پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 درایان
چهار گانه برتر در زندگی
درخواست حذف اطلاعات

از نظر قرآن مهم ترین اموری که انسان در فلسفه و سبک زندگی خود در دنیا باید به آن توجه داشته و اهتمام ورزد، سه چیز است که عبارتند از :

  1. پذیرش روز جزا و معاد: پذیرش معاد مهم ترین اصل در اصول و بنیادی ترین و تاثیرگذارترین آن ها است؛ زیرا ی که روز جزا را باور داشته و به یوم الدین ایمان آورده باشد، همه اصول دیگر توحیدی را نیز پذیرفته است؛ زیرا پذیرش و ایمان به روز جزا و معاد یعنی ایمان به خدا، توحید، ربوبیت و پروردگاری خدا، عالم غیب، فرشتگان، عد خدا، ایمان به رس و نبوت ان، ایمان به ت و ی از سوی خدا و مانند آن ها؛ در حقیقت چون که صد آمد نود هم پیش ما است. از این روست که پذیرش روز جزا به عنوان فلسفه زندگی تعیین کننده ترین اصل در سلوک آدمی و سبک زندگی اوست. ی که به روز جزا باور دارد بر آن است تا کاری کند که در روز جزا بتواند پاسخگوی اع باشد و کاری نکند که خشم خداوند را موجب شود؛

  2. : آن چه بیان شده در حوزه نظری و جزم شه ای و فلسفه زندگی است که بر اساس هستی شناسی توحیدی و معادباور شکل گرفته است؛ اما در حوزه عمل و عزم عملی و ارادی و سلوک رفتاری مهم ترین کار از نظر قرآن که ستون است، همان گزاری است که کامل ترین شکل پرستش و نیایش و سپاس و ستایش از خداوند است. از همین روست که برترین عبادت و فاصل میان کفر و ایمان و قربان کل تقی یعنی برترین عامل تقرب به خدا دانسته شده است؛ زیرا با این کار عبادی که ارتباط کامل با خدا است انسان صفات خداوندی را در خود به تقوای الهی تحقق می بخشد؛

  3. انفاق و صدقه: برترین عمل اجرایی و کار صالح در ارتباط با دیگران، پس از انفاق و صدقات مالی است. ی که انفاق می کند به حوزه عمل اجتماعی توجه دارد و برایش دیگران مهم هستند. از همین روست که در آیات قرآنی پس از عمل عبادی محض بر انفاق به عنوان برترین سلوک و رفتار آدمی تاکید شده است.(بقره، آیه 3)

  4. قانون مداری: از دیگر اعمال برتری که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده، قانون مداری است. این که حدود و قوانین الهی را شناخته و آن را مراعات کنند؛ زیرا ی که باوری به روز جزا نداشته باشد، هر کاری خوب و بد وارد می شود و هیچ خط قرمزی را نمی شناسد و حدود را می شکافد و می درد و به تعبیر قرآن اهل فجور می شود؛ چنان که اهل شبهه سازی و شبهه افکنی در باره قیامت دنبال این کار هستند.(قیامت، آیات 1 تا 5)

خداوند در آیات قرآنی به این چهار گانه توجه می دهد و از دوزخیان نقل می کند که اگر به این چهار گانه از نظر اعتقادی و سلوکی یعنی فلسفه و سبک زندگی توجه داشتند، هرگز دوزخ نمی رفتند. قرآن می فرماید: مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ ؛ قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ؛ وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ ؛ وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ ؛ وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ ؛ چه رفتار و سلوکی  شما را در آتش سقر دوزخ درآورد ؟ گویند: از گزاران نبودیم.و بینوایان را غذا نمى‏ دادیم ؛ با هرزه‏ درایان هرزه‏ درایى می کردیم؛ و روز جزا را دروغ مى ‏شمردیم.(مدثر، آیات 42 تا 46)

جالب این که مسلمانان معتقد به روز جزا و اهل که حدود الهی را مراعات می د، برترین عمل را انجام انفاق و صدقه دانسته و از خداوند تاخیر کوتاهی در اجل مسمی برای انجام این تنها عمل برتر داشتند: وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ ؛ و از آنچه روزى شما گردانیده‏ ایم انفاق کنید پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتى بیشتر [اجل] مرا به تاخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم. (منافقون، آیه ۱۰) چون این آیه خطاب به مومنان  است که به آنان می گوید انفاق کنید همان طوری که می خوانید تا هنگام احتضار و مرگ خواهان تاخیر مرگ برای انجام صدقه و انفاق نشوید.



مشاهده متن کامل ...
یادداشت "همسخنی با "مارتین هیدگر"
درخواست حذف اطلاعات

این یادداشت فشرده و موجز ابتدا در رو مه کیهان مورخ 3/6/1359 و سپس با تغییراتی در رو مه اطلاعات 5/6/1359 بچاپ رسیده است. با مقایسه این دو متن مشخص می شود در متن چاپ شده در اطلاعات بازنگری هائی نسبت به متن چاپ شده در کیهان صورت گرفته است. با این وجود این متن نیز دارای مشکلاتی است منجمله اینکه بنظر می رسد یک جمله در آن از قلم افتاده باشد. بهمین جهت در ذیل متنی ارائه میگردد که ب ایه متن اطلاعات و با استفاده از متن کیهان و تکرار برخی از مراجع ضمیر و برخی از سایر کلماتی که به قرینه حذف شده بوده اند (همه داخل{}) مجددا تنظیم و پاراگراف بندی شده است.

در ادامه جهت رعایت امانت متنی آورده می شود که شامل هردو متن مزبور می گردد که در آن اضافات متن رو مه اطلاعات نسبت به متن مورخ رو مه کیهان داخل{} و اضافات متن کیهان نسبت به متن اطلاعات داخل ] [آورده شده و در مواردی که کلماتی جانشین کلمات دیگر شده هر دو مورد کنار هم ذکر شده است:

یادداشتی از فردید (رو مه کیهان 3/6/ 1359 و رو مه اطلاعات 5/6/1359)

همسخنی با " مارتین هیدگر "

فرصت شمر طریقت رندی که این نشان / چون راه گنج بر همه آشکاره نیست

*********

در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست / در صراط مستقیم ای دل ی گمراه نیست

" لسان الغیب ، حافظ کلام الله مجید "

دروس این بنده غربزده "سید احمد فردید" – {غرب زده} به غرب زدگی غیر مضاعف قدیم و مضاعف جدید و این هردو شاید به معنی غرب زدگی بسیط سلبی، نه غربزدگی بسیط یا مرکب ایج - تحت عنوان " اصول مسائل حکمت و فلسفه " ساعت های چهار بعد از ظهر روزهای یکشنبه و دوشنبه در انجمن ی حکمت و فلسفه واقع در خیابان فرانسه کوچه نظامی شماره 6 از این هفته تا یک مدت به طرح مطالبی چون:

"زمان فانی و زمان باقی"

و "علم و وجود حصولی و حضوری"

و "تاریخ و حو تاریخی"

و "مابه الاشتراک و مابه الافتراق میان کثرت موجود تاریخی و وحدت وجود تاریخی" (تاریخ بمعنی وقت ی )

و "وجود زمان و زمان وجود" و "وجود الله و الله وجود"

و حقیقت به معنی اصلی تجلی و "کشف سبحات جلال" و معانی فرعی "مطابقت" آن،

و "کلام الله و کلام انسانی و کیفیت قدم و حدوث آنها"

و سعی در نسخ (آناسکویاسیس به یونانی به معنی دکنستسرو یون) مابعدالطبیعه مبنی بر تلقی انسان به عنوان حیوان ناطق اعم از فلسفه و سیاست و هنر دوهزار وپانصد ساله غرب زده به مدد تفکر آماده گر و انتظار آماده گر "پس فردا"

و تاسیس حو تاریخی دیگر با طرح طریق فکری و با همسخنی با "مارتین هیدگر"

اختصاص خواهد داشت ، انشاءالله .

و این خود با شروع به توضیحاتی در زمینه:

معانی "راههای غی" یا "راههای هیولائی" = "هولتسوگه" به تعبیر هیدگر در کت به همین نام (هولتس وگ = راه گیلی به ترجمه این حقیر با توجه به معنی اصلی "گیل" یعنی جنگل که با لفظ یونانی "هولی" به معنی چوب و جنگل هردو (هیولی به عربی) و "غیل" عربی به معنی جنگل و "جول" فارسی مشترک لفظی و معنوی است). در مقابل "سبیل رشد" و "صراط مستقیم" ، قریب بمعنی "تائو" به زبان چینی و " فلدوگ" به تعبیر هیدگر و "طریقت رندی" به تعبیری از حافظ و " کوره راه " به ترجمه و تفسیر نویسنده این یادداشت از سالهای پیش تا کنون.

{تعبیر کوره راه } با توجه بمعنی "کوره" در عربی که با لفظ "خوره" به یونانی و پهلوی ( مقایسه شود با خوره های اردشیر) مشترک لفظی و معنوی است و همچنین {"کوره"} همریشه {است} با الفاظی چون "دار" به عربی و "اور" در "اورشلیم" و "محل" به عربی و از آنجا "محل کثرت حوادث عالم شهادت" در اصطلاح افلاطون و افلاطونیان و {همچنین همریشه است با} "سرای" به فارسی و از آنجا سرای سپنج به معنی سرای تنگ (اسپنیک به یونانی = تنگ ) و نیز با "گله" فارسی در تعبیر "گله گله" به معنی جابجا :

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب (نخوت ابلیسی و بشر غربزده ابلیس زده)

یارب مباد آنکه "گدا" معتبر شود

"گدا" یعنی انسان در اصل ذات خویش، در مقابل بشر غرور آفرین و سرنوشت ساز سرنوشت آفرین (و بنابراین و بیک اعتبار خداساز خدا آفرین) و تاریخ ساز تاریخ آفرین امروزی که همان بشر به تعبیر نیچه "واپسین" امروزی است (درلتسه منش = بشر واپسین در عرف نیچه)

و این {معتبر شدن گدا} خود با همه فلسفه درائی ها و علوم انسانی درائی ها و منطق درائی ها و دیالکتیک درائی ها وروش شناسی درائی ها و شناخت شناسی درائی ها و فلسفه تاریخ درائی ها ی خویش در آشفته بازار آ زمان "امروزی و فردائی" ممتلی از ظلم و جور تا ظهور "پس فردا"ی مهدی منتظر( میستر = مهتر به تعبیر هیدگر) و حدوث انقلاب حقیقی تاریخی برای کل انسان و مظهریت او از برای بالکل، کل دیگر و بالکل اسم دیگر.

"کل دیگر و بالکل اسم دیگری} که از طرف دیگر برای نویسنده این یادداشت جز همان اسم "الله پریروز و پس فردا" و زمان باقی الله و بقیه الله پریروز و پس فردا نیست، در مقابل خدای غربزده (طاغوت= زئوس و تئوس به یونانی و دئوس به لاتینی ) امروزی و نفس اماره و "خود واقعی" و خود محوری فردی و جمعی بشر خودبنیاد امروزی و همچنین خدامحوری بشر امروزی تا آنجا و ازاین جهت که رجوع آن {(خدامحوری بشر امروزی)} چون نیک بنگریم جز - به همان تعبیر بعضی از فلسفه درایان خلق الساعه و فاقد ذکر و فکر امروزی – {به} خود واقعی و خود محوری فردی و جمعی و بگفته هیدگر به "فروبستگی ساحت قدس"،نیست. ساحت قدسی که در آن برای آدمی اسماءالهی و جاویدانان ظهور و خفا و تجلی و استتار پیدا میکنند بی آنکه این دیگر به ما آدمیان آمده باشد که بتوانیم بدانیم چرا و چگونه ؟ :

ز سر غیب آگاه نیست قصه مخوان / کدام محرم دل ره در این حرم دارد

لا یعلم الغیب الا الله

راه سخت است مگر یار شود لطف عمیم / ور نه انسان نبرد صرفه ز رجیم

و این خود مخصوصا در این روزگار اصرار در شدت و عسرت و ضراء امروزی و با زبان درایش زده بشری امروزی - درایش بمعنی کلام اهریمنی ی - در مقابل سرایش بمعنی کلام یزدانی رحمانی که {سرایش} مشترک لفظی و معنوی {است} با سراوشه اوستائی و سروش فارسی و سیس یونانی و گوش و هوش و گوش دادن و بهوش داشتن و نیوشیدن به فارسی و شروقی (بمعنی کتاب مقدس) به سانسکریت و قرآن به عربی و همچنین آ یس و آکرومائی ( سمع و سماع ) و ترکیبات آنها به یونانی و طاعت به عربی و از آنجا قریب بمعنی عقل مسموع (نیوشا د) در مقابل عقل مطبوع ( اسنو د) در این ات منسوب به علی ابن طالب :

رایت العقل، عقلین / فمسموع و مطبوع - ولا ینفع مطبوع / اذا لم یک مسموع - کما لا تنفع الشمس / و ضوء العین ممنوع

تا نگردی آشنا زین رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گوش نامحرم بشر واپسین امروزی فاقد ذکر و فکر نسبت به حقیقت به معنی تجلی موجود یعنی وجود {است} و { بشر واپسین امروزی} رانده و مانده مهجور و مطرود از درگاه حقیقت ( تجلی) وجود به معنی زمان باقی و از بارگاه کبریائی حقیقت زمان باقی به معنی الله و حقیقت الله به معنی غیب هویت و هویت غیب الله و گمگشته خود بنیاد {است} در موجود به معنی کثرت واقع و زمان فانی متلازم با آن، تا آنجا که بگفته هیدگر دراین موقف تاریخی "ایرنگ اختری" ، سرو صدای ماشین را به ندای حق و حقیقت میگیرد.

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من / پیاده میروم و همرهان سوارانند - خلاص حافظ از آن زلف چون کمند مباد / که بستگان کمند تو رستگارانند.

همسخنی با " مارتین هیدگر " (متن ترکیب شده)

فرصت شمر طریقت رندی که این نشان / چون راه گنج بر همه آشکاره نیست

*********

در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست / در صراط مستقیم ای دل ی گمراه نیست

{" لسان الغیب ، حافظ کلام الله مجید "}

دروس این بنده غربزده "سید احمد فردید" {به} غربزدگی غیر مضاعف قدیم و مضاعف جدید و این هردو شاید به معنی غربزدگی بسیط سلبی، نه غربزدگی بسیط یا مرکب ایج ، تحت عنوان " اصول مسائل حکمت و فلسفه " ساعت{های} چهار بعد از ظهر روزهای یکشنبه و دوشنبه در انجمن ی حکمت و فلسفه واقع در خیابان فرانسه - کوچه نظامی- شماره 6- از این هفته تا یک مدت به طرح مطالبی چون زمان فانی و زمان باقی و ]وجود و علم[ {علم و وجود}حصولی و حضوری و تاریخ و حو تاریخی و مابه الاشتراک و مابه الافتراق میان کثرت موجود تاریخی و وحدت وجود تاریخی (تاریخ بمعنی وقت ی ) و وجود زمان و زمان وجود و وجود الله و الله وجود ]و[ حقیقت به معنی اصلی تجلی و "کشف سبحات جلال" و معانی فرعی "مطابقت" {آن}، و کلام الله و کلام انسانی و کیفیت ]حدوث و قدم[ {قدم و حدوث}آنها و سعی در نسخ (آناسکویاسیس به یونانی به معنی ] س ترو یون[ {دکنستسرو یون}) مابعدالطبیعه و]مافی الطبیعه[]مبتنی[ {مبنی}بر تلقی انسان بعنوان حیوان ناطق اعم از فلسفه و سیاست و هنر دوهزار وپانصد ساله غربزده بمدد تفکر آماده گر و انتظار آماده گر "پس فردا" و تاسیس حو تاریخی دیگر {با طرح طریق فکری و}با همسخنی با "مارتین هیدگر" اختصاص خواهد داشت ، انشاءالله .

]و این خود با شروع به توضیحاتی در زمینه معانی راههای "غی" و سبیل "رشد" در "طریقت فکری" هیدگر- در مقابل روش فکری بمعنی متد علمی و فلسفی متعارف –[ راههای غی یا راههای هیولائی = " هولتسوگه " به تعبیر هیدگر در کت به همین نام، و هولتس وگ = راه گیلی به ترجمه این حقیر با توجه به معنی اصلی "گیل" یعنی جنگل که با لفظ یونانی "هولی" به معنی چوب و جنگل هردو (]هیولا[ {هیولی}به عربی) و ]"قیل"[ {غیل}عربی به معنی جنگل و "جول" فارسی مشترک لفظی و معنوی است

- در مقابل سبیل رشد و صراط مستقیم ، قریب بمعنی "تائو" به زبان چینی و " فلدوگ" به تعبیرهیدگرو طریقت رندی به تعبیری از حافظ و " کوره راه " به ترجمه و تفسیر نویسنده این یادداشت از سالهای پیش تا کنون با توجه بمعنی "کوره" در عربی که با لفظ "خوره" به یونانی و پهلوی ( مقایسه شود با خوره های اردشیر)مشترک لفظی و معنوی است و همچنین همریشه با الفاظی چون دار بعربی و اور](درلفظ اورشلیم)[ {در اورشلیم}و{محل به عربی و از آنجا} محل کثرت حوادث عالم شهادت در اصطلاح افلاطون و افلاطونیان و سرای بفارسی و از آنجا سرای سپنج به معنی سرای تنگ (]اسپینگ[ {اسپنیک}به یونانی ]بمعنی[ {=}تنگ ) و نیز {با}"گله" {فارسی}در تعبیر "گله گله" به معنی جابجا :

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب (نخوت ]ابلیس[ {ابلیسی}و بشر غربزده ابلیس زده)

یارب مباد آنکه گدا معتبر شود

گدا یعنی انسان در اصل ذات خویش در مقابل بشر ]خلاق[ غرور آفرین و سرنوشت ساز سرنوشت آفرین {(وبنابراین و بیک اعتبار خداساز خدا آفرین)}و تاریخ ساز تاریخ آفرین امروزی که همان بشر به تعبیر]ی[ نیچه "واپسین" امروزی است (درلتسه منش = بشر واپسین{در عرف نیچه}){و این خود} با همه فلسفه درائی ها و علوم انسانی درائی ها و منطق درائی ها و دیالکتیک درائی ها وروش شناسی درائی ها و شناخت شناسی درائی ها و فلسفه تاریخ درائی ها ی خویش در آشفته بازار آ زمان"امروزی و فردائی" ممتلی از ظلم وجور ]واین خود[ تا ظهور "پس فردا"ی مهدی منتظر( میستر = مهتر به تعبیر هیدگر) و حدوث انقلاب ]حقیقت[ {حقیقی}تاریخی برای کل انسان و مظهریت او از برای بالکل، کل دیگر و بالکل اسم دیگر که ]به نزدیک[ {از طرف دیگر برای}نویسنده این یادداشت جز همان اسم الله "پریروز و پس فردا" و زمان باقی الله و بقیه الله پریروز و پس فردا نیست در مقابل خدای غربزده (طاغوت= زئوس و تئوس به یونانی و دئوس به لاتینی ) امروزی و نفس اماره و "خود واقعی" و خود محوری فردی و جمعی بشر خودبنیاد امروزی و همچنین خدامحوری بشر]آ زمان[ امروزی تا آنجا و ازاین جهت که رجوع آن چون نیک بنگریم جز به همان ]– به[ تعبیر بعضی از فلسفه درایان و ] شناسان[ خلق الساعه {و}فاقد ذکر و فکر امروزی – خود واقعی و خود محوری فردی و جمعی و بگفته ]ای از[ هیدگر{به}"فروبستگی ساحت قدس"،نیست. ]ساحتی[ {ساحت قدسی}که در آن برای آدمی اسماءالهی {و جاویدانان}ظهور و خفا و تجلی و استتار]حاصل می کند[ {پیدا میکنند}بی آنکه به ]گفته هیدگر[این دیگر به ما آدمیان آمده باشد که بتوانیم بدانیم چرا و چگونه ؟ :

ز سر غیب آگاه نیست قصه مخوان / کدام محرم دل ره در این حرم دارد

لا یعلم الغیب الا الله

راه سخت است مگر یار شود لطف عمیم / ور نه انسان نبرد صرفه ز رجیم

و این خود مخصوصا در این روزگار اصرار در شدت و عسرت و ]خداء[ {ضراء}امروزی و با زبان درایش زده ]کنونی آن[{بشری امروزی}- درایش بمعنی کلام اهریمنی ]و[ ی در مقابل سرایش بمعنی کلام یزدانی ]و[ رحمانی ]و[ {که}مشترک لفظی و معنوی با "سراوشه"{اوستائی} و "سروش" و فارسی و سیس یونانی ]و "شروتی" (بمعنی کتاب مقدس) به سانسکریت[ و گوش ]داشتن[ و {هوش و گوش دادن و}بهوش داشتن و نیوشیدن {به}فارسی {و"شروقی" (بمعنی کتاب مقدس) به سانسکریت} و قرآن به عربی و همچنین آ یس و آکرومائی ( سمع و سماع ) و ترکیبات آنها به یونانی و طاعت به عربی و از آنجا قریب بمعنی عقل مسموع (نیوشا د) در مقابل عقل مطبوع ( اسنو د) در این ات منسوب به علی ابن طالب :

رایت العقل ]العقلین[ {عقلین} / فمسموع و مطبوع

ولا ینفع مطبوع / اذا لم یک مسموع

کما لا تنفع الشمس / و ضوء العین ممنوع

تا نگردی آشنا زین رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گوش نامحرم بشر واپسین امروزی {فاقد ذکر و فکرنسبت به حقیقت به معنی تجلی موجود یعنی وجود و}رانده و مانده مهجور{و}مطرود از درگاه حقیقت ( تجلی) ]واقع (موجود) بمعنی[ وجود ]و حقیقت وجود[ بمعنی زمان باقی{و از بارگاه کبریائی حقیقت زمان باقی} بمعنی الله و حقیقت الله ]یعنی[ {به معنی}غیب هویت و هویت غیب {الله}و گمگشته خود بنیاد در{موجود به معنی}کثرت واقع ]و بعبارت ا ی کثرت موجود[ و زمان فانی {متلازم با آن}تا آنجا که بگفته "هیدگر" : دراین موقف تاریخی "ایرنگ اختری" ، سرو صدای ماشین را به ندای حق و حقیقت میگیرد.

{تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من - پیاده میروم و همرهان سوارانند ، خلاص حافظ از آن زلف چون کمند مباد - که بستگان کمند تو رستگارانند}.



منبع: http://fardidtexts. /

مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
آ ین اقدامات هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری پکیج کامل اصول مطالعه برنامه ریزی و آمادگی برای کنکور عشقولانه مهدی زهره وند آ ین اخبار از پیوستن سعید عزت اللهی به اتلتیکو مادرید افتخارات پرسپولیس و افتخارات اسطوره های پرسپولیس آ ین اجراهای روز صحنه تئاتر فجر حجاب به زبان ساده نایب رئیس فدراسیون کوهنوردی ایران مدرسه تخصصی کوهنوردی در ماکو راه اندازی می شود راز کفش های جدید رونالدو ع آ هفته خود را در کویر تهران بگذرانید تصاویر آ غاز رزمایش هماهنگ کشوری شباب سال آ ایمررررررررررر آینده یاهو به کجاختم شد رکورد درآمدهای گمرکی کشور ش ته شد آینده پژوهی شخصی آهنگ فکر من باش با صدای پویا بیاتی ۹۳ آینده صنعت بطری سازی و تاثیر آن بر بازار هدف ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم آیت الله یزدی به فتوای ی درباره موسیقی عمل شود آیت الله هاشمی بالا ه همه ماها داریم می رویم سیدمهدی طباطبایی حیف است خاطراتی که دارید نگویید
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.