پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 دخمل نازم مهان
مگر نمی بینی نگار نازم؟
درخواست حذف اطلاعات
تمنای نگاه سرد و نگرانم را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
اشکهایی که همچو شبنمی یخ زده
در گوشه چشم گریانم را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
قلبم خسته شد ازین ناباوریها
باور من ساده را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
دلم ش ت زیر رگبار دل شکن روزگار
ده های دلم را ...

مگر نمی بینی نگار نازم؟
ریا کاری زمانه دگر رو شده است
صداقت نهان در نگاهم را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
شب به صبح رسیده است
خورشید تابان را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
من خشکیده ام در زمان
ساعتهای گذر عمر را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
از آسمان عشق تو بی مهری می بارد
مهربانی های مرا
مگر نمی بینی نگار نازم؟
در عمق نگاهم دل خستگی موج میزند
این دریای طوفانی را
مگر نمی بینی نگار نازم؟
زبان خسته و کلمات بی معنا شد
پشیمانی مرا
مگر نمی بینی نگار نازم؟
(این بازم از شعرای خودم تقدیم به دوستان)


مشاهده متن کامل ...
حکایت مار و دخمل خجسته
درخواست حذف اطلاعات

ما خانوادگی سرخوش و خجسته ایم، کلا این صفت موروثیه!

دختر خالم زنگ زده با خنده وقهقهه میگه: میگمااا  خونه لیلا اینا (خواهرش ، اون یکی دخمل ) مار پیدا شده. میگم ماااار؟؟؟؟ میگه : هاا مار. 

گویا دخمل داشته با آبجیش پشت تلفن قصه میگفته در حالیکه رو تخت ولو شده بوده. هی میبینه یه چیزی رو دستشه فک میکنه سیم تلفنه میگیره میندازه اونور بعد میبینه این سیم سیاه تلفن ول کن نیست دوباره میاد رو دستش، ا سر که عصبانی سیم تلفن فرضی رو پرت میکنه اونور و میبینه دوباره رو دستشه، تازه دوگوله مبارکش کار میکنه که اصلا این تلفن بی سیم هست و سیم نداره! بعد ظاهرا بعد از بیست و چند ساعت ت ی به کله مبارکش میده و میبینه بله.... یک فروند مار سیاه رنگ از نوع f1400000 زل زل داره نیگاش میکنه. اینم آنچنان جیغ بنفشی میکشه و با سرعت فرا نور خودش رو پرت میکنه کف سالن که ماره از ترس تو هفتصد تا سولاااخ قایم میشه ....بماند که چه مرثیه ها خونده شده این وسط. خلاصه ماره بینوا از ترس غیب میشه شوهر بدبخت دخمل هم هر چی میگردن مار نبوده و زنگ میزنن آتش نشانی میاد با مشقات فراوان مار رو پیدا میکنه. ظاهرا مار بسی طویل و عریض و سیاه و خفن ... بوده

*** میگن ماره از دست دخمل خودشو تسلیم آتش نشانی کرده

*** موندم این دخمل دو ساعت داشته دم مار بینوا رو میگرفته تاب میداده و پرت میکرده فکر میکرده سیم هست بعد این مرثیه سرایی بع برا چی بوده؟

*** والا ماره خیلی هم با شخصیت و آقااا بوده اینهمه آزارش داده و هیچ کاریشم نداشته

*** حالا دخمل و مار این وسط یه نقشی داشتن من موندم شوهر بی نوای دختر خالم چه تقصیری این وسط داشته که یه ریز از زمان کشف مار تا الان داره تو گوشش جیغ میکشه که اگر مار اومده تو خونه (خونه نوساز با در و پنجره های توری وسط شهر!!!)تقصیر تویه! منابع معتبر میگن شوهرش هنوز تو افق محوه



مشاهده متن کامل ...
حکایت مار و دخمل خجسته
درخواست حذف اطلاعات

ما خانوادگی سرخوش و خجسته ایم، کلا این صفت موروثیه!

دختر خالم زنگ زده با خنده وقهقهه میگه: میگمااا  خونه لیلا اینا (خواهرش ، اون یکی دخمل ) مار پیدا شده. میگم ماااار؟؟؟؟ میگه : هاا مار. 

گویا دخمل داشته با آبجیش پشت تلفن قصه میگفته در حالیکه رو تخت ولو شده بوده. هی میبینه یه چیزی رو دستشه فک میکنه سیم تلفنه میگیره میندازه اونور بعد میبینه این سیم سیاه تلفن ول کن نیست دوباره میاد رو دستش، ا سر که عصبانی سیم تلفن فرضی رو پرت میکنه اونور و میبینه دوباره رو دستشه، تازه دوگوله مبارکش کار میکنه که اصلا این تلفن بی سیم هست و سیم نداره! بعد ظاهرا بعد از بیست و چند ساعت ت ی به کله مبارکش میده و میبینه بله.... یک فروند مار سیاه رنگ از نوع f1400000 زل زل داره نیگاش میکنه. اینم آنچنان جیغ بنفشی میکشه و با سرعت فرا نور خودش رو پرت میکنه کف سالن که ماره از ترس تو هفتصد تا سولاااخ قایم میشه ....بماند که چه مرثیه ها خونده شده این وسط. خلاصه ماره بینوا از ترس غیب میشه شوهر بدبخت دخمل هم هر چی میگردن مار نبوده و زنگ میزنن آتش نشانی میاد با مشقات فراوان مار رو پیدا میکنه. ظاهرا مار بسی طویل و عریض و سیاه و خفن ... بوده

*** میگن ماره از دست دخمل خودشو تسلیم آتش نشانی کرده

*** موندم این دخمل دو ساعت داشته دم مار بینوا رو میگرفته تاب میداده و پرت میکرده فکر میکرده سیم هست بعد این مرثیه سرایی بع برا چی بوده؟

*** والا ماره خیلی هم با شخصیت و آقااا بوده اینهمه آزارش داده و هیچ کاریشم نداشته

*** حالا دخمل و مار این وسط یه نقشی داشتن من موندم شوهر بی نوای دختر خالم چه تقصیری این وسط داشته که یه ریز از زمان کشف مار تا الان داره تو گوشش جیغ میکشه که اگر مار اومده تو خونه (خونه نوساز با در و پنجره های توری وسط شهر!!!)تقصیر تویه! منابع معتبر میگن شوهرش هنوز تو افق محوه



مشاهده متن کامل ...
قسمت شیرین من فرهاد چشمان تو شد
درخواست حذف اطلاعات

هر کجا باشی ، در آنجا ، یار..! می نازم به تو

بی شماران عاشقم . . .هر بار می نازم به تو

دلربایی می کنی هر لحظه با خوب و بدت

حرف من این است ای دلدار می نازم به تو

قسمت شیرین من فرهاد چشمان تو شد

شاکرم بر درگه دادار...می نازم به تو

مستم از رؤیای مِیگونت به هر دم در خیال

مانده دل آری در این افکار،می نازم به تو

روزهایم در زلال چشم تو شب می شود

من اگر خوابم ،اگر بیدار می نازم به تو

شهریارم..!خانه ای آباد در قلبم بساز

بر سرم هم گر شوی آوار می نازم به تو

کوچ چشمانت به چشمم را چرا پنهان کنم

ای که هستم از تو من سرشار می نازم به تو

در بهار عمر تو...گل رنگ و رویی تازه کرد

زه! به این احوال و این دیدار... می نازم به تو

فرخنده عابدینی 1393/1/11



مشاهده متن کامل ...
با عشوه بیا در بغلم ای گلِ نازم(علی قیصری)
درخواست حذف اطلاعات
با عشوه بیا در بغلــم ای گـلِ نازم

تا نطفه ببندد غــزلم ای گــلِ نـازم

تا کی بدوم در پی تو خانه به خانه

تا کی ی بی محـلم ای گلِ نازم

دائم دلم از لرزه و پس لرزه بلـرزد

بر رویِ مدار گسلم ای گلِ نازم

بی تابم و هر لحظه به دنبال خی

آواره یِ کـوه و کُـتلم ای گـلِ نازم

خورشیدی و چرخان شده ام دورِ مدارت

عشقت ببرد تا زحـلم ای گـلِ نازم

از روز ازل فلسفـه ی چشم سیاهت

شد باعثِ بحث و جـدلم ای گلِِ نازم

از دوری تو کاسه ی صبرم شده لبریز

جـانم به لب آمـد عسلم ای گل نازم



مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید رضا صادقی بنام گل نازم
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید رضا صادقی بنام گل نازم با کیفیت اصلی

new  by reza sadeghi | gole nazam

 

آهنگ جدید رضا صادقی بنام گل نازم



مشاهده متن کامل ...
شب یلدا
درخواست حذف اطلاعات
سلام به گل نمونه

قربونت برم من آخه چقد حرص می خورم که کم می رسم بیام از شیرین زبونیا و شیرین کاریای تو دخمل گل چیزی بنویسم.

الانم در این لحظه دخمل گل مامان داره با باباش اسم فامیل بازی می کنه آخه هفته پیش که مامان جون اینا کربلا بودن ما با و ش داشتیم اسم فامیل بازی می کردیم و جوجو هم حس از هیجان این بازی خوشش اومده بود حالا وقتی کاغذ دستش می افته دوست داره اسم فامیل بازی کنه، الانم داره با باباش میره دستشویی بچه م یاد گرفته توی دستشویی درست بشینه وقتی می خواد بره دستشویی میگه می خوام مثه مامان باباها جیش کنم.

عاشق بازی هم که هست تو بازیاش سه تا نقش اصلی داره که هرگز تغییر نمی کنه اول نقشش که همیشه هم خودش ایفاش میکنه پروانه س چه دخمل باشه چه مادر باشه چه مثلا اسب باشه میشه اسب پروانه دوم نقش هم همیشه ستاره س و سوم نقش هانا حالا فرقی هم نمی کنه که مرد این نقش و داشته باشه یا زن مثلا باباش یا ش هم اگه باشن همون هانا ه اسمشون

واااااااای از این دخمل باهوش دخمل دو ماهی هست که داره تو مسجد مهدقرآن میره تو این مدت هم حس هرچی یادش دادن و خوب یادگرفته از بس عاشق کلاسشه و عاشق معلمش خانم تر و خوب و حس به حرفاش گوش میده نقاشیاشم که دیگه دیدن داره

یکی دیگه از کارایی که هیچوقت فراموش نمیکنه وقتی باباش میاد بعد از خوراکی گرفتنش، تاب تاب عباسی با لوله س که باباش چندتا تابش میده بعد یه چرخش دورانی که اسمش لوله س

مهربونیاشم که دیگهههههه نگووووووووو



مشاهده متن کامل ...
به مژگان همی از جگر خون کشید
درخواست حذف اطلاعات

حکیم فردوسی توسی:

چو خورشید تابنده بنمود پشت


هوا شد سیاه و زمین شد درشت

سیاووش لشکر به جیحون کشید

به مژگان همی از جگر خون کشید

چو آمد به ترمذ درون بام و کوی

بسان بهاران پر از رنگ و بوی

چنان بد همه ا تا به چاچ

تو گفتی عروسیست باطوق و تاج

به هر منزلی ساخته خوردنی

خورشهای زیبا و گستردنی

چنین تا به قچقار باشی براند

فرود آمد آنجا و چندی بماند

چو آگاهی آمد پذیره شدند

همه سرکشان با تبیره شدند

ز خویشان گزین کرد پیران هزار

پذیره شدن را برآراست کار

بیاراسته چار پیل سپید

سپه را همه داد ی ر نوید

یکی برنهاده ز پیروزه تخت

درفشنده مهدی بسان درخت

سرش ماه زرین و بومش بنفش

به زر بافته پرنیایی درفش

ابا تخت زرین سه پیل دگر

صد از ماه رویان زرین کمر

ی بران سان که گفتی سپهر

بیاراست روی زمین را به مهر

صد اسپ گرانمایه با زین زر

به دیبا بیاراسته سر به سر

سیاووش بشنید کامد

پذیره شدن را بیاراست شاه

درفش سپهدار پیران بدید

وشیدن پیل و اسپان شنید

بشد تیز و بگرفتش اندر کنار

بپرسیدش از نامور شهریار

بدو گفت کای پهلوان

چرا رنجه کردی روان را به راه

همه بردل شه این بد نخست

که بیند دو چشمم ترا تندرست

ببوسید پیران سر و پای او

همان خوب چهر دلارای او

چنین گفت کای شهریار جوان

مراگر بخواب این نمودی روان

ستایش کنم پیش یزدان نخست

چو دیدم ترا روشن و تندرست

ترا چون پدر باشد افراسیاب

همه بنده باشیم زین روی آب

ز پیوستگان هست بیش از هزار

پرستندگانند با گوشوار

تو بی کام دل هیچ دم بر مزن

ترا بنده باشد همی مرد و زن

مراگر پذیری تو با پیر سر

ز بهر پرستش ببندم کمر

برفتند هر دو به شادی به هم

سخن یاد د بر بیش و کم

همه ره ز آوای چنگ و رباب

همی ه را سر برآمد ز خواب

همی خاک مشکین شد از مشک و زر

همی اسپ تازی برآورد پر

سیاوش چو آن دید آب از دو چشم

ببارید و ز شه آمد به خشم

که یاد آمدش بوم زابلستان

بیاراسته تا به کابلستان

همان شهر ایرانش آمد به یاد

همی برکشید از جگر سرد باد

ز ایران دلش یاد کرد و بسوخت

به کردار آتش رخش برفروخت

ز پیران بپیچید و پوشید روی

سپهبد بدید آن غم و درد اوی

بدانست کاو را چه آمد بیاد

غمی گشت و دندان به لب بر نهاد

به قچقار باشی فرود آمدند

نشستند و یکبار دم بر زدند

نگه کرد پیران به دیدار او

نشست و بر و یال و گفتار او

بدو در دو چشمش همی خیره ماند

همی هر زمان نام یزدان بخواند

بدو گفت کای نامور شهریار

ز شاهان گیتی توی یادگار

سه چیزست بر تو که اندر جهان

ی را نباشد ز تخم مهان

یکی آنک از تخمهٔ کیقباد

همی از تو گیرند گویی نژاد

و دیگر زبانی بدین راستی

به گفتار نیکو بیاراستی

سه دیگر که گویی که از چهر تو

ببارد همی بر زمین مهر تو

چنین داد پاسخ سیاووش بدوی

که ای پیر پاکیزه و راست گوی

خنیده به گیتی به مهر و وفا

ز آهرمنی دور و دور از جفا

گر ایدونک با من تو پیمان کنی

شناسم که پیان من مشکنی

گر از بودن ایدر مرا نیکویست

برین کردهٔ خود نباید گریست

و گر نیست فرمای تا بگذرم

نمایی ره کشوری دیگرم

بدو گفت پیران که من زین

چو اندر گذشتی ز ایران زمین

مگردان دل از مهر افراسیاب

مکن هیچ گونه برفتن شتاب

پراگنده نامش به گیتی بدیست

ولیکن جز اینست مرد ایزدیست

د دارد و رای و هوش بلند

به خیره نیاید به راه گزند

مرا نیز خویشیست با او به خون

همش پهلوانم همش رهنمون

همانا برین بوم و بر صد هزار

به فرمان من بیش باشد سوار

همم بوم و بر هست و هم

هم اسپ و سلیح و کمان و کمند

مرا بی نیازیست از هر ی

نهفته جزین نیز هستم بسی

فدای تو بادا همه هرچ هست

گر ایدونک سازی به شادی نشست

پذیرفتم از پاک یزدان ترا

به رای و دل هوشمندان ترا

که بر تو نیاید ز بدها گزند

نداند ی راز چرخ بلند

مگر کز تو آشوب خیزد به شهر

بیامیزی از دور و زهر

سیاووش بدان گفتها رام شد

برافروخت و اندر خور جام شد

بخوردن نشستند یک با دگر

سیاوش پسر گشت و پیران پدر

برفتند با خنده و شادمان

به ره بر نجستند جایی زمان

چنین تا رسیدند در شهر گنگ

کزان بود م سرای درنگ

پیاده به کوی آمد افراسیاب

از ایوان میان بسته و پر شتاب

سیاوش چو او را پیاده بدید

فرود آمد از اسپ و پیشش دوید

گرفتند مر یکدگر را به بر

بسی بوس دادند بر چشم و سر

ازان پس چنین گفت افراسیاب

که گردان جهان اندر آمد به خواب

ازین پس نه آشوب خیزد نه جنگ

به آبشخور آیند میش و پلنگ

برآشفت گیتی ز تور دلیر

کنون روی گیتی شد از جنگ سیر

دو کشور سراسر پر از شور بود

جهان را دل از آشتی کور بود

به تو رام گردد زمانه کنون

برآساید از جنگ وز جوش خون

کنون شهر توران ترا بنده اند

همه دل به مهر تو آگنده اند

مرا چیز با جان همی پیش تست

سپهبد به جان و به تن خویش تست

سیاوش برو آفرین کرد سخت

که از گوهر تو مگر داد بخت

سپاس از خدای جهان آفرین

کزویست آرام و پرخاش و کین

سپهدار دست سیاوش به دست

بیامد به تخت مهی بر نشست

به روی سیاوش نگه کرد و گفت

که این را به گیتی ی نیست جفت

نه زین گونه مردم بود در جهان

چنین روی و بالا و فر و مهان

ازان پس به پیران چنین گفت رد

که کاووس تندست و اندک د

که بشکیبد از روی چونین پسر

چنین برز بالا و چندین هنر

مرا دیده از خوب دیدار او

بماندست دل خیره از کار او

که فرزند باشد ی را چنین

دو دیده بگرداند اندر زمین

از ایوانها پس یکی برگزید

همه کاخ زربفتها گسترید

یکی تخت زرین نهادند پیش

همه پایها چون سر میش

به دیبای چینی بیاراستند

فراوان پرستندگان خواستند

بفرمود پس تا رود سوی کاخ

بباشد به کام و نشیند فراخ

سیاوش چو در پیش ایوان رسید

سر طاق ایوان به کیوان رسید

بیامد بران تخت زر بر نشست

هشیوار جان اندر شه بست

چو خوان سپهبد بیاراستند

آمد سیاووش را خواستند

ز هر گونه ای رفت بر خوان سخن

همه شادمانی فگندند بن

چو از خوان سالار برخاستند

نشستنگه می بیاراستند

برفتند با رود و رامشگران

بباده نشستند ی ر سران

بدو داد جان و دل افراسیاب

همی بی سیاوش نیامدش خواب

همی خورد می تا جهان تیره شد

سرمیگساران ز می خیره شد

سیاوش به ایوان امید شاد

به مستی ز ایران نیامدش یاد

بدان شب هم اندر بفرمود شاه

بدان که بودند بر بزمگاه

چنین گفت با شیده افراسیاب

که چون سر برآرد سیاوش ز خواب

تو با پهلوانان و خویشان من

ی کاو بود مهتر انجمن

به شبگیر با هدیه و با غلام

گرانمایه اسپان زرین ستام

ز لشکر همی هر ی با نثار

ز دینار وز گوهر شاهوار

ازین گونه پیش سیاوش روند

هشیوار و بیدار و خامش روند

فراوان سپهبد فرستاد چیز

بدین گونه یک هفته بگذشت نیز

شبی با سیاوش چنین گفت شاه

که فردا بسازیم هر دو پگاه

که با گوی و چوگان به میدان شویم

زمانی بتازیم و خندان شویم

ز هر شنیدم که چوگان تو

نبینند گردان به میدان تو

تو فرزند مایی و زیبای گاه

تو تاج کیانی و پشت

بدو گفت شاها انوشه بدی

روان را به دیدار توشه بدی

همی از تو جویند شاهان هنر

که یابد به هرکار بر تو گذر

مرا روز روشن به دیدار تست

همی از تو خواهم بد و نیک جست

به شبگیر گردان به میدان شدند

گرازان و تازان و خندان شدند

چنین گفت پس شاه توران بدوی

که یاران گزینیم در زخم گوی

تو باشی بدان روی و زین روی من

بدو نیم هم زین نشان انجمن

سیاوش بدو گفت کای شهریار

کجا باشدم دست و چوگان به کار

برابر نیارم زدن با تو گوی

به میدان هم آورد دیگر بجوی

چو هستم سزاوار یار توام

برین پهن میدان سوار توام

سپهبد ز گفتار او شاد شد

سخن گفتن هر ی باد شد

به جان و سر شاه کاووس گفت

که با من تو باشی هم آورد و جفت

هنر کن به پیش سواران پدید

بدان تا نگویند کاو بد گزید

کنند آفرین بر تو مردان من

شگفته شود روی خندان من

سیاوش بدو گفت فرمان تراست

سواران و میدان و چوگان تراست

سپهبد گزین کرد کلباد را

چو گرسیوز و جهن و پولاد را

چو پیران و نستیهن جنگجوی

چو هومان که بردارد از آب گوی

به نزد سیاووش فرستاد یار

چو رویین و چون شیدهٔ نامدار

دگر اندریمان سوار دلیر

چو ارجاسپ اسپ افگن نره شیر

سیاوش چنین گفت کای نامجوی

ازیشان که یارد شدن پیش گوی

همه یار شاهند و تنها منم

نگهبان چوگان یکتا منم

گر ایدونک فرمان دهد شهریار

بیارم به میدان ز ایران سوار

مرا یار باشند بر زخم گوی

بران سان که آیین بود بر دو روی

سپهبد چو بشنید زو داستان

بران داستان گشت هم داستان

سیاوش از ایرانیان هفت مرد

گزین کرد شایستهٔ کارکرد

وش تبیره ز میدان بخاست

همی خاک با آسمان گشت راست

از آوای سنج و دم کره نای

تو گفتی بجنبید میدان ز جای

سیاووش برانگیخت اسپ نبرد

چو گوی اندر آمد به پیشش به گرد

بزد هم چنان چون به میدان رسید

بران سان که از چشم شد ناپدید

بفرمود پس شهریار بلند

که گویی به نزد سیاوش برند

سیاوش بران گوی بر داد بوس

برآمد وشیدن نای و

سیاوش به اسپی دگر برنشست

بیانداخت آن گوی خسرو به دست

ازان پس به چوگان برو کار کرد

چنان شد که با ماه دیدار کرد

ز چوگان او گوی شد ناپدید

تو گفتی سپهرش همی برکشید

ازان گوی خندان شد افراسیاب

سر نامداران برآمد ز خواب

به آواز گفتند هرگز سوار

ندیدیم بر زین چنین نامدار

ز میدان به ی و نهادند گاه

بیامد نشست از برگاه شاه

سیاووش بنشست با او به تخت

به دیدار او شاد شد شاه سخت

به لشگر چنین گفت پس نامجوی

که میدان شما را و چوگان و گوی

همی ساختند آن دو لشکر نبرد

برآمد همی تا به خورشید گرد

چو ترکان به تندی بیاراستند

همی بردن گوی را خواستند

ربودند ایرانیان گوی پیش

بماندند ترکان ز کردار خویش

سیاووش غمی گشت ز ایرانیان

سخن گفت بر پهلوانی زبان

که میدان بازیست گر کارزار

برین گردش و بخشش روزگار

چو میدان سرآید بت د روی

ب ان سپارید یک بار گوی

سواران عنانها کشیدند نرم

ن د زان پس ی اسپ گرم

یکی گوی ترکان بینداختند

به کردار آتش همی تاختند

سپهبد چو آواز ترکان شنود

بدانست کان پهلوانی چه بود

چنین گفت پس شاه توران

که گفتست با من یکی نیک خواه

که او را ز گیتی ی نیست جفت

به تیر و کمان چون گشاید دو سفت

سیاوش چو گفتار مهتر شنید

ز قربان کمان کی برکشید

سپهبد کمان خواست تا بنگرد

یکی برگراید که فرمان برد

کمان را نگه کرد و خیره بماند

بسی آفرین کیانی بخواند

به گرسیوز تیغ زن داد مه

که خانه بمال و در آور به زه

بکوشید تا بر زه آرد کمان

نیامد برو خیره شد بدگمان

ازو شاه بستد به زانو نشست

بمالید خانه کمان را به دست

به زه کرد و خندان چنین گفت شاه

که اینت کمانی چو باید به راه

مرا نیز گاه جوانی کمان

چنین بود و اکنون دگر شد زمان

به توران و ایران این را به چنگ

نیارد گرفتن به هنگام جنگ

بر و یال و کتف سیاوش جزین

نخواهد کمان نیز بر دشت کین

نشانی نهادند بر اسپریس

سیاوش نکرد ایچ با مکیس

نشست از بر بادپایی چو دیو

برافشارد ران و برآمد غریو

یکی تیر زد بر میان نشان

نهاده بدو چشم گردنکشان

خدنگی دگر باره با چا ر

بینداخت از باد و بگشاد پر

نشانه دوباره به یک تاختن

مغربل بکرد اندر انداختن

عنان را بپیچید بر دست راست

بزد بار دیگر بران سو که خواست

کمان را به زه بر بباز و فگند

بیامد بر شهریار بلند

فرود آمد و شاه ب ای خاست

برو آفرین ز آفریننده خواست

وزان جایگه سوی کاخ بلند

برفتند شادان دل و ارجمند

نشستند خوان و می آراستند

ی کاو سزا بود بنشاستند

میی چند خوردند و گشتند شاد

به نام سیاووش د یاد

بخوان بر یکی خلعت آراست شاه

از اسپ و ستام و ز تخت و کلاه

همان دست زر جامهٔ نابرید

که اندر جهان پیش ازان ندید

ز دینار وز بدرهای درم

ز یاقوت و پیروزه و بیش و کم

پرستار بسیار و چندی غلام

یکی پر ز یاقوت رخشنده جام

بفرمود تا خواسته بشمرند

همه سوی کاخ سیاوش برند

ز هر کش به توران زمین خویش بود

ورا مهربانی برو بیش بود

به خویشان چنین گفت کاو را همه

شما خیل باشید هم چون رمه

بدان شاهزاده چنین گفت شاه

که یک روز با من به نخچیرگاه

گر آیی که دل شاد و م کنیم

روان را به نخچیر بی غم کنیم

بدو گفت هرگه که رای آیدت

بران سو که دل رهنمای آیدت

برفتند روزی به نخچیرگاه

همی رفت با یوز و با باز شاه

ی ز هرگونه با او برفت

از ایران و توران بنخچیر تفت

سیاوش به دشت اندرون گور دید

چو باد از میان سپه بردمید

سبک شد عنان و گران شد رکیب

همی تاخت اندر فراز و نشیب

یکی را به شمشیر زد بدو نیم

دو دستش ترازو بد و گور سیم

به یک جو ز دیگر گرانتر نبود

نظاره شد آن لشکر شاه زود

بگفتند ی ر همه انجمن

که اینت سرافراز و شمشیرزن

به آواز گفتند یک با دگر

که ما را بد آمد ز ایران به سر

سر سروران اندر آمد به تنگ

سزد گر بسازیم با شاه جنگ

سیاوش هیمدون به نخچیر بور

همی تاخت و افگند در دشت گور

به غار و به کوه و به هامون بتاخت

بشمشیر و تیر و بنیزه بیاخت

به هر جایگه بر یکی توده کرد

سپه را ز نخچیر آسوده کرد

وزان جایگه سوی ایوان شاه

همه شاد دل برگرفتند راه

سپهبد چه شادان چه بودی دژم

بجز با سیاوش نبودی به هم

ز جهن و ز گرسیوز و هرک بود

به راز نگشاد و شادان نبود

مگر با سیاوش بدی روز و شب

ازو برگشادی به خنده دو لب

برین گونه یک سال بگذاشتند

غم و شادمانی بهم داشتند

سیاوش یکی روز و پیران بهم

نشستند و گفتند هر بیش و کم

بدو گفت پیران کزین بوم و بر

چنانی که باشد ی برگذر

بدین مهربانی که بر تست شاه

به نام تو خسپد به آرامگاه

چنان دان که م بهارش توی

نگارش تویی غمگسارش تویی

بزرگی و فرزند کاووس شاه

سر از بس هنرها رسیده به ماه

پدر پیر سر شد تو برنا دلی

نگر سر ز تاج کیی نگسلی

به ایران و توران توی شهریار

ز شاهان یکی پرهنر یادگار

بنه دل برین بوم و جایی بساز

چنان چون بود درخور کام و ناز

نبینمت پیوستهٔ خون ی

کجا داردی مهر بر تو بسی

برادر نداری نه خواهر نه زن

چو شاخ گلی بر کنار چمن

یکی زن نگه کن سزاوار خویش

از ایران منه درد و تیمار پیش

پس از مرگ کاووس ایران تراست

همان تاج و تخت دلیران تراست

پس ٔ شهریار جهان

سه ماهست با زیور اندر نهان

اگر ماه را دیده بودی سیاه

از ایشان نه برداشتی چشم ماه

سه اندر شبستان گرسیوزاند

که از مام وز باب با پروزاند

نبیره فریدون و فرزند شاه

که هم جاه دارند و هم تاج و گاه

ولیکن ترا آن سزاوارتر

که از دامن شاه جویی گهر

پس ٔ من چهارند د

چو باید ترا بنده باید شمرد

ازیشان جریرست مهتر بسال

که از خوبرویان ندارد همال

یکی دختری هستی آراسته

چو ماه درخشنده با خواسته

نخواهد ی را که آن رای نیست

بجز چهر شاهش دلارای نیست

ز خوبان جریرست انباز تو

بود روز رخشنده دمساز تو

اگر رای باشد ترا بنده ایست

به پیش تو اندر پرستنده ایست

سیاوش بدو گفت دارم سپاس

مرا خود ز فرزند برتر شناس

گر او باشدم نازش جان و تن

نخواهم جزو ازین انجمن

سپاسی نهی زین همی بر سرم

که تا زنده ام حق آن نسپرم

پس آنگاه پیران ز نزدیک اوی

سوی خانهٔ خویش بنهاد روی

چو پیران ز پیش سیاوش برفت

به نزدیک گلشهر تازید تفت

بدو گفت کار جریره بساز

به فر سیاووش خسرو به ناز

چگونه نباشیم امروز شاد

که داماد باشد نبیره قباد

بیورد گلشهر دخترش را

نهاد از بر تارک افسرش را

به دیبا و دینار و در و درم

به بوی و به رنگ و به هر بیش و کم

بیاراست او را چو م بهار

فرستاد در شب بر شهریار

مراو را بپیوست با شاه نو

نشاند از بر گاه چون ماه نو

ندانست گنج او را شمار

ز یاقوت و ز تاج گوهرنگار

سیاوش چو روی جریره بدید

خوش آمدش خندید و شادی گزید

همی بود با او شب و روز شاد

نیامد ز کاووس و دستانش یاد

برین نیز چندی بگردید چرخ

سیاووش را بد ز نیکیش به رخ

ورا هر زمان پیش افراسیاب

فرونتر بدی حشمت و جاه و آب

یکی روز پیران به به روزگار

سیاووش را گفت کای نامدار

تو دانی که سالار توران

ز اوج فلک برفرازد کلاه

شب و روز روشن روانش توی

دل و هوش و توش و توانش توی

چو با او تو پیوستهٔ خون شوی

ازین پایه هر دم به افزون شوی

بباشد امیدش به تو استوار

که خواهی بدن پیش او پایدار

اگر چند فرزند من خویش تست

مرا غم ز بهر کم و بیش تست

فرنگیس مهتر ز خوبان اوی

نبینی به گیتی چنان موی و روی

به بالا ز سرو سهی برترست

ز مشک سیه بر سرش افسرست

هنرها و دانش ز اندازه بیش

د را پرستار دارد به پیش

از افراسیاب ار بخواهی رواست

چنو بت به کشمیر و کابل کجاست

شود شاه پرمایه پیوند تو

درفشان شود فر و اورند تو

چو فرمان دهی من بگویم بدوی

بجویم بدین نزد او آبروی

سیاوش به پیران نگه کرد و گفت

که فرمان یزدان نشاید نهفت

اگر آسمانی چنین است رای

مرا با سپهر روان نیست پای

اگر من به ایران نخواهم رسید

نخواهم همی روی کاووس دید

چو دستان که پروردگار منست

تهمتن که روشن بهار منست

چو بهرام و چون زنگهٔ شاوران

جزین نامدران کنداوران

چو از روی ایشان بباید برید

به توران همی جای باید گزید

پدر باش و این کدخ بساز

مگو این سخن با زمین جز به راز

اگر بخت باشد مرا نیکخواه

همانا دهد ره به پیوند شاه

همی گفت و مژگان پر از آب کرد

همی برزد اندر میان باد سرد

بدو گفت پیران که با روزگار

نسازد د یافته کارزار

نی گذر تو ز گردان سپهر

کزویست آرام و پرخاش و مهر

به ایران اگر دوستان داشتی

به یزدان سپردی و بگذاشتی

نشست و نشانت کنون ایدرست

سر تخت ایران به دست اندرست

بگفت این و برخاست از پیش او

چو آگاه گشت از کم و بیش او

به شادی بشد تا بدرگاه شاه

فرود آمد و برگشادند راه

همی بود بر پیش او یک زمان

بدو گفت سالار نیکوگمان

که چندین چه باشی به پیشم به پای

چه خواهی به گیتی چه آیدت رای

و در گنج من پیش تست

مرا سودمندی کم و بیش تست

ی کاو به زندان و بند منست

گشادنش درد و گزند منست

ز خشم و ز بند من آزاد گشت

ز بهر تو پیگار من باد گشت

ز بسیار و اندک چه باید بخواه

ز تیغ و ز مهر و ز تخت و کلاه

دمند پاسخ چنین داد باز

که از تو مبادا جهان بی نیاز

مرا خواسته هست و گنج و

به بخت تو هم تیغ و هم تاج و گاه

ز بهر سیاوش پیامی دراز

رسانم به گوش سپهبد به راز

مرا گفت با شاه ترکان بگوی

که من شاد دل گشتم و نامجوی

بپروردیم چون پدر در کنار

همه شادی آورد بخت تو بار

کنون همچنین کدخ بساز

به نیک و بد از تو نیم بی نیاز

پس ٔ تو یکی دخترست

که ایوان و تخت مرا درخورست

فرنگیس خواند همی مادرش

شود شاد اگر باشم اندر خورش

پر شه شد جان افراسیاب

چنین گفت با دیده کرده پرآب

که من گفته ام پیش ازین داستان

نبودی بران گفته همداستان

چنین گفت با من یکی هوشمند

که رایش د بود و دانش بلند

که ای دایهٔ بچهٔ شیرنر

چه رنجی که جان هم نیاری به بر

و دیگر که از پیش کندآوران

ز کار ستاره شمر ب دان

شمار ستاره به پیش پدر

همی راندندی همه دربدر

کزین دو نژاده یکی شهریار

بیاید بگیرد جهان در کنار

به توران نماند برو بوم و رست

کلاه من اندازد از کین نخست

کنون باورم شد که او این بگفت

که گردون گردان چه دارد نهفت

چرا کشت باید درختی به دست

که بارش بود زهر و برگش کبست

ز کاووس وز تخم افراسیاب

چو آتش بود تیز یا موج آب

ندانم به توران گراید به مهر

وگر سوی ایران کند پاک چهر

چرا بر گمان زهر باید چشید

دم مار خیره نباید گزید

بدو گفت پیران که ای شهریار

دلت را بدین کار غمگین مدار

ی کز نژاد سیاوش بود

دمند و بیدار و خامش بود

بگفت ستاره شمر مگرو ایچ

دگیر و کار سیاوش بسیچ

کزین دو نژاده یکی نامور

برآرد به خورشید تابنده سر

بایران و توران بود شهریار

دو کشور برآساید از کارزار

وگر زین نشان راز دارد سپهر

بیفزایدش هم ب شه مهر

بخواهد بدن بی گمان بودنی

نکاهد به پرهیز افزودنی

نگه کن که این کار فرخ بود

ز بخت آنچ پرسند پاسخ بود

ز تخم فریدون وز کیقباد

فروزنده تر زین نباشد نژاد

به پیران چنین گفت پس شهریار

که رای تو بر بد نیاید به کار

به فرمان و رای تو سخن

برو هرچ باید به خوبی

دو تا گشت پیران و بردش

بسی آفرین کرد و برگشت باز

به نزد سیاوش امید زود

برو بر شمرد آن کجا رفته بود

نشستند شادان دل آن شب بهم

به باده بشستند جان را ز غم

چو خورشید از چرخ گردنده سر

برآورد برسان زرین سپر

سپهدار پیران میان را ببست

یکی بارهٔ تیزرو برنشست

به کاخ سیاووش بنهاد روی

بسی آفرین خواند بر فر اوی

بدو گفت کامروز برساز کار

به مهمانی دختر شهریار

چو فرمان دهی من سزاوار او

میان را ببندم پی کار او

سیاووش را دل پر آزرم بود

ز پیران رخانش پر از شرم بود

بدو گفت رو هرچ باید بساز

تو دانی که از تو مرا نیست راز

چو بشنید پیران سوی خانه رفت

دل و جان ببست اندر آن کار تفت

در خانهٔ جامهٔ نابرید

به گلشهر بسپرد پیران کلید

کجا بود کدبانوی پهلوان

ستوده زنی بود روشن روان

به گنج اندرون آنچ بد نامدار

گزیده ز زربفت چینی هزار

زبرجد طبقها و پیروزه جام

پر از نافهٔ مشک و پر عود خام

دو افسر پر از گوهر شاهوار

دو یاره یکی طوق و دو گوشوار

ز گستردنیها شتروار شست

ز زربفت پوشیدینها سه دست

همه پیکرش سرخ کرده به زر

برو بافته چند گونه گهر

ز سیمین و زرین شتربار سی

طبقها و از جامهٔ پارسی

یکی تخت زرین و کرسی چهار

سه نعلین زرین زبرجد نگار

پرستنده سیصد به زرین کلاه

ز خویشان نزدیک صد نیک خواه

پرستار با جام زرین دو شست

گرفته ازان جام هر یک به دست

همان صد طبق مشک و صد زعفران

سپردند ی ر به فرمانبران

به زرین عماری و دیبا و جلیل

برفتند با خواسته خیل خیل

بیورد بانو ز بهر نثار

ز دینار با خویشتن سی هزار

به نزد فرنگیس بردند چیز

روانشان پر از آفرین بود نیز

وزان روی پیران و افراسیاب

ز بهر سیاوش همه پرشتاب

به یک هفته بر مرغ و ماهی ن

نیمد سر یک تن اندر نهفت

زمین باغ گشت از کران تا کران

ز شادی و آوای رامشگران

به پیوستگی بر گوا ساختند

چو زین عهد و پیمان بپرداختند

پیامی فرستاد پیران چو دود

به گلشهر گفتا فرنگیس زود

هم امشب به کاخ سیاوش رود

دمند و بیدار و خامش رود

چو بانوی بشنید پیغام اوی

به سوی فرنگیس بنهاد روی

زمین را ببوسید گلشهر و گفت

که خورشید را گشت ناهید جفت

هم امشب بباید شدن نزد شاه

بیاراستن گاه او را به ماه

بیامد فرنگیس چون ماه نو

به نزدیک آن تاجور شاه نو

بدین کار بگذشت یک هفته نیز

سپهبد بیاراست بسیار چیز

از اسپان تازی و از

همان جوشن و خود و تیغ و کمند

ز دینار و از بدرهای درم

ز پوشیدنیها و از بیش و کم

وزین مرز تا پیش دریای چین

همی نام بردند شهر و زمین

به فرسنگ صد بود بالای او

نشایست پیمود پهنای او

نوشتند منشور بر پرنیان

همه پادشاهی به رسم کیان

به خان سیاوش فرستاد شاه

یکی تخت زرین و زرین کلاه

ازان پس بیاراست میدان سور

هرآن که رفتی ز نزدیک و دور

می و خوان و خوالیگران یافتی

بخوردی و هرچند برتافتی

ببردی و رفتی سوی خان خویش

بدی شاد یک هفته مهمان خویش

در بسته زندانها برگشاد

ازو شادمان بخت و او نیز شاد

به هشتم سیاووش بیامد به گاه

اباگرد پیران به نزدیک شاه

گرفتند هر دو برو آفرین

که ای مهتر و شهریار زمین

همیشه ترا جاودان باد روز

به شادی و بدخواه را پشت کوز

وزان جایگه بازگشتند شاد

بسی از جهاندار د یاد

چنین نیز یک سال گردان سپهر

همی گشت بیدار بر داد و مهر

فرستاده آمد ز نزدیک شاه

به نزد سیاوش یکی نیک خواه

که پرسد همی شاه را شهریار

همی گوید ای مهتر نامدار

بود کت ز من دل بگیرد همی

وزین برنشستن گزیرد همی

از ایدر ترا داده ام تا به چین

یکی گرد برگرد و بنگر زمین

به شهری که آرام و رای آیدت

همان آرزوها بجای آیدت

به شادی بباش و به نیکی بمان

ز خوبی مپرداز دل یک زمان

سیاوش ز گفتار او گشت شاد

بزد نای و و بنه برنهاد

سلیح و و نگین و کلاه

ببردند زین گونه با او به راه

فراوان عماری بیاراستند

پس خوبان بپیراستند

فرنگیس را در عماری نشاند

بنه برنهاد و سپه را براند

ازو بازنگسست پیران گرد

بنه برنهاد و سپه را ببرد

به شادی برفتند سوی ختن

همه نامداران شدند انجمن

که سالار پیران ازان شهر بود

که از بدگمانیش بی بهر بود

همی بود یکماه مهمان او

بران سر چنین بود پیمان او

ز خوردن نیاسود یک روز شاه

گهی رود و می گاه نخچیرگاه

سر ماه برخاست آوای

برانگه که خیزد وش وس

بیامد سوی پادشاهی خویش

از پس پشت و پیران ز پیش

بران مرز و بوم اندر آگه شدند

بزرگان به راه شهنشه شدند

به شادی دل از جای برخاستند

جهانی به آیین بیاراستند

ازان پادشاهی وشی بخاست

تو گفتی زمین گشت با چرخ راست

ز بس رامش و نالهٔ کرنای

تو گفتی بجنبد همی دل ز جای

بجایی رسیدند کاباد بود

یکی خوب فرخنده بنیاد بود

به یک روی دریا و یک روی کوه

برو بر ز نخچیر گشته گروه

درختان بسیار و آب روان

همی شد دل سالخورده جوان

سیاوش به پیران سخن برگشاد

که اینت بر و بوم فرخ نهاد

بسازم من ایدر یکی خوب جای

که باشد به شادی مرا رهنمای

برآرم یکی شارستان فراخ

فراوان کنم اندرو باغ و کاخ

نشستن گهی برفرازم به ماه

چنان چون بود در خور تاج و گاه

بدو گفت پیران که ای خوب رای

بران رو که شه آرد بجای

چو فرمان دهد من بران سان که خواست

برآرم یکی جای تا ماه راست

نخواهم که باشد مرا بوم و گنج

زمان و زمین از تو دارم سپنج

یکی شارستان سازم ایدر فراخ

فراوان بدو اندر ایوان و کاخ

سیاوش بدو گفت کای بختیار

درخت بزرگی تو آری به بار

مرا گنج و خوبی همه زان تست

به هر جای رنج تو بینم نخست

یکی شهر سازم بدین جای من

که خیره بماند دل انجمن

ازان بوم م چو گشتند باز

سیاوش همی بود با دل به راز

از اخترشناسان بپرسید شاه

که گر سازم ایدر یکی جایگاه

ازو فر و بختم به سامان بود

وگرکار با جنگ سازان بود

بگفتند ی ر به شاه گزین

که بس نیست فرخنده بنیاد این

از اخترشناسان برآورد خشم

دلش گشت پردرد و پرآب چشم

کجا گفته بودند با او ز پیش

که چون بگذرد چرخ بر کار خویش

سرانجام چون گرددت روزگار

به زشتی شود بخت آموزگار

عنان ت ر همی داشت نرم

همی ریخت از دیدگان آب گرم

بدو گفت پیران که ای شهریار

چه بودت که گشتی چنین سوگوار

چنین داد پاسخ که چرخ بلند

دلم کرد پردرد و جانم نژند

که هر چند گرد آورم خواسته

هم از گنج و هم تاج آراسته

به فرجام ی ر به دشمن رسد

بدی بد بود مرگ بر تن رسد

کجا آن حکیمان و دانندگان

همان رنج بردار خوانندگان

کجا آن سر تاج شاهنشهان

کجا آن دلاور گرامی مهان

کجا آن بتان پر از ناز و شرم

سخن گفتن خوب و آوای نرم

کجا آنک بر کوه بودش کنام

رمیده ز آرام وز کام و نام

چو گیتی تهی ماند از راستان

تو ایدر ببودن مزن داستان

ز خاکیم و باید شدن زیر خاک

همه جای ترسست و تیمار و باک

تو رفتی و گیتی بماند دراز

ی آشکارا نداند ز راز

جهان سر به سر عبرت و حکمت ست

چرا زو همه بهر من غفلت ست

چو شد سال برشست و شش چاره جوی

ز بیشی و از رنج برتاب روی

تو چنگ فزونی زدی بر جهان

گذشتند بر تو بسی همرهان

چو زان نامداران جهان شد تهی

تو تاج فزونی چرا برنهی

نباشی بدین گفته همداستان

یکی شو بخوان نامهٔ باستان

کزیشان جهان ی ر آباد بود

بدانگه که اندر جهان داد بود

ز من بشنو از گنگ دژ داستان

بدین داستان باش همداستان

که چون گنگ دژ در جهان جای نیست

بدان سان زمینی دلارای نیست

که آن را سیاوش برآورده بود

بسی اندرو رنجها برده بود

به یک ماه زان روی دریای چین

که بی نام بود آن زمان و زمین

بیابان بیاید چو دریا گذشت

ببینی یکی پهن بی آب دشت

کزین بگذری بینی آباد شهر

کزان ا بر توان داشت بهر

ازان پس یکی کوه بینی بلند

که بالای او برتر از چون و چند

مرین کوه را گنگ دژ در میان

بدان کت ز دانش نیاید زیان

چو فرسنگ صد گرد بر گرد کوه

ز بالای او چشم گردد ستوه

ز هر سو که پویی بدو راه نیست

همه گرد بر گرد او در یکیست

بدین کوه بینی دو فرسنگ تنگ

ازین روی و زان روی دیوار سنگ

بدین چند فرسنگ اگر پنج مرد

بباشد به راه از پی کارکرد

نیابد بریشان گذر صد هزار

زره دار و بر گستوان ور سوار

چو زین بگذری شهر بینی فراخ

همه گلشن و باغ و ایوان و کاخ

همه شهر گرمابه و رود و جوی

به هر برزنی آتش و رنگ و بوی

همه کوه نخچیر و آهو به دشت

چو این شهر بینی نشاید گذشت

تذروان و طاووس و کبک دری

بی چو از کوهها بگذری

نه گرماش گرم و نه سرماش سرد

همه جای شادی و آرام و خورد

نبینی بدان شهر بیمار

یکی بوستان بهشتست و بس

همه آبها روشن و خوشگوار

همیشه بر و بوم او چون بهار

درازی و پهناش سی بار سی

بود گر بپیمایدش پارسی

یک و نیم فرسنگ بالای کوه

که از رفتنش مرد گردد ستوه

وزان روی هامونی آید پدید

کزان خوبتر جایها ندید

همه گلشن و باغ و ایوان بود

کش ایوانها سر به کیوان بود

بشد پور کاووس و آنجای دید

مر آن را ز ایران همی برگزید

تن خویش را نامبردار کرد

فزونی یکی نیز دیوار کرد

ز سنگ و ز گچ بود و چندی رخام

وزان جوهری کش ندانیم نام

دو صد رش فزونست بالای اوی

همان سی و پنچ ست پهنای اوی

که آن را ی تا نبیند به چشم

تو گویی ز گوینده گیرند خشم

نیاید برو منجنیق و نه تیر

بباید ترا دیدن آن ناگزیر

ز تیغش دو فرسنگ تا بوم خاک

همه گرد بر گرد خاکش مغاک

نبیند ز بن دیده بر تیغ کوه

هم از بر شدن مرد گردد ستوه

بدان آفرین کان چنان آفرید

ابا آشکارا نهان آفرید

نبایست یار و نه آموزگار

برو بر همه کار دشوار خوار

جز او را مخوان کردگار جهان

جز او را مدان آشکار و نهان

به پیغمبرش بر کنیم آفرین

بیارانش بر هر یکی همچنین

مرا فر نیکی دهش یار بود

دمندی و بخت بیدار بود

برین سان یکی شارستان ساختند

سرش را به پروین پرداختند

کنون اندرین هم به کار آوریم

بدو در فراوان نگار آوریم

چه بندی دل اندر سرای سپنج

چه یازی به رنج و چه نازی به گنج

که از رنج دیگر ی برخورد

جهانجوی دشمن چرا پرورد

چو م شود جای آراسته

پدید آید از هر سوی خواسته

نباشد مرا بودن ایدر بسی

نشیند برین جای دیگر ی

نه من شاد باشم نه فرزند من

نه پرمایه گردی ز پیوند من

نباشد مرا زندگانی دراز

ز کاخ و ز ایوان شوم بی نیاز

شود تخت من گاه افراسیاب

کند بی گنه مرگ بر من شتاب

چنین است رای سپهر بلند

گهی شاد دارد گهی مستمند

بدو گفت پیران کای سرفراز

مکن خیره شهٔ دل دراز

که افراسیاب از بلا پشت تست

به شاهی نگین اندر انگشت تست

مرا نیز تا جان بود در تنم

بکوشم که پیمان تو نشکنم

نمانم که بادی به تو بگذرد

وگر موی بر تو هوا بشمرد

سیاوش بدو گفت کای نیکنام

نبینم جز از نیکنامیت کام

تو پپمان چنین داری و رای راست

ولیکن فلک را جز اینست خواست

همه راز من آشکارا به تست

که بیدار دل بادی و تندرست

من آگاهی از فر یزدان دهم

هم از راز چرخ بلند آگهم

بگویم ترا بودنیها درست

ز ایوان و کاخ اندرآیم نخست

بدان تا نگویی چو بینی جهان

که این بر سیاوش چرا شد نهان

تو ای گرد پیران بسیار هوش

بدین گفتها پهن بگشای گوش

فراوان بدین نگذرد روزگار

که بر دست بیداردل شهریار

شوم زار من کشته بر بی گناه

ی دیگر آراید این تاج و گاه

ز گفتار بدخواه و ز بخت بد

چنین بی گنه بر سرم بد رسد

ز کشته شود زندگانی دژم

برآشوبد ایران و توران بهم

پر از رنج گردد سراسر زمین

دو کشور شود پر ز شمشیر و کین

بسی سرخ و زرد و سیاه و بنفش

از ایران و توران ببینی درفش

بسی غارت و بردن خواسته

پراگندن گنج آراسته

بسا کشورا کان به پای ستور

بکوبند و گردد به جوی آب شور

از ایران و توران برآید وش

جهانی ز خون من آید به جوش

جهاندار بر چرخ چونین نوشت

به فرمان او بردهد هرچ کشت

سپهدار ترکان ز کردار خویش

پشیمان شود هم ز گفتار خویش

پشیمانی آنگه نداردش سود

که برخیزد از بوم آباد دود

بیا تا به شادی خوریم و دهیم

چو گاه گذشتن بود بگذریم

چو بشنید پیران و شه کرد

ز گفتار او شد دلش پر ز درد

چنین گفت کز من بد آمد به من

گر او راست گوید همی این سخن

ورا من کشیده به توران زمین

پراگندم اندر جهان تخم کین

شمردم همه باد گفتار شاه

چنین هم همی گفت با من پگاه

وزان پس چنین گفت با دل به مهر

که از و راز گردان سپهر

چه داند بدو رازها کی گشاد

همانا ز ایرانش آمد بیاد

ز کاووس و ز تخت شاهنشهی

بیاد آمدش روزگار بهی

دل خویش زان گفته سند کرد

نه آهنگ رای دمند کرد

همه راه زین گونه بد گفت و گوی

دل از بودنیها پر از جست و جوی

چو از پشت اسپان فرود آمدند

ز گفتار یکباره دم برزدند

یکی خوان زرین بیاراستند

می و رود و رامشگران خواستند

ببودند یک هفته زین گونه شاد

ز شاهان گیتی گرفتند یاد

به هشتم یکی نامه آمد ز شاه

به نزدیک سالار توران

کزانجا برو تا به دریای چین

ازان پس گذر کن به مکران زمین

همی رو چنین تا سر مرز هند

وزانجا گذر کن به دریای سند

همه باژ کشور سراسر بخواه

بگستر به مرز خزر در

برآمد وش از در پهلوان

ز بانگ تبیره زمین شد نوان

ز هر سو انجمن شد به روی

یکی لشکری گشت پرخاش جوی

به نزد سیاوش بسی خواسته

ز دینار و اسپان آراسته

به هنگام پدرود بماند

به فرمان برفت و سپه را براند

هیونی ز نزدیک افراسیاب

چو آتش بیامد به هنگام خواب

یکی نامه سوی سیاوش به مهر

نوشته به کردار گردان سپهر

که تا تو برفتی نیم شادمان

از شه بی غم نیم یک زمان

ولیکن من اندر خور رای تو

به توران بجستم همی جای تو

گر آنجا که هستی خوش و م است

چنان چون بباید دلت بی غم است

به شادی بباش و به نیکی بمان

تو شادان بد ش تو با غمان

بدان پادشاهی همی بازگرد

سر بدسگال اندرآور به گرد

سیاوش سپه برگرفت و برفت

بدان سو که فرمود سالار تفت

صد اشتر ز گنج و درم بار کرد

چهل را همه بار دینار کرد

هزار اشتر بختی سرخ موی

بنه بر نهادند با رنگ و بوی

از ایران و توران گزیده سوار

برفتند شمشیرزن ده هزار

به پیش اندرون خواسته

عماری و خوبان آراسته

ز یاقوت و ز گوهر شاهوار

چه از طوق و ز تاج وزگوشوار

چه مشک و چه کافور و عود و عبیر

چه دیبا و چه تختهای حریر

ز مصری و چینی و از پارسی

همی رفت با او شتر بار سی

چو آمد بران شارستان دست آخت

دو فرسنگ بالا و پهناش ساخت

از ایوان و میدان و کاخ بلند

ز پالیز وز گلشن ارجمند

بیاراست شهری بسان بهشت

به هامون گل و سنبل و لاله کشت

بر ایوان نگارید چندی نگار

ز شاهان وز بزم وز کارزار

نگار سر و تاج و کاووس شاه

نگارید با یاره و گرز و گاه

بر تخت او رستم پیلتن

همان زال و گودرز و آن انجمن

ز دیگر سو افراسیاب و

چو پیران و گرسیوز کینه خواه

بهر گوشه ای گنبدی ساخته

سرش را به ابراندر افراخته

نشسته سراینده رامشگران

سر اندر ستاره سران سران

سیاووش گردش نهادند نام

همه شهر زان شارستان شادکام

چو پیران بیامد ز هند و ز چین

سخن رفت زان شهر با آفرین

خنیده به توران سیاووش گرد

کز اختر بنش کرده شد روز ارد

از ایوان و کاخ و ز پالیز و باغ

ز کوه و در و رود وز دشت راغ

شتاب آمدش تا ببیند که شاه

چه کرد اندران نامور جایگاه

هرآن که او از در کار بود

بدان مرز با او سزاوار بود

هزار از هنرمند گردان گرد

چو هنگامهٔ رفتن آمد ببرد

چو آمد به نزدیک آن جایگاه

سیاوش پذیره شدش با

چو پیران به نزد سیاوش رسید

پیاده شد از دور کاو را بدید

سیاوش فرود آمد از نیل رنگ

مر او را گرفت اندر آغوش تنگ

بگشتند هر دو بدان شارستان

ز هر در زدند از هنر داستان

سراسر همه باغ و میدان و کاخ

همی دید هرسو بنای فراخ

سپهدار پیران ز هر سو براند

بسی آفرین بر سیاوش بخواند

بدو گفت گر فر و برز کیان

نبودیت با دانش اندر جهان

کی آغاز کردی بدین گونه جای

کجا آمدی جای زین سان به پای

بماناد تا رستخیز این نشان

میان دلیران و گردنکشان

پسر بر پسر همچنین شاد باد

جهاندار و پیروز و فرخ نژاد

چو یک بهره از شهر م بدید

به ایوان و باغ سیاوش رسید

به کاخ فرنگیس بنهاد روی

چنان شاد و پیروز و دیهیم جوی

پذیره شدش دختر شهریار

به پرسید و دینار کردش نثار

چو بر تخت بنشست و آن جای دید

بران سان بهشتی دلارای دید

بدان نیز چندی ستایش گرفت

جهان آفرین را نیایش گرفت

ازان پس بخوردن گرفتند کار

می و خوان و رامشگر و میگسار

ببودند یک هفته با می به دست

گهی م و شاددل گاه مست

به هشتم ره آورد پیش آورید

همان هدیهٔ شارستان چون سزید

ز یاقوت و زگوهر شاهوار

ز دینار وز تاج گوهرنگار

ز دیبا و اسپان به زین پلنگ

به زرین ستام و جناغ خدنگ

فرنگیس را افسر و گوشوار

همان یاره و طوق گوهرنگار

بداد و بیامد بسوی ختن

همی رای زد شاد با انجمن

چو آمد به شادی به ایوان خویش

همانگاه شد در شبستان خویش

به گلشهر گفت آنک م بهشت

ندید و نداند که رضوان چه کشت

چو خورشید بر گاه فرخ سروش

نشسته به آیین و با فر و هوش

به رامش بپیمای ی زمین

برو شارستان سیاوش ببین

خداوند ازان شهر نیکوترست

تو گویی فروزندهٔ خاورست

وزان جایگه نزد افراسیاب

همی رفت برسان کشتی بر آب

بیامد بگفت آن کجا کرده بود

همان باژ کشور که آورده بود

بیاورد پیشش همه سربسر

بدادش ز کشور سراسر خبر

که از داد شه گشت آباد بوم

ز دری

مشاهده متن کامل ...
اینبار سم خطری برای سرمایه ها نیست
درخواست حذف اطلاعات

 

نویسنده: شیدا رمزی

با توجه به روند گرم شدن زمین و همچنین منطقه جغرافیایی کشورمان استفاده از ه‌کش‌های خانگی همواره روبه رشد است و به نوعی سرمایه‌گذاری در این زمینه می‌تواند دارای توجیه اقتصادی باشد، تاجایی که دور از ذهن نیست اگر بگوییم اینبار سموم تولید شده برای سرمایه‌ها تهدید نیستند.

برخی از کارشناسان درباره اهمیت سرمایه‌گذاری و توجه به تولید این محصول در کشورمان می‌گویند: بسیاری از مواد اولیه مورد نیاز تولید اینگونه محصولات در کشورمان موجود است و می‌توانیم با حمایت از تولید کنندگان داخلی مانع از وج ارز برای واردات اینگونه کالاهای پرتقاضا درکشورمان بشویم.

این افراد با اشاره به فرمایشات ی نسبت به اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نیز تاکید می‌کنند: این نوع سرمایه‌گذاری در واقع اجرای دقیق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است به این دلیل که توانمندی‌ها و مواد اولیه ایرانی نه تنها می‌تواند نیازهای داخلی را تامین کند بلکه بازارهای صادراتی اطرافمان را نیز پوشش خواهد داد.

 

آمار چه می‌گوید؟

با توجه به تحقیقات انجام گرفته از سوی وزارت‌صنعت، معدن و تجارت در سال 1387 شمسی تقریبا نزدیک به 30 واحد تولیدی ه‌کش‌های خانگی در کشورمان با ظرفیت تولیدی چیزی حدود 33 میلیون قوطی فعالیت می‌ د.

این درحالی است که براساس همین تحقیقات میزان سرانه مصرف ه‌کش‌های خانگی طی دوره ‌یاد شده از سوی خانواده‌های ایرانی تقریبا 1 قوطی اسپری در سال تعیین شده است، اما با توجه به روند افزایش جمعیت پیش بینی شده است تا سال 1396 میزان مصرف اسپری ه کش خانواده‌های ایرانی با رشدی سالانه معادل 6/1 درصد به 3 قوطی در سال یعنی چیزی معادل 57 میلیون قوطی در سال افزایش پیدا خواهد کرد.

کارشناسان اقتصادی در زمینه امتیازهای صادراتی ایران به بازار 400 میلیونی اطرافش بخصوص در این زمینه می‌گویند: عراق و افغانستان بطور کلی جزو بازارهای سنتی ایران شناخته شده‌اند، اما کشورهای حوزه آسیای میانه و جنوب خلیج فارس نیز می‌تواند در این زمینه پتانسیلی بالقوه‌داشته باشند.

تکنولوژی از راه می‌رسد

بابک سلیم‌زاده، مدیرعامل یک شرکت شیمیایی تولید کننده انواع کود و ه‌کش‌ درباره اهمیت سرمایه‌گذاری در این زمینه به خبرنگار ما گفت: بطور کلی سرمایه‌گذاری در زمینه تولید ه‌کش‌های خانگی با توجه به توانمندی‌های داخلی کشورمان بسیار مفید و قابل توجه است، اما نکته اینجاست که باید متناسب با نیاز بازارهای بین المللی گام برداریم.

سلیم‌زاده در این زمینه تاکید کرد: امروز تکنولوژی‌های نوینی در زمینه تولید انواع ه‌کش‌ها با توجه به اهمیت حفاظت از محیط زیست ایجاد شده است، بنابراین اگر واقعا تصمیم به ورود در بازارهای اطراف کشورمان داریم لازم است زمینه استفاده از این فناوری‌ها را در کشور ایجاد کنیم، چون اگر به این امر بی‌تفاوت باشیم در نهایت سهم بازار ایران در کشورهای منطقه کاهش چشمگیری خواهد داشت.

وی افزود: امروز ایران در زمینه تولید ه‌کش‌های خانگی بدون بو و سازگار با محیط زیست پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است اما تا رسیدن به استانداردهای بالای محیط زیستی همچنان فاصله داریم و لازم است مسئولان از نگاه سنتی به این صنعت خودداری نمایند.

این فعال صنفی معتقد است تحریم‌های یکجانبه غرب علیه کشورمان باعث شد تا در برخی موارد روند تولید کارخانه‌های تولیدکننده سموم مختلف با چالش‌هایی برای تهیه بخشی‌از نیازهای خود شدند بنابراین اکنون که با اجرایی شدن فضای امیدوارکننده در صنعت ایران شکل گرفته است باید از فرصت استفاده کنیم و در زمینه تقویت تولیدکنندگان گام برداریم.

سلیم‌زاده مهمترین خطر تهدید کننده این صنعت را صدور مجوزهای غیر منطقی با توانمندی‌های صادرات عنوان کرد و گفت: شاید در حال حاضر کمبود کالا در بازار باعث واردات جزئی شده است اما اگر با درنظر گرفتن تمایل به سرمایه‌گذاری برخی علاقمندان مجوزهای غیراصولی صادر شود در آینده ممکن است سرمایه‌‌گذاری‌های یاد شده با چالش جدی نبود بازار مواجه شوند.

وی درباره تسهیلات صادراتی برای دست‌ی به بازارهای کشورهای اطراف نیز گفت: امروز در برخی موارد هزینه تمام شده تولیدات ایران بالاست و اگر بخواهیم هزینه‌های دیگر نیز تولید کنندگان تحمیل کنیم ممکن است علی‌رغم امتیازهای ویژه بازارهای خارجی خودمان را نیز از دست بدهیم.

 

از کجا شروع کنیم

بطور کلی مثل دیگر صنایع برای ورود به دنیای تولید ه‌کش‌های خانگی لازم است موافقت‌های اصولی مورد نیاز را با ارایه طرح‌ توجهی یا همانfs به وزارت صنعت، معدن و تجارت کار را آغاز کنیم. اما برای تکمیل پرونده و همچنین به جریان انداختن کار سازمان‌هایی مثل حفاظت از محیط زیست و سازمان غذا و دارو نیز وارد مراحل مختلف خواهند شد، تا در نهایت پس از تایید هر سه سازمان مجوز آغاز فعالیت به متقاضیان ارایه شود. البته اگر شخصی برای تولید ه‌کش‌های الکتریکی نیز طرحی داشته باشد علاوه بر نهادهای یاد شده اداره استاندارد، سازمان انرژی هسته‌ای و همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز در این زمینه باید مجوزهایی را به سرمایه‌گذار بدهند تا بتواند کارش را شروع کند.

دودوتای سرمایه‌گذاری

براساس برآوردهای کارشناسان و همچنین اطلاعات موجود در وزارت صنعت، معدن و تجارت اگر یک سرمایه‌گذار تصمیم به احداث کارخانه‌ای با ظرفیت تولید سالانه 3 میلیون قوطی اسپری ه کش و تقریبا 1 میلیون شیشه مایع داشته باشد، باید زمینی به مساحت 2 هزار متر مربع در سه بخش اداری، تولید و انبار در نظر گرفته و رقمی حدود 10 میلیارد تومان هم به صورت نقدی یا تسهیلات بانکی در اختیار داشته باشد. البته میزان اشتغا ایی این طرح براساس شواهد موجود 25 نفر در بخش‌های مختلف کاری و مدیریتی خواهد بود.

 

قاچاق کمر تولید را ش ته است

وقتی صحبت از ه‌کش و سرمایه‌گذاری در زمینه تولید این محصولات به میان می‌آید ناخودآگاه ذهن اغلب ما به سمت اسپری‌های ه‌کش خواهد رفت درحالی که امروز با توجه به ورود تکنولوژی‌های مختلف در زندگی روزمره قرن بیست و یکمی ما ه‌کش‌ها نیز الکترونیکی شده‌اند.

ه‌کش‌هایی که برای حفاظت از سلامتی ما و همچنین پاکیزه باقی مانده محیط زیست به عنوان یکی از پرکاربردترین کالاهای امروز در سراسر د ده جهانی چه در بخش صنعتی و چه در بخش خانگی امروز در بازارها خودنمایی می‌کنند و ایران نیز به عنوان یکی از تولید کنندگان این تجهیزات به این بازار پررونق معرفی شده است.

محمد فلاح مهرجردی، مدیرعامل شرکت صاعقه، در این زمینه به خبرنگار ما می‌گوید: بطور کلی ساخت اینگونه تجهیزات در ابعاد صنعتی یا خانگی تقریبا بیش از یک دهه است که در کشورمان آغاز شده است و پیشرفت‌های مناسبی هم در این زمینه داشته‌ایم.

مهرجردی در ادامه می‌افزاید: امروز تولیدکنندگان مختلفی در این زمینه داخل کشورمان فعالیت دارند اما نکته اینجاست که هیچ قانون دقیقی برای حمایت از این تولید کنندگان وجود نداشته و به نوعی قاچاق کمر تولید را ش ته است.

این تولید کننده ه‌کش‌های الکتریکی و الکترونیکی تاکید کرد: با توجه به روند افزایش تقاضا در این کالاها کشورمان می‌تواند یکی از تولید کنندگان برتر شناخته شود، ولی همانطور که قبلا نیز اشاره شد به نوعی تولید کنندگان ه‌کش‌های الکتریکی از یادها رفته‌اند.

وی با اشاره به وابستگی تقریبا 90 درصدی تولید ه‌کش‌های الکترونیکی به واردات مواد اولیه از خارج بخصوص کشور چین به خبرنگار ما می‌گوید: اکنون به دلیل بی‌توجهی و البته کاهش سهم بازار تولیدات داخلی وابستگی قابل توجهی به خارج از مرزها بخصوص کشور چین داریم، اما اگر مدیریت داشته باشیم رفته رفته این وابستگی نیز کاهش خواهد یافت، همانطور که در بخش محصولات الکتریکی خودکفایی قابل توجهی داریم.

سرمایه‌مورد نیاز

فلاح مهرجردی معتقد است برای ایجاد یک کارخانه تولید این نوع ه‌کش‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری نزدیک به 2 میلیارد تومان با اشتغا ایی 12 نفری است. به این ترتیب که بیشتر قطعات از دیگر مراکز تولید تامین و در نهایت مونتاژ می‌شوند.

به گفته وی روند دریافت مجوزهای مورد نیاز نیز از وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات خواهد بود. اما موازی‌کاری در برخی ارگان‌ها تولید کنندگان را با چالشی جدی مواجه کرده است.

این تولید کننده ه‌کش‌های نوین به خبرنگار ما می‌گوید: اگر بازار تحت کنترل قرار گیرد و واردات اصولی و قانونی داشته باشیم دوره بازگشت سرمایه‌گذاری در این زمینه تقریبا 2 سال خواهد بود ولی در شرایط فعلی اصلا سرمایه‌گذاری منطقی نیست، چون رقابت سالمی در بازار نداریم.

وی تاکید می‌کند: اگر مسئولان سری به خیابان لاله‌زار تهران و برخی بازارهای محلی در شهرستان‌ها بزنند با مشکل اصلی کاملا آشنا می‌شوند که چه حجم محصولات بی‌کیفیت قاچاق در بازار وجود دارد.

تهدیدی برای سلامتی

فلاح معتقد است ورود محصولات غیرقانونی بخصوص بی‌کیفیت چینی اکنون در بازار ایران نه تنها عاملی برای بهداشت خانواده‌ها نیست بلکه به نوعی خود معضل تازه‌ای برای سلامتی افراد خواهد بود. به این ترتیب که لامپ‌های یووی استفاده شده در این تجهیزات خطر افزایش بیماری‌های چشم، پوست و استخوان را خواهند داشت.

این فعال صنفی می‌گوید: اینکه مسئولان دائم از حمایت از تولید ملی سخن می‌گویند منطقی نیست چون اگر به بازار مراجعه کنیم حضور قابل توجهی و انبوه محصولات وارداتی کاملا بیانگر واقعیت امر در زمینه حمایت از محصولات داخلی است. درحالی که برای محصولات یاد شده اصلا حمایت مهم نیست بلکه سلامت جامعه با مخاطره‌ای جدی مواجه است.

کشاورزان یکی از مشتریان بالقوه

مدیرعامل شرکت صاعقه، در ادامه می‌افزاید: اگرچه در بخش تولیدات خانگی مشکلات عمده‌ای داریم اما می‌توانیم با برنامه‌ریزی اصولی و همچنین کمی تحقیقات در بخش صنعتی و کشاورزی حضور قابل توجه‌تری داشته باشیم.

وی معتقد است اکنون که بسیاری از افراد جامعه به دنبال استفاده از محصولات ارگانیک هستند بهترین زمان از راه رسیده که بتوانیم برای دفع آفات بخصوص در گلخانه‌ها از این روش استفاده کنیم، هرچند تجارب قابل قبولی در برخی از مزارع داشته‌ایم.

این تولید کننده ه‌کش‌های برخی تاکید می‌کند: روند گسترش استفاده از ه‌کش‌های برقی آنچنان سریع اتفاق افتاده که اگر به حمایت از تولید ملی بی‌توجه باشیم در آینده‌ای نزدیک سرمایه‌گذاران در این بخش از تولید یکی پس از دیگری خارج شده و صرفا وارد کننده تجهیزات خواهیم بود که هیچ تناسبی با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ندارد.

 

برای تک محصولی سرمایه‌گذاری نکردیم

سرمایه‌گذاری و تولید ه‌کش‌های خانگی یکی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری در اقتصاد کشورمان است که می‌تواند علاقمندان را نه تنها در بازار داخلی، بلکه خارج از مرزهای کشورمان نیز با ارزش افزوده مناسبی مواجه نماید.

درحالی که برای رسیدن به جایگاه مناسب تولیدی و همچنین بهره‌بردن از بازارهای بالقوه لازم است برخی موارد را درنظر داشته باشیم.

ایمان مکبری، مدیر بازرگانی شرکت «مهان» تولید کننده ه‌کش‌های کشاورزی و خانگی در این زمینه به خبرنگار فرصت امروز می‌گوید: با توجه به ظرفیت بازار در کشورمان و از همه مهمتر بازارهای اطراف ایران از اوایل دهه هشتاد شمسی بحث سرمایه‌گذاری در این نوع محصولات تقریبا همه‌گیر شد.

مکبری در ادامه می‌افزاید: شرکت شیمیایی سادات مهان فعالیت خود را در سال 1371 ابتدا در زمینه تولید ه‌کش‌های خانگی آغاز کرد. کارخانه این شرکت در شهرک صنعتی قطب اراک احداث و با تولید ه کش مایع، رسما به عنوان تولید کننده ه‌کش‌های خانگی وارد بازار مستعد ایران شد.

وی با اشاره به اهمیت توسعه سرمایه‌گذاری و ایجاد تنوع در زمینه تولید محصولات می‌گوید: برای دسترسی به سهم بازار بیشتر و همچنین گردش مالی بالاتر موفق شدیم در  سال 1376 به تولیدات خانگی خود، اسپری، پودر، گرانول، قرص و گچ را نیز اضافه نماییم.

خودکفایی کامل در تولیدات

مکبری درباره میزان وابستگی تولید اینگونه محصولات در کشورمان معتقد است، وابستگی تولید ه‌کش‌های خانگی در کشورمان به خارج از مرزها تقریبا نزدیک به صفر است و فقط در برخی تجهیزات تولید باید واردات داشته باشیم.

وی می‌افزاید: مواد اولیه شیمیایی و همچین تخصص مورد نیاز داخل کشورمان وجود دارد و همین نکته می‌تواند عاملی برای ایجاد ارزش افزوده مناسب سرمایه‌گذاری علاقمندان باشد، اما نباید فراموش کنیم توجه به صادرات در این نوع سرمایه‌گذاری می‌تواند رمز موفقیت باشد.

این فعال صنفی درباره سرمایه‌گذاری مورد نیاز جهت ورود به بازار می‌گوید: هرچند نمی‌توان فقط برای تولید ه‌کش برنامه‌ریزی کرد، اما در این زمینه سرمایه‌ای نزدیک به 5 میلیارد تومان لازم است. به عنوان مثال فقط دستگاه پرکن اسپری و مخازن گاز آن اگر از چین وارد شود رقمی نزدیک به 200 میلیون و اگر اروپایی باشند 700 میلیون هزینه خواهند داشت.

مکبری تاکید می‌کند: این رقم سرمایه‌گذاری که ظرفیتی معادل تولید روزانه 8 هزار عدد اسپری را دارد تقریبا اشتغا ایی مستقیم 10 نفری را برای اقتصاد کشورمان ایجاد خواهد کرد، درحالی که اگر به درباره پخش و دیگر بخش‌های خدماتی پایین دستی هم توجه داشته باشیم شاید اشتغا ایی مجموع آن به 50 خواهد بود.

تنوع محصولات رمز موفقیت است

مدیر بازرگانی شرکت درباره گسترش فعالیت‌های شرکت نیز می‌گوید: با توجه به اینکه ه‌کش‌های خانگی در کشورمان به صورت فصلی تقاضای بالایی دارند، یک شرکت نمی‌تواند صرفا برای همین منظور وارد بازار کار شود، چون کار فصلی هیچ توجیح اقتصادی مناسبی ندارد.

وی تاکید می‌کند، بهترین گزینه برای بقاء در بازار ایجاد تنوع در محصولات مشابه است به همین دلیل شرکت با استفاده از نیروی متخصص و همچنین نیازهای بازار در زمینه‌های تولید روغن سبزه (تیزاب) جهت خشک میوه‌ها و همچنین تولید آفت‌کش‌های گیاهی نیز وارد عمل شد.

بازارهای سنتی صادراتی داریم

مدیر بازرگانی شرکت مهان با اشاره به بازارهای سنتی صادراتی ایران در این زمینه می‌گوید: بطور کلی عراق و افغانستان بازارهای سنتی صادراتی ه‌کش‌های خانگی ایران هستند، اما مدتی است که تولیدات دیگر کشورها نیز توانسته وارد این بازارها شود.

وی معتقد است افزایش قیمت‌تمام شده برخی محصولات ایران به دلیل سیاست‌گذاری‌های غیر اصولی و همچنین نوسانات نرخ ارز می‌تواند مشکلات عمده‌ای برای تولید کنندگان و بازارهای صادراتی آنها ایجاد کند. بنابراین مسئولان لازم است به این نکته توجه داشته باشند که اگر به تولید کنندگان توجه نداشته باشند کارخانه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل خواهند شد.

مکبری درباره چگونگی بازاری خارجی می‌افزاید: یکی از رموز موفقیت در بازارهای بین المللی توجه به نیازهای آن بازار هدف است، به عنوان مثال یداران افغانستان دائما به قیمت اشاره می‌کنند و با شیوه‌های مختلف سعی در کاهش قیمت محصولات دارند، به این ترتیب که ماده موثرکمتری در اسپری استفاده می‌شود یا اینکه حجم قوطی کاهش داده می‌شود.

این فعال صنفی معتقد است تنها راه موفقیت تولید کنندگان ه‌کش‌های خانگی توجه به کیفیت محصولات است، چون مورد کاربرد این محصولات برای خلاصی از حضور ات است باید کیفیت آنچنان درنظر گرفته شود که تجربه استفاده از آن در خاطره مصرف‌کنندگان باقی بماند.

 



مشاهده متن کامل ...
اهنگ گل نازم ...
درخواست حذف اطلاعات
آهنگ جدید رضا صادقی گل نازم :

من با تو خوبم بس از نگاهت***باز زنده میشم از روی ماهت
وقتی که سیرم از هر چی که بوده***وقتی که دنیا کبود لبخندت با منه
وقتی ابم از درد عالم از رنج دنیا بد میشه***حالم وقتی می بینم عشق تو نگاته
باور دارم خدا هم لبخندش با منه***گل نازم روح زخمیم و با تو میسازم
با توسر ریز شعر و آوازم به تو می نازم***شور و حالم روز و ماه و هفته و سالم
شعر خوب حافظ و فالم به تو می بالم***رنگ چشات از دریای نازه
عشق تو بودن عین یه رازه***من این صدام و از با تو دارم
جونم واست می ذارم چون میارزی گلم***وقتی غرورم با من صبوری
پژ مرده میشم وقتی که دوری***بانوی آبی هم زاد بارون
سختی ولی چه آسون تسکین میدی دلم***گل نازم روح زخمیم و با تو میسازم
با توسر ریز شعر و آوازم به تو می نازم***شور و حالم روز و ماه و هفته و سالم
شعر خوب حافظ و فالم به تو می بالم


1 : با کیفیت 128

2 : با کیفیت 320



مشاهده متن کامل ...
آروم بخواب ای گل نازم ... باعث و بانی صدای سازم
درخواست حذف اطلاعات

لالا لالا بخواب ای گل نازم --- بخواب تو بغلم باتوبی نیازم

لالا لالا بخواب ای همدم روزای تنگم...

لالا لالا بخواب هم صحبت حرفای تلخم...

لالا لالا فدای آغوش نرمت...

منم خوابم گرفت تو آغوش گرمت...

لالا لالا بخواب ای عشق پاکم...

لالا لالا با تو باشم یه مرد بی باکم...

لالا لالا بخواب ای گل نازم --- بخواب تو بغلم که با تو بی نیازم

لالا لالا بخواب ای گل نازم --- بخواب تو بغلم که با تو بی نیازم



مشاهده متن کامل ...
نازم آن کشته که از خون گلو...
درخواست حذف اطلاعات

ع های گرافیکی ماه محرم

نازم آن کشته که از خون گلو
تاج سازد و نهد بر سر خویش
نازم آن مرد بزرگی که ز روی شفقت
آتشی داده به ما و شده خا ترِ خویش
نازم او را که همه از کرمش بهره برند
قاتلش نیز ستانده زِ وی انگشترِ خویش
نازم آن که کند حکم به رفتارش عشق
بر سر نیزه نهاده است همی منبرِ خویش
نازم آن مرد که جای همه ی “دین بازان”
کرده “جان بازی” و سر باخته با پیکرِ خویش
پوریا ناز کند بر همه عالم اکنون
که گزیده است حسین بن علی سرورِ خویش



مشاهده متن کامل ...
آموزش نشانه ر با شعر
درخواست حذف اطلاعات

آموزش نشانه ر با شعر

آموزش نشانه ر با شعر



1 . یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - آموزش نشانه ها با شعر
shahedifar. /category/18
‎یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - آموزش نشانه ها با شعر - - یاد دهی و یادگیری کلاس
اول نسترن. ... آموزش نشانه غـ ﻐ ﻎ غ با شعر .... هـ اول ـهـ وسط ـه آ چسبان ه آ تنها.




2 . یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - آموزش نشانه ی تـ ت باشعر
shahedifar. /post/143
‎آموزش نشانه ی تـ ت باشعر. تصویر. توت. دست. ﺗ غیر آ ت آ . ماهستیم دوبرادر. غیر
آ و آ . دو نقطه داریم در سر. آمد یم اول تر. اول توت هستیم. در آ سوت هستیم.




3 . سوگلی های کلاس سوم - آموزش نشانه ی "ر" با شعر و کار با خمیر
saharkargar. /post/26
‎27 نوامبر 2012 ... سوگلی های کلاس سوم - آموزش نشانه ی "ر" با شعر و کار با خمیر - رویدادهای روز در کلاس
سوم.
images for آموزش نشانه ر با شعرimage result for ‫آموزش نشانه ر با شعر‬‎image result for ‫آموزش نشانه ر با شعر‬‎image result for ‫آموزش نشانه ر با شعر‬‎image result for ‫آموزش نشانه ر با شعر‬‎image result for ‫آموزش نشانه ر با شعر‬‎




4 . آموزش حروف الفبا باشعر - تاره ها ...کلاس س
zamany3. /post/36/
‎گلهای زندگی - آموزش حروف الفبا باشعر - کلاس ستاره ها - گلهای زندگی. ... آموزش
نشانه ر با شعر. اَبر باران زَنبور. ر. کودک خوب و نازم من سرسره می سازم. شکل سرسره
دارم ...




5 . آموزش ابت مهاباد ( شخصی ) - آموزش نشانه های الفبا با شعر
baraneymahabad. /post/76
‎آموزش نشانه غـ ﻐ ﻎ غ با شعر. ما چهار تا غین هستیم ... هـ اول ـهـ وسط ـه آ چسبان ه آ تنها
.... آموزش نشانه ر با شعر. اَبر باران زَنبور. ر. کودک خوب و نازم من سرسره می سازم.




6 . کلاس اول یزد
grohe-amozeshi-aval. /
‎آموزش نشانه ی اَ َ باشعر. اَ بر د َ ر یا. اَ اول َ غیراول. من اَ اول هستم. همیشه اول هستم دوستم َ.
غیراول هیچ وقت نمیاداول. چون که کمی ناقلاست. همه اش سوارحرفهاست. [ پنجشنبه ...




7 . آموزش حرف ( ر ) یک شکل - شعر و داستان های ک نه
abiasemoni. /post/310
‎کودک زرنگم به سوالات زیر پاسخ مناسب بده : ۱- نشانه ی ( ر ) را با دقّت نگاه کن. ۲-
صدای حرف ( ر ) را با دقّت بکش . ۳- حالا با کشیدن صدای ( ر ) بادوستانت یا مامان و
بابا ...




8 . آموزش نشانه ها با شعر - تنهاترین معلم - تفلیس تا قلعه عبدالله - blogfa
hoseynmanzoori. /post-214.aspx
‎شکل سرسره دارم در سر نقطه ندارم. در همه جا می آیم کشیده است صدایم. در اول رام هستم در
آ ابر هستم. آموزش نشانه ی تـ ت باشعر. تصویر. توت. دست. ﺗ غیر آ ت آ .






10 . نخبگان فردا - آموزش نشانه ر با شعر
skohandel. /post/136
‎نخبگان فردا - آموزش نشانه ر با شعر - شکوفه های کلاس اول.





11 . آموزش نشانه های الفبا با شعر+اول+فارسی
www.bargozideha.com/.../0od3voel-آموزش-نشانه-های-الفبا-با-شعر-اول-فارسی
‎آموزش نشانه های الفبا با شعر+اول+فارسی. آموزش نشانه های الفبا ... آموزش نشانه غـ ﻐ ﻎ
غ با شعر. ما چهار تا غین هستیم .... هـ اول ـهـ وسط ـه آ چسبان ه آ تنها. ما،چهار تابرادَر.




12 . فارسی - آموزش ابت
elementary-educate.persianblog.ir/tag/فارسی
‎و همراه با خواندن شعر نشانه جدید را برای آن ها. تدریس . شعر نشانه .... ر. سپس هویج
ها را به آن ها دادم تا بخورند تا برای ان ها این درس لذت بخش وخاطره. انگیز شود و بعد از ...




13 . غنچه های زیبا
ghonchehayeziba.mihanblog.com/
‎با توجه به مشکل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نیمه فعال (املا) است به آموزش املا می
... آموزش نشانه ر با شعر. اَبر باران زَنبور. ر. کودک خوب و نازم من سرسره می سازم.




14 . علمی آموزشی "پایه اول ابت "
medug1. /
‎26 دسامبر 2014 ... آموزش نشانه هـ ـهـ ـه ه باشعر. 9 ماه ستاره ها مهتاب نُه. هـ اول ـهـ وسط ـه آ چسبان ه آ تنها. ما
،چهار تابرادَر. وسط وغیرآ . هم اول وهم آ . هم تنهاییم ،هم چسبان.




15 . جشن الفبا و آموزش الفبا - کودک من - نی نی وبلاگ
koodakeman91.niniweblog.com/cat104.php
‎اوّل وسط یا آ فقط این شکلی ( ر ) هستم. مثل یک روز روشن در ... منبع:کتاب آموزش




16 . الفبا(محمد رستمی بیجارگاه). موضوع : جشن الفبا و ... آموزش نشانه خـ خ با شعر · 2 نظر
.




17 . تربیت معلم آموزش ابت - آموزش نگاره ها و نشانه ها با شعر
tarbiatmoalem. /category/28
‎آموزش نگاره شماره 12 با زبان شعر. نور محمد دری د- دانش آموخته مرکز تربیت معلم
رضا علیه السلام و آموزگار مدارس عشایر الوار گرمسیری. برچسب ها: آموزش نگاره ها و
...




18 . آموزش نشانه ظ با شعر - اینجا همه چیز هست - بهترین های نت
khublink.ir/.../آموزش%20نشانه%20ظ%20با%20شعر%20-%20اینجا%20همه%20چیز%20هست.html
‎آموزش نشانه ظ با شعر - اینجا همه چیز هستآمده ایم در ریاضی منبع:کتاب آموزش ...
برچسب ها: آموزش فارسی کلاس اول, آموزش باشعر, آموزش حروف الفبا با شعر, آموزش درس
..... نویسنده : شاهدی فر | آرشیو نظرات آموزش نشانه ر با شعر آموزش نشانه ر با
شعر




19 . کلاس اولی ها - آموزش نشانه ی تـ ت باشعر
shaghaygh7. /post/71
‎آموزش نشانه ی تـ ت با شعر. 12.gif aardbei9.gif کف زدن دست لبخند. توپ توت دَست
تاب. ﺗ غیر آ ت آ . ماهستیم دوبرادر. غیر آ و آ . دو نقطه داریم در سر. آمدیم اول تر.




20 . گروه آموزشی اول ابتدائی
vahidi.aramblog.ir/
‎آموزش نشانه ر با شعر. اَبر باران زَنبور. ر. کودک خوب و نازم من سرسره می سازم. شکل س
رسره دارم در سر نقطه ندارم. در همه جا می آیم کشیده است صدایم. در اول رام هستم در آ ...





21 . آموزش الفبا - آبی - صفحه نخست
khanehabi.persianblog.ir/tag/آموزش_الفبا
‎آموزش حرف ر. نویسنده: الهه ... مامان و بابا جون لطفا هر نشانه ای که تدریس می شه، با کاغذ
رنگی برش بزنید و به دفتر مشق یا نقاشی به کمک دانش آموز بچسبانید . یک صفحه
... آموزش حرف د. نویسنده: الهه - ۱۳٩۳/٧/۱٩. امروز حرف د را به بچه ها آموزش دادم ... شعر د.




22 . یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - آموزش نشانه ها با شعر
iranimag.com/detail/1610311/article/2
‎رسیده فصل بارون. برچسب ها: آموزش فارسی کلاس اول, آموزش درس آب کلاس اول, تدریس
نشانه آ ا, تدریس نشانه بـ ب, آموزش باشعر ... ت مثل توپ خورشید قرمزو زرد وسپید.




23 . داستان نشانه ر - top site 2015
topest.hostik.ir/داستان-نشانه-ر.html
‎داستان نشانه ر,آموزش نشانه های الفبا با ... آموزش نشانه ر با ... ... شعر و داستان های
ک نه - درس5 ( مادر ) آموزش حرف (ر) - سیما شمال نسب - شعر و داستان های ... بیشتر.




24 . نـوگل بـاغ | n o g o l e b a g h . i r - آموزش نشانه (و) همراه با شعر
www.nogolebagh.ir/post/148/آموزش-نشانه-(و)-همراه-با-شعر
‎آموزش نشانه (و) همراه با شعر. آموزش نشانه( و )با شعر. ((ورزش -داور- سوار کار)). یک شکل
دارم, تنهایم. کشیده است,صدایم. من که یک شکلی هستم. درهمه جا نشستم. آمده ام در باو ...




25 . پایه اول دبستان دخترانه صنعتی اصفهان
iut aval1.persianblog.ir/
‎22 آگوست 2015 ... آموزش نشانه ط با شعر. ط. بچّه هامن(طا) هستم. با(تـ ت)همصداهستم. یک شکل دارم بچّه ها. می
آیم در همه جا. در هر کجا بیایم. با همین شکل می آیم. در سر نقطه ندارم.




26 . آموزش نشانه( و )با شعر - وبلاگ آموزشی فاطمه مهران تبار
www.mehrantabar.blogsky.com/1391/11/10/post /
‎تاریخ : 10 بهمن ماه سال 1391 در ساعت 02:29. آموزش نشانه( و )با شعر. آموزش
نشانه( و )با شعر. ((ورزش -داور- سوار کار)). یک شکل دارم, تنهایم. کشیده است,صدایم.




27 . آموزش نشانه « ر » با شعر - انجمن علمی ، هنری و آموزشی تاپ پرشین
forum.topersian.ir/showthread.php?tid=17307
‎17 ا کتبر 2014 ... آموزش نشانه « ر » با شعر. [تصویر: wolke10.gif] اَبر [تصویر: regen_48.gif] باران [
تصویر: abeille-gif-006.gif] زَنبور ر کودک خوب و نازم من سرسره می ...




28 . خانم سالاروند - به وب سایت دبستان دخترانه هوشمند شهید بهشتی ( شاهد )
www.beheshti13.ir/laleh2
‎قرآن : تمرین سوره ی عصر - انتخاب نام مناسب برای شعر با توجه به معنی و مفهوم آن ...
آموزش نشانه های " ر" و " نـ ن " – تقویت مهارت های زبانی – تقویت مهارت های گوش دادن و ...




29 . آموزش نشانه های الفبا با شعر+اول+فارسی - آموزش ابت
study.parspa.com/1393-03-08-193450.html
‎آموزش نشانه غـ ﻐ ﻎ غ با شعر. ما چهار تا غین هستیم کنار هم ... ایم در قاضی. آمده ایم در ریا
ضی. آموزش نشانه حـ ح با شعر ... هـ اول ـهـ وسط ـه آ چسبان ه آ تنها. ما،چهار تابرادَر.




30 . بلاگ دایر - آموزش نشانه( اِ ِـه ه ) با شعر
www.blogdir.ir/post/112064/آموزش-نشانه-ا-ـه-ه-با-شعر
‎آموزش نشانه( اِ ِـه ه ) با شعر. شهر نشانه ه. اِنسان دِرَخت نَرده. ه. اِ اول ِغیر اول ـه آ
چسبان ه آ تنها. ماچهار تا اِهستیم. کنار هم نشستیم. به من میگن اِ اول. اِ اول است همیشه.





31 . تدریس نشانه اَ :: قهوه داغ
https:// coffee.blog.ir/post/تدریس-نشانه-ا
‎آموزش نشانه ( اِ ِ ـه ه ) با شعر - تنهاترین معلم - تفلیس تا قلعه عبدالله ... آموزش حروف
الفبای فارسی-حرف تـ · آموزش حروف الفبای فارسی -حرف ر · آموزش حروف




32 . کلاس نفیسه (پیش دبستانی 1) - مهد کودک قرآنی ملیکا
www.mahdmelika.ir/index.php?option=com_content...
‎1 ا کتبر 2014 ... _آموزش 3 آیه اول سوره حمد همراه با تفسیر و شعر و نقاشی. _ آشنایی ... _ آموزش شروع
کار ها با نام خداوند به همراه آیه و شعر ... _صدا آموزی : آموزش نشانه ( ر ).




33 . اول بلاگ | معظم انقلاب ی در دیدار پرشور هزاران نفر از ...
gahnamerangarang.avalblog.ir/page-60227.html
‎3 نوامبر 2015 ... مبارزه با استکبار برخوردار از پشتوانه عمیق عقلانی و تجربی است/ ... آموزش نشانه ی
او ، و باشعر · آموزش نشانه ر با شعر · آموزش پیام قرانی سَلامٌ ...




34 . اول ابت - noor
ariashokooh.persianblog.ir/tag/اول_ابت
‎آموزش نشانه ی او ، و باشعر. توت فرنگی لیمو انگور ... برچسب ها: نرم افزار آموزشی
کلاس اول تا ششم ابت , نمونه سوال کلاس ششم, آزمون کلاس ششم. موضوعات مرتبط:




35 . آموزش نشانه های الفبا با شعر+اول+فارسی - آموزش ابت
study.parspa.com/1393-03-08-193450.html
‎آموزش نشانه غـ ﻐ ﻎ غ با شعر. ما چهار تا غین هستیم کنار هم ... ایم در قاضی. آمده ایم در ریا
ضی. آموزش نشانه حـ ح با شعر ... هـ اول ـهـ وسط ـه آ چسبان ه آ تنها. ما،چهار تابرادَر.




36 . بلاگ دایر - آموزش نشانه( اِ ِـه ه ) با شعر
www.blogdir.ir/post/112064/آموزش-نشانه-ا-ـه-ه-با-شعر
‎آموزش نشانه( اِ ِـه ه ) با شعر. شهر نشانه ه. اِنسان دِرَخت نَرده. ه. اِ اول ِغیر اول ـه آ
چسبان ه آ تنها. ماچهار تا اِهستیم. کنار هم نشستیم. به من میگن اِ اول. اِ اول است همیشه.




37 . آموزش الفبا با قصه و نقاشی
anjoman.tebyan.net/newmobile.aspx?pid=17257&threadid=589953...
15 فوریه 2013 ... آموزش نشانه ر با شعر. اَبر باران زَنبور. ر. کودک خوب و نازم من سرسره می سازم ... آموزش
نشانه ایـ یـ ی ای با شعر ... هستم با ر برابر ولی یک نقطه بر سر.




38 . بیتوته پورتال جامع شامل خبر، سرگرمی، روانشناسی، شویی، مد ...
www.beytoote.com/
‎بافت لباس سرهمی نوزاد,آموزش بافت لباس سرهمی نوزاد ... فارس: امروز عصر ون های گشت
امنیت اخلاقی پلیس به خیابان های تهران آمدند و با بدپوششان، بدحجابان برخورد ...




39 . درآمدی بر نگره آموزش ادبیات: - google books result
https://books.google.com/books?isbn=1780834098
مهدی جامی - ‎2015 - foreign language studyاین هم که منطق و مبادى شعر صرفاً مقدمه علم ادب دانسته شده نیز جندان دقیق نیست. ...
شاید این که فارابى د (ر احصاء نشانه اى از این باشد که حداقل کروهى از قدما به درستى ...
با آنکه در تکره ادباى کلاسیکف معاصر و بالطبع در آموزش مدرسى هنوز هم عملا همان طرح ...




40 . جستجو در پایان نامه های دانشجویی فردوسی مشهد
thesis.um.ac.ir/index-l-kwd-ب.html
‎39 - آب و جلوه های آن در شعر فارسی از آغاز تا قرن هفتم - نویسنده: هادی ش ز، فاطمه ....
114 - آموزش دیکته ی فارسی به خارجیان و بررسی اشکالات املایی آنها با رویکردی ......





41 . “ارتداد در محکمه اجتهاد” در شماره جدید مجله پنجره - وب سایت ظهور
zohur.net/1.htm
در گلگشت این هفته شعری از محمد رمضانی فرخانی در انتظار شماست و ...... وی همچنین
بر حق فلسطینی ها در بازگشت به سرزمین خود تاکید کرد. —ر ...... وی ادامه داد: دغدغه کا
با جوانان و آموزش رایگان به آنها همیشه با من بوده است. ...... یکی از نشانه های این هشدارها،
حمله انتحاری به «سفارت ایران» در «بیروت» بود که عاملان آن رسماً ...




42 . 1404 | بزرگترین تشکل | shia | ashura | ashoora | shia ...
www.jonbesh1404.ir/forum
‎هر ماه یکبار مصاحبه ای مفید با یکی از مسئولین ها و سازمانها یا مراکز مربوطه
خواهیم داشت. زیر انجمن ها : .... در این قسمت آموزش برنامه های مختلف کامپیوتری قرار داده
میشه که میتونید استفاده کنید ... 4, 21, طرح ها و مسابقات قابل برنامه ر . ... بررسی




43 . نشانه های ظهور-ویژگیهای عصر ظهور ... 358, 2453, شعر زیبای شرح پریشانی از وحشی
.




44 . گزارش روزانه کلاس اول دبستان ( نیلوفر 2) - جستجوی "آموزش نشانه ها با ...
www.shdabestan.ir/...آموزشی/.../گزارش-روزانه-کلاس-اول-دبستان-نیلوفر-2-192/?...آموزش+نشانه...با+شعر
گزارش روزانه کلاس اول دبستان ( نیلوفر 2) - جستجوی `آموزش نشانه ها با شعر` در ...
که صدای اول ( ر ) و دو شکل که صدای آ آن ( ر ) باشد ، 2 نقاشی بکش که صدای اول و آ
...




45 . نشانه شناسی اصطلاح؛ راهبردی اساسی در شعر حوزه(یک بررسی انتقادی)
www.hawzah.net/.../نشانه-شناسی-اصطلاح-راهبردی-اساسی-در-شعر-حوزه(یک-بررسی-انتقادی)/?...
‎فارغ از مشابهت ها و مفارقت های شعر امروز حوزه، با آنچه که در میراث شعری حوزه ... در
متون و میراث شعری حوزه، بیشتر نشانه استفاده از ابزار شعر برای آموزش است تا ...
اگر این کار صورت گیرد) بنابر تعریف پیش گفته از شعر، این موضوع نمی تواند
باشد.




46 . شعر نو .::. مجموعه اشعار فارسی شاعران معاصر و جوان ادبیات
www.shereno.com/
‎مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان بزرگترین پایگاه ادبی شعر فارسی. ...
ساعت ! فرسنگها فاصله یِ من با تو ************* ره دراز و مسافری که هنوز، به. بهناز
رستمی _ (شهپر) .... آ ین مطالب; نقد · آموزش (شعرنو) · عاشقانه ها · داستان کوتاه · ادبی
و هنری ...... قلب دلتنگ مرا بازیچه پنداشت و ر. ادامه شعر .... از نشانه های جوشیده در
طبیعت




47 . آموزش عروض و قافیه - بیشه
www.bisheh.com/group.aspx?groupid=941&postid=84252
‎اولین قدم این هست که بدونیم وزن شعر بیش از اینکه به نوع نگارش مربوط باشه به ...
که این ح نیز یک هجای بلند محسوب میشه و عدد دو در اینجا و نشانه عروضی « - »
نشانگر اون خواهد بود . ... هجای کشیده می خونند و برابری میکنه با یک هجای بلند و یک
هجای کوتاه که اینجا ... این ( ای ) – سن – گ – ر – خا – ط – رس ت – ک – مح – کم – می – ش
– ود




48 . مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
www.bartarinha.ir/
‎bolet فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان ... زندگی خانم های با سلیقه شده است
. در این مطلب با آموزش مرحله به مرحله تا زدن چند نوع دستمال سفره با ما همراه باشید.




49 . کلاس اول یزد (دبستان دخترانه مطهری) اسپیناد
espinad.com/blog/grohe-amozeshi-aval
‎وبلاگ ' آموزش نشانه غـ ﻐ ﻎ غ با شعر ' به صورت خ ر از وبلاگهای معتبر فارسی




50 . مجله پزشکی رها فان
www.rahafun.com/
‎سایت سرگرمی تفریحی آموزشی رهافان اس ام اس جدید آموزش مسائل شویی
ع جدیدترین مد ... قیمت اصلی 42000 تومان با تخفیف ویژه امروز فقط 21000





51 . مرجع کتاب
readbook.ir/index.php
‎+ آموزش زبان (32) - انگلیسی .... تعداد بازدیدها : 2447; اشعار عنصری بلخی -
بلخی ... تعداد بازدیدها : 8140; مغالطات،هنر استدلال همراه با منطق نمادین - دیوید کلی[pdf]




52 . بخش چهارم
www.chap.sch.ir/sites/default/files/books/92-93/.../080-095-c1.pdf
‎... ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ (٢). ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ( ... ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺑّﻪ ﻫﺎ، ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺣﺮﻭﻑ ﺍﻟﻔﺒﺎﻳﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺳﻨﺠﺎﻕ. ﺑﻪ
ﻴﺮﺍﻫﻦ ﺧﻮﺩ ... ﺻـ ﺹ . آٓ ن را د ه اﻯ؟ ر ز و ا . ف ﻯ رِ. آٓ نِ ف و آٓ ِ د ا . اﻯ ج ش ر . ، ا و آٓن ا ه ا. را ر . نِ ،
ﻯ ر و. ص . .... ﺑﺎ ﻛﻤﻚ ﺁﻣﻮﺯﺎﺭ، ﺷﻌﺮ ﻣﻨﺎﺳﺒ ﺍﺯ ﻣﺠﻠّﻪ ی ﺭﺷﺪ. ﻴﺪﺍ ﻛﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﺩﺭ ﻛﻼﺱ ﺑﺨﻮﺍﻥ. ﺑﺎ ﻫﻢ
ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﻢ.[pdf]




53 . اصرار بر ت یب و توهین نشانه ای از خواهی نیست
iran-newspaper.com/newspaper/pagepdf/12753
‎25 ژانویه 2015 ... ب ه گزارش مه ر، امین تارخ در حاش یه دومین جلس ه تخصصی انجمن. بازیگران
، .... به منظور آشنایی با شعر و ادب فارسی صورت می گیرد. راه اندازی ..... نس بت به
موضوع آموزش اتوماس یون اداری برای کارکنان، کارشناسان و مدیران.




54 . پیش دبستان و دبستان دخترانه مروا - تولدت مبارک : نازنین سادات
morvaschool.ir/users/birthdate/?birthdate=50
گروه های آموزشی ... در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازیم که د را
با عشق علم را با احساس و ریاضی را با شعر دین را با عرفان همه را با تشویق تدریس ...




55 . فال حافظ آکا،فال حافظ آنلاین با معنی،فال حافظ با تعبیر - فال حافظ ...
www.akairan.com/divanehafez/fale-hafez-mani/
‎این فال حافظ با توجه به صدای دلنشین گرمارودی و درک بهتری از مفهوم شعر
حافظ بدست داده و به نوعی کاملترین فال ... گرفتن بیش از سه فال برای یک نفر
نشانه ی بی احترامی به حافظ قلمداد می شود. ...... آموزش تقویت حافظه و تند خوانی
فانتوم 2.[pdf]




56 . دریافت
www.ensani.ir/storage/files/20120329154144-5072-128.pdf
‎ﺷﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻧﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﻴﺶ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻯ ﺭﺍﻳﺞ ﺁﻣﻮﺯﺷﻰ،. ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺷــﻬﺮﻫﺎﻯ ... ﺍﻳﻦ
ﻣﺤﺘﻮﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻧﺪﻰ، ﺭﻭﺣﻴﺎﺕ ﻭ ﻧــﻮﻉ ﻧﺮﺵ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ... ﻧﺸﺎﻁ ﺍﻧﻴﺰ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﻰ ﺩﻫﻴﻢ.
ﺳﺲ. ﺑﺎ ... ﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻭﺍﺣﺪ ﻛﺎﺭ ﻣﻰ ﻮﻳﺪ:ﺭﺩ ﺯﺍﺩﻩﺯﻰﻡ ﻗﻠﻰﻡﺍﻣﺎ ... ﺣﺮﻛﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷــﻌﺮ ﻭ ﺳﺮﻭﺩ ﺑﻪ ﺑﻪ ﻫﺎ ﻣﻨﺘﻘﻞ.




57 . کاربرد نشانه ها در شعر و متن فارسی - انجمن تخصصی آهنگسازی کیوبیس ...
cubase.ir/thread246529/کاربرد-نشانه-ها-در-شعر-و-متن-فارسی.html
‎17 مه 2014 ... آموزش و اطلاعات شعر پارسی; کاربرد نشانه ها در شعر و متن فارسی ... برخی عقیده دارند
که وسیله ارتباط آدمیان با یکدیگر، در ابتداء اشارات دست .... ر.ک. ۲-۸. ۶. علامت نقل
قول در خط انگلیسی انگلستان دوجفت ویرگول برع است (” “).




58 . آرشیو موضوعی بیانات - khamenei.ir
farsi.khamenei.ir/speech-topic
‎آموزش تفکر محور / آموزش و پرورش/ آموزش /اصلاح نظام آموزشی/ آموزش حفظ محور ......
بانکداری ی / بانک ی / بانک توسعه ی/بانکداری بدون ربا/بانکداری
بدون بهره .... بیدل دهلوی / میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی / بیدل/شعرای فارسی سرا/شعر
فارسی/سبک هندی ...... علایم ایمان / علامت ایمان/ نشانه ایمان / ایمان ...[xls]




59 . فایل - موسسه آموزش عالی آفاق
a h.ac.ir/controlpanel/page_files/743153705_finalregesterybook.xlsx
‎882, 881, 1391/07/04, با نان تنها(غذا و تغذیه درجهان), لستر ر.براون, ابولقاسم ......
1478, 1477, 1391/07/18, جریان شناسی شعر انقلاب ی, سعید علایی, ندارد. 1479
, 1478 ...... 1998, 1997, 1391/07/29, انسان، نشانه، فرهنگ, امیلیا نرسیسیانس, ندارد.




60 . کار کرد کانون در ماهی که گزشت (شهریور 3743) -- gozareshha
www.gatha.org/index.php?option=com_content...
‎کانون اروپایی برای آموزش جهان بینی زرتشت از نویسنده ارجمند بزرگ امید در
حقوق میان کشوری که در زندگی میکند فراخوانی کرد تا بخش دوم سخنرانی





61 . وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی - اخبار > آموزش درست نویسی3
www.behdasht.gov.ir/news/آموزش+شغلی.../آموزش+درست+نویسی3
‎یادآوری: هرگاه دو جمله کامل با «واو» به یک دیگر عطف گردد، نقطه در پایان جمله ی دوم
گذاشته می شود. مثال: ... ناصرخسرو، شاعر آزاده ی اسانی، اشعار زهد و پند بسیار گفته
است. پ- آن جا که در مورد چند ..... این نشانه که در فارسی جهت آن از راست به چپ است، در
موارد زیر به کار می رود: الف – هنگام ارجاع به ماده ای خاص که تقریباً معادل است با نشانه ی
ر.ک.




62 . برنامه ها - مهد کودک نارنجی
www.narenjikindergarten.com/main/index.php/programmes
‎29 سپتامبر 2015 ... با اهدای سلام و حمد و سپاس خدای متعال سال تحصیلی 1394_1395را آغاز می نماییم . از
اینکه بار دیگر ...... واحد کار فروردین ماه : آشنایی با فصل بهار ، شناخت فصل بهار و
نشانه های فصل بهار . § واحد کار ... v آموزش شعر : آموزش یک شعر در هر ماه که مربوط به
واحدکار همان ماه است . ..... سفر فیزیک دان کوچولو به آهن ربا و جاذبه.




63 . ت ت - مدرسه نمونه سوالات پایه ی اول
www.textarchive.net/archive/5a3d6gep4xc
‎کلاس ت پیک آموزشی ترجمه برای همه پایه اول ابت - سخت کوشان برای ... های
آهن ربا آزمون درک مطلب و جمله سازی آزمون سودوکو و قرینه ی جشن الفبا مدرسه ی ...
مهر ماه ( 4 ) پاو وینت نشانه ی آ اول و ا غیر اول شعر زیبای کتاب فارسی کلاس چهارم ...[pdf]




64 . [pdf] word ﺁﻣﻮزش
www.ssu.ac.ir/cms/fileadmin/user_upload/.../pdf/word2.pdf
‎ﺁﻣﻮزش. word. ﻣﻘﺪﻣﻪ. دورﻩ ی ﺁﻣﻮزﺷ. word. ﺳﻮﻣﻴﻦ ﻣﻬﺎرت از اﺳﺘﺎﻧﺪارد. icdl. ﻣ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ.
word. ﻣﺘﺪاوﻟﺘﺮﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ واژﻩ ..... ﺑﺎﻳﺪ ﺮوﻧﺪﻩ را ﺑﻠﻮک آﺮدﻩ و ﺿﺮﺑﺪر داﺧﻞ اﻳﻦ ﺰﻳﻨﻪ ر. ا ﺑﺮداﺷﺖ .
درﺻﻮرﺗﻴﻜﻪ ..... ﺑﺎ ﻓﺸﺮدن دآﻤﻪ ﻣﺎوس ﺑﺮ روی اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﺟﺎری ﺑﻄﻮر آﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ در ﻣﻲ ﺁﻳﺪ در. اﻳﻦ
ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻴﺪ آﻞ ...[pdf]




65 . چند نشانه افراد با استعداد واگذاری سالن های مطالعه، سیاست و فرآیند سا
www.isfahanziba.ir/sites/default/files/newspaper/1393/06/.../12.pdf
‎باال و پایین ب ر روی موش ک هنگام پرت اب آزمایش ... گفت: در ای ن دوره
آموزش ی ک ه توأمان با گردش گری .... چندتن از چهره های تازه و جوان در حوزه شعر.




66 . نیشابور - ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد
https://fa.wikipedia.org/wiki/نیشابور
‎در این دوره نیشابور با ۱۲۵ هزار تن جمعیت، هشتمین شهر پرجمعیت دوران خود بوده است.
... نشانه ها و شواهد امروزی که عبارت از ابه های متعدد در اطراف شهر کنونی نیشابور
است ... ۵ آموزش. ۵.۱ ها و دانشکده ها; ۵.۲ مدارس; ۵.۳ انجمن های هنری و علمی; ۵.۴
کتابخانه ها ..... ی، زبان شناس، شاعر، صوفی و عارف، نویسنده عرب زبان ر قرنِ
هشتم قمری ...




67 . ریاضی - دوست من سلام
goleroz2.persianblog.ir/tag/ریاضی
‎با کلیک بر روی تصویر زیر می توانی یک بازی زیبا برای ساخت اعداد سه رقمی
کنی و با گسترده ی آن ها ...... آموزش تقریب (قطع و گرد ) اعداد با شعر.




68 . سایت علمی دانشجویان ایران
www.pnuha.com/
‎2020 ف ر ی ب ا ... sanazazizi13 · طراحی سایت و بالا بردن ترافیک سایت شما با
استقاده از گوکل( قسمت .... maya2015 · مهمترین نشانه پارگی دیسک کمر را بشناسید
... روانشناسی و مسائل تربیتی و آموزشی ابت ...... شعر و دست نوشته های اهدای
عضو.




69 . بروزترین سایت تخصصی iran-hd
iran-hd.com/
‎اموزش راه اندازی اکانت در istar · آموزش باز کانال ها با اکانت جیشیر در کارتهای
dvb · آموزش باز کانال ها با ...... بخش ر سیو ر فورست (for full hd).




70 . شهرستان ادب - تاخت های سرخوش
shahrestanadab.com/شهرستان-ادب/articletype/.../تاختهای-سرخوش
‎28 سپتامبر 2014 ... کارگاه های ادبی ضمن آموزش قواعد و معاییر ادبی و شعری، نه تنها می تواند راه ورود ...
نیست و تنها مخاطب و منتقد با توجه به نشانه های متنی از جمله المان های روانکاوانه یا ....





71 . آموزش اوزان عروضی شعر پارسی | دفتر اشعار من
daftaresher.ir/peot-of/.../آموزش-عروض-و-قافیه-شعر-پارسی.html
‎28 ژوئن 2012 ... با افاعیل عروضی و پیدا اوزان اشعار بر پایه آن افاعیل است. .... ای (__) سا (__)
رِ (u) با (__) آ (__) هِس (__) تِ (u) را (__) کا (__) را (__) مِ (u) جا ..... واجها در واقع صدای
حروف هستند ، مثلاً “ش” نشانه حرف “شین” است، اما واج یا صدای آن ...




72 . سایت موسیقی بیان ، موسیقی ، آموزش موسیقی ، آموزش رایگان موسیقی ...
www.bayan .ir/bml/bayan /.../03_gonehaeitekrar.php
‎تکرار هم در موسیقی و هم در شعر آن اعمال شده است . ... نمونه 3/4 از قسمت اول سنفونی
شماره 104 (سنفونی لندن) در «ر» ، اثر هایدن گرفته شده ، نموداری از تکرار عینی در
موسیقی ار تر است . شباهت بین نوع تکرار را در این نمونه با شکل 3/2 ملاحظه
کنید . ... حتی قسمتهای درازتر نیز غالباً به عینه تکرار می شود (آهنگسازمعمولاً نشانه
¾ ¿ ¿ ½ ...[pdf]




73 . (برای دسترسی به کتابچه چکیده مقالات (فایل pdf) اینجا را کلیک کنید)
www.ihcs.ac.ir/uploadedfiles/2/5/4827.pdf
‎اﻓﺮوز. ﻧﺴﺒﺖ. ﺳﺎﺳﺖ. ﺬاری. ﻋﻠﻢ. و. ﻓﻨﺎوری. ﺑﺎ. ﻋﻠﻮم. اﻧﺴﺎﻧ. 24. اﺣﻤﺪرﺿﺎ. ﺑﺴﺞ. آﻣﻮزش. و. وﻫﺶ. ﻣ.
ﺎن. رﺷﺘﻪ. یا. در .... زﺑﺎن. ﻓﺎرﺳ. . 69. ﻧﺎر. داور. ی. و ﻫﻤﺎران. آﻣﻮزش. زﺑﺎن. ﻓﺎرﺳ. . ﺑﻪ. ﻏ. ﺮ. ﻓﺎرﺳ.
. زﺑﺎﻧﺎن. ﺎﻣ. . ﺑﻪ. ﺳﻮ. ی .... ﻧﺸﺎﻧﻪ. . ﻣﻌﻨﺎﺷﻨﺎﺧﺘ. . 116. ﺣﻤ. ﺪرﺿﺎ. ﺷﻌ. یﺮ. « اﺮانِ. اﺳﻼﻣ. » ﺑﺎﻧِ.
ﻣﻮﺿﻮع. و. اﻧﺎره. ی. ﺟﺪﺪ. 118. در ...... ﺑﺨﺼﻮص در اﻧﻮاﻋ از ﺷﻌﺮ ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ. ﻫﺎ از ﻧﻮﺷﺘﺎر ...




74 . روان شناسی.دلهره.خشم.افسردگی .وسواس.اختلالات شخصیتی .خودباوری ...
robabnaz.persianblog.ir/
‎24 نوامبر 2013 ... چنین افرادی ممکن است یک سردرد معمولی را نشانه بارز بیماری خطرناکی مانند سرطان ...
برنامه های آموزش مدیریت خشم، این هدف از طریق بازسازی شناختی پیگیری می شود. ...
افراد با نگه داشتن این باورهای غیرمنطقی، اضطراب، خشم، افسردگی و آشفتگی ......
هنری نظیر موسیقی ، خطاطی ، شعر، صنایع دستی و نقاشی بپردازد.[pdf]




75 . : ﺮورش دﻗﺖ دو ﺗﺼﻮﺮ را ﻪ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎدر ﺎ
upload.tehran98.com/upme/uploads/2eac39b4ac1904be1.pdf
دو ﺗﺼﻮﺮ را ﻪ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎدر ﺎ ﻨﺪ ﻣﻮرد ﺟﺰﺋ ﺑﺎ ﻫﻢ اﺧﺘﻼف دارﻧﺪ ﺑﻪ داﻧﺶ آﻣﻮز ﻧﺸﺎن ﻣـ دﻫـﻢ و
از ... آﻣﻮزﺷ. : ﺑﻪ داﻧﺶ آﻣﻮز ﻣ ﻮﻢ ﻣﻦ ﺑﺮای ﺷﻤﺎ ﻠﻤﺎﺗ را ﻧﺎم ﻣ ﺑﺮم ﺑﻌﻀ از اﻦ ﻠﻤﺎت ﻃﻮری ا ...
ﻠﻤﻪ ای ﻪ ﻣﺨﻮاﻫﺪ ﺟﻠﺐ ﻧﻈ. ﺮ ﻨﺪ داﺧﻞ ﻮﻣﻪ ﻗﺮار ﻣ ﺮد ﻣﺎﻧﻨﺪ. «: ﺷﻌﺮ ﺑﺮای ﺷﻌﺮ .» اـﻦ ﻧﺸـﺎﻧﻪ ،.[pdf]




76 . حفظ آیات و سوره های کوچک قرآن کریم به منظور آشنایی و انس با قرآن ...
gd.sadra-school.ir/.../برنامه%20آموزشی/آبان/پیش%20دبستان.pdf
‎حفظ آیات و سوره های کوچک قرآن کریم به منظور آشنایی و انس با قرآن. 5. آواشناسی ...
آموزش، تشخیص و تثبیت نشانه در کلمات و جم و روخوانی آن ها. 1 ... آموزش شعر باد و
... پرش از روی طناب، وسط. دایره،. ر. وی سنگ. و. رودخانه. *. تقویت مهارت های جسمی.




77 . ابران، سرزمینی دلربا و فریبا بر سیاره آبی: - google books result
https://books.google.com/books?isbn=1780834365
مهدی استعدادی شاد - ‎2014 - literary collectionsجون همان تلاش توصیف (من شنده) و آموزش این کارکرد به نسل آینده، که شرحش در
قصهى ... او که، با آن وسعت از نظریه یردزى در جوانى جهانشمولى عالم را معنا کرده، در
قیاس با ... خود، نشانه اى از یکف که بیش از این در سیهر ادبیات (دهه هاى متمادى در شعر و
یس از ... زوایاى شه ورزى ایرانیان بوده است، د (ر سالهاى اخیر به سیهر فلسفى آمده
است.




78 . آلپ گروه - حل معما ﻧﺎﻡ ﺴﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﺮﻭﻑ اﻟﻔﺒﺎ با | جستجو |
alpgroup.ir/list/حل+معما+ﻧﺎﻡ+ﺴﺮ+ﺑﺪﻭﻥ+ﺣﺮﻭﻑ+اﻟﻔﺒﺎ+با.html
‎"ر" مثل رگ های گلوی رفیقم که با حرارت سرب شدند. .... حروف الفبا به این صورت
بود که ابتدا نشانه تدریس می شد و بعد کلمه ای که با حروف مورد نظر نوشته ... در اینجا
روش نوینی جهت تدریس و آموزش حروف الفبای فارسی آورده شده است . ... از مکتبهای
ادبی پس از جنگ جهانی دوم 1939-1945 دوران کوتاهی در شعر فرانسه فعالیت داشت
بنیان ...




79 . یدونه : یدونه – سایت تفریحی سرگرمی
www.yedooneh.ir/
‎آرایش و زیبایی · آشپزی · آلبوم · آموزش · آموزش انواع غذاها · آهنگ جدید · آهنگ قدیمی · آیا
می دانستید؟ ... که این دشتها با آب چشمه های روان طراوت خاصی دارند که از چشمه های
زیبای این روستا هم می توان ... اهالی روستا اوقات فراغت خود را با انواع بازیهای بومی
محلی پر می کنند از جمله: گوروابازی، ... شعر; آبان ۳۰, ۱۳۹۴ .... از نشانه های جوشیده در
طبیعت




80 . کوزه - آموزش نشانه ها اول دبستان
www.kozeh.ir/tag/5rcwz7ahps0-آموزش-نشانه-ها-اول-دبستان
‎فارسی کلاس اول نشانه و (اُ استثنا) ترانه های ک نه · ایده نقاشی با نی · آموزش ایده ای
زیبا برای تزیین تخم مرغ عید کلاس .... آموزش نشانه ها ، درس پنجم/ آموزش نشانه: ر، ن ...





81 . تدریس نشانه ی فارسی اَ ــَ به همراه شعر در کلاس اوّل دبستان خانم جلیلوند
www.databshenasan.ir/moduledefinitions/.../viewarticle.aspx?...187
‎29 ا کتبر 2013 ... «شعر اَ » در ابر و در اسب اوّل رسیده صدای اَ را هر شنیده ـَ غیر اوّل باز شده خسته روی
صداها با اخم نشسته او را نگاه کن در برف و دارد اَ کلاهش را کج می ...




82 . اُاُجوو (oojoo) - آموزش حرف غ
www.oojoo.ir/posts/آموزش%20حرف%20غ
‎آموزش حروف الفبا با شعر - یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - blogfa. آموزش نشانه
ظ با شعر. ظ. بچّه ها من ظا هستم. با همه آشنا هستم. ... که نام شان با آن حرف آغاز می شود" ....
آمده اند عبارتند از واک های ب، پ، م، ف، و، ت، د، س، ز، ش، ژ، ل، ر، ن، چ، ج، ی، ک، خ، غ، ه.




83 . آموزش الفبا همراه با شعر
book.blogday.xyz/post/?tag=آموزش+الفبا+همراه+با+شعر
‎آموزش رنگ های به زبان انگلیسی به ک ن با شعر. ... ساحل چابهار - حروف الفبا با شعر
آموزش قواعد صرف و نحو عربی به صورت شعر فارسی ... آموزش نشانه عـ ﻌ ﻊ ع با شعر.




84 . یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - آموزش نشانه ها با شعر
iranwiki.net/detail/863441/article/3
‎طرح درس نشانه ف - مجری طرح قران پایه اول,مجری طرح ارزشی توصیفی و23 سال
سابقه تدریس پایه اول در ضمن این وبلاگ درسال .... برچسب ها: آموزش فارسی کلاس اول,
...




85 . یاد دهی و یادگیری کلاس اول نسترن - آموزش نشانه ها با شعر
magifa.com/detail/1610311/article/2
‎طراحی آموزشی برای تدریس حرف ت - رسیده فصل بارون. برچسب ها: آموزش فارسی کلاس
اول, آموزش درس آب کلاس اول, تدریس نشانه آ ا, تدریس نشانه بـ ب, آموزش باشعر .




86 . انیمیشن پت پستچی postman pat the movie با ... - سا موزیک |
saa .ir/.../ +انیمیشن+پت+پستچی+postman+pat+the+movie+با+دوبله+فارسی.html
‎ انیمیشن پت پستچی postman pat the movie با ... آموزش نشانه
ر با شعر · آموزش نشانه نـ ن با شعر( درس نان) · پیک آدینه اول آذر ماه 94 · اصل ۹۰ به ۱۰ ...




87 . سا موزیک | راز نشانه ها | جستجو | - آ ین مطالب سایت
saa .ir/list/راز+نشانه+ها.html
‎کارتهایی رو با ترکیبهای نشانه های قبل دادیم و بچه ها رو گروه بندی کردیم. ... قبل از
گفتن نخستین شعر به زبان آلمانی ..... زبان آموزی : آموزش نشانه ( ﻤ م ) و بازخوانی
نشانه ها و ترکیب هر یک ازنشانه های آموزش داده شده شامل نشانه های آ ا ، ﺒ ب ، ﺳ س ، ر ، اَ َ




88 . کد های مداحی محرم با صدای دمام سنج - سا موزیک |
saa .ir/list/کد+های+مداحی+محرم+با+صدای+دمام+سنج.html
‎کد های مداحی محرم با صدای دمام سنج ... کتاب ریاضی اول ابت · آموزش نشانه ر با
شعر · آموزش نشانه نـ ن با شعر( درس نان) · پیک آدینه اول آذر ماه 94 · اصل ۹۰ به ۱۰
چیست؟




89 . سا موزیک | توپ ترین نقشه جهان (ع ) - آ ین مطالب سایت
saa .ir/page-22224.html
‎این اختراع با استقبال شدید مردم رو به رو شد طوری که دنس ساتور نقشه جهان توپی خود
... آموزش نشانه ر با شعر · آموزش نشانه نـ ن با شعر( درس نان) · پیک آدینه اول آذر ماه 94 ...




90 . سا موزیک | استفاده از موز برای مقابله با ویروس آنفلوآنزا
aftab67.saa .ir/page-6129.html
‎منبع : آستان جاناناستفاده از موز برای مقابله با ویروس آنفلوآنزا ... آموزش نشانه ر با
شعر · آموزش نشانه نـ ن با شعر( درس نان) · پیک آدینه اول آذر ماه 94 · اصل ۹۰ به ۱۰ ...





91 . کتاب آموزش صداها و نشانه ها: صامت ها (س، ش، ر، ز، م، ن)
ketab.ir/modules.php?name=news&op=pirbook&bcode...
‎کتاب هم آوا با آواها: شعر الفبا آآآ اومد. هم آوا با آواها: شعر... کتاب آموزش صداها و نشانه ها:
مصوت ها (آ، ا، ا،. آموزش صداها و نشانه... کتاب آموزش صداها و نشانه ها: صامت ها (س، ش، ر،.




92 . آموزش نشانه ی ب با شعر - کلاس اولی ها
omidi1.parsiblog.com/posts/34/
‎31 ا کتبر 2015 ... آموزش نشانه ی ب با شعر - کلاس اولی ها - سکوت کن... جبران آنچه به ... برای درمان من
پزشک شود.. من دلم میخواهد دانش آموزم برای من اقتدار بورزد تا میهنش ر.




93 . فرهنگ نیوز
www.farhangnews.ir/
‎ناگفته های از دیدار دیروز پوتین با انقلاب. مشاور انقلاب در امور ....
آموزش و پرورش گفت: ت امسال ۲۴.۵ هزار میلیارد تومان اعتبار برای حدود ۱۲ میلیون
دانش آموز بخش تی اختصاص داده. .... آیت الله علوی گرگانی: ربا مردم را بیچاره کرده.
















100 . داستانهای کوتاه و جذاب که آدم را به خود فرو می برد [آرشیو] - سایت ...
www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-22486.html
‎22 آگوست 2007 ... این شعر ک د شعر سال 2005 اثر یک پسر سیاه پوست وقتی به دنیا ...... نشانه
راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود. ...... بستگی به ان دارد




ید بک لینک




مشاهده متن کامل ...
خبر داغ
درخواست حذف اطلاعات
در ضیافت ورزشی ورزش اتفاق هایی رخ داد :

این ضیافت افطاری امشب(۲۲/تیر)قبل از اعزام والیبالیست ها با حضور محمود گودرزی،

ورزش با حضور کیومرث هاشمی رئیس کمیته ملی المپیک درهتل المپیک برگزار شد که در

این میان ورزش به هریک از اعضای تیم ملی ۱۰سکه تمام بهار ازادی به عنوان پاداش

اهدا کرد در این مهمانی محمدرضا داور زنی هم نیز حضور داشت.

اون پشت سری هارو نگاه

دخمل فیاضی رو

و حالا کاپیتان . . .

مهدی و میلاد،خخخخخ میلاد رو نگاه

کواچ و دخمل فیاضی

داداش مجی

نکته ع :دخمل فیاضی،صورت نصفه افتاده محمد

فقط گلبو و مهدی رو نگاه

خخخ غفور ازاون پشت داره به دوربین اشاره میکنه

فرهاد . . .

اون که کنارمهدی و گوشی دستشه مجتبی هستش!چراهمیشه گوشیش دستشه

ایشون که بچه بغلشونه اقاسید هستند(داره بهش غذا میده!!!دخمل فیاضی)

چه بچه خوبیه فک کنم باپدرش اشتباه گرفته(سید داره تمرین میکنه)

حالا همه به افتخار ورودسید بلندشدن(نه شوخی ؛نمیدونم واسه چی بلندشدن!!)

اوخی این میلاد چقدر ارومه . . .

وای چه اخموئه کواچ

میلاد تار افتاده!!خخخخ ولی مهدی درست افتاده

من نمیدونم این سید چرا انقدر بچه دوست داره!بزور میخواد بچه رو از باباش بگیره

اصلا من له شده این اعتماد بنفس این م

اگر دقت کرده باشید تو ع ها مهدوی ومعروف پیش هم بود،محمودی و هم همینطور



مشاهده متن کامل ...
من یه آذر ماهی ام...
درخواست حذف اطلاعات

مــــــــــــــــــــــــ ن یه دخمل آذر ماهی ام

یه دخمل آذر ماهی هیچ وقت دلشو به یه احد و ناسی نمیده

یه دخمل آذر ماهی باس خج ی و کم حرف باشه

گاهی اوقاتم شلوغ بشه که همه بگن امشب شیطون شدی بلا

یه دخمل آذر ماهی مثل من باید عااااااااااااشق رفقاش باشه

باس بگم جونش به جونشون بسته باشه

یه دختر آذر ماهی هیچ وقت دل به یه پسر خیابونی و

چشم پلشت نمیس

یه دختری آذر ماهی که خودم باشم وقتی یه جمع پسر میبینه

اخماشو باس ه تو هم

یه دختر آذر ماهی باس خوش خنده باشه

یه بچه که ببینه باهاش عروسک بازی کنه یا این که هر بازی کنه

یه دختر آذر ماهی باس به حرف بزرگترش گوش بده

یه دختر آذر ماهی باس خوش تیپ باشه عطر دی ماهی بزنه

یه دختر آذر ماهی باس واسه دل خودش جلف بگرده

یه دختر آذر ماهی باس چشم و ابروش مشکی باشه

ابروهاش پررررررر و چ درشت

یه دختر آذر ماهی باید گرمایی باشه

یه دختر آذر ماهی باید حرف خوبی هاش پیش همه زده بشه

یه دختر آذر ماهی باس زرنگ موزمار باشه

یه دختر آذر ماهی باس منظم باشه

اره در ا باس باید خاااااااااااااااااااااااا ااااص باشه

من یه دخترم و آذر ماهی ام خدا روحی در من دمیده که پاکه

و با ادمایی کثیف ناپاکش نمی کنم

در ا باس بگم شکــــــ ــــــــــــ ـــــــــــــ ــــــــــرت خدا

دختر افریدیم



مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه نازم
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی به نام الهه نازم

new song by mohammadreza hedayati and pejman jamshidi called elaheye nazam

آهنگ جدید در بروزترین سایت آهنگ

در ادامه مطلب. . .

 آهنگ محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی به نام الهه نازم

آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی به نام الهه نازم



مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم
درخواست حذف اطلاعات

هر کاری میکنی باهام خوبه

حال دلم حال و هوام خوبه

چیزی دیگه ازت نمیپرسم

هرچی که دوست داری برام خوبه

آغوشتو وا کردی خوشحالم

تو بهترین روزای هر سالم

هیچکی رو غیر از تو نمی شناسم

هر سال همین روزا همین حالم

تو محرم تنهایی و رازم

هر چی بشه من باتو می سازم

تسلیم هر تصمیم تو میشم

تنها تویی الهه ی نازم

تو محرم تنهایی و رازم

هر چی بشه من باتو می سازم

تسلیم هر تصمیم تو میشم

تنها تویی الهه ی نازم

تو اتفاقی خوب افتادی

مثل هوای خوب

من زندگیمو بچگی

تو زندگی رو یاد من دادی

تو محرم تنهایی و رازم

هر چی بشه من باتو می سازم

تسلیم هر تصمیم تو میشم

تنها تویی الهه ی نازم

تو محرم تنهایی و رازم

هر چی بشه من باتو می سازم

تسلیم هر تصمیم تو میشم

تنها تویی الهه ی نازم



مشاهده متن کامل ...
که گزیده است حسین بن علی سرورِ خویش
درخواست حذف اطلاعات

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/10/1/463157_624.jpg

نازم آن کشته که از خون گلو
تاج سازد و نهد بر سر خویش
نازم آن مرد بزرگی که ز روی شفقت
آتشی داده به ما و شده خا ترِ خویش
نازم او را که همه از کرمش بهره برند
قاتلش نیز ستانده زِ وی انگشترِ خویش
نازم آن که کند حکم به رفتارش عشق
بر سر نیزه نهاده است همی منبرِ خویش
نازم آن مرد که جای همه ی “دین بازان”
کرده “جان بازی” و سر باخته با پیکرِ خویش
پوریا ناز کند بر همه عالم اکنون
که گزیده است حسین بن علی سرورِ خویش



مشاهده متن کامل ...
اربعین فرق می کند
درخواست حذف اطلاعات


اصلا حسین جنس غمش فرق می کند . . . . این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
شاعر شدم که شعر بگویم برایشان . . . . .این خانواده محتشمش فرق می کند
این جا گدا همیشه طلبکار می شود . . . . . اینجا که آمدی کرمش فرق می کند
مرده زنده می شود از ذکر یا حسین . . . . . عیسای اهل بیت دمش فرق می کند
از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش . . . . . .معلوم می شود حرمش فرق می کند
تنها نه جنس عزا و جنس ماتمش . . . . . . بلکه سیاهی علمش فرق می کند
من از «حسین منّی» پیغمبر خدا . . . . . . فهمیدم حسین همه اش فرق می کند
نازم آن کشته که از خون گلو . . . . تاج سازد و نهد بر سر خویش
نازم آن مرد بزرگی که ز روی شفقت . . . . آتشی داده به ما و شده خا ترِ خویش
نازم او را که همه از کرمش بهره برند . . . . قاتلش نیز ستانده زِ وی انگشترِ خویش
نازم آن که کند حکم به رفتارش عشق . . . . بر سر نیزه نهاده است همی منبرِ خویش
نازم آن مرد که جای همه ی “دین بازان”. . . . کرده “جان بازی” و سر باخته با پیکرِ خویش
پوریا ناز کند بر همه عالم اکنون . . . . که گزیده است حسین بن علی سرورِ خویش

مشاهده متن کامل ...
اهنگ گل نازم فریدون اسرایی با صدای پیام ترکمان
درخواست حذف اطلاعات



payam.torkaman.solrecords اهنگ گل نازم فریدون اسرایی با صدای پیام ترکمان payam_torkaman ,


لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p |



مشاهده متن کامل ...
خدا توو دلم یه دخمل ناناز گذاشته
درخواست حذف اطلاعات

خدایاشکرت هزار بار به خاطر نی نی که توو دلم گذاشتی دیروز رفتم سونو قبلش دو رکعت حاجت خوندم

و خدا رو به همه ا قسم دادم که نی نیم سالم باشه و سلامت گفتم خدایا هرچی دادی من راضیم

نی نیمون دخمل بود جیجلیمون انقدر خوشکل توو دلم خودشو جا کرده بود فداش بشم. عزیزیم میگرفت

آجیلیمم بود زنگ زدم به مامان و بابام گفتم هزار بار خدارو شکر که سالمه تبریک گفتن بعد یکی یکی

داداشمو و دوستامو آجیلی دیگمو شوهر خواهرمو و بقیه هی پیام دادن تبریک گفتن عزیزیم خیلی خوشحال شد

که نی نیمون دخمله از اولشم میگفت دخمل میخوام برا منو عزیزیم مهم نبود دختر یا پسر فقط میگفتیم سالم

باشه خدایا شکرت که یه فرشته کوچولوی ناز بهمون دادی




مشاهده متن کامل ...
وجه تسمیه ری
درخواست حذف اطلاعات

تاق ری (تاق خسرو) یا ایوانِ مداین نام کاخ پادشاهان ساسانی در ۳۷ کیلومتری جنوب شهربغداد در ساحل خاوری رود دجله و از مهم ترین سازه های دوران ساسانیان است و آرامگاه سلمان فارسی از یاران محمد در آن زیارتگاه مسلمین است.[۲]

این بنا با داشتن عنوان بزرگ ترین تاق خشتی جهان (با بلندای ۳۵ متر، پهنای ۲۵ متر و درازای ۵۰ متر ) مشهورترین بنایی است که پادشاهان ساسانی ساخته اند و هنوز ویرانه های آن در عراق کنونی موجب حیرت سیاحان می شود.[۳]

این طاق جای جلوس رسمی شاهنشاه ایران بوده که در روزهای جشن ، طبقات رجال کشور و سران لشکر و سفراء و واقدین بیگانه در آن جا بار می داده اند.طاق جایگاه تخت را می پوشانیده و قالی زربفت مرصعی که به بهارستان ری معروف است فرش آن بوده است. ساختمان این بنا را در داستان ها به خسرو اول نسبت داده اند ، به عقیدههرتسفلد طاق ری را باید از بناهای شاپور اول دانست اما ریتر روایات متداوله را تایید کرده و گوید طاق ری بارگاهی است که خسرو اول بنا نهاده است اما بنابر آنچه در نوشتار پهلوی خدای نامگ آمده است این کاخ به دستورشاپور اول ساخته شده است.

نمای عمارت شاید از ساروج منقش یا سنگ های مرمر یا چنانچه بعضی نویسندگان جدید ادعا کرده اند از صفحات مسین زراندود و سیماندود پوشیده بوده است. تا سال ۱۸۸۸ نما و تالار بزرگ مرکزی ب ا بوده است و نقشی از آن در کتاب[واژه نامه ۲] دیولافوآ[واژه نامه ۳] کشیده شده است. اما در آن سال جناح شمالی اب شد و اکنون جناح جنوبی نیز در شرف ریزش است.این بنا بارگاه شاهنشاه بوده است.در پشت هریک از جناحین نمای عبارت پنج تالار کوتاه تر که تاق هایی در بالای آن دیده می شود موجود بوده و از بیرون به وسیله دیوار بلندی بسته می شده است. تمام دیوار ها و سقف ها از آجر با ضخامتی قابل توجه ایجاد شده است.[۳]

در حفاری های جدید محققان آلمانی قطعاتی از تزئینات گچبری و غیره دیده شده ، طاق ری جزو مقر عادی شاهنشاه محسوب می شده و از لحاظ ساختمانی تا حدی ساده بوده ، لکن حیرت نظاره کنندگان دربرابر این بنا بیشتر به خاطر عظمت و شکوه آن است.[۳] بیشتر گمان می شود که تاقِ ری در تیسفون جای دارد ولی تیسفون،اسبانبر و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد، روی هم شهرگان یا مدائن را تشکیل می دادند.

ویرانه های این کاخ هنوز در کشور کنونی عراق به جاست. ابوجعفر منصور خلیفه عباسی اولین ی بود که کوشید تا آن را ویران کند ولی در این کار ناکام ماند.[۴] وی از مصالح آن برای ابنیه شهر جدید بغداد استفاده کرد و بخاطر اینکه در نظر وی حمل مصالح به بغداد از ارزش خود مصالح بیشتر شده از ادامه ت یب آن خودداری کرد.

ویژگی و تاریخچه ی بنا

نظر فردوسی در مورد ساختمان تاق ریویرایش

فردوسی در مورد ساختمان تاق ری داستان مفصلی در فصل مربوط به انوشیروان ذکر می کند. فردوسی می گوید انوشیروان به تمام نقاط جهان جارچی هایی فرستاد که بهترین معماران را برای ساختن کاخ بزرگی در تیسفون دعوت کنند. تعداد زیادی معمار از همه جا به دربار پادشاه روی آوردند و پس از انتخاب دقیقی سیصد نفر از میان آنان جدا شد و از بین آن سیصد نفر نیز سه نفر که از همه آن ها مهارت بیش تری در امر ساختمانی داشتند انتخاب شدند و از آن ها یکی رومی بود. معلوم نیست گفته فردوسی از رومی بودن این معمار چیست. آیا می خواهد بگوید واقعاً اهل روم بود یا این که قصدش این است که از مغرب ایران، مثلاً از شام یا آسیای صغیر بود. به هرحال آن معمار رومی مشغول کار ساختمان پی ها و دیوار این تاق یا ایوان بزرگ می شود.

فردوسی می گوید در برابر ایوان تیسفون بسیار مجللی آویزان کرده بودند که جواهرنشان بود و عسکریان عرب آن را قطعه قطعه کرده میان خود قسمت د. باز همان فردوسی چنین نقل می کند که در روز بارعام قبلاً شاهنشاه روی تخت طلای خود جلوس می کرد و چون تاجی که باید برسر بگذارد بسیار سنگین بود آن را به زنجیری از طلا در بالای سر شاهنشاه از بالای طاق طوری آویزان می د که در بالای سر وی قرار گیرد. همین کارها را در همین اوا برای پادشاهان قاجاریه انجام می دادند و این نشانه این است که این عادات و رسوم از دهان به دهان تا دوره های جدید ادامه یافته است.

سپس اعیان و طبقات مختلف مملکت در بیرون صف می کشیدند و (بنابر گفته جاحظ) با انجام مراسمی را کنار می زدند و شاهنشاه ایران با شکوه و جلال مخصوصی روی تخت خود پدیدار می گشت و به طبقات مختلف بار می داد.

به هرحال بنابر نظر فردوسی، آن معمار رومی دیوارهای کاخ را تا پایه تاق بالا برد و از پادشاه خواهش کرد زنجیری از طلا آوردند و دیوار را در حضور جمع اندازه گرفتند، سپس آن را در جعبه ای قرار دادند و آن جعبه را با مهروموم بستند و در خزانه شاه قرار دادند. فردای آن روز معمار رومی ناپدید گشت و سه سال غیبت او طول کشید و تمام جست وجوها و تهدیدها یا وعده های پادشاه نتیجه ای نبخشید. بعد از سه سال معمار رومی پدیدار شد و از شاه خواست زنجیر طلا را بیاورند، و دیوار را اندازه گرفت و معلوم شد که دیوار مقداری نشست کرده. این امر طبیعی بود، چون اکنون ما در ع فوق می بینیم که پایه های دیوار بسیار قطورند و طبعاً معمار نمی توانست با عجله روی آن تاق به آن بزرگی را قرار دهد.[۷]

«خسرو پرویز برای ساختن ایوان مداین سه هزار مرد را که در کار خشت و گچ بودند، از روم، هند، چین و دیگر سرزمین ها فراخواند و از میان آن ها صد نفر را از اهواز و ایران و رومیان برگزید؛ سپس از بین آن ها سی تن و از میان آن ها دو رومی و یک پارسی را گزین کرد و از بین آن ها، خسرو ی رومی را برگزید که ایوان را بسازد. خسرو از برگزیده اش خواست جایگاهی برای او بسازد که تا دویست سال فرزندان و پیوستگان شاه در آن زندگی کنند و بنا ویران نگردد؛ پس نخست دیوار را با سنگ و گچ ساخت؛ سپس خواست تا رسن های نازک و ابریشمی بتابند و از بالای دیوار تا روی زمین را اندازه گرفت. وی آن ها را مهر کرد و همراه فرستاده ای به سوی خزانه دار شاه فرستاد؛ پس نزد خسرو رفت که دیوار را بنا نهادم و چهل روز زمان خواست تا نشست دیوار تمام شود، سپس کار را از سر گیرد؛ اما خسرو پنداشت به سبب دستمزد می خواهد کار را فرو گذارد؛ بنابراین فرمود تا سی هزار درم بدو دادند تا کار با شتاب بیشتری پایان پذیرد. می دانست که اگر شتاب کند، دیوار فرو می ریزد و چنان چه بماند، خسرو بر او خشم می گیرد، از آن جا گریخت. خسرو چون این را شنید برآشفت و همه رومیان را به زندان افکند و گچ و سنگ و خشت فراوان فراهم آورد، اما هر را برای پایان کار برمی گزید، از دست او می گریخت تا این که دست از این کار برداشت و ی همانند وی نیافت. در سال چهارم، رومی بازگشت. خسرو دلیل کار زشتش را پرسید و او پاسخ داد که اگر پادشاه ی را همراه من به ایوان بفرستند، دلیل کار خود را باز می گویم. هنگامی که بلندای ایوان را اندازه گرفت، هفت رَش از آن کم شده بود و گفت اگر کار ایوان را از آن زمان آغاز می ، طاق فرو می ریخت. چون خسرو گفته هایش را شنید، رومیان را از بند آزاد کرد و پس از هفت سال، ساخت ایوان به پایان رسید. خواسته های فراوان به رومی بخشید که طاقی چون ایوان مداین در جهان نبود. هنوز هم نشانه های انده از آن از شگفتی های معماری جهان است. رومی در ایوان، فراخور جایگاه هر ، نشستنگاهی ساخته بود و تاج پادشاه با زنجیری بر بالای سرش آویزان بود.»[۸]

« اندر جهان خم (:طاق) چونان ندید

نه از نامور کاردانان شنید

یکی حلقه ای بد ز زر ریخته

ازآن چرخ کار اندر آویخته

فروهشته زو سرخ زنجیر زر

به هر مهره ای درنشانده گهر

چو رفتی شهنشاه بر تخت عاج

بیاویختندی به زنجیر تاج

به نوروز چون برنشستی به تخت

به نزدیک او موبد نیکبخت

فروتر ز موبد مهان را بُدی

بزرگان و روزیدهان را بُدی

به زیر مهان جای بازاریان

بیاراستندی همه کاریان (:جنگجویان)

فرومایه تر جای درویش بود

کجا خوردش از کوشش خویش بود»[۹]



مشاهده متن کامل ...
درس 5 زبان و ادبیات پیش ی
درخواست حذف اطلاعات

دمیدند : فوت د

گفتی: انگار که ، گویا که

شب آمد به روز : روز (از شدّت دود )به شب تبدیل گشت

شب و روز :تضاد تناسب

بیت دارای اغراق است

معنی: دویست نفر برای روشن آتش پیش آمدند وآن قدردمیدند که (از شدّت دود) انگار روز به شب تبدیل شد . مفهوم: بیانگر "شدّت دود"

&نخستین دمیدن سیه شد زِ دود زَبانه بر آمد پس از دود ، زود

دود ؛ زود : جناس ناقص

سیه و دود

تناسب

دود و زبانه

زبانه : زبانه ی آتش ، شعله ی آتش

معنی : با نخستین دمیدن در هیزم همه ی فضا از دود سیاه شد و پس از آن خیلی زود آتش شعله ور گردید ( زبانه کشید ) .

&زمین گشت روشن تر از آسمان جهانی وشان و آتش ، دمان

تناسب

زمین وآسمان

تضاد

جهان: مجاز از " مردم". اغراق دارد

وشان : فریاد کنان

دمان : دمنده ، وشنده، مست و خشمناک (در این بیت شعله رو)

فعل "گشت " (بعد از " وشان "و"دمان" ):حذف به قرینه لفظی

کلاً بیت دارای اغراق است

معنی : (با شعله کشیدن آتش ) زمین از آسمان نیز روشن تر گردید ، مردم فریاد می کشیدند و آتش نیز شعله ور می شد.

&سراسر همه دشت بریان شدند بر آن چهر خندانش گریان شدند

دشت: مجاز از "مردمی که در دشت نظاره گر بودند"

بریان شدند: کنایه از "غمگین شدن"

بریان : برشته ، کباب شده

چهر : چهره ، صورت

مرجع ضمیر "ش" : سیاوش و نقش مضاف الیه دارد

بریان و گریان : جناس ناقص

خندان و گریان : تضاد

واج آرایی ؛ تکرار صامت "ن"

معنی : همه ی مردم (حاضر در دشت) غمگین شدند و بر چهره ی خندان سیاوش گریه می د (چهره ی خندان سیاوش به علت اطمینان به بی گناهی بود)

&سیاوش بیامد به پیش پدر یکی خُود زرین نهاده به سر

پدر : کاووس شاه

خُود : کلاه خُود ، کلاه جنگی

زرّین : طلایی

خُود و سر : تناسب

معنی : سیاوش در حالی که کلاه خُود طلایی به سر داشت ، نزد پدر آمد.

& هشیوار و با جامه های سپید لبی پر زخنده دلی پر امید

هشیوار : هشیار

لب و خنده

تناسب

لب و دل

لب پر ز خنده بودن : خندان و شادمان بودن

دل پر امید بودن : امید فراوان داشتن

فعل "بود" (در مصراع اول) و فعل "داشت" (درمصراع دوم): حذف به قرینه معنوی

معنی: (سیاوش) هوشیار بود و لباس های سفید بر تن و لبی پر از خنده ودلی امیدوار داشت.

& یکی تازی ای بر نشسته سیاه همی خاک نعلش بر آمد به ماه

تازی: عربی ؛ (در این بیت) مقصود اسب عربی

بر نشستن : سوار شدن (فعل پیشوندی)

یکی و سیاه : صفت اند برای "تازی"

تازی ، برنشستن و نعل : تناسب

ماه : مجاز از "آسمان"

مرجع ضمیر "ش" : تازی ؛ نقش مضاف الیه دارد، وابسته ی وابسته

خاک نعلِ اسب بر ماه رفتن : کنایه از "سرعت اسب" ؛ اغراق دارد

نهادِ بیت : سیاوش

معنی : سیاوش بر اسب عربی سیاه رنگی نشسته بود و(آن قدر سریع می راند که) خاک نعل اسبش به آسمان می رفت.

& پراگنده کافور بر خویشتن چنان چون بود رسم و ساز کفن

کافور : دارویی خوش بو و سفید رنگ که خاصیت ضد عفونی کنندگی دارد و بر جسد می پاشند برای گند ز و کم بوی بدِ مُرده

کافور و کفن : تناسب

معنی : (سیاوش) همان طور که رسم کفن و دفن است کافور به خویش پاشیده بود.

مفهوم : سیاوش خود را برای مرگ نیز آماده کرده بود .

& بدان گه که شد پیش کاووس باز فرود آمد از باره ، بردش

بدان گه : آن زمان

شد : (باز شد : باز آمد) / باره : اسب

بردن : تعظیم و نیایش (کنایه)

معنی: هنگامی که سیاوش به نزد کاووس آمد از اسب پیاده شد و در برابر او تعظیم و احترام نمود.

& رخ شاه کاووس پر خشم دید سخن گفتنش با پسر نرم دید

رخ : چهره ، رخسار

شاه : شاخص (وابسته ی پیشین )

سخن گفتن نرم : کنایه از "سخن مهربانانه و لطیف ؛ حس آمیزی

شرم ونرم : جناس ناقص

معنی : سیاوش، پدرش را بسیار شرم زده دید و مشاهده کرد که با فرزند خود به نرمی و مهربانی سخن می گوید .

&سیاوش بدو گفت انده مدار کزین سان بود گردش روزگار

بدو : به او ؛ مرجع ضمیر، کاووس

انده : مخفّف "اندوه " /کزین سان : که این گونه

گردش روزگار : سرنوشت ، تقدیر

معنی : سیاوش به کا ووس گفت غمگین نباش، سرنوشت و تقدیر این چنین است.[ فردوسی جای دیگر نیز این مفهوم رابه گونه ای دیگر بیان نموده است :"چنین بود و این بودنی کار بود" (ادبیات سال اول ).]

&سرِ پر زشرم و بهایی مراست اگر بی گناهم رهایی مراست

سر : مجاز از "وجود "

بها : ارزش ، قیمت

بهایی و رهایی : جناس ناقص

معنی : وجود من تمامی ارزشمند و آراسته به شرم و پاکی است، اگر بیگناه باشم ، از آن من است.

& ورایدون که زین کار هستم گناه جهان آفرینم ندارد نگاه

ورایدون که : اگر چنان چه

گناه : اسم به جای صفت به کار رفته است در معنی گنا ار

جهان آفرین: خداوند ؛ صفت فاعلی مرکب مرخم (آفریننده جهان)

مرجع ضمیر"م" در(جهان آفرینم) سیاوش . نقش مفعول دارد (جهان آفرین مرا نگاه نمی دارد)

* برخی از همکاران گرامی "گناه" و "نگاه " را جناس ناقص (قلب) می دانند

معنی : اگر چنان چه در این مورد گناه کار باشم پروردگار مرا زنده نمی گذارد (محافظت نمی کند)

& به نیروی یزدان نیکی دهش کزین کوه آتش نیابم تپش

نیکی دهش : نیکی بخش

کوه آتش: اضافه تشبیهی (آتش : مشبه / کوه : مشبه به) ؛ اغراق

تپش : اضطراب ناشی ازگرمی و حرارت (اهمیت املایی دارد)

معنی : با کمک نیروی خداوندِ نیکی دهنده، از این کوه آتش (می گذرم) و هیچ اضطر ندارم.

& وشی برآمد زدشت و زشهر غم آمد جهان را از آن کار بهر

جهان : مجاز اغراق آمیز از "مردم" (می توان"دشت" و "شهر" را نیز مجاز پنداشت)

بهر : بهره ، نصیب

جهان را بهر : بهره ی جهان ("را" فکّ اضافه )

بهره ی جهان غم آمد : کنایه از "غمگین بودن"

شهر و بهر : جناس ناقص

معنی : فریادی از دشت و شهر به گوش رسید و جهانیان از این کار (گذر سیاوش از آتش) غمگین بودند.

& سیاوش سیه را به تندی بتاخت نشد تنگ دل جنگِ آتش بساخت

سیه : اسب سیاه

تنگ دل نشدن : کنایه از "غمگین نشدن"

بساخت : آماده و مهیّا شد

بتاخت و بساخت : جناس ناقص

معنی : سیاوش اسب سیاهش را به سرعت راند ؛ غمگین و مضطرب نشد و آماده ی نبرد با آتش گردید.

& ز هر سو زبانه همی بر کشید ی خُود و اسپ سیاوش ندید

خُود : کلاه خُود ، مجاز از " خود سیاوش"

معنی : آتش از هر سو شعله می کشید به طوری که ی سیاوش و اسبش را ندید (در آتش ناپدید شد.)

مفهوم : بیانگر ارتفاع زیاد آتش

& یکی دشت با دیدگان پر زخون که تا او کی آید زآتش برون

دشت : مجاز از " مردم"

دیدگان : چشم ها

دیده ی پر از خون : کنایه از شدت "غم و اندوه = خون گریه "

او : سیاوش

معنی : تمام جمعیّت حاظر در آن دشت (از شدت اندوه) خون گریه می د و انتظار می کشیدند تا سیاوش از آتش بیرون بیاید

& چو او را بدیدند برخاست غو که آمد زآتش برون شاه نو

او : سیاوش

غو : داد و فریاد ، وش

واژه ی « نو» دارای ایهام است1- اشاره به ولیعهد بودن سیاوش دارد2- نوبه معنی جوان و نیز جان بازیافته نیز آمده است.

شاه نو : سیاوش / غو و نو : جناس ناقص

معنی : وقتی مردم سیاوش را دیدند که از آتش (زنده و به سلامت)بیرون آمده است ، فریاد برآوردند.

&چنان آمد اسپ و قبای سوار که گفتی سمن داشت اندر کنار

گفتی: قید تشبیه

سمن در کنار داشتن : کنایه از نهایت خوشی و آرامش است

معنی: اسب و سوار سفید پوش طوری ازآتش بیرون آمدندکه انگاراز کنارگل های یاسمن سفید بازگشته اند.

&چو بخشایش پاک یزدان بود دم آتش و آب ی ان بود

بیت آرایه ی تلمیح دارد به داستان حضرت ابراهیم

آتش وآب: تضاد

معنی: زمانی که بخشایش و رحمت پاک الهی شامل حال افراد شود. حرارت آتش و سردی آب با هم برابر می شوند.

& چو از کوه آتش به هامون گذشت وشیدن آمد زشهر و زدشت

کوه آتش : اضافه ی تشبیهی اغراق آمیز / هامون : دشت

شهر و دشت: ( ظاهراً ) مجاز از "مردم" ( می توان مجاز نیز در نظر نگرفت زیرا امکان پذیر است که از شهر و دشت فریادی به گوش برسد)

کوه وشهر و دشت : تناسب

معنی : وقتی که ( سیاوش ) از کوه آتش به سلامت وارد دشت گردید فریاد شادی همه ی مردم به گوش رسید.

& سواران لشکر، برانگیختند همه دشت پیشش درم ریختند

برانگیختند : به هیجان آمدند

دشت : مجاز از "مردم"

ش : سیاوش

درم : درهم ، سکه ی نقره

معنی : سواران به هیجان آمدند و جمعیّت حاظر نیز سیاوش را سکه باران نمودند.

مفهوم : نشانگر شادی همگانی از نجات یافتن سیاوش

&یکی شادمانی بد اندر جهان میان کهان ومیان مهان

بُد : مخفّف "بود"/ ا ندر :در

جهان : مجاز اغراق آمیز از " ایران "/ کهان : افراد کودک

مهان: بزرگان / کهان ومهان : جناس ناقص

مصراع دوم : واج آرایی ؛ تکرار صا مت ها ی "م " و" ن" و مصّوت بلند "ا"

معنی : در میان افراد کوچک و بزرگ ، جشن وشادمانی ب ا بود .

&همی داد مژده یکی را دگر که بخشود بر بی گنه دادگر

را : حرف اضافه به معنی "به" / دگر (دیگر) : نهاد

مژده : مفعول / یکی، متمّم

بخشود : عفو کرد ، از گناه درگذشت / بیگنه : سیاوش

دادگر : خداوند

مصراع دوم: متناقض نما(پارادو )(ازاین جهت که شخصی بی گناه ،گناهش بخشوده گردد)

معنی : همه ی مردم به یک دیگر مژده می دادند که خداوند عد گستر، سیاوش بی گناه را عفو کرد

& همی کَند سودابه از خشم موی همی ریخت آب و همی خست روی

موی کندن : کنایه از "شدت خشم و اندوه"

اشک

آب

عرق (خج )

خست : زخمی و مجروح کرد

جناس ناقص

موی و روی

تناسب (مراعات نظیر)

معنی : سودابه از شدّت خشم و اندوه موهای خود را می کند و اشک (عرق شرم) می ریخت و صورت خود را زخمی می کرد.

& چو پیش پدر شد سیاوش پاک نه دود نه آتش نه گرد و نه خاک

شد : رفت

تمیز ، پاکیزه

پاک : ایهام

معصوم ، بی گناه

تناسب بین دود ، آتش، گرد وخاک، آتش و خاک (عناصر چهار گانه ی طبیعت)

پاک و خاک : جناس ناقص

مصراع اوّل : واج آرایی ؛ تکرار صامت های "پ" و "ش"

واژه ی "نه" : تکرار

معنی : سیاوش پاک (بی گناه) در حالی به نزد پدر رفت که اثری از دود و آتش و گرد و غبار با او نبود.

& فرود آمد از اسپ کاووس شاه پیاده سپهبد پیاده

سپهبد : کاووس / مصراع دوم : واج آرایی ؛ تکرار صامت "ب" / واژه ی "پیاده" : تکرار

تناسب

سپهبد و

اشتقاق

معنی : کاووس شاه و همه ی یان و سربازان به احترام سیاوش از اسب پیاده شدند.

& سیاوش را تنگ در بر گرفت ز کردار بد پوزش اندر گرفت

تنگ : به محکمی / در برگرفت : به آغوش کشید ، بغل کرد

کردار بد : منظور "سوءظن و بدگمانی نسبت به سیاوش" / پوزش : عذرخواهی

معنی : (کاووس شاه) سیاوش را محکم در آغوش گرفت و از عمل و تصمیم خود معذرت خواهی نمود.

خـود آزمـایـی

1) زمینه هایی را که نشان دهنده ی حماسی بودن گذر سیاوش از آتش است بیان کنید.(با توجه به درآمد)

1- داستانی بودن

2- قهرمانی سیاوش

3- ق عادت گذر سیاوش از آتش و سالم بیرون آمدن از آن

4- ملّی تشخیص گنا ار از بی گناه با عبوردادن متّهم از میان آتش

2) فردوسی ، آماده شدن سیاوش را برای گذر از آتش چگونه توصیف می کند ؟

کلاه خود طلایی بر سر نهاده ، امیدوار و خندان کفن پوشیده بود و بر اسب تندروی عربی خود سوار شده، کافور به خود مالیده و آماده ی مرگ شده بود ، از مصراع دوم بیت31تا پایان بیت34

3) ع العمل مردم در هنگام رفتن سیاوش به سمت آتش چه بود ؟

تمام مردم غمگین شدند و بر سیاوش گریستند و فریاد و فغان سر دادند و همه افسرده شدند ات 30 و 41

4) دونمونه از مبالغه های زیبای فردوسی را در متن پیدا کنید.

بیت29: زمین گشت روشن تر از آسمان / جهانی وشان و آتش دمان

بیت33: یکی تازای برنشسته سیاه/ همی خاک نعلش بر آمده به ماه

5) مفهوم عبارت « که دوزخ مرا زین سخن گشت خوار» چیست؟

عبور از آتش دوزخ برا ی من در مقابل تهمتی که به من نسبت داده شده است ، آسان است.

6) سیاوش در چه صورت خود را نجات یافته می داند ؟



مشاهده متن کامل ...
گل نازم (s)
درخواست حذف اطلاعات



گل نازم دلم تنگه نذاشتن پیش هم باشیم


باید هر دو جدا از هم شریک درد و غم باشیم



دلم تنگه گل نازم منم مثل تو دلگیرم



میدونم عاقبت یک شب از این دلتنگی میمیرم



دلم تنگه گل نازم نگی از تو جدا بودم



اگه پرسیدن اون کی بود نگی من بی وفا بودم





مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم با و کیفیت ۳۲۰ اهنگ

ترانه یاحا کاشانی ، آهنگ : میلاد باران ، تنظیم : کوشان حداد

new mohammad reza hedayati ft pezhman jamshidi goddess tiny

mohammadreza%20hedayati%20ft %20pejman%20jamshidi%20 %20elaheye%20nazam آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم


آهنگ با کیفیت 320

آهنگ با کیفیت 128

آهنگ با کیفیت 64



مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم با و کیفیت ۳۲۰ اهنگ

ترانه یاحا کاشانی ، آهنگ : میلاد باران ، تنظیم : کوشان حداد

new mohammad reza hedayati ft pezhman jamshidi goddess tiny

mohammadreza%20hedayati%20ft %20pejman%20jamshidi%20 %20elaheye%20nazam آهنگ جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی الهه ی نازم

آهنگ با کیفیت 320

آهنگ با کیفیت 128

آهنگ با کیفیت 64



مشاهده متن کامل ...
گل نازم
درخواست حذف اطلاعات

گل نازم دلم تنگه نذاشتن پیش هم باشیم
باید هر دو جدا از هم شریک درد و غم باشیم


دلم تنگه گل نازم منم مثل تو دلگیرم
میدونم عاقبت یک شب از این دلتنگی میمیرم


دلم تنگه گل نازم نگی از تو جدا بودم
اگه پرسیدن اون کی بود نگی من بی وفا بودم




مشاهده متن کامل ...
آهنگ الهه نازم از محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید الهه نازم

آهنگ اله نازم

آهنگ الهه نازم اثر جدید محمدرضا هدایتی و پژمان جمشیدی است که دارای ترانه زیبایی است.پژمان جمشیدی فوتبالیست و بازیگر معروف ایرانی و محمد رضا هدایتی نیز از بازیگران مطرح است.امیدواریم از این موزیک لذت ببرید.

http://www.axgig.com/images/33398343389993046342.gif



مشاهده متن کامل ...
احساس
درخواست حذف اطلاعات
چه احساس غریبی به تو دارم

چقد حالو هوات برام عجیبه

میدونم این هوا هوای عشقه

که اینجوری منو از من میگیره

چه حسه خوبیه که پیشم هستی

چقد این لحظه ها رو دوست دارم

همینکه باشیو پیش تو باشم

همینکه با منی دنیا رو دارم

میخوام با تو بمونم تا ابد ای گله نازم

نمیخوام بدونت حتی یه لحظه رویا بسازم

ای گله نازم"ای گله نازم"ای گله نازم"

شاعر:حدیث

تقدیم به دو کبوتر عاشق"فرشته و سامان"



مشاهده متن کامل ...
مرتضی سرمدی اهنگ دوست دارم دستاتو واهنگ جدید وبسیار زیبای حمید مهدوی اولین عشق
درخواست حذف اطلاعات
آهنگ جدید مرتضی سرمدی دوست دارم دستاتو
آهنگ جدید مرتضی سرمدی دوست دارم دستاتو با همراه با پخش آنلاین
new morteza sarmadi dostdaram dastato
ترانه : آرمین نیکرو | آهنگ : علی سهر | تنظیم . می و مسترینگ : مرتضی سرمدی

 آهنگ جدید مرتضی سرمدی دوست دارم دستاتو

متن آهنگ جدید مرتضی سرمدی دوست دارم دستاتو

دوست دارم دستاتو دوست دارم چشماتو

دوست دارم دستاتو دوست دارم چشماتو

دوست دارم دستاتو چون فقط ماله منه , دوست دارم چشماتو همه دنیایه منه

میدونی ما با هم میمونیم عزیزم , آخه بودن با تو همه رویایه منه

میدونم تو قلب که فقط جایه منه , آرزومه که بگی زندگیت فاله منه

خوشبختی یعنی اینکه منو تو با هم بشم , یعنی اینکه منو تو مرهم درد هم باشیم

مثه تو پیدا نمیشه اینو من خوب میدونم , گل نازم همیشه کنار تو میمونم

مثه تو پیدا نمیشه اینو من خوب میدونم

گل نازم همیشه کنار تو میمونم

شعر آهنگ جدید مرتضی سرمدی دوست دارم دستاتو

بیا بمون در کنارم تا آ عمر با من , از خدا ممنونم که تورو داده به من

با وجودت شادی همه دنیامو گرفت , از خدا ممنونم که تورو داده به من

میدونم تو قلب که فقط جایه منه , آرزومه که بگی زندگیت فاله منه

خوشبختی یعنی اینکه منو تو با هم بشم , یعنی اینکه منو تو مرهم درد هم باشیم

مثه تو پیدا نمیشه اینو من خوب میدونم , گل نازم همیشه کنار تو میمونم

مثه تو پیدا نمیشه اینو من خوب میدونم

گل نازم همیشه کنار تو میمونم





مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.