پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 داستان زندگی یک پیرمردوپیرزن فقیر
پایان یک داستان
درخواست حذف اطلاعات
متاسفانه یا خوشبختانه با هم به توافق نرسیدیم.. داستان این فرد هم که یک سال تو زندگیم قدم گذاشته بود البته فقط خبر اومدنش بود و بدلایلی ترجیح دادم درحد همون یک صحبت بمونه و این داستان هم تموم شد.. فعلا زندگی رو با بیخیالی می خوام طی کنم.. البته تا مدتی

مشاهده متن کامل ...
پایان یک داستان
درخواست حذف اطلاعات
متاسفانه یا خوشبختانه با هم به توافق نرسیدیم.. داستان این فرد هم که یک سال تو زندگیم قدم گذاشته بود البته فقط خبر اومدنش بود و بدلایلی ترجیح دادم درحد همون یک صحبت بمونه و این داستان هم تموم شد.. فعلا زندگی رو با بیخیالی می خوام طی کنم.. البته تا مدتی

مشاهده متن کامل ...
ده تکنیک داستان سرایی
درخواست حذف اطلاعات
ده تکنیک داستان سرایی

داستان سرایی بهترین راه حل برای ارائه حجم زیاد اطلاعات است. انسان ها از شنیدن و فهمیدن داستان هیجان زده می شوند. داستان مانند یک رخت آویز شناختی عمل می کند که می توانیم احساسات، شخصیت ها، اقدامات و نتیجه گیری هایی را که نماد داستان زندگی انسان است، به آن آویزان کنیم.


مشاهده متن کامل ...
زلیخا
درخواست حذف اطلاعات
تا حالا هیچ داستان عاشقانه ای مثل داستان یوسف و زلیخا نخوندم

فرق بزرگ این داستان با بقیه ی داستانا اینه که این داستان یه طرفه س

زلیخا یه عشق رو از عمق دنائت و پستی یکه و تنها به اوج میرسونه

هیچوقت فک نمی بهترین روز زندگی مادرم روز اهدای جوایز سبزوار بوده باشه...

این خیلی چیزا رو ثابت میکنه...



مشاهده متن کامل ...
داستان عشق تا پای جان
درخواست حذف اطلاعات
داستان عشق تا پای جانخلاصه داستان :
روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیوانا آورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است.
شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر...

( ادامه داستان )



مشاهده متن کامل ...
داستان " آ این جاده " - قسمت دوم
درخواست حذف اطلاعات
سلام.

میدونم ادامه داستان خیلی طول کشید اما واقعا برای ساختن بستر ادامه داستان باید کلی فکر می چون هم باید ادله کافی و قانع کننده ای پیدا می که داستان به این سمت جدید کشیده بشود و هم اینکه باید درباره مکان ها و مناطق مورد استفاده در داستان تحقیق می تا داستان مستندتر و واقعی تر پیش برود.

ادامه داستان را در ادامه ملطب بخوانید ....



مشاهده متن کامل ...
داستان زندگی یک پیرمردوپیرزن فقیر
درخواست حذف اطلاعات
ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮش در ﻓﻘﺮ زﯾﺎد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮاب ، ﻫﻤﺴﺮ ﭘﯿﺮﻣﺮد از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﺎﻧﻪ ای ﺑﺮای او ﺑﺨﺮد ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﺳﺮو ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻫﺪ.

ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺣﺰن آﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺨﺮم ﺣﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﭘﺎرﻩ ﺷﺪﻩ و در ﺗﻮاﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﻨﺪ ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﮕﯿﺮم ..

ﭘﯿﺮزن ﻟﺒﺨﻨﺪی زد و ﺳﮑﻮت ﮐﺮد. ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻓﺮدای آﻧﺮوز ﺑﻌﺪ از ﺗﻤﺎم ﺷﺪن ﮐﺎرش ﺑﻪ ﺑﺎزار رﻓﺖ و ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮد را ﻓﺮوﺧﺖ و ﺷﺎﻧﻪ ﺑﺮای ﻫﻤﺴﺮش ﺧﺮﯾﺪ.

وﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺷﺎﻧﻪ در دﺳﺖ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ دﯾﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮش ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ را ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ و ﺑﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﻧﻮ ﺑﺮای او ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ . .

ﻣﺎت و ﻣﺒﻬﻮت اﺷﮑﺮﯾﺰان ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ.

اﺷﮑﻬﺎﯾﺸﺎن ﺑﺮای اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺎرﺷﺎن ﻫﺪر رﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﺮای اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازﻩ دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﺪ و ﻫﺮﮐﺪام ﺑﺪﻧﺒﺎل ﺧﺸﻨﻮدی دﯾﮕﺮی ﺑﻮدﻧﺪ.

ﺑﻪ ﯾﺎد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ اﮔﺮ ﮐﺴﯽ را دوﺳﺖ داری ﯾﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﺗﻮ را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮای ﺧﺸﻨﻮد ﮐﺮدن او ﺳﻌﯽ و ﺗﻼش زﯾﺎدی اﻧﺠﺎم دﻫﯽ.

"ﻋﺸﻖ️ و ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﺮف ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ آن ﻋﻤﻞ ﮐﺮد"



مشاهده متن کامل ...
داستان
درخواست حذف اطلاعات
سلام من الهه هستم دوست و همکلاسی سارا تو مدرسه :

بچه ها به نظرتون من هم مثل سارا داستان بنویسم چون قبلا من و سارا با هم داستان نوشتیم پس تجربه داستان نویسی هم دارم الان هم می خوام نظر شما رو بدونم که داستان بنویسم یا نه ؟؟؟


الهه21



مشاهده متن کامل ...
درباره داستان
درخواست حذف اطلاعات
این داستان منبعش از زندگیه یکی از دوستان هست ی پسر.

البته داستان با نسخه واقعیش ی تفاوت هایی داره

مثلا

تو داستان اون پسرو می ن اما تو واقعیت مامان باباش بعد از ٦ سال بچه رو میندازن بیرون. اینم تنها بزرگ میشه و کلی سختی کشیده.

حالا من داستان زندگیه این دوستو با تغییرات نوشتم



مشاهده متن کامل ...
معرف کتاب: " زندگی های فنا شده"
درخواست حذف اطلاعات
زندگی های فنا شده

آنا جاکوب،زنی سی و دو ساله که به عنوان شریک در شرکت حقوقی محل کارش پذیرفته شده و به تازگی

اولین فرزندش را به دنیا آورده است،قاعدتا می بایست از زندگی لذت ببرد.

ولی خوشی و سعادت از او رویگردان است و زندگی فنا شده اش با زندگی تازه واردانی پیوند می خورد

که خود مایوس و فنا شده اند. بحران آغاز می شود و در این میان،آنا به چه ی می تواند اعتماد کند؟.....

کتاب "زندگی های فنا شده" نوشته ماریا بارت، ترجمه الهه صالحی توسط انتشارات لیوسا منتشر شده است.

داستان قشنگی است . یه داستان خانوادگی ...خیانت ... دوراهی تصمیم گیری ...

با اینکه داستان مربوط به شخصیت های یی است ولی کاملا میشه باهاشون همذات پنداری کرد

و احساساتشون رو درک کرد. احساس آنا رو ... احساس ما رو ... احساس دبی و دارن و ...

ضمن اینکه خواننده در اوا داستان غافلگیر میشه و هیجان زیادی وارد داستان میشه!

مطالعه این کتاب رو به علاقمندان مطالعه رمان های خارجی توصیه می کنم.

از این نویسنده کتابهای : "سوگند شوم" - "وسوسه های خطرناک" هم در کتابخانه یادگار موجود است.



مشاهده متن کامل ...
معرف کتاب: " زندگی های فنا شده"
درخواست حذف اطلاعات
زندگی های فنا شده

آنا جاکوب،زنی سی و دو ساله که به عنوان شریک در شرکت حقوقی محل کارش پذیرفته شده و به تازگی

اولین فرزندش را به دنیا آورده است،قاعدتا می بایست از زندگی لذت ببرد.

ولی خوشی و سعادت از او رویگردان است و زندگی فنا شده اش با زندگی تازه واردانی پیوند می خورد

که خود مایوس و فنا شده اند. بحران آغاز می شود و در این میان،آنا به چه ی می تواند اعتماد کند؟.....

کتاب "زندگی های فنا شده" نوشته ماریا بارت، ترجمه الهه صالحی توسط انتشارات لیوسا منتشر شده است.

داستان قشنگی است . یه داستان خانوادگی ...خیانت ... دوراهی تصمیم گیری ...

با اینکه داستان مربوط به شخصیت های یی است ولی کاملا میشه باهاشون همذات پنداری کرد

و احساساتشون رو درک کرد. احساس آنا رو ... احساس ما رو ... احساس دبی و دارن و ...

ضمن اینکه خواننده در اوا داستان غافلگیر میشه و هیجان زیادی وارد داستان میشه!

مطالعه این کتاب رو به علاقمندان مطالعه رمان های خارجی توصیه می کنم.

از این نویسنده کتابهای : "سوگند شوم" - "وسوسه های خطرناک" هم در کتابخانه یادگار موجود است.



مشاهده متن کامل ...
جلسه داستان خوانی
درخواست حذف اطلاعات

جلسه داستان خوانی: فردا- 4شنبه ساعت 5 در سرای محله داوودیه برقرار است.

با داستان خوانی آقایان: جواد جزینی با داستان: اگر شبی از شب ها مسافری)و سیروس نفیسی با داستان : هلال ماه روی کر.

ضمنا، 15 مرداد جلسه ای برای کتاب های خانمها قدرتی با رمان: "سایه عقاب روی پیاده رو" و کهنه چیان با مجموع داستان "تهمینه در راه" در چیستا برگزار می گردد.



مشاهده متن کامل ...
داستانک ( فقر و ثروت )
درخواست حذف اطلاعات

داستان فقر و ثروت

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند .
آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....
پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی شید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا .
ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند .
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود .
پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !



مشاهده متن کامل ...
داستانک ( فقر و ثروت )
درخواست حذف اطلاعات

داستان فقر و ثروت

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند .
آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....
پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی شید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا .
ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند .
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود .
پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !



مشاهده متن کامل ...
داستان کوتاه ثروتمندومرد فقیر
درخواست حذف اطلاعات

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد وسبد را گرفته واز قصر بیرون رفت .فقیر همه آنها را دور ریخت وبه جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و باز گردانید. وگفت :چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود،پراز گل کرده ای ونزدم آورده ای ؟ فقیر گفت :هر آن چه در دل دارد می بخشد...



مشاهده متن کامل ...
داستان پارسایی
درخواست حذف اطلاعات
پارسایی داستانی است که روایت گر زندگی مردمی آشناست که درس رشادت ودلیری واز خود گذشتگی را به ما می آموزند.داستان داستان خانواده ای است که با اعمال خویش صفحه ی تاریخ را زیبا کرده اند. دراین رمان درهرفصل زندگی یکی از اعضای خانواده ی پارسا را روایت می کند وشوق وتشویق خوانده را بر می انگیزد.

مشاهده متن کامل ...
داستان فقر و ثروت
درخواست حذف اطلاعات

داستان فقر و ثروت

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند . در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟ پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !.... پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟ پسر پاسخ داد: فکر می کنم ! پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟ پسر کمی شید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست ! در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !



مشاهده متن کامل ...
دلم گرفته
درخواست حذف اطلاعات
نمدونم چرا ولى رفتنت برام شده ی داستان ...

ی داستان که فقط باهاش میخوابم باهاش بیدار میشم ...

انگار داستان بچگیمه داستان منو چیزایی ک توى بچگى ارزوم بودو بهش نرسیدم...

مامانم هر شب شاهد این داستان هست...

اسم داستانش غمه

مامانم میگه لعنت لعنت ب تو ...خودشو میگه

اما تو راضى بودى ب همه این چیزار رفتى...



مشاهده متن کامل ...
نگاهی به داستان سیزده/ مسعود یحیوی
درخواست حذف اطلاعات

داستان کوتاه سیزده را نویسنده خوب بلوچ فرید کریمی نوشته. از او داستان های خوبی مانند؛ آ شب و عبدک لنگ را خوانده ام. "سیزده" ساختار ساده ضرباهنگ تندی دارد. قادر بخش پیرمرد بیماری که سال های جوانی در کشورهای حوزه خلیج فارس به کارگری و خوش گذرانی کرده، حالا دارد کفاره اع را پس می دهد. بیماری مقاربتی (سوزاک؟) او را آتش میزند و خاطرات ع کده رهایش نمی کند؛ روزی که در طبقه پایین رندی خانه پس از دوازده کارگر به سراغ یکی از آن ن می رود و برای همیشه بیمار می رود. زندگی تهیدستانی که باکار، کامرانی و درد آمیخته و مجالی برای شه باقی نمی گذارد... داستان توطئه و پیچیدگی خاصی ندارد و هیچ رازگشایی و گره گشایی در آن رخ نمی دهد. و همین، جریان یکنواخت زندگی تهی و فرسودۀ مرد فقیر جنوبی را ملموس می سازد. اعتیاد، بیماری و فسردن تن و روان در آدم های فقیر جنوب، تم داستان های کریمی است و در آن بهره کشی و سودجویی و خیانت دلالان و قاچاقچیان پنهان است...

در داستان سیزده سایه زنی وفادار و دوستی صادق هم هست، ولی داستان در یک خلأ رها می شود و حلقه منطقی آن بسته نم یشود. به نظر می رسد نویسنده به عمد قهرمانش را در شبی پر کابوس و درد رها می کند اما خواننده منتظر یک ضربه نهایی است که قهرمان را در مقابل چالشی یا مصیبتی تازه قرار دهد یا کورسویی در شب زندگی اش بدمد ولی هیچ کدام رخ نمی دهد و پیرمرد با یافتن پماد مسکنی شب دردآلود دیگری را سپری می کند. نویسنده در اینجا نگاهی ناتورالیستی به آدم ها دارد. آدم هایی که اسیر غریزه و بازیچۀ اتفاقات. او حتی نام داستان را به جای سیزدهمین نفر؛ سیزده می گذارد تا احساس کنی قادربخش پیرِ مسخ شده ای است که جز یک عدد نحس چیزی از او باقی نمانده است.

دو داستان قوی آ شب و عبدک لنگ نشان می دهد که فرید کریمی نویسنده بااستعدادی است که باید منتظر کارهای قدرتمندی از او بود.



مشاهده متن کامل ...
دخترک فقیر...
درخواست حذف اطلاعات

 hr داستان کوتاه دفتر دختر فقیر

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…

دخترک خودش را جمع و جور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و نکن ؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم… مادرم مریضه… اما بابام گفته آ ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک ب یم که شب تاصبح گریه نکنه… اونوقت…
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر ب ه که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم…
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم…
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا…
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد…



مشاهده متن کامل ...
خوانش داستان عاشقانه بیژن ومنیژه
درخواست حذف اطلاعات

فردوسی ظاهراً در دوران قتل دقیقی به نظم داستان هایی مشغول بوده و داستان های منفرد است داستان بیژن ومنیژه یا رزم بیژن وگرازان از داستان های مشهور قدیم بوده که غیر از فردوسی در آثار بعضی از شعرای دیگر عهد غزنوی نیز اشاراتی در این باب دیده می شود.



مشاهده متن کامل ...
خوانش داستان عاشقانه بیژن ومنیژه
درخواست حذف اطلاعات

فردوسی ظاهراً در دوران قتل دقیقی به نظم داستان هایی مشغول بوده و داستان های منفرد است که داستان بیژن ومنیژه یا رزم بیژن وگرازان از داستان های مشهور قدیم بوده که غیر از فردوسی در آثار بعضی از شعرای دیگر عهد غزنوی نیز اشاراتی در این باب دیده می شود.



مشاهده متن کامل ...
تعبیر خواب داستان
درخواست حذف اطلاعات

تعبیر خواب داستان

در سر زمین رویاها آمده:

یک داستان میخوانید : خبر ازدواج یکی از نزدیکان.

داستان مینوسید : ناکامی نزدیک میشود.

یک داستان چاپ میکنید : در انجام کارها سهل انگاری نکنید .

یک کتاب داستان می ید : پولتان را زیادی بخطر نیندازید .



مشاهده متن کامل ...
«پل ها» داستان های کوتاه احمد ابوالفتحی منتشر شد
درخواست حذف اطلاعات


مجموعه ی داستان های احمد ابوالفتحی با نام «پُل ها» منتشر شده است.

هدیه ای به دوستداران جهان تازه ی داستان. ناشر: نشر چرخ؛ 109 صفحه؛ قیمت: 7200 تومان.

فهرست داستان ها: گرفتگی، داوود و میم هایش، کدام مان تنهاتریم؟، شیریان، پل ها لب های آویزان اند، ابه های ری، مرگ و زندگی ولادیمیر ایلیچ.

پل ها را می توانید از نشر چشمه یا از سایر کتابفروشی های مرتبط با این نشر یداری کنید.



مشاهده متن کامل ...
«پل ها» داستان های کوتاه احمد ابوالفتحی منتشر شد
درخواست حذف اطلاعات


مجموعه ی داستان های احمد ابوالفتحی با نام «پُل ها» منتشر شده است.

هدیه ای به دوستداران جهان تازه ی داستان. ناشر: نشر چرخ؛ 109 صفحه؛ قیمت: 7200 تومان.

فهرست داستان ها: گرفتگی، داوود و میم هایش، کدام مان تنهاتریم؟، شیریان، پل ها لب های آویزان اند، ابه های ری، مرگ و زندگی ولادیمیر ایلیچ.

پل ها را می توانید از نشر چشمه یا از سایر کتابفروشی های مرتبط با این نشر یداری کنید.



مشاهده متن کامل ...
نظرسنجى
درخواست حذف اطلاعات
نظرتون درمورد یه مسابقه داستان نویسى چیه؟

مسابقه هم به این شکله که من یه ع میذارم که این ع حاوى یه داستان تصویریه،شما با استفاده از تصاویر و برداشت خودتون براش یه داستان میسازین،در آ هم بین داستانا نظرسنجى میشه و بهترین داستان از نظر ادمینا و از نظر کاربرا مشخص میشه

مشاهده متن کامل ...

صرفا جهت اطلاع
درخواست حذف اطلاعات
از اون جا که خیلی ها سوال می کنن که آیا این داستان واقعی هست یا نه من دو باره می گم که این داستان صد در صد واقعی هست من عاشق یه نفر هستم به نام نگار اینم داستان خودم هست و نگار. نگار خودشم هم میاد داخل این وبلایگ و داستان رو می خونه اگه نظرات اون نبود شاید اینقدر دل گرمی برای اینکه داستان رو بنویسم نداشتم



مشاهده متن کامل ...
کتاب
درخواست حذف اطلاعات

داستان ع های فوری

ویکفیلد

ای.ال. وف خالق داستان بعدی این مجموعه، یعنی "ویکفیلد" است. داستان پرنفوذ و خانواده داری با نام ویکفیلد که ناگهان تصمیم می گیرد در انباری پارکینگ منزلش تارک دنیا شود. این داستان با ترجمه ی نسرین طباطبایی یکی از داستان های هوش مندانه و دقیق است که می تواند قدرت قلم وف را در داستان کوتاه، به خوبی نشان دهد.

کتاب



مشاهده متن کامل ...
داستان زیبا
درخواست حذف اطلاعات

داستان فقر و ثروت

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند .
آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....
پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی شید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا .
ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند .
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود .
پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !

www.http://pichak.net



مشاهده متن کامل ...
زندگی
درخواست حذف اطلاعات
زندگی در کف توست … زندگی چرخش ثانیه هاست زندگی پر زدن شاپرکی است زندگی از ست زندگی خالی نیست ، خدا هست زندگی سخت تر از سنگ که نیست زندگی نرم چو برف است که بر آن پا بنهی زندگی در همه جا جوشان است زندگی خالی نیست عشق هست زندگی چون جهش یک نور است زندگی پیچش نور در نور است زندگی همهمه پرشور است زندگی خالی نیست امید هست زندگی در کف توست که بدان لبخند زنی… که به دنبالش ندوی زندگی در کف توست …، زندگی زیباست

مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.