پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 خواب مرده بیادی رو با خودش ببره
خواب مرده ی رو با خودش بیاد ببره
درخواست حذف اطلاعات
بعد از صبح امروز بود که خواب دیدم مرحوم برادرم(شهید محمد حسین) به خونمون امده بود-سفره ای ب ا شد غذایی دور هم خوردیم و کنار نشستیم-مرحوم مادرم گوشه ای مشغول بود-رفتم و در گوشی به مادرم گفتم نگاه کن برادرم اگر شهید نبود صد سال سیاه اجازش نمیدادند که این جوری راحت با اهل دنیا بیاد و بره؟مادرم پلک هاشو ارام بر هم زد و چیزی نگفت-گفتم اخه مگه او نمرده پس این جا چیکار میکنه؟مرحوم برادرم با خواهرزاده ام بازی میکرد و بالا ه یکی از خواهرزاده هام رو با خودش برد



مشاهده متن کامل ...
حالم ابه یعنی؟؟؟ ..... ))))))
درخواست حذف اطلاعات
دو ساعته دستم رو گرفتم زیر شیر آب... هعی می گم ئه این چرا آب نداره آخه... آ ش می بینم دارم هی کلید برق بالای شیر رو خاموش و روشن می کنم!

پاوبلاگی: دلم می خواد بشینم توی ی ماشین سرم رو تکیه بدم به شیشه اش بعد ی راننده ی نامرئی من رو از میون این جاده های مه الود و بارونی و برفی.... هی ببره جلو هی ببره هی ببره.....هی ببره.



مشاهده متن کامل ...
ارزوی خواب
درخواست حذف اطلاعات
بیگانه تر از خودم شعرهامه

شعر های پر از دلتنگی

دلتنگی!مثل روزهای هفته..

مثل خار شدن تو چشم هات

یا غافلگیر شدن

تا تجلی نفسها

پر شدم از بیگانگی

انقدر شلوغ مثل افکار تو

نشد دوباره صبح بشه

صبحها بمونه

یا که برا همیشه خوابم ببره

ولی تو بیدارشی

پرشی از دلتنگی

دلتنگ تر از من

تو هم خوابت ببره



مشاهده متن کامل ...
ارزوی خواب
درخواست حذف اطلاعات
بیگانه تر از خودم شعرهامه

شعر های پر از دلتنگی

دلتنگی!مثل روزهای هفته..

مثل خار شدن تو چشم هات

یا غافلگیر شدن

تا تجلی نفسها

پر شدم از بیگانگی

انقدر شلوغ مثل افکار تو

نشد دوباره صبح بشه

صبحها بمونه

یا که برا همیشه خوابم ببره

ولی تو بیدارشی

پرشی از دلتنگی

دلتنگ تر از من

تو هم خوابت ببره



مشاهده متن کامل ...
ضرب المثل هایی درباره آب
درخواست حذف اطلاعات
مثل آب خوردن بود

دنیا را آب ببره او را خواب می بره

آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

دسته گل به اب داده

نون بدو ،آب بدو ،تو به دنبالش بدو

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

چاه باید از خودش آب داشته باشه

افتادگی آموز اگر طالب فیضی ،هرگز نخورد اب زمینی که بلند است

از آب گل آلود ماهی می گیره



مشاهده متن کامل ...
خواب
درخواست حذف اطلاعات

مثل یک قرص خورده می شوی و

در تنت خواب برده می شوی و

مثل یک بازه از زمان ابد

لحظه ها را شمرده می شوی و

مثل هر روز مثل هر ساعت

مرده ای باز مرده می شوی و

خودکشی میبرد تو را با خود

در حوادث فشرده می شوی و

لای اخبار اجتماعی تلخ

بار ها خاک خورده می شوی و ...



مشاهده متن کامل ...
مرده شور و گورکن
درخواست حذف اطلاعات

حال بشنو قصه مرده شور و گورکن

بود اندر شهر ما یک مرده شور

زپالنگی و یک چشم کور

هر ی تا در این شهرش نمرد

تا نمردی مرده شور سودش نبرد

از این کار خودش ننگی نداشت

به هر قبری رسید سنگی گذاشت

گورکن با مرده شور شوخی گرفت

زشهر مردگان کوخی گرفت

از قضا گورکن داشت زنی بد ذات زشت

در دل شویش همی تخم کینه کشت

با زبانش گور گن خوار می نمود

روز تا شب ناسزا بار می نمود

خواب گورکن

شبی آمد به خواب گورکن

حاکمی از شهر کن

گورکن پاشو برایم گورکن

هراسان از خواب بیدار شد

ترسید حالش زار شد

صبحدم بودش با هول هراس

با خودش گفتا این درد مراس

از قضا حاکم شهر مرده بود

این خبر برای مرده شور هم مژده بود

گورکن قبر حاکم اندازه کرد

مرده حاکم شهرتش آوازه کرد

حال خو قصه غمنامه ام

سالها بود بند بند نامه ام



مشاهده متن کامل ...
مرده شور و گورکن
درخواست حذف اطلاعات

حال بشنو قصه مرده شور و گورکن

بود اندر شهر ما یک مرده شور

زپالنگی و یک چشم کور

هر ی تا در این شهرش نمرد

تا نمردی مرده شور سودش نبرد

از این کار خودش ننگی نداشت

به هر قبری رسید سنگی گذاشت

گورکن با مرده شور شوخی گرفت

زشهر مردگان کوخی گرفت

از قضا گورکن داشت زنی بد ذات زشت

در دل شویش همی تخم کینه کشت

با زبانش گور گن خوار می نمود

روز تا شب ناسزا بار می نمود

خواب گورکن

شبی آمد به خواب گورکن

حاکمی از شهر کن

گورکن پاشو برایم گورکن

هراسان از خواب بیدار شد

ترسید حالش زار شد

صبحدم بودش با هول هراس

با خودش گفتا این درد مراس

از قضا حاکم شهر مرده بود

این خبر برای مرده شور هم مژده بود

گورکن قبر حاکم اندازه کرد

مرده حاکم شهرتش آوازه کرد

حال خو قصه غمنامه ام

سالها بود بند بند نامه ام



مشاهده متن کامل ...
یک عقرب ناجی زائران حسینی ع شد
درخواست حذف اطلاعات
یک عقرب جان زائران حسینی(ع) را در مسیر کربلا نجات داد.

به گزارش خبرگزاری المدینة نیوز، زائران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت می د، گزارش دادند: یک زن که به نظر می رسید خسته است، برای استراحت وارد یکی از خیمه ها شد و در خواب عمیقی و طولانی فرو رفت.

طولانی شدن خواب این زن باعث شد تا دیگران را متوجه خودش کنند، به همین دلیل به سمت زن آمدند و او را صدا زدند اما جو نداد و اینگونه متوجه شدند که وی مرده است و در کنارش عقربی را پیدا د که آن نیز مرده است و متوجه شدند که این زن توسط نیش عقرب مرده است.

ن وقتی تلاش می د که جسد وی را به خیمه کناری ببرند، احساس د که جسم عجیبی در وسط بدن زن است وقتی لباس وی را کنار زدند کمربندی انفجاری را دیدند که به دور کمرش بسته شده بود.

پس از کشف کمربند انفجاری، نیروهای امنیتی خود را به محل رساندند و به راحتی و بدون هیچ تلفاتی آن را خنثی د.

مشاهده متن کامل ...
لیلای من
درخواست حذف اطلاعات
من را اگر رها کنی ای یار مرده ام

در سیل غم بدون تو غمخوار مرده ام

امروز اگر غزل ننویسم برای تو

فردا کنار دفتر و خ ر مرده ام

لیلای من دوای همه دردها تویی

بی بوی زلف تو من بیمار مرده ام

"من با تو در پناه تو ارام میشوم"

خود را زمن مگیر که این بار مرده ام

من زنده در هوای توام حی لا یموت

چنگی بزن به تار که انگار مرده ام

شهسواری



مشاهده متن کامل ...
گفت بچه مرده!
درخواست حذف اطلاعات
باردار بود.
همسرش بهش گفت بیا نریم کربلا؛ ممکنه بچه از دست بره.

کربلا رفتند، حالش بد شد و گفت بچه مرده!

مادر با آرامش تموم گفت: " درست می شه. فقط کارش اینه که برم کنار ضریح حسین (ع)؛ بعد خودشون هوای ما رو دارند. "

کنار ضریح حسین (ع) یه مدت گریه کرد.

خواب دید که بانویی یه بچه رو توی بغلش گذاشته.

از خواب که بلند شد گفت این بچه همون بچه ایه که مرده بود نیست؛
معجزه شده!! مادر حاج ابراهیم همت وقتی سر بچه اش جدا شد و خواست جنازه بچه اش رو داخل قبر بذاره به حضرت زهرا (س) گفت: " خانم! امانتی تون رو بهتون برگردوندم. "

مخففت که میکنند میشوی " ماه " محمد ابراهیم همت



مشاهده متن کامل ...
ابریشم ...
درخواست حذف اطلاعات
راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده ست

در پیله ابریشمش پروانه مرده ست

در تنگ، دیگر شور دریا غوطه ور نیست

آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده ست

یک عمر زیر پا لگد د او را

اکنون که میگیرند روی شانه، مرده ست

گنجشک ها! از شانه هایم بر نخیزید

روزی درختی زیر این ویرانه مرده ست

دیگر نخواهد شد ی مهمان آتش

آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده ست ...

فاضل.ن



مشاهده متن کامل ...
هـــــییی روزگار با ما مهرباش باش لطفا.
درخواست حذف اطلاعات
هـــــــــــــییییی

مرده شور

خودمو

اوقات فراغتمو

با small dandelion

همه رو باهم یکجا ببره

+ یه وقتایی هم هست آدم نمیداند چه مرگش است فقط طلب یک مرده شور را دارد:/

همین وقتاست که هر چی گذشت و آینده ت را زیر و رو میکنی هدف خاصی در زندگیت نداری !

همین وقتاست باید از آینده نامشخص ترسید و با آینده نا مشخصت ی دیگر را تباه نکنی

همین وقتاست دیافراگم نفس هایت بیخودی بالا و پایین میرود...



مشاهده متن کامل ...
هـــــییی روزگار با ما مهرباش باش لطفا.
درخواست حذف اطلاعات
هـــــــــــــییییی

مرده شور

خودمو

اوقات فراغتمو

با small dandelion

همه رو باهم یکجا ببره

+ یه وقتایی هم هست آدم نمیداند چه مرگش است فقط طلب یک مرده شور را دارد:/

همین وقتاست که هر چی گذشت و آینده ت را زیر و رو میکنی هدف خاصی در زندگیت نداری !

همین وقتاست باید از آینده نامشخص ترسید و با آینده نا مشخصت ی دیگر را تباه نکنی

همین وقتاست دیافراگم نفس هایت بیخودی بالا و پایین میرود...



مشاهده متن کامل ...
فاضل نظری ... (ظاهراً)
درخواست حذف اطلاعات

راحت بخواب ای شهر، آن دیوانه مرده ست / از گشنگی در گوشه پایانه مرده ست

از مرگ او کمتر پلیسی باخبر شد / مرده ست، اما اندکی انه مرده ست

جنب مبال پارک غوغا بود، گفتند: / ب زنی در قسمت مردانه مرده ست

معشوق هامان پشت هم ازدست رفتند/فرزانه شوهر کرده وافسانه مرده ست

مجنون! برو دنبال کارت، چون که لیلا / حین نخستین عادت ماهانه مرده ست

گل را از شاخه اش، بلبل سقط شد / آن شمع را خاموش کن، پروانه مرده ست



مشاهده متن کامل ...
افاضات جدید
درخواست حذف اطلاعات
طه موقع دیدن تشیع آیت الله مهدوی کنی:

مامان مگه آقای خامیمیگیه این همه خون بهش هدیه ندادن؟ خب از اون خونای خودش میداد به آقای مهدوی که مرده نشه دیگه!!

مامان من فک کنم این استوانه هم با آیت الله لالیجانی دلشون میخواد مرده شن برن پیش خدا، خب زودتر مرده شن برن دیگه!!



مشاهده متن کامل ...
خواب دیدم
درخواست حذف اطلاعات
خواب دیدم که تو در خواب شدی کار و م

خواب ماندم و تو در خواب گرفتی نفسم!

خواب دیدم که تو در خواب کنارم هستی

خواب رفتم که از آن خواب، کنارت برسم

خواب بودی و نپرسید ی خواب تو را

خواب رفتند همه اهل زمین با جرَسم!

خواب چسبید! پس از آن همه بیهوشی من

خواب دیدم نگهت بود هوا و هوسم

خواب دیدم که به دستت گل سرخی زیباست

خواب تعبیر نشد بعد تو از کام گَسم!

خواب دیدم که تو می آیی و با من هستی

خواب دیدی که به زیر تلی از خار و خسم...



مشاهده متن کامل ...
امید مهدی نژاد ... (ظاهراً)
درخواست حذف اطلاعات

راحت بخواب ای شهر، آن دیوانه مرده ست / از گشنگی در گوشه پایانه مرده ست

از مرگ او کمتر پلیسی باخبر شد / مرده ست، اما اندکی انه مرده ست

جنب مبال پارک غوغا بود، گفتند: / ب زنی در قسمت مردانه مرده ست

معشوق هامان پشت هم ازدست رفتند/فرزانه شوهر کرده وافسانه مرده ست

مجنون! برو دنبال کارت، چون که لیلا / حین نخستین عادت ماهانه مرده ست

گل را از شاخه اش، بلبل سقط شد / آن شمع را خاموش کن، پروانه مرده ست



مشاهده متن کامل ...
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
درخواست حذف اطلاعات

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام ------ خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من وارها از خاک بود ----- وای قبر من چه وحشتناک بودی
تا میان گور رفتم دل گرفت ----- قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم ازسنگ بود ---- غرق وحشت سوت وکور وتنگ بود
ناله ای لیکن بی جواب ----- تشنه بودم تشنه یک جرعه آب
خسته بودم و هیچ یارم نبود ----- زان میان یک تن یدارم نبود
هر که آمد پیش حرفی خواندو رفت ----- سوره حمدی برایم خواند و رفت
نه شفیعی نه رفیقی نه ی ----- ترس بود و وحشت دلواپسی



مشاهده متن کامل ...
مرده
درخواست حذف اطلاعات
یک ادم در همین مرد

تمام ارزوهایش فرو ریخت

تمام زندگیش خلاصه شد

یکی در همین گوشه های گیر دار زندگی ، در همین سر بالایی ها جان داد

خودش میگوید برای ی که مرده نباید گریست

اما دلم برای اویی که زنده بود و زندگی میکرد تنگ میشود

ی که اینک نشسته در برم مرده ایست که زنده است



مشاهده متن کامل ...
بی بصیرت
درخواست حذف اطلاعات

جهل و غرور

آورده اند روزی حضرت عیسی (ع) را دیدند که به سرعت از محلی دور می شود، شخصی از او پرسید، از چه چیزی فرار می کنی،حضرت عیسی (ع) پاسخ داد: از آدمی نادان که خودش را دانا می پندارد، می گریزم.
مرد پرسید: مگر تو عیسای که مرده را زنده می کند و کور و افلیج را شفا می دهد، نیستی؟ گفت: چرا من هستم، مرد عرض کرد: تو که هر چه بخواهی می کنی، پس چرا می ترسی؟ عیسی گفت: همان اسم اعظمی را که به مرده خواندم زنده شد و به کور خواندم و بینا شد،آن را به دل جاهلی احمق و پر ادعا خواندم، شفا نیافت.آن مرد علت را پرسید؟ حضرت عیسی (ع) پاسخ داد: اگر جهل با غرورآمیخته شود درمان ناپذیر است.
آدمی که خواب است را می توان بیدار کرد، اما اگر آدمی خود را به خواب زد، بیدار او مشکل است. راستی چرا برخی در اثر گرفتار شدن در گرداب جهل و غرور، چشم و گوش و دل آنها کور و کر شده و همه حقایق را انکار می کنند؟!



مشاهده متن کامل ...
حریم خصوصی
درخواست حذف اطلاعات

نهایت اش باهم غذایی می خوریم و دور هم ی می بینیم
بعدش هر کی می رود در اتاق خودش
خیلی بخواهد بی حوصله بازی در نیاورد در اتاقش را باز میگذارد
میرود روی تخت خودش یا صندلی کنار میز خودش، مشغول خودش می شود
حالا یا افکار خودش یا کار خودش
خودش ها که تمام شد در اتاق خودش را می بندد و در تنهایی خودش می خوابد

کاش این خودش ها به همین جا ختم میشد
با تعریف این خودش ها حتی نمیدانیم مادر وقتی می خوابد چه عادتی دارد
یا صدای وپف پدر چه آهنگی دارد

قدیم ترها همه کنار هم شانه به شانه و در یک اتاق می خو دند
بعد یاد میگرفتند چطور وقتی آن یکی خواب است و این یکی تشنه، آرام بلند شود روی نوک پا از روی بقیه رد شود، بدون اینکه بهشان صدمه ای بزند یا بپراندشان، آبش را بخورد و برگردد
وقتی کنار هم نباشیم کنار هم نمانیم چطور یاد بگیریم
حریم خصوصی کاری کرده وقتی با کابوسی از خواب می پریم ی نیست کنارمان، آبی بدهد و دستی بکشد و بگوید چیزی نیس خواب دیدی



مشاهده متن کامل ...
راحت بخواب ای شهر
درخواست حذف اطلاعات
راحت بخواب ای شهر ، آن دیوانه مرده است در پیله ی ابریشم اش پروانه مرده ست در تُنگ ، دیگر شور ِ دریا غوطه ور نیست آن ماهی دلتنگ ، خوشبختانه مرده ست یک عمر زیر پا ، لگد د او را اکنون که میگیرند روی شانه مرده ست گنجشک ها ! از شانه هایم برنخیزید روزی درختی زیر این ویرانه مرده ست دیگر نخواهد شد ی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن ، پروانه مرده ست... فاضل نظری

مشاهده متن کامل ...
هیچ در هیچ
درخواست حذف اطلاعات

آدمی که از هیچ حاصل شد

آدمی که به هیچ تن داده ست

در تکاپوی بایگانی مرگ

تن خود را به یک کفن داده ست

تن خود را به یک لجن داده ست

در خودش بوف کورِدل سرد است

روز و شب خواب مرگ می بیند

لذت اش هم نشانه ی درد است

رفت و برگشت، در خودش تکرار

رفت و برگشت، در تب عادت

زندگی را به مرده می بخشد

زندگی را س بر ساعت

کله اش لای دیگ کله پزان

پاچه هایش خوراک گرگان است

هیس هیس از فضاش می بارد

جگرش مانده زیر دندان است

قَدَرش آش و لاش دیروز است

در خودش روح اهریمن شده است

در ته ی گور، با هزاران کرم

رفته و دست بر یخن شده اسست

مردی از انقلاب یک مرداب

زنی از بوی ناخوش حیض اش

می کشد بار این پریشانی...

می کشد افتخار این فیض اش

تا که در گیر زندگی نشود

مرگ را افتخار می خواند

آدمیت شعار تکراری ست

همه را یارِ غار می خواند

هیچ چیزی به خود نمی گوید

هیچ راه ی به خود نمی سنجد

در مدارِ جسد به جرم شرف

با خودش لای خویش می گندد

در دل "کوچه های پیچاپیچ"

در دل کوچه های تو در تو

آ الامر رفته می میرد

وحده لا اله الا هو ....



مشاهده متن کامل ...
تنگ پالون
درخواست حذف اطلاعات

پیرمرد پشت پالون ش بفهمی نفهمی خوابش می برد ه راه خودشو بلد بود پیر مرد هر روز صبح زود شو می برد میدون تره بار و تو خورجینهای پالونش پر می کرد سیب زمینی و پیاز و هندونه و بزه و از این قبیل بعد میومد تو محل علیرضا و هوار می کرد و یا بقول امروزی ها بیزینس می کرد تا زنها جمع بشن و جنساشو ب ن های ظهر که بارشو می فروخت ه سبک می شد و خودش سوار می شد و هی می کرد سمت خونه اش بگی نگی کج خلق بود و با بچه جماعت میونه ایی نداشت وقتی که با زنها سرگرم چک و چونه می شد علیرضا و باقی بچه محل ها می رفتن سر وقت ه و انگولکش می یکی دمشو می کشید یکی فلفل سیاه می گرفت دم دماغش که عطسه کنه اون یکی با تیر کمون مگسی می زد به ... خلاصه آ ش کفر پیر مرده رو در می آوردن یه روز که پیر مرده خیلی عصبانی شده بود محکم خوابوند بیخ گوش علیرضا ولی دست بر قضا اونروز علیرضا اصلا" ه رو اذیت نکرده بود شاکی یه دستی کشید در گوشش و با خودش گفت ح و می گیرم یکی از رفیقاش باباش کفاش بود بهش گفت ببین محمود فردا گزن باباتو برام میاری؟ (گزن ابزاریه مثل تیغ که خیلی تیزه و باهاش چرم می برن ) اون هم آورد فرداش که سرو کله پیر مرده پیدا شد موقع رفتن که طبق معمول پشت ش خوابش برده بود علیرضا با گزن یواشکی تنگ پالونشو برید بیست قدم نشده بود پالون کج شد و پیر مرد خواب آلو با الباقی بارش پهن خیابون شد و علیرضا هم یه من قند تو دلش آب شد خدا از سر تقصیراتش بگذره ./.



مشاهده متن کامل ...
کاش پیش از این مرده بودم
درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا

در سوره مریم (س) ، آیه ای هستش که وقتی درد و رنج ایشان رو غمگین کرده می فرمایند که « ای کاش پیش از این مرده بودم و فراموش شده بودم. » داستان این روزهای من هم همینطوریه. سه شب پیش با غصه و اشک خو دم. توی خواب دیدم که سر چهار راه خیابون منتهی به خونه ایستادم و دارم با ی که نمی دونم حرف میزنم. ناگهان ص از سمت راست و از روی پل من رو صدا میکنه. دخترم رو دیدم که حدود سه سالشه و باسرعت در حالی که من رو صدا میکنه به سمت من میدوه. همینجا از خواب بیدار شدم.بعضی دردهاست که نمیشه توصیفش کرد. تنها باید سکوت کرد و به دوش کشید. اونقدر که احساس میکنی غریبه ای و ی تو رو نمیشناسه.



مشاهده متن کامل ...
مسابقه اسب سواری
درخواست حذف اطلاعات
یه روزی یه مرده نشسته بود و داشت رو مه اش رو می خوند که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه سرش. مرده میگه: برا چی این کارو کردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تیکه کاغذ پیدا که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود … مرده میگه : وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش اسمش جنی بود. زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه. سه روز بعدش مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر کوبید رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد. وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود.

مشاهده متن کامل ...
من می خوام تا آ دنیا تماشات م
درخواست حذف اطلاعات
میشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره … پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونــور ابـــــرا بـــــذاره
تو دلت بوسـه می خواد من میدونم اما لبت
سر هر جمــله دلش میخواد یه امــــــا بـــــذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه ی دنیام منو همیشــه تنهــا بذاره
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
مارو تو خواب جا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونـور ابــرا بـــذاره
من می خوام تا آ دنیا تماشات م
اگه زندگی بــرام چشم تماشـا بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه ی دنیا منو همیشــه تنهـــا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
پا روی دنیا بذاره

مرحوم نوری



مشاهده متن کامل ...
یاد استراگون بخیر
درخواست حذف اطلاعات
خواب که بودی،یه سگ ماده اومد بالا سرت نشست و ید روت.تو خواب بودی،نخواستم بیدارت کنم.یه خواب سنگین افتاده بود روت،افتاده بود رو زمین اینجا.لعنت به این شانس گهی!خیلی وقته خواب ندیدم.هر شب که تو و پفت بلند میشه و من می خواد خوابم ببره تازه،آرزو می کنم،آرزومو به ستاره ها میگم،میگم کاشکی خواب ببینم.خواب یه سگ ماده رو ببینم که بیاد و ب ه رو ما دو تا.مام بخندیم بهش.بخندیم به هم.اونقدر بخندیم تا بترکیم دو تامون.هی ولادیمیر!ولادیمیر مس ه!خواب که بودی،اومدم نشستم بالا سرت و نیگات .انگار داشتی خواب می دیدی.لبخند رو لبات بود.شاید خواب مو مایی خودتو می دیدی که دست تو دست هم دارید تو خیابونای خیس پاریس قدم می زنین،گودو هم رو سرتون چتر گرفته.ولادیمیر!خوش بح که داری خواب می بینی.من که برم بخوابم،خواب فرشته ی خودمو می بینم که نشستیم دو تایی داریم بهت می خندیم.تو که سگه داره روت می ه.چشاتو وا کن ولادی!ولادی مس ه!من می خوام برم بخوابم.

پ.ن : از ولادی و استراگون ...



مشاهده متن کامل ...
شاعر مرده گان
درخواست حذف اطلاعات
در صدو هیجده قدمی خانه ما قبرستانیست که مردگانش مرا خوب میشناسند شبها که جغد خیابانها میشوم هم زبان همیم!!! بینمان نه دروغ بوده نه کدورت نه و فریب نه حرف پول تاریخ تلخم را از برند در تاریکی قصه هایم را گوش بو ده اند تازه ترین شعر هایم را گاهی برایشان قرآن تلاوت کرده است دلم بیشترین فاتح های بعد نیمه شب را من برایشان سروده ام بی شک بیش از همه به خواب من آمده اند "دوستشان دارم که هیچگاه تنهایم نمیگذارند " همسایگان مرا متولی مرده ها میخوانند !!! ما من شاعر مردگان نیستم من شاعر زنده گانیم که مرده ان در زندگانی!!! 21

مشاهده متن کامل ...
شاعر مرده گان
درخواست حذف اطلاعات
در صدو هیجده قدمی خانه ما قبرستانیست که مردگانش مرا خوب میشناسند شبها که جغد خیابانها میشوم هم زبان همیم!!! بینمان نه دروغ بوده نه کدورت نه و فریب نه حرف پول تاریخ تلخم را از برند در تاریکی قصه هایم را گوش بو ده اند تازه ترین شعر هایم را گاهی برایشان قرآن تلاوت کرده است دلم بیشترین فاتح های بعد نیمه شب را من برایشان سروده ام بی شک بیش از همه به خواب من آمده اند "دوستشان دارم که هیچگاه تنهایم نمیگذارند " همسایگان مرا متولی مرده ها میخوانند !!! ما من شاعر مردگان نیستم من شاعر زنده گانیم که مرده ان در زندگانی!!! 21

مشاهده متن کامل ...
زندگی نکبت بارم
درخواست حذف اطلاعات

اولین روز هفته است

برای من اما

انگار آ هفته است

آ هفته که هیچ

انگار آ دنیاست

دست و دلم به هیچ کاری نمی ره

حوصله ی خودمم حتی ندارم

ای خدااااا

اینم شد زندگی ؟!

مُرده شور این زندگی رو ببره

که نه آغازش به اختیار خودمونه

و نه پایانش

وسطشم که مثلا به اختیار خودمونه

فقط باید زجر کشید

بار و خاری رو به دوش گرفت و

غم و غصه ی دنیا رو ریخت توی دل و

مدام عذاب کشید

و هر لحظه هم باید منتظر عذ جدید بود

و زندگی آنچنان ما رو شکنجه کنه که روزی

صدها بار که هیچ

روزی هزاران بار باید گفت :

غلط

غلط

غلط

که به اختیار خودم نیومدم

به اختیار خودمم نمی رم

در میان این آمدن و رفتن هم

یک سری عذاب و غم و غصه ی

ناقابل است که باید تحمل کنم

آن هم برای خالی نبودن عریضه

که حوصله یمان سر نرود

و دل مشغولی داشته باشیم

تا زندگی مان یکنواخت نشود

و باعث د دگی مان شود

ای مرده شور ببره این زندگی رو ...

این زندگی نکبت بار و مز ف رو ...

احساس خفگی می کنم

دور و برم شلوغه

والا اگه توی دشت و بیابون بودم

داد میزدم

با تمام وجودم فریاد می زدم

مرده شور ببره این زندگی مز فم رو ...

مرررررررررررررررررررررررررررررده شور ببره زندگی نکبت بارم رو ...



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.