قرن چهارم ه. ق.در کتاب «مفاتیح العلوم» در مورد زبان خوزی و نام خوزستان چنین می گوید: "الخوز:لغه منسوبه الی کور خوزستان و بها یتکلم الملوک و الاشراف فی الخلا ٕ و مواضع الاستفراغ و عند غری فی ال ."

جغرافیا

این استان از شمال و شرق توسط کوه های زاگرس احاطه شده است، با حرکت به سمت داخل استان از ارتفاع این کوه ها کاسته شده و جای خود را به تپه ماهورها می دهد. خوزستان شامل دو منطقه کوهستانی و جلگه ای است. دو پنجم کل مساحت استان را کوهستانی و سه پنجم آن جلگه ای است. کوه چو، زردکوه، شاویش، آب بندان، مامازاد، کوه سیاه و کوه چال از جمله کوه های خوزستان هستند. جلگه خوزستان شیب کمی دارد و در برخی از نقاط آن گنبدهای نمکی موجود است که نقش عمده ای در شور اراضی و آب ها دارد.[۱۸]

رودها


پنج رود بزرگ خوزستان

خوزستان یکی از پرآب ترین استان های ایران است.[۱۹] پنج رود بزرگ که از زاگرس سرچشمه می گیرند زمین های جلگه خوزستان را مشروب کرده و به طور مستقیم یا غیر مستقیم به خلیج فارس می ریزند. کارون بزرگترین این رودها، بزرگترین و تنها رود قابل کشتیرانی در ایران است، این رود که از کوه های زاگرس مرکزی سرچشمه می گیرد در شوشتر به آب دز می پیوندد و در ورودی اروندرود به خلیج فارس به این رود می ریزد.[۲۰] رود کرخه سومین رود بلند ایران پس از کارون و سفیدرود است. این رود که از کوه های زاگرس سرچشمه می گیرد پس از طی مسیری نزدیک به ۷۵۵ کیلومتر در جهت جنوب غربی به تالاب هورالعظیم در مرز ایران و عراق می ریزد. نام کرخه از شهری در کوره شوش خوزستان به نام کرخا یا کرخه برگرفته شده است.[۲۱] آب دز از زاگرس مرکزی در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی بروجرد چهاربره جریان می یابد از میان شهر دزفول می گذرد و در ۱۰۰ کیلومتری جنوب این شهر در بند قیر به کارون می ریزد. این رود با حجم بالای آب در طول تاریخ شریان حیاتی کشاورزی متمرکز در منطقه بوده است.[۲۲] رود مارون از کوه های راه باریک، سفید و گل گیلک در ۵۳ کیلومتری شمال غرب یاسوج سرچشمه می گیرد پس از تلاقی با رود اعلاء در چم هاشم با نام جراحی به راه خود ادامه می دهد و پس از مشروب دشت رامهرمز و رامشیر و در کل پس از پیمودن مسافتی نزدیک به ۴۳۸ کیلومتر به خورموسی و خلیج فارس می ریزد.[۲۳] رود هندیجان یا زهره از کهگیلویه سرچشمه می گیرد و دو سرشاخه اصلی آن دو رود آب شیرین یا خیرآباد و آب شور یا شولستان است، این رود پس از گذر از هندیجان به خلیج فارس می ریزد.[۲۴]

تاریخ

نوشتار اصلی: تاریخ خوزستان

دوران باستان

«خوزستان» در دوران باستان، به ویژه در دوره هخا به دو ناحیه تقسیم می شد: بخش های شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و سرزمینهای باصفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره ای کوچک و مستعد می مانست. بخش های جنوبی که «عیلام» نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ «میان رودان» بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.

در سال ۵۵۸ پیش از میلاد پادشاهی کوروش بزرگ (کوروش دوم) در انشان (فارس) و خوزستان آغاز شد و پایتخت هخا ان به شوش منتقل شد.[۳]

«استرابون» جغرافی دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه های جهان می داند. زیرا رودخانه های زیادی این دشت را آبیاری می کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می ساخته است. شاید بر همین اساس بوده که عده ای بر این باورند که نام این سرزمین «هند» یا «اند» بوده که به معنی «جایی با آب های فراوان» است.

دربارهٔ آبادی مرکز خوزستان در کتاب «احسن قاسیم فی معرفه الاقالیم» تألیف «ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی» جهانگردی از بیت المقدس آمده است:

«شوشتر در همه این سرزمین، خوشتر، استوارتر و مهم تر از آن شهری نباشد. نهر به دور آن می چرخد نخلستان و باغها آن را فرا گرفته اند. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند از همه ا برتر است، اضداد را در خود جمع و در نزد جهانیان شهرت دارد؛ و درباره اش گفته اند آن همچون بهشتی است. باغهایش پر از ترنج و انار خوب، انگور و گل عالی و ما می باشد. بهشت خوزستان است دیبای آن را به مصر وشام می برند، مردمش با خوشی عمر می گذرانند.»

همچنین در سفرنامه «ابن بطوطه» جهانگرد مراکشی می خوانیم:

«سر انجام به شهر تستر (شوشتر) رسیدم که در قلمرو اتابک و سر حد بین دشت وکوهستان است. شهری بزرگ، زیبا، م و دارای پالیزهای نیکو و باغهای عالی است این شهر محاسن زیاد و بازارهای معتبر دارد و از ای قدیمی است. در دو طرف رودخانه باغ قرار دارد و محاذی دروازه دسبول مانند بغداد و حله جسری از کشتیهای کوچک درست کرده اند، میوه در تستر فراوان است، خیرات و برکات این شهر بسیار و بازارهای آن در خوبی بی مانند می باشد.»

وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون جندی شاپور در این استان دال بر اهمیت و رونق این منطقه است که ان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. این را ساسانیان بنیان گذاردند. این پزشکی که به دستور شاپور اول (۲۴۱–۲۷۱ م) به سبب وجود آب و هوا و طبیعت پر نعمت و مناسب در گندی شاپور (نزدیک دزفول) ساخته شد. توسط شاپور دوم (ذوالاکتاف) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. دانشمندان و شاعران بزرگی همچون ابونواس حسن بن هانی اهوازی، که از ارکان شعر عرب است، عبداله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گن اپوری و شاعران شیعی، مانند ابن سکیت و دعبل خزائی که با اشعار خود ولایت و ت را پاس داشته اند و زبان به مقاومت گشوده اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می کرده اند.

در سال ۲۲۴ میلادی، اردوان پنجم به وسیله اردشیر بابکان حاکم فارس (بعداً اردشیر یکم ساسانی) در نبرد هرمزدگان واقع در استان خوزستان کنونی، ش ت خورده و کشته می شود. طی این رویداد پادشاهی ۴۷۱ ساله اشکانیان پایان می پذیرد.[۳]

آغاز


خوزستان در نقشه ای از اصط ی (سدهٔ ۱۰م)

والی بصره در اوایل سال ۱۶ مغیره بن شعبه را از طرف خود مأمور فتح بلاد خوزستان کرد و مغیره به آسانی دهقانان ایرانی اهواز را به تسلیم و قبول جزیه وادار ساخت، اما عمر به علت حرکت زشتی که از مغیره روایت د او را از حکومت بصره برداشت و ابوموسی اشعری را به جای او فرستاد. ابوموسی دنباله فتوحات پیشینیان خود را گرفت و پس از چند رشته جنگ بلاد رامهرمز و شوش را مفتوح کرد. اما چون به شوشتر رسید به مقاومت هرمزان والی آنجا که در قلعه شهر متحصن بود برخورد، ناچار از خلیفه کمک خواست و عمر دستور داد که از کوفه عمار بن یاسر با لشگریانی به یاری ابوموسی برود.[۲۵]

هرمزان و ایرانی های شوشتر سخت مقاومت د و عرب با وجود کثرت عدد بر ایشان پیروزی نیافتند تا آنکه به دلیل یک نفر خائن ایرانی بر مقام ن و اطفال م عین راه یافتند و این کیفیت پای هرمزان و اصحاب او را در مقاومت سست کرد و جمعی از ایشان برای آنکه به دست مسلمین نیفتند خود و عزیزان خود را کشتند. سرانجام هرمزان از ابوموسی امان خواست و ابوموسی قبول این تکلیف را به امر خلیفه موکول ساخت و هرمزان به مدینه فرستاد. هرمزان به ظاهر پیش خلیفه آورد و عمر برای او وظیفه ای نیر مقرر داشت، اما چون بعدها به شرکت در قتل خلیفه و همدستی با ابولولو متهم شد مسلمین او را کشتند.[۲۵]

پس از تسلیم هرمزان، شوشتر و جندی شاپور و بلاد دیگر خوزستان همه مس ابوموسی شدند و به این ترتیب فتح قسمت جلگه ای ایران تماماً به دست مسلمین به انجام رسید.[۲۵]

نام عربستان در دوره ای از تاریخ

به گفته ریچارد فرای به خاطر تأثیر قوی عرب زبان های مهاجر به جنوب غربی این استان (مخصوصاً مهاجرت بنی کعب و بنی لام) از قرن ۱۶ تا ۱۹ میلادی، نام عربستان به این ناحیه استان از زمان صفویه اطلاق گردید تا اینکه در زمان رضا شاه پهلوی با نام خوزستان جایگزین شد که خط پایانی بر آرزوهای تجزیه طلبانه شیخ خزعل، رئیس قبیله کعب بود.[۲۶]

در اوا قرن ۱۶ میلادی قبیله کعب از عراق به جنوب خوزستان مهاجرت د. در طی قرون موفقیت آمیز[۲۷] قبایل عرب بیشتری از جنوب عراق به نوار مرزی جنوب غربی خوزستان مهاجرت کرده اند.[۲۸]

در گویشهای فارسی باستان و پارسی میانه که در خوزستان و جنوب غربی ایران تکلم می شده (و هنوز می شود) «او» به «هو» قابل تغییر است؛ مانند «اورمزد» - «هورمزد» و «اوشمند» - «هوشمند» همچنانکه «هورداد و حورداد» را « داد» و «خورتات» نیز گفته اند. البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف (ح) نیز می نوشته اند. از سوی دیگر «یاقوت حموی» واژه «خوز» را با نامهای «خوز» و «هوز» و «اهواز» و «هویزه» هم ریشه می داند. «اهواز» محرف واژه «آواز» و «اوجا» نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم «خواجا» یا «خوجا» حک شده که هزار سال پیش، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده است. پس از هخا ، در دوران اشکانی، ساسانی و تمام دوران ی شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بوده است. در سال ۱۳۰۳ در پی شیوع بیماری وبا در شوشتر مرکز حکومتی خوزستان به شهر تازه تأسیس اهواز که در ان زمان به نام ناصرالدین شاه ناصریه خوانده می شد منتقل شد و تا کنون نیز اهواز است. «به هر حال به وسیله بیگانگان برای تعمیم نام عربستان و فراموش شدن کلمه خوزستان سعی بسیار به کار رفت. این وضع تا سال ۱۳۰۳ه. ش؛ که حکومت مرکزی موفق شد پس از چندین سال غفلت از امور خوزستان به آن ناحیه توجه کند، باقی بود. در این تاریخ نام عربستان به کلی از فرمانها و مکاتبه های تی حذف و به {نام قدیمی آن} خوزستان تغییر نام یافت.»[۲۹]

در شاهنامهٔ فردوسی به تصحیح جلال خالقی مطلق از این خطه با نام خوزیان یاد شده است. برای نمونه:

بشد تیز با لشکر خوزیان برآن سود جستن سرآمد زیان[۳۰]
وزان پس بر کشور خوزیان فرستاد بسیار سود و زیان[۳۱]
همی رفت تا کشور خوزیان ز لشکر ی را نیامد زیان[۳۲]

«ابن منظور» به سال ۷۱۱ ه.ق. در «لسان العرب» اشاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب، یعنی: «خوز» قوم یا قبیله ای از مردم عجمند. از سوی دیگر «خوز» را به معنی «شکر» و «نیشکر» نیز معنا می کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می داده است.

در کتاب «مجمع واریخ و القصص» خوزستان به نام «حجوستان» و «حبوجستان و اجار» آمده است که به نظر می آید، برگرفته از پارسی میانه با عناوین «حبوجستان» و حوجستان است. همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان «بختیاری» برای ادای حرف «خ» از «ح» نیز بهره می گیرند؛ بنابراین واژگان «اوج»، «هوز»، «هوج»، «حوز» و «خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند «ستان» و «اوجستان» به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از «هوجستان» به «خوزستان» تغییری یافته است.[نیازمند منبع] در متون پارتی نیز واژه هوزستان اشاره به همان نام خوزستان در دوران نوین دارد.[۳۳]

در گویشهای فارسی باستان و پارسی میانه «او» به «هو» قابل تغییر است؛ مانند «اورمزد» - «هورمزد» و «اوشمند» - «هوشمند» همچنانکه «هورداد و حورداد» را « داد» و «خورتات» نیز گفته اند.

جمعیت شناسی

بر پایه دانشنامه بریتانیکا، بیش از نیمی از جمعیت استان خوزستان راعرب ها تشکیل می دهند. از دیگر اقوام این استان می توان به بختیاری ها، لرها و سایر، اقوام فارس اشاره کرد.[۳۴] همچنین قشقایی ها و ارامنه نیز در بخش هایی از استان خوزستان س ت دارند.

ب ایه نتایج نهایی سرشماری عمومی نفوس و مسکن آبان ماه ۱۳۷۵ جمعیت استان خوزستان ۳٬۷۴۶٬۷۷۲ نفر بوده است که از این تعداد ۶۴ درصد در س تگاه های شهری و ۳۵ درصد در س تگاه های روستایی زندگی می د و ۱ درصد کوچرو بوده اند. شمار عرب ها در نواحی روستایی استان خوزستان در سال ۷۸ تعداد ۴۲۹۱۹۷ نفر برآورد شده که حدود ۳۷٫۸ درصد کل جمعیت روستایی استان را دربر می گرفت. جمعیت ت عرب های استان خوزستان ب ایه آمار ذکر شده در آن سال یک و نیم میلیون نفر بوده است.[۳۵]

عرب ها در شهرستان های شادگان، دشت آزادگان، هویزه، باوی، رامشیر، شوش, کارون و حمیدیه اکثریت مطلق جمعیت را تشکیل می دهند. در شهرستان های اهواز، مشهر، شوش، آبادان، ماهشهر و امیدیه به خصوص در مناطق روستایی عرب ها جمعیت قابل ملاحظه ای تشکیل می دهند. بقیه شهرستان های استان از اقوام فارس، لر و بختیاری است، از جمله دزفول، شوشتر، مشک، مسجد سلیمان، ایذه، آغاجاری، بهبهان، باغ ملک، رامهرمز، گتوند، لالی، کا، هفتکل و هندیجان که از قدیمی ترین و بزرگ ترین و نفت خیزترین ای استان به شمار می روند،

از میان ۲۷ شهرستان این استان بیشترین تراکم عرب های خوزستان در شهرستان های دشت آزادگان، شادگان، شوش، ماهشهر، مشهر و آبادان است.[۳۵] بیش از ۹۹ درصد از عرب های خوزستان شیعه هستند.[۳۶]

گویش های با زبان معیار در حال جایگزینی است. عوامل جایگزین کننده ی آنها افزایش باسوادی، گسترش رسانه های جمعی، از جمله اینترنت، و رشد اقتصادی است. مورد آ منجر به یک جانشینی عشایر، مهاجرت از روستا به شهر، و مهاجرت گسترده از دیگر نواحی کشور به درون استان شده است. باید به جابجایی جمعیت در نتیجهٔ جنگ ایران و عراق و انقلاب ی سال ۱۳۵۷ نیز اشاره کرد. همهٔ این عوامل منجر به کاهش سخنگویان به گویش های بومی می شود. پیش از وقوع مهاجرت گسترده در جریان قرن بیستم و پس از آن، جمعیت خوزستان غالباً از دو گروه زبانی تشکیل می شد: سخنگویان به عربی، که در نواحی کشیده شده از خلیج فارس و شط العرب به سوی شهر اهواز زندگی می د، و سخنگویان به گویش های ایرانی که در نواحی به سوی شمال غرب و کوهپایه های رشته کوه زاگرس ن بودند. عربی خوزستانی ترکیبی از لهجه عراقی و کویتی است که در مناطق جنوبی به لهجه کویتی شبیه تر است.گرچه ارزی زبانی از خوزستان تاکنون انجام نشده، گویش های صحبت شده توسط ایرانی زبانان استان به نظر بر دو نوع می رسد: دزفولی- شوشتری، که در آن دو شهر بدان صحبت می شود، و بختیاری که توسط عشایری که در مناطق کم ارتفاع خوزستان قشلاق می کنند و انی که در روستاها و ایی چون آغاجاری، مسجدسلیمان، و رامهرمز زندگی می کنند، صحبت می شود.[۳۷]

ترکیب قومی


خاک بختیاری، منتشر شده توسط دانشنامه ایرانیکا. ایرانیکا گستره س تگاه بختیاری ها را از ف تا اهواز معرفی می کند.

استان خوزستان تیره های گوناگون انسانی را در بر می گیرد. خوزستان از لحاظ ده فرهنگ ها متکثرترین استان ایران است. بختیاری ها، عربها، فارس های بومی ا، لرها و.. از آن جمله می باشد که به تفصیل در ذیل می آیند:[۳۸]

بومیان خوزستان، مردم بومی فارس زبان شوشتر، دزفول، بهبهان، ماهشهر، رامهرمز، هندیجان، رامشیر (رام اردشیر)، زیدون، سربندر (قنواتی)، شادگان (قنواتی) از بازماندگان مردم شهرنشین باستان خوزستان هستند و هر کدام گویش مخصوص به خود دارند که با هم متفاوتند.[۳۸]

بختیاریها که از هزاره های دور در خوزستان و عراق (تا سده های اولیه ی) حضور داشته اند. ای اهواز، آبادان، ایذه ،مسجد سلیمان، هفتکل ،باغملک ، کا، لالی، سالند (سردشت دزفول)، صفی آباد، قلعه خواجه، دهدزو.. بصورت اصلی و سایر ای خوزستان نیز جمعیت قابل توجهی از ایشان را در خود دارند. طرح لباس اینان، ترسیمی از معبد چغازنبیل شوش است. ایذه به نام پایتخت بختیاری ایران شناخته می شود. بر خلاف نام استان چهار محال و بختیاری، مرکزیت جمعیتی اینان خوزستان است. در نقشه های زمین شناسی، زمینهای وسیعی از نیمه مرکزی خوزستان به سمت شمال و شرق، به نام کنگلومرای بختیاری[۳۹] شناخته می شود. او یان (هوزیان) زمان هخا که از یان ویژه امپراتوری ایران بوده اند تطبیق با ایشان دارد که به روایتی نام خوزستان نیز از نام ایشان گرفته شده است: پارسی ها (۲۷۰۰ سال قبل) با عیلامی ها (ه امتی ها) درآمیختند و نژاد واحدی به وجود آوردند که بعدها در دوره های هخا و ساسانی «هسی یا او ی یا خوزی یا هوزی» نامیده شدند و در سده ۶ هجری قمری به نام لر بزرگ، و در اوایل دوره صفویه، بختیاری خوانده شدند.[۴۰]

عرب های خوزستان، طوایف عرب خوزستان همگی از دسته کوچ نشین، غیر ثابت و با اصل و نسب مشخص در شبه جزیره عربستان بودند. مهاجرت ایشان به جنوب غربی خوزستان از سده نهم ه. ق پس از دعوی سید محمد مشعشع از روئسای قبایل عرب شبه جزیره عربستان، پس از فتح هویزه شروع گردید و تا زمان معاصر ادامه یافت. بزرگترین این طوایف بنی طرف است که حدود سیصد سال پیش پس از گذر از اروند رود وارد خوزستان شدند.[۴۱] در دهه های اخیر بویژه از زمان جنگ به این سو، در برخی از ای این منطقه نیز ن گردیدند. تا پیش از جنگ ایران و عراق عمده تمرکز جمعیتی عربهای خوزستان، شادگان، گرد، هویزه و روستاهای جنوب غربی خوزستان بود که پس از شروع جنگ، جنگ زدگان عرب در (بیشتر شهرکهای اطراف) ای امیدیه، ماهشهر و اهواز سکنی یافتند. شهر صنعتی و تجاری مشهر که پس از جنگ کاملاً خالی از سکنه بوده است نیز محل اسکان جمعیت زیادی از عشایر عرب شد.[۴۲]

لرها (لر کوچک)، قلمرو اینان که در سده های اولیه ی نیز حضورشان در این منطقه گزارش شده، در منطقه شمال غرب خوزستان، ازشوش تا الوار در شمال مشک امروزی بوده است و امروزه نیز تمرکز شهری جمعیتی ایشان نیز در مشک، شوش، حسینیه و الواراست. (رج:همان منبع)

قشقایی ها، در حدود شهرستانهفتکل زندگی می کنند. (رج:همان منبع)

مندائیان

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان نان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان خوزستان به قرار زیر بود: ۳۱٫۹ فارس (۲۷٫۸٪ مرد، ۳۶٫۷٪ زن)، ۳۰٫۲ لر (۳۲٫۴٪ مرد، ۲۸٪ زن)، ۲٫۵ ترک (۱٫۹٪ مرد، ۲٫۴٪ زن)، ۱ کرد (۰٫۸٪ مرد، ۱٫۱٪ زن)، ۳۳٫۶٪ عرب (۳۵٫۶٪ مرد، ۳۱٫۹٪ زن)، ۰٫۲ سایر و ۰٫۵ بدون جواب بودند.[۴۳]

ای صنعتی تجاری و نوبنیان خوزستان مانند اهواز، آبادان و مشهر و بندر (شاهپور سابق) نیز ترکیب جمعیتی از تمام مردم یاد شده در خود دارند. (رج:همان منبع)

همچنین با اینکه بیشینه مردم این استان مذهب شیعه دارند، از دیرباز پیروان دیگر آیین ها نیز در این استان زیسته اند و می زیند. در شهر اهواز گروه اندکی صابئین (در خوزستان به آنها صُبّی می گویند) در کرانه رود کارون نند و بیشتر به کار زرگری مشغولند.

همچنین پیروان آیین های کهن زرتشتی و نیز کلدانی در این استان و به ویژه شهر اهواز زندگی می کنند که پس از انقلاب ۵۷ از تعداد آنان کاسته شده است. در شهر آبادان شماری از ارمنیان می زیند. این گروه تا پیش از انقلاب جمعیت بیشتری داشتند ولی امروزه تنها چند خانوار از اینان در ای آبادان می زیند. پیروان دیگر آیین ها و مردمان دیگری نیز در اینجا می زیسته اند که امروزه به جا نمانده اند. تا پیش از انقلاب شماری از پیروان آیین های هندو و سیک و... نیز در بخش های صنعتی این استان می زیستند که امروز تنها بازمانده معبدهایشان در شهر آبادان مانده است.

اقتصاد و منابع طبیعی

در سال ۱۲۸۷ خورشیدی نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه، توسط گروهی بریتانیایی به س رستی ویلیام نا دارسی در شهر مسجد سلیمان در خوزستان حفر و نفت از آن است اج شد. این چاه که به «چاه شماره یک» مشهور است، نخستین چاه نفت در جهان است که از آن در مقیاس صنعتی، نفت است اج شده، و اولین گام در تأسیس صنعت نفت ایران و شرکت نفت انگلوپرشین بوده است. چاه شماره یک هم اکنون بصورت موزه تحت مدیریت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ایران (nisoc) اداره می شود. استان خوزستان غنی ترین استان ایران در زمینهٔ منابع نفت و گاز است که در حال حاضر عمدهٔ درآمد کشور از راه صدور این دو محصول حاصل می شود.

اهواز، مرکز صنایع پخش نفت و گاز در خوزستان و تمامی مناطق نفتخیز در جنوب، غرب و شرق ایران است. پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر و پتروشیمی ماهشهر از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان هستند.

کارخانجات ذوب و فولادسازی و محصولات آهنی و فولادی و لوله سازی از جمله صنایعی هستند که تأثیر بسزایی در اقتصاد منطقه و استان دارند. از جملهٔ این مجموعه ها می توان به لوله سازی خوزستان، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، شرکت فولاد خوزستان، نورد کاویان اشاره کرد.

گرمای بیش از حد و تمرکز صنایع بزرگ در استان خوزستان باعث شده است که این استان پس از استان تهران بزرگترین مصرف کنندهٔ انرژی در ایران باشد.[۴۴] نیروگاه های حرارتی و گازی استان عبارتند از رامین، زرگان، آبادان، مشهر و فجر.[۴۵]

تا چندی پیش قابلیت کشتی رانی تجاری در رود کارون تا بندری در شهر اهواز وجود داشت و بخشی از بار ترانزیت تجاری از این راه منتقل می شد. اما در پی عدم رسیدگی این کاربرد درحال حاضر منتفی است و کشتی رانی تجاری عملاً انجام نمی گیرد. بندرهای آبادان و مشهر (با دسترسی از رود بهمن شیر) و ماهشهر و بندر پیش از جنگ ایران و عراق از لحاظ تجاری اهمیت فراوانی داشتند و مجموعهٔ این بنادر با خط آهن مشهر-تهران، مسیر پراهمیتی برای حمل و نقل تجاری بود، اما در طول جنگ ایران و عراق، آسیب فراوانی دیدند و عملاً م وبه و متروکه شدند و امروز با روندی بسیار کُند، به ری از وضعیت سابق خود نزدیک می شوند.

آب فراوان رودهای کارون، کرخه و هندیجان (زهره)، جراحی، مارون، اروند و دز که اکثراً جزو پرآب ترین رودهای ایران هستند و ساختار جلگه ای استان خوزستان، قابلیت بالقوهٔ کشاورزی فراوانی در آن ایجاد کرده است. جدا از کشاورزی سنتی و نیمه مکانیزهٔ محصولات سنتی (مثل برنج، گندم، مرکبات و صیفی جات)، نیشکر هم به صورت صنعتی در قالب طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی استان خوزستان در ابعاد جغرافیایی وسیعی کاشته شده و مورد بهره برداری قرار می گیرد. از جمله صنایع جانبی قدیمی نیشکر در خوزستان، مجتمع کاغذسازی هفت تپه است که از دیرباز با استفاده از ضایعات نیشکر به تولید کاغذ می پردازد.

شهرستان های خوزستان

مشک
دزفول
لالی
کا
ایذه
شوش
گتوند
شوشتر
مسجدسلیمان
دشت آزادگان
هویزه
اهواز
باوی
هفتکل
باغ ملک
رامشیر
رامهرمز
مشهر
شادگان
ماهشهر
امیدیه
بهبهان
آبادان
هندیجان

سهم شهرستان های استان خوزستان از مجموع ۱۴۰۰۱۱۰۰ میلیون ریال س بانکی در این استان در سال ۱۳۹۱[۴۶]

استان خوزستان دارای ۲۷ شهرستان و ۵۴ شهر و ۵۲ بخش و ۱۱۲ دهستان و ۳۸۸۰ آبادی مس ی و ۲٬۵۱۴ آبادی غیر مس ی می باشد. نگاه کنید به: فهرست کامل ای خوزستان.

{

میراث فرهنگی و گردشگری

نوشتار اصلی: فهرست آثار باستانی استان خوزستان

مشاهیر

برای دیدن اهالی سرشناس این استان رده:اهالی استان خوزستان را ببینید.

خوزستان در جنگ ایران و عراق

این استان از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا واپسین روز جنگ ایران و عراق همواره صحنه عملیاتهای گوناگون ایران برای بازپس گیری مناطق شده توسط نیروهای عراق بود. در آغاز جنگ ایی چون آبادان، گرد، بستان، دزفول، مشک، مشهر، و اهواز که مرکز استان بود مرتباً هدف حملات موشکی و توپخانه عراق قرار داشتند.

خوزستان از جمله استان هایی است که در طول جنگ هشت ساله دچار آسیب و خسارت فراوانی شد. طولانی مدت برخی مناطق استان، موشک باران دایمی برخی ا و حملات هوایی و زمینی به ای دزفول، بستان، هویزه، گرد، اهواز، شوش، شوشتر، شادگان، مشک و بسیاری از مناطق دیگر، همه و همه باعث آسیب های فراوان به سرمایه های طبیعی و انسانی و زیرساخت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شد.

باستان شناسی

نوشتار اصلی: فهرست آثار باستانی استان خوزستان
  • چغازنبیل ثبت شده در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو
  • سازه های آبی شوشتر (مجموعه آبشارها، آسیابها، پلها و سدهای باستانی) ثبت شده در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو
  • قلعه سلاسل (شوشتر)
  • کاخ آپادانا (شوش)
  • بند میزان (شوشتر)
  • پل بند لشکر (?

    مشاهده متن کامل ...
بیست دلیل در اثبات افسانه بودن کشتار یهودیان مدینه
درخواست حذف اطلاعات

بیست دلیل در اثبات افسانه بودن کشتار یهودیان مدینه



افسانه کشتار یهودیان مدینه


میان و بنی‌قریظه و دو طایفه دیگر یهود، پیمانی منعقد شده بود که براساس آن، تعهد کرده بودند که هرگز علیه و یاران وی قدمی برندارند. با دست و زبان به آنان صدمه‌ای نرسانند، نیز اسلحه و مرکب در اختیار دشمنان حضرت قرار ندهند. اگر برخلاف این رفتار نمودند، با آنان همانند دشمن رفتار نماید. یهود بنی‌قریظه، در جریان جنگ احزاب، شهر مدینه را دچار ناامنی د. برای ترساندن مسلمانان به خانه‌های آنان ریختند. اگر مراقبت نبود و گروهی را برای استقرار امنیت در شهر، از لشکرگاه به داخل شهر اعزام نمی‌کرد، چه بسا نقشه شوم بنی قریظه عملی می‌شد . شهر به دست آنان سقوط می‌کرد. مجاهدان مسلمان را می‌کشتند و اموال شان را به غنیمت می‌گرفتند . ن و اولاد آنان را اسیر می‌ د (فروغ ابدیت، ج1، ص 466، جعفر سبحانی، ناشر : مرکز انتشارات دفتر تبلیغات ی سال چاپ 1370 ش)


أَلَمْ تَر إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَلَا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّکُمْ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ (سوره آیه 11)
آیا انى را که نفاق ورزیدند ، ندیدى ؟ که به برادران کافرشان از اهل کتاب می گویند : اگر شما را [ از خانه و دیارتان ] بیرون د ، ما هم قطعاً با شما بیرون می آییم ، و هرگز فرمان ى را بر ضد شما اطاعت نمی کنیم ، و اگر با شما جنگیدند ، همانا شما را یارى می کنیم . و خدا گواهى می دهد که آنان دروغگویند .
*** مفسران برای آیه شریفه این چنین شأن نزول آورده اند:
تعدادی از منافقان مدینه به ی عبدالله ابن و تعدادی از یارانش پیکی را به جانب یهود بنی نضیر فرستادند که شما در دژهای خود استوار باقی بمانید و ما با کمک قریش مکه (نبرد احزاب یا خندق) که قصد ضربه به دارند در مشاوره هستیم و با یاری شما یهودیان ، مسلمانان را ش ت داده و یثرب را همانند قبل اداره خواهیم کرد ، سایر یهودیان یثرب و قبیله غطفان هم در این امر مشارکت دارند.
“حیی بن اخطب” رئیس قبیله بنی نضیر برای جلب حمایت “بنی قریظه” به سوی منزل “کعب بن اسد” راهی شد کعب در ابتدا از پذیرفتن ابن اخطب سر باز می زد و خود را از آتش فتنه ای که منافقین مدینه برافروخته بودند را دور می داشت ، ابن اخطب با زیرکی خاصی بر آستانه منزل کعب صدای خود را بلند نمود که ای کعب برای اینکه لقمه نانی از به من نرسد مرا دعوت به داخل نمی کنی؟!( زندگانی محمد (ص) جلد 2 ص 159)
حیی بن اخطب با حرارت بسیار نقشه خود را برای کعب بازگو نمود ، که من برای تو عزت همیشگی آورده ام و با یان بسیار به همراه قریش قصد نابودی محمد (ص) و پیروانش داریم؛ هم قسم شده ایم که تا محمد و پیروانش را نابود نکنیم از اینجا نرویم!
کعب بن اسد گفت : ابری بی آب برای من آورده ای که بارانش را در جای دیگری ریخته و فقط رعد و برقی پوچ در آن است! ای حیی ما را به حال خود واگذار ؛ ما جز نیکی و وفا از محمد (ص) چیزی ندیده ایم.
حیی بن اخطب ار برخورد سرد و مأیوسانه کعب نا امید نشد و بر عقیده خود پا فشاری نمود تا اینکه بنی قریظه با یک شرط پذیرفت که با بنی نضیر و منافقین هم سو شوند و پیمان نامه خود با مسلمین را نقض کنند.
شرطی که کعب بن اسد برای رئیس بنی نضیر آورد این بود که حیی بن اخطب هم در قلعه و دژ بنی قریظه باشد که اگر قریشیان نتوانستند با مسلمانان به نتیجه دلخواه برسند حیی بن اخطب در سرنوشتی که بنی قریظه دچار می شود شریک باشد.
” سلام” از بزرگان بنی نضیر به نزد رئیس قوم خود “حیی ابن اخطب” آمده و او را از این کار منع نمود لکن ابن اخطب در پاسخ گفت: ” ما جز دشمنی محمد [صلی الله علیه وآله] و پیکار با او به چیزی نمی شیم”
حیی بن اخطب به مکه رفت و قریشیان را برای نبرد با مسلمانان تهییج نمود و آنها را از همراهی یهود مدینه با کفار مکه مطمئن ساخت.
اردوگاه قریش در یک سو و عهد شکنی یهودیان از سوی دیگر …
این کینه ای که حیی بن اخطب از داشت به این دلیل بود که مسلمانان زمانی که متوجه نقض پیمان بنی نضیر شدند و همچنین دریافتند که آنها قصد ترور رسول الله صلی الله علیه و آله داشتند قلعه بنی نضیر را محاصره نمودند و اهل قلعه با تسلیم شدن در برابر مسلمین به دلیل پیمان شکنی از مدینه رانده شدند که آیات ابتدائی سوره مبارکه قضیه محاصره و جلای وطن بنی نضیر را بیان می فرماید:
هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ(سوره آیه 2)
اوست که کافرانِ از اهل کتاب را در نخستین بیرون راندن دسته جمعى از خانه هایشان بیرون راند . [ شما اهل ایمان ] رفتنشان را گمان نمی بردید ، و خودشان پنداشتند که حصارها و دژهاى استوارشان در برابر خدا [ از تبعید و در به درى آنان ] جلوگیرى خواهد کرد ولى [ اراده کوبنده ] خدا از آنجا که گمان نمی د به سراغشان آمد و در دل هایشان رعب و ترس افکند به گونه اى که خانه هایشان را به دست خود و به دست مؤمنان ویران د . پس اى صاحبان بینش و بصیرت ! عبرت گیرید.
————————————
همانطور که میدانیم:
یهودیان، در طول تاریخ سعی کرده‌اند که مظلوم نمایی کنند . آمار کشته‌های خود را که توسط مخالفان به قتل رسیده‌اند، همچنین چگونگی کشته شدن آنان را به صورتی جلوه دهند که نشانگر مظلومیت و مقاومت آنان در راه عقیده و ایمان باشد! بر همین اساس درباره کشته شدگان یهود در جنگ جهانی دوم، آمار بسیار متفاوت و اغراق آمیز است. برخی شش میلیون، بعضی هشت میلیون و حتی نه میلیون تن آمده،‌ گروهی تعداد کشته‌ها را در اردوگاه «آشویتس» یک میلیون و 350 هزار تن نوشته‌اند! در اردوگاه‌های دیگر اختلاف نقل‌ها م از یک میلیون تن ذکر کرده‌اند. (مصطفی صادقی، (ص) و یهود حجاز، ص 184-192، قم، بوستان کتاب، 1382 ش، چاپ اول.)
در باره کشتار یهودیان بنی قریظه به دست علی به نظر می رسد علی نیز از جمله انی بودند که حکم الهی را در باره یهودیان اجرا نموده اند. اما تاریک نمایی هایی که در این باره انجام شده با آنچه بیان شد قابل پذیرش نبوده و مورد تایید منابع نیست. زیرا واقدی می گوید کمتر مردی از یاران بود که یکی دو نفر از آنان را نکشته باشد .اسید بن حضیر یکی دیگر از بزرگان اوس به پیشنهاد کردتعدادی ازاسیران را به محله های اوس بفرسد تا همه در کشتن آنان شریک باشند .و چنین کرد. (واقدی، المغازی، تحقیق: مادرسون جونز، دفتر تبلیغات ی1414ق، ج1، ص514؛ سیره ابن هشام، بیروت دار المعرفه، ج2، ص48.)
نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی‌قریظه به انتقاداتی می‌پردازد که بصورت تاریخی به گزارش‌های سیره‌های ابن اسحاق و واقدی از سرانجام قبیله بنی قریظه وارد شده‌ است. قدیمی ترین تألیفی که در دست است و بیشترین جزئیات حادثه بنی قریظه را در بردارد سیره ابن اسحاق است ،که مورخان بعدی در بیان رویدادهای متعددبر همین سیره ابن اسحاق تکیه کرده و منابع و اطلاعات را از آن اخذ کرده اند.


1- محمد بن اسحاق بن یسار بن خیار المدنی القرشی درسال 151، یعنی 145سال پس از واقعه بنی قریظه، از دنیا رفته است! این اصلا خودش نشون میده روایت مرسله معلوم نیست این وسط کی بوده اینو رسونده به این آقا که ایشونم بردارن تو کتابشون بنویسن!!! و تازه مورخان پس از او نیز، تنها گزارش او از واقعه را نقل کرده و به منابع مبهم او هیچ توجهی نکرده اند!البته برخی به عدم اقناع خود از این واقعه اشاره کرده اند، اما زحمت نقد و بررسی آن را به خود نداده اند.


—————————————————


2- ابن حجر عسقلانی این واقعه و گزارش های مربوط به آن را انکار می کند و از آن به “حکایات غریب”تعبیر می کند (تهذیب هذیب:4/45).


—————————————————


3- معاصر!!! ابن اسحاق یعنی “ مالک بن انس” و همچنین“هشام بن عروه بن زبیر” هم ابن اسحاق را به دروغگویی متهم کرده  و او را به جهت نقل چنین روایاتی، دجَال ( آنکه راست و دروغ رابه هم می آمیزد) می شمارند . جو سنگینی علیه او در مدینه غالب بود طوری که مجبور به ترک شهر می شود و به نواحی بین النهرین ، کوفه ، بغداد و ری مهاجرت می نماید.


*** الف) مورخ مسلمان ابن حجر عسقلانی داستان بنی قریظه و داستان‌های مشابه را از اساس رد می‌کند و معتقد است که دلیل اینکه مالک ابن انس از هم‌عصران ابن اسحاق و بنیان گذار فقه مالکی، ابن اسحاق را «دروغگو» و «دجَال» می‌خواند، روش سیره نویسی و نقل اینگونه داستان‌ها از طرف او بود.
w. n. arafat,new light on the story of banu qurayza and the jews of medina, journal of the royal asiatic society of great britain and ireland (1976), pp. 100-107
ب) در قرن 14 هجری شمسی هم ولید نجیب عرفات، لان تر، و سید برکات احمد جزئیات این داستان را رد کرده‌اند.
josef w. meri, medieval islamic civilization: an encyclopedia, routledge, p. 754.


ج‌) سید جعفر شهیدی، پژوهشگر ایرانی نیز تردیدهایی را مطرح کرده‌است.
سید جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی تا پایان امویان، تهران: مرکز نشر ی، صفحه 73


د‌) سیره‌ ابن اسحاق قدیمی ترین منبعی است که با جزئیات به شرح ماجرای بنی قریظه پرداخته‌است و تاریخنگاران بعدی عموماً برآن تکیه کرده و از آن اخذ کرده‌اند. اما بگفته ولید عرفات، ابن اسحاق حدود 145 سال پس از این واقعه‌ای که در مورد آن نوشته فوت شده‌است.
w. n. arafat,new light on the story of banu qurayza and the jews of medina, journal of the royal asiatic society of great britain and ireland (1976), pp. 100-107
ذ‌) برکات احمد زمان نگارش کتاب را 120 تا 130 سال پس از فوت محمد تخمین می‌زند.
meir j. kister, the m acre of the banu qurayza: a re-examination of a tradition, jerusalem studies in arabic and islam 8 (1986):61-96


ر‌) بگفته ولید عرفات، مورخان و سیره نویسان استانداردهایی که محدثان در ارتباط با احادیث نبوی و امور فقهی رعایت می‌ د، را رعایت نمی‌ د و برخوردی بسیار سهل گیرانه تر داشتند. محدثان اصرار داشتند که تمام راویان ثقه باشند و از فرد پیش از خود بدون واسطه روایت کرده باشند. مالک ابن انس از همعصران ابن اسحاق و بنیان گذار فقه مالکی، با مقایسه معیارهایی که خود رعایت می‌کند با روش ابن اسحاق، او را «دروغگو» و «دجَال» و « ی که روایاتش را از یهودیان می‌گیرد» تعبیر می‌کند. ابن حجر عسقلانی می‌گوید که مشکل مالک ابن انس با ابن اسحاق بخاطر گنجاندن داستانهای عجیبی مانند داستان بنی قریظه در سیره اش بود.
ز‌) سید برکات احمد معتقد است که ابن اسحاق صادق و راستگو بوده‌است، اما دیدگاه‌های او در مورد ارتباط محمد با یهودیان شدیداً تحت تأثیر واکنش او به نحوه زندگی یهودیان در دوران عباسی شده بود. بگفته احمد «هر مورخی تا حد زیادی بخشی از زمان خود است. او نمی‌تواند خود را از فضای عقایدی که در آن نفس می‌کشد جدا کند» و نگاه خودش از وضعیت معاصر را به دوران‌های قبل تصویر می‌کند
harold kasimow, muhammad and the jews: a re-examination, journal of the american academy of religion, vol. 50, no. 1. (mar. , 1982), pp. 157-158.
س‌) بگفته سید برکات احمد، روال کاری ابن اسحاق این است که الگویی از اسناد معتبر را در سیره اش فراهم کند، اما زمانی که به ماجرای بنی قریظه می‌رسد، این الگو بنظر به هم می‌ریزد چون برای اکثر وقایع اصلی سندی ذکر نشده‌است. نام چندین گزارشگر معتبر مانند ا هری و قطاده به چشم می‌خورد ولی زمانی که دقیق نگاه کنیم می‌بینیم که آنها جزئیات را نقل کرده‌اند و نه وقایع اصلی را. احمد سپس به نقل قول از رابسون می‌پردازد که می‌گوید: «ابن اسحاق در روش جمع‌آوری اطلاعاتش کاملاً روشن عمل کرده‌است: او ادعا نمی‌کند که آنچه می‌گوید کاملاً معتبر است، و تلاش هم نمی‌کند که سلسله اسناد هر نقل قولی را به محمد برساند. بنابراین ما می‌توانیم متمایل به این باشیم که تنها جاهایی از سیره او را بپذیریم که مستقیماً به نقل قول از افراد معتبر کرده و هنگامی که سلسله اسناد متصل به هم فراهم می‌کند.
barakat ahmad, muhammad and the jews: a re-examination, p. 13


ش‌) «[خدا] آن انی که از که اهل کتاب به ایشان (یعنی به قریش) کمک د را از قلعه هایشان بیرون کرد، و ترس در دلهایشان بیفکند، عده‌ای از ایشان را کشتید، و جمعی دیگر را اسیر کردید.» در این آیه هیچ اشاره‌ای به تعداد کشتگان در این واقعه وجود ندارد. در حالی که اگر این تعداد افراد به آن شکل کشته می‌شدند، حتماً می‌بایست اشاره‌ای واضح تر در قرآن به آن می‌شد، و سپس نتیجه‌ای از آن گرفته می‌شد. به گفته ولید، اشاره قرآن فقط به انی است که در جنگ شرکت داشته‌اند، و تنها در صورتی که ان گنا ار قبیله شده باشند، می‌توانیم انتظار اشاره‌ای خیلی مختصر از این حادثه در قرآن را داشته باشیم (آیه 26 سوره احزاب)


————————————————–


4- هیچ منبع یهودی ای این واقعه را ثبت نکرده‌ و این روایت فقط در منابع مسلمانان وجود دارهو بسیار غیرمحتمل است که در قرن دوم و سوم پس از – هنگامی که ابن اسحاق و ابن سعد مشغول جمع منابعشان بودند – خاخام‌های مطلع گائونی و ان یهودی در بابل نتوانند روایت یهودی از وقایعی که تأثیر شگرفی بر زندگی یهودیان حجاز در زمان محمد (ص) داشت را ب کنند، خصوصاً اینکه در بین یهودیان معمول است که داستان‌های بدبختی‌های خود را ثبت می‌کنند.


————————————————
5- در کتاب ساموئل اوسک درباره رنج‌های یهودیان که در قرن شانزدهم میلادی نوشته شده و در این زمینه کلاسیک بشمار می‌رود اشاره کرده که در آن هیچ اشاره‌ای به تبعید یا کشتار قبایل یهودی مدینه نیست. بگفته برکات بنظر می‌آید که اولین بار در سال 1833 میلادی این داستان وارد ادبیات تاریخنویسی یهودیان شده باشد.


————————————————
6- به روایت تاریخ مجازات یهودیان بنی‌قریظه، بر اساس حکم تورات انجام شد. سعد بن معاذ با بنی‌قریظه هم‌پیمان بود و بنی‌قریظه پذیرفتند به هر صورت که سعد داوری کند، بپذیرند. او داوری کرد مردان آنان که در توطئه شرکت داشتند، کشته شوند؛ ن و ک ن اسیر گردند؛ اموال شان در اختیار مسلمانان قرار گیرد(ارشاد، ج1، ص 98 ـ 99، شیخ مفید، ترجمه رسولی محلاتی، تهران، انتشارات علمیه یه ) همچنین بزرگ آنها به نام “الیعازر” همانند کعب بن اسد در میان بنی قریظه پیشنهاد کرد که ن و ک ن خود را بکشند تا بدون دغدغه به نبرد بپردازند!
حکم تورات درباره جنگ چنین است: «هنگامی که به قصد نبرد، آهنگ شهری نمودید، نخست آنان را به صلح دعوت نما، اگر آن ها از در جنگ وارد شدند، شهر را محاصره کن . چون بر شهر مسلط گشتی، همه مردان را از دم تیغ بگذران، ولی زن‌ها و ک ن و حیوانات و هر چه در شهر موجود است، همه را به عنوان غنیمت بردار»


پیش از بنی‌قریظه، (ص) یهودیان بنی‌قینقاع و بنی‌النضیر را بخشید؛ اما آنان رفتند و کفار قریش را تحریک د، که جنگ بدر و احزاب را علیه مسلمانان راه انداختند:
مفاد پیمان نامه:




مشاهده متن کامل ...
بیست دلیل در اثبات افسانه بودن کشتار یهودیان مدینه
درخواست حذف اطلاعات

 



مفاد پیمان نامه:
1. یهود بنی قریظه با رسول خدا(ص) پیمان بسته بودند که اگر بر ضد مصالح قیام کنند مسلمانان در کشتن آنان آزاد باشند و در عوض بتوانند در مدینه بدون هیچ گونه محدودیتی رفت و آمد داشته باشند ودر حقیقت نبذ اقتصادی مدینه را در دست گرفتند ؛ زیرا مسلمانان نمی توانستند به طور مستقیم با کفار در ارتباط باشند و یهود بنی قریظه در بسیاری مواقع نقش واسطه را ایفا می د .
2 . یهود بنی قریظه با خود فکر می د که بعد از حمله به مدینه عملی می شد ، تمامی مردان را کرده و ن و ک ن به اسارت می گیرند و این عمل سعد دقیقا مطابق با طرحی بود که ایشان برای مسلمانان داشتند .
3 . در قوانین یهود و تورات چنین آمده است که : هنگامی که به قصد نبرد آهنگ شهری نمودی نخست ایشان را به صلح دعوت نما ؛ و اگر آن ها از در جنگ وارد شدند ، شهر را محاصره کن و وقتی بر شهر مسلط شدی مردان را از دم تیغ گذرانده و زنها و ک ن و حیوانات و هرچه در شهر موجود است را به غنیمت بگیر .
و در واقع او به همان قانون خود یهود دستور داده است


11- بگفته ابن اسحاق، پس از قضاوت سعد بن معاذ، محمد (ص) دستور حفر خندق در بازار مدینه برای گردن زدن مردان بنی قریظه را می‌دهد. حفر چنین خندق بزرگی در مرکز شهر کوچکی مثل مدینه محال است زیرا
الف) از نظر فیزیکی کار طاقت فرسایی است.
ب) خطری واضح برای بهداشت عمومی شهر ایجاد می‌کرده‌است
ج) با وجود خندق کنده شده برای جنگ چه نیازی به این کار؟
د) بنی قریظه چرا در محل زندگی خود کشته نشدند؟ و انتقال انها به داخل مدینه کار دشواری بوده طوری که فاصله بین مدینه و بنی قریظه حدود 6-7 ساعت پیاده‌روی بود (بگفته ابن اسحاق مسلمانان ظهر حرکت کرده و هنگام عشا به بنی قریظه رسیدند) چرا محمد (ص) همه آنها را به مدینه آورد؟ بهتر نبود که یهودیان را خارج از قلعه شان انجام دهد؟
و) شمشیر حضرت علی (ع) و زبیر باید بارها کند و ش ته میشد.
ه) این ماجرا باید به صورت وافعه هولناک در اذهان می ماند.
ی) چرا حضرت علی (ع) بعدها به آن اشاره ای نکرد و در نهج البلاغه سخنی از آن نیست؟ و به این کار خود افتخار نمیکرد؟؟؟
ن) حضرت علی (ع) مردی رئوف و مهربان بود طوری که بعد از جنگ جمل بر مرده ها گریست چگونه ممکن است در یک روز 900 نفر را گردن زده باشد؟


—————————————————
7- سیره ابن اسحاق می‌نویسد که پس از اینکه سعد بن معاذ، از سران قبیله اوس، در مورد بنی قریظه قضاوتش را کرد محمد (ص) در حمایت از او گفت که عین حکم خدا را در مورد آنان بیان کرده‌است. اما منبعی که ابن اسحاق برای این بخش آورده یکی از نوادگان مستقیم خود سعد بن معاذ است ممکن است بازماندگان سعد بن معاذ در نسل‌های بعد در صدد تجلیل و بزرگداشت اجداد خود – و نه انتقال صادقانه وقایع – بوده‌اند.


—————————————————
8- ابن اسحاق نوشته که مردان بنی قریظه پیش از در خانه زنی از بنی نجار زندانی شدند. جاگرفتن صدها نفر در یک خانه چگونه ممکن است؟!!!


—————————————————
9- در صحیح بخاری یا مسلم اشاره‌ای به قضاوت سعد و یا تعداد افراد کشته و اسیر شده نیست.


————————————————–
10- قوانین تقسیم غنایمی که فقها با استفاده از منابع فقهی خود میزان غنیمت برای ی که با اسب سواره در جنگ شرکت می‌کند را مشخص کرده‌اند. حکم فقهی آنها با آنچه ابن اسحاق از نحوه تقسیم غنایم نوشته در تضاد است. فقها از منابع معتبرتر استفاده کرده‌اند و تفاوت صحت آنچه ابن اسحاق نوشته را زیر سؤال می‌برد.


————————————————–
11- ابن اسحاق می‌نویسد که یهودیان بنی قریظه 25 شب محاصره شدند، اما ابن سعد آن را 15 روز ذکر می‌کند .


————————————————-
12- ممکن است بازماندگان یهودی داستان ماسادا را با داستان بنی قریظه آمیخته‌ باشند و سپس ابن اسحاق آنها را ضبط کرده‌است.
*** ماجرای ماسادا این است که انقل ون یهود علیه رومیان قیام می‌کنند و این منجر به ت یب معبد آنان در سال 70 میلادی می‌شود. برخی از یهودیان سکاری به قلعه‌ای در ماسادا فرار می‌کنند. در سال 73 میلادی رومیان آنها را محاصره کرده و نهایتاً اغلب آنها کشته می‌شوند. برخی از آنان که از واقعه جان سالم به در برده بودند به جنوب گریختند. یکی از نظریات در مورد منشأ یهودیان یثرب این است که برخی از این یهودیان به یثرب آمدند و در آنجا ن شدند. آلفرد گیوم این نظریه را محتمل‌ترین نظریه موجود می‌داند.


————————————————–
13- کشتن تعداد زیادی به این سبک با عدل ی و همچنین مبنای قرآنی مغایرت دارد. خداوند متعال در سوره انعام آیه 164 می فرماید : “وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى” ، و هیچ سنگین باری؛ بار گناه دیگری را بر نمی دارد” نمونه آن در تاریخ اعتراض ابوعمرو اوزاعی به حکم کوچ اهل کتاب توسط حاکم شام که وی گفت: که آشوب از سوی همه آن افراد نبوده‌است تا همه مجازات شوند، و حکم الهی آن است که گروه زیادی به خطای چند نفر مجازات نمی‌شوند. (کتاب الاموال ابوعبید القاسم بن سلام (متوفای 224 هجری)، از نخستین نویسندگان در باب فقه و سنن) )) اوزاع? در مورد فضائل عل? (ع) غ?ر از ا?ن ?ک روا?ت نقل نکرده است . و زهر?ن?ز تنها ?ک روا?ت نقل کرده است؛ ز?را آن دو از بن?ام?ه م?ترس?دند.  ((الجزر?، عز الد?ن بن ا?ث?ر أب? الحسنعل? بن محمد ( متوفا? 630هـ ) ، أسد الغابة ف? معرفةالصحابة ، ج 2 ، ص 28، تحق?ق عادل أحمد الرفاع?، ناشر :دار إح?اء راث العرب? – ب?روت / لبنان، الطبعة : ا?ولى،1417 هـ – 1996 م))


————————————————–


14- داستان بنی قریظه با منطق قرآن در برخورد با اسرا مغایرت دارد. فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء “یا منت گذاشته آزادشان کنید و یا از آنها فدیه بگیرید” (سوره مبارکه محمد آیه 4)


————————————————-
15- چه ومی به قتل دسته جمعی بنی قریظه است در حالی که بزرگان و تند خویان یهودی در بنی نضیر و خیبر و فدک به دلیل پیمان شکنی خود با مسلمانا فقط به جلاء وطن محکوم شدند. ابو عبید بن سلام(الاموال ص 247) می گوید: زمانی که خیبر به دست مسلمانان فتح شد ، برخی گروه ها یا عشائری بودند که در دشمنی با رسول الله صلی الله علیه وآله افراط می د ؛ با این حال فقط با این کلمات آنان را خطاب کرد که چیزی بیش از یک توبیخ کلامی نبود! ” ای خاندان ابو حقیق ؛ دشمنی تان را با خدا و رسولش می دانم اما این باعث نمی شود که بیش از آنچه با دوستانتان رفتار با شما هم رفتار کنم …” که واقعه خیبر بعد از نبرد بنی قریظه بود .


————————————————
16- گزارش‌ها درباره تعداد انی که کشته شدند، بسیار متفاوت است. برخی تعداد آنان را چهل تن ذکر کرده و برخی بیش تر. ناهمگونی آمار، درستی گزارش‌ها را زیر سؤال می‌برد (مصطفی صادقی، (ص) و یهود حجاز، ص 184-192، قم، بوستان کتاب، 1382 ش، چاپ اول.) انی که کشته شدند، جنگجویان و توطئه‌گران بنی‌قریظه بودند، نه افراد دیگر.


————————————————-


17- ادله شهیدی بر رد این رویداد :
قرینه‌های خارجیِ شهیدی برای این ادعابه نحو مختصر عبارت‌اند از:
الف . منابع تاریخی در باب چگونگی پایان کاربنی‌قریظه گزارش‌های مختلف و مضطربی دارند. چنان‌که در برخی منابع سعد، به عنوان حَکَم انتخاب می‌شوداما در برخی دیگر از منابع تنها با این حُکم مواقفت می‌کند و در برابر اعتراض اوسیان به این حُکم از آن دفاع می‌کند.هم‌چنین در باب کیفیت قتل بنی‌قریظه هم اختلافاتی وجود دارد.
ب . اگر تعداد مردان بالغ بنی‌قریظه، نهصد نفر باشد،این تعداد به تقریب نشانه‌ی چهار هزار انسان یا بیشتر است،اما «مگر در آن روزگار در مدینه و پیرامون آن چند هزار تن زندگی می‌ د که تنها چهار هزار تن در آبادانی‌های بنی قریظه ن باشند؟»
ج . سیرت در جنگ‌های پیش و پس از بنی‌قریظه بر عطوفت بوده است و همیشه بخشش را بر انتقام و کشتار مقدم می‌داشته است.
د . رفتار از آغاز ورود به مدینه چنان بود که تمایل هر دو طرف را به یک اندازه رعایت می‌کرد، پس بعید به نظر می‌رسد که میان این دو گروه تبعیضی قائل شود و تقاضای عفو خزرجیان در حق یهودیان بنی نضیر را بپذیرد اما تقاضای عفو اوسیان در حق بنی‌قریظه را نپذیرد.
چنین کاری موجب ف خزرجیان بر اوسیان می‌شد و آن‌ها می‌توانستند بر اوسیان ف بفروشند که ما نزد مقرب‌تریم زیرا تقاضای عفو ما را پذیرفت اما تقاضای عفو شما را نپذیرفت.
هـ . پس از درگذشت ، کینه‌ی اوس (انصار) و خزرج (مهاجران) زنده شد و با روی کار آمدن معاویه،
تاریخ‌نویسان و شاعران بنا را بر تحقیر انصار و اهالی مدینه گذاردند و داستان جنگ‌های دوره‌ی دستکاری شد و احتمالا داستان بنی‌قریظه را چنین جعل د تا بگویند خزرجیان را محترم‌تر از اوسیان می‌دانست و رییس قبیله‌ی اوس، جانب هم‌پیمانان خود را نگرفت.
این خلاصه‌ی ادله‌ی شهیدی در مجعول دانستن سرنوشت قوم بنی‌قریظه است.


————————————————
18-اما در پاسخ به ادعاهایی در مورد اسیر نبودن یهودیان:
در اسیران عادی را نمی کنند اما انی که از سران دشمن به حساب می آیند یا اگر آزاد شوند از دشمنی و جنگ دست بر نمی دارند ، حاکم ی می تواند آنان را به قتل برساند. یهودیان بنی قریظه که کشته شدند، جزو همین گروه بودند.
با توجه به مطالب بیان شده، آنان اسیران جنگی به معنای خاص آن نبودند، بلکه در واقع پیمان شکنانی بودند که از داخل به ضربه وارد د. حکم جاسوس را داشتند و جاسوس غیر از اسیر جنگی است.


————————————————-
19- و همینطور در پاسخ به این استدلالات شخصی به اسم کیستر مثلا اومده جواب بده کافیه ریشه رو بزنیم شاخه خودبخود خشک میشه!!! نقطه قوت کیستر روایت این اسحاق و سیره اونه که بیاین باهم فقط یه تعداد از راویان این داستان رو باهم بررسی کنیم:
ایشون علاوه بر اینکه قوانین محدثان (تاریخ نگاران) را رعایت ن ، تمام راویان ثقه (مورد اعتماد) نیستند اینکه باید از فرد پیش از خود بدون واسطه روایت کرده باشند را رعایت نکرده -_-
*** ابن اسحاق روایات را از راویانی نقل کرده اند که خود جزء یهودیان بوده اند و بعد به وارد شده اند! همانطور که ابن حبان در کتاب الثقات خود این مطلب را تائید می کند که محمد ابن اسحاق از بازماندگان یهودیان مدینه که بعدا را پیش گرفته اند داستان را نقل می کند! (الثقات ج7 ص 382)
همچنین یکی از روات ابن اسحاق “کعب بن قرظی” و دیگری “عطیه قرظی” از خاندان “زبیر بن باطا” عضو برجسته بنی قریظه است!
*** کلامی که امثال مالک در حق ابن اسحاق گفته و یا تع ر شبیه “ابن حبان” و یا قول ” یاقوت حموی ” در معجم الادباء که ابن اسحاق در نقل مغازی نبوی از یهودیان و یان نقل سخن می کرده(معجم الادباء – یاقوت حموی – ج18 ص 7) این تردید را ذهن ایجاد می کند که ابن اسحاق بر خلاف نظراتش در فقه (همانطور که ذهبی می گوید در احکام حلال و حرام قابل استشهاد است) منقولات او در روایتهای جنگهای صدر از آن استحکام قابل توجه برخوردار نبوده و کلام ابن حبان بسیار به جاست که هدف وی فقط جمع آوری روایات و گفته ها در نبرد خیبر بوده. همچنین طبری که در تاریخ خود نقلهای متعدد را ذکر می کند در داستان بنی قریظه می نویسد: واقدی گمان کرده که رسول خدا صلی الله علیه وآله دستور داده گودال هائی برای بنی قریظه حفر کنند!( تاریخ طبری ج2 ص 357)


راویان:
الف) ابن حمید :


4810- محمد بن حمید الرازی الحافظ عن یعقوب القمی وجریر وعنه أبو داود و رمذی وابن ماجة وابن جریر والبغوی وثقه جماعة والاولى ترکه قال یعقوب بن شیبة کثیر المنا وقال البخاری فیه نظر وقال النسائی لیس بثقة مات 248 د ت ق


محمد بن حمید رازی حافظ بود یعقوب القمی و ابو داود و ترمذی و ابن جریر (طبری) و بغوی گفته اند مورد اعتماد بود ولی بهتر این است که حدیثش ترک شود. یعقوب بن شیبه ( بخاری) گفته حدیث منکر زیاد نقل میکرد و بخاری گفته در او اشکال است و نسایی گفته مورد اعتماد نیست . در سال 248 هجری از دنیا رفت. (الکاشف للذهبی – ج 2 ص 166)
ب) ابْنِ شِهَابٍ ا ُّهْرِیِّ :


(102) ع محمد بن مسلم بن عبید الله بن شهاب ا هری الفقیه المدنی نزیل الشام مشهور بال ة والجلالة من ابعین وصفه الشافعی والدارقطنی وغیر واحد ب دلیس


ابن شهاب زهری فقیه بود و در شام ن بود مشهور به و بزرگی بود و گفته اند از تابعین بود . دارقطنی و دیگران گفته اند در تدلیس نظیر نداشت !


تعریف اهل قدیس بمراتب الموصوفین ب دلیس – ابن حجر العسقلانی – ج 1 ص 45 – الناشر: مکتبة المنار – عمان


وفات : 5152- محمد بن مسلم بن عبید الله بن عبد الله بن شهاب ا هری … مات فی رمضان 124


الکاشف للذهبی – ج 2 ص 219 – الناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامیة


زهر?، در خدمت گروه جعل حد?ث :


زهرى از انى است که در دربار بنى ام?ه،عضو گروه جعل حد?ث بوده است؛
چنانچه ابن ع ر، از عالمان بزرگ اهل سنت در کتابتار?خ مد?نه دمشق مىنو?سد :
نا جعفر بن إبراه?م الجعفر? قال کنت عندا هر? أسمع منه فإذا عجوز قد وقفت عل?هفق ?ا جعفر? ? تکتب عنه فإنه مال إلى بن? أم?ة وأخذ جوائزهم فقلت من هذه قالأخت? رق?ة فت ق فت أنت کتمتفضائل آل محمد .


جعفر بن ابراه?م جعفرى مىگو?د : در حالشن?دن حد?ث از زهرى بودم، ناگهان زن کهنسالى آمده و گفت: اى جعفرى از زهرى حد?ث نقل نکن. چون به بنى ام?ّه گرا?ش ?افته وجوائزشان را در?افت کرده است! گفتم: ا?نزن ک?ست؟ زهرى گفت : خواهر من است و فت ـ د?وانه ـ شده است. آن زن در پاسخ گفت: تو فت ـ د?وانه ـ شدهاى؛ ز?را که فضائل آل محمد را کتمان و پنهانمى کنى .! (تار?خ مد?نة دمشق وذکر فضلها وتسم?ة منحلها من ا?ماثل، ج 42، ص 228 ، ناشر : دارالفکر – ب?روت)


زهر?،دستمال پادشاهان:


ابن ع ر مىنو?سد :
عن عمر بن رد?ح قال کنت مع ابن شهابا هر? نمش? فرآن? عمرو بن عب?د فلق?ن? بعدفقال ما لک ولمند?ل ا?مراء


?عن? ابن شهاباز عمر بن رد?ح روا?ت شده است که گفتروزى به همراه زهرى مى رفتم؛ عمرو بن عب?دمن را د?د؛ پس از آن روزى مرا د?ده و گفت :با دستمال پادشاهان ?عنى زهرىچهمىکرد?؟ دستمال پادشاهان ?عن? هرجا بن? ام?ه کث?فکار? م? د،زهر? با جعل ?ک حد?ث،آن راپاک م? کرد


تار?خ مد?نة دمشق وذکر فضلها وتسم?ة منحلها من ا?ماثل، ج 55، ص 370 ، ناشر : دارالفکر – ب?روت


با ا?نحال، چگونه مىشود به چن?ن شخصىکه در دربار دشمنان ام?رمؤمنان کارش جعلحد?ث بوده است، اعتماد کرد؟
ادراج در احادیث ….
زهرى از انى است که الفاظى را از پ?شخود در احاد?ث پ?امبر اضافه مىکرده استو ک?م خود را با ک?م پ?امبر خلط مىکرده است


حسن بن سقاف از عالمان اهل سنت در کتابتناقضات البانى مىنو?سد :


ثم إن ا هر? کان ?درج ألفاظا ف? ا?حاد?ثالنبو?ة ه? من فهمه أو تفس?ره نبه على ذلکبعض ا?ئمة کالبخار? ورب?عة ش?خ ا?مام مالک … وکم ف? الفتح وغ?ره من جمل وکلمات وعبارات نبه عل?ها الحفاظ أنها منمدرجات وز?ادات ا هر? والله الهاد?.


زهرى، الفاظى را در احاد?ث نبوى ز?اد مىکردکه آن الفاظ فهم و ?ا تفس?ر خودش بودهاست؛ چنانچه بعضى از ائمه؛ همانند بخارى، رب?عة ش?خ و مالک به آن اشاره کردهاند .چه بس?ار است در فتح البارى و … جملهها، کلمات و عباراتى که حافظان حد?ث اشار ردهاند که آنها از ز?ادات زهرى است .
تناقضات ا?لبان? الواضحات ف?ما وقع له ف?تصح?ح ا?حاد?ث وتضع?فها من أخطاءوغلطات، ج 3 ، ص 336، ناشر: دار ا?مامالنوو?، عمان – ا?ردن
ابن حجرعسق?نى در کتاب « تعر?ف اهل قد?س بمراتب الموصوف?ن ب دل?س » ، زهرى را درمرتبه سوم از مدلس?ن قرار داده و در تعر?فا?ن مرتبه از مدلس?ن گفته است :


الثالثة من أکثر من دل?س فلم ?حتج ا?ئمةمن أحاد?ثهم ا? بما صرحوا ف?ه بالسماعومنهم من رد حد?ثهم مطلقا
افرادى که تدل?س بس?ار داشتهاند، ائمه بهروا?ات آنان احتجاج نکردهاند، مگر روا?اتى راکه در آنها تصر?ح به سماع کرده باشند؛ وبس?ارى از ائمه روا?ات آنان را مطلقا ردکردهاند!


تعر?ف اهل قد?س بمراتب الموصوف?نب دل?س، ج 1، ص 13 مکتبة المنار ـ اردن،عمان


و در ترجمه زهرى مىنو?سد : محمد بن مسلم بن عب?د الله بن شهابا هر? … وصفه الشافع? والدارقطن? وغ?رواحد ب دل?س.


محمد بن مسلم بن عب?د الله بن شهاب زهر? ..؛ شافعى و دارقطنى و د?گران او را مدلسخواندهاند! ج 1، ص .45


قال ابن المدینی سمعت یحیى یعنی ابن سعد یقول: کان هشام بن عروة یتحدث عن أبیه عن عائشة قال ما خیر رسول الله بین أمرین الحدیث، وما خیرت الحدیث. فلما سألت قال أخبرنی أبی عن عائشة قال: ما خیر رسول الله بین أمرین، لم أسمع من أبی إلا هذا. والباقی لم أسمعه إنما هو عن ا هری رواه الحاکم عن ابن المدینی.
ابن المدینی میگه: یحیی بن سعد میگفت: هشام حدیثی نقل کرده از ک…. . اما وقتی من از یحیی پرسیدم حدیث رو تا نصفه گفت!!
و باقی حدیث رو ی از ا هری - هشام- نشنیده!!
یعنی دادا هشام خودش تولید میکرده!
ابن حجر هم توی طبقات المدلسین، جلد 1 ، صفحه 26 میگه
مشهوره ب تدلیس!! خییییلی هم مشهوره! جزو مدلسین طبقه اوله
یعنی دیگه اونایی ک ته تدلیسن!
ابن حجر همونجا اینم میگه
ذهبی هم توی سیراعلام، جلد 6، صفحه 35 میگه
سه بار رفته عراق. دفعه اول گفته روایت رو از پدرم از عایشه و از شنیدم
دفعه دوم گفته از عایشه و از شنیدم
دفعه سوم گفته از شنیدم!!!
ابن حجر آ ش میگه:وهذا هو دلیس .. و این تدلیس است


ج) حماد بن سلمه
صدوق. یه کمی توهم میزده. بخاری بخاطر قاط زدنش (تو آ ای عمر) ترکش کرده اما مسلم ازش نقل کرده.
کلی حرف ضد و نقیض دیگه هم در موردش هست
اما ذهبی تو سیر اعلام النبلا، جلد 7، صفحه 446 آ ش میگه
قُلْتُ: کَانَ بَحْراً مِنْ بُحُورِ العِلْمِ، وَلَهُ أَوهَامٌ فِی سَعَةِ مَا رَوَى، وَهُوَ صَدُوْقٌ، حُجَّةٌ – إِنْ شَاءَ اللهُ –
دریایی از دریاهای علم بوده و کمی توهم میزده و هو صدوق؛ راستگو بوده و حجت است
د) جریر بن حازم
حالا بیاین همه ش به روایتای این کتاب استناد کنین!!!


———————————————–
20- اما استنادمغرضین به آیه26 سوره احزاب و ردیه بر آن:
در مقابل این منابع متا و غیر معتبر ” قرآن مجید ” تنها منبع اصیل و معاصر حادثه است که به گونه ای بسیار کوتاه به آن اشاره می کند. و دلیل بر این می آورد که گروهی کشته می شوند و گروهی اسیر
وَأَنزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِن صَیَاصِیهِمْ وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا
و [ خدا ] انى را از اهل کتاب که گروه هاى دشمن را پشتیبانى د از قلعه هاى محکم و استوارشان پایین کشید و در دل هایشان ترس و بیم افکند ، گروهى را می کشتید و گروهى را اسیر می کردید.
که اشاره به پیشنهاد کعب بن اسد دارد که سه پیشنهاد به اهل قبیله خود داد که وقتی با یشنهاداتش مخالفت میکنن یهودیا، میگه:
هیچ یک از شما از آن روزی که از مادر متولد شده حتی یک شب آدم عاقلی نبوده است! حال که موافق آن امور سه گانه نبودین با تمام نیرو حمله می کنیم و به یان مکه هم خبر را می رسانیم (کنزالعمال ج10 ص 459)
*** پیشنهادات کعب بن اسد
اول: بیاوریم و از تبعیت کنیم که او همان ی است که در کتاب مقدس آمده. که نپذیرفتن آن طبیعی بود
دوم: فرزندان و همسران خود را بکشیم و با شمشیرهای به استقبال یاران محمد (ص) برویم ، اگر کشته شویم که نسلی از خود به جا نگذاشته ایم و اگر پیروز شویم زن و فرزند می ی م. این هم از طرف بنی قریظه پذیرفته نشد
سوم: امشب شب شنبه است وامید است که یان و محمد (ص) امشب را به ما مهلت دهند ؛ ما هم از این فرصت استفاده می کنیم و بر آنها یورش می بریم و شان و یارانشان را از دم تیغ می گذرانیم. جواب دادند که ما شنبه خود را تباه نمی سازیم!


علاوه بر آن در این آیه هیچ اشاره‌ای به تعداد کشتگان در این واقعه وجود ندارد. در حالی که اگر این تعداد افراد به آن شکل کشته می‌شدند، حتماً می‌بایست اشاره‌ای واضح تر در قرآن به آن می‌شد، و سپس نتیجه‌ای از آن گرفته می‌شد. به گفته ولید، اشاره قرآن فقط به انی است که در جنگ شرکت داشته‌اند، و تنها در صورتی که ان گنا ار قبیله شده باشند، می‌توانیم انتظار اشاره‌ای خیلی مختصر از این حادثه در قرآن را داشته باشیم.


=====================================================
در نهایت:
در حیات علمی ابن اسحاق دو مورد است که وی را در معرض نقد منتقدین قرار می دهد
الف : کتابش مشتمل بر روایات ساختگی و نادرست است.
ب: پذیرش قطعی نسبت به کشتار دست جمعی بالغین بنی قریظه
همانطور که ابن حجر این واقعه را قصه عجیبی می داند که ابن اسحاق نقل کرده.( مثل هذه الروایات العجیبه کقصه قریظه و النضیر)




مشاهده متن کامل ...
حقیقتی گفته نشده درباره زندگی بنی صدر
درخواست حذف اطلاعات

درباره بنی صدر 


 



زندگینامه بنی صدر رییس جمهور ایرانی ابوالحسن بنی صدر متولد سال 1312 در روستای باغچه ،از توابع همدان و فرزند ایت الله سید نصرالله بنی صدر نوه ی صدر العلمای همدانی بود.او پس از اخذ مدرک ابت و متوسط در سال 1334 وارد شد و چهار سال بعد در رشته اقتصاد فارغ حصیل شد و در همان سال بود که با ایت الله طالقانی و جلسات تفسیر قران او در مسجد هدایت تهران اشنا شد.


بنی صدر تا قبل از پیروزی انقلاب



 


بنی صدر تا قبل از پیروزی انقلاب? برای مردم کشور چهره ای نا شناخته بود،اما تلاش ها و فعالیت هایی که به هنگام عضویت در جبهه ملی در اروپا از خود نشان می داد (در طول سال 57 و هجرت از نجف به پاریس) نام او را بر سر زبانها انداخت و روز ورود به کشور(12 بهمن57)یکی از افرادی بود که همزمان با به تهران امد.


ابوالحسن بنی صدر اداب پایان ریاست جمهوری بنی صدر تابعیت بنی صدر


بنی صدر ونمایندگی مجلس خبرگان


 



بنی صدر در مرداد سال 58 به عنوان مردم تهران در مجلس خبرگان،عهده دار نقشی در تدوین قانون اساسی شد و هنگام تدوین اصل 115 قانون اساسی (که می گفت رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و ،ایرانی الاصل و توابع ایران،مدیر و مدبر،دارای حسن سایقه،امانت و تقوا،مومن و معتقد به و مذهب رسمی کشور باشد)به مخالفت صریح با اجزایی از این اصل پرداخت و اعلام کرد که برای رییس جمهور شدن تخصص و توان مدیریتی کافی است و لازم نیست که ان شخص دین باور و متقی باشد.


همین نقطه نظرات او رفته رفته،اختلاف و شکاف زیادی میان او و دیگر رجال هم دوره او از جمله شهید بهشتی ایجاد کرد.


بنی صدر که بود ؟


 


 


او فارغ حصیل در رشته‌های اقتصاد وحقوق  ی از  تهران  بود. چهار سال در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی مشغول به کار بود. وی در سال 1340 زندگیش را با عذرا حسینی آغاز کرد که حاصل این ازدواج یک پسر و دو دختر بود.



ابوالحسن بنی صدر پس از گذراندن دوره تحصیلات خود  برای تکمیل آن به اروپا سفر کرد. او  مدرک خود را در رشته علوم اقتصادی از پاریس گرفت.او در عین حال به تدریج روابط خود را با گروه های گرا نیز وسعت بخشید بعنوان مثال  به تشکیلات دانشجویان مسلمان خارج از کشور ملحق شد. او همچنین کتابهای زیادی نوشت و از جمله این کتاب ها «اقتصاد توحیدی» بود.


چگونگی زندگی مخفیانه بنی صدر چگونگی شناخت بنی صدر در کشور زندگینامه بنی صدر رییس جمهور ایرانی سرانجام زندگی بنی صدر


فعالیت های  آغازین بنی صدر


 



بنی صدر در سال 1341 دانشجویان دانشکده حقوق و مسوول سازمان دانشجویان در کنگره جبهه ملی ایران بود. او ی گروه کوچکی از دانشجویان مخالف شاه را بر عهده گرفت و دو بار به خاطر همین فعالیتهایش دستگیر و راهی زندان شد.


بنی صدر در قیامی ناموفق علیه حکومت در داد  1342 مجروح گشت و همان موقع کشور را ترک گفت و عازم فرانسه شد. بنی صدر در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، به عنوان گرای آتیشی و اقتصاد دان انقل با سخنرانی هایش به مبارزه با حکومت شاه می‌پرداخت. هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت، در طی این سالها بنی‌صدر خود را نظریه پرداز انقلاب می‌دانست.


شروع پیروزی انقلاب


 



 



سخنرانی های بنی صدر سه بعد از ورودش به ایران در شریف آغاز شد. این جلسات به مدت ده روز یعنی درست تا پیروزی انقلاب به طول انجامید. در  طی مدت کوتاهی او خود را به عنوان چهره ای گرا و در عین حال روشنفکر و انقل معرفی کرد. با موافقت روح‌الله  بنی صدر عضو شورای انقلاب شد اما حاضر نشد با ت موقت همکاری کند. بعد از پیروزی انقلاب،    بنی صدر را ابتدا در تیر ماه سال 1358 به سمت معاونت وزارت اقتصاد و دارایی و بعد از آن به سمت آن گماشت. بنی صدر همچنین از ابتدای بهار همان سال به عضویت شورای انقلاب درآمد.


 فارق حصیلان رشته اقتصاد نظرات بنی صدر نسبت به ریاست جمهوری نظرات مخالف مجلس خبرگان


رئیس جمهوری بنی صدر


 



بنی صدر پس از انتخاب شدن به عنوان رییس جمهور نیز مسیر اختلاف با دیگران را در پیش گرفت و تلاش داشت که فقط مجری نقطه نظرات و ایده های خود باشد.


سرانجام بنی صدر


 




سرانجام در 30 داد1360 وی را با فرماندهی نیروهای مسلح بر کنار کرد و در 31 داد طرح (عدم کفایتر رئیس جمهور با 177 رای ممتنع به تصویب رسید و در نتیجه ریاست جمهوری او پس از حدود یک سال و 3ماه به پایان رسید و او پس از مدتی کوتاه زندگی مخفیانه، به همراه مسعود رجوی سازمان مجاهدین (منافقین) به پاریس گریخت و پناهنده شد.


سقوط بنی صدر سیاستمداران ایرانی



مشاهده متن کامل ...
خیانت بنی صدر در جنگ تحمیلی؟
درخواست حذف اطلاعات

خیانت بنی صدر در جنگ تحمیلی؟





با سلام و خسته نباشید، بنی صدر خائن بود، قبول؛ ولی مسئولین قبل از جنگ می دانستند که صدام می خواهد حمله کند. چرا در این شرایط بنی صدر را فرمانده کل قوا کرد؟ یا حداقل کاری برای تقویت خطوط دفاعی نکرد؟



با سلام و احترام خدمت شما، پیرامون عملکرد بنی صدر و نحوه برخورد با وی نکاتی قابل توجه می باشد: الف: هر چند مرحوم از همان آغاز با بنى صدر مخالف بودند ولى به دلیل احترام به راى و انتخاب مردم و آشکار شدن ماهیت و عملکرد او براى همه مردم در ابتدا با وى برخورد ن د و تا حد امکان با او مماشات نموده و تذکر و نصحیت مى نمودند و تمامى تلاش خویش را براى جلوگیرى از انحرافات بنى صدر بکار بستند , به عبارت دیگر بنى صدر به عنوان اولین رئیس جمهور نظام جمهورى ى بود که از پشتوانه یازده میلیون رأى از میان چهارده میلیون شرکت کننده در انتخابات ( قریب به هفتاد درصد آراى مأخذه ) برخوردار بود . بنابراین على رغم شناختى که حضرت ( ره ) از ابتدا به عدم لیاقت و کفایت نامبرده براى تصدى ریاست جمهورى ایشان داشتند ، میبایست هر گونه اقدامى کاملاً سنجیده صورت میپذیرفت تا از یک سو وجهه نظام نوپاى ى خدشه دار نشود و مخالفین نظام در داخل و خارج چنین القاء نکنند که نظام ى ، تحمل جمهورى بودن و آراء مردم را ندارد و به سرعت اولین رئیس جمهور مردمى خویش را برکنار نمود ، و از سوى دیگر به آراء و انتخاب احترام گذاشته ، تا با گذشت زمان به صورت طبیعى زمینه‌هاى تجدید نظر در آراء مردم با دیدن عملکردها و رفتارهاى بنى صدر ، فراهم آید . و مردم واقعاً به این نتیجه برسند که بنى صدر على رغم شگردهاى تبلیغاتى خود ، فرد شایسته و لایقى براى مسئولیت مهم ریاست جمهورى نبوده و صلاحیت این کار را ندارد . و بعلاوه قانون اساسى جمهورى ى هم را ارهاى عزل و برکنارى رئیس جمهور را مشخص نموده بود و دلیلى براى استفاده حضرت از اختیارات حکومتى خود وجود نداشت . همچنین اوضاع آشفته داخلى ناشى از وقوع انقلاب ، درگیریهاى جناحها و گروههاى سیاسى ، شروع جنگ تحمیلى و . . . شدیداً از هر گونه اقدامى سبب ایجاد تشنت و هاب در کشور میشد ، باید جلوگیرى بوجود میآمد. بدین گونه حضرت ( ره ) براى حفظ اصل نظام و جلوگیرى از هر گونه تشتت و هاب در کشور که مقتضاى زمان جنگ بود و براى جذب بنى صدر ، در حد امکان سیاست مدارا و مماشات را با وى به کار میبردند. ب: در سال 1359 بعد از انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری در حالیکه حضرت به خاطر بیماری و ناراحتیهای جسمانی شدید به این نتیجه رسیدند که مسئولیت فرماندهی کل قوا را به فردی یا مجموعه دیگری واگذار نمایند, آقای بنی صدر با پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی و با حکم حضرت به عنوان فرمانده کل قوا انتخاب گردید.(مصاحبه با سید احمد , اطلاعات, 8/2/61) بنی‌صدر با سوء مدیریت خود موجب گردید که بخشی از کشور در م ین قرار گیرد و خسارات جبران ناپذیری جانی و مالی بر این کشور وارد شود. موارد قابل بررسی در این زمینه عبارتند از: 1- عدم آماده سازی کشور برای دفاع در برابر م : در حالی که از ماهها قبل از آغاز جنگ در روز 31/6/59 نشانه هایی از آمادگی رژیم بعثی عراق برای حمله به ایران کاملا مشهود بود و این مساله را بسیاری از کارشناسان و مسئولین و نظامی کشور نیز گوشزد می‌نمودند, بنی صدر با نفی همه این نظرات از هرگونه اقدام جهت آمادگی برای دفاع و ایجاد آرایش ت عی در برابر دشمن طفره رفته و بستر را برای آسان دشمن آماده نمود. خود وی در کتاب خاطراتش که به تازگی در اروپا منتشر شده است اذعان دارد که از این مساله مطلع بوده است اما اشاره نمی‌کند که چرا اقدامی نظامی برای مقابله انجام نداده است. وی می گوید: «در آن ایام، روشن شده بود که خواهد شد و با اینکه یاسر عرفات را فرستاده بودم پیش آقای صدام حسین تا دست به این کار نزند، اما او در رؤیای پیروزی برق‌آسا و بی‌قرار حمله بود... یاسر عرفات رفت به عراق و برگشت و گفت که صدام را مثل طاوس دیده و او می‌گوید که کار ایران را چهار روزه تمام می‌کنم.»(حمید احمدی, درس تجربه (خاطرات ابوالحسن بنی صدر), انجمن مطالعات و تحقیقات تاریخ شفاهی ایران (برلین), صص265 - 266) سرلشکر غلامعلی رشید یکی از فرماندهان عالی رتبه درباره وضعیت قابل پیش بینی حمله عراق می‌گوید: « در ماه‌های منتهی به عراق، تحولات منطقه، تحرکات صدام و مواضع قدرت‌های بزرگ، دست‌کم احتمال تعرض به ایران را مطرح می‌کرد. با این حال، بنی‌صدر که در آن هنگام، حکم فرماندهی کل قوا را هم دریافت کرده بود، در بازدیدی از ای مرزی مصاحبه کرد و گفت: جنگ علیه ایران نخواهد شد و حتی از برگزاری مانور و رزمایش هم خودداری کرد. در حالی که اگر چنین کارهایی انجام می‌شد، قاعدتا در بروز جنگ تحمیلی کارساز بود... حتی پس از حمله بعثی صدام هم او تا بیست روز نشست شورای عالی دفاع را تشکیل نداد.» (غلامعلی رشید, سایت آفتاب، 26/1/87) مرحوم حجت ال سید احمد , فرزند گرامی راحل(ره) نیز درباره عملکرد بنی صدر می‌فرمایند: «او باید در برابر خدا به این سوال ها جواب دهد که شما که شش ماه قبل از جنگ می‌دانستید عراق به ایران حمله می‌کند چه کردید؟ آیا را در کنار آرایش دادید؟ آیا را با سلاحهای مختلفی که داشت مجهز نمودید؟ آیا در سراسر مرز ایران و عراق اقدام به سنگربندی نمودید؟ آیا وسایل نظامی از قبیل تانک و توپ را از سراسر ایران به آنجا گسیل داشتید؟ ...» (مصاحبه با سید احمد , اطلاعات, 8/2/61) 2- عدم به رسمیت شناختن و پشتیانی از آن به عنوان بخشی از نیروهای م ع کشور در برابر : از دیگر موارد مورد مناقشه در مدیرت نظامی بنی صدر عدم اعتماد و کمک وی به نیروهای ی و مردمی و در آغاز جنگ بود به نحوی که مهمترین نیروهای دفاعی ما در آن روز حتی از داشتن فشنگ و اسلحه ساده مانند کلاشینکف محروم بودند. محمد کوثری از فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در دوران دفاع مقدس در این باره می‌گوید: «در آن زمان بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا در روزهای آغازین جنگ به ابلاغ کرده بود که حتی یک فشنگ به و بسیج تحویل ندهند و همواره برای این کار خود استدلال می کرد که یک عده بچه آمده اند تا بجنگند.» (صاحبه با محمد کوثری, سایت خبری حیات, 5/3/87) سرلشگر غلامعلی رشید از فرماندهان ارشد دوران دفاع مقدس در این باره خاطر نشان می‌کند: «در حالی که مقابل ما دشمنی آرایش گرفته بود که فقط یک نبود بلکه قدرت های منطقه ای و جهانی پشت سر صدام بودند و همواره ما نیازمند ارتباط با ، بسیج و مردم بود اما بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا مانع این ارتباط می شد»(مصاحبه با سرلشکر غلامعلی رشید, سایت خبری رجانیوز, 11/3/87) 3- ارائه و تاکید بر اجرای طرحهای کاملا اشتباه از لحاظ نظامی: یکی از مهمترین مشکلات بنی صدر نداشتن سواد و تخصص لازم در امور نظامی بود که بسیاری از ایده ها و طرحهای وی در این زمینه مملو از اشتباهات مختلف بود. در کنار این بیسوادی نوعی خودبزرگ بینی افراطی و کیش شخصیت وی و مخالفت کینه دوزانه با نیروهای انقل مانع از م و بهره گیری از کارشناسان این امور می شد. وی در جنگ مدعی بود که مبتنی بر مدل اشکانیان خواهد جنگید و در این راه استراتژی زمین سوخته زمین بده – زمان بگیر را مطرح می‌کرد که مبتنی بر اتفاق نظر کارشناسان نظامی استراتژی ش ت خورده ای بود که در عمل هم خود را نشان داد و بخشهای عمده ای از کشور بالاخص در استان خوزستان بدست رژیم بعثی افتاد بدون اینکه بنی صدر عملیات موفق آمیزی برای خارج دشمن نماید. در مساله محاصره مشهر نیز همین نگاه ناشیانه موجب گردید علی رغم فریادهای مبارزین و دلسوزان نظامی کشور بنی‌صدر حاضر نشود برای دفاع از مشهر اقدامی نماید و این شهر بندری بعد از مقاومت 45 روزه مردمی توسط چند لشکر نظامی عراق گر گردد. حضرت آیت الله در گفتگویی ماجرای نامه نگاری و هشدار خود به بنی صدر را در باره سقوط مشهر چنین شرح می‌دهد: «من نامه‌ای نوشتم به آقای بنی صدر و در آن اتمام حجت و گفتم که من از کی به شما می‌گفتم و امروز مشهر خونین شهر شده است و هنوز سقوط نکرده که این نامه را نوشتم. این نامه در مرکز اسناد سری مجلس شورای ی و هم چنین در بایگانی شورای عالی دفاع موجود است. همان وقت سپردم به همه اینجاها که این نامه جزء اسناد تاریخی بماند. گفتم من اتمام حجت می کنم و شهر سقوط خواهد کرد و نوشتم این واحدهایی که من می گویم باید بفرستید ولی اعتنایی نشد و مشهر با وجود مقاومت دلیرانه ای که عناصر رزمنده داخل مسجد جامع می‌ د تاب مقاومت نیاورد و عراقی ها از چند سو وارد شهر شدند»(مصاحبه با آیت الله , کیهان, 7/7/60) هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوالی مینی بر اینکه آیا شما برای جلوگیری از سقوط مشهر پیشنهادی ارائه داده اید و به آن توجهی نشد؟ چنین گفتند: «همه گفتند. چقدر این های خوزستان در مجلس داد زدند و از ته دل گریه د. پاسداران آنجا داد می‌کشیدند و خواستشان این بود که یک واحد ی برای حمایت از نیروهای درگیر به آنجا برود. بنی صدر می‌گفت نمی‌توانیم بفرستیم و نداریم. سعی او بر این قرار گرفته بود که مشهر و آبادان را بدهیم و نیروهایمان را در شمال حفظ کنیم و بعد که برخود مسلط شدیم, ا را پس بگیریم»(مصاحبه با حجت ال و المسلمین هاشمی رفسنجانی, دفتر نشر معارف انقلاب, 16/7/60) 4- برخورد با عناصر انقل : در این مورد می توان به ماجرای شهید بزرگوار شهید صیاد اشاره کرد که بنی صدر در اقدامی کینه دوزانه درجه سرهنگی را از وی گرفته و وی را با چند درجه نزول در جایگاه ستوانی قرار داده بود. در مجموع می توان اقدامات بنی صدر در قبال دفاع مقدس را ناشی از بی‌تجربگی و عدم علم کافی وی دانست ولیکن در خائنانه بودن اقدامات بنی صدر تردید وجود دارد، چرا که برخی از فرماندهان ارشد جنگ و نظامی اظهاراتی در زمینه خائنانه نبودن اقدامات بنی صدر داشتند. رحیم صفوی، فرمانده سابق پاسداران در برنامه محرمانه که در داد 1387 از شبکه 3 سیما پخش شد، می گوید: «من هم نمی توانم کلمه خیانت را به کار ببرم بلکه نفهمی او را نسبت به موضع خودش که رئیس جمهور و فرمانده کل قوا بود اما انقلاب ی را درک نکرده بود و عظمت را و اینکه بالا ه باید تابع باشد البته نسبت به مساله جنگ هم چیزی نمی فهمید.» همچنین دریابان علی شمخانی، اسبق دفاع نیز در برنامه مثلث شیشه‌ای که به صورت زنده از شبکه تهران پخش می‌شد، اظهار داشت: بنی صدر در عملیات سال 59 که می خواست مشهر را آزاد کند و ش ت خورد و فاجعه هویزه رخ داد، قصد خیانت نداشت. بنی صدر دنبال پیروزی بود و اگر پیروز می شد، تانک هایی که به سمت بصره می رفتند تانک هایی در تهران به سمت کرسی های قدرت می رفتند و می گفت من عامل پیروزی ام. لذا بنی صدر خیانت نکرد .» اما پیرامون نقش در آزادسازی مشهر و اقدامات ایشان باید گفت: ‌(ره)، در جریان تهاجمات عراقی ها به مشهر، اقدامات اساسی زیر را برای برخورد با دشمن انجام داد و ذهن مردم ایران را در این زمینه متحول ساختند: 1- ترس از جنگ و نگرانی از حمله نظامی دشمن را، با سخنان خود از دل مردم ایران بیرون راندند. 2- دفاع را بر همه مردان و ن به عنوان واجب کفایی اعلام نموده و میدان جنگ را در اختیار همه مردم ایران گذاشتند و به مصداق آیه: «اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتِلونَ بِأنَّهُم ظُلِموا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر اَلَّذینَ اُ ِجوا مِن دیارِهِم بِغَیرِ حَق اِلا أن یَقولوا رَبُّنَا الله» (سوره حج، آیات 39 و 40).یعنی به رزمندگان اجازه جنگ با دشمنان داده شد زیرا آن‌ها تحت ظلم واقع شدند و خداوند بر یاری آن‌ها قادر است، انی که به ناحق از خانه هایشان آواره شدند به خاطر آن که می گفتند پروردگار ما الله است. بدین ترتیب، توان رزمی ایران به یکباره افزایش یافت و مشارکت آحاد مردم در دفاع از کشور رخ داد. 3- به همه رزمندگان اعلام کرد که «شما می‌توانید»، تنها «نصرت کنید خدا را، تا نصرت کند شما را» و خدا مجاهدان راهش را بر قاعدین برتری بخشیده است؛ «فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلی القاعِدینَ اَجراً عَظیما». 4- او اعلام کرد که شما پیروزید، حتی اگر کشته شوید، زیرا به فوز عظیم شهادت می‌رسید «وَ ما بنا اِلا اِحدَی الحُسنَیَین». 5- او از حضور همه استعدادها و همه اقشار مردم، بدون هیچ محدودیتی از نظر جسمی، سنی، تحصیلاتی، قومی و... در جبهه‌های جنگ استقبال کرد و راه ورود «نیروهای داوطلب» را که « » خوانده می‌شدند، برای مقابله با دشمن به جبهه‌ها باز کرد، برای همین بود که نسل جدیدی از فداکاران و ان بزرگ وارد عرصه دفاع شدند و کار طرح ریزی نبردها و انجام عملیات‌ها را بر عهده گرفتند؛ انی مانند شهیدان حسین ازی، حسن باقری، مهدی باکری، صیاد ، منفرد نیاکی، احمد متوسلیان، احمد کاظمی، محمود شهبازی و صدها شهید گمنام و بزرگ دیگر.




مشاهده متن کامل ...
تاریخ الخزرج والأوس
درخواست حذف اطلاعات

اوس و خزرج فرزندان حارثة بن ثعلبه، از عربهای یمنی قبیله اَزْد بودند. از پیشینه آنها در یمن تا نحوه انتقال و استقرارشان در یثرب جز گزارشهایی افسانه گونه در منابع قرن سوم اطلاعات قابل اعتمادی در دست نیست[۱] که ابن هشام کامل ترین آنها را در اثر خود یجان آورده است. مطالعات باستانشناسان و دیگر محققان معاصر هم به اتفاق نظری در این زمینه منتهی نشده است.[۲]

از طرف دیگر عمده آیات مدنی قرآن، پس از دو قبیله و تبدیل یثرب به پناهگاه مهاجران نازل گردید و از این رو بسیاری از آیات مدنی به صورتی با این جامعه، اعضا و مسائلش در ارتباط است.

جدّ دوم اوس و خزرج، عَمرو ملقب به مُزَیْقیاء حاکم منطقه سبأ و رئیس قبیله ازد در یمن ن بود. مهاجرت کلان قبیله ازد از جنوب یمن به شمال آن و جنوب حجاز به ی او صورت گرفت.[۳] بنا به برخی روایات تفسیری، آیه 16 سوره سبأ/34 از سرزمین های کشاورزی گسترده ای که در اختیار او بود حکایت می کند، هر چند متن سوره از چنین برداشتی فاصله دارد و بیانگر داستان قوم سبأ و دوره حکومت سلیمان است:[۴] «فَاَعرَضوا فَاَرسَلنا عَلَیهِم سَیلَ العَرِمِ و بَدَّلنهُم بِجَنَّتَیهِم جَنَّتَینِ ذَواتَی اُکُل خَمط واَثل و شَیء مِن سِدر قَلیل».(سوره سبأ/34، 16)

ثَعْلَبَه، ملقب به العَنْقاء پس از وفات پدرش عمرو، ی ازد را بر عهده گرفت و در زمان او مهاجرت ازد از حاشیه دریای سرخ تا شام ادامه یافت.[۵] در این مهاجرت بخشهایی از ازد از جمله قبیله خُزاعَه که بر مکه مسلط شد از ازد جدا شدند.[۶] در روایت شعبی عبارت «وَ مَزَّقناهُم کُلَّ مُمَزَّق» در آیه 19 سوره سبأ/34 بر تجزیه ازد تطبیق شده است:[۷] «فَقالوا رَبَّنا بعِد بَینَ اَسفارِنا وظَلَموا اَنفُسَهُم فَجَعَلنهُم اَحادیثَ و مَزَّقنهُم کُلَّ مُمَزَّق اِنَّ فی ذلِکَ لاَیت لِکُلِّ صَبّار شَکور».

قتل مشکوک ثَعلَبَه در شام به پریان نسبت داده شد و پسرش حارثه (پدر اوس و خزرج)، پس از مرگ پدر به عنوان قبایل مهاجر که در این زمان به غَسّان بودند، برگزیده شد و هر چند در آغاز رویارویی هایی را در شام بر ضد روم ی کرد؛ اما به مرور تحت تأثیر عموی خود جَفْنَه، در حاشیه قرار گرفت و پس از آن همراه با هوادارانش به جنوب هجرت کرد و به یثرب رفت.[۸]


از این مقطع تا مدتهای مدیدی از اوس و خزرج اطلاعات چندانی وجود ندارد. تنها می توان گفت با توجه به پسران بیشتر خزرج، جمعیت آنها سریع تر از اوس افزایش یافت تا این که به عنوان قبایلی مستقل، مدتی را نیز تحت حاکمیت حاکمان یهودی ازدی تبار[۱۲] یثرب سپری د.[۱۳]

مطمئن ترین راه برای تعیین مدت زمان س ت بنی قیله در یثرب، محاسبه نسلهای آنان است. با بررسی نسب نامه های انصاریان معاصر با ، مشخص می شود که 11 تا 17 واسطه میان آنان و اوس و خزرج وجود دارد، بر این اساس می توان حدس زد که آنان دست کم 400 سال در یثرب س ت داشته اند. این حدس با اخبار حاکی از حکومت چند صد ساله خُزاعه در مکه[۱۴] و غَسانیان در شام[۱۵] همخوانی دارد.

در آستانه ظهور اوس و خزرج از یک قبیله فراتر رفته، هر یک به چند واحد مستقل قبیله ای تفکیک شده بودند. برخی از این زیرشاخه ها هم از یثرب کوچ د؛ به عنوان نمونه بنی قُطْن بن عوف بن خزرج به منطقه عمان مهاجرت د.[۱۶]

از آنجا که ازدیان پیش از انشعاب و رسیدن به شام، در یمن از چشمه غسان نوشیدند اوس و خزرج هم جزو غسانیان شمرده می شدند؛ اما بعدها از محدوده این لقب خارج شدند، زیرا تنها مهاجران ازدی شام غسان خوانده شدند.[۱۷] شواهدی از ارتباط غسانیان شام و قبیله خزرج در یثرب وجود دارد. بخشهایی از خزرج چون بنوجردش بن حارث[۱۸]، بنو عامر بن مالک الاغرّ[۱۹] و بنو عُدَی بن کعب[۲۰] و نیز بنو عوف بن زُرَیق[۲۱] به شام رفته به غسانیان پیوسته بودند. ابن حزم، ابوجبله حاکم غسانی شام را نیز از تبار خزرج دانسته[۲۲]؛ امّا سَمْهودی ضمن ردّ این خبر، وی را فردی خزرجی معرفی کرده که نزد غسانیان شام از اعتباری برخوردار بود.[۲۳] کمتر از 100 سال پیش از هجرت صلی الله علیه و آله، مالک بن عجلان خزرجی از غسانیان شام بر ضد حاکمان یهودی یثرب کمک خواست و طی توطئه ای شماری از سران و بزرگان یهودی یثرب کشته شدند و دارایی آنان در اختیار بنی قیله قرار گرفت.[۲۴] حمایت غسانیان تابع روم که در این زمان عمدتاً ی شده بودند، از مالک بن عجلان و اوس و خزرج در برابر حاکمان یهودی یثرب را می توان در راستای گسترش آیین یت بر ضد کیش یهود دانست، به ویژه آنکه همزمان در جنوب حجاز و در یمن همین فرایند با حمله حبشی های ی به یمن دنبال شد. گسترش آیین یت در یمن، حجاز و شام زمینه نفوذ بیشتر امپراتوری روم شرقی و در نتیجه تسلط آنها بر راههای تجاری را افزایش می داد.[۲۵]

آیه 89 سوره بقره/2 که حکایت از امید یهود به پیروزی بر اوس و خزرج با ظهور موعود دارد می تواند ناظر به همین مقطع باشد:[۲۶] «ولَمّا جاءَهُم کِتبٌ مِن عِندِاللّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم وکانوا مِن قَبلُ یَستَفتِحونَ عَلَی الَّذینَ کَفَروا فَلَمّا جاءَهُم ما عَرَفوا کَفَروا بِهِ فَلَعنَةُ اللّهِ عَلَی الکفِرین». (سوره بقره/2، 89)

بنا به نقل سَمْهودی در این زمان تیره های اوس و خزرج با تصاحب و توزیع برخی زمین های کشاورزی و قلعه های یثرب هر یک در محلی مستقر شدند و این وضعیت تا هجرت با اندک تغییری پابرجا بود. آنان همچنین برای تثبیت موقعیت خود موجی از قلعه سازی را به راه انداختند.[۲۷]

خزرج 5 پسر به نامهای عَمْرو، عوف، جُشَم، کعب و حارث داشت که تمامی زیرمجموعه های مستقل آن از آنهایند.[۲۸] هر چند اطلاعات جمعیت شناسانه در این زمینه کافی نیست؛ اما منابع نسب شناسی قبایلی چون بنی مالک بن نجار، بنی عُدی بن نجار، بنی مازن بن نجار، بنی دینار بن نجار، بنی سالم بن عوف، بنی غَنْم بن عوف، بنی عُدی بن عوف (معروف به قواقل)، بنی حُبْلی، بنی زُریق بن عامر، بنی بَیاضة بن عامر، بنی سلمه، بنی حارث و بنی ساعده را از زیرمجموعه های بزرگ خزرج برشمرده اند.[۲۹]

در مقابل، تیره های اوسی همگی از 5 پسر مالک فرزند اوس، به نامهای عوف، عمرو، مُرَّه، جُشَم و اِمْرَؤ القیس اند. تیره های عمده ای که نسب شناسان از اوس برشمرده اند عبارت اند از: بنی جَحْجَبا، بنی زید بن مالک (شامل سه مجموعه مستقل امیّه، صفیّه و عبیده)، بنی عبدالاشهل، بنی خَطْمَه، بنیواقف و بنی وائل.[۳۰]

در منابع تاریخی جنگهای متعددی را به اوس و خزرج نسبت داده اند. از میان 13 درگیری که ابن اثیر گزارش کرده، 7 درگیری میان شاخه ای از اوس با شاخه ای از خزرج روی داده است. از 6 نبرد دیگر به جز جنگ بُعاث که به اتفاق مورخان میان تمامی شاخه های اوس و خزرج روی داده یعنی درگیری سمیر، ربیع، بَقیع، فُجارِ اول و فجار دوم هم اطلاعات تفصیلی از حضور شاخه ها و زیرشاخه های اوس یا خزرج وجود ندارد و صرفاً گفته شده که این جنگ میان اوس و خزرج روی داده است.[۳۱] در 7 درگیری د میان شاخه های اوس و خزرج، بنو سالم بن عوف، بنی مازن بن نجار (دو بار)، بنی مالک بن نجار، بنی نجّار و بنی حارث (دو بار)، از خزرج و بنی عمرو بن عوف (دوبار)، بنی وائل، بنی ظفر، بنی عبدالاشهل، بنی امیّة بن زید و بنی جَحجَبی از اوس وارد درگیری شده بودند.[۳۲]

گاه شاخه های اوسی یا خزرجی با یکدیگر درگیر می شدند؛ به عنوان نمونه در حادثه ای بنوحبیب و بنو بیاضه که هر دو خزرجی اند بر ضد مجموعه خزرجی دیگر به نام بنوحبیب پیمان بسته اند.[۳۳]

با توجه به نام تیره های متفاوت در گزارشها، می توان نتیجه گرفت که پس از افزایش جمعیت، شکل گیری تیره ها و غلبه بر حاکمان یثرب، محدودیت منابع و تضارب منافع زمینه برخوردهای جزئی اولیه را فراهم آورد تا این که در آستانه هجرت صلی الله علیه و آله به رویارویی کل اوس و خزرج در جنگ بعاث انجامید.

روایاتی متعدد و گاه متعارض درباره نخستین مسلمانان یثربی وجود دارد. بنا به روایت مشهور ابن اسحاق نخستین انی که به ایمان آوردند 6 تن از خزرجیان بودند (دو تن از بنی نجار، سه تن از بنی سلمه و یک نفر از بنی زریق) که در مراسم حج در سال یازدهم بعثت با آشنا شدند و پس از شنیدن سخنان ایشان، به ویژه اشاره وی به وعده یهودیان یثرب به ظهور ، ایمان آوردند.[۷۳] البته در این دوره بزرگان اوس نیز مخاطب دعوت قرار گرفتند؛ اما آن را اجابت ن د. در مورد بزرگان اوس چون سُوید بن صامت که پس از حج و دیدار در نبرد بعاث در یثرب کشته شدند نقل شده که به هنگام مرگ در عرصه نبرد مسلمان از دنیا رفتند.[۷۴] شاید بتوان گفت چنین نقلهایی بیشتر زاییده رقابت های قبیله ای است. به موازات روایت ابن اسحاق، موسی بن عُقْبَه به نقل از عُرْوَة بن زبیر نخستین مسلمانان را 6 خزرجی و دو اوسی دانسته است.[۷۵]

در حج سال بعد (دوازدهم بعثت) 12 مسلمان که دو تن اوسی و بقیه از خزرج بودند پس از دیدار با از وی خواستند بیعت با آنها را به سال بعد موکول نکند، از این رو در بیعت خود با آنها، تعهداتی اخلاقی و اعتقادی از آنها گرفت که به بیعت عقبه اول شهرت یافت.[۷۶] ( => بیعت عقبه) آنها پس از بازگشت به یثرب با مکاتبه د؛ گویا اختلافی درباره این که چه ی از اوسیان یا خزرجیان جماعت را ت کند، رخ داده بود.[۷۷]، افزون بر این آنان به مبلغی نیاز داشتند که بتواند آموزه های ی را در میان دیگران گسترش دهد.[۷۸] در پاسخ به این درخواست، مُصْعَب بن عُمیر را به یثرب فرستاد.[۷۹] تا پیش از آمدن مصعب، أسعد بن زراره رجی (از بنی نجار) نو مسلمانان بود و تا حضور مصعب جماعت را بر پا می کرد.[۸۰] مصعب نیز در یثرب در پناه او به فعالیت تبلیغی خود در تیره های مختلف ادامه می داد؛ اما با فشارهایی که قبیله بنی نجار بر اسعد وارد د وی وادار شد دست از حمایت مصعب بردارد.[۸۱]

با آمدن مصعب به یثرب، بر سر زبانها افتاد و فعالیت مسلمانان آشکار گردید.[۸۲] مصعب بر آوردن سران تیره ها تأکید داشت زیرا آوردن بزرگان قبیله می توانست به گسترش در همه قبیله بینجامد، نحوه گزارش منابع تاریخی به گونه ای است که گویا در این مرحله تنها تیره اوسی عبدالاشهل کاملاً آورده اند، زیرا در مورد بیشتر تیره ها آمده که از هر یک تنها اندکی مسلمان شده بودند.[۸۳] سعد بن مُعاذ، این تیره در این مرحله او را به برجسته ترین اوسی در دوره مبدل ساخت. او در آغاز کار، چون دریافت دیگر اسعد بن زراره تحت فشارهای بنی نجار از حمایت مصعب بن عمیر، مبلغ دست کشیده است او را در پناه خود گرفت.[۸۴]

در حج سال سیزدهم بعثت و پس از بازگشت مصعب به مکه[۸۵] حدود 70 تن[۸۶] از نومسلمانان یثرب پس از زیارت مخفیانه ، با او پیمانی بستند و بر اساس آن را یکی از خود دانسته، تعهد د در برابر حملات دشمنان به ایشان تا پای جان بایستند. در این پیمان که عقبه دوم نام گرفت 11 نفر از اوس و 63 نفر از خزرج حضور داشتند که دو تن از آنها ن خزرجی بودند و اینان نخستین ن یثربی به شمار می آمدند که با بیعت می د. از میان بیعت کنندگان 12 نقیب برگزید که 9 تن از خزرج و سه تن از اوس بودند.[۸۷]( => بیعت عقبه)

در جریان بیعت و گفتگو میان و مسلمانان یثرب بَراء بن مَعْرور خزرجی و ابوالهیثم اوسی به نمایندگی و سخنگویی از دیگر حاضران بر حمایت قطعی خود از تأکید د.[۸۸] در این باره که چه ی در این بیعت، در دست دادن و بیعت با پیشقدم بود اختلاف است؛ برخی براء بن معرور خزرجی[۸۹] و دیگران ابوالهیثم اوسی را مقدم می دانند. گزارشهایی که ابوالهیثم اوسی را ترجیح می دهد به عروة بن زبیر باز می گردد.[۹۰] نقلهای ضعیف تری اسعد بن زراره خزرجی را مطرح می کند، در حالی که به اقتضای جوانی وی نمی توان او را بر بزرگان حاضر مقدم دانست.[۹۱]

طی سه ماه پس از این پیمان، مسلمانان مکه که چند ده نفر بودند[۹۲] به یثرب مهاجرت د.[۹۳] بخش قابل توجهی از مهاجران در قُبا که موطن تیره اوسی عمرو بن عوف بود، مستقر شدند. منابع تاریخی از خانه ای به نام «منزل العَزّاب» (خانه مجرّدها) یا العصبه[۹۴] یاد می کنند که مهاجران در آنجا گرد آمده بودند.[۹۵]

اوسیان در یثرب بالا سکنا داشتند که قبا بخشی از آن بود. پس از مهاجرت با اقامت در قبا مسجدی را در آنجا بنا نهاد که به مسجد قبا شهرت یافت.[۹۶]

پس از که علی بن طالب علیه السلام در قبا به پیوست، مشخص گردید که ایشان قبا را برای اقامت مناسب ندانسته است؛ اما انتقال ایشان به هر نقطه دیگر در یثرب می توانست موجب ن یتی تیره های دیگر و در نتیجه تشدید رقابتهای قبیله ای شود و مانعی در برابر گسترش در میان قبایل ناراضی به حساب آید.

ایشان تحت حمایت سواره نظامهای خزرجی (از بنی نجار که از بستگان او بودند)[۹۷] حرکت خود را آغاز کرد و به دنبال شتر خویش از محله های متعدد یثرب گذر کرد تا به محله خزرجیان بنی مالک بن نجار رسید و در آنجا مستقر شد و بعدها مسجد خود را نیز در همان مکان بنا نهاد. تیره هایی که در مسیر حرکت قرار گرفتند از جمله بنی سالم، بنی حُبْلی، بنی ساعده، بنی بیاضه، بلحارث و بنی عدی بن نجار همگی خزرجی بودند.[۹۸]

محلی که برای اقامت برگزید همچون دیگر مناطق یثربِ پایینْ بیشتر از آن تیره های خزرجی چون بنی زریق، بلحارث، بنی ساعده و بنی نجار بود و از این رو با تیره های اوسی و قبایل یهودی مستقر در یثرب علیا، فاصله بیشتری داشت.[۹۹]

پس از استقرار به مرور ْ بسیاری از تیره ها به ویژه تیره های خزرجی را فراگرفت و موجی از بت شکنی در یثرب به راه افتاد.[۱۰۰] و چنانچه مخالفانی هم در میان آنها وجود داشت در نفاق پوشش گرفتند. (همین مقاله => مخالفان اوسی و خزرجی ) با این همه بخش قابل توجهی از تیره های اوسی شامل بنی خطمه، بنی واقف و اوس منات (شامل بنی امیة بن زید، بنی وائل، و بنی عطیّه) که افزون بر همپیمانی با یهودیان بنی نضیر و بنی قریظه[۱۰۱]، تحت تأثیر بزرگان خود از جمله ابن اسلت بودند، نیاوردند.[۱۰۲] 5 سال بعد که یهودیان تبعید و اتحادیه قبایل در نبرد احزاب ناکام ماندند، بقیه اوسیان نیز آوردند و نام اوس منات را به «اوس الله» تغییر داد.[۱۰۳]

به رغم اختلافات پیشین اوس و خزرج با اقدامهای اُلفتی میان تیره ها ایجاد شد. ایشان عهدنامه ای میان آنان بست[۱۰۴] و از هر تیره خواست تا دیه خونهایی را که بر عهده دارند پذیرفته، بپردازند.[۱۰۵] به روایت سدّی، ابن اسحاق و دیگران آیه 63 سوره انفال/8 حکایت از این امر دارد:[۱۰۶] «و اَلَّفَ بَینَ قُلوبِهِم لَو اَنفَقتَ ما فِی الاَرضِ جَمیعًا ما اَلَّفتَ بَینَ قُلوبِهِم ولکِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَینَهُم اِنَّهُ عَزیزٌ حَکیم = خداوند میان دلهایشان الفت انداخت و اگر آنچه در زمین بود هزینه می کردی نمی توانستی میان دلهایشان الفت بیندازی؛ ولی خداوند میان آنها الفت افکند که او عزیز و حکیم است».

از آنجا که اندکی پس از آ ین جنگ بزرگ میان اوس و خزرج (بعاث) به یثرب آمده بود، برخوردهای خُردی که در دوره ی میان اوس و خزرج صورت می گرفت معمولاً با دخ برطرف می شد، چنان که در زمان کوتاهی که در قُبا مهمان اوسیان بود بسیاری از خزرجیان که به جهت درگیری های گذشته ممکن بود در معرض انتقام قرار گیرند نمی توانستند به زیارت بیایند.[۱۰۷]؛ اما این وضعیت چنان با شتاب تغییر کرد که برخی یهودیان از ه نی های اوسیان با خزرجیان شگفت زده می شدند و برای صدمه زدن به تلاش می د اختلافات آنها را مجدداً احیا کنند. یک بار اقدام آنها مؤثر افتاد و بازگویی خاطرات جنگ بعاث به یادآوری کینه های پیشین انجامید. پس از آن تعدادی از هر دو گروه با هم وعده د در یکی از سنگلاخهای حومه یثرب با هم مبارزه کنند؛ اما پس از حضور سریع و شنیدن سخنان آن حضرت، گریه کنان یکدیگر را در آغوش گرفتند.

آیات 100-105 سوره آل عمران/3 به همین مناسبت نازل شده است:[۱۰۸] «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اِن تُطیعوا فَریقًا مِنَ الَّذینَ اوتُواالکِتبَ یَرُدّوکُم بَعدَ ایمنِکُم کفِرین × وکَیفَ تَکفُرونَ واَنتُم تُتلی عَلَیکُم ءایتُ اللّهِ وفیکُم رَسولُهُ ومَن یَعتَصِم بِاللّهِ فَقَد هُدِیَ اِلی صِرط مُستَقیم × یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اتَّقوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ولا تَموتُنَّ اِلاّ واَنتُم مُسلِمون × واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَمیعًا ولا تَفَرَّقوا واذکُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکُم اِذ کُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخونًا وکُنتُم عَلی شَفا حُفرَة مِنَ النّارِ فَاَنقَذَکُم مِنها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُم ءایتِهِ لَعَلَّکُم تَهتَدون × ولتَکُن مِنکُم اُمَّةٌ یَدعونَ اِلَی الخَیرِ و یَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ واُولئِکَ هُمُ المُفلِحون × ولا تَ وا کالَّذینَ تَفَرَّقوا واختَلَفوا مِن بَعدِ ما جاءَهُمُ البَیِّنتُ واُولئِکَ لَهُم عَذابٌ عَظیم».

البته شأن نزولهای دیگری نیز ذیل این آیات مطرح شده؛ اما همگی ناظر به همین امر است، هر چند در گزارش حادثه متفاوت است.[۱۰۹]

خداوند در این آیات اطاعت از یهودیان را بازگشت به کفر دانسته، از مؤمنان می خواهد بر خود استوار باشند و رفتار اوسیان و خزرجیان را مورد توبیخ قرار می دهد که چگونه با آن که خدا و آیات الهی را در اختیار دارید به کفر بازمی گردید. در ادامه خداوند آنان را از تفرقه برحذر داشته، اخوّت و الفت آنان را نعمتی الهی و موجب رهایی از آتش می داند و از آنان می خواهد همچون دیگر اقوامِ گرفتار در عذاب، پس از دلیل های روشنی که دریافت کرده اند دچار تفرقه و اختلاف نشوند.

گاه، بازخوانی اشعار جنگهای جاهلی و تحریک احساسات قبیله ای به وسیله یهودیان[۱۱۰] و گاه یادآوری خاطرات جنگهای پیشین در نشستهای گروهی، آنان را رویاروی یکدیگر قرار می داد؛[۱۱۱] اما هر بار با خواندن همین آیات، اوضاع را به ح نخستین آن بازمی گرداند.[۱۱۲]

شاید آ ین مشاجره میان اوس و خزرج در سال ششم هجری روی داده باشد؛ زمانی که عبدالله بن ّ با دامن زدن به مسئله افک درصدد فشار بر بود و چون این مشکل برطرف شد از عبدالله بن ّ خزرجی به بزرگ خزرجیان یعنی سعد بن عباده گله کرد. در این زمان یکی از بزرگان اوس به گفت: اگر از فردی اوسی گله دارید ما اقدام خواهیم کرد؛ اما اگر از فردی خزرجی گله مندید کافی است فرمان دهید تا گردنهایشان را بزنیم. با سخنان تند وی، سعد بن عباده، مسلمانان خزرجی برآشفت و مشاجره ای میان آنان درگرفت.[۱۱۳]

بررسی نبردهای نیز به خوبی نشان می دهد هویت قبیله ای نان یثرب همچنان پابرجا بود. اوس و خزرج در جنگهای بدر[۱۱۴]، اُحد[۱۱۵]، خیبر[۱۱۶]، وادی القری[۱۱۷]، فتح مکه[۱۱۸]، حُنین[۱۱۹] و تَبوک[۱۲۰] هر کدام پرچمی جداگانه داشتند که نشان از دسته های متمایز آنها در است، افزون بر این آنها در نبردهای گوناگون چون بدر[۱۲۱]، فتح مکه و حنین[۱۲۲] شعار خاصی سرمی دادند.

به نظر می رسد بیش از آنکه در پی کم رنگ هویت قبیله ای آنها باشد، تلاش کرد از رقابت آن دو در جهت تقویت ایمان و تحکیم حکومت ی بهره ببرد. در گفتگویی میان تنی از اوسیان و خزرجیان گزارش شده که اوسیان در افتخارات خود به شهیدان برجسته ای چون سعد بن مُعاذ، حنظله غسیل الملائکه، خُزیمة بن ثابت و عاصم بن ثابت تأکید می د و خزرجیان 4 تن از قاریان خزرجی و برجسته قرآن چون اُبیّ بن کعب، معاذ بن جبل، زید بن ثابت و ابوزید را از خود می دانستند و این بحث باز به مشاجره آنها انجامید.[۱۲۳] بنا به گزارش های دیگری پس از قتل کعب بن اشرف نضیری بدست اوسیان،[۱۲۴] مردانی از خزرج در رقابت با آنان، سلاّم بن الحُقَیق نضیری از مخالفان برجسته را کشتند.[۱۲۵]

در قرآن واژگانی بکار رفته است که عالمان علم قرائت آن را به واژگان قبایل متعددی از جمله اوس و خزرج نسبت می دهند؛ به عنوان نمونه واژه «لینَة» در آیه 5 سوره /59 در گفتار اوسیان به مفهوم درخت ماست:[۱۴۸] «ما قَطَعتُم مِن لینَة اَو تَرَکتُموها قائِمَةً عَلی اُصولِها فَبِاِذنِ اللّهِ ولِیُخزِیَ الفسِقین = آنچه از درختان ما ببرید یا به حال خود واگذارید، همه با اذن خداست تا فاسقان خوار و رسوا شوند، بر این اساس مشخص می شود که آیه در پاسخ آن دسته از انصاریانی است که ب درختان مای یهودیان بنی نضیر را نامطلوب دانستند زیرا این اوسیان بودند که از نظر تاریخی همپیمان و همراه با بنی نضیر بوده اند.[۱۴۹] و از قطع درختان بنی نضیر بیشتر تحت تأثیر قرار می گرفتند.

خداوند در آیه 11 سوره /62 نیز گزارش می دهد که مسلمانان را رها د و به سوی کاروان تجاری شتافتند تا داد و ستد کنند و برای بیان مفهوم رفتن به جای واژه «ذهبوا» از واژه «اِنفَضّوا» استفاده می کند که در لغت خزرجیان بدین معنا کاربرد دارد:[۱۵۰] «و اِذا رَاَوا تِجرَةً اَو لَهوًا اِنفَضّوا اِلَیها و تَرَکوکَ قائِمًا قُل ما عِندَاللّهِ خَیرٌ مِنَ اللَّهوِ و مِنَ ِّجرَةِ واللّهُ خَیرُ الرّازِقین»، از این رو می توان گفت که بسیاری از انی که خطبه را در رها کرده به تجارت پرداختند خزرجی بوده اند، به ویژه آنکه اساساً مسجد در میان تیره های خزرجی بنا شده بود.

ذیل آیه 104 سوره بقره/2 نیز آمده است که بومیان زمانی که می خواستند از بخواهند به آنان نظر کند تا سخنانش را بهتر بشنوند از واژه «راعِنا» استفاده می د. مفهوم عربی چنین واژه ای موجب استهزای مسلمانان و رنجش خاطر می شد. زیرا واژه «راعنا» در زبان یهودی ترکیبی از دو واژه «راع» و «نا»[۱۵۱] و به معنای «ما را احمق گردان» است، از این رو در آیات از کاربرد این واژه نهی شده است:[۱۵۲] «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لاتَقولوا رعِنا وقولوا انظُرنا...»(سوره بقره/2، 104)، «مِنَ الَّذینَ هادوا یُحَرِّفونَ الکَلِمَ عَن مَواضِعِهِ و یَقولونَ سَمِعنا و عَصَینا واسمَع غَیرَ مُسمَع و رعِنا...»}}. (سوره نساء/4، 46)

خزرجی



مشاهده متن کامل ...
محرم الحرام سال 1392
درخواست حذف اطلاعات


مراسم شب اول ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
22mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشم12mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم8mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم8mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم8mb
روضه و دعاحاج وحید صباغ5mb


مراسم شب دوم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال و المسلمین زحمت دوست17mb
روضــــــه
سید مهدی بنی هاشم13mb
زمینــــــه
سید مهدی بنی هاشم8mb
واحد و جفت
سید مهدی بنی هاشم و احمد صفری12mb
شـــــــــــور
سید مهدی بنی هاشم و احمد صفری6mb
روضه و دعا
سید مهدی بنی هاشم1mb




مراسم شب سوم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
23mb
روضـــــــهحاج جعفر طهماسبی14mb
زمینــــــه حاج جعفر طهماسبی ، سید مهدی بنی هاشم
زحمت دوست
10mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم و احمد صفری11mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم7mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم6mb


مراسم شب پنجم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
24mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشم8mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم10mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم و رضا ترکاشوند11mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم8mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم و حاج جواد صانعی 5mb


مراسم شب ششم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشمmb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشمmb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم و احمد صفریmb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم و حاج وحید صباغmb


مراسم شب هفتم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
22mb
روضـــــــه حاج محمد حاج ابوالقاسمی12mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم10mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم13mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم8mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم و حاج وحید صباغ8mb


مراسم شب هشتم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
19mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشم11mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم10mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشمو احمد صفری11mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم و احمد صفری11mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم 4mb


مراسم شب نهم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
18mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشم18mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم12mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم12mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم11mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم و حاج وحید صباغ10mb




مراسم شب عاشورا ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال والمسلمین زحمت دوست
22mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشم14mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم10mb
واحد و جفتسید مهدی بنی هاشم14mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم و احمد صفری9mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم و حاج محمد کیوان9mb




مراسم ظهر عاشورا ماه محرم سال 1392

روضـــــــهحجت ال زحمت دوست و
سید مهدی بنی هاشم
13mb
زمینــــــهسید مهدی بنی هاشم6mb
واحد و جفتاحمد صفری و سید مهدی بنی هاشم8mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم و احمد صفری4mb
روضه و دعاحجت ال زحمت دوست
و سید مهدی بنی هاشم
8mb




مراسم شام غریبان ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال زحمت دوست 14mb
روضـــــــهسید مهدی بنی هاشم3mb
واحد و جفت سید مهدی بنی هاشم6mb
شــــــــــــورسید مهدی بنی هاشم 4mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم 9mb




مراسم شب دوازدهم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال زحمت دوست 25mb
روضـــــــهعلی اضغر خواجه زاده15mb
زنــیعلی اصغر خواجه زاده
و سید مهدی بنی هاشم
18mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم 4mb




مراسم شب سیزدهم ماه محرم سال 1392

سخنرانیحجت ال زحمت دوست 35mb
روضـــــــهحـاج حیــدر خمـــــسه
و سید مهدی بنی هاشم
23mb
واحدسید مهدی بنی هاشم13mb
شـــورسید مهدی بنی هاشم و احمد صفری9mb
روضه و دعاسید مهدی بنی هاشم9mb





مشاهده متن کامل ...
مصاحبه استاندار خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

استاندار خوزستان: طرح انتقال آب کارون، مجوز محیط زیست ندارد و اجرا نمی شود/ مجوز استانی خودروهای اروند حداقل تا 4 سال دیگر اعتبار دارد/ ارائه پیشنهاد برای تغییر ساختار استانداری خوزستان / حل مشکلات آب و برق خوزستان تا 4 سال آینده

خدمات خوزستان را به یک هواپیما تشبیه به همین دلیل هزینه های نگهداری در این استان نیز باید مانند هواپیما باشد و ما نمی توانیم با هزینه نگهداری پیکان یک هواپیما به آسمان بفرستیم چرا که در این صورت شش ماه بعد این هواپیما زمین گیر می شود.
عصرایران - خوزستان استان خبرسازی است. خوزستان منبع تولید بیش از 80 درصد نفت کشور با طبیعت جلگه ای مناسب کاشت انواع محصولات کشاورزی است. کارون پُر آب ترین و کرخه طولانی ترین رودخانه کشور، اروند رود، جراحی و دز در این استان قرار دارند. استان علاوه بر تعدد منابع طبیعی سرشار از تنوع قومی و دینی است.

خوزستان با وجود منابع و امکانات سرشار، همواره با مشکلات و مسائل مختلفی روبه رو است مشکلاتی از جنس خوزستان.

 غلامرضا شریعتی (45 ساله) یکی از جوان ترین استانداران ت اول است. ای ژنتیک دارد. او همزمان با فعالیت ی و علمی در جندی شاپور، در دوره اصلاحات معاونت امنیتی استانداری خوزستان را برعهده داشت و برای مدتی هم س رست استانداری بود. وی از فعالان ارشد اصلاح طلب در استان خوزستان به شمار می آید که داد 1395 پس از برکناری مقت از استانداری، به عنوان استاندار جدید معرفی شد.

استاندار خوزستان در مصاحبه با عصرایران تاکید کرد که طرح های جدید انتقال آب کارون به مناطق مرکزی ایران (تونل بهشت آباد) تایید سازمان محیط زیست را ندارد و به دلایل مختلف از جمله هزینه بالا اجرا نخواهد شد.

او همچنین تاکید کرد مجوز رفت و آمد استانی خودروهای منطقه آزاد اروند تا اطلاع بعدی و حداقل تا 4 سال آینده ادامه خواهد داشت.

وی از پیشنهاد خود برای اصلاح ساختار استانداری برای خوزستان و پذیرش آن از سوی رئیس جمهور خبر داد.
شریعتی خدمات خوزستان را ملی و به یک هواپیما تشبیه کرد که هزینه های نگهداری آن نیز باید در همین سطح باشد. استاندار همچنین وعده داد مشکلات مربوط به آب و برق خوزستان تا حداکثر 4 سال آینده حل شوند.

متن کامل این مصاحبه که در دفتر نمایندگی استاندازی خوزستان در تهران انجام شد به این شرح است: 

* در اولین جلسه ای که سال 95 به هیات ت رفتید بحثی را برای مشکلات خوزستان مطرح کردید و گفتید؛ «که ت باید خوزستان را به عنوان قلب خودش بداند و مشکلات را فقط مشکلات خوزستان نبیند» به نظر شما این اتفاق افتاده است؟

- در آن سال که من به هیات ت رفتم در مصاحبه ای گفتم ؛ "خوزستان استانی است که مسائل ملی آن بیش از مسائل محلی آن است و به عبارتی یک ابر استان است" خوزستان استانی است که دومین سهم را در تولید ناخالص ملی دارد و جزء استان هایی است که بیشترین ارز آوری را دارد چرا که بیش از هفتاد درصد تولید نفت کشور (خشکی) از خوزستان است. به همین علت مسائل این استان ملی است و در نتیجه پروژه های آن نیز ملی است مانند سد های عظیم که در خوزستان ساخته شده است که بیش از 16 میلیارد متر مکعب در پشت سد های استان خوزستان قابل استحصال است. همچنین تولید برق زیادی در این استان انجام می شود و نیروگاه های خوزستان بیش از 14 هزار مگا وات برق تولید می کنند، در صورتی که پیک مصرف برق در استان، 8 هزار م ات می باشد.

استاندار خوزستان: طرح انتقال آب کارون، مجوز محیط زیست ندارد و اجرا نمی شود/ مجوز استانی خودروهای اروند حداقل تا 4 سال دیگر اعتبار دارد/ ارائه پیشنهاد برای تغییر ساختار استانداری خوزستان / حل مشکلات آب و برق خوزستان تا 4 سال آینده

*چرا استانی که در اکثر بخش ها نقش اول را دارد همزمان به صورت نسبی نیز در کمبود ها و کاستی ها نیز در جایگاه اول است؟

- دقیقا همین طور است. این موارد را به بیشترین تولیدات محصولات کشاورزی نیز اضافه کنید. بنابراین تولید خوزستان در صنعت، بنادر و صادرات و واردات کالا و کشاورزی و ... همگی ملی است و بطور کلی خدمات خوزستان ملی است. من حتی در حضور رییس جمهور، خدمات خوزستان را به یک هواپیما تشبیه به همین دلیل هزینه های نگهداری در این استان نیز باید مانند هواپیما باشد و ما نمی توانیم با هزینه نگهداری پیکان یک هواپیما به آسمان بفرستیم چرا که در این صورت شش ماه بعد این هواپیما زمین گیر می شود. وقتی تولید خوزستان و خدمات خوزستان ملی است، باید خدمتی هم که به خوزستان می شود و اقدامات زیرساختی به صورت ملی باشد.

من فکر می کنم که ت یازدهم حداقل در یک سالی که من در این مقام بوده ام به مسائل این استان یک نگاه ملی داشته است. طرح 550 هزار تاری که ت یک و نیم میلیارد دلار به آن اختصاص داد یک عزم و ورود ملی به مسائل خوزستان بود. مصوبه ت در تاریخ 15 فروردین امسال برای زیر ساخت ها و مشکلات خوزستان یک عظم ملی به حساب می آید. به تعبیری ت یازدهم تا الان نشان داده است که استدلال ما را مبنی بر ملی بودن مسائل، خدمات و مشکلات استان خوزستان پذیرفته است. به همین علت یک اراده ای در ت و در کل نظام از ی و ت در  این جهت است که؛ « زیرساخت های استان خوزستان به صورت یک مسئله ملی پیگری شود و مشکلات آن سریعتر حل شود».

*وقتی شما از این طرح ها صحبت می کنید حس خوبی به آدم دست می دهد که اتفاق مهمی در حال رخ دادن است. اما سوالی که مطرح می شود: مردم در این استان برای دستی به نیازهای اولیه مانند برق و آب مشکل دارند و حتی نسبت به استان های همجوار مانند بوشهر در وضعیت مناسبی قرار ندارند. برای مثال در بحث جاده نیز استان خوزستان بعد از سیستان و بلوچستان و اسان از استان های پر تلفات در حوادث جاده ای به حساب می آید.  این یک تناقض است که خوزستان پر آب است اما آب مصرفی ندارد، پر برق است اما برق مصرفی ندارد.


این استدلال ها را برای ت و رییس جمهور محترم توضیح دادیم، ایشان هم متاثر شد و هم دستورات لازم برای رفع این مشکلات داد. رییس جمهور در شورای اداری استان نیز فرمودند، که ما پروژه های فاینانس را به دلایل خاص خودش در کشور قبول نمی کنیم چرا که گارانتی های خاص ت را لازم دارد مگر آنکه پروژه ها با گارانتی های خصوصی باشد. اما ما، برای استان خوزستان این گارانتی را می دهیم و همین مجوز باعث شد که این مصوبات شکل بگیرد و بهبود یابد. به همین دلیل مسائل مربوط به آب شرب، فاضلاب، برق ، ریزگرد ها، فاز دوم پروژه 550 هزار تاری و احیای کارون از جمله برنامه هایی است که ت خودش را موظف کرده است که در 4 سال آینده آن ها رابه انجام برساند.

استاندار خوزستان: طرح انتقال آب کارون، مجوز محیط زیست ندارد و اجرا نمی شود/ مجوز استانی خودروهای اروند حداقل تا 4 سال دیگر اعتبار دارد/ ارائه پیشنهاد برای تغییر ساختار استانداری خوزستان / حل مشکلات آب و برق خوزستان تا 4 سال آینده
 *برای مثال می شود یک زمانبندی اعلام شود که به مردم بگوییم که قرار است در این تاریخ مشکل آب یا برق به طور کامل حل شود؟

برنامه ت برای این پروژه ها بین سه تا 4 سال است.

 *یعنی ما تا پایان ت دوازدهم مشکل آب و برق را در خوزستان شاهد نیستیم؟

بله برنامه به این شکل است. البته در بحث برق هم موضوع تولید و هم انتقال مطرح است و متاسفانه مصرف برق در سال جاری به دلیل افزایش گرما به شدت افزایش یافته است. ما در هر سال بین 5 تا 7 درصد افزایش مصرف برق را شاهد بودیم که امسال شاهد افزایش 11 تا 14 درصدی هستیم. البته این موضوع مدیریت شده است و قطع برق چندانی نداشته ایم. موضوع قطع برق تنها در استان خوزستان نیست و در تهران نیز این مسئله در سال جاری مشکل ساز شده است.

تهران با وجود 13 میلیون نفر جمعیت نزدیک به هشت هزار و هشتصد مگا وات برق مصرف می کند، در حالی که بر اساس آمار در پیک مصرف خوزستان هشت هزار و چهل مگا وات برق مصرف شده است، درحالی که جمعیت خوزستان 5 میلیون نفر است و همچنین برای برخی صنایع محدودیت گذاشته ایم و برای مثال 130 مگا وات از برق فولاد خوزستان را کم کرده ایم و همچنین ساعت کاری ادارات نیز به همین دلیل کم شده است اما باز هم میزان مصرف بسیار بالا است. انشاالله با مصوبه ت بتوانیم این مشکلات را حل کنیم. در همین راستا یک مصوبه دیگری در ت تصویب شده است که برای پست های برق خوزستان از پست های ais یا همان پست های برق رو باز استفاده نشود و بجای آن از پست های برق gis باشد که در مواجهه با ریزگردها دچار مشکل نشویم. در همین راستا روزگذشته دو پست gis در اهواز کلنگ زنی کردیم و این پروژه شروع شده است.

*موضوع مهم دیگر وضعیت محیط زیست خوزستان است که مطلوب نیست.  وضعیت محیط زیستی خوزستان، هم به لحاظ کارون و هم سد سازی ها و انتقال آب کارون نگرانی هایی ایجاد کرده است. این پیش بینی بین مردم از بیست سال پیش بارها مطرح شده است. این سوالی است که بارها مطرح شده و جواب دقیقی به آن داده نمی شود؛ آیا آب کارون منتقل می شود؟ اگر منتقل می شود در بحث کشاورزی و محیط زیستی چه تضمینی برای عدم وقوع مشکلات بیشتر وجود دارد؟ همچنین اگر این انتقال برای آب شرب است مقدار آن چقدر است؟

در بحث انتقال آب کارون در گذشته تونل کوهرنگ یک و دو احداث شده بودند و تونل کوهرنگ سه  نیز در سه سال پیش به اتمام رسیده ولی سد آن هنوز احداث نشده است. مصوبه ای برای طرح بهشت آباد است اما هنوز اقدامی برای آن صورت نگرفته است.

*آیا مصوبه هیات ت را درباره بحث انتقال آب را تایید می کنید؟

آن نامه مصوبه نبود بلکه مقرره بود. یعنی مقرر شده بود که ی ری موضوعات تصمیم گیری شود. مصوبه همیشه به امضای معاون اول رییس  جمهور می رسد اما این نامه به امضای دبیر هیات ت بوده است. در آن نامه نوشته شده بود که مقرر شد و در نتیجه مقرره ضمانت اجرایی ندارد. طرح بهشت آباد نیز اجرا نشد و حتی تونل آن نیز اجرا نشده است.

*در خبر دیگری گفته شده بود که؛ تونل بهشت آباد از سمت شرقی آن عملیاتش آغاز شده است. آیا صحت دارد؟

خیر ما چنین اطلاعاتی نداریم.

*پس شما می گویید که بر اساس اطلاعات شما چنین تونلی احداث نشده است. مصوبه برای طرح تونل بهشت آباد در چه وضعیتی است؟

مصوب شده است اما یک هزینه سرسام آوری می خواهد . حداقل 20 هزار میلیارد تومان پول برای این طرح نیاز است.

استاندار خوزستان: طرح انتقال آب کارون، مجوز محیط زیست ندارد و اجرا نمی شود/ مجوز استانی خودروهای اروند حداقل تا 4 سال دیگر اعتبار دارد/ ارائه پیشنهاد برای تغییر ساختار استانداری خوزستان / حل مشکلات آب و برق خوزستان تا 4 سال آینده


*یعنی این پروژه متوقف نشده است و اگر از نظر بودجه ای ت بتواند آن را تامین کند طرح به اجرا گذاشته می شود؟


البته در این طرح آقای رییس جمهور دستور داده اند که تنها در حد آب شرب باید اجرا شود. ما نیز تاکید کردیم که در همین حد اجرا شود. ما دستور رییس جمهور را مطاع هستیم.

*آیا مشخص شده است که میزان این آب شرب چقدر است؟ چرا که ممکن است آب شرب یک شهر باشد یا یک استان یا چند استان.

این موضوع نیز محل بحث میان دوستان در استان های دیگر است اما از نظر ما این میزان مشخص است.

*این موضوع برای آب شرب خود خوزستان ایجاد مشکل نمی کند؟
خیر.

*برای مصارف کشاورزی یا صنعتی خوزستان  چطور؟ می خواهم بدانم آیا عظمی وجود دارد که این مصوبه لغو شود؟

بالا ه بحث آب یک بحث ملی است و تصمیمات خاص خودش را دارد. اما برای آب شرب خوزستان مشکلی ایجاد نمی کند. اینکه انتقال آب از نظر محیط زیستی مشکل ایجاد می کند یا خیر بحث دیگری است. در طرح بهشت آباد نیز سازمان محیط زیست کشور، مجوز محیط زیستی آن را نداده است.

*بنابراین این طرح نقص دارد؟

بله از نظر محیط زیستی نقص دارد.

*آیا در صورت اجرای این طرح برای مسائل کشاورزی و صنعتی خوزستان مشکل ایجاد می شود یا خیر؟

برای کشاورزی و صنعت باید دید که پیش بینی مشکل به چه معنا است. برای مثال یک میلیون و صد و پنجاه هزار تار زمین زیر کشت در استان خوزستان داریم حال اگر این آب منتقل نشود این رقم به یک میلیون و دویست هزار تار می رسد. بنابراین از نظر حجم کشاورزی اتفاقی برای استان خوزستان رخ نخواهد داد.

*منظور شما این است که در صورت انتقال آب مقداری از توسعه کشاورزی استان خوزستان کاسته می شود؟

بالا ه مقداری جزیی از این توسعه کاسته می شود. به هر حال کل آب مربوط به تونل بهشت آباد 580 میلیون متر مکعب در سال است، که موضوع مهمی است. ادعای ما این است که برای مصرف شرب همان 340 میلیون متر مکعب کافی است و باید 240 میلیون متر مکعب کاهش یابد اما برخی نظرهای کارشناسی بر همان رقم 580 میلیون متر مکعب تاکید می کنند.
آورد آب رودخانه کارون، قبل از خش الی بالای بیست میلیارد متر مکعب بود و الان به 15 میلیارد متر مکعب رسیده است. در حال حاضر کل آبی که منتقل می شود نزدیک به هشتصد و پنجاه میلیون متر مکعب است که به استان های مختلفی مانند اصفهان، یزد و کرمان منتقل می شود.

*این موارد نیز برای مصرف شرب است یا مصارف دیگری هم در بر می گیرد؟

به هر حال برخی پروژه ها در این استان ها از قبل طراحی شده  و بر اساس آن مصرف ایجاد شده است. آقای دستور داده اند که از این به بعد انتقال آب باید تنها در حد شرب صورت بگیرد.
این طرح بهشت آباد اگر اجرا شود برای مصارف صنعتی استان خوزستان نیز مشکلاتی ایجاد می کند؟

بحث ما همان است و فرقی نمی کند. قرار بر این است که تنها 580 میلیون متر مکعب و تنها برای مصارف شرب در این طرح انتقال داده شود، که ما حداکثر با 340 میلیون متر مکعب آن موافق هستیم.

*پیش بینی شما این است که در ت آینده این طرح اجرا می شود؟

 پیش بینی من این است که فعلا در ت با توجه به هزینه بالا، قابل انجام نمی باشد.

موضوع دیگر این است که ما پرتی آب زیاد داریم و سالانه سه  میلیارد متر مکعب آب، از ما به دریا می رود.این یک موضوع طبیعی است و در تمام دنیا برای رودخانه های بزرگ امری بدیهی به حساب می آید.
با یک نگاه کارشناسی و سدسازی ها  قرار است مدیریت کنیم تا حق آب مشخص شود.

* با این حجم آب این رقم پرتی آب به حساب نمی آید و این روند طبیعی یک رودخانه است
چرا بیش از حد متعارف و در شرایط کنونی این رقم پرتی آب به حساب می آید. بالا ه آب به دریا رفتن طبیعی است.

*این موضوع برای دریاچه ارومیه هم مطرح شده بود و مشکل ساز شد

تفاوت زیادی بین دریا و دریاچه ارومیه وجود دارد. بحث ما این است که این رقم به دریا ریخته می شود اما ی ری از مردم، آب برای خوردن ندارند. در چنین شرایطی باید چکار کرد. اگر این انتقال آب شرب انجام نشود دیگر مناطق استان های دیگر بیابان می شود و همه به خوزستان مهاجرت می کنند و مشکلات زیادتر می شود. به عبارتی با این مسیر کلی از مناطق ایران بیابان می شود و با مهاجرت کلی از زمین های کشاورزی باید محل س ت شود. بالا ه ما باید ی ری تصمیماتی بگیریم که معقول باشد. البته معتقدیم که حق آب استان و تالاب ها نباید از بین برود.
بحث بر سر آب شرب نیست. برخی از استان ها مصرف صنعتی زیادی دارند. برای مثال صنایع فولاد در استان اصفهان را در نظر بگیرید.

مصرف آب صنعتی نسبت به مصرف کشاروزی به ذات پایین است. ما بالای  94 درصد از مصرف آب برای کشاورزی است و چقدر آب تبخیر می شود و پرتی آب داریم.

* در حال حاضر کشاورزان خوزستانی هم مشکل تامین آب دارند، شما در سفرهای خود می بینید که همه کشاورزان نسبت به آب گلایه دارند.

بله درست است، اما اگر در خوزستان گلایه وجود دارد در استان اصفهان وضعیت بحرانی است. بالا ه ایران وارد یک تغییر اقلیمی و خش الی شده است، اما ما خودمان را با این شرایط جدید وفق نداده ایم. ما باید فرهنگ سازی کنیم و تجهیزاتمان را صنعتی کنیم. در اروپا با آن همه بارندگی، تمام کشاورزی به صورت قطره ای و بارانی انجام می شود.

در بحث پرتی آب به دریا حرف من این است که بر اساس اصول علمی باید میزان آب ورودی به دریا کنترل شود و باقی آب برای مصارف شرب و .. استفاده شود.

*اگر آمارهای روزانه سازمان محیط زیست را بررسی کنیم، همیشه آلوده ترین شهر ایران اهواز است.


همیشه درست نیست. در چند سال اخیر تعداد روزهای پاک ما افزایش یافته است.

*بهتر است اینطور بگویم که در اکثر مواقع بالاترین سطح آلودگی هوا مربوط به اهواز است. برای آلودگی هوا یکی بحث مشعل هاست، بحث سوزاندن نیشکر است

در بحث فلرهای نفتی وزارت نفت قراردای بسته است برای جمع آوری آنها، تا از آن استفاده بهینه شود تا برای خوراک پتروشیمی استفاده شود. اخیرا رییس جمهور نیز دستور وِیژه ای بعد از نامه من داده اند که سریعا اقدام شود تا فلرها جمع آوری شود.

استاندار خوزستان: طرح انتقال آب ناقص است و اجرا نمی شود/ مجوز استانی خودروهای اروند حداقل تا 4 سال دیگر اعتبار دارد/ ارائه پیشنهاد برای تغییر ساختار استانداری خوزستان / حل مشکلات آب و برق خوزستان تا 4 سال آینده


* فکر می کنید تا کی این اتفاق بیفتد؟

فکر می کنم در یک پروسه هفت ساله همه این فلر ها جمع آوری شود.

در خصوص سوزاندن نیشکر، برای دو واحد که نزدیک اهواز است در کمیسیون شورای بحران تصویب شد که 50 درصد نیشکر سبز چیده شود تا به سوزاندن نرسد. در حال حاضر 20 درصد است و ما گفتیم یکباره 50 درصد شود. همچنین مجوز کارخانه کاغذ سازی داده شده است تا به کاغذ تبدیل شود و آنها را نسوزانند. شورای اقتصاد این موضوع را مصوب کرده است و طرح آماده است تا با دریافت فایننس به اجرا گذاشته شود. زمین هم تحویل آنها داده شده است.

* آیا برنامه ای برای توقف کامل این موضوع است؟


بعد از اجرای کارخانه کاغذ سازی این مشکل حل می شود.

*زمان آن را هم مشخص است؟      
                                                                                                
این موضوع به ستاد اجرایی بستگی دارد، مقرر شده است که در اسرع وقت صورت گیرد.

* اگر این مصوبه ای که در مجلس مبنی بر ممنوعیت سوزاندن زمین های کشاورزی تصویب شده است به تایید شورای نگهبان برسد، این کار تخلف به حساب می آید؟

در موضوع نیشکر، زمین ها را نمی سوزانند بلکه آنها را جمع می کنند و در مکانی می سوزانند. یعنی زمین کشاورزی سوزانده نمی شود. این مصوبه مربوط به زمین هایی مانند کاشت گندم است که می سوزانند تا زمین بارور شود.



*در مورد هورالعظیم  هم ت کارهای مثبتی انجام داده است و تصاویر ای نیز این موضوع را نشان می دهد. در کنار دریاچه ارومیه نیز این پروژه ای بود که به خوبی اجرا شد. اما دو نکته مطرح می شود. گفته می شود که بخشی از آبی که وارد این تالاب ها می شود آب شیرین نیست بلکه پساب های نیشکر است و حتی شادگان می گفت که ورود این پساب ها به تالاب شادگان باعث مرگ و میر دام ها نیز شده است.

قطعا مقداری از آبی که وارد می شود پساب کشاورزی است. این موضوع در گذشته هم بوده است.

*نه پساب کشاورزی بلکه پساب نیشکراست

نیشکر هم جزیی از کشاورزی است.

* این پساب را کشاورزان معمولی ایجاد نمی کنند. پساب نیشکر ضد کشاورزی است یعنی آلودگی آب ایجاد می کند.

پساب در هر صورت برای هر محصولی وجود دارد. شما بجای نیشکر اگر گندم هم بکارید با پساب ایجاد می شود. پساب یعنی شوری و نمک زمین که در آب حل می شود. یعنی آب وارد زمین ز شی شده می شود و وقتی خارج می شود نام پساب می گیرد حال شما چه گندم بکارید یا نیشکر فرقی نمی کند.

بحث اول این است که شما هیچ وقت چنین حجمی از زمین زیر کشت نداشته اید. آورد آب رودخانه کرخه و کارون بیش از این بوده است و زمین های زیر کشت آبی نیز کمتر از این بوده است و در نتیجه این پساب ها خودش را نشان نمی داده است. پس مشکل کشت نیشکر نیست. این مشکل به دلیل کاهش آب و افزایش زمین زیر کشت بوجود آمده است.

برای این کار می توانیم مجوز زمین زیر کشت را نصف کنیم و آب را به تالاب بفرستیم اما درآمد مردم کاهش پیدا می کند. اما ما راه دیگری انتخاب کردیم و برای تالاب حق آب در نظر گرفتیم.

* این حق آب قرار است که در سالهای آینده افزایش یابد ؟


بله بر اساس فرمول های وزارت نیرو این کار انجام خواهد شد. درحال حاضر شما 50 متر مکعب بر ثانیه آب به سمت تالاب هورالعظیم در عراق می فرستید. شما اگر آب تالاب هورالعظیم را بچشید شور نیست و واقعا آب کرخه است و ما مجوز برای ماهیگیری می دهیم و حدود سیصد نفر در آنجا از راه ماهیگیر ارتزاق می کنند. به حمد الله هشتاد درصد آب آن تامین شده و ما نفت را هم موظف کردیم که باید حفاری در خشکی را کنسل کنند و قرار بر این است باقی منطقه آن نیز به زیر آب برود.

*شما در مورد مسائل مختلف خوزستان توضیحاتی دادید و راه حل ها را نیز گفتید. برخی می گویند برای حل مشکلات خوزستان باید مثلا استان را به دو استان کوچکتر تقسیم کنیم. برخی نیز ایده ایجاد استان ویژه مثل فرمانداری ویژه را مطرح می کنند. به نظر شما این ایده ها تا چه اندازه عملی هستند؟

بله  این ایده ها می تواند کارساز باشد. وقتی استان خوزستان یک استان بزرگ و پر پتانسیل با موقعیت های مختلف کشاورزی، بندر، نفت گاز، پتروشیمی، رودخانه و ... دارد به نظر من برای بهتر اداره آن لازم است که یک ساختار اداری جدید و خاص برای آن طراحی شود. به طور عادی اداره این استان مانند استان های دیگر بسیار سخت است. من پیشنهاد داده ام که بهتر است ساختار اداری ویژه برای این استان طراحی شود.

*ما ی ری استان ها را داریم که به دلیل بافت جمعیتی، زبانی و نژادی رقابت های درون استانی را دارند که باعث هدرروی انرژی و پتانسیل استان می شود

بله درست است. من ی ری پیشنهادات به آقای رییس جمهور دادم و ایشان نیز پذیرفتند. قرار بر این است که ساختار اداره خوزستان بهتر است که تغییر کند و اصلاح شود. چرا که خوزستان بسیار پهناور است و پتانسیل و مشکلات خاص خود را دارد.

*پیشنهاد شما چیست؟

یعنی باید متخصصین طراحی ساختار اداری باید متناسب با مشکلات و پتانسیل های این استان ساختار اداری جدیدی طراحی کنند. قرار نیست که یک ساختار اداری برای استانداری نوشته شود و بگویند که تمام سی و یک استان از این ساختار تبعیت کنند. به هر حال برخی استان ها به دلیل شرایط ویژه باید ساختارشان تغییر کند.

*در بحث آموزش به زبان مادری یکی از وعده های در سال 92 بود. چه کارهایی در این راستا صورت گرفته است؟

در آموزش پیش دبستانی این کار به صورت کامل در استان انجام شده است و ما از رتبه 18 به رتبه اول ارتقا پیدا کردیم.

در مورد آموزش به زبان مادری یا آموزش زبان مادری آیا طرحی وجود دارد؟

بالا ه آقای رییس جمهور به وعده های خود پایبند است و در جهت آن اقدام می کند. ما تلاش کرده ایم که توسعه فضا های اجتماعی مانند سازمان های مردم نهاد را گسترش دهیم. موسسات فرهنگی و هنری به صورت ویژه گسترش پیدا کرده است.

همچنین توسعه زیرساخت ها برای رسیدن به توسعه پایدار در دستور کار قرار گرفته است. توسعه آب و فاضلاب، شبکه برق، طرح 550 هزار تاری و احیای کارون از جمله کارهای است که در حال انجام است.

         استاندار خوزستان: طرح انتقال آب کارون، مجوز محیط زیست ندارد و اجرا نمی شود/ مجوز استانی خودروهای اروند حداقل تا 4 سال دیگر اعتبار دارد/ ارائه پیشنهاد برای تغییر ساختار استانداری خوزستان / حل مشکلات آب و برق خوزستان تا 4 سال آینده

*یک نظر وجود دارد که گفته می شود که بسیاری از سازمانهایی که در خوزستان فعالیت می کنند انقدر سازمانهای بزرگی هستند که معمولا مدیران استانی توان رودرویی با این سازمان ها را به ویژه در بخش محیط زیست ندارند.
این حرف درستی نیست و نهادهای حاکمیتی هیچ مشکلی در خصوص حل مشکلات محیط زیستی ندارند. درست است که ما سازمان ها و ابر سازمانهای زیادی در استان داریم اما هم با استانداری هماهنگ هستند و هم نهادهای حاکمیتی امکان فعالیت خود را دارند.

در طرح های استانی ما بحث آب شرب استان را پیگیری کرده ایم و در حال حل شدن است. در سه پروژه غدیر، آب شمال شرق و جنوب شرق در حال تامین است. آب شمال شرق برای دشت ایذه، باغ ملک، رامهرمز است و آب جنوب شرق نیز برای بهبهان، امیدیه، آقاجری، ماهشر، هندیجان و چمران خواهد بود.

دستور تدوین سند امنیت آب استان را نیز صادر کرده ایم. یعنی اینکه میزان آبی که لازم است برای مصارف کشاورزی، صنایع ، شرب و همچنین استانداردهای مصرف، الگوی کشت و ... در این سند بررسی می شود. در این سند مشخص می شود که امنیت آب استان با این مقدار تامین می شود و نمی شود بیش از آن برداشت کرد.

*در خصوص ای جنگ زده اعتبارات خاص این شهر ها قطع شده است آیا برنامه ای برای بازگشت  این اعتبارات وجود دارد؟
در برنامه پنج ساله ششم بندی اضافه شده است که این اعتبارات احیا شده است.

*در برخی از شهر ها به نظر می رسد که هنوز وضعیت جنگی باقی مانده است. برای مثال گرد این کاملا مشهود است و وقتی از اهواز به سمت گرد می رویم همچنان ایست و بازرسی های متعد د نیروهای مسلح به صورت وضعیت جنگی دیده می شود.

خیر درست نیست. تنها یک ایست و بازرسی وجود دارد.

*در برخی از این ا همچنان های جنگ باقی مانده است. ع های آن هر ساله در سالگرد آزادسازی مشهر منتشر می شود.

به هر حال ی ری از این مناطق برای آثار جنگ باید باقی بماند. این یک برنامه است. در بسیاری از مناطق این چنین نیز مناطق آزاد شده اند و در نتیجه با افزایش درآمد آنها این ها نیز ترمیم می شود.

*در بحث مجوز خودروها در 4 سال آینده باقی می ماند؟
بله پیش بینی ما این است که انشا الله باقی می ماند.


مشاهده متن کامل ...
همه آنچه جلگه خوزستان را کانون گرد و غبار کرد
درخواست حذف اطلاعات


همه آنچه جلگه خوزستان را کانون گرد و غبار کرد

میزگرد بررسی علل و عوامل شکل گیری کانون های ریزگرد و ظهور این پدیده در خوزستان با هدف بررسی تاریخچه ایجاد این کانون ها در جلگه خوزستان و روند تشدید پدیده گرد و غبار در استان در ایسنای خوزستان برگزار شد.


به گزارش وبلاگ منابع طبیعی سقز به نقل از سلامت نییوز به نقل از ایسنا، این میزگرد با حضور احمدرضا لاهیجان زاده مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، علیرضا زراسوندی مدیر مرکز تحقیقات منطقه ای ریزگردها و عضو هیات علمی دانشکده علوم زمین شهید چمران اهواز، بهنام کرمی پژوهشگر و فعال اجتماعی حوزه محیط زیست و هژیر کیانی فعال محیط زیست و شبکه سمن های محیط زیست خوزستان برگزار شد.

در آغاز، مدیر مرکز تحقیقات منطقه ای ریزگردها به تشریح سابقه و ریشه تاریخی پدیده ریزگردها در جهان و ایران پرداخت و اظهار کرد: اسناد بسیار قدیمی وجود دارد که نشان می دهد منطقه خاورمیانه یکی از مناطق با پتانسیل بالای وقوع پدیده گرد و خاک در دنیا بوده است. اولین سند علمی درباره گرد و خاک در جهان نیز که توسط هرودوت گزارش شده، مربوط به مدفون شدن کمبوجیه در مصر است که نخستین حادثه ثبت شده گرد و خاک در دنیا است.

زراسوندی ادامه داد: به لحاظ زون بندی؛ مغولستان در آسیای میانه، منطقه خاورمیانه و سپس صحرای صاحارا در آفریقا به ترتیب نخستین تا سومین مناطق دنیا از نظر وقوع پدیده ریزگردها هستند؛ بنابراین به لحاظ تاریخی و پتانسیل های زمین شناسی، منطقه خاورمیانه دارای پتانسیل وقوع گرد و خاک است.

فاکتورهای تبدیل یک منطقه به کانون مستعد گرد و خاک

وی وجود سازندهای زمین شناسی فرسایش پذیر و نقاط ارتفاعی پست، کم بودن حجم بارندگی، سست و مستعد بودن بافت خاک و وجود شرایط اقلیمی مناسب به ویژه باد غالب را چهار فاکتور مورد نیاز برای تبدیل شدن یک منطقه به کانون مستعد گرد و خاک عنوان کرد و افزود: از یک طرف، ایران به طور ذاتی روی کمربند گرد و خاک دنیا قرار دارد و از طرفی از چهار جهت دارای باد غالب است. خوزستان نیز از دو جهت باد غالب خاص خود را دارد و درحال حاضر وقوع گرد و غبار در استان ناشی از همین دو باد غالب است.

این زمین شناسی زیست محیطی در خصوص سابقه زمانی وقوع پدیده ریزگردها در خوزستان، تصریح کرد: در پروژه شناخت فاکتورهای فیزیکوشیمیایی گرد و خاک در خوزستان که در سال 89 به سفارش سازمان حفاظت محیط زیست و با همکاری تهران انجام دادیم، متوجه شدیم حدود 20 تا 25 سال قبل از سال 89 نیز در خوزستان کدهای 06 و 07 هواشناسی که حاکی از وقوع پدیده گرد و خاک است، گزارش شده بود.

زراسوندی ادامه داد: در همین زمینه پرسشنامه ای در ای آبادان و مشهر در بازه سنی 100 سال میان افراد توزیع شد و برخی افراد کهنسال شرکت کننده، از وقوع پدیده گرد و خاک در حدود 90 سال قبل خبر داده بودند؛ بنابراین کشور ایران ذاتا روی کمربند گرد و خاک قرار دارد، اما در این بازه های تاریخی در خوزستان سالانه یک یا دو مرتبه و آن هم از کانون های گرد و خاک مشخص پدیده گرد و خاک بروز می کرد. مناطق سرخه، خزرج و ام الدبس در غرب شوش، منطقه کوپال در شمال شرق اهواز و مناطقی از امیدیه و غیزانیه کانون های سنتی و قدیمی گرد و خاک در خوزستان بودند که در بازه های زمانی 100 سال قبل تا پیش از 30 سال قبل سالانه یک یا دو بار موجب بروز پدیده گرد و خاک در خوزستان می شدند.

وی افزود: این مناطق در آن زمان به عنوان کانون های گرد و خاک شناخته شده بودند، اما خاک این مناطق دارای رطوبت و شرایط بارندگی خوب نیز بود. در آن زمان، کانون های گرد و خاک خارج از ایران در کشور عراق نیز شناخته شده بودند. کشور عراق از نظر وضعیت خوبی داشت و مانند کشور ایران، مناطق و کانون های گرد و خاک کشور خود را می شناختند و اقداماتی جهت کنترل این مناطق نیز انجام می دادند. پس در این بازه زمانی، کانون های گرد و خاک چه در داخل ایران و چه در کشور عراق شناخته شده بودند و تعداد وقوع پدیده گرد و خاک در سال نیز کم بود.

اقدامات اشتباهی که موجب تشدید گرد و خاک شد

مدیر مرکز تحقیقات منطقه ای ریزگردها ادامه داد: در آن بازه زمانی به علت اینکه بروز پدیده گرد و غبار، فرآیندی کاملا لیتوژنیک و زمین زاد بود، تعداد وقوع این پدیده در سال شاید یک یا دو مورد بود؛ بنابراین فرآیند بروز این پدیده به صورت انسان زاد نبود و طبیعت بود که موجب شکل گیری این پدیده می شد، اما کارهای غلط گذشته و اشتباهات زیست محیطی، در طول سال های بعد متوقف نشد و تکرار این اقدامات اشتباه و تقابل با محیط زیست موجب تشدید این فرآیند شد.

زراسوندی اظهار کرد: هر چند حجم کم بارندگی مهم ترین فاکتور برای تبدیل شدن یک منطقه به اراضی مستعد گرد و خاک است، اما در طول این سال ها با انجام اقدامات اشتباهی نظیر گرفتن رطوبت از خاک به صورت انسان زاد، فرآیند شکل گیری پدیده گرد و خاک تشدید شد. در خوزستان، فاکتورهای لازم مانند وجود باد غالب را از گذشته داشتیم، اما اقداماتی مثل کاهش دبی رودخانه های جاری در استان، عدم تامین حق آبه تالاب ها و فعالیت های عمرانی فاقد نگاه زیست محیطی و بدون ارزی زیست محیطی منجر به نتایجی شد که هم اکنون شاهد آن هستیم.

وی با بیان اینکه بسیاری از کانون های گرد و خاک در خوزستان به علت فعالیت های عمرانی تشکیل شده اند، تصریح کرد: درک چنین موضوعی نیاز به تفکر ندارد. شاید در بازه ای از زمان کشور نیازمند فعالیت های عمرانی و اقتصادی بود اما پس از انجام این فعالیت ها باید تبعات ناشی از آن ها اصلاح می شد که این کار انجام نشد و چنین شرایطی برای ما ایجاد کرد. تقریبا 700 هزار تار اراضی مستعد گرد و خاک در خوزستان وجود دارد و از 350 هزار تار کانون های فعال گرد و خاک استان، حداقل 122 هزار تار از آن کانون های کاملا جدید هستند که در مناطقی نظیر شرق اهواز قرار دارند.

این برجسته زمین شناسی اثرگذاری کانون های جدید گرد و خاک در بروز پدیده ریزگردها را بیشتر از اثرگذاری کانون های قدیمی داخلی دانست و در تشریح علل این وضعیت، عنوان کرد: کانون های جدید گرد و خاک در استان خوزستان فعال تر، موقت و نزدیک به جمعیت های انسانی هستند. اگر این کانون ها در فاصله طولانی از س ت گاه های انسانی قرار داشتند، شاید مشکل چندان خاصی ایجاد نمی د، اما کانونی با فاصله 30 کیلومتر از اهواز که دارای گستره جمعیتی بیش از یک میلیون نفر است، به طور طبیعی بیشترین درگیری و آزار را در بروز پدیده گرد و خاک برای این شهر ایجاد می کند.

خوزستان، آلبومی از مشکلات زیست محیطی است

زراسوندی بیان کرد: در خوزستان آلبومی از مشکلات زیست محیطی داریم و قدرت انتخاب نداریم، یعنی سازمان حفاظت محیط زیست و شهروندان با چندین فاکتور زیست محیطی در استان مواجه هستند؛ بنابراین باید رفع این مشکلات را اولویت بندی کرد. مهم ترین حوزه در مسائل زیست محیطی، حوزه سلامت است.

وی ادامه داد: با توجه به اقداماتی که ت اکنون در سطح حدود 40 هزار تار از کانون های فوق بحرانی گرد و خاک در خوزستان برای مقابله با پدیده ریزگردها انجام می دهد، شاید مردم فکر کنند که با این اقدامات معضل ریزگردها کاملا حل و تمام خواهد شد. متاسفانه برخی نیز به این تصور در ذهن مردم دامن می زنند. واقعا از این مساله نگران هستم که این اقدامات ت به پایان برسد و پس از آن با وقوع مجدد پدیده ریزگردها، مردم بگویند که با وجود تمامی این اقدامات بازهم مشکل گرد و خاک را داریم و هیچ اتفاقی نیافتاده است.

مدیر مرکز تحقیقات منطقه ای ریزگردها افزود: اکنون 350 هزار تار کانون فعال گرد و خاک در خوزستان وجود دارد؛ نباید به مردم القا شود که با کنترل و مهار حدود 40 هزار تار از کانون فوق بحرانی گرد و خاک در اطراف اهواز، پدیده گرد و غبار کاملا حل خواهد شد. بازه زمانی اقدامات کنونی ت در این کانون گرد و خاک، یک سال است؛ آیا در این یک سال ارتفاع نهال به سه متر یا عرض بوته ها به پنج متر می رسد؟ خیر، چنین چیزی امکان ندارد.

وی اظهار کرد: اقداماتی که اکنون ت جهت مهار پدیده ریزگردها در خوزستان در دست اجرا دارد، در یکی از کانون های گرد و خاک خوزستان انجام می شود و ممکن است یک کانون دیگر نیز فعال شود، پس باید وضعیت کانون های گرد و خاک استان را به صورت کامل در نظر گرفت.

انتقال آب بین حوضه ای، برای مقصد و مبدا زیان بار است

زراسوندی گفت: محیط زیست در بحث توسعه، همراه توسعه است. اینکه می گویند محیط زیست مانع توسعه است، صحیح نیست. بر اساس یافته های علم زمین شناسی و محیط زیست، انتقال آب بین حوضه ای، هم برای حوضه مقصد و هم برای حوزه مبدا زیان بار است و روند مرسوم و طبیعی زیست محیطی منطقه را به هم می ریزد. انتقال آب بین حوضه ای از رودخانه های خوزستان نیز 100 درصد در شکل گیری پدیده گرد و خاک موثر است. متاسفانه بحث حق آبه محیط زیست در گذشته در کشور ما اصلا مطرح نبود و وجود نداشت. حق آبه زیست محیطی تالاب یا رودخانه ها حداقل حجم آبی است که این عرصه ها برای حفظ حیات خود نیاز دارند؛ هر گونه فعالیت عمرانی در مسیر توسعه نیز به شرط در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی و تامین حق آبه حوضه های پایین دست می تواند انجام شود.

وی با تاکید بر اینکه انتقال آب بین حوضه ای از لحاظ زیست محیطی هم حوزه مبدا و هم حوزه مقصد را دچار مشکل می کند، اظهار کرد: در سال های گذشته حتی 70 تا 80 مورد وقوع پدیده گرد و غبار در سال را در خوزستان داشتیم و همچنان در رسانه ها و گاهی از زبان برخی فعالان محیط زیست اعداد عجیب و غریبی از سهم منشا داخلی و خارجی در بروز پدیده گرد و غبار در خوزستان منتشر می شود در حالی که اداره هواشناسی طبق داده های خود می تواند اعلام کند که در هر سال چند مورد پدیده گرد و غبار با کد خارجی و چند مورد پدیده گرد و غبار با کد داخلی گزارش کرده است.

مشخص سهم منشاء گرد و غبار جز با داده های هواشناسی مقدور نیست

این زمین شناسی ادامه داد: بر اساس این آمار ارائه شده از سوی اداره هواشناسی می توان سهم عوامل خارجی و عوامل داخلی در بروز پدیده گرد و غبار در یک سال خاص را اعلام کرد که کاری بسیار راحت و مطابق داده های هواشناسی قابل محاسبه است؛ بنابراین مشخص سهم منشا داخلی و منشا خارجی در بروز این پدیده به صورت دل بخواهی و بر اساس حجم توده یا هیچ آیتمی، جز داده های هواشناسی مقدور نیست. با تکیه بر فراوانی وقوع پدیده گرد و غبار و کدهای هواشناسی می توان سهم این عوامل را در بروز پدیده ریزگردها در یک سال خاص مشخص کرد.

زراسوندی افزود: از سال 86 تاکنون مدام اعدادی از سهم عوامل داخلی و خارجی در بروز پدیده ریزگردها در خوزستان اعلام می شود؛ درحالی که باید تکلیف این موضوع به روش یادشده روشن شود. ممکن است در یک سال سهم عوامل داخلی در بروز این پدیده از عوامل خارجی بیشتر باشد، اما مسلم است که با توجه به گستردگی باد غالب و فرآیندهای م ب در محیط زیست، در حال حاضر کشور ایران بیشتر متاثر از عوامل خارجی گرد و خاک نسبت به عوامل داخلی است.

فرق بین "گرد و خاک" و "گرد و غبار"

وی با بیان اینکه از گذشته دو بازه سنتی تابستانه و زمستانه در بروز پدیده گرد و خاک وجود داشته است، تصریح کرد: کشور ایران در عین حال که متاثر از عوامل خارجی گرد و خاک است، به علت فعالیت کانون های داخلی نیز درگیر پدیده گرد و خاک می شود.

مدیر مرکز تحقیقات منطقه ای ریزگردها ادامه داد: هرچند سهم عوامل و کانون های داخلی گرد و خاک در بروز پدیده ریزگردها نسبت به سهم عوامل خارجی کمتر است، اما باید شدت پدیده ریزگردها، میزان دید افقی در هنگام وقوع این پدیده و فاصله کانون ها از گستره های جمعیتی را زمانی که پدیده گرد و خاک ناشی از عوامل داخلی است، در نظر گرفت و دخ داد. پدیده ناشی از کانون های محلی و کانون های داخلی را "گرد و خاک" می نامیم و پدیده ناشی از کانون های خارجی نیز "گرد و غبار" نام دارد.

زراسوندی بیان کرد: جنس ذرات گرد و خاک یا گرد و غبار به تفکیک منشا خارجی و منشا محلی با مطالعاتی که صورت گرفت، کاملا مشخص شد. زمین شیمی، کانی شناسی، بافت و جنس خاک برای پدیده ریزگردهای ناشی از عوامل داخلی با این پدیده زمانی که ناشی از عوامل خارجی است، تفاوت دارد. ترکیب کانی شناسی ذرات گرد و خاک در هنگام وقوع پدیده گرد و خاک با منشا داخلی ترکیب نمک و سولفات است و علت این است که برخی از کانون های گرد و خاک در خوزستان در گذشته، سیستم محیط آبگیر بودند و البته به صورت ذاتی خاک مناطق شرقی اهواز دارای نمک بیشتری است.

وی ادامه داد: بافت خاک در زمان وقوع پدیده ریزگردها با منشا محلی نسبت به منشا خارجی سنگین تر است. زمانی که در ترکیب خاک سولفات و کلریت وجود داشته باشد، به طور طبیعی حمل متال هایی (ف اتی) مانند نیکل، وانادیم و ... راحت تر است. زمانی که گرد و خاک با فاصله طولانی تری از س ت گاه ها خیزش کند، ذرات خاک دارای چگالی بالا، قابلیت حمل پیدا نمی کنند و تنها عناصر با چگالی پایین قابل حمل خواهند بود.

این برجسته زمین شناسی در خصوص تجارب سایر کشورهای درگیر پدیده گرد و خاک در کنترل و مهار این پدیده، تصریح کرد: استرالیا یکی از کشورهای موفق دنیا در بحث کنترل گرد و خاک است؛ بنابراین نباید استرالیا را فراموش کنیم. کشور چین نیز از دیگر کشورهای موفق در این زمینه است و ظاهرا در 2 تا سه میلیون تار از اراضی خود توانسته اقداماتی انجام دهد. این تجارب را باید در سه فاز مطالعه، مانیتورینگ و کنترل و مدیریت دنبال کنیم.

در زمینه پدیده گرد و خاک مدیریت ریسک وجود ندارد

به گزارش ایسنا؛ بهنام کرمی پژوهشگر و فعال اجتماعی حوزه محیط زیست، نیز در این نشست با اشاره به تاخیر در اعلام منشا پدیده های گرد و خاک از سوی سازمان هواشناسی اظهار کرد: در خصوص سهم عوامل داخلی یا خارجی در بروز پدیده گرد و خاک باید به سازمان هواشناسی استناد کرد، اما این سازمان همیشه شهامت نداشته تا به صورت آنی منشا پدیده های گرد و غبار یعنی داخلی یا خارجی بودن منشا این پدیده را اعلام کند. در روزهای نهم و دهم بهمن ماه سال 93 وقوع پدیده گرد و خاک با منشا داخلی را شاهد بودیم، اما سازمان هواشناسی نتیجه بررسی منشا این پدیده را 21 بهمن ماه آن سال اعلام کرد که این امر جای سوال است، زیرا وقتی تصاویر ای موجود است، به سرعت می توان منشا این پدیده را مشخص کرد.

وی ادامه داد: اگر سازمان هواشناسی در سال 93 در همان دهم بهمن ماه منشا پدیده گرد و خاک را اعلام می کرد شاید می توانستیم اقداماتی انجام دهیم تا دیگر این پدیده را در سال 95 نداشته باشیم. اعلام به موقع یک بحث علمی می تواند به اقدامات پیشگیرانه کمک کند. در زمینه حوادثی همچون پدیده گرد و خاک در کشور تنها مدیریت بحران ایجاد کرده ایم و مدیریت ریسک وجود ندارد و حتما باید بحرانی رخ دهد تا مدیریت بحران ورود کند، اما در مدیریت ریسک به راحتی با بهره گیری از داده های موجود می توان با درصدی از خطا، اتفاقات را حتی تا صد سال آینده پیش بینی کرد.

این فعال محیط زیست تصریح کرد: عنوان و پررنگ نقش و سهم منشا خارجی در بروز پدیده گرد و خاک دارای اه ی بوده است تا از اقدامات بازدارنده جلوگیری شود، زیرا اقدامات بازدارنده هزینه زا هستند و به هر حال این هزینه ها را متولیان این عرصه که مستقیما ت ها هستند، نخواستند بپردازند و اکنون این هزینه ها را مردم می پردازند.

کرمی با بیان اینکه سازمان حفاظت محیط زیست در تمام ت ها یک حیاط خلوت بوده است، عنوان کرد: اینکه مدیریت ریسک فاقد کوچکترین نقشی در تصمیم گیری ها است، از چالش های بزرگ کشور در حوزه زیست محیطی است. وظیفه مدیریت ریسک، پیش بینی، جلوگیری و ارائه را ار است؛ درحالی که مدیریت بحران تنها تقابل و واکنش نشان دادن در هنگام بروز حوادث است.

هر اقدامی در جلگه باید همسو با شرایط جلگه باشد

وی با اشاره به داشته های محیط زیستی و طبیعی خوزستان ازجمله وجود پنج رودخانه بزرگ و جلگه بودن منطقه گفت: در آمایش سرزمینی برای خوزستان حتما باید ویژگی اقلیمی استان و جلگه بودن تمام 65 هزار کیلومترمربع مساحت آن در نظر گرفته می شد. در جلگه ها اجازه انجام هر کاری را نداریم و هر اقدامی در جلگه باید همسو با شرایط جلگه باشد، در غیر این صورت باید منتظر عواقب ناشی از آن بود.

این پژوهشگر محیط زیست بیان کرد: یکی از بزرگترین کانون های گرد و خاک خوزستان منطقه اطراف هندیجان است که در حوضه آبریز رودخانه زهره و جراحی قرار دارد. متاسفانه ما داشته های طبیعی خود را نادیده گرفتیم و این داشته ها را حفظ نکردیم. کار با زیست بوم، مست م داشتن الفبای زیست بوم است. در حوضه های اکولوژی و هیدرولوژی الفبای زیست بوم، نیاز آبی زیست محیطی است اما در هیچ کدام از پروژه ها به هیچ عنوان این موضوع را در نظر نگرفتند.

کرمی افزود: ان مشاور این گونه پروژه ها شاید فاقد دانش آبی زیست محیطی هستند. در بحث نیاز آبی زیست محیطی هم نیاز اکولوژی و هم نیاز هیدرولوژی مطرح است. اکثر این ان مشاور تنها بحث هیدرولوژی را مدنظر قرار می دهند و اصلا اکولوژیست نیستند یعنی آنچه برآورد کرده اند، رقمی برای هیدرولوژی است. متاسفانه در بحث نیاز آبی اکولوژی غفلت کرده ایم و اکنون نتیجه آن غفلت را با پیامدهای اقداماتی که در خوزستان مثلا تحت عنوان توسعه انجام شد، مشاهده می کنیم.

چرا تالاب هورالعظیم را خشک د؟

وی با اشاره به روند ت یب تالاب هورالعظیم در حدود 7 سال گذشته، عنوان کرد: در خوزستان میدان نفتی آزادگان به صورت مشترک با عراق وجود دارد. این میدان جهت افزایش است اج نفت اولویت گذاری شد و محل فعالیت شرکت نفتی در میدان آزادگان نیز در حوضچه شماره 3 تالاب هورالعظیم قرار داشت که دارای یک متر عمق آب بود. با وجود برخورداری ایران از دانش حفاری و است اج نفت در اعماق خلیج فارس و با وجود اینکه مجموعه نفت حاضر به است اج در عمق یک متر آب شده بود، پیمانکاران این مجموعه در هورالعظیم باید پاسخگو باشند که چرا یک تالاب را این گونه جهت ب سود قطعی که اکنون چندین برابر آن را هزینه و ضرر می دهیم، خشکاندند؟

این پژوهشگر محیط زیست با بیان اینکه در حال حاضر در این آشفته بازار مسائل زیست محیطی در خوزستان، احیای این تالاب از مهم ترین کارهای ارزنده ای است که اجرا می شود، افزود: اگر وضعیت 127 هزار تار بخش ایرانی تالاب هورالعظیم مانند 10 سال گذشته ثابت می ماند، ریزگردهایی که از عراق به سمت خوزستان در حال حرکت بودند، در این تالاب نشست می د.

کرمی گفت: در کشور ایران دانش بیابان ز از 80 سال قبل وجود داشت. در بازه های زمانی گذشته پدیده گرد و خاک در خوزستان به صورت سنتی بود اما از سال 82 این پدیده اپیدمی شد و اکنون با اپیدمی گرد و خاک مواجهیم. علل این امر، دیگر اتفاقات طبیعت و محیط زیست نیست بلکه اقداماتی است که در محیط زیست انجام دادیم و منجر به اپیدمی شدن این پدیده شد. در طول هشت سال جنگ تحمیلی، حمل و به کارگیری ماشین آلات، ادوات و اسلحه های سنگین موجب ت یب بافت خاک و از بین رفتن ساختار مولکولی خاک شد و دیگر منطقه مستعد گرد و خاک بود، اما در عین حال رطوبت خاک منطقه حفظ می شد. در آن زمان سدسازی های گسترده انجام نشده بود یا به بهره برداری کلان نرسیده بودند.

وی بیان کرد: سیلاب، شریان حیات جلگه خوزستان است و راه حل قطعی حل پدیده ریزگردها، گردهمایی مدیران سدها در خوزستان و اتخاذ تصمیم به منظور کاهش میزان تولید برق در نیروگاه ها یا تولید برق هم زمان با تامین نیاز آبی رودخانه ها و رهاسازی حق آبه ها است.

اقلیم خوزستان تغییر کرده است

این فعال محیط زیست با اشاره به افزایش دما در پی تغییر اقلیم خوزستان اظهار کرد: تغییر اقلیم در خوزستان زودتر از برنامه 2025 اتفاق افتاده است؛ در این برنامه پیش بینی شده بود که دمای هوا در خوزستان تا سال 2025، 2 درجه افزایش یابد که اکنون 1.7 درجه آن محقق شده است.

کرمی بیان کرد: بسیاری از نقاط خوزستان فاقد رطوبت هستند. در صورت وزش باد غالب با جهت مستقیم از این کانون ها، ریزگرد تولید نمی شود و یا در صورت تولید، این ذرات در فواصل کم نشست می کنند. در صورتی که اگر باد غالب بر فراز کانون های گرد و خاک ح طوفان به خود بگیرد، ذرات گرد و غبار از 300 متر تا 1500 متر بالا می روند. اکنون وزش باد با سرعت 10 تا 15 متر بر ثانیه توانایی فعال کانون های گردوخاک را دارد، یعنی تا این حد خاک ما از نظر رطوبتی و پوشش گیاهی فقیر شده است. کشاورزان نیز به علت عدم تامین حق آبه رودخانه ها و از دست رفتن رطوبت خاک، کشت و زرع در اراضی خود را رها کرده اند.

وی با بیان اینکه برخی انتقادات نسبت به سازمان حفاظت محیط زیست اشتباه است، تصریح کرد: انتقاداتی که اکنون دوستان ما به رییس سازمان حفاظت محیط زیست وارد می کنند، اشتباه است. این افراد راه درست انتقاد از خانم ابتکار را نمی دانند زیرا فاقد سواد زیست محیطی هستند و تنها سواد دارند و به بودن شخصیت خانم ابتکار انتقاد وارد کرده و به محیط زیست حمله می کنند، زیرا رییس سازمان حفاظت محیط زیست یک فرد است. از نظر محیط زیستی خانم ابتکار دارای نواقص بسیاری است که این افراد از آن ها مطلع نیستند. اینکه نمایندگان مجلس خوزستان با ماسک در جلسه حاضر شوند هیچ مشکلی از خوزستان حل نمی کند و نمی تواند هیچ حقی را برای خوزستان ادا کند.

کدام یک از نمایندگان خوزستان در مجلس مشاور محیط زیستی دارد؟

این فعال محیط زیست ادامه داد: این همه فارغ حصیل محیط زیست بیکار در خوزستان وجود دارد، اما کدام یک از نمایندگان خوزستان در مجلس مشاور محیط زیستی دارد؟ نمایندگان ما هیچ گونه تخصصی در هیچ کدام از حوزه های کاربردی محیط زیست ندارند و این امر یک ضعف محسوب می شود. در هیچ دوره ای نمایندگان ما مشاور زیست محیطی نداشتند تا بتوانند پیش بینی اتفاقات زیست محیطی را از آن طریق داشته باشند.

کرمی عنوان کرد: اقدامات مجموعه نفت در خشک تالاب هورالعظیم به اندازه ای گسترده و فاجعه بار بود که ما فعالان حوزه محیط زیست، طرح آماک (جمع آوری گازهای همراه با نفت) را فراموش کردیم. فعالان محیط زیستی به علت این اقدامات، مجموعه نفت را مورد هجمه قرار دادند و از دیگر اقدامات نفت در آلایندگی و شکل گیری کانون ها غافل شدند.

وی افزود: اشتباه دیگری که به اسم آبگیری تالاب ها در خوزستان انجام می شود، تخلیه پساب ها در تالاب ها است. آبی که به اصطلاح به تالاب ها هدایت می کنیم، دارای سموم کشاورزی و پساب های صنعتی است. میزان تبخیر و تعریق سالانه در خوزستان 2100 میلی متر است یعنی یک است با عمق 2 متر آب در طول یک سال خشک می شود. پس وضعیت تالاب شادگان که ارتفاع آب آن در برخی نقاط 50 سانتی متر است را باید در نظر بگیریم که البته این آب هم در واقع پساب است. با تبخیر این آب یا همان پساب، یک لایه پفکی در بستر تالاب ایجاد می شود و زمانی که به گرد و خاک تبدیل شود، فاجعه بعدی رخ می دهد.

رشد فزاینده بیماری ها در خوزستان حاکی از اتفاقات بدی است

این پژوهشگر محیط زیست اظهار کرد: قرار بود وزارت بهداشت وضعیت آلودگی پدیده ریزگردها به مواد شیمیایی و ف ات سنگین را اعلام کند که متاسفانه هنوز اعلام نکرده است. این عدم اعلام به معنای آلوده بودن گرد و خاک به این ترکیبات و ف ات و صحیح بودن گفته های ما است. رشد فزاینده بیماری ها در خوزستان نیز حاکی از اتفاقات بدی است که در حال رخ دادن است. زمانی تنها بخشی از بیمارستان شفا به بیماران سرطانی اختصاص داده می شد، اما اکنون در حال احداث یک بیمارستان برای بیماران سرطانی هستند که این امر نشانگر شیوع موجی از بیماری های مختلف در استان است. احداث یک بیمارستان برای بیماران سرطانی خبر خوبی نیست. در ریه تمام خوزستانی ها هاگ یا بذر قارچ وجود دارد، ریه های تمام مردم آسیب دیده است. این امر واقعیتی است که مسائل زیست محیطی به استان تحمیل می کند.

سازمان حفاظت محیط زیست موفق نبوده است

هژیر کیانی شبکه سمن های محیط زیست خوزستان، نیز در این نشست اظهار کرد: جلگه تعریف خاص خود را دارد و حق آبه جلگه خوزستان کاملا مشخص بوده است. سدسازی ها و مسدود حق آبه های جلگه خوزستان سبب فراهم شدن شرایط لازم برای بروز پدیده ریزگردها شد و اکنون راه حل اساسی مشکل ریزگردها، رهاسازی حق آبه رودخانه ها و تالاب های خوزستان در قالب یک برنامه جامع و نه یک برنامه موقت و کوتاه مدت است.

وی ادامه داد: به نظر می رسد سازمان حفاظت محیط زیست در کشور ایران، علی رغم تمام تلاش هایی که شده، موفق نبوده است؛ به ویژه در خوزستانی که وابستگی درآمدهای ت به منابع نفتی و سایر منابع آن کاملا مشخص است، هیچ عقلی سالمی نمی تواند بپذیرد که برای مثال جهت حفظ حیات تالاب از فعالیت های نفتی در هورالعظیم جلوگیری و تاسیسات نفتی مستقر در تالاب جمع آوری شود.

دبیر انجمن دوستداران محیط زیست خوزستان بیان کرد: مطالعات زیست محیطی وابسته به ت و بدون مشارکت سازمان های مردم نهاد و مردم نمی تواند حقایق پدیده ها و مسائل زیست محیطی را به مردم بگوید و ملاحظات جناحی و نیز موجب می شود نتیجه مورد نظر محقق نشود.

کیانی با تاکید بر وم مشارکت مردم و سمن ها در طرح های مهار و مقابله با ریزگردها عنوان کرد: با نهالکاری می توان حداقل 50 هزار تار از کانون های فعال گرد و خاک در خوزستان را به نوعی مهار کرد، اما تکلیف حدود یک میلیون تار اراضی مستعد گرد و خاک چه می شود؟

وی با اشاره به حذف مردم و سمن ها از تمام مراحل طرح ضربتی برای مهار یکی از کانون های فوق بحرانی گرد و خاک، گفت: آیا مطالعاتی در زمینه تاثیرگذاری کاشت گونه کهور در مهار کانون های ریزگرد انجام شده است؟

این فعال محیط زیست روش "نقش بندی خاک" را یکی از شیوه های سازگار و همسو با طبیعت به منظور مقابله با پدیده گرد و خاک عنوان و اظهار کرد: در این شیوه هم می توان از مشارکت جوامع محلی استفاده کرد و هم اقداماتی با هزینه کمتر و ظرفیت اراضی بیشتر انجام داد. "نقش بندی خاک" در بسیاری از کشورهای دنیا انجام شده و نسبت به نهالکاری بسیار موثرتر بوده است. این در حالی است که اداره کل منابع طبیعی خوزستان بارها اعلام کرد که حتی یک ریال اعتبار برای نگهداری از نهال هایی که در سال 94 در برخی کانون های گرد و خاک کاشتند، به آن ها اختصاص نیافته است.

بسیاری از مسائل خوزستان تحت تاثیر هورالعظیم قرار گرفته است

وی اظهار کرد: از اوایل دهه 80 هم زمان با آبگیری سد کارون 3 پدیده گرد و غبار در خوزستان تشدید شد و به دنبال آن احداث سدهای دیگری در برنامه قرار گرفت؛ بنابراین سدسازی های متعدد، بستن حق آبه های تالاب ها و رودخانه ها و جلگه خوزستان و تلاش ت برای دستی به چند دلار بیشتر در محدوده هورالعظیم و خشکاندن این تالاب، از عوامل شکل گیری کانون های گرد و خاک و بروز پدیده ریزگردها در خوزستان شد.

دبیر انجمن دوستداران محیط زیست خوزستان با بیان اینکه مساله هورالعظیم به یک غائله در استان خوزستان تبدیل شده است، تصریح کرد: بسیاری از مسائل خوزستان تحت تاثیر مساله هورالعظیم قرار گرفته و هورالعظیم ابزاری برای سوءاستفاده جناح هایی شده که اکنون «ریزگردسواری» می کنند. در اعدادی که سازمان حفاظت محیط زیست در زمینه آبگیری هورالعظیم ارائه می دهد، جای تردید وجود دارد زیرا در حوزه طبیعت نمی توانیم به صورت دقیق آماری از آبگیری های 70 درصدی دهیم.

آنچه بر سر تالاب های بین النهرین آمد

به گزارش ایسنا؛ احمدرضا لاهیجان زاده مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، نیز در این نشست اظهار کرد: سال گذشته با بررسی و تحقیق بسیار زیاد به اطلاعات خوبی از کشورهای عراق، ترکیه، و ایران و اتفاقاتی که در ا یستم این مناطق ایجاد و منجر به مصیبت ریزگردها شده، دست یافتیم. در این راستا دو کتاب انگلیسی نیز به زبان فارسی ترجمه شد که دارای اطلاعات خیلی خوبی بودند.

وی ادامه داد: تصاویر ای از تالاب های شمال بصره و جنوب عراق که به تالاب های بین النهرین معروف است، نشان می دهد که سال 1988 و حتی 1990 میلادی مجموع سطح عرصه تال در کشور عراق بین یک میلیون تا یک میلیون و 700 هزار تار بود. در این زمان مساحت تالاب هورالعظیم حدود 350 هزار تار بود که یک سوم آن یعنی 127 هزار تار در خاک ایران قرار دارد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان با اشاره به جنگ کویت و عراق در سال 1991 میلادی و به دنبال آن حمله به عراق برای آزادسازی کویت تصریح کرد: نیروهای در 25 بهمن سال 69 به عراق حمله د و به سمت بغداد در حال پیشروی بودند که هم زمان نیروهای شیعه ن در جنوب عراق با نیروهای وارد مبارزه شدند و پس از اتفاقاتیکه به دنبال آن رخ داد با حمله ت عراق به این شیعیان، حدود 90 هزار نفر از شیعیان متواری شدند و حداقل 70 هزار نفر از آنان در مجموعه تالاب های بین النهرین مخفی شدند.

لاهیجان زاده ادامه داد: ت عراق که از مبارزه نظامی با شیعیان ن شده در این تالاب ها به نتیجه نرسید، سوزاندن نیزارها و بمباران این تالاب ها را آغاز کرد و در سال 1992 اقدام به احداث کانالی بسیار بزرگ به طول 50 کیلومتر و عرض 2 کیلومتر کرد، این کانال به کانال صدام مشهور است. ت عراق در این سال تخلیه آب مجموعه تالاب های بین النهرین را به صورت تعمدی آغاز کرد و حتی کانال دیگری حفر کرد تا بخش انتهایی تالاب هورالعظیم به کانال صدام متصل شود.

وی افزود: با ادامه روند تخلیه آب تالاب های بین النهرین از طریق کانال صدام، تقریبا در سال 2000 میلادی بیش از 70 درصد تالاب های بین النهرین و همچنین بر اساس گزارش بین المللی تا 90 درصد این تالاب ها کاملا خشک شد. البته ممکن است که در برخی نقاط خشک شده این تالاب ها هنوز رطوبت وجود داشته، اما آبی برای اهالی جهت حفظ معیشت و صیادی در این تالاب ها وجود نداشت.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان ادامه داد: فاجعه ای که در سال 2000 میلادی در مجموعه تالاب های جنوب کشور عراق رخ داد، یکی از بزرگترین و مهم ترین فاجعه های زیست محیطی بوده که از سوی سازمان ملل با از بین رفتن صدها هزار تار از جنگل های آمازون مقایسه شده است؛ یعنی خسارات ناشی از خشک شدن این تالاب ها با خسارت ناشی از نابود شدن بخش زیادی از جنگل های یکی از مهم ترین ا یستم های محیط زیستی دنیا به نوعی برابر دانسته شد.

لاهیجان زاده بیان کرد: در فاصله خشک شدن بخش زیادی از تالاب های بین النهرین، ت ترکیه نیز پروژه بزرگی به نام گپ ( gap ) آغاز کرد و تصمیم گرفت که حداقل 90 میلیارد مترمکعب آب از رودخانه های دجله و فرات را ذخیره کند و اجازه وج این آب از مرزهای ترکیه را ندهد؛ کشور ترکیه به شدت این پروژه را پیگیری کرد.

وی ادامه داد: ت ترکیه، سد آتاتورک را با ظرفیت 44 میلیارد مترمکعب آب به بهره برداری رساند. ظرفیت سد آتاتورک تقریبا معادل مجموع ظرفیت مخازن تمام سدهای ایران است. این سد جزو معدود سدهایی است که وسعت دریاچه آن را در تصاویر ای به راحتی می توان مشاهده کرد. همچنین ت ترکیه احداث یک سد دیگر را با ظرفیت بسیار زیاد در حال اجرا دارد که به زودی به بهره برداری می رسد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان افزود: با بهره برداری از این سد، میزان وج آب از رودخانه های دجله و فرات به سمت عراق تا حدی کاهش می یابد که کشور عراق امکان کشاورزی را از دست می دهد و حداقل 700 هزار تار از اراضی کشاورزی به علت نبود آب در عراق دیگر قابل کشت نخواهد بود. از نظر بین المللی اختلافات بسیاری بین ت های عراق و ترکیه در خصوص پروژه های سدسازی ترکیه وجود دارد که این اختلافات منجر به اخذ یک تصمیم در سازمان ملل شد.

لاهیجان زاده ادامه داد: بر اساس این تصمیم، ت ترکیه متعهد شد که همواره رهاسازی 500 مترمکعب بر ثانیه آب از سد آتاتورک برای کشور عراق را محفوظ نگهدارد. این حق آبه به علت اختلافات بین دو کشور ترکیه و عراق هیچ وقت رعایت نشده و حتی در کتاب های سازمان ملل ذکر شده که گاه میزان ورودی از سد آتاتورک به عراق به 100 مترمکعب بر ثانیه می رسد.

وی به سدسازی های کشور عراق روی رودخانه های دجله و فرات اشاره و اظهار کرد: مشابه سدسازی های ترکیه، سدهایی نیز در عراق و روی رودخانه های دجله و فرات در حال احداث است. البته از نظر طبقه بندی و حجم مخزن این سدها، کشور ترکیه در صدر است و پس از آن به تدریج عراق و قرار می گیرند. در حال حاضر آورد رودخانه های دجله و فرات به مجموعه تالاب های بین النهرین به حداقل رسیده است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان ادامه داد: حتی در فصول پرآب نیز آبی از رودخانه دجله و فرات به مجموعه تالاب های بین النهرین جریان پیدا نمی کند. علاوه بر تمام موارد ذکرشده، از سال 2004 خش الی های شدیدی در منطقه داشته ایم. در سال 1388 اوج خش الی ها را در ایران تجربه کردیم و این خش الی در منطقه موجب شد که بیش از 90 درصد تالاب های بین النهرین خشک شود.

لاهیجان زاده گفت: بر اساس مطالعات صورت گرفته، تا قبل از سال 2008 تعداد کانون های ریزگرد در کشور عراق کمتر از 30 نقطه بود. سال 2008 تعداد این کانون ها به صدها نقطه افزایش یافت. وجود رطوبت در منطقهحائز اهمیت بسیار زیادی بود و عامل اساسی در مهار ریزگردها هنگام وزش بادهایی که از صحاری عربستان، جنوب غرب و شمال غرب عراق و همچنین اردن و می وزیدند، محسوب می شد.

وی ادامه داد: عرصه 1.5 میلیون تاری تالاب های عراق و رطوبتی که در این منطقه وجود داشت، در جلوگیری از بروز ریزگردها بسیار موثر بود. از سوی دیگر در 30 سال گذشته دمای هوا در برخی نقاط عراق 2 تا 3 درجه افزایش یافت. در ایستگاه بستان میانگین دما در سه سال گذشته بین 2.5 تا 3 درجه و در اهواز بین 2 تا 2.5 درجه سانتی گراد افزایش یافته است که هر درجه افزایش دما می تواند تغییرات بزرگی ایجاد کند.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان افزود: افزایش دمای 2 درجه ای به عنوان عامل تشدیدکننده پدیده ریزگردها موجب شد تا سایر خاک های منطقه رطوبت خود را به سرعت از دست دهند و مستعد پدیده گرد و غبار شوند؛ بنابراین در کشور عراق نزدیک به 2 میلیون تار از اراضی در چند سال تبدیل به کانون گرد و غبار شد و همچنین رطوبت خاک این منطقه از دست رفت و به 50 درصد کاهش یافت. در ایستگاه بستان در 20 سال گذشته 70 تا 90 درصد رطوبت کاهش یافته است.

لاهیجان زاده با تشریح روند افزایش دما و کاهش رطوبت در ایستگاه بستان در 20 سال گذشته، گفت: تا سال 91 تعداد روزهای متوالی که در ایستگاه بستان در فصل تابستان دمای هوا به 50 درجه سانتی گراد می رسید، حتی به یک ماه می رسید. از سال 91 به بعد ممکن است آبگیری هایی که در منطقه انجام شده، موجب کاهش مجدد میانگین دمای هوا در این ایستگاه شده باشند.

چگونه دریچه ها روی هورالعظیم بسته شد؟

وی در خصوص علل تشکیل کانون های داخلی گرد و خاک در خوزستان اظهار کرد: هم زمان با سدسازی های ترکیه، عراق و روی رودخانه های دجله و فرات و خشک شدن مجموعه تالاب های بین النهرین در عراق اقدامات مشابهی به صورت کم و بیش در ایران انجام شد. از سال 89 شرکت نفت دریچه وجی 2 و 3 تالاب هورالعظیم را مسدود کرد و موجب شد گستره ای 50 تا 60 هزار تاری از تالاب هورالعظیم خشک شود و علاوه بر ایجاد مشکلات زیست محیطی و ا یستمی در تالاب، معیشت مردم منطقه را دچار مشکل کرد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان بیان کرد: همچنین سد کرخه جهت تامین حق آبه دائمی تالاب هورالعظیم احداث شد. حداقل آورد این سد 5 تا 5.5 میلیارد مترمکعب پیش بینی شد، اما متاسفانه در بالادست سد در استان های ایلام، لرستان، کرمانشاه و کردستان که سرشاخه های رودخانه کرخه در این استان ها قرار دارد، بدون توجه به اینکه در پایین دست رودخانه کرخه، سد بزرگی وجود دارد که اگر حداقل 3 میلیارد مترمکعب آب در آن وجود نداشته باشد فاقد ارزش می شود، اقدام به صدور مجوزهای متعدد برداشت آب د.

لاهیجان زاده ادامه داد: این استان ها با صدور مجوزهای متعدد برداشت آب که شامل آب زیرزمینی می شد، موجب کاهش آورد سد کرخه شدند. در سال گذشته وزارت نیرو در مورد علت کاهش آورد سد کرخه اعلام کرد که نتایج نشان داد 14 درصد عامل کاهش آورد کرخه ناشی از کاهش بارندگی و تا 49 درصد عامل کاهش آورد این رودخانه ناشی از برداشت های غیرمجاز و مجاز در حوضه آبریز کرخه در بالادست این سد است. برداشت های غیرمجاز از بالادست رودخانه کرخه حتی به نصب موتورهای بی شمار چه به صورت مجاز و چه غیرمجاز کشیده شد و حتی علاوه بر این برداشت های مجاز و غیرمجاز، سدی به نام سیمره در بالادست رودخانه و سد کرخه احداث د که این سد عاملی برای کاهش ورودی به کرخه شد و حتی سد دیگری نیز در دستور کار داشتند که اکنون متوقف شده است.

وی بیان کرد: از نظر علمی دلایل انسان زاد تشکیل کانون های گرد و خاک و بروز پدیده ریزگردها در ایران مشابه این دلایل در کشورهای خارجی یعنی ترکیه، عراق و است. ترکیه جهت جلوگیری از وج 90 میلیارد مترمکعب آب از دجله و فرات، پروژه های سدسازی خود را شروع کرد، اما در کشور ما بر سرشاخه های رودخانه ها در بالادست، سدسازی و برداشت های مجاز و غیرمجاز زیادی انجام شد.

روند تبدیل هندیجان به یکی از کانون های گرد و خاک خوزستان

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان با اشاره به کاهش آب رودخانه زهره در سال های اخیر عنوان کرد: در زمستان سال 93 و همچنین سال 95 رودخانه زهره در مقطع زیدون به سمت هندیجان کاملا خشک شد که اتفاقی بی سابقه حداقل در 50 سال گذشته است. رودخانه زهره حتی در خش الی های سال های گذشته به طور کامل خشک نشد. رودخانه زهره با طغیان هایی که داشت تمام دشت هندیجان را دارای آب می کرد و موجب می شد که هم منطقه به مرتع تبدیل شده و هم خاک منطقه مرطوب شود، اما متاسفانه اکنون هندیجان یکی از کانون های گرد و خاک خوزستان است.

لاهیجان زاده تصریح کرد: طغیان رودخانه مارون در هر سال موجب می شد که دشت رامشیر و همچنین منطقه منتهی به شمال تالاب شادگان کاملا مرطوب شود و حق آبه تالاب شادگان را کاملا تامین کند. طغیان های رودخانه کارون نیز از طریق نهر مالح و نهر بحره به تالاب شادگان هدایت می شد و پوشش آب و آبگیری این تالاب را در فصولی که به سمت گرما می رفت، تضمین می کرد.

وی بیان کرد: پوشش آب عرصه شرق و جنوب شرق خوزستان همیشه توسط رودخانه های مارون، جراحی، زهره و بعضا رودخانه کارون تامین می شد و حتی در صورت عدم طغیان این رودخانه ها، بارندگی ها می توانستند تثبیت این عرصه ها را انجام دهند. در سال 93 هیچ بارندگی در این عرصه نداشتیم و این موضوع علاوه بر اینکه نزدیک به 10 سال است که هیچ کدام از رودخانه های استان طغیانی ندارند، موجب بروز پدیده گرد و خاک شد؛ به این صورت که وزش باد جنوب شرق بر فراز این عرصه ها - که در فصل زمستان شدت پیدا می کند - موجب خیزش گرد و خاک می شد و عدم بارندگی نیز موجب می شد که این عرصه ها نتوانند تثبیت شوند.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان ادامه داد: در پاییز سال 93 بارندگی نداشتیم و همین وضعیت موجب بروز مصیبت ریزگردها در بهمن 93 شد. بارش ها در پاییز 95 نیز تقریبا از 20 آذر آغاز شد که بسیار جزئی بود و فایده ای نداشت و چگونگی وقوع پدیده گرد و خاک را در دی ماه و بهمن ماه و به ویژه در بهمن ماه شاهد بودیم.

لاهیجان زاده با بیان اینکه ا یستم خوزستان ا یستمی کاملا وابسته به رودخانه های جاری در جلگه خوزستان است، عنوان کرد: هر گونه دستکاری در آورد رودخانه های منتهی به جلگه خوزستان می تواند منجر به مشکلات پیش بینی نشده شود؛ هیچ نمی توانست تصور کند که پدیده ریزگردها روزی پنج نیروگاه خوزستان را در چند ساعت از مدار خارج کند.

وقتی وضعیت تالاب هورالعظیم، دامن خوزستان را گرفت

وی اظهار کرد: در سال های گذشته قبل از شدت گرفتن بحث ریزگردها و خشک شدن تالاب هورالعظیم، زمانی که مشکلات ریزگردها یا مسائل تالاب ها را در جلسات مطرح می کردیم، بسیاری از افراد که عمدتا تصمیم گیرنده بودند، تصور می د که این مشکلات مربوط به اداره محیط زیست است و به ما می گفتند چرا چنین مسائلی را در این جلسه مطرح می کنید و بروید با ابزارهای قانونی خود این مسائل را پیگیری کنید. واقعیت این است که این افراد نمی دانستند روزی وضعیت تالاب هورالعظیم، دامن خوزستان را می گیرد و تبدیل به معضل اقتصادی، اجتماعی و بروز بسیاری از مسائل می شود.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان با تاکید بر وم بهره برداری پایدار از ا یستم های محیط زیستی گفت: یکی از مشکلات ما در ایران این است که هیچ وقت حاضر نیستیم تجارب تلخ و موفق کشورهای دیگر را الگو قرار دهیم، مگر اینکه سرمان به سنگ بخورد و بابت این تجربه ها خسارت دهیم. در دهه 80 میلادی دنیا به این نتیجه رسید که جهت حفظ ا یستم های محیط زیستی هر گونه دستکاری در ا یستم ها باید به صورت پایدار انجام شود، اما متاسفانه ما این تجارب را الگو قرار نمی دهیم و پله پله آن ها را تجربه و زمانی تصمیم گیری می کنیم که جبران خسارت آن غیرممکن است.

لاهیجان زاده بیان کرد: بر اساس مطالعات انجام شده، میزان آب شیرین وجی سالانه اروندرود به خلیج فارس در دهه 80 میلادی 90 تا 110 میلیارد مترمکعب بود. اروندرود حاصل تلاقی رودخانه های کارون و دجله و فرات است؛ اکنون وجی آب از اروندرود به خلیج فارس به یک چهارم رقم یادشده و حدود 25 میلیارد مترمکعب رسیده است که همین موضوع، موجب افزایش شوری خلیج فارس و اثرگذاری در تولید گونه های آبزی شده است.

سازمان حفاظت محیط زیست در بحث ریزگردها مظلوم واقع شد

وی با اشاره به انتقادات نسبت به عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص پدیده ریزگردها، تصریح کرد: سازمان حفاظت محیط زیست در بحث ریزگردها مظلوم واقع شد، زیرا تفکری به ویژه از سوی رسانه ها به مردم القا شد که درست نبود و مردم تصور د که سازمان حفاظت محیط زیست باید در این قضیه ورود کند.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان ادامه داد: بنابراین سازمان حفاظت محیط زیست واقعا در این زمینه مظلوم واقع شده است. سازمان حفاظت محیط زیست تنها ارگانی است که دستگاه های نظارتی بالادستی بسیاری بر عملکرد آن نظارت می کنند و تمام مسائل و فعالیت های این سازمان رصد می شود تا این دستگاه ها بدانند که آیا سازمان حفاظت محیط زیست به وظایف خود عمل می کند یا خیر. بدین ترتیب سازمان حفاظت محیط زیست در حد توان و امکانات و قوانینی که در اختیار دارد، در تمامی مسائل مربوط به ریزگردها ورود کرده است.

لاهیجان زاده افزود: در هر حوزه ای از مساله ریزگردها مستندات سازمان حفاظت محیط زیست کامل است و اگر این مستندات کامل نبود، اطمینان پیدا کنید که دستگاه های نظارتی بسیار سریع تر از تشکل ها و یا رسانه ها متوجه تخلف سازمان حفاظت محیط زیست می شدند.

س



مشاهده متن کامل ...
آدرس و تلفن دفاتر پلیس +10 خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

آدرس و تلفن دفاتر پلیس +10 خوزستان فهرست دفاتر پلیس+10 خوزستان

دفاتر پلیس + 10 خوزستان

آدرس و تلفن دفاتر پلیس +10 همه استان ها،آدرس و تلفن دفاتر پلیس +10،دفاتر خدمات الکترونیک انتظامی،پلیس + 10 همه استان ها،آدرس دفاتر پلیس+10،فهرست دفاتر پلیس+10

دفاتر پلیس + 10 اهواز،دشت آزادگان،باوی،هندیجان،حمیدیه،رامشیر،ایذه،رامهرمز، مسجد سلیمان بهبهان امیدیه،ماهشهر، مشک،شوش،دزفول،شادگان، مشهر،آبادان،شوشتر،دشت آزادگان

دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۱
خوزستان - اهواز - پادادشهر بین خ ۱۰ و ۱۱ شهیددباغ زاده ( لادن)
کدپستی: ۶۱۸۳۹۹۴۱۱۵
تلفن:۵۵۱۱۴۴۸ - ۵۵۴۳۹۵۲ - ۵۵۴۵۳۰۸(۰۶۱) - نمابر:۵۵۴۲۸۹۸(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۲
خوزستان - اهواز - اهواز- کیانپارس- خیابان ۵شرقی- پلاک ۶۸- طبقه اول-
کدپستی: ۶۱۵۵۹۳۴۶۱۴
تلفن:۳۹۲۱۷۸۹(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۳
خوزستان - اهواز - اهواز زیتون کارمندی خ اصلی زیتون بین فرشته و فردوس جنب بانک مسکن طبقه اول
کدپستی: ۶۱۶۳۹۱۵۸۳۹
تلفن:۴۴۴۹۲۷۰ - ۴۴۵۳۴۲۳(۰۶۱) - نمابر:۴۴۴۹۲۷۰(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۴
خوزستان - اهواز - اهواز - کوی۱۵ داد - خیابان۱۰ - جنب بانک رفاه کارگران - پ۲
کدپستی: ۶۱۵۳۶۱۸۳۴۵
تلفن:۳۷۸۲۲۹۹ - ۳۷۹۸۶۲۲ - ۳۷۹۸۵۱۹(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۵
خوزستان - اهواز - اهواز- اتوبان گلستان .پیچ گلستان -جنب بانک ملت
کدپستی: ۶۱۳۶۶۵۳۱۳۷
تلفن:۳۳۳۵۶۹۶۹ - ۳۳۳۵۶۹۶۸(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۶
خوزستان - اهواز - بلوار پاسداران بین میدان خلیج فارس وپل راه بند ساختمان عظیم طبقه اول
کدپستی: ۶۱۷۴۶۱۷۳۸۹
تلفن:۲۲۵۸۳۲۰ - ۲۲۵۸۱۴۸(۰۶۱) - نمابر:۲۲۵۸۳۲۰(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۹
خوزستان - اهواز - کوت عبداله آبادشرقی خ ۴
کدپستی: ۶۱۸۵۹۷۹۵۴۹
تلفن:۵۵۶۰۴۸۰ - ۵۵۶۰۴۸۱(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۲
خوزستان - اهواز - خ انقلاب خ غزنوی نبش ابهری پ ۲۴۹
کدپستی: ۶۱۴۳۶۸۵۳۵۵
تلفن:۳۷۷۵۹۲۸ - ۳۷۷۵۹۲۷ - ۳۷۸۲۵۷۰(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۳
خوزستان - اهواز - خ اصلی بنی هاشم بین خ فراهانی و خ زینب
کدپستی: ۶۱۳۶۶۳۵۵۱۱
تلفن:۳۳۴۷۹۱۴(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۴
خوزستان - اهواز - کوی ملت اتوبان پاسداران نبش عامری پلاک ۱۰۴۸
کدپستی: ۶۱۶۴۸۱۳۶۹۹
تلفن:۳۴۴۶۹۹۵۳ - ۳۴۴۶۹۹۵۳(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۵
خوزستان - اهواز - اهواز سه راه باهنر سر بلوار سبلان روبروی دارو خانه
کدپستی: ۶۱۷۷۷۷۳۳۷۳
تلفن:۳۲۲۸۸۰۳۲ - ۳۲۲۸۸۰۳۳(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۶
خوزستان - اهواز - گلستان جنب مجتمع مس ی روبروی بوستان صدفها ک ۲۷۰
کدپستی: ۶۱۳۸۶۱۳۱۶۵
تلفن:۳۷۲۵۴۰۱ - ۳۷۲۵۴۰۲(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۷
خوزستان - اهواز - ۲۴ متری خیابان شهید رستگاری جنب کلینیگ شهید رجایی پ ۳۵
کدپستی: ۶۱۹۳۶۴۵۶۳۳
تلفن:۳۲۹۲۶۴۱۳(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۸
خوزستان - اهواز - خ حیاتی پ ۱۷۹
کدپستی: ۶۱۸۳۷۷۵۴۸۱
تلفن:۵۵۱۸۰۸۲(۰۶۱)



دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۱۲۳
خوزستان - دشت آزادگان - خوزستان - گرد - میدان شهرداری -خ شیخ عیسی طرفی بعدازشبکه بهداشت - دفت لیس +۱۰ دشت آزادگان
کدپستی: ۶۴۴۱۸۶۵۵۱۱
تلفن:۳۶۷۵۰۷۱۰ - ۳۶۷۵۰۷۱۱(۰۶۱) - نمابر:۳۶۷۵۰۷۱۱(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۱۲۴
خوزستان - شوشتر - شوشتر خیابان شریعتی غربی نرسیده به سازمان آب
کدپستی: ۶۴۵۱۶۸۳۶۵۷
تلفن:۶۲۲۶۴۴۱ - ۶۲۲۶۴۴۲(۰۶۱) - نمابر:۶۲۲۳۹۷۴(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۱۲۵
خوزستان - شوشتر - خ طالقانی ک مسجد جامع پلاک۱۳-(جنب صندوق قرض الحسنه ولیعصرعج)
کدپستی: ۶۴۵۱۶۴۶۷۹۸
تلفن:۳۶۲۲۲۷۰۶ - ۳۶۲۲۳۵۹۴(۰۶۱) - نمابر:۳۶۲۲۲۷۰۶(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۱۲
خوزستان - آبادان - خوزستان آبادان بلوار پرویز دهداری خ کوی کارگر روبروی پل هوایی جنب رستوران اتاق جی ۲۱
کدپستی: ۶۳۱۶۷۶۳۷۴۷
تلفن:۵۳۳۴۳۸۹۴ - ۵۳۳۴۳۸۹۴(۰۶۱) - نمابر:۵۳۳۴۳۸۹۴(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۱۳
خوزستان - آبادان - خوزستان -آبادان - کوی قدس - ایستگاه۶ - روبروی بهار۴۲ - جنب دبیرستان غزالی
کدپستی: ۶۳۱۷۹۴۳۵۶۴
تلفن:۴۴۲۶۲۷۵ - ۴۴۲۲۶۲۹ - ۴۴۲۰۷۸۵(۰۶۱) - نمابر:۴۴۲۲۶۲۹(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۲۱
خوزستان - مشهر - مشهر فلکه دروازه خیابان کهنمویی بانک ملی سابق شعبه کهنمویی دفتر پلیس +۱۰ مشهر
کدپستی: ۶۴۱۶۷۳۳۹۱۶
تلفن:۲۴۲۲۴۹۸۸ - ۲۴۲۲۴۹۸۷(۰۶۱) - نمابر:۲۴۲۲۴۹۸۸(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۲۳
خوزستان - شادگان - خیابان نبش خیابان۱۵ دادغربی پشت کلانتری ۱۱
کدپستی: ۶۴۳۱۷۸۹۱۷۳
تلفن:۲۳۲۲۰۱۱۰ - ۲۳۲۲۰۱۰۹(۰۶۱) - نمابر:۲۳۲۲۰۱۱۰(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۱۱
خوزستان - دزفول - دزفول - خیابان شریعتی غربی تقاطع خیابان فرمانداری جنب تیپا
کدپستی: ۶۴۶۱۶۳۳۱۵۳
تلفن:۴۲۴۲۸۸۶۵ - ۴۲۴۲۸۸۶۴(۰۶۱) - نمابر:۶۲۶۸۸۶۴(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۱۲
خوزستان - دزفول - خیابان شریعتی کوچه شهید کیانی پلاک ۵۰
کدپستی: ۶۴۶۱۷۷۱۹۹۳
تلفن:۴۲۲۶۰۷۵۵ - ۴۲۲۶۰۷۵۶ - ۴۲۲۶۰۷۹۷(۰۶۱) - نمابر:۴۲۲۶۰۷۵۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۲۲
خوزستان - شوش - خ دانش- پایین تر از دکل مخابرات-روبروی بانک صادرات شعبه حسین آباد
کدپستی: ۶۴۷۱۸۳۳۹۹۸
تلفن:۴۲۸۲۱۰۰۲(۰۶۱) - نمابر:۴۲۸۲۰۰۸۰(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۲۳
خوزستان - شوش - خوزستان شوش دانیال خ (ره) نرسیده به میدان یازهرا جنب مرکز بهداشت
کدپستی: ۶۴۷۱۷۴۴۴۴۴
تلفن:۴۲۸۳۱۸۱۹ - ۴۲۸۲۲۳۳۵(۰۶۱) - نمابر:۴۲۸۳۱۸۱۹(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۲۴
خوزستان - مشک - بلوارانقلاب خیابان اسدآبادی نرسیده به ۴۵ متری قدس نبش بلوار ی شهرداری(۱۰۰ متر پایین تر از شهرداری)
کدپستی: ۶۴۸۱۹۵۱۹۷۵
تلفن:۴۲۶۲۷۰۷۵ - ۴۲۶۲۷۰۷۶ - ۴۲۶۲۷۰۷۷(۰۶۱) - نمابر:۴۲۶۲۷۰۷۶(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۵۲۲
خوزستان - ماهشهر - ماهشهر-بندر ره بازار شهرداری جنب اداره کار
کدپستی: ۶۳۵۶۱۴۴۴۸۷
تلفن:۲۲۳۱۶۰۰ - ۲۲۲۳۱۷۰۰(۰۶۱) - نمابر:۲۲۳۱۷۰۰(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۵۲۳
خوزستان - امیدیه - امیدیه شهرک مطهری خ ۲۵متری کانال
کدپستی: ۶۳۷۳۱۸۸۹۶۷
تلفن:۳۲۳۲۵۵۵(۰۶۱) - نمابر:۳۲۲۳۰۵۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۷۱۱
خوزستان - بهبهان - بهبهان - فلکه ۶۰ متری تقاطع محمد جعفری و ۶۰ متری - انتهای محمد جعفری-سمت چپ-سر نبش-پ ۸۴
کدپستی: ۶۳۶۱۸۳۷۹۶۱
تلفن:۵۲۸۲۳۳۵۶ - ۵۲۸۲۷۳۲۸ - ۶۶۷۱۶۷۱۱(۰۶۱) - نمابر:۵۲۸۲۳۳۵۶(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۸۱۱
خوزستان - مسجد سلیمان - خ -پنج بنگله -روبروی درمانگاه خیریه حضرت مریم -میدان گلستان
کدپستی: ۶۴۹۱۷۶۹۸۶۵
تلفن:۴۳۲۶۲۹۰۹ - - - -(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۹۱۱
خوزستان - رامهرمز - خوزستان رامهرمز بلوار معلم نبش کوچه شهید اسدی نرسیده به آهن آلات قراچه
کدپستی: ۶۳۸۱۶۴۵۵۶۷
تلفن:۲۲۲۷۱۷۶ - ۲۲۳۷۰۰۹ - ۲۲۲۴۱۴۱(۰۶۱) - نمابر:۲۲۲۷۱۷۶(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۹۲۲
خوزستان - باغملک - خوزستان-باغملک-خیابان
کدپستی: ۶۳۹۵۱۳۳۳۵۶
تلفن:۴۳۷۲۶۹۳۱ - ۴۳۷۲۵۸۷۰ - ۴۳۷۲۷۱۶۶(۰۶۱) - نمابر:۴۳۷۲۵۸۷۰(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۱۱
خوزستان - هویزه - خیابان رضا روبروی مارکت
کدپستی: ۶۴۴۵۱۳۵۴۵۹
تلفن:۳۶۷۸۲۱۸۴ - ۳۶۷۸۸۰۳۲ - ۳۶۷۸۸۰۴۳(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۱۲
خوزستان - مشک - مشک- خ اما- خ بهمن ابادی روبروی مسجد علی بن طالب (ع) پلاک ۶۱
کدپستی: ۶۴۸۱۹۴۳۸۱۷
تلفن:۴۲۶۴۰۶۳۸(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۱۳
خوزستان - دشت آزادگان - دشت آزادگان گرد خیابان خیابان شهید صالح طرفی
کدپستی: ۶۴۴۱۶۵۴۹۶۹
تلفن:۳۶۷۴۲۵۳۳ - ۳۶۷۴۲۵۳۴(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۲۶
خوزستان - شوشتر - چهارراه شهید رجایی ضلع شرقی روبروی ایران خودرو ساداتی دفتر پلیس +۱۰ علامه شیخ شوشتری
کدپستی: ۶۴۵۱۹۷۴۹۳۱
تلفن:۲۶۲۲۳۸۶۲ - ۲۶۲۲۷۵۹۵(۰۶۱) - نمابر:۲۶۲۲۳۸۶۲(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۲۷
خوزستان - گتوند - جاده اصلی نرسیده به بلوار شهرداری
کدپستی: ۶۴۵۵۱۶۸۴۴۹
تلفن:۲۶۷۲۷۱۱۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۳۱۴
خوزستان - آبادان - خوزستان آبادان احمد آباد خیابان ۱۵ فرعی مقابل دبستان هدایت
کدپستی: ۶۳۱۸۶۳۳۶۷۵
تلفن:۴۴۴۸۲۱۵ - ۴۴۳۴۲۶۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۳۲۴
خوزستان - مشهر - خوزستان مشهر چهار راه شهید مطهری جنب پاساژ نخل ساختمان نگین طبقه فوقانی
کدپستی: ۶۴۱۴۸۷۴۱۳۶
تلفن:۵۳۵۲۲۸۵۲(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۴۱۳
خوزستان - دزفول - خ نبش خ سجاد ع
کدپستی: ۶۴۶۱۶۴۳۴۹۹
تلفن:۴۲۳۲۹۰۴۷ - ۴۲۳۲۱۸۷۲(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۴۱۴
خوزستان - دزفول - خ ۴۵ متری بیمارستان افشار خ وصال نبش خ بهشتی
کدپستی: ۶۴۶۱۱۱۳۱۴۱
تلفن:۴۲۲۶۲۴۹۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۵۲۴
خوزستان - ماهشهر - خوزستان ماهشهر خیابان رازی پشت بازار روز
کدپستی: ۶۳۵۱۷۱۸۷۱۵
تلفن:۲۲۴۲۲۲۹۳(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۵۲۵
خوزستان - ماهشهر - خ جنوبی جنب بستنی فروشی لاله
کدپستی: ۶۳۵۱۹۷۸۱۵۳
تلفن:۲۳۶۹۰۸۴ - ۲۳۶۹۵۷۱(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۵۲۶
خوزستان - ماهشهر - خ ش شریفی روبروی مسجد لسان
کدپستی: ۶۳۵۱۸۵۵۵۳۳
تلفن:۵۲۳۲۸۶۸۷ - ۵۲۳۲۹۲۷۱ - ۵۲۳۲۹۲۷۲(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۷۱۲
خوزستان - بهبهان - فلکه نحوی اول جاده زیدون جنب تانک آب
کدپستی: ۶۳۶۱۶۶۶۳۳۱
تلفن:۵۲۷۲۳۳۰۴(۰۶۱) - نمابر:۵۲۷۲۳۳۰۴(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۷۱۳
خوزستان - بهبهان - بهبهان میدان بیدبلند خیابان پیروز کوچه شهید پور پلاک ۹۲
کدپستی: ۶۳۳۱۸۹۶۷۷۵
تلفن:۵۲۸۱۵۸۴۴ - ۵۲۷۱۵۸۴۴(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۸۱۲
خوزستان - مسجد سلیمان - خ ازادی سه راه مخابرات
کدپستی: ۶۴۹۱۶۳۳۵۱۷
تلفن:۲۲۲۲۰۱۶ - ۲۲۲۵۰۰۷(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۹۱۲
خوزستان - رامهرمز - رامهرمز خ انقلاب جنب سینما قدیم پلاک ۱۷۲
کدپستی: ۶۳۸۱۶۵۳۹۷۵
تلفن:۲۲۳۳۲۷۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۹۲۳
خوزستان - ایذه - بلوار اصفهان روبروی فرماندهی منطقه انتظامی
کدپستی: ۶۳۹۱۹۸۶۳۱۴
تلفن:۴۳۶۵۲۱۴۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۳۲۱۳۳
خوزستان - اهواز - اهواز _ فلکه پل پنجم _ بین مهران و جمهوری
کدپستی: ۶۱۹۶۹۱۳۱۸۱
تلفن:۳۵۵۳۵۷۲۰ - ۳۵۵۳۵۷۱۹(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۳۲۱۳۴
خوزستان - اهواز - اهواز فاز ۲ پادادشهر جنب بازارچه بالای بانک مسکن
کدپستی: ۶۱۸۷۸۴۳۱۱۷


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۵۵۱۱۱
خوزستان - رامشیر - خوزستان _ رامشیر خیابان شهید طاهری روبروی مسجد جامع پلاک ۵۹
کدپستی: ۶۳۸۷۱۳۴۶۱۹
تلفن:۴۳۵۹۴۲۴۴ - ۴۳۵۹۶۵۱۰(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۵۶۱۱۱
خوزستان - حمیدیه - خ ۱۷ شهریور - کوی شهید مطهری - روبروی اداره برق شهرستان
کدپستی: ۶۳۴۴۱۱۶۱۶۸
تلفن:۳۶۷۲۴۴۷۵(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۶۳۱۱۱
خوزستان - هندیجان - خوزستان هندیجان خیابان حسین خیابان حجاب روبه روی ساختمان جهاد کشاورزی پلاک ۷۴۰
کدپستی: ۶۳۵۹۱۶۳۳۴۴
تلفن:۵۲۵۷۲۲۸۰(۰۶۱)


دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۴۱۲۴۱۱۱
خوزستان - باوی - خوزستان- شهرستان باوی - شهر ملا ثانی پشت ترمینال خیابان اصلی جنب فروشگاه ناصر فیاضی طبقه دوم
کدپستی: ثبت نشده

دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۱خوزستان - اهواز - پادادشهر بین خ ۱۰ و ۱۱ شهیددباغ زاده ( لادن)کدپستی: ۶۱۸۳۹۹۴۱۱۵تلفن:۵۵۱۱۴۴۸ - ۵۵۴۳۹۵۲ - ۵۵۴۵۳۰۸(۰۶۱) - نمابر:۵۵۴۲۸۹۸(۰۶۱)۲دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۲خوزستان - اهواز - اهواز- کیانپارس- خیابان ۵شرقی- پلاک ۶۸- طبقه اول-کدپستی: ۶۱۵۵۹۳۴۶۱۴تلفن:۳۹۲۱۷۸۹(۰۶۱)۳دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۳خوزستان - اهواز - اهواز زیتون کارمندی خ اصلی زیتون بین فرشته و فردوس جنب بانک مسکن طبقه اولکدپستی: ۶۱۶۳۹۱۵۸۳۹تلفن:۴۴۴۹۲۷۰ - ۴۴۵۳۴۲۳(۰۶۱) - نمابر:۴۴۴۹۲۷۰(۰۶۱)۴دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۴خوزستان - اهواز - اهواز - کوی۱۵ داد - خیابان۱۰ - جنب بانک رفاه کارگران - پ۲کدپستی: ۶۱۵۳۶۱۸۳۴۵تلفن:۳۷۸۲۲۹۹ - ۳۷۹۸۶۲۲ - ۳۷۹۸۵۱۹(۰۶۱)۵دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۵خوزستان - اهواز - اهواز- اتوبان گلستان .پیچ گلستان -جنب بانک ملتکدپستی: ۶۱۳۶۶۵۳۱۳۷تلفن:۳۳۳۵۶۹۶۹ - ۳۳۳۵۶۹۶۸(۰۶۱)۶دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۶خوزستان - اهواز - بلوار پاسداران بین میدان خلیج فارس وپل راه بند ساختمان عظیم طبقه اولکدپستی: ۶۱۷۴۶۱۷۳۸۹تلفن:۲۲۵۸۳۲۰ - ۲۲۵۸۱۴۸(۰۶۱) - نمابر:۲۲۵۸۳۲۰(۰۶۱)۷دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۱۹خوزستان - اهواز - کوت عبداله آبادشرقی خ ۴کدپستی: ۶۱۸۵۹۷۹۵۴۹تلفن:۵۵۶۰۴۸۰ - ۵۵۶۰۴۸۱(۰۶۱)۸دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۲خوزستان - اهواز - خ انقلاب خ غزنوی نبش ابهری پ ۲۴۹کدپستی: ۶۱۴۳۶۸۵۳۵۵تلفن:۳۷۷۵۹۲۸ - ۳۷۷۵۹۲۷ - ۳۷۸۲۵۷۰(۰۶۱)۹دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۳خوزستان - اهواز - خ اصلی بنی هاشم بین خ فراهانی و خ زینبکدپستی: ۶۱۳۶۶۳۵۵۱۱تلفن:۳۳۴۷۹۱۴(۰۶۱)۱۰دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۴خوزستان - اهواز - کوی ملت اتوبان پاسداران نبش عامری پلاک ۱۰۴۸کدپستی: ۶۱۶۴۸۱۳۶۹۹تلفن:۳۴۴۶۹۹۵۳ - ۳۴۴۶۹۹۵۳(۰۶۱)۱۱دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۵خوزستان - اهواز - اهواز سه راه باهنر سر بلوار سبلان روبروی دارو خان دپستی: ۶۱۷۷۷۷۳۳۷۳تلفن:۳۲۲۸۸۰۳۲ - ۳۲۲۸۸۰۳۳(۰۶۱)۱۲دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۶خوزستان - اهواز - گلستان جنب مجتمع مس ی روبروی بوستان صدفها ک ۲۷۰کدپستی: ۶۱۳۸۶۱۳۱۶۵تلفن:۳۷۲۵۴۰۱ - ۳۷۲۵۴۰۲(۰۶۱)۱۳دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۷خوزستان - اهواز - ۲۴ متری خیابان شهید رستگاری جنب کلینیگ شهید رجایی پ ۳۵کدپستی: ۶۱۹۳۶۴۵۶۳۳تلفن:۳۲۹۲۶۴۱۳(۰۶۱)۱۴دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۱۲۸خوزستان - اهواز - خ حیاتی پ ۱۷۹کدپستی: ۶۱۸۳۷۷۵۴۸۱تلفن:۵۵۱۸۰۸۲(۰۶۱)۱۵دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۱۲۳خوزستان - دشت آزادگان - خوزستان - گرد - میدان شهرداری -خ شیخ عیسی طرفی بعدازشبکه بهداشت - دفت لیس +۱۰ دشت آزادگانکدپستی: ۶۴۴۱۸۶۵۵۱۱تلفن:۳۶۷۵۰۷۱۰ - ۳۶۷۵۰۷۱۱(۰۶۱) - نمابر:۳۶۷۵۰۷۱۱(۰۶۱)۱۶دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۱۲۴خوزستان - شوشتر - شوشتر خیابان شریعتی غربی نرسیده به سازمان آبکدپستی: ۶۴۵۱۶۸۳۶۵۷تلفن:۶۲۲۶۴۴۱ - ۶۲۲۶۴۴۲(۰۶۱) - نمابر:۶۲۲۳۹۷۴(۰۶۱)۱۷دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۱۲۵خوزستان - شوشتر - خ طالقانی ک مسجد جامع پلاک۱۳-(جنب صندوق قرض الحسنه ولیعصرعج)کدپستی: ۶۴۵۱۶۴۶۷۹۸تلفن:۳۶۲۲۲۷۰۶ - ۳۶۲۲۳۵۹۴(۰۶۱) - نمابر:۳۶۲۲۲۷۰۶(۰۶۱)۱۸دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۱۲خوزستان - آبادان - خوزستان آبادان بلوار پرویز دهداری خ کوی کارگر روبروی پل هوایی جنب رستوران اتاق جی ۲۱کدپستی: ۶۳۱۶۷۶۳۷۴۷تلفن:۵۳۳۴۳۸۹۴ - ۵۳۳۴۳۸۹۴(۰۶۱) - نمابر:۵۳۳۴۳۸۹۴(۰۶۱)۱۹دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۱۳خوزستان - آبادان - خوزستان -آبادان - کوی قدس - ایستگاه۶ - روبروی بهار۴۲ - جنب دبیرستان غزالیکدپستی: ۶۳۱۷۹۴۳۵۶۴تلفن:۴۴۲۶۲۷۵ - ۴۴۲۲۶۲۹ - ۴۴۲۰۷۸۵(۰۶۱) - نمابر:۴۴۲۲۶۲۹(۰۶۱)۲۰دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۲۱خوزستان - مشهر - مشهر فلکه دروازه خیابان کهنمویی بانک ملی سابق شعبه کهنمویی دفتر پلیس +۱۰ مشهرکدپستی: ۶۴۱۶۷۳۳۹۱۶تلفن:۲۴۲۲۴۹۸۸ - ۲۴۲۲۴۹۸۷(۰۶۱) - نمابر:۲۴۲۲۴۹۸۸(۰۶۱)۲۱دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۳۲۳خوزستان - شادگان - خیابان نبش خیابان۱۵ دادغربی پشت کلانتری ۱۱کدپستی: ۶۴۳۱۷۸۹۱۷۳تلفن:۲۳۲۲۰۱۱۰ - ۲۳۲۲۰۱۰۹(۰۶۱) - نمابر:۲۳۲۲۰۱۱۰(۰۶۱)۲۲دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۱۱خوزستان - دزفول - دزفول - خیابان شریعتی غربی تقاطع خیابان فرمانداری جنب تیپا کدپستی: ۶۴۶۱۶۳۳۱۵۳تلفن:۴۲۴۲۸۸۶۵ - ۴۲۴۲۸۸۶۴(۰۶۱) - نمابر:۶۲۶۸۸۶۴(۰۶۱)۲۳دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۱۲خوزستان - دزفول - خیابان شریعتی کوچه شهید کیانی پلاک ۵۰کدپستی: ۶۴۶۱۷۷۱۹۹۳تلفن:۴۲۲۶۰۷۵۵ - ۴۲۲۶۰۷۵۶ - ۴۲۲۶۰۷۹۷(۰۶۱) - نمابر:۴۲۲۶۰۷۵۵(۰۶۱)۲۴دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۲۲خوزستان - شوش - خ دانش- پایین تر از دکل مخابرات-روبروی بانک صادرات شعبه حسین آبادکدپستی: ۶۴۷۱۸۳۳۹۹۸تلفن:۴۲۸۲۱۰۰۲(۰۶۱) - نمابر:۴۲۸۲۰۰۸۰(۰۶۱)۲۵دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۲۳خوزستان - شوش - خوزستان شوش دانیال خ (ره) نرسیده به میدان یازهرا جنب مرکز بهداشتکدپستی: ۶۴۷۱۷۴۴۴۴۴تلفن:۴۲۸۳۱۸۱۹ - ۴۲۸۲۲۳۳۵(۰۶۱) - نمابر:۴۲۸۳۱۸۱۹(۰۶۱)۲۶دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۴۲۴خوزستان - مشک - بلوارانقلاب خیابان اسدآبادی نرسیده به ۴۵ متری قدس نبش بلوار ی شهرداری(۱۰۰ متر پایین تر از شهرداری)کدپستی: ۶۴۸۱۹۵۱۹۷۵تلفن:۴۲۶۲۷۰۷۵ - ۴۲۶۲۷۰۷۶ - ۴۲۶۲۷۰۷۷(۰۶۱) - نمابر:۴۲۶۲۷۰۷۶(۰۶۱)۲۷دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۵۲۲خوزستان - ماهشهر - ماهشهر-بندر ره بازار شهرداری جنب اداره کارکدپستی: ۶۳۵۶۱۴۴۴۸۷تلفن:۲۲۳۱۶۰۰ - ۲۲۲۳۱۷۰۰(۰۶۱) - نمابر:۲۲۳۱۷۰۰(۰۶۱)۲۸دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۵۲۳خوزستان - امیدیه - امیدیه شهرک مطهری خ ۲۵متری کانالکدپستی: ۶۳۷۳۱۸۸۹۶۷تلفن:۳۲۳۲۵۵۵(۰۶۱) - نمابر:۳۲۲۳۰۵۵(۰۶۱)۲۹دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۷۱۱خوزستان - بهبهان - بهبهان - فلکه ۶۰ متری تقاطع محمد جعفری و ۶۰ متری - انتهای محمد جعفری-سمت چپ-سر نبش-پ ۸۴کدپستی: ۶۳۶۱۸۳۷۹۶۱تلفن:۵۲۸۲۳۳۵۶ - ۵۲۸۲۷۳۲۸ - ۶۶۷۱۶۷۱۱(۰۶۱) - نمابر:۵۲۸۲۳۳۵۶(۰۶۱)۳۰دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۸۱۱خوزستان - مسجد سلیمان - خ -پنج بنگله -روبروی درمانگاه خیریه حضرت مریم -میدان گلستانکدپستی: ۶۴۹۱۷۶۹۸۶۵تلفن:۴۳۲۶۲۹۰۹ - - - -(۰۶۱)۳۱دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۹۱۱خوزستان - رامهرمز - خوزستان رامهرمز بلوار معلم نبش کوچه شهید اسدی نرسیده به آهن آلات قراچ دپستی: ۶۳۸۱۶۴۵۵۶۷تلفن:۲۲۲۷۱۷۶ - ۲۲۳۷۰۰۹ - ۲۲۲۴۱۴۱(۰۶۱) - نمابر:۲۲۲۷۱۷۶(۰۶۱)۳۲دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۱۶۹۲۲خوزستان - باغملک - خوزستان-باغملک-خیابان کدپستی: ۶۳۹۵۱۳۳۳۵۶تلفن:۴۳۷۲۶۹۳۱ - ۴۳۷۲۵۸۷۰ - ۴۳۷۲۷۱۶۶(۰۶۱) - نمابر:۴۳۷۲۵۸۷۰(۰۶۱)۳۳دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۱۱خوزستان - هویزه - خیابان رضا روبروی مارکتکدپستی: ۶۴۴۵۱۳۵۴۵۹تلفن:۳۶۷۸۲۱۸۴ - ۳۶۷۸۸۰۳۲ - ۳۶۷۸۸۰۴۳(۰۶۱)۳۴دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۱۲خوزستان - مشک - مشک- خ اما- خ بهمن ابادی روبروی مسجد علی بن طالب (ع) پلاک ۶۱کدپستی: ۶۴۸۱۹۴۳۸۱۷تلفن:۴۲۶۴۰۶۳۸(۰۶۱)۳۵دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۱۳خوزستان - دشت آزادگان - دشت آزادگان گرد خیابان خیابان شهید صالح طرفیکدپستی: ۶۴۴۱۶۵۴۹۶۹تلفن:۳۶۷۴۲۵۳۳ - ۳۶۷۴۲۵۳۴(۰۶۱)۳۶دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۲۶خوزستان - شوشتر - چهارراه شهید رجایی ضلع شرقی روبروی ایران خودرو ساداتی دفتر پلیس +۱۰ علامه شیخ شوشتریکدپستی: ۶۴۵۱۹۷۴۹۳۱تلفن:۲۶۲۲۳۸۶۲ - ۲۶۲۲۷۵۹۵(۰۶۱) - نمابر:۲۶۲۲۳۸۶۲(۰۶۱)۳۷دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۱۲۷خوزستان - گتوند - جاده اصلی نرسیده به بلوار شهرداریکدپستی: ۶۴۵۵۱۶۸۴۴۹تلفن:۲۶۷۲۷۱۱۵(۰۶۱)۳۸دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۳۱۴خوزستان - آبادان - خوزستان آبادان احمد آباد خیابان ۱۵ فرعی مقابل دبستان هدایتکدپستی: ۶۳۱۸۶۳۳۶۷۵تلفن:۴۴۴۸۲۱۵ - ۴۴۳۴۲۶۵(۰۶۱)۳۹دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۳۲۴خوزستان - مشهر - خوزستان مشهر چهار راه شهید مطهری جنب پاساژ نخل ساختمان نگین طبقه فوقانیکدپستی: ۶۴۱۴۸۷۴۱۳۶تلفن:۵۳۵۲۲۸۵۲(۰۶۱)۴۰دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۴۱۳خوزستان - دزفول - خ نبش خ سجاد عکدپستی: ۶۴۶۱۶۴۳۴۹۹تلفن:۴۲۳۲۹۰۴۷ - ۴۲۳۲۱۸۷۲(۰۶۱)۴۱دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۴۱۴خوزستان - دزفول - خ ۴۵ متری بیمارستان افشار خ وصال نبش خ بهشتیکدپستی: ۶۴۶۱۱۱۳۱۴۱تلفن:۴۲۲۶۲۴۹۵(۰۶۱)۴۲دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۵۲۴خوزستان - ماهشهر - خوزستان ماهشهر خیابان رازی پشت بازار روزکدپستی: ۶۳۵۱۷۱۸۷۱۵تلفن:۲۲۴۲۲۲۹۳(۰۶۱)۴۳دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۵۲۵خوزستان - ماهشهر - خ جنوبی جنب بستنی فروشی لال دپستی: ۶۳۵۱۹۷۸۱۵۳تلفن:۲۳۶۹۰۸۴ - ۲۳۶۹۵۷۱(۰۶۱)۴۴دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۵۲۶خوزستان - ماهشهر - خ ش شریفی روبروی مسجد لسانکدپستی: ۶۳۵۱۸۵۵۵۳۳تلفن:۵۲۳۲۸۶۸۷ - ۵۲۳۲۹۲۷۱ - ۵۲۳۲۹۲۷۲(۰۶۱)۴۵دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۷۱۲خوزستان - بهبهان - فلکه نحوی اول جاده زیدون جنب تانک آبکدپستی: ۶۳۶۱۶۶۶۳۳۱تلفن:۵۲۷۲۳۳۰۴(۰۶۱) - نمابر:۵۲۷۲۳۳۰۴(۰۶۱)۴۶دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۷۱۳خوزستان - بهبهان - بهبهان میدان بیدبلند خیابان پیروز کوچه شهید پور پلاک ۹۲کدپستی: ۶۳۳۱۸۹۶۷۷۵تلفن:۵۲۸۱۵۸۴۴ - ۵۲۷۱۵۸۴۴(۰۶۱)۴۷دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۸۱۲خوزستان - مسجد سلیمان - خ ازادی سه راه مخابراتکدپستی: ۶۴۹۱۶۳۳۵۱۷تلفن:۲۲۲۲۰۱۶ - ۲۲۲۵۰۰۷(۰۶۱)۴۸دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۹۱۲خوزستان - رامهرمز - رامهرمز خ انقلاب جنب سینما قدیم پلاک ۱۷۲کدپستی: ۶۳۸۱۶۵۳۹۷۵تلفن:۲۲۳۳۲۷۵(۰۶۱)۴۹دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۲۹۲۳خوزستان - ایذه - بلوار اصفهان روبروی فرماندهی منطقه انتظامیکدپستی: ۶۳۹۱۹۸۶۳۱۴تلفن:۴۳۶۵۲۱۴۵(۰۶۱)۵۰دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۳۲۱۳۳خوزستان - اهواز - اهواز _ فلکه پل پنجم _ بین مهران و جمهوریکدپستی: ۶۱۹۶۹۱۳۱۸۱تلفن:۳۵۵۳۵۷۲۰ - ۳۵۵۳۵۷۱۹(۰۶۱)۵۱دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۳۲۱۳۴خوزستان - اهواز - اهواز فاز ۲ پادادشهر جنب بازارچه بالای بانک مسکنکدپستی: ۶۱۸۷۸۴۳۱۱۷۵۲دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۵۵۱۱۱خوزستان - رامشیر - خوزستان _ رامشیر خیابان شهید طاهری روبروی مسجد جامع پلاک ۵۹کدپستی: ۶۳۸۷۱۳۴۶۱۹تلفن:۴۳۵۹۴۲۴۴ - ۴۳۵۹۶۵۱۰(۰۶۱)۵۳دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۵۶۱۱۱خوزستان - حمیدیه - خ ۱۷ شهریور - کوی شهید مطهری - روبروی اداره برق شهرستانکدپستی: ۶۳۴۴۱۱۶۱۶۸تلفن:۳۶۷۲۴۴۷۵(۰۶۱)۵۴دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۳۹۶۳۱۱۱خوزستان - هندیجان - خوزستان هندیجان خیابان حسین خیابان حجاب روبه روی ساختمان جهاد کشاورزی پلاک ۷۴۰کدپستی: ۶۳۵۹۱۶۳۳۴۴تلفن:۵۲۵۷۲۲۸۰(۰۶۱)۵۵دفتر خدمات الکترونیک انتظامی کد: ۶۱۴۱۲۴۱۱۱خوزستان - باوی - خوزستان- شهرستان باوی - شهر ملا ثانی پشت ترمینال خیابان اصلی جنب فروشگاه ناصر فیاضی طبقه دومکدپستی: ثبت نشده



مشاهده متن کامل ...
بشارت قرآن کریم بر نابودی
درخواست حذف اطلاعات

بشارت قرآن کریم بر نابودی

منبع :(مقاله فراماسونری دجال ا ا مان خادم ال (عج))

خلاصه و قسمت های مهم مقاله در زیر ... و مقاله کامل با توضیحات و دلایل ... در ادامه مطالب.....

خداوند متعال در قرآن کریم بارها به توطئه های بنی اسراییل اشاره کرده و خباثت آنان را بیان نموده است؛ همچنین در آیات متعددی خداوند متعال به تقبیح اعمال آنان پرداخته است تا مسلمانان از اشتباهات و تخلفات آنان درس بگیرند و از معصیت و نافرمانی خودداری نمایند.خداوند بزرگ در چندین آیه، آینده ی بنی اسراییل را پیشگویی کرده و به آن ها در این مورد، هشدار داده است تا بنی اسراییل تصور نکنند که می توانند تا ابد به زشتکاری های خود ادامه دهند.

ع : رؤیای اسراییل بزرگ !

نمونه ای از آیات مهم در رابطه با سرنوشت بنی اسراییل، آیات 4 تا 8 سوره ی اسراء (بنی اسراییل) می باشد:

" وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إسْرائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا (٤)

فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلالَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَفْعُولا (٥)

ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا (٦)

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لأنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَکُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا (٧)

عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْکَافِرِینَ حَصِیرًا (٨)

همان گونه که ملاحظه می فرمایید، خداوند متعال در قرآن مجید، دو فساد بزرگ را برای بنی اسراییل پیشگویی کرده است که بنابر گفته ی قرآن، این پیشگویی در تورات نیز آمده است.در این پیشگویی، خداوند متعال به بنی اسراییل اعلام می دارد که آن ها دو مرتبه فساد بزرگی در جهان ب ا می کنند.در دفعه ی اول، بندگان پرصلابت خدا، بنی اسراییل را به شدت تنبیه می نمایند و حتی به جستجوی خانه به خانه نیز می پردازند؛ سپس بنی اسرایی صاحب اموال و قدرت و جمعیت بسیاری می گردد و بر بندگان پرصلابت خدا (که قبلاً به آن اشاره کردیم)، چیرگی می یابد.

اما هنگامی که زمان وعده ی دوم خداوند متعال فرا می رسد، همان بندگان برگزیده ی خدا که در مرتبه ی اول، بنی اسراییل را ش ت داده بودند، در مرتبه ی دوم نیز بنی اسراییل را ش ت می دهند که این ش ت به مراتب سنگین تر از ش ت اول بوده و پرونده ی بنی اسراییل را برای همیشه می بندد. ش ت دوم، خود شامل چند مرحله است که در مرحله ی اول، صورت های بنی اسراییل سیاه شده (به دلیل ترس و یا رسوایی)، سپس بندگان با صلابت خدا وارد مسجدالاقصی می شوند و در نهایت، هر چیز را که زیر سلطه ی خود می گیرند، در هم می کوبند.

به احتمال زیاد، اولین مرتبه ی تنبیه یهودیان در صدر و در سال 17 هجری قمری اتفاق افتاده است که در طی آن، مسلمانان توانستند بیت المقدس را فتح نمایند و کنترل این شهر را در دست گیرند.(486)

با تحرکات مذکور و حمایت ت های غربی، مهاجران یهودی صهیونیست از نقاط مختلف جهان به اسراییل آمدند و کم کم به وسیله ی ترور و اختناق و وحشی گری، فلسطین را به خود درآوردند.(490)

وقایع ذکر شده، با پیشگویی خداوند در این مورد که بنی اسراییل صاحب اموال و قدرت فراوانی شده و بر قومی که قبلاً بر آن ها (بنی اسراییل) تسلط داشتند، مسلط می گردند، مطابقت دارد؛ زیرا بنی اسراییل با این که قرن ها تحت تسلط مسلمانان بودند، سرانجام بر مسلمانان تسلط یافتند. به همین دلیل، عده ای از علما و محققین مسلمان، اعتقاد دارند که ما در دوره ای هستیم که در طی آن بنی اسراییل بر مسلمانان تسلط یافته اند و در نتیجه باید در آینده منتظر تسلط مسلمانان بر بنی اسراییل باشیم.

البته بعد از پیروزی حزب الله بر اسراییل در جنگ سال 2006 میلادی، عده ای از محققین معتقدند که ما در حال عبور از مرحله ی سلطه ی بنی اسراییل بر مسلمانان هستیم؛ زیرا حزب الله با مقاومت خود توانست چهره های اسراییلیان را از ترس سیاه نماید و اسراییلی ها نیز با جنایات بی شمارشان علیه غیر نظامیان لبنانی و فلسطینی، چهره ی پلید خود را به جهانیان نشان دادند. به همین دلیل، به احتمال زیاد ما در دوره ای هستیم که قرآن از آن به عنوان « فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِیَسُوؤُواْ وُجُوهَکُمْ : هنگامى که وعده دوم فرا رسد، آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر مى‏شود. » یاد می نماید.

از این مطالب می توان نتیجه گرفت که ما ان شا الله در چند قدمی مسجدالاقصی و وعده ی تنبیه دوم بنی اسراییل واقع شده ایم؛ زیرا خداوند در ادامه می فرماید:

« وَ لِیَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ : و داخل مسجد (الاقصى) مى‏شوند، همان گونه که بار اول وارد شدند. »

این وعده ای است که قطعاً محقق خواهد شد.

در تفسیر عیاشى از باقر (ع ) روایت شده که حضرت بعد از آن که آیه ی شریفه ی « عِبَاداً لَّنَا أُولى بَأْسٍ شدِیدٍ » را قرائت نمود، فرمود:

« مراد از این آیه، حضرت قائم (عج ) و یاران اوست که نیرومند و داراى صلابت مى باشند. »(492)

و نیز در تفسیر نور الثقلین، از کتاب روضه ی کافى از صادق (ع ) نقل شده که آن حضرت در تفسیر آیه ی شریفه ی فوق فرمود:

« خداوند قبل از وج حضرت قائم (عج)، قومى را برانگیزد که دشمنى از دشمنان آل محمد (ص) را رها ننموده، مگر این که او را به هلاکت مى رسانند. »(493)

و در کتاب بحارالانوار، از صادق (ع ) روایت شده که وقتى این آیه را قرائت فرمود، عرض کردیم: فدایت گردیم آنها چه انى هستند؟

سه بار فرمود:

« آنان به خدا سوگند اهل قم می باشند؛ آنان به خدا سوگند اهل قم می باشند؛ آنان بخدا سوگند اهل قم مى باشند. »(494)

بدین ترتیب با توجه به مطالب فوق، به نظر می رسد که ما در دوره ی حساسی از تاریخ واقع شده ایم که بیش از پیش نوید ما را به ظهور آقا زمان (عج) می دهد؛ چرا که بنابر پیشگویی قرآن، بعد از تسلط بنی اسراییل بر مسلمانان، این مسلمانان هستند که به کمک پیشوای مقدس خود حضرت مهدی (عج) برای آ ین بار به تنبیه بنی اسراییل می پردازند و برای همیشه آنان را منزوی می گردانند. عصر ما نیز که عصر تسلط بنی اسراییل بر مسلمانان و حتی جهان است، بی تابانه منتظر منجی جهان است تا شر فتنه های قوم فاسد بنی اسراییل را از جهان کم کند.

مقاله کامل در ادامه مطالب...............



مشاهده متن کامل ...
زندگینامه بنی صدر رییس جمهور ایرانی
درخواست حذف اطلاعات

درباره بنی صدر 


 



زندگینامه بنی صدر رییس جمهور ایرانی ابوالحسن بنی صدر متولد سال 1312 در روستای باغچه ،از توابع همدان و فرزند ایت الله سید نصرالله بنی صدر نوه ی صدر العلمای همدانی بود.او پس از اخذ مدرک ابت و متوسط در سال 1334 وارد شد و چهار سال بعد در رشته اقتصاد فارغ حصیل شد و در همان سال بود که با ایت الله طالقانی و جلسات تفسیر قران او در مسجد هدایت تهران اشنا شد.


بنی صدر تا قبل از پیروزی انقلاب



 


بنی صدر تا قبل از پیروزی انقلاب? برای مردم کشور چهره ای نا شناخته بود،اما تلاش ها و فعالیت هایی که به هنگام عضویت در جبهه ملی در اروپا از خود نشان می داد (در طول سال 57 و هجرت از نجف به پاریس) نام او را بر سر زبانها انداخت و روز ورود به کشور(12 بهمن57)یکی از افرادی بود که همزمان با به تهران امد.


بنی صدر ونمایندگی مجلس خبرگان


 



بنی صدر در مرداد سال 58 به عنوان مردم تهران در مجلس خبرگان،عهده دار نقشی در تدوین قانون اساسی شد و هنگام تدوین اصل 115 قانون اساسی (که می گفت رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و ،ایرانی الاصل و توابع ایران،مدیر و مدبر،دارای حسن سایقه،امانت و تقوا،مومن و معتقد به و مذهب رسمی کشور باشد)به مخالفت صریح با اجزایی از این اصل پرداخت و اعلام کرد که برای رییس جمهور شدن تخصص و توان مدیریتی کافی است و لازم نیست که ان شخص دین باور و متقی باشد.


همین نقطه نظرات او رفته رفته،اختلاف و شکاف زیادی میان او و دیگر رجال هم دوره او از جمله شهید بهشتی ایجاد کرد.


بنی صدر که بود ؟


 


 


او فارغ حصیل در رشته‌های اقتصاد وحقوق  ی از  تهران  بود. چهار سال در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی مشغول به کار بود. وی در سال 1340 زندگیش را با عذرا حسینی آغاز کرد که حاصل این ازدواج یک پسر و دو دختر بود.



ابوالحسن بنی صدر پس از گذراندن دوره تحصیلات خود  برای تکمیل آن به اروپا سفر کرد. او  مدرک خود را در رشته علوم اقتصادی از پاریس گرفت.او در عین حال به تدریج روابط خود را با گروه های گرا نیز وسعت بخشید بعنوان مثال  به تشکیلات دانشجویان مسلمان خارج از کشور ملحق شد. او همچنین کتابهای زیادی نوشت و از جمله این کتاب ها «اقتصاد توحیدی» بود.


فعالیت های  آغازین بنی صدر


 



بنی صدر در سال 1341 دانشجویان دانشکده حقوق و مسوول سازمان دانشجویان در کنگره جبهه ملی ایران بود. او ی گروه کوچکی از دانشجویان مخالف شاه را بر عهده گرفت و دو بار به خاطر همین فعالیتهایش دستگیر و راهی زندان شد.


بنی صدر در قیامی ناموفق علیه حکومت در داد  1342 مجروح گشت و همان موقع کشور را ترک گفت و عازم فرانسه شد. بنی صدر در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، به عنوان گرای آتیشی و اقتصاد دان انقل با سخنرانی هایش به مبارزه با حکومت شاه می‌پرداخت.هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت، در طی این سالها بنی‌صدر خود را نظریه پرداز انقلاب می‌دانست.


شروع پیروزی انقلاب


 



 



سخنرانی های بنی صدر سه بعد از ورودش به ایران در شریف آغاز شد. این جلسات به مدت ده روز یعنی درست تا پیروزی انقلاب به طول انجامید. در  طی مدت کوتاهی او خود را به عنوان چهره ای گرا و در عین حال روشنفکر و انقل معرفی کرد .با موافقت روح‌الله  بنی صدر عضو شورای انقلاب شد اما حاضر نشد با ت موقت همکاری کند. بعد از پیروزی انقلاب،    بنی صدر را ابتدا در تیر ماه سال 1358 به سمت معاونت وزارت اقتصاد و دارایی و بعد از آن به سمت آن گماشت. بنی صدر همچنین از ابتدای بهار همان سال به عضویت شورای انقلاب درآمد.


رئیس جمهوری بنی صدر


 



بنی صدر پس از انتخاب شدن به عنوان رییس جمهور نیز مسیر اختلاف با دیگران را در پیش گرفت و تلاش داشت که فقط مجری نقطه نظرات و ایده های خود باشد. زند


گسرانجام ینامه بن


سرانجام بنی صدر


 




سرانجام در 30 داد1360 وی را با فرماندهی نیروهای مسلح بر کنار کرد و در 31 داد طرح (عدم کفایتر رئیس جمهور با 177 رای ممتنع به تصویب رسید و در نتیجه ریاست جمهوری او پس از حدود یک سال و 3ماه به پایان رسید و او پس از مدتی کوتاه زندگی مخفیانه،به همراه مسعود رجوی سازمان مجاهدین (منافقین) به پاریس گریخت و پناهنده شد.


خواهشمندیم با دیدگاه سازنده  خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید.




مشاهده متن کامل ...
سخنرانی حجت ال سید محمد انجوی نژاد
درخواست حذف اطلاعات
















چهارشنبه 24 دی 1393
 » متن سخنرانی پ ند غیر عامل - قسمت بیست و دوم

یالطیف
سخنرانی‌ حجت ال سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پ ند غیر عامل - قسمت بیست و دوم
1396/02/20



آ ین قسمت بحث پ ند غیر عامل را خدمتتان هستیم و همانطوری که قبلا عرض کرده بودیم بحث امشب راجع به توطئه دشمن و جنگ نرم و حتی نیمه سخت دشمن در باب طب و تغذیه است که نکاتی را خدمتتان عرض خواهیم کرد. 

اول اینکه این بحث‌ها این روزها زیاد متداول است و در هر شهری می‌روید عده‌ای مدعی این داستان هستند و راجع به آن سخنرانی می‌شود و مرکزی تحت عنوان مبارزه با توطئه صهیونیست در بحث تغذیه و طب زده می‌شود لذا اینکه داریم خدمتتان می‌گوییم در حقیقت یک جمع بندی است، زیاد هم وارد جزئیات نمی‌شوم و این نتیجه گیری یک جمع بندی و یک نتیجه گیری راجع به مباحثی که در خصوص توطئه دشمن و صهیونیست در بحث تغذیه و طب است. یک جمع بندی را عرض می‌کنم تا ان شاءالله بحث پ ند غیر عاملمان هم به نتیجه رسیده باشد.

قبل از جمع بندی عرض می‌کنم اگر این توطئه، که اگر هم ندارد قطعاً هست، جزء جنگ نرم محسوب نمی‌شود چون در جنگ نرم هدف چیره شدن و استیلای بر اذهان است اما در این قضیه هدف حذف فیزیکی شماست لذا جزء جنگ سخت یا نیمه سخت محسوب می‌شود. یک جنگ کاملاً علنی که کلیاتش را خدمتتان می‌گویم.

»» قسمت اول گرایشات را عرض می‌کنم:
1- گرایش صهیونیستی.
در گرایش صهیونیستی یعنی آنچه که صهیونیست برای یهودیان وفادار خودش در بحث تغذیه و طب به کار می‌برد و از آن تحت عنوان طب مخفی یاد می‌کند یعنی اگر شنیده باشید و مخصوصاً انی که رشته‌شان پزشکی است حتماً شنیده اند درمان در جزء مشهورترین درمان‌های جهان است یعنی بحث پزشکی در و بیمارستان‌های و رژیم صهیونیستی جزء بهترین و اصطلاحاً مدرنترین درمان هاست ولی وقتی بررسی می‌کنیم گرچه برای همین بررسی هم راه نفوذ خیلی سخت است اما می‌بینیم مباحثی که آن ها رعایت می‌کنند بیشتر از آنکه نوین باشد، الهی است! یعنی سیستمی را برای تغذیه معرفی می‌کنند که در این سیستم دقیقاً با سیستمی که طب نوین معرفی می‌کند در تناقض و تضاد است.

به عنوان مثال توصیه پزشکان صهیونیست نسبت به استفاده از روغن، نمک، یُد، آهن، قرص آهن و کلسیم و استفاده آن ها از داروهای شیمیایی بر اساس عرفان کابالاست که استفاده از داروهای شیمیایی حرام است یعنی اصلاً یهودی‌ها اجازه ندارند از این قرص شیمیایی استفاده کنند، بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم یک صهیونیست مسئول تولید همین داروی شیمیایی برای کل جهان است یعنی چیزهایی که برای خودشان حرام است!

دقیقاً همان طیف را برای کل جهان تولید و توزیع می‌کنند. پزشکی صهیونیستی در حقیقت طب الهی است یعنی بر مبنای تعالیم الهی است. یک درصدش را از تورات گرفته اند، یک درصدش به از طریق علمای یهود به آن ها رسیده، یک درصدش را هم از آموخته اند که این طب به دلیل اینکه خیلی در بسته است، نه کلاس‌های عمومی دارد، نه در درمان بیمارستان زیاد می‌فهمی چه خبر است و نه حتی نسبت به درمان غیر یهود و غیر صهیونیست از این طب استفاده می‌کنند.

یک طب کاملاً مدرن برای ی‌ها و بقیه دارند. چون جمعیتشان خیلی محدود است، خیلی قشنگ می‌توانند همه چیز را مخفی کنند. در همین محدود هم یهودی درجه یک، درجه دو، درجه سه داریم. از زندگی درجه یک‌ها هیچ ی خبر ندارد و هیچ هم نمی‌تواند شان را ببیند! یعنی حج که درجه یک یهود دارند اصلاً به گونه ای است که ی نمی‌تواند این ها را ببیند. وارد این قضیه نمی‌خواهیم بشویم چون بحث خیلی گسترده می‌شود. پس این طب صهیونیستی و طب اصیل.

2- طب سنتی که به باستان برمی‌گردد.
در یونان، چین، ایران و مصر، چهار منطقه‌ای که طب و تغذیه در حقیقت در آنجا منشاء داشته است. تغذیه و طب یونانی، مصری، ایرانی و همچنین چینی که الان هم اثراتش را می‌بینیم. به عنوان مثال خدمتتان عرض می‌کنم؛ با این همه سوء تغذیه در چین به دلیل قدرت طب چینی است که مردم چینی دسته دسته نمی‌میرند. مار و سوسک و عقرب و پشه و همه چیز می‌خورند و نمی‌میرند، دلیلش قدرت طب سنتی چین است. اعم از طب سوزنی یا بحث‌هایی تحت عنوان حجامت یا هر چیز دیگری. در چین مردم با طب زندگی می‌کنند یعنی برنامه روزانه و هفتگی و ماهانه برای درمان دارند و دائماً تحت درمان هستند. اصلاً جزء تفریحات چینی‌ها ماساژ است در صورتی که ماساژ یک درمان است. این ها می‌خواهند تفریح کنند ماساژ را انجام می دهند. تأثیری که ماساژ بر جریان و در گردش خون و خیلی چیزهای دیگر دارد که ما ماساژ را جزء درمان حسابش می‌کنیم.

در حقیقت چینی‌ها سوء تغذیه وحشتناک را با این طب بسیار قوی سنّتیشان دارند به یک تعادل می‌رسانند لذا می‌بینیم که مثلاً در چین اتفاقات ناگواری رخ نمی‌دهد. حتماً می‌دانید حکمای بزرگ یونان علی رقمی که حکیم بودند و فلسفه می‌دانستند مثل سقراط ، افلاطون و ارسطو، پزشکان بسیار مجربی بودند و بقراط که اوجش بوده است و این ها هم برای خودشان روش‌هایی داشته اند. در مصر هم روش‌های خیلی جدی داشته اند، بحث شن درمانی و ماهی درمانی و خیلی بحث‌های این شکلی که الان تازه مُد شده را در حکمای مصر می‌بینیم که طب سنتی مصر بوده است. ایران چه در زمان به اصطلاح پادشاهان ایران، چه بعدش که ابو علی سینا آمد و طب ی را با طب یونانی و چینی ممزوج کرد یعنی از ایران هم مسائلی را فرا گرفته اند.

3- طب قاطی.
طب قاطی طبی است که از سنت یک چیزهایی را برداشت کرده، از دین یک چیزهایی را برداشت کرده و از طب مدرن هم یک چیزهایی را کنار هم چیده در نتیجه یک طبی را راه انداخته. برخی از طبیبان حاضر این مدلی هستند یعنی هم قسمت‌هایی از طب مدرن را قبول می‌کنند، هم قسمت‌هایی از طب سنتی و هم قسمت‌هایی از طب ی را قبول می کنند. به عنوان مثال ابو علی سینا ضمن اینکه از سنت استفاده کرد، سی درصد هم طب ی و سی درصد هم از طب یونانی استفاده کرد، این هم قاطی است یعنی اگر آن زمان یونان طب مدرن بوده است، ابو علی سینا سی درصد در تعالیمش طب یونانی دارد و این طب هم، طب صد در صد ی و خالص و الهی نیست گرچه عده‌ای اعتقاد دارند که مثلاً کتاب قانون ابو علی سینا ی است در صورتی که قاطی است، پس همه چیز دارد. قاط به معنای قاطی بودن است نه به معنای تند روی .

4- طب مدرن که شیمیایی است.
شخصی به نام "پارا سیلیس" که یهودی الاصل بود دویست سال قبل در ‌های غرب کتاب ابو علی سینا را کرد و اعلام کرد که هیچ چیزی از پزشکی در این کتاب به درد بخور وجود ندارد و طبی را به نام طب شیمیایی بنا گذاشت که در این طب به درمان با داروهای شیمیایی متکی هستند. "پارا سیلیس" یهودی بود که قرص و درمان شیمیایی را به بشریت معرفی کرد و روی درمان گیاهی خط بطلان کشید. همان زمان بهداشت جهانی را راه انداختند و خود یهود هم، آن را می‌چرخاند. سازمان جهانی بهداشت که به اشتباه در ایران به آن سازمان بهداشت جهانی می‌گویند، ترجمه متن انگلیسی اش این می‌شود به حکومت‌ها ابلاغ دادند، به ایران نوشتند که مراکز فلان جمع بشود و گیاهان دارویی فلان ایراد را دارد، درمان شیمیایی مدرن راه افتاد.

مدرن به این معنا که از قرص شیمیایی استفاده کنند، مدرن به معنایی که وسایل جراحی و خیلی چیزهای دیگر باشد، منظورمان نیست. مدرن به معنای استفاده از داروی شیمیایی است، اینکه صددرصد خوب یا بد است من وارد این بحث نمی‌شوم، گرایشات طبی که در حال حاضر وجود دارد را خدمتتان می‌گویم.

5- گرایش ی است.
گرایش ی یعنی چه؟ یعنی اعتقاد دارند در تعالیم قرآن و اهل بیت(ع) همه چیز برای درمان موجود است و وقتی به این حکما مراجعه می‌کنیم، علی رغمی که طب مدرن را هم دیده اند، خیلی از مباحث را در این مدل طب قابل تأمل و قابل توجه می‌بینی که بیشتر تغذیه است تا طب یعنی این ها بیشتر از اینکه به طب رجوع کنند، به تغذیه رجوع می‌کنند.

یک اشکال که بنده در این مدل گرایش دیده ام که مباحثشان را هم این طرف و آن طرف خیلی خوانده ام و ان شاء الله این جمله را خودشان خواهند فهمید این است که مقداری اخباری گری در نظرات این ها می‌بینم. یعنی اخباریون چه می‌گویند؟ می‌گویند معصوم همه چیز را گفته، بعد در کلام معصوم متوقف می‌شوند و تطبیق هم نمی‌دهند. مثلاً چه می‌گویند؟ اگر معصوم گفته که سیب بخورید برای شما مفید است، ما می‌گوییم ممکن است معصوم منظورش از سیب میوه باشد، می‌گوید: نه، گفته سیب. ما به این می‌گوییم اخباری‌گری یعنی تطبیق نمی‌دهند. در حالیکه در فقه شیعه چهار قسمت داریم، آقایان حکیم این مدلی توجه کنند، می‌گوید: قرآن، سنت، دو قسمت مانده است؛ اجماع و عقل.

اخباریون عقل را تعطیل می‌کنند عقل یعنی همین مدرن عقل یعنی مدرنیته عقل یعنی به جایی برسیم که ما بتوانیم تطبیق بدهیم. اگر در کلام معصوم همه چیز باشد، هنرمندی عقل از بین می‌رود، پس حتماً همه چیز نیست لذا این ها می‌گویند اگر معصوم گفته تزریق خون باعث یک سری مشکلات می‌شود که می‌شود، تزریق خون مطلقاً در طب وجود ندارد. می‌گوییم بیمار است، الان خون از بدنش رفته، همه حرف‌هایی که شما می‌زنید درست است ولی اصلاً ما فرصت نداریم که کار درمانی روی او ، مگر اینکه همین الان پانصد سی سی خون به او بزنیم، این قضیه را نمی‌گیرند. راه حل برای این دارند، به عنوان مثال گفتم بنده پزشک نیستم که بخواهم نظریه بدهم، پزشکان این حرف‌ها را می‌زنند ولی از نظر دینی دارم می‌گویند این نوع تفکر، اخباری‌گری است و این اخباری‌گری برای طب ی آفتی خواهد بود که ان شاءالله به آن دچار نمی‌شویم.

» مطلب اول: در یک بررسی کلی به این نتیجه می‌رسیم که مدرن یعنی استفاده از عقل برای طبابت. ی یعنی استفاده از وحی برای طبابت و هر دوی این طب، در کنار همدیگر حتماً لازم است.

» مطلب دوم: بحث‌هایی که تحت عنوان طب مدرن یا طب سنتی می‌شود قابل تردید است، آن قسمتی که قابل تردید نیست بحث‌های تغذیه‌ای این ها است. داروی شیمیایی برای بدن ضرر دارد، این اصلاً قابل تردید نیست اما آنجا ادعا بر این است که ضررش می‌ارزد یعنی دفع یک بدتر، به وسیله اینکه یک بد. در طب ی می‌گویند ما خوبش را داریم که به جایش بگذاریم این قایل تردید نیست و دوم بحث تغذیه که در بحث تغذیه نکاتی را خدمتتان می‌گویم.

پانصد صفحه مطلب خوانده ام، از بین این ها‌ دو صفحه قطعی در آورده ام. به این پانصد صفحه حتماً رجوع کنید و بخوانید، چرا؟ چون شاید ده درصد، شاید بیست درصد، شاید شصت درصد، شاید هم نود درصدش درست باشد، نمی‌توانیم صد در صد بگوییم چون هیچ علمی قطعی در غیاب معصوم وجود ندارد ولی شاید نود درصدش درست باشد و عده زیادی به این ها دارند عمل می‌کنند و نتیجه‌اش را هم دارند می‌بینند. و بساطش موجود است. 
پس اثباتی‌ترین قسمتش بحث تغذیه است که ما بحث تغذیه را در این چهار قسمت با همدیگر بررسی می‌کنیم:

»»» چهار قسمتی که وجود دارد:
- نفت خواری.
- سم خواری.
- حرام خواری.
- نجس خواری.


روی این چهار فصل صحبت می کنیم؛ منشاء ضعف بشری، ضعف انسانی، ضعف جسمی، ضعف ذهنی، و حتی بیماری، این هاست یعنی ما می‌بینیم که در توطئه‌ی یهود بر علیه: 1- یان. 2- مسلمانان. فلش اول حمله به یان است در حقیقت با همین چهار فصل سم خواری، نجس خواری، حرام خواری و نفت خواری، ما اثبات می‌کنیم که با همان آموزه‌های خودتان دارید در مسیر مرگ، کم شدن نسل و غیره جلو می‌روید. 

چند مصداق را خدمتتان می‌گویم بعد به این بحث پی می‌بریم که چگونه می‌توانیم سم خواری، نفت خواری، حرام خواری و نجس خواریمان را در تغذیه تشخیص بدهیم؛
راجع به بحث تغذیه ی با یک سرچ خیلی ساده تحت عنوان تغذیه و طب ی در اینترنت می‌توانید تعداد زیادی مقاله پیدا کنید که خودتان بخوانید و آن هایی که قطعی هست را انتخاب کنید. در ی که پخش شد، آمارها از طرف سازمان وزارت بهداشت بود.

+ خوردنی‌های شیمیایی.
یعنی چیزهایی که شما تحت عنوان نوشابه، تنقلات، سرخ ی‌های غیر مجاز و غیره می‌بینید.

+ نگاه دارنده‌ها.
نگاه دارنده چیست؟ ببینید قاعده یک غذا این است که اگر مانده بشود کپک می‌زند، فاسد می‌شود و وقتی شما این غذا را می‌خوری، بدن شما این فساد را بر نمی‌تابد، شما مسموم می‌شوی و ح تهوع به شما دست می‌دهد، با دارو یا بدون دارو بالا می‌آوری، قَی می‌کنی. یکی از روش‌های درمانی قَی، بالا آوردن سمی که در معده است یعنی اگر غذای مسمومی بخورید، خیلی راحت خوب می‌شوید چون بدن شما می‌داند از مسمومیت چگونه دفاع کند.

نگاه دارنده‌ها غذا را طوری نگاه می‌دارند که فاسد بشود اما مسمومت نکند یعنی یک مواد شیمیایی که این مواد شیمیایی از رفل و ع العمل بدن شما جلوگیری می‌گیرد لذا شما اگر یک سیب زمینی را روی طاقچه بگذاری که دو روز بماند یا آفتاب بخورد، بعد آن را بخوری قَی می‌کنی و بدن ع العمل نشان می‌دهد. با نگاه دارنده در یک کاغذ به اسم چیپس می‌گذارند و خیلی مرتب و تمیز تا سه ماه بعد می‌توانی بخوری! بلایی که سر بدنت می‌آید بلایی است که خود بدن نمی‌فهمد، وظیفه نگاه دارنده فریب دادن قوای دفاعی بدن است.

چیپس، پفک و هر چیز از تنقلات تا شیر، شیرهایی که ماندگاری طولانی و حتی ماندگاری کم دارند اصلاً نگه دارنده یعنی سم، این یعنی سم خواری. عصر برای بعضی از دوستان برخی از نگاه دارنده‌ها را اسم بردم، دارند الان شأن منبر اجازه نمی‌دهد آن ها را به زبان بیاورم که رسماً چه چیزهایی تحت عنوان نگاه دارنده به شیر، آبمیوه و هر چیزی که شما فکر کنید، می‌زنند. از این مدل تنقلات یا آشامیدنی‌ها و نوشیدنی‌های بسته بندی شده دارای نگاه دارنده صددرصد سم هستند. نوشابه باشد، دوغ باشد، ماست و پنیر باشد هر چیزی که شما فکرش را ید. نگه دارنده یعنی سم.

از این طرف چه کار می‌کنند؟ می‌گویند طی دستورالعمل سازمان جهانی بهداشت پنیرهایی که دستورالعمل لازم را رعایت نکرده اند، جمع آوری بشود. آن چیزی که فاسد باشد و شما را مسموم می کند را جمع می کنند، چیزی که فاسد باشد و شما را مسموم نمی‌کند را اجبار می‌کنند! بعد می‌گویند تحت نظارت سازمان جهانی بهداشت است، می‌گوییم هیئت مدیره اش صهیونیست‌ها هستند! ما روی سازمان جهانی بهداشت خیلی حرف داریم، چه انی آن بالا دارند دستور جهانی بهداشت را می‌دهند؟ یک روز می‌گویند این را بخورید خوب است، یک روز می‌گویند نه، بد است! یک روز می‌گویند زیاد بخورید، یک روز می‌گویند کم بخورید. همینطوری دارند با روح و روان و جسم ما بازی می‌کنند! بعضی هایشان هم دارند برای خودشان تست می‌کنند، می‌گویند: بخورند ببینیم چه می‌شود؟! بعد ببینیم خودمان بخوریم یا نخوریم!

بنابراین در تغذیه هیچ پزشک مدرنی نمی‌تواند بگوید این حرفی که داریم می‌گوییم غلط است؛ هر یا هر چیزی با نگاه دارنده یعنی سم. یک پزشک بیاورید که در خود درس خوانده باشد و بگوید جمله شما غلط است. می‌گوید یک سری مشکلات ایجاد می‌کند ولی نگه دارنده است، بهداشتی است، بهداشتی یعنی میکروب ندارد. میکروب ندارد ولی سم دارد، خاک ندارد، تمیز است ولی سم دارد لذا در بحث تغذیه ی استفاده از هر خوراکی که نگاه دارنده دارد یعنی تزریق سم به بدن، یعنی همین بیماری قلبی که سنش دارد پایین می‌آید یعنی دیابت، یعنی پوکی استخوان. اصلاً یکی از منشأهای بیماری‌ها، این است، بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم در طب اصیل خودشان، اصلاً این چیزها را نمی‌خورند! خواهرهایی که متولی خانه هستند، این بحث را خیلی گوش بدهند.

+ فَست فودها.
فست فود می‌خواهد قارچ و گوشت باشد، می‌خواهد هر چیزی دیگری که باشد، فست فود یعنی بیماری. اصلا فلسفه فَست فود، مریض یان جهان بوده. دلیل اختراع فست فود، این بوده است که یان را مریض کنند تا نسلشان کم بشود، همچنین ایرانیان در ادامه این دلیل و فرهنگ با کلاسی را به فست فود چسباندن، که ما هر وقت خیلی شاد بودیم سراغ فست فود برویم! برادرها و خواهرها یک بار اجناسی که در فست فود با آن رنگ آمیزی و آن بساط و با آن نگاه دارنده‌ها که فست فود خوشبو می‌شود را، به صورت خام ببینید، تا آ عمر از کنار یک پیتزا فروشی هم، رد نمی‌شوید!

که این مثلا پیتزا چگونه تهیه می‌شود، همان گوشتش چگونه تهیه می‌شود؟؟ البته ممکن است در خانه خیلی سالم درست بشود، بالاترین یعنی مهم‌ترین و ساده‌ترینش این است که از روغنی که برای سرخ و گرم استفاده می‌کنند، سم صددرصد است، چون روغن را عوض نمی‌کنند. در یک روغن، یک جنس را ده بار می‌خوابانند، سرد می‌شود و دوباره گرمش می‌کنند. هیچ پزشک مدرنی نیست که بگوید این روغن صددرصد سم نیست یعنی این روغن را جلوی گربه بگذاری، یقیناً گربه رَم می‌کند. حداقلش این است که این روغن صددرصد سم است.

+ ادکلن ها و وسایل آرایشی.
ببینید این هایی را که خدمتتان می‌گویم، در عطاری‌ها گفته نمی شود، آنالیزورهای وزارت بهداشت می‌گویند، همه خانم‌های ما هم الحمدالله رب العالمین می‌دانند! سه مدل لوازم آرایشی داریم، اعم از لوازم آرایشی که رنگ و لعاب می‌کند و اسمش را بلد نیستم تا کرم‌های مختلف، مخصوصاً خارجی‌های آن.
- یک مدل گران قیمت.
- یک مدل متوسط قیمت.
- یک مدل ارزان قیمت.


خودشان با افتخار می گویند، مدل گران قیمت را از جنین مرده انساندرست می‌کنند! بالاترین قیمت برای این مدل است، چون خیلی کم به دست می آورند.
مدل متوسط از جمع آوری و عصاره  فاضلاب انسان و خوک و میمون و اُشتر بدست می‌آید.
مدل ارزان قیمت هم از زغال سنگ و قطران گرفته می شود.


این لوازم را از جنین و خوک گرفته اند، نجس است! سم هم هست، بعد خانم و جدیداً آقای ما به طور کامل این مواد را به پوست می‌مالد! می‌دانید که پوست یکی از منافذ جذب است. لب به عنوان حساس‌ترین قسمت بدن، اصل سم، اصل و اصل نجاست را به لبش می مالد!! حداقل از کرم‌های ایرانی استفاده کنیم چون می دانیم در این کرم از مدفوع استفاده نشده است.

از آن طرف می‌بینیم که در مکتب یهود آرایش زن مطلقاً حرام است، اصلاً حق ندارد آرایش کند! آرایش‌های خیلی طبیعی دارند؛ از کرم عسل و کرم جوانه گندم استفاده می‌کنند. خودشان در خانه ماسک‌های طبیعی با استفاده از میوه جات و غیره درست و استفاده می‌کنند. کرم و ماتیک نمی‌زند، همین دو اسم را بلد هستم، بقیه‌اش را نمی دانم. از این نجاست به خودش نمی‌مالد!

کجاها زده می شود؟
 روی لب و بالای پلک، دقیقاً حساس‌ترین قسمت‌های وجود یعنی اصل سم را به خود مغز می‌رساند. بعد می‌گوید چرا سن سرطان زیاد شده؟! برای اینکه داریم سم را می‌مالیم، طبیعتاً اثرات شیمیایی دارد و ممکن است سفید کند. چرا سفید می‌کند؟ وایت و اسید هم سفید می‌کنند. اگر به پوستت هم آب لیمو بمالی سفید می‌شود، بیشتر از بیست دقیقه بماند پوستت اب می شود ولی سفید می‌کند!

+ داروهای شیمیایی.
بعضی از داروهای شیمیایی نجس است. قرص کلسیم خارجی اگر شیمیایی نباشد و خالص از استخوان گرفته باشند، از چه استخوانی است؟ استخوان خوک، اسب، ، سگ؟ از استخوان بوده، آیا حلال ذبح شده است؟ شش ماه قبل در مرز بلوچستان، دو کامیون گرفتند که استخوان های اموات ایران را داشتند خارج می د! گفته بودند برای کارخانه های تولید قرص کلسیم و خیلی چیزهای دیگر می بریم! می گویند اثر خارجی اش بیشتر است، اینکه این دارو اثرش بیشتر است، حلال یا حرام است؟ نجس یا پاک است؟ ویتامین های خارجی که تحت عنوان مکمل ها دارد می آید و روی آن نوشته شده ب12، ب1، ب2 این ها را از چه گرفته اند؟! حداقلش این است که اگر می خواهید شیمیایی مصرف کنید، ایرانی مصرف کنید، این داروها حرام خواری و نجس خواری است.

قرص های خارجی تحت عنوان ویتامین و کلسیم که وجود دارد اجازه نداریم استفاده کنیم چون نمی دانیم این کلسیم از کدام استخوان گرفته شده. مگر استخوان ی که ذبح ی نشده حلال است و می توانی بخوری؟! بعد می گوید چرا اینطوری شده ام؟ چرا حرام خوار شده ام؟ چرا هایم مشکل پیدا کرده؟ چرا احساس خوبی ندارم؟ چرا روحم سبک نیست؟

غیر از نجس خواری، سم خواری، نفت خواری، حرام خواری، حرف های تردیدی زیادی داریم. راجع به معماری بحث های تردیدی زیادی داریم؛ اینکه دستشویی در داخل آپارتمان ها است، قدیم از آپارتمان خارج، آن طرف حیاط بود. بخاری که از چاه فاضلاب استنشاق می شود، در کل خانه نمی پیچید که الان مجبور بشویم سم دیگری تحت عنوان بوگیر بزنیم که بوی بد دستشویی را از بین ببریم یعنی دو سم مخلوط با هم می خوریم! سم فاضلاب به علاوه سم بوگیر!

راجع به تکنولوژی حرف های تردیدی زیادی داریم که رد می شوم. راجع به پوشاک، استفاده از فرش ماشینی و اثراتی که دارد. استفاده از پارچه های حرف های قطعی و تردیدی داریم که باز هم من رد می شوم. قرار شد هر علاقه مند است، برود سرچ کند. راجع به لوازم جانبی و اشعه موبایل، استفاده از تب لت و لب تاپ حرف های قطعی زیادی داریم. یک زمانی ما بچه بودیم، والدین اصلاً اجازه نمی دانند که دو، سه متر نزدیکتر بنشینیم، می گفتند مانیتورش اشعه می زند و چشمت اب می شود. امروزه تب لت را دست بچه سه ساله می دهیم و به صورتش می چسباند! نه پنج دقیقه، نه ده دقیقه، سه ساعت، چهار ساعت، پنج ساعت با همان امواج خوابش می برد، بعد می گوید مغز جهان سوم رکود پیدا می کند!

راجع به خیلی از مباحثی که در خانه نسبت به ک ن و پدر و مادرمان داریم، حرف های تردیدی و قطعی ای وجود دارد. قطعی ها را بروید و پیدا کنید اما اینکه چه کنیم مهم است. جایگزین های قطعی در بحث غذا داریم که حتی الامکان غذا را باید در خانه درست کنیم چون معلوم نیست در بیرون از خانه چه اتفاقی بیفتد. ثانیا،ً حتماً و حتماً باید به سنت های ایرانی خودمان برگردیم و از غذاهای وارداتی صهیونیست سازِ فست فودی پرهیز کنیم و این فرهنگ با کلاس بودن فست فود را باید به سم بودن فست فود، تبدیل کنیم.

برخی از فرزندان شما طبق قوانین قطعی پزشکی مدرن، فقط با یک بار فست فود خوردن، ضرری در بدنشان ایجاد می شود که دیگر قابل رفع نیست! مثلاً می گوید آپانتیس و کلیه ی بچه ام مشکل پیدا کرده، یا کبدش مشکلی پیدا کرده که سه سال است داریم درمان می کنیم. وقتی بررسی می کنند می بینیم یک بار تغذیه ناسالم استفاده کرده! چون بعضی ها می گویند یک بار تفریحی می خوریم درحالیکه همین ماهی یک بار تفریحی شما، فست فودها را رونق داده و غذاهای اصیل ایرانی خودمان را به انزوا برده است. اگر بتوانیم، فست فودها را تحریم کنیم. همه می دانند سم است، پزشکی مدرن، پزشکی ی، پزشکی سنتی، پزشکی یونان، چین، افغانستان، بنگلادش، برکینافاسو، هر پزشکی هر جای جهان باشد می گوید این سم است. تعجبم که چرا ما اصرار داریم این سم را با کلاس جلوه بدهیم!!

آبمیوه ی دارای نگه دارنده مصرف نکنیم، طبیعی بگیریم قیمتش هم ارزان تر است. حتی الامکان از پنیر و ماست بدون نگه دارنده استفاده کنیم. البته بعضی ها این قضیه را خیلی بزرگ می کنند، اینقدر خطرش را بزرگ جلوه می دهند که دیگر نمی شود زندگی کرد. من چنین اعتقادی ندارم، بنده می گویم هر چقدر می توانیم در صد سلامت زندگیمان را بالا ببریم ببریم، پنج درصد می توانی، پنج درصد بالا ببر. شصت درصد می توانی، شصت درصد بالا ببر. واقعاً نمی توانیم که دیگر فست فود نخوریم؟! می توانیم. نمی توانیم از لوازم آرایش، مخصوصاً لوازم آرایش وارداتی، استفاده نکنیم؟! نمی توانیم نگه دارنده کنسروی نخوریم؟! می توانیم، مثلاً آبمیوه طبیعی بخوریم.

ممکن است ماست و پنیر گیرمان نیاید، مجبوریم همین را بخوریم. نمی توانیم حتی الامکان از نانی سالم تر است استفاده کنیم؟! می توانیم. غیر از این باشد باید برای زندگی به روستا برویم. نمی توانیم در دسترس بچه تب لت، لب تاپ و موبایل قرار ندهیم که مخ، چشم، مغز و قلبش آسیب نبیند؟! می توانیم، اگر نمی توانیم ساعتش را که می شود محدود کرد.

بلایی که این مدل سم خواری، نجس خواری، حرام خواری، نفت خواری دارد بر سر ما می آرود، اگر صددرصد کنترل نشود، با یک تصمیم درصدی می شود این کار را کرد. برای تمام لوازم آرایشی، غذاها، پوشاکی که در آن ها سم وجود دارد، مقابلش یک جایگزین گذاشته شده است. وقتی نگاه کنیم می بینیم بالای شصت، هفتاد درصد را می توانیم تغییر بدهیم. از نسل ما گذشته و دیگر وقت مردن ماست، با این وضعیتی که در این گفته شد، من احساس شش سال پیش مرده ام! ولی واقعاً برای نسل بعدی یک فکری کنید، برای پانزده ساله ها، بیست ساله ها، چهارساله ها یک فکری ید. یک رونسانسی در نحوه و سبک زندگیتان در بحث تغذیه قرار بدهید و یک فرهنگ سازی کنید.

بالا ه ما نفهمیدیم یعنی چه؟ می گوید گوشت قرمز بد است و گوشت سفید خوب. اینگونه نیست، پزشکی مدرن هم این را نمی گوید. نمک صددرصد بد است و نمک ید دار خوب. بازهم اینگونه نیست و پزشکی مدرن هم اینگونه نمی گوید. در آشپزخانه، پوشاک و در فضای خانه تان یک بررسی کنید، ببینید می توانید تغییراتی بدهید؟ یقیناً می شود در آشپزخانه بر مبنای طب ی تغییراتی ایجاد کرد. می شود نمک یا فلفل را عوض کرد. نقش نمک در زندگی بسیار مهم است، صادق(علیه‌السّلام) می فرمایند: اگر مردم می دانستند نمک چیست، تمام بیماری هایشان را با نمک درمان می د. امروز می گویند نمک را تحریم کنید! کدام نمک را تحریم کنیم؟ نمک ید دار غربی شما را از اول تحریم کرده ایم.

مرحوم حضرت آیت الله بهجت(ره) می فرمودند: تا به حال نشده اول و آ غذا نمک نخورم. کدام نمک؟ نمک ی، سنتی و ایرانی. ک نت و یخچال هایمان را یک بار بررسی کنیم، خیلی از چیزهایش را می شود تغییر داد. هیچ اتفاق فاجعه انگیزی هم در زندگی نمی افتد. یک نگاه به پوشاک، فرش، تکنولوژی، تلویزیون، تب لت و لب تابمان و بازخوانی داشته باشیم و ببینیم چه اتفاقی می افتد. یک نگاه به کمد لوازم آرایشیمان که صددرصد حرام، سمی و مشکل دارند، .

بعضی ها می توانند در سی درصد تغییر بدهند، سی درصد تغییر بده. بعضی ها شصت درصد، شصت درصد تغییر بده. بعضی از کفش ها است و پا را اذیت می کند، می دانید که پا جزء مراکز خیلی ضربه پذیر بدن است و نقش ترموستات بدن را دارد. یک تخته یا پارچه خاص، یک نمد در کفش می گذاری، کل مشکلش حل می شود. بعد این کار فرهنگ می شود، حالا بنده آ عمرم است تمام شد رفت، فرزند و نوه ام چه؟؟ بچه هایمان را به فرهنگ خوراک ی، خوراک و پوشاک سنتی عادت بدهیم و سعی کنیم زندگیمان را در این مسیر جلو ببریم.

»»» بنابراین کل بحث در پ ند غیر عامل و تغذیه این است:
1- امکان مقاومت داریم.
2- امکان تحول داریم.
3- امکان تصحیح و اصلاح داریم.
4- امکان رُنساس یعنی تغییر کلی انقل هم داریم.


بعد سراغ اینکه اگر با این وضعیت تغذیه مریض شدید که ان شاء الله نمی شوید، می رویم که چه کار کنید. آن هم راه حل دارد، خودتان می روید مطالعه می کنید و کارهایش را هم انجام می دهید. اگر بتوانیم ما هم سعی می کنیم در بحث تغذیه ی مکانی داشته باشیم که تغذیه سالم را به هر تعدادی که می توانیم، با دستورالعمل و بروشور خاصش بیاوریم که همه استفاده کنند. چون الان طب سنتی و طب ی برای عده ای رسماً نان دانی شده و درآمد های میلیاردی با مافیای سنگین دارویی دارد انجام می گیرد! ما الان در طب ورود پیدا نمی کنیم، در تغذیه هم می بینیم این کار دارد می شود؛ مثلاً عسل کیلو نود و پنج هزار تومان!! بنده از هر پزشکی که سؤال ، فاصله قیمتیِ بدترین عسل با بهترین عسل این همه نیست! نه فاصله تقویتی اش اینقدر است، نه فاصله قیمتی اش! ما هم سعی می کنیم ان شاء الله اگر جایی برای خودمان داشته باشیم، بتوانیم بحث های تغذیه را به صورت سالم تر خدمت شما ارائه بدهیم. 



لینک صوتی



مشاهده متن کامل ...
سخنرانی حجت ال سید محمد انجوی نژاد
درخواست حذف اطلاعات







چهارشنبه










 » متن سخنرانی پ ند غیر عامل - قسمت بیست و دوم

یالطیف
سخنرانی‌ حجت ال سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پ ند غیر عامل - قسمت بیست و دوم
1396/02/20



آ ین قسمت بحث پ ند غیر عامل را خدمتتان هستیم و همانطوری که قبلا عرض کرده بودیم بحث امشب راجع به توطئه دشمن و جنگ نرم و حتی نیمه سخت دشمن در باب طب و تغذیه است که نکاتی را خدمتتان عرض خواهیم کرد. 

اول اینکه این بحث‌ها این روزها زیاد متداول است و در هر شهری می‌روید عده‌ای مدعی این داستان هستند و راجع به آن سخنرانی می‌شود و مرکزی تحت عنوان مبارزه با توطئه صهیونیست در بحث تغذیه و طب زده می‌شود لذا اینکه داریم خدمتتان می‌گوییم در حقیقت یک جمع بندی است، زیاد هم وارد جزئیات نمی‌شوم و این نتیجه گیری یک جمع بندی و یک نتیجه گیری راجع به مباحثی که در خصوص توطئه دشمن و صهیونیست در بحث تغذیه و طب است. یک جمع بندی را عرض می‌کنم تا ان شاءالله بحث پ ند غیر عاملمان هم به نتیجه رسیده باشد.

قبل از جمع بندی عرض می‌کنم اگر این توطئه، که اگر هم ندارد قطعاً هست، جزء جنگ نرم محسوب نمی‌شود چون در جنگ نرم هدف چیره شدن و استیلای بر اذهان است اما در این قضیه هدف حذف فیزیکی شماست لذا جزء جنگ سخت یا نیمه سخت محسوب می‌شود. یک جنگ کاملاً علنی که کلیاتش را خدمتتان می‌گویم.

»» قسمت اول گرایشات را عرض می‌کنم:
1- گرایش صهیونیستی.
در گرایش صهیونیستی یعنی آنچه که صهیونیست برای یهودیان وفادار خودش در بحث تغذیه و طب به کار می‌برد و از آن تحت عنوان طب مخفی یاد می‌کند یعنی اگر شنیده باشید و مخصوصاً انی که رشته‌شان پزشکی است حتماً شنیده اند درمان در جزء مشهورترین درمان‌های جهان است یعنی بحث پزشکی در و بیمارستان‌های و رژیم صهیونیستی جزء بهترین و اصطلاحاً مدرنترین درمان هاست ولی وقتی بررسی می‌کنیم گرچه برای همین بررسی هم راه نفوذ خیلی سخت است اما می‌بینیم مباحثی که آن ها رعایت می‌کنند بیشتر از آنکه نوین باشد، الهی است! یعنی سیستمی را برای تغذیه معرفی می‌کنند که در این سیستم دقیقاً با سیستمی که طب نوین معرفی می‌کند در تناقض و تضاد است.

به عنوان مثال توصیه پزشکان صهیونیست نسبت به استفاده از روغن، نمک، یُد، آهن، قرص آهن و کلسیم و استفاده آن ها از داروهای شیمیایی بر اساس عرفان کابالاست که استفاده از داروهای شیمیایی حرام است یعنی اصلاً یهودی‌ها اجازه ندارند از این قرص شیمیایی استفاده کنند، بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم یک صهیونیست مسئول تولید همین داروی شیمیایی برای کل جهان است یعنی چیزهایی که برای خودشان حرام است!

دقیقاً همان طیف را برای کل جهان تولید و توزیع می‌کنند. پزشکی صهیونیستی در حقیقت طب الهی است یعنی بر مبنای تعالیم الهی است. یک درصدش را از تورات گرفته اند، یک درصدش به از طریق علمای یهود به آن ها رسیده، یک درصدش را هم از آموخته اند که این طب به دلیل اینکه خیلی در بسته است، نه کلاس‌های عمومی دارد، نه در درمان بیمارستان زیاد می‌فهمی چه خبر است و نه حتی نسبت به درمان غیر یهود و غیر صهیونیست از این طب استفاده می‌کنند.

یک طب کاملاً مدرن برای ی‌ها و بقیه دارند. چون جمعیتشان خیلی محدود است، خیلی قشنگ می‌توانند همه چیز را مخفی کنند. در همین محدود هم یهودی درجه یک، درجه دو، درجه سه داریم. از زندگی درجه یک‌ها هیچ ی خبر ندارد و هیچ هم نمی‌تواند شان را ببیند! یعنی حج که درجه یک یهود دارند اصلاً به گونه ای است که ی نمی‌تواند این ها را ببیند. وارد این قضیه نمی‌خواهیم بشویم چون بحث خیلی گسترده می‌شود. پس این طب صهیونیستی و طب اصیل.

2- طب سنتی که به باستان برمی‌گردد.
در یونان، چین، ایران و مصر، چهار منطقه‌ای که طب و تغذیه در حقیقت در آنجا منشاء داشته است. تغذیه و طب یونانی، مصری، ایرانی و همچنین چینی که الان هم اثراتش را می‌بینیم. به عنوان مثال خدمتتان عرض می‌کنم؛ با این همه سوء تغذیه در چین به دلیل قدرت طب چینی است که مردم چینی دسته دسته نمی‌میرند. مار و سوسک و عقرب و پشه و همه چیز می‌خورند و نمی‌میرند، دلیلش قدرت طب سنتی چین است. اعم از طب سوزنی یا بحث‌هایی تحت عنوان حجامت یا هر چیز دیگری. در چین مردم با طب زندگی می‌کنند یعنی برنامه روزانه و هفتگی و ماهانه برای درمان دارند و دائماً تحت درمان هستند. اصلاً جزء تفریحات چینی‌ها ماساژ است در صورتی که ماساژ یک درمان است. این ها می‌خواهند تفریح کنند ماساژ را انجام می دهند. تأثیری که ماساژ بر جریان و در گردش خون و خیلی چیزهای دیگر دارد که ما ماساژ را جزء درمان حسابش می‌کنیم.

در حقیقت چینی‌ها سوء تغذیه وحشتناک را با این طب بسیار قوی سنّتیشان دارند به یک تعادل می‌رسانند لذا می‌بینیم که مثلاً در چین اتفاقات ناگواری رخ نمی‌دهد. حتماً می‌دانید حکمای بزرگ یونان علی رقمی که حکیم بودند و فلسفه می‌دانستند مثل سقراط ، افلاطون و ارسطو، پزشکان بسیار مجربی بودند و بقراط که اوجش بوده است و این ها هم برای خودشان روش‌هایی داشته اند. در مصر هم روش‌های خیلی جدی داشته اند، بحث شن درمانی و ماهی درمانی و خیلی بحث‌های این شکلی که الان تازه مُد شده را در حکمای مصر می‌بینیم که طب سنتی مصر بوده است. ایران چه در زمان به اصطلاح پادشاهان ایران، چه بعدش که ابو علی سینا آمد و طب ی را با طب یونانی و چینی ممزوج کرد یعنی از ایران هم مسائلی را فرا گرفته اند.

3- طب قاطی.
طب قاطی طبی است که از سنت یک چیزهایی را برداشت کرده، از دین یک چیزهایی را برداشت کرده و از طب مدرن هم یک چیزهایی را کنار هم چیده در نتیجه یک طبی را راه انداخته. برخی از طبیبان حاضر این مدلی هستند یعنی هم قسمت‌هایی از طب مدرن را قبول می‌کنند، هم قسمت‌هایی از طب سنتی و هم قسمت‌هایی از طب ی را قبول می کنند. به عنوان مثال ابو علی سینا ضمن اینکه از سنت استفاده کرد، سی درصد هم طب ی و سی درصد هم از طب یونانی استفاده کرد، این هم قاطی است یعنی اگر آن زمان یونان طب مدرن بوده است، ابو علی سینا سی درصد در تعالیمش طب یونانی دارد و این طب هم، طب صد در صد ی و خالص و الهی نیست گرچه عده‌ای اعتقاد دارند که مثلاً کتاب قانون ابو علی سینا ی است در صورتی که قاطی است، پس همه چیز دارد. قاط به معنای قاطی بودن است نه به معنای تند روی .

4- طب مدرن که شیمیایی است.
شخصی به نام "پارا سیلیس" که یهودی الاصل بود دویست سال قبل در ‌های غرب کتاب ابو علی سینا را کرد و اعلام کرد که هیچ چیزی از پزشکی در این کتاب به درد بخور وجود ندارد و طبی را به نام طب شیمیایی بنا گذاشت که در این طب به درمان با داروهای شیمیایی متکی هستند. "پارا سیلیس" یهودی بود که قرص و درمان شیمیایی را به بشریت معرفی کرد و روی درمان گیاهی خط بطلان کشید. همان زمان بهداشت جهانی را راه انداختند و خود یهود هم، آن را می‌چرخاند. سازمان جهانی بهداشت که به اشتباه در ایران به آن سازمان بهداشت جهانی می‌گویند، ترجمه متن انگلیسی اش این می‌شود به حکومت‌ها ابلاغ دادند، به ایران نوشتند که مراکز فلان جمع بشود و گیاهان دارویی فلان ایراد را دارد، درمان شیمیایی مدرن راه افتاد.

مدرن به این معنا که از قرص شیمیایی استفاده کنند، مدرن به معنایی که وسایل جراحی و خیلی چیزهای دیگر باشد، منظورمان نیست. مدرن به معنای استفاده از داروی شیمیایی است، اینکه صددرصد خوب یا بد است من وارد این بحث نمی‌شوم، گرایشات طبی که در حال حاضر وجود دارد را خدمتتان می‌گویم.

5- گرایش ی است.
گرایش ی یعنی چه؟ یعنی اعتقاد دارند در تعالیم قرآن و اهل بیت(ع) همه چیز برای درمان موجود است و وقتی به این حکما مراجعه می‌کنیم، علی رغمی که طب مدرن را هم دیده اند، خیلی از مباحث را در این مدل طب قابل تأمل و قابل توجه می‌بینی که بیشتر تغذیه است تا طب یعنی این ها بیشتر از اینکه به طب رجوع کنند، به تغذیه رجوع می‌کنند.

یک اشکال که بنده در این مدل گرایش دیده ام که مباحثشان را هم این طرف و آن طرف خیلی خوانده ام و ان شاء الله این جمله را خودشان خواهند فهمید این است که مقداری اخباری گری در نظرات این ها می‌بینم. یعنی اخباریون چه می‌گویند؟ می‌گویند معصوم همه چیز را گفته، بعد در کلام معصوم متوقف می‌شوند و تطبیق هم نمی‌دهند. مثلاً چه می‌گویند؟ اگر معصوم گفته که سیب بخورید برای شما مفید است، ما می‌گوییم ممکن است معصوم منظورش از سیب میوه باشد، می‌گوید: نه، گفته سیب. ما به این می‌گوییم اخباری‌گری یعنی تطبیق نمی‌دهند. در حالیکه در فقه شیعه چهار قسمت داریم، آقایان حکیم این مدلی توجه کنند، می‌گوید: قرآن، سنت، دو قسمت مانده است؛ اجماع و عقل.

اخباریون عقل را تعطیل می‌کنند عقل یعنی همین مدرن عقل یعنی مدرنیته عقل یعنی به جایی برسیم که ما بتوانیم تطبیق بدهیم. اگر در کلام معصوم همه چیز باشد، هنرمندی عقل از بین می‌رود، پس حتماً همه چیز نیست لذا این ها می‌گویند اگر معصوم گفته تزریق خون باعث یک سری مشکلات می‌شود که می‌شود، تزریق خون مطلقاً در طب وجود ندارد. می‌گوییم بیمار است، الان خون از بدنش رفته، همه حرف‌هایی که شما می‌زنید درست است ولی اصلاً ما فرصت نداریم که کار درمانی روی او ، مگر اینکه همین الان پانصد سی سی خون به او بزنیم، این قضیه را نمی‌گیرند. راه حل برای این دارند، به عنوان مثال گفتم بنده پزشک نیستم که بخواهم نظریه بدهم، پزشکان این حرف‌ها را می‌زنند ولی از نظر دینی دارم می‌گویند این نوع تفکر، اخباری‌گری است و این اخباری‌گری برای طب ی آفتی خواهد بود که ان شاءالله به آن دچار نمی‌شویم.

» مطلب اول: در یک بررسی کلی به این نتیجه می‌رسیم که مدرن یعنی استفاده از عقل برای طبابت. ی یعنی استفاده از وحی برای طبابت و هر دوی این طب، در کنار همدیگر حتماً لازم است.

» مطلب دوم: بحث‌هایی که تحت عنوان طب مدرن یا طب سنتی می‌شود قابل تردید است، آن قسمتی که قابل تردید نیست بحث‌های تغذیه‌ای این ها است. داروی شیمیایی برای بدن ضرر دارد، این اصلاً قابل تردید نیست اما آنجا ادعا بر این است که ضررش می‌ارزد یعنی دفع یک بدتر، به وسیله اینکه یک بد. در طب ی می‌گویند ما خوبش را داریم که به جایش بگذاریم این قایل تردید نیست و دوم بحث تغذیه که در بحث تغذیه نکاتی را خدمتتان می‌گویم.

پانصد صفحه مطلب خوانده ام، از بین این ها‌ دو صفحه قطعی در آورده ام. به این پانصد صفحه حتماً رجوع کنید و بخوانید، چرا؟ چون شاید ده درصد، شاید بیست درصد، شاید شصت درصد، شاید هم نود درصدش درست باشد، نمی‌توانیم صد در صد بگوییم چون هیچ علمی قطعی در غیاب معصوم وجود ندارد ولی شاید نود درصدش درست باشد و عده زیادی به این ها دارند عمل می‌کنند و نتیجه‌اش را هم دارند می‌بینند. و بساطش موجود است. 
پس اثباتی‌ترین قسمتش بحث تغذیه است که ما بحث تغذیه را در این چهار قسمت با همدیگر بررسی می‌کنیم:

»»» چهار قسمتی که وجود دارد:
- نفت خواری.
- سم خواری.
- حرام خواری.
- نجس خواری.


روی این چهار فصل صحبت می کنیم؛ منشاء ضعف بشری، ضعف انسانی، ضعف جسمی، ضعف ذهنی، و حتی بیماری، این هاست یعنی ما می‌بینیم که در توطئه‌ی یهود بر علیه: 1- یان. 2- مسلمانان. فلش اول حمله به یان است در حقیقت با همین چهار فصل سم خواری، نجس خواری، حرام خواری و نفت خواری، ما اثبات می‌کنیم که با همان آموزه‌های خودتان دارید در مسیر مرگ، کم شدن نسل و غیره جلو می‌روید. 

چند مصداق را خدمتتان می‌گویم بعد به این بحث پی می‌بریم که چگونه می‌توانیم سم خواری، نفت خواری، حرام خواری و نجس خواریمان را در تغذیه تشخیص بدهیم؛
راجع به بحث تغذیه ی با یک سرچ خیلی ساده تحت عنوان تغذیه و طب ی در اینترنت می‌توانید تعداد زیادی مقاله پیدا کنید که خودتان بخوانید و آن هایی که قطعی هست را انتخاب کنید. در ی که پخش شد، آمارها از طرف سازمان وزارت بهداشت بود.

+ خوردنی‌های شیمیایی.
یعنی چیزهایی که شما تحت عنوان نوشابه، تنقلات، سرخ ی‌های غیر مجاز و غیره می‌بینید.

+ نگاه دارنده‌ها.
نگاه دارنده چیست؟ ببینید قاعده یک غذا این است که اگر مانده بشود کپک می‌زند، فاسد می‌شود و وقتی شما این غذا را می‌خوری، بدن شما این فساد را بر نمی‌تابد، شما مسموم می‌شوی و ح تهوع به شما دست می‌دهد، با دارو یا بدون دارو بالا می‌آوری، قَی می‌کنی. یکی از روش‌های درمانی قَی، بالا آوردن سمی که در معده است یعنی اگر غذای مسمومی بخورید، خیلی راحت خوب می‌شوید چون بدن شما می‌داند از مسمومیت چگونه دفاع کند.

نگاه دارنده‌ها غذا را طوری نگاه می‌دارند که فاسد بشود اما مسمومت نکند یعنی یک مواد شیمیایی که این مواد شیمیایی از رفل و ع العمل بدن شما جلوگیری می‌گیرد لذا شما اگر یک سیب زمینی را روی طاقچه بگذاری که دو روز بماند یا آفتاب بخورد، بعد آن را بخوری قَی می‌کنی و بدن ع العمل نشان می‌دهد. با نگاه دارنده در یک کاغذ به اسم چیپس می‌گذارند و خیلی مرتب و تمیز تا سه ماه بعد می‌توانی بخوری! بلایی که سر بدنت می‌آید بلایی است که خود بدن نمی‌فهمد، وظیفه نگاه دارنده فریب دادن قوای دفاعی بدن است.

چیپس، پفک و هر چیز از تنقلات تا شیر، شیرهایی که ماندگاری طولانی و حتی ماندگاری کم دارند اصلاً نگه دارنده یعنی سم، این یعنی سم خواری. عصر برای بعضی از دوستان برخی از نگاه دارنده‌ها را اسم بردم، دارند الان شأن منبر اجازه نمی‌دهد آن ها را به زبان بیاورم که رسماً چه چیزهایی تحت عنوان نگاه دارنده به شیر، آبمیوه و هر چیزی که شما فکر کنید، می‌زنند. از این مدل تنقلات یا آشامیدنی‌ها و نوشیدنی‌های بسته بندی شده دارای نگاه دارنده صددرصد سم هستند. نوشابه باشد، دوغ باشد، ماست و پنیر باشد هر چیزی که شما فکرش را ید. نگه دارنده یعنی سم.

از این طرف چه کار می‌کنند؟ می‌گویند طی دستورالعمل سازمان جهانی بهداشت پنیرهایی که دستورالعمل لازم را رعایت نکرده اند، جمع آوری بشود. آن چیزی که فاسد باشد و شما را مسموم می کند را جمع می کنند، چیزی که فاسد باشد و شما را مسموم نمی‌کند را اجبار می‌کنند! بعد می‌گویند تحت نظارت سازمان جهانی بهداشت است، می‌گوییم هیئت مدیره اش صهیونیست‌ها هستند! ما روی سازمان جهانی بهداشت خیلی حرف داریم، چه انی آن بالا دارند دستور جهانی بهداشت را می‌دهند؟ یک روز می‌گویند این را بخورید خوب است، یک روز می‌گویند نه، بد است! یک روز می‌گویند زیاد بخورید، یک روز می‌گویند کم بخورید. همینطوری دارند با روح و روان و جسم ما بازی می‌کنند! بعضی هایشان هم دارند برای خودشان تست می‌کنند، می‌گویند: بخورند ببینیم چه می‌شود؟! بعد ببینیم خودمان بخوریم یا نخوریم!

بنابراین در تغذیه هیچ پزشک مدرنی نمی‌تواند بگوید این حرفی که داریم می‌گوییم غلط است؛ هر یا هر چیزی با نگاه دارنده یعنی سم. یک پزشک بیاورید که در خود درس خوانده باشد و بگوید جمله شما غلط است. می‌گوید یک سری مشکلات ایجاد می‌کند ولی نگه دارنده است، بهداشتی است، بهداشتی یعنی میکروب ندارد. میکروب ندارد ولی سم دارد، خاک ندارد، تمیز است ولی سم دارد لذا در بحث تغذیه ی استفاده از هر خوراکی که نگاه دارنده دارد یعنی تزریق سم به بدن، یعنی همین بیماری قلبی که سنش دارد پایین می‌آید یعنی دیابت، یعنی پوکی استخوان. اصلاً یکی از منشأهای بیماری‌ها، این است، بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم در طب اصیل خودشان، اصلاً این چیزها را نمی‌خورند! خواهرهایی که متولی خانه هستند، این بحث را خیلی گوش بدهند.

+ فَست فودها.
فست فود می‌خواهد قارچ و گوشت باشد، می‌خواهد هر چیزی دیگری که باشد، فست فود یعنی بیماری. اصلا فلسفه فَست فود، مریض یان جهان بوده. دلیل اختراع فست فود، این بوده است که یان را مریض کنند تا نسلشان کم بشود، همچنین ایرانیان در ادامه این دلیل و فرهنگ با کلاسی را به فست فود چسباندن، که ما هر وقت خیلی شاد بودیم سراغ فست فود برویم! برادرها و خواهرها یک بار اجناسی که در فست فود با آن رنگ آمیزی و آن بساط و با آن نگاه دارنده‌ها که فست فود خوشبو می‌شود را، به صورت خام ببینید، تا آ عمر از کنار یک پیتزا فروشی هم، رد نمی‌شوید!

که این مثلا پیتزا چگونه تهیه می‌شود، همان گوشتش چگونه تهیه می‌شود؟؟ البته ممکن است در خانه خیلی سالم درست بشود، بالاترین یعنی مهم‌ترین و ساده‌ترینش این است که از روغنی که برای سرخ و گرم استفاده می‌کنند، سم صددرصد است، چون روغن را عوض نمی‌کنند. در یک روغن، یک جنس را ده بار می‌خوابانند، سرد می‌شود و دوباره گرمش می‌کنند. هیچ پزشک مدرنی نیست که بگوید این روغن صددرصد سم نیست یعنی این روغن را جلوی گربه بگذاری، یقیناً گربه رَم می‌کند. حداقلش این است که این روغن صددرصد سم است.

+ ادکلن ها و وسایل آرایشی.
ببینید این هایی را که خدمتتان می‌گویم، در عطاری‌ها گفته نمی شود، آنالیزورهای وزارت بهداشت می‌گویند، همه خانم‌های ما هم الحمدالله رب العالمین می‌دانند! سه مدل لوازم آرایشی داریم، اعم از لوازم آرایشی که رنگ و لعاب می‌کند و اسمش را بلد نیستم تا کرم‌های مختلف، مخصوصاً خارجی‌های آن.
- یک مدل گران قیمت.
- یک مدل متوسط قیمت.
- یک مدل ارزان قیمت.


خودشان با افتخار می گویند، مدل گران قیمت را از جنین مرده انساندرست می‌کنند! بالاترین قیمت برای این مدل است، چون خیلی کم به دست می آورند.
مدل متوسط از جمع آوری و عصاره  فاضلاب انسان و خوک و میمون و اُشتر بدست می‌آید.
مدل ارزان قیمت هم از زغال سنگ و قطران گرفته می شود.


این لوازم را از جنین و خوک گرفته اند، نجس است! سم هم هست، بعد خانم و جدیداً آقای ما به طور کامل این مواد را به پوست می‌مالد! می‌دانید که پوست یکی از منافذ جذب است. لب به عنوان حساس‌ترین قسمت بدن، اصل سم، اصل و اصل نجاست را به لبش می مالد!! حداقل از کرم‌های ایرانی استفاده کنیم چون می دانیم در این کرم از مدفوع استفاده نشده است.

از آن طرف می‌بینیم که در مکتب یهود آرایش زن مطلقاً حرام است، اصلاً حق ندارد آرایش کند! آرایش‌های خیلی طبیعی دارند؛ از کرم عسل و کرم جوانه گندم استفاده می‌کنند. خودشان در خانه ماسک‌های طبیعی با استفاده از میوه جات و غیره درست و استفاده می‌کنند. کرم و ماتیک نمی‌زند، همین دو اسم را بلد هستم، بقیه‌اش را نمی دانم. از این نجاست به خودش نمی‌مالد!

کجاها زده می شود؟
 روی لب و بالای پلک، دقیقاً حساس‌ترین قسمت‌های وجود یعنی اصل سم را به خود مغز می‌رساند. بعد می‌گوید چرا سن سرطان زیاد شده؟! برای اینکه داریم سم را می‌مالیم، طبیعتاً اثرات شیمیایی دارد و ممکن است سفید کند. چرا سفید می‌کند؟ وایت و اسید هم سفید می‌کنند. اگر به پوستت هم آب لیمو بمالی سفید می‌شود، بیشتر از بیست دقیقه بماند پوستت اب می شود ولی سفید می‌کند!

+ داروهای شیمیایی.
بعضی از داروهای شیمیایی نجس است. قرص کلسیم خارجی اگر شیمیایی نباشد و خالص از استخوان گرفته باشند، از چه استخوانی است؟ استخوان خوک، اسب، ، سگ؟ از استخوان بوده، آیا حلال ذبح شده است؟ شش ماه قبل در مرز بلوچستان، دو کامیون گرفتند که استخوان های اموات ایران را داشتند خارج می د! گفته بودند برای کارخانه های تولید قرص کلسیم و خیلی چیزهای دیگر می بریم! می گویند اثر خارجی اش بیشتر است، اینکه این دارو اثرش بیشتر است، حلال یا حرام است؟ نجس یا پاک است؟ ویتامین های خارجی که تحت عنوان مکمل ها دارد می آید و روی آن نوشته شده ب12، ب1، ب2 این ها را از چه گرفته اند؟! حداقلش این است که اگر می خواهید شیمیایی مصرف کنید، ایرانی مصرف کنید، این داروها حرام خواری و نجس خواری است.

قرص های خارجی تحت عنوان ویتامین و کلسیم که وجود دارد اجازه نداریم استفاده کنیم چون نمی دانیم این کلسیم از کدام استخوان گرفته شده. مگر استخوان ی که ذبح ی نشده حلال است و می توانی بخوری؟! بعد می گوید چرا اینطوری شده ام؟ چرا حرام خوار شده ام؟ چرا هایم مشکل پیدا کرده؟ چرا احساس خوبی ندارم؟ چرا روحم سبک نیست؟

غیر از نجس خواری، سم خواری، نفت خواری، حرام خواری، حرف های تردیدی زیادی داریم. راجع به معماری بحث های تردیدی زیادی داریم؛ اینکه دستشویی در داخل آپارتمان ها است، قدیم از آپارتمان خارج، آن طرف حیاط بود. بخاری که از چاه فاضلاب استنشاق می شود، در کل خانه نمی پیچید که الان مجبور بشویم سم دیگری تحت عنوان بوگیر بزنیم که بوی بد دستشویی را از بین ببریم یعنی دو سم مخلوط با هم می خوریم! سم فاضلاب به علاوه سم بوگیر!

راجع به تکنولوژی حرف های تردیدی زیادی داریم که رد می شوم. راجع به پوشاک، استفاده از فرش ماشینی و اثراتی که دارد. استفاده از پارچه های حرف های قطعی و تردیدی داریم که باز هم من رد می شوم. قرار شد هر علاقه مند است، برود سرچ کند. راجع به لوازم جانبی و اشعه موبایل، استفاده از تب لت و لب تاپ حرف های قطعی زیادی داریم. یک زمانی ما بچه بودیم، والدین اصلاً اجازه نمی دانند که دو، سه متر نزدیکتر بنشینیم، می گفتند مانیتورش اشعه می زند و چشمت اب می شود. امروزه تب لت را دست بچه سه ساله می دهیم و به صورتش می چسباند! نه پنج دقیقه، نه ده دقیقه، سه ساعت، چهار ساعت، پنج ساعت با همان امواج خوابش می برد، بعد می گوید مغز جهان سوم رکود پیدا می کند!

راجع به خیلی از مباحثی که در خانه نسبت به ک ن و پدر و مادرمان داریم، حرف های تردیدی و قطعی ای وجود دارد. قطعی ها را بروید و پیدا کنید اما اینکه چه کنیم مهم است. جایگزین های قطعی در بحث غذا داریم که حتی الامکان غذا را باید در خانه درست کنیم چون معلوم نیست در بیرون از خانه چه اتفاقی بیفتد. ثانیا،ً حتماً و حتماً باید به سنت های ایرانی خودمان برگردیم و از غذاهای وارداتی صهیونیست سازِ فست فودی پرهیز کنیم و این فرهنگ با کلاس بودن فست فود را باید به سم بودن فست فود، تبدیل کنیم.

برخی از فرزندان شما طبق قوانین قطعی پزشکی مدرن، فقط با یک بار فست فود خوردن، ضرری در بدنشان ایجاد می شود که دیگر قابل رفع نیست! مثلاً می گوید آپانتیس و کلیه ی بچه ام مشکل پیدا کرده، یا کبدش مشکلی پیدا کرده که سه سال است داریم درمان می کنیم. وقتی بررسی می کنند می بینیم یک بار تغذیه ناسالم استفاده کرده! چون بعضی ها می گویند یک بار تفریحی می خوریم درحالیکه همین ماهی یک بار تفریحی شما، فست فودها را رونق داده و غذاهای اصیل ایرانی خودمان را به انزوا برده است. اگر بتوانیم، فست فودها را تحریم کنیم. همه می دانند سم است، پزشکی مدرن، پزشکی ی، پزشکی سنتی، پزشکی یونان، چین، افغانستان، بنگلادش، برکینافاسو، هر پزشکی هر جای جهان باشد می گوید این سم است. تعجبم که چرا ما اصرار داریم این سم را با کلاس جلوه بدهیم!!

آبمیوه ی دارای نگه دارنده مصرف نکنیم، طبیعی بگیریم قیمتش هم ارزان تر است. حتی الامکان از پنیر و ماست بدون نگه دارنده استفاده کنیم. البته بعضی ها این قضیه را خیلی بزرگ می کنند، اینقدر خطرش را بزرگ جلوه می دهند که دیگر نمی شود زندگی کرد. من چنین اعتقادی ندارم، بنده می گویم هر چقدر می توانیم در صد سلامت زندگیمان را بالا ببریم ببریم، پنج درصد می توانی، پنج درصد بالا ببر. شصت درصد می توانی، شصت درصد بالا ببر. واقعاً نمی توانیم که دیگر فست فود نخوریم؟! می توانیم. نمی توانیم از لوازم آرایش، مخصوصاً لوازم آرایش وارداتی، استفاده نکنیم؟! نمی توانیم نگه دارنده کنسروی نخوریم؟! می توانیم، مثلاً آبمیوه طبیعی بخوریم.

ممکن است ماست و پنیر گیرمان نیاید، مجبوریم همین را بخوریم. نمی توانیم حتی الامکان از نانی سالم تر است استفاده کنیم؟! می توانیم. غیر از این باشد باید برای زندگی به روستا برویم. نمی توانیم در دسترس بچه تب لت، لب تاپ و موبایل قرار ندهیم که مخ، چشم، مغز و قلبش آسیب نبیند؟! می توانیم، اگر نمی توانیم ساعتش را که می شود محدود کرد.

بلایی که این مدل سم خواری، نجس خواری، حرام خواری، نفت خواری دارد بر سر ما می آرود، اگر صددرصد کنترل نشود، با یک تصمیم درصدی می شود این کار را کرد. برای تمام لوازم آرایشی، غذاها، پوشاکی که در آن ها سم وجود دارد، مقابلش یک جایگزین گذاشته شده است. وقتی نگاه کنیم می بینیم بالای شصت، هفتاد درصد را می توانیم تغییر بدهیم. از نسل ما گذشته و دیگر وقت مردن ماست، با این وضعیتی که در این گفته شد، من احساس شش سال پیش مرده ام! ولی واقعاً برای نسل بعدی یک فکری کنید، برای پانزده ساله ها، بیست ساله ها، چهارساله ها یک فکری ید. یک رونسانسی در نحوه و سبک زندگیتان در بحث تغذیه قرار بدهید و یک فرهنگ سازی کنید.

بالا ه ما نفهمیدیم یعنی چه؟ می گوید گوشت قرمز بد است و گوشت سفید خوب. اینگونه نیست، پزشکی مدرن هم این را نمی گوید. نمک صددرصد بد است و نمک ید دار خوب. بازهم اینگونه نیست و پزشکی مدرن هم اینگونه نمی گوید. در آشپزخانه، پوشاک و در فضای خانه تان یک بررسی کنید، ببینید می توانید تغییراتی بدهید؟ یقیناً می شود در آشپزخانه بر مبنای طب ی تغییراتی ایجاد کرد. می شود نمک یا فلفل را عوض کرد. نقش نمک در زندگی بسیار مهم است، صادق(علیه‌السّلام) می فرمایند: اگر مردم می دانستند نمک چیست، تمام بیماری هایشان را با نمک درمان می د. امروز می گویند نمک را تحریم کنید! کدام نمک را تحریم کنیم؟ نمک ید دار غربی شما را از اول تحریم کرده ایم.

مرحوم حضرت آیت الله بهجت(ره) می فرمودند: تا به حال نشده اول و آ غذا نمک نخورم. کدام نمک؟ نمک ی، سنتی و ایرانی. ک نت و یخچال هایمان را یک بار بررسی کنیم، خیلی از چیزهایش را می شود تغییر داد. هیچ اتفاق فاجعه انگیزی هم در زندگی نمی افتد. یک نگاه به پوشاک، فرش، تکنولوژی، تلویزیون، تب لت و لب تابمان و بازخوانی داشته باشیم و ببینیم چه اتفاقی می افتد. یک نگاه به کمد لوازم آرایشیمان که صددرصد حرام، سمی و مشکل دارند، .

بعضی ها می توانند در سی درصد تغییر بدهند، سی درصد تغییر بده. بعضی ها شصت درصد، شصت درصد تغییر بده. بعضی از کفش ها است و پا را اذیت می کند، می دانید که پا جزء مراکز خیلی ضربه پذیر بدن است و نقش ترموستات بدن را دارد. یک تخته یا پارچه خاص، یک نمد در کفش می گذاری، کل مشکلش حل می شود. بعد این کار فرهنگ می شود، حالا بنده آ عمرم است تمام شد رفت، فرزند و نوه ام چه؟؟ بچه هایمان را به فرهنگ خوراک ی، خوراک و پوشاک سنتی عادت بدهیم و سعی کنیم زندگیمان را در این مسیر جلو ببریم.

»»» بنابراین کل بحث در پ ند غیر عامل و تغذیه این است:
1- امکان مقاومت داریم.
2- امکان تحول داریم.
3- امکان تصحیح و اصلاح داریم.
4- امکان رُنساس یعنی تغییر کلی انقل هم داریم.


بعد سراغ اینکه اگر با این وضعیت تغذیه مریض شدید که ان شاء الله نمی شوید، می رویم که چه کار کنید. آن هم راه حل دارد، خودتان می روید مطالعه می کنید و کارهایش را هم انجام می دهید. اگر بتوانیم ما هم سعی می کنیم در بحث تغذیه ی مکانی داشته باشیم که تغذیه سالم را به هر تعدادی که می توانیم، با دستورالعمل و بروشور خاصش بیاوریم که همه استفاده کنند. چون الان طب سنتی و طب ی برای عده ای رسماً نان دانی شده و درآمد های میلیاردی با مافیای سنگین دارویی دارد انجام می گیرد! ما الان در طب ورود پیدا نمی کنیم، در تغذیه هم می بینیم این کار دارد می شود؛ مثلاً عسل کیلو نود و پنج هزار تومان!! بنده از هر پزشکی که سؤال ، فاصله قیمتیِ بدترین عسل با بهترین عسل این همه نیست! نه فاصله تقویتی اش اینقدر است، نه فاصله قیمتی اش! ما هم سعی می کنیم ان شاء الله اگر جایی برای خودمان داشته باشیم، بتوانیم بحث های تغذیه را به صورت سالم تر خدمت شما ارائه بدهیم. 



لینک صوتی



مشاهده متن کامل ...
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام مـــــــریـــــــم
درخواست حذف اطلاعات

عطر زرد گل یاس رو نمی خوام

نمره ی بیست آلاسو نمی خوام

من فقط واسه چش تو جون می دم

عاشقای بی حواسو نمی خوام

من تو رو می خوام اونارو نمی خوام

نفسم تویی هوارو نمی خوام

عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام

دوره گرد گل فروشو نمی خوام

اونی آه چ به رنگ عسله

مجنون خونه به دوشو نمی خوام

من تو رو می خوام اونارو نمی خوام

نفسم تویی هوارو نمی خوام

من آسی با قد رعنا نمی خوام

چشای درشت و گیرا نمی خوام

دوس دارم قایق سواری رو ، ولی

جز تو از هیچ آسی دریا نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوارو نمی خوام

موهای خیلی پریشون نمی خوام

آدم زیادی مجنون نمی خوام

می دونی چشم منو گرفتی و

جز تو هیچی از خدامون نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

چشم شرقی سیاهو نمی خوام

صورتای مثل ماهو نمی خوام

آخه وقتی تو تو فکر من باشی

حق دارم بگم گناهو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

حرفای نقره ای رنگ رو نمی خوام

او دو تا چشم قشنگو نمی خوام

حتی اون آه بلده شکار آنه

صاحب تیر و تفنگو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

شعرای ساده و تازه نمی خوام

اونکه می گه اهل سازه نمی خوام

من دلم می خواد تو رو داشته باشم

واسه ی اینم اجازه نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

سفر دور جهانو نمی خوام

رن رنگین آمانو نمی خوام

لحظه و ساعت عمر من تویی

تو آه نیستی من زمانو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

فالای جور واجور رو نمی خوام

نامه های راه دور و نمی خوام

واسه چی برم ستاره بچینم

ماه من تویی آه نور و نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

آذر و داد و تیر نمی خوام

آدمای سر به زیر نمی خوام

من خودم تو چشم تو زندونیم

حق دارم بگم ، اسیرو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

حرف خیلی عاشقونه نمی خوام

دل رسوا و دیوونه نمی خوام

یا تو ، یا هیچ دیگه به خدا

خدا هم خودش می دونه ، نمی خوام

داد و اردی بهشت و نمی خوام

بی تو من این سرنوشتو نمی خوام

یکی پرسید اگه آ ش نشه

حتی این خیال زشتو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

بی تو چیزی از این عالم نمی خوام

تو فرشته ای من آدم نمی خوام

می دونی خیلی زیادی واسه من

همیشه عادتمه ، آم نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

من و باش شعر و نوشتم واسه آی

تویی آه گفتی شما رو نمی خوام



مشاهده متن کامل ...
کارگاه اجرای صحنه و استیج - بهنام تشکر
درخواست حذف اطلاعات

گویندگی و اجرا دررادیو و تلویزیون او مبتکر اصلی ملی شدن ها،مصادره های اول انقلاب و شدن بخش عمده است. این فرد ی نیست جز ابوالحسن بنی صدر که 36 سال پیش در چنین روزهایی با رای عدم کفایت نمایندگان برای ادامه کار در وت رئیس جمهوری مواجه تست غیر حضوری گویندگی واجرا تخصصی تلویزیون شد. اوایل انقلاب و در کشاکش شکل گیری ساختار جمهوری ابوالحسن بنی صدر با تز توحیدی را دچار سردرگمی نظری کرد. توحیدی بنی صدر، در حقیقت برگرفته از نظریه های مار یسم بود که با رنگ و لعاب در مطرح شد.هرچند آن روزها شعری از بانو مریم شیرزاد با اجرای خودشان در خندوانه بنی صدر را در دسته سیاستمداران لیبرال میشناختند اما واقعیت این بود که دیدگاه های بنی صدر هیچ گاه به لیبرالسیم نزدیک هم نبود. او از معدود روشنفکران مذهبی عصر خود بود که ادعای دانی داشت و به زبان با دیگران صحبت برنامه بروبچ (تست اجرا و گویندگی) میکرد. بنی صدر همچون عموم بیشتر روشنفکران آن دوره، جمع گرا وجامعه گرا سوسیالیست بود. بنی صدر میپنداشت: بهترین شکل روابط این است که فرد آن چه رابه دست میآورد در اختیار جمع بگذارد و ازجمع به اندازه نیاز خویش اند.درست است که تست حضوری گویندگی و اجرا تخصصی رادیو ماهنوز به این مرحله نرسیدهایماما این کاربسیارعلمی است، هرجمعی ولوچندنفری میتوانند جامعه و ی را ایجاد کنند و درجمع خود رامستقرنمایند ص331- توحیدی او در مورد داری معتقد بود با اتصالات چندجانبه ای که با دوره گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون جهان داری دارد مجری سیاست های چندملیتی در است و به دست این هاست که ها و هایی را که در ایجاد میشوند به مدار چندملیتی جذب میکنند ص 98 . زمانی که آیت الله هاشمی رفسنجانی در تاریخ چهارم اد ماه 1358 توسط یکی از اعضای گروه فرقان مورد دوره آموزش گویندگی و اجرا کودک و نوجوان سوء قصد قرار گرفت وترور شد، شورای انقلاب در غیاب او چند تصمیم مهم گرفت؛از


جمله این که های خصوصی به تملک ند و در مرحله بعد، صنایع بزرگ ملی و اموال 53 نفر از داران معروف عصر رضا پهلوی مصادره و ملی شد. هر دو اتفاق تست گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون برای کودک و نوجوان در دوره ای یک ماهه رخ داد. دوره ای که مرحوم هاشمی، مجروح و در منزل ری بود و مبتکر اصلی این طرح ها، ی نبود جز ابوالحسن بنی صدر که آن رزوها دارایی در بازرگان بود. بنی صدر و برخی همفکرانش با چنین دیدگاهی، را تست اجرای صحنه و مجری گری درون دیگی داغ ریختند،خوب به همش زدند و ساختاری را تحویل دادند که نه بود و نه میشد اسمش را داری گذاشت. یک بار از حاج علاء میر صادقی شنیدم که گفت: بنی صدر آن قدر با بخش خصوصی مخالف بود که تمام تلاشش را برای انحلال اتاق بازرگانی به کار برد.او خیلی دوره گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون - اصفهان تلاش کرد تا ساختمان اتاق را مصادره و فعالیت های این تشکل دی ای بخش خصوصی را متوقف کند. بارها ایده ادغام اتاق بازرگانی را در وزارت بازرگانی مطرح کرد اما به او گوشزد کردیم که اتاق بازرگانی نیست و او نمیتواندبرای این تشکل تصمیم دوره آموزش گویندگی و اجرا تلویزیون 1 بگیرد. بنی صدر 36 سال است که دیگر در اداری هیچ نقشی ندارد اما یادگارهایش در سیاست گذاری،به این زودی ها گریبان را رها نخواهد کرد. به گزارش ، روز گذشته با تاح بخش دیگری از ادامه مسیر خط یک متروی تهران تا مقصد فرودگاه ره گویندگی و اجرا تخصصی تلویزیون ، میزان پیشرفت شبکه حمل و نقل ریلی تهران و حومه براساس 1+7 خط موجود، به کمتر از 60 درصد نقشه 1409 رسید. شبکه متروی مجموعه شهری تهران مطابق دو سند بالادست در حوزه حمل و نقل ریلی، باید تا سال 1409 به حداقل 430 کیلومتر انواع


خطوط شامل متروی سنگین شهری گویندگی و اجرا در تلویزیون و متروی سریع السیر حدفاصل ای حومه مجهز شود تا حداقل نیمی از سفرهای درون پایتخت و منتهی به پایتخت را پوشش دهد. رئیس شورای با اشاره به مرگ سالانه 16 هزار نفر در سفرهای جاده ای برون شهری بر اثر حوادث رانندگی گفت: با توجه به این وضعیت، کلاس فتوشاپ گذاری در حمل ونقل ریلی عقلایی است. به گزارش مهر، لاریجانی در مراسم تاح ادامه خط یک مترو تهران تا فرودگاه ره که عصر روز گذشته برگزار شد، گفت: تصمیم شهرداری برای آبادانی شهر تصمیم درستی بود و آقای قالیباف انصافا خوب کار د و برای به ثمر رسیدن پروژه های تکنیک های اجرا بدون متن با حضور رامبد جوان شهرمان زحمت های زیادی کشیده اند.وی با تاکید بر اینکه نباید کارهای بزرگ انجام شده گرفتار غبارآلودگی شود، گفت: این پروژه با مشقت های زیادی انجام شده است و سازه های معماری شکیل و زیبایی در آن به کار رفته است. مسیر مترو، مفر راحتی برای دسترسی تست دوره اجرای استیج واستند آپ به شهر است. اگر این پروژه به فرودگاه مهرآباد هم متصل شود بزرگی کار بیشتر میشود. وی از شهردار تهران و همه مدیران، تکنیسین ها، کارگران و ان به ویژه قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا بابت اجرای این پروژه تشکر کرد و گفت: البته سایر پروژه های قرارگاه نیز دوره اجرای صحنه و استیج در سراسر قابل تقدیر است. رئیس شورای با یادآوری مصوبه در برنامه ششم توسعه، خاطرنشان کرد: حمل ونقل ریلی را در اولویت حمل ونقل قرار داده است؛ اما مشکل کجاست؟ فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا از مشکلات اوراق مشارکت در این جلسه گلایه کرد اما از روی ناچاری متن زیبا برای گویندگی - 10 شعر زیبا برای شروع گویندگی و اجرا و مجری گری و اضطرار به لایحه داد و نیز به دلیل بی ، این لایحه را با تعدیل هایی به تصویب رساند. به


لاریجانی، در سال مالی جاری چاپ و انتشار 50 هزار میلیارد اوراق مشارکت در دستور کار قرار گرفته است که بخش قابل توجهی از این جزو بودجه عمرانی کارگاه تخصصی گویندگی و اجرا با حضور محمدعلی اینانلو هزینه میشود. قم در از یتش به کمیسیون های و مرکز پژوهش های برای بررسی راه های کاهش بودجه جاری از محل های نفتی خبر داد و افزود: بیشتر حجم بودجه جاری از های نفتی تامین میشود که این روندغلط است. بنده به دوستان گفته ام راه دوره آموزش گویندگی و اجرا تلویزیون 2 هایی را پیدا کنند تا منابع نفتی صرف بودجه جاری نشود. به نظر من باید از گذاری در تولید حمایت شود تا کارها درست شود. همچنین باید از فاینانس خارجی بیشتر بهره مند شویم.لاریجانی منابع را برای اجرای پروژه های بزرگ ناکافی دانست و در عین حال با اشاره به شبهه افکنی برخی تست حضوری گویندگی و اجرا تخصصی تلویزیون برای جذب منابع خارجی گفت: گاهی درباره گذاری خارجی اضطراب هایی ایجاد میشود که البته باید با احتیاط عمل کرد. اما گذاران خارجی دنبال امنیت گذاری هستند. ما در داخل باید از شرایط ناامن منطقه استفاده کنیم تا این ها جذب پروژه های شود.رئیس شورای حجم پروژه های نیمه دوره آموزشی گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون (تک ترم) کاره را بالغ بر 600 هزار میلیارد اعلام کرد و افزود: باید تدبیری شیده شود تا پروژه های کوچک و متوسط به همین صورت به بخش خصوصی واگذار شود. هیچ منبع برای تکمیل این حجم عظیم پروژه وجود ندارد. در جلسه سران قوا این مساله را مطرح د. آقایان گفتند دوره آموزشی گویندگی و اجرا تخصصی تلویزیون از بخش های نظارتی میترسیم در حالی که نبایدترسید. فعالیت شبانه روزی خط فرودگاه ره باقر قالیباف، شهردار تهران نیز در این مراسم با اشاره به اینکه قرار است خطوط یک و چهار مترو دو فرودگاه مهرآباد و ره به


صورت 24 ساعته فعالیت کنند تا این دو فرودگاه تست غیرحضوری گویندگی و اجرا تخصصی رادیو به یکدیگر متصل شوند، گفت: در حال حاضر خط یک مترو از ایستگاه دروازه تا فرودگاه ره در مرکز شهر به صورت شبانه روزی فعالیت میکند و در آینده دو خط مذکور به صورت 24 ساعته فعال خواهند شد. به گفته وی، با توجه بهتردد بخش زیادی از مسافران فرودگاه در ساعات نیمه شب، شبانه حجم ، انواع و رنگ صدا در گویندگی و اجرا و دوبله روزی شدن برخی از خطوط مترو ضروری است.قالیباف با بیان اینکه در ابتدا قرار بود خط مترو فرودگاه ره ازسوی شهرداری تهران اجرایی شود، افزود: چندی بعد وقت تصمیم گرفت خودش این خط را اجرا کند. البته در قانون نوشته شده که مترو تهران و حومه مانند مترو تهران چنگیز جلیلوند و ماجرای دوبلور شدن - کرج به صورت یکپارچه است؛ آن زمان دخ های بی موردی صورت گرفت و نظرات بی موردی مطرح شد اما در نهایت این کار 10 سال به تعویق اد. سرانجام در 3-2 سال اخیر مقرر شد شهرداری تهران این خط را اجرایی کند و امروز نیز این خط از سوی شرکت مترو و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا ص ساخته شده است.شهردار کارگاه تخصصی اجرا با حضور رضا رشید پور تهران با اشاره به حومه ای بودن خط جدید مترو، تصریح کرد: هم اکنون این خط تا فرودگاه تکمیل شده و برای رسیدن به شهر پرند باید 19 کیلومتر ادامه پیدا کند. البته هم اکنون بخشی از زیرسازی های موردنیاز در ادامه مسیر انجام شده و امیدوارم آن بخش هم به سرعت تکمیل شود؛ گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون - پیشرفته 2 چراکه پرند برای رفت وآمد دچار مشکلات زیادی هستند.قالیباف مدعی شد امروز با تاح خط مترو فرودگاه ره و اتمام نهایی و تست خط شش، پرونده ساخت مترو در شهر تهران به پایان رسیده است. وی ادامه داد:


بعضا میگویند شهرداری تهران در این سال ها بزرگراه ساخت ولی مترو نساخت اما امروز میخواهم کارگاه اجرای صحنه و استیج - بهنام تشکر بگویم شهرداری و کارمندان شریف و زحمتکش آن هم مترو ساختند، هم بزرگراه ساختند، هم پل ساختند و هم پارک ساختند. یازدهم با تاکید بر کاهش تنش های بین المللی و از طریق رفع تحریم های ظالمانه توانست بخش عمده ای از تنگنای خارجی را مرتفع و جهشی در فعالیت های ایجاد کند؛ برنامه بروبچ - تست اجرا و گویندگی اما ادامه مسیر پیشرفت، نیازمند رفع مشکلات داخلی است که اکنون به مانع اساسی برای رفاه و کامی جامعه تبدیل شده است. بازتاب تنگناهای داخلی را میتوان در نرخ سود و نرخ مشاهده کرد. نرخ سود به واسطه اثرگذاری بر تصمیمات بین دوره ای کلیه فعالان و نرخ به دلیل اثرگذاری بر قیمت های نسبی طیف وسیعی گویندگی و اجرا تخصصی رادیو از کالاها و خدمات، از مهمترین متغیرهای هر به شمار میآیند. متاسفانه به واسطه مشکلات ساختاری، نرخ های سود و در وضعیتی قرار گرفته اندکه نمیتوانند از رشد و اشتغال حمایت کنند. بالا بودن نرخ سود باعث شده هزینه تامین مالی طرح های گذاری به طور نامعقولی افزایش یابد و پایین بودن دوره آموزش اجرا نرخ موجب شده تقاضا برای محصولات این طرح های گذاری کاهش یابد. بنابراین بالا بودن هزینه ها و پایین بودن ها، سودآوری فعالیت های تولیدی را کاهش داده و در فقدان انگیزه برای ایجاد فعالیت های جدید چشم انداز اشتغال و رشد مبهم شده است. مشکلات ساختاری ها باعث شده نرخ سود بالاتر از بازده طرح های مولد تست غیرحضوری گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون (تک ترم) باشد؛ در نتیجه خانوارها مصرفشان را و بنگاه های تولیدی گذاری شان را به تعویق انداخته اند. این روند از یک طرف با کاهش تقاضای کل موجب کاهش رشد شده و از طرف دیگر


با کاهش ظرفیت های تولیدی موجبات کُندی رشد را در بلندمدت فراهم کرده است. بنابراین برای تشویق گذاری و بازگرداندن به مسیر رشد بلندمدت چنگیز جلیلوند و ماجرای دوبلور شدن لازم است کاهش نرخ سود از طریق اصلاحات ساختاری در مالی پیگیری شود.نرخ دومین متغیر مهمی است که بر عملکرد در کوتاه مدت و بلندمدت تاثیر دارد. تحولات نرخ در کوتاه مدت بر نرخ تورم و در بلندمدت بر نرخ رشد و اشتغال تاثیر میگذارد. البته اثرات کوتاه مدت و بلندمدت نرخ را میتوان تست گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون ( غیر حضوری ) با کنترل تورم و مدیریت انتظارات تورمی در یک راستا قرار داد. سیاستی که بدونتردید در چهار دهه گذشته از آن غفلت شده است. ها همواره سعی کرده اندناکارآمدی خود را در بخش با کنترل نرخ اسمی پنهان کنند. از این رو، گسستگی نرخ تورم و نرخ اسمی پدیده رایج بوده و موجب شده رقابت پذیری کالاهای تست حضوری گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون (تک ترم) داخلی در مقایسه با کالاهای خارجی کاهش یابد. شیب بسیار ملایم نرخ دلار در آزاد شاهدی بر این مدعا است. رفع این تنگناهای داخلی نیازمند انجام اصلاحات ساختاری در یک چارچوب سیاست گذاری منسجم است. در این چارچوب سیاست گذاری باید ثبات قیمت ها از طریق سیاست های معتبر تضمین شود. در همین راستا باید با کاهش هزینه دوره آموزش تخصصی گویندگی و اجرا در رادیو 1 های خود نه تنها وا گی به های نفتی را کم کند؛ بلکه قسمتی از منابع را برای تجدید ساختار در شبکه اختصاص دهد. این سیاست ها باعث میشود تعدیل در قیمت های نسبی به واسطه افزایش نرخ تبعات تورمی محدودتری داشته باشد و انجام تعهدات در قبال های اصلاحات را سرعت بخشد. مسلماً دوره زمانی چهارساله جدید برای مشاهده دوره آموزشی اجرا در تلویزیون اثرات کامل اصلاحات ساختاری کافی نیست؛ اما به طور حتم انجام اصلاحات ساختاری در بودجه و مالی


ابتدای فعالیت این فرصت را فراهم میآورد تا در پایان دوره چهارساله بخش عمده ای از دستاوردهای محقق شود و جامعه بتواند ی مثبتی از عملکرد داشته باشد. اما بدون این اصلاحات، ایجاد رشد و اشتغال دوره - کلاس آموزشی برای دوازدهم در مقیاسی که اکنون جامعه به آن احتیاج دارد، غیرقابل تصور است. آیا تیم برای انجام این مهم هم پیمان هستند؟ جواب این پرسش تا 6 ماه آینده مشخص خواهد شد. او مبتکر اصلی ملی شدن ها،مصادره های اول انقلاب و شدن بخش عمده است. این فرد ی نیست جز ابوالحسن بنی صدر که 36 سال پیش در چنین روزهایی با رای دوره آموزشی گویندگی و اجرا تخصصی تلویزیون عدم کفایت نمایندگان برای ادامه کار در وت رئیس جمهوری مواجه شد. اوایل انقلاب و در کشاکش شکل گیری ساختار جمهوری ابوالحسن بنی صدر با تز توحیدی را دچار سردرگمی نظری کرد. توحیدی بنی صدر، در حقیقت برگرفته از نظریه های مار یسم بود که با رنگ و لعاب در مطرح شد.هرچند آن روزها بنی صدر را در دسته سیاستمداران دوره آموزشی گویندگی و اجرا تخصصی رادیو لیبرال میشناختند اما واقعیت این بود که دیدگاه های بنی صدر هیچ گاه به لیبرالسیم نزدیک هم نبود. او از معدود روشنفکران مذهبی عصر خود بود که ادعای دانی داشت و به زبان با دیگران صحبت میکرد. بنی صدر همچون عموم بیشتر روشنفکران آن دوره، جمع گرا وجامعه گرا سوسیالیست بود. بنی صدر میپنداشت: بهترین شکل روابط این شعری از بانو مریم شیرزاد با اجرای خودشان در خندوانه است که فرد آن چه رابه دست میآورد در اختیار جمع بگذارد و ازجمع به اندازه نیاز خویش اند.درست است که ماهنوز به این مرحله نرسیدهایماما این کاربسیارعلمی است، هرجمعی ولوچندنفری میتوانند جامعه و ی را ایجاد کنند و درجمع خود رامستقرنمایند ص331- توحیدی او در مورد داری معتقد بود با اتصالات چندجانبه


ای تست گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون - حضوری که با جهان داری دارد مجری سیاست های چندملیتی در است و به دست این هاست که ها و هایی را که در ایجاد میشوند به مدار چندملیتی جذب میکنند ص 98 . زمانی که آیت الله هاشمی رفسنجانی در تاریخ چهارم اد ماه 1358 توسط یکی از اعضای گروه فرقان مورد سوء قصد قرار گرفت وترور شد، شورای انقلاب در غیاب او چند تصمیم مهم گرفت؛از جمله اجرا در تلویزیون این که های خصوصی به تملک ند و در مرحله بعد، صنایع بزرگ ملی و اموال 53 نفر از داران معروف عصر رضا پهلوی مصادره و ملی شد. هر دو اتفاق در دوره ای یک ماهه رخ داد. دوره ای که مرحوم هاشمی، مجروح و در منزل ری بود و مبتکر اصلی این طرح ها، ی نبود جز ابوالحسن بنی صدر که آن رزوها دارایی در بازرگان بود. بنی صدر کارگاه سه روزه گویندگی و اجرا در تلویزیون و برخی همفکرانش با چنین دیدگاهی، را درون دیگی داغ ریختند،خوب به همش زدند و ساختاری را تحویل دادند که نه بود و نه میشد اسمش را داری گذاشت. یک بار از حاج علاء میر صادقی شنیدم که گفت: بنی صدر آن قدر با بخش خصوصی مخالف بود که تمام تلاشش را برای انحلال اتاق بازرگانی به کار برد.او خیلی تلاش کرد تا ساختمان اتاق را مصادره دوره آموزشی اجرای صحنه و استیج و فعالیت های این تشکل دی ای بخش خصوصی را متوقف کند. بارها ایده ادغام اتاق بازرگانی را در وزارت بازرگانی مطرح کرد اما به او گوشزد کردیم که اتاق بازرگانی نیست و او نمیتواندبرای این تشکل تصمیم بگیرد. بنی صدر 36 سال است که دیگر در اداری هیچ نقشی ندارد اما یادگارهایش در سیاست گذاری،به این زودی ها گریبان را رها نخواهد کرد.



 




مشاهده متن کامل ...
یهود چه قومی است؟
درخواست حذف اطلاعات

15- حکومت بنی


پس از حضرت موسی (ع )، حضرت یوشع بن نون (ع ) به امر خدا به ی قوم برخاست . وی از رود اردن که از شمال به جنوب فلسطین کشیده شده است ، گذشت و بلاد کنعان و حدود آن را فتح کرد. به ادعای عهد عتیق سکنه بومی آن مناطق قتل عام شدند و آن سرزمین به بنی اختصاص یافت . جریان این جنگها در ششمین کتاب عهد عتیق ، به نام صحیفه یوشع موجود است . پس از حضرت یوشع (ع ) مردان بزرگی در بنی به ی مردم اشتغال داشتند که داوران بنی نامیده می شوند. آنان عموما سمت ی یا پادشاهی نداشتند. تاریخ این ان در سفر داوران آمده است .
آ ین داور بنی حضرت سموئیل (ع ) دو پسر داشت که شایستگی ی قوم را نداشتند. از این رو، مردم از آن حضرت درخواست د که پادشاهی برای آنان برگزیند. در واقع بنی در آن زمان پادشاهی نداشتند. سموئیل پس از اصرار زیاد مردم ، از طرف خدا جوانی را به پادشاهی آنان نصب کرد.
نخستین پادشاه بنی حدود 1030 سال قبل از میلاد انتخاب شد. نام این پادشاه در عهد عتیق (کتاب اول سموئیل ، باب 9به بعد) شائول و در قرآن کریم طالوت است (بقره : 247).
پس از انتخاب نخستین پادشاه ، جنگ مهمی میان بنی و فلسطینیان آن زمان رخ داد و پیروزی نصیب بنی گردید. مهمترین قهرمان این قوم جلیات بود که در قرآن کریم جالوت نامیده شده است . وی به دست حضرت داوود (ع ) کشته شد و لشکر وی گریخت .
حضرت داوود (ع ) جانشین حضرت طالوت شد (حدود 1015 سال قبل از میلاد) و حضرت سلیمان (ع ) به جای پدرش حضرت داوود (ع ) نشست و مهمترین و با شکوهترین دوران بنی را به وجود آورد. وی معبد بسیار بزرگی در شهر اورشلیم (یعنی شهر سلامت ) ساخت که به نام هیکل سلیمان معروف شد. (هیکل در زبان عبری به معنای ساختمان بلند است ). این معبد بعدا یک بار حدود 587 ق .م . به دست بختنصر و بار دیگر در سال 70 م . به دست شاهزاده رومی ، تیتوس (titus) اب شد.
اهل کتاب بر مبنای محتویات دروغین عهد عتیق (کتاب اول پادشاهان ، باب 11) معتقدند که حضرت سلیمان (ع ) بر اثر وسوسه همسران بت پرست خویش ، در آ عمر بت پرست و خطاکار شد! قرآن کریم با تمجید فراوان از آن حضرت ، ساحت قدس وی را پاک کرده است .
پس از رحلت حضرت سلیمان (ع )، فرزندش رحبعام زمام امور مملکت بنی را در کف گرفت و چون وی به ستمکاری پرداخت گروهی از مردم از فرمان او بیرون رفتند و تنها دو سبط یهودا و بنیامین در سرزمین یهودا (به نام یکی از فرزندان حضرت یعقوب ) که بخش نسبتا کوچکتری بود، برای او باقی ماند. این قسمت که شامل شهر اورشلیم (قدس ) نیز می شد، اهمیت بسیاری داشت و نام ((یهودی )) از اینجا می آید. ده سبط دیگر حکومت مستقلی به نام به ی فردی به نام یربعام بن ناباط در شمال فلسطین تشکیل دادند. یربعام یکی از استانداران حضرت سلیمان (ع ) بود.
تجزیه کشور مبداء ضعف و بدبختی آنان بود. پادشاهان یهودا و نیز عموما گن ار بودند و مردم را به گناه و بت پرستی دعوت می د.


16- اسارت بابل


به هر حال پیشگوییهای انبیای بنی تحقق یافت (9) و پس از چندی آشوریها که در شمال بابل در عراق و کنونی حکمرانی داشتند و پایتخت آنان شهر نینوا بود به تاختند و عده کثیری را به اسیری بردند. چند سال بعد، پادشاه بابل بختنصر که در عهد عتیق نبوکدنصر (یعنی بت ((نبو)) تاج را نگهداری می کند) نامیده می شود، به اورشلیم حمله کرد و مردم یهودا را کشت و عده ای را به اسارت به بابل برد که تا مدتی طولانی در آنجا بودند. اسیر شدن مردم و یهودا موجب پراکندگی آنان در خاورمیانه و سرزمینهای دیگر شد. این اسارت اهمیت ویژه ای داشت ؛ زیرا گروهی از مردم نیز که در حمله پیشین توسط آشوریها از اسارت معاف شده بودند، در این یورش همراه با نان یهودا به بابل کوچ داده شدند. این موضوع جلای بابل نامیده می شود.
یهودیان در زمان اسارت ، برخی آداب و اخلاق مشرکان را پذیرفتند و کمتر ی در بین آنان از جلای وطن و اسیری و دشواری پرستش خدا رنج می برد.
باید توجه داشت که انحصار طلبی و خود بزرگ بینی خوی و خصلت جدانشدنی قوم کوچک یهود است و سایر اقوام جهان در واکنش به این صفات ، با یهودیان از در دشمنی و ستیز در آمده و به تحقیر آنان پرداخته اند. شاید نخستین ویرانی شهر قدس و گرفتار شدن بنی به دست بابلیان در حدود شش قرن قبل از میلاد نیز به همین علت بوده است . ارمیای نبی از جانب خدای متعال پیام آورده بود که بنی نباید در برابر آن دشمن مقاومت کنند. ایشان این پیام را به چیزی نگرفتند و آن را زندانی د. پس از سقوط شهر قدس ، ارمیا آزاد شد (ارمیا 39:14).


17- تجدید معبد


هنگامی که کورش (یعنی خورشید) بنیانگذار سلسله هخا بابل را فتح کرد، یهودیان آزاد شدند و اجازه بازگشت به سرزمین خود را یافتند. اما بسیاری از آنان حاضر نبودند بابل را ترک کنند و در بابل و اطراف آن پراکنده شدند. اعلامیه کورش در مورد یهود حدود سال 538 ق .م . صادر شد. کورش با این کار در میان یهود محبوبیت زیادی به دست آورد.
گروهی از یهودیان نیز به فلسطین بازگشتند و به بازسازی شهر قدس آغاز د. در آن دوران همسایگان آن سرزمین احساس خطر د و مانع بر پایی یک حکومت مقتدر یهودی بر خاک فلسطین شدند. پس از آن حکومتهای ناتوانی در مناطق مختلف فلسطین بر پا شد و پس از چند قرن آشفتگی ، شهر قدس برای بار دوم به دست رومیان ویران شد و این ویرانی یهودیان را در جهان پراکنده ساخت . از آن پس ، یهودیان در کشورهای بیگانه زندگی سختی را می گذراندند و انواع خواری و سرکوفتگی را در جسم و جان خود می چشیدند.


18- پیدایش کنیسه


پس از بازگشت یهود از بابل ، جامعه دینی نظام تازه ای یافت و معابدی ساخته شد که بعدا کنیسه (synagogue) نامیده شد.این معابد مانند سایر معبدها معماری خاصی داشتند و در آنها قربانگاه و اماکن ویژه دیگری وجود داشت . هم اکنون نیز معبد یهودیان کنیسه نامیده می شود.
قبله یهود معبد سلیمان (مسجد اقصی ) است . فقط سامریان قبله را کوه جرزیم در شهر نابلس می دانند. آنان روزی سه بار می خوانند: صبح ، عصر و مغرب . در صورتی که دست کم ده مرد در کنیسه وجود داشته باشد برگزار می شود و در این حال یک نفر که معمولا پیرتر از سایرین است و عبری را خوب می داند، جلو می ایستد و قسمتهایی از تورات یا دعاهایی به عبری می خواند و در مواردی رکوع می کنند. معروفترین عبارتی که خوانده می شود، شمع (یعنی بشنو) نام دارد که از تورات گرفته شده است :
(4)ای بشنو یهوه خدای ما یهوه واحد است (5) پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما(تثنیه 6:4-5).


19- تاءثیر عقاید مزدیسنی و فرهنگ پارسی


یهودیان نیز مانند سایر اقوام تحت تاءثیر محیط قرار داشتند و پس از تماس با برخی تمدنهای باستانی ، خواسته یا ناخواسته ، بسیاری از مفاهیم و اعمال آنها را وام گرفتند، ولی باید توجه داشت که آنان پیوسته و در تمام موارد، مسائل یاد شده را به رنگ اخلاقیات توحیدی خاص خویش در می آوردند. مثلا داستان طوفان نوح ، خواه از بابلیها اقتباس شده باشد یا نه ، آن گونه که در سفر پیدایش آمده است ، از خدای واحد، مهربان و درستکار سخن می گوید. این داستان به داستان پر- نپیشتیم (napishtim-per) که روی الواح میخی حک شده است و علاوه بر شرک صریح ، خدایانی خودخواه ، ستیزه جو، احساساتی و حسود را مطرح می کند، چندان شباهتی ندارد. این تمایز در سایر داستانها و قوانین و باورهایی که گفته می شود یهود از اقوام دیگر اقتباس کرده اند، نیز مشهود است .
در تورات تقریبا ذکری از قیامت نیست (مگر یکی دو اشاره مبهم ، مثلا تثنیه 8:16). از نظرات تورات (لاویان باب 26 و تثنیه باب 28) دینداری و بی دینی در جلب نعمتهای این جهان و سلب آنها تاءثیر مستقیم و قطعی دارند. از سوی دیگر، کتاب تلمود از قیامت بسیار سخن گفته است .
یکی از باورهای اصیل یهودیت که به تصور پژوهشگران ، از بیگانگان گرفته شده ، اعتقاد به رستاخیز مردگان است . این اعتقاد با آرمان ایی گره خورده و چیزی مانند اعتقاد به رجعت را پدید آورده است . ایرانیان باستان می گفتند در زمان آینده ، پس از آنکه آهورمزدا بر هماورد خود انگرو مئنیو پیروز شود و او را نابود کند، مردگان برخواهند خاست ، ولی شکل عالی و معنوی این آموزه دستاورد اصیل الهامات یهود است و با اعتقاد خشک و بی روح مغان ایران زمین شباهتی ندارد. به گفته پژوهشگران ، اعتقاد به جاودانگی روح از قدیم میان بنی وجود داشته و در چندین مورد از کتاب مقدس بدان اشاره شده است ، ولی آن باور پس از بازگشت از بابل ، با عقیده به جاودانگی قوم و قیام ا پیوند خورد و اعتقاد به رستاخیز مردگان را پدید آورد. این نظریه با قرآن مجید تعارض دارد؛ زیرا از داستان برانگیخته شدن حضرت موسی (ع ) در اوایل سوره طه بروشنی می فهمیم که اعتقاد به رستاخیز در نخستین پیام او وجود داشته است .(10)


20- اعیاد یهود


یهود عیدهایی دارند از این قرار:
1. روز شنبه : در این روز افراد خانواده دسته جمعی غذا می خورند و طی آن ، بزرگ خانواده جام ی بر دست می گیرد و با خواندن دعا، آن را تبرک می کند و افراد خانواده از آن می خورند. تعطیل شنبه یکی از ده فرمان است ( وج 20:8-11).(11)
2. عید اول ماه : به عبری به آن روش حودش می گویند که به معنای آغاز ماه است .
3. سال هفتم یا سال انفکاک : طبق تورات هر هفت سال یک بار باید وامها را بخشید و کارهایی انسانی از قبیل آزاد بردگان ی و مانند آن انجام داد (تثنیه 15). نام عبری این سال شمیطا به معنای رها است .
4. سال یوبیل :این عید هر پنجاه سال یک بار می آید که اعمال انسانی و اخلاقی بسیاری در آن انجام می شود (لاویان باب 25).
5. عید فصح : در لغت به معنای چشم پوشی است که به مناسبت چشم پوشی خداوند از قتل نخست زادگان بنی در حین نزول این بلا به فرعونیان چنین نامی به آن داده شده است ). این عید هفت روز طول می کشد و آغاز آن چهاردهم ماه نیسان در فصل بهار است و مراسم آن در تورات ( وج باب 12) آمده است . این عید مهمترین عید است و یان نیز به خاطر تقارن آن با خاک سپاری حضرت عیسی (ع ) آن را گرامی می دارند. از دو سه قرن پیش تاکنون گاهی یهودیان متهم شده اند که یک کودک یا بزرگسال ی را کشته و از خون آنان در مراسم عید فصح استفاده کرده اند. کتابهایی نیز در این باب نوشته شده است .
6. عید هفته ها: این عید پنجاه روز پس از عید فصح به مناسبت گذشتن هفت هفته و آماده شدن محصول برگزار می شود. نام عبری آن شاووعوت یعنی هفته هاست .
7. عید اول سال : این عید که به عبری روش هشانا (راءس السنة ) نامیده می شود در اوایل مهر (اعتدال یفی ) قرار دارد. در آن روز به نشانه آمادگی برای ده روز ایام توبه بوق می نواختند. روز دهم اهمیت خاصی داشت و به آن یوم ها کیپور می گفتند.
8. یوم کیپور: یعنی روز کفاره ؛ این عید مهم در دهمین روز ماه تشری واقع است و آن را ((عاسور)) یعنی عاشورا می نامند. یهودیان از غروب روز قبل تا شبانگاه این روز، به منظور کفاره گناهان ، روزه می گیرند و از خوردن ، آشامیدن ، است و کار پرهیز می کنند و در کنیسه ها به عبادت و استغفار مشغول می شوند. در آن روز، یهودیان بنیادگرا لباس ویژه ای بر تن می کنند و از پوشیدن کفش چرمی خودداری می کنند.
9.عید سایبانها: در روز بیست و دوم ماه تشری به نشانه زندگی بنی در خیمه های تیه در عصر حضرت موسی (ع ) مدت یک هفته در خیمه زندگی می کنند نام این عید به زبان عبری سکوت یعنی سایبانهاست .
10. عید گشایش : در عبری حنوکا نامیده می شود؛ یادبود پیروزی یهود بر استعمارگران یونانی در سال 168 ق .م . است . در این روز معبد سلیمان به دست یهود از پلیدیها و های دشمن تطهیر شد.این عید یک هفته پس از عید سایبانهاست .
11. عید قرعه ها: در عبری پوریم نام دارد. این روز به مناسبت رفع خطر قتل عام یهودیان به توطئه هامان خشایارشا عید قرار داده شده است . شرح مفصل این ماجرا در کتاب استر در عهد عتیق آمده است . وجه تسمیه این روز آن است که هامان برای تعیین روز اعلام تصمیم خود به پادشاه قرعه کشیده بود. مزبور در ماه اسفند قرار دارد.


21- فرقه های یهودی


همه دینها پس از اندک زمانی فرقه های متعدد پیدا می کنند. مسائل اجتماعی و تنوع مشربها، فرقه ها را پدید می آورد. برخی از این فرقه ها نیرومند و برخی ناتوانند، همچنین فرقه هایی پرجمعیت و فرقه هایی کم جمعیت هستند.
فرقه های شناخته شده یهود پس از بازگشت از بابل پدید آمده اند و درباره فرقه های قدیمتر اطلاع چندانی در دست نیست .


1-21- فریسیان


کلمه فریسی در عبری به معنای عزلت طلب است . این لقب بر ج و امتیاز آنان دل دارد. این فرقه دو قرن قبل از میلاد پدید آمد و تاکنون هم اکثریت یهود از آن هستند. اصل این فرقه به فرقه حسیدیم (به معنای پارسایان ) بر می گردد. فرقه حسیدیم سه یا چهار قرن قبل از میلاد برای زدودن آثار بت پرستی و انحراف میان یهودیان پدید آمد. آنان در جنگهای مک ان شرکت داشتند و در راه دین جانبازی د و شهید شدند.
در قرن هجدهم نیز موج تازه ای به نام حسیدیم میان یهودیان شرق اروپا پیدا شد که از این حرکت الهام می گرفت .
فریسیان یک قرن قبل از میلاد از میان حسیدیم برخاستند. آنان از نظر فکری با صدوقیان تضاد و مخالفت روشنی داشتند. این فرقه خدا را از جسم و صفات جسمانی منزه می دانست . همچنین در مسائل مربوط به اراده آدمی راه میانه ای را پذیرفته بود و نیز رستاخیز مردگان و دادگاه عدل الهی را می پذیرفت و به عبادات از قبیل و غیره اهمیت می داد. فریسیان در جامعه یهود موقعیت خوبی به دست آوردند و اکثریت تابع آنان شدند.
فریسیان علاوه بر عهد عتیق که تورات مکتوب نامیده می شد، به تورات شفاهی نیز معتقد شدند. تورات شفاهی گفته های حکیمانه دانشمندان یهود است که به عقیده آنان نسل به نسل از زمان حضرت موسی (ع ) برای قوم یهود باقی مانده است . این گفته ها در فاصله قرن دوم تا پنجم میلادی ، در کت بسیار بزرگ به نام تلمود جمع آوری شده و زیربنای فکر و اعتقاد بنی قرار گرفته است . پس از این ، در باب آن سخن خواهیم گفت .
فریسیان دارالعلمهای مختلفی تشکیل دادند و اوقات خود را صرف مطالعه در دقایق تورات د و نکته های تازه ای به دست آوردند. به عقیده آنان در تورات حتی یک حرف کم یا زیاد یا بی مورد و فاقد معنا و مقصود نیست ، بلکه درون هر حرف و کلمه ای اسراری نهفته و رموزی ه است .
امور داخلی یهود در فاصله بازگشت از بابل تا دوم شهر قدس در دست حاخامهای فریسی و گاهی صدوقی بود. همچنین آنان با حضرت عیسی (ع ) بسیار مخالف بودند و برای تصلیب او تلاش د. نام فریسیان به تکرار، در اناجیل چهارگانه آمده است .


2-21- صدوقیان


نام این فرقه به صادوق بن اخیطوب که از طرف حضرت داوود (ع ) به کهانت منصوب شده بود، مربوط می شود (کتاب دوم سموئیل 8:17 و 15:24). این منصب در عصر حضرت سلیمان (ع ) نیز برای صادوق باقی ماند(کتاب اول پادشاهان 2:34). کاهنان بنی صادوق در کتاب حزقیال مورد تعریف و تمجید قرار گرفته اند و امانت داری آنان ستوده شده است (حزقیال 44:15).
صدوقیان به جای ، برای قربانی اهمیت ویژه ای قائل بودند. بسیاری از کاهنان هیکل سلیمان و حاخامهای سنهدرین از این فرقه برخاستند. روابط آنان با والیان رومی نیز خوب بود.
صدوقیان بر خود لازم می دیدند سنتهای گذشته را حفظ کنند و با تجدید نظر و تفسیر به راءی فریسیان و آداب و عادات آنان مخالفت می ورزیدند. آنان قائل به جسمانیت خدا بودند و می گفتند قربانی و هدایایی که در راه خدا می دهیم ، مانند چیزهایی است که به یک پادشاه یا حاکم بشری داده می شود. صدوقیان جاودانگی نفس و قیامت را انکار می د و می پنداشتند سزای نیکی و بدی در همین دنیا داده می شود و در مورد اراده انسانی به اختیار مطلق معتقد بودند.
صدوقیان مانند فریسیان با حضرت (ع ) مخالفت بودند و نام آنان به تکرار در اناجیل چهارگانه آمده است . پس از اورشلیم در سال 70 م . دیگر اثری از این فرقه باقی نماند.


3-21- سامریان


نام سامریان از منطقه ای به نام سامره می آید که در زمان تجزیه سرزمین فلسطین پس از حضرت سلیمان (ع ) ، مرکز کشور بود. این فرقه پس از بازگشت از اسیری بابل پدید آمد و برخی معتقدند که نژاد آنان ی نیست و احتمالا مخلوطی از ی و آشوری است .
این فرقه بسیار کوچک تنها پنج سفر تورات و کتاب یوشع را می پذیرد و 33 کتاب دیگر عهد عتیق را رد می کند. همچنین تورات این فرقه با تورات رایج اندکی اختلاف دارد و زبان سامری نیز با زبان عبری متفاوت است که البته این تفاوت اندک آن را از عبری بودن خارج نمی کند.
سامریها به قداست کوه جرزیم در شهر نابلس اعتقاد دارند و آن را قبله خود می دانند و می گویند قبله حضرت موسی (ع ) نیز همان بوده است ، ولی حضرت داوود (ع ) از پیش خود، مکان معبد سلیمان (مسجد اقصی ) را قبله معرفی کرده است .
این فرقه به مسائل مذهبی توجه مخصوصی دارد و مراسم ویژه ای انجام می دهد.


4-21- اسنیان


ریشه کلمه اسنی احتمالا به معنای شفا دهنده است ،به این معنا که آنان در شه شفای روان خود بوده اند. در وجه تسمیه این کلمه ،احتمالا دیگری (مانند تعمید دهنده ) نیز وجود دارد.
این گروه حدود دو قرن پیش از میلاد به وجود آمدند و با اب شدن اورشلیم ، آنان نیز مانند صدوقیان و بعضی فرقه های دیگر از بین رفتند و جز نامی از ایشان باقی نماند،تا اینکه نیم قرن پیش به سال 1947 ،برخی آثار مکتوب آنان همراه با نسخه هایی از عهد عتیق که تحریر کرده بودند، در غارهای فلسطین در کرانه بحرالمیت به دست آمد و مقداری از نقاط ابهام مربوط به اعتقادات و جامعه آنان حل شد.
اسنیان مالکیت فردی را قبول نداشتند و به ازدواج روی خوشی نشان نمی دادند. در روز چندین بار غسل می د و به این منظور حوضهای بزرگی ساخته بودند که در اکتشافات اخیر آنها را از زیر خاک بیرون آورده اند. هنگام طلوع فجر از خواب بر می خاستند و پس از عبادت تا ظهر به کار مشغول می شدند،سپس دست از کار می کشیدند و به طور دسته جمعی ناهار می خورند و همین طور شام آنان دسته جمعی بود.
روز شنبه به طور کلی از کار دست می کشیدند و عبارت و تفکر و مطالعه تورات می پرداختند.
گفته می شود قبله آنان خورشید بود، نه معبد سلیمان و ظاهرا آن را از میتراپرستان گرفته بودند.
سطح معلومات آنان در زمینه تفسیر و عرفان بالا بود و افرادشان نیز در حدود قرن اول میلادی 4000 نفر گزارش شده است که با در نظر گرفتن محدودیتهای عضوگیری در آن جامعه ، عددی بزرگ به نظر می آید.
به عقیده برخی دانشمندان ، افکار این فرقه زیر بنای یت فعلی گردید. حتی ممکن است اعضای این فرقه همگی ی شده باشند. گفته می شود یحیی بن زکریا (تعمید دهنده ) نیز از آنان بوده است . بیابان گردی آن حضرت به قول اناجیل (و نیز احادیث ی ) می تواند شاهدی بر این موضوع باشد.


5-21- قانویان


کلمه قانونی که در لغت به معنای غیور و متعصب است ، بر گروهی اطلاق می شد که با شدت تمام با استیلای رومیها بر فلسطین مخالفت می د. آنان معمولا خنجری در زیر لباس خود مخفی می د و در فرصت مناسب هواخواهان رومیان را از پای در می آوردند. بیگانگان آنان را از فرقه های دیگر مشخص می د و خطر آنان را جدی می گرفتند. چنین به نظر می رسد که این عده از نظر سایر اعتقادات خود با فریسیان تفاوتی نداشتند.


6-21- قارئون


قارئون از کلمه ((قراء)) در عربی و عبری می آید که در مقابل تفسیرهای تکلف آمیز فریسیان ، به قرائت کتب آسمانی اشاره دارد.
این فرقه که پس از ظهور پدید آمده است ، با تلمود (تورات شفاهی ) مخالفت می کند و بر معنای ظاهری تورات تعصب می ورزد و همواره با فریسیان درگیری داشته است . آنان در ابتدا یک ربانی یهودی به نام عنان بود که با ابوحنیفه معا داشت و اصطلاحات فقه ی را از وی آموخت . وی در عصر منصور دوانیقی در بغداد این فرقه را بنیاد نهاد. سپس فردی به نام بنیامین نهاوندی آن مکتب را در ایران آن روز ترویج کرد و تغییراتی در آن داد و نام قارئون (در عبری قرائیم یعنی قرائت کنندگان ) را به جای عنانیه بر آن نهاد.
در قرون گذشته اکثر قارئون در جهان زندگی می د. اکنون آنان در ، روسیه ، اوکراین و کشورهای دیگر به سر می برند. نام شبه جزیره کریمه (crimea) در اوکراین از عنوان فرقه قرائیم گرفته شده است . دانشمندان بزرگی از قارئون برخاسته اند که مباحث آنان در الهیات یهودی توجه محققان را به خود جلب کرده است . آنان در مباحث خود از اصطلاحات اصول فقه حنفی بهره می گیرند.


7-21- دونمه


نام فرقه دونمه به ترکی استانبولی به معنای مبدل شده است و در بعضی اوقات به آنان شبتین می گویند که به شبتای صبی مؤ سس گروهشان نسبت داده می شود.
نامبرده به سال 1626 در شهر ازمیر (غرب ترکیه ) به دنیا آمد و پس از مطالعه و بررسی الهیات و عرفان یهودی کم کم مدعی شد که ای یهود است و برای نجات آنان آمده است . برخی یهودیان اروپا و ترکیه و خاورمیانه دعوتش را پذیرفتند و گروه بی شماری نزد او گرد آمدند.
وی که خود را نخستین فرزند خدا می نامید، گفت در سال 1666 قیام خواهد کرد. وی قبل از رسیدن موعد مذکور به اورشلیم و قاهره رفت . در آن ایام یهودیان از خوشحالی به جشن و شادی پرداختند و شعار می دادند: ((زنده باد پادشاه )) و ((زنده باد سلطان صبی .))
شبتای صبی در سال 1666 به جای آنکه به اورشلیم مسافرت کند، به استانبول رفت و بلافاصله از طرف پادشاه عثمانی دستگیر شد و در روز 16 سپتامبر 1666 او را به حضور پادشاه آوردند و از او خواستند مسلمان شود. وی پس از پذیرفتن ، نام خود را به محمد افندی تغییر داد و با یک بانوی مسلمان ازدواج کرد.
وی همچنین بسیاری از پیروان خود را به پذیرش ترغیب نمود، ولی باز هم بسیاری از یهودیان او را ا می دانستند. آنان در توجیه این مساءله می گفتند که تنها شبحی از شبتای مسلمان شده و خود او برای یافتن ده قبیله گم شده بنی به آسمان رفته است و به زودی ظهور خواهد کرد. یکی از فعالان این مرام می گفت : همان گونه که موسی در کاخ فرعون پرورش یافت ، لازم بود که ا در کاخ سلطان عثمان بماند تا بتواند نفوس گم گشته را نیز نجات دهد.
شبتای صفت ایی خویش را نگه داشت و مجاز بود به عنوان تبلیغ میان یهودیان ، با آنان تماس بگیرد. وی فرقه ای پدید آورد که اعضای آن بی درنگ به رسم مسلمانان عمامه بر سر گذاشته ، پیرو آداب ی شدند و به بازگشت سریع شبتای به عنوان منجی حقیقی بنی امیدوار ماندند.
مرگ وی به سال 1676 اتفاق افتاد و برادرش اتباع او را دور خود جمع کرد. پس از آن ، اتباع این فرقه در ظاهر به سنن ی و در باطن به سنن یهودی عمل می د.
اکنون چند هزار نفر از آنان در ترکیه یافت می شوند.


 



مشاهده متن کامل ...
بنی صدر با چه حربه ای به دنبال دور زدن (ره) بود؟
درخواست حذف اطلاعات

بنی صدربا بروز اختلافات بین رئیس جمهور و نخست‌ ، پست نخست‌ ی در سال 1368 از قانون اساسی حذف شد و اختیارات رئیس‌جمهور در نظام ایران افزایش پیدا کرد.



به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:قانون اساسی یکی از مترقی‌ترین قوانین اساسی در دنیاست که در آذر ماه 1358 با رأی بیش از 99 درصد مردم ایران به تصویب رسید. در این قانون هیچ اصلی که بیان‌کنندة نحوه بازنگری در قانون اساسی باشد گنجانده نشده بود و از آنجا که پس از جنگ تحمیلی، احساس نیازی زیادی برای بازنگری در این قانون وجود داشت، به دستور حضرت (ره) شورایی برای بازنگری در برخی از اصول این قانون تشکیل شد. این شورا طی دو ماه از تاریخ اردیبهشت 68 تا 20 تیر 1368 در بخش‌هایی از قانون اساسی بازنگری کرد.



صدور فرمان بازنگری در قانون اساسی؛ اقدامی ضروری و استراتژیک در سطح برنامه ریزی و هدایت کلان نظام ایران بود که این مهم توسط (ره) تشخیص داده شده و فرمان انجام آن صادر شد. یکی از مواردی که حضرت در نامه به آیت الله خامنه‌ای،‌ رئیس جمهور وقت، اشاره کرده بودند، بحث «تمرکز در قوه مجریه» بود که این بحث در شورای بازنگری قانون اساسی به صورت مفصل مطرح شد و زمینه‌های مشکلات در قوه مجریه بررسی شد و در نهایت پست نخست‌وریزی حذف شد. در ادامه بیشتر درباره شرایط تاریخی که منجر به بازنگری در قوه مجریه شد، بحث می‌کنیم.



در قانون اساسی سال 58 ایران نظامی پارلمانی داشت یا ریاستی؟



در قانون اساسی اولیه ایران که در سال 1358 تصویب شد، نظام ایران بیشترین شباهت را به نظام نیمه ریاستی-نیمه پارلمانی داشت و سعی شده بود بین اختیارات پارلمان و قوه مجریه تعادلی برقرار شود. در آن نظام، قوه مجریه دارای دو رکنِ نخست‌ ی و رئیس‌جمهوری بود که رئیس‌جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شد، اما نخست‌ از سوی مجلس رای اعتماد می‌گرفت.



برخی تصور می‌کنند، به خاطر وجود پست نخست‌ ی در قبل از سال 68، نظام ، نظامی پارلمانی بوده است، اما باید توجه داشت که نظام پارلمانی نظامی است که رئیس قوه مجریه‌اش مستقیماً از سوی پارلمان انتخاب می‌شود، اما در نظام ایران تا پیش از اصلاح قانون اساسی در سال 68، رئیس‌جمهور (که رئیس قوه مجریه نیز محسوب می‌شود) با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شد.



از سوی دیگر، نظام تا قبل از سال 68، نظامی ریاستی نیز نبوده است، زیرا مجلس کنترل و نظارت زیادی بر ریاست جمهوری داشت و رئیس‌جمهور حق انحلال مجلس را نداشت که بتوان گفت این نظام ریاستی است. بعد از چند سال احساس شد این سیستم مشکلاتی را به وجود می‌آورد و تع تی بین اختیارات رئیس‌جمهور و نخست‌ وجود دارد که باعث اختلال در تصمیم‌گیری‌ها می‌شود.



اختلاف ت و مجلس بر سر انتخاب و معرفی نخست‌



پس از انتخاب حجت ال اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس شورای ی در 29 تیر 1359 و سوگند ابوالحسن بنی صدر در 31 تیر 1359 در مجلس،[1] مسئله معرفی و انتخاب نخست‌ در میان طیف­های مختلف آغاز شد. اولین شخصی که بنی صدر به عنوان نامزد نخست‌ ی اعلام کرد حجت ال سید احمد بود.[2]احتمالاً هدف بنی صدر از مطرح سید احمد برای مقام نخست‌ ی و نوشتن نامه به (ره) در این زمینه این بود که می­خواست از این طریق، که یک ترفند بود، ابتکار عمل را از مجلس بگیرد و مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهد، چون اگر (ره) این پیشنهاد را می­پذیرفت، مجلس نیز چاره‌­ای جز پذیرفتن نظر ایشان نداشت، اما برخورد (ره) به قدری قاطع بود که بنی صدر از پیشنهاد خود صرف نظر کرد. حضرت در جواب نامه بنی صدر نوشتند:



«بسمه تعالی



بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شوند. احمد خدمتگزار ملت است و در این مرحله با بهتر می­تواند خدمت کند.



والسلام علیکم



روح­‌الله ال ال »[3]





پس از سیداحمد ، ک دای مورد نظر حزب (جلال‌­الدین فارسی) مورد تأیید رئیس‌جمهوری و ک دای مورد نظر رئیس‌جمهوری (مصطفی میرسلیم) مورد تأیید مجلس قرار نگرفت و کار به بن­‌بست رسید، جهت جلوگیری از کشمکش میان بنی صدر و مجلس جمعی به منظور بررسی گزینه‌­های اصلی نخست‌ ی انتخاب شدند و پس از بررسی و مذاکرات پنهان و آشکار، هیئت منتخب بررسی صلاحیت نخست‌ ، نظر نهایی خود را مبنی بر انتخاب محمدعلی رجایی به عنوان نخست‌ واجد شرایط اعلام کرد.[4]



سر انجام، در روز شنبه 18 مرداد 1359 رجایی به عنوان نخست‌ به مجلس معرفی شد و بنی صدر ناچاراً وی را در 19 مرداد به مجلس برای اخذ رأی تمایل معرفی کرد. رأی­گیری در 20 مراد ماه 1359 صورت گرفت و رجایی با 153 رأی موافق، 24 رأی مخالف و 19 رأی ممتنع از مجلس رأی اعتماد گرفت.



حکم نخست‌ ی رجایی که به طرزی واضح نشانگر مخالفت جدی رئیس‌جمهور بود و به این شکل نگارش یافته بود: «با توجه به جریان گزینش شما و رأی تمایل نمایندگان محترم به سمت نخست‌ ایران منصوب می­شوید.»



عبارت مهم جریان گزینش شما که در ابتدای حکم انتصاب آمده است از همان آغاز از جانب مخالفان ت دستاویزی برای حمله و انتقاد شد و از سوی بنی صدر و طرفداران وی برای تخطئه و تضعیف ت مورد استفاده تبلیغاتی قرار گرفت. مخالفان با استناد به همین عبارت جنجال­های فراوان تبلیغاتی به راه انداختند تا به جامعه ثابت کنند که نخست‌ ی رجایی به بنی صدر تحمیل شده است. طی 10 ماهی که رجایی نخست‌ و بنی صدر رئیس‌جمهور بود درگیری و اختلافات زیادی بین این دو نفر به وجود آمد و باعث هر چه بحرانی­‌تر شدن وضع بحرانی کشور شد.



اختلاف (ره) و آیت الله خامنه­‌ای بر سر انتخاب میرحسین برای نخست‌ ی



آیت الله خامنه‌ای در سال 1364 با ب بیش از 85 درصد آرای کلیه شرکت کنندگان در انتخابات به عنوان چهارمین رئیس‌جمهور ایران برگزیده شدند. مهم­ترین مسئله جریان­های فکری و کشور پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مسئله تعیین نخست‌ بود. با توجه به جهت­‌گیری­‌های آیت الله خامنه‌ای در رقابت‌های انتخاباتی و سخنرانی‌های ایشان درباره سیاست‌های ت در دوره چهار سال اول ریاست جمهوری ایشان برداشت محافل این بود که به احتمال قوی در دوره چهارساله دوم ریاست جمهوری آیت الله خامنه‌ای، فرد دیگری غیر از آقای میرحسین ، نخست‌ خواهد شد.



از سوی دیگر، ظاهراً آیت الله خامنه‌ای قبل از انتخابات بنا نداشته‌اند که در انتخابات ک دا شوند، ولی طی ملاقاتی که با (ره) انجام می‌دهند، حضرت به ایشان جهت نامزد شدن در انتخابات تکلیف می‌کنند[5] و ایشان نیز درباره نخست‌ آینده اعلام می‌کنند که اگر مجدداً رئیس‌جمهور شوند، هر ی را که خودشان بخواهند به عنوان نخست‌ معرفی خواهند کرد و نیز مسئله مذکور را می‌پذیرند و به همین دلیل، ایشان پس از انتخابات در سخنرانی خود در مشهد و نیز در سخنرانی خود هنگام مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری نشانه‌هایی را مبنی بر تغییر نخست‌ بیان د.[6]





اما پس از انتخابات نظر حضرت تغییر کرد و تغییر نظر حضرت (ره)، مبنی بر مصلحت بودن معرفی مجدد آقای به عنوان نخست‌ ، آیت الله خامنه‌ای را در بن بست عجیبی قرار داد، چرا که ایشان از یک طرف احساس می‌کرد که از نظر شرعی و وظیفه به مصلحت کشور نیست را معرفی کند و از طرف دیگر نظر ، آقای بود. بنابراین، برای حضرت نامه‌ای نوشتند که اگر حضرتعالی تشخیص می‌دهید که باید را معرفی کنم، حکم کنید، شما هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم ی را که مصلحت نمی‌دانم نخست‌ کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد. حضرت عالی حکم کنید تا من ایشان را بگذارم. هم می‌فرمودند من حکم نمی‌کنم، من حرف خودم را می‌زنم.



برای حل مشکل مذکور آقای ناطق نوری به اتفاق آقایان مهدوی کنی، جنتی و یزدی به دیدار حضرت می‌روند تا از ایشان حکم معرفی آقای را به مجلس برای آیت الله خامنه‌ای بگیرند تا از این طریق وی به مجلس معرفی گردد. در پاسخ به این جمله آقای ناطق نوری که «آقای خامنه‌ای می‌گویند که اگر نظر شما آقای است، حکم کنید، من روز قیامت جواب شرعی ندارم، اما اگر ولی فقیه به من دستور دهد، حجت دارم» فرموده بودند که «من حکم نمی‌کنم، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر ... من به عنوان یک شهروند اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان خیانت به است.» پس از اینکه حضرت جمله فوق را اظهار می‌دارند آقایان ناطق نوری، مهدوی کنی، جنتی و یزدی به محل دفتر ریاست جمهوری رفته و به آیت الله خامنه‌ای اعلام می‌کنند که نظر حضرت در واقع «حکم» است و فقط لفظ حکم را ندارد و آیت الله خامنه‌ای نیز فرمودند که «برای من اتمام حجت شد.» و پس از این مسئله تصمیم گرفتند تا میرحسین را برای بار دوم به عنوان نخست‌ به مجلس شورای ی معرفی کنند.[7]



در همین زمان حضرت به صورت علنی نظر خود را در پاسخ به نامه 135 نفر از نمایندگان مجلس اعلام می­کنند و می­فرمایند: «اینجانب چون خود را موظف به اظهار نظر می‌دانم، به آقایانی که نظر خواسته‌اند، از آن جمله جناب حجت ال مهدوی کنی و بعضی آقایان دیگر، عرض آقای را شخص متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده کشور، ت ایشان را موفق می‌دانم و در حال حاضر تغییر آن را صلاح نمی‌دانم، ولی حق انتخاب با جناب آقای رئیس‌جمهور و مجلس شورای ی محترم است.»[8]



اختلاف رئیس‌جمهور و نخست‌ بر سر انتخاب وزرا



یکی از مهم­ترین اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی درباره مسئله انتخاب وزرا بود. شهید رجایی در اول شهریور 1359 اسامی ان پیشنهادی را خود را به بنی صدر تقدیم کرد و با او به بحث و تبادل نظر نشست. روز سوم شهریور بنی صدر طی نامه­ای که برای رجایی ارسال کرد اعلام داشت با انی که وی پیشنهاد کرده کاری ندارد، تنها وزرای دفاع و کشور به لحاظ حساسیت وضع کشور باید از تصویب وی بگذرد، اما باز هم در همان روز نظر خود را عوض کرده و طی نامه بلندی رجایی و همفکرانش را متهم به جوسازی برای گرفتن کشور از دست رئیس‌جمهور کرده و استقامت خود را لازم شمرد و از اینکه وی در مورد انتخاب ان با او م نکرده گلایه کرد. در این نامه بلند توهین­‌های زیادی به رجایی شد و بنی صدر او را فردی غیرمکتبی و بی­‌توجه به قانون اساسی خواند.[9]





بنی صدر برای حل این مشکل نامه­‌ای به (ره) نوشت و در آن به اختلافاتش با نخست‌ در مورد انتخاب ان اشاره کرد و نوشت که «معلوم شد که اعضای هیئت ان مثل خود نخست‌ "یتغیرند".» وی در پایانِ نامه از حضرت (ره) خواست که هر تصمیمی که صلاح می­داند اعلام کند، اما (ره) پاسخی همچون پاسخ قبلی­‌اش در مورد پیشنهاد نخست‌ ی سیداحمد داد:



«بسمه تعالی



اینجانب دخ در این امور نمی­کنم. موازین همان بود که کراراً گفته­ام و سفارش من آن است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدیر و مدبر و فعال انتخاب کنند.



والسلام علیکم



روح‌­الله ال ال »[10]



در نهایت و با وجود اختلافات این‌چنینی، پست نخست‌ ی در بازنگری قانون اساسی در سال 1368، حذف شد و اختیارات رئیس‌جمهور در نظام ایران افزایش پیدا کرد، چرا که مجموعه اختیارات قوه مجریه در دست رئیس‌جمهور متمرکز شد، اما سئوال اساسی این است که آیا با متمرکز شدن اختیارات و صلاحیت‌های قوه مجریه در دست رئیس‌جمهور، صلاحیت‌های پارلمان کاهش پیدا کرده است؟ پاسخ این سئوال منفی است. بله، اختیارات رئیس‌جمهور افزایش پیداکرده ولی اختیارات پارلمان نیز کاهش نیافته  و از سوی دیگر پاسخگویی رئیس جمهور در برابر مجلس نیز افزایش یافته است. بنابراین در قانون اساسی سال 68 در مقایسه با قانون اساسی سال 58، تفاوت بنیادینی از حیث ریاستی یا پارلمانی بودن نظام ایجاد نشده است.[11]







[1]. روابط عمومی نخست‌ ی، چگونگی انتخاب اولین نخست‌ جمهوری ایران و مکاتبات رجایی با بنی صدر، دفتر تحقیقات و انتشارات روابط عمومی نخست‌ ی، 1360، ص 11.




[2]. رو مه کیهان، 1/5/1359، ص 1.




[3]. ره، صحیفه ، ج 13، ص 56.




[4]. مشروح مذاکرات مجلس شورای ی، 20/5/1359 صص 15-24. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه مجلس شورای ی به آدرس:


http://archive.ical.ir/files/debate/ip/01/01-033.pdf




[5]. مرتضی میردار، خاطرات حجت ال و المسلمین ناطق نوری، تهران، مرکز اسناد انقلاب ی، جلد دوم، ص 73.




[6]. سایت مرکز اسناد انقلاب ی به آدرس:


http://www.irdc.ir/fa/content/6948/print.aspx




[7]. مرتضی میردار، خاطرات حجت ال و المسلمین ناطق نوری، صص 74-75.




[8]. (ره)، صحیفه ، ج 19، ص 391.




[9]. سجاد راعی، زندگی‌نامه شهید رجایی، صص 118.




[10]. (ره)، صحیفه ، همان، ج 13، ص 175.




[11]. http://www.khabaronline.ir/detail/100659/politics/parties





مشاهده متن کامل ...
خلافت امویان و عباسیان
درخواست حذف اطلاعات

مقاله خلافت امویان و عباسیان


پس از شهادت حضرت علی(‌ع )‌ در رمضان سال 40 هجری و خلافت کوتاه مدت حضرت حسن (‌ع‌)‌ و صلح او با معاویه، خلافت بر معاویه بن سفیان که از خاندن بنی امیه بود مسلم گردید. معاویه از سالهای پیش ، یعنی تقریبا از همان اوایل فتح شام و فلسطین از سوی عمر و بعد از سوی عثمان، والی دمشق بود. وی،‌ پایه های حکومت خود را در شام استوار ساخته بود. به همین سبب، توانست پس از قتل عثمان با حضرت علی (‌ع)‌ مخالفت کند و در برابر او بایستد. سرانجام، پس از جنگ صفین و ضعف قوای کوفه، حکومت خود را بر مصر نیز مسجل سازد. پس از آنکه معاویه به خلافت رسید، تحکیم اساس حکومت بنی امیه را آغاز کرد و  برای پسرش یزید، از بزرگان و اشراف به استثنای چندتن از جمله ، حسین بن علی (‌ع ) و عبداله بن زبیر بیعت گرفت. او در سیاست خارجی هم موفق بود و بر متصرفات مسلمانان در ولایتهای تابع ت بیزانس افزود. همچنین، نیروی دریای مهمی نیز در مدیترانه به بوجود آورد. معاویه با جلب افرادی مانند زیادبن ه و مغیره بن شعبه و عمرو عاص قدرت بنی امیه را در سرتاسر عالم ی بسط داد .  ر


اگر چه این بسط و استحکام به قیمت زی ا نهادن بسیاری از اصول ی، از جمله ارثی ساختن خلافت و تبدیل دستگاه خلافت به سلطنت و پادشاهی و تعیین مبلغان برای تحقیر و توهین خاندان حضرت رسول اکرم (‌ص)‌ و غیر آن تمام شد. معاویه در سال 60 هجری از دنیا رفت و خلافت پسرش یزید با کارهای خلافی، از قبیل قتل حسین بن علی ( ع ) و محاصره مکه آغاز شد ولی مدت زیادی به طول نینجامید و سرانجام یزید در سال 64 هجری در گذشت.   . پس از وی در نتیجه حوادثی خلافت بنی امیه به شاخه ” مروانیان ” انتقال یافت
 عبدالملک بن مروان پس از کشتن عبدالله بن زبیر، خلیفه مسلم و بلامنازع گردید . همچنین ، با مسلط ساختن مرد سفاک آهنینی مانند حجاج بن یوسف ثقفی، حکومت بنی امیه را استحکامی تازه بخشید. حکومت ی در زمان خلافت عبدالملک و ولیدبن عبدالملک، به منتهای وسعت خود رسید. “قتیبه بن مسلم باهلی”‌ حجاج، بلاد شمالی اسان و خوارزم و ماوراءالنهر و سغد را که مرکز آن سمرقند بود فتح کرد و تا های کاشغر پیش رفت. همچنین، در زمان حجاج ای سند هم فتح شد. در جانب مغرب، مسلمانان تا سواحل اقیانوس اطلس پیش رفتند و اندلس (‌جنوب اسپانیا )‌ را متصرف شدند. طی خلافت نود ساله بنی امیه، اوضاع اجتماعی ایران دگرگون شد و اکثریت عظیم ایرانیان، دین را پذیرفتند. اما، ایرانیان تحقیر و توهین ان عرب را که از خود حکام بنی امیه الهام می گرفتند تحمل ن د. مردم اسان با استفاده از خصومت میان قبایل عرب حاکم بر اسان و ماورالنهر، جانب داعیان و مبلغان بنی عباس را گرفتند. بنی عباس به سبب خویشاوندوی نزدیکتر با حضرت رسول اکرم (‌ص )‌ خود را برای خلافت و حکومت شایسته تر می دیدند. در این راستا، ابومسلم ایرانی توانست با حمایت ایرانیان و قبایل عرب مخالف، حکومت بنی امیه را سرنگون سازد و عباسیان را به قدرت برساند. بنی امیه در زمان حکومت عبدالملک و ولید و هشام ، تنها در اثر توفیق در فتوحات شرق و غرب و سیاست داخلی مبنی بر فشار بسیار زیاد بر طبقات مردم، توانستند به حکومت خودادامه دهند. فشار حکام و والیان تعیین شده از سوی آنان، مردم عراق و ایران را ناراضی ساخت. همچنین، بی اعتنایی بعضی از آنان به اصول دین موجبات ناخشنودی اهل دین و تقوا را فراهم آورد. سیاست مالی و اداری آنان نیز در سرزمینهای مفتوح و مغلوب موفق نبود. مهمتر آنکه طرفداری آنان از عصبیت عربی و تحقیر ملل مغلوب که همه را موالی (‌یعنی بندگان)خود می دانستند، به تدریج مایه های عصیان و قیام را به خصوص در ایران و اسان فراهم ساخت. سال 132 هجری، پایان حکومت نود ساله بنی امیه و آغاز حکومت بنی عباس است. از این سال، خلافت و قدرت شرعی و صوری ایشان در حدود پانصد سال ادامه یافت. لازم به ذکر است که قدرت واقعی ایشان، گاهی به حدود عراق و بین النهرین محدود می شد و حتی، گاهی در خود بغداد نیز از قدرت و اعتبار محروم بودند .  ر


اگر چه منصور – خلیفه دوم عباسی – با قتل ” ابو مسلم اسانی ” ناسپاسی خود را به این بزرگ ظاهر ساخت، ولی برای استوار ساختن قدرت خود از این کار ناگزیر بود. با قتل ابومسلم، نه تنها نفوذ ایرانیان که آغاز شده بود از میان نرفت، بلکه با ورود دبیران و ان ایرانی در دستگاه خلافت عباسی، نفوذ فرهنگی و ایرانیان گسترش بیشتری نیز یافت. قتل برمکیان هم که از خاندان اصیل ایرانی بودند، نتوانست جلو آن نفوذ را بگیرد درقرن سوم هجری، عنصر مهم دیگری وارد حکومت ی شد. آن عنصر مهم، ترکان بودند که به صورت غلامان جنگی در دستگاه حکومتی وارد شدند و به تدریج، قدرت نظامی را از قوم غالب عرب گرفتند.  این نفوذ تا بدان جا ادامه یافت که عزل و نصب خلفا هم به دست آنان انجام می گرفت و هیچ خلیفه ای بی رضایت ایشان، نمی توانست کاری د .  ر


این قدرت غلامان ترک در قرن چهارم متوقف شد و قدرت و نظامی به دست “دیلمیان” که ایرانی بودند افتاد. با آمدن سلجوقیان، قدرت نظامی و ترکان در عالم ی، به طور قطع مسلم و مسجل گردید. در این زمان، ایرانیان به اداره امور مالی و دیوانی دستگاههای حکومتی پرداختند. اما، ‌فرهنگ نوپا و نوبنیاد ی به صورت عمده در دست ایرانیان بود. اگر چه ماده اصلی آن،‌ قرآن و حدیث و زبان عربی و ماده مهم فکری آن یونانی بود. اما پرچمداران این فرهنگ در همه شاخه ها ایرانیان بودند. ایرانیان با اتکاء به  فرهنگ قدیم و با اتکاء به گذشته نیرومند ، ملیت خود را در داخل حکومت ی حفظ د. ایشان بر خلاف ملل مغلوب دیگر ، نه تنها در ملیت عرب مستهلک نشدند، بلکه ادبیات ملی بسیار غنی خود . را نیز به وجود آوردند .


 


ویژگی های فتنه بنی امیه از نظر علی علیه السلام


در نهج البلاغه  علی علیه السلام خطبه ای دارد که اول آن راجع به خوارج است که در اوا عمرشان انشاء کرده اند. می فرمایند: «فانا فقات عین الفتنه»؛ من بودم که چشم فتنه را در آوردم (مقصود داستان خوارج است)، یک مرتبه در وسط کلام گریز می زنند به بنی امیه: «الا و ان اخوف الفتن عندی علیکم، فتنه بنی امیه فانها فتنه عمیاء مظلمه»؛ ولی فتنه و داستان خوارج آنقدر خطر بزرگی نیست، یعنی بزرگ است اما از آن بزرگتر و خطرناکتر، فتنه بنی امیه است. (نهج البلاغه، خطبه 93)
 درباره فتنه بنی امیه ایشان کلمات زیادی دارند. یکی از خصوصیاتی که علی علیه السلام برای بنی امیه ذکر می کند این است که می گوید مساوات ی به دست اینها بکلی پایمال خواهد شد و آنچه که آورده بود که مردم همه برابر یکدیگر هستند دیگر در دوره بنی امیه وجود نخواهد داشت.
مردم تقسیم خواهند شد به آقا و بنده و شما (مردم)، بنده آنها در عمل خواهید بود. در جمله ای چنین می فرماید: «حتی لا ی انتصار احدکم منهم الا کانتصار العبد من ربه»؛ که خلاصه اش این است که برخورد شما با اینها شبیه برخورد یک بنده با آقا خواهد بود، آنها همه آقا خواهند بود و شما حکم برده و بنده را خواهید داشت، که در این زمینه مطلب خیلی زیاد است. (نهج البلاغه خطبه 93)


دوم چیزی که باز در کلمات المؤمنین، در پیش بینی های ایشان آمده است که بعد رخ داد، سر به نیست شدن، به اصطلاح روشنفکران بعد از ایشان است. تعبیر حضرت چنین است: «عمت خطتها و خصت بلیتها»؛ این بلیه ای است که همه جا را می گیرد ولی گرفتاریهایش اختصاص به یک طبقه معین پیدا می کند. (همان مأخذ) تعبیر حضرت تعبیر بسیار عالی و خوبی است.
این طور می فرمایند: «و اصاب البلاء من ابصر فیها، و اخطا البلاء من عمی عنها»؛ هر که بصیرتی داشته باشد و به قول امروز روشنفکر باشد، هر که فهم و درکی داشته باشد، این بلا و فتنه، او را می گیرد. زیرا نمی خواهند آدم چیز فهمی وجود داشته باشد. (همان مأخذ)



مشاهده متن کامل ...
نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95 +
درخواست حذف اطلاعات

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان
شنبه 9 بهمن 95

بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان - لیگ برتر 95

گلهای بازی نفت تهران و استقلال خوزستان - لیگ برتر -
شنبه 9 بهمن 95

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95

دیدار دو تیم نفت تهران و استقلال خوزستان - هفته نوزدهم لیگ برتر


تاریخ برگزاری بازی:

شنبه 9 بهمن 95 - ساعت 16:50

پاتوق 95

نتیجه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 9 بهمن 95 , خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 9 بهمن 95 , گلهای بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95 , نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن95 , خلاصه بازی های لیگ برتر فوتبال بهمن 95 , بازی های لیگ برتر فوتبال 95 , خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان , نتیجه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 95 , خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 9 بهمن 95 , گلهای بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 9 بهمن 95 , خلاصه بازی های لیگ برتر 95 , نتیجه بازی های لیگ برتر 95 , بازی لیگ برتر , نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان , خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان



نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95

nayab95.rozblog.com/.../-نتیجه-و-خلاصه-بازی-نفت-تهران-و-است...
translate this page
jan 28, 2017 - خلاصه بازی استقلال خوزستان 4-4 استقلال تهران. ... به این میگن یه بازی خوب نه این که ترکیب دفاعی بچینی بعدش نتیجه بگیری آقای قلعه نویی ...

خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95 - رزبلاگ

kingofweb02.rozblog.com/.../خلاصه-بازی-نفت-تهران-و-استقلال-...
translate this page
1 day ago - خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95 1 . استقلال ... نتیجه بازی استقلال و نفت تهران 30 آذر 95 گلهای امروز و خلاصه

استقلال خوزستان :: ورزش سه

www.varzesh3.com/team/استقلال-خوزستان
translate this page
اخبار، بازی ها، برنامه بازی ها و ویدیوهای تیم استقلال خوزستان. ... استقلال خوزستان. 1. ان. 1. لیگ برتر جام خلیج فارس. 1395/11/09. نفت تهران. استقلال خوزستان.

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95

nayab95.rzb.shahreweblog.ir/post549118.html
translate this page
jan 28, 2017 - خلاصه بازی استقلال خوزستان 4-4 استقلال تهران. ... به این میگن یه بازی خوب نه این که ترکیب دفاعی بچینی بعدش نتیجه بگیری آقای قلعه نویی ...

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال 30 آذر 95 :: ...

golchin96.blog.ir/.../نتیجه-و-خلاصه-بازی-نفت-تهران-و-استقلال-...
translate this page
dec 18, 2016 - نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال سه شنبه 30 آذر 95 بازی نفت تهران و استقلال سه شنبه 30 آذر 95 نتیجه و خلاصه ... نتیجه بازی استقلال خوزستان و تراکتورسازی 23 دی 95 .... خلاصه بازی استقلال و ذوب آهن جام حذفی روز سه شنبه 1 بهمن 92 + . ... برنامه-کامل-لیگ-برتر-95-96-فصل-شانزدهم-زمان-دربی-95-9.

خلاصه بازی نفت تهران استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95 | جستجو | پاپ ...

www.hastiblog.tk/.../خلاصه+بازی+نفت+تهران+و+استقلال+خوزستا...
translate this page
jan 28, 2017 - نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستانشنبه 9 بهمن 95 بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95 نتیجه و خلاصه بازی نفت ...

نتیجه و خلاصه بازی استقلال خوزستان و ان دوشنبه 4 بهمن 95

golchin96.rzb.web.tabligh.bid/post19305.html
translate this page
اخبار، بازی ها، برنامه بازی ها و ویدیوهای تیم استقلال خوزستان. ... 1395/11/04. استقلال خوزستان. ان. لیگ برتر جام خلیج فارس. 1395/11/09. نفت تهران. استقلال .

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان شنبه 9 بهمن 95

patogh95.ir/.../نتیجه-و-خلاصه-بازی-نفت-تهران-و-استقلال-خوزس...
translate this page
jan 28, 2017 - نتیجه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 9 بهمن 95 , خلاصه بازی نفت تهران و استقلال خوزستان 9 بهمن 95 , گلهای بازی نفت تهران و ...

نتیجه و خلاصه بازی امروز فولاد خوزستان و پرسپولیس 29 دی 95

baztabonline.net/news/18052
translate this page
نتیجه و خلاصه بازی امروز پرسپولیس گسترش فولاد شنبه 16/5/95 . ..... نتیجه بازی بپرسپولیس استقلال خوزستان 29 مهر 95 نتیجه و خلاصه بازی فولاد و پرسپولیس چهارشنبه 29 دی ... نتیجه-و-خلاصه-بازی-فولاد-و-پرسپولیس-چهارشنبه-29-دی-9. ... ۱۷ ساعت پیش - نتیجه بازی امروز استقلال تهران و نفت 23 دی 95 گلها و خلاصه.

نتیجه و خلاصه بازی صنعت نفت آبادان و استقلال یکشنبه 3 بهمن 95

kamyab95-rzb.soghady.ir/page-604879.html
translate this page
5 days ago - نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و تراکتورسازی یکشنبه 5 دی 95 + بازی. .... صنعت نفت آبادان. استقلال. لیگ برتر جام خلیج فارس. 1395/11/09 . .... بهمن 95 , گلهای بازی استقلال خوزستان و ان یکشنبه 4 بهمن 95 , نتیجه و خلاصه ...

ویدیو ورزش سه | خلاصه بازی استقلال خوزستان 2-2 نفت تهران

video.varzesh3.com/.../خلاصه-بازی-استقلال-خوزستان-2-2-نفت-ت...
translate this page
خلاصه بازی استقلال خوزستان 2-2 نفت تهران | هفته 4 لیگ برتر فصل 96-95. ... حیف شد، ولی فکر کنم استقلال خوزستان بتونه بازم بهتر از اینها نتیجه بگیره و نیم ...

استقلال خوزستان :: ورزش سه

www.varzesh3.com/team/استقلال-خوزستان
translate this page
اخبار، بازی ها، برنامه بازی ها و ویدیوهای تیم استقلال خوزستان. ... 1. لیگ برتر جام خلیج فارس. 1395/05/21. استقلال خوزستان. 2. نفت تهران. 2. لیگ برتر جام خلیج ...

نفت تهران :: ورزش سه

www.varzesh3.com/team/نفت-تهران
translate this page
اخبار، بازی ها، برنامه بازی ها و ویدیوهای تیم نفت تهران. ... 0. لیگ برتر جام خلیج فارس. 1395/05/21. استقلال خوزستان. 2. نفت تهران. 2. لیگ برتر جام خلیج فارس. 1395/06/19 .... خلاصه بازی ان 2-1 نفت تهران (درخشش مهرداد محمدی) · اضطراب زیاد ...

ویدیو ورزش سه | خلاصه بازی استقلال خوزستان 0-0 نفت تهران

video.varzesh3.com/.../خلاصه-بازی-استقلال-خوزستان-0-0-نفت-ت...
translate this page
خلاصه بازی استقلال خوزستان 0-0 نفت تهران | هفته بیست و ششم لیگ برتر خلیج فارس فصل ... با این نتیجه احتمال زیاد بازیه پرسپولیس و استقلال مساوی میشه.

90tv.ir | وبسایت رسمی برنامه ۹۰ - خلاصه بازی: استقلال خوزستان 2-2 ...

90tv.ir/video/.../خلاصه-بازی-استقلال-خوزستان-2-2-نفت-تهران
translate this page
خلاصه بازی: استقلال خوزستان 2-2 نفت تهران. ... مهدی ۲۳:۵۰ ۲۱.مرداد.۱۳۹۵. ماشاالله به نفت با این جوناش … واقعا یکی از مربیایی که به جونا اعتقاد زیادی داره. ۱۱

نتیجه بازی استقلال و نفت تهران 23 دی 95 + - نمناک

namnak.com/استقلال-و-نفت.p42575
translate this page
rating: 3.2 - ‎22 reviews
jan 12, 2017 - نتیجه بازی استقلال و نفت تهران امروز پنجشنبه 23 دی ماه 1395 از هفته ... را به همراه خلاصه بازی و ترکیب دو تیم در سایت نمناک مشاهده می کنید.

نتیجه بازی استقلال و استقلال خوزستان 28 دی 95 + - نمناک

namnak.com/استقلال-و-استقلال-خوزستان.p42847
translate this page
rating: 4.1 - ‎17 reviews
jan 17, 2017 - استقلال و استقلال خوزستان و خلاصه بازی استقلال و استقلال خوزستان و ترکیب استقلال مقابل ... ترکیب استقلال تهران و استقلال خوزستان.

گل ها و حواشی بازی نفت تهران 1-1 استقلال خوزستان | طرفداری

https://www.tarafdari.com/.../گل ها-و-حواشی-بازی-نفت-تهران-1-1-ا...
translate this page
گل ها و حواشی بازی نفت تهران 1-1 استقلال خوزستان. vote. 00 · تصویر سرویس ویدیو 2 سرویس ... مطالب مرتبط. مصاحبه حسن بیت سعید-استقلال-استقلال خوزستان ...

نتیجه بازی استقلال و استقلال خوزستان 28 دی 95 امروز | گلها و خلاصه ...

newclip.blog.ir/.../نتیجه-بازی-استقلال-و-استقلال-خوزستان-28-د...
translate this page
jan 17, 2017 - نتیجه بازی استقلال و استقلال خوزستان 28 دی 95 امروز | گلها و خلاصه ... است که نسبت به بازی با نفت تهران، در ترکیب استقلال حضور ندارد.

نتیجه و خلاصه بازی نفت تهران و استقلال 23 دی 95 +

nayab95-rzb.data6.ir/page-475650.html
translate this page
jan 12, 2017 - 3 hours ago - نتیجه بازی استقلال خوزستان و تراکتورسازی 23 دی 95 , خلاصه بازی استقلال ... نتیجه بازی استقلال و تراکتورسازی 19 آذر ...



مشاهده متن کامل ...
سفر استاندار خوزستان با قطار گردشگری خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان روز پنجشنبه به همراه جمعی از مدیران استان و رسانه های گروهی خوزستان با قطار گردشگری استان از مقصد اهواز به سمت تنگ ۵ و شهرستان مشک سفر کرد.

              

۱۳۹۶-۰۱-۱۱ ۱۱:۴۷



مشاهده متن کامل ...
مداحی شب اول محرم 96 مجید بنی فاطمه
درخواست حذف اطلاعات

مداحی شب اول محرم 96 مجید بنی فاطمه

 مداحی شب اول محرم 96 مجید بنی فاطمه

مراسم شب اول محرم 96

با مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه آماده دریافت شد.

بخش اول مداحی شب اول محرم 96 سید مجید بنی فاطمه

بخش اول مداحی شب دوم محرم 96 سید مجید بنی فاطمه

بخش اول مداحی شب سوم محرم 96 سید مجید بنی فاطمه

بخش اول مداحی شب چهارم محرم 96 سید مجید بنی فاطمه

بخش اول مداحی شب پنجم محرم 96 سید مجید بنی فاطمه

برای اینجا کلیک کنید

مداحی شب اول محرم 96 سید مجید بنی فاطمه | یک نت | محرم 96 | مداحی ...

www.yeknet.ir/node/.../مداحی-شب-اول-محرم-96-سید-مجید-بنی-فاطمه
4 days ago - محمود کریمی,حاج محمود کریمی,شب اول محرم محمود کریمی,محمود کریمی محرم 96,شب اول محرم 96 محمود کریمی,مداحی جدید محمود کریمی,نوحه جدید محمود کریمی ...

مداحی شب اول محرم 96 سید مجید بنی فاطمه | یک نت | محرم 96 | مداحی ...

yeknet.ir/node/754798/مداحی-شب-اول-محرم-96-سید-مجید-بنی-فاطمه
3 days ago - سید مجید بنی فاطمه,بنی فاطمه,شب اول محرم بنی فاطمه,بنی فاطمه,محرم 96,شب اول محرم 96 بنی فاطمه,مداحی جدید بنی فاطمه,نوحه جدید بنی فاطمه,مداحی محرم ...

مراسم شب اول محرم 95 سیدمجید بنی فاطمه | یک نت | محرم 96 | ...

www.yeknet.ir/.../ -مراسم-شب-اول-محرم-95-سیدمجید-بنی-فاطم...
oct 3, 2016 - مجید بنی فاطمه ,محرم 95 بنی فاطمه,شب اول محرم بنی فاطمه,مداحی بنی فاطمه,نوحه بنی فاطمه,مداحی جدید بنی فاطمه, زنی بنی فاطمه,شب اول محرم 95 ...
لهوف ، پایگاه اطلاع رسانی هیات ریحانة الحسین (س) ، سید مجید بنی فاطمه. ... بسم الله الرحمن الرحیم و فدیناه بذبح عظیم - مراسم عزاداری شب دوم محرم ١٣٩٤ · با حجم ...
you visited this page.
مداحی جدید 96 - مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه شب اول محرم 1395 - مداحی کریمی,مداحی کریمی, مداحی محرم,مداحی جدید ,مداحی جدید,مداحی محمود ...
مداحی جدید 96 - مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه شب اول محرم 94 - مداحی کریمی,مداحی کریمی, مداحی محرم,مداحی جدید ,مداحی جدید,مداحی محمود کریمی ...

مداحی سید مجید بنی فاطمه محرم 95 - پاپ موزیک

pop- .ir/ -مداحی-سید-مجید-بنی-فاطمه-محرم-95
oct 12, 2016 - ... بنی فاطمه شب دوم محرم ۹۵. کل مراسم شب دوم


مشاهده متن کامل ...
نفس تنگی خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

پدیده گرد و غبار از صبح امروز هشتم بهمن، با وزش باد تند در نقاط مختلف خوزستان، مردم را خانه نشین کرد. شدت باد و گرد و غبار امروز به حدی بود که برق برخی مناطق استان قطع شد و همچنین تعدادی از درختان نیز بر اساس سرعت بالای باد از جا کنده شدند. بنا به اعلام سازمان هواشناسی پدیده گرد و غبار امروز منشا خارجی ندارد و کانون آن داخلی است. برخی منابع رسمی هم خبر داده اند که میزان گردوغبار در اهواز 66 برابر حد مجاز است.
ع : دانیال خ
1395/11/08 - 15:59
دریافت کل گزارش تصویری
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان
نفس تنگی خوزستان


مشاهده متن کامل ...
آقای ! خود شکن، آیینه ش تن خطاست
درخواست حذف اطلاعات
اما برخلاف آنچه هواداران و اهل فتنه برداشت کرده‌اند؛ مقایسه‌ی و بنی‌صدر توسط ی؛ نه تلاشی از جنس اقدامات هاشمی‌ برای «بنی‌صدر‌سازی»؛ بلکه اتفاقا هشداری برای جلوگیری از این اتفاق است. سیره ی نشان داده«دوقطبی‌سازی جامعه» و «مردم را در برابر هم قراردادن» یکی از خط‌قرمزهای ایشان است و در چندین سخنرانی هم این مساله را از بزرگترین آسیبها و خطرات فتنه88 بیان کرده‌اند.

اما برخلاف آنچه هواداران و اهل فتنه برداشت کرده‌اند؛ مقایسه‌ی و بنی‌صدر توسط ی؛ نه تلاشی از جنس اقدامات هاشمی‌ برای «بنی‌صدر‌سازی»؛ بلکه اتفاقا هشداری برای جلوگیری از این اتفاق است. سیره ی نشان داده«دوقطبی‌سازی جامعه» و «مردم را در برابر هم قراردادن» یکی از خط‌قرمزهای ایشان است و در چندین سخنرانی هم این مساله را از بزرگترین آسیبها و خطرات فتنه88 بیان کرده‌اند.



به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز:یکی از ویژگی‌های شخصی هاشمی‌ خط‌شکن بودن بود. با وجود آن‌که سابقه و عمر ‌اش چندین برابر احمدی‌نژاد بود، شخصا جواب حرفهای او را می‌داد و از اعتبارش برای زدن او هزینه می‌کرد. او دوسه سال آ ت احمدی‌نژاد فاز «ی ان‌سازی احمدی‌نژاد و بنی‌صدر» را رسما کلید زد. در سخنرانی‌های متعددش احمدی‌نژاد به بنی‌صدر تشبیه می‌شد.گاهی «ضد ت» بودن بنی‌صدر را با احمدی‌نژاد مقایسه می‌کرد؛ گاهی میگفت «او همه را به جان هم انداخت»، گاهی از «غرور» و گاهی از «لجاجت» بنی‌صدر سخن می‌گفت و همه ی اینها را  به رییس‌جمهور مستقر منتسب می‌کرد. رسانه‌های زنجیره‌ای هم با آب و تاب ، تیترش می‌ د.

 

برای هاشمی و فتنه‌گران، بهترین ح آن بود که رئیس‌جمهوری که از او نفرت دارند، هرچه بیشتر به بنی‌صدر شبیه شود و حتی بدتر از بنی‌صدر شود. قرار بود رقیب، له شود.

 

حالا چندسال پس از آن روزها و در ایامی که بر سر کار است، ی پس از بارها هشدار به او درباره طعنه و کنایه های تند و تیزش به منتقدان و مخالفانش؛ او را از افتادن در مسیر غلطِ بنی‌صدر-یعنی دوقطبی‌سازی جامعه- پرهیز می‌دهد. حقیقت آن است که شخص از ابتدای روی کار آمدن تش در سال 92 بر دوقطبی‌سازی جامعه اصرار داشت. او و هاشمی در سالهای 92 و 93 آنقدر بر آتش تنور دوقطبی «افراطی-اعتدالی» دمیدند و به این بهانه به جریان ارزشی هتاکی د که ی صریحا نسبت به آن هشدار دادند و این کار را غلط شمردند. القاب «عصر حجری، کم سواد، بی‌شناسنامه و امثالهم» هم نتیجه تداوم همین رویه او در سالهای اخیر بود. پس از پیروزی در انتخابات اخی هم حملات او به مخالفانش بیشتر شد. 

 

در این بین هواداران ت کوشیدند همه تقصیر را گردن ی بیندازند که اساسا چرا پای بنی‌صدر را به میان کشیده و را با او مقایسه کرده است. تاج‌زاده در توییتی با کنایه به ایشان نوشت «بدترین دوقطبی ممکن، تلاش برای بنی‌صدرسازی است». بی‌بی‌سی و حامیان آنورِ آبیِ ت هم ماجرا را نه از حملات به منتقدان، بلکه از سخنرانیِ ی تحلیل د و همین خط رسانه‌ای را پی گرفتند.

 

اما برخلاف آنچه هواداران و اهل فتنه برداشت کرده‌اند؛ مقایسه‌ی و بنی‌صدر توسط ی؛ نه تلاشی از جنس اقدامات هاشمی‌ برای «بنی‌صدر‌سازی»؛ بلکه اتفاقا هشداری برای جلوگیری از این اتفاق است. سیره ی نشان داده«دوقطبی‌سازی جامعه» و «مردم را در برابر هم قراردادن» یکی از خط‌قرمزهای ایشان است و در چندین سخنرانی هم این مساله را از بزرگترین آسیبها و خطرات فتنه88 بیان کرده‌اند. 

 

ی هم روحیه‌خط شکنی دارد، اما نه مثل هاشمی و برای زدن رقیبِ خود، بلکه برای حفظ وحدت جامعه. به همین خاطر است اگر می‌بیند واقعا دارد در میدان سیاست از «روشهای بنی‌صدری» استفاده می‌کند صریحا به او هشدار می‌دهد. لکن هشداری «علاج‌جویانه»، نه  طعنه‌ای«کینه توزانه» از جنس طعنه‌های هاشمی. بر خلاف سیره هاشمی و اهل فتنه؛ ی در پی «بنی‌صدر » رئیس‌جمهور مستقر نیست، بلکه می‌کوشد او را از «بنی‌صدر شدن» نجات دهد.

 آینه چون عیبِ تو بنمود راست     خودشکن آیینه ش تن خطاست



مشاهده متن کامل ...
حضور شاعران تشان در ششمین جشنواره ی استانی شعر دفاع مقدس خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

حضور شاعران تشان در ششمین

جشنواره ی استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ششمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان(ترنم مهتاب)، امروز پنج شنبه ۱۸ دی با معرفی برگزیدگان جشنواره در بخش های مختلف به کار خود پایان داد.

آیین پایانی (اختتامیه) ششمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با عنوان «ترنم مهتاب» پنج شنبه ی گذشته، 18 دی در تالار مهتاب کتابخانه مرکزی خوزستان برگزار شد.

من در این جشنواره، مدیر اجرایی بودم و یک هفته ای از تاب و توان مان صرف برگزاری این همایش بزرگ و باشکوه شد. از چهار ماه پیش دست به مقدمات آن شدیم و خدا کمک کرد و کار خوبی انجام شد.

اگر چه درس و مشق و گرفتاری ها اجازه نمی داد ولی رفت و آمدهای بین شهری از چهار ماه پیش برای برگزاری این جشنواره برای من طاقت فرسا و البته لذت بخش بود چرا که کار برای شهیدان میهن و بزرگوارانی بود که رفتند تا ما بمانیم و دور هم بنشینیم و شعر بخوانیم و شاد باشیم احساس امنیت و البته آن ها را فراموش کنیم. هدف اصلی این جشنواره با هدف فراموش ن یاد و نام آن عزیزان بود.

از امتیازات این جشنواره، حضور چهره های تازه و معرفی آن به فضای ادبی و هنری کشور بود. شماری از این چهره ها، شاعران عزیز شهر تشان بودند که به خوبی درخشیدند و شعرخوانی د و افتخار آف د.

حضور شاعرانی مانند اکرم شجاع زاده صاحب کتاب "شاعر در امتداد هزاره ی چندم"، سید حمداله شریف خوی شاعر صمیمی و دوست داشتنی، یاسر شجاعی شاعر جوان و خوش ذوق، ع شجاع زاده شاعر جوان و پرانرژی، احترام طیّب شاعر رباعی سرا و سپیدسرا، آقای حسن زاده، نازنین شجاعی زاده و دو تن از شاعران پیش وت بهبهان(حاج بشر تجلی و خیراله محمدیان) چشمگیر و قابل توجه بود. البته احترام طیّب فقط در کتاب جشنواره حضور داشت و درگیر پریا کوچولو بود.

در ادامه، تصاویری از این جشنواره و حضور شاعران خوب بهبهان و تشان را به همراه شاعران خوب و گرانقدر دیگر در این جشنواره می بینیم.

کت نیز با عنوان «عطر نام تو در دهان باد» حاوی اشعار شاعران شرکت کننده در جشنواره همزمان با برگزاری جشنواره چاپ و منتشر شد که از پنج تن از شاعران تشان(اکرم و ع شجاع زاده، سیدحمداله شریف خوی، احترام طیّب و یاسر شجاعی) شش شعر در این کتاب به چاپ ریبده است. ضمن سپاس ویژه از تلاش شهردار محترم تشان جناب آقای نصیریان و اعضای محترم شورای شهر تشان که مقدمات رفت و آمد شاعران تشان را به این جشنواره مهیا د. دست مریزاد.

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ردیف پشت از راست:

سعید حسن زاده ـ سیدحمداله شریف خوی ـ محمود طیّب ـ بشیر تجلی ـ سید لطف اله ناصری ـ خیراله محمدیان(سه نفر آ از شاعران خوب بهبهان)

ردیف جلو از راست:

یاسر شجاعی ـ اکرم شجاع زاده ـ ع شجاع زاده ـ نازنین شجاعی زاده ـ ستاره عرفانی راد

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان  محمود اکرامی فر و محمود طیّب، طیششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ع خودگرفته(سلفی): محمود اکرامی فر ـ محمود طیّب.

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان شاعران بهبهان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

محمود طیّب و افرا عسکریان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

من و افرا عسکریان شاعر کتاب «ناریا»

حاج بشیر تجلی، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

این هم بشیر تجلی عزیز که افتخار دیدار ایشون دست داد

و ساعاتی در محضر ایشون بودیم

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

جبار رضایی، محمود طیّب، افرا عسکریان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

جبار رضایی بزرگوار که من و افرا عسکریان در کنار ایشون هستیم.

شعر محلی جبار عزیز واقعاً حیرت انگیزه

 محمود طیّب، محمود اکرامی فر، افرا عسکریان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران و فعالان ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

جبار رضایی، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

عبدالصاحب رومزی پور، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ایشون هم عبدالصاحب رومزی پور بزرگوار هستند که نویسنده و خاطره نویس دفاع مقدس هستند و صاحب آثار گرانقدری در این حوزه.

حاج علی قطب الدین، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

حاج علی قطب الدین عزیز هم تشریف آوردند و خدمتشون بودیم. ایشون علاقمند و فعال دفاع مقدس هستند و دوستی متواضع و فروتن و ارزشمند.

زحمت یک کلیپ زیبا برای جشنواره با موضوع شهادت ی م ع کشیدند که محوریت اون شهادت شهید حاج سیدحمید تقوی فر بودند.

شاعران بهبهان، حاج بشیر تجلی، خیراله محمدیان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، شجاع زاده، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

این هم یسناخانم هستند که در کنار مادر و ی ارجمند و شاعرش است

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

این هم از کتاب جشنواره که دو روزی روی گردآوری و انتخاب و مجوز و چاپش بودم و خدا را شکر که به جشنواره رسید. ضمن سپاس از تلاش های نیکنام حسین پور عزیز که زحمت چاپ کتاب را در وزارت ارشاد کشید:

عطر نام تو در دهان باد، کتاب گزیده ی آثار ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

به امید درخشش این دوستان بزرگوار در جشنواره های آینده.

در پناه دوست باشید

م.طیّب



مشاهده متن کامل ...
حضور شاعران تشان در ششمین جشنواره ی استانی شعر دفاع مقدس خوزستان
درخواست حذف اطلاعات

حضور شاعران تشان در ششمین

جشنواره ی استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ششمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان(ترنم مهتاب)، امروز پنج شنبه ۱۸ دی با معرفی برگزیدگان جشنواره در بخش های مختلف به کار خود پایان داد.

آیین پایانی (اختتامیه) ششمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با عنوان «ترنم مهتاب» پنج شنبه ی گذشته، 18 دی در تالار مهتاب کتابخانه مرکزی خوزستان برگزار شد.

من در این جشنواره، مدیر اجرایی بودم و یک هفته ای از تاب و توان مان صرف برگزاری این همایش بزرگ و باشکوه شد. از چهار ماه پیش دست به مقدمات آن شدیم و خدا کمک کرد و کار خوبی انجام شد.

اگر چه درس و مشق و گرفتاری ها اجازه نمی داد ولی رفت و آمدهای بین شهری از چهار ماه پیش برای برگزاری این جشنواره برای من طاقت فرسا و البته لذت بخش بود چرا که کار برای شهیدان میهن و بزرگوارانی بود که رفتند تا ما بمانیم و دور هم بنشینیم و شعر بخوانیم و شاد باشیم احساس امنیت و البته آن ها را فراموش کنیم. هدف اصلی این جشنواره با هدف فراموش ن یاد و نام آن عزیزان بود.

از امتیازات این جشنواره، حضور چهره های تازه و معرفی آن به فضای ادبی و هنری کشور بود. شماری از این چهره ها، شاعران عزیز شهر تشان بودند که به خوبی درخشیدند و شعرخوانی د و افتخار آف د.

حضور شاعرانی مانند اکرم شجاع زاده صاحب کتاب "شاعر در امتداد هزاره ی چندم"، سید حمداله شریف خوی شاعر صمیمی و دوست داشتنی، یاسر شجاعی شاعر جوان و خوش ذوق، ع شجاع زاده شاعر جوان و پرانرژی، احترام طیّب شاعر رباعی سرا و سپیدسرا، آقای حسن زاده، نازنین شجاعی زاده و دو تن از شاعران پیش وت بهبهان(حاج بشر تجلی و خیراله محمدیان) چشمگیر و قابل توجه بود. البته احترام طیّب فقط در کتاب جشنواره حضور داشت و درگیر پریا کوچولو بود.

در ادامه، تصاویری از این جشنواره و حضور شاعران خوب بهبهان و تشان را به همراه شاعران خوب و گرانقدر دیگر در این جشنواره می بینیم.

کت نیز با عنوان «عطر نام تو در دهان باد» حاوی اشعار شاعران شرکت کننده در جشنواره همزمان با برگزاری جشنواره چاپ و منتشر شد که از پنج تن از شاعران تشان(اکرم و ع شجاع زاده، سیدحمداله شریف خوی، احترام طیّب و یاسر شجاعی) شش شعر در این کتاب به چاپ ریبده است. ضمن سپاس ویژه از تلاش شهردار محترم تشان جناب آقای نصیریان و اعضای محترم شورای شهر تشان که مقدمات رفت و آمد شاعران تشان را به این جشنواره مهیا د. دست مریزاد.

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ردیف پشت از راست:

سعید حسن زاده ـ سیدحمداله شریف خوی ـ محمود طیّب ـ بشیر تجلی ـ سید لطف اله ناصری ـ خیراله محمدیان(سه نفر آ از شاعران خوب بهبهان)

ردیف جلو از راست:

یاسر شجاعی ـ اکرم شجاع زاده ـ ع شجاع زاده ـ نازنین شجاعی زاده ـ ستاره عرفانی راد

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان  محمود اکرامی فر و محمود طیّب، طیششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ع خودگرفته(سلفی): محمود اکرامی فر و من

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان شاعران بهبهان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

محمود طیّب و افرا عسکریان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

من و افرا عسکریان شاعر کتاب «ناریا»

حاج بشیر تجلی، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

این هم بشیر تجلی عزیز که افتخار دیدار ایشون دست داد

و ساعاتی در محضر ایشون بودیم

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

جبار رضایی، محمود طیّب، افرا عسکریان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

جبار رضایی بزرگوار که من و افرا عسکریان در کنار ایشون هستیم.

شعر محلی جبار عزیز واقعاً حیرت انگیزه

 محمود طیّب، محمود اکرامی فر، افرا عسکریان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، تشان و...، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران و فعالان ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

جبار رضایی، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

عبدالصاحب رومزی پور، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

ایشون هم عبدالصاحب رومزی پور بزرگوار هستند که نویسنده و خاطره نویس دفاع مقدس هستند و صاحب آثار گرانقدری در این حوزه.

حاج علی قطب الدین، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

حاج علی قطب الدین عزیز هم تشریف آوردند و خدمتشون بودیم. ایشون علاقمند و فعال دفاع مقدس هستند و دوستی متواضع و فروتن و ارزشمند.

زحمت یک کلیپ زیبا برای جشنواره با موضوع شهادت ی م ع کشیدند که محوریت اون شهادت شهید حاج سیدحمید تقوی فر بودند.

شاعران بهبهان، حاج بشیر تجلی، خیراله محمدیان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران بهبهان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

شاعران شهر تشان، شجاع زاده، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

این هم یسناخانم هستند که در کنار مادر و ی ارجمند و شاعرش است

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

این هم از کتاب جشنواره که دو روزی روی گردآوری و انتخاب و مجوز و چاپش بودم و خدا را شکر که به جشنواره رسید. ضمن سپاس از تلاش های نیکنام حسین پور عزیز که زحمت چاپ کتاب را در وزارت ارشاد کشید:

عطر نام تو در دهان باد، کتاب گزیده ی آثار ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

به امید درخشش این دوستان بزرگوار در جشنواره های آینده.

در پناه دوست باشید

م.طیّب

شاعران شهر تشان، ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس خوزستان

مشاهده متن کامل ...
خـدآیـا :|
درخواست حذف اطلاعات

̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ز̹̹ا̹̹ح̹̹م̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ل̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹ی̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹غ̹̹ض̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ت̹̹ر̹̹ک̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹آ̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ا̹̹غ̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ع̹̹ج̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹غ̹̹ر̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹چ̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ب̹̹ن̹̹د̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹و̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹:̹̹ ̹̹«̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹س̹̹ت̹̹ج̹̹ا̹̹ب̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹»̹̹

ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ل̹̹ج̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ر̹̹ا̹̹ی̹̹ت̹̹ ̹̹ل̹̹و̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹ق̹̹ض̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ و̹̹ ̹̹ک̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ب̹̹ع̹̹ض̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹پ̹̹ش̹̹ت̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹د̹̹م̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ ̹̹ج̹̹ن̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ح̹̹ا̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹آ̹̹م̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹؟̹̹

ا̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹و̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ه̹̹ ̹̹آ̹̹د̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ب̹̹ت̹̹و̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ت̹̹ش̹̹خ̹̹ی̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹ی̹̹ ̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ج̹̹ا̹̹ ̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ر̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ل̹̹ب̹̹ا̹̹س̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹ر̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ش̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ه̹̹ ̹̹ر̹̹ن̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹؛̹̹

ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹چ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹ی̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ .̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ت̹̹ص̹̹م̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ج̹̹د̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ع̹̹و̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ز̹̹ر̹̹گ̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ت̹̹ر̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ع̹̹ا̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹ک̹̹س̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ل̹̹د̹̹ ̹̹ن̹̹ی̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹

ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ش̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ص̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹؟̹̹!̹̹؟̹̹

ا̹̹ز̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ش̹̹ر̹̹و̹̹ع̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹ص̹̹ح̹̹ب̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹و̹̹ا̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ب̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹د̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ع̹̹ی̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ر̹̹ف̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹!

کـــپــــی ====» آزاد



مشاهده متن کامل ...
سید اسانی ظهور یا در آستانه ظهور؟
درخواست حذف اطلاعات

1390


سید اسانی کیست؟



image result for سید اسانی کیست



سید حسنی یا اسانی کیست..؟

یکی از انی که قبل ظهور حضرت مهدی( عج ) وج می کند سید حسنی است . در بعضی روایات به اسانی تعبیر شده است. بعضی ها می گویند که این سید حسنی چون در آن زمان حسن و حسین را به یک جور می نوشتند این طور خوانده می شود .

ولی ما به این کاری نداریم فقط باید بدانیم که یک سیدی از اولاد حسن یا حسین وج می کند .


سید حسنی از کجا وج میکند؟


سید حسنی از شرق وج می کند و به اسان ایران می آید و عده ای را جمع می کند . بعد از طالقان عده ای او را حمایت می کنند .


طبق شرایط موجود طالقان که گفته شد همان طالقان ایران است نه طالقان افغانستان . که حضرت می فرمایند گنجهای طالقان ؛


بعد می فرمایند به خدا قسم گنجهای طالقان طلا و نقره نیستند بلکه مردانی هستند که قلبهایی مثل آهن دارند و در خانه ها مانده اند


و صبر د تا وقتی که سید حسنی قیام می کند ی نمی تواند جلوی آنها را بگیرد . سید حسنی یک حرکت جنگی در نیشابور انجام می دهد


و بعد به اصفهان می روند . در روایات نیامده که در اصفهان چه کاری می کند . بعضی از علما می گویند که از اصفهان نیرو جمع می کند .


از اصفهان به طرف قم حرکت می کند . در قم جنگی بین سید حسنی و اهل قم اتفاق می افتد که چهار هزار نفر از قومی ها کشته می شوند


. بیست روز در آنجا می مانند بیست نفر را می کشد دو نفر را می کند و بعد از شهر قم خارج می شود . در روایات آمده که اهل قم به اردهال


فرار می کنند . سید حسنی با سید یمانی و صفیانی در یک سال یک ماه و در یک روز وج می کنند . سید یمنی از یمن وج می کند . و


در حدود هفتاد یا هشتاد نفر با خود نیرو دارد . و نیز همه آنها کشته می شوند . بعد به سید اسانی ملحق می شود . و با لشکر صفیانی


جنگ می کنند . که گفته شده لشکر صفیانی را سید اسانی تار و مار می کند . در روایات داریم که با هدایت ترین افراد لشکر یمانی است.


یعنی لشکر اسانی یک درجه از لشکر یمانی ضعیفتر است . سید حسنی هم طبق روایات شخصیتی ممتاز دارد . که علائمی ظاهری برای او در روایات آمده که به این قرار است :


کف دست راستش خال سیاهی است . در روایت دیگر آمده که در انتهای شانه چپش خال سیاهی دارد . در بعضی روایات آمده


که سید حسنی شخص گمنامی است . در بعضی روایات آمده که جوانی است . این علائم در سید حسنی وجود دارد . این سوال


در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته که آیا ی حضرت ( مد ظه ) همان سید حسنی است ؟ جواب


این سوال را خدا می داند . ولی به روایتی که گفتیم شخص گمنامی است . و لیکن وج سید حسنی مشخص است . یعنی


وقتی وج می کند پیدا است . گنج های طالقان یک عده افراد مشخصی هستند وقتی قیام می کنند و به سوی سید حسنی می روند


پیدا است . از این علامت می توانیم سید حسنی را تشخیص بدهیم . و روایت داریم که اگر در برف هم راه بروید حتی اگر خیز هم بروید


بروید و ملحق بشوید به لشکر سید حسنی که می رسید به ما .


 


image result for سید اسانی کیست


مفضل نقل می کند ، در بحار این حدیث آمده است. سید حسنی وج می کند و آن جوان خوش رویی است


از طرف دیلم (در قدیم به قزوین دیلم می گفتند) پس با صدای فصیح صدا می کند ای آل احمد اجابت کنید ملحوف


را یعنی به داد ستم دیده گان برسید . پس اجابتش کنند گنجهای خدا در طالقان ، و چه گنجهایی ، از نقره و طلا


نیستند بلکه مردانی هستند مثل های آهن که بر اسب های سفید که سیاهی هم دارند سوار هستند .


حالا واقعا بر اسب سوار می شوند یا چیز دیگری سوار می شوند ؟ ( الله اعلم ) و حربه ها به دست گرفته ستم


کاران را همی کشند تا به کوفه رسند . و اکثر زمین را صاف کرده و کوفه را برای او پناه گاه قرار دهند ناگاه خبر مهدی


و اصحاب حضرت مهدی به ایشان برسد . اصحابش به او بگویند ای پسر پیغمبر این کیست که به زمین آمده ؟ حسنی


می گوید ما را ببرید به سوی او ببینیم کیست . و چه می خواه د. حضرت صادق ( ع ) می فرمایند : به خدا قسم سید


حسنی می داند که او مهدی است و می شناسد او را فقط می خواهد او را به اصحابش معرفی کنند . پس سید حسنی


برود به سوی مهدی و بگوید اگر تو مهدی آل محمد هستی پس کو عصای جدت رسول خدا و انگشتر و لباس و زره که فاضل


نام دارد ؛ عمامه که صحاف به آن می گفتند و اسب که یربوع ( احتمالا نام اسب اشتباه باشد. )می گفتند . همه ادوات حضرت


مهدی (عج ) اسم دارند . وشتر که ازباع می گفتند و قاطری که دل دل نام داشت و الاغی که یئفور نام داشت و قرآن المومنین


را از او می خواهد . حضرت هم یکی یکی همه آنها را نشان می دهند . سید حسنی عصا را گرفته و بر زمین می زند . چرا ؟


چون می خواهد به لشکریان خود نشان بدهد که این زمان (عج ) معجزه هم دارد . عصا را گرفته و آن ر ا در سنگ سخت


قرض کند و بکارد و آن سبز شده برگ آورد . و حسنی اراده نداشته باشد مگر آن که به  اصحابش بفهماند فضل مهدی را تا با او


بیعت کنند . پس حسنی بگود الله اکبر ای پسر رسول خدا دستت را بده تا با تو بیعت کنم . نیز دستشان را دراز می کنند و با سید


حسنی بیعت می کنند . و سایر لشکریانش بیعت کنند . مگر چهل هزار زیدی .


زیدی ها چه انی هستند؟


image result for سید اسانی کیست


ما یک فرقه ای داریم به نام زیدیه . زید پسر سجاد ( ع ) بود . خود زید هم در آن زمان یک قیامی کرد البته قیامش


موفق نبود و خلفای عباسی سه سال جنازش را به دار زدند . که تار عنکبوت ها دور وی را پوشاندند تا نامحرم نبیند .


بعد یک فرقه ای درست شدند به نام زیدیه . شعار زیدیه این است که هر شخصی از اولاد حضرت زهرا ( ص ) از حسن ب


اشد یا حسین که با شمشیر قیام کند و عالم باشد ، او است . لذا روایاتی داریم حضرت می فرمایند پلاس خانه


هایتان باشید . بعد یکی گفت پس چه می شود ؟ حضرت فرمودند خدا زیدیه را پیش مرگ شما قرار داده است .


پس زیدیه زمان( عج ) را قبول نمی کنند . همه آنها هم بر گردنشان قرآن است . می فرماید سه روز به شما فرصت


می دهم حجت را تمام کنید برای اینها . سه روز لشکر سید حسنی با این چهل هزار نفر صحبت می کنند . ولی آنها قبول نمی کنند .


وقتی سه روز گذشت و آنها را قبول ن د حضرت دستور می فرمایند که تمام آنها را بکشید . همه آنها را می کشند .


بعضی ها قرآنهایی که بر گردن آنها بود می خواهند باز ند حضرت می فرمایند باز نکنید بگذارید با قرآنهایشان در روز قیامت


وارد م بشوند . تا حسرتشان بیشتر بشود . در بحار جلد شصت این روایت وجود دارد  از المومنین: وج کند حسنی صاحب


طبرستان با جمع کثیری از لشکریانش سواره و پیاده و بروند به نیشابور تا فتح کنند و دروازه های آن را تقسیم کنند پس بروند اصفهان


سپس بروند قم و بین او و اهل قم جنگ بزرگی واقع شود و مردم بسیاری در آن کشته شوند پس اهل قم ش ت خورده و فرار کنند .


پس حسنی اموال ایشان را غارت کرده و فرزندانشان را اسیر کند و خانه هایشان را اب کنند پس اهل قم پناهنده شوند به کوهی


که ورارهال گویند . پس حسنی چهل روز در آن بلده اقامت کند بیست نفر را بکشد و دو نفر به دار آویزد پس کوچ کند .


و مشخص نیست که آن بیست نفر کیست یا آن دو نفر . ( الله اعلم ) و آن روایتی که گفتیم سید حسنی از طرف شرق می آید .


این لشکر حسنی یک علامتی هم دارند که پرچمهای سیاه کوچکی در دستشان است . بعضی روایات داریم که پرچمهای


سیاه از طرف چین از ناحیه خُتَن باشند و شعیب بن صالح خواهد آمد .


image result for سید اسانی کیست


سید حسنی یک فرمانده لشکری دارد که پرچم دار لشکر حضرت مهدی( عج ) هم هست . اون شخص اسمش


شعیب بن صالح است. نقل شده است که شعیب بن صالح مردی ج است . محل تولد این مرد طالقان است .


قبل از وج حضرت حجت وج شعیب بن صالحاست از سمرقند . محمد حنفیه نقل می کند که پرچم های سیاه


برای بنی عباس پس آن خارج می شود از اسان . در این روایت آمده که پرچم سیاه مال بنی عباس است .


پس هم پرچم سید حسنی و هم بنی عباس دارای یک رنگ هستند . پس باید خیلی مواظب باشیم . هر ی


شعار داد یا حسین یا حسین نباید برویم زیر بیرقش . پس باید در آن زمان توسل پیدا کنیم به عالم ترین علما . ببینیم آنها چه کار می کنند .


در یک روایتی داریم که در زمان بنی شخصی یک جلسه بسیار مهمی داشت به سگی که داشت گفت


که امشب سر و صدا نکن من میهمان دارم . ظاهرا این شخص از اولیا الله بود . سگ هم قبول کرد گفت چشم من ا


ین شب میخوابم . سگ خو د و ایشان جلسه را برگذار کرد ولی دید سر و صدا می آید . آمد به سگ نگاه کرد دید


که سگ خواب هست . اما صدای سگ می آید . وی ترسید . فردا پیش پیغمبر حاضر شد پیغمبر زمان خودش .


گفت آقا ب اتفاق عجیبی در خانه من افتاد . و داستان را به حضرت گفت . حضرت خندید و گفت این مثال مردمان


آ ا مان هستند . این صدا مال توله سگهایی بود که در شکم سگ بود . خود سگ آروم بود ولی توله هایی که در رحم سگ بود فریاد می کشیدند .


image result for سید اسانی کیست


حضرت فرمودند زمان آ ا مان این طور می شود که علما ت هستند مردم فریاد می زنند . یعنی مردم از علما مقدم می روند .


فرمود پرچم های سیاه ولباس های سفید بر تن دارند . بر مقدمه ایشان مردی است به نام شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب


 از طایفه بنی تمیم است . لشکر صفیانی را ش ت دهد تا این که فرود می آید در بیت المقدس و آماده می کند برای حضرت


مهدی سلطنتش را و کشیده می شود به سوی او سیصد نفر اهل شام فاصله بین وج او و تسلیم امر به مهدی هفتاد و دو ماه است.


در یک روایت دیگری هم وجود دارد که پرچم دار حضرت مهدی (عج ) شعیب بن صالح است . حضرت باقر ( ع ) فرمودند وج کند


جوانی از بنی هاشم که در دست راستش خالی است و پرچم های سیاه از اسان بیاید جلوی ایشان شعیب بن صالح است که


با اصحاب صفیانی می جنگد و ایشان را ش ت می دهد . در یک روایت دیگری ؛ خارج می شود پرچم های سیاه که با صفیانی


جنگ میکند و ایشان جوانی است از بنی هاشم در کتف چپش خالی است . علم دارش مردی است از طایفه بنی تمیم که


او را شعیب بن صالح گویند . در المهدی جلد یک ص 56 از زید نقل می کند که پرچم های سیاه از طرف چین ناحیه ای


که ان را ختن گویند خواهد بود در آنجا طائفه ای از اولاد فاطمه از پشت حسین بن علی می باشد در مقدمه لشکرش مردی است


ج از بنی تمیم که او را شعیب بن صالح گویند. مولدش طالقان است . حضرت باقر ( ع ) فرمودند ناچار باید بنی عباس


پادشاهی کند پس چون مالک شوند پس فی ما بین اینها اختلاف افتد پس متفرق شوند و امرشان پراکنده شود پس اسانی


و صفیانی وج کنند این از مشرق و او از مغرب پس با هم به کوفه رسند و احدی از ایشان را باقی نگذارد لشکر سید حسنی احدی ا


ز لشکر صفیانی را . پس فرمود وج صفیانی و یمانی و اسانی در یک سال یک ماه و یک روز اتفاق می افتد .


                                 image result for سید اسانی کیست


 


                                             یک صلوات محمدی برای نائب حضرت مهدی عج سید و صالحین الشریف و صادق ابالمصطفی حاج سید علی حسینی س بفرست ای مهدی طریقان ال علی




مشاهده متن کامل ...
ع همسرش آیا باران کوثری ازدواج کرده و متاهل
درخواست حذف اطلاعات

باران کوثری اکنون 30سال دارد و می توان گفت تقریبا از کودکی بازیگری را شروع کرده . اولین بازی او در « بهترین بابای دنیا » در سال 70بود که کارگردانی این مجموعه را داریوش فرهنگ بر عهده داشت . پدر او جهانگیر کوثری « تهیه کننده و کارشناس در زمینه ی فوتبال » می باشد و مادرش « رخشان بنی اعتماد » کارگردان خوب کشورمان است . سال 85را می توان یکی از رویایی ترین سالها برای باران کوثری دانست زیرا در این سال با بازی در صاحبدلان که در ماه رمضان پخش شد ، به شهرت رسید و بخاطر بازی در های روز سوم و خون بازی توانست در بهمن ماه در بیست و پنجمین جشنواره ی فجر جایزه ی سیمرغ بلورین را نصیب خود کند . اما از سال 90تا 92به عبارتی دوران افول او به حساب می آمد زیرا در این دو سال کاملا ممنوع صویر شده بود و دوران سختی را گذراند . او چگونگی ممنوع صویر شدنش را در مستانه به نمایش گذاشت و کاملا دیالوگ هایی که سحر تشاهی به واحد حراست سینما و تلوزیون می گفت ، تماما حرف های واقعی باران کوثری با واحد حراست سینما و تلوزیون بود اما علت ممنوع صویری او معلوم نشد . باران کوثری با بازی در « عصبانی نیستم » به ماجرای ممنوع صویری اش خاتمه داد اما هنوز این بنا به دلایلی پخش نشده .
ve8_32502_1.jpg
اما ماجرای ازدواج او که هنوز توسط خودش نه رد و نه تایید شده به طور مرموزانه سر جای خود باقی مانده است ولی فقط چند قطعه ع از او و مردی منتشر شده که همه حدس می زنند باران کوثری بدون هیچ سر و ص ازدواج کرده . آ ین مصاحبه باران کوثری باران کوثری ازدوران ممنوعیت کاری و از کلیپ جنجالی‌اش می گویدگفت‌و گو: کیوان کثیریان -هیوا یوسفی سیامک رحمانی – مهدی پور خودش می‌گوید نه. می‌گوید هیچ تغییری نکرده‌ام.‌‌ همان باران چند سال پیش هستم. می‌گوید سنش بیشتر و باتجربه‌تر شده‌ اما محافظه‌کاری را نمی‌پذیرد. اینکه سادگی و راحتی گذشته را ندارد، تکذیب می‌کند. شاید حق با او باشد. شاید قضاوت‌ از دور باعث شود در مورد بعضی‌ها چنین تصوراتی به وجود بیاید. باران کوثری از زمانی که پا به سینما گذاشته یکی از دختران شیرین نقره‌ای بوده. در سینما و تلویزیون توانایی‌هایش را نشان داده و از زیر سایه رخشان بنی‌اعتماد و جهانگیر کوثری، پدر و مادر به‌نامش بیرون آمده. اما او را در سال‌های آ ت محمود احمدی‌نژاد و در دوران فترت سینما، بیش از نقش‌آفرینی‌هایش، به عنوان یک چهره اجتماعی و معترض به یاد می‌آ‌وردیم. با دستبندی که بعضا از زیر آستین‌اش بیرون می‌زد تا بر تعهد و همراهی او با مردم بگوید. باران کوثری حالا به ما می‌گوید از آنچه کرده پشیمان نیست. می‌گوید به آنچه گفته باور داشته و هزینه‌هایی که داده به خاطر اعتقاداتش بوده. هرچند غیرقابل‌درک و غیرمنصفانه. تعطیلات که تمام شد و رسانه‌ها دوباره استارت زدند، چند نفری بودند که نامشان مثل بمب منفجر و تیتر رسانه‌ها شد؛ یکی از آنها بازیگر آشنای سینما بود: باران کوثری. کلیپی که باران کوثری روی ترانه «چرا رفتی» همایون گذاشته بود و واکنش چهره‌هایی که در این کلیپ حضور داشتند با شنیدن ترانه، حتی تا تیتر رو مه‌ها هم بالا آمد. باران کوثری توضیح می‌دهد که این تصاویر به قصد کلیپ ساخته نشده و برای رونمایی از آلبوم بوده و فلان و بهمان. شاید توضیحات او چیزی را تغییر ندهد.
mjpt_bazigaran_518.jpg
اما اینکه چه چیزی این جامعه تب‌زده را می‌شوراند و اینکه وقتی هدف آنها قرار بگیری چه بر تو می‌گذرد، سوالاتی بود که به دنبال جوابش بودیم. باران کوثری می‌گوید هر کاری دلم بخواهد می‌کنم. می‌گوید اهل مراعات نیستم. او در این مصاحبه به ما می‌گوید صفحه‌ای در اینستاگرام ندارد و آنچه را در اعتراض به کلیپ‌اش نوشته‌اند چندان ندیده است. راستش دوباره می‌رویم به صفحه اینستاگرامی که به نام اوست نگاهی می‌اندازیم و فکر می‌کنیم این همه ع شخصی را ی جز او نمی‌توانسته آپلود کند. پاسخ‌هایش را در این مصاحبه مرور می‌کنیم و فکر می‌کنیم گوینده‌اش از حجم حملات بی‌خبر نیست. او بابت مصاحبه‌اش نگران است و از بازتاب و حاشیه‌های احتمالی آن هم. اما وقتی مقابل دوربین قرا می‌گیرد دوباره‌‌ همان باران بی‌پروا و سرکشی است که در سال‌های گذشته از او می‌شناختیم. ما، همه ما در این سال‌ها محتاط‌تر و دلواپس‌تر نشده‌ایم؟ شما از چه زمانی در تلویزیون ممنوع‌ صویر بودید؟ اگر اشتباه نکنم قبل از سال 88با برزو ارجمند به یک برنامه زنده رفتیم که همدیگررا به اسم کوچک صدا کردیم، بعد از برنامه گفتند برای چی؟ آ برزو دوست صمیمی من است، خنده‌دار نیست با نام فامیلی صدایش کنم؟ بعد از آن برنامه هم گفتند دیگر اجازه نداری برنامه زنده بروی تا کلاه قرمزی پیش آمد و مشکلی نبود.
pzk_kampek_net_baran_ ari_8435.jpg
سال بعد اجازه حضور در کلاه قرمزی را هم ندادند. بعدش یک کار مناسبی پیشنهاد شد که گفتم اجازه کار ندارم، گفتند نه شما بیایید درست می‌شود. در واقع می‌گفتند باید کاری که دوست نداری را انجام بدهی تا اجازه بدهیم به علاقه خودت هم برسی. تا امسال که گویا مشکل حل شده. شایعه شده بود آ ش با خانم بنی‌اعتماد به یکی از این جاهایی که باید می‌رفتید رفتید و مشکل حل شد. درست است؟ من از اول تا آ ش به خیلی از جاهایی که باید، رفتم. اما هیچ کدام مشکل را حل نکرد تا نزدیک انتخابات اخیر مرا بردند به یکی از همان‌جاها و گفتند مشکل شما حل شد و برای کاری هم دعوتتان می‌کنند، با خیال آسوده بروید کار کنید. گفتم چه جالب. دقیقا هماهنگ بازمان انتخابات! نه دیگر میگذارم این دو هفته هم تمام شود، که اصرار د چه کاریه، بروید سر کار. البته پیشنهاد‌های خوبی هم نداشتم و نرفتم. اگر می‌دانستید ممنوع‌الکارید چرا برای «خسته نباشید» رفتید؟ گفته بودند در تئاتر ممنوع‌الکاری. من نمی‌دانستم در سینما هم محرومم. از آقای تاجیک هم پرسیدم، گفتند سینما به ما مربوط نیست. حتی یکی از آقایان حراست ارشاد در مصاحبه‌ای که داشتند گفتند تا وقتی چیزی به خانم کوثری ابلاغ نشده محرومیتی ندارند. سر «خسته نباشید» یادم هست داشتیم شام می‌خوردیم که در کرمان وزارت ارشاد به همراه نیروی انتظامی آمدند سر صحنه و دوربین‌ها را گرفتند. اول گفتند مشکل من هستم. بعد گفتند مشکل از ایشان نیست و پروانه ساخت ایراد گرفتند. البته احتمال داشت اگر تهران بودید چنین اتفاقی نمی‌افتاد. با ارشاد تهران هم صحبت کردیم. اصلاً برداری چند روز تعطیل شد و گروه به تهران آمد. گفتند من نباید در باشم و اسم افشین باید از تیتراژ در بیاید. محسن قرایی گفته بود تمام صحنه های باران را گرفته ایم و پول نداریم دوباره با بازیگر دیگر تکرار کنیم آنها هم گفتند ما هم اصرار نداریم شما بسازید! (به شوخی می‌گوید) در واقع لطف د اجازه دادند راتمام کنند. شما در این دو سال بیشتر تبدیل به یک چهره اجتماعی شده‌اید و هر جا اسمتان برده می‌شد منتظر اتفاقات این‌چنینی بودیم. اتفاقا اصلا چنین چیزی را دوست ندارم و به نظرم یکی از ویژگی‌های قابل‌ستایش مادرم این است که همان‌قدر که در زمینه اجتماعی فعالیت می‌کند به همان اندازه هم خوب می‌سازد. من هم هیچ وقت قصد نداشتم تبدیل به چهره شوم. من کارم را دوست دارم و ترجیح می دهم به عنوان بازیگر شناخته شوم اما مساله اینجاست که من در تربیتم یاد نگرفته‌ام در این شرایط بحرانی سکوت کنم و موضعی نداشته باشم. اتفاقاً من بازیگر مسئولیتی در مقابل مردم دارم و در آن شرایط نمی‌توانستم خودم را جدا کنم. اتفاقا ما هم عقیده داریم از این نظرخیلی به خانم بنی‌اعتماد شبیه هستید.
p6em_www_ pec_ir_baran_ ari_88.jpg
خیلی خوشحالم که شبیه پدر و مادرم به نظر بیایم. من خیلی پدر و مادرم را قبول دارم و هیچ‌وقت تلاش نکرده‌ام از زیر سایه‌شان بیرون بیایم. خانم کوثری شما نسبت به قبل محافظه‌کار‌تر شده‌اید؟ واقعاً اینطور به نظر می آید؟! چه به لحاظ اجتماعی و چه شخصیتی هیچ‌وقت آدم محافظه‌کاری نبوده‌ام و نیستم. من می‌توانستم این مشکل دوساله را با یک امضا و
48
ساعته می‌توانستم حل کنم ولی ن .نه مراعات ی را نه سیاستمدارانه برخورد و‌ نه حتی خواستم از این
2
سال استفاده کنم . چون فکر می‌ کمترین هزینه‌ای است که می‌توان در سینما داد، خیلی‌ها که شرایط من را نداشتند و شناخته شده نبودند در موقعیت مشابه هزینه خیلی سنگین‌تری دادند. مطمئن باشید اگر محافظه‌کار شده بودم در اوج روزهای کارم
2
سال خانه‌نشین نمی‌شدم. زمان محرومیتتان مصاحبه‌ای با شما انجام ‌شد که درجواب سوال درباره ممنوع الکاری گفتید نمی خواهید راجع به آن مساله حرف بزنید. بله چون دلم نمی‌خواست نان این ماجرا را بخورم. هر روز، واقعاً هر روز از طرف رسانه های داخلی و خارجی زنگ می‌زدند برای مصاحبه اما این کار را ن . بعد از این
2
سال، الان حسرتی برایتان نمانده؟ بالا ه شمادر اوج دوران کاریتان بودید. حسرت نه. چون باور نمی‌کنید چقدر حال خوب از مردم گرفتم. در بازیگری هر کاری که از دست می‌دهی هر خوبی که بازی نمی‌کنی انگار یک پله پایین رفتی و بقیه از تو جلو می‌زنند. من در فشار عصبی بودم. فکر می‌ برای ی هم مهم نیست. بعد دو نفر از مردم را در خیابان می‌دیدم و حرف‌هایی می‌شنیدم که اصلا آب روی آتش بود و آرام می‌شدم. به نظرت خودتان این دو سال را خوب مدیریت کردید؟ خب زیر بار فشار عصبی بودم و آدم غیر‌قابل‌تحملی شده بودم. مادر و پدرم خیلی تحملم د. ی بود که دراین دو سال از دست بدهید و حسرت بخورید که باید این را بازی می‌ و نتوانستم؟ بله مشخصا،
3
تا از نامه‌هایی که به من پیشنهاد شد را خیلی دوست داشتم و هنوز حتی ندیدمشان چون خیلی دلم می سوزد. دو تایشان خیلی های موفقی هم شدند.
9jtd_www_ pec_ir_bazigaran_2224.jpg
اسم نمی‌برید؟ بگذارید اسم ‌ها را نگویم. برنامه‌ای برای جبران این
2
سال دارید؟ امسال زیاد کار می‌کنم. البته کیفیت کار هم مهم است. اما راستش یک مقدار بی‌انگیزه شده‌ام. هیچ وقت اینجوری نبوده‌ام. احساس می‌کنم هر لحظه ممکن است زیر پایت را خالی کنند. من بارها در این بحث‌ها گفته‌ام می‌توانید زندانی‌ام کنید اما نمی‌توانید ممنوع‌الکارم کنید چون این یک موضوع دیگر است… شما که نسبت به قلاده‌های طلا موضع می‌گیرید و بعد پای 2سال محرومیت کاریتان می‌ایستید چطور می‌شود که با حسین فرحبخش کار می‌کنید.فرحبخشی که کارهایش به لحاظ کیفی مشخص است و حتی مواضع مخصوص خودش را دارد؟ من آقای فرحبخش را اصلا از جنس قلاده‌ها نمی‌دانم و به لحاظ اعتقادی هم هیچ‌وقت در بلک لیست من نبودند. البته من درباره خانه سینما به ایشان نقد دارم و ابداً این حرف‌ها را برای طرفداری از آقای فرحبخش نگفتم. اما ‌ آقای فرحبخش سفارش‌شده نیست، مدل ‌های خودشان است، به جایی وصل نیست. ممکن است از سلیقه ی من دور باشد اما مقابل اعتقادات من نیست. مگر در سال چند مطابق سلیقه من ساخته می شود. می دانم حضورم در این سوال‌برانگیز است اما من به دلایل شخصی در این بازی و نه مالی، چون پول عجیبی هم نگرفته‌ام. پلان‌هایی هم که از دیدم اصلاً بد نشده. فکر می‌کنید حضورتان در این به کیفیت کار کمک می‌کند؟ من نخواستم کیفیت را عوض کنم به نظرم اشتباه‌ترین کار بازیگر این است که بخواهد را عوض یا به نام خودش کند. ، متعلق به کارگردان است و من بازیگر این را پذیرفته ام که جلوی دوربین او قرار گرفتم. اما به طور کلی فکر می کنم بهترین آقای فرحبخش باشد. به هر حال عجیب به نظر می‌رسد که بعد از این مدت ممنوعیت، باران کوثری با چنین ی به سینما برمی‌گردد. من بعد این ممنوعیت، با «عصبانی نیستم» به سینما برگشتم که مانیفستم هست. چون برایم خیلی‌ مهم بود که قدم اولم را محکم بردارم. گفته می‌شد داوران جشنواره فجر جدا از جایزه نوید محمدزاده، دیپلم افتخاری هم برای شما در نظر گرفته بودند. بله. در واقع تفاوت بین این دو باعث می‌شود این شبهه به وجود بیاید که انگار گفته‌اند این را بازی کن تا مشکل ممنوع‌الکاری‌ات حل شود. نه، این فکر را نکنید. اگر می خواستند من برای حل مشکلم ی بازی کنم حتماً یکی از همین های پرحاشیه ای بود که خودم به آن ها معترض بودم نه فرحبخش. هیچ‌وقت در این سال‌ها از من نخواستند ی را بازی کنم تا مشکلم حل شود. اینکه تصمیم گرفتید زیاد کار کنید خوب است اما نگران کیفیت کارها نیستید؟ خودتان هم می‌دانید که اگر در جشنواره یک خوب داشته باشید بیشتر دیده می‌شود تا پنج متوسط . چیزی که الان مشخص است این است که در حال حاضر و بعد از حواشی جشنواره سال گذشته دیگر جشنواره فجر اهمیتی برای من ندارد. امسال و در جریان «عصبانی نیستم» فکر یعنی چی؟ چقدر همه چیز بیخودی است؟ زنگ می‌زنند که تورا به خدا این نامه را بنویسید و کنار بروید. رضا درمیشیان(کارگردان ) که همان اول قبول کرد، گفت؛ من که ک دا نیستم به ک داها بگویید. می‌گفتند باور کنید دست ما نیست. اگر دست شمای مسوول نیست پس دست کیست؟خب چرا خودمان را گول می‌زنیم راحت بگویید همه چیز بستگی به مقاله فلان نیوز دارد. بعد دوستی که ادعا دارد به صنف متعهد است می‌آید تلویزیون و می‌گوید «عوامل عصبانی نیستم کار خاصی نکرده اند، به نفع سینما کنار رفتند». خب خودمان که نباید راحت این را بپذیریم. اگر بقیه کارگردان ها پشت درمیشیان نایستند که این چرخه همیشه ادامه پیدا می کند. یعنی هر‌سال چند تا به نفع سینما کنار گذاشته می‌شوند و ما هم این را قبول داریم و راضی هستیم؟ هیچ چیز به اندازه جایزه نوید دل من را نسوزاند. نوید در عصبانی نیستم واقعاً بی نظیر بود. ما حساسیت‌ها را درک می‌کنیم. می‌دانیم تهدید شده‌اید و مینی‌بوس آورده‌اند دم در سالن اختتامیه. همه اینها واقعی است قبول. اما بهتر نیست بگوییم ما هیچ قدرتی نداریم، تا ما هم دل خوش نکنیم که جشنواره امسال فرق می کند؟ من منکر اتفاقات مثبت که در ارشاد افتاده نیستم، ولی به شخصه جشنواره فجر آ ین چیزی است که به آن فکر می‌کنم. نمی‌گویم از گرفتن جایزه خوشحال نمی‌شوم اما حساب نمی‌کنم که امسال در جامه‌دران نقش بازی کرده‌ام بگذارم در جشنواره دیده شود . به این فکر می‌کنم الان
28
ساله‌ام.
2
سال از دست داده‌ام و باید کار کنم تا برسم به جایی که بودم. و هنوز هم در نقش دختر تین‌ایجر و دانشجو بازی می‌کنید. بله اتفاقا در «اتاق دختر» هم من و پگاه(آهنگرانی) نقش دو دختر دانشجو را بازی می‌کنیم! خودمان هم به تهیه‌کننده گفتیم: «می‌خواید ما دیگه نقش دانشجو بازی نکنیم؟(با خنده) از سنّمون گذشته…» به‌هر‌حال شما و پگاه آهنگرانی از اول در فضای سینما بزرگ شدید اما فکر می‌کنید دلیل اینکه بازیگر خیلی جوان که نقش دختر دانشجوی
20
ساله را در سینمای حال حاضر بازی کند، نداریم و هم‌چنان باید برای نقش های مهناز افشار و هدیه تهرانی خواستگار بیاید چیست؟! به نظرم کاملا به تهیه‌کننده مربوط می‌شود؛ تهیه‌کننده‌هایی که پول دارند، ی هم که سرمایه می‌آورد نمی‌خواهد ریسک کند، می‌خواهد سرمایه‌اش برگردد. به خود من نقش‌هایی پیشنهاد شده که گفته‌ام سنم‌ برای نقش زیاد است و کارگردان هم موافق بوده اما‌ تهیه‌کننده نگران سرمایه‌اش بود. وقتی که نقش از طرف تماشاچی پذیرفته نشود، در اولین قدم بازیگر نابود می‌شود. در «عصبانی نیستم» هم من هم نوید(محمدزاده) نگران این مساله بودیم. اما فضا به شکلی بود که رضادرمیشیان(کارگردان) ترجیح می‌داد ما بازی کنیم. به شخصه این ریسک را نمی‌کنم مگر این که‌ به نقش نزدیک شوم یا نقش به من. البته الان بین جوان‌ها نسل خوبی داریم؛ نازنین بیاتی، ندا جبرئیلی…. اما تهیه‌کننده باز می‌رود سراغ باران کوثری برای نقش های
20
ساله…تازه سن بعضی جوان ها را بالا هم می برند، مثلا بابک حمیدیان هم در پور‌احمد خیلی غیر قابل باور بود چون واقعا هم مخاطب باور نمی‌کند که حمیدیان نقش پیرمرد
70
ساله را بازی کند. یا حامد بهداد در شبانه‌روز. به هر حال ورودی بازیگران جوان کمتراز همیشه است کلاً هم نقش برای بازیگران جوان نوشته نمی‌شود. ما به اصلاح تین‌ایجری نداریم. بله موافقم الان موج ‌های آپارتمانی و زندگی شویی است که هم کم هزینه‌تر است هم خوب می‌فروشد. در همین جشنواره اخیر بالای
10
داشتیم که دوربین از حیاط خانه بیرون نرفت . مثل «برف»، «ملبورن»، «خانه پدری» و…. انگار کارگردان‌ها به دلایل مختلف ترجیح می‌دهند وارد اجتماع نشوند تا مجبور نشوند یک‌سری چیز‌ها را نشان بدهند. البته استثناهایی مثل «قصه‌ها» و «عصبانی نیستم» هم وجود دارد که در بطن جامعه اتفاق می‌افتند. دقیقا. یک دلیلی که من نامه جامه‌دران را خیلی دوست داشتم همین بود. وقتی نامه جامه دران را خواندم گفتم یادش به خیر ما یک زمانی قصه هم داشتیم! سال‌هاست ‌های این طوری که خط قصه غلیظ باشد نداریم. شاید یکی از دلایل محبوبیت سریال‌های ترک همین است. بله چون قصه دارد . می‌دانید در بازیگری هم تاثیر دارد مثلا یک لحن مونوتن یخی مد می‌شود و کوچک‌ترین بازی برون‌گرایی شببیه اغراق می‌شود و دیگر به بازی‌های غلیظ‌تر عادت نداریم. دراین 2سالی که ممنوع‌الکار بودید چه کار می‌کردید؟ پربارترین دوران کاری‌ام بود. با محمد رضایی‌راد که تئاتر است و سیما مبارک‌شاهی‌، میلاد رحیمی‌، محسن قرایی و افشین هاشمی گروه تئاتری راه انداختیم به اسم گروه تئاتر خانه. به آدم‌های مختلف زنگ می‌زدیم و به خانه‌هایشان می‌رفتیم و برای هر چند نفری که جمع می‌شدند اجرا می‌کردیم. انگار برکت این ممنوع‌الکاری هم به همین بود و‌گرنه هیچ‌وقت چنین اتفاقی نمی‌افتاد که محمد رضایی راد با من کار کند! باور کنید 3-4تا متن اساسی اجرا کردیم که مناسب سالن‌های بزرگی مثل تالار وحدت بود اما ما با امکانات محدود به تئاتر خانگی تبدیلش کردیم. استقبال هم شد؟ خیلی زیاد. در نوع خودش با استقبال خوبی هم همراه بود. بیشترین اجرا
. به نظرم طبیعی است که مردم بخواهند نظر بدهند. ببینید تعداد زیادی از این نظرات منفی به این دلیل بود که مردم انتظار بیشتری از باران کوثری داشتند و فکر نمی‌کنم توقع بیجایی باشد؟ بله و این خیلی مثبت است. من نقدی را که حرفه‌ای بود قبول اما در واقع قصد ساختن کلیپ را نداشتم. من اگر قرار بود کلیپ بسازم اینجوری نمی‌ساختم. نه که این بد است اما همانطور که قبلا هم گفتم برای یک برنامه خاص و یک بار نمایش ساخته شد. نه اینکه در پخش شود. ایده اصلی همین بود. البته نه به این شکل. ایده دیگری بودکه بعد این ماجراها به گل نشست. ما ساعت یک شب شروع کردیم به برداری 3شب تمام شد، 6صبح هم کار را فرستادیم برای ادیت. همه این افراد برای اولین‌بار است که در یک اتاق تنها می‌نشینند و «چرا رفتی» را گوش می‌دهند وهر‌کدام ع ‌العمل خودشان را دارند. شما نقد‌هایی که به کلیپ شد را خو د؟ نه. می‌دانید درست مثل این است که الان با گوشی موبایل یک ی بگیریم بعد منتشر بشود به اسم کوتاه سیامک رحمانی. شما می روید توضیح بدهید؟ نه. چون اصلا کوتاه شما نیست. مساله دیگر این بود که نقدهای اصولی نشده بود. مثلا یکی از دوستانی که نام نمی‌برم گفته بود:« این کلیپ به من ضربه زد من تا آ عمر هر بار این آهنگ را گوش بدهم قیافه اینها جلو چشمم هست چه ی پاسخگو است؟» (بلند بلند می‌خندد)ای بابا چه پاسخی؟یعنی آنقدر حساسید واقعا؟ انگار یک جو کاذبی به وجود آمده که راجع هر چیزی باید قضاوت کنیم. از مذاکره در ژنو تا سرباز گروگان‌گرفته شده یا حتی مسی. همه آمادگی دارند واکنش شدید نشان بدهند. دقیقا. برخی از سایت‌ها در‌این‌باره مقصرند که نوعی بی‌ادبی و فحاشی راه انداختند. هر سال ‌های جشنواره نقد می‌شوند اما امسال بی‌ادبی و بی‌حرمتی باب شد که خیلی بد است. مثلا می‌گفتند فلانی چرا فکر کرده کارگردان مهمی است؟ خوب اگر نیست چرا می‌گویی؟ اصلا این چه طرز نقد‌ است؟ جریان کلیپ هم همین است. من حداقل از اطرافیان توقع داشتم ادبیات نقد داشته باشند. ایرادی ندارد من را نقد کنید و بگو‌یید چرا در کاری که تخصص نداری وارد شدی، اما این رکیک‌گویی‌ها و فحاشی‌ها قابل‌درک نیست. البته قبل از آن رو مه، آقای رحمانیان گفتند این کلیپ مناسب مراسم نبود. خیلی از افرادی که من را می‌شناختند گفتند مناسب بود، اما به نظر آقای رحمانیان نبوده و حتماً دلیلی داشتند که ترجیح دادند همان لحظه روی سن آن را بگویند. البته یکی از دلایل ساخت کلیپ، شنیده‌شدن یک موزیک است که این کلیپ همین کار را کرد. در حدی که تقریبا همه شنیدند. هیچ‌کدام از ترک‌های آلبوم با چنین استقبالی همراه نبود. این کار همایون و تهمورس و شعر خانم بهبهانی آنقدر ویژه هست که با هر تصویر دیگری همین اندازه شنیده می‌شد. بعد از این ماجرا وسوسه نشدید بازهم کلیپ بسازید؟ نه من هیچ وقت وسوسه کلیپ‌سازی نداشتم ولی وسوسه کارگردانی را همیشه دارم. موافقید بحث کلیپ را تمام کنیم و دوباره وارد سینما بشویم محرومیت شما همزمان بود با کم‌کاری خانم بنی‌اعتماد درست است؟ بله مامان «قصه‌ها» را ساخته بودند و به توصیه آقای شمقدری گذاشته بودند توی کمد! البته هنوز هم در کمد است و خبری از اکران نیست. می‌دانید، بگویند حل نمی‌شود خیلی بهتر است تا «ایشالا حل می‌شود» این به نظرم بدترین جمله ممکن است. ما توقع نداریم به یک بارهمه مسایل حل شود. خود من همیشه می‌گفتم صبر کنید. اما «قصه‌ها» اجتماعی است و ابدا تند‌رویی نکرده. درباره «عصبانی نیستم» هم باید بگویم خیلی خوشحالم که دیده شد اما شما در قبال ی که در جشنواره نمایش می‌دهید مسوول هستید. ما بعد از آن همه سانسور و نامه و کناره‌گیری،‌ توقع حمایت داریم. جلسه با مجلس داشتیم و را دیدیم. گفتند بله شیطنت‌هایی دارد. شما بی‌تحقیق را ساخته‌اید؛ دانشجویان ستاره‌دار معمولا مشکل منکراتی داشتند و عده‌ای هم که بودند زندانند. گفتیم آقای به تعداد دانشجویان ستاره‌دار دانشجوی ستاره‌دار وجود دارد. ما بیشتر از 300نفر از این دانشجوها داریم بعد شما می‌گویید ما تحقیق نکرده‌ایم باشد حق با شماست. ولی ما هر چند تا دانشجوی ستاره دار با این مشخصات بخواهید پیشتان می آوریم. شاید کمکی هم بهشان کردید. جلسه تمام شد و فکر کردیم مساله حل شده .ولی فردای همان روز آقای مصاحبه‌ تندی د. فکر می‌کنید ت جدید در حوزه اجتماعی و هنری روند مثبتی داشته یا نه؟ نمی‌شود به خاطر دو ی که نام بردم منکر اتفاقات مثبت ت جدید شد. امیدوار آرام‌آرام اتفاقات خوبی بیفتد. ما کاملا درک می‌کنیم که مشکلات زیادی هست. متاسفانه در سال های اخیر چاه ویلی کنده شده که پر ش زمان می‌برد. و طبیعتا‌ بهبود وضعیت اقتصادی مردم دراولویت است. اما وقتی در زمینه فرهنگ و هنر آقای از شجریان نام می‌برد باید درباره مسائل فرهنگی جدی‌تر باشند، نه اینکه اطرافیان ت بگویند صبر کنید مسایل به نوبت حل می‌شود. یا اگر ‌‌هایی مثل «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها» در جشنواره نمایش داده می‌شود یعنی قرار است اتفاقات خوبی بیفتد؛ پس چرا باید از ترس یک‌سری نیرو‌های خودسر از جایزه‌هایمان بگذریم؟ چطور به نوید محمد‌زاده که بازی‌اش در «عصبانی نیستم» بی‌نقص بود و یک لحظه بازی از دستش نمی‌رفت بگوییم دارند مذاکره می‌کنند نمی‌توانیم جایزه‌ا‌ت را بدهیم. آ چه ربطی دارد؟ این بازی آنقدر تر و تمیز است که به نظرم بحث سلیقه نیست. که حتی گفتیم باشد شما جایزه نوید را بدهید هیچ کداممان اختتامیه نمی‌آییم. اینها دیگر مسایل کلی نیست که بگویند صبر کنید. در عبور از غبار اصغر فرهادی نقش مهمی بازی کردید. چرا این همکاری ادامه پیدا نکرد؟ البته دایره زنگی هم بود. اما متاسفانه سر درباره الی پیشنهاد شد ولی با یک گروه تئاتر باید به سفر می رفتم و برای همین نتوانستیم همکاری کنیم. فقط یک آدم تئاتری می‌تواند چنین کاری کند…. نه در آن ماجرا تعهدی که به گروه داشتم مهم‌تر بود .اما در واقع تئاتر برایم خیلی مهم است و حتی پیش آمده که برای اجرایی که در تهران داشتم سر ی نرفتم. اما خب خود تئاتر هم مهم است. چرا تئاتر اینقدر برایتان جذ ت دارد؟ برای من تئاترخیلی با سینما متفاوت است و جذ ت‌های مخصوص خودش را دارد ، روند تمرین که از اجرا هم لذت‌بخش‌تر است. مدیوم تلویزیون هم برایتان جذ ت دارد؟ بله تلویزیون هم جذاب است. صاحبدلان یکی از بهترین نقش‌های من بود. در یکی از همان جلسات معروف به من گفتند: «تلویزیون به شما فرصت دیده شدن داد و شما ناسپاسی کردید» در صورتی که فرصتی که تلویزیون به من داد در سال به
5
هزار نفر دیگر هم می‌دهد. به نظرم بیشتر منت آن گروه و سریال به گردن تلویزیون است که هنوز هم در ماه رمضان باز پخش دارد. صاحبدلان نقشی بود که شما خودتان را به عنوان باران کوثری بازیگر نقش اول ثابت کردید. سریال صاحبدلان وقتی به من پیشنهاد شد که «خون‌بازی» تمام شده بود و منتظر اتفاقات خوب بعدی بودم. کاملا مطمئن بودم که نباید سریال بازی کنم. من خیلی وقت‌ها با حامد بهداد م می‌کنم و در این مسایل قبولش دارم. حامد گفت تو نباید بعد «خون‌بازی» سریال بازی کنی، ولی این از آن اشتباهاتی است که باید انجام بدهی و همین حرف باعث شد من صاحبدلان را بازی کنم. اگر پیشنهادی در تلویزیون داشته باشید بازی می‌کنید؟ اتفاقا چند روز پیش گروهی با من تماس گرفت که واسطه همکاریشان با یکی از دوستان باشم. بعد پرسیدند خودتان چی؟ خنده‌ام گرفته بود مثل انی که خواستگاری می‌روند و آمار خواهر کوچکتر را هم در می‌آورند! یک نفر بین بازیگرانشان بود که ترجیح می‌دادم همکاری نکنم. این گروه‌بندی‌های متعارف چقدر در انتخاب بازیگران موثر است؟ من اصطلاح مافیا را قبول ندارم. این گروه‌بندی‌ها در همه جای دنیا وجود دارد و اصلا هم بد نیست. مثلا اگر سر کاری بروم و قرار باشد همبازی‌ام را انتخاب کن قطعا حامد بهداد را انتخاب می‌کنم. طبیعی است با آدم‌هایی کار می‌کنی که راحت‌تر هستی. به عنوان سوال آ . دختر جهانگیر کوثری فوتبال را پیگیری می‌کند؟ بله من استقلالی هستم البته نه صرفا به خاطر پدرم. دوستانی دارم که استقلالی هستند و دور هم جمع می‌شویم فوتبال می‌بینیم و خوش می‌گذرانیم. فوتبال‌های خارجی هم صرفا جهت دور‌همی دوستانه تماشا می‌کنم. و ازخیلی وقت پیش طرفدار بارسلونا بودم
ویدیوهای مرتبط:

باران کوثری


تصادف باران کوثری


باران کوثری و همسرش


باران کوثری ها


ع باران کوثری


باران کوثری و نوید محمد زاده


باران کوثری لیلا اوتادی


ع باران کوثری در اینستاگرام


باران کوثری اینستاگرام



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.