پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 بی سروسامانی
بی سروسامانی
درخواست حذف اطلاعات

با همه ی بی سروسامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام

آمده ام تا تو نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام

دلخوش گرمای ی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوبترین حادثه میدانمت
خوبترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن بغض مرا باز کن
دیرزمانی ست که بارانی ام

حرف بزن، حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام

محمدعلی بهمنی



مشاهده متن کامل ...
دست نایافته
درخواست حذف اطلاعات
درحالی روزهایم راسپری میکنم که برایم ایده ال ترین است,شاید فقط از نگاه من ایده ال باشد,کارتمام وقت من یک سروسامانی به شه من داده و خوشحالم که بالا ه بعدازمدت ها تجربه موقعیتی را که همیشه د ی ان بودم,نمیدانم چه سری ایست که ماادم ها همیشه تجربه را دوس داریم وازپندها درس نمیگیریم,ولی امروز با تمام خوبی اش کلی غم دارد,روزهایی راسپری میکنم که ازلخاظ جسمی خسته ام ولی خوبم

همین



مشاهده متن کامل ...
گن ارم و....
درخواست حذف اطلاعات
سلاممولا جان

منواین همه روسیاهی

امانم را بریده

احساس میکنم هیچ راه فراری از این همه گناه ندارم

مولا جان الهی قربونتون برم یه نگاهی به زندگیم بندازید

نمیدونم چکار کنم زندگیم هیچ نظمی نداره بدون هیچ برنامه تعالی داره پیش میره و روز به روز از شما دورتر میشم

میدونم خیلی بدم ولی اینم میدونم که شما دوست ندارید زندگی من به این منوال سپری بشه

آقاجونم شمارو قسم به مادرتون خانم فاطمه زهرا(س) دستمونو بگیرید

سخته این همه بی سروسامانی، به زندگیم سروسامون بدید مولاجان

کمکمون کنید آقاجونم

خستم

منمواین دستای خالی آقاجونم و شما و لطف و کرمتون



مشاهده متن کامل ...
بی سروسامانی
درخواست حذف اطلاعات
بی سر و سامانی وبلاگم نشان از بی سر و سامانی زندگیم دارد

اصلا وضع عجیبی شده هیچ چیز روی برنامه نیست انگار تعطیلات بین ترم مرا بدجور تبل کرده خودمانیم عجب کیفی میدهد

باز هم میخواهم بنشینم فکر کنم و دوباره زندگی ...

دارایی های من برای زندگی: من . سازم . کتابهایم . کامپیوترم . موبایلم .



مشاهده متن کامل ...
وضعیت وحشتناک نقل و انتقالاتی پرسپولیس
درخواست حذف اطلاعات
در حالیکه همه تیمهای لیگ برتری به دنبال بازیکنانی برای تقویت خود در فصل نقل و انتقالات هستند،پرسپولیس مثل شش ماه گذشته باید به دنبال مدیر عامل و البته اسپانسر باشد.با وجود اینکه وزارت ورزش تلاش کرد تا سروسامانی به اوضاع دو باشگاه پرطرفدار تهرانی بدهی اما با کمی اغراق می توان گفت هر تصمیمی که تا کنون رضا خادم برای پرسپولیس گرفته است اشتباه بوده و در واقع تلاش های فراوان وی برای به ثبات رساندن این تیم هر لحظه بیشتر موجب فرو رفتن این باشگاه درباتلاق شده است.

وضعیت وحشتناک نقل و انتقالاتی پرسپولیس



مشاهده متن کامل ...
مرگ بر +++ מוות לישראל +++ death to israel
درخواست حذف اطلاعات

انتقاد از کار درباره بی سروسامانی هلدینگ بزرگ اقتصادی «شستا»/ انتصاب یک نجومی بگیر در تأمین اجتماعی

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با انتقاد از بی سروسامانی شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی «شستا» از تغییر چندین مدیرعامل در مدت ۸ ماه در این شرکت خبر داد و گفت: از رفاه درباره انتصاب یک نجومی بگیر در هیأت مدیره تأمین اجتماعی سؤال خواهم کرد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با انتقاد از بی سروسامانی شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی «شستا» از تغییر چندین مدیرعامل در مدت ۸ ماه در این شرکت خبر داد و گفت: از رفاه درباره انتصاب یک نجومی بگیر در هیأت مدیره تأمین اجتماعی سؤال خواهم کرد.
عبدالرضا مصری، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای ی در گفت وگو با فارس، با بیان اینکه از تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره بی سروسامانی شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی و بار مالی سنگین اجرای طرح تحول سلامت بر دوش تامین اجتماعی سوالاتی در مجلس مطرح خواهم کرد، اظهار داشت: طرح تحول سلامت 10 هزار میلیارد تومان طی سه سال گذشته بر دوش سازمان غیر تی تامین اجتماعی که متعلق به کارگران زحمت کش است، هزینه و خسارت گذاشته است.
وی افزود: سازمان تامین اجتماعی متعلق به کارگران و کارفرمایان بیچاره است که باید متحمل خسارت های سنگینی برای اجرای طرح تحول سلامت شود در حالی که این طرح کاملا تی بوده و ت باید پیش از اجرا منابع آن را پیش بینی می کرد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای ی با بیان اینکه سازمان تامین اجتماعی طلب های بسیاری از ت دارد که هنوز پرداخت نشده است، گفت: تعرفه ها با اجرای طرح تحول سلامت 100 درصد افزایش پیدا کرد اما ریالی توسط ت پرداخت شد.
وی همچنین از تعاون، کار و رفاه اجتماعی نسبت به تغییرات مدیریتی بزرگترین مجموعه اقتصادی کشور یعنی «شستا» انتقاداتی را مطرح کرد و گفت: دلیل تغییرات مدیران به فاصله هر 8 ماه یکبار مشخص نیست و اینکه چرا باید انتخاب مدیران طوری باشد که بعدها نیاز به تغییر آنها شود. بنابراین اگر انتخاب آنان درست نبوده درنهایت باید 3-2 بار جابجایی انجام شود.
مصری گفت: این تغییرات پیاپی نشان می دهد که مسئولان برای انتصاب این مدیران صلاحیت های لازم را در نظر نگرفتند و اگر هم از مجموعه ها و دستگاه ها برای انتصاب آنها فشار وارد می شود که دیگر نمی تواند به آقای ربیعی به عنوان یک نگریست چرا که اختیارات لازم را دارد و نباید افراد تحمیلی را منصوب کند.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای ی با بیان اینکه «شستا» یک مجموعه اجاره ای برای برخی گروه ها شده است گفت: پیشنهاد ما این است که اگر قرار است این مجموعه عظیم اقتصادی اجاره داده شود حداقل برای مدت یک سال باشد که افراد بتوانند یک برنامه کاری درست ارائه دهند.
این مجلس همچنین از برخی اقدامات کار درباره افتتاح پروژه ها انتقاد کرد و گفت: اخیرا برای کلنگ زنی پالایشگاه کرمانشاه به جای کلنگ زدن از بلدوز استفاده کرد اما پس از رفتن ایشان تمام دستگاه ها جمع آوری شدند و عملا هیچ اتفاقی نیفتاد.
مصری از انتصاب یک مدیر متخلف در هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی خبر داد و گفت: با وجود تایید سازمان بازرسی کل کشور معلوم نیست چرا یک فرد متخلف با حقوق نجومی در راس هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی در حال فعالیت است و هنوز هیچ برخوردی با آن نمی شود.
وی با بیان اینکه سوالات خود را در صحن علنی مجلس از تعاون، کار و رفاه اجتماعی مطرح خواهم کرد، گفت: چندین بار سوالات من در صحن مجلس به تعویق افتاده است و ی پاسخگوی آن نیست.


مشاهده متن کامل ...
اربعین و عاشقان حسین( ع)
درخواست حذف اطلاعات

طی روزهای گذشته تعدادی از همکاران گرامی و همچنین بعضی از بچه های عزیز مدرسه و خانواده های محترم آنان برای شرکت در مراسم اربعین حسینی عازم کربلا شدند . با مشاهده خداحافظی هموطنان عزیزم برای عزیمت به کربلا یاد بچه های پاک دوران جنگ افتادم . افرادی که سخت مشتاق شهادت و یا زیارت حسین (ع ) بودند و هیچ ترس و نگرانی از هیچ چیز و هیچ نداشتند. مطمئنم بسیاری از آدم های امروز ما نیز دست کمی از ان دوران جنگ ندارند . انی که هیچ ترس و وحشتی از جنگ زدگی و بی سروسامانی عراق ندارند...



مشاهده متن کامل ...
این شعر از کیست
درخواست حذف اطلاعات

عاشقم سوخته ام وابگذارید مر

لحظه ای با دل شیدابگذا را

من درافتاده ام ازپای گران همسفران

ببرید از من وتنها بگذارید مرا

سرنوشت منو دل بی سروسامانی بود

به قضاوقدر اینجابگذا را

عاشقان راه سلامت به شماارزانی

منکه مجنونم ورسوابگذا را

خسته وکوفته ازشوروشرزندگیم

یکدم اسوده زغوغا بگذا را

تلخکامم که به غمخواری من بنشینند

شاد از انم که به غمها بگذارید مرا

دل دیوانه عاشق نشود پند پذیرا

بهتر ان است که بخود وابگذارید مر



مشاهده متن کامل ...
نامه ..
درخواست حذف اطلاعات
http://axgig.com/images/68073839988281576426.jpg

چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی ها
دستها تشنه ی تقسیم فراوانی ها

با گل زخم سر راه تو آذین بستیم
داغهای دل ما جای چراغانیها

حالیا دست کریم تو برای دل ما
سر پناهی است در این بی سروسامانی ها

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی
ای سر انگشت تو آغاز گل افشانیها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها

سایه ی امن ای تو مرا بر سر بس
تا پناهم دهد از وحشت یها

چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانی ها


| قیصر امین پور |



مشاهده متن کامل ...
من برگشتم..
درخواست حذف اطلاعات
ســـــــــــــــــــلام دوس جونیام......ماهه حسینی رو تسلیت میگم..من به یاد گذشته ها پسته پارسالو میذارم برا محرم

وای خدای من،یه ماه نبودم چی به سر وبم اوردین بچه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگذریم اعلام حضور میکنمو ایشالا وبمو تغییرش میدم..

وای خدا من باز امسالم تولد کاپی نبودم اه..معذرت واقعا.دیانا جان من خودم نت نمیومدم ولی به دوستام گفتم که بهت اطلاع بدن از زحماتت ممنونم ولی من اولش گفتم که یه هفته ازمایشی کار میکنی ..متاسفانه شما بعد دو هفته اومدیو نظم وبو که من دوسش داشتمو بهم زدی..به هرحال اجازه دسترسی به پستای منو نداشتی ووو اجازه توهین به منم نداشتی !تو این یک ماهی که نبودم بازدید وبم زیر صفر شده..

مریم که نویسنده جدیده دوستمه ازش خواستم تو این ماه سروسامانی به این وب بده..

ببخشیدا بچه ها ولی فک نمی قالبو اهنگو پستارو عوض کنینو من بدونه اینکه بدونم ادرس به بقیه بدمو اونا ازش خوشش نیاد:((

من این وبمو دوسش داشتمو دارمو خواهم داشت پس نیازی به نویسنده ای که توکارام دخ کنه ندارم..بهتره تنهایی ادارش کنم..

راستی وانیا جونم من اطلاع نداشتم از لینکام حذفت اما تو باز لینکی..

دلم برات تنگ شده..

زیادی طولانی شد ..تموم میکنمو راستی مری خانوم میل میل ماله شوما نی سینارو بچسب بچه..

منتظر تغییر کلی تو وبم باشین



مشاهده متن کامل ...
پیروزی پرگل هلند مقابل لتونی
درخواست حذف اطلاعات


تیم ملی هلند در چهارمین بازی خود در مسابقات انتخ یورو2016توانست با نتیجه ی پرگل 6-0تیم ملی لتونی را ش ت دهد و سروسامانی به اوضاع خود در ج مسابقات بدهد در گروه یک انتخ یورو2016 هم اکنون تیم ملی هلند با 6امتیاز از 4بازی در رده ی سوم گروه قرار دارد تیم ملی لتونی نیز با 2امتیاز در جایگاه پنجم قرار دارد



مشاهده متن کامل ...
نگاهی دیگر به چکری پکری (از جلد هفتم مجموعه ی سیستان) به قلم غلامرضا عمرانی
درخواست حذف اطلاعات



čen sâl a botta-margi ša; az to švaq e na-ša
neyzâr-â čalgi čalgi ša; az to švaq e na-ša
ka:lo: ša qa:m; gisalgi ša; az to švaq e na-ša
del sâburi: bu; palgi ša; az to švaq e na-ša
a:m-bo: e katk o tajgi ša; az to švaq e na-ša


(پیام سیستانی، چاپ نشده)


برگردان:

چند سال است «بته مرگی» اتفاق افتاد؛ [اما]از تو خبری نرسید/ نیزارها[ی سیستان- که شاد و حاصل خیزی سیستان از برکت آن هاست و تا پیش از این انبوه بود] تُنُک مایه شد؛ [اما]از تو خبری نرسید/ غم بزرگ شد؛ انبوه شد؛[اما]از تو خبری نرسید/ دل سابوری (= دریاچه ی هامون) بود؛ [بدل به] پلگی شد؛[اما]از تو خبری نرسید/ [دل] همانند اخگر افروخته ... شد؛[اما]از تو خبری نرسید.


sa:r-βa-ko:kan e چکری پکری


سابوری نام دیگر و آشناتر دریاچه ی هامون است؛ معجزه ی بزرگ طبیعت و امید مردم سیستان؛ palgi نیز نام یکی از روستاهای بلندآوازه ی سیستان است؛ اما در کاربرد اخیر، رویارو با سابوری افزون بر معنای اخیر، مفهوم دیگری از واژه ی palgi به ذهن مخاطب می رسد که برخاسته از معنای قاموسی آن است؛ جایی که ریزگردها از آن برمی خیزند و خسارت آفرین می شوند؛ و این معنا متأسفانه با خشکیدن گه گاهی هامون مطابقت دارد. رمز ایهام شعر در همین است که نتیجه ی آن بی سروسامانی و دربه دری مردم سیستان است و مرگ میلیون ها ماهی و آوراگی صدهاهزار پرنده و نابودی هزاران دام کوچک و بزرگ! شگفت آن که تمام این مفاهیم دردآور تنها از یک نیم مصراع del sâburi: bu; palgi ša; دریافتنی است؛ و باز شگفت آن که نیم دیگر این مصراع، یعنی az to švaq e na-ša حدیث درد پیوسته ی دیگری است؛ دیر آن که باید می آمد و سفره را می انداخت و نان را قسمت می کرد و پپسی را قسمت می کرد و شربت سیاه سرفه را قسمت می کرد و روز اسم نویسی را قسمت می کرد و نمره ی مریض خانه را قسمت می کرد و چکمه های لاستیکی را قسمت می کرد و سینمای فردین را قسمت می کرد و هیرمند را قسمت می کرد و هامون را قسمت می کرد؛ اما هزاره ها گذشت و نیامد که نیامد! تنها گرد آمد و سوار نیامد! دیدی؟ دیدی دلا که یار نیامد؟!



مشاهده متن کامل ...
از ضعف مدیریت مخابرات 13 آبان تا بی سروسامانی سیم های تلفن در شهرک رس
درخواست حذف اطلاعات

18717560762814850982.jpg;صادق گل محمدی: از «سال ۱۲۶۵ شمسی» که زنگ اولین تلفن در ایران به صدا در آمد تا به امروز تلفن همواره یک از ضروری ترین وسایل زندگی شخصی و کاری افراد بوده است . تلفن جزو وسایلی است که با گذشت زمان نه تنها کارایی آن محدود نشده است بلکه توانسته با به روز رسانی خود نقش های بیشتری را در زندگی انسان امروز بازی کند به عنوان مثال امروزه ما از تلفن برای انجام کار های بانکی و استفاده از اینترنت پرسرعت که خود دنیایی جداست استفاده می کنیم که تلفن های ثابت را از یک وسیله ی صرفا ارتباطی به یک وسیله ی همه کاره تبدیل کرده است . واضح است افزایش کارایی های یک وسیله باعث می شود که استفاده کنندگان از آن وسیله بیشتر شوند و ارائه ی خدمات مطلوب به این کاربران وظایف ادارات ، سازمان ها و حتی افراد در ارتباط با آن وسیله مهم تر و حیاطی تر می شود .

اما ظاهرا مخابرات سیزده آبان این وظایف را خیلی جدی نگرفته و باعث ایجاد مشکلات متعددی در شهرک رس شده است . کابل کشی های تکه تکه از کنتور اصلی مخابرات تا خانه های مردم نه تنها ظاهری زشت به محله داده بلکه امکان خطا ی و تعمیرات تلفن را هم از شهروندان گرفته است .



مشاهده متن کامل ...
خبری خوش برای رئالی ها:اتلتیک بیلبائو1-0سویا
درخواست حذف اطلاعات

سویا باخت،صدرنشینی رئال قطعی شد


در ادامه هفته دهم لالیگا، لحظاتی پیش بازی تیم های بیلبائو و سویا با برتری اتلتیک بیلبائو به پایان رسید تا سویا فرصت صدرنشینی را از دست بدهد.


به گزارش "ورزش سه"، ش ت شب گذشته بارسلونا این فرصت را در اختیار تیم سویا قرار داده بود تا با برتری احتمالی بر اتلتیک بیلبائو، بتواند پس از سال ها به صدر ج لالیگا دست یابد. این تیم پس از سه برد متوالی، ساعاتی پیش به زمین بیلبائو رفت تا به چهارمین پیروزی پی در پی خود دست یابد اما اتلتیک با پشتوانه هواداران پرشورش، اجازه چنین کاری به شاگردان اونای امری نداد.

بیلبائو که از 8 بازی ابت خود تنها 5 امتیاز اندوخته بود، پس از ب پیروزی در هفته گذشته مقابل آلمریا، در مقابل سویا دومین برد متوالی خود را جشن گرفت تا به اوضاع خود در ج سروسامانی بدهد. تگ گل این بازی را آدوریز در دقیقه 13 روی پاس خوب سوسائتا به ثمر رساند.

بدین ترتیب سویا با همان 22 امتیاز در رده چهارم باقی ماند و صدر نشینی رئال نیز با 24 امتیاز قطعی شد.



مشاهده متن کامل ...
حرف آ 17
درخواست حذف اطلاعات

رمضان می رود رو به قدس ...

الهه ارجمندی راد

روزهای آ بیشتر دلم می گیرد.برای روزهای مهمانی و شبهای آرامی که هرلحظه اش فرصتی بود برای خلوت و خلوص.اصلا رمضان برای همین آمده بود .تا فطرما را بتکاند و برود تا سال بعد.تمام عقایدمان ،ترسمان و نگرانی ها را سروسامانی دهد.دلها را دستی بکشد و خ کند...رمضان برای همین است.نگاه را کمی فراتر برد،از خانه خودت ببرد بیرون ...بروی برای دستگیری و دلجویی.میان شهر،آن پایین ترها قدمی بزنی،دستی بگیری و دلی را مهمان محبت افطاری ات کنی.ونه تنها امشب و رمضان ،تمام سال را... که اگر توانستی کودکی که تو مسئول محبت به او هستی را منتظر نگذاری.سفره ای که برای تو مقدر شده از دارایی ات پر شود ،فراموش نکنی..وروزه ،روزه تن نیست.جهاد روح است.باید از خودت بزرگتر شوی.بیایی در جمع،میان مناجات های شبهای قدر شهرت بنشینی و خود را پاک کنی.سی شب فرصت داری و سه شب فرصتی بیشتر و خاص تر... و رمضان که می رود به سمت سی،باید بدانی فرق کردی."رمضانی شدی"...حالا اگر بندهای هم باز شود، یاد گرفته ای ‏خودت را بهتر حفظ کنی.‏

آری رمضان برای همین است ، تا بهتر ببینیم.نه فقط خود را .تمام شهرمان را ،بلکه بیشتر، تمام بیرون شهر را...سرکی بکشیم میان ستم هایی که نباید مقابل آن سکوت کرد.به صحنه هایی که دل اشی اش عادی نمی شود.به کشتاری که خونش پاک نمی شود و نمی توان انکارش کرد،حتی اگر تمام جهان نفی اش کند.غم رمضان امسال را هم نمی توان انکار کرد وباروت هایی که مردمی روزه دار، افطار و سحرشان با آن عجین شد.و جامعه ای که سکوت کرد .

و "قدس" پایان این روزه داری ست.پایان رمضانی که درس های زیادی داد و رفت.و فطر شروعی تازه است.عیدی که بشارت قبولی رمضان را دارد.مهمانی تمام می شود اما" قدس" می ماند . رس ها سنگین شده اند و "رمضانی ها " می دانند دیگر به بیرون خانه،به بیرون شهر نیز نگاهی بیندازند.و فطریه هایشان لبخندهای محبتی باشد که نثار کودک آواره سرزمین قدس کرده اند. سرزمین پاکی که در قداست آن (ص) فرمود: خداوند در حدیث قدسی می فرماید: «هر مرا در خانه ام (مسجدالحرام) یا در مسجد م یا در بیت المقدس زیارت کند ‏و بمیرد، شهید جان س است.‏



مشاهده متن کامل ...
ادم ها
درخواست حذف اطلاعات

ن معلمی ساده در در یک روستا بود او در ضمن س رست رو مه رستاخیز را هم به عهده داشت. ن هر روز از روستا به شهر می آمد تا به کارهای توزیع و اداری رو مه سروسامانی بدهد. از آنجایی که بین روستا و شهر فاصله زیادی بود و در آن روزگار سرویس منظمی بین این دو وجود نداشت و با توجه به جاده ها او بسیار عذاب می کشید. تا اینکه یک روز او مشکلش را به مدیر مدرسه گفت.

مدیر با لبخند گفت: آدمی به خنگی تو نوبره والله؛ هم مدیر رو مه رستاخیز باشی و هم در روستا کار کنی؟ یک نامه به آنها بنویس بلافاصله منتقلت می کنند به شهر.

ن چند ماه مردد بود و بالا ه مشکلات عدیده رفت و آمد او را مجبور کرد نامه ای به مدیر مسئول رو مه رستاخیز بنویسد و مدیر رو مه نامه را با نظر موافقت به آموزش و پرورش ارجاع کرد. ن بلافاصله به شهر خود منتقل شد. او حالا سروسامان گرفته بود و بعد از مدتی ازدواج کرد و دارای زن و فرزند شد.

بعد از مدتی انقلاب شد و رشته های بسیاری پنبه شد از جمله رشته ن. او را به خاطر آن نامه، طاغوتی قلمداد د و از آموزش و پرورش ا اج نمودند و ن ماند با زن و دو بچه ای که برای گذران زندگی ج لازم داشتند.

ن مجبوراً یک کتابفروشی باز کرد و تمام کتاب های را که یک عمر با خون دل و ج ن جمع کرده بود در کتابفروشی فروخت. مخارج و وام هایی که گرفته بود دمار از روزگار او درآورده بود ولی او روح درویش مسلکی داشت و با بدوخوب روزگار تا می کرد.

زنش از این دگرگونی روزگار بسیار گلایه مند بود و دایم غر می زد: اینهم عاقبت ازدواج با یک معلم و خبرنگار، که هر دو بر باد بود. یکی سیکل ندارد رییس اداره شده است این با لیسانس کتاب کهنه می فروشد خاک به سرم با این شوهری که .

ن می سوخت و می ساخت و دم نمی زد. بعد از سه سال سوء تفاهم شد و از ن دوباره دعوت به کار شد ولی او این بار چنان از دل و دماغ کار افتاده بود و زمانه چنان در این سه سال بر او تنگ گرفته بود که اصلاً حوصله معلمی را نداشت ناچار او را به دفترداری گماشتند.

زنش چنان از کتاب و رو مه و شعر متنفر شده بود که به او حتی اجازه نمی داد غیر از کتاب درسی یک کتاب داستان هم به خانه ببرد. و ن در خانه ایی که به قول خودش از فرزندانش(کتاب هایش)جدا شده بود بسیار بی ت می کرد.

ن از نوجوانی قریحه شاعری داشت و چندین کتاب شعر هم چاپ کرده بود چند تایی از آنها فروخته شده بود بقیه در زیرزمین خانه اش خاک می خورد. ن وقتی شعر تازه می گفت روی تکه کاغذی و مقوایی یادداشت می کرد و آن تکه کاغذها را هم لابلای کتاب های خودش پنهان می کرد و زیر لب می کرد: یارب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است.

ن را یک روز در پشت میز اداره مرده یافتند سرش را گذاشته بود روی میز و خلاص. در دستش یک قوطی خالی سیگار بود؛او آ ین شعر خود را روی قوطی سیگار نوشته بود.

زن و فرزندان ن تمام کتاب ها و شعرهای لای کتاب ها را در اولین فرصت آتش زدند. آنها عامل عقب افتادگی خود را از جامعه ایی که در حال رفتن به سوی سرمایه داری بود همین کتاب ها و خزعبلات می دانستند.

ن در سکوت کامل خبری و توسط چند نفر همکار و هم محله ایی تشییع شد و هیچ رو مه ای هیچ تسلیتی در مورد شخصی که جزو اولین رو مه نگاران و س رستان مجلات بود ننوشت و جز آن قوطی کبریتی که آ ین شعرش از او ثبت شده بود هیچ شعر و نوشته دیگری از او به دست نیامد.



مشاهده متن کامل ...
من برگشتم..
درخواست حذف اطلاعات
ســـــــــــــــــــلام دوس جونیام......ماهه حسینی رو تسلیت میگم..من به یاد گذشته ها پسته پارسالو میذارم برا محرم

وای خدای من،یه ماه نبودم چی به سر وبم اوردین بچه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگذریم اعلام حضور میکنمو ایشالا وبمو تغییرش میدم..

وای خدا من باز امسالم تولد کاپی نبودم اه..معذرت واقعا.دیانا جان من خودم نت نمیومدم ولی به دوستام گفتم که بهت اطلاع بدن از زحماتت ممنونم ولی من اولش گفتم که یه هفته ازمایشی کار میکنی ..متاسفانه شما بعد دو هفته اومدیو نظم وبو که من دوسش داشتمو بهم زدی..به هرحال اجازه دسترسی به پستای منو نداشتی ووو اجازه توهین به منم نداشتی !تو این یک ماهی که نبودم بازدید وبم زیر صفر شده..

مریم که نویسنده جدیده دوستمه ازش خواستم تو این ماه سروسامانی به این وب بده..

ببخشیدا بچه ها ولی فک نمی قالبو اهنگو پستارو عوض کنینو من بدونه اینکه بدونم ادرس به بقیه بدمو اونا ازش خوشش نیاد:((

من این وبمو دوسش داشتمو دارمو خواهم داشت پس نیازی به نویسنده ای که توکارام دخ کنه ندارم..بهتره تنهایی ادارش کنم..

راستی وانیا جونم من اطلاع نداشتم از لینکام حذفت اما تو باز لینکی..

دلم برات تنگ شده..

زیادی طولانی شد ..تموم میکنمو راستی مری خانوم میل میل ماله شوما نی سینارو بچسب بچه..

منتظر تغییر کلی تو وبم باشین.

پ.ن

.

.

.

آﻗﺎ ﺳﯿﺎﻩ ﭘﻮﺷﺎﺗﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ ؟ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺍﯾﻦ ﻋـــﺰﺍ ﺩﺍﺭﯼ . . . ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﻏـــﺬﺍ ﺩﺍﺭﯼ . . . ﭘﺴﺮﺍ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﺸـــﻮﻥ . . . ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺷﻮﻫﺮ ﺁﯾﻨﺪﺷـــﻮﻥ . . . ﻓﺮﻭﺵ ﻟﺒﺎﺱ ﺍﺯ ﻋﯿﺪ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷـــﺪﻩ . . . ﻣﺪﺍﺡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺩﺍﻣﺎﺩﯾﺶ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﺗﺮ ﺷـــﺪﻩ . . . ﺁﻗﺎ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ ؟ ﺑﻌﺪ ﻫﯿﺌﺖ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻨـــﻦ ؟؟ ﻣﺎﺩﺭﺍ ﭼﺸﻤﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﻦ ﺗﺎ ﻧﺒﯿـــﻨﻦ . . . ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﺪﺍﺡ ﺁﻣﺎﺭ ﻧﺪﺍﺩﻩ . . . ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﯼ ﺍﻣﺸﺐ ﭼﻘﺪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺯﯾﺎﺩﻩ . . . ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺎﻩ ﭘﻮﺷﺎﺗﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ ؟

راستش من اینو دوسش دارم برا همین ،همینو گذاشتم گذاشتم..



مشاهده متن کامل ...
خلاصه بازی سایپا نفت تهران
درخواست حذف اطلاعات
سایپا با پیروزی مقابل نفت 6 امتیازی شد و در رده هشتم ج قرار گرفت.

به گزارش شفقناورزشی، شاگردان جلالی توانستند اولین پیروزی شان را در لیگ امسال جشن بگیرند.

هفته پنجم لیگ برتر؛ ورزشگاه انقلاب کرج، تماشاچی 100نفر

داور: شاهین حاج بابایی
کمک ها: آرمان اسعدی، علیرضا کناری

اخطار: حاج محمدی(نفت) حاتمی، صادقی(سایپا)

سایپا: حامد فلاح زاده، بابک حاتمی، ابراهیم شکوری، سجاد مشکل پور، مجید ایوبی، علیرضا علیزاده، مسعود ابراهیم زاده، ابراهیم صادقی، علی زینالی، کاوه رضایی، سیدمهدی سیدصالحی
سرمربی: مجید جلالی

نفت تهران: علیرضا بیراوند، لئوناردو پادوانی، محمدامین حاج محمدی، وحید حمدی نژاد، سعید لطفی، مرتضی پورعلی گنجی، دیوید ویکروم، وحید ی، کمال کامی نیا، ایمان مبعلی، علی قربانی
سرمربی: علیرضا منصوریان

شرح بازی:

مسابقه دو تیم تهرانی که یکی از آنها بالاجبار در کرج ن است، پربرخورد و جذاب بود. سایپا که بعد از ب نتایج ضعیف در 4 مسابقه اول به 3 امتیاز این بازی احتیاج فراوانی داشت در نهایت با تعویض طلایی جلالی 3 امتیاز این بازی را به حساب خود واریز کرد و سروسامانی به وضعیت خود داد. نکته مهم این است که تیم جلالی بعد از 3 هفته گل نزدن در 2 بازی متوالی 4 بار دروازه حریفان را باز کرده است. در عین حال، ش ت نفت بعد از پیروزی 3 گله مقابل ان کمی دور از انتظار بود. نفت با 7 امتیاز این هفته در ج سقوط خواهد کرد.

شرح گل ها:

0 ـ 1 (نفت): ارسال کامی نیا با ضربه سر قربانی به گل اول نفت تبدیل شد.
1 ـ 1 (سایپا): ارسال در عمق بابک حاتمی با ضربه سر فنی نزهتی به گل تساوی تبدیل شد.
2 ـ 1(سایپا): میلاد میداوودی تازه وارد با یک پاس عالی زینالی را صاحب توپ کرد و او گل دوم تیمش را به ثمر رساند.
نکته: میلاد میداوودی مهاجم سایپا در فهرست یازده نفره سایپا حضور نداشت، او در اوا بازی جانشین سیدصالحی شد و یک پاس گل داد. این اولین برد سایپا در لیگ بود.



مشاهده متن کامل ...
۱۰ سال پرهیاهو
درخواست حذف اطلاعات

مذاکرات هسته ایدلمان تنگ شده بود برای یک دست دادن از سر پیروزی. بازی برد – بردی که باید یک روز به نتیجه می رسید اما سیاست های پر فراز و نشیب ایران و غرب، هیچ وقت نگذاشت سوت پایان آن زده شود. سوتی که سرانجام در اولین ساعات روز یک شنبه نواخته شد تا بعد از یک دهه، مذاکرات هسته ای ایران به نتیجه برسد؛ هر چند مقطعی و کوتاه مدت. نتیجه ای که از آن، همه راضی بودند جز رژیم صهیونیستی.




تاریخی پر فراز و نشیب

مذاکرات هسته ای ایران هر چقدر که خاطرات تلخ داشت، یک چیز را به خوبی نشان داد و آن اهمیت توجه به مذاکرات و راه رفتن روی خط درست دیپلماسی بود. خطی که در آن نه جای گفتن «انقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان شود» است نه جای نشان دادن نقاشی بمب در مقر سازمان ملل متحد. حالا این تاریخ پرفراز و نشیب دارد به روزهای آرام بهاری اش نزدیک می شود. روزهایی که امید به بهتر شدن اوضاع ، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را نوید می دهد. اوضاعی که هر چند بعضی از کارشناسان با بدبینی به آن نگاه می کنند اما خیلی ها هم معتقدند آغاز راهی است که در آن شاید ایران بتواند سروسامانی به وضعیت اش در جهان بدهد.


یک دهه پر اضطراب

برگ های تقویم را باید ۱۰ سال، پیش کشید تا یادداشتی کوچک را در لابلای رو مه های دید که می گفت، مذاکرات هسته ای ایران آغاز شد. در بیست و نهمین روز مهرماه ۱۳۸۲ که آن روز فکر ریاست جمهوری را هم در سر نداشت به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در مقابل نمایندگان سه کشور اروپایی قرار کرفت تا اولین مذاکره هسته ای ایران شکل بگیرد. مذاکره ای که حتی مذاکره کنندگانش هم فکر نمی د باید ۱۰ سال بگذرد تا اولین نتیجه اش را بگیرد. پرونده ای که هر چه از اولین بیانش می گذشت، کاغذهای بیشتری که نشان از تحریم ایران بود به آن سنجاق می شد. از تحریم نفتی گرفته تا طلا، قطعات هواپیما، پتروشیمی، مراودات اقتصادی و هر چه که می توانست بخشی از کشور را فلج کند. کاغذهایی که گرچه در یک دوره از همین یک دهه پر اضطراب کاغذ خوانده شد اما عملاً ایران را وارد جریانی کرد که در آن چهار تیم مذاکره کننده درگیر شدند.




مشاهده متن کامل ...
۱۰ سال پرهیاهو
درخواست حذف اطلاعات

مذاکرات هسته ایدلمان تنگ شده بود برای یک دست دادن از سر پیروزی. بازی برد – بردی که باید یک روز به نتیجه می رسید اما سیاست های پر فراز و نشیب ایران و غرب، هیچ وقت نگذاشت سوت پایان آن زده شود. سوتی که سرانجام در اولین ساعات روز یک شنبه نواخته شد تا بعد از یک دهه، مذاکرات هسته ای ایران به نتیجه برسد؛ هر چند مقطعی و کوتاه مدت. نتیجه ای که از آن، همه راضی بودند جز رژیم صهیونیستی.




تاریخی پر فراز و نشیب

مذاکرات هسته ای ایران هر چقدر که خاطرات تلخ داشت، یک چیز را به خوبی نشان داد و آن اهمیت توجه به مذاکرات و راه رفتن روی خط درست دیپلماسی بود. خطی که در آن نه جای گفتن «انقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان شود» است نه جای نشان دادن نقاشی بمب در مقر سازمان ملل متحد. حالا این تاریخ پرفراز و نشیب دارد به روزهای آرام بهاری اش نزدیک می شود. روزهایی که امید به بهتر شدن اوضاع ، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را نوید می دهد. اوضاعی که هر چند بعضی از کارشناسان با بدبینی به آن نگاه می کنند اما خیلی ها هم معتقدند آغاز راهی است که در آن شاید ایران بتواند سروسامانی به وضعیت اش در جهان بدهد.


یک دهه پر اضطراب

برگ های تقویم را باید ۱۰ سال، پیش کشید تا یادداشتی کوچک را در لابلای رو مه های دید که می گفت، مذاکرات هسته ای ایران آغاز شد. در بیست و نهمین روز مهرماه ۱۳۸۲ که آن روز فکر ریاست جمهوری را هم در سر نداشت به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در مقابل نمایندگان سه کشور اروپایی قرار کرفت تا اولین مذاکره هسته ای ایران شکل بگیرد. مذاکره ای که حتی مذاکره کنندگانش هم فکر نمی د باید ۱۰ سال بگذرد تا اولین نتیجه اش را بگیرد. پرونده ای که هر چه از اولین بیانش می گذشت، کاغذهای بیشتری که نشان از تحریم ایران بود به آن سنجاق می شد. از تحریم نفتی گرفته تا طلا، قطعات هواپیما، پتروشیمی، مراودات اقتصادی و هر چه که می توانست بخشی از کشور را فلج کند. کاغذهایی که گرچه در یک دوره از همین یک دهه پر اضطراب کاغذ خوانده شد اما عملاً ایران را وارد جریانی کرد که در آن چهار تیم مذاکره کننده درگیر شدند.




مشاهده متن کامل ...
۱۰ سال پرهیاهو
درخواست حذف اطلاعات

مذاکرات هسته ایدلمان تنگ شده بود برای یک دست دادن از سر پیروزی. بازی برد – بردی که باید یک روز به نتیجه می رسید اما سیاست های پر فراز و نشیب ایران و غرب، هیچ وقت نگذاشت سوت پایان آن زده شود. سوتی که سرانجام در اولین ساعات روز یک شنبه نواخته شد تا بعد از یک دهه، مذاکرات هسته ای ایران به نتیجه برسد؛ هر چند مقطعی و کوتاه مدت. نتیجه ای که از آن، همه راضی بودند جز رژیم صهیونیستی.




تاریخی پر فراز و نشیب

مذاکرات هسته ای ایران هر چقدر که خاطرات تلخ داشت، یک چیز را به خوبی نشان داد و آن اهمیت توجه به مذاکرات و راه رفتن روی خط درست دیپلماسی بود. خطی که در آن نه جای گفتن «انقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان شود» است نه جای نشان دادن نقاشی بمب در مقر سازمان ملل متحد. حالا این تاریخ پرفراز و نشیب دارد به روزهای آرام بهاری اش نزدیک می شود. روزهایی که امید به بهتر شدن اوضاع ، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را نوید می دهد. اوضاعی که هر چند بعضی از کارشناسان با بدبینی به آن نگاه می کنند اما خیلی ها هم معتقدند آغاز راهی است که در آن شاید ایران بتواند سروسامانی به وضعیت اش در جهان بدهد.


یک دهه پر اضطراب

برگ های تقویم را باید ۱۰ سال، پیش کشید تا یادداشتی کوچک را در لابلای رو مه های دید که می گفت، مذاکرات هسته ای ایران آغاز شد. در بیست و نهمین روز مهرماه ۱۳۸۲ که آن روز فکر ریاست جمهوری را هم در سر نداشت به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در مقابل نمایندگان سه کشور اروپایی قرار کرفت تا اولین مذاکره هسته ای ایران شکل بگیرد. مذاکره ای که حتی مذاکره کنندگانش هم فکر نمی د باید ۱۰ سال بگذرد تا اولین نتیجه اش را بگیرد. پرونده ای که هر چه از اولین بیانش می گذشت، کاغذهای بیشتری که نشان از تحریم ایران بود به آن سنجاق می شد. از تحریم نفتی گرفته تا طلا، قطعات هواپیما، پتروشیمی، مراودات اقتصادی و هر چه که می توانست بخشی از کشور را فلج کند. کاغذهایی که گرچه در یک دوره از همین یک دهه پر اضطراب کاغذ خوانده شد اما عملاً ایران را وارد جریانی کرد که در آن چهار تیم مذاکره کننده درگیر شدند.




مشاهده متن کامل ...
عیدانه 94
درخواست حذف اطلاعات

سلام.یکباردیگرتحولی درطبیعت بوجودآمدوسرمای زمستان جای خود را به بهار سپردتا تولدی دیگررا رقم بزند.

لحظات پرشوری است.از دیدوبازدیدها گرفته و رفع کدورتها و عیدی گرفتن کوچکترها ازبزرگان.شادمانی وشوروشعف درمیان هرکوی وبرزن پدیداراست ورونق بازار ووفورنعمت الهی.که هریک را شکری واجب.

تبریک بواسطه بهاروعیدوتحویل سال وآرزوی توفیق د ناه حضرت حق وواسطه های حق درکره خاکی.

درایام فاطمی هم ادای احترام بساحت مام تشیع علوی واستدعای عاجزانه به اینکه دست گرفته ما را رها ننمایند.

برسم هرساله در لحظه تحویل سال تفعلی بقران زده تا را ار ی اله را بعنوان مشق زندگی در دستورکار داشته باشیم.جالب است اینکه در این دنیای پرزرق وبرق که توام با نیرنگ وتزویروریا است. و عده ای با ربا و رشوه و ی وکلاهبرداری جیب خود را پرکرده و بعبارتی خون مردم را در شیشه میکنند.درتفعل قرانی آمده استکه:

ای مومنان روزی حلال وپاکیزه ای را که نصیب شماکرده ایم بخوریدوشکرخدارا بجا آورید اگراو را پرستش میکنید.بقره 172

چقدرزیباوبجا وبه نکته حساس اشاره شده استکه حتی با ادعای ایمان وتقوای الهی باز هم میتوان درمعرض پرتگاه حرامخواری و اء بود.پس باید این فرمان الهی را آویزه گوشمان قرار دهیم تا از جمله نجات یافتگان باشیم.

راستی تازه یادم آمد که چندشب پیش یکی در مسجدمیگفت که فلانی می دانی برخی از همین گزاران اهل رباخواری هستند؟!گفتم من هم شنیدم ولی مگر نمی دانند که اکرم (ص)فرموده است:هرکه ربا بخورد همچون ی را میماند که نعوذبالله بامادرخود درخانه خدا عمل منافی عفت انجام داده باشد.

یا درمراودات عامه میشنویم که برای انجام کاری به فلان اداره و نهادی مراجعه کرده وبا پرداخت رشوه کارش انجام پذیرفته است.

این همان عملی استکه از یاد خدا بدوراست چراکه خود فرمود:وکفی بالله ا.

پس بیاییم ازهمین لحظات اول سال با غربالگری در زندگی مان .سروسامانی به آن داده ومال ناپاک راازدوروبرمان دورسازیم وتوکلمان بخدا.توسلمان به ائمه معصوم(علیهمالسلام)وتدبرمان نیز در راستای کلام حق باشد.

انشاء الله

عیدی شمارا از دست بی بی دوعالم حضرت زهرا(س) بگیریدبامیدحق

محمدعلی یوسف زاده

کارشناس امورفرهنگی



مشاهده متن کامل ...
احمد
درخواست حذف اطلاعات

(عزیز دل من) مهربانم!

امشب با چشم هایت حرف دارم...

امشب حرف های دلم را سطر به سطر برایت میخوانم...

مهربانم ، نمیدانم تو را به اندازه نفسم دوست دارم!

یا نفسم را به اندازه تو؟

فقط میدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست!

و قلب من !!!

جایگاه رفیقی است که شقایقها حسرت آن را می خورند.

وقتیکه ی را واقعا دوست داری !

یک دوست داشتن واقعی!

بدون دروغ بدون غرور، بدون ریا!!!

می تـــــــوانی!!!

با او خود خودت باشی!

می توانی دردهایت را هر چقدر ناچیز...

بی خج با او در میان بگذاری!

وقتیکه ی را با تمام وجودت دوست بداری...

آغوشش سایگاه آرامی خواهد بود...

تا خستگی ات را با او به فراموشی بسپاری.

هر وقت دوست داری در آغوشش بگیری...

بی هر مناسبتی بوسه بارانش کنی!

شانه هایش رابا بی سروسامانی ات سهیم کنی...

اشکهایت رابانوک انگشتانش محو...!

عزیزترینم...مهربانم !

می خواهم برای تو که بهترینی...

بهترین دوستی باشم که تاکنون داشته ای.

می خواهم گوش جان به سخنانت بسپارم..؛

حتی اگردرمشکلات خود غرق شده باشم،

می خواهم رفیق و یارت باشم،

خواه توانش را داشته باشم، یاخواه نداشته باشم؟

می خواهم به گونه ای با تو رفتار کنم که گویی اولین روز تولد توست.

نه آن روز خاص!

تمام روزهای سال به حرفهایت گوش خواهم داد.

در کنارت می مانم.همیشه از دور مراقبت خواهم بود.

در مبارزه با زندگی ،

برایت دعا می کنم...

می خواهم برایت بهترین مونس و همدمی باشم!

که تا کنون داشته ای...

امروز، فردا و فرداهای دیگرتا آ ین لحظه حیاتم!

می پرسی چرا ؟!..

زیرا تو نیز معجزه ی زندگی من بوده ای و هستی...

معجزه ای که خداوند لطف وجودت را به من داده است!

مهربانم ای خوب

از با تو بودن دل برایم عادتی ساخته...

که هیچگاه بی تو بودن را باور ندارم!

و باز در پایان حرفهایـــم...

نمیدانم تو نیز همین حس را داری یا؟؟؟؟

گــــــاهی...

در زندگی هر بعضی هایی وجود دارند که...

یک جور خاص دوست داشتنی،و دلنشینن..

انگار خدا جور دیگر آفریده شان...

اصلا نمی توان که دوستشان نداشت!

اسم این دوس داشتن را عشق نمی گذارم،

شاید یک دوست داشتن عجیب است.

من اسمش را (عزیز دل ی بودن میگذارم)...

و تو عزیز دل من هستی!

(عزیز دل من ...) دوستت دارم همیشگی و پایدار...

نمیدانم این همان عشق هست یا نه...

ولی میدانم زندگیم به وجود تو گره خورده هست...

و بی تو نفس زندگیم میگیرد...

ساده و بی ریا میگویم دوستت دارم...

یک دوست داشتن واقعی!!!

شاید عــشــق همین باشد!!!!

(تقدیم به تنها بهانه ی زنده بودنم احمد)



مشاهده متن کامل ...
آشتیانی: کاشانی در پرسپولیس باند درست کرده / جانشین برانکو را می شناسم
درخواست حذف اطلاعات

پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: «زمانی که من در پرسپولیس بازی می باشگاه هامبورگ قصد داشت من را به خدمت بگیرد اما به خاطر هواداران نتوانستم از این تیم جدا شوم و ماندم.»

ابراهیم آشتیانی در رابطه با نتایج ضعیف پرسپولیس در لیگ برتر اظهار داشت: «ش ت مقابل استقلال خوزستان به قدری برای من تلخ بود که باعث تاسف من و دیگر پیش وتان واقعی پرسپولیس شده است. هواداران انتظار داشتند تیم محبوبشان پس از ناکامی در فصل گذشته، حداقل در فصل جدید نتایج بهتری ب کند اما اتفاقات فصل گذشته در حال تکرار شدن است.»

وی در ادامه افزود: «مهم ترین دلیل ناکامی پرسپولیس از هیات مدیره این تیم نشات می گیرد. جعفر کاشانی رئیس هیات مدیره پرسپولیس برای خودش ب درست کرده و به دنبال این است که برانکو را هم مثل و گل محمدی فراری بدهد. همیشه تصور می کردیم حضور ون در پرسپولیس باعث شده این باشگاه نتواند سروسامان بگیرد، اما الان به این نتیجه رسیدم دلیل بی سروسامانی پرسپولیس حضور افرادی نظیر کاشانی و زادمهر است.»

پیش وت باشگاه پرسپولیس با بیان اینکه با کاشانی مشکل شخصی ندارد، عنوان کرد: «من دلم برای پرسپولیس می سوزد. اگر هم چیزی می گویم به این دلیل نیست که با ی مشکل شخصی دارم اما کاشانی همیشه ادعا می کند باشگاه شاهین را به یک باشگاه حرفه ای تبدیل کرده و قصد دارد پرسپولیس را نیز مثل شاهین به یک باشگاه حرفه ای تبدیل کند. دوست دارم بروید شرایط باشگاه شاهین را ببینید. به خاطر پول، زمین فوتبال این باشگاه را تکه تکه کرده اند. مرحوم اکرامی در روزهای پایانی حیاتش از دست این افراد خون گریه می کرد.»

آشتیانی در پاسخ به این سوال که برانکو به چه میزان در ناکامی های پرسپولیس نقش دارد؟ گفت: «برانکو کمترین تقصیر را در این ناکامی ها دارد. کاشانی و دوستانش در هیات مدیره می خواهند همان طور که برای و گل محمدی و بقیه مربیان مشکل تراشی د برانکو را نیز به یک مهره سوخته تبدیل کنند تا مربی مورد نظرشان را به پرسپولیس بیاورند. این مربی را هم من می شناسم. او ی است که در حال حاضر در هیات مدیره پرسپولیس حضور دارد.»

وی درباره بازیکنان جدید پرسپولیس اظهار داشت: «پرسپولیس بازیکنان جوان خوبی جذب کرده است اما آنها تجربه کمی دارند و باید با تجربه بیشتری در این تیم حضور پیدا می د. البته برانکو در جذب بازیکنان نقش زیادی نداشت. زمانی که هیات مدیره بودجه ای برای جذب بازیکنان در اختیار برانکو نمی گذارد وی مجبور است از بازیکنان ارزان قیمت استفاده کند.»

پیش وت باشگاه پرسپولیس با اشاره به اینکه پیش وتان واقعی پرسپولیس جایی در این باشگاه ندارند، تصریح کرد: «من برای خودم چیزی نمی خواهم اما چرا امثال علی پروین در این باشگاه جایگاهی ندارند؟ فردی مثل خوردبین در این تیم حضور دارد که نان به نرخ روز خور است یعنی به خاطر پست و منصب با هر ی کار می کند. زمانی که من در پرسپولیس بازی می باشگاه هامبورگ قصد داشت من را به خدمت بگیرد اما به خاطر هواداران نتوانستم از این تیم جدا شوم و ماندم. من پرسپولیس را حتی به فرزندم هم نمی فروشم. چه برسد به اینکه به خاطر پول این کار را انجام بدهم.»

آشتیانی در پایان صحبت هایش یادآور شد: «اگر در سایت باشگاه پرسپولیس می بینیم که ع طاهری به صورت ثابت قرار داده شده نباید وی را مقصر قلمداد کرد. مقصر انی هستند که چنین انی را به پرسپولیس آورده اند. طاهری تا زمانی که در پرسپولیس حضور دارد به دنبال منفعت خودش است. زیرا تعصبی به این تیم ندارد.»



مشاهده متن کامل ...
پخش موسیقی های ممنوعه از گوگوش تا وحوش؛ در رسانه ملی
درخواست حذف اطلاعات

مبحث «موسیقی» در سازمان صدا و سیما همچنان یکی از جمله پر حرف و حدیث ترین مسائل و موضوعات است. سیاست و ضوابط پخش موسیقی در قالب ۲۶ بند در دستورالعمل تولید، تهیه و تامین پخش برنامه تدوین شده است. شواهد نشان می دهد برخی از برنامه سازان به ضوابط یاد شده و مشخصا به برخی بندها نه تنها زام عملی بلکه حتی توجهی هم ندارند.
به طور مثال در بندهای ۲۶-۷-۱ این مجموعه مقررات و ضوابط تصریح می دارد که «پخش موسیقی خوانندگان، شاعر و هنرمندانی که مشهور به فساد یا موضع گیری علیه و انقلاب ی هستند ممنوع می باشد.» این در حالی است که برای روشن تر شدن ابعاد مدعای فوق الذکر به برخی از نمونه های غیرقانونی استفاده شده در برنامه های مختلف رسانه ملی اشاره می شود: در موسیقی متن برنامه «توسعه پایدار» شبکه چهار از موسیقی قطعة «من و گنجشک های خونه» رجاله ای مثل گوگوش استفاده کرده بودند.
در موسیقی تیتراژ برنامه «بُعد چهارم» شبکه چهار از آهنگ «آتش در دل فکن» از آلبوم «جبر جغرافیا»ی «محسن نامجو» ملعون استفاده شده بود. در موسیقی متن برنامه «ژرفا» شبکه یک نیز از آهنگ «زلف بر باد مده» به خوانندگی همین خواننده هتاک به اهل بیت(ع) و نظام مقدس استفاده شده بود.
پخش برخی موزیک های روز لس آ نجلسی که خوانندگان زن و مرد یی یا ایرانی مقیم روی آنها ترانه خوانده اند در آن ایام به طوری ساختارشکنی کرده بود که مردم کوچه وبازار با تعجب از پخش این آهنگ ها در میهمانی ها یاد می د و می گفتند: مثل اینکه همه چیز آزاده شده است!
به نظر می رسد صدا و سیما بیشترین نقش را در ترویج و گسترش و شناساندن این نوع موسیقی ها(ممنوعه) داشته است، تا جایی که یکی از مسئولان رسانه ملی با اشاره به بحث موسیقی در صدا و سیما در گذشته اعلام کرده بود چنانچه در بین این موسیقی ها از اشعار خوب و با کیفیت استفاده شده باشد ، ما مشکلی با پخش موسیقی در صدا و سیما نداریم!
بعد از این اظهار نظر در ابتدای تیتراژ چند سریال از موسیقی استفاده شد که سر و صدای زیادی نیز به پا کرد. در اوا سال ۸۸ نیز به کرات از تلویزیون آهنگهایی پخش شد که بی شباهت به موسیقی زیر زمینی پاپ نبود.
اما رادیو به دلیل ماهیتش در این زمینه سهم بیشتری را دارا است و بعضا پا را فراتر از خطوط قرمز گذاشته و موسیقی هایی پخش می کند که نه تنها دارای هیچ معنی خاصی نیستند بلکه بعضا دارای ادبیات سخیف و نامناسب نیز می باشد. ریتم تند غربی ، ص ناهنجار و اشعار بی ربط و پوچ که هیچ نشانی از این آب و خاک وهویتش ندارد.
این بی سرو سامانی حتی در برنامه های ک ن نیز رسوخ کرده است .در چند مورد از اشعاری که در یکی از برنامه های کودک پخش می شود از ریتم تند غربی و مدل خواندن رها استفاده می شود و در یکی از آنها آنقدر کیفیت شعر سطح پایین و سخیف است که گویی کودک خواننده آن این اشعار را برای معشوقه اش می خواند!!!این در حالی است که ک ن این اشعار را به سرعت در خاطر می سپارند و آن را تکرار می کنند.
به راستی چه اتفاقی در حوزه موسیقی رسانه ملی رخ داده که چنین موسیقی هایی مجوز پخش می گیرند و این بی سروسامانی در برنامه های موسیقی صدا و سیما چه معنایی دارد؟!



مشاهده متن کامل ...
ستقلال 1 ـ راه آهن 0؛ ابقای با گل شهباز
درخواست حذف اطلاعات

ستقلال 1 ـ راه آهن 0؛ ابقای با گل شهباز


هشتمین گل سجاد شهباززاده در لیگ برتر بحران را از اردوی آبی پوشان دور کرد. استقلال با این سه امتیاز سروسامانی به وضعیت خود داد و در رده پنجم ج قرار گرفت.


به گزارش "ورزش سه"، استقلال با تک گل سجاد شهباززاده در یک بازی حساس و پرتب و تاب حریف همشهری خود راه آهن را از پیش رو برداشت تا به آرامش موقتی دست پیدا کند.

هفته چهاردهم لیگ برتر، ورزشگاه: ، تماشاچی: 500 نفر
داور: محسن ترکی ،کمک ها: سعید قاسمی ، رحیم شاهین

گل: سجاد شهباز زاده 62
اخطار: محمد غلامی 33، وحید طالب لو 45 و بهادر عبدی 56 از راه آهن

استقلال: محسن فروزان، مگوییان، حسین صادقی، حنیف عمران زاده(45 میلاد سلیمان فلاح)، هاشم بیک زاده، امید ابراهیمی، محمدرضا سندنیا، جاسم کرار، خسرو حیدری، سجاد شهباززاده و آرش برهانی(85 حسین طاحونی)
سرمربی: قلعه نویی

راه آهن: وحید طالب لو، میلاد محمدی، محسن ایران نژاد، ابراهیم کریمی، سیامک کوهنورد، رامین رضائیان، محمد آبشک(59 بهنام برزای)، بهادر عبدی(67 مجتبی شیری)، محمد حسین پور، محمد غلامی(67 علی علیپور)، امین منوچهری
سرمربی: حمید استیلی


شرح بازی در نیمه اول:
تلاش 45 دقیقه ای راه آهن و استقلال بی نتیجه به پایان رسید.
در حالی که آبی ها بدون قلعه نویی مقابل راه آهن صف آرایی کرده اند، نمایش این تیم تقریبا مطابق انتظار است. استقلال امروز تیمی نه چندان با روحیه است که در نیمه اول بازی پایاپایی را با راه آهن جوانتر انجام داد. البته استقلال بخت هایی به مراتب بهتر از حریف خود داشت اما آنها که حداقل 3 بار تا پای فروریختن دروازه طالب لو پیش رفتند در این امر ناکام ماندند. اوج بدشانسی استقلال از دست رفتن پن ی دقیقه آ نیمه اول بود که می توانست بسیار تاثیرگذار باشد. اما امید ابراهیمی این پن ی را به تیر کوبید تا طالب لو با کلین شیت به رختکن برود.

شرح بازی در نیمه دوم:
استقلال نیمه دوم را خوب آغاز کرد و با وجود هدر دادن پن ی در نیمه اول از حمله به سمت دروازه راه آهن غافل نشد و در نهایت با ضربه سر تماشایی شهباززاده، به گل رسید. بعد از این گل راه آهن با سه تعویض تهاجمی یک پارچه به سمت دروازه استقلال حمله ور شد اما خودخواهی مهاجمان جوان این تیم و البته هوشیاری م عان و دروازه بان استقلال مانع از به ثمر رسیدن گل تساوی شد. راه آهن تا لحظات پایانی روی دروازه استقلال بود اما نتوانست به گل تساوی دست پیدا کند تا هر 6 امتیاز بازی رو به رو مقابل استقلال را به این تیم واگذار کند.

اتفاق ویژه:
هواداران استقلال که از ناآمادگی ملی پوشان خود ناراحت بودند علیه آنها شعار دادند. این در حالی است که پاس گل برتری آبی پوشان را خسرو حیدری داد و صادقی و بیک زاده نیز نمایش خوبی داشتند.

بهترین بازیکن:
سجاد شهباززاده مهاجم استقلال امروز با یک ضربه سر زیبا ناجی هم تیمی هایش شد. او که علاقه خاصی به دروازه جنوبی ورزشگاه دارد، بحران را موقتا از تیمش دور کرد. پیروزی استقلال در روز ش ت پرسپولیس مقابل نفت بیشتر هم به چشم آمد

شرح گل:
1 ـ صفر (استقلال): در حالی که بازی متعادل دنبال می شد، سانتر خسرو حیدری از جناح راست و ضربه سر شیرجه ای شهباززاده تک گل بازی را به نفع آبی پوشان رقم زد.

دقایق حساس:
دقیقه 4: شوت شهباز زاده از فاصله 10 متری با شیرجه طالب لو مهار شد.
دقیقه 18: محمد غلامی روی کار تیم بازیکنان راه آهن صاحب موقعیت شد و ضربه او از کنار دروازه بیرون رفت.
دقیقه 20: شوت عالی محمدرضا سند نیا با اختلاف کم از کنار دروازه طالب لو به اوت رفت.
دقیقه 30: شوت محکم هاشم بیک زاده از روی دروازه راه آهن به بیرون رفت.
دقیقه 39: شوت زیبای سیامک کوهنورد به شکل خطرناک از بالای دروازه استقلال به بیرون رفت.
دقیقه 43: اشتباه عجیب م عان راه آهن شهباززاده را در موقعییت تک به تک با طالب لو قرار داد، اما دروازه بان راه آهن این ضربه را مهار کرد.
دقیقه 45: پاس اشتباه م ع راه آهن به سمت دروازه خودی و فرار و توپ ی برهانی ، طالب لو را مجبور به خطا کرد، اما ضربه پن ی را ابراهیمی به تیر دروازه کوبید.
دقیقه49: ضربه خطرناک هاشم بیک زاده با حداقل اختلاف از کنار دروازه راه آهن به بیرون رفت.
دقیقه54: ضربه آرام آرش برهانی از پشت محوطه جریمه در دستان طالب لو آرام گرفت.
دقیقه55: کار تیمی بازیکنان راه آهن و ضربه سر غلامی با شیرجه تماشایی فروزان به دروازه استقلال نیافت.
دقیقه74: ضربه ی شیری از زاویه بسته از کنار دروازه استقلال به بیرون رفت.
دقیقه 84: میلاد محمدی از داخل محوطه جریمه استقلال می توانست دروازه استقلال را باز کند اما ضربه ی خطرناک او به کرنر رفت.
دقیقه 85: ضربه ی رامین رضاییان از کنار دروازه استقلال به اوت رفت.
دقیقه85: چرخش و شوت عالی شهباززاده با حداقل فاصله از کنار دروازه طالب لو به اوت رفت.
دقیقه 91: شوت علی علیپور روی پاس منوچهری به شکلی خطرناک از کنار دروازه استقلال به اوت رفت.


مشاهده متن کامل ...
من هم می خواهم تشکیل زندگی بدهم
درخواست حذف اطلاعات

زمانم
می گویند شما مثل پدر خود ما هستید.
می گویند به غیرخدا امید نبندیم تا امیدمان ناامید نشود...اما چقدر صبر؟
دانش آموخته مدیریت بازرگانی هستم و از سال1389 تا به امروز و با همه سختی ها و تلخی ها، در شرکت های خصوصی مختلف چرخیده و می چرخم. 27سال را تمام کرده ام و آینده نامشخصی دارم.
از قراردادهای موقت سه ماهه و عدم امنیت شغلی خسته شده ام.
از تحقیرها و برخوردهای ناپسند در شرکت های خصوصی زده شده ام.
خودم را نباخته ام و توکلم بر خداست؛
سرم هم با افتخار بلند می کنم که در این سال‎ها در شرایطی که خیلی ارشدها و ها بیکارند، مشغول بوده ام؛ اما... .
اما سنم دارد بالا می رود! آیا نمی خواهید بر استخدام ما جوانان فکری ید؟
آزمون تی نبوده است که شرکت نکرده باشم که همه یا نفراتشان از قبل تعیین شده بوده و یا... .

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها

زمانم
من هم می خواهم تشکیل زندگی بدهم.
می خواهم هم ایمان خود را حفظ کرده باشم و هم ایمان یک دختر جوان دیگر مثل خودم را.
می خواهم در این وانفسای دنیا و کشور، سروسامانی به وضعیت خود بدهم اما هر چه می دوم، به جایی نمی رسم و دستم بند نیست.

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها

زمانم
من فرزند یک فرهنگی هستم؛ یک .
سال1387 در حالی که دانشجو بودم، پدرم گفت که برای درس(و در واقع مهاجرت) به خارج از کشور بروم؛ اما نرفتم تا در کشور خود بمانم و به مردم و میهنم خدمت نمایم. آیا این شایسته است پدری که بیش از نیم قرن از سنشان گذشته است و باید آرامش خاطری داشته باشند، به خاطر من دائما نگران باشند و کارشان به قرص قلب خوردن بکشد؟ ایشان برای من که پسرش هستم نمی تواند کاری کند. البته انتظاری هم ندارم، چرا که ایشان وظیفه مهیا شغل برای من را ندارد؛
اما آیا ت و حکومت ی، وظیفه ای در این خصوص ندارند؟

زمانم
هم اکنون در شرکتی خصوصی فعالیت دارم اما واقعاً نمی دانم آیا سه ماه بعد نیز سرکار هستم؟
چقدر می توانم بی خیال باشم؟
آیا این شایسته من جوانی است که تا امروز سعی کرده ام تا حد توانم، سالم زندگی کنم و ایمانم را حفظ نمایم؟
آیا این شایسته است که پدربزرگم با من تماس بگیرد و بگوید برو راننده آژانس بشو؟ بله! کار عار نیست، اما اگر قرار بود راننده آژانس بشوم، پس چرا درس خواندم و بهترین سال های عمرم را در گذراندم؟ حداقل این وقت را بر رانندگی و شناختن خیابان ها گذاشته بودم.

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها،بیکاری، بیکاری جوانان

زمانم
خانواده ها و دختران هر چه قدر که بخواهند نجیب باشند؛
هر چه قدر که ازدواج را آسان بگیرند؛
هر چه قدر که کم توقع باشند؛
اما نمی توانند به پسری اعتماد نمایند که کار و شغل باثباتی را ندارد؛ هر چند در عمل عرضه خود را در کار نشان داده باشد.
صرف این که من یا خانواده ام عمل را قبول داشته باشیم، کافی نیست.

زمانم
مسئولان و مدیران ما را با الفاظ و شعارهای بیهوده، خسته کرده اند.
عمر ما جوانان دارد می گذرد و هنوز نمی توانیم برای یک سال بعد خود برنامه ریزی کنیم.
عمر دختران و پسران جوان سرزمین شما و من دارد می گذرد و روز به روز ناامیدتر می شویم و تنها امیدمان به خداست... .

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها، زمان

زمانم
ببخشید سرتان را درد آوردم.
حلال کنید.
چون گوش شنوایی به جز شما ندارم.
کمکم کنید در این دوره ای که هیچ فردی صدای ما جوانان را نمی شنود، ایمانم را از دست ندهم.

مطالب مرتبط:

. 27 سالگی و کمی دردودل ؛

. حکایت یک متخصص بیکار ؛

. خدا و ازدواج .



مشاهده متن کامل ...
من هم می خواهم تشکیل زندگی بدهم
درخواست حذف اطلاعات

زمانم
می گویند شما مثل پدر خود ما هستید.
می گویند به غیرخدا امید نبندیم تا امیدمان ناامید نشود...اما چقدر صبر؟
دانش آموخته مدیریت بازرگانی هستم و از سال1389 تا به امروز و با همه سختی ها و تلخی ها، در شرکت های خصوصی مختلف چرخیده و می چرخم. 27سال را تمام کرده ام و آینده نامشخصی دارم.
از قراردادهای موقت سه ماهه و عدم امنیت شغلی خسته شده ام.
از تحقیرها و برخوردهای ناپسند در شرکت های خصوصی زده شده ام.
خودم را نباخته ام و توکلم بر خداست؛
سرم هم با افتخار بلند می کنم که در این سال‎ها در شرایطی که خیلی ارشدها و ها بیکارند، مشغول بوده ام؛ اما... .
اما سنم دارد بالا می رود! آیا نمی خواهید بر استخدام ما جوانان فکری ید؟
آزمون تی نبوده است که شرکت نکرده باشم که همه یا نفراتشان از قبل تعیین شده بوده و یا... .

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها

زمانم
من هم می خواهم تشکیل زندگی بدهم.
می خواهم هم ایمان خود را حفظ کرده باشم و هم ایمان یک دختر جوان دیگر مثل خودم را.
می خواهم در این وانفسای دنیا و کشور، سروسامانی به وضعیت خود بدهم اما هر چه می دوم، به جایی نمی رسم و دستم بند نیست.

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها

زمانم
من فرزند یک فرهنگی هستم؛ یک .
سال1387 در حالی که دانشجو بودم، پدرم گفت که برای درس(و در واقع مهاجرت) به خارج از کشور بروم؛ اما نرفتم تا در کشور خود بمانم و به مردم و میهنم خدمت نمایم. آیا این شایسته است پدری که بیش از نیم قرن از سنشان گذشته است و باید آرامش خاطری داشته باشند، به خاطر من دائما نگران باشند و کارشان به قرص قلب خوردن بکشد؟ ایشان برای من که پسرش هستم نمی تواند کاری کند. البته انتظاری هم ندارم، چرا که ایشان وظیفه مهیا شغل برای من را ندارد؛
اما آیا ت و حکومت ی، وظیفه ای در این خصوص ندارند؟

زمانم
هم اکنون در شرکتی خصوصی فعالیت دارم اما واقعاً نمی دانم آیا سه ماه بعد نیز سرکار هستم؟
چقدر می توانم بی خیال باشم؟
آیا این شایسته من جوانی است که تا امروز سعی کرده ام تا حد توانم، سالم زندگی کنم و ایمانم را حفظ نمایم؟
آیا این شایسته است که پدربزرگم با من تماس بگیرد و بگوید برو راننده آژانس بشو؟ بله! کار عار نیست، اما اگر قرار بود راننده آژانس بشوم، پس چرا درس خواندم و بهترین سال های عمرم را در گذراندم؟ حداقل این وقت را بر رانندگی و شناختن خیابان ها گذاشته بودم.

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها،بیکاری، بیکاری جوانان

زمانم
خانواده ها و دختران هر چه قدر که بخواهند نجیب باشند؛
هر چه قدر که ازدواج را آسان بگیرند؛
هر چه قدر که کم توقع باشند؛
اما نمی توانند به پسری اعتماد نمایند که کار و شغل باثباتی را ندارد؛ هر چند در عمل عرضه خود را در کار نشان داده باشد.
صرف این که من یا خانواده ام عمل را قبول داشته باشیم، کافی نیست.

زمانم
مسئولان و مدیران ما را با الفاظ و شعارهای بیهوده، خسته کرده اند.
عمر ما جوانان دارد می گذرد و هنوز نمی توانیم برای یک سال بعد خود برنامه ریزی کنیم.
عمر دختران و پسران جوان سرزمین شما و من دارد می گذرد و روز به روز ناامیدتر می شویم و تنها امیدمان به خداست... .

بازار کار،مدیریت جهادی،مدیریت ی،امنیت شغلی،ازدواج و خانواده ها، زمان

زمانم
ببخشید سرتان را درد آوردم.
حلال کنید.
چون گوش شنوایی به جز شما ندارم.
کمکم کنید در این دوره ای که هیچ فردی صدای ما جوانان را نمی شنود، ایمانم را از دست ندهم.

مطالب مرتبط:

. 27 سالگی و کمی دردودل ؛

. حکایت یک متخصص بیکار ؛

. خدا و ازدواج .



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.