پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 دو برادر شهید علی و مهدی
بیوگرافی و تصاویر مهدی یراحی مهمان جشن قسمت پانصد خندوانه+ازدواج
درخواست حذف اطلاعات

بیوگرافی و تصاویر مهدی یراحی مهمان جشن قسمت پانصد خندوانه+ازدواج

همسر مهدی یراحی, بیوگرافی مهدی یراحی, ع های مهدی یراحی, زندگینامه مهدی یراحی, زندگی نامه مهدی یراحی, آلبوم های مهدی یراحی, جدیدترین ع های مهدی یراحی, بیوگرافی هنرمندان, بیوگرافی خوانندگان,مهدی یراحی ,بیوگرافی مهدی یراحی , زندگینامه مهدی یراحی , ع های مهدی یراحی

بیوگرافی مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

بیوگرافی کامل مهدی یراحی

مهدی یراحی در تاریخ 23 آبان سال 60 در اهواز متولد شده است

علاقه ی مهدی یراحی به آهنگسازی زمانی شکل گرفت که بین سال های ۱۰ تا ۱۳ سالگی ضمن شرکت در مسابقات تلاوت قرآن ، نا خودآگاه مجذوب موسیقی درونی آیه ها و آهنگ چینش کلمات بود .بعدها ، دوران تحصیل در مقطع راهنمائی را در حالی سپری می کند که تلاش های جسته و گریخته اما صادقانه ای دارد برای حضور در دنیای موسیقی ، با این همه طی دوره یآموزش تئوری تحت نظر علی رائی که تنها معلم موسیقی اش بود ، سرآغازی می شود تا علاقه اش را به صورت جدی تری پیگیری کند

؛مهدی یراحی هم چنین نواختن سازهای گیتار و پیانو راکاملا” تجربی فراگرفته و در نوازنده گی آنها مسلط است .مهدی یراحی در سال ۱۳۷۹۹ تصمیم می گیرد تا برای همیشه به پایتخت نقل مکان کند ، سالی که هم زمان می شود با خلقت آلبوم هجرت که بعدها به خاطر سخت گیری های شخصی اش برای ارائه دادن یک مجموعه ی مطلوب و تاثیر گذار از آثارش و بروز برخی مشکلات از جمله عدم اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد ی وقت ، هرگز فرصت حضور در بازار موسیقی مجاز را پیدا نمی کند و برای همیشه نشنیده باقی می ماند ؛اتفاقی که در سال ۱۳۸۱ و ۱۳۸۳ نیز مشابها” برای آلبوم های تازه اش رخ می دهد کما اینکه وسواس و عقیده اش مبنی بر احترام گذاشتن به شعور شنیداری مخاطب _ بر خلاف جریان عرف _ باعث می شود سبک ارزشمند تری از موسیقی پاپ را تجربه کند ، سبکی مبتنی بر ارزش ترانه و تلفیق احساسی تر کلمات با نت ها … ؛

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

مهدی یراحی سر انجام در زمستان یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج تلاش می کند تا مجوعه ای از بهترین آثارش را برای آلبوم من ُ رها کن آماده کند ، آلبومی که بعد از گذشت سه سال و در سال ۱۳۸۹ به اتمام می رسد تا به زودی شاهد انتشارش باشیم … ؛
ناگفته هائی از مهدی یراحی:
مهدی یراحی از مادرش به عنوان اولین حامی حضورش در موسیقی نام می برد و در ادامه ی راه از حمایت های پدر نیز بهره مند بوده است .
برای درک بهتر ملودی ساختن ، به سادگی پایبند بوده است . می گوید ملودی ها معمولا” در تلاقی آثار شنیده شده و احساسات شخصی آهنگساز جان می گیرند و با اینکه ، اکثر ملودی هایش را بر اساس ترانه می سازد ، گاهی اوقات ترانه نویسی بر اساس ملودی اش را نیز به ترانه سرا پیشنهاد می دهد .
از موسیقی ارائه شده توسط گروه پینک فلوید به خصوص آلبوم the wall به عنوان جریانی به شدت تاثیر گذار بر آهنگسازی اش یاد می کند و از آثار ونجلیز که اسطوره ی ملودی سازی اش است به شدت لذت می برد . اعتقاد دارد که ونجلیز ، موسیقی را با زبانی ساده اما بسیار عمیق عرضه می کند .
به خاطر اجرای نه چندان خوب برخی آثارش توسط خواننده هایی که در زمینه ی آهنگسازی و تنظیم همراهی شان کرده ، همیشه افسوس می خورد .
آوای محمدرضا شجریان ، فرهاد مهراد ، ابراهیم حامدی ، داریوش اقبالی ، معین ، فریدون فروغی و مرحوم را بسیار می پسندد ، هم چنین ام کلثوم و عبدالحلیم حافظ را که از بزرگترین خوانندگان موسیقی عرب هستند .
مهدی یراحی در سال های دور به رشته ی کارگردانی علاقه مند بوده و هم چنین نامه نویسی را تا سطوح بالا پیگیری کرده است .
مطالعه ، بخش اجتناب ناپذیر برنامه های مهدی یراحی را تشکیل می دهد و آثار علی شریعتی و پائولو کوئلیو از کتاب های محبوبش هستند .
مایکل ج ون ، جرج مایکل ، ویتنی هیوستون ، کریستینا آگویلرا و استینگ خوانندگان مورد علاقه ی او در دنیای موسیقی غرب هستند و هم چنین در سینما ، قدرت بازیگری ال پاچینو ، چارلیز ترون و مونیکا بلوچی را بسیار می پسندد .

تصاویر شخصی مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی , همسر مهدی یراحی , اینستاگرام مهدی یراحی , مهدی یراحی

ع های دیده نشده از جشن تولد مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های دیده نشده از جشن تولد مهدی یراحی

ع جالب و دیده نشده از مهدی یراحی و برادرانش

ع جالب و دیده نشده از مهدی یراحی و برادرانش

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع دیده نشده مهدی یراحی در نذری پزون احسان علیخانی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع دیده نشده مهدی یراحی در نذری پزون احسان علیخانی

ع های مهدی یراحی در سومین جشن سالانه موسیقی ما

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

مهدی یراحی و مونا برزویی در سومین جشن سالانه موسیقی ما

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

احسان علیخانی,ع احسان علیخانی,همسر احسان علیخانی,اینستاگرام احسان علیخانی, احسان علیخانی

مهدی یراحی در مراسم تجلیل از برنامه ماه عسل

احسان علیخانی,ع احسان علیخانی,همسر احسان علیخانی,اینستاگرام احسان علیخانی, احسان علیخانی

ع دیده نشده و جالب از سیزده سالگی مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع دیده نشده و جالب کودکی مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های آرون حسینی و علی بهادری در کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

گلاره عباسی در کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

رستاک حلاج در کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

bisms.irmehdi-yarrahi (11)

ع مهدی یراحی و پدرش

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

زهرا عاملی در کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

مهدی احمدوند در کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

مهسا کامی و شهاب رمضان و حمید صفت و محسن افشانی در کنسرت مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

ع های کنسرت نه مرداد نود و چهار مهدی یراحی

مهدی یراحی,ع مهدی یراحی,همسر مهدی یراحی,اینستاگرام مهدی یراحی, مهدی یراحی

روزبه بمانی در کنسرت مهدی یراحی

بیوگرافی مهدی یراحی :

مهدی یراحی (متولد ۲۳ آبان ۱۳۶۰ در اهواز) خواننده، آهنگساز، تنظیم کننده و نوازنده پیانو ، کیبورد و گیتار ایرانی است.

مهدی یراحی در شهر اهواز و در شهرک زیتون کارمندی به دنیا آمد.

علاقه وی زمانی شکل گرفت که در مسابقات تلاوت قرآن بین سنین ۱۰تا۱۳ سال ناخودآگاه مجذوب نظم و چینش آیات قرآن کریم شد.

در دوران راهنمایی نیز تلاش های جسته گریخته ای در زمینه موسیقی انجام داد.

مهدی یراحی نواختن گیتار و پیانو را به صورت عملی فرا گرفته و به طور کامل به این دو ساز مسلط است.

مهدی یراحی در سال ۱۳۷۹ تلاش خود را برای خلق یک آلبوم آغاز می کند

اما از وزارت فرهنگ مجوزی دریافت نمی کند.

وی آموختن موسیقی را در جوانی و نزد علی رائی شروع کرد؛

در سال ۱۳۷۹ اولین آلبومش را به وزارت ارشاد سپرد. این آلبوم مجوز نگرفت و هیچ گاه منتشر نشد.

آلبوم های بعدی او در سال های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۳ سرنوشت مشابهی داشتند.

او در زمستان ۱۳۸۵، کار بر روی آلبوم جدیدش را آغاز کرد.

این آلبوم در سال ۱۳۹۰، با نام «منو رها کن» منتشر شد.

مهدی یراحی اغلب ملودی هایش را از روی ترانه ها می سازد

اما گاهی اوقات نیز ترانه ها را از روی ملودی ها می سازد.

او در سال های دور به رشتهٔ کارگردانی علاقه پیدا کرده و رشته نامه نویسی را در مقاطع بالاتری ادامه داد.

از مهم ترین همکاران یراحی می توان

از احسان علیخانی، آرون حسینی، هومن نامداری، رضا تاجبخش، علی بهادری و روزبه بمانی نام برد.

یراحی با اجرای تیتراژ «ماه عسل» به شهرت رسید

و با بازخوانی ترانه «علی مودک» (ساخته کاظم الساهر) که یکی از ترانه های قدیمی عراقی است؛ به محبوبیت فراوان دست یافت

بیشتر آهنگ های این خواننده در ژانر پاپ و در فضای غمگین می باشد.

مهدی یراحی پیش از آن که یک خواننده باشد آهنگ ساز و تنظیم کننده بی حاشیه ای بوده است

که سابقه همکاری با خواننده هایی همچون علی لهراسبی، سعید شهروز، بهروز صفاریان، مهدی یغمایی و … را در کارنامه دارد.

در نظرسنجی دومین دو سالانه وب سایت موسیقی ما آلبوم امپراتور

برنده بهترین آلبوم موسیقی، قطعه موسیقی پاپ و قطعه ترانه موسیقی را از آن خود کرد

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

مهدی یراحی از مادرش به عنوان اولین حامی حضورش در موسیقی نام می برد

و در ادامه ی راه از حمایت های پدر نیز بهره مند بوده است .

برای درک بهتر ملودی ساختن ، به سادگی پایبند بوده است .

می گوید ملودی ها معمولا” در تلاقی آثار شنیده شده

و احساسات شخصی آهنگساز جان می گیرند و با اینکه ، اکثر ملودی هایش را بر اساس ترانه می سازد ،

گاهی اوقات ترانه نویسی بر اساس ملودی اش را نیز به ترانه سرا پیشنهاد می دهد .

از موسیقی ارائه شده توسط گروه پینک فلوید

به خصوص آلبوم the wall به عنوان جریانی به شدت تاثیر گذار بر آهنگسازی اش یاد می کند

و از آثار ونجلیز که اسطوره ی ملودی سازی اش است به شدت لذت می برد .

اعتقاد دارد که ونجلیز ، موسیقی را با زبانی ساده اما بسیار عمیق عرضه می کند .

به خاطر اجرای نه چندان خوب برخی آثارش توسط خواننده هایی که در زمینه ی آهنگسازی و تنظیم همراهی شان کرده ،

همیشه افسوس می خورد .

آوای محمدرضا شجریان ، فرهاد مهراد ، ابراهیم حامدی

داریوش اقبالی ، معین ، فریدون فروغی و مرحوم را بسیار می پسندد ،

هم چنین ام کلثوم و عبدالحلیم حافظ را که از بزرگترین خوانندگان موسیقی عرب هستند .

مطالعه ، بخش اجتناب ناپذیر برنامه های مهدی یراحی را تشکیل می دهد

و آثار علی شریعتی و پائولو کوئلیو از کتاب های محبوبش هستند .

مایکل ج ون ، جرج مایکل ، ویتنی هیوستون ، کریستینا آگویلرا و استینگ

خوانندگان مورد علاقه ی او در دنیای موسیقی غرب هستند

و هم چنین در سینما ، قدرت بازیگری ال پاچینو ، چارلیز ترون و مونیکا بلوچی را بسیار می پسندد .

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی و احسان علیخانی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی و احسان علیخانی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

فال روزانه,فال روز,فال امروز

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مهدی یراحی , بیوگرافی و ع های مهدی یراحی

ع مهدی یراحی

مشاهده متن کامل ...

حمایت بیش از هزار خانواده شهید و فرزندان شاهد از حجت ال رئیسی
درخواست حذف اطلاعات
ما یادگاران ضمن حمایت از حجت ال رئیسی، تلاش خواهیم کرد در روزهای آتی با انسجام جریان انقل و وحدت آفرین، آینده‌ای روشن، امیدوار کننده و با صلابت را برای ایران ی‌مان داشته باشیم.
ما یادگاران ضمن حمایت از حجت ال رئیسی، تلاش خواهیم کرد در روزهای آتی با انسجام جریان انقل و وحدت آفرین، آینده‌ای روشن، امیدوار کننده و با صلابت را برای ایران ی‌مان داشته باشیم.
 
به گزارش فارس، بیش از هزار خانواده شهید و فرزندان شاهد از جمله زهرا کاوه فرزند محمود کاوه-لیلا زین الدین و خانواده شهیدان زین الدین-سمیه بروجردی فرزند شهید محمد بروجردی-خانواده شهید احمدی روشن-علی کشوری فرزند خلبان شهید احمد کشوری-سید سجاد صفوی فرزند شهید صفوی-زینب خداکرم فرزند شهید نورعلی خدا کرم-محدثه رستگار فرزند شهید کاظم رستگار-مجید فهمیده برادر شهید حسین فهمیده-زهرا دقایقی فرزند شهید اسماعیل دقایقی-خانواده های ان شهید صنیع خانی-مادر شهید ازی-فررند شهید نور علی شوشتری- سلیمه رودکی فرزند شهید عبدالله رودکی-خانواده شهید سلگی، طی بیانیه‌ای حمایت خود از حجت ال رییسی را در انتخابات ریاست جمهوری اعلام د.
 
در متن این بیانیه آمده است:
 
اینک که درآستانه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم، به عنوان وارثان شهیدان در این آزمون تاریخی وسرنوشت ساز همگام با مردم آگاه، فهیم وانقل در تداوم راه شهیدان ، باعهدی که پدارانمان با فقید(ره) داشته اند با لبیک به فرمایشات فرزانه مان مبنی بر حضور حداکثری انتخابات به صحنه آمدیم تا نقشی موثر وشایسته در این انتخاب ایفا کنیم.
 
امروز مکلفیم منبعث از این نگاه آرمانی و رس ی که شهیدان بر دوشمان گذاشتند، در همه عرصه های اجتماعی و "فالستبقو الخیرات" را ملاک و الگو قرار دهیم و انتخاب خود را در این عرصه سرنوشت ساز بر خلاف مناسبات و بدیهیات متداول و متعارف سیاست ،اقدامی از سر خیرخواهی برای ملت عزیز ایران بدانیم و برای دفاع از آرمانهایی که هزاران جوان تقدیم تداوم آن کرده آیم در صحنه حاضر باشیم.
 
از عموم ملت ایران که همواره با حضور وانتخاب شایسته خود در طول تاریخ حافظ ونگهبان انقلاب وآرمان های مقدس هستند، میخواهیم بدون توجه به سیاه نماییها و ت یبهای انی که برای چرب و شیرین دنیا به هر روش و تهمتی تشبث میجویند وارد صحنه شوند و با فراست و ذکاوت عمل کنند و  آیه شریفه:
 
"قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى"
 
را الگوی عمل مخلصانه خویش قرار دهند و از ورود به دعواها و تنشهای ساختگی پرهیز کنند.
 
فرزندان وخانواده های "حجت ال سید ابراهیم رییسی "را در انتخابات ریاست جمهوری که توام با دوران بلوغ همه جانبه انقلاب ی است، را شایسته جایگاه ریاست جمهوری کشورمان، برای رسیدن به تراز تمدن بزرگ ایرانی -– ی دانسته ومعتقدیم با حضور ایشان کشورمان به عنوان الگویی عملی برای پیشرفت توام با عد برای خواهان ومستضعفان دنیا معرفی ونهادینه خواهد شد.
 
ما یادگاران ضمن حمایت از حجت ال رییسی، تلاش خواهیم کرد درروزهای آتی با انسجام جریان انقل و وحدت آفرین، آینده ای روشن، امیدوار کننده وبا صلابت را برای ایران ی مان داشته باشیم.
 
همچنین در ادامه مطلب اسامی دیگر عزیزان منتشر شده است.
 
-خانواده ان شهید شوقی--علی محمد عزیزی-زینب عزیزی-خدیجه ی-مجید عزیزی-رضا عزیزی-زهرا عزیزی-عباس عزیزی-محمد رضا عزیزی-رمضان قاضی زاده-کیوان بختیار-رقیه تیموری-احمد قاضی زاده-حسن قاضی زاده-سید علی قاضی زاده-ف الدین نوریان- ابراهیم پورحسینی- محمد جواد پورحسینی-محمد صادق کاظمی-علی احمدی-عزت اله جوانمرد-اشکان جوانمرد-احسان ی-شهرام ی-حبیب ی-علی مولا ی-ساره ی-مرضیه ی-طیبه رحمتی-هادی ی-سعیده ی-افاق ی-عاطفه شاکرمیان-حاجیه-اقدس جوانمرد-محمد صیدی-ناهید یوسفوند-پروانه رحیمی-اکرم رحیمی-بتول یوسفوند-عباس یوسفوند-زینب یوسفوند-ابوذریوسفوند-فرزانه یوسفوند-حاج محمد حسنوند-حاج شیر علی حسنوند-حشمت اله ولی پور-یاسین ولی پور-معصومه حسنوند-پروانه حسنوند-زهرا محمدی-اکرم حسنوند-مومنعلی صیدی-پریسا والی زاده-ماه پری چراغی-حسین صیدی-چنگیز جوانمرد-ذبیع اله حق نظری-شیرین جوانمرد-احمد رضا بازگیر-حمید رضا بازگیر-حسین بازگیر-کرمرضا بازگیر-ستاره بازگیر-سکینه جعفری-سیمین بازگیر-سوگند بازگیر-فاطمه بازگیر-مینا بازگیر-بهرام بازگیر-محمد بازگیر-مژگان بازگیر-سحر بازگیر-خانواده شهید علی اکبر عزیزی-خانواده شهید علی قدم کرمی-خانواده شهید نورکرم عزیزی-خانواده شهید موسی محمودی-خانواده شهید بگمیرزا اسدی-خانواده شهید طهماس ی-خانواده شهید مرادعلی رضایی-خانواده شهید مراد مریدی هزارخانی-خانواده شهید طلایی نصرت آبادی-خانواده شهید نیازعلی گل خاتونبانی-خانواده شهید مومنعلی حسینی-خانواده شهید محمد حسین حیدری-خانواده شهید قدرت الله لطوند-خانواده شهید تیمور سلیمانی-خانواده شهید رشیدی-خانواده شهید فیضی-خانواده شهید -میرزاعلی میری-پیر داد آدینه وند-پروین شفاهی-رقیه شفاهی-خدیجه شفاهی-غلامرضا شفاهی-نجیبه شفاهی-اخترشفاهی-زهرا اسودی-یونس زمانی-جانباز ناصر پهلوانی-خانواده جانبازصدیقی راد-جانباز محمد گنجیان-فاطمه کاظمی-صغری عزیزی-علی عزیزی-طیبه السادات ابراهیمی-سمیه مرادی-معصومه مرادی-زهرا مرادی-هاجر مرادی-محمد مرادی-سید حسین ابراهیمی نثار-اکرم حسینی-زهرا حسینی-سمیه حسینی-طاهره مرادی-آمنه حسینی-لیلا عیوتی-مجید عیوتی-هوری عزیزیان-سیدحسین ابراهیمی نثار-اکرم حسینی-زهرا حسینی-سمیه حسینی-طاهره مرادی-آمنه حسینی-لیلا عیوتی-مجید عیوتی-هوری عزیزیان-علی نصرت مستوفی-غلامحسین فرخی-میرزابگ بهاری-یونس ی-بهمن حسنوند-قدرت داوری علم-علی قلی علیپور-علی حسنوند-رضا کریم عزیزی-خداداد -شیرمراد پروانه پور-عبدالرحیم کرم الهی-زهرا عیوتی-محمد ولی کرمی-علی عزیزی-نرگس عزیزی-ناصر محمودی پاچال-زینب عزیزی(فرزند شهید نورکرم)-حمید رضا عزیزی-علی حیدر عزیزی-مصطفی حسنوند-حامد حسنوند-کامران حسنوند-سامان حسنوند-علی حجت حسنوند-محمدعلی حسنوند-ملک تاج یوسفوند-صفورا حسنوند-فرشته حسنوند-خانواده شهید علی نصرت مستوفی-خانواده شهید غلامحسین فرخی-خانواده شهید میرزابگ بهاری-خانواده شهید یونس ی-خانواده شهید بهمن حسنوند-خانواده شهید قدرت داوری علم-خانواده شهیدعلی قلی علیپور-خانواده شهید علی حسنوند-خانواده شهید رضا کریم عزیزی-خانواده شهید خداداد -خانواده شهید شیرمراد پروانه پور-خانواده شهید عبدالرحیم کرم الهی-خانواده شهید محمد بهروز هاشمی-خانواده شهید عزیزالله فتح الهی-خانواده شهید حسین رضا یوسفوند-خانواده شهید مرید علی حسنوند-خانواده شهید فتح الله احمدوند-خانواده شهید پرویز حسنوند-خانواده شهید علی حیدر حیدری-خانواده شهید مراد علی مومنی-خانواده شهید شکرالله ندری-خانواده شهید علی مدد مهدی پور-خانواده شهید اکبر ملکی حسنود-خانواده شهید علی عسگر حق نظری-خانواده شهید صید حیدر رحمتی-خانواده شهید عباسمراد رحمتی-خانواده شهید محمد ولی بهرام آبادی-خانواده شهید فریدون حسنوند-خانواده شهید هوشنگ ی-خانواده شهید عباس فلاح-خانواده شهید کرم بهرامی-خانواده شهید میرزا نقی زاده-خانواده شهید مریدعلی نصیرزاده-خانواده شهید فاضل حسنوند-خانواده شهید غلامرضا حسنوند-خانواده شهید سید مراد ی-خانواده شهید ابراهیم اسدپور-خانواده شهید قدرت کولیوند-خانواده شهید سیدکاظم کاکولوند-خانواده شهید سی دعلی کاکولوند-خانواده شهیدعزیزالله حسنوند-خانواده شهید قادربگ حسنوند-خانواده شهید محمد علی دری د-خانواده شهید شمسعلی دری د-خانواده جانباز علی مراد میر دری د-خانواده شهید محمدرضا عالی پور-خانواده شهیدان یدالله نوری و مجید نوری-خانواده شهیدان عبدالرحمان و عبدالوهاب فتح اللهی-خانواده شهید علی مرادی-خانواده شهید شیرعلی حسنوند-خانواده شهید اسفندیار حسنوند-خانواده شهید یوسف نوری-خانواده شهید میرزا مقدس-خانواده شهید اکبر فتح اللهی-خانواده شهید زاهدین خیرالهی-خانواده شهید عظیم یوسفوند-خانواده شهید حمزه ی -خانواده شهید جمشید رضایی-خانواده شهید هوشنگ حسودی-خانواده شهید یادگار منصوری-خانواده شهید خداکرم یوسفوند- خانواده شهید حمی فوند-خانواده شهید خدامراد یوسفوند-خانواده شهید رضا شنبه زاده-خانواده شهید جهانبخش احمدی-خانواده شهیدان حسین رضا سهراب زاده و گلوسهراب زاده-خانواده شهیدعلی کرم حسوند-خانواده شهیدحمیدپرسکی-خانواده شهید مهدی قیطولی-خانواده شهید سیدمحمدبرخه-خانواده شهید هادی جوانمرد-خانواده شهید زاهدین حق نظری-خانواده شهید علی یار جوانمرد-خانواده شهید علی راست جامی-خانواده شهید ابراهیم حسنوند-خانواده شهید داراب نادری- خانواده شهید احمدحاصلی-خانواده شهید پرویز دار -خانواده شهید عظیم پذیرش-خانواده شهید مجید همتی-خانواده شهید خداداد حسنوند-خانواده شهید حمید یوسفوند-خانواده شهید حشمت ی دهنو-خانواده شهید سلطانقلی نظری-خانواده شهید هادی سحرخیز -خانواده شهید عباس فیروزی-خانواده شهید عبدالمحمد ی-خانواده شهید عبدالحسین ی-خانواده شهید بیدامقلی ی-خانواده شهیدمیرزا قلی دلشاد-خانواده شهید محمد پاپی-خانواده شهید محمد باقر دانش-خانواده شهید مهراب مرادی-خانواده شهید علی مرادی پور-خانواده شهید فریدون مرادی-خانواده شهید هاشم مهر زاده-خانواده شهید صادق مدهنی-خانواده شهیدان میرسجاد وهمت حسنوند-خانواده شهید محم ی نظری-خانواده شهید علی کرم الهی-خانواده شهید محمدحمید نقدی پور-خانواده شهید حسن رضا فولادوند-خانواده شهید رضا فلک الدین-خانواده شهید عظیم یوسفوند-خانواده شهید سیروس فولادوند-خانواده شهید محم ی رضایی-خانواده شهیدان یوسف و ابوطالب بختیاری-خانواده شهید محمدرضا میرزایی-خانواده شهید عباس ی-خانواده شهیدان هادی نور و علی نور ی-خانواده شهید علی حجت حسوند-خانواده شهید علی محمد ابدالی-خانواده شهید ناصربایدری-خانواده شهید فضل الله نوروزی-خانواده شهید رحمان صالحی-خانواده شهید عزیزالله زینتی-خانواده شهید احمدرضا توانگر-خانواده شهیدان علی محمدحسنوند-خانواده شهید ابراهیم حسنوند-خانواده شهید احمدرضا نعمتی-خانواده شهید فاطمه کاکروند -خانواده شهید رضا مرادی-خانواده شهید یداله حسنی کاکروند-خانواده شهید عبدالرضا حقی -خانواده شهید یوسف کاکروند-خانواده شهید هدایت نوری-خانواده شهید علی پور شیخی-خانواده شهید حمیدمرادی-خانواده شهید رضا ی-خانواده شهیدان پاپی حسنوند و حسنوند- مهدی امینی-محمد کاظمی-عباس دهقانی- دهقانی-بهمن محمدی-علی حتمی-رضا قندهاری زاده-محسن پورساداتی-پروین گودرزی-علی فعال-علی احمدی-فیض الله افشار-خانم زیور قلی پور حسن آباد-همسر شهید کرم اله افشار-مرتضی رامین نیا-حامد محزون-مجید محزون-فاطمه رسولی-میثم عزیزی-جواد ملکی-میثم مداح-مسعود مداح-میثم فتحی-مریم طحان-خانواده شهید سید احمدشوقی-سید حسن شوقی -سید حسین شوقی-سید محمد شوقی-بی بی راضیه شوقی-مبارکه قربانی-خانواده شهید سید محمد شوقی-سید روح الله شوقی-سید رضا شوقی-بی بی معصومه شوقی-خانواده شهید سید احمد مهدیزاده-سید کاظم مهدیزاده-صفیه مهدیزاده-خانواده شهید محمد حسین رفعتی-عبدالله رفعتی-خانواده شهید محمدجانی- مهلا محمد جانی-ملیحه محمدجانی-یاسر باقری-عمار باقری-مریم بلندی-سعید قاسمی-سجاد قاسمی-احسان چوبدار-مصطفی چوبدار-احمدشبانه-حامد عرفانیان-ناصر بهلولی-حسن برغمدی-سیدمرتضی قدمگاهی-سیدمهدی حسینی-اکبر یوسفی-مهرداد احمدیان-زهرا ترکاشوند-مهدیه -پژمان سوری-علی سوری-حسین سلگی-محمد سلگی - فریبا ایزدی-علیمحمد قیاسی-احترام -نرگس علیشاهی-علی حسین شه -محمد تقی بهرامی- بهرامی-فریبرز شهبازی-علی شهبازی-فرشته شه -موسی سیف-احمد جهانگیری-احمد پور -علی احمدی-مجتبی سلیمی-مهرانگیز کرمی-معصومه قیطاسی
 
اسامى خانواده هاى ى م عان حرم استان خوزستان که حمایت خودرا از از ایت الله رئیسى اعلام - خانواده شهید سید مهدی - شهید منصور مسلمی سواری- شهید جبار دریساوی- شهید سید حمید تقوی فر-پاسدار شهید حسن حزباوی- شهیدعلی منیعات-رزمنده شهیدحبیب جنت مکان- شهید هادی کجباف- شهید روزبه هلیسایی- شهیدسیدجاسم نوری-پاسدارشهیدحاج عبدالکریم اصل غوابش-پاسدار شهید احمد حیاری-پاسدار شهید علیرضاقنواتی - شهید حاج حمید مختاربند- شهیدفرشادحسونی زاده- شهید نادر حمید-پاسدار شهید محمد ظهیری- شهید جبار عراقی-پاسدارشهید محمدرضا عسکری فر-پاسدارشهید حمید فاطمی اطهر-پاسدار شهید علی هیودی- شهید صالح حسن زاده-پاسدار شهید مجتبی زکوی-رزمنده شهید حاج رضا مولایی-طلبه میلاد بدری-پاسدار شهید احسان فتحی- شهید سید اصغر فاطمی چرغند-پاسدار شهید سید مجتبی ابوالقاسمی- شهید محمد هادی نژاد-رزمنده شهید ایوب رحیم پور- شهید اکبر شیر علی-پاسدار شهید فرامرز رضا زاده- شهید محمد رضا علیخانی- شهید ارشاد بهوندی- شهید جلال حبیب پور -پاسدارشهیدشیخ جابر زهیری-پاسدار شهید فرزاد زنگنه- شهید حاج سعید سیاح طاهری- شهید مصطفی خلیلی بلوطکی- شهید محمود مراد اسکندری- شهید داود نری میسایی- شهید علی حسین کا ش- شهید رضا عادلی- شهید حبیب رحیمی منش- شهید احمد مجدی نسب- شهید احمد حاجیوند الیاسی- شهید علیرضا حاجیوند غیاثی- شهید عباس کردونی- شهید حاج علی قربانی- شهید سعادت خواه- شهید مجید محمدی- شهید صالح صالحی-سرهنگ دوم ستاد مرتضی ذوالفقار نسب-پاسدار شهید محمد زلقی-پاسدار شهید رضا رستمی مقدم- شهید مهدی طهماسبی- شهید احمد مکیان-پاسدار شهید مهدی نظری-رزمنده شهید مصطفی رشید پور-رزمنده شهید عادل سعد-رزمنده شهید حاتم حمادی- محمدکیهانی-حجت ال مجتبی حداد-احمد کریمی آذر-حسین مددکار-سعیده نبوی هاشمی-حجت ال مرتضی رمضانی-حامد عابدی-سید محمد حسینی-رضا ستوده-حسین ثانی-غلامعلی رحیمی-رحمان آغازی-حجت ال غلامرضا ت-حجت ال سیدجواد زاده-محمد موسولو-محمدحسین ظریفیان-رجب اکبرزاده-مصطفی سجادی-احمد سعیدی-حسن اردشیری لاجیمی-حسین میرزایی-محمد انصاری بیدار-عفت السادات رباط جزی-سیدهادی یثربی-علی بهنام-محمدرضا نصیری- جواد پورعابد-حجت ال سید علی -علی رنجبر فردویی-مهدی آرانی-حسین باطنی-حجت ال محمد طاهر یعقوبی-رضا کرمی-محمدرضا باقرزاده-تقی صادقی- صبا رهرو-حجت ال علی کاظمی-زهرا السادات -محمد خامه گر-رضوان محدث پور-سید حسن -سکینه اتراکی-اسماعیل-کاظمی زرومی-محمود شیخ ال -محمدحسین ندری-احمد حسین فلاحی-ناصر جباری-یداله دادجو-محمود صفار-علی بیگدلی-سید علی زاده-اسماعیل توکلی-هادی عجمی-سیدعلی فدائی-مهدی احمدی-مهدی مهدوی-علی آقازاده-هادی قاینی زاده -احسان حسنی-معصومه حسنی-محمد اژدر-مهدی زند -طوبی معتمد-علی اوسطی- فاطمه صفورایی-جلال الدین رضوی-ناصر سید زاده-حسین روحی- علی محمد رضایی-محسن کریمیان-سید مرتضی سادات-فاطمه-ندری-روح اله ندری-خانواده شهید خداداد محمدی-خانواده شهیدخداداد محمدی-عزیزالله محمدی-فیض الله محمدی-عبدالله محمدی-رسول محمدی-مسعود محمدی-مریم محمدی-گل عنبر محمدی-ماه سلطان موسایی-خانواده جانباز مزعلی محمدی-خانواده شهید جانمحمد اکبری-خانواده شهید بیژن اکبری-خانواده شهید نور محمد اکبری-خانواده شهیدعلیرحم محمدی -خانواده شهید بهرام مولایی-خانواده شهید علی محمد ی-خانواده-شهید نریمان رحیمی-خانواده جانبازحسین صالحی-خانواده شهید اسفندیار یوسفی میهه ای-خانواده شهید صولت صالحی فارسانی-خانواده جانباز غلامعلی ایومن کرانی-خانواده جانباز ظاهری عبده وند-خانواده شهید اصلان موسایی-خانواده شهید سید اصغر میراحمدی-خانواده شهید قربانعلی داودی فارسانی-خانواده شهید سید شریف میراحمدی-خانواده شهید براتعلی جعفری فارسانی-خانواده شهید سهراب نوروزی-خانواده شهید م ع حرم علی عسگری-خانواده شهیدان ایوب و محمدرضا مکتبی-خانواده شهید فرهاد علیخانی-خانواده شهید محمدرضا عباسیان- خانواده شهید ایرج کرمیان بلداجی-خانواده شهید نصیر سلطانی بلداجی-خانواده شهید منوچهر صفیان بلداجی-خانواده شهید فریدون کشاورز-خانواده شهید م ع حرم حجه ال محمدعلی قلی زاده-جانباز والامقام بیژن مرادی-جانباز والامقام غلامعباس طاهری-جانباز والامقام یعقوب کوچکزاده-جانباز والامقام مهیار مرادی-جانباز والامقام یدالله شیرانی-جانباز والامقام قدمعلی قلعه ای-جانباز والامقام ابوالفتح خوری-جانباز 70 درصد والامقام سید عزیز هاشمی-جانباز 70 درصد والامقام رضایی-جانباز 50درصد والامقام سیامک توکلی-جانباز 70درصد والامقام کامران رحمانی-جانباز 70 درصد بیژن خدابنده-جانباز 70 درصد والامقام فرامرز حامدی-خانواده شهید محمد ب ی-خانواده شهید اسدالله ب ی-خانواده شهید امان اله ب ی-خانواده شهید حمداله ب ی-خانواده شهید بهروز اردشیری-خانواده شهید رمضان نادری- خانواده شهید سیروس فتحی-خانواده شهید علی باز حسنی-جانباز بیژن نقی پور-جانباز حسین بویری-جانباز روزعلی محمودی-جانباز ولی اله سعیدی-جانباز بهرام نادری-جانباز حاج حشمت الله مکتبی-جانباز جواد سلیمانی-جانباز اکبر محمدی-جانباز اصغر محمدی-لیلا بهرامی-زهرا بهرامی-رقیه بهرامی- سید محسن احمدزاده-مرتضی طهان-سید محمود زرگر-عباسعلی محمدی نژاد-مجید ایزدبخش-عطاالله صحافی-کیومرث نوروزی-ایرج نوروزی-حمید قدس-مجید قدس-محمدرضا خالصی-مجید کاشفی-صادق نصیری-محمد حسین حمزه-محمد طهان-نعمت الله رجبی-محمود فامیلی-محمد باقر امین الهی-خلیل الله بهرامی-علی اکبر نیکو-علیرضا فرخ نژاد-حسن شوکت پور-تقی مداح-رمضان مداح-سعیدرضا عربی-محمد علی اعر ان-علی اعر ان-حسین ناظمیان-علی عربی-مسعود رحیمیان-عباس مطیعی-حسن شاطری-علیرضا همتیان فر-عبدالمحمد محمد خانی-محمد ابراهیمیان-جلال طاهریان-سید جعفر احمد پناه-سید جمال احمد پناهی-سید مهدی احمد پناهی-مجید اخلاقی-محمد رضا اخلاقی-حسن اخلاقی-محمود ادب-عباسعلی ادب -جعفر ادب-رجبعلی ادب-کروش ارجمند زاده-شکر الله اصغری علائی-ابوالقاسم اصلاحی-حسین اعر -علی اصغر اعوانی-سیدمحمد افتخاری-سیامک افرادی-نوروز علی اکبری چاشمی-اسماعیل باتمانی-نبی ساعدی-محمد شریفیان-رضا رستمی-زهرا خدابنده لو-یدالله اسدی-خلیل عزیزی-امین مردوخیان-محمد مرادی-پروانه پیشیان-زمانه پیشیان-شیدا عدلی-مرتضی حلجوی-شاد علی احمدی-امید قنبری-امین مردوخیان-محمد صادقی-فرشاد فریدی-شهین فریدی-داوود زمانی-وریا کمانگر-اقبال صفوی-محمد خان باقری-یوسف باتری-برزو آفت -خالد ولدی-شورش محمدی-حشمت علی محمدی-حسام حیدری-رئوف صابری-زانیار صابری-صابر رحمانی-آزاد مرادی-ژیلا علیمحمدی-تیمور رحمانی-باقر آذر بوی-سلما بابایی-شهین بابایی- شیوا محمدی-الماس رضایی-پروانه عبداللهی-رمضان علیخانی-مهدی علیخانی-محمد حسین خدابنده لو- سید محسن احمدزاده-مرتضی طهان-سید محمود زرگر-عباسعلی محمدی نژاد-مجید ایزدبخش-عطاالله صحافی-کیومرث نوروزی-ایرج نوروزی-حمید قدس-مجید قدس-محمدرضا خالصی-مجید کاشفی-صادق نصیری-محمد حسین حمزه-محمد طهان-نعمت الله رجبی-محمود فامیلی-محمد باقر امین الهی-خلیل الله بهرامی-علی اکبر نیکو-علیرضا فرخ نژاد-حسن شوکت پور-تقی مداح-رمضان مداح-سعیدرضا عربی-محمد علی اعر ان-علی اعر ان-حسین ناظمیان-علی عربی-مسعود رحیمیان-عباس مطیعی-حسن شاطری-علیرضا همتیان فر-عبدالمحمد محمد خانی-محمد ابراهیمیان-جلال طاهریان-سید جعفر احمد پناه-سید جمال احمد پناهی-سید مهدی احمد پناهی-مجید اخلاقی-محمد رضا اخلاقی-حسن اخلاقی-محمود ادب-عباسعلی ادب -جعفر ادب-رجبعلی ادب-کروش ارجمند زاده-شکر الله اصغری علائی-ابوالقاسم اصلاحی-حسین اعر -علی اصغر اعوانی-سیدمحمد افتخاری-سیامک افرادی-نوروز علی اکبری چاشمی-اسماعیل باتمانی-نبی ساعدی-محمد شریفیان-رضا رستمی-زهرا خدابنده لو-یدالله اسدی-خلیل عزیزی-امین مردوخیان-محمد مرادی-پروانه پیشیان-زمانه پیشیان-شیدا عدلی-مرتضی حلجوی-شاد علی احمدی-امید قنبری-امین مردوخیان-محمد صادقی-فرشاد فریدی-شهین فریدی-داوود زمانی-وریا کمانگر-اقبال صفوی-محمد خان باقری-یوسف باتری-برزو آفت -خالد ولدی-شورش محمدی-حشمت علی محمدی-حسام حیدری-رئوف صابری-زانیار صابری-صابر رحمانی-آزاد مرادی-ژیلا علیمحمدی-تیمور رحمانی-باقر آذر بوی-سلما بابایی-شهین بابایی-شیوا محمدی-الماس رضایی-پروانه عبداللهی-رمضان علیخانی-مهدی علیخانی-محمد حسین خدابنده لو-جمال شهسواری-کامل شهسواری-جلیل شهسواری-کمال شهسواری-صلاح شهسواری-شاپور شهسواری-جبار شهسواری-سهیل شهسواری-ستاره شهسواری-گل چهره شهسواری -گل سیب شهسواری-افسانه شهسواری-مرضیه شهسواری-جبار ولی زاده-کمال ولی زاده-محمد ولی زاده-مهوش ولی زاده-کمال تن آرا-جمال تن آرا-لقمان محمدی-رضا محمدی-فواد محمدی-غلام رضا صفایی-خالد صفایی-حمید صفایی-احمد اسماعیلی-محمد اسماعیلی-رحیم اسماعیلی-کریم اسماعیلی-صدیق رحیمی-رشید رحیمی-سلیمان قربانی-هوشیار طهماسبی-فواد طهماسبی-کامیار قربانی-مهدی مظلومی-حسام رحیمی-محمد رحیمی-عارف رحیمی-هادی صیدی-مهدی صیدی-ایوب صیدی-طالب صیدی- قمری-سلام قمری -وحید شریفی-آکو شریفی-ف الدین مرادی-محمد مرادی-فرشید مهریاری-فواد مهریاری-فرید مهریاری-شیرزاد فرجی-عادل فرجی-میثم فرجی-کاوان مرادی-کمال مرادی-کامیار مرادی-سید اشرف حسینی-امجد پیروزی-اردشیر رحمانی-فرهاد اسماعیلی-کمال بهمنی-سامان علی کرمی-ایدریس علی کرمی-رمضان علی کرمی-محمد-علی کرمی-خسرو محمدی-یدالله رحیمی-کمال رحیمی-عبدالسلام کریمی-ایدریس کویک-صابر بارنامه-اسماعیل فرشته-امجد حسینی-حسین حیدری-فاروق قرادیان کردستانی-فاروق سالم-فردین خسروی-سالار لطفی-جمشید نصرتی-رسول کرمی-سیف الله کرمی-اسعد برازی-زاهد سبزی-محمد سبزی-اقبال سبزی-ابراهیم سبزی-مسعود برازی-ایوب کارگر-فرهاد خسروی-امجد نظری-حسام لطفی-اقبال بهمنی-محمد احمد یاری-فرهاد مرادی-سالار لطفی- حامد اصل پسندیان-پیمان اصل پسندیان-عابدی نوری مقدم-خانم نوری مقدم-اکبر نقوی-سیروس نقوی-علیرضا رضوی-برادر اقای رضوی- نریمانی-خانم نویدی-خانم ناهید فرمانبردار-حسن کنعانی-عباس پورعلی-حجت حسین زاده-بهزاد حسین زاده-اکبر مرد دل-اقای یادگاری-خانواده شهید مختاروند-بهنام فرزانجو-هادی پاکرو-سعید جمالی-وحید جمالی-مهدی محمودزاده-اسماعیل شاهی-صمد شاهی-یحیی ی-برادر اقای یحیی ی-جعفر نهندی-نادر نهندی-فیروز جوادی-شهاب سردرودی-محمد قردش پور-خانم قردش پور-ابوالفضل فرشباف-برادر ابوالفضل فرشباف-محسن کاظمی- معصومی-وحید رضازاده-برادران برمکی- -خانواده شهید والایی-خانواده شهید نوین-خانواده شهید فرزانه-خانواده شهید فتحی-خانم بهناز امینی-رستم اعظمی-مهدی ورامینی-اصغر رستم میدان-اکبر اعتمادی-اصغراعتمادی-رفیعه تیزچنگ حق-نعیمه تیزچنگ حق-الهام تیزچنگ حق-مریم بختیار-الیاس بختیار-آیت بختیار-مرجان بختیار-شیرین بختیار- خورشید تیموری راد-سیده باجی قریشی-محمود مرادی-علی ناصری نصب-افشار دری د-حمید دری د-حسن احمدی-حامد مرادی-شیر علی داوودی جانباز-زهرا محمدی- سیاوش میر-سید ماشاالله سهر -علی رستگار-فرهنگ نظری-کاظم میرهاشمی-حمید همت-افشار دری د-افشین دری د-افشین صفی زاده-افشین رحمتی-خانم آذر پی غم-احمد کشوری-جهانبخش مرادی دره-حامد کشوری-ناهید دری د-نورالله دری د-خوش صفا فلاح-اصغر عالیه پور-حسن ی-هادی ی-وحید ی-منصور پاشائی-محمد باقر محمد پور میرزائی-مطلب کاظم سلطانپور جعفرعلی تاری-محمدرضاکریم اقبالی-رضا تقوی-توحید جلالی-تقی جهانبانیان-اصغر خوش کلام-جواد خدایار-محمود خانبابائی-میر ناصر حیدری-مجید حسینی-مرتضی داوودی-سید مجید زکی اسکوئی-اصغر رزمی-کریم رستمی-محمدرضا رضاپور-مهدی سامی-توحید ستاری-حسین سلیمان زاده-زهرا سلیمان زاده-حسین شاهدی-اکبر شهبازی-علی صابری- شهنوازی-سعید صادقی-رضا محمدی-حجت طالب-عبدالله عبادتی-مهدی عباسی-مرتضی عباسی-خلیل عبدلی-رحمت الله عطائی-علی علیزاده-سعید غلامی-اصغر غلامی-بهروز فرج الله زاده-أبرح قسمتی-ارسلان قویدل-فرشید کرمی-ایرج کریمی-عبدالله کنعانی-محمد مهدی محبوبی-سعیده متذکر-سجاد محمدیان-منصوره ملکی-اصغر معبودی-توحید محمد سعیدی-سید حسن -سید حسین-رضا یونسی-یوسف آقائی-اسماعیل هاشمی-هوشنگ نادری-میرحبیب میر پور-رحیم نجد- علی نسبت-خانواده جانباز سعید سگوند-خانواده شهید محمد رضا فولادی-خانواده شهید مجید ناصری-خانواده شهیدسپهدار شیخ پور-خانواده شهید پاپی رضا زاده-خانواده شهید مهدی ی-خانواده فیروز ناصری-خانواده شهید تقی تقی پور-خانواده شهید محمد رضا خادم-خانواده شهید عظیم نقدی-خانواده شهید احمد رضایی-خانواده شهید احمد علی حاجی وند-خانواده شهید محمد علی یوسفوند-خانواده شهید منوچهر خزایی- خانواده شهید محمد خزایی-خانواده شهید سیف الله کولیوند-علی جعفر مومنی-شکوه درویشی-ناصر مطیعی-مسعود مطیعی-محمد طوسی-مصطفی پور مرادی-عهدیه مطیعی-علی اکبر مومنی
پی نوشت : بازهم پرشین بلاگ مانع بروز رسانی جدید من شده است. با خبر باشید. مطلب جدید نمی زنم چون نمی توانم از درون سرویس می گویدنمی شود و خطایی پیش آمده و از این حرفها.


مشاهده متن کامل ...
فهرست زیر مجموعه زندگینامه
درخواست حذف اطلاعات

الف
زندگی نامه شهید مصطفی اردستانی

زندگی نامه شهید آوینی

زندگی نامه شهید محسن اسدی


****
ب

زندگی نامه شهید حاج حسین بصیر

زندگی نامه شهید ابراهیم بیرانوند

زندگی نامه ی شهید مهدی باکری


زندگی نامه شهید عباس بابایی

زندگی نامه شهید محمد بروجردی


زندگی نامه شهید غلامرضا بینوا

زندگی نامه پرواز پاسدار شهید مرتضی بصیری
****

پ
زندگی نامه شهید محمد پارسا


زندگی نامه شهید محمد پارسا

زندگی نامه شهید اسماعیل پادگان

زندگی نامه شهید بیان الله پاداشی

زندگی نامه شهید محمود پازوکی
****
ت

زندگی نامه شهید علی تجلائی
ث
زندگی نامه شهید حسین ثامنی

زندگی نامه شهید گرگ علی ثابت خو
****
ج
زندگی نامه شهید محمدعلی جهان آرا

زندگی نامه شهید محمدحسین جوکارقمی

****
چ

زندگی نامه شهید علی عباس چاچ

زندگی نامه ی شهید مصطفی چمران
****
ح
زندگی نامه شهید توکل حسنوند
****
خ
زندگی نامه شهید علی خاور زاده


زندگی نامه ی شهید حسین ازی

****
د
زندگی نامه شهید عزت الله دلفان

زندگی نامه شهید عباس دوران
****
ذ
****
ر
زندگی نامه شهید مسلم رضائی

زندگی نامه شهید حسین رضاپور

****
ز
زندگی نامه شهید اکبر زجاجی

زندگی نامه شهید مهدی زین الدین


زندگی نامه شهید محمد زمانی
****
ژ
****
س
زندگی نامه شهید محمود ستوده

زندگی نامه سرلشگر خلبان شهید منصور ستاری
****
ش
زندگینامه شهید علی اکبر قربان شیرودی

زندگی نامه شهید حسن شفیع زاده

زندگی نامه شهید مهدی شرع پسند

زندگی نامه شهید سیدحبیب الله شفیعی


زندگی نامه شهید نبی الله شاهمرادی

زندگی نامه شهید نورعلی شوشتری

زندگی نامه شهید حجت ال محمد حسن شریف قنوتی
****
ص
زندگینامه شهید علی صیاد
****
ض
****
ط
****
ظ
****
ع
زندگی نامه شهید سید محمد عندلیب گوی

زندگی نامه شهید علیرضا عاصمی

زندگی نامه شهید محمد حسین علم الهدی


زندگی نامه شهید حسن علیمردانی
****
غ
****
ف

زندگی نامه شهید محمد حسین فهمیده


زندگی نامه شهید ولی الله فلاحی


زندگی نامه سرتیپ شهید جواد فکوری


زندگی نامه شهید سیدکمال فاضل د ردی

****
ق
زندگی نامه شهید فضل الله قلائی

زندگی نامه شهید علی رضا قناعت

****
ک
زندگی نامه شهید حاج داوود کریمی

سرتیپ پاسدار شهید عباس کریمی


زندگی نامه شهید سید کاظم کاظمی

زندگی نامه شهید احمد کاظمی


زندگی نامه شهید کردی

زندگی نامه سرتیپ خلبان احمد کشوری

زندگی نامه شهید یدا... کلهر

زندگی نامه شهید یوسف کلاهدوز


زندگی نامه شهید محمود کاوه

زندگی نامه شهید کمال کورسل

زندگی نامه شهید حاج حبیب الله کریمی

****
گ
****
ل
****
م

زندگی نامه شهید توکل مصطفی زاده


زندگی نامه ی شهید حمیدرضا محمدی


زندگی نامه شهید حسین منصوری


زندگی نامه شهید مغنیه


زندگی نامه شهید علیرضا موحد دانش


زندگی نامه حاج احمد متوسلیان


زندگی نامه شهید خلبان محمد امین میرمراد زهی

زندگی نامه شهید سید جواد

زندگی نامه شهید حجت ال عبدالله میثمی

****
ن
زندگی نامه شهید موسی نامجوی
****
و
زندگی نامه شهید رحیم واحدی
****
ه
زندگی نامه شهید حاج محمد ابراهیم همت
****
ی
زندگی نامه شهید علی رضا یاسینی

زندگی نامه شهید مرتضی یاغچیان


مشاهده متن کامل ...
علی کیست؟
درخواست حذف اطلاعات


علی کیست؟
علی قرة العین است.. عالمین است...و نور ثقلین است...وهم فاتح خندق ،جبل و بدر و حنین است...


علی نور دو عین است...اب الساقی این میکده عشق حسین است...


بنازم ید خیبر شکنش را...حسین و حسنش را....و زینب گل زهرا صفت یاسمنش را...


کنم هر نفس آویز به گوشم سخنش را...به کوثر ندهم قطره آب دهنش را...
 علی کیست؟
همانی که پیمبر زده مهر مسلمان شدنش را....به عالم ندهم یک سر تار کفنش را.
علی کیست؟
علی علم یقین است ...علی حبل متین است...علی نور مبین است.علی لنگر عرش است و زمان است و زمین است...


ملک دین است...یگانه سرور مطلبین است...علی سید کل مسلمین است...بدانید فقط شاه نجف علی مومنین است...
 علی کیست؟
علی کل صلاة است...قعود است و قیام است...رکوع است و سجود است و سلام است...علی حج و زکات است...علی باب نجات است...


علی سرور کل کائنات است...علی حکم تمام ممکنات است...علی حی و ممات است...علی معنی کل صلوات است...


علی زینت بعد صلوات است...علی شیر خدا شاه نجف یک تنه زهرایی محض است.
علی کیست؟
 علیً اسدالله...علیً ولی الله...علیً حجت الله...علی دست خداوند...
نظر کن بر علی جانا,ببین آن آیت کبرا :
علی عقل
 علی عاقل
 علی دانش
 علی دانا
 علی راز
 علی حکمت
 علی همت
 علی رأفت
 علی معلول
 علی علت
 علی همتا
 علی تنها
 علی فضل
 علی فاضل
 علی عدل
 علی عادل
 علی حکم
 علی حاکم
 علی دین
 علی دنیا
 علی داد
 علی داور
علی یار
 علی یاور
 علی صبر
 علی صابر
 علی علو
 علی اعی
 علی تورات
 علی قرآن
 علی انجیل
 علی فرقان
 علی مظهر
 علی اطهر
 علی زهد
 علی تقوا
 علی اعلم
 علی افضل
 علی اعدل
 علی اکمل
 علی بهتر
 علی برتر
 علی مهتر
 علی موی
علی سرور
 علی
 علی حیدر
 علی صفدر
 علی حسن
 علی زیور
 علی زینت
 علی زیبا
 علی هادی
 علی مهدی
 علی راضی
 علی مرضی
 علی ناجی
 علی منجی
 علی بینش
 علی بینا
 علی نصر
 علی ناصر
 علی فتح
 علی فاتح
 علی مصلح
 علی ناصح
 علی فرد
 علی یکتا
علی مطلع
 علی طالع
 علی نور
 علی انوار
 علی مرشد
 علی احمد
 علی یاسین
 علی طاها
 علی رخشان
 علی تابان
 علی لؤلؤ
 علی مرجان
 علی ساقی
 علی کوثر
 علی زمزم
 علی صهبا
 علی عرفان
 علی عارف
 علی اشرف
 علی سید
 علی نطق
 علی ناطق
علی منطق
 علی گویا
 علی قاف
 علی نقطه
 علی طاها
 علی حامیم
 علی قصد
 علی مقصد
 علی مقصود
 علی معنا
به عشق المؤمنین بلند صلوات بفرست



مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی مهدی سلطانی تصاویر مهدی سلطانی
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دنیای بازیگران


 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 

بیوگرافی مهدی سلطانی:

نام اصلی: محمدمهدی سلطانی سروستانی
زمینه فعالیت: تئاتر، سینما و تلویزیون
تولد: ۱۳۵۰ خورشیدی
سروستان
محل زندگی: تهران
ملیت: ایرانی
پیشه: کارگردان و بازیگر و خواننده

 

مهدی سلطانی،تصاویر مهدی سلطانی,ع های مهدی سلطانی

 جدیدترین ع های مهدی سلطانی

 

بیوگرافی مهدی سلطانی سروستانی هنرمند
مهدی سلطانی سروستانی متولد سال ۱۳۵۰ در شیراز است، لیسانس بازیگری خود را از دانشکده هنرهای زیبا ( تهران)گرفته است. همچنین وی فوق لیسانس کارگردانی از دانشکده سینما و تئاتر هنر در سال ۱۳۷۸، ای تئاتر از آوینیونavingon فرانسه در سال ۱۳۷۸ و عضو هیثت علمی گروه تئاتر دانشکده هنرهای زیبای تهران می باشد.

 

مهدی سلطانی در سال ۱۳۷۱ وارد شد و از آن به بعد وارد کار حرفه ای خود را خیلی سریع آغاز کرد. اولین کار درخشان مهدی سلطانی در عرصه نمایش، “چند و چون به چاه رفتن چوپان” نوشته علیرضا نادری بود که سال ۱۳۷۳ در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و مورد توجه هیئت داوران هم قرار گرفت. اما عمده فعالیت های او به صورت جدی به تئاتر و آن هم بازیگری در این عرصه مربوط می شود.

 

مهدی سلطانی بیش از ۲۵ نمایش بازی کرده است و همچنین تجربه کارگردانی در نمایش “خانۀ عروسک” و نمایش “چیزی یادم نمی آید” را در کارنامه هنری خود دارد. بازی بسیار زیبا و درخشان ایشان در سریال در مسیر زاینده رود، بازگشت نقشهای پهلوانی را با خود به همراه داشت.

 

مهدی سلطانی،تصاویر مهدی سلطانی,ع مهدی سلطانی

 دختر مهدی سلطانی


شناسی
بازیگری تئاتر
"محاکمۀ ژاندارک در رُوان" (داریوش مختاری) تهران، تالار مولوی؛ 1374‏
‏"افسانه" (مینا ابراهیم زاده) تهران، تئاترشهر، سالن اصلی؛1374‏
‏"سرود بال سروش" (شکرخدا گودرزی) تهران، تئاترشهر، سالن اصلی؛1374‏
‏"معرکه در معرکه" (حسن میرباقری) رشت، تالار جنگل؛1375‏
‏"خانۀ عروسک ‏une maison de poupée‏" (مهدی سلطانی) تهران، تالارمولوی؛1376‏
‏"آ ین قهرمانان زمین" (اصغر فرهادی) تهران، تالارمولوی؛ 1376
‏"دیوار" (محسن علیخانی) تهران، تئاترشهر، سالن چهارسو؛ 1377‏
‏"چیزی یادم نمی آد" (مهدی سلطانی) تهران، تالارمولوی؛1378‏
‏"دختر گل فروش ‏pygmalion‏" (پروانۀ مژده) تهران، تئاترشهر، سالن اصلی؛79- 1378‏
‏"این قصه را ایرانیان نوشته اند" (علیرضا نادری) تهران، تالار مولوی؛1379‏
‏"سعادت لرزان مردمان تیره روز" (محسن علیخانی) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛1380 ‏
‏"والس مرده شوران" (کوروش نریمانی) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛1381‏
‏"پچ پچ های پشت خط نبرد" (علیرضا نادری) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ 1381‏
‏"چیستا" (نادر برهانی مرند) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛1382‏
‏"مضحکۀ شبیه قتل" (حسین کیانی) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛1382‏
‏"تیغ کهنه" (نادر برهانی مرند) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛1382 -1383‏
‏"روزهای زرد" (ایوب آقاخانی) تهران، تالار سایه؛1383 ‏
‏"خانه" (کیومرث مرادی) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ 1388‏‎ ‎
‏"رمولوس کبیر" (نادر برهانی مرند) تهران، تئاترشهر، سالن اصلی؛ 1388‏"
" زمین " ( حسین پاکدل ) تهران، تئاتر شهر، سالن چهارسو؛ 1388 "
"حضرت والا "( حسین پاکدل ) تهران، مجموعه تئاتر ایرانشهر؛سالن شماره یک؛ 1389"
"پدرخوانده ناپلی"(بابک محمدی) تهران، مجموعه تئاتر ایرانشهر؛سالن شماره یک؛1391"
"خاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان ( علی رفیعی) تهران، تالار وحدت ۱۳۹۴

 

مجموعه تلویزیونی
* شهرزاد (حسن فتحی)  ۱۳۹۴
* کیمیا (جواد افشار) ١٣٩۴
* خانه کاغذی (محمود معظمی) ۱۳۹۳
* هفت سنگ (علیرضا بذرافشان) ۱۳۹۳
* مدینه (سیروس مقدم) ۱۳۹۳

* مادرانه  (جواد افشار) ۱۳۹۲

* دیوار (سیروس مقدم) ۱۳۹۱
* در مسیر زاینده رود- حسن فتحی ۱۳۸۹
* حقیقت در آینه (اسماعیل میهن دوست)۱۳۷۴‏
* کاراگاه (حسن هدایت)۱۳۷۴‏
* یکی یه دونه (اصغرفرهادی) ۱۳۷۷‏
* محاکمه (حسن هدایت) ۱۳۷۸‏
* تصمیم نهایی (محسن شاه محمدی)۱۳۸۰‏
* روزهای بیاد ماندنی (همایون شهنواز)۱۳۸۲‏
* حنانه ۱۳۷۷‏

 

های سینمایی مهدی سلطانی:
اشباح     (داریوش مهرجویی)  ۱۳۹۲
چ     (ابراهیم حاتمی کیا)  ۱۳۹۲
ملکه     (محمدعلی باشه آهنگر)  ۱۳۹۰
سایه روشن     (حسن هدایت)  ۱۳۷۹
پرواز خاموش     (عبدالحسن برزیده)  ۱۳۷۷

 

تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

   مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

   مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

   مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

  مهدی سلطانی,بیوگرافی مهدی سلطانی,تصاویر مهدی سلطانی

 

 

گردآوری: بخش سرگرمی بیتوته
منبع:news.shirazefarda.com

از بازیگران بیشتر بدانید

  • ع نوجوانی بازیگر سریال مادرانه
  • فریبرز عرب نیا پارتنر خوبی است؟!
  • مهدی سلطانی و اتفاق خوب در «مادرانه»
  • کدام چهره ها را در سریال های ماه رمضان می بینیم؟
  • «هفت سنگ» در ماه رمضان
  • امین تارخ، مهدی سلطانی، فریبا کوثری وآتیلا پسیانی در سریال جدید مقدم



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی علیه السلام (6)
درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: اس ام اس های جالب


 


اس ام اس شهادت حضرت علی ع, اس ام اس برای شهادت حضرت علی


اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست


این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست


این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است


به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شهادت حضرت علی(ع)


 


کن عنایت بار اِلها سائل این خانه را


این منم در میزنم بگشا در کاشانه را


آمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنا


لیلة القدر است و من نامه سیاهم ربّنا


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


عزای اولین مظلوم عالم رسیده


علی شد مهمان فاطمه ی قد خمیده


این زار و دلخسته/او پهلو ش ته


واویلا یا علی...


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


متن شهادت حضرت علی (ع)


 


آفاق کجا نور جَلی را حس کرد؟


آرامش صبح اَزَلی را حس کرد؟


جز پنج بهار فرصت زود گذر


کی طعم عد علی را حس کرد؟


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


پیام تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


غمش همواره بی پایان بماند


و سفره غرق بوی نان بماند


علی شد کشته تا در شیعیانش


 یتیمی" درد بی درمان بماند


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


بگوید دل،به بانگ جلی،به عشق ولی


غَمَت آقا،شده از ازل،به دل منجلی


علی یا علی یا علی جان


عبد ِ حق نما یا علی مدد


فروغ  هل اتی یا علی مدد


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


پیامک شهادت حضرت علی(ع)


 


شبای قدره و دارم،به ددلم شور تولّا


به لب ِ همه ی عالَم،یا علی علی یا مولا


اینه کلام ِ پیر و جوون،به گواهی ِ مادرامون،یا علی بوده اوّلین واژه ی ما


ایشالا با دعای علی،با دم ِ ربّنای علی،میشه نجف روزی ِ ما


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


شعر شهادت حضرت علی (ع)


 


مرثیه خوانی شد امشب کار دلها


که شده شیر خدا مهمان زهرا


هر دلی غرق ماتم شد


ماه قرآن محرّم شد


یا علی یا علی مولا...


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شهادت حضرت علی (ع)


 


لیلةُ القدر است و دیده گشته گریان


یا علی گفتیم و دل شد بیت الاحزان


غرق خون منبر و محراب


در جِنان فاطمه بی تاب


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی (ع)


 


دیگه از نخلستونا صدای مولا نمیاد


صدای ناله های دعای مولا نمیاد


یتیما کاسه ی شیر به دست و ناله روی لب


گریه کارشون شده در این عزا هر روز و شب


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی (ع)


 


دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد


وقتی تو را بابای من دنیا ندارد


رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه


حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


بابا اتاق پر شده از بوی مادرم


وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم


دیگر خجل نباش تو از روی مادرم


فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شهادت حضرت علی (ع)


 


آسمان ترسید و دریا هم دلش گرداب شد


صبح با فرق تو هر فجر جهان خوتاب شد


کاسه های شیر با شمشیر رو در رو شدند


زهر غالب شد در آ قاتل ارباب شد


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس برای شهادت حضرت علی (ع)


 


ب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد 


یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد 


ب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود 


امن یجیب ورد لبان زینبت بود 


 


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته



مشاهده متن کامل ...
چرا خون دادند؟!!!
درخواست حذف اطلاعات

http://img.tebyan.net/big/1388/12/6112123776181176209751399049235234161241210.jpg

http://img.tebyan.net/big/1388/12/11745112153431292342420521814920071239146.jpg

http://img.tebyan.net/big/1388/12/182115129532311366659232227236501717417164.jpg

http://img.tebyan.net/big/1388/12/1217547151156210225254292140170161170795.jpg

http://img.tebyan.net/big/1388/12/14115723521111152187189200471394855104182.jpg

http://img.tebyan.net/big/1388/12/3266238623523037159126243157172031121.jpg

http://img.tebyan.net/big/1388/12/1042132247514219216547141181221026034133243.jpg


http://img.tebyan.net/big/1388/12/9020824517610413785531781982061292342093093.jpgنم

از در وصیت نامه شهیدان

1- شهید رجبی علی:

- و بدانید، خوب انسان را از اء و منکر دور می کند، را با حضور قلب اقامه کنید...

2- شهید احمدی، علی:

شما را در بر پاداشتن و احکام الهی و روزه سفارش می کنم زیرا آنچه ما را موفق و پیروز می دارد، است و خدا.

3- شهید اعلایی، رضا:

مردم شریف ایران! برای شناختن حق و باطل ایمان لازم است و لازمه ایمان تقوی می باشد به نظر من یکی از راه های به دست آوردن تقوی و قران است.

4 - شهید یان، سید محمد جواد:

ما هنوز جزو هدایت نیافتگانیم به این دلیل که تعبد ما نسبت به خیلی بیشتر است. در هایمان سست، در انجام فرائض سست، اصلاً در اصل بندگی ضعیف هستیم. اگر بنده واقعی او باشیم لذتی بالاتر از آن نیست. به شما سفارش می کنم که عبد خدا باشید نه غیر.

5- شهید بنی سعید، سید محمدحسن:

هرگاه در حضور قلب نداشتید بعد از آن یک صفحه قرآن بخوانید.

6- شهید پورسعید، حمید:

برّنده ترین سلاح برای نابودی دشمنان خدا و کمال انسانیت و کوبنده ترین سلاح برای دشمنان است.

7- شهید تقدسی، مجید:

سعید کنید با تقوا باشید از هر نظر: از نظر اخلاقی، اجتماعی، مذهبی و دینی و با اخلاق ی با مردم و برادران دینی خود برخورد کنید. های یومیه را سروقت بخوانید و فروع دین و احکام را یکی یکی اجرا کنید.

8- شهید ثابتی، علی:

نگذارید یومیه قضا شود، چرا انسان را از تمام کارهای زشت باز می دارد.

9- شهید حسینعلی، فرهاد:

، مؤمن را عوض می کند و به انسان سیر می دهد، از معقول به سوی مشهود. برای سلب عادت است پس باید مواظب بود که خودش یک عادت نشود.

10- شهید حسینی خادم، محمد:

با مناجات و دعا و دلت را آرام کن و بدان که هرگاه خدا را بخوانی صدایت را می شنود.

11- شهید خطیبی نیا، علیرضا:

در موقع ب و کار را کنار بگذارید و با خدا به معامله بپردازید که خداوند بهترین تجارت کنندگان است.

12- شهیدا رجب بیگی، مهدی:

برسجاده ای به وسعت زمین، با تربتی بر خون شهیدان رنگین، بر قبله ای به عمق هستی، در صفوفی به شکوه اقیانوس، با ایمانی راسخ تر از کوه ها، با آیاتی به زیبایی حقیقت، به ت نور خورشید می گزاریم.

13- شهید سیرجانی، رجب:

و آن دسته از برادرهای جوان که را سبک می شمارند توجه داشته باشند که حضرت علی (علیه السّلام) به خاطر جنگید و حتی در جبهه جنگ، وقت را فراموش نمی کرد.

14- شهید شفقی، صمد:

هرگز را ترک نکید و برای بهانه نیاورید.

15- شهید شمشیری، حسین:

را اول وقت و به جماعت بخوانید که منشاء همه سعادت ها است.

16- شهید طالشی، ابراهیم:

تو باید سرنوشت خویش را دست گیری و با اراده خویش آسمان زندگیت را نورانی گردانی و این امر ممکن نیست مگر اینکه عاشقانه و خالصانه را اقامه کنی.

17- شهید عبدالله زاده، یعقوب:

درود من به پدر و مادرم که مرا با کلمات روح پرور آشنا ساختند.

18- شهید عناصریان، علی:

ببینیم که وقتی به می ایستیم تا چه اندازه از خود هجرت می کنیم و به سوی خدا پرواز می نمائیم. این هجرت از خود و پرواز و طیران به سوی او، انعکاس ایمان و غور و تحقیق و بررسی فکری و قلبی ما درباره خداست. به عبارتی باورمان نسبت به سیطره خداوند باری تعالی نسبت به خود ماست.

19- شهید غنی، سید عباس:

ستون دین است و ستون انسانیّت.

20 -شهید فرجی، هیبت الله:

" عشق دو رکعت" است که وضوی آن جز با خون صحیح نیست. ی است که هرجا نمی شود بجا آورد مگر در قتلگاه، پس با فضیلت ترین آن در حرم کربلاست.
" عشق دو رکعت است" مقدمات فراوان می خواهد، اول عاشق باید دل را به اشک شستشو دهد؛ بعد، از عشق لقاء بسوزد. تا آنکه این سوختن در خانه تنش افتد و با خون، وضویش را آماده سازد.
" عشق دو رکعت است" بعد از ، ملائک را در اطراف می بینی که آماده اند تا تو را به معراج و دیدار خدا برند. معمولاً در جبهه بجا آورده می شود. بر تمامی آنها که به جبهه مشرف شده اند واجب می شود؛ چون شهادت را انتخاب کرده اند. این دو رکعت نشانه ی پیروزی است. چون شهادت نیز خود پیروزی است.
" عشق دو رکعت است" اما نمی شود؛ نوشت چرا که نوشتن برای این نشاید.
" عشق دو رکعت است" رکعت اول : خونین شدن "تن" رکعت دوم: آزاده شدن" روح"
ی نیست و نخواهد آمد که لذت و مناجات این را بداند، چرا که بجا آورندگان آن شهیدانند و ی ندانست که عاشق با این تا کدامین منزل دوست را پیمود اما غنچه های باز شده خونین در بدنش گواهی می دهند که به سرمنزل لقاء رسیده است.

21- قاسم پور، احسان:

چون کام جانم تشنه لقای حضرت حق است که با وصل سیراب می شود پس می روم تا خون بخوانم در دریای عشق شنا کنم.

22- شهید قره گزلو، توکل:

تهذیب به معنای پاک خود از خوی ها و عادات حیوانی است. هرگاه صفات رذیله را از وجود خود بیرون نمودیم آنگاه خود را می شناسیم و هرگاه خود را شناخیتم خدای خود را بهتر می شناسیم. یکی از بهترین راه های شناختن نفس و تهذیب خود، به جای آوردن های واقعی است که در آن فقط و فقط خداوند مد نظر باشد.

23- شهید کارور، محمدرضا:

با قلبی پاک به جای آورید و با انجام فرامین مقدس ، خود را به خدا نزدیکتر کنید.

24- شهید کاشانی، سعید:

معنی را حتماً یاد بگیر، در موقع برخورد با مشکلات کوچک و بزرگ است که فواید بی شمار را متوجه می شوی و درک می کنی که روح انسان را تغییر می دهد. البته مقدار تأثیر آن بر آدم بستگی به ایمان و توجه او دارد.

25-شهید کلهر، ابوالفضل:

به گفته قران - این شیوه الهی- را به پا دارید که بدانید کارخانه انسان سازی است. این و قرآن است که عشق به خدا و شهادت را نزدیکتر می کند.

26 -شهید ماجدی، مصطفی:

صلابت، ابهت، همت، عظمت، وحدت، رفعت، جل و حشمتمان در یک چیز است و آن است.
صلابت غیرتمان، ابهت همتمان، عظمت وحدتمان، هیبت قوتمان، رفعت عبادتمان، حل کثرتمان، حشمت اخوتمان یکی است .
برادرم و خواهرم، همه را به تقوای خداوند تبارک و تعالی، که تنها معیار فضیلت است و و امر به معروف و نهی از منکر و دعا که سلاح مؤمن است و قرآن مجید که حق عظیم به گردن ما دارد سفارش می کنم.

27 - شهید محمودی، سیدحسن:

بچه های کوچک را از همین حالا به خواندن عادت دهید و فطرت پاک آن ها را به سوی پروردگارشان جلب کنید.

28-شهید مشهدی عبدالله، محمدرضا:

پدران و مادران عزیز مسلمان و مؤمن، از همان اوان کودکی فرزندانتان را به خواندن قرآن و ب اداشتن آشنا کنید.

29- شهید معتمد، محمدمهدی:

برادران عزیز را با تفکر و آرامش قلبی و روحی و جسمی بخوانیدکه مایه لطف خداوند تبارک و تعالی خواهد شد.

30- شهید منزوی ، حسن:

فکر نمی کنم که نیم ساعت لطمه ای به درس و زندگانی شما بزند. بلکه همواره شما را در راهی قرار می دهد که رو به پیشرفت باشید.

31- شهید نوروز پور، محرم:

از و قرآن جدا نشوید، زیرا رستگاری مؤمن در این دو مورد است.

32- شهید معینی، ابوالقاسم:

ناگهان دیدم جوانی به طرف ما آمد و گفت: "لا اله ال الله، محمد رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سّلم)" اول جا خوردیم و روی زمین دراز کشیدیم جلوتر که آمد دیدم از های مخلص است. گفتم: برادر چه شده است؟ به کجا می روی؟
گفت: ترکش خورده ام، کمک می خواهم.
درآن تاریکی شب دستش را دراز کرد و گفت: مثل اینکه این دست من در اثر ترکش قطع شده است و به یک پوست بند است. آنرا بگیر و بکش، اگر کنده شود، خودم می توانم به عقب بروم.
به شهید ابوالقاسم معینی گفتم: تو این کار را .
گفت: من طاقتش را ندارم، اگر می توانی کمکش کن.
دشتش را کشیدم و جدا حتی یک تکان هم نخورد. بعد دست قطع شده را از من گرفت و همان طور که از محل قطع شدن خون بیرون می جست، آن را روی خاک گذاشت. با یک دست دیگر سر به سجده نهاد سپس شکر گزارد و گفت: خدایا قبول کن، من این دست را در راه حسین (علیه السّلام) دادم.

33- شهیدگمنام

داشتیم آماده می شدیم برای عملیات بیت المقدس (4) که قرار بود در شاخ شمیران انجام بشود. قرار بود برویم شناسایی. اذان صبح که گفت شد، سریع آمدیم توی چادر، تا بخوانیم و حرکت کنیم.
هفت، هشت نفری توی چادر بودند. بعضی مشغول بودند، بعضی هم تازه می خواسنند شان را شروع کنند که صدای غرش هواپیما پیچید توی گوشم. فهمیدم منطقه ما شناسایی شده. بمباران شروع شد. راکت ها و بمب های خوشه ای انگار زمین را شخم می زد. دو سه تا راکت افتاد کنار چادر ما که چادر ستاد لشگر محسوب می شد.
من تازه قامت بسته بودم که مجروح شدم. برادری که در حال تشهد بود، یکهو به سجده رفت و همان طور ماند. خوب دقت ، دیدم از کنار پیشانی اش رگه خونی بیرون زد. ناخودآگاه یاد ضربت خوردن حضرت علی (علیه السّلام) در محرا ب مسجد کوفه افتادم. این بچه ها به آقای خودشان اقتدا کرده بودند. حتی شهادتشان هم علی گونه بود.

فصل دوم: و جماعت در وصیت نامه شهیدان

1- شهید محمدضا احمدی:

دست از قرآن، جماعت و بر ندارید چون خوشبختی و آینده شما در آن نهفته است.

2- شهید محمدرضا ادهم:

راه های اعلام همبستگی ما با و انقلاب این است که در جماعت و در مساجد شرکت کنیم و را هر چه با شکوه تر ب ا کنیم.

3- شهیدعلی اصغر پرورده:

برادران مسلمان و خواهرانم، معیار قبولی طاعت هاست، پس جماعت را ترک نکیند. شما فکر می کنیدکه از چه طریق به این سعادت رسیده اند. مطمئن باشید که از طریق همین جماعت هاست.

4- شهید علی اصغر پناه زاده:

های را که عامل وحدت مسلیمن است هر چه با شکوه تر برگزار کنید و از شرکت در آن غافل نباشید.

5- شهید محمدنبی تقوایی:

و جماعت را که مظهر وحدت و روشنگری است؛، بدون عذر شرعی رها نکیند.

6- شهید مهدی تقوایی:

مردم قهرمان، سعی کنید که اتحاد خود را با شرکت در و اجتماعاتی از این قبیل اعلام کنید.

7- شهید غلامحسین جعفری مرزام:

سنگری به استقامت سنگر مسجد هرگز ندیده ام و ی نخواهد دید. این بزرگ سنگر را حفظ کنید. در جماعت که پشت دشمن خارجی و داخلی را می شکند، حاضر شوید.

8- شهید ابوالقاسم حجتی:

رمز پیروزی انقلاب ی توحید بود و و جماعات تجلی توحید است. سعی کنید مساجد خالی نگردد.

9- شهید حسن شریفی:

و دعاهای کمیل را خالی نگذارید چون همین دعاها و هاست که ارتباط ما را با خدا بیشتر می کند و قلب ها نسبت به هم نزدیکتر می شوند.

10- شهید محمدرضا شکوری:

جماعت و را به خوبی و با شکوه انجام دهید. زیرا که قلب ها متصل شده و کینه ها را از میان برود و در نتیجه دشمن نمی تواند این قلب های بهم فشرده و استوار را از هم جدا کند و این اتحاد شما باعث می شود که وحشتی عظیم در دل آنان بیفتد.

11- شهید حسن شهر :

همیشه رضای خدا را در نظر بگیرید و و جماعات را فراموش نکنید.

12- شهید علی اکبر علیئی:

سنگر انقلاب، است. این مکان مقدس و شریف خار چشم تمام دشمنان است.

13- شهید محمدغریب بلوک:

پبیام من به امت حزب الله این است که جماعت را بپا دارند که ما برای می جنگیم.

14- شهید علی رضا فتحیانی:

وصیت من به ملت مسلمان، غیور و عزیز این است که به یاد خدا و با نام خدا و در راه خدا باشید و بری خدا زندگی کنید و جماعتتان را به پا دارید و فراموش نکیند که دنیا به آ می رسد.

15- شهید تقی قنبری:

سفارشی دارم و آن اینکه برادران و خواهران در و جماعت شرکت داشته باشید و با هم مهربان و در حق یکدیگر گذشت داشته باشید.

16- شهید مجید کمالپور:

به خوهران و برادرانم توصیه می کنم که به خدا بیشتر توسل جوئید. دعای کمیل، ، دعای توسل را از یاد نبرید و به جماعت بیشتر اهمیت دهید.

17- شهید علی اکبر گیوه چی:

در جماعت و دعای کمیل شرکت کنید که خار پشمی برای دشمنان باشید.

18- شهید علی اکبر مؤذنی:

ملت مسلمان ما آنهایی هستد که در سیل وشان مشتاقان الله، در شرکت می کنند.

19- شهید حجت ال و المسلین عبدالله میثمی:

دشمنان ما تمام کوششان این است که ما را از صحنه کنار بزنند و بهترین تشکّل ما برای نمایش حضور مردم در صحنه های ماست و اینها درصدد آن هستند که این اجتماعات خ - را از ما بگیرند.

20- شهید رضا نصرتی گورتانی:

هر را عمداً ترک کند و نرود مسئول خون ست.

21- شهید علیرضا یزدی:

، دعای کمیل و مناجات با خدا و طلب یاری از خدا را فراموش نکنید زیرا تمام پیروزی ها و موفقیت های ما بواسطه امدادهای غیبی است.



مشاهده متن کامل ...
جملات زیبای علی شریعتی
درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: خواندنیهای دیدنی





جملات قصار علی شریعتی, جملاتی از علی شریعتی


جملات کوتاه علی شریعتی


 


بهترین مترجم ی است که:


سکوت دیگران را ترجمه کند!


شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد…


" شریعتی"


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات کوتاه علی شریعتی


 


اگر پیاده هم شده است سفر کن ،


در ماندن،،،، می پوسی.


" شریعتی"


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


ماندگارترین جملات علی شریعتی


 


انسان معتقد و مسئول , برای دشنام هایش نیز ارج و حرمت قائل است و من هرگز آن را در نثار به انی که اساسا وجود ندارند , تباه نمی کنم 


علی شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات علی شریعتی


 


آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند


اما ی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند 


و چرندیاتش هم حرف حس به حساب می آیند.


علی شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات زیبای علی شریعتی


 


انسان مجبور نیست حقایق را بگوید..


ولی باید چیز هایی که میگوید حقیقت داشته باشد


شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جمله های علی شریعتی


 


چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود . . !


شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملاتی از علی شریعتی


 


حکومت با زکات کاخ می سازد و کاخ سازی اش را در مسجد توجیه می کند . سرمایه داران حکومتی , با پول زکات چاق و چاق تر می شوند و در مساجد پیروزی شان را به رخ مردم می کشند .


علی شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات کوتاه علی شریعتی


 


خدایا : خود خواهی را چنان در من بکش، یا چندان برکش، تا خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم 


علی شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات قصار علی شریعتی


 


آنها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب


که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از


فهمیدن تو میترسند.


" شریعتی"


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


اشعار علی شریعتی


 


فقرهمان گرد وخاکی است که


بر کتابهای فروش نرفته یک 


کتاب فروشی می نشیند،


فقر شب را بی غذا 


سر نیست،


فقر روز را بی شه 


سپری است...


" شریعتی"


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


سخنان علی شریعتی


 


ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان


راه بروم و به خدا فکر کنم


تا این که در مسجد بنشینم و به


کفشهایم فکر کنم


  علی شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


ماندگارترین جملات علی شریعتی


 


آدم وقتـــے فقیر میشود 


خوبیهایش هم حقیر میشوند ....


امـــا


ــے که زر دارد یا زور دارد 


عیبهایش هم


هنر دیده میشوند 


و 


چرندیاتش هم حرف حس  


بحساب می آیند...


علی_شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات علی شریعتی


 


"سخت است حرفت را نفهمند"


سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،


حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد


وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،


اشتباهی هم فهمیده اند.


علی شریعتی


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات زیبای علی شریعتی


 


بدتر از توجیه‌های غلط توجیه‌های درست است ، یعنی تکیه بر یک حقیقت تنها برای پایمال حقیقتی دیگر ...!!


علی شریعتی 


 


جملات زیبای علی شریعتی, جملات علی شریعتی


جملات کوتاه علی شریعتی


 


من علت تمام بدبختی و این روح ذلت پذیری را در دو چیز می بینم :


یکی تقیه در برابر حاکم و دیگری , ریا در برابر عوام .


  شریعتی


 


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته




مشاهده متن کامل ...
اهنگ های جدید
درخواست حذف اطلاعات

دوستان عزیز در سمت چپ وبلاگ روی گزینه تبادل لینک کلیک کنید.



مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی مهدی طارمی
درخواست حذف اطلاعات


نام:مهدیمهدی طارمی

نام خانوادگی:طارمی

تاریخ تولد:1371/4/27

محل تولد:بوشهر

تاهل:مجرد

--------------------------------------

مهدی طارمی در27 تیر ماه سال 1371 در بوشهر متولد شد.

کودکی مهدی طارمی

کودکی مهدی طارمی

او بازیکن تیم ملی فوتبال است و در اردیبهشت 1393 به باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران پیوست. او همچنین سابقهٔ بازی در تیم های شاهین بوشهر و ایرانجوان بوشهر را دارد.

مهدی طارمی

نخستین درخشش او در پرسپولیس در تاریخ 2 آذر 1393 و در 79مین شهرآورد تهران مقابل استقلال بود که در آن پرسپولیس با نتیجهٔ 2–1 به پیروزی رسید. او در آن بازی دیدنی گلی نزد، امّا به عنوان یک بازیکن تعویضی نقش موثّری در گل اوّل داشت و با پاس حساب شدهٔ او محمّد نوری گل اوّل و مساوی پرسپولیس را به ثمر رساند.

مهدی طارمی و حسین ماهینی


شادی پس از گل مهدی طارمی درمقابل النصر عربستان

وی در تاریخ 19 فروردین 1394 و در حضور بیش از 100000 هزار تماشاگر ورزشگاه تهران با به ثمررساندن تک گل بازی از روی نقطهٔ پن ی با یک ضربهٔ چیپ مقابل النصر عربستان در مرحلهٔ گروهی لیگ قهرمانان آسیا 2015 و خوشحالی خاص اش پس از گل، به یک قهرمان در بین تماشاگران پرسپولس بدل شد.

شادی پس از گل مهدی طارمی درمقابل عربستان

طارمی درباره این گل و شادی پس از آن می گوید:

توپ را برداشتم گفتم مادر دعایم کن شرمنده نشوم. حتی یکی از بچه ها که یادم نیست کدام بود به من گفت دیوونه بازی درنیاری چیپ بزنی. گفتم اتفاقاً می خواهم چیپ بزنم. نقشه چیپ را از چند روز قبل کشیده بودم.دو شب قبل از بازی یکی از دوستانم منزل ما بود. داشتیم با هم نقشه می کشیدیم چه کار کنیم لطف عربستانی ها را تلافی کنیم! (خنده) گفتم یا باید با قیچی برگردان گل بزنم یا اگر پن ی شد چیپ بزنم. آنهایی که باید بدانند منظورم چه بود، می دانند. یادمان نرود من هم یک ایرانی هستم. ی حق ندارد به هموطن من توهین و جسارت کند.


جایزه مهدی طارمی برترین مهاجم لیگ ایران

طارمی 26 اردیبهشت 1394 برای اولین بار به تیم ملی ایران توسط وش دعوت شد.طارمی در جشن برترین های لیگ برتر چهاردهم (93–94) به عنوان برترین مهاجم لیگ ایران انتخاب شد. او در این مراسم در چهار رشته از جمله مرد سال فوتبال ایران که قاسم حدادی فر موفق به دریافت آن شد، ک دای دریافت جایزه بود.

 مهدی طارمی برترین مهاجم لیگ ایران

لوسیانو ادینهو، سجاد شهبازاده و مهدی طارمی، 3 مهاجمی بودند که نامزد دریافت جایزه برترین مهاجم فصل گذشته انتخاب شدند و در نهایت مهدی طارمی به عنوان برترین مهاجم فصل گذشته انتخاب شد. طارمی جایزه خود را از عابدینی دریافت کرد.


اولین بازی ملی مهدی طارمی:

مهدی طارمی در بازی ایران و گوام

او نخستین بازی ملی خود را در یک بازی دوستانه در برابر ازب تان در سال 2015 انجام داد. او در سومین بازی ملی خود پایش به گ نی باز شد و در چارچوب مقدماتی جام جهانی 2018 دو بار برابر گوام گ نی کرد.

مهدی طارمی و آزمون در بازی ایران و گوام

شادی پس از گل مهدی طارمی و آزمون در بازی ایران و گوام

طارمی در چهارمین بازی ملی خود نیز درخشان ظاهر شد و در جریان پیروزی سه بر صفر بر هند، با سماجت خود یک پاس گل برای آندرانیک تیموریان ساخت و گل سوم را نیز به ثمر رساند. او در پنجمین بازی ملی خود برابر عمان اولین کارت زرد خود را دریافت کرد.

اولین کارت زرد مهدی طارمی

اولین کارت زرد مهدی طارمی در بازی ایران و عمان


گل های ملی مهدی طارمی

# تاریخ ورزشگاه حریف گل نتیجه رقابت
1. 12 شهریور 1394  شادی پس از گل مهدی طارمی ورزشگاه ، تهران ماشین مهدی طارمی گوآم 2–0 6–0 مقدماتی جام جهانی 2018 و جام ملت های آسیا 2019
2. 12 شهریور 1394  بیوگرافی ورزشکاران ورزشگاه ، تهران گفتگو با مهدی طارمی گوآم 5–0 6–0 مقدماتی جام جهانی 2018 و جام ملت های آسیا 2019
3. 17 شهریور 1394 مادر مهدی طارمی ورزشگاه سری کانتیراوا، بنگلور هانی نوروزی هند 3–0 3–0 مقدماتی جام جهانی 2018 و جام ملت های آسیا 2019
4. 25 آبان 1394 بیوگرافی کامل مهدی طارمی مرکز تمرین ملی فوتبال گوآم،ددیدو حاشیه های مهدی طارمی گوآم 1–0 6–0 مقدماتی جام جهانی 2018 و جام ملت های آسیا 2019
5. 6–0

گفتگوی صمیمی با مهدی طارمی؛ پسر خوش تکنیک پرسپولیس

طارمی که با بازی قشنگ اش برابر استقلال پایه گذار ش ت شاگردان قلعه نویی شد اکنون یکی از نفرات پرسپولیس برای فرار از بحران است. طارمی از جمله شهرستانی هایی است که خیلی زود به حاشیه نرفته و حتی تهران را هم هنوز خیلی بلد نیست.

او خودش را شهرستانی می داند و دوست ندارد باشد و می خواهد در آینده به او لقب اسطوره پرسپولیس دهند.

مهدی طارمی برخلاف سایر جوان های پرسپولیس که خیلی زود به حاشیه رفتند، روش متفاوتی را در زندگی در پیش گرفته و هنوز امیدوار است کی روش سرمربی تیم ملی بماند تا در جام جهانی روسیه لباس تیم ملی را بر تن کند. مصاحبه متفاوت طارمی با تماشاگر را می خوانیم.


مهدی طارمی و محسن بنگر

فوتبال را چطور شروع کردی و فکر می کردی روزی در پرسپولیس بازی کنی؟
– من هم مانند همه بوشهری ها از زمین های خاکی، فوتبالم را شروع و چون بوشهر تیم های زیادی ندارد واقعا باید خیلی تلاش کنی تا به این تیم ها راه پیدا کنی.

با این شرایط رسیدن به پرسپولیس دور از تصور بود؟
– واقعا همینطور است که می گویید. فکر برای رسیدن به تیم های بزرگ باید شرایط خاصی داشته باشید و ی به ما نگاه هم نمی کند. من در خانواده ساده ای بزرگ شده ام و فقط به فوتبال فکر می و واقعا فکر نمی در این سن بتوانم پیراهن پرسپولیس را بپوشم.

آن هم پرسپولیسی که سرمربی اش علی است؟
– بله همینطور است که می گویید. من روزی آرزوی دیدن را از نزدیک داشتم اما حالا خوشحالم که شاگرد او هستم. علی آقا در یکی از بازی های لیگ مرا دیده بود و گفت دوست داری به پرسپولیس بیایی و من هم با سر آمدم.

مهدی طارمی و علی

وقتی وارد تهران شدی چه حسی نسبت به این شهر داشتی؟
– با آن همه سروصدا و هیاهو فقط یک چیز در ذهن من بود و آن رسیدن به آرزوهای بزرگ واقعا هیچ جای تهران را نمی شناختم و روزی که رسیدم تهران چون جایی را بلد نبودم یکی از دوستانم به من کمک کرد تا به ورزشگاه درفشی فر و باشگاه بروم.

برخورد بازیکنان با تو چطور بود؟
– واقعا فکرش را نمی من با اینگونه با محبت برخورد کنند. فکر می آنها مغرور و بداخلاق باشند و مرا تحویل نگیرند اما برخورد خوبی با من داشتند و حتی بعد از تمرین همه شان گفتند تو می توانی در پرسپولیس موفق شوی. خب انتظار چنین برخوردی را نداشتم.

خیلی هم زود جا افتادی در تیم؟
– فکرش را نمی اما کمک علی آقا و بازیکنان خیلی به دردم خورد و زودتر از آنچه تصور می به ترکیب اصلی اضافه شدم. من خیلی جوان هستم و اگر این حمایت ها نبود شاید از تیم کنار می رفتم.

نقطه عطف مهدی طارمی در این فصل از نظر خودش؟
– فکر می کنم خود و هواداران نقطه عطف حضور من در پرسپولیس را دربی بدانیم. با اینکه دقایق کمی را بازی اما توانستیم 2- یک برنده شویم و در آن دقایق کم آنقدر انگیزه داشتم که توانستم یک توپ را به تیر دروازه بزنم و یک پاس گل بدهم؛ آن دیدار یکی از خاطرات خوب من در این مدت است.


 مهدی طارمی

بعد از اینکه به تهران آمدی با کدام بازیکن بیشتر رفت و آمد داشتی؟
– اوایل که به تهران آمدم تمام وقتم را با حسن ماهینی می گذراندم. حسین خیلی به من کمک کرد تا بتوانم در پرسپولیس انگیزه و اعتماد به نفس بگیرم. حسین قبل از آن ماجرای سربازی خیلی به من کمک می کرد و نمی گذاشت حال و هوای غربت مرا بگیرد.

و بعد از رفتن حسین ماهینی با چه ی بیشتر دمخور هستی؟
– با تلویزیون دمخورم؛ چون اکثرا خانه هستم و به تازگی کلاس زبان می روم.

کلاس زبان را به خاطر اینکه پیشنهاد از کویت و هلند داشتی می روی؟
– نه بابا؛ به خاطر ترانسفر شدن به کلاس زبان نمی روم. درآ ین اردویی که پرسپولیس در رأس الخیمه امارات داشت بعد از تمرین اجازه ید به بازیکنان می دادند و وقتی بازیکنان همه با هم می رفتیم ید، دوستانم همه زبان بلد بودند تا راحت ید کنند

اما من باید از بچه ها کمک می گرفتم و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم به محض بازگشت از امارات به کلاس زبان بروم. یک بازیکن حرفه ای باید به زبان انگلیسی مسلط باشد. البته بحث ترانسفر هم مطرح است ولی دلیل اصلی کلاس رفتنم سفرها و اتفاقاتی است که در امارات افتاد.

 مهدی طارمی با ع مرتضی پاشایی

طارمی را شبیه می دانند؛ خودش چه نظری دارد؟
– از دوران کودکی که در زمین های خاکی بازی می کردیم، همه دوست داشتند یک اسم بزرگ روی خودشان بگذارند اما من به این کار علاقه نداشتم و حالا هم سعی می کنم خودم باشم.

می خواهم خود طارمی بزرگ باشد و در پرسپولیس اسطوره شود نه اینکه مقایسه شوم. من را خیلی دوست دارم. او بزرگترین افتخار فوتبال ایران است. من کجا و کجا ولی من دوست دارم 10 سال دیگر به بازیکنان جوان بگویند دوست دارید با طارمی مقایسه شوید…

فکر می کنی به این جایگاه برسی؟
– همانطور که فکر نمی روزی در ر بازی کنم و این اتفاق افتاد، الان هم برای هر موفقیتی دیگر اما و اگر ندارم و می گویم می توانم به این جایگاه برسم. من روزی که پیراهن پرسپولیس را پوشیدم با خودم گفتم از الان دیگر هیچ چیز نشد ندارد.

به خانواده هم سر می زنی؟
– آنها تمام دارایی من در زندگی ام هستند اما به خاطر فشردگی تمرینات و بازی ها چند وقتی است به بوشهر نرفتم.

مهدی طارمی و مادرش

مهدی طارمی و مادرش در کنار لاله اسکندری

الان که به بوشهر می روی برخورد مردم چطور است؟
– خیلی برخورد خوبی دارند و احترام می گذجارند و من هم طوری رفتار می کنم که فکر نکنند گذشته ام را فراموش کرده ام. هنوز هم به دوستان و فامیلم سر می زنم.

اما با اینکه می گویی دنبال حاشیه نیستی ولی با خواننده معروف زیرزمینی ع انداختی؟
– در این باره نمی خواهم صحبت کنم و چیز خاصی نبوده. یک اتفاق بود که تمام شد و شما هم درباره اش چیزی ننویسید.

مهدی طارمی و

پرسپولیس با و درخشان را چطور مقایسه می کنی؟
– هر مربی تفکرات و شیوه خودش را دارد. در حیطه من نیست که درباره مربیان صحبت کنم و علی آقا یک جور با بازیکن کار می کرد و حمید خان هم طوری دیگر.

به نظر من ما مشکل مدیریتی داریم و واقعا باشگاه دچار مشکلات مدیریتی است و کاری هم از دست دوستان برنمی آید. امیدوارم ت و وزارت ورزش به این مشکلات سر و سامانی دهند.

این پرسپولیس شانس قهرمانی دارد؟
– وقتی در یک بازی 9 نفره برنده می شویم یا در حالی که فکر نمی کنید دربی را ببریم اما برنده می شویم یعنی این شانس را هنوز داریم که بتوانیم قهرمان شویم یا سهمیه آسیا را ب کنیم.


ماجرای حمله عربستانی ها به اینستاگرام مهدی طارمی:

طارمی پس از پایان بازی در اینستاگرامش نوشت:”هی فلانی! اگه تو پلیسی ما پرسپولیسیم و پس از آن بود که کابران عربستانی به صفحه وی حمله د. کاربران عربی اینستاگرام به سبک برخی کاربران وطنی! در این جور مواقع، آدرس پیج مهدی طارمی را پیدا د و در کامنت های فراونی با الفاظ رکیک نسبت به این حرکت طارمی، اعتراض خود را نشان دادند.

اینستاگرام مهدی طارمی

پس از این اتفاق کاربران ایرانی نیز بیکار ننشستند و ضمن اطلاع به یکدیگر، به صفحه طارمی رفتند تا زیر آ ین پست این بازیکن، کامنت های جنجالی و البته رکیک فراوانی بین کاربران ایرانی و عربستانی ردوبدل شود. تا لحظه تنظیم این گزارش بیش از 15 هزار کامنت زیر آ ین پست مهدی طارمی ثبت شده است. این در حالی است که پست های قبلی این بازیکن به طور میانگین 400 تا 500 کامنت داشته است.


آشپزی مهاجم پرسپولیس

طارمی با انتشار ع زیر نوشت :کم کم دارم آشپزی یاد می گیرم، دوستتون دارم.

مهدی طارمی در حال آشپزی


آرزوی مهدی طارمی بازیکن پرسپولیس:

مهدی طارمی

روزی آرزویم معروف شدن بود. با خودم می گفتم آیا روزی می رسد که من هم مثل خیلی از ستاره های آن روزهای فوتبال ایران معروف شوم؟» او تاکید می کند که دوست داشت مثل و کریمی شود:«می گفتم چه می شود من هم مثل آنها بشوم. این آرزویی بود که از بچگی در سرم بود. باید از تشکر کنم که مرا انتخاب کرد و تشکر مهم تر برای اعتمادی که نسبت به من نشان داد. من برای هنوز کاری نکرده ام اما یک روز محبت هایش را جبران می کنم. البته اگر بتوانم و در این حد باشم.


بازیگری مهدی طارمی

آقای گل نیم فصل لیگ برتر با دو گلی که به ثمر رساند، چهره ویژه دیدار با راه آهن بود، البته بیشتر از همه چیز نوع شادی گلش برای انی که حرکات او را پیش از این دنبال می د عجیب بود. در حالی که بعد از گلی که طارمی به ثمر رساند همه به سر و کول او می پ د طارمی در این بین در حال اجرای مراسم شادی گل خاص خود بود.

اما ماجرای شادی گل عجیب طارمی چه بود؟ طارمی پیراهنی را پس از گل به دست گرفته و به نمایش که گذاشت که تصویر چهره یک کودک سرطانی به نام محراب روی آن نقش بسته بود. اما جالب است بدانید این حرکت بخشی از یک سینمایی بود که دیروز به صورت زنده وسط بازی لیگ برتری برداری شد و این سکانس به همین ترتیب در به نمایش درخواهد آمد.

مهدی طارمی در بازی پرسپولیس و راه آهن

مهدی طارمی در بازی پرسپولیس و راه آهن

نام این «عشق نیکان» به کارگردانی فرناز امینی است که برای حمایت از ک ن سرطانی ساخته شده و ماجرای دو کودک است که یکی از آنها طرفدار استقلال و دیگری پرسپولیسی است. فردی که هوادار پرسپولیس است روزی به صورت اتفاقی آرش برهانی را می بیند و چون می داند که دوست استقلالی اش این بازیکن را دوست دارد از برهانی یک امضا می گیرد. مدتی بعد کودک پرسپولیسی دچار سرطان می شود و دوستش برای یافتن بازیکن محبوب وی به محل های گوناگون سر می زند. کاری که سبب می شود سختی های زیادی را در این مسیر متحمل شود. اما سرانجام او بازیکن محبوب دوستش را پیدا کرده و او را نزد دوستش می برد. این مسئله تاثیر فراوانی در روحیه کودک بیمار دارد آن هم در حالی که طبق گفته پزشکان تنها یک ماه از عمر این کودک باقی مانده بود.

در این که علاوه بر مهدی طارمی و آرش برهانی چهره های فوتبالی دیگری همچون محسن بنگر هم به جای شخصیت خود بازی کرده اند، هانی نوروزی فرزند هادی نوروزی کاپیتان فقید پرسپولیس هم به ایفای نقش پرداخته است. محمدرضا شیرخانلو، ملیکا شریفی نیا، نیما شاهرخ شاهی، علی کاظمی، روشنک عجمیان، سولماز حصاری، شهین تسلیمی، مهران فهیمی، بهزاد رحیم خانی، محمد زارع و... از دیگر بازیگران این هستند.


هدیه هدایتی به مهدی طارمی

مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس با کار ارزشمندی که انجام داد هدیه ای بهتر از سوی مدیرعامل استیل آذین دریافت نمود.شرکت مدیران خودرو جایزه ای که برای مهدی طارمی به عنوان بهترین بازیکن پرسپولیس در فصل جاری، در نظر گرفته بود، به وی تحویل داد و وی بلافاصله پس از چند ساعت قولی که به مجتبی محرمی داده بود عمل کرد و آن ماشین را به وی تحویل داد.

ماشین مهدی طارمی

ماشین مهدی طارمی

حسین هدایتی هم همانگونه که پیش تر گفته بود پول یک خودروی سانتافه را به طارمی هدیه داد. طارمی در این خصوص در صفحه اجتماعی خود نوشت:«سلام به همه. من قولی رو که داده بودم عملی و ماشین رو به آقا مجتبی دادم.» وی افزود:«حاج حسین هدایتی هم لطف کرد و پول یه ماشین بهتر رو به من داد و از ایشون خیلی تشکر می کنم بابت این لطفشون و همچنین تشکر می کنم از شهروز پاشاکی که هماهنگی این جلسه رو بر عهده داشت.»


ع های مهدی طارمی

مهدی طارمی و هانی نوروزی

مهدی طارمی و هانی نوروزی

مهدی طارمی در بازی ایران و عمان

مهدی طارمی

مهدی طارمی و احمد نوراللهی در کنار برانکو

مهدی طارمی و احمد نوراللهی در کنار برانکو

مهدی طارمی

ع های جدید مهدی طارمی

مهدی طارمی

ع های مهدی طارمی بازیکن پرسپولیس

مهدی طارمی

ع های مهدی طارمی ستاره پرسپولیس

مهدی طارمی

ع های دیدنی مهدی طارمی

منبع:نمناک



مشاهده متن کامل ...
ویژه شهادت حضرت علی(علیه السلام)
درخواست حذف اطلاعات
ویژه شهادت حضرت علی(علیه السلام)






ی که تنها ماند

بازخوانی وقایع ناظر به ولایت و ت علی (ع) قبل و بعد از (ص)
 
اگر علی (ع) هیچ فضیلتی جز به آ ین نداشت، باید مورد تکریم بزرگان این امت می بود؛ اتفاقی که نیفتاد. علی (ع) سرشار از فضیلت هایی بود که داشتن برخی از آنها برای رستگاری یک ملت هم کافی بود. اذعان به این امر توسط انی که خون های جاهلیت هنوز در رگ هایشان جاری بود. باعث می شد از دور قدرت خارج و در سایه عد علی (ع) نابود شوند. این شد که برادر و وصی (ص) در فشار بی سابقه ای خانه نشین شد و تا مدت ها فقط نقش یک مشاور را بازی می کرد؛ مشاوری که م هایش ضمانت اجرایی هم نداشت.
فامیل هایش را دعوت کرده بود تا حرفش را بزند و بگوید از طرف خدا شده و برای هدایت مردم مبعوث. حرف هایش را زد و گفت: «کدام یک از شماها به من کمک می کند؟»
سکوت بود و سکوت که جوانی نورس بلند شد.
دوباره گفت.
دوباره همان پسر.
برای بار سوم، باز هم همان پسر.
محمد (ص) نترسید از نوجوانی علی (ع) و محکم و با اعتماد به نفس گفت: «این پسر، علی (ع)، وصی و جانشین من است به حرف هایش گوش کنید و از او پیروی کنید.»

***
 
در سال نهم هجرت ماجرای جنگ تبوک پیش آمد. (ص) در اوا تابستان که گرمای حجاز سوزان و کشنده می شد، دستور بسیج عمومی داد. خش الی، مسافت طولانی، بیابان خشک و بی آب و علف و ترس از جنگ با رومیان باعث شد عده ای از منافقان، کارشکنی هایی ند و به بهانه های مختلف همراه (ص) نروند. از طرفی برخلاف تمام مسافرت های جنگی دیگر، ، علی (ع) را همراه خودش نبرد. او را به جای خودش در مدینه گذاشت تا از شهر و مردم و خانواده (ص) مواظبت کند.
این ماجرا بهانه ای شد برای منافقان تا بگویند علی (ع) از ترس گرما و دوری راه با (ص) نرفت. بعضی دیگر هم گفتند: « (ص) نخواست علی (ع) همراهش باشد و او را این طور از خودش دور کرد.»
علی (ع) این حرف ها را تحمل نکرد، شمشیرش را برداشت و خودش را رساند به رسول خدا (ص) و ش در بیرون مدینه. گفت: «مرا با ماندگان و متخلفان جا گذاشتی؟»
(ص) جواب داد: «کار مدینه جز با وجود من یا تو اصلاح نمی شود. خوشحال نیستی که جایگاه تو نسبت به من مثل جایگاه هارون نسبت به موسی (ع) باشد؟»
(ص) می خواست بگوید فقط علی (ع) می تواند به جای او بنشیند؛ وقتی او می خواهد جای دوری برود.
می خواست بگوید اگر من از میانتان رفتم، بروید سراغ علی (ع).

***
 
مرد توی مسجد النبی دستش را گرفته بود سمت آسمان و می گفت: «خدایا تو شاهد باش من در مسجد رسول تو، از مردم کمک خواستم، هیچ هیچ چیز نداد و دست خالی بیرون می روم.»
مرد چند باری کمک خواسته بود و ی به حرفش توجه نکرده بود. داشت از مسجد بیرون می رفت که علی (ع) با دستش به او اشاره کرد. خود حضرت می خواند و در رکوع بود. انگشتش را به مرد نیازمند نشان داد و مرد انگشتر را از دست علی (ع) درآورد.
علی (ع) انگشترش را صدقه داد بی آنکه ش را بشکند. انگشتر خیلی قیمتی بود. در جنگی، علی (ع) طوق پسر حران از بزرگان دشمن را نابود کرده و انگشترش را آورده بود برای (ص) و (ص) هم دوباره داده بودش به علی (ع).
بعد از اینکه علی (ع) انگشترش را بخشید، آثار وحی در صورت (ص) دیده شد که او هم در مسجد می خواند و این آیه نازل شد که: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون ا کاه و هم راکعون».

***
 
در سال دهم هجرت، (ص) علی (ع) را با حکم قضاوت و داوری به یمن فرستاد. علی (ع) قبل از حرکت پیش (ص) آمد و با تواضع گفت: «من جوانم و در طول عمرم داوری نکرده و قاضی نبوده ام.»
(ص) دستش را روی او گذاشت و گفت: «خدایا، قلب علی (ع) را هدایت کن و زبانش را از خطا سلامت بدار.»
بعد به علی (ع) گفت: «با ی از در جنگ وارد نشو و سعی کن با نیروی منطق و خوش رفتاری مردم را به راه راست راهنمایی کنی. به خدا قسم اگر خدا ی را به وسیله تو هدایت کند، از آنچه خورشید بر آن می تابد بهتر است.»

***
 
از حج آ بر می گشتند؛ حج وداع. محمد (ص) جایی ایستاد به اسم غدیر خم.
گفت: «آنها که جلو رفته اند، برگردند. آنها که عقب مانده اند؛ برسند.»
به اصحابش گفت با جهاز شترها منبری درست کنند تا آ ین بند رس ش را هم برای مسلمانان ابلاغ کند. اصحاب زین شترها را روی هم انداختند تا تلی از زین درست شد. وقتی همه آمدند، (ص) بالای تل رفت و برایشان خطبه خواند. گفت: «مرا در رس م چطور دیدید؟» و همه تصدیق د. بعد آ سر دست علی (ع) را بلند کرد و برای اینکه حرفش فراموش نشود یا حتی اشتباهی رخ ندهد، سه بار گفت: «هر که من مولای او هستم، علی (ع) مولای اوست. خدایا دوست بدار دوستانش را و دشمن بدار دشمنانش را.»
همه آمدند به مولای جدید تبریک گفتند خیلی طول نکشید البته که حرف (ص) را فراموش کنند.

***
 
عید غدیر، محمد (ص) داشت جوانی را برای جانشینی بعد از خودش معرفی می کرد.
گفت: «وقتی به صحنه م می آیم علی (ع) جلوتر از من است و پرچم حمد را به دست دارد.»
مردم نجد گفت: «این حرف درباره ی است که اختلاف در موردش زیاد است.»
محمد (ص) تبسم کرد و گفت: «چرا اختلاف زیاد است. نسبت علی (ع) به من، مثل سرم به بدنم است و در مقایسه با لباسم مثل دکمه ام.»
نجدی ها طاقت شنیدن خوبی ها و برتری های علی (ع) را نداشت. با عصبانیت بلند شد و گفت: «خدایا اگر این حرف ها درست است، از آسمان بر من سنگ بباران.»
آیات اول سوره معراج همان جا نازل شد: «سال سائل بعذاب واقع...»
سنگی از آسمان آمد و او را کشت.

***
 
بعد از ماجرای غدیر خم یکی از اصحاب معروف سراغ پیغمبر (ص) رفت و گفت: «وقتی شما می گفتی هر من مولای او هستم، علی (ع) مولای اوست، جوان خوش قد و بالا و خوشبویی که کنار من ایستاده بود گفت رسول خدا رشته ای را بست که جز منافق آن را باز نمی کند.»
(ص) دست آن صح را گرفت و گفت: «آن جوانی که کنارت بود، انسان نبود، جبرئیل بود. خواست حرفم را درباره علی (ع) در ذهن شما محکم تر کند.»
این صح البته چند وقت بعد نه حرف (ص) یادش آمد و نه حرف جبرئیل.

***
 
حال (ص) وخیم بود و نزدیک رحلت. مهاجر و انصار هم کنار بالین او نشسته بودند. (ص) به علی (ع) نگاه کرد و گفت: «برادر، وصیت مرا قبول می کنی؟»
علی (ع) گفت: «بله رسول خدا.» و به گریه افتاد.
(ص) گفت: «بلال! شمشیر و زره و اسب و شتر و سنگی را که در روزهای گرسنگی موقع عبادت به شکمم می بستم، بیاور.»
بلال که بلند شد، (ص)، انگشترش را درآورد و به علی (ع) گفت: «این وسایل مخصوص من، دیگر مال توست. ببرشان به خانه خودت که بعد از من، رفتارها با تو عوض می شود.»
علی (ع) وسایل را به چشم و صورت مالید و در حضور مهاجر و انصار به خانه خودش برد.

***
 
(ص) که از دنیا رفت، بنا به وصیتش علی (ع) مشغول غسل و کفن و دفن شد. انصار مدینه هم در سقیفه جمع شدند. سعد - پسر عباده رئیس انصار و بزرگ قوم خزرج- به شان می گفت: «شما (ص) را کمک کردید تا ریشه گرفت. حق شماست که خلیفه (ص) از بین شما باشد.» انصار هم حرف هایش را تایید د و می خواستند با سعد بیعت کنند. یک نفر خبر جلسه سقیفه را به عمر پسر خطاب رساند. عمر از وسط مراسم کفن و دفن (ص) بلند شد، ابوبکر را هم بلند کرد و رفتند سقیفه. ابوبکر که دید خلافت را انصار دارند می برند، گفت: «شما همیشه یار و یاور (ص) بودید و هیچ وقت چشمداشتی برای کمک هایتان نداشتید. ولی ما فامیل رسول خدا (ص) بودیم، سابقه ما در از همه بیشتر است. قاعده این است که خلیفه از بین ما باشد.»
یک نفر از انصار گفت: «ما می ترسیم خلافت از بین ما و شما بیرون برود و بشود آنچه نباید بشود، پس خلیفه از مهاجرین باشد ولی بعد از او یکی از انصار خلیفه باشد و همین طور یکی در میان خلیفه عوض شود.»
عمر گفت: «عرب به حرف شما گوش نمی کند در حالی که (ص) از بین ما بوده. خلیفه باید از قریش باشد. ما هم معاونت و وزارت را به انصار می دهیم تا هیچ وقت بدون نظر آنها کاری انجام نشود.»
یک انصاری دیگر گفت: «مردم خام نشوید! قدرت در دستان شماست. شما باید خلیفه (ص) باشید. با شمشیر شما بر اعراب مسلط شد. اگر مهاجرین قبول نمی کند، آنها را از اینجا بیرون می کنیم. بروند به سرزمین خودشان و برای خودشان خلیفه انتخاب کنند و ما هم خلیفه خودمان را داشته باشیم.»
بشیر - یکی از بزرگان قوم خزرج که به رئیس شدن سعد پسر عباده حسادت می کرد- گفت: «ما از جنگ و جهاد و کمک به (ص) دنبال رضای خدا بودیم نه خلافت. رسول خدا (ص) از قریش بود و فامیل او به خلافت لایق تر هستند.»
همین موقع ابوبکر گفت: «من دعوت می کنم با عمر پسر خطاب یا ابوعبیده بیعت کنید.»
عمر و ابوعبیده گفتند: «ما جسارت نمی کنیم تا تو هستی.»
قبل از عمر و ابوعبیده، بشیر (همان حسود) جلو پرید و با ابوبکر بیعت کرد. بعد عمر و ابوعبیده - رئیس قبیله اوس- هم که دید بشیر که از بزرگان خزرج است، بیعت کرده و برای اینکه سعد پسر عباده خلیفه نشود، بیعت کرد و بعد از او همه اوسی ها بیعت د.
هنوز کفن (ص) خشک نشده بود. ن د قول و قرار بگذارند و جلسه را بیندازند برای بعد از مراسم خا پاری . ن د با آدم هایی مثل علی (ع) م کنند. ن د شورای موقتی تشکیل بدند تا سر فرصت تصمیم بگیرند. انگار نقشه ای از پیش تعیین شده باشد؛ با عجله و شتاب.

***
 
بنی هاشم در خانه علی (ع) جمع شدند و با ابوبکر بیعت ن د. عمر با عده زیادی به خانه علی (ع) آمد و بعد از ارعاب و تهدید، علی (ع) را همراه دیگران بردند برای بیعت گرفتن. به علی (ع) گفتند: «بیعت کن.» علی (ع) گفت: «من از شما به خلافت نزدیک تر و لایق ترم. شما با استدلال و فامیلی با رسول خدا (ص) خلافت را از انصار گرفتید، من هم با همین استدلال با شما صحبت می کنم. اگر انصاف دارید همان طور که انصار حرف شما را در با رسول خدا (ص) قبول د، شما هم حرف مرا قبول کنید که ی از من به (ص) نزدیک تر نبود و اگر قبول نکنید، ظلم آشکار کرده اید.»
عمر پسر خطاب گفت: «ولت نمی کنیم تا بیعت کنی.»
علی (ع) جواب داد: «تو داری شیری را می دوشی که نصفش مال توست. امروز تو کار او را محکم کن که فردا ابوبکر آن را به تو بر گرداند. به خدا بیعت نمی کنم.»
ابوعبیده گفت: «ای ابالحسن، تو حالا جوانی. اینها پیر مردان قوم تو هستند. تو تجربه آنها را نداری. تو حالا خلافت اینها را قبول کن. اگر زنده م بعد از اینها تو لایق خلافتی واقعاً.» ابوبکر گفت: «اگر بیعت نمی کنی، مجبورت نمی کنم.»

***
 
علی (ع) گفت: «ای مهاجران، خدا را فراموش نکنید. حق محمد (ص) را از خانه او به خانه خودتان منتقل نکنید. خاندان او را از حق و مقام او در بین مردم دور نکنید. به نظر شما قاری قرآن و فقیه در دین و مطلع از سنت و روش (ص) در بین خاندان او نیست که بتواند بار خلافت را به دوش بکشد؟ از نفستان پیروی نکنید.»
بشیر اولین نفری که با ابوبکر بیعت کرد؛ گفت: «اگر انصار این حرف ها را قبل از بیعت با ابوبکر شنیده بود، حتماً با تو بیعت می کرد ولی چه می شود کرد که دیگر بیعت انجام شده.»
علی (ع) که دید هیچ حرکتی نمی کند؛ برگشت و آمد خانه، بی آنکه بیعت کرده باشد.

***
 
بعد از مدت کوتاهی بعضی از همان هایی که با ابوبکر بیعت کرده بودند؛ پشیمان شدند. خودشان همدیگر را سرزنش می د که چرا دست حق را گذاشتیم و دست باطل را گرفتیم. آنها منتظر بودند که علی (ع) خودش را نشان بدهد تا به پشتیبانی او اقدامی کنند. علی (ع) اما تصمیمش را گرفته بود. او سکوت کرده بود تا فتنه ای درست نشود بعد از رحلت رسول خدا (ص)، تا ی که خیلی ها در اصلش طمع کرده بودند از بین نرود.
توی این مدت نشسته بود در خانه و قرآن را جمع آوری می کرد. با جدیت این کار را تمام کرد و اولین کتاب کامل قرآن را درست کرد.
شاید علی (ع) ترسیده بود. (ص) مردم را به دو چیز سفارش کرده بود؛ کتاب خدا و اهل بیتش. حرمت و مقام اهل بیت (ع) را که نگه نداشته بودند، شاید ترسیده بود به خاطر هوای نفس قرآن را هم ندیده بگیرند یا تحریف کنند.

***
 
در زمان خلافت ابوبکر، یهودی ای آمد پیشش و گفت: «اگر تو خلیفه (ص) هستی سوال دارم.»
ابوبکر گفت: «بپرس.» یهودی پرسید: «خدا چه چیزی را ندارد، چه چیزی پیش خدا نیست و چه چیزی را خدا نمی داند؟»
ابوبکر عصبانی شد و گفت: «سوال کافران را می کنی؟»
مسلمانان خواستند یهودی را بکشند که عبدالله پسر عباس جلویشان را گرفت و گفت با انصاف باشند. حالا که جواب سوالش را نمی دانید ولش کنید برود. یهودی را از دستشان درآورد و رد کرد. یهودی می رفت و می گفت: « از دست رفت. اینها نمی توانند جواب یک سوال را بدهند. رسول خدا (ص) کجاست؟ خلیفه رسول خدا (ص) کجاست؟ پسر عباس دنبال یهودی آمد و گفت: «چه خبر است. بیا ببرمت پیش معدن علم تا جوابت را بشنوی.» ابوبکر و مردم هم با آنها همراه شدند و عده زیادی به خانه علی (ع) آمدند. ازدحام زیاد شد. بعضی می خندیدند و بعضی گریه می د.
ابوبکر گفت: «ای ابالحسن! این یهودی از من سؤالات کفرآمیز می پرسد.»
علی (ع) به یهودی گفت: «چه پرسیدی؟»
یهودی گفت: «می گویم به شرطی که مثل اینها تصمیم به کشتنم نگیری» و بعد سؤالش را پرسید.
(ع) گفت: «جوابت را می دهم به شرط اینکه منصفانه را قبول کنی» و یهودی قبول کرد.
(ع) جواب داد: «چیزی که خدا ندارد زن و بچه و شریک است، چیزی که پیش خدا نیست، ظلم و ستم است که پیش او نیست و چیزی که خدا نمی داند این گفته شما یهودیان است که می گویند عزیر پسر خداست که خدا برای خودش پسری نمی داند.»
یهودی شهادتین را خواند و گفت: «دستت را جلو بیاور تا بیعت کنم. جواب این سوال را جز وصی یک نمی دانست.»

***
 
ابوبکر گفت: «علی (ع)، تو برطرف کننده گرفتاری ها هستی.» بعد رفت بالای منبر و گفت: «مردم من بیعتم را از شما برداشتم. من را ول کنید و بروید سراغ علی (ع).»
پسر خطاب که خبر دار شده بود، آمد و گفت: «این چه حرفی است که می زنی؟ ما تو را انتخاب کردیم و پسندیدیم.» بعد ابوبکر را از منبر پایین آورد تا ماجرا را تمام کند.

***
 
در زمان خلافت خلیفه دوم کشیش های نجران مثل هر سال برای دادن جزیه به مدینه آمدند. خلیفه دعوتشان کرد مسلمان شوند. کشیش گفت: «شما می گویید عرض بهشت خدا برابر عرض آسمان و زمین است. پس جهنم کجاست؟» عمر ت شد. مردم گفتند: «جوابش را بده تا نروند ما را مس ه کنند.» خلیفه سرش را از شرم پایین انداخته بود و سکوت کرده بود که علی (ع) از در مسجد وارد شد. مردم خوشحال شدند و سراغ ایشان رفتند. عمر سوال کشیش را به علی (ع) گفت. (ع) جواب داد: «شب که می شود روز کجاست به نظر شما کشیش؟» کشیش گفت: «بگذار از این مرد بد اخلاق بپرسم که خلیفه است؛ زمینی که فقط یک بار خورشید بر آن ت د کجا بود؟» عمر گفت از اباالحسن بپرس. علی (ع) جواب داد: «آن زمین کف دریایی است که خدا برای موسی شکافت، نه قبل از آن آفتاب دیده بود نه بعد از آن.»
کشیش گفت: «درست گفتی، از چه چیزی هر چه برداریم کم نمی شود و بیشتر می شود؟»
(ع) جواب داد: قرآن و علوم.
کشیش پرسید: «اولین رسولی که خدا فرستاد و نه جن بود و نه انسان که بود؟»
(ع) گفت: «همان کلاغی بود که خدا فرستاد تا ق ل را از سرگردانی و چه کنم چه کنم با جنازه ه ل رها کند.»
کشیش گفت: «یک سوال دیگر دارم که باید او جواب بدهد.» اشاره کرد به عمر و پرسید: «خدا کجاست؟»
عمر عصبانی شد. علی (ع) گفت: «عصبانی نشو تا نگوید در جوابش مانده ای.» بعد رو کرد به کشیش و گفت: «هیچ جا از خدا خالی نیست و او چیزی نیست و بر چیزی نیست. او مکان را آفریده و خودش برتر از آن است که در مکانی باشد، قدرت و احاطه او بر همه آسمان و زمین است و ... .»
کشیش شهادتین را گفت و با علی (ع) دست داد و گفت: «تو لایق جانشینی تان هستی نه این مرد بداخلاق.»
علی (ع) لبخند زد. عمر گفت: «خدا مرا گرفتار مشکلی نکند که تو آنجا نباشی ای ابالحسن، اگر تو نبودی من هلاک می شدم.»

***
 
عبدالله پسر عباس با خلفه دوم می رفتند. خلیفه آیه ای را خواند و از علی (ع) یادی کرد. بعد گفت: «به خدا قسم علی (ع) لایق تر از ابوبکر و من بود برای خلافت.»
عبدالله گفت: «این حرف را می گویی و خلافت را همراه ابوبکر از او گرفته ای؟»
خلیفه دوم مدتی ت شد و بعد گفت: «کاری که ما کردیم از روی عد نبود اما ترسیدیم عرب به خاطر جنگ هایی که علی (ع) کرده و بزرگانی که کشته، خلافتش را قبول نکنند.»
پسر عباس با خودش گفت (ص)، علی (ع) را به مهم ترین میدان های جنگ می فرستاد و او بزرگان و دشمنان را می کشت و در هم می ش ت. چطور شد آن وقت نترسید و علی (ع) را کوچک ندید ولی تو و ابوبکر او را کوچک دیدید؟
عمر بعد از سکوتی باز به حرف آمد که: «گذشته ها گذشته ولی به خدا قسم ما در هیچ ماجرایی بدون نظر علی (ع) تصمیم نمی گیریم و هیچ کاری را بدون م با او انجام نمی دهیم.»
صبر کرد. حدود 25 سال، خار در چشم و تیغ در گلو. یک زمانی قول داده بود به (ص) که صبر کند. البته م هم می داد به خلفا. گاهگاهی هم اشاره می کرد به حق غصب شده اش اما به هر حال توی این مدت اصلی ترین کارش صبر بود و تحمل خار و تیغ.

***
 
بعد از قتل عثمان مردم به خانه علی (ع) حمله ور شدند تا با او بیعت کنند. علی (ع) گفت من احتیاجی به ی شما ندارم ولی مردم اصرار د که به خاطر سابقه در و او با (ص) با دیگری بیعت نمی کنند. علی (ع) باز هم امتناع کرد و گفت: «من اگر باشم بهتر است تا اینکه باشم. شما هر را انتخاب کنید، من هم با او بیعت می کنم.» مردم گفتند: «راهی نیست باید قبول کنی.» آن قدر ازدحام زیاد شد که حسن (ع) و حسین (ع) زیر دست و پا ماندند و لباس علی (ع) شد. ایشان که دید وضع این طور است گفت: «پس بروید مسجد. بیعت نباید پنهانی و در خانه من باشد.» بعد خودش هم به مسجد رفت. اولین نفری که بیعت کرد طلحه بود و دومین نفر زبیر، مردم هم آمدند و بیعت د.
بعد از بیعت، علی (ع) برای مردم صحبت کرد و گفت: «اگر مردم جمع نشده بودند و اصرار نمی د و اگر خدا از دانشمندان و علما عهد نگرفته بود که در مقابل سیری ظالم و گرسنگی ضعیفان ت نباشند، افسار شتر خلافت را روی کوهانش می انداختم تا هر جا می خواهد برود.»
گفت که حکومت را با اکراه قبول می کند و مردم باید بدانند که امتحان می شوند و فتنه ها مثل تکه هایی از شب روی سرشان می بارد و تحملش سخت است جز برای انی که اهل صبر و بصیرت باشند. گفت او همان علی (ع) زمان (ص) است؛ قاطع و محکم. هر مالی از بیت المال را به ناحق برده باشد، حتی اگر مهریه زنش کرده باشد بر می گرداند. گفت همه با هم برابر هستند و اگر ی در راه خدا کاری انجام داده خدا پاداشش را می دهد.
این سخنرانی کار خودش را کرد. عده ای که از بیعت و اصرار به علی (ع) برای خودشان آرزوهایی رشته کرده بودند، رشته هایشان پنبه شد و دل هایشان پر از کینه.
فتنه ها مثل تکیه هایی از شب تاریک یکی یکی پیدا شدند.

نکته
 

کفش باارزش
 
ی که همراه المؤمنین (ع) از مدینه حرکت کرد برای جنگ جمل، در جایی به اسم ذی قار- بین کوفه و بصره - اطراق کرد تا نیروهای کوفه هم برسند. یک روز حضرت علی (ع) نشسته بود و کفش اش را وصله می کرد که عبدالله پسر عباس سر رسید. (ع) صدایش زد و گفت «این کفش چقدر می ارزد؟)
عبدالله به کفش کهنه و پر وصله و پینه نگاه کرد و گفت: «هیچ».
المؤمنین (ع) گفت: «به خدا قسم این کفش برایم ارزشمندتر از حکومت بر شماست، مگر اینکه با این حکومت حقی را بگیرم یا باطلی را نابود کنم.»
منابع:
- زندگانی المومنین (ع) سید هاشم رسولی محلاتی . دفتر نشر فرهنگ ی / 1374.
- داستان های الغدیر / سید رضا باقریان موحد/ انتشارات نصر/ 1379.
- سیمای علی (ع) از منظر اهل سنت/ محمد برفی/ نشر احسان/ 1380.
- غارات/ ابراهیم بن محمد ثقفی / ترجمه عزیرالله عطاردی / انتشارات عطارد/ 1373.
- مناقب مرتضوی/ محمد صالح الحسینی/ تصحیح کورش منصوری/ انتشارات روزنه/ 1380.
- علی (ع) از ولادت تا شهادت / علامه محمد کاظم قزوینی / ترجمه علی کرمی/ انتشارات دلیل/ 1379.
- خلاصه الغدیر/ تلخیص یعقوب قاسملو
- سیری در الغدیر/ محمد امینی .
منبع:نشریه آیه ویژه نامه دین و فرهنگ.

 




مشاهده متن کامل ...
ماه ذی الحجه
درخواست حذف اطلاعات

پیوند آسمانی(سالروز ازدواج علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) )

در آسمانها بسته شد عقدِ علـی و فاطمـه

جن ومَلَک در هر کجا دارند به لب این

عالی اعلا علی مولا علی عشق زهرا علی مولا علی

مبارک است بر مؤمنان و بر همه اهل ولا

این پیوندِ آسمـانی باشد تهنیت بر شما

ولی الله علی مولا علی عشق زهرا علی مولا علی

صَلِّ علی محمد و صَلِّ علی آل علی (ع)

جشن فرخنده شد بپا نور خدا شدمنجلی

شُکراً لله علی مولا علی عشق زهرا علی مولا علی

ای مؤمنان دلدادگان بوی گل و بهــار میاد

خدا به ما عیدی میده خیلی زیادخیلی زیاد

مولای ما علی مولا علی عشق زهرا علی مولا علی

سید مجیدرضاتوفیق

حیدر حیدر المؤمنین

حیدر حیدر المؤمنین ، احمد دیگر المؤمنین

علی ه ، عالی مقامه ، نعمت تمامه،ساقی کوثر المؤمنین

اکمال دینه ، حق جانشینه ، حبل المتینه،سیداصغر المؤمنین

اُم الکتابه ، عالی جنابه ، فصل الخطابه،کوکب اَزهر، المؤمنین

عید غدیره ، علی ه ، ماه منیره،زینت دفتر المؤمنین

زیبا صفاته ، عین الحیاته ، از طیّباته، لشکر المؤمنین

یارِرسوله ، زوج بتوله ، حج قبوله،سید وسرور المؤمنین

ناسه ، خداشناسه ، قوی اساسه، شاه مظفر المؤمنین

ولی یزدان ، آیت سبحان ، کاتب قرآن،حیدر صفدر المؤمنین

حیدر کرار، سید وسالار ، قبله ی ابرار، فاتح خیبر المؤمنین

امید آدم، روح دوعالم ، فیض دمادم،مهر منور المؤمین

خیرفراوان ،جنت وورضوان،مهردرخشان، شفیع م المؤمینن

جمال احمد ، جلال احمد ، کمال احمد،یار المؤمنین

جانم فدایش ، کنمثنایش ، به دل سرایش،ازهمه بهتر المؤمنین

سیدمجید رضاتوفیق

المؤمنین

از سوی حق مولا علی(ع) شد ِ اهلِ ولا

شد جانشین محمّد(ص)نبیِّ حق رسول الله

عالی اعلا علی المؤمنین عشق زهراء(س) المؤمنین

فرموده رسولِ خدا از سوی ذات کبریـا

هر منم مولای او علی بود بر او مولا

عالی اعلا علی المؤمنین مولای مــا المؤمنین

در آسمان ها شد بپا جشنِ ولایتِ علی

اهل زمین شادند از این عید ت علی

عالی اعلا علی المؤمنین نور دلهـــا المؤمنین

در سجده بر پایِ علی خیلِ مَلَک آمده اند

برآسِتانَش جُملگی سَر از وفــا بنهاده اند

عالی اعلا علی المؤمنین ولـیّ الله المؤمنین

ای مؤمنان دلدادگان بوی گل و بهــار میاد

خدا به ما عیدی میده خیلی زیاد خیلی زیاد

عالی اعلا علی المؤمنین حجت الله المؤمنین

صلِِّ عَلی محمّد(ص) و صَلِّ علی آلِ علی

عیـد ولایت شد بپا نور خدا شد منجلی

عالی اعلا علی المؤمنین شُکراً لِلّه المؤمنین

سیدمجید رضاتوفیق

عید ولایت

عید ولایت جشن ت بادا مبارک شد حجت حق یار نبوت بادا مبارک

مژده که عید اهـــل ولا شد علیِ اَعلـــی مــولای ما شد

دین محمد(ص)صاحب لوا شد جلـــــوه نموده نور ـت

عیــد غدیر است تبارک الله علی ا میر است بگو ما شـاالله

ماه منیر است همتــای زهرا غرق جهان شدعدل و عدا لت

بانگ اکملتُ ز حق نازل شـد دین الهــی بر ما کامل شــد

بُت های عالم جمله باطل شد داده به عــا لم فیض سعاد ت

من کنت مولاه علیٌ مـــولا والِ من والاه عادِ من عـــادا

این است پیام سید بطحـــا بنموده یـزدان بر ما عنایـت

بعد از نبی شد علی علمـدار وصی و وارث میر و سپهــدار

امـت ســد و ســـالار به لـــوح دل زد مُهـر ارادت

هم هل اتا ئــی هم انَّمـا ئی عشقی مــولای ما ئــی

نَفس شمس الضحائی گشتــه پدیدار نور حقیقـت

راه محبان چو راه مـولاست اُ میـد شیعــه بقیه الله است

فرزند زهراآیت عظما ست بر مسلمیــن شد اتمام نعمت

سیدمجیدرضاتوفیق

عید کبیره

عید غدیره مولا علی ه دلم به عشق مولاعلی اسیره

امروز روز اکمـــــال دینه نعمت تمـــام از حـیِ مبینه

این روز به کام همه شیرینه عیـــد ولایت عید کبیــره

تاج ولایت علـی به سر کرد جامة عزت مـــولا به بر کرد

عا لم به عدلش زیرو زِبَرکرد داد مظلوم از ظالــم می گیره

ساقــی حوض کوثر رسیده مُلک ولا را رهبــــر رسیده

چرخ فَلک را محـور رسیده به عرش اعلی علــی سفیره

فرموده وصفش نبـی اُمّــی لَحمُکَ لَحمی دَمُکَ دَ مـــی

حَربُکَ حَربی سِلمُکَ سِلمی از صــولت او بُت ها به زیره

نَفس پیامبــــر زوج بتوله رهبـر اسـلام بعدِ رســـوله

اعمال مــا با حُبّش قبـوله این عیــد بر ما خیر کثیـره

علی به جنّت ساقـیِ عشقه به آفرینـش راوی عشقـــه

کتـاب حق را هادیِ عشقـه علی به عا لم چه بی نظیــره

علـی به عا لم جان جهـانه بر تن بی جان روح و روانــه

حُبّ ولایـش مُلک جنـا نه بدون حَبّش عا لــم می میره

سیدمجیدرضاتوفیق

علی مولاعلی(ع)

من کُنتُ مولا علی علیٌ مـــولا علی

وصی پیغمبری(ص) تو سـاقیِ کوثری

ی و رهبـری علی مــولا علــی

تو حجــت داوری تو احمـــد دیگری

تو حیدر صفـد ری علی مــولا علــی

حُب توعین الحیات بُغض توعین ممات

نام توباب نجـات علی مــولا علــی

خسرو شیرین سخن با ب حسین وحسن

مِهــر زمین و زمن علی مــولا علــی

بهشت و جنت علی جان عدالـت علـی

مهر ومحبـت علی علی مــولا علــی

صاحب ذوالفقـار علی مـولا علــی

بر شیعه ا فتخـار علی مــولا علــی

توئی جان وجـود توئی دریای جود

نامت زیباسـرود علی مــولا علــی

علی شیــر خــدا علی نــور هُـدی

علی جنت ســرا علی مـولا علـی

سیدمجیدرضاتوفیق

علیٌّ حُبُّهُ جُنَّه قسیمُ النارِ وَالجنَّه

علیٌّ حُبُّهُ جُنَّه قسیمُ النارِ وَالجنَّه

وَصیِّ المُصطفی حقاً ُ الاِنس وَالجنَّه

علی مولا علی مولا

علی مولود بیت الله المؤمنین مولا

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی اکمال دین باشد علی حبل المتین باشد

علی شرع مبین باشد

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی آغاز وپایان است علی سلطان خوبان است

علی منجی انسان است ُ الاِنس وَالجنه

علی مولا علی مولا

علی انگشتر خاتم علی جان بنی آدم

علی با انبیاء همدم

ُ الاِنس وَالجنه علی مولا علی مولا

علی بر عرشیان زیور علی بر مؤمنان سرور

علی بر عارفان

ُ الاِنس والجنه علی مولا علی مولا

علی آیات قرآنی علی انوار سبحانی

علی روح مسلمانی

ُ الاِنس وَالجنه علی مولا علی مولا

ُ الاِنس وَالجنه علی مولا علی مولا

علی پیدا علی پنهان علی مفهوم ایمانی

علی مِهر درخشانی

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی زاهد علی عابد علی مرشد علی راشد

علی احمد علی حامد

ُ الاِنس الجنَّه علی مولا علی مولا

علی بابُ اللهِ عرفان علی یاسین وَالرَّحمان

علی است قاطعُ البُرهان

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی نورٌ علی نوراست علی بر قلبها شوراست

علی بیت خداپوراست

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی اسرار تکوین است علی عقل نخستین است

علی زین المصلین است

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی خیبر گشا حیدر علی مشکل گشاحیدر

علی تسراحیـــدر

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی مولای درویشان علی صفای دل ریشان

علی نوردل خویشـان

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

علی جانم فدای او زن بوسه به پای او

به سر دارم هوای او

ُ الاِنس وَالجنَّه علی مولا علی مولا

سیدمجید رضاتوفیق

من علی بن طالب المؤمنینم(ع)

من کیم اوّل م من کیم نعمت تمامم

من کیم رکن و مقامم

من کیم جـان کلامم من کیم کهف الاَنامم

من کیم عـالی مقامم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم حق الیقینم من کیم عین الیقینم من کیم حبل المتینم

من کیم نور مبینم من کیم سلطان دینم

من کیم فروغ دینـم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیـم حجت داور من کیم جان

من کیم ساقی کوثر

من کیم شاه مظفر من کیم حیدر صفدر

من کیم شافع م

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم دریای جودم من کیم جان وجودم

من کیم رکن سجودم

من کیم سِـرِّ قُعودم من کیم زیبا سرودم

من سلامم من درودم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم خورشید طاها من کیم نور تولا

من کیم علیِّ اعـلا

من کیم مـاه دل آرا من کیم افسـرلولا

من کیم والا

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم فاتـح خیبر من کیم صاحب منبر

من کیم کوکب اَزهر

من کیم زینت دفتـر من کیم سیدوسرور

من کیم خواجة قنبر

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم جنت سرایم من کیم لطف وعطایم

من کیم جودو سخایم

من کیم مهر و وفایم من کیم شیرخدایم

من کیم نور هُدایم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

سیدمجید رضاتوفیق

صلواتی

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

جانها به فدای رُخ دلخواه محمـد ،مِهر است خجل پیش رُخ ماه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

خوب است که با دوستی آل محمد ، سازیم فنا دشمن بدخواه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

چون رهرو راهش به جهان ازدل وجانیم ، سازیم رُخ ازشوق به درگاه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

ما امت پیغمبر و در خط ولائیـم ، پوئیم همه از دل و جان راه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

ماعاشق راه علی و فاطمه هستیم ، چون ملت پاینده و آگاه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

یا رب تونجاتی ده جمله شیعیان را ، تا سربنهند بر سر درگاه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

یا رب تونما قبول حج حاجیان را ، وز شوق کنند دعا به پیشگاه محمد(ص)

سلام برعلی و صلوات برمحمد(ص)

سیدمجید رضاتوفیق

صلوات بر علی (ع)

برعلی شیرخدا ساقی کوثر صلوات ، بر المؤمنین حجت داور صلوات

نائب برحق وداماد رسول کبریا(ص)، بروصی مصطفی سید اصغر صلوات

مقصد آیات بَلِّغ کاشف اسرار غیب ، کشتی ایجاد راسکان ولنگرصلوات

قاسم رضوان و نار وفاروق اعظم به

بربهشت و جنت مولای محشـر صلوات

او بود سیفُ الله و عین الله ودست خدا

فاتح خیبر علی (ع) حیدرصفدر صلوات

نص آیات مبین و ناطـق اُمُ الکتاب

ثِقل اکبر، نورفرقان ، زیب دفتر صلوات

خانه ی کعبه بود از مولد او برقـرار

برطواف وسعی وزمزم حجرومشعرصلوات

آفتاب بُرج ایمان یکه تاز مؤمنـان

ماه رخشان یقین خورشید انور صلوات

باعث اکمـال دین موجب اتمام نعم

رهبـرمُلک ولا شـاه مظفــر صلوات

سید ابـرار و شاه اتقیا و اولیاء

برعلی (ع)وعترت آل (ص)صلوات

سید مجیدرضاتوفیق

پیوند آسمانی

در آسمانها بسته شد عقدِ علـی و فاطمـه

جن ومَلَک در هر کجا دارند به لب این

عالی اعلا علی مولا علی ، عشق زهرا علی مولا علی

مبارک است بر مؤمنان و بر همه اهل ولا

این پیوندِ آسمـانی باشد تهنیت بر شما

ولی الله علی مولا علی ، عشق زهرا علی مولا علی

صَلِّ علی محمد و صَلِّ علی آل علی (ع)

جشن فرخنده شد بپا نور خدا شدمنجلی

شُکراً لله علی مولا علی ، عشق زهرا علی مولا علی

ای مؤمنان دلدادگان بوی گل و بهــار میاد

خدا به ما عیدی میده خیلی زیادخیلی زیاد

مولای ما علی مولا علی ، عشق زهرا علی مولا علی

سید مجیدرضاتوفیق

عید ولایت

از سوی حق مولا علی(ع) شد ِ اهلِ ولا

شد جانشین محمّد(ص)نبیِّ حق رسول الله

عالی اعلا علی المؤمنین عشق زهراء(س) المؤمنین

فرموده رسولِ خدا از سوی ذات کبریـا

هر منم مولای او علی بود بر او مولا

عالی اعلا علی المؤمنین مولای مــا المؤمنین

در آسمان ها شد بپا جشنِ ولایتِ علی

اهل زمین شادند از این عید ت ِعلی

عالی اعلا علی المؤمنین نور دلهـــا المؤمنین

در سجده بر پایِ علی خیلِ مَلَک آمده اند

برآسِتانَش جُملگی سَر از وفــا بنهاده اند

عالی اعلا علی المؤمنین ولـیّ الله المؤمنین

ای مؤمنان دلدادگان بوی گل و بهــار میاد

خدا به ما عیدی میده خیلی زیاد خیلی زیاد

عالی اعلا علی المؤمنین حجت الله المؤمنین

صلِِّ عَلی محمّد(ص) و صَلِّ علی آلِ علی

عیـد ولایت شد بپا نور خدا شد منجلی

عالی اعلا علی المؤمنین شُکراً لِلّه المؤمنین

سیدمجید رضاتوفیق

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم اوّل امــامم من کیم نعمت تمامم من کیم رکن و مقامم

من کیم جـان کلامم من کیم کهف الاَنامم من کیم عـلی مقامم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم حق الیقینم من کیم عین الیقینم من کیم حبل المتینم

من کیم نور مبینـم من کیم سلطان دینم من کیم فروغ دینـم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیـم حجت داور من کیم جان من کیم ساقی کوثـر

من کیم شاه مظفــر من کیم حیدر صفدر من کیم شافع م

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم دریای جودم من کیم جان وجودم من کیم رکن سجودم

من کیم سِـرِّ قُعـودم من کیم زیبا سرودم من سلامم من درودم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم خورشید طاها من کیم نـــور تولا من کیم علـیِّ اعـلا

من کیم مـاه دل آرا من کیم افسـر لولا من کیم امـــام والا

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم فاتـح خیبر من کیم صاحب منبر من کیم کوکب اَزهر

من کیم زینت دفتـر من کیم سید و سرور من کیم خواجة قنبر

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

من کیم جنت سرایم من کیم لطف وعطایم من کیم جودو سخایم

من کیم مهر و وفایم من کیم شیر خــدایم من کیم نور هُــدایم

من علی بن طالب المؤمنینم (ع)

سیدمجید رضاتوفیق

علی مولا علی(ع

من کُنتُ مـولا علی علیٌ مـــولا علی

وصی پیغمبری(ص) تو ســـاقیِ کوثری

ی و رهبـــری علی مــولا علــی

*****

تو حجــت داوری تو احمـــد دیگری

تو حیدر صفـد ری علی مــولا علــی

*****

حُب تو عین الحیات بُغض تو عین مما ت

نا م تو برگ بر ا ت علی مــولا علــی

*****

خسرو شیرین سخن با ب حسین وحسن

مِهــر زمین و زمن علی مــولا علــی

*****

بهشت و جنت علی جان عدالـت علـی

مهر و محبـت علی علی مــولا علــی

*****

صاحب ذوا لفقــا ر ا ما م نیکو تبـا ر

بر شیعه ا فتخــا ر علی مــولا علــی

*****

توئی جان وجــو د توئی دریــای جود

نامت زیبــا سـرود علی مــولا علــی

*****

علی شیــر خــدا علی نــو ر هُــد ا

علی جنت ســـرا علی مــولا علــی

سیدمجیدرضاتوفیق

اَلحَمدُلِلّهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ المُتَمِسّکین

بِوِلایَه اَمیرِ المؤمِنین عَلیّ ابن اَبیطالِب

دین احمد با علی(ع)پاینده شد

سنت و قرآن به نامش زنده شد

غدیر آمد

غدیر آمد غدیـــر آمد ز سوی حق امیــر آمد

المؤمنیــن(ع) آمد زحق سلطـان دین آمد

به مــا اِتمامِ نعمت شد نبـی(ص) راجانشین آمد

علی نورٌ علی نـور است علی بر زندگی شور است

علی عشق همه عــالم علی بر قلب ما نور است

علی حبل المتین باشد علی آئیـن و دین باشد

علی قرآن بی ریب است هُـــدیً للمتقین باشد

ولـــیِ داور است مولا ساقــی کوثر است مولا

رضـــای حق رضای او خدا را مظهـر است مولا

صراط مستقیم است او به کوی حق مقیم است او

سَریر هَــل اتی باشد که جنات نعیـم است او

علی است مصحف و قرآن علی است معنی فرقــان

علی خورشید عالمتاب علی است جلوة ایمــان

شب هجران به سر آمد عد را پـــــدر آمد

بده ساقـــی مِیِ باقی که یارم از سفــــر آمد

شده شور و شعف ب ا ز احمـد دست حق پیدا

مسلمانان بشارت باد علی گشته ولـی الله(ع)

ولایت را مبارکبـــاد ز لطف حق همه دلشاد

علی آمد ولـــی آمد ز او دنیا و دین آبـــاد

شده عید غدیر امشب علی گشته امیـر امشب

مبارک ، تهنیت بــادا به هـر بُرنا و پیر امشب

سیدمجید رضاتوفیق

صلوات بر علی (ع)

بر علی شیرخدا ساقی کوثر صلوات بر المؤمنین حجت داور صلوات

نائب برحق وداماد رسول کبریا(ص) بر وصی مصطفی سید اصغر صلوات

مقصد آیات بَلِّغ کاشف اسرار غیب کشتی ایجاد را سکان و لنگرصلوات

قاسم رضوان و نار وفاروق اعظم به

بر بهشت و جنت مولای محشـر صلوات

او بود سیفُ الله و عین الله ودست خدا

فاتح خیبر علی (ع) حیدر صفدر صلوات

نص آیات مبین و ناطـــــق اُمُ الکتاب

ثِقل اکبر، نورفرقـان ، زیب دفتر صلوات

خانة کعبـــه بود از مولــد او برقــــرار

بر طواف وسعی وزمزم حـجرومشعرصلوات

آفتاب بُرج ایمـــان یکه تاز مؤمنــــان

ماه رخشان یقین خورشیـــد انور صلوات

باعث اکمــــال دین موجب اتمــام نعم

رهبــر مُلک ولا شـــاه مظفــر صلوات

سید ابـــرار و شاه اتقیــا و اولیــــاء

بر علی (ع) و عترت آل (ص)صلوات

سید مجیدرضاتوفیق

ا میر ا لمؤمنین (ع) حیدر

حیدر حیدر، ا میرا لمؤمنین ا حمد دیگر، ا میرا لمؤمنین

علی ا ما مه عا لی مقا مه نعمت تما مه

سا قی کوثر ا میر ا لمؤمنین (ع)

اکمال دینه حق جا نشینه حبل ا لمتینه

سیّد ا صغر ا میر ا لمؤمنین (ع)

اُ م ا لکتا به عا لـی جنا به فصلُ ا لخطا به

کوکب اَ ز هَر ا میر ا لمؤمنین (ع)

عید غد یره علـی ا میره مـا ه منیره

زینت د فتـر ا میر ا لمؤمنین (ع)

زیبا صفــا ته عین ا لحیا ته ا ز طیّبـا ته

ا میر لشکـر ا میر ا لمؤمنین (ع)

یا ر رسـو له ز و ج بتـو له حج قبـو له

سید و سرور ا میر ا لمؤمنین (ع)

ا ما مِ نا سـه خدا شنا سه قوی ا سا سه

شاه مظفـر ا میر ا لمؤمنین (ع)

و لی یزدان آ یت سبحا ن کا تب قرآن

حیدر صفدر ا میر ا لمؤمنین (ع)

حید ر کرا ر سید و سا لا ر قبله ی ا برا ر

فا تح خیبر ا میر ا لمؤمنین (ع)

اُ مید آ د م ر و ح دو عا لم فیض د ما د م

مِهر منو ر ا میر ا لمؤمنین (ع)

وجه خد ا یه مشکل گشا یه عین ثنـا یه

شا فع م ا میر ا لمؤمنین (ع)

خیر فرا وا ن جنت و رضوان مهر د رخشان

ولی د ا و ر ا میر ا لمؤمنین (ع)

لطف و عنا یت صبح سعا د ت شا ه ولا یت

خورشید اَ نو ر ا میر ا لمؤمنین (ع)

جما ل احمد جلا ل احمد کما ل احمد

یا ر پیا مبر ا میر ا لمؤمنین (ع)

جا نم فد ا یش کنم ثنا یش به دل سرایش

ا ز همه بهتر ا میر ا لمؤمنین (ع)

سیدمجید رضاتوفیق

غدیر

از هیچیک از اصحاب رسول خدا (ص) حدیثی در فضیلت او نرسیده آنقدر که از فضایل علی (ع) رسیده است .

( مستدرک الصحیحین جلد3 ص 107 ) بسند خود از محمد بن منصورطوسی روایت کرده از احمد بن حنبل

یا علی(ع) مردم هریک از یک شجره اند ولی از یک شجره هستیم . رسول اکرم (ص)

( مستدرک الصحیحین جلد 2 ص 241 ) بسند خود از جابربن عبدالله و (کنوزالحقایق ص 155)

یا علی تو به منزلة کعبه ای که همه باید بسویت بیایند ولی تو بسوی ی نمی روی . رسول اکرم (ص)

( کنوزالحقایق ص 188 و اسدالغابه جلد 3ص 31 ازصناجلی )

اولین ی که آورد علی (ع) بود

(صحیح ترمذی جلد 2 ص301 _ از حمزه از زید بن ارقم

اولین ی که از شما در کنار حوض بر من وارد شود ، ی است که اول آورد و اوعلی بن طالب است . رسول اکرم (ص)

( مستدرک الصحیحین جلد 3 ص 465 ) از ابن عباس از موسی اشعری و در همان جلد ص136 از سلمان

من در جنگم با ی که با شما در جنگ باشد و در صلح هستم با ی که با شما در صلح باشد . رسول اکرم (ص)

صحیح ترمذی جلد 2 ص 319 ، از ام سلمه از زیدبن ارقم ، صحیح ابن ماجه ص14 ، ابن اثیری جزری دراسدالغابه جلد5 ص 523 ،کنزل العمال جلد6 ص 216 و .........

قال رسولالله (ص) :علی (ع) خلیفتی فیکم فاسمعوا و اطیعوا ( تفسیرطبری 75/19 ،سیره حلبیه107/2 )

علی (ع) جانشین من بر شماست ، سخن او را گوش کنید

و از او اطاعت نمائید . رسول اکرم(ص)

........................................

علی ا لمؤمنینه (ع)

علی ا لمؤ منینه علی خدا ر ا جا نشینه

عیــد ولا یتعهد یِ علی ا ما م ا لمتقینه

مولام علی شا یسته ی ا مر وصایته بعد ا ز رسولِ حق به ما شاه ولایته

طلوع روی ماه ا و صبح سعا دته علی (ع) طیّــب و طــا هرینه

علی ا لمؤمنینه

به روی دستان نبی مَه جلوه گرشده به شیعیان مژده دهید مولا پدر شده

شام غم عاشقان ا و دیگر سحر شده علی (ع) نهـــا ل با غ د ینـه

علی ا لمؤمنینه

خدای من حب علی رو دردل افزون کن بُتِ نفس دل ما رو تو سرنگون کن

همه ی کاخهای جور و بیا واژگون کن علی (ع) حُبِّش چه د ل نشینه

علی ا لمؤمنینه

شیعه به حب ا ما م خو د علی می نازه تا که علی رو شیعه داره ا و بی نیازه

با علی و آ ل علی(ع) شیعه سرافرازه علی (ع) آ قــا ی بی قرینــه

علی ا لمؤمنینه

علی مولای دین گشته بگومبارک باد با خدا هم نشین گشته بگومبارک باد

عزیز مؤ منین گشته بگومبارک باد علی (ع) نگـــا ر نا زَ نینــه

علی ا لمؤمنینه

سیدمجید رضاتوفیق



مشاهده متن کامل ...
سکان زمین و آسمان است علی
درخواست حذف اطلاعات
سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانیان است علی

گلواژه ی منشق از علی اعلاست

سر چشمه ی فیض بی کران است علی

آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد

مشهور به هفت آسمان است علی

سر سلسله خلیل عبادالرحمن

آن بنده ی سر به آستان است علی

برتر ز علی رب جلی خلق نکرد

آقای همه بهشتیان است علی

از بعد نبی بر همه ی مخلوقات

از جانب دوست ارمغان است علی

اول وصی پیمبر اعظم اوست

بر دین رسول روح و جان است علی

شاگرد محمد امین است ولی

همه پیمبران است علی

دستور تمام انبیا در دستش

حق را شب معراج لسان است علی

هستند ان مبین رهرو او

یعنی که کاروان است علی

همتای عشق تنها زهرا ست

با دخت رسول همزبان است علی

بر هر نبی و ولی ولی الله است

مولای جمیع انس و جان است علی

در نور محبتش پر از جاذبه است

محبوب قلوب شیعیان است علی

بر غیب و شهود حاکم و سلطان است

آگاه ز راز ک شان است علی

جنت یکی از صنایع دستانش

صنعتگر آفریدگان است علی

ایمان و و اصل علی است

توحید و معاد عارفان است علی

مفتاح علوم ایزدی در نزدش

دیباچه ی علم لا مکان است علی

این است گواه لا مکان بودن او

یک شب به چهل مکان عیان است علی

مولا و متقین کیست علی است

حقا که مومنان است علی

سلمان که سبو از می منّا نوشید

او ظرف و در آن قطره چکان است علی

میثم سر دار از علی می گوید

با لله می وصل عاشقان است علی

قنبر که غلامی علی منصب اوست

او سالک و پیر راهدان است علی

در مرکز وحی کاتب وحی علی است

بر حامل وحی تر جمان است علی

گنجینه ی مخفی معارف مولاست

آئینه ذات مستعان است علی

تفسیر مبین فطره الله علی است

عشقش به دل پیر و جوان است علی

آیات مبین مدیحه اوصافش

هر سوره و آیه آرمان است علی

قرآن بدون او به قرآن جعلی است

تا ناطق و منطق و بیان است علی

دانید که سرّ اسم اعظم در چیست

ا یر به رمز کن مکان است علی

در اولُ الاولین عیان کیست علی است

در آ الآ ین نهان است علی

احسان قدیم و حکم فرمای ازل

مسجود همه فرشتگان است علی

موسای قلندر از علی نیل گشود

بر کشتی نوح پشتوان است علی

عیسا نه به خویش مرده را زنده کند

تجدید حیات مردگان است علی

میزان و قسیم نار و جنت حیدر

آری به صراط میزبان است علی

عنوان علی به چهره ها منقوش است

نامش به رخ موالیان است علی

با این همه مظهر العجائب بشر است !

یا اینکه خداوند جهان است علی

افتاده بیا که دستگیر تو علی است

بر بازوی نا توان توان است علی

بر سائل خود زکات بخشد به رکوع

با قاتل خویش مهربان است علی

نیروی ولایتش محک بر همگان

بر جمع خلایق امتحان است علی

در روز نبرد تک سوار عرب است

در عرصه صبر قهرمان است علی

خیبر شکن و صف شکن و بت شکن است

هنگام مصاف پهلوان است علی

هر ضربه که می زند به رجیم

تضمین بهشت جاودان است علی

لشگر عددی نبود در حرب علی

تشنه به قتال کافران است علی

در معرکه چشم فتنه را کور کند

شمشیر به فرق دشمنان است علی

با خنده مظلوم علی خشنود است

ویران گر ظلم پیشه گان است علی

با اشک یتیم دیده اش بارانی

با قوْتِ فقیر شادمان است علی

قانع به نمک و قرص نانی باشد

با اینکه نعیم آب و نان است علی

آن زاهد شب که شیر روزش خوانند

سالار همه دلاوران است علی

آری سه طلاقه کرد دنیایی را

الحق که زاهدان است علی

هر ذائقه با ولای او شیرین است

عطر گل و طعم زعفران است علی

او را نشناخت جز خدا و احمد

از بس که لطیف و دلستان است علی

آن میر مهیمنی که ما را در

از دوزخیان نگاهبان است علی

روزی که ی به داد امت نرسد

آن که به فکر دوستان است علی

امضای شفاعت است با مهر علی

در جواز مومنان است علی

آرامش شیعیان عا لم مهدی است

آرامش صاحب ا مان است علی

از عدل علی که می توان گفت سخن

جایی که شهید هر زمان است علی



مشاهده متن کامل ...
کشف دین 596 یعنی قرآن 351+245 ه حق یعنی فاطمه 135+110 علی+351 قرآن = 596 کشف دین
درخواست حذف اطلاعات
کشف دین 596 یعنی قرآن 351+245 ه حق یعنی فاطمه 135+110 علی+351 قرآن = 596 کشف دین 596 .. ای انی ک ایمان آورده اید دشمن خدا را به دوستی نگیرید و تکیه گاه قرار ندهید که شما را به زمین خواهد زدشما را نابهنگام نابود خواهد کرد به ابجد غرب زده 1218 به ی میگویند که شیعه باشد و 12 را ندید و غدیر را هم فراموش کند 18 ذالحجه و دشمنان دین را به دوستی بگیرد

عامل تفرقه926 بوده است 926 -385شیعه = 541 عمر و ابوبکر عثمان عامل تفرقه در بوده اند فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها ملعونه 74 گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74 ستمگران 772-541= 231 ابوبکر 231+310 عمر = 541 +430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید

541 بدشمن دینه اللهی 541فتنه ها 541 ابوبکر و عمر 541 قال رسوالله خائنینه ه حق را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 ه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 به قلدر دین 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم 971حیله های ی ملحد 971 قال رسول الله بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541اهله شر 541 فتنه ها 541ستمگران 541حادثه ها بدیها 541 مرگ کافر 541 دشمنه ی قاتلی 541اهله شر 541 فتنه ها 541ستمگران 541 فاسق گبر پلید دین 541فاسق حرامیان 541احمق نامردیه 541فاسق جاهل منافق 541فاسق کفری 541فاسق حرامیان 541 خناسانه گمراه دینی 541 لعینا 541 عداوتین 541 احمقان فاسد دین 541 مجرمین بدین 541 لعن نفرینا 541 مرگ کافر 541 دشمنه ی541بدشمنا دین الهی 541 قاتلی 541اهله شر 541 فتنه ها 541ستمگران 541چهار خلیفه و غدیر را فراموش کند به ابجد نجاتبخش 1488 - 1202 عمر ابوبکرو عثمان = 286 یعنی 286 عید محمد علی 286 غدیر 1214 -1202 سه خلیفه = 12 به ابجد 12 حق 12 نجاتبخش12 12 حق 12 هوا 12 ساعت 12 ماها 12 حم 12قلب 12گل گل اندکی تفکر ( شیعه سنی وه ت ) برادران 74 فرقه گمراه به خود آئید و مرد باشید و حق را بپذیرید به روح رسوالله من بهشت را برایتان تضمین میکنم یا حق را بپذیرید یا جواب این مقاله را بدهید علمی با علم ابجد قرآن در این مقالات از چهار الهی و حضرت مهدی کمک گرفته شده حضرت خضر خیلی بزرگوار است حضرت مهدی تاج سر تمام ان الهی میباشد روزی یک ساعت برای سلامتیشان دورد بفرستید چهل روز نشده به زی ان نائل خواهید شد حضرت خضر یک هفته صلوات برای سلامتیش بفرست میبینی به ابجد اهل سنت 546-541 عمر ابوبکر= 5 تن آل عباء حدیث کثاء آیه مباهله خانواده شیعیان اهل سنت واقعی میباشند به ابجد نجاتبخش 1488 - 1202 عمر ابوبکرو عثمان = 286 یعنی 286 عید محمد علی 286 به ابجد 12 حق 12 نجاتبخش 12 قلب 12 هوا 12 ساعت 12 ماها 12 حم 12 گل گل12 حق 12قلب 12 12نجاتبخش 12 ساعت 12 بماه12 کعبه هم 12 ضلع داردمکعب 12 ضلع دارد به ابجد غدیر خم 1854-1312 چهار خلیفه = 542 -1 = 541 عمر و ابوبکر نامرد عالم بودند

در عرش نوشته با خط جلی وارث خاتم بوود مولاء علی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی تقدیم به روی ماهت یا قائم آل محمدی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی مهدی جان فقط تو مولایی

مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست جمال کبریاء سلام علی مرتضا سلام وصی مصطفا سلام مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی به ابجد صغیر کهیعص49 عمرو ابوبک ب خلافت علی نمودند و حمعسق 26علی26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر26جانه نبی26 جان رسول 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 راه حق26 حمسعق 26 دستور دینه و قرآنی 1228-1202سه خلیفه =26 راه حق 26 علی 26 انتخاب درست26 وصیت 26 بیعت 26 دین 26 جان رسول 26 جانه قرآن 26 غدیر 26ارباب 26 علی 26 به ابجد دین حق شیعه 557-541 عمر و ابوبکر= 26 علی 26 حمعسق468تقسیم بر26 = 18 ذالحجه غدیر خم اگر هر دو دست را بچسبانی به هم دوتا 18 روی هم میافته یعنی خلافت علی را پنهان نمودند ما شیعیان دستهای خود را باز و در قنوت هم باز ولی شیاطین دستهای خود را میبندند و دست چه کنم چه کنم روی هم میگذارند و در خود این امر مهم غدیر خم را پنهان میکنند بخاطر این دست بسته میخوانند وگرنه در صحیح مسلم و بخاری فرموده دست باز مثل شیعیان میخوانده و بخاک پاک سجده میکرده با خاکهای نجس و آلوده به درگاه خدا نمیشود عبادت کرد مکان سجده باید پاک و پا نخورده باشد قرآن114 +427نامردانه بی دین =541نامردانه بی دین عمر و ابوبکر 541

عامل تفرقه926 بوده است 926 -385شیعه = 541 عمر و ابوبکر عثمان عامل تفرقه در بوده اند فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها ملعونه 74 گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74

نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها ملعونه 74 گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74

این وبلاگ با حفظ شرایط وحدت ی و بدون قصد توهین به گروه یا مذهبی بحق سعی در شناساندن انحرافات موجود در بعضی از74 فرق ی و همچنین شناساندن مکتب حقّه تشیّع (12 ی92 محمد92 ) 12+ ی ها 98= 110 بحق =12+ ی ها = 110 دین الهی110میدان 110نگین 110دین الهی 110بحق110 علی 110علی دارد.ببین ساعت 12 ماهای سال 12 حق12 12 هوا 12نجاتبخش12 کعبه 12 ضلع دارد خلفای عیسی 12 نفرند حم 12 هوا 12 12 نجاتبخش 12 نام در قرآن 12 بار آمده دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراست دوازدهمین آیه یاسین و کل شیی احصیناه فی مبین این آیه هم ابجد دوازدهمین سرور و سالار جهان مهدی موعود تاج خاتم انبیاء که فرمود من و پدر مادرم به فدایش خاتم پیغمبران فدائیش میباشد این آیه ابجد مهدی میباشد او بدون وحی از جانب خدا بر تمام امور عالم واقف است اگر خدا لطف کند بمن من هم خواهم دانست تا وه بمیرد مقصر عمر740 نفرتی 740 نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها ملعونه 74 و کل شیی احصیناه فی مبین ی که از شمارش قطره های باران و برگ درختان نفس کشیدن شما را هم میداند اگر خدا بخواهد حضرت خضر و الیاس و عیسی هم میداند اگر اراده خدا باشد ما هم میدانیم در قلبهایی که نفاق 231 عصیان 231 نفاق 231 ابوبکر 231 ه دینه ی 231 میباشد هرگز ایمان نخواهند آورد اینجانب توهین ن حق با ریاضی قرآن ثابت نمودم 74 فرقه بر باطل میباشند فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 به ذات خدا اگر غیر شیعه بود ما شیعیان می پذرفتیم شیعه یعنی مدار حق 365مداربحقی 365روز سال بخاطر شیعه

بقره آیه 124 صدوبیستوچهارهزار و12 از جانب خدا انتخاب میگرددبقره آیه 124 و از جانب خدا انتخاب میگردد به ابجد راه حق 26طلاء 26 علی 26 راه حق 26 غدیر 26 وصیت 26 بیعت 26 دستور دینه و قرآنی 1228-1202سه خلیفه =26 راه حق 26 علی 26 انتخاب درست26 وصیت 26 بیعت 26 دین 26 جان رسول 26 جانه قرآن 26 غدیر 26ارباب 26 علی 26 به ابجد دین حق شیعه 557-541 عمر و ابوبکر= 26 علی 26 به ابجد دین حق شیعه 557-541 عمر و ابوبکر= 26 علی 26 راه حق 26 علی 26 انتخاب درست 26 انتخاب بجای 26امانت نبی 26غدیر26 بیعت 26 وصیت 26 شیعها 26 دین 26 جان رسول 26 جانه قرآن26 حکمها 26 راه 26 عشق 26 بمرد انه26مردی26 دینی26 خیلی 26 مردی 26 علی 26 تاج سری26 توآقای26 ارباب 26 ارباب حق 26 ارباب جانها 26 دین 26جان رسول 26راه حق 26 اولینا 26 با ایمانه 26 جان رسول 26 عشق 26انتخاب درست 26 انتخاب بجای 26 عشق حق26 امانت نبی 26جمال علی 26 راه حق26 مدارحق عشق حق 26 بحق 26 محمدها 26 نور ی 26راه حق 26 امانت نبی 26جمال حق 26 علی 26 راه حق 26 علی 26 وصیت 26 بیعت 26 جان رسول 26نور چشمها 26چراغ ولا 26 امانت۲۶ غدیر 26خلف 12 جاشینه محمد علیست26 26کائنات26بگفتم قسم26 گفتمی 26 وصیت 26 جان رسول26 با 26 آشنا بشوید26 امانت نبی 26بت شکنی 26 بدوش نبی 26 بیعت 26 نور خداه 26 هست علی 26 جمال حق 26 اسرار آسمان 26نییت 26 بیعت 26 وصیت 26 احکامت26 راهبی 26 دیرت 26 بمتقین26 خوف رجا 26 احکامت 26با الهیا26 خدایه ها 26 با حقیا 26 راه حق 26 جر نزنید دق نکنید26 علی 26 راه حق 26 امانت نبی 26جمال حق 26 علی 26 راه حق 26 علی 26 وصیت 26 بیعت 26 جان رسول 26نور چشمها 26چراغ ولا 26 امانت خلف26 امانت نبی 26 بحق26 راه 12 جاشینه محمد علیست26 بخالصیا26گنجه نور26 گنج نوره 26وزن 26 بخالصیا26گنجه نور26 گنج نوره 26وزن 26 معتقد 26دروازه 26 شهادتین26 بصاحبه 26 مسلمین 26 علی میباشد 110علی+92 محمد = 202 یک آیه بیشتر در قرآ نی ست و آن ابجد محمد و علیست و ابجد اسم اعظم خدا 202 میباشدمحمد 92+110 علی = 202 توسل به این دو نام اکمل تمام دعاهاست به 46 قطب عالمی 46غدیر خمی ها 46 لا اله الا الله 46 قسم محمد 20+26 علی = 46 جانشینه مصطفا این مرتضا مولاء علیست به ابجد جانشینه 23+برحق محمد 42+26علی= 91+19 شب قدر شهید محراب علیست= 110 ابجد کبیر کلمه جانشینه419 92 محمد 327+26 علی = 353+12 = 365 روز سال ماه به ابجد 46+26 علی =72 شهید کربلاء72 نایب رب العالمینه 72+26 علی =98+12 فرزندان رسول خدا =110 نام علی 110 نجم به ابجد 93+17 رکعت =110 و دوازده ظلع کعبه مکعب 12 ظلع دارد تماما 14 معصوم +12 = 26 علی به همه 26کائنات26بگفتم قسم26 گفتمی 26 وصیت 26 جان رسول 26امانتنبی 26 بیعت 26 نور خداه 26 هست علی 26 جمال حق 26 اسرار آسمان 26نییت 26 بیعت 26 احکامت26 راهبی 26 دیرت 26 بمتقین26 خوف رجا 26 احکامت 26 با حقیا 26 راه حق 26 جر نزنید دق نکنید راه حق 26 امانت نبی26بت شکنی 26 26جمال حق 26 علی 26 راه حق 26 علی 26 وصیت 26 بیعت 26 جان رسول 26نور چشمها 26چراغ ولا 26 امانت خلف 12 جاشینه محمد علیست26 بخالصیا26گنجه نور26 گنج نوره 26وزن 26 دوره کعبه پنج تن الله محمد علی فاطمه حسن و حسین گنج 5 عالم دوره کعبه 5 تن ابجدصغیر علی 26علی 26 راه حق 26 26قلب 26 گنجینه ها 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 دوست حق 26 غدیر 26 سیزده 26سیزده رجب تولد مولاء در کعبه 26 بیست ششی 26 راه 26راه حق 26حق انتخاب 26 وصیت 26 بیعت 26 ارباب حق 26 عشق حق 26 خاندان نور 26 گنج عالم26 خیلی 26مردی 26غیبی 26 مردی 26 غیبی 26 راه حق 26 علی 26 طلاء26 گنج علما 26خیلی 26 حبلی 26 وعتصمو بحبل الله جمیعا" ولا تفرقو144 ائمه شیعه ضرب 12 در 12 = 144 ریسمان نجاتبخش پروردگاری 12 نور عالم تاب دوازده ساعت دوازده ماه سا ل قلب 12 فشار خون 12 قلب 12 حق 12 12 و راه حق 26 حق12+14 بین 26 قلب 12گوشها 26چشم خداوند ه 26 علی 26 علی 26 الله 19+7 = 26 نام ائمه بدون تکرار در قرآن 7 میباشد ثبع المثانی من القران العظیم 7 دور کعبه و هفت سنگ به و خداوند آسمانها را 7 طبقه قرار داد۲۶علی 26 علی سالاری 26 خیلی 26 مردی26 آقایی 26 علی 26 طلاء26 علی26 آیاتی 26 وصیت 26واقعه26 جهانیه26 غدیر 26راه حق 26 بتالار 26 سفیر26 26 دینی 26 وصیت 26 بیعت 26 راه حق 26 خیلی 26 مردی 26علی 26حدید 26 آبادانیه 26 وصیت 26بیعت 26جانه نبی ا26 جان رسول 26 26 عشق بخداه26 ی 26 خیلی 26 مردی به ابجد26 راه حق26 بسم رب 26ره راست 26 مستقیم 26 فروغ آفت 26 علی 26 حدید 26طلاء26 حدید 26 بحق حق 26 وصیت 26 بیعت 26 دین 26 ۲۶ بمنتخب ۲۶ باانتخاب حقا۲۲ وصیت ۲۶ بیعت ۲۶ علی ۲۶ بجانشینها ۲۶ ا 26منظورها ۲۶ بسلطانها 26 پادشاهیه 26 نیت خداه 26محمدها 26 جان رسول26 ( بجن انسها 26 ) علی هم 26 راه حق هم 26بت شکنی 26 طلاء هم 26 ( خیلی26 آقایی 26 ) جمال عشق 26 خیلی مردی 26 علی26 دلیل26 ت 14+حق12= 26 26غدیر 26 سید حق26 سید آسمانت 26 26سید ابواب 26 عشق حسن 26انتخاب اخلاص26 غدیر26 پادشاهیه 26 قدرتها 26 شیعها 26 محمدها 26 منظورها 26 سید حق 26 سید آسمانت 26 حبلی 26 حق انتخابت 26 بت شکنی 26 بدوشنبی 26 بجنو انس 26خداوند داستان 26 را در قرآن ذکر نموده نه کمتر نه بیشتر 26 راستینا 26 نور خداه26 عشق اله 26 عشق بخداه26 راه حق26 علی26 سالاری 26 دین26 به ابجد 26 وصیت 26بیعت 26جانه نبی ا26 جان رسول 26 26 عشق بخداه26 ی 26 خیلی 26 مردی آقایی 26 خیلی 26و به ابجد صغیرعلی 26 طلاء26 ه 26 بصیر26بعشقی26علی 26 در قرآن داستان 26 را خداوند ذکر نموده است26 راه حق 26 حق انتخابت 26 علی 26راه 26 خاندان نور 26 نوری26 ظاهره26 قرآنیا 26مسلمین 26 نوری 26 راه حق 26 محید26 یحمد 26 بسعادته 26 علی 26 بت شکنی 26جان رسول 26 بدوش نبی 26بت شکنی26 علی 26 طلاء 26 راه حق 26 مستقیم 26 عسلی 26 نحلی 26 عسلی 26 علی 26 26 ه 26 جمال حق 26رن خدا 26 عشق حق 26 راه حق 26 نور خدا ه 26 علی میباشدف مهدی همه عالم شده است مداربحقی 365روز سال بخاطر شیعه خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب5 تن در خودش ضرب 12 در خودش ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال مداربحقی 365روز سال بخاطر شیعه

معادله ظالم 971 و مقصر430و این معادله 30مرحله میباشد هر طور کلمه ظالم و مقصر را در نام سه خلیفه کم و زیاد کنیم نام سه خلیفه ابوبکر و عمروعثمان به دست میآیدبه ابجد مثال ظالم 971-430مقصر = 541 ابجد ابوبکر و عمر541 ابوبکرعمر541 ظالم971-310 عمر= 661 عثمان بدست میآید عثمان 661 -231 ابوبکر =430 مقصر 430+231 ابوبکر = 661عثمان +310عمر = 971 ظالم به دست میآیداصلا حکایتیه که نپرس اگه ملائکه خدا هم با هم فکر می د نمیتونستند این ظالم و مقصر عالم را کفش عثمان کنند کلی میخندیدند در که نمیشه حق با 74 فرقه باشه فقط یک فرقه اهل نجات است و حق میگوید و با حق میباشد قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 بخدا اگه سنی وه بود به قرآن من قبول می در تعجبم جه تا کجا مگه میشه حق را نپذیرفت و به کفر و گمراهی پا فشاری کرد شنیده ام برادران اهل سنت گروه گروه الحمدو الله شیعه قائم آل محمد میشوند بخدا اگر شما هم توانستید مثل این مقاله بیاورید من نامردم سنی وه هر کوفتی باطل هستید من هم همان شوم که شما میخواهید شما ثابت کنید ما در خدمتیم = فلسفه دین محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی دو معادله اشرار دینها 772 خائنان 772-110علی = 661 عثمان دشمن دین دوستان خودش او را کشتند و عایشه مبتکر پیر هن عثمان شد به او کفتار پیر فت می گفت فلسفه دین محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی علمی صحبت کنیم علم ابجد قرآن تقدیم میکند بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر =245 ه حق 245حکم الهی دین الله245 ه حق 245یعنی فاطمه 135+110 علی =245 حق 245 دینه بحق الله 245 یا علی ای مردم جهان اگر شیعه بحق است شما هم اگر میتوانید حقانیت خود را ثابت کنید ما منتظر معادلات قرآنی شما میباشیم اگر توانستید ثابت کنید ما نامرد نیستیم به دین شما در خواهیم آمد ولی اگر نتوانستید سربلندی را تحمل کنید با و خاری نمیرید اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید ه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 ه حق میباشند بنامت قسم یا علی توایی وارث این نبی رمز باء بسم الله الرحمن الرحیم رمز اسم اعظمی مولاء علی به ثنای اسم اعظم شده چون علی محمد بدرید کعبه از هم شده بت شکن به کعبه اسدالله اعظم قسم= بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 در غدیرخم محمد علی را جانشین خود فرمود{ قال رسوالله} کت الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =فرقه 385شیعه385 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385علی110-495بمب اتمی=385شیعه 385 با منجی علم ی385 با ناب محمد علی 385 مذهب محمدی 385 نا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه ه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق 385 با بیداریه یه 385علی110-495بمب اتمی=385شیعه 385مداری بحقیی 385 بخاطر شیعه هر ی میخواهد قدرتش بمب اتمی شود شیعه شودمکتبه قرآن حق 926 -541 عمر ابوبکر=385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است فرقه 385 شیعه 385 روزی علی فرمود میتوانم از آب نور تولید کنم مرد اتمی علی مولاء بود 385 مکتبه قرآن حق 926 -541 عمر ابوبکر=385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است فرقه 385 شیعه 385 یعنی ۵ضربدر ۸ ضربدر ۳= ۱۲۰ علیی ۱۲۰ ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده اشرار دینها 772 خائنان 772-110علی = 661 عثمان اینتر 661خائن بوده خاین بوده اونم میشه 661 درست فکر کردی فلسفه دین محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 ابوبکر رکب وبا772-110 علی = 661 عثمان اشرار دینها بوده است 231 با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 قال رسوالله فتنه گران دشمن ه حق دو معادله در یکی = تفرقها786= فتنه گران786-245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم971 میباشد ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر ریاست کفر971 + 231 ابوبکر=1202 جاهلان خبیث 1202یاران مکار خدعه 1202 ریاست کفر حرامیان 1202 ریاست کفر نمرودی 1202 جاهل منافق ریاست کفر 1202 یاران مکار خدعه 1202خبیث جاهلان 1202 عمر 310+231 ابوبکر +661 عثمان = 1202 آیه قرآن هم 1202میباشد ان من المجرمین منتقمون 1202 این آیه هم به ابجد صغیر همبه ابجد کبیر ابجد سه خلیفه گمراه کفر میباشد سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 -971 ظالم= ریاست کفر231 ابوبکر این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد 1202ان من المجرمین منتقمون1202 سه خلیفه1202قال رسوالله فتنه گران دشمن ه حق= تفرقها786= فتنه گران 786-245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم971 میباشد ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر ریاست کفر971 + 231 ابوبکر=1202 جاهلان خبیث 1202سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 -971 ظالم= ریاست کفر231 ابوبکر این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد 1202ان من المجرمین منتقمون1202 سه خلیفه1202حل مشگل بشر بجهان 971- 231 ابوبکر= 661 عثمان ظالم کندن ریشه ظالم971حل مشگل بشر بجهان = 971 -541 عمر و ابوبکر =430مقصر 430+231 = 661 عثمان -231 ابوبکر=430 مقصر 661- 430مقصر= 231 ابوبکر +430 مقصر= 661 عثمان 310 عمر+430= 740 مقصر عمر 740مقصر عمر 740-430مقصر = 310 عمر این معادله ظالم و مقصر سی مرحله دیگر هم دارد سردراز دارد بمار زنگی 310عمر

قال رسوالله خائنینه ه حق را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 ه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 به قلدر دین 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم 971حیله های ی ملحد 971 قال رسول الله بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541اهله شر 541 فتنه ها 541 لعینا 541 عداوتین 541 احمقان فاسد دین 541 مجرمین بدین 541 لعن نفرینا 541 بدشمن دینه اللهی 541 سر افکنده لعینی 590-541= 49 یعنی عمر22+27 ابوبکر= 49 ه دینه ی231 ابوبکر231+310 عمر310 ان فدکه فاطمه310عمر 310 ا فدک نگو نه 231 ابوبکر=541 اصلیه فدکن 310عمر 310 ان فدکه فاطمه 310 +231 ا فدک نگو نه = 541ابوبکر231+310 عمر= 541 ابومکر و عمر541 عمر 310 ابله منافقا 310جاهل منافق 310عمر 310حرامیان310 گمراه دین310فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310بفریبیها 310 مکرن 310 کفری310 گمراه دین 310 عمر310نیرنگ 310 گمراه دین 310 ابله منافقا 310مکرن 310 کفری310 ان فدکه فاطمه310ابله منافقا 310فاسیقینی 310با دروغگوا310 نیرنگ 310عمر310مکاره پلید310 بمارزنگی310 ه فدکه فاطمه 310کفری 310 منکر 310جاهل منافق 310 منافق ابلها 310منافق پلید310 مکاره پلید310 سگ مردها 310 نامردیه310ماری پلیدیه310بمار زنگی 310مکاره پلید310 باسیاه کاری 310کفری310عمر 310نیرنگ310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری 310 گمراه دین 310 مکرن310 ابوبکر231 بکج راه 231براه کج231 به لعین دین 231 ابوبکر231 ه دینه ی 231 ا فدک نگونه 231 ابوبکر 231به لعین دین231 فاسدی بدینی 231به لعین دین231رکب وبا 231بی آبروی231 231با فاجعه جهانی 231آدمیا ملحدی لجن 231حقه بازیه ملحدیا 231 کوره 231به سر گردنه 231 ه دینه ی 231نفاق231 بی آبروی231 به سر گردنه 231ابوبکر231 احمق ملحد 231 عصیان231 ابوبکر231+310عمر = 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند قاصب دین مقصرن 737 -196 = 541 دشمن مکتب قرآن 1207-5 تن خانواده = 1202 ابجد ابوبکرو عمر و عثمان 1202 آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 دشمنه مکتب ی541ابجد ظالم 971- 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر541فتنه ای546- 5 تن ال نبی= 541 خیانت به نبی 1129-1202 سه خلیفه = 73 فرقه فتنهای546 -5تن خانواده = 541 عمر ابوبکر=خیانتی جنجالیا1128-1202=74 فرقه 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 فرقه شدن دین به ابجد فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم فلسفه دین محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی اشرار دینها 772 خائنان 772-110علی = 661 عثمان

ستمگران 772-541= 231 ابوبکر 231+310 عمر = 541 +430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید اشراردینها 772-541= 231 ابوبکر رکب وبا ابومکر خائنان 772-541 عمر ابوبکر= 231 ابوبکر به ابجد خسیس بدین 851-541= 310 عمر سر 310 گمراه دین 310 منکر 310 با دوزخیان پلید 971-661 عثمان = 310 عمر مردانه پلید دوزخی 971 -661 = 310 عمر

فلسفه دین محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی

132-541 عمر ابوبکر= 71- تبری ٦١٢ = ٥٤١ ابوبکر و عمر تبری بجوئید از ٥٤١ ابوبکرعمر فلاکتی 541 اهل شرا 541 لعینا 541 قاتلی 541 نادانی پلیدیا 541گمراه دین بکج راه 541 ابوبکر 231رکب وبا 231 ابوبکر+310 عمر= 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند فتنه ها 541 دشمن یه 541 فتنه ها 541 هفت گناه 541مرد کافر 545-4 خلیفه = 541 عمر و ابوبکر کافر بودند 14 معصوم شهادت دادند فدک از آن فاطمه است 14 ضربدر 14 =ضرب 14 معصوم = 196 - 737 شهادت کذاب = 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد دین 196 اصوله دین 196- شهادت کذاب = 541 عمر و ابوبکر به ابجد خلیفه خدا 1330-1202سه خلیفه = 128 حسین= 8ضربدر 2+1= 17 شهید 128 =8+2+1= 11 شهید میشوند خائنینه 786- 245 ه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم تف به روی هر ی نادان بوود هم طرفداراین یابو بوود عرعر هم بوود لعن عمر به ابجد 800 -430 مقصر = 370 منهای 60پلیدیها = 310 عمر از پلیدتر و تر بوده است گین را کی قرین با چشمه کوثر کنم به خانواده 5 تن آل عباء میگویند آیه مباهله حدیث کثاء 5 تن آل عباء ابجد کل 14 معصوم خانواده رسول خدا میشود 1743 منهای 1202 سه خلیفه کن = قاصب خلافت الله 541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر= 1202 لعنت الله 1202 ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکرو عمر عثمان 1202 این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر ابجد قاصبان ولایت علی و 5 تن آل عباء میباشد تمام معادلات عنایت خداست ابجد 14 معصوم1743+351قرآن 1994 یعنی 4+9+9+1= 23 وارث 14 معصوم زمان وکل شیی احصیناه فی مبین این ایه 23 حروف دارد ابجد زمان یاسین آیه 12 هم میباشد به ابجد 12نجاتبخش12 حق 12 ساعت12 قلب12 12جانها 12 رگهای عصب مغز 12 رگ میباشد کعبه 12 ضلع دارد

12 +14 معصوم = 26 راه حق 26 علی 26به ابجد ه حق245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 ه حق فاطمه و علی میباشد علمی صحبت کنیم علم ابجد قرآن تقدیم میکندمداربحقی 365روز سال بخاطر شیعه ابجد 132+علی110+92محمد+5تن+12+14معصوم =365روز سال365+20محمد =385 شیعه 385 فرمود فقط یکفرقه اهل نجات است به ابجد اسرار بعالم الهی 651 - 541 عمر و ابوبکر = 110 علی فرمود بعد از من امتم 73 فرقه باطل ویک فرقه بحق خواهد بود به علم ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن شیعه میباشد 73فرقه+1فرقه شیعه = 74 ابجد سه خلیفه کفر و تباهی 74میباشد که باعث شدند دین 74 فرقه شود به ابجد گمراه 616- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74 آیه22سجده 74ان من المجرمین منتقمون74ماازمجرمان انتقامی سخت خواهیم گرفت پدر مجرما را در خواهیم آورد به ابجد صغیر هم باز ابجد سه خلیفه کفر میباشد 74 دین 74 فرقه شد 74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 قصب خلافت موجب شهادت 11 فرزند معصوم شد74= 4+7=11 خیانت به نبی 1129-1202 سه خلیفه = 73 فرقه فتنهای546 -5تن خانواده = 541 عمر ابوبکر= فتنه های دین 615-541 = 74 فرقهبه ابجد بن غارت گر 1853 -1312چهار خلیفه =541 کافری حربیی541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید معادله ظالم و مقصر سی مرحله دیگر هم دارد هر طور کلمه ظالم و مقصر را در نام ابوبکر و عمرو عثمان کم و زیاد کنی نام یکی دیگر از آنان در میآید مثال عمر310+231ابوبکر+430مقصر = 971 ظالم بدست میآید ظالم 971-310عمر= 661 عثمان در میآید همینطور خودتان حساب کنید مقاله نجس میشه من زیاد بنویسم این هم از شگفتیهای جهان است آیا میدانید تمام زبانهای دنیا را خدا خلق نموده کلمه به کلمه را حسابکرده ابجد نام عمر بوود تف به این ابجد که بی ایمان بوود

581ننگی نفرتیا 851در تاریکی ها 851- 541 عمرو ابوبکر= 310 عمر با خباثتها 1512-1202 سه خلیفه = 310عمر متخلف کافرانی 1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر ابجد سه خلیفه ظالم به ابجدکبیر ابوبکر عمر عثمان 1202- 971 ظالم = 231 ابوبکرابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 ابوبکر

بعد از غدیر این سه خلیفه کافر شدند یکه عهد خودرابشکند کافر میشودبه ابجد مقصرا431 +110 علی =541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم منهای 310 عمر = 661 عثمانابجد ١٣٢ - ٦١٢تبری = ٥٤١ ابجد ابوبکر و عمر غفلتی 1512- 1202 ابجد سه خلیفه = 310 عمر در بغفلت تمام بوده استفتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآیدبه ابجد کودتا 431 +110 علی= 541 ابوبکر و عمر بر علیه علی مولای جهانکودتا نمودندبه ابجد کافران دین 553- 12 = 541 به ابجد 1128-1202سه خلیفه = 74 ابجد ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74دین شدندنفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها ملعونه 74

تفرقها 786- 245 ه حق= 541 هفت گناه 541 فتنه ها 541عمر و ابوبکر541= 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید به ابجد 541 به قلدر دین 541 قاتلی 541مرگ کافر 541عمر ابوبکر541به قلدر دین 541 مرد کافر545-4 خلیفه= 541 ابوبکر و عمر 541 +430مقصر= 971 ظالم این دو ظالم و مقصر در 18 ذالحجه خود را مفت به 18 درهم فروختند عمر به تمام یارانش قول داد 18 درهم به شما خواهم داد برادران یوسف را 18 درهم فروختند در 18 ذالحجه عهد بسته 18 روز بعد عهد خود را ش تند و تنها یادگار رسول خدا فاطمه کوثر قرآن را در 18 سالگی به شهادت رساندندبه ابجد خورای 1128-1202سه خلیفه = 74با مردان رجس پلیدی615-541=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید ه حق 245منظور علی 110+135 فاطمه = 245 ه حق علی و فاطمه میباشد 245-231 ابوبکر = 14 معصوم به ابجد ظالم ۹۷۱-۴۳۰مقصر = ۵۴۱ ابجد ابوبکر و عمر =مردکافر ۵۴۵-۴خلیفه =۵۴۱چه فلاکتی۵۴۱تفرقها 786- 245 ه حق= 541 عمر و ابوبکر 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید به ابجد 541 به قلدر دین 541 قاتلی 541مرگ کافر 541عمر ابوبکر541 مرد کافر545-4 خلیفه= 541 ابوبکر و عمر 541 +430مقصر= 971 ظالم این دو ظالم و مقصر در 18 ذالحجه خود را مفت به 18 درهم فروختند عمر به تمام یارانش قول داد 18 درهم به شما خواهم داد برادران یوسف را 18 درهم فروختند در 18 ذالحجه عهد بسته 18 روز بعد عهد خود را ش تند و تنها یادگار رسول خدا فاطمه کوثر قرآن را در 18 سالگی به شهادت رساندندگور دل بت پرست 1312- 110 علی = 1202 سه خلیفه نادان آیه 22 22 عمر 22 ابابکر22 مقصر 22 دروغ 22بدبختی آیه 22 ان من المجرمین منتقمون 1202 جالب اینجاست هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر این آیه ابجد عمر 310+231 ابوبکر +661 عثمان = 1202 ابجد سه خلیفه میباشد ظالم 971 +231 ابوبکر = 1202سه خلیفهتفرقها 786- 245 ه حق= 541 عمر و ابوبکر 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید به ابجد 541 به قلدر دین 541 قاتلی 541مرگ کافر 541عمر ابوبکر541 مرد کافر545-4 خلیفه= 541 ابوبکر و عمر 541 +430مقصر= 971 ظالم این دو ظالم و مقصر در 18 ذالحجه خود را مفت به 18 درهم فروختند به ابجد به جغد شوم 430 مقصر 430+541 عمر ابوبکر= 971 ظالم به دست میآید

مرد کافر545-4 خلیفه= 541 ابوبکر و عمر 541 +430مقصر= 971 ظالم به ابجد نقض ی۱۰۹۲+ ۱۱۰ علی = ۱۲۰۲ ابجد ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲حکم را نقض نمودندو عهد شکن شدندبعد از غدیر این سه خلیفه کافر شدند

همیشه با حق باش و باطل تو را منحرف نکند عدد ریاضی حق 12 حق12 12 قلب 12 12 نجاتبخش 12 هوا 12 بنفسی 12ساعت 12 ماهای سال 12 خلفای بنی 12 خلفای عیسی 12 برادران یوسف 12 رگهای عصب مغز انسان 12 چشمه های جوشان 12 کعبه 12 ضلع دارد نام در قرآن 12 بار آمده دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراست دوازدهیمن آیات قرآن سوره یاسین آیه 12 یست که به کل شیی احاطه دارد هر ی زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت میمیرد یس آیه 12 این آبه ابجد زمان میباشدبه ابجد مهدی 23 این آیه هم 23 حروف دارد23 وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ» 23شما هم ثابت کن و هزاران 12 دیگر راز عدد ۱۲ را می دانید؟

لا اله إلا الله ۱۲ حرف

محمد رسول الله ۱۲ حرف

النبی المصطفى ۱۲حرف

الصادق الأمین ۱۲ حرف

أئمة أهل البیت ۱۲ حرف

أمیر المؤمنین ۱۲ حرف

فاطمة ا هراء ۱۲ حرف

الحسن والحسین ۱۲حرف

و آنها۱۲ هستند

اول = علی بن طالب ۱۲حرف

دوم = الحسن المجتبى ۱۲ حرف

سوم = الحسین الشهید ۱۲ حرف

چهارم = الإمام السجاد ۱۲ حرف

پنجم = الإمام الباقر ۱۲ حرف

ششم = الإمام الصادق ۱۲ حرف

هفتم = الإمام الکاظم ۱۲ حرف

هشتم = الإمام الرضا ۱۲ حرف

نهم = الإمام الجواد ۱۲ حرف

دهم = الإمام الهادی ۱۲ حرف

یازدهم = الحسن العسکری ۱۲ حرف

عصر = القائم المهدی ۱۲ حرف

خلیفه ی انبیاء= خاتم الوصیین ۱۲ حرف

هؤلاء الاطهار ۱۲ حرف

سادة أهل الجنه ۱۲حرف

محبهم مؤمن تقی ۱۲ حرف

عدوهم کافر شقی ۱۲ حرف

و انشاالله شیعه ی ۱۲ ی هستیم

کلمه حروف = الله محمد علی 12 محمد علی فاطمه 12 فاطمه علی حسین 12 فاطمه علی حسنه 12فاطمه علی سجاد 12فاطمه علی محمد 12 فاطمه علی جعفر 12 فاطمه علی موسی 12 فاطمه علی رضا ء 12 فاطمه علی موسی 12 فاطمه علی نقیه 12 فاطمه علی تقیه 12 فاطمه علی عسگر12 فاطمه علی مهدی 12 معلومه که سلطان عالمی جانم به فدایت که خیلی خیلی خیلی آقایی گل سر سبد تمام امبیایی مهدی جان مردم دنیا به عشق شما ساعت بالای سرشان 12 موبایلشان 12 ماهای سالشان هم 12 قرار داده اند به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون به شگفتی آیه تطهیر دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علی 3 حسن 3 حسین 4 علی 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علی3 محمد 4 علی 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی

{ قال رسوالله} کت الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =فرقه 385شیعه385 فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385علی110-495بمب اتمی=385شیعه 385به راه دین حق385 با منجی علم ی385 با ناب محمد علی 385 مذهب محمدی 385 نا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه ه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق 385 با بیداریه یه 385علی110-495بمب اتمی=385شیعه 385 هر ی میخواهد قدرتش بمب اتمی شود شیعه شود روزی علی فرمود میتوانم از آب نور تولید کنم مرد اتمی علی مولاء بود 385 یعنی ۵ضربدر ۸ ضربدر ۳= ۱۲۰ علیی ۱۲۰ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 ابوبکر رکب وبا 231م با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 قال رسوالله فتنه گران دشمن ه حق تفرقها786= فتنه گران786-245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم971 میباشد ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر ریاست کفر971 + 231 ابوبکر=1202 جاهلان خبیث 1202سه خلیفه1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 -971 ظالم= ریاست کفر231 ابوبکر این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد 1202ان من المجرمین منتقمون1202 سه خلیفه1202 خیانتی جنجالیا1128-1202=74 فرقه 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 فرقه شدن دین به ابجد فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر

ان نامرده دینه 467-541= 74 ابجد سه خلیفه 74منافق دین 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74 ان نامرده دینه 467-541= 74 عمر22 ابوبکر27+25 عثمان = 74

قال رسوالله خائنینه ه حق را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 ه حق = 541 فتنه ها 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم =فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم-661 عثمان = 310 عمر قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن ه حق به ابجد فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم. عمروابوبکرظالم و مقصر دین میباشد ان نامرده دینه 467-541= 74منافق دین 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74 ان نامرده دینه 467-541= 74 ابجد سه خلیفه کفر که بناحق حق موعلی را قصب نمودند 74میباشد

علمی صحبت کنیم علم ابجد قرآن تقدیم میکند245 ه حق245 دعا کنید مهدی بیاید 245 ه حق245 یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 دین الهی فاطمه 245اهل منطقی 245مولای به دو عالم 245به دین حق الله 245 به علی حسین 245با احکام دین حق 245 حق میباشند بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541عمر ابوبکر=245 ه حق245 فاطمه 135+110علی=245 کلامه وحی الهیه دینیی245به ابجد59 جهان 59 از آن 59مهدی 59 جانه 59جهان59 = 9+5= 14 معصوم گل سر سبد انبیاء مهدی مولاء ابجد آیه «محمد رسول الله59 خانواده رسوله خدای 59 مهدی 59 شیعه ها برحقند ۵۹ ولایته فقیه۵۹ شیعه ها برحقند ۵۹ اصول مذهب شیعه ۵۹ ف علی ۵۹ شیعه ها برحقند ۵۹ قدرتمند ترینه ۵۹ بعلم ریاضی ۵۹ به ابجدوصی 59 چه ی 82 حضرت مهدی به ابجد قلب تپنده و قرآن کیست82حضرت مهدی59امید بقلب های تپند59محمدرسوالله۵۹ به ابجد۵۹ جانشین بر حق محمد و علی در آ ا مان ۵۹ ابجدش ۵۹میباشد5+9= 14 معصوم ۵۹ محمد رسوالله۵۹ ضلال احکامی ها ۵۹پر افتخار ترینه ۵۹ جانشین بر حق خاتمی۵۹ محمد رسوالله۵۹ یست که ابجد کبیر نامش ۵۹ دلاور بنام داری ۵۹ مهدی ۵۹ میباشد ۵۹با مظلوم شیعها۵۹ مهدی ۵۹ گنجینه معارفها ۵۹معیارحقیه۵۹ فقیه آل محمده ۵۹ اشهد ان لا اله الا الله به ابجد 59+59= 118 مهدی هم 59 گنج ولایت نوری ها۵۹مهدی مولای شیعیان آنقدر زیبا میباشد هر ی چهره ماهش را ببیند بلند میگوید اشهد ان لا اله الا الله 59 واقعی59 بخداوند متعالیه59 میشود۵۹ باشهید محراب ۵۹ مهدی ۵۹ آشنا شوید ۵۹بامظهر ایمان و تقوا۵۹ مهدی ۵۹ گوهر حق ادیانی59 فروع دینیا ۵۹محمد رسول الله59مهدی 59 شیعه ها برحقند 59 حرف این آیه قرآن به اندازه ابحد نام شریفتان مهدی 59 حرف قرار داد 59وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ 59این آیه 59 کلمه بنام نامی حضرت عشق قائم آل محمد ونصب بلا مناضه 14 معصوم ابجد حضرت حجه ابن الحسن المهدی 59میباشد به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون به شگفتی آیه تطهیر دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علی 3 حسن 3 حسین 4 علی 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علی3 محمد 4 علی 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است ه حق 245 ه حق 245 شیعه علی 110+135 فاطمه میباشد فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است شیعه 385 با راه دین 385آشنا شوید385مردعالم 385وحی قرآنی385 شیعه 385 گوهر بحق دین 385وحی قرآنی385 فقط یک فرقه اهل نجات است 385 شیعه385 الماس بزمرد385 بطلا ئی ن 385 کلمه « » و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده بار در قرآن به کار رفته که هفت بار آن به صورت مفرد ( ) و پنج بار به شکل جمع (ائمه) می باشد. سلام بر دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهرا ء سلام بر 12 ساعت روز سلام بر 12 ماه سال سلام بر 12 رگ عصب مغز انسانها سلام بر 12 ضلع کعبه سلام بر12 حواریون حضرت عیسی سلام بر 12 چشمه جوشان در قرآن سلام بر 12 جانشین رسول خدا مهدی سلام برحروف الله محمد علی 12 محمد علی فاطمه 12 به ابجد صغیر مهدی 23 میباشد آیه 12 یاسین هم 23 حروف دارد بشمار این آیه (وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ). «آیه هم 23 حرف دارد مهدی به ابجد صغیر 23 حضرت مهدی میباشد هر زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا میرود مبین از همه چیز آگاه میباشد خداوند متعال در قرآن کریم فرمود که اعمال همه انسان ها و نیز آثار اعمال آنها تا روز قیامت را نزد « مبین» جمع و ثبت می کند: به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون حروف این آیه 59 به اندازه ابجد زمان مهدی 59 میباشد «إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ» به ابجد مسیر حق 418-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی مسیر حق میباشد (یس، ۱۲)حروف این آیه 59 به اندازه ابجد زمان مهدی 59 میباشددر خطبه غدیر آیات را یکی پس از دیگر تلاوت نموده و می فرمود که مصداقش من و علی (ع) و ۱۱ بعد از اولاد او هستیم، 59وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ 59این آیه 59 کلمه بنام نامی حضرت عشق قائم آل محمد ونصب بلا مناضه 14 معصوم ابجد حضرت حجه ابن الحسن المهدی 59میباشدحروف این آیه 59 حرف مهدی 59 میباشد 59«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»59 می توان به عنوان دال بر وجود و ظهور حضرت مهدی (عج) ه حق 245 دعا کنید مهدی بیاید 245 ه حق245 یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 حق میباشند بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر=245 ه حق 245 فاطمه 135+110 علی =245کلامه وحی الهیه دینیی245 به ابجد202دینه الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202 محمد و علی میباشد علی110+135فاطمه =245دعا کنید مهدی بیاید 245حکم الهی دین الله 245 دین الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202محمدعلی 202 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 مقام پدر 385 به هنر جان دین 385با برنده های دین الهی 385 شهید بدین 385وحی قرآنی385


مشاهده متن کامل ...
القاب حضرت مهدی ( ع )
درخواست حذف اطلاعات
نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «آ - ا» شروع می شود
1 - آمر: فرمانده2 - ابوالقاسم: کنیه ای برای حضرت مهدی علیه السلام3 - ابوصالح: کنیه ای برای حضرت مهدی علیه السلام، که در هنگام فریاد خواهی بکار می رود4 - ابوعبدالله: کنیه ای برای حضرت مهدی علیه السلام5 - احسان: نیکی6 - احمد: ستوده تر7 - اصل: بنیان8 - امرالله: فرمان خداوند9 - الامره: فرمانروای فرمانروایان10 - امین: امانتدار11 - ایدی: دستها، کنایه از نعمت و قدرت الهی12 - ایزد شناش: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام در تورات

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ب» شروع می شود
1 - باب الله: در [رحمت] الهی2 - باسط: گسترنده3 - باطن: نهان4 - بدر مام: ماه شب چهارده5 - برهان الله: راهنمای الهی6 - بقیه الاخیار: یادگار خوبان7- بقیه الانبیاء: یادگار ان8 - بقیه الله: یادگار خدا9 - بلدالامین: سرزمین امن10 - بوار [الکافرین]: نابوده کننده کافران11 - بهرام: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام، نام سیاره ای است

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «پ» شروع می شود
1 - پرویز: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ت» شروع می شود
1 - تالی [کتاب الله]: همتای کتاب خدا2 - تایید: نیرو بخشیدن3 - تقوی: پرهیزگاری4 - تقی: پرهیزگار، پرواپیشه5 - تلادالنعم: نعمتهای دیرین و کهن6 - تمام: بی کاستی، تمام کننده خلافت الهی در زمین

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ث» شروع می شود
1 - ثابت: پایدار2 - ثائر: کینه خواه [از دشمنان]

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ج» شروع می شود
1 - جابر: ترمیم کننده2 - جامع الکلم: گردآورنده ادیان [بر یک دین]3 - جعفر: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام4 - : گرد آمده به نزد او، روز آ هفته، روزی که در آن ظهور زمان علیه السلام را انتظار می بریم5 - جواد [الکنس]: ستاره هایی که در برابر شعاع آفتاب پنهان می شوند

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ح» شروع می شود
1 - حاشر: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام، این نام در صحف حضرت ابراهیم علیه السلام آمده است2 - حاصد [فروع الغی]: دروگر [شاخه های گمراهی]3 - حاضر: موجود4 - حافظ الاسرار: نگاهبانان رازها5 - حامد: سپاسگزار6 - حجاب: پوشش7 - حجاج: سو، جانب، [ناحیه مقدسه]8 - حجه: دلیل9 - حجه الله: دلیل خدا10 - حجه المعبود: دلیل خدای مورد پرستش11 - حق: راستی12 - حق الجدید: راستی نوین13 - حلیم: بردبار14 - حمد: سپاس

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «خ» شروع می شود
1 - خائف: ترسان [از دشمنان دین]2 - خاتم الائمه: پایان بخش پیشوایان3 - خاتم الاوصیاء: پایان بخش جانشینان4 - حازن: گنجینه دار5 - خسرو: فرمانروا6 - خلف: جانشین7 - خلف السلف: جانشین پیشینیان8 - خلیفه الله: جانشین خدا9 - خلیل: دوست، خالص10 - خنس: سیاراتی که پس از گردش باز می گردند11 - خیر: نیکوکار12 - خیر [من تقمص]: [فردی که جامه پوشیده است]13 - خیره الله: برگزیده الهی

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «د» شروع می شود
1 - داعی [الله]: دعوت کننده [ بسوی خدا]2 - دلیل: راهنما3 - دیان: داور دین

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ذ» شروع می شود
1 - ذات انتقام الله: انتقام گیرنده الهی2 - ذوالبر: دارنده نیکیها3 - ذوالحلم: شکیبا4 - ذوالسیف: دارنده شمشیر5 - ذوالفقار: دارنده شمشیر دو دمنام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ر» شروع می شود 1 - الرحمه الواسعه: رحمت گسترده2 - رب الارض: مالک گیتی3 - ربانی: دانشور [الهی]4 - رجاء الامه: امید امت5 - رشید: کمال یافته6 - رضی: بسیار خشنودنام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ز» شروع می شود


1 - زکی – پیراسته

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «س» شروع می شود
1 - سابق: سبقت گیرنده2 - ساعه: قیامت3 - السبب المتصل: واسطه پیوسته4 - سبیل: راه [راه الهی]5 - سترالله: پوشش الهی6 - سدره المنتهی: لقبی برای حضرت مهدی علیه السلام7 - سدید: استوار8 - سراج: چراغ فروزان9 - سرالله: راز الهی10 - سروش ایزد: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام در کتاب زرتشت، نوای غیبی الهی11 - سفینه النجاه: کشتی نجات12 - سناء: بلند مرتبه13 - سید: سرور14 - سیدالامه: سرور امت15- سیدالخلق: سروار آفریدگان16 - سیف الله: شمشیر خدا17- السیف الشاهر: شمشیر از نیام کشیده

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ش» شروع می شود
1 - شافع: شفاعت کننده2 - شاهد: گواه3 - شرید: رانده شده بی پیاه4 - شکور: بسیار سپاسگزار5 - الشمس الطالعه: خورشید فروزان6 - شمس الظلام: خورشید تاریکیها

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ص» شروع می شود
1 - صابر: شکیبا2 - صاحب: دارنده3 - صاحب الدار: لقبی خاص برای حضرت مهدی علیه السلام4 - صاحب الدین: اختیار دار آیین5 - صاحب الرجعه: لقبی برای حضرت مهدی علیه السلام6 - صاحب ا مان: اختیار دار زمان7 - صاحب الشرف: آبرومند8 - صاحب الصمصمام: دارنده شمشیر تیز9 - صاحب العصر: اختیار دار دوران10 - صاحب الغیبه: دارنده نهان زیستی11 - صاحب الناحیه: لقبی برای حضرت مهدی علیه السلام12 - صاحب یوم الفتح: اختیار دار روز پیروزی13 - صالح: شایسته14 - صدرالخلائق: برترین آفریدگان15 - صدق: راستی16- صراط: راه17 - صمصام الاکبر: بزرگترین شمشیر بران

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ض» شروع می شود
1 - ضحی: میانه روز [نهایت روشنی خورشید]2 - ضرغامه: دلاور3 - ضیاء: روشنی

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ط» شروع می شود
1 - طالب: جوینده [ی خون شهید کربلا]2 - طالب راث: میراث خواه3 - طاوس اهل الجنه: طاووس بهشتیان4 - طاهر: پاک5 - طرید: رانده شده6 - طیب: پاکیزه

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ظ» شروع می شود
1 - ظاهر: روشنگر، آشکار2 - ظفر: پیروزی3 - ظهر: پشتوانه

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ع» شروع می شود
1 - عابد: پرستشگر2 - عاقبه الدار: لقبی برای حضرت مهدی علیه السلام3 - عالم: دانا4 - عائذ: پناهنده5 - عبدالله: بنده خدا6 - عدل: دادگری7 - عزالموحدین: سربلندی یکتا پرستان8 - عزه: آبرو9 - عصر: زمان10 - عصمه الدین: حافظ آیین [از لغزشها]11 - عصمه العباد: بازدارنده بندگان [از لغزشها]12 - عقید العز [عقید عز لا یسامی]: وابسته به عزتی که هم طرازی ندارد، لقبی برای حضرت مهدی علیه السلام13 - العلم المنصوب: درفش بر پا شده14 - العلم النور: درفش نور15- علم الهدی: درفش هدایت16 - عماد: ستون17 - عین: چشم [خدا]18 - عین الحیوه: سرچشمه زندگانی

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ف» شروع می شود
1 - فاتح: پیروز2 - فاتق: گشایشگر3 - فاضل: دانشمند4 - فتح: پیروزی5 - فجر: سپیده صبح6 - الفرج الاعظم: گشایش برتر7 - فرج المومنین: گشایش ایمان داران8 - فردوس الاکبر: بزرگترین بهشت9 - فرید: بی همتا10 - فطره الانام: آمیخته باسرشت مردمان11 - فقید: از دست رفته12 - فیذموا: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام در تورات13 - فیروز: پیروزمند

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ق» شروع می شود
1 - قائم: ایستاده2 - قائم ا مان: قیام کننده دوران3 - قابض: گیرنده4 - قاصم: شکننده5 - قاطع: بران6 - قرآن: خواندنی7 - قسط: دادگری8 - قصر مشید: کاخ بر افرشته9 - قطب: محور10 - القمر ا اهر: ماه درخشان11 - قوام: استواری12 - قوه: توان، نیرو13 - قیم ا مان: س رست زمان

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ک» شروع می شود
1 - کاشف الغطاء: برطرف کننده پوشش2 - کتاب مستور: نوشته پوشیده3 - کریم: بخشنده4 - کلمه الله: کلمه الهی5 - کلمه المحمود: کلمه ستوده [ی الهی]6 - کمال: فرزانه

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ل» شروع می شود
1 - لسان الله: زبان خدا2 - لسان الصدق: زبان راستی3 - لواء اعظم: درفش شکوهمند

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «م» شروع می شود
1- ماشع: نامی برای حضرت مهدی علیه السلام در تورات عبری2 - : فرمان یافته3 - مامول: آروز شده4 - مامون: ایمن یافته5 - مبدءالایات: آغازگر نشانه ها6 - مبطل: باطل کننده7 - مجاهد: تلاشگر8 - مجتهد: کوشا9 - مجدد: تجدید کننده10 - مجلی الظلمه: روشنی بخش11 - مجهول: ناشناس12 - محسن: نیکوکار13 - محفوظ: ایمن14 - محقق: تحقق بحش15 - محمد: بسیار پسندیده16- محیط: فراگیر17 - محیی: زندگی بخش18 - مخبر: خبر دهنده19 - مخزون: نهان شده20 - مدارالدهر: چرخ گیتی21 - مدبر: تدبیر کننده22 - مد : ذخیره شده23 - مدرک: یابنده24 - مذکر: یادآور25 - مذل: خوار کننده26 - مرابط: مرزبان27 - مرتجی: مرکز امید28 - مرتقب: مراقب29 - مرشد: به رشد رساننده30 - مرضی: خشنود31 - مستتر: پنهان ساز32 - مستنصر: یاری خواه33 - مستودع الحکمه: جایگاه حکمت34 - مستور: پنهان35 - مشتهر: مشهور36 - مشهود: آشکار37 - مشید: استوار کننده38- مصباح الدجی: چراغ فروزان در تاریکی39 - مصدرالامور: سرآغاز کارها40 - مضطر: درمانده41 - مطاع: پیروی شده42 - مطهر: پاکیزه43 - مظهر الفضائح: آشکارگر رسوایی ها [ای دشمنان]44 - معاذ: پناهگاه45 - معبر: تعبیر کننده46 - معد: مهیا47 - معدن العلوم: گنجینه دانشها48 - معز: عزت بخش49 - معلن: آشکارگر50 - مفرج الکرب: گشاینده غمها51 - مفزع: پناه52 - مفضل: بخشنده53 - مقتصر: قانع54 - مقدره: توانایی55 - مقدم: جلودار56 - مقیم: اقامت یافته57 - ملاذ: پناه58 - منبه: هشدار دهنده59 - منتصر: یاور60- منتظر: انتظار برده شده61 - منتقم: انتقام گیرنده62 - منصور: یاری شده63 - منعم: نعمت بخش64 - منقذالامه: نجات بخش امت65 - منیرالحق: روشنگر راستی66 - موتور: ستمدیده67 - موجود: حاضر68 - موعود: وعده داده شده69 - موفق: توفیق یافته70 - مهتدی: هدایت یافته71 - مهدی الامم: هدایت یافته امتها72- مهدی: هدایت یافته73 - مهذب: پاکیزه74 - میزان الحق: ترازوی راستی75 - موتمر: گردآورنده76 - موتمن: امانتدار77 - مولف الشمل [شمل الصلاح... [: گرد آورنده جامه شایستگی78 - مومل: آرزو شده79 - موید: توان بخش نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ن» شروع می شود 1 - نازخ: دور افتاده2 - ناشر: پخش کننده3 - ناصح: خیر خواه4 - ناصر: یاور5 - ناطق: گویا6 - ناظر: بیننده7 - نجم: ستاره8 - نضره الایام: می روزگاران9 - نظام الدین: سامان بخش آیین10 - الن الباطنه: نعمت پنهان11 - نفس: لقبی برای حضرت مهدی علیه السلام12 - نقی: خالص13 - نور ابصار الوری: روشنی دیدگان مردمان14 - نورالاتقیاء: روشنی پرواپیشگان15 - نورالارض: روشنی زمین16- نورالاصفیاء: روشنی برگزیدگان17 - نورالانوار: روشنی روشناییها18 - نورالباهر: روشنی خیره کننده19 - نورالله: روشنی الهی20 - نورالهدی: روشنی هدایت21 - نور: روشنی22 - نهار: روز23 - نیه الصابرین: نیت بردباران

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «و» شروع می شود
1 - وارث: میراث بر2 - وارث الانبیاء: میراث بر ان3 - وتر: یکتا4 - وجه الله: رخ الهی5 - وحید: بی همتا6 - وصی الاوصیاء: جانشین جانشینان7 - وعدالله: وعده الهی8 - وقایه الله: سپر الهی9 - ولی: اختیاردار10 - ولی الامر: زمامدار11 - ولی الله: اختیار دار الهی12 - وهاج: بسیار تابنده

نام ها و القاب حضرت مهدی که ابتدای آن با حرف «ی» شروع می شود

1 - یمین: قسم


برگرفته از کتابخانه تخصصی حضرت مهدی (ع) ، موعود



مشاهده متن کامل ...
حضرت علی(ع)
درخواست حذف اطلاعات
علےعلےعلےعلےعلےعلےعلے

علی علی علی علی علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی ﻻ اله إﻻ اللہ علی

علی جل جلاله علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی محمد رسول الله علی

علی صلى الله علیه وآله علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی ولی الله علی

علی علیه السلام علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

علی علی

.

.

بنی آدم اعضای یکدیگرند

همه یک به یک نوکر حیدرند

***

✔ معجزه زنده شدن شیر و د جادوگر ناصبی، به امر حضرت هادی علیه السلام

❶ متوکل عباسی از یک مرتاض اعظم هندی، تقاضا کرد که با جادوگری و طلسمات، بر هادی علیه السلام غلبه نموده و مکتب کهانت را بر تشیع پیروز نماید. جادوگر ناصبی با اطمینان، درخواست خلیفه‏ عباسی را پذیرفت.

❷ پس جلسه ای تشکیل شد و حضرت هادی علیه السلام را به این محفل دعوت د. متوکل اسباب ضیافت و صرف طعام تدارک دید و خُدّام مشغول پذیرایی شدند.

❸ طبق قرار، جادوگر ناصبی در نان تصرف کرد، بنحوی که هرگاه دست به طعام می‏برد، قطعات نان در هوا معلق شده و از جلوی دست حضرت پرواز می‏کرد و حاضرین به تحقیر تشیُّع می‏خندیدند.

❹ این جسارت چندین بار تکرار شد. علیه السلام که از این توطئه مطلع بود، به ناچار به ع شیری که بر دیوار نقاشی شده بود، دستی کشیدند و به ع امر فرمودند؛ ﴿ای شیر، زنده شو و این دشمن خدا را بگیر﴾.

❺ پس ناگهان ع ، تبدیل به یک شیر عظیم الجثه گردید و کاخ را درید و جادوگر را در یک چشم بهم زدن، بلعید و سپس به خیره شده و آماده حمله به حضار شد. علیه السلام مجدداً به شیر امر فرمود؛ ﴿به ح اول برگرد و نقش شو﴾.

❻ مجلس پراکنده شد و عده ای از هوش رفتند، متوکل به حضرت پناهنده شد و عرض کرد؛ یا بن رسول الله جادوگر امانت بود، خواهش میکنم به شیر امر فرمائید که این مرتاض هندی را پس دهد.

❼ حضرت فرمود؛ ولله که دیگر او را نخواهید دید، آیا گمان کرده اید که دشمن خدا بر اولیاء الله مسلط و چیره خواهد شد؟ سپس حضرت مجلس را ترک فرمود.

√ منابع مضمون روایت؛

بحار الانوار ج ۵۰، ص ۱٤٧.

اثبات الهداة ج ۳، ص ۳۷٤.

هدایة الکبری ص ٣١٩.

با آل علی هرکه درافتاد، برافتاد.

***

یک روز عده ای از علی اللهی ها ب دنبال مولا علی بودن و میگفتن شما خ مولا اعصبانی شد و گفت کفر نگویید.من مخلوقم و خالق خدای بالا سر است اما تکرار می حرفشان ودریک چشم ب هم زدن مولا همه انها را از دم تیغ گذراند کمی بعد مومنان دلش ب حالشان و سوخت و دوباره زنده اشان کرد وقتی زنده شدن گفتن دیدید شما خ د، باز انها را از دم تیغ گذراند به گفته نبی مکرم هر چه خدا قدرت دارد علی ع نیز دارد اما خداوند خالق است و علی مخلوق بنازم ب عظمتت علی.

***

در ایام متوکل عباسی زنی ادعا کرد که من حضرت زینب هستم و متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی و از آن زمان سالهای زیادی گذشته است.

آن زن گفت : رسول خدا در من تصرف کرد و من هر چهل سال به چهل سال جوان می شوم. متوکل، بزرگان و علما را جمع کرد و راه چاره خواست.

متوکل به آنان گفت: آیا غیر از گذشت سال، دلیل دیگری برای رد سخنان او دارید؟ گفتند: نه.

آنان به متوکل گفتند : هادی علیه السلام را بیاور شاید او بتواند باطل بودن این زن را روشن کند.

علیه السلام حاضر شد و فرمود: این دروغگو است و زینب سلام الله علیها در فلان سال وفات کرده است.

متوکل پرسید : آیا غیر از این، دلیلی برای دروغگو بودن هست؟

علیه السلام فرمود: بله و آن این است که گوشت فرزندان فاطمه سلام الله علیها بر درندگان حرام است. تو این زن را به قفس درندگان بینداز تا معلوم شود که دروغ می گوید.

متوکل خواست او را در قفس بیندازد، او گفت: این آقا می خواهد مرا به کشتن بدهد، یک نفر دیگر را آزمایش کنید. برخی از دشمنان علیه السلام به متوکل پیشنهاد د که خود علیه السلام داخل قفس برود.

متوکل به عرض کرد: آیا می شود خود شما داخل قفس بروید؟! نردبانی آوردند و علیه السلام داخل قفس رفت و در داخل قفس شش شیر درنده بود.

وقتی علیه السلام داخل شد شیرها آمدند و در برابر علیه السلام خو دند و علیه السلام آنها را نوازش کرد و با دست اشاره می کرد و هر شیری به کناری می رفت.

متوکل به او گفت : زود او را از داخل قفس بیرون بیاور و گرنه آبروی ما می رود.

متوکل از هادی علیه السلام خواست که بیرون بیاید و علیه السلام بیرون آمد. فرمود : هر می گوید فرزند فاطمه سلام الله علیها است داخل شود.

متوکل به آن زن گفت : داخل شو. آن زن گفت : من دروغ می گفتم و احتیاج، مرا به این کار وا داشت و مادر متوکل شفاعت کرد و آن زن از مرگ نجات یافت.

منابــع : - بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۴۹ ح ۳۵ چاپ ایران. - منتهی الامال ج ۲ ص ۶۵۴ چاپ هجرت.

****استدلال علامه امینی صاحب کتاب الغدیر و سوالی که بی جواب ماند

***********************************

زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.

به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند. پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت : قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد

اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد. ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به ی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. آنان شروع د یکی یکی حدیث نقل د تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول د . سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه ) : من مات و لم یعرف زمانه مات میته جاهلیه : هر بمیرد و زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید د .

سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید :

آیا فاطمه ا هرا ( سلام الله علیها ) زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟

اگر می شناخت ، زمان فاطمه ( سلام الله علیها ) چه ی بود ؟

تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جو برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک د و با خود می گفتند اگر بگوییم نمیشناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم زمانش ابوبکر بوده ؟ در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته : ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی ار ابوبکر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و ت علی بن طالب (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خج ترک د.

زحمت نشرش با شما . یا علی 



مشاهده متن کامل ...
آیا طبق منابع شیعه و اهل سنت در میان313 نفر از یاران زمان (عج) زن نیز وجود دارد؟
درخواست حذف اطلاعات

پاسخ :

این که چند نفر از یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، زن هستند، دقیقاً مشخص نیست و حتی این که زنی در میان یاران خاص آن حضرت باشد، مورد تردید است؛ چرا که بیشتر روایاتی کهدرباره عدد 313 نفر از یاران حضرت در کتاب های معتبر شیعه و اهل سنت نقل شده است، همگی آن ها مرد را ذکر کرده اند و تنها در بین این روایات، یک روایت از شیعه و یک روایت از اهل سنت وجود دارد که گفته اند در بین این یاران خاص، پنجاه نفر زن وجود دارد.

از این رو، در نوشتار حاضر ابتدا روایاتی را که بیانگر یاران آن حضرت از مردان هستند، از منابع اهل سنت و شیعه بررسی کرده و در پایان روایاتی که ن را نیز جزء یاران حضرت می دانند مورد بررسی قرار می دهیم.

الف: منابع اهل سنت

در منابع اهل سنت روایاتی متعددی آمده است که تعداد یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از میان مردان بیان کرده اند:

روایت اول

حاکم نیشابوری روایت صحیحی را درباره تعداد یاران حضرت مهدی علیه السلام چنین نقل می کند:

حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا الحسن بن علی بن عفان العامری ثنا عمرو بن محمد العنقزی ثنا یونس بن أبی إسحاق أخبرنی عمار الدهنی عن أبی الطفیل عن محمد بن الحنفیة قال کنا عند علی رضی الله عنه فسأله رجل عن المهدی فقال علی رضی الله عنه هیهات ثم عقد بیده سبعا فقال: ذاک ی ج فی آ ا مان إذا قال الرجل الله الله قتل فیجمع الله تعالى له قوما قزع کقزع السحاب یؤلف الله بین قلوبهم لا یستوحشون إلى أحد ولا یفرحون بأحد یدخل فیهم على عدة أصحاب بدر لم یسبقهم الأولون ولا یدرکهم الآ ون وعلى عدد أصحاب طالوت الذین جاوزوا معه النهر

محمد حنفیه گوید نزد علی علیه السلام بودیم که شخصی از مهدی پرسید حضر علی علیه السلام فرمودند: چقدر دور است ، سپس حضرت هفت بار دستش را بست و فرمود : او ( حضرت مهدى علیه السلام ) در آ ا مان قیام خواهد کرد، زمانیکه اگر ى ، خدا خدا ، بگوید کشته مى گردد. آنگاه خداوند متعال گروهى را که مانند ابرهاى متفرق بوده اند جمع کرده و بین آنها دوستى را حاکم کرده که از احدى نمى ترسند واز آنکه ى در جمع آنها وارد شده وبه آنها اضافه مى گردد خوشحال نگشته و تعداد آنها بعدد اصحاب بدر بوده ونه سابقین ونه آینده گان به مقام و فضیلت آنها نخواهند رسید و نیز تعداد آنها به عدد اصحاب طالوت که همراه او از نهر گذشتند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

وی در خصوص سند روایت گوید:

هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم ی جاه.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج 1 ص 199، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ذهبی نیز درباره روایت گوید:

على شرط البخاری ومسلم

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

روایت دوم

روایتی را طبرانی در معجم الکبیر خود چنین آورده است:

حدثنا أَحْمَدُ بن مُوسَى الشَّامِی الْبَصْرِی ثنا سَهْلُ بن تَمَامِ بن بَزِیعٍ ثنا عِمْرَانُ الْقَطَّانُ عن قَتَادَةَ عن أبی الْخَلِیلِ عن عبد اللَّهِ بن الْحَارِثِ عن أُمِّ سَلَمَةَ ق قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم یبَایعُ لِرَجُلٍ بین الرُّکْنِوَالْمَقَامِ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فَیأْتِیهِ عَصَائِبُ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَأَبْدَالُ أَهْلِ الشَّامِ فَیغْزُوَهُمْ جَیشٌ من أَهْلِ الشَّامِ حتى إذا کَانُوا بِالْبَیدَاءِ خُسِفَ بِهِمْ یغْزُوهُمْ رَجُلٌ من قُرَیشٍ أَخْوَالُهُ کَلْبٌ فَیلْتَقُونَ فَیهْزِمُهُمْ فَکَانَ یقَالُ الْخَائِبُ من خَابَ من غَنِیمَةِ کَلْبٍ

ام سلمه روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در میان مکه و مقام ابراهیم علیه السلام، انی که تعدادشان به اندازه اهل بدر است، با مردى بیعت مى‏کنند. در این هنگام سران عراق و قهرمانان اهل شام ظاهر مى‏گردند لشکرى از شامى‏ها با آنها نبرد مى‏کنند تا هنگامى که به «بیدا» مى‏رسند و در آنجا دچار خسوف مى‏شوند. و با آنها مردى از قریش که‏ دائى‏هاى او از «بنى کلب» اند نبرد مى‏کند و در میدان جنگ با آنها تلاقى مى‏نماید و خدا آنها را منهزم مى‏سازد. آرى زیانکار ى است که از غنیمت «بنى کلب» بهره‏اى برده باشد.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج 23، ص 295، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة ا هراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

هیثمی نیز این روایت را نقل کرده و گوید:

رواه الطبرانی فی الکبیر والأوسط باختصار وفیه عمران القطان وثقه ابن حبان

وضعفه جماعة وبقیة رجاله رجال الصحیح.

این روایت را طبرانی نقل کرده و در سند آن عمران است که ابن حبان او را توثیق کرده است اما عده ای نیز او را تضعیف کرده اند اما بقیه رجالش صحیح است.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع ا وائد ومنبع الفوائد، ج 7، ص 314، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

لازم به ذکر است افراد دیگری نیز قطان را توثیق کرده اند.

ابن حجر او را توثیق کرده و گوید:

عمران بن داور بفتح الواو بعدها راء أبو العوام القطان البصری صدوق یهم.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1، ص429، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز او را ثقه دانسته است:

عمران بن داور العمى بصرى ثقة.

عمران ثقه است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2، ص189، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

روایت سوم

ابن نعیم روایت صحیحی را از صلی الله علیه و آله نقل می کند که در آن اشاره شده است که تعداد یاران مهدی به اندازه اهل بدر هستند:

حدثنا أبو یوسف المقدسی عن عبد الملک بن أبی سلیمان عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جده قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم فی ذی القعدة تحازب القبائل وعامئذ ینتهب الحاج فت ملحمة بمنى فیکثر فیها القتلى وتسفک فیها الدماء حتى تسیل دماؤهم على عقبة الجمرة حتى یهرب صاحبهم فیؤتى [ به ] بین الرکن والمقام فیبایع وهو کارة ویقال له ان أبیت ضربنا عنقک فیبایعه مثل عدة أهل بدر یرضى عنه ن السماء و ن الأرض.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن، ج 1، ص 341، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

بررسی سند

عبدالملک بن أبی سلیمان

وی از راویان صحیح بخاری و مسلم است

ابن حجر او را توثیق کرده و گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان میسرة العرزمی ...المفتوحة صدوق.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1، ص363، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی کوفى ثقة ثبت فی الحدیث.

عبدالملک ثقه و ثابت در حدیث است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص103، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

ابن سعد نیز درباره او گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی ...وکان ثقة مأمونا ثبتا.

عبدالمک ثقه، مورد اطمینان و ثابت بود

ا هری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى230هـ)، الطبقات الکبرى، ج6 ، ص350،، ناشر: دار صادر - بیروت.

ذهب نیز او را حافظ کبیر نامیده است:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی الکوفی الحافظ الکبیر.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تذکرة الحفاظ، ج1 ص155، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولى.

عمر بن شعیب

وی نیز از راویان صحیح بخاری و مسلم است

ابن حجر درباره او گوید:

عمرو بن شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق.

عمرو صدوق است

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1 ص423، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز او را توثیق کرده است:

عمرو بن شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص ثقة.

عمرو ثقه است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص177، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

شعیب بن محمد

ابن حجر درباره او گوید:

شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق ثبت.

شعیب صدوق و ثابت است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1 ص267، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

ابن حبان نیز او را در الثقات آورده است

شعیب بن محمد بن عبد الله.

میمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج6 ص437، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفکر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

عبدالله بن عمرو بن عاص

وی از صحابه است همچنانکه ابن حجر او را در الاصابه آورده است:

عبد الله بن عمرو بن العاص بن وائل.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج 4 ص 192، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م.گ

روایت چهارم

روایتی را ابن نعیم از زهری نقل می کند که عدد یاران حضرت مهدی علیه السلام را 312 نفر ذکر کرده است:

حدثنا عبد الله بن مروان عن سعید بن یزید عن ا هری قال ی ج المهدی من مکة بعد الخسف فی ثلثمائة وأربعة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن ، ج 1، ص 351، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

روایت پنجم

ابن نعیم همچنین روایت دیگری را نیز این چنین نقل کرده است:

حدثنا سعید أبو عثمان عن جابر عن عن أبی جعفر قال ثم یظهر المهدی بمکة عند العشاء ....سنته فیظهر فی ثلثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن ، ج 1، ص 345، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

روایت ششم

فاکهی روایتی را از ابن سیرین چنین نقل می کند:

حدثنا علی بن المنذر قال ثنا محمد بن فضیل بن غزوان قال حدثنا أشعث عن ابن سیرین قال یبایع المهدی بین الحجر والمقام على عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر.

الفاکهی، محمد بن إسحاق بن العباس ابوعبد الله (متوفاى275هـ)، أخبار مکة فی قدیم الدهر وحدیثه، ج 1، ص470، تحقیق د. عبد الملک عبد الله دهیش، ناشر: دار خضر - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ.

روایت هفتم

مقدسی روایتی را نقل کرده و در آن روایت به عدد یاران حضرت مهدی علیه السلام نیز این چنین اشاره شده است:

ثم قال علیه السلام : فیجمع الله عز وجل أصحابه على عدد أهل بدر ، وعلى عدد أصحاب طالوت ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، .....

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج1 ص 161، طبق برنامه الجامع الکبیر.

روایت هشتم

مقدسی همچنین روایت دیگری را این چنین نقل کرده است:

وقیل : إنه ی ج من واد بأرض الشام ... ، وی ون على عدد أهل بدر ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، ثم تجتمع إلیه المؤمنون.

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج 1، ص 149، طبق برنامه الجامع الکبیر.

طبق این روایات تعداد یاران مهدی علیه السلام 313 نفر مرد می باشد و در این روایات نامی از ن برده نشده است البته طبرانی روایتی را از صلی الله علیه و آله نقل می کند که تعداد یاران 314 نفر هستند که در بین آنها ن نیز وجود دارند.
وی در این خصوص می نویسد:

حدثنا محمد بن عثمان بن أبی شیبة قال حدثنا محمد بن عمران بن أبی لیلى قال حدثنا المطلب بن زیاد عن لیث عن أبی جعفر محمد بن علی بن حسین عن أم سلمة ق قال رسول الله صلى الله علیه وسلم یسیر ملک المشرق إلى ملک المغرب فیقتله ثم یسیر ملک المغرب إلى ملک المشرق فیقتله فیبعث جیشا إلى المدینة فیخسف بهم ثم یبعث جیشا فیسبى ناسا من اهل المدینة فیعوذ عائذ بالحرم فیجتمع الناس إلیه کالطائر الواردة المتفرقة حتى إلیه ثلاثمائة واربع عشر فیهم نسوة فیظهر على کل جبار وبن جبار ویظهر من العدل ما یتمنى له الاحیاء امواتهم فیحیا سبع سنین فان زاد ساعة فاربع عشرة ثم ما تحت الأرض خیر مما فوقها.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الأوسط، ج 5 ، ص 334، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین - القاهرة – 1415هـ.

هیثمی این روایت را ذکر کرده و در مورد سندش گوید:

رواه الطبرانی فی الاوسط وفیه لیث بن أبی سلیم وهو مدلس وبقیة رجاله ثقات.

در سند این روایت لیث بن سلیم وجود دارد که مدلس است اما بقیه رجال همه ثقه هستند.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع ا وائد ومنبع الفوائد، ج 7 ، ص 315، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

این روایت نه تنها از نظر سند همچنانکه هیثمی گفته است، مشکل دارد، توان مقابله با آن همه روایت که اسم زن در آنها نیامده است، ندارد.

ب: منابع شیعه

روایات در این باره در کتب شیعه آنقدر فراوان است که نیازی به بررسی سند نیست، اما یک روایت را از باب نمونه مورد بررسی سندی قرار داده و بقیه را بدون بررسی سند نقل می کنیم:

روایت اول

مرحوم شیخ صدوق روایت صحیحی را با این سند چنین نقل می کند:

وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ سَیأْتِی‏ فِی‏ مَسْجِدِکُمْ‏ ثَلَاثُمِائَةٍ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا یعْنِی مَسْجِدَ مَکَّةَ یعْلَمُ أَهْلُ مَکَّةَ أَنَّهُ لَمْ یلِدْهُمْ آبَاؤُهُمْ وَلَا أَجْدَادُهُمْ عَلَیهِمُ السُّیوفُ مَکْتُوبٌ عَلَى کُلِّ سَیفٍ‏ کَلِمَةٌ تَفْتَحُ أَلْفَع کَلِمَةٍ فَیبْعَثُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى رِیحاً فَتُنَادِی بِکُلِّ وَادٍ هَذَا الْمَهْدِی یقْضِی بِقَضَاءِ دَاوُدَ وَسُلَیمَانَ علیهما السلام وَلَا یرِیدُ عَلَیهِ بَینَةً.

ابان بن تغلب گفت: صادق علیه السلام فرمود: در همین مسجد شما یعنى در مکه به زودى سیصد و سیزده‏ مرد می آیند که اهل مکه بخوبى می دانند آنها را پدران و نیاکان آنان به دنیا نیاورده اند (آن ها را نمی شناسند). به دست آنها شمشیرهای است که بر هر کدام آن ها کلمه ای نوشته شده که هزار کلمه از آن گشوده می شود؛ پس خداوند بادی می فرستد تا هر وادى فریاد بزنند که این مهدى است و به روش داود و سلیمان و قضاوت می کند و برای حکم خود بینه و شاهد نمی طلبد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص671، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

بررسی سند

سند این حدیث همان سند روایتی است که قبل از این روایت در کتاب کمال الدین و الن می باشد که به این صورت است:

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی درباره او می گوید:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقة ثقة، عین...

بزرگ مردم قم، فقیه و پیش وت آنان به شمار می رفت، وی بسیار مورد اعتماد و مطمئن بود و شخصیت برجسته ای داشت.

رجال النجاشی، ص383.

شیخ طوسی نیز می گوید:

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به... جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقة.

وی گرانقدر و والا مقام است، به علم رجال تسلط دارد و مورد اعتماد است. در فقه نکته سنج و آگاه و مطمئن است».

الفهرست، ص237

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار

نجاشی می گوید:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقة، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایة.

در میان عالمان شیعه قم، دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

رجال النجاشی، ص354

یعقوب بن یزید

نجاشی می گوید

وکان ثقة صدوقا...

وی مورد اعتماد و بسیار صادق و راستگو بود:

رجال النجاشی، ص450.

شیخ طوسی می گوید:

کثیر الروایة، ثقة.

وی روایات بسیاری نقل کرده و مورد اعتماد است:

الفهرست، ص264

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می گوید:

جلیل القدر، عظیم المنزلة فینا وعند المخالفین...

وی از نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

رجال النجاشی، ص32.

شیخ طوسی نیز می گوید:

وکان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است

الفهرست، ص218

أبان بن عثمان الأحمر

مرحوم کشی او را جزء اصحاب اجماع آورده است:

أجمعت العصابة على تصحیح ما یصح من هؤلاء وتصدیقهم لما یقولون وأقروا لهم بالفقه، من دون أولئک الستة الذین عددناهم وسمیناهم، ستة نفر: جمیل بن دراج. وعبد الله بن مسکان، وعبد الله بن ب ، وحماد بن عیسى، وحماد ابن عثمان، وأبان بن عثمان.

تمام شیعیان اجماع دارند بر تصحیح روایاتی که با سند صحیح از این افراد نقل شود و همچنین بر راستگو بودن آن ها اجماع دارند:...

رجال الکشی، ج2، ص673

أبان بن تغلب

نجاشی می نویسد

عظیم المنزلة فی أصحابنا، لقی علی بن الحسین، وأبا جعفر، وأبا عبد الله علیه السلام وروى عنهم، وکانت له عندهم منزلة وقدم.

که او محضر سه علیه السلام را درک و جایگاه خاصی نزد آن بزرگواران داشته و شیعیان نیز برای او موقعیت ممتازی قائل بودند:

رجال النجاشی، ص10.

شیخ طوسی نیز می گوید

ثقة، جلیل القدر، عظیم المنزلة فی أصحابنا.

او ثقه جلیل القدر است که جایگاه ویژه نزد اصحاب ما دارد

الفهرست، ص57

بنابراین این روایت از نظر سند معتبر است

روایت دوم

این روایت را نعمانی چنین نقل کرده است:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید ، عن هؤلاء الرجال الأربعة ، عن ابن محبوب . وأخبرنا محمد بن یعقوب الکلینی أبو جعفر ، قال : حدثنی علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه . قال : وحدثنی محمد بن عمران ، قال : حدثنا أحمد بن محمد بن عیسى ، قال : وحدثنا علی بن محمد وغیره ، عن سهل بن زیاد ، جمیعا ، عن الحسن بن محبوب . قال : وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی ، عن أبی علی أحمد بن محمد بن أبی ناشر ، عن أحمد بن هلال ، عن الحسن بن محبوب ، عن عمرو بن أبی المقدام ، عن جابر بن یزید الجعفی ، قال : " قال أبو جعفر محمد بن علی الباقر ( علیه السلام ) : یا جابر ، ا م الأرض ولا تحرک یدا ولا رجلا حتى ترى علامات أذکرها لک إن أدرکتها ... . فیجمع الله علیه أصحابه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا، وی م الله له على غیر میعاد قزعا کقزع ال یف .

باقر علیه السلام بعد از ذکر نشانه های ظهور ووقایع ظهور فرمود: ...پس خداوند سیصد و سیزده مرد یاران آن حضرت را بر او گرد مى‏آورد و بدون قرار قبلى خداوند آنان را گرد مى‏آورد همچون ‏هاى ابر پائیز که بهم میپیوندند

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 288 – 291 ، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

این روایت در بسیاری از کتاب های شیعه نقل شده و روایتی است کاملاً معتبر.

روایت سوم

این روایت را نیز نعمانی از ابان چنین نقل کرده است:

أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ الرَّازِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ:سَیَبْعَثُ اللَّه‏ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا إِلَى مَسْجِدٍ بِمَکَّةَ یَعْلَمُ أَهْلُ مَکَّةَ أَنَّهُمْ لَمْ یُولَدُوا مِنْ آبَائِهِمْ وَ لَا أَجْدَادِهِمْ عَلَیْهِمْ سُیُوفٌ مَکْتُوبٌ عَلَیْهَا أَلْفُ کَلِمَةٍ کُلُّ کَلِمَةٍ مِفْتَاحُ أَلْفِ کَلِمَةٍ وَ یَبْعَثُ اللَّهُ الرِّیحَ مِنْ کُلِّ وَادٍ تَقُولُ هَذَا الْمَهْدِیُّ یَحْکُمُ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ لَا یُرِیدُ بَیِّنَةً.

أبان بن تغلب از صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «خداوند در آینده سیصد و سیزده [مرد] را در مسجدى [در] مکّه بر مى‏انگیزد، و اهل مکّه مى‏دانند که آنان از پدرانشان و اجدادشان زاده نشده‏اند (یعنى اهل مکّه نیستند)، براى ایشان شمشیرهائى است که هزار کلمه بر آن نوشته شده، هر کلمه خود کلید هزار کلمه است، خداوند از هر سرزمینى باد را برانگیزد تا بگوید: این همان مهدى است که بر طبق حکم داود حکم مى‏کند و به گواه نیاز ندارد».

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 328، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت چهارم

شیخ طوسی روایتی را در این خصوص چنین نقل کرده است:

حدثنا أبو سلیمان أحمد بن هوذة الباهلی ، قال : حدثنا إبراهیم بن إسحاق النهاوندی بنهاوند سنة ثلاث وسبعین ومائة ، قال : حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاری سنة تسع وعشرین ومائتین ، عن عبد الله بن ب ، عن أبان بن تغلب ، قال : کنت مع جعفر بن محمد ( علیه السلام ) فی مسجد بمکة وهو آخذ بیدی ، فقال : یا أبان ، سیأتی الله بثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا فی مسجدکم هذا ، یعلم أهل مکة أنه لم یخلق آباءهم ولا أجدادهم بعد علیهم السیوف ، مکتوب على کل سیف اسم الرجل واسم أبیه وحلیته ونسبه ، ثم یأمر منادیا فینادی : هذا المهدی یقضی بقضاء داود وسلیمان ، لا یسأل على ذلک بینة.

أبان بن تغلب گوید: «در مکّه خدمت صادق علیه السّلام در مسجدى بودم، و آن حضرت در حالى که دست مرا گرفته بود، به من فرمود: اى أبان در آینده نزدیک خداوند سیصد و سیزده مرد را در همین مسجد شما گرد مى‏آورد، و اهل مکّه مى‏دانند که پدرانشان و اجدادشان هنوز آفریده نشده‏اند، آنان شمشیرها به میان بسته‏اند، بر هر شمشیرى اسم آن مرد و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش نوشته شده است، پس (آن حضرت) نداکننده‏اى را دستور مى‏دهد و او آواز مى‏دهد: این همان مهدى است که بر طبق قضاوت داود و سلیمان قضاوت مى‏کند و براى آن گواهى نمى‏طلبد

الطوسی، الشیخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، کتاب الغیبة، ص 328، تحقیق الشیخ عباد الله الطهرانی/ الشیخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف ال یة، الطبعة : الأولى، 1411هـ.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، - ج 52 ، ص 369،تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت پنجم

صدوق روایت طولانی را از صلی الله علیه و آله نقل کرده است که در آن به عدد اصحاب حضرت مهدی علیه السلام چنین اشاره شده است:

حدثنا أبو الحسن أحمد بن ثابت الدوالیبی بمدینة السلام قال : حدثنا محمد بن الفضل النحوی قال : حدثنا محمد بن علی بن عبد الصمد الکوفی قال : حدثنا علی بن عاصم ، عن محمد بن علی بن موسى ، عن أبیه علی بن موسى بن جعفر ، عن أبیه جعفر بن محمد ، عن أبیه محمد بن علی ، عن أبیه علی بن الحسین ، عن أبیه الحسین بن علی علیهما السلام قال : دخلت على رسول الله صلى الله علیه وآله وعنده أبی بن کعب فقال رسول الله صلى الله علیه وآله : مرحبا بک یا أبا عبد الله یا زین السماوات والأرض...... یجْمَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنْ أَقَاصِی الْبِلَادِ عَلَى‏ عَدَدِ أَهْلِ‏ بَدْرٍ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَعَهُ صَحِیفَةٌ مَخْتُومَةٌ فِیهَا عَدَدُ أَصْحَابِهِ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ وَ بُلْدَانِهِمْ وَ صَنَائِعِهِمْ وَ کَلَامِهِمْ وَ کُنَاهُمْ‏ کَرَّارُونَ مُجِدُّونَ فِی طَاعَتِهِ

حسین علیه السلام فرمود : بر صلی الله علیه و آله وارد شد در حالی که بن کعب نیز در محضر (ص) بودند حضرت به من فرمود: ای زینت زمین و آسمان خداوند از دورترین ا به تعداد أهل بدر یعنى سیصد و سیزده مرد براى او گرد آورد. او نوشته‏اى در دست دارد که لاک و مهر شده و در آن تعداد و اسامى اصحاب او و نیز نسب اى آنها و خلق و خوى، وضع ظاهرى، چهره و قیافه و نیز کنیه آنان ثبت شده است. این نفرات جن ر بوده، در اطاعت و فرمانبردارى از او کوشا هستند و مجدّانه عمل مى‏کند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 268، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت ششم

وی همچنین از سجاد علیه السلام چنین نقل کرده است

حدثنا أحمد بن محمد بن یحیى العطار رضی الله عنه قال : حدثنا أبی : عن محمد بن الحسین بن أبی الخطاب ، عن محمد بن سنان ، عن أبی خالد القماط ، عن ضریس ، عن أبی خالد الکابلی ، عن سید العابدین علی بن الحسین علیهما السلام قال : المفقودون عن فرشهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر فیصبحون بمکة ، وهو قول الله عز وجل : " أینما ت وا یأت بکم الله جمیعا وهم أصحاب القائم علیه السلام .

چهارم زین العابدین علیه السلام فرمود آنها که از بستر خود براى یارى قائم ناپدید شوند سیصد و سیزده مرد باشند بشماره اهل بدر که صبح آن شب در مکه باشند و این ست گفته خداى تعالى (در سوره بقره آیه 148) هر جا که باشید خدا شما را همه را بیاورد» این‏ها اصحاب قائم علیه السلام باشند

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 654، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت هفتم

نعمانی همچنین از باقر علیه السلام چنین نقل روایت کرده است:

اخبرنا أحمد بن هوذة أبو سلیمان ، قال : حدثنی إبراهیم بن إسحاق النهاوندی ، عن عبد الله بن حماد الأنصاری ، عن أبی الجارود ، عن أبی جعفر الباقر ( علیه السلام ) ، قال : أصحاب القائم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم ، بعضهم یحمل فی السحاب نهارا ، یعرف باسمه واسم أبیه ونسبه وحلیته ، وبعضهم نائم على فراشه فیوافیه فی مکة على غیر میعاد

ابى جعفر باقر علیه السّلام که فرمود: یاران قائم سیصد و سیزده مرد از فرزندان عجم خواهند بود که بعضى از آنان بروز در میان ابر حمل مى‏شود و بنام خود و بنام پدرش و نسبش و خصوصیاتش معروف است و بعضى از آنان در بسترش‏ بخواب باشد که بمکّه‏اش دیدار کند بدون قرار وقت قبلى.

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 329، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت هشتم

روایت دیگری را نعمانی از باقر علیه السلام چنین نقل کرده است:

حدثنا علی بن الحسین ، قال : حدثنا محمد بن یحیى ، عن محمد بن حسان الرازی ، عن محمد بن علی الکوفی ، عن علی بن الحکم ، عن علی بن أبی حمزة ، عن أبی بصیر ، عن أبی جعفر الباقر ( علیه السلام ) : أن القائم یهبط من ثنیة ذی طوى فی عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا حتى یسند ظهره إلى الحجر الأسود ، ویهز الرایة الغالبة . قال علی بن أبی حمزة : فذکرت ذلک لأبی الحسن موسى بن جعفر ( علیه السلام ) ، فقال : کتاب منشور

ابو بصیر از باقر علیه السّلام روایت کرده که: قائم علیه السّلام در میان گروهى به عدد اهل بدر- سیصد و سیزده مرد از ثنیه (گردنه) ذى طوى پائین مى‏آید تا آنکه پشت خود را به حجر الأسود تکیه مى‏دهد و پرچم پیروزی را به اهتراز در مى‏آورد.

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 329، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت نهم

این روایت را علامه مجلسی نقل کرده است:

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیهِمْ مُصْعِدِینَ‏ مِنْ نَجَفِ الْکُوفَةِ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ.

گوئی به آن سیصد و چند مرد یاران می نگرم که از نجف کوفه بالا می روند، گویا قلبهای آنان (در استحکام و استواری) ها و قطعه های آهن است

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ، ص 34، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت دهم

روایت دیگری را نیز علامه مجلسی چنین نقل کرده است:

قال رَسُولُ اللَّهِ ص یا عَلِی إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا خَرَجَ یجْتَمِعُ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عَدَدَ رِجَالِ بَدْرٍ فَإِذَا کَانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ یکُونُ لَهُ سَیفٌ مَغْمُودٌ نَادَاهُ السَّیفُ قُمْ یا وَلِی اللَّهِ فَاقْتُلْ أَعْدَاءَ اللَّه‏

پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: یا على موقعى که قائم ظهور کند سیصد و سیزده مرد به تعداد مردان جنگ بدر بگرد وى اجتماع کنند و وقت آمدنش نزدیک شود شمشیر غلاف‏شده‏اى دارد که همان شمشیر به وى مى‏گوید: اى ولى خدا برخیز و دشمنان را بکش‏.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ص 303، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت یازدهم

روایتی را قمی در کفایة الأثر چنین نقل کرده است:

أخبرنا أبو عبد الله الخزاعی ، قال أخبرنا محمد بن أبی عبد الله الکوفی ، عن سهل بن زیاد الآدمی ، عن عبد العظیم بن عبد الله الحسنی، قال : قلت لمحمد بن علی بن موسى .....وهو سمی رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وکنیه ، وهو الذی تطوى له الأرض ویذل له کل صعب ، یجتمع إلیه من أصحابه عدد أهل بدر ثلاثمائة وثلاث عشر رجلا من أقاصی الأرض ، وذلک قول الله عز وجل أینما ت وا یأت بکم الله جمیعا إن الله على کل شئ قدیر ، فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهل الاخلاص أظهر أمره ، فإذا أکمل له العقد وهی عشرة ألف رجل ج بإذن الله ، فلا یزال یقتل أعداء الله حتى یرضى الله تبارک وتعالى

او همنام و هم کینه رسول خداست و او است ى که زمین زیر پاى او نوردیده شودو هر سرکشى براى او رام گردد و یارانش که بشماره اهل بدرند یعنی 313 مرد از دورترین نقطه‏ هاى زمین گرد او فراهم شوند و اینست تفسیر گفته خداى عز و جل (در سوره بقره آیه 148) فرماید هر کجا باشید خدا شما را مى‏آورد گردهم بدرستى که خدا بر هر چیز توانا است- چون این شماره از مردم زمین از اهل اخلاص گرد او جمع شوند خدا امر او را آشکار کند و چون شماره آنها یک عقد کامل شد که ده هزار مرد است باذن خدا وج کند و پى در پى دشمنان خدا را بکشد تا خداى تعالى راضى گردد.

الخزاز القمی الرازی ، أبی القاسم علی بن محمد بن علی، کفایة الأثر فی النص على الأئمة الاثنی عشر ، ص 282، تحقیق: السید عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری الخوئی، ناشر: انتشارات ـ قم، 140هـ .

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 51 ص 157، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت دوازدهم

مفضل روایتی را از صادق علیه السلام این چنین روایت کرده است:

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ علیه السلام عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَةِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةُأَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیةِ وَ هُمْ حُکَّامُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عَلَى خَلْقِهِ حَتَّى یسْتَخْرِجَ مِنْ قَبَائِهِ کِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَیجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ الْبُکْمِ فَلَا یبْقَى مِنْهُمْ إِلَّا الْوَزِیرُ وَ أَحَدَ عَشَرَ نَقِیباً کَمَا بَقَوْا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام فَیجُولُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لَا یجِدُونَ عَنْهُ مَذْهَباً فَیرْجِعُونَ إِلَیهِ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِفُ الْکَلَامَ الَّذِی یقُولُهُ لَهُمْ فَیکْفُرُونَ بِهِ

مفضل بن عمر گوید صادق علیه السلام فرمود گویا بقائم (ع) نگاه می کنم بالاى منبر کوفه است و سیصد و سیزده مرد یارانش بشماره اهل بدر اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حکام خدایند در روى زمین بر خلقش تا آن که علیه السلام از قباى خود یک نامه با مهر طلائى بیرون می کند که سفارشى است از طرف رسول خدا براى او و چون آن را اعلام میدارد مانند وحشت زده گنگ از دورش میرمند و جز یک و یازده نقیب و سرهنک ى نمیماند همان اندازه که با حضرت موسى ماندند این‏ها در سراسر زمین میگردند و جز او مرجعى بدست نمى‏آورند و بسوى او برمی گردند بخدا من میدانم براى آن‏ها چه میگوید که کافر می شوند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 673، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت -

روایت سیزدهم

روایتی را محمد بن مسلم از باقر علیه السلام درباره نشانه های ظهور ذکر نقل کرده و در آن به عدد یاران مهدی علیه السلام نیز چنین اشاره شده است:

محمد بن مسلم قال : سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول...إِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا ینْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیةُ بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏ ثُمَّ یقُولُ أَنَا بَقِیةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیکُمْ فَلَا یسَلِّمُ عَلَیهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَیکَ یا بَقِیةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا یبْقَى فِی الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ وَثَنٍ وَ غَیرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَ وَ ذَلِکَ بَعْدَ غَیبَةٍ طَوِیلَةٍ لِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یطِیعُهُ بِالْغَیبِ وَ یؤْمِنُ بِهِ.

قائم ما وج کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و سیصد و سیزده مرد به گرد او اجتماع کنند و اوّلین سخن او این آیه قرآن است: بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏» سپس مى‏گوید: منم بقیة اللَّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستنده‏اى به او چنین سلام گوید: السّلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه‏، و چون براى بیعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع کنند وج خواهد کرد. و در زمین هیچ معبودى جز اللَّه تعالى نباشد و در صنم ووثن و غیره آتش در افتد و بسوزند و آن پس از غیبتى طولانى است، تا خدا بداند چه ى در دوران غیبت از او اطاعت کرده و بدو ایمان مى‏آورد.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ، ص 191، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت چهاردهم

این روایت را بصیر از صادق علیه السلام چنین نقل کرده است:

وبهذا الاسناد ، عن الحسین بن سعید ، عن ابن أبی عمیر ، عن أبی أیوب ، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ أَبِی أَیوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع کَمْ یخْرُجُ مَعَ الْقَائِمِ ع فَإِنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّهُ یخْرُجُ مَعَهُ مِثْلُ عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ مَا یخْرُجُ إِلَّا فِی أُولِی قُوَّةٍ وَ مَا تَکُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ.

ابو بصیر گوید مردى از اهل کوفه از ششم پرسید چند نفر با قائم علیه السلام در ظهور همراهند بدرستى که ایشان میگویند همراهان قائم علیه السلام مانند شماره اهل بدرند که سیصد و سیزده مرد بودند؟ فرمود قائم ظهور نکند مگر با نیروى مهمى و نیروى مهم کمتر از ده هزار نباشد

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 654، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت پانزدهم

محمد بن جریر طبری شیعی روایتی را در این باره چنین نقل کرده است:

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ، مَتَى یقُومُ قَائِمُکُمْ؟ وبهذا الاسناد عن أبی عبد الله جعفر بن محمد ، قال : حدثنا محمد ابن حمران المدائنی عن علی بن أسباط ، عن الحسن بن بشیر ، عن أبی الجارود ، عن أبی جعفر ( علیه السلام ) ، قال : سألته ، متى یقوم قائمکم ؟ قَالَ: یا أَبَا الْجَارُودِ، لَا تُدْرِکُونَ. فَقُلْتُ: أَهْلَ زَمَانِهِ. فَقَالَ: وَ لَنْ تُدْرِکَ أَهْلَ زَمَانِهِ، یقُومُ قَائِمُنَا بِالْحَقِّ بَعْدَ إِیاسٍ مِنَ الشِّیعَةِ، یدْعُو النَّاسَ ثَلَاثاً فَلَا یجِیبُهُ أَحَدٌ، فَإِذَا کَانَ الْیوْمُ الرَّابِعُ تَعَلَّقَ بِأَسْتَارِ الْکَعْبَةِ، فَقَالَ: یا رَبِّ، انْصُرْنِی، وَ دَعْوَتُهُ لَا تَسْقُطُ، فَیقُولُ (تَبَارَکَ وَ تَعَالَى) لِلْمَلَائِکَةِ الَّذِینَ نَصَرُوا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلَهُ) یوْمَ بَدْرٍ، وَ لَمْ یحُطُّوا سُرُوجَهُمْ، وَ لَمْ یضَعُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَیبَایعُونَهُ، ثُمَّ یبَایعُهُ مِنَ النَّاسِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، یسِیرُ إِلَى الْمَدِینَةِ.

الجارود گوید: از باقر علیه السلام سئوال قائم شما چه زمانی قیام میفرماید ؟ فرمود: ای ابا جارود شما آنزمان را نخواهید دید . عرض اهل زمانش چطور ؟ فرمود : اهل زمانش راهم نمی بینید قائم ما بعد از مأیوس شدن و نا امید گشتن شیعیان قیام می کند و مردم را سه بار دعوت می کند و به کمک می طلبد ولی هیچ پاسخ او را نمیدهد ، تا آنکه روز چهارم به کعبه می چسبد و می گوید : خدا یا یاریم کن ودعایش رد نمیشود خداوند نیز به ملائکه ای که رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) را در روز بدر یاری د دستور می دهد حضرت مهدی علیه السلام را یاری کنند وآنها که تا آنزمان هنوز آماده باش بوده وزین اسبهای واسلحه های خود را زمین نگذاشته اند با حضرت بیعت می کنند ، سپس سیصد وسیزده مرد با حضرت بیعت می نمایند و حضرت به مدینه رفته ومردم نیز همراه حضرت به مدینه می روند.

الطبری ( الشیعی)، محمد بن جریر ( قرن 4) دلائل ال ة ، ص 455، تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولى سال چاپ : 141

روایت شانزدهم

طبری همچنین نقل می کند:

وأخبرنی أبو المفضل محمد بن عبد الله ، قال : أخبرنا محمد بن همام ، قال : أخبرنا جعفر بن محمد بن مالک ، قال : حدثنا علی بن یونس الخزاز ، عن إسماعیل بن عمر بن أبان ، عن أبیه ، عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إذا أراد الله قیام القائم بعث جبرئیل فی صورة طائر أبیض ، فیضع إحدى رجلیه على الکعبة ، والأ ى على بیت المقدس ، ثم ینادی بأعلى صوته : ( أتى أمر الله فلا تستعجلوه ). قال : فیحضر القائم فیصلی عند مقام إبراهیم ( علیه السلام ) رکعتین ، ثم ینصرف ، وحوالیه أصحابه ، وهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا ، إن فیهم لمن یسری من فراشه لیلا ، فی ج ومعه الحجر ، فیلقیه فتعشب الأرض ‏

صادق علیه السلام فرمودند: چون خدا به پا خواستن قائم را اراده کند، جبرئیل را به صورت پرنده ای سفید بر انگیزد، پس یکی از پاهایش را بر کعبه قرار دهد و پای دیگرش را بر بیت المقدس، سپس با بلند ترین صدایش ندا دهد: "[هان‏] امر خدا در رسید، پس در آن شتاب مکنید." و سپس قایم در مقام ابراهیم حاضر گردد و دو رکعت در آنجا بخواند سپس بر گردد و در کنارش اصحابش باشند، آنها سیصد و سیزده مرد باشند، با آنها ی است که شبانه از بسترش برخواسته و به او پیوسته است پس وج می کند وبا او سنگ(سنگ موسی)می باشد که بابرخورد به زمین،زمین انشعاب می یابد

الطبری ( الشیعی)، محمد بن جریر ( قرن 4) دلائل ال ة ، ص 472، تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة قم، ن

مشاهده متن کامل ...

آیا طبق منابع شیعه و اهل سنت در میان313 نفر از یاران زمان (عج) زن نیز وجود دارد؟
درخواست حذف اطلاعات

پاسخ :

این که چند نفر از یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، زن هستند، دقیقاً مشخص نیست و حتی این که زنی در میان یاران خاص آن حضرت باشد، مورد تردید است؛ چرا که بیشتر روایاتی کهدرباره عدد 313 نفر از یاران حضرت در کتاب های معتبر شیعه و اهل سنت نقل شده است، همگی آن ها مرد را ذکر کرده اند و تنها در بین این روایات، یک روایت از شیعه و یک روایت از اهل سنت وجود دارد که گفته اند در بین این یاران خاص، پنجاه نفر زن وجود دارد.

از این رو، در نوشتار حاضر ابتدا روایاتی را که بیانگر یاران آن حضرت از مردان هستند، از منابع اهل سنت و شیعه بررسی کرده و در پایان روایاتی که ن را نیز جزء یاران حضرت می دانند مورد بررسی قرار می دهیم.

الف: منابع اهل سنت

در منابع اهل سنت روایاتی متعددی آمده است که تعداد یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از میان مردان بیان کرده اند:

روایت اول

حاکم نیشابوری روایت صحیحی را درباره تعداد یاران حضرت مهدی علیه السلام چنین نقل می کند:

حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا الحسن بن علی بن عفان العامری ثنا عمرو بن محمد العنقزی ثنا یونس بن أبی إسحاق أخبرنی عمار الدهنی عن أبی الطفیل عن محمد بن الحنفیة قال کنا عند علی رضی الله عنه فسأله رجل عن المهدی فقال علی رضی الله عنه هیهات ثم عقد بیده سبعا فقال: ذاک ی ج فی آ ا مان إذا قال الرجل الله الله قتل فیجمع الله تعالى له قوما قزع کقزع السحاب یؤلف الله بین قلوبهم لا یستوحشون إلى أحد ولا یفرحون بأحد یدخل فیهم على عدة أصحاب بدر لم یسبقهم الأولون ولا یدرکهم الآ ون وعلى عدد أصحاب طالوت الذین جاوزوا معه النهر

محمد حنفیه گوید نزد علی علیه السلام بودیم که شخصی از مهدی پرسید حضر علی علیه السلام فرمودند: چقدر دور است ، سپس حضرت هفت بار دستش را بست و فرمود : او ( حضرت مهدى علیه السلام ) در آ ا مان قیام خواهد کرد، زمانیکه اگر ى ، خدا خدا ، بگوید کشته مى گردد. آنگاه خداوند متعال گروهى را که مانند ابرهاى متفرق بوده اند جمع کرده و بین آنها دوستى را حاکم کرده که از احدى نمى ترسند واز آنکه ى در جمع آنها وارد شده وبه آنها اضافه مى گردد خوشحال نگشته و تعداد آنها بعدد اصحاب بدر بوده ونه سابقین ونه آینده گان به مقام و فضیلت آنها نخواهند رسید و نیز تعداد آنها به عدد اصحاب طالوت که همراه او از نهر گذشتند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

وی در خصوص سند روایت گوید:

هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم ی جاه.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج 1 ص 199، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ذهبی نیز درباره روایت گوید:

على شرط البخاری ومسلم

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

روایت دوم

روایتی را طبرانی در معجم الکبیر خود چنین آورده است:

حدثنا أَحْمَدُ بن مُوسَى الشَّامِی الْبَصْرِی ثنا سَهْلُ بن تَمَامِ بن بَزِیعٍ ثنا عِمْرَانُ الْقَطَّانُ عن قَتَادَةَ عن أبی الْخَلِیلِ عن عبد اللَّهِ بن الْحَارِثِ عن أُمِّ سَلَمَةَ ق قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم یبَایعُ لِرَجُلٍ بین الرُّکْنِوَالْمَقَامِ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فَیأْتِیهِ عَصَائِبُ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَأَبْدَالُ أَهْلِ الشَّامِ فَیغْزُوَهُمْ جَیشٌ من أَهْلِ الشَّامِ حتى إذا کَانُوا بِالْبَیدَاءِ خُسِفَ بِهِمْ یغْزُوهُمْ رَجُلٌ من قُرَیشٍ أَخْوَالُهُ کَلْبٌ فَیلْتَقُونَ فَیهْزِمُهُمْ فَکَانَ یقَالُ الْخَائِبُ من خَابَ من غَنِیمَةِ کَلْبٍ

ام سلمه روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در میان مکه و مقام ابراهیم علیه السلام، انی که تعدادشان به اندازه اهل بدر است، با مردى بیعت مى‏کنند. در این هنگام سران عراق و قهرمانان اهل شام ظاهر مى‏گردند لشکرى از شامى‏ها با آنها نبرد مى‏کنند تا هنگامى که به «بیدا» مى‏رسند و در آنجا دچار خسوف مى‏شوند. و با آنها مردى از قریش که‏ دائى‏هاى او از «بنى کلب» اند نبرد مى‏کند و در میدان جنگ با آنها تلاقى مى‏نماید و خدا آنها را منهزم مى‏سازد. آرى زیانکار ى است که از غنیمت «بنى کلب» بهره‏اى برده باشد.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج 23، ص 295، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة ا هراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

هیثمی نیز این روایت را نقل کرده و گوید:

رواه الطبرانی فی الکبیر والأوسط باختصار وفیه عمران القطان وثقه ابن حبان

وضعفه جماعة وبقیة رجاله رجال الصحیح.

این روایت را طبرانی نقل کرده و در سند آن عمران است که ابن حبان او را توثیق کرده است اما عده ای نیز او را تضعیف کرده اند اما بقیه رجالش صحیح است.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع ا وائد ومنبع الفوائد، ج 7، ص 314، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

لازم به ذکر است افراد دیگری نیز قطان را توثیق کرده اند.

ابن حجر او را توثیق کرده و گوید:

عمران بن داور بفتح الواو بعدها راء أبو العوام القطان البصری صدوق یهم.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1، ص429، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز او را ثقه دانسته است:

عمران بن داور العمى بصرى ثقة.

عمران ثقه است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2، ص189، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

روایت سوم

ابن نعیم روایت صحیحی را از صلی الله علیه و آله نقل می کند که در آن اشاره شده است که تعداد یاران مهدی به اندازه اهل بدر هستند:

حدثنا أبو یوسف المقدسی عن عبد الملک بن أبی سلیمان عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جده قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم فی ذی القعدة تحازب القبائل وعامئذ ینتهب الحاج فت ملحمة بمنى فیکثر فیها القتلى وتسفک فیها الدماء حتى تسیل دماؤهم على عقبة الجمرة حتى یهرب صاحبهم فیؤتى [ به ] بین الرکن والمقام فیبایع وهو کارة ویقال له ان أبیت ضربنا عنقک فیبایعه مثل عدة أهل بدر یرضى عنه ن السماء و ن الأرض.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن، ج 1، ص 341، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

بررسی سند

عبدالملک بن أبی سلیمان

وی از راویان صحیح بخاری و مسلم است

ابن حجر او را توثیق کرده و گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان میسرة العرزمی ...المفتوحة صدوق.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1، ص363، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی کوفى ثقة ثبت فی الحدیث.

عبدالملک ثقه و ثابت در حدیث است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص103، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

ابن سعد نیز درباره او گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی ...وکان ثقة مأمونا ثبتا.

عبدالمک ثقه، مورد اطمینان و ثابت بود

ا هری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى230هـ)، الطبقات الکبرى، ج6 ، ص350،، ناشر: دار صادر - بیروت.

ذهب نیز او را حافظ کبیر نامیده است:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی الکوفی الحافظ الکبیر.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تذکرة الحفاظ، ج1 ص155، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولى.

عمر بن شعیب

وی نیز از راویان صحیح بخاری و مسلم است

ابن حجر درباره او گوید:

عمرو بن شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق.

عمرو صدوق است

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1 ص423، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز او را توثیق کرده است:

عمرو بن شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص ثقة.

عمرو ثقه است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص177، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

شعیب بن محمد

ابن حجر درباره او گوید:

شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق ثبت.

شعیب صدوق و ثابت است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1 ص267، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

ابن حبان نیز او را در الثقات آورده است

شعیب بن محمد بن عبد الله.

میمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج6 ص437، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفکر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

عبدالله بن عمرو بن عاص

وی از صحابه است همچنانکه ابن حجر او را در الاصابه آورده است:

عبد الله بن عمرو بن العاص بن وائل.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج 4 ص 192، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م.گ

روایت چهارم

روایتی را ابن نعیم از زهری نقل می کند که عدد یاران حضرت مهدی علیه السلام را 312 نفر ذکر کرده است:

حدثنا عبد الله بن مروان عن سعید بن یزید عن ا هری قال ی ج المهدی من مکة بعد الخسف فی ثلثمائة وأربعة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن ، ج 1، ص 351، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

روایت پنجم

ابن نعیم همچنین روایت دیگری را نیز این چنین نقل کرده است:

حدثنا سعید أبو عثمان عن جابر عن عن أبی جعفر قال ثم یظهر المهدی بمکة عند العشاء ....سنته فیظهر فی ثلثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن ، ج 1، ص 345، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

روایت ششم

فاکهی روایتی را از ابن سیرین چنین نقل می کند:

حدثنا علی بن المنذر قال ثنا محمد بن فضیل بن غزوان قال حدثنا أشعث عن ابن سیرین قال یبایع المهدی بین الحجر والمقام على عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر.

الفاکهی، محمد بن إسحاق بن العباس ابوعبد الله (متوفاى275هـ)، أخبار مکة فی قدیم الدهر وحدیثه، ج 1، ص470، تحقیق د. عبد الملک عبد الله دهیش، ناشر: دار خضر - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ.

روایت هفتم

مقدسی روایتی را نقل کرده و در آن روایت به عدد یاران حضرت مهدی علیه السلام نیز این چنین اشاره شده است:

ثم قال علیه السلام : فیجمع الله عز وجل أصحابه على عدد أهل بدر ، وعلى عدد أصحاب طالوت ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، .....

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج1 ص 161، طبق برنامه الجامع الکبیر.

روایت هشتم

مقدسی همچنین روایت دیگری را این چنین نقل کرده است:

وقیل : إنه ی ج من واد بأرض الشام ... ، وی ون على عدد أهل بدر ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، ثم تجتمع إلیه المؤمنون.

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج 1، ص 149، طبق برنامه الجامع الکبیر.

طبق این روایات تعداد یاران مهدی علیه السلام 313 نفر مرد می باشد و در این روایات نامی از ن برده نشده است البته طبرانی روایتی را از صلی الله علیه و آله نقل می کند که تعداد یاران 314 نفر هستند که در بین آنها ن نیز وجود دارند.
وی در این خصوص می نویسد:

حدثنا محمد بن عثمان بن أبی شیبة قال حدثنا محمد بن عمران بن أبی لیلى قال حدثنا المطلب بن زیاد عن لیث عن أبی جعفر محمد بن علی بن حسین عن أم سلمة ق قال رسول الله صلى الله علیه وسلم یسیر ملک المشرق إلى ملک المغرب فیقتله ثم یسیر ملک المغرب إلى ملک المشرق فیقتله فیبعث جیشا إلى المدینة فیخسف بهم ثم یبعث جیشا فیسبى ناسا من اهل المدینة فیعوذ عائذ بالحرم فیجتمع الناس إلیه کالطائر الواردة المتفرقة حتى إلیه ثلاثمائة واربع عشر فیهم نسوة فیظهر على کل جبار وبن جبار ویظهر من العدل ما یتمنى له الاحیاء امواتهم فیحیا سبع سنین فان زاد ساعة فاربع عشرة ثم ما تحت الأرض خیر مما فوقها.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الأوسط، ج 5 ، ص 334، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین - القاهرة – 1415هـ.

هیثمی این روایت را ذکر کرده و در مورد سندش گوید:

رواه الطبرانی فی الاوسط وفیه لیث بن أبی سلیم وهو مدلس وبقیة رجاله ثقات.

در سند این روایت لیث بن سلیم وجود دارد که مدلس است اما بقیه رجال همه ثقه هستند.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع ا وائد ومنبع الفوائد، ج 7 ، ص 315، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

این روایت نه تنها از نظر سند همچنانکه هیثمی گفته است، مشکل دارد، توان مقابله با آن همه روایت که اسم زن در آنها نیامده است، ندارد.

ب: منابع شیعه

روایات در این باره در کتب شیعه آنقدر فراوان است که نیازی به بررسی سند نیست، اما یک روایت را از باب نمونه مورد بررسی سندی قرار داده و بقیه را بدون بررسی سند نقل می کنیم:

روایت اول

مرحوم شیخ صدوق روایت صحیحی را با این سند چنین نقل می کند:

وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ سَیأْتِی‏ فِی‏ مَسْجِدِکُمْ‏ ثَلَاثُمِائَةٍ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا یعْنِی مَسْجِدَ مَکَّةَ یعْلَمُ أَهْلُ مَکَّةَ أَنَّهُ لَمْ یلِدْهُمْ آبَاؤُهُمْ وَلَا أَجْدَادُهُمْ عَلَیهِمُ السُّیوفُ مَکْتُوبٌ عَلَى کُلِّ سَیفٍ‏ کَلِمَةٌ تَفْتَحُ أَلْفَع کَلِمَةٍ فَیبْعَثُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى رِیحاً فَتُنَادِی بِکُلِّ وَادٍ هَذَا الْمَهْدِی یقْضِی بِقَضَاءِ دَاوُدَ وَسُلَیمَانَ علیهما السلام وَلَا یرِیدُ عَلَیهِ بَینَةً.

ابان بن تغلب گفت: صادق علیه السلام فرمود: در همین مسجد شما یعنى در مکه به زودى سیصد و سیزده‏ مرد می آیند که اهل مکه بخوبى می دانند آنها را پدران و نیاکان آنان به دنیا نیاورده اند (آن ها را نمی شناسند). به دست آنها شمشیرهای است که بر هر کدام آن ها کلمه ای نوشته شده که هزار کلمه از آن گشوده می شود؛ پس خداوند بادی می فرستد تا هر وادى فریاد بزنند که این مهدى است و به روش داود و سلیمان و قضاوت می کند و برای حکم خود بینه و شاهد نمی طلبد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص671، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

بررسی سند

سند این حدیث همان سند روایتی است که قبل از این روایت در کتاب کمال الدین و الن می باشد که به این صورت است:

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی درباره او می گوید:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقة ثقة، عین...

بزرگ مردم قم، فقیه و پیش وت آنان به شمار می رفت، وی بسیار مورد اعتماد و مطمئن بود و شخصیت برجسته ای داشت.

رجال النجاشی، ص383.

شیخ طوسی نیز می گوید:

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به... جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقة.

وی گرانقدر و والا مقام است، به علم رجال تسلط دارد و مورد اعتماد است. در فقه نکته سنج و آگاه و مطمئن است».

الفهرست، ص237

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار

نجاشی می گوید:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقة، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایة.

در میان عالمان شیعه قم، دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

رجال النجاشی، ص354

یعقوب بن یزید

نجاشی می گوید

وکان ثقة صدوقا...

وی مورد اعتماد و بسیار صادق و راستگو بود:

رجال النجاشی، ص450.

شیخ طوسی می گوید:

کثیر الروایة، ثقة.

وی روایات بسیاری نقل کرده و مورد اعتماد است:

الفهرست، ص264

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می گوید:

جلیل القدر، عظیم المنزلة فینا وعند المخالفین...

وی از نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

رجال النجاشی، ص32.

شیخ طوسی نیز می گوید:

وکان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است

الفهرست، ص218

أبان بن عثمان الأحمر

مرحوم کشی او را جزء اصحاب اجماع آورده است:

أجمعت العصابة على تصحیح ما یصح من هؤلاء وتصدیقهم لما یقولون وأقروا لهم بالفقه، من دون أولئک الستة الذین عددناهم وسمیناهم، ستة نفر: جمیل بن دراج. وعبد الله بن مسکان، وعبد الله بن ب ، وحماد بن عیسى، وحماد ابن عثمان، وأبان بن عثمان.

تمام شیعیان اجماع دارند بر تصحیح روایاتی که با سند صحیح از این افراد نقل شود و همچنین بر راستگو بودن آن ها اجماع دارند:...

رجال الکشی، ج2، ص673

أبان بن تغلب

نجاشی می نویسد

عظیم المنزلة فی أصحابنا، لقی علی بن الحسین، وأبا جعفر، وأبا عبد الله علیه السلام وروى عنهم، وکانت له عندهم منزلة وقدم.

که او محضر سه علیه السلام را درک و جایگاه خاصی نزد آن بزرگواران داشته و شیعیان نیز برای او موقعیت ممتازی قائل بودند:

رجال النجاشی، ص10.

شیخ طوسی نیز می گوید

ثقة، جلیل القدر، عظیم المنزلة فی أصحابنا.

او ثقه جلیل القدر است که جایگاه ویژه نزد اصحاب ما دارد

الفهرست، ص57

بنابراین این روایت از نظر سند معتبر است

روایت دوم

این روایت را نعمانی چنین نقل کرده است:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید ، عن هؤلاء الرجال الأربعة ، عن ابن محبوب . وأخبرنا محمد بن یعقوب الکلینی أبو جعفر ، قال : حدثنی علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه . قال : وحدثنی محمد بن عمران ، قال : حدثنا أحمد بن محمد بن عیسى ، قال : وحدثنا علی بن محمد وغیره ، عن سهل بن زیاد ، جمیعا ، عن الحسن بن محبوب . قال : وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی ، عن أبی علی أحمد بن محمد بن أبی ناشر ، عن أحمد بن هلال ، عن الحسن بن محبوب ، عن عمرو بن أبی المقدام ، عن جابر بن یزید الجعفی ، قال : " قال أبو جعفر محمد بن علی الباقر ( علیه السلام ) : یا جابر ، ا م الأرض ولا تحرک یدا ولا رجلا حتى ترى علامات أذکرها لک إن أدرکتها ... . فیجمع الله علیه أصحابه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا، وی م الله له على غیر میعاد قزعا کقزع ال یف .

باقر علیه السلام بعد از ذکر نشانه های ظهور ووقایع ظهور فرمود: ...پس خداوند سیصد و سیزده مرد یاران آن حضرت را بر او گرد مى‏آورد و بدون قرار قبلى خداوند آنان را گرد مى‏آورد همچون ‏هاى ابر پائیز که بهم میپیوندند

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 288 – 291 ، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

این روایت در بسیاری از کتاب های شیعه نقل شده و روایتی است کاملاً معتبر.

روایت سوم

این روایت را نیز نعمانی از ابان چنین نقل کرده است:

أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ الرَّازِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ:سَیَبْعَثُ اللَّه‏ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا إِلَى مَسْجِدٍ بِمَکَّةَ یَعْلَمُ أَهْلُ مَکَّةَ أَنَّهُمْ لَمْ یُولَدُوا مِنْ آبَائِهِمْ وَ لَا أَجْدَادِهِمْ عَلَیْهِمْ سُیُوفٌ مَکْتُوبٌ عَلَیْهَا أَلْفُ کَلِمَةٍ کُلُّ کَلِمَةٍ مِفْتَاحُ أَلْفِ کَلِمَةٍ وَ یَبْعَثُ اللَّهُ الرِّیحَ مِنْ کُلِّ وَادٍ تَقُولُ هَذَا الْمَهْدِیُّ یَحْکُمُ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ لَا یُرِیدُ بَیِّنَةً.

أبان بن تغلب از صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «خداوند در آینده سیصد و سیزده [مرد] را در مسجدى [در] مکّه بر مى‏انگیزد، و اهل مکّه مى‏دانند که آنان از پدرانشان و اجدادشان زاده نشده‏اند (یعنى اهل مکّه نیستند)، براى ایشان شمشیرهائى است که هزار کلمه بر آن نوشته شده، هر کلمه خود کلید هزار کلمه است، خداوند از هر سرزمینى باد را برانگیزد تا بگوید: این همان مهدى است که بر طبق حکم داود حکم مى‏کند و به گواه نیاز ندارد».

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 328، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت چهارم

شیخ طوسی روایتی را در این خصوص چنین نقل کرده است:

حدثنا أبو سلیمان أحمد بن هوذة الباهلی ، قال : حدثنا إبراهیم بن إسحاق النهاوندی بنهاوند سنة ثلاث وسبعین ومائة ، قال : حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاری سنة تسع وعشرین ومائتین ، عن عبد الله بن ب ، عن أبان بن تغلب ، قال : کنت مع جعفر بن محمد ( علیه السلام ) فی مسجد بمکة وهو آخذ بیدی ، فقال : یا أبان ، سیأتی الله بثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا فی مسجدکم هذا ، یعلم أهل مکة أنه لم یخلق آباءهم ولا أجدادهم بعد علیهم السیوف ، مکتوب على کل سیف اسم الرجل واسم أبیه وحلیته ونسبه ، ثم یأمر منادیا فینادی : هذا المهدی یقضی بقضاء داود وسلیمان ، لا یسأل على ذلک بینة.

أبان بن تغلب گوید: «در مکّه خدمت صادق علیه السّلام در مسجدى بودم، و آن حضرت در حالى که دست مرا گرفته بود، به من فرمود: اى أبان در آینده نزدیک خداوند سیصد و سیزده مرد را در همین مسجد شما گرد مى‏آورد، و اهل مکّه مى‏دانند که پدرانشان و اجدادشان هنوز آفریده نشده‏اند، آنان شمشیرها به میان بسته‏اند، بر هر شمشیرى اسم آن مرد و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش نوشته شده است، پس (آن حضرت) نداکننده‏اى را دستور مى‏دهد و او آواز مى‏دهد: این همان مهدى است که بر طبق قضاوت داود و سلیمان قضاوت مى‏کند و براى آن گواهى نمى‏طلبد

الطوسی، الشیخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، کتاب الغیبة، ص 328، تحقیق الشیخ عباد الله الطهرانی/ الشیخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف ال یة، الطبعة : الأولى، 1411هـ.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، - ج 52 ، ص 369،تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت پنجم

صدوق روایت طولانی را از صلی الله علیه و آله نقل کرده است که در آن به عدد اصحاب حضرت مهدی علیه السلام چنین اشاره شده است:

حدثنا أبو الحسن أحمد بن ثابت الدوالیبی بمدینة السلام قال : حدثنا محمد بن الفضل النحوی قال : حدثنا محمد بن علی بن عبد الصمد الکوفی قال : حدثنا علی بن عاصم ، عن محمد بن علی بن موسى ، عن أبیه علی بن موسى بن جعفر ، عن أبیه جعفر بن محمد ، عن أبیه محمد بن علی ، عن أبیه علی بن الحسین ، عن أبیه الحسین بن علی علیهما السلام قال : دخلت على رسول الله صلى الله علیه وآله وعنده أبی بن کعب فقال رسول الله صلى الله علیه وآله : مرحبا بک یا أبا عبد الله یا زین السماوات والأرض...... یجْمَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنْ أَقَاصِی الْبِلَادِ عَلَى‏ عَدَدِ أَهْلِ‏ بَدْرٍ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَعَهُ صَحِیفَةٌ مَخْتُومَةٌ فِیهَا عَدَدُ أَصْحَابِهِ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ وَ بُلْدَانِهِمْ وَ صَنَائِعِهِمْ وَ کَلَامِهِمْ وَ کُنَاهُمْ‏ کَرَّارُونَ مُجِدُّونَ فِی طَاعَتِهِ

حسین علیه السلام فرمود : بر صلی الله علیه و آله وارد شد در حالی که بن کعب نیز در محضر (ص) بودند حضرت به من فرمود: ای زینت زمین و آسمان خداوند از دورترین ا به تعداد أهل بدر یعنى سیصد و سیزده مرد براى او گرد آورد. او نوشته‏اى در دست دارد که لاک و مهر شده و در آن تعداد و اسامى اصحاب او و نیز نسب اى آنها و خلق و خوى، وضع ظاهرى، چهره و قیافه و نیز کنیه آنان ثبت شده است. این نفرات جن ر بوده، در اطاعت و فرمانبردارى از او کوشا هستند و مجدّانه عمل مى‏کند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 268، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت ششم

وی همچنین از سجاد علیه السلام چنین نقل کرده است

حدثنا أحمد بن محمد بن یحیى العطار رضی الله عنه قال : حدثنا أبی : عن محمد بن الحسین بن أبی الخطاب ، عن محمد بن سنان ، عن أبی خالد القماط ، عن ضریس ، عن أبی خالد الکابلی ، عن سید العابدین علی بن الحسین علیهما السلام قال : المفقودون عن فرشهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر فیصبحون بمکة ، وهو قول الله عز وجل : " أینما ت وا یأت بکم الله جمیعا وهم أصحاب القائم علیه السلام .

چهارم زین العابدین علیه السلام فرمود آنها که از بستر خود براى یارى قائم ناپدید شوند سیصد و سیزده مرد باشند بشماره اهل بدر که صبح آن شب در مکه باشند و این ست گفته خداى تعالى (در سوره بقره آیه 148) هر جا که باشید خدا شما را همه را بیاورد» این‏ها اصحاب قائم علیه السلام باشند

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 654، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت هفتم

نعمانی همچنین از باقر علیه السلام چنین نقل روایت کرده است:

اخبرنا أحمد بن هوذة أبو سلیمان ، قال : حدثنی إبراهیم بن إسحاق النهاوندی ، عن عبد الله بن حماد الأنصاری ، عن أبی الجارود ، عن أبی جعفر الباقر ( علیه السلام ) ، قال : أصحاب القائم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم ، بعضهم یحمل فی السحاب نهارا ، یعرف باسمه واسم أبیه ونسبه وحلیته ، وبعضهم نائم على فراشه فیوافیه فی مکة على غیر میعاد

ابى جعفر باقر علیه السّلام که فرمود: یاران قائم سیصد و سیزده مرد از فرزندان عجم خواهند بود که بعضى از آنان بروز در میان ابر حمل مى‏شود و بنام خود و بنام پدرش و نسبش و خصوصیاتش معروف است و بعضى از آنان در بسترش‏ بخواب باشد که بمکّه‏اش دیدار کند بدون قرار وقت قبلى.

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 329، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت هشتم

روایت دیگری را نعمانی از باقر علیه السلام چنین نقل کرده است:

حدثنا علی بن الحسین ، قال : حدثنا محمد بن یحیى ، عن محمد بن حسان الرازی ، عن محمد بن علی الکوفی ، عن علی بن الحکم ، عن علی بن أبی حمزة ، عن أبی بصیر ، عن أبی جعفر الباقر ( علیه السلام ) : أن القائم یهبط من ثنیة ذی طوى فی عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا حتى یسند ظهره إلى الحجر الأسود ، ویهز الرایة الغالبة . قال علی بن أبی حمزة : فذکرت ذلک لأبی الحسن موسى بن جعفر ( علیه السلام ) ، فقال : کتاب منشور

ابو بصیر از باقر علیه السّلام روایت کرده که: قائم علیه السّلام در میان گروهى به عدد اهل بدر- سیصد و سیزده مرد از ثنیه (گردنه) ذى طوى پائین مى‏آید تا آنکه پشت خود را به حجر الأسود تکیه مى‏دهد و پرچم پیروزی را به اهتراز در مى‏آورد.

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 329، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت نهم

این روایت را علامه مجلسی نقل کرده است:

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیهِمْ مُصْعِدِینَ‏ مِنْ نَجَفِ الْکُوفَةِ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ.

گوئی به آن سیصد و چند مرد یاران می نگرم که از نجف کوفه بالا می روند، گویا قلبهای آنان (در استحکام و استواری) ها و قطعه های آهن است

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ، ص 34، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت دهم

روایت دیگری را نیز علامه مجلسی چنین نقل کرده است:

قال رَسُولُ اللَّهِ ص یا عَلِی إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا خَرَجَ یجْتَمِعُ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عَدَدَ رِجَالِ بَدْرٍ فَإِذَا کَانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ یکُونُ لَهُ سَیفٌ مَغْمُودٌ نَادَاهُ السَّیفُ قُمْ یا وَلِی اللَّهِ فَاقْتُلْ أَعْدَاءَ اللَّه‏

پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: یا على موقعى که قائم ظهور کند سیصد و سیزده مرد به تعداد مردان جنگ بدر بگرد وى اجتماع کنند و وقت آمدنش نزدیک شود شمشیر غلاف‏شده‏اى دارد که همان شمشیر به وى مى‏گوید: اى ولى خدا برخیز و دشمنان را بکش‏.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ص 303، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت یازدهم

روایتی را قمی در کفایة الأثر چنین نقل کرده است:

أخبرنا أبو عبد الله الخزاعی ، قال أخبرنا محمد بن أبی عبد الله الکوفی ، عن سهل بن زیاد الآدمی ، عن عبد العظیم بن عبد الله الحسنی، قال : قلت لمحمد بن علی بن موسى .....وهو سمی رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وکنیه ، وهو الذی تطوى له الأرض ویذل له کل صعب ، یجتمع إلیه من أصحابه عدد أهل بدر ثلاثمائة وثلاث عشر رجلا من أقاصی الأرض ، وذلک قول الله عز وجل أینما ت وا یأت بکم الله جمیعا إن الله على کل شئ قدیر ، فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهل الاخلاص أظهر أمره ، فإذا أکمل له العقد وهی عشرة ألف رجل ج بإذن الله ، فلا یزال یقتل أعداء الله حتى یرضى الله تبارک وتعالى

او همنام و هم کینه رسول خداست و او است ى که زمین زیر پاى او نوردیده شودو هر سرکشى براى او رام گردد و یارانش که بشماره اهل بدرند یعنی 313 مرد از دورترین نقطه‏ هاى زمین گرد او فراهم شوند و اینست تفسیر گفته خداى عز و جل (در سوره بقره آیه 148) فرماید هر کجا باشید خدا شما را مى‏آورد گردهم بدرستى که خدا بر هر چیز توانا است- چون این شماره از مردم زمین از اهل اخلاص گرد او جمع شوند خدا امر او را آشکار کند و چون شماره آنها یک عقد کامل شد که ده هزار مرد است باذن خدا وج کند و پى در پى دشمنان خدا را بکشد تا خداى تعالى راضى گردد.

الخزاز القمی الرازی ، أبی القاسم علی بن محمد بن علی، کفایة الأثر فی النص على الأئمة الاثنی عشر ، ص 282، تحقیق: السید عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری الخوئی، ناشر: انتشارات ـ قم، 140هـ .

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 51 ص 157، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت دوازدهم

مفضل روایتی را از صادق علیه السلام این چنین روایت کرده است:

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ علیه السلام عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَةِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةُأَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیةِ وَ هُمْ حُکَّامُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عَلَى خَلْقِهِ حَتَّى یسْتَخْرِجَ مِنْ قَبَائِهِ کِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَیجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ الْبُکْمِ فَلَا یبْقَى مِنْهُمْ إِلَّا الْوَزِیرُ وَ أَحَدَ عَشَرَ نَقِیباً کَمَا بَقَوْا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام فَیجُولُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لَا یجِدُونَ عَنْهُ مَذْهَباً فَیرْجِعُونَ إِلَیهِ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِفُ الْکَلَامَ الَّذِی یقُولُهُ لَهُمْ فَیکْفُرُونَ بِهِ

مفضل بن عمر گوید صادق علیه السلام فرمود گویا بقائم (ع) نگاه می کنم بالاى منبر کوفه است و سیصد و سیزده مرد یارانش بشماره اهل بدر اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حکام خدایند در روى زمین بر خلقش تا آن که علیه السلام از قباى خود یک نامه با مهر طلائى بیرون می کند که سفارشى است از طرف رسول خدا براى او و چون آن را اعلام میدارد مانند وحشت زده گنگ از دورش میرمند و جز یک و یازده نقیب و سرهنک ى نمیماند همان اندازه که با حضرت موسى ماندند این‏ها در سراسر زمین میگردند و جز او مرجعى بدست نمى‏آورند و بسوى او برمی گردند بخدا من میدانم براى آن‏ها چه میگوید که کافر می شوند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 673، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت -

روایت سیزدهم

روایتی را محمد بن مسلم از باقر علیه السلام درباره نشانه های ظهور ذکر نقل کرده و در آن به عدد یاران مهدی علیه السلام نیز چنین اشاره شده است:

محمد بن مسلم قال : سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول...إِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا ینْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیةُ بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏ ثُمَّ یقُولُ أَنَا بَقِیةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیکُمْ فَلَا یسَلِّمُ عَلَیهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَیکَ یا بَقِیةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا یبْقَى فِی الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ وَثَنٍ وَ غَیرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَ وَ ذَلِکَ بَعْدَ غَیبَةٍ طَوِیلَةٍ لِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یطِیعُهُ بِالْغَیبِ وَ یؤْمِنُ بِهِ.

قائم ما وج کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و سیصد و سیزده مرد به گرد او اجتماع کنند و اوّلین سخن او این آیه قرآن است: بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏» سپس مى‏گوید: منم بقیة اللَّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستنده‏اى به او چنین سلام گوید: السّلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه‏، و چون براى بیعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع کنند وج خواهد کرد. و در زمین هیچ معبودى جز اللَّه تعالى نباشد و در صنم ووثن و غیره آتش در افتد و بسوزند و آن پس از غیبتى طولانى است، تا خدا بداند چه ى در دوران غیبت از او اطاعت کرده و بدو ایمان مى‏آورد.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ، ص 191، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت چهاردهم

این روایت را بصیر از صادق علیه السلام چنین نقل کرده است:

وبهذا الاسناد ، عن الحسین بن سعید ، عن ابن أبی عمیر ، عن أبی أیوب ، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ أَبِی أَیوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع کَمْ یخْرُجُ مَعَ الْقَائِمِ ع فَإِنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّهُ یخْرُجُ مَعَهُ مِثْلُ عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ مَا یخْرُجُ إِلَّا فِی أُولِی قُوَّةٍ وَ مَا تَکُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ.

ابو بصیر گوید مردى از اهل کوفه از ششم پرسید چند نفر با قائم علیه السلام در ظهور همراهند بدرستى که ایشان میگویند همراهان قائم علیه السلام مانند شماره اهل بدرند که سیصد و سیزده مرد بودند؟ فرمود قائم ظهور نکند مگر با نیروى مهمى و نیروى مهم کمتر از ده هزار نباشد

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 654، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت پانزدهم

محمد بن جریر طبری شیعی روایتی را در این باره چنین نقل کرده است:

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ، مَتَى یقُومُ قَائِمُکُمْ؟ وبهذا الاسناد عن أبی عبد الله جعفر بن محمد ، قال : حدثنا محمد ابن حمران المدائنی عن علی بن أسباط ، عن الحسن بن بشیر ، عن أبی الجارود ، عن أبی جعفر ( علیه السلام ) ، قال : سألته ، متى یقوم قائمکم ؟ قَالَ: یا أَبَا الْجَارُودِ، لَا تُدْرِکُونَ. فَقُلْتُ: أَهْلَ زَمَانِهِ. فَقَالَ: وَ لَنْ تُدْرِکَ أَهْلَ زَمَانِهِ، یقُومُ قَائِمُنَا بِالْحَقِّ بَعْدَ إِیاسٍ مِنَ الشِّیعَةِ، یدْعُو النَّاسَ ثَلَاثاً فَلَا یجِیبُهُ أَحَدٌ، فَإِذَا کَانَ الْیوْمُ الرَّابِعُ تَعَلَّقَ بِأَسْتَارِ الْکَعْبَةِ، فَقَالَ: یا رَبِّ، انْصُرْنِی، وَ دَعْوَتُهُ لَا تَسْقُطُ، فَیقُولُ (تَبَارَکَ وَ تَعَالَى) لِلْمَلَائِکَةِ الَّذِینَ نَصَرُوا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلَهُ) یوْمَ بَدْرٍ، وَ لَمْ یحُطُّوا سُرُوجَهُمْ، وَ لَمْ یضَعُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَیبَایعُونَهُ، ثُمَّ یبَایعُهُ مِنَ النَّاسِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، یسِیرُ إِلَى الْمَدِینَةِ.

الجارود گوید: از باقر علیه السلام سئوال قائم شما چه زمانی قیام میفرماید ؟ فرمود: ای ابا جارود شما آنزمان را نخواهید دید . عرض اهل زمانش چطور ؟ فرمود : اهل زمانش راهم نمی بینید قائم ما بعد از مأیوس شدن و نا امید گشتن شیعیان قیام می کند و مردم را سه بار دعوت می کند و به کمک می طلبد ولی هیچ پاسخ او را نمیدهد ، تا آنکه روز چهارم به کعبه می چسبد و می گوید : خدا یا یاریم کن ودعایش رد نمیشود خداوند نیز به ملائکه ای که رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) را در روز بدر یاری د دستور می دهد حضرت مهدی علیه السلام را یاری کنند وآنها که تا آنزمان هنوز آماده باش بوده وزین اسبهای واسلحه های خود را زمین نگذاشته اند با حضرت بیعت می کنند ، سپس سیصد وسیزده مرد با حضرت بیعت می نمایند و حضرت به مدینه رفته ومردم نیز همراه حضرت به مدینه می روند.

الطبری ( الشیعی)، محمد بن جریر ( قرن 4) دلائل ال ة ، ص 455، تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولى سال چاپ : 141

روایت شانزدهم

طبری همچنین نقل می کند:

وأخبرنی أبو المفضل محمد بن عبد الله ، قال : أخبرنا محمد بن همام ، قال : أخبرنا جعفر بن محمد بن مالک ، قال : حدثنا علی بن یونس الخزاز ، عن إسماعیل بن عمر بن أبان ، عن أبیه ، عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إذا أراد الله قیام القائم بعث جبرئیل فی صورة طائر أبیض ، فیضع إحدى رجلیه على الکعبة ، والأ ى على بیت المقدس ، ثم ینادی بأعلى صوته : ( أتى أمر الله فلا تستعجلوه ). قال : فیحضر القائم فیصلی عند مقام إبراهیم ( علیه السلام ) رکعتین ، ثم ینصرف ، وحوالیه أصحابه ، وهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا ، إن فیهم لمن یسری من فراشه لیلا ، فی ج ومعه الحجر ، فیلقیه فتعشب الأرض ‏

صادق علیه السلام فرمودند: چون خدا به پا خواستن قائم را اراده کند، جبرئیل را به صورت پرنده ای سفید بر انگیزد، پس یکی از پاهایش را بر کعبه قرار دهد و پای دیگرش را بر بیت المقدس، سپس با بلند ترین صدایش ندا دهد: "[هان‏] امر خدا در رسید، پس در آن شتاب مکنید." و سپس قایم در مقام ابراهیم حاضر گردد و دو رکعت در آنجا بخواند سپس بر گردد و در کنارش اصحابش باشند، آنها سیصد و سیزده مرد باشند، با آنها ی است که شبانه از بسترش برخواسته و به او پیوسته است پس وج می کند وبا او سنگ(سنگ موسی)می باشد که بابرخورد به زمین،زمین انشعاب می یابد

الطبری ( الشیعی)، محمد بن جریر ( قرن 4) دلائل ال ة ، ص 472، تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة قم، ن

مشاهده متن کامل ...

سلام بر پروردگار لا شریک پروردگار ملکوتیان زمینو آسمان عشق و هدف ما رضای خدا ست
درخواست حذف اطلاعات
خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز ساله ابجد365 براهی یه 365شاه جهان 365 حجاب قرآن 365 قرآن طه 365روز سال 5+6+3= 14 معصوم ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اهل سنت عزیر وه ها بگفته چند تن از خود خاندان آل سعود که شیعه شده اند هر ی در مقابل اینها بحق بایستد به او مهر کافر است میزنند کافر همه را به کیش خود پندارد یاران مهدی کجایند [email protected] بیائید با هم قله های ایمان را فتح کنیم ه حق245علی110+135 فاطمه = 245منهای231 ابو بکر کنی = 14 معصوم 245 علیو فاطمه میباشند کلمات قصار طلایی خدایا بزرگی از آن تست معلومه که دلت برای گمرا هان امت محمد هم سوخته 1400 سال این برای اولین بار به اذن خدا و رسول و آیه به ابجد 59مهدی 59 این آیه هم 59 حروف دارد ( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏59) منظور صاحب الا مر مهدی صاحب ا مان میباشد انی که در غدیر خم کلمه آ این آیه منکم به ابجد منکم 18 ذالججه در غدیر خم از سوی خدا و رسول46 نصب گردیده اند 46= محمد 20+26 علی = 46 لا اله الا الله 46 46+46= 92 محمد ذلحجه غدیر خم = 110 علی مولای جهان است چرا دین 74 فرقه شد و 73 فرقه اش باطل میباشد جالب اینکه همه خود را صددرصد بحق میدانند از دره عقب صندلی جلو چه انی باعث 74 فرقه شدن دین شدند 74 لعنت خدا بر ابجد 74 شما هم با من بگوئید لعنت خدا بر منکر عصیان دین خدا ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74بنفرین شده های مکه 74 و الشجرتها الملعونه74 اینم آیه قرآن هم ابجد کبیر و هم ابجد صغیر سه خلیفه میباشد آیه قرآن =74ان من المجرمین منتقمون 74دور از رسول خداوندیا74بمظهر پلیدی ها بمکه 74 جالب اینجاست این آیه قرآن هم به ابجد کبیر و هم به ابجد صغیر ابجد سه خلیفه میباشد این سه خلیفه باعث 74 فرقه شدن دین شدند 74ان من المجرمین منتقمون74به لعنت ان الهی 74به لعنت خدا و رسولا74به نفرین شده های مکه 74 ت یب دین 1276- 1202 ان من المن المجرمین منتقمون =74 سه خلیفه دین را ت یب نمودندند به ابجد مردان ۶۱۵-۵۴۱ عمر و ابوبکر =74 ابجد صغیر سه خلیفه74 باب رجیم لعنت 74یاران ه رجیم 74 روز بعد از وفات 74 روز بعد دختر عزیز رسول خدا را به شهادت رساندند 74 = 4+7= 11 جانشین بر حق رسول خدا را به شهادت رساندند 74منافقین پست و کوری74 اشداء علی الکفار74»؟: 74به درک اسفله سافلین 74و الشجرتها الملعونه74 ابوبکر +عمر +عثمان=74بدروغگویان عالمی 74وینهى عن المنکر 74أو جاهل فیتعلمی74و الشجرتها الملعونه74به ابجد کبیر هم ابجد سه خلیفه است ت یب دین 1276- 1202 ان من المن المجرمین منتقمون 1202 ابجد سه خلیفه ظالم به ابحدظالم 971+231 ابوبکر= 1202 سه خلیفه ظالم بوده اندبرادران اهل سنت بخود آئید نمیشود که 74 فرقه همه ادعا ء میکنند بحق میباشند فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اهل سنت عزیر وه ها بگفته چند تن از خود خاندان آل سعود که شیعه شده اند هر ی در مقابل اینها بحق بایستد به او مهر کافر است میزنند کافر همه را به کیش خود پندارد به ابجد یعنی چه 12 12 ساعت 12 ماه ها 12 قلب 12 حق12 مغز انسان 12 رگ عصب دارد اضلاع کعبه 12 نام هم 12 بار در قرآن آمده سوره 12 دوازدهم هم یوسف زهراست در آیه دوازدهم یاسین آیه 12 به ابجد مهدی 12 منجی تمام ادیان میباشد عیسی (ع) 12 حواریون داشت حضرت محمد هم فرمود جانشینان من 12 نفرند 12 چشمه جوشان در قرآن این آیه هم ابجد زمان 23 حروف دارد وکل شیئ احصیناه فی مبین 23 مهدی 23سرورا 23 ا حق23 به ابجد اهل نجات دین 564-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی 23 وارث 23 زمین 23نام در قرآن 12 بار آمده به ابجد غدیر 1214-1202 سه خلیفه کن = 12 انتخاب شد به ابجد شورای دینها 587-541 ابوبکر و عمر = 46 محمد علی را انتخاب نموددین کامل شد 124 هزار را خدا انتخاب نمود جانشین هیچ ی را مردم بت پرست انتخاب ن د دوست خدا و رسول فقط علی و محمد است به ابجد محمد 20+26 علی = 46 انتخاب درست 26+ 20محمد = 46 غدیر 26+20 محمد =46 لا اله الا الله46 علی و محمد از جانب خدا = انتخاب جانشین 1567-1202 = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم شاه جهان 365 علی 124 هزار شناخته شد بعد از غدیر منافقان و بت پرستها به تحریک یهودیان بدون حضور علی بجای تشحیح پیکر رسول خدا باطل است شورای بدون و خلیفه خدا در غدیر ابومکر و عمر بیش از حد جاه طلبّ بودند به ابجد کبیر و صغیر 144 ضرب 12 در 12 = 144 و به ابجد کبیر 132+92 محمد +110 علی +30 جزء قرآن = 365 روز سال 5+6+3 = 14 معصوم ه حق 245علی110+135 فاطمه = 245منهای غاصب خلافت عمر 22و 27 ابوبکر = 196 دین 196 ضرب 14 معصوم میباشد 196 یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن 144 ضرب دوازده +26 راه حق +26 علی = 196 ضرب 14 معصوم در 14 = 196 غصب 1092 -1202 سه خلیفه = 110 حق علی را سه خلیفه غصب نمودند اولین ظالم و مقصر دین کیست به ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر و عمر لعنت الله علیه درود بر ریاضی قرآن اعظم که ابجد ریاضی قرآن را معرفی نمود به ابجد 22 22 کید 22 تکبر 22 عمر 22 ابابکر 22 حماقتا 22دروغ 22 لعنت 22 ملحد 22 مقصر 22 بدبختی 22 قصبی22 بانامرد 22 عمر 22 22 اولین شهری که در ایران به تشرف ناب تشیع نایل شوند و حق را بپذیرند هزارو صد نفر به قید قرعه به حج نائل خواهند شدعلم ابجد ریاضی در قرآن باب ظالم 971 - 430 مقصر= 541 عمر و ابوبکر یعنی ابجد ابوبکر 231 +310 عمر = 541 این معادله طلائی خودش 30 مرحله زیبا دارد ابجد ابوبکر و عمر 541 - 430مقصر = 971 ظالم به دست میآید با ب مقصر عالم 430 - 60پلیدیها =370 - 60 پلیدیها =310 عمر از پلیدتر بوده است 310 نیرنگ 310 هم به ابجد کبیر هم صغیر ابجد عمر و ابابکر است نیرنگ 22 نیرنگ 22 عمر 22 22 ابابکر 22 منکر 22 منکر 310 نیرنگ 310 عمر 310 بحریص310 تمام فرق ی 74 فرقه شیعه شوند و حق را بپذیرند و فقط یک فرقه بر حق است به ابجد فرقه 385 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است فرقه 385 فرقه بحق کیست شیعه 385 به ابجد اهل آیه های دینی الله 245 ه حق 245 - 231 ابوبکر= 14 معصوم ه حق 245- 110علی = 135 فاطمه و علی حق میباشند245 ه حق 245 یعنی 110علی +135 فاطمه = 245 ه حق 245 فاطمه و علی پدر مادر شیعیان 245 مادر245فاطمه و علی 245 ه حق245 افق دین 245 مسلم دینی 245 بای ی 245 با بحق 245 رمز بای بسم الله الرحمن رحیم رمز اسم اعظمی مولاء علی 245 افق دین 245 با مسلمانیا 245 با علی 245 خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز ساله ابجد براهی یه 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد بر حق ترین دین 1034 منهای ناحق ترین دین 838= بر حق ترین دین 196 برحق ترین دین 196 میباشد تا رسیدن به مقام ضرب 14 در 14 معصوم 196 میلیون سال نوری طول میکشد ضرب 14 معصوم در 14= 196 ناحق ترین منهای( ناحق) کنی میشود 310 عمر به ابجد ه حق 245 - 231 ابوبکر= 14 معصوم ه حق 245- 110علی= 135 فاطمه و علی حق میباشند245 ه حق 245 یعنی 110علی +135 فاطمه = 245 ه حق245 فاطمهوعلی پدرمادرشیعیان 245 مادر 245 یفاطمه 245 ه حق245 علی 110+135 فاطمه=245 به ابجد دین حق شیعه 557-541 عمر و ابوبکر= 26 علی 26 راه حق 26 علی 26 انتخاب درست 26 غدیر26 بیعت 26 وصیت 26 شیعها 26 دین 26 حان رسول 26 جانه قرآن26 حکمها 26 راه 26 عشق 26 بمرد انه26 دینی26 خیلی 26 مردی 26 علی 26 تاج سری26 توآقای26 ارباب 26 ارباب حق 26 ارباب جانها 26 دین 2614معصوم +12 = 26 راه حق 26 علی 26 بیعت 26 انتخاب درست 26 وصیت 26 بیعت 26 دین 26 راه 26 بامکتبه 26 بوحی26 غدیر 26 با محممدا 26 علی 26انتخاب درست 26 غدیر 26در غدیر خم چرا انی دیگر را انتخاب نکرد26 انتخاب نمود26 انتخاب درست 26 علی26 بیعت 26 راه حق26 26 راه 26 بامکتبه 26 بوحی26 الهیا 26 صدباره26 فرشتها26 ا26 با جانشینه 26 رسول خدا 2626 حق انتخاب 26 جن انس 26 قلب 26 راه حق 26 بنام علی 26 میباشد 26 دامادی 26 حق 26ارباب جن انس 26 انتخاب راه26 د 26 خلف حق26 اخلاص الناس26 عشق حم 26 جن و انس 26 پرچم حم 26 علی 26 اهل اخلاص 26 راه حق26 سید حق 26 انتخاب عشق 26 د 26 عشق نرگس 26 علی 26بیعت 26 26 راه حق 26 علی 26 راه 26 انتخاب نمود26 انتخاب درست 26 علی26 اینجا معدن طلای ناب 26 عیار است علی به ابجد ریاضی قرآن 26راه حق26راه 26 فرق جان 26 دین 26 طلاء 26 غدیر 26 وصیت 26 بیعت 26 انتخاب درست 26 علی 26 با جانشینه 26 محمد ها 26 محمود 26 علی 26 به ابجد جانشین 667 - 541 عمر و ابوبکر = 126 یا علی ه 26راه حق 26 ارباب 26 دین 26 عشق 26 علی 26 میباشد به ابجد بحق دین اللهیه 245 فاطمه بر شیعه عزت میدهد درس توحیدو نبوت میدهد کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست با هر تپشی که در دله آگاه است یک نغمه لا اله الا الله است توحیدو نبوتو ت هر سه در گفتن یک علی ولی الله است صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست همین بس که نام محمدعلیست برای حقانیت شیعه کافیست اگه مرد هستید شما ثابت کنید بحق میباشید فرمود دین هم مثل دین 74 فرقه میشود ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 این سه خلیفه باعث 74 فرقه شدن دین شدند 74 روز بعد از وفات دختر عزیز رسول خدا را به شهادت رساندند 74 = 4+7= 11 جانشین بر حق رسول خدا را به شهادت رساندند 74منافقین پست و کوری74 اشداء علی الکفار74»؟: 74به درک اسفله سافلین 74و الشجرتها الملعونه74 ابوبکر +عمر +عثمان=74بدروغگویان عالمی 74وینهى عن المنکر 74أو جاهل فیتعلمی74و الشجرتها الملعونه74برادران اهل سنت سلام بعضی از شما وه و سنی نیستید ما شیعیان اهل سنت واقعی هستیم به ابجد اهل سنت به ی میگویند که عاشق خانواده 5 تن باشد به ابجد اهل سنت 546-541 عمر و ابوبکر= 5 تن آل عباء علیه سلام هر ی واقعا" اهل سنت واقعی است خانواده اهل بیت و یطهر کم تطهیرا را دوست دارد و به او شیعه وا قعی میگویند خوشم میآد اهل سنت وقتی حرف حق میشنونداینقدر مرد هستند و قبول میکنندبه ابجد اختلاف دین 1176-1202 سه خلیفه = 26 فقط علی میتواند اختلافات دینی را بر طرف سازد ابوبکر و عمر و عثمان منافقانی کور دل بودند که قصب خلافت نمودند کوردل پلیدها 310 عمر 310و ابوبکر کودتا بر علیه حق نمودند به ابجد کودتا 431-541 عمر و ابوبکر = 110 مظلوم علی مولاء بر علیه علی خدا در غدیر خم با اینکه عهد بستند عهد خود را ش ه و 74 روز 74روز بعد از وفات کوثر قرآن دختر رسول خدا را به شهادت رساندند به ابجد اختلاف دین 1276-1202 ابوبکر و عمر و عثمان = 74 انی که باعث شدند در دین اختلاف بیفتد و دین را به 74 فرقه از هم متلاشی نمودند ابجدصغیر سه خلیفه 74 میباشد ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 و الشجرتها الملعونه74 لعنت خدا بر سه خلیفه نادان که باعث 74 فرقه شدن دین شدن وقتی در غدیر خم تمام مسلمین را جمع نمود و دوست خدا را معرفی نمود و عالم و آدم متذکر این امر والا شدند در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شد جمع منافقان در سقیفه بنی غراضه اصلا جمع نبوده محل جلسات یهودیان و بت پرستان بوده و مسلمانان اصلا نبوده اند و کاملا" با طل و این کودتای کفار مکه بر علیه شیعیان علی بوده در ی که مسلمانان نبوده باشند اصلا مورد قبول و مسلمین نخواهد بود و همکی طبق نامه عمر به معاویه جمیعا" کافر بوده اند بجای خا پاری اشرف مخلوقات اعظم را رها کرده و شورای یهودی و بت پرستی انجام داده اند شورایی که علی در آن نباشد غدیر خم دوست خدا معلوم شده علیست و تمام آنها کافر محضند بله اگر رسول خدا بود و علی بود که نبود پس بر باطل است به ابجد قرآن سقیفه بنی ساعده محلی جشن یهودیان و بت پرستان بوده باور ندارید به ابجد سقیفه بنی ساعده به ابجد 457-541 ابوبکر و عمر = 84 محل عید 84 جشنها عمر آنجا میرفت به ابجد جشنها 359-310 عمر = 49 ابجد ابوبکر و عمر لعنت الله علیه بر علیه دین خدا کودتا نمودنددشمن ت علی ۵۹۰-۵۴۱ = ۴۹ ب رجیم 49 ابوبکرعمر 49 22+27 حمارها = 49 عمر ابوبکر49 و ظالم ۹۷۱ - ۴۳۰ مقصر = ۵۴۱ ابجد ابوبکر و عمر ۵۴۱چه فلاکته۵۴۱ فلاکتی۵۴۱ مرگ کافر۵۴۱کفرمنافق به ابجد ۵۷۱- ۳۰ جزء قرآن = ۵۴۱ ابجد ابوبکر و عمر=مرگ کافر ۵۴۱ مقصر۴۳۰+۲۳۱ ابوبکر +۳۱۰عمر = ۹۷۱ ظالم به دست میآید به ابجد ولایت حق ۲۵۵ + ۱۱۰ علی = ۳۶۵ روز سال به ابجد عنایت حق ۳۳۹ +۲۶ علی راه حق ۲۶= ۳۶۵ روز سال درود بر شما مولوی که شیعه شدی آفرین بر شما همین آیه قرآن را برای طلبه ها توضیح بده اینقدر هم نفهم نیستند خدا لعنت کند نرمک 310 زردک 231 را طلبه ها قبول میکنند شما هر دو وانه هم و می خواین هم ما ی 851-541 = 310 عمر 310 نرمک 310 منکر 310 +60پلیدیها = 370 +60 پلیدیها = 430 مقصر عالم 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم به دست میآید در کتاب اوستا هم بوده که فرموده خدا لعنت کند نرمک و زردک را به ابجد نرمک 310 عمر 310نرمک و زردک 231 ابوبکر است چون معنای آن را نمیفهمیدند در دین 49 بو های49 آهای د فت 49 مزدک سه آمده در کتابهای جدید بنظرم حذف شده باشد در حقیقت ایرانی های جدید میگویند آهای فت ولی ایرانیان باستان میگفتند آهای د فت 49 ابوبکر 27+22 عمر = 49 همان آهای فت میباشد عمر و ابوبکر است صدا و سیما این معادلات را بازی کند بسیار زیبا میباشد(لمسئله دین 431 -541عمر و ابوبکر = 110علی مولاء فقط است فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 به راه دین حق385 به ابجد صغیر فرقه 25 کعبه 25شیعه 25 اهل نجات دینا 555-541 = 14 معصوم است هر دینی باشی اگر به 14معصوم 14 عشق 14 بحق 14عشق 14وقت 14 نونت 14راه طه 14عشق 14 سید 14 جمال 14بحق 14آسمانها 14صف 14وقت 14جمال 14شمسی14 ت 14 نبوت14 نبی 14 آدمه 14 بحق 14 برق 14 باهوش 14راه 14نجاتت 14 نبی14 ماهت14 قوت 14 قلم 14خاتمه ۱۴ ت 14 نبوت 14 بسلاما 14 حضرت مهدی مسلمین در همه عالم یکی باشد )قال رسوالله زمانی فرا برسدکه یاران سلمان فارسی را بر عرب عرضه نماید و شما در کفر نمپذیرید به ابجد یاران قرآن ۳۵۱ قرآن ۳۵۱ فارسی ۳۵۱ +۱۴معصوم= ۳۶۵ روز سال به ابجد مقصر 430 - 60 پلیدیها = 370 370-60 پلیدیها = 310 عمر از پلیدتر بوده است یا بنویسید عثمان 661 خائن 661 اینتر 661 اینتر یادتون نره فقط اینتر 661 عثمان میباشد به ابجد ظالم 971 - 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر 541 میباشند ظالم 971- 310 عمر = 661 عثمان اینتر 661 خائن 661 عثمان 661 - 310 عمر این دو ملحد قرآنها و کتب حدیث را به آتش کشیدند قرآن 351به عمر خبر رسید کتابهای حدیث در بین مردم است فرمود بیاورید بخوانم آوردند دید همه در مدح ذکر و تحسین علی و اهل بیت میباشد همه را به آتش کشید عثمان هم 7 قرآن را جمع آوری و به آتش کشید عثمان 661-231 ابوبکر = 430 مقصر عالم بوده است 430 +231 ابوبکر+ 310 عمر= 971 ظالم به دست میآید ظالم 971 - 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر 541 -971 ظالم = 430 مقصر عالم تف به روی هر ی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه می کند ابجد صفت به ابجد صغیر 22 عمر 22 22 ابابکر 22 مقصر 22 دروغ 22 هذیان 22 بمکر22 باخدعه22 بکرد22 بمکر 22 نامردان 22 بدشمن بشر 22 لعنت22 ملحد 22 22 عمر 22خیانته22 لامذهب 22با خدعه 22 ابابکر22 با فتنه 22 بدبختی 22 لواط 22 ایدز 22 عمر 22 ابابکر 22 22بمکر 22عمر22 لجنیا 22بنادانی 22 قصبی 22 یا 22 ب خار 22 دوزخه 22 تکبر 22بنفاقه22 نیرنگ 22 منکر22 22 دروغ 22 مفصد 22 مقصر 22 هذیان 22 دروغگو 22 عمر 22 مقصر 22 لعنت 22 22 مقصر 22 ملحد 22 لعنت 22 دروغ 22 مفصد 22 مقصر 22 هذیان 22 دروعگو 22 عمر 22 مقصر 22 لعنت 22 ابابکر22 دروغ 22 مقصر 22 ملحد 22 بدبختی22 ایدز 22 لواط22 بکرد 22 ایدز22 بگرفت 22تعصب 22 مکارا 22 نفرت 22بناحقه 22 به ابجد 22 عمر 22 ابابکر 22مقصر22بناحقه دروغ 22ناخلفه22 دروغ22 کلک22 بناجور 22 ها 22نیرنگ22بناحقه ۲۲ ابابکر ۲۲عمر ۲۲ کلک۲ ۲ نیرنگ ۲۲بظلمته ۲۲ دوزخه ۲۲لامذهب۲۲نفرت ۲۲انزجار22ناخلفه 22نابحقه 22 پررو۲۲ ۲۲عمر22 نیرنگ ۲۲بظلمته ۲۲ دوزخه ۲۲لامذهب۲۲ مقصر22 بمنافقا۲۲ یا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲22 بنامردا 22 عمر 22 ابابکر22 22 با خج ه 22 شرمکن 22 661خائن 661 عثمان 661 اینتر 661 برای محوه هر مسئله یک اینتر بزنید حق ناحق شده و مسئله پاک میشود و نامردان از این روش بسیار استفاده میکنند هست ابوبکر 231 رکب وبا ۲۳۱ بکج راه۲۳۱ با دینه ناحق 231 ه دینه ی 231 براه کج 231 راه ی 231 ابوبکر 231نفاق 231 دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 دشمنه ی 231براه کج 231 عصیان 231 بی عقلیه ها 231 نافهمندا۲۳۱ فلا کت۲۳۱ مفسدینه۲۳۱ به ابجد 231 ابوبکر 231نفاق به ابجد 231 ابوبکر 231 ظالم 971 – عثمان 661=310 عمر ظالم بود310 به ابجد ابوبکر 231 و نفاق هم 231 ابوبکر 231 بکج راه231 +جبل باطل ا 231 نفاق 231 به ابجد عمر 310+جبل باطل ا زاد گاه پدران عمر 310+جبل باطل ا =231 ابوبکر نفاق 231 مقصر و باطل بوده با عمر مثل بز کوهی از جنگ فرار می دبه ابجدمقصر۴۳۰- ۶۰ پلیدیها=231 ابوبکر 231 بی آبروی 231مشرک دینهای 231القاصبلها 231 احمقان آل231 ابوبکر 231عدوتی ه231 فقان 231 541 ابجد ابوبکر و عمر عدالله و آل رسول الله 541 بدشمن خدا و رسولی 1202 ابجد ابوبکر و عمر و عثمان = ۳۷۰ ۳۷۰- ۶۰ پلیدیها = ۳۱۰ عمر310 60 پلیدیها = 370 از پلیدتر بوده است۲۲به ابجد رجم 243 - 12 = 231 ابوبکر 231 سنگ زدن به سه در مکه سنگ زدن به سه آل سعود یا آل سقوط جدیدا" هر دو طرف دیواری کشیده تا حاجیان نتوانند را سنگ بزنند مس ه ترین کار وه ها مس ه 310 باب مس ه 310عمر 310 به ابجد 22 22 عمر22مقصر22 ابابکر 22 ملحد 22 دروغ 22 برای امتحان امت ت را در خلافت پیچاند که شجره ملعونه شما را گمراه کنند پبامبر فرمود بعد ازمن دین 74 فرقه خواهد شد فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط شیعه اهل نجات است و 73 فرقه گمراه هستند 74 فرقه ابوبکر 27 +22 عمر+ 25 عثمان= 74 اشداء علی الکفار 74و الشجرتها الملعونه74 بدروغ گویان74 سجده آیه 22 عمر 22 22 ابابکر 22 ان من المجرمین منتقمون این آیه ابحد کبیر عمر و ابوبکر و عثمان میباشد 1202به دروغ گویان عالمی74 فرقه ابوبکر 27 +22عمر+ 25 عثمان = 74و الشجرتها الملعونه 74چند تا آیه قرآن در کفر یهود امت میخواهید بیاورم کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست آتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بود 74 «اشداء علی الکفار74»؟: 74به درک اسفله سافلین 74 و الشجرتها الملعونه74 ابوبکر +عمر +عثمان = 74بدروغگویان عالمی 74وینهى عن المنکر 74أو جاهل فیتعلمی 74 ناحق 27 ابوبکر27دشمنا دین27لا مذهبه27 وجی 27 آلودگی 27 ابوبکر 27 روانی 27 حیوان 27آلوده با 27 عمره 27لعنته 27 ناحق 27 باز 27 ب خاره 27 دوزخی 27 حرامی 27 دجاله 27 دشمن خداوند 27 سقیفه 27 پیمانشکن 27 دشمن بخلقه 27 ناحق 27 ابوبکر 27 عمره27 ه 27 دوزخی 27منافقون 27بنادانه نادان 27دوزخی 27 نادانتره 27 زایده 27 مکاره 27تعصبه 27 نفرته 27بجاهلیه 27 ه بجه ها 27 با گمراها 27 دوزخی 27 ابلهی با 27 عمره 27 ناحق 27 نیت پلیدی 514- 541 = 27 ابوبکر رکب وبا کب را بردار میشه روبا با نیت پلیدی 49 ابجد ابوبکر و عمر 49 به ابجد بجانشین بمحمدا 510- 541 = 31 با جانشینا بمحمدا 510 - 541 عمر و ابوبکر = 31 کلام حق 31 قرآن ناطق 31 نور قرآن 31 منظور 5تن +12 +14 معصوم = 31 انسانیت 572- 541 = 31 منظور 5تن +12 +14 معصوم = 31 جانشین محمدی 516 -541 = 25 کعبه 25 شیعه 25 فرقه 25 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 بجای محمدی 46 بجای محمدی 46 لا اله الا الله 46 محمد 20+26 علی = 46 بجای محمدی 46نتیجه ی46حزب الله ی46کعبه دل یا 46حقیقت دین46 فقط شیعه 46 قرآن العظیم46مذهبه شیعها46حقیقت دین 46بنور ایمانی 46باشیعیانی 46نور هدایتی46محمد 20+26 علی= 46 لا اله الا الله 46گنجینه نوره46کعبه دل یا 46 با دریای دل 46 علی26+20محمد = 46 حقیقت دین 46 فقط شیعه 46 نور قرآن 46 مذهب شیعه ها 46 خالصتری نابها46 ناب ناب ن 46 بناب ترینیها 46باشیعیانی 46نور هدایتی 46 لا اله الا الله 46ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ (فرشتگان به آنها مى‏گویند:) داخل این باغها شوید با سلامت و امنیّت! آیه ۴۶ سوره الحجر سَلاَمٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ نور هدایتی 46 نتیجه ی ۴۶حزب الله ی ۴۶حقیقت دین46 فقط شیعه 46 قرآن العظیم46مذهبه شیعها46حقیقت دین 46بنور ایمانی46باشیعیانی46نور هدایتی46 ی میتواند جانشین محمد باشد که نامش هم مثل محمد باشد ع نام محمد علیست آئینه روی محمد علیست جانشین دین حسین 128 میباشد دین ما حسینی از خود کلمه جانشین 413 - 541 عمر و ابوبکر= 128 حسین دین ما حسینیست بقرآن اگر عمر و ابوبکر میشد 25 من ق می ولی عمر 22 ابابکر 22 22 منکر 22 دروغ 22 بدبختی 22 عمر 22 22 ابابکر 22 به اندازه تمام آیات قرآن بیشتر نوشتم تمام حرفها ی بد میشه 22 آیه 22 سوره سجده ابجدش 1202 ابجد ابوبکر و عمر و عثمان 1202 میباشدآیه 22 ان من المجرمین منتقمون 1202 لعنت خدا بر مجرمان عالم که با زور شمشیر قصب خلافت نمودند به ابجد وارث دین آدم 816- 541عمر و ابوبکر = 365 روز سال یعنی 14 معصوم (ع) 6+5+3= 14 معصوم به ابجد ه حق 245 - 231 ابوبکر= 14 معصوم ه حق 245- 110علی = 135 فاطمه و علی حق میباشند245 ه حق 245 یعنی 110علی +135 فاطمه = 245 ه حق 245 فاطمه و علی پدر مادر شیعیان 245 مادر 245 علی فاطمه 245 ه حق245 علی 110+135فاطمه=245 اهل نجات دین 564 فقط طرفداران مهدی صاحب ا مان هستند به ابجد اهل نجات دین 564-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی 23 وارث 23 زمین 23 نام هم 12 بار در قرآن آمده سوره 12 دوازدهم هم یوسف زهراست در آیه دوازدهم یاسین آیه 12 به ابجد مهدی 23 حرف دارد 23 وکل شیئ احصیناه فی مبین 23 مهدی 23سرورا 23 ا حق23 به ابجد اهل نجات دین 564-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی 23 وارث 23 زمین 23نام در قرآن 12 بار آمده ی که زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت میمیرد اسسلام علیک یا بقیه" الله اعظم روحی و جسمی له الفداء اوصاف عشق همینطور است که میگوئید ایشان زیباترین خلقت خداو دلرباترین چهره رسول خداست ولی من میگویم خود رسول خداست اگر علی و رسول خدارا کنارش قرار دهند همه فکر میکنند او هم رسول خدا هم علی مرتضاست ایشان رزمندگان جبهه جنگ ایران را بر علیه صدام ی میکرد من یکی از جانبازان جنگ با 40 درصد جانبازی قبل از رفتن به زیارت مولایم نایل و ایشان اجازه رفتن به جبهه را بمن با169 یا علی مدد 169 مهدی علی 169امضاء نمود ایشان با و علی برابر است تا جایی که علی و و فاطمه خود را و پدر و مارشان را بقربان او خوانده اند پدرو مادرم به فدایش یا رسواالله (ص) همه عالم ف اویند در تعجبم خدا اجازه ظهورش را نمیدهد من مانده ام وعجل فرجهم یا مولاء یا صاحب ا مان یوسف زهراء دوازدهمین سوره قرآن دوازدهمین آیه یاسین به ابجد مهدی 23 وارث 23 زمین 23 این آیه هم 23 حروف دارد وکل شی احصیناه فی مبین 23 علم او علم خدا و بر تمام اشیاه زرات عالم احاطه دارد بنجات دین 651-541 عمر و ابوبکر= 110 علی 26 حبلی 26 وعتصمو بحبل الله جمیعا" ولا تفرقو 144 ضرب 12 در 12 میباشد و به ابجد کبیر علی 110 اهل دینی 110با اولینی 110 مومن136 علی میباشد ه حق 245 منظور ابجد علی 110+135 فاطمه = 245 میباشد به ابجد ه حق 245 - 231 ابوبکر = 14 معصوم ه حق 245- 110 علی = 135 فاطمه و علی حق میباشند245 ه حق 245 یعنی 110علی +135 فاطمه = 245 ه حق245 فاطمه و علی پدر مادر شیعیان درنشستی که با احباء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شد ارزش ولای علی بی کمو کاست جانه حضرت زهراء بود کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمامه آیه ها حق با علیست نام جانشینان علی و قائم آل محمد هم علیست خداوندا خودت بر داد ما رس ابوبکرو عمر بودند نا من از بیگانگان هرگز ننالم ابوبکرو عمر را بیخیارم اگر ابومکر و عمر= ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر 541 - 245 ه حق = 306 -110 علی = 196 ضرب 14 معصوم میباشد به ابجد ١٣٢ - ٦١٢تبری = ٥٤١ ابجد ابوبکر و عمر باید از این دو ملحد تبری بجوئید تا مسلمان واقعی باشید معرفی اولین ظالم و مقصر چرا ظالم را منهای مقصر میکنی 541 ابجد ابوبکر و عمر به دست میآید این از معجرات عالم است به ابجد قرآنی مقصر 430+ 541 ابجد عمر و ابوبکر =971 ظالم به دست میآید971ظالم 971 منهای 310 عمر = 661 عثمان میشود مولاء علی عمر و ابوبکر بت پرست و بعد از 41 سال بت پرستی آنهم به دروغ ایمان آوردند بحقیقت مذهب 803-541 عمر و ابوبکر = 262-231 ابوبکر= 31 قرآن ناطق 31 کلام حق 31 نور قرآن 31 یعنی 5 تن +12 +14 معصوم = 31 بحقیقت مذهب ائمه شیعه میباشند به ابجد حقیقت مذهب 669-451 عمر و ابوبکر= 128 حسین (ع) میباش به ابجد مقصر 430 -60 پلیدیها = 370 370-60 پلیدیها = 310 عمر از پلیدتر بوده است یا بنویسید عثمان 661 خائن 661 اینتر 661 اینتر یادتون نره فقط اینتر 661 عثمان ابجدش اینتر 661 میباشد عثمان فرصت طلبی نامرد بود به ابجد ظالم 971 - 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر 541 قاتلی 541 میباشند ظالم - مقصر = 541 قاتلی عمر و ابوبکر 541+430 مقصر ظالم 971- 310 عمر = 661 عثمان اینتر 661 خائن 661 - 310 عمر این دو ملحد قرآنها و کتب حدیث را به آتش کشیدند قرآن 351به عمر خبر رسید کتابهای حدیث در بین مردم است فرمود بیاورید بخوانم آوردند دید ذکر و تحسین علی و اهل بیت میباشد همه را به آتش کشید عثمان هم 7 قرآن را جمع آوری و به آتش کشید عثمان 661-231 ابوبکر = 430 مقصر عالم بوده است 430 + 231 ابوبکر +310 عمر= 971 ظالم به دست میآید ظالم 971 - 430 مقصر = 541 عمر و ابوبمر 541 -971 ظالم = 430 مقصر عالم تف به روی هر ی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد صفت به ابجد صغیر 22 عمر 22 22 ابابکر 22 مقصر 22 دروغ 22 هذیان 22 بمکر22 لعنت22 ملحد 22 بدبختی 22 لواط 22 ایدز 22 عمر 22 ابابکر 22 22 برای امتحان امت ت را در خلافت پیچاند که شچره ملعونه شما را گمراه کنند یعنی چه به ابجد 82 حضرت مهدی 82 ابجد کبیر وصغیر 82 ابر مرد 744- 82= 365 روز سال مهدی ابر مرد 447 مهدی صاحب ا مان میباشد ابر مرد تاریخ و خلیفه کیست 1225-1202= 23 مهدی به ابجد معجزه 257+59 مهدی = 366 روز سال معجزه حضرت مهدی صاحب 385 با معنای دینه ی 385 شیعه 385 الماس بزمرد 385 بطلا ئی ن 385 مرد عالم 358 الماس اصل 385 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 الماس اصل 385 با معنای دینه ی 385 سلطانی بحقیه علی 385 بقیه"الله خیرا" لکم به ابجد خدا 605 خدا منهای 541 ابجد ابوبکر و عمر = 144 ضرب 12 در 12= 144 مهدی شیعیان میباشد مهدی 12 دوازدهمین بحق شیعیان است نام هم 12 بار در قرآن آمده سوره 12 دوازدهم هم یوسف زهراست در آیه دوازدهم یاسین آیه 12 به ابجد مهدی 23 حرف دارد 23 وکل شیئ احصیناه فی مبین 23 مهدی 23 ا حق23 به ابجد اهل نجات دین 564-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی 23 وارث 23 زمین 23نام در قرآن 12 بار آمده ی که زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت میمیرد و مادرشان فاطمه مادر شیعیان هم ن به ابجد میشود 135 فاطمه 135 ن 135 ه حق 245 ه حق 245 فاطمه و علی یعنی فاطمه 135+ علی 110علی = 245 علی 110+135 فاطمه = 245 فاطمه 135 فاطمه -3 خلیفه = 132 منهای فاطمه 3 خلیفه گمرا کفر 541 ابجد ابوبکر و عمر541 +430 مقصر 971 ظالم به دست میآید حق 245-231 ابوبکر = 14 معصوم به ابجد مقصر 430+ ابجد ابوبکر و عمر 541 =971 ظالم میشود مقصر430+ 231ابوبکر =عثمان 661 + 310 عمر= 971ظالم به ابجد قرآنی ظالم 971+231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه ابومکر عمر عثمان 1202به دست میآید مقصر 430+231 ابجد ابوبکر= 661 عثمان ابوبکر وعمر 541 +430 =971 ظالم میشود مقصر430+ 231ابوبکر =عثمان 661 + 310 عمر= 971ظالم و بر ع مثل نام ابوبکر رکب وبا هست ع نام محمد علیست همین بس که نام محمد علیستبه علم ریاضی یعنی چه به ابجد صغیر و کبیر عالم قسم 144 ضرب 12 در خودش 12= 144 میباشد ه حق245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 میباشد میخواهیم بدانیم ظالم 971 - 430 مقصر = 541 لعنت خدا بر ظالم و مقصر عالم از مولاء قائم صاحب الامر پرسیدم مولاء 541 کیست فرمود دو قاصب خلافت عمر و ابوبکر 541 میباشند برای رو کم کنی باید کم کنیم تا روی دشمنان دین کم شود و ابوجهل ها از و خاری دق کنند و آنها که ابوجهل نیستند راه حق 26 علی 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 بیعت 26 علی26 وصیت26 محمدها 26 علی 26 ی جانشین رسول خداست که آئینه نامش هم مثل محمد باشد شجاع عالم 515- 541 عمر و ابوبکر= 26 علی شجاع عالم است چرا دین 74 فرقه شد و همه هم به دروغ و بدون دلیل خود را بر حق میدانند 74 و الشجرتها الملعونه74 روز قیامت جواب الله را چه خواهید داد 74 روز بعد از وفات ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 فرقه دختر رسول خدا را شهید نمودند 74 «اشداء علی الکفار74»؟: 74به درک اسفله سافلین 74ابجد ابوبکرو عمر و عثمان 74 و الشجرتها الملعونه74 خنزیر867- خوکی636=231ابوبکر231 راه ی231 ه دینه ی231به بیراهه ها 231 ب عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه ی231عصیان 231 ه دینه ی231 ابوبکر 231با احمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 دوزخی های پلید 631-144 = 541 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 عدواهل بیت 527 +14 معصوم = 541 ابوبکر و عمر 541 عدواهل بیت بوده اند و لعنت خدا بر ابوبکر و عمر که تا سن 41 سالگی بت پرست بوده وبعد یهودی شدند و عمر در نامه به معاویه توضیح داده من بت پرست هستم یهود را هم قبول ندارم یهود امت محمد نمیخواند بی وضوء به ابجد یهود امت محمد 588-541 عمر و ابوبکر = 17 یک بار هم برای خدا نخواندند برای ریاست بوده ی که بت پرست میباشد حب ریاست جانو دله او را کور کرده در غدیر به ابجد غدیر 1214-1202 سه خلیفه کن = 12 انتخاب شد به ابجد شورای دینها 587-541 ابوبکر و عمر = 46 محمد علی را انتخاب نمود دوست خدا و رسول فقط علی و محمد است به ابجد محمد 20+26 علی = 46 انتخاب درست 26+ 20محمد = 46 غدبر 26+20 محمد =46 از جانب خدا = انتخاب جانشین 1567-1202 = 365 روز سال به ابجد انتخاب بدین بحق 1312- 1202 ابوبمکر عمر و عثمان = 110 خدا و در غدیر خم علی را انتخاب نمودند و بت پرستان و ن یهودی ابوبکر و عمر را خودشان خودشان را انتخاب نمودند نه مردم انتخ که شیعیان نباشد باطل است ابوبکر و به ابجد نقض ی۱۰۹۲+ ۱۱۰ علی = ۱۲۰۲ ابجد ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲حکم را سه خلیفه نقض نمودند بحق 110 علی 110 باب آیه های دینها 110بحق 110علی 110دین الهی 110با ایمانه 110 صحبی110میدانه 110 العهد 110 زاداکعبه 110 سنگ 110با حجرها 110 اهل دینی 110صبحی 110میدانه 110 نگین110 110دینماه 110ماه دین 110به اولینها 110بکعبه ای110جایه نبی بوده ای110جایه نبی بوده ای 110 ف ه 110 فدائیه 110 باب وصی 110با جان نبیا110 اسلحه ها 110 بااولینی110بمیزان110 ماه جانی 110بجهانه دلی110 محب جانها 110 جانه محبا 110بحق110علی110 بحق110بمیزان 110 عدلها 110دینه ما 110 یلع110مع110 اسلحه ها 110ف ه110بحمدی ها 110 بحق110 علی 110نان جو 110 نمک110ماه دین علی 110 دین ما ه علی 110 دین الهی 110بحق 110علی 110با ایمانه 110 دین ماه 110ماه دین 110 بااولینی110بمیزان110 ماه جانی 110بجهانه دلی110 محب جانها 110 جانه محبا 110بحق110علی110 بحق110بمیزان 110 عدلها 110دینه ما 110 یلع110مع110 اسلحه ها 110ف ه110 بحق110 علی 110 نان جو 110 نمک110ماه دین110دین ماه 110ف ه 110 احمد حمده110 جنه نبی 110 نبی جنه هر کی از عدد 110 ناراحت بشه دوزخی میباشد این مقاله از عدد 110و 59 92 و 365 روز سال 114 قرآن 30و 144و 196 و منهای ابوبکر و عمر و عثمان نوشته شده یک آیه در کفر ابجد سه خلیفه 1202 سه خلیفه آیه 22سجده ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکر و عمر و عثمان میباشد 22 عمر 22 ابابکر22 مقصر 22 بدبختی 22 بنادانی 22ملحد 22 لعنت 22 سلام بر نام شریفت ای بزرگوار حقا که جانشین آن بزرگواری سلام برروی ماهت یا قائم آل محمد وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ به ابجد23 وارث 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی 23وارث23 زمین 23 جانشینه 23بمحمدا 23 با محمد 23به ابجد اهل نجات دین 564-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی 23 وارث 23 زمین 23علی 110بحق 110علی 110با ایمانه 110 دین ماه 110ماه دین 110 بااولینی110بمیزان110 ماه جانی 110بجهانه دلی110 محب جانها 110 جانه محبا 110جانه ماهه 110علی110 بحق110بمیزان 110 عدلها 110دینه ما 110 یلع110مع110 اسلحه ها 110ف ه110 بحق110 علی 110نان جو 110 نمک110ماه دینی 110 ماه مهدیه 110محب جانها 110 ماه دین 110 دین ماه 110جان محبا 110و 74 فرقه دین ابجد ابوبکر و عمر وعثمان 74 میباشد این سه خلیفه باعث 74 فرقه شدن دین شدند ابوبکر 27+ 22 عمر+25 عثمان = 74 و الشجرتها الملعونه 74 «اشداء علی الکفار»؟:74 منظور ابوبکر27 +22عمر 25 عثمان=74 و الشجرتها الملعونه74 74 اشداء علی الکفار 74 بدروغ گویان عالمی 74 فرقه 73تاش باطل73 و یکی بحق 110علی با مذهبن ها 110 با اصحابه 110 اهل دینی 110 ه حق245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 میباشددر مملکت ایران ابوبکر ها و عمر ها هنوز به رتبه های بالا تر سعود نکرده اند در ادارات مانده اند گر چه چشم دیدن امثال بابا شجاع را ندارند اگر ما درخواستی کنیم باید به چه ی بگوئم خدایا همه را به راه راست هدایت کن همه عالم را به راه حق 26 علی 26 هدایت خواهم نمود و اگر ا اجم کنند برای همیشه از اینترنت و اداره خدا حافظی مینمایم زمان ه زمان حکم ما را هم به امر خدا تمدید کن تا برای مسلمین و خدا بنویسیم ما را مران زمانی ها شاهد باشید 62237 اگر کاری برای ما ن د ما مقصر نیستیم تعطیلش نمیکنیم به ابجد گوهر دینه خدا 685 - 541 عمر و ابوبکر = 144 فقط گوهر دین خدا 12 میباشد یعنی 114 سوره قرآن +30 جزء آن = 144 ضرب 12 ضربدر 12 = 144 ساعت 12 قلب 12 ماه ها 12 12 به ابجد صغیر و کبیر 144 اهل حق 144 یاران زمان پس کجایند به رئیس اینجانب بگویند دوسال دیگر حکم ما را تمدید نماید من که بگویم فایده ندارد یا زمان شما احتdاج به گفتن نداری از خدا بخواه تا ما را ا اج نکنند و تمدیدمان کنند62237 )( [email protected] ایمیل رئیسم تا دو سال دیگر جهان را متحول می کنیم و همه را از خواب نکبت بیدار و شیعه قائم آل محمد گردند ان شاء الله مومن 136+110علی = 246 و حق 246+337 محمد علی فاطمه = 583 پنچ تنه آل عباءبه ابجد اصل دینه ی 337ره 337 بنقطه دین حق 337 منظورمحمد92+110 علی+135 فاطمه =337 ره 337میباشد337+246 ه حقا = 583 پنج تن آل عباء خانواده حدیث کثاء آیه مباهله وووو ریاضی در قرآن583 احد عشر583 در قرآن به ابجداحد عشر 583 یعنی جمع ابجد 5 تن آل عباء میشود 583پنج تن آل عبا.اگر مجموع جمع ابجدی حروف پنج تن آل عبا علیهم سلام را محاسبه کنیم عدد جالبی بدست می آید وآن 583 است محمد 92 پهلوان 92 ذالحجه غدیر خم = 110 علی = محمد 92 ذالحجه غدیر= 110 علی تمام انی که با نوح علیه سلام دست بیعت دادند کف دست چپشان نوشته 81 و انی که در غدیر بیعت نمودندکف دست راستشان نوشته 18 ذالحجه غدیر خم 18ضربدر 26 علی= 468 انی که به علی نامردی نمودند 468 -541 = 73 فرقه نامرد + یک فرقه بحق = 74 ابجد صغیر ابوبکر27+22عمر +25 عثمان = 7474 و الشجرتها الملعونه74 روز قیامت جواب الله را چه خواهید داد 74 روز بعد از وفات ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 فرقه دختر رسول خدا را شهید نمودند 74 «اشداء علی الکفار74»؟: 74به درک اسفله سافلین 74ابجد ابوبکرو عمر و عثمان 74 و الشجرتها الملعونه74 به دروغ گویان عالمی 74 محمد92+علی 110+فاطمه+ 135+حسن 1 حسین+ 128پس مجموع ابجدی اسامی بالا =583 این عدد عجیب سه خاصیت شگفت انگیز دارد یکی اینکه برابر ابجد کلمه احد عشر = 583است که همان عدد 11 است ودیگری اینکه خود عدد 583 باز بر یازده قابل تقسیم است که از تقسیم آن به یازده عدد 53 بدست می آید خوب!فکر می کنید که این عدد53 که از تقسیم عدد583 (که ابجد احد عشراست ) به 11 بوجود آمده نشانه ی چیست ؟ ابجد احد ع قسیم بر یازده = 53بله این عدد 53 همان ابجد کلمه ی مبارک احمد است به عبارت دیگر اگر مجموع ابجدی 5 تن آل عبا یعنی (محمد92 +علی110+فاطمه13 5+حسن1 128حسین =583) را که همان احد عشر است به یازده تقسیم کنیم باز اسم حضرت محمد( احمد =53)بدست می آید به ابجد594 مکتب 594 منهای 541 عمر و ابوبکر = 53 احمد 53 هر سال 53 داریم +313 روز = 366 روز سال 366روحی ی 366 نور علی 366 نسیم دین ی 366 دین 74 فرقه شد 74 و الشجرتها الملعونه74 روز قیامت جواب الله را چه خواهید داد 74 روز بعد از وفات ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 فرقه دختر رسول خدا را شهید نمودند 74 «اشداء علی الکفار74»؟: 74به درک اسفله سافلین 74ابجد ابوبکرو عمر و عثمان 74 و الشجرتها الملعونه74 خنزیر867- خوکی636=231ابوبکر231 راه ی231 ه دینه ی231 ب عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 راه ی231عصیان 231 ه دینه ی231 ابوبکر 231دوزخی های پلید 631-144= 541 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 به ابجد ه حق 245 - 231 ابوبکر = 14 معصوم 245 ه حق 245- 110 علی =135 فاطمه135+110علی و فاطمه=245 ه حق میباشد مولاء علی (ع)فرمود اگر در باره ب بسم الله اگر بخواهم صحبت کنم سه روز طول میکشد خداوند آسمانها و ملکوت را در 7 روز ما یک ثانیه خداست در یک ثانیه خلق نمود این قدرت خداست و علی هم سه روز طول میکشد در باره به بسم الله صحبت کند و این غلام علی در آینده میخواهم در باره هر معادله یک مقاله بنویسم مثلا در باره عدد365 روز سال تمام معادلاتش به 365 ختم شود به ابجد معدن دینه 365 روز سال میشود 5+6+3= 14 معصوم منظور میباشد 14 ضربدر 26 راه حق = علی = 364+1 خدا = 365 روز سا ل به ابجد معدن الماس دین 365 روز سال بگوهره یه 365 روز سال حجاب قرآن 365 روز سال 365شاه جهان 365 حجاب قرآن 365 شماره مع آغاز شده است فوج فوج گرویدن مسلمانان به واقعی تشیع میپیوندند مقدم یاران دین را به تشیع قائم آل محمد خیر مقدم میگوئیم 370- 60پلیدیها =310 عمر خطای کاری 851-541 عمر و ابوبکر = 310 عمر =دوزخی های پلید 631 - 144 قرآن یا 12 = 541 عمر و ابوبکر خداوند سال را بخاطر 5 تن و12 و 14 معصوم سالرا 365 روز قرار دادضرب عالم امکان علی ولی الله 5تن ضربدر5= 25 کعبه شیعه 25 + ساعت 12 ضربدر ماها 12= 144 ضرب عالم امکان علیست وعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو 144 ضرب 12 در 12 = 144 حبل الله نجات بخش12 نور الهی دوره کعبه با الله 5 تن به دوازده ضلع کعبه قسم به 5 تنو 12 و 14 معصوم دوره کعبه بصفا و مروه رسم46بصفا و مروه رسم46 محمد 20+26 علی = 46 لا اله الا الله 46ضربدر5 تن = 230+110علی = 340+ 26علی =366 روز سال هر پذیرش ولایت12 نور الهی سلا له پاک قرآنه ناطق بر حقا محمد20+26 علی46+ لا اله الاالله 46+ علی 26=72 هفتادو دو شهید کربلاء 72 +72= 144 ضرب 12 در 12 = 144 جانشینان برحق را بپذیرد به ریسمان خدا متصل میشود144 رمز پیروزی شیعیان قائم آل محمد است 144 آیه ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاون اند ربهم یرزقون 144بسلام با ادب144 طناب عشق144وعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو 144 ابجد کبیر محمد 92+59 مهدی = 144 قطره قطره جمع گردد آنگهی دریا شود144 اهل حق 144واقعی پیرو 12 بر حق است ابجد آیه 59 نساء( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏) انی که در غدیر خم کلمه آ این آیه منکم به ابجد منکم 18 دالججه در غدیر خم از سوی خدا و رسول46 نصب گردیده است 46 سوره اسری آیه 110 ابجد علی و حضرت مهدی 59 سالار عالم کیست 59 حضرت مهدیست59 با خلیفه خداوندی 59 دوازدهمین ها 59 میباشد به ابجد راه نجاتی 667 - 541 عمر و ابوبکر = 59 مهدی 59 راه نجاتی به ابجد 92 محمد غدیر خم علی را انتخاب نمودا 92 جانشینش محمد92 دوازدهمین 92 92 ذلحجه غدیر خم مثبت 18 = 110+30 کوثر30 جزء قرآن = 144 علی مولای جهان است الهم صل علی محمدن و آل محمد= 110 علی +30 جزء قران+4 چهارم خدا = 144 مولاء علی در 6 سطح کعبه به دنیا آمده و 19 رمضان به شهادت رسیده 6ضربدر 19= 114+ کوثر 30 جز= 144 با کولاک دین 144 باران الهی دینا 365 روز تمام راه های دین مسدود شد فقط یک144شاهراها دین 144باز است خلیفه اول آدم ابولبشر است خلیفه دوم داود نبی خلیفه سوم هارون برادر موسی خلیفه چهارم علی بر محمد مصطفی خواست ره گم کند به اشتباه گفت خلیفه اول ابوبکر رکب وبا کب را بردار میشود روبا محمد20+26 علی46+ لا اله الاالله 46+ علی 26= 72 +72= 144 ابجد 132+12 = 144 قرآن 114 سوره+ 30 جزء = 144 بخاطر 12 114 سوره قرآن نازل برمحمدی 30= 144 یعنی 114 سوره قرآن نازل بر بپیغمبرجزء 30= 114سوره قرآن نازل بر +30بپیغمبر=144 جانشینان برحق محمد چه انی هستند 144 بر حق ترین مکتب تشیع مهدی میباشد 144 یا علی مهدی 144 دین کمک 144 جان آیه دین 144با الدین الهی 144 ی الهی ها 144 جمال ها 144 ی الهیه ها 144 با آل علی 144 سایه دین خدا 144 بر تمام ادیان سایه افکنده یعنی 12 ضربدر 12 = 144 منظور قدرت نور ولایت 144 وعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو 144 بقلبی 144 کحقی ها 144 حق کیها 144 بحدف ۹۲ محمد +۱۸ ذالحجه غدیر خم = ۱۱۰ علی هدف خلقت ۱۲۲۰- ۱۲۰۲ عمر و ابوبکرعثمان = ۱۸ کف دستت نوشته ۱۸ ذالحجه غدیر خم با علی عهدوپیمان بستند ۷۴ روز74 روز بعد از وفات عهد شکنان عهد خود را ش تند و امت را ۷۴ فرقه نمودند ۷۴ ابجد ابوبکر و عمر و عثمان ۷۴ میباشدکف دستت نوشته ۱۸ ذالحجه غدیر خم منهای ۸۱ عهد با حضرت نوح۱۸-۸۱ = ۶۳ سن مبارک و جانشینش به سه جمعا” بخاطر آزار و اذیت علی۶۳ سنگ به سه میزنیم ۶۳ سال سن مبارک علی و محمد ۶۳+۸۱ =۱۴۴ ضرب ۱۲ در ۱۲ = ۱۴۴ دوازده شیعه که هنوز وارد آیه های قرآن نشده ام تا آیات 144 را روشن سازم کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست سال تولد عظیم الشأن (ص) در144 عام الفیل بوده که برابر با سال 570 میلادی است 570تقسیم بر 5 تن = 114 سوره قرآن +30 جزء آن = 144 و همه محدثان و مورخان اتفاق نظر دارند که ماه تولد گرامی در ماه ربیع الاول بوده،144 عامل الفیل هر چند در روز آن اختلاف نظر دارند. گروهی آن را 17 ربیع و گروهی دیگر 12 آن ماه می دانند.در هر دو تاریخ حققانیت تشیع هویداست13 رجب تولد مولاء در کعبه قرآنه ناطق علیست 114+30= 144 است به ابجد الفبای ابجدی 144 را مولاء علی طرح نموده و اولین خلقت زیبای روح را خداوند علی و محمد و فاطمه و حسن و حسین را خلق نموده اهل بیت و یطهر کم تطهیرا و شناخت نایب پروردگار=63محمد و علی کف دستت نوشته 81 – 18ذلحجه غدیر خم = 63 سن و علی 63سال = 63+81= 144 رمز پیروزی شیعیان قائم آل محمد است 144 آیا از همه جا رانده وامانده بی صاحب هستید شیعه ش مثل حضرت خضر و الیاس و عیسی (ع) زنده و بر شیعیانو عالم 12 دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراء بر عالم فرمانروایی میکند افتخار ما این است سایه الهی مولایمان روی سرمان است و144 رمز پیروزی شیعیان قائم آل محمد است 144 تاریخ تولد هم حقانیت تشیع را ثابت میکندبه وحدانیت خدا و به روح رسول خدا تنها دین برحق شیعه میباشد ه حق 245علی110+135 فاطمه = 245منهای49 غاصب خلافت عمر 22و 27 ابوبکر = 196 دین 196 ضرب 14 معصوم میباشد 196 دین اصلیا 196 یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن 144 ضرب دوازده +26 راه حق +26 علی = 196 ضرب 14 معصوم در 14 = 196 غصب 1092 -1202 سه خلیفه = 110 حق علی را سه خلیفه غصب نمودند ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 14 معصوم در 14 = 196سلام ن ا 196 اساسه دین196 اصوله دین196 ه ناب بحمده 196قلب دین 196دین 196 اصوله دین 196ندای سلام 196 جهانه 196 دین 196 باب جانه 196 ضرب 14 معصوم در خودش ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست 196 اصوله دین 196ادب دینی علی

مشاهده متن کامل ...
دیدار خانواده های ی م ع حرم با انقلاب
درخواست حذف اطلاعات

 

معظم انقلاب در دیدار با جمعی از خانواده ی م ع حرم فرمودند: انی که داوطلبانه به این میدان می روند، دو سه خصوصیّت در اینها هست که ممتاز است.

بخش سیاست تبیان

 ی م ع حرم، ، انقلاب، م ع حرم، ی، شهید، دیدار

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله ، جمعی از خانواده های ی م ع حرم اهل بیت علیهم السلام روز دوشنبه اول آذرماه سال جاری با حضرت آیت الله انقلاب ی دیدار د. پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir گزارش کاملی از دیدار این هشت خانواده با انقلاب را منتشر می کند:

بهش می آید چهار پنج ساله باشد؛ مدام تلاش می کند جلو برود و آ سر هم می رود.

آقا می گوید: «بذار جلوتر بیاد اگر می خواد...»

می رود و می ایستد جلوی آقا؛ حرف هایش نامفهوم است. اطرافیانش می گویند می خواهد سلام نظامی بدهد.

- «ماشاءالله! داری چی کار می کنی؟ می خوای احترام بگذاری؟»

آقا این را می گوید و می خندد و بعد اسم کودک را می پرسد. کودک به درستی نمی تواند تلفّظ کند. محمدرضا؟! مادرش سریع می گوید معین رضا.

معین رضا با جنب وجوش و شیطنت هایش و لباس و سلام نظامی اش به آقا، می شود مطلع این دیدار؛ قبل از این کارِ معین رضا هر ی مشغول خودش بود. از گوشه و کنار صدای گریه می آمد؛ شاید از سر دلتنگی خانواده برای شهیدشان. بعد که آقا آمدند و گفتند خانم ها جلوتر بیایند. بعدش هم که معین رضا و سلامش، اشک ها و لبخندها را مخلوط کرد.

زمانی از صداوسیما شعر و نوایی از آهنگران پخش می شد که با سوز و گداز می خواند: «مرا اسب سپیدی بود روزی * شهادت را امیدی بود روزی». بقیه ی مصرع ها هم بوی گله داشت و حسرت تا جایی که می رسید به «حبیبم قاصدی از پی فرستاد» و مژده ی «در باغ شهادت باز باز است». وقتی آهنگران این شعر را بار اول می خوانده، پدربزرگ معین رضا یک جوان رعنا بوده. لابد او این مژده را باور کرده و بعدها وقتی «خبر بد» را شنیده، بند پوتینش را محکم بسته و همراه عده ای رفته.

خبر پر از بغض بوده: عصر روز دهم عاشورای 61 سرها بر نیزه شد و بعد نوبت به خیمه های حرم رسید. هزار و سال بعد دوباره همین اتفاق تکرار می شود که باز نوبت خیمه ها رسیده و تکفیری ها دارند سمت حرم می تازند. پدربزرگ معین رضا هم همراه عده ای می رود که روضه ها دوباره اتفاق نیفتند.

از پدربزرگ معین رضا و همراهانش، مانده خانواده ای سوخته که البته راضی اند؛ عده ای شان هم امروز اینجا هستند برای دیدار. به قول برادر یکی شان دلتنگند و مشتاق دیدار ؛ بعد هم اضافه می کند دلتنگ «آقا»؛ انگار دومی بیشتر به جانش می نشیند.

آقا روی درجه های نظامی معین رضا می زند: «ماشاءالله! چه افسری! ان شاءالله از افسرهای آینده ی بشی!»

و رو به جمع می گوید: «خیلی خوش آمدید برادران و خواهران خانواده ی عزیز شهید حرم؛ انی که داوطلبانه به این میدان می روند، دو سه خصوصیّت در اینها هست که ممتاز است. یکی این است که اینها غیرت و تعصب دفاع از حریم اهل بیت (علیهم السلام) را دارند»

- «اذیّتش نکن؛ بذار راحت باشه.»

آقا این را خطاب به محافظی می گوید که سعی دارد معین رضا را از نزدیک آقا دور کند و ادامه می دهد: «اینهایی که می روند، یکی از احساسات و روحیه شان همین است که می خواهند از حریم اهل بیت (علیهم السلام) دفاع کنند. پدرها و مادرهایشان هم همین طور. در اظهاراتی که یکی از مادران خطاب به حضرت زینب داشت این بود که: "من محمدحسین خودم را دادم به شما!" این خیلی باارزش است؛ آن غیرتی که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) که در هر مومنی باید وجود داشته باشد».

- «دوّمین خصوصیّت بصیرت است. انی که این بصیرت را ندارند با خودشان می گویند: اینجا کجا، و حلب کجا؟ این بر اثر بی بصیرتی است. [حضرت المومنین علی علیه السلام] فرمود که فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا.»(1) نباید منتظر ماند که دشمن بیاید داخل خانه ی آدم، بعد آدم به فکر دفاع از او و خانه بیفتد. دشمن را باید در مرزهای خودش سرکوب کرد.

افتخار ، امروز این است که ما در مجاورت مرزهای رژیم صهیونیستی و بالاسر آنها نیروهای حزب الله داریم: نیروهای حزب الله یا نیروهای مقاومت یا نیروهای اَمَل. اینکه اینها این قدر ناراضی هستند و میگویند چرا دخ میکند، به این خاطر است؛ ما امروز آنجا بالاسر اینها نیرو داریم. این خیلی افتخار بزرگی برای و است. جوانهایی که رفتند به و عراق و عمدتاً به ، این بصیرت را داشتند. یک عده ای امروز اینجا نشسته اند در خانه و نمیفهمند که قضیه چیست.

نکته ی سومی که در اینها وجود دارد، شوق شهادت است. بعد از پایان جنگ تحمیلی، مایی که در جریان کار بودیم، احساس میکردیم که یک جادّه ی دوبانده ی وسیعی جلوی رویمان بود که این بسته شد؛ جادّه ی شهادت! مثل یک دری که ببندند. انی که آن موقع، جهاد و شهادت در راه خدا را دوست داشتند، دلشان را غم گرفت. این فرزندان شما غالباً انی هستند که آن دوره را درک ن د؛ در اینها هم آن احساس شوق بود که بلند شدند و رفتند.

الان هم [جوانها] به من نامه مینویسند، البته من جواب نمیدهم به این نامه ها. مرتّب جوانها از اطراف کشور نامه [مینویسند]، ماس [میکنند]، خیال میکنند که من باید اجازه بدهم یا من باید دخ م؛ که آقا اجازه بدهید ما برویم برای جهاد. این شوقِ شهادت است و خیلی مهم است.

اگر در یک ملّتی، در یک قوم و جمعیّتی، قدرت و قوّت چشم پوشی از زندگی باشد، این قوم ش ت بخور نیست. ماها که گاهی اوقات در مقابل حوادث کم می آوریم، به خاطر این است که دودستی چسبیده ایم به زندگی و زیبایی های زندگی. زندگی یعنی چه؟ زندگی فقط نفس کشیدن خود ما نیست؛ زن و بچه و پدر و مادر ما هم زندگی است. پول و عنوان و اعتبار ما هم؛ به این چیزها چسبیده ایم. وقتی به این چیزها چسبیدیم، در مقابل حوادثِ سخت، کم می آوریم؛ اما انی که این قوّت و اراده در آنها هست که از زندگی چشم بپوشند، اینها بلند میشوند میروند به میدان شهادت.

بچه هایی که شماها دادید، چه همسران، چه فرزندان، چه پدران و مادرانشان، بدانند که واقعاً مایه ی افتخارند. این فقط شعار نیست؛ واقعیّت قضیّه این است. [اینها] در هر ملتی که باشند -حالا ممکن است شناخته شده نباشند برای فلان شهر، برای فلان روستا. [ممکن است ی] مشغول یک شغل معمولی است؛ ستاره نیست، مثل بعضی ها که در جوامع به خاطر هیاهو به توهّم ستاره شدن هی دارند کار میکنند؛ اما اینها- ستاره ی واقعی اند؛ ستاره در چشم ما نیستند؛ ما که چشممان نزدیک بین و کوته بین است؛ در ملأ اعلی اینها ستاره اند.

خداوند ان شاءالله درجات آنهایی را که رفته اند، عالی کند. به پدر و مادر و همسران و فرزندانشان صبر و سکینه بدهد و بنده همیشه دعایم این است که خداوند ان شاءالله دل های شما را مشمول لطف و فضل و نورانیت خودش کند و به دلهای شما آرامش بدهد.»

نوبت رسیده به حال و احوال با خانواده های ؛ خانواده ی شهیدان مجید و محمود مختاربند، اولین خانواده ای هستند که به آقا معرفی می شوند. مجید در جنگ تحمیلی شهید شده و محمود در .

برای هر خانواده ی شهید، برگه ای آماده کرده اند که بر روی آن، نام و ع شهید و نیز مشخصات والدین و همسر و فرزندان شهید درج شده است و همچنین در آن ذکر شده که کدام یک از بستگان شهید در این جلسه حضور دارند.

-«آقای کاظم مختاربند! شما در خوزستانید یا قم؟»

این را از پدر شهیدان می پرسد. پدر جواب می دهد که اکنون ن شوشتر هستند. آقا با خوش رویی با پدر شهید احوالپرسی می کند و دوباره از روی کاغذ می خواند:

- «خانم زهرای معظمی، مادر گرامی شهیدان؛ حال شما خوبه؟»

مادر شروع به صحبت می کند؛ با لهجه ی شوشتری می گوید که یک شهید در جنگ داده و یک شهید در جنگ اخیر و یک اسیر که هشت سال در اسارت عراق بوده.

 

آقا در حق مادر دعا می کند که:

- «خداوند متعال شما را از اعوان و انصار نزدیک زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) قرار بدهد، به حقّ محمّد و آل محمّد«.
مادر ادامه می دهد:

- دو تا فرزند دیگر هم دارم که به فدایت حاج آقا!

-«نه؛ آنها را ان شاءالله خدا برایتان نگه دارد».

آقا دوباره خطاب به محافظین می گوید: «کار نداشته باش به بچه؛ بذار راحت باشه!» جمله ای که هر چند دقیقه یک بار خطاب به محافظین و بستگان ک ن گفته می شود!

مادر دوباره ادامه می دهد که یک بچه ی دیگر داشتم که هشت سال اسیر بود! آقا می پرسد: «چرا نیاوردی شان؟» و پدر جواب می دهد دیگر جا نبود! آقا با خنده می گوید: «جا نبود؟ این همه جا!» نگاهی به مسئولان جلسه می کند و با لبخند به پدر می گوید: «خب در یک ماشین دیگر می آمد!»

نوبت می رسد به همسر شهید؛ آقا از روی برگه می خواند:

- «خانم منیره فخیمی، همسر گرامی شهید مجید مختاربند؛ حال شما خوبه؟»

- توفیقی بود حاج آقا که خدمتتون رسیدیم.

- «توفیق ما بود که خدمت شما رسیدیم».

-شما بزرگوارید. ما به فکر مظلومیت شما هستیم. متأسفانه برخی خواص متوجّه وظیفه شان نیستند و این شما را زجر می دهد. شما تحت فشار هستید.

آقا با خنده جواب می دهد:

- «حالا خواص را خدا ان شاءالله هدایت کند امّا برای مظلومیت من اصلاً غصّه نخورید؛ بنده اصلاً مظلوم نیستم. فشار [هم] که همیشه تحت فشاریم امّا الحمدلله زورشان به ما نمی رسد».

جمع می خندند.

- «خانم طیّبه مختاربند، فرزند مجید مختاربند؛ سلام خانم، حال شما خوبه؟»

اسامی فرزندان به ترتیب سن نوشته شده است. فرزند بزرگ شهید مجید مختاربند می گوید که چهار فرزند دارد:

- دختر پانزده ساله ام خیلی دوست داشت که پیش شما بیاید. از من خواست از شما بپرسم چه کار کنم که برای کشورم مفید باشم؟

حالا همه به دقت به آقا نگاه می کنند:

- «خوب درس بخواند و در خودش این روحیه ی پدربزرگ را تقویت کند. اینها فردا شیر ن آینده ی کشورند. کشور به این شیر ن احتیاج دارد. خودش را بسازد«.

آقا پس از احوالپرسی با سه فرزند دیگر شهید مجید مختاربند، می پرسند از شهید محمود فرزندی باقی نمانده؟ که پدر و مادر می گویند ازدواج نکرده بود. حالا آقا به رسم همیشگی، قرآنی را به والدین شهید و قرآن دیگری را به همسر شهید هدیه می کند. معین رضا که این بار متوجه این اتفاق جدید شده، روبه روی آقا ایستاده و با بهت نگاه می کند. یک نفر معین رضا را بغل می کند که ببرد که آقا با ح ی نیمه عصبانی می گوید: «اذیّتش نکن آقا؛ بذارید باشه همین جا... اصلاً بذاریدش همین جا» و به زمین نزدیک خودش اشاره می کند.

دختران خانواده ی مختاربند هم که برای گرفتن یادگاری نزدیک می آیند، عبای آقا را می بوسند. در همین بین معین رضا دوباره برمی گردد و شروع می کند با میکروفون جلوی بازی !

در همین شلوغی ها، عروس شهید مختاربند از جایش بلند می شود و از آقا می پرسد: من چه کار م؟ وظیفه ی من چیست؟ دارم درس می خوانم و هنوز بچه ندارم.

تا سوال عروس شهید تمام شد، آقا با لحنی بسیار جدی و سریع جواب دادند:

- «اوّلاً بچه دار بشوید؛ این یک. اینهایی که اول زندگی هی عقب می اندازند و می گویند حالا زود است، این ناشکری است. این ناشکری باعث می شود که خداوند یک جواب سختی به آدم بدهد«.
عروس که هنوز ایستاده، می گوید: آخه من دارم درسم را پیش می برم!

- «باشه، مشکلی نیست. من ی را سراغ دارم که با چهار بچه درس میخواند و همه ی دوره های کارشناسی و ارشد و ی را گذرانده. ثانیاً درستان را بخوانید. ثالثاً زندگیتان را هرچقدر میتوانید شیرین کنید. خدا ان شاءالله شما را حفظتان کند. دیگر شما جوانها بهتر از دوره ی جوانی ما میفهمید. انقلاب خیلی به ]امثال شماها[ احتیاج دارد».

فضای جلسه صمیمی تر شده و خواهر شهیدان نیز از جای خود بلند می شود و می گوید:

- من دو دختر دارم که دوقلو هستند و خیلی دوست داشتند که شما رو ببینند. امسال کنکور دارند و گفتند به آقا بگید برامون دعا کنن.

- «خدا ان شاءالله به هر دویشان شوهر خوب برساند و ان شاءالله با همدیگر عروس بشوند؛ این بهترین دعاست!»

و جمع دوباره می خندند.

پس از اتمام صحبت ها و تقدیم هدایا به خانواده ی شهید مختاربند، نوبت به برگه و خانواده ی بعدی می رسد:

- «خانواده ی شهیدان حصونی زاده، فرشاد و فرامرز از اهواز که گویا شهید فرامرز در جنگ تحمیلی شهید شده اند. پدر گرامی شهیدان از دنیا رفته اند و مادر بیمار هستند و نتوانستند بیایند. خانم زینت موالی، همسر شهید فرشاد؛ شما هستید؟ حال شما خوبه خانم؟ شهید چند ساله شان بود؟»

همسر شهید پس از گفتن تعارفات مرسوم می گوید شهید 49 ساله بوده و در جنگ تحمیلی هم حضور داشته.

-«خانم زهرا حصونی زاده، دختر گرامی شهید؛ شما مشغول به چه کاری هستید خانم؟»

- خانه داری و بچه داری حاج آقا

-»به به! خیلی هم خوب»

- درسم رو هم دارم می خونم حاج آقا

-«پس ببینید! آدم هم میتونه درس بخونه و هم بچه داری کنه؛ این هم شاهد زنده ی حرفهای ما!»

و این را درحالی می گفتند که به زمین چشم دوخته بودند و با دست به جمعیت خانم ها اشاره می د.

- «آقای نادر حصونی زاده، فرزند شهید؛ حال شما خوبه آقاجان؟»

و بعد فرزند بعدی

- «شما چه کار می کنید؟»

- بیکارم فعلاً

- «بیکار؟ چرا بیکار؟ بیکار نمیتوان نشستن!»

- ان شاءالله به زودی با کمک شما و بقیه کار پیدا می کنم، دیگه باید واسمون پدری کنین.

- «خدا ان شاءالله که شماها رو تحت سایه ی لطف خودش مشمول لطف و فضل خودش قرار بده. ما چه کاره ایم؟ ما ی نیستیم».

انگار می خواست این نکته را به فرزند شهید یادآوری کند که باید احتیاجات خود را از خدا بخواهد و نه از دیگران. و اینکه نباید چشم به راه اقدام دیگران بماند.

چند دقیقه ای هم طول می کشد که آقا قرآنی به مادر غایب و بیمار شهید بدهد و بسپارد که سلامم را به ایشان برسانید. قرآنی به همسر شهید و یادگاری به فرزندان. در دقایقی که پسران به دیده بوسی می آیند، سایر بستگان شهید هم هر کدام از یک گوشه ی مجلس، تقاضای انگشتر یا چفیه ای دارند که آقا با تلطّف، به نوبت و به کمک یکی از مسئولان به ایشان تحویل سمی دهند.

- «خانواده ی شهید محرم علی مرادخانی، از تنکابن. پدر گرامی شهید از دنیا رفته اند؛ مادر گرامی شهید، خانم کبری دلاوری؛ شما هستین؟ حال شما خوبه خانم؟»

- سلام حاج آقا. ما خیلی خوشحالیم که این توفیق رو داشتیم که به دیدار شما اومدیم.

- «خداوند این توفیق رو به ما بده که دل و روحمون رو به شما نزدیکتر کنیم. فرزندتون چه زمانی شهید شدند؟»

- پارسال شهید شدن. یک بار مجروح شد و برگشت؛ بعد رفت کربلا برای زیارت؛ دوباره از اونجا بهش گفتن که برگرد . دیگه توی فرودگاه بود که به من زنگ زد که مادر دارم میرم ...

در خلال صحبت های آقا یک دفعه سه پسرِ سه - چهار ساله جلوی آقا می ایستند و یکی شان با صدای بلند می گوید:

- اسم من علی ه!

همه ی صحبت های و مادر قطع می شود و آقا با خنده علی را می بوسد. حالا دو کودک دیگر هم خود را معرفی می کنند. محافظی بلند می شود و بچه ها را از زمین بلند می کند تا آقا آنها را ببوسد. دیگر بچه های حاضر در اتاق هم که این صحنه را می بینند، از گوشه گوشه ی مجلس جلو می آیند و آقا را همین جور نگاه می کنند تا نوبتشان شود! دیگر همه ی مجلس در اختیار این ک ن است که یا فرزند هستند و یا نوه ی و یا خواهرزاده و برادرزاده ی .

بعد از آ ین کودک، آقا رو می کنند به سمت مادر و می گویند:

- «خداوند ان شاءالله ما را با آنها محشور کند. در قیامت هم با آنها باشیم».

-«طاهره یونسی، همسر شهید؛ خوب هستید خانم؟ چند سال با شهید زندگی کردید؟»

- 33 سال حاج آقا؛ اما در اصل 3 سال. ایشون خیلی کم توی خونه بود. ما ایشون رو زیاد نمی دیدیم اصلاً.

صدای همسر کمی می لرزد؛ انگار هم دلتنگ است و هم گلایه دارد؛ گلایه ای از روی محبت.

- «خداوند ان شاءالله به شما اجر بدهد. اگر شماها، مادرها، همسرها، اگر همراهی نمی کردید، اینها بدون تردید نمیتوانستند این جور مجاهدت کنند در راه خدا«.

نوبت به دختر شهید می رسد؛

-«خانم فاطمه مرادخانی؛ شما خوبید؟ شما چه کار میکنید؟»

- خانه داری و بچه داری حاج آقا؛ این معین رضا پسرمه.

صدای خنده ی حاضران دوباره بلند می شود.

روح الله و محمدعلی، فرزندان دیگر شهید هم با آقا احوالپرسی می کنند. داماد شهید هم در جمع هست. آقا با خنده می پرسد:

- «کوچولوتون (معین رضا) کجا رفت؟ دیگه از ما سیر شده؟»

و جمع دوباره می خندند.

موقع تحویل قرآن ها و یادگاری ها به این خانواده ی شهید فرا می رسد. روح الله نزدیک آقا که می آید، انگشتر دست آقا را طلب می کند و محمدعلی نیز به آقا می گوید:

- ما در این مدت بیکاری مان به دستور شما در فضای مجازی کارهای فرهنگی انجام می دهیم؛ دعا کنید نتیجه ی خوبی داشته باشد.

- «خوب است؛ فضای مجازی! منتها در آنجا غرق نشوید. در فضای مجازی اگر آدم درست وارد بشود، خوب است؛ امّا اگر برود غرق بشود، نه؛ خوب نیست. جای خطرناکی است؛ خیلی باید آدم مراقب باشد«.

نوبت به خانواده ی بعدی می رسد؛

- «خانواده ی شهید ابوذر امجدیان، از کرمانشاه. پدر شهید، آقای علی حسن امجدیان هستند؛ خوب هستید آقا؟ پسرتون چند سالش بود؟»

-29 سالش بود حاج آقا

- «شما الان کجا هستید؟»

- کرمانشاه هستیم؛ در سنقر؛ یکی از روستاهای سنقر.

- «ها! سنقر! اومدم من اونجا در ایام جنگ.»

-بله، سفر هم آمدید چند سال پیش

و آقا در خلال صحبت های بعدی اش هم می گوید که سفر کرمانشاه، سفر خیلی خوبی بود.

- «مادر شهید، خانم فریده امجدیان؛ حال شما خوبه مادر؟»

مادر که در ردیف اول و جلوی آقا نشسته، به درستی نمی تواند فارسی حرف بزند. آقا می پرسد: «فارسی را متوجه می شوند؟» که می گوید بله. یکی از برادران شهید صحبت های مادر را برای آقا به فارسی می گوید:

- دو فرزند دیگر هم دارم که فدای شما باشه آقا.

آقا می گوید: «خدا حفظشان کند«.

آقا از پدر می پرسد که: «چرا مادر نمیتواند فارسی حرف بزند؟» و با پدر دقایقی درباره ی تاریخچه ی زبان کردی در سنقر و تفاوت هایش با کردی اورامانات صحبت می کند.

پدر ادامه می دهد که:

-فرزندم هدیه ای بود که دادم در راه اهل بیت (علیهم السلام)؛ اگر شما امر کنید ما دو تا بچه ی دیگه هم داریم...

که آقا حرف پدر را نیمه تمام می گذارد:

- «نه، ما هیچ وقت امر نمیکنیم؛ اینها رو باید نگهشون داریم ان شاءالله برای آینده ی این نظام. این جوانها هر کدام یک جواهرند؛ خیلی قیمت دارند برای آینده ی نظام که ان شاءالله کار کنن و کشور رو بسازن و پیش ببرن«.

حالا نوبت همسر شهید، خانم مریم امجدیان است که کنار مادر شوهرش نشسته است. می توان به راحتی آثار گریه و عزاداری را در همسر شهید مشاهده کرد؛ انگار که هنوز به از دست دادن عزیزش خو نگرفته باشد. خطاب به آقا می گوید:

- خیلی برایمان دعا کنید. برای بی قراری هایمان.

- «خدا ان شاءالله بر دلهای شما صبر و سکینه ی خودش رو نازل کند. بله، راست میگید. من دعایم همین است. همیشه برای آرامش دلهای خانواده ی شهیدان دعا میکنم«.

عموی شهید هم از گوشه ی اتاق خود را معرفی می کند؛ مردی که روی صندلی نشسته و 40ساله نشان می دهد؛ محکم سخن می گوید:

- من جانباز 70درصد [جنگ تحمیلی] هستم. قسمت نشد که شهید بشم.

- «خب شما حالا هم که شهیدِ زنده اید؛ اشکال نداره.»

- با اینکه یک جانباز 70درصد نباید کار کنه اما به صورت افتخاری دارم تو بیمارستان خدمت رسانی می کنم. اشکال نداره بیام جلو چفیه بگیرم و روبوسی کنم؟

-«بله، حتماً، بفرمایید!»

و عموی شهید با کمک یکی از محافظان از جا بلند می شود، از میان جمعیت به سختی عبور می کند و نزدیک که می شود، آقا با خنده می گوید: «دستت هم که شبیه دست منه»!

همین جمله کافی است که عموی جانباز، روی دست آقا بیفتد و به شدت گریه کند. حالا از گوشه و کنار اتاق، صدای گریه ها آرام آرام بلند می شود؛ گویی که جمع فرصتی یافته تا با گریه، به همه ی دلتنگی ها، عشق ها، ج ها و وصال ها واکنش نشان دهد.

جانباز از روی دست آقا بلند می شود و با گریه می گوید بگذار پایت را ببوسم آقاجان! و به سمت پای آقا می رود که این بار به سرعت خود را عقب می کشد: «نه، اصلاً... اگه این جوری باشه... نه، اصلاً، نمیگذارم«...
و محاف1 عموی شهید را بلند می کند و ماجرا تمام می شود؛ می رود دوباره روی همان صندلی گوشه ی اتاق می نشیند و اشک هایش را پاک می کند.

آقا قرآن مربوط به والدین را به پدر شهید می دهد. پیرمرد روستایی در حرف هایش معلوم می شود این روزها با دوره گردی امرار معاش می کند؛ می شد بگوید روزگار سخت می گذرد و انتظاراتی دارد؛ اگر می گفت با سر و روی سپید، دست فروشی از همیشه سخت تر است، ی حتی در دلش گله هم نمی کرد ولی نگفت و تنها گفت:

- خیلی خیلی ممنون؛ واقعاً چند سال آرزوم بود که به دیدنتون بیام. من از خدا خیلی سپاسگزارم که این توفیق رو به من داد که...

آقا با کشیدن ابروها درهم و با خنده می گوید:

- «کاش یک آرزوی بهتری داشتی! این چیه آخه! چه اهمّیّتی داره؟»!

- خدا نگهت داره که پرچم رو به دست حضرت صاحب ا مان برسونی...

-«ان شاءالله، ان شاءالله»

هر کدام از بستگان شهید امجدیان از آقا، دعایی، چفیه ای، یادگاری ای می خواهند. دو دختر دسال چادری هم می آیند جلوی آقا:

- اسم من نیایشه! خواهرزاده ی شهید امجدیان

-اسم من هم نرگسه!

- «چه اسم های قشنگی! نرگس خانم، کلاس چندمی؟»

- سوم

، نیایش را که کوچک تر است می بوسد. مادر نرگس می گوید که دخترم امسال جشن تکلیف دارد. آقا هم به او یک انگشتر می دهد. آقا به دخترها می گوید:

- «ببینید انگشترها اگر اندازه ی دستتان نیست، همین الان کوچکترش را بدهم.» اندازه بود. دخترها با شادمانی برمی گردند سمت مادرهایشان.

در همین بین، یکی از گوشه ی مجلس آقا را صدا می کند؛ متوجه نشدم با چه خط بود؛ چیزی شبیه «حبیب آقا!» آقا سرش را برمی گرداند طرف صدا؛ از بستگان شهید امجدیان است؛ با همان ح صمیمانه و روستایی به آقا می گوید:

- ما، هم داماد شهید بودیم و هم هم رزم شهید!

با خنده و بذله گویی می گوید:

- «خب، حالا چی چی میگی؟!»

- یک هدیه هم به ما بدید!

-«بله، حتماً!»

- اجازه هست بیام جلو؟

- «بله، بفرمایید!»

آقا آغوشش را برای هم رزم شهید باز می کند؛ او هم جلو که می رسد، خم می شود و در گوش آقا می گوید:

- ما این دفعه مجروح شدیم ولی نتونستیم شهادت رو درک کنیم. دعا کنین که این دفعه...

بغضش می گیرد و نمی تواند ادامه دهد؛ آقا می گوید:

-«دعا نمیکنم که شهید بشید. دعا میکنم که ان شاءالله موفق به جهاد در راه خدا شوید.»

-دعا کنید که علی (علیه السلام) ما رو به عنوان م ع ش قبول کنه

آقا کمی چهره شان تغییر می کند؛ گویی بزرگی الفا1 ایشان را متأثّر کرده؛ می گویند: «ان شاءالله»

- «خانواده ی گرامی شهید مهدی علی دوست آلانَقی؛ پدر ایشون، آقای محمدرضا علی دوست؛ حال شما چطوره؟ آلانق اسم مکانیه؟»

پدر که خود معمم است توضیح می دهد که یکی از روستاهای تبریز است. آقا که متوجه می شود خانواده ترک زبان هستند، گفت وگو را با زبان ترکی ادامه می دهد:

- «شهید چند سال داشت؟ چه زمانی شهید شد؟»

- 21 سال داشت؛ تکاور بود. پارسال، سوم محرم، تو آزادسازی مناطق شیعه نشین حلب شهید شد.

نوبت می رسد به مادر شهید؛

-آقا در شب ما رو دعا کنید.

- «چشم، حتماً؛ شما هم ما رو دعا کنید. ما بیشتر از شما احتیاج داریم به دعا.»

شهید و همسر شهید هم پنج سال با هم زندگی کرده اند. آن پسرک موطلایی هم که ناگهان آمد جلوی آقا و گفت من علی ام! یادگار شهید است.

برادر شهید هم که هم زمان دانشجو و طلبه بود، از آقا خواست که به دست ایشان معمم شود و آقا نیز پذیرفت که در جلسه ای جداگانه این کار انجام شود.

خواهر شهید، طلبه ی جامعةا هرای قم بود؛ به آقا گفت:

- بستگان و خواهران م عین حرم پا تانی از دوستان من هستند و گفتند که به شما سلام برسونم.

- «در قم هستند؟ سلام من را به ایشان برسانید. آنها هم خیلی خوب کار میکنند. زینبیّون خیلی خوب میجنگند؛ خیلی خوب مجاهدت میکنند. سلام من را به پدرها و مادرها و خانواده هایشان برسانید.»

برادر شهید هم که برای دیده بوسی می آید جلو، از آقا می خواهد که به او و همسرش یک قرآن بدهند که آقا جواب می دهد: «قرآن را فقط به والدین و همسر شهید میدهم». پسر برمی گردد و می نشیند اما پس از چند دقیقه دوباره به آقا -که درحال دادن انگشتر به دیگر بستگان است- می گوید قرآن را از پدرم گرفتم! لطفاً به ایشان یک انگشتر بدهید!

آقا هم درحالی که دستش را درون عبایش می برد، با اخم و خنده به پسر می گوید: «چطور جرئت کردی قرآن رو از پدر بگیری؟» که جمع هم خندیدند.

- «خانواده ی شهید گرامی محمد بلباسی؛ پدر از دنیا رفتن. مادر، هاجر عباسی؛ خواهر شهید هم هستند«.

مادر شهید توضیح می دهد که علاوه بر اینکه مادر شهید است، شوهرش نیز جانباز بوده و برادرش شهید شده و برادر شوهرش نیز شهید شده؛ یعنی عمو و شهید محمد بلباسی نیز در انقلاب و جنگ تحمیلی شهید شده اند:

- حاج آقا من چند وقت قبل از شهادت محمد، خواب دیدم که شما یک جعبه ای به بنده دادید و من دیدم که یک شیء زیبایی به بنده دادید و گفتید که این حق شماست؛ من فکر که این برای خودم هست اما بعد شهادت محمد فهمیدم که آن برای محمد بوده. شهید خیلی به شما علاقه داشت و همیشه موقعی که صحبت های شما از تلویزیون پخش می شد، بچه ها رو جمع می کرد که صحبت های شما رو ببینند. خیلی دوست داشت که به دیدار شما بیاد.

آقا هم در تمام مدت چشم به زمین دوخته بودند و می گفتند: «سلامت باشید، زنده باشید.»

- «خانم محبوبه بلباسی، همسر گرامی شهید. من خواندم وصیّت نامه ی این شهید را که به این همسرش میگوید که اگر شما نبودی، من به این راه نمیرفتم. شما بودی که کمک کردی من به این راه بروم. این طوره خانم؟»

همسر شهید که گویی از تلطّف آقا جا خورده، چیزی نمی گوید. مادر شهید اما به زبان می آید که:

- بله، همین طوره؛ محمد اصلاً خونه نبود و بار زندگی و بزرگ چهار تا بچه، روی دوش خانومش بود.

در آغوش همسر شهید، دختر 20روزه ی شهید قرار دارد. همسر شهید از آقا خواست که در گوش فرزندش اذان و اقامه بگوید. آقا نیز رو به جمعیت مردان گفت که بچه را از مادرش بگیرند. آقا شروع کرد در گوش راست اذان گفتن. به گوش چپ که رسید گویا نوزاد هوشیار شده بود و کم کم داشت تقلّا می کرد که آهسته آهسته او را تکان داد تا مجدداً آرام شود.

نوبت به تحویل قرآن ها و هدایا می رسد؛ همسر شهید به همراه سه فرزند کم سن و سالش پیش می آیند؛ همسر شهید بلباسی به آقا می گوید:

- شهید، شهید انقلابه؛ عموی شهید، شهید جنگه. خود شهید هم که در به شهادت رسید؛ دعا کنین که بچه هامون برن قدس رو آزاد کنن.

-«دعای مجاهدت میکنم براشون.»

یکی از بستگان شهید که مسئول بسیج اساتید مازندران هست، جلوی آقا می آید و اظهار می کند که انقلاب ی در ها مهجور است؛ خطاب به ایشان می گوید:

-«شماها که هستین، غریب نیست دیگه! این همه انقل . این همه دانشجوی انقل ، مال شماست! چهار تا آدم ناباب هم ممکنه باشن. یک عده آدمهای بی تفاوت هستن؛ عیب نداره. وقتی یک گروه، یک مجموعه ی انقل ، در باشن، دیگه غریب نیست. مجموعه باشید، با هم باشید، غریب نخواهید بود«.

دیگر معلوم است که اوا این جلسه ی دو ساعته نزدیک است:

- «خانواده ی گرامی شهید حمیدرضا فاطمی اطهر؛ پدر شهید، آقای عبدالرضای مُمبِنی.»

آقا از پدر می پرسد «چرا فامیلها فرق داره؟» پدر می گوید بچه ها عوض د و من تنها ی هستم که فامیلی ام هنوز مُمبِنی هست و شاید هم عوض کنم. آقا می گوید: «نه، چرا عوض کنید؟ بگذارید باشه.» و پدر می گوید که این نام یک قوم است. در حین همین گفت وگو، کودکی جلو می آید و روبه روی آقا می ایستد:

- میشه یه چی بهت بگم؟

-«بگو!»

- میشه یه یادگاری بهم بدی؟

- «چشم! یه یادگاری هم به ایشون بدین!»

جمعیت می خندند؛ وقتی آقا به ک ن انگشتر می دهد، همیشه به مسئولان جلسه تأکید می کند که دقت کنند انگشتر، اندازه ی دست بچه ها باشد؛ این بار هم با همان دقت پیگیر بودند.

شهید اطهر در سن 37سالگی به شهادت رسیده؛ مادر شهید عنوان می کند:

- حمیدرضا خیلی دوست داشت از نزدیک شما رو زیارت کنه ولی نتونست.

- «خدا ان شاءالله نصیب ما کنه که از نزدیک شهید شما رو در قیامت زیارت کنیم.»

پس از احوالپرسی با همسر شهید اطهر، نوبت به اهدای قرآن ها و یادگاری ها می رسد؛ فاطمه، دختر نوجوان شهید جلو می آید و به آقا می گوید:

- میشه یه انگشتر از توی جیبتون بدین؟!

- «از کجا فهمیدین که توی جیبم انگشتر هست؟»

- دیدم از دور که داشتین می دادین به بقیه!

-«این انگشتر هم خدمت شما! دیگه هم تو جیبم انگشتر نیست، تموم شد!»

آقا و دختر و جمعیت با هم می خندند.

پسر کوچک تر شهید اطهر هم جلو می آید؛ می گویند مداح است و کلاس ششمی؛ از آقا می پرسد:

- اگر بود، شما ازش چی می خواستین؟

آقا دست پسر را می گیرد و به دیوار روبه رویش نگاه می کند؛ همگی گوش هایشان را تیز می کنند که آقا چه جو می خواهد بدهد. آقا بعد از کمی تأمّل می گوید:

- «فرق میکنه؛ اگر در سنّ شما بودم یه چیز میخواستم؛ اگر حالا بودم یه چیز دیگه میخواستم.»

- حالا فکر کنین تو سنّ من بودین!

- «بهترین چیز دعاست؛ ازش میخواستم که برام دعا کنه که بتونم مثل حرکت کنم. این بهترین چیزه.»

پسر که گویا انتظار چنین جو را نداشته، کمی سرش را پایین می اندازد! آقا با خنده ادامه می دهد: «حالا اگه انگشتر هم بخوای میدیم بهتون، حرفی نداریم!» و دوباره همه می خندند.

و نوبت به آ ین خانواده ی شهید می رسد:

- «خانواده ی گرامی شهید علیرضا قنواتی؛ مادر از دنیا رفتن؛ پدر به علت نیومدن؛ همسر شهید، خانم مریم ؛ حال شما چطوره خانم؟ شهید چند سال داشتند؟»
- 53 سال حاج آقا

آقا اسم فرزندان شهید را می آورند؛ پسر جوانی جلو می آید و می گوید حاج آقا ببخشید من تازه از کربلا آمده ام، سرما خوردم و برای همین با شما روبوسی نمی کنم. آقا می پرسد:

- «شما چه کار میکنید؟»

- والّا چندبار می خواستیم بریم اون ور دیگه.

- «کجا میخواستی بری؟»

- بالا ه ما رو اصلاً درست برای اینکه بریم این تکفیری ها رو بزنیم؛ ولی حاج آقا ما رو برگردوندن.

- «کی شما رو برگردونده؟»

- ایشون ما رو برگردوندن.

-«ایشون از بستگان هستن؟»

- نه، ایشون مسئول اعزام هستن.

مسئول اعزام که در انتهای مجلس نشسته می گوید که ایشان فرزند شهید هستند و حاج قاسم سلیمانی دستور داده اند که فرزندان اعزام نشوند.

آقا این را که می شنود، می گوید: «خیلی خب؛ نروید... نروید... شما اینجا باشید برای نظام کار کنین.»

دختر شهید قنواتی نیز جلو می آید و چند نامه و ع به آقا هدیه می کند؛ نمی تواند گریه ی خودش را کنترل کند؛ به سختی خود را جمع می کند و به آقا می گوید که برایش دعا کند. از آقا یادگاری نیز می خواهد:
-اگر میشه این انگشتر دستتون رو هم به من بدید.

-«انگشترهام رو که دادم دیگه؛ توی دستم دیگه انگشتری ندارم!»

-خب انگشترهای اون یکی دستتون هم هست!

-«نه، اینا دیگه برای هدیه نیست!»

و به انگشترهای دیگر راضی می شود و می نشیند.

حالا دیگر دقایق پایانی دیدار است. هر ی از گوشه ای تقاضای یادگاری و چفیه و انگشتر می کند. گویا دیگر انگشترها و چفیه ها تمام شده و مابقی افراد باید بعد از وج آقا منتظر گرفتن هدایا باشند. آقا دارد روی قاب ع یی که از طرف خانواده های داده شده، چیزی می نویسند به رسم یادگاری. پیرامون آقا کم کم شلوغ می شود. آقا بالا ه بعد از یک ساعت و چهل و پنج دقیقه از روی صندلی خود بلند شده و از اتاق خارج می شوند. جمعیت صلواتی می فرستند. همه شاداب و خندانند. گویا دیگر دلتنگی هایشان پایان یافته باشد. به مجاهدت ها می شند؛ به بزرگ این بچه های کوچک که جلوی شان ساعاتی بازی د، دراز کشیدند، دویدند و بزرگ شدند.

آن دورترها هم -نه خیلی دورتر- انتهای روضه، جور دیگری می شود. برای رأس و نیزه که نمی شود کاری کرد جز اشک؛ اما دست آتش از دامن حرم دور است و دیگر سنگ به پیشانی گنبد نمی نشیند. از جان ها سپری ساخته شده و سلام نظامی معین رضاها را پدران و پدربزرگ ها رو به گنبد و بارگاه می دهند؛ آن قدر محکم و مخلص که کبوترها دوباره برگردند به صحن و سرای دختر علی.



مشاهده متن کامل ...
گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74 همه 74 فرقه های دیگر پیام پش
درخواست حذف اطلاعات
گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74 همه 74 فرقه های دیگر پیام پشت پیام که به آقا بگوئید ما را ببخشد پدران ما310 گمراه دین310 نیرنگ 310حرامیان 310 عمر310کفری310منکر310نمرودی 310مرسی310 سامری310سم ری 310 نامردیه 310 عمر 310کفری 310منکر 310بودند تقصیر مانیست خدا یا ما را ببخش به بزرگیت ما از امروز شیعه قائم آل محمد شدیم شما شاهد باشید قال رسوالله} کت الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385 فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه385 عالم بدین الهی 385 راه حق محمد علی فاطمه 651 شرایع دینها 651-541 عمر و ابوبکر=110 علی مولاء و مقتدای جهان است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 مقام پدر 385 به هنر جان دین 385با برنده های دین الهی 385 شهید بدین 385 با منجی علم ی385 با ه ناب محمد 385 مذهب محمدی 385 نا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه ه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق 385 بیداری های ی 385مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست خواهی که شوی پیش خداوند عزیز دشمن مولاء بوودوالله مریض یا علی با معرفت گو ای عزیز یا علی نام خداوند بوود داده نامش خداوندبه علی ولسان صدقا"علیا آیه قرآن بوود نام علی حقاکه وارث بحق محمدی شیر یزدان شاه مردان یا علی مددی بوود نام تو چون مولاء الهی بحق که وصی مصطفایی مرتضایی جمال رسول خدا که نامت بوود هم علی مرتضا یدالله سلام نظر کن غلامت کلام علی شا ه مردان بما کن نظر نگردان زما روی خود را پدر مگر نام محمد هم علی نیست دوچشم اهل سنت میشود خیس مگر نام محمد هم علی نیست جانشینه حق پیغمبر علیست

همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبی ست جم و عشق است یاقائم آل محمدی تو چقدر خوبو زیبایی روح علی آقا محمدی جمال رسولو کمال علی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی فرق حیدر کعبه ومحراب چیست هر دو باشد یک نشان حق با علیست

شیعه یعنی مرد حق مولاء علی زاده کعبه وصی آن نبی فرق حیدر کعبهو محراب چیست هردوباشد یک نشان حق با علیست این شکاف کعبه را منظور چیست عصمت آل نبی مولاء علیست به ابجد کشف دین 596 یعنی قرآن 351+245 ه حق= 596 قال رسول الله بعد ازمن فتنه ها 541شرما541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541شرما541 ه دینه ی ابوبکرعمر 541 نمرودی310عمر 310نامردیه 310 کفری 310منکر310 سامری 310 نمردیه 310 نیرنگ310عمر310+231 ه دین ی= 541 ابوبکر+عمر541

به ابجد59 جهان 59 از آن 59مهدی 59 جانه 59جهان59 = 9+5= 14 معصوم گل سر سبد انبیاء مهدی مولاء ابجد آیه «محمد رسول الله59 خانواده رسوله خدای 59 مهدی 59 شیعه ها برحقند ۵۹ ولایته فقیه۵۹ شیعه ها برحقند ۵۹ اصول مذهب شیعه ۵۹ ف علی ۵۹ شیعه ها برحقند ۵۹ قدرتمند ترینه ۵۹ بعلم ریاضی ۵۹ به ابجدوصی 59 چه ی 82 حضرت مهدی به ابجد قلب تپنده و قرآن کیست82 حضرت مهدی 59امید بقلب های تپند59محمد رسوالله۵۹ به ابجد ۵۹جانشین بر حق محمد و علی در آ ا مان ۵۹ ابجدش ۵۹میباشد5+9= 14 معصوم ۵۹ محمد رسوالله۵۹ ضلال احکامی ها ۵۹پر افتخار ترینه ۵۹ جانشین بر حق خاتمی۵۹ محمد رسوالله۵۹ یست که ابجد کبیر نامش ۵۹ دلاور بنام داری ۵۹ مهدی ۵۹ میباشد ۵۹با مظلوم شیعها۵۹ مهدی ۵۹ گنجینه معارفها ۵۹معیارحقیه۵۹ فقیه آل محمده ۵۹ اشهد ان لا اله الا الله به ابجد 59+59= 118 مهدی هم 59 گنج ولایت نوری ها۵۹مهدی مولای شیعیان آنقدر زیبا میباشد هر ی چهره ماهش را ببیند بلند میگوید اشهد ان لا اله الا الله 59 واقعی59 بخداوند متعالیه59 میشود۵۹ باشهید محراب ۵۹ مهدی ۵۹ آشنا شوید ۵۹بامظهر ایمان و تقوا۵۹ مهدی ۵۹ گوهر حق ادیانی59 فروع دینیا ۵۹محمد رسول الله59مهدی 59 شیعه ها برحقند 59 حرف این آیه قرآن به اندازه ابحد نام شریفتان مهدی 59 حرف قرار داد 59وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ 59این آیه 59 کلمه بنام نامی حضرت عشق قائم آل محمد ونصب بلا مناضه 14 معصوم ابجد حضرت حجه ابن الحسن المهدی 59میباشد به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون به شگفتی آیه تطهیر دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علی 3 حسن 3 حسین 4 علی 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علی3 محمد 4 علی 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است ه حق 245 ه حق 245 شیعه علی 110+135 فاطمه میباشد فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است شیعه 385 با راه دین 385آشنا شوید385مردعالم 385 شیعه 385 گوهر بحق دین 385 فقط یک فرقه اهل نجات است 385 شیعه385 بزمرد الماس 385 بطلا ئی ن 385 کلمه « » و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده بار در قرآن به کار رفته که هفت بار آن به صورت مفرد ( ) و پنج بار به شکل جمع (ائمه) می باشد. سلام بر دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهرا ء سلام بر 12 ساعت روز سلام بر 12 ماه سال سلام بر 12 رگ عصب مغز انسانها سلام بر 12 ضلع کعبه سلام بر12 حواریون حضرت عیسی سلام بر 12 چشمه جوشان در قرآن سلام بر 12 جانشین رسول خدا مهدی سلام برحروف الله محمد علی 12 محمد علی فاطمه 12 به ابجد صغیر مهدی 23 میباشد آیه 12 یاسین هم 23 حروف دارد بشمار این آیه (وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ). «آیه هم 23 حرف دارد مهدی به ابجد صغیر 23 حضرت مهدی میباشد هر زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا میرود مبین از همه چیز آگاه میباشد خداوند متعال در قرآن کریم فرمود که اعمال همه انسان ها و نیز آثار اعمال آنها تا روز قیامت را نزد « مبین» جمع و ثبت می کند: به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون حروف این آیه 59 به اندازه ابجد زمان مهدی 59 میباشد «إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ» به ابجد مسیر حق 418-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی مسیر حق میباشد (یس، ۱۲)حروف این آیه 59 به اندازه ابجد زمان مهدی 59 میباشددر خطبه غدیر آیات را یکی پس از دیگر تلاوت نموده و می فرمود که مصداقش من و علی (ع) و ۱۱ بعد از اولاد او هستیم، 59وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ 59این آیه 59 کلمه بنام نامی حضرت عشق قائم آل محمد ونصب بلا مناضه 14 معصوم ابجد حضرت حجه ابن الحسن المهدی 59میباشدحروف این آیه 59 حرف مهدی 59 میباشد 59«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»59 می توان به عنوان دال بر وجود و ظهور حضرت مهدی (عج) ه حق 245 دعا کنید مهدی بیاید 245 ه حق245 یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 حق میباشند بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر=245 ه حق 245 فاطمه 135+110 علی =245کلامه وحی الهیه دینیی245 به ابجد202دینه الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202 محمد و علی میباشد علی110+135فاطمه =245 دین الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202محمدعلی 202 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 مقام پدر 385 به هنر جان دین 385با برنده های دین الهی 385 شهید بدین 385 قال رسوالله کت الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = فرقه 385شیعه385 فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 هیچ ی شیعه نخواهد شد مگر فرزند علی و فاطمه باشد شرایع دینها 651-541 عمر و ابوبکر=110 علی بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 در غدیرخم محمد علی را جانشین خود فرمودخداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 و 14 معصوم سال را 365 روز قرار دادضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز سال5+6+3=14 معصوم 4+1= 5 تن خانواده رسول خدا قال رسوالله خائنینه را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 ه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110علی= 541 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن ه حق به ابجد فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم. عمروابوبکرظالم و مقصر دین میباشد قال رسول الله(ص) بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 چرا ظالم 971-430 مقصر میکنی =541 ابجد ابوبکر و عمر در میآید دین 74 فرقه شد (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین با مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون74 فتنه های دین 615-541=74 فرقه ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد دین 74 فرقه شد اگر بخواهی با ی تماس بگیری باید خط داشته باشی خط علی متصل به الله است به ابجد خط عصمت چهارده معصوم 1670+73 فرقه = 1743 ابجد کل چهارده معصوم 1743 هفتادوسه73 فرقه باید به 14 معصوم اقتداء کنند به ابجد غدیر خم1854-1743ابجد 14 معصوم = 111 علیا و لسان صدق علیا 111 غدیر خم 1854-1202 سه خلیفه =652-541 عمرابوبکر = 111 علیا بازم نام علی فقط علی مولاء و مقتدای عالم است عامل فتنه 676= فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر و ابوبکر 541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید دشمن مکتب قرآن 1207- 5 تن خانواده = 1202 ابجد سه خلیفه وه ابجد آیه قرآن ان من المجرمین منتقمون1202مااز مجرمان انتقام خواهیم گرفت ابجدظالم971-430مقصر=541 ابجد ابوبکر و عمر541دشمنه ی 541 قاتلی 541 گمراه دین ه دینه ی 541 عمر310+231 ابوبکر =541 به امر خدا معادله ظالم و مقصر سی مرحله میباشد که هر طورکلمه مقصر430و ظالم971 را در نام سه خلیفه کم و زیاد میکنی نام یکی از این سه تن در میآید این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین با مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 طرفداران احمدی نژ|د گوش کنند طرفداران هم گوش کنند ما ی بنام سید علی داریم عمر بازی هم در نیارید مردم کییس خوب میدانند بچه کافر نبوده اند بچه مسلمونند خوب میفهمند نفاق 231 ابوبکر 231عصیان231نفاق وعصیان مملکت را مثل نابود میکند هم شیعه هم سنی اینو خوب میدانند در زمانرسول خدا مردم بت پرست و نادان بودندوگمراه دین310 عمر310 منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر310 حرامیان 310گمراه دین310فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310 جاهل منافق 310بفریبیها310مکرن310 کفری 310گمراه دین310عمر 310نیرنگ 310 گمراه دین310ابله منافقا 310مکرن 310کفری310 ان فدکه فاطمه 310ابله منافقا310 حرامیان310هر غلطی میخواستند می د و مولاء علی دست تنها بود ولی الان علی 72 میلیون طرفدار رزمنده دارد ابجد قرآن در سراسر دنیا هزار لشگر نیرو دارد با لشگر اب ل 1001 لشگر میشود همه تحت امر حضرت بقیه "اللهاعظم صاحب الامر میباشند همه در قرآن موجود میباشد آیه بقیه الله خیرا" لکم یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الاْمْرِ مِنْکُمْ فَاِنْ تَنـازَعْتُمْ فِی شَیء فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الاْخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلا

اى انى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را; و اطاعت کنید خدا و اولوا الامر ] = اوصیاى [ را. و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و باز گردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. (سوره نساء، آیه ۵۹) مهدی به ابجد 59 آیه 59 مهدی59این آیه قرآن هم 59 کلمه میباشد وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ این آیه هم ابجد مهدی59میباشدجیگر طلا مهدی 59درود بر ایراندخت سربلند و پیروز باشید نظر خود را در باره علم ریاضی ابجد قرآن بیان بفرمائید با عنایت منجی عالم و خدای یکتا خدا در جهان ای دارد شما برای اینکه وقت ملاقات بگیری باید با خدا در ارتباط باشی برای همین خداوند 124 هزار و 12 فرستاد در آیه 124 بقره میفرماید مقام ت بالاتر از نبوت است به نبی وحی میشود ولی بدون واسطه و وحی از تمامی امور عالم آگاه میباشد یاسین آیه 12 وکل شیی احصیناه فی مبین هر ی زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت میمیرد این آیه 23 کلمه دارد مهدی هم به ابحد 23 میباشد آیه بقیه" الله خیرا" لکم در باره حضرت بقیت الله مهدی میباشد اى انى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید خدا و اولوا الامر ] = اوصیاى [ را. و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و باز گردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. (سوره نساء، آیه ۵۹) مهدی به ابجد 59 آیه 59 مهدی59این آیه قرآن هم 59 کلمه میباشد وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ این آیه هم ابجد مهدی59میباشدجیگر طلا مهدی 59 به ابجد ه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 ه حق245 میباشند به ابجد ه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 ه حق245 میباشندباکعبه دلیا 245به علی حسین245با بحق245به دین حق الله245بادین انسان245بادین الهی 110 علی110 دین الهی110 بوودنام مولاء الهی جم خ بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی جم وعشق است یا علی دشمن مولاء بوود خارو ذلیل این ابومکرو عمر عثمان علیل اوضاع هم اکنون ترکیه همه همدیگر را برای ریاست میکشند اگر هزار مرد خدا مثل علی هم باشد این= گرگهای خبیث سه خلیفه ابوبکروامثال او میگذاشتند مردان خدا سر کار بیاینداگر ده الهی هم بیاید او را نبش قبر هم خواهند کرد چرا دین 74فرقه گمراه شدابجدگمراه دین310عمر310 گمراه دین 310 نامردیه310 منکر310 نمرودی310 310سامری 310 نیرنگ کفری310 فکر ابجد قرآن تمام خواهدشد ولی حال میبنم شروع هم نشده به ابجد فلسفه 255+110 علی = 365 روز سال گاهی مریض از دارو خوشش نمی آید ولی این وظیفه شرعیه ه باید دارو بهش بده فرمود در آ ا مان یاران سلمان را به عرب عرضه داشته و آنها در کمال گمراهی نمی پذیرند فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است { قال رسوالله} کت الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385 فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه385 عالم بدین الهی 385 راه حق محمد علی فاطمه 651 شرایع دینها 651-541 عمر و ابوبکر=110 علی مولاء و مقتدای جهان است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 مقام پدر 385 به هنر جان دین 385با برنده های دین الهی 385 شهید بدین 385 با منجی علم ی385 با ه ناب محمد 385 مذهب محمدی 385 نا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه ه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق 385 بیداری های ی 385 بیداره ال 385به راه دین حق 385 بابا ادبای قرآنی 385بیداریهای ی385 برادرم شیعه از بمب اتمی قوی تر است بیچاره بس است شماهم شیعه علی شو ببین قدرت خدا را درک کن به علم ابجد قرآن 1312 با قدرت خدا 1312 - 1202 سه خلیفه = 110 آشنا شو علی مولای جهان است علی110-495بمب اتمی=385شیعه 385معرکه دینها 541 ابوبکر باعث تفرقها در شدند851 تفرقه بدین 851- 541 عمرابوبکر= 310 عمر عامل تفرقه926 بوده است 926 -385شیعه = 541 عمر و ابوبکر عامل تفرقه در بوده اند هر ی میخواهد قدرتش بمب اتمی شود شیعه شود روزی علی فرمود میتوانم از آب نور تولید کنم مرد اتمی علی مولاء بود به ابجد دین الهی110علی علی علی خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 و 14 معصوم سال را 365 روز قرار دادضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز سال5+6+3=14 معصوم 4+1= 5 تن خانواده رسول خدا خداوند احمق تر از عمری نیافریده هر جا عقل نیست عمری هست معجزه به ابجد قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن ه حق به ابجد فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم. عمرو ابوبکرمیباشد قال رسول الله(ص) بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 ه دینه ی231 ا فدک نگو نه541 فرار ز جنگ 541 ان فدکه فاطمه 310عمر 310نامردیه 310 ه اصلیه فدکن 310 گمراه دین 310+231 ابوبکرنفاق=541 ا فدک نگو نه231+310 ه اصلیه فدکن 231=541 معرکه دینها 541 ابوبکر باعث تفرقها در شدند851 تفرقه بدین 851- 541 عمرابوبکر= 310 عمر عامل تفرقه926 بوده است 926 -385شیعه = 541 عمر و ابوبکر عامل تفرقه در بوده اند این آیه قرآن ابجد ابوبکرو عمر و عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 دشمنا دین خدا و 1202 باز به ابجد صغیر هم ابجدسه خلیفه میباشد 74 ان من المجرمین منتقمون 7474والشجرتها الملعونه 74 (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر=74 ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد

هفت گنه کبیر 772 اشرار دینها 772-541 دو قاصب= 231 ابوبکر رکب وبا= فتنه گران 786 تفرقها786- 245 ه حق=541عمر رمع ابوبکر رکب وبا = 541 دشمنان حق553 -12 = 541 عمرابوبکر 541به باتلاق541 دشمنا ملحد دین 541 دشمنه ی 541 ابوبکر231+310عمر 541 ان فدکه فاطمه310+231 ابوبکر231 ا فدک نگو نه= 541 عمر 310+231 ابوبکر= 541قاتلی 541 دشمنه ی541عمر ابجدظالم971-430مقصر=541 ابجد ابوبکر و عمر541دشمنه ی 541 قاتلی 541 گمراه دین ه دینه ی 541 عمر310+231 ابوبکر =541 به امر خدا معادله ظالم و مقصر سی مرحله میباشد که هر طورکلمه مقصر430و ظالم971 را در نام سه خلیفه کم و زیاد میکنی نام یکی از این سه تن در میآید این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین با مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 طرفداران احمدی نژ|د گوش کنند طرفداران هم گوش کنند ما ی بنام سید علی داریم عمر بازی هم در نیارید مردم کییس خوب میدانند بچه کافر نبوده اند روز74 روز بعداز وفات فرزند را به خانه اش حمله برده و خانه اش را به آتش کشیدند و خانه و باغش را قصب نمودند و از همین جا دین 74 فرقه شد 73 فرقه باطل و یک فرقه حق و فرزندان طبق قانون گریز از مرکز به عراق و ایران تشریف آوردند شما اگر دینتان را از خانواده گرفته باشی یعنی فقط عراقی ها و ایرانی ها و یمنی ها بحق میباشند اگر بر این گفته خود آیه قرآن نیاورم دروغ گو میباشم 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان =74(ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74

چرا دین 74 فرقه شد74 فهمو شعور حیوان ۷۴ ابوبکر 27+22عمر 25عثمان = 74 اشداء علی الکفار74 والشجرتها الملعونه 74 فهمو شعور حیوان ۷۴ بدروغ گویان عالمی 74 فرقه ابوبکر 27+22عمر +25 عثمان=74 امت74 فرقه را این سه خلیفه ناحق ساختند آیه قرآن هم میخواهید = ان من المجرمین منتقمون74ابجد این آیه ابجد ابوبکر و عمر و عثمان74 این آیه به ابجد کبیر هم ابجد سه خلیفه گمراه میباشد بخدا برای من اصلا " فرق ندارد که حق با چه ی میباشد من میخاهم امت 74 فرقه از گمراهی نجات یابندو مثل زمان یکی شوند اگر دین یکی شود ایران موضف میشود حقوق همه یاران را به طور مساوی بدهد فرقی نمیکند یا عربستان موضف است حقوق ما فرزندان را بپردازد تا ما با هم برادر شده نه دشمن هم باشیم بشرط بازگشت به کتاب خدا و سنت فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 مقام پدر 385 به هنر جان دین 385با برنده های دین الهی 385 شهید بدین 385 با منجی علم ی385 با ناب محمد علی 385 مذهب محمدی 385 نا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه ه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق 385 بیداری های ی 385 بیداره ال 385به راه دین حق 385 بابا ادبای قرآنی 385بیداریهای ی385{ قال رسوالله} کت الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =فرقه 385شیعه385 راه حق محمد علی فاطمه 651 شرایع دینها 651-541 عمر و ابوبکر=110 علی بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 در غدیرخم محمد علی را جانشین خود فرموددر عالم هر کلمه ای عددی دارد و هر عددی کلمه ای محاسبه با ابجد صغیر از یک تا ده میباشد و ابجد کبیر ازیک تا هزاره و ابجد صغیر از یک تا ده میباشد خداوند آیات قرآن را بر اساس علم ابجد بنا نهاده و ما هم معادلات حقانیت علی و 14 معصوم را از کلمات هم ردیف عدد آن است اج میکنیم مثال ه حق 245یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 پس ه حق 245 منظور علی با فاطمه است بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر=245 ه حق 245 فاطمه 135+110 علی =245کلامه وحی الهیه دینیی245 به ابجد202دینه الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202 محمد و علی میباشد در غدیر جانشینه محمد علی انتخاب شد اینطوری ابجد110 دین الهی 110دین الهی 110علی 110 تنها جانشینه محمد علیست 110 بو الله جانشینانه پیغمبر علیست110 اگه دیگر فرقه ادیان مسلمان هم با 5کلمه به ابجد شان توانستند بگویند من بر باطل میباشم ابجد علی 110با 5کلمه مثل این به ابجد صغیر تا ابجد کبیر در آید اینطوری پنج کلمه 110تنها جانشینه محمد علیست 110 به والله جانشینه بپیغمبر علیست 110با ابجد عمر 310 ابوبکر 231 عمرن خودتونو بکشید مگه آتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بود در نشستی که با احباء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شد ارزش ولای علی بی کمو کاست جانه حضرت زهراء بود کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست خائنینه 786- 245 ه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم تف به روی هر ی نادان بوود هم طرفداراین یابو بوود عرعر هم بوود لعن عمر به ابجد 800 -430 مقصر = 370 منهای 60پلیدیها = 310 عمر از پلیدتر و تر بوده است گین را کی قرین با چشمه کوثر کنم به خانواده 5 تن آل عباء میگویند آیه مباهله حدیث کثاء 5 تن آل عباء ابجد کل 14 معصوم خانواده رسول خدا میشود 1743 منهای 1202 سه خلیفه کن = قاصب خلافت الله 541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر= 1202 لعنت الله 1202 ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکرو عمر عثمان 1202 این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر ابجد قاصبان ولایت علی و 5 تن آل عباء میباشدعمر کلت گیر کرده لای درخت معجزه ای نما و کمک این یابو کن کلا حیوانات را ابوبکر و عمر کمک میکنند عثمان درندگان را کمک میکند بازی سه هم اینه پس همه خوب میفهمند خودشونو به نفهمی میزنند بازی سه یا عمر رضی یول این اسبه ماس دعا داره بدادش برسید تا زنده نشده تله حیوان در شمال کشور باغهای خود را با دوشاخه میکارند هر حیوانی قصد عبور داشته باشد میپرد یا شرش یا بدنش در دوشاخه گیر میکند این اسب بخت برگشته هم در این تله طبیعی افتاده اینقدر بی شعور بوده توجه به این امر نداشته حالا هر چی ماسم کنه ی به دادش نمیرسه بخاطر تغزیه ناصحیح و بیش از حد پیش میآید اگر ایشان را سه ماهی یکبار جچامت کنید سالم میشود هر حجامت به اندازه دوسه حبه قند گند خون از پوستش خارج میشود و نگرانی ندارد ایشان را پیچ شمیران بطرف پل چوبی سمت راست کوچه توانا پلاک سه طبقه سوم ببرید نصرتی و پرواز انشاء الله خوب خواهد شد اگر غافل شوی تو از درونت شود مثل لجن آلوده خونت وقتی که جسم تو همش مریضه خون تو چون توی رگات غلیظه حجامت با رگت کاری نداره عرق با جوش از پوستت در آره

ببین این دوستی سه است این یابو علفی در دوشاخ تله طبیعی گیر افتاده اینقدر فهمو شعور نداشته بپره بالا سرشو بگیره بالا در بره خیکی کله اش را در دوشاخ گذاشته و آویزان شده خیکی که میگند اینه شمالی هادوره خانه هایشان از این تله دوشاخ استفاده میکنند هر حیوانی بپره توی باغشان کله اش لای دوشاخ گیر میکنه و کباب صاحب باغ محیا میشه در کشورهای شوروی گوشت اسب قیمتش سه برابر گوشت است برای عروسی و ختم اسب میکشند و مسلمانان در اعزا برای اینکه غم را فراموش کنند نجس هم تو ضیح میکنند اهل سنت این کارها را میکنند و انی که خیلی معتقد باشند شاید نخورند در صحیح مسلم و بخاری آمده عمر و ابوبکر میخوردند اینها هم میگویند ما پیرو عمر هستیم در کشورهای ی خانه ها بر حسب مساجد 99 برابر بیشتر از مساجد فعالیت دارند در کشورهای مشترک المنافع اینطور میباشد مسلمان خور دیگه ندیده بودیم بر خلاف قرآن عمل کند و بخورد روز قیامت دوباره داستان دوزخ و خاران تکرار خواهد شد دیگر زمینی نیست که تبعید شوند فرمود به ذات خدا پای خوار به بهشت نخواهد رسید حتی اگر حاتم طایی باشد110 علی فقط مولای جهانست قسم= بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 درغدیرخم محمد علی را جانشین خود قرارداد یابقیه" الله ادرکنی آیه بقیه" الله خیرا" لکم را سه بار بخوان اتوماتیک شیعه حضرت بقیه" الله مهدی قائم آل محمدمیشوی سه بارم بگو آقا فدات بشم آقا فدات بشم آقافدات بشم به ابجد بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر =245 ه حق 245 فاطمه 135+110 علی =245 ه حق245 بنامت قسم یا علی توایی وارث این نبی بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی رمز باء بسم الله الرحمن الرحیم رمز اسم اعظمی مولاء علی به ثنای اسم اعظم شده چون علی محمدبدرید کعبه از هم شده بت شکن به کعبه اسدالله اعظم مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صدحدیث آئینه روی محمد علیست خدا برای شادی قلب مولاء هر روز معادله جدیدی عنایت میکندالهی الهی92محمد ذالحجه غدیر خم = 110 علی را به عنوان جانشین انتخاب نمود کعبه 97+13رجب تولد مولاء=110 دین الهی 110 علی 110 نگین 110میدانه110 بانانو 110 نمک110نان جو 110با ایمانه 110 علی 110قسم الهی245 ه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 ه حق 245 میباشدقسم به نام کبریاء که جانشینه مصطفا بوود علی مرتضی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است بنامت قسم یا علی توایی وارث این نبی مدار خدا بسم الله ه حق علی ولی الله خداوندسال رابخاطر 5تن12 و 14 معصوم سالرا 365 روز قرار داد ضرب هرعدد درخودش جمع سه ضرب میشود 365روزسال5+6+3=14 معصوم به ابجد 132+92 محمد +110علی +5تن +12+14 معصوم =365 روزسال شما هم ثابت کنید ابوبکر دوسال خلافت نکرده ازدنیارفت رضی یول برادرم ناراحت نشو دین 74 فرقه میباشد همه هم صددرصدخود را بحق 110 بحق میدانند بدون دلیل و برهان بابا مرد باشید و ثابت کنید ما علمی صحبت میکنیم تا بی سوادها هم بفهمند حساب حساب کاکا برادر علم ابجد قرآن تقدیم میکند اگر واقعا شما بحق میباشی بسم الله دلیلت کجاست اشک بشک لشک دلیل بیاور و ثابت کن مرد باش علمی صحبت کنیم علم ابجد قرآن تقدیم میکند آیه 124 بقره 124 هزار و از جانب خدا انتخاب میشود ی که شد مثل حضرت محمد و 14 معصوم خانواده به مقام ت هم رسیدند در آیه 124 بقره نباش بخوان ببین خدا فرمودبه ابجد بخلفای خداوندی 1398-1202 سه خلیفه = 196 دین 196 اصول دین 196 اصله دینها 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش = 196 خلیفه خدا 1330-1202سه خلیفه = 128 حسین= 8ضربدر 2+1= 17 شهید 128 =8+2+1= 11 شهید میشوند خلیفه خداوند 1390-1202= 198 علیست8+9+1= 18 ذالحجه غدیر علی از جانب خداوند انتخاب گردید بنازم نام پیغمبر علی را که بر دوشنبی بنهاده او پاحاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تابه شانه بود علی"یا علیا" یا علیبلغ العلی بکمالهی کشف الدوجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه و الهی چه جمال با صفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدر علی هم سبط پیغمبرعلی

خودش که معجزه است نامشم معجزه میباشد الله اکبر اشهد ان علیا" ولی الله جم و عشق است یا علی مددی جانشینو وارث حق پیمبر در کعبه بر دوش نبی بتها ش ته این علی دره خیبر دی کعبه را از هم دریدی زاده محراب کعبه شهید محرابست علی جان فدای راه پیغمبر نمودی جای پیغمبر که خ دی جانشینه حق پیغمبر علیست صاحب کوثر سلام ثاقی کوثر سلام جانه پیغمبر سلام علیون مع الحق و الحقو مع علی تمام

قسم به نام کبریاء که جانشینه مصطفا بوود علی مرتضی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است بنامت قسم یا علی توایی وارث این نبی مدار خدا بسم الله ه حق علی ولی الله ع نام محمد علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیستبوود نام تو چون مولاءالهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی ای برترین تجلی ایمان سلام علیون مع حق تمام بوود نام تو چون الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست به زودی همه شیعه گردند عزیز بدانند که حق با علیست دشمن مکتب قرآن 1207- 5 تن خانواده = 1202 ابجد سه خلیفه وه 1202جاهلان خبیث 1202 ابجد آیه22 سجده به ابجد صغیر 22 عمر 22 ابابکر 22 مقصر 22 بدبختی 22 آیه 22 برای خدا سجده نکرد آیه22 قرآن ان من المجرمین منتقمون1202مااز مجرمان انتقام خواهیم گرفتخداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 و 14 معصوم سال را 365 روز قرار دادضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز ساله ابجد365 براهی یه 365شاه جهان 365 حجاب قرآن 365ابجد حق یه 365 قرآن طه 365روز سال 5+6+3= 14 معصوم ابجد کل 5پنج تن آل عباء 583 یگانه دینه الهیه ناب محمد و علی 583مکتب ابجد علیا 583نشانه حق ه651-541 عمر ابوبکر= 110علی علی ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیستبه ابجد ظالم 971- 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر541دشمناملحد دین541 دشمن علی541دشمناملحد دین541 معرکه دینها 541 ابوبکر باعث تفرقها در شدند851 تفرقه بدین 851- 541 عمرابوبکر= 310 عمر عامل تفرقه926 بوده است 926 -385شیعه = 541 عمر و ابوبکر عامل تفرقه در بوده اند

فتنه ای546- 5 تن ال نبی= 541 عمر ابوبکر 541دشمن ی541 خیانت به نبی 1129-1202 سه خلیفه = 73 فرقه =فتنه ای546 -5تن خانواده = 541 عمر ابوبکر= فتنه های دین 615-541=74 فرقه ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد چرا دین 74 فرقه شد یکه عهد خود را بشکند کافر میشود آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون74 ابجد ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان =74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن بعد از غدیر این سه خلیفه کافر شدند786 فتنه گران 786- 245 ه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم فتنه گران 786- 245 ه حق = 541به ابجد بن غارت گر 1853 -1312چهار خلیفه =541 کافری حربیی541فتنه ها 541شرما 541 فلاکتی540 کافری حربیی541مرگ کافر 541عمرابوبکر 541عداوتین541 عمر ابوبکر 541 قاتلی 541فاسد دین وقحافه 541قلدره دینه یا 541دشمن ی 541ابوبکر 231+310 عمر = 541معرکه دینها 541 ابوبکر باعث تفرقها در شدند851 تفرقه بدین 851- 541 عمرابوبکر= 310 عمر926 عامل تفرقه926 بوده است 926 -385شیعه = 541 عمر و ابوبکرحعامل تفرقه در بوده اند در قرآن یک سوره در باره فاطمه دختر رسول خدا کوثر آمده مگر مقام فاطمه مثل پدرش محمد بوده که او را خدا بر برتری داده ما بتو کوثر عطاء نمودیم در حدیث قدسی خداوند فرمود اگر فاطمه و علی نبود عالم را خلق نمی به ابجد عالم 141+135 فاطمه +110 علی = 386 پدر مادر شیعها 386 فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقها 386 شیعها 386 فقط شیعها اهل نجاتند

عامل فتنه 676= فتنه عالم 676 - 135 فاطمه = 541 عمر و ابوبکر 541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید دشمن مکتب قرآن 1207- 5 تن خانواده = 1202 ابجد سه خلیفه وه ابجد آیه قرآن ان من المجرمین منتقمون1202مااز مجرمان انتقام خواهیم گرفت

به خانواده 5 تن آل عباء میگویند آیه مباهله حدیث کثاء 5 تن آل عباء ابجد کل 14 معصوم خانواده رسول خدا میشود 1743 منهای 1202 سه خلیفه کن = قاصب خلافت الله 541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر= 1202 لعنت الله 1202 ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکرو عمر عثمان 1202 این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر ابجد قاصبان ولایت علی و 5 تن آل عباء میباشد تمام معادلات عنایت خداست ابجد کل 14 معصوم1743 +351قرآن 1994 یعنی 4+9+9+1= 23 وارث 14 معصوم زمان وکل شیی احصیناه فی مبین این ایه 23 حروف دارد ابجد زمان یاسین آیه 12 هم میباشد به ابجد 12 12نجاتبخش12 حق 12 ساعت12 قلب12 12 وصدها 12 دیگر اسم اعظم د کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود

در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن کفری عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310 مکرن310کفری310 ان فدکه فاطمه310بمارزنگی310مکاره پلید310به لعین دین 310 کفری310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها310به کاذبه منافق310جاهل منافق310نامردیه310 کفری310عمر310نیرنگ 310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310مکرن 310 بکج راه231ابوبکر231 ه دینه ی231 ا فدک نگونه231به لعین دین 231ابوبکر231بیآبروی231به سر گردنه231رکب وبا 231 ابوبکربراه کج231 ابوبکر+310عمر= 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 اگر ی به خانه شماحمله کند ومادرتان را بکشد خانه تان را به آتش بکشد کلید کارخانه پدرتان را هم بگیرد و یاران پدرت را هم بکشد فامیلهایتان و خودتان را از شهر بیرون کند فقط یک حرامزاده پلید 310 میتواند باغ فدک را قصب کند آنهم از دختر در 18 سالگی با فرزند درون شکمش به شهادت برسد ابوبکر دوسال بیشتر خلافت نکرد به دعای فاطمه ذلیل از دنیا رفت بارها ابومکر فرمود ای کاش به فاطمه ظلم نمی و فدکش را قصب نمی فرمود هر ی فاطمه را بیازارد دوزخی میباشد خلافتی که جانشین و فرزند فاطمه بیعت نکرد و شهید شد یک سوره در قرآن کوثر بنامش آمده ولی نام ابومکر رکب وبا در قرآن نیامده پس قصب خلافت باطل است قلدردین یا541 ابوبکرعمر 541 بخوان نام خلفاء بر ع میفهمی حق با علی مولاء است عمر رمع خیلی خیلی ابوبکر رکب وبا هست

جنگ هفتاد و سه ملت همه راعذر بنهچو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند اسم اعظم د کارخود ای دل خوشباش که به تلبیسو حیل دیومسلمان نشود

ِ من الله تو فیق

انی که میگویند فقط قرآن قرآن در این سه آیه میفرماید خدا فقط حق انتخاب جانشین را دارد و مردم اصلا حق انتخاب و را ندارند بقره آیه 124 خداوند 124 هزار را خودش انتخاب نمود در این آیه 124 هم انی جاعلک لناس ا خدا قرار میدهد در بین مردم و سر پرست را سوره طه آیه 29 واجعل لی ا"من اهلی و آیه صاد آیه 29 حضرت داود فرمود خدایا ی از زریه من را جانشین من قرار بده چطور محمد رسول خدا جانشین انتخاب نکردبا صدها حدیث در کتب اهل سنت و هزاران در کتب شیعه در باره غدیر خم در باره حضرت فاطمه 18 حدیث در کتب اهل سنت و در با ره عایشه 2000 حدیث در کتب عمریه آمده در قرآن سوره کوثر آمده ولی در باره عایشه یک آیه تحریم در باره دوزن که خبرهای خانه را برای منافقان میبرند خدا آن دو را لعن نموده دروغ به و قرآن هم حدی دارد دروغ به مردم دنیا نگوئید انتخاب شما شایسته است به ابجد 132 +92 محمد +110 علی +5 تن +12 +14 معصوم = 365 روز سال به ابجد بمب اتمی 495 - 541دو قاصب خلافت = 46 لا اله الا الله 46 محمد 20+26 علی = 46 الگوی محمد با علی از هزار بمب اتمی موثر تر است بمب اتمی انسانها را نابود میکند ولی علی انسانها را نجات میدهد در هر کاری با وضوء یا علی بگوئید پیروز میدانید به ابجد بمب اتمی 495 - 110 علی = 385 شیعه 385 دنیا به دنبال شیعه 385 شدن میباشد ان شاء الله فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 دنیا احتیاج به شیعه شدن دارد نه بمب اتمی به ابجد بمب اتمی 495 - 541دو قاصب= 46 لا اله الا الله 46 محمد 20+26 علی = 46بمب اتمی495-110علی= 385

گمراه دین 310 عمر 310 منکر310نیرنگ310مار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق نامردیه 310عمر 310 نیرنگ310نمرودی310 سامری310 گمراه دین310 مکرن310حرامیان 310بی ایمان دین 310 عمر به ابحد عمر310نیرنگ 310حرامیان 310جاهل منافق 310نمرودی310 گمراه دین310 فاسق دینه 310کفری 310 فاسقه دین310 فاسق دینه 310منکر 310نیرنگ310 عمر310نامردیه310 کفری 310نیرنگ 310گمراه دین310ابله منافقا310 نامردیه310حرامیان 310عمر310منکر 310نمرودی 310نیرنگ310نمرودی310 گمراه دین310 فاسق دینه 310کفری310 310حرامزاده پلید310بدجنس عالم احمقا 310گبر پلید دین 310 منکر 310سگ هار پلید 310وحشی هاریا 310بابقره 310حاهل منافق 310 بمردک پلید 310حرامزاده پلید310 فاسق دینه310کلب کلب هار310جهل مرکبی 310بمار زنگی 310 رمز ه310 فسق کلیه310گمراه دین310گمراه دین310 فسق دینها 310گمراه دین 310 جاهل منافق310 فاسق دینه 310 فسق دینها310 ان فدکه فاطمه 310 ان فدکه فاطمه310حرامیان310بی ایمان دین 310گب لید دین310 310 حرامیان310 دقلبازملحد310ببقرها 310بقلدره دینه310کلب کلب هار310 جاهل منافق 310نارجهیما 310سم ری310سامری قوم محمد عمرابن خطاء 310 گمراه دین310جهل مرکبی310با کافرها 310بانادانه دین 310 بمردک پلید310 آشوبا310 دقل بازملحد310کفری310 منکر310سامری310 گمراه دین 310جاهل منافق 310حرامیان 310سم ری 310 سامری قوم محمد و سامری قوم موسی شجره الملعونه بودند 310 منکر 310سگ ها لید310 310کلب کلب هار310وحشی هاریا310فس قینی310ابله منافقا 310سامری 310سم ری 310 سامری قوم محمد و سامری قوم موسی شجره الملعونه بودند310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 نامردیه 310 عمر 310 جاهل منافق 310 حرامزاده پلید 310 رمز ه 310 گمراه دین 310منکر 310نامردیه 310با وه ه نادان دین حق 310 کفری310 نیرنگ310نمرودی 310سامری310 310مار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق 310 نامردیه 310عمر 310 سگ مردها310نیرنگ 310نمرودی310سامری310 گمراه دین310 مکرن310 خباثتی1512-1202 سه خل دیوانه



مشاهده متن کامل ...
چله حدیث اء
درخواست حذف اطلاعات

بسم رب ال

این طرح از 24 اسفند شروع شده و به مدت 40 روز ادامه دارد

وبدین صورت میباشد که هر روز کل افراد شرکت کننده در این طرح حدیث اء را به نیابت از فرد مربوط به همان روز وشهیدش میخوانند وبه روح بی بی فاطمه .س هدیه میکنند

24 اسفند : شهید صفایی / فاطمه کاشنده

25 اسفند : شهید مهدی پروانه / فائزه صفی آریان

26 اسفند : شهید عباس جهانی پور / سمیه محمدی

27 اسفند : شهید اصغر وصالی و شهید حسن باقری / فاطمه بیاتی

28 اسفند : محمد باقر(ع) / زهره کریمی

29 اسفند : شهید سعید ساسانی / ماه محتشم

1 فروردین : شهید سید احمد رحیمی و عباس مشهدی مهدی / زهره مقدسی

2 فروردین : شهید اسماعیل کوهمرانی / محبوبه شهر

3 فروردین : شهید شهید رضائیان / زهرا رضائیان

4 فروردین : شهید فضائلی / الهام جلال خواه

5 فروردین : شهید سید مرتضی آوینی / فریده رجب علی

6 فروردین : حضرت رقیه سلام الله علیها / توراندخت صالحی

7 فروردین : شهید بهروز صبوری و شهید جلال افشار / زهرا هدایتی

8 فروردین : شهید سید مجتبی علمدار و سید حسین علم الهدی / مهین نجاتی

9 فروردین : شهید مصطفی جابری و شهید مهدی زین الدین/ سمیرا مسعودی

10 فروردین : شهید یاسینی / مونا شیخ سفلی

11 فروردین : شهید سید حمید نعمتی / فاطمه سادات حسینی

12 فروردین : ی گمنام مسجد تهران / معصومه هاشمی نیا

13 فروردین : شهیدمصطفی صهبائی مرادی و محمود کاوه/ مهسا سادات لواسانی

14 فروردین : شهیدمصطفی حیدری رامشه وشهید ناصر خلیلی / مطهره فرخ

15 فروردین : شهید مجید ابن علی / صالحه میثمی

16 فروردین : شهید مسعود احمدیان / زینب بیاتی

17 فروردین : شهید سید علیرضا نبوی / عاطفه بهمن آبادی

18 فروردین : شهید سید عباس نوربخش / زهرا شعاعی

19 فروردین : شهید گمنام / صفورا جوان مرد

20 فروردین : ی گمنام منطقه 22 / هاجر صالحی

21 فروردین : شهید احمد افشار و شهید کاظمی / مینا مهدوی

22 فروردین : شهیدان مصطفی و مرتضی مرادی / الهام مرادی

23 فروردین : شهید محمد علی کمانکش / لیلا کمانکش

24فروردین : شهید احمدرضا احدی / مریم محمدی

25 فروردین : شهید سید روح الامین / منیژه بابائی

26 فروردین : شهید مرحمت / زینب برغمدی

27 فروردین : شهید مهدی باکری / نیلوفر

28 فروردین : شهید محمود محمودی میمندی / فاطمه حجازی

29 فروردین : شهید مجید یوسفیان / زهرا مرتضایی

30 فروردین :شهید علی اصغر رنجبران و شهید برونسی / فاطمه ی

31 فروردین : شهید داود گل نبی / وجیهه محمد طاهری

1 اردیبهشت : حضرت ابواالفضل ع / آناهیتا ضرغامی

2 اردیبهشت : شهید رضا قنبری / یگانه سادات حسینی

3 اردیبهشت : شهید جهان آرا / زهرا سادات حسینی

پ.ن:

یکی از دوستامون که خواهر شهید هم هستن از شرکت کننده های این طرح ماس دعا داشتند برای حل مشکلشون ... دعا یادمون نره.



مشاهده متن کامل ...
شعر حضرت حیدر- علی علیه السلام
درخواست حذف اطلاعات


normal 0 false false false en-us x-none fa /* style definitions */ table.msonormaltable {mso-style-name:"table normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
تا زمین قدم برداشت آسمان نوشت علی آسمان که بر پا شد ک شان نوشت علی ک شان که ب ا شد یک جهان نوشت علی این جهان که معنا شد بیکران نوشت علی بیکرانه ها پر شد لامکان نوشت علی با هر آنچه که می شد با همان نوشت علی با قلم نوشت علی با زبان نوشت علی و سپس هر آنچه داشت در توان نوشت علی روی صورت انسان روی جان نوشت علی با غبار او روی چشممان نوشت علی آنقدر نوشت از او تا جهان پر از او شد تا که دست حق رو شد ذکر عاشقان هو شد پس دو مرتبه روی صورتم نوشت علی دوست داشت پس روی قسمتم نوشت علی در رگم که جاری شد غیرتم نوشت علی پا شدم زمین خوردم همتم نوشت علی تا کمی ضعیف شدم قوتم نوشت علی آمدم ذلیل شوم عزتم نوشت علی پس خدا خودش روی قیمتم نوشت علی روی بیرق سبز هیئتم نوشت علی آنقدر نوشت علی روی سرنوشت من تا فقط علی باشد خانه ی بهشت من روز اول خلقت با علی حساب شدم در قنوت او بودم تا که مستجاب شدم زیر پای او ماندم تا غبار ناب شدم بر سرم چنان ت د تا که آفتاب شدم آنقدر که او ت د از خج آب شدم در غدیر چشمانش من هم انتخاب شدم آنقدر نگاهم کرد تا که من اب شدم زیر جوشش چشمش ماندم و شدم مِی شدم پیاله شدم مست بوتراب شدم هی علی علی گفتم در علی مذاب شدم می نویسم از عشقم می نویسم از دردم غیر دور چشمانش هیچ جا نمیگردم توی محفل ذکرش دُرِّ ناب می ریزند پای هر علی گفتن هی ثواب می ریزند روی ما فرشته ها هی می ریزند توی جام خالی ما هی می ریزند روی چشممان خاک بوتراب می ریزند در شب سیاه ما آفتاب می ریزند روی ما دعاهای مستجاب می ریزند در حساب فردامان بی حساب می ریزند کبریا که می بخشد این همه به عشق او چون علی به ما آموخت لااله الا هو
رحمان نوازنی



اشعار میلاد علی(ع) - مهدی نظری

علی ی است که کوثر از او سبو دارد
جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

فقط به خاطرحُب و ولایت مولاست
اگربهشت خداوند رنگ و بو دارد

علی ی است که عالم گدای قنبر اوست
اگرچه گوشه پیراهنش رفو دارد

برای اینکه علی پابه اش بنهد
خداست شاهد من کعبه هم وضو دارد

علی ی است که هرشب کنارسجاده
بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف کعبه رامشخص کرد
زخاک پای علی کعبه آبرو دارد

علی که پشت نبردش زره نمی خواهد
اگرچه لشگری ازسنگ روبرو دارد

رسید آنکه خداکعبه رابه او بخشید
گه ولادت او کعبه مدتی خندید

رسید حیدر و این خاک نور باران شد
به یمن آمدنش عالمی مسلمان شد

همین که دروسط کعبه او تولد یافت
گلِ خدا شد و کعبه به پاش گلدان شد

تمام گرمی بازار حسن یوسف بود
پس ازعلی چقدرنرخ یوسف ارزان شد

علی قدم زد و خورشید زی ای علی
زخاک سر زده و آفتابگردان شد

کعبه رسید و به یمن آمدنش
سرود روی لب مصطفی علی جان شد

برای آمدنش کعبه پیش دستی کرد
و چاکی او زودتر نمایان شد

اگرچه قنبراو پادشاه قلب من است
ولی گدای علی هرکه گشت سلمان شد

لبش که وا شد و ذکرخدا به لب آورد
زمین نه عالم هستی بهشت عرفان شد

علی من است و منم غلام علی
علی برای تمامی خلق سلطان شد

بنام شیرخدا لااله الا الله
پس از رسول مکرم علی ولی الله

ولای شیرخدا آ ش ثمر دارد
چرا که حب علی روی دل اثردارد

تمام لشکردشمن به خاک می ریزند
اگر اراده کند ذوالفقار بردارد

تمامی غزوات رسول شاهد بود
میان لشکر علی جگر دارد

زضربه های سرذوالفقار معلوم است
یدالله است علی واقعا هنر دارد

علی نیاز به خوُد و زره نخواهد داشت
چرا که از پر و بال ملک سپر دارد

اگرش ت نخورده زجنگ برگشته
دعای فاطمه اش را به پشت د

شجاعتش به کنار او معلم فضل است
به این دلیل که مثل حسن پسر دارد

زچشم او همه عرش نور می گیرند
چراکه دامن او حضرت قمر دارد

بگو به مردم عالم بیاورد یک بار
شبیه زینب او ی اگر دارد

حسین اوست بهشتم تمام زندگیم
من از گ مولا دراوج بندگیم

من ازقدیم به این خانواده عبد درم
فدای محسن او صدهزار چون پسرم

تمام هستی خود را فروختم دیروز
که نذرآمدنش قد کعبه گل ب م

دوباره زائر میخانه ی نجف شده ام
فتاد باردگر سوی صحن اوگذرم

بخاطر همه چیز ازخدام ممنونم
که یاعلیست م دعای هرسحرم

بدون راه نجاتی به برکت مولا
خدا گواست در آماج کوهی ازخطرم

گه ولادت من باطنین یاحیدر
گره زده دل من را به صحن او پدرم

حضرت زهرا ملک ولا
فدای اینهمه لطف و صفات چشم ترم

شبی که برلب من ذکر حیدری دادند
همینکه گفتم علی حکم نوکری دادند

مهدی نظری

*******************

اشعار ولادت علی(ع) - اشعار مدح و منقبت - یاسر حوتی

ای ابتدات نقطه پایان آسمان
وی انتهات مثل خداوند، لامکان

ممسوس ذات حضرت الله اکبری
با این حساب ، فهم کم نمی توان

گفتم : " چگونه مدح تو خوانم " ؟ ندا رسید
" درسجده آی و سوره توحید را بخوان "

ماصنع دستهای شما بوده ایم ؛ پس
اینگونه می شود که تو باشی خدایمان

درکعبه پا نهادی و کعبه شکاف خورد
یعنی که جای توست دل دلش تگان

کعبه سپید رو شدو زلفش سیاه شد
هم خود به سجده آمدو هم سجده گاه شد

(مهرت به کائنات برابر نمی شود)
حب تو آینه است ـ مکدر نمی شود

مریم ـ بنفشه ـ یاس ـ اقاقی . . . خود بهشت
بی لطف دستهات ـ معطر نمی شود

گرصد هزار شیر نر بیشه های جنگ
هرگز یکی شبیه به حیدر نمی شود

حتی محمدی که خودش ف عالم
تامرتضی نداشت ، پیمبر نمی شود

با ما ی که سفره اش از مرتضی جداست
سوگند می خورم که برادرنمی شود

این سفره بوی عطر گل یاس می کند
با گندمی که فاطمه دستاس می کند

رمز حیات ، قبضه شمشیر مرتضاست
هفت آسمانیان ، همه تسخیر مرتضاست

قرآن ؛ زلال آینه ، تصویر ناب ؛ اوست
هر آیه آیه ؛ آینه ،تفسیر مرتضاست

جنات عدن، روضه رضوان، بهشت قرب
درسایه سار شاخه انجیر مرتضاست

اینکه خدا به دیده مردم یزرگ شد
تأثیر جاودانه تکبیر مرتضاست

صبرش شبیه ضربه خندق ستودنی ست
آری ؛ بقاء شیعه به تدبیر مرتضاست

سلطان عشق..! حضرت والا مقام ها..!
تسیلم تو ، شکوه تمام سلام ها

ای میوه رسیده باغ خدا علی
آب و غذای سفره اهل ولا علی

بدر و حنین و خیبر و خندق که جای خود
تنزیل آیه های علق در حــرا ... علی

سـّر عظیم لیله الاسراء ؛ عروج بود
من نفـْس ظاهری محمد الی. . .علی

تفسیر ناب سوره توحید ؛ می شود. . .
. . . تلخیص در عبارت یک جمله "یـاعلـی"

با نوح و با کلیم و ا و با کلیـم
هرجا تو دیده می شوی در هر کجا علی

تو درکمال مطلق و انسان کاملی
درمشکلات سخت ؛ تو حل المسائلی

چیزی شبیه رایحه ای می وزید و رفت
شبها به شانه ؛ نان و رطب می کشید و رفت

افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا درجوار کوثر خود آرمید و رفت

زهرا همان علی و علی نیز فاطمه است
شکر خدا فراق به پایان رسید و رفت ...

مردی که شاهد صدمات مدینه بود
یک روز مرد ... و در سحری شد شهید رفت

گرچه کنار بسترش از مردها پر است
اما؛ دریغ محسن خود را ندید و ... رفت

غیر از علی به عام امکان مدار نیست
خلقت بدون اسم علی استوار نیست

یاسر حوتی

******************


اشعار ولادت علی(ع) - مدح علی(ع) - رحمان نوازنی

تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی
آسمان که ب ا شد ، ک شان نوشت علی

ک شان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی
این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی

بیکرانه ها پر شد ، لامکان نوشت علی
با هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی

با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علی
و سپس هر آنچه داشت ، در توان نوشت علی

روی صورت انسان ، روی جان نوشت علی
با غبار او روی ، چشممان نوشت علی

آنقدر نوشت از او ، تا جهان پر از او شد
تا که دست حق رو شد ، ذکر عاشقان هو شد

پس دو مرتبه روی ، صورتم نوشت علی
دوست داشت پس روی ، قسمتم نوشت علی

در رگم که جاری شد ، غیرتم نوشت علی
پا شدم زمین خوردم ، همتم نوشت علی

تا کمی ضعیف شدم ، قوتم نوشت علی
آمدم ذلیل شوم ، عزتم نوشت علی

پس خدا خودش روی ، قیمتم نوشت علی
روی بیرق سبزِ ، هیئتم نوشت علی

آنقدر نوشت علی ، روی سرنوشت من
تا فقط علی باشد ، خانه بهشت من

روز اول خلقت ، با علی حساب شدم
در قنوت او بودم ، تا که مستجاب شدم

زیر پای او ماندم ، تا غبار ناب شدم
بر سرم چنان ت د ، تا که آفتاب شدم

آنقدر که او ت د ، از خج آب شدم
در غدیر چشمانش ، من هم انتخاب شدم

آنقدر نگاهم کرد ، تا که من اب شدم
زیر جوشش چشمش ، ماندم و شدم

مِی شدم پیاله شدم ، مست بوتراب شدم
هی علی علی گفتم ، در علی مذاب شدم

می نویسم از عشقم ، می نویسم از دردم
غیر دور چشمانش ، هیچ جا نمی گردم

کعبه پلک زد آری ، صبح نور پیدا شد
کعبه در طوافش رفت ، تا درِ حرم وا شد

قبله از سر جایش ، پیش پای او پا شد
زیر پای او زمزم ، چشمه چشمه دریا شد

کعبه از نفس افتاد ، نوبت ا شد
او شفا گرفت و بعد ، تازه دور موسا شد

پا راه افتاد ، تا دلش مصفا شد
هر ی که او را دید ، بدتر از زلیخا شد

یوسفانه مجنون شد ، یوسفانه لیلا شد
هر ی که دورش گشت،نور چشم زهرا شد

ما کجا و این کعبه ، اینکه کعبه زهراست
ما محب دریاییم ، جای ما فقط دریاست

توی محفل ذکرش ، درّ ناب می ریزند
پای هر علی گفتن ، هی ثواب می ریزند

روی ما فرشته ها ، هی گلاب می ریزند
توی جام خالیّ ، ما می ریزند

روی چشممان خاک ، بوتراب می ریزند
در شب سیاه ما ، آفتاب می ریزند

روی ما دعاهای ، مستجاب می ریزند
در حساب فردامان ، بی حساب می ریزند

کبریا که می بخشد ، این همه به عشق او
چون علی به ما آموخت ، لااله الا هو

نان بالاها ، زیر گنبدش هستند
خیل انبیا جزو ، نور بی حدش هستند

فاطمه ، نبی تنها ، این دو هم قدش هستند
مرتضی و زهرا هم ، عشق احمدش هستند

روز و شب همیشه در ، رفت و آمدش هستند
شیعیان نمک دارند ، تا زبانزدش هستند

کربلا و سامرا ، صحن مرقدش هستند
و قم و اسان هم ، خاک مشهدش هستند

ما که درّ و مروارید ، توی این صدف داریم
ما بهشت خود را از ، تربت نجف داریم

وقتی از دل یک سنگ ، خوب موشکافی شد
سنگ یا علی میگفت ، آنقدر که صافی شد

آنقدر که چون دُر شد ، چون عقیق شافی شد
شعر آفرینش هم ، با علی قوافی شد

این کتاب خلقت هم ، با علی صحافی شد
عشق هم بدون او ، قصه ای افی شد

هر کجا کم آوردیم ، با علی تلافی شد
اینکه دور او گشتیم ، وای عجب طوافی شد

کعبه بی علی پوچ است ، کعبه بی علی سنگ است
کعبه در مدار خود ، با علی هماهنگ است

دست کعبه را اما بر سرش نمی بندند
راه را بر یاسِ ، پ رش نمی بندند

تازیانه بر روی ، همسرش نمی بندند
شعله های آتش را ، بر درش نمی بندند

ریسمان به دستان ، دخترش نمی بندند
کربلا که آب بر ، اصغرش نمی بندند

آه کربلا گفتم ، آسمان به خود لرزید
کوفه باز هم اشک ، دختر علی را دید

رحمان نوازنی

******************


اشعار ولادت حضرت علی(ع) - علی اکبر لطیفیان

هر دلی که دچار لیلا بود
خوشی روزگار لیلا بود

از کرامات عاشقی است اگر
نام مجنون کنار لیلا بود

میل صحرا نشینی مجنون
بیشتر اعتبار لیلا بود

آنچه دلهای بی شماری داشت
محمل در غبار لیلا بود

بی نیاز است از عبادت ما
کعبه ای در حصار لیلا بود

امشب ای عشق در طواف تو أم
سیزده شب در اعتکاف تو أم

بال با من پ ش با تو
سمت بالا کشیدنش با تو

شوق تنزیل آیه ها با من
جبرئیل آف ش با تو

گندم کال مزرعه با من
فصل گرم رسیدنش با تو

نخل با من تب رطب با من
دست مشتاق چیدنش با تو

سجده بر خاک پای تو با من
دست بر سر کشیدنش با تو

قل هو الله یا احد یا هو
وحده لا اله إلا هو

کعبه آنقدر بی تو زیبا نیست
بی حضورت مطاف دنیا نیست

بی سبب رد نکرده مریم را
این طرفها که جای عیسی نیست

کهبه مختص حال امروز است
مثل دیروز و مثل فردا نیست

سوره ات را خودت نزول بده
ورنه جبریل مرد اینها نیست

تو که از این طرف نمی آیی
پس چه بهتر در حرم وا نیست

ای مسحای سبز بنت اسد
آیه لم یلد و لم یولد

ای که صبح ازل شروعت بود
ک شان حیطه طلوعت بود

بهترین لحظه ها برای خدا
لحظه سجده خشوعت بود

آنچه مرا سلیمان کرد
خواب انگشتر رکوعت بود

چاه وقفی و نخل های بلند
حاصل چله های جوعت بود

ای سرآغز مرد بی پایان
ای که صبح ازل شروعت بود

ندیده است ارتفاع تو را
آفتاب تو را شروع تو را

به نگاهت کمی نقاب بده
فرصتی هم به آفتاب بده

از خودت از بیان شرح خودت
دست پیغمبران کتاب بده

تا رطب های من شود باده
نخلهای مرا بده

تا بلندا ترین صدات کنم
به لبم حق انتخاب بده

یا علی یا علی بهارم باش
فصل جان کنارم باش

این همه مستجیر مال شماست
ماس فقیر مال شماست

مرد دیورز حضرت امروز
از احد تا غدیر مال شماست

تا خدا بوده تا خ هست
لقب یا مال شماست

از تمامی فرش های زمین
تکه ای از حصیر مال شماست

از سر سفره مدینه فقط
نمک و نان و شیر مال شماست

زندگی تو مثل مردم نیست
نان تو از تبار گندم نیست

بی نظیر عرب بدون مثل
آفتاب عجم بدون بدل

یا هو الظاهر و هو الباطن
یا هو الآ و هو الأول

تو رسیدی و وحشت افتاده است
بر سر شانه های لات و هبل

اسدل اله غزوه احزاب
یل میدان لحظه های جمل

مرد دلدل سوار روز احد
آینه دار خشم عز وجل

الامان از سوار آمدنت
وقت با ذوالفقار آمدنت

نام تو بوی سیب می آرد
روی دلا بهار می کارد

تو همان پیر مرد نخلستان
پیر مردی که نان جو دارد

ای که دل تنگ صبح زهرایی
گریه چشم های تو دارد.....

....اول کوچه بنی هاشم
روی تابوت شهر می بارد

غسل نیلی فاطمه هر شب
خاطرات تو را می آزارد

هیچ مثل تو حبیب نداشت
سر سفره نسیم سیب نداشت

علی اکبر لطیفیان

****************


اشعار میلاد علی(ع) - علی اکبر لطیفیان

از عالم بالاست بنیانی که من دارم
یعنی همین روح مسلمانی که من دارم

گر سجده بر تولیت آدم نمی
آدم نمیشد خاک انسانی که من دارم

شیر حلال مادران این قبیله هاست
در ام مهر فراوانی که من دارم

نابرده رنجی گنج هایی را به ما دادند
از سفرهٴ مولاست این نانی که من دارم

این کیست که از مقدمش خورشید می ریزد
آتش پرست اوست سلمانی که من دارم

در کشمکشهای بلند ذوالفقاری اش
مانده است گیسوی پریشانی که من دارم

در خانهٴ ما سفرهٴ گندم مَیَندازید
دنبال نان جوست مهمانی که من دارم

با ما نشستن آنقدر چیز بعیدی نیست
با هر گ هست سلطانی که من دارم

ما را به جرم عشق در بازار بفروشید
ما را به پای جیدر کرار بفروشید

نه میل پروازی و نه اصلا نه بالی بود
نه حرفی از بالا نه حرفی از کمالی بود

باران نمی آمد زمین نم پس نمیداد و ...
سر تا سر شبه جزیره خش الی بود

ماها نبودیم و ندیدیم آن زمان ها را
یعنی نمی فهمیم که دنیا چه حالی بود

محرابها ، سجاده ها بی راهه می رفتند
اصلاً تمام جاده ها سمت خیالی بود

آن روزها کعبه فقط بتخانه ای بود و
بتها خدا و ، جای ابراهیم خالی بود

آیا خدای بی علی اصلا جلالی داشت
روی زمینِ بی علی آیا جمالی بود

آن روزگاران حرفی از یارب نبود اما
در پشت کعبه صحبت موالی الموالی بود

**
از این به بعد و بعد از این دنیا علی دارد
دنیا علی دارد نه ، دنیاها علی دارد

هم آسمان اول خاکی نشین ما
هم آسمان هفتم بالا علی دارد

رو کرد پیغمبر به سمت مردم و فرمود
ای اهل عالم مصطفی حالا علی دارد

عشاق محتاجند اینکه مال هم باشند
آقام زهرا دارد و زهرا علی دارد

آتش نمیگیرد گلستان وجودش را
هر آن ی که یا علی و یا علی دارد

غیر از دلم من هیچ چیزی را نمی خواهم
گر چه ندارد هیچ چیز اما علی دارد

سوگند بر نام علی که شیعه در م
هرگز گرفتاری ندارد تا علی دارد

در هر زمان پیغمبری که بین راه افتاد
مهر علی ابن طالب نجاتش داد

این کیست که دارد پُر از پَر میکند ما را
در صحن ایوانش کبوتر میکند ما را

این کیست که مهرش حلال نطفه های ماست
با مهر خود پاک و مطهر میکند ما را

این کیست که در مسجد هر ٴ کوفه
دارد برای خویش منبر میکند ما را

نهج البلاغه می شود بالای منبرها
پایین منبرهاش دفتر میکند ما را

این کیست که با حرفهای آسمانی اش
مقداد و سلمان و ابوذر میکند ما را

یک روز می آید که با چشمان دلتنگش
همسایهٴ زهرای اطهر میکند ما را

دورش نمی اندازد آنرا که مقیمش شد
خواجه اگر مولاست ، قنبر میکند ما را

ما شیعهٴ دور و بر مرد نجف هستیم
ما خاک پای قنبر مرد نجف هستیم

با نام تو در ناتوانی ام توانی هست
در پیری ام با مهر تو میل جوانی هست

روح تنزّل کرده ات اینقدر بالا بود
آیا برای اوج تو اصلا مکانی هست

در کعبه و در خانهٴ پیغمبر و در عرش
هر جا که رفتم دیدم از ب نشانی هست

بالا و پایین رفتن تیغت شهیدم کرد
ابروی تو هر جا که باشد کشتگانی هست

میل یتیم کوفه بودن میکنم امشب
هر جا یتیمی هست دست مهربانی هست

ای پیر نخلستان نشینم ، ه نم باش
یک شب بیا در خانه ام یک تکه نانی هست

هر جا که تو قاری قرآن می شوی آقا
نذر لب تو بوسه های دوستانی هست

هر جا که قاری همین قرآن حسین توست
بی احترامی های چوب خیزانی هست

طشت طلایی بود و آه و قاری قرآن
وای از حضور خیزران ، وای از لب و دندان

علی اکبر لطیفیان

***************


اشعار میلاد علی(ع) - مجید تال

به اوج می برد امشب مرا هوای شما
که عشق را بنویسم، فقط برای شما
نگاه می کنم اینجا به رد پای شما
و می رسم به خدا، تا خدا... خدای شما

که آفرید شما را زمین هوایی شد
وَ کعبه کعبه شد و خانه ای خ شد

و بال حور و مَلَک فرش این قدم ها شد
زمین برای حضور تو در تمنّا شد
ز اشک شوق ملائک ستاره پیدا شد
و عشق بر تن هفت آسمان هویدا شد

عصای دست نبی بوده ای و دست خدا
تو دستگیر کلیمی، تو دستگیر عصا

شکوه عدل شما را عقیل می داند
نگاه بت شکنت را خلیل می داند
شکاف کعبه شما را دلیل می داند
و شأن وصف تو را جبرئیل می داند

که از زبان خدا بر تو آفرین می گفت
و با صدای بلند خودش چنین می گفت:

رقم زده ست خدا عشق را به نام علی
فلک نشسته به حسرت برای گام علی
ملک نشسته دو زانو به احترام علی
علی من است و منم غلام علی

به لحظه لحظه ی عمرت خدا تبسّم داشت
و با صدای شما با نبی تکلّم داشت

کرامتی که تو داری الی الابد باشد
همیشه ذکر لبم یا علی مدد باشد
شجاعتی که دلت داشت بی عدد باشد
گواه من سر عَمر بن عبدود باشد

شمار فضل شما را، خدا فقط داند
نشانه های خدا را، خدا فقط داند

مجید تال


*****************


اشعار مدح علی(ع) - سید حمید رضا برقعی

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو، شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می شد
شک ندارم که خدا هم به تو می شد

کعبه از راز جهان، راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو، تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر، پارچه ی زرد، به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
ک شان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

سید حمید رضا برقعی

******************


اشعار مدح حضرت علی(ع) - سید حمید رضا برقعی

مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

سید حمیدرضا برقعی

******************


اشعار مدح علی(ع) - یاسر مسافر

بدبخت می شود هر که ز مهرت رها شود بیچاره می شود هرکه ز حبت جدا شود دستش دراز نیست به هر جا و هر طرف هر به درب خانه ی لطفت گدا شود شیعه که ذکر نادعلی را به لب گرفت آیا اسیر غصه و درد و بلا شود؟ باید دخیل به رشته ی زلف شما زند هر که خواسته باشد اگر با خدا شود ما با همه گفته ایم به کوری دشمنان حیدر شفیع م و عقبای ما شود شاهنشه نجف گدا بر درآمده لطفی کنی ، روزی ما کربلا شود یاسر مسافر


مشاهده متن کامل ...
چرا کردستان ؟
درخواست حذف اطلاعات

یکی از سئوالات مهمی که درباره شهید محمد بروجردی وجود دارد این است که چرا به شهید بروجردی کردستان می گویند؟

برای پاسخگویی بهتر به سوال ابتدا باید تاریخچه ای از فعالیتهای شهید محمد بروجردی در کردستان بیان شود. شهید محمد بروجردی در سال 1333 در یکی از بخشهای شهرستان بروجرد به دنیا آمد. در 6 سالگی پدرش از دنیا رفت و بعد از حادثه وفات پدر به تهران مراجعت کرد و با توجه به سن کم در کنار تحصیل به کار نیز روی آورد. بروجردی علاوه بر فعالیت های و تبلیغاتی بر ضد رژیم شاه در سال 56 گروه توحیدی "صف" را با هدف فعالیتهای مسلحانه پدید آورد.


 

چرا به شهید بروجردی کردستان می گویند؟


ایشان همزمان با ورود ; به امر شهید بهشتی و تحت نظارت شهید حاج مهدی عراقی گروه حفاظت از ; را تشکیل داد و بعد از آن نیز یگان حفاظت از محل س ت ; در تهران را سازماندهی کرد علاوه بر فعالیت های فوق تأسیس یک ایستگاه تلویزیونی به نام ایستگاه انقلاب، پخش پیام ها و اعلامیه های شنود مکالمات توطئه گران دستگیری عوامل شکنجه و اختناق رژیم، جمع آوری اطلاعات و اسناد مربوط و همچنین س رستی زندانیان زندان اوین نیز از سوابق درخشان این مجاهد بود. شهید بروجردی که ازپایه گذاران اصلی پاسداران بود با شروع غافله کردستان و فعالیتهای چرکهای ف خلق و حزب دموکرات، به کردستان رفت و به واسطه فعالیت های دلسوزانه خود آنقدر چنان محبوبیتی در بین مردم کردستان کرد که به او لقب کردستان دادند.
 
ی در بخشی از سخنانشان راجع به شهید محمد بروجردی فرموده اند: «آن چیزی که من از شهید بروجردی احساس و یک احترام عمیقی از او در دل من به وجود آورد، این بود که دیدم این برادر، با کمال متانت و با کمال نجابت، به چیزی که فکر می کند مسؤولیت و وظیفه است. من تصور می کنم روحیه آرامش و نداشتن ح ستیزه جویی با دوستان و گذشت و حلم در قبال انی که تعارض های کاری با او داشتند، نشانه آن روح عرفانی شهید بود».

شهید حاج ابراهیم همت، شش ماه پیش از شهادتش، درباره شهید محمد بروجردی گفته بود: «بروجردی شناخته نشد. نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ ما شناخته نشده است. تصور من این است که زمان بسیاری باید سپری شود تا شناخته شود. شاید خون رنگین بروجردی، این بیداری را در ما به وجود بیاورد».

شهید محمد بروجردی، در سال 1333 در یکی از بخش های شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. شش ساله بود که پدرش را از دست داد و گرد یتیمی بر چهره اش نشست. مهاجرت وی به یکی از محله های جنوبی تهران، آغاز دوران سخت کودکی اش به شمار می رفت تاروحش با حوادث تلخ روزگار صیقل خورده و بر پهنه دل های دوستانش، درخشیدنی از مِهر آغاز کند. از هفت سالگی در دو سنگر تلاش برای ب معاش و کوشش برای ب علم ودانش به زیبایی درخشید و شاگرد اول هر دو کلاس شد.
 
شکوفه های مبارزه


شهید محمد بروجردی، در سال 1347 در حالی که چهارده سال بیش تر نداشت قدم به دنیای پر تب و تاب مبارزه گذاشت. اولین جرقه های مبارزه و قیام درزندگی او، در پای درس مبارز، حاج عبداللّه بوذری زده شد و برای اولین بار با شنیدن تفسیر قرآن و نهج البلاغه در محضر این بیدار و آگاه و مشاهده رساله ، فهمید که مسیر زندگی اش را پیدا کرده است. شهید بروجردی خود از آن روزها چنین حکایت می کرد:«وقتی به این کلاس ها رفتم، قرآن را خواندم و مفهوم آیات آن را فهمیدم، چشم و گوشم روی خیلی مسائل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم کیست و چرا او را از کشور تبعید د». چندی بعد، به وسیله همین مبارز، با یکی از مبارزان مشهور، شهید حاج مهدی عراقی آشنا شد. ایشان وی را با تشکیلات مکتبی هیأت های مؤتلفه ی مرتبط ساخت و شهید بروجردی، پیک محرمانه حاج مهدی عراقی شد که با مهارت و شجاعت کتاب ها، نوارها و اعلامیه های رحمه الله را از جایی به جای دیگر منتقل می کرد.
 
گروه توحیدی صف


شهید محمد بروجردی، با درس هایی که از فعالیت های و تبلیغاتی بر ضد رژیم شاه گرفت بود، به این نتیجه رسید که سرنگونی دیکتاتوری یی شاه،به تشکیل گروهی منسجم نیاز دارد. از این رو، در سال 1356 با ی و سازمان دهی خود، «گروه توحیدی صف» را با هدف فعالیت های مسلحانه پدید آورد و به صف دیگر گروه های مبارز و مسلح کشور پیوست. شهید بروجردی، نام گروه توحیدی صف را از آیه چهارم سوره مبارکه صف قرآن کریم گرفت که خداوند در آن می فرماید: «خداوند انی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند؛ گویی بنایی آهنین اند». از این رو، این آیه، همواره بر روی تمام اطلاعیه ها و جزوه های این گروه به چاپ می رسید.
 
کمیته حفاظت

با اوج گیری روند انقلاب ی در دوازدهم بهمن 1357 و هم زمان با ورود پیروزمندانه حضرت رحمه الله به ایران، به امر شهید بهشتی و با نظارت شهید حاج مهدی عراقی، مسؤولیت تشکیل و س رستی حفاظت از کبیر انقلاب به شهید بروجردی محول شد. این مسؤولیت در حالی به ایشان و گروهش محول گردید که سازمان منافقین خلق، از پاریس پیشنهاد حفاظت از را به خاطر بهره برداری های تبلیغاتی و داده بودند، اما شهید بروجردی با دادن طرحی دقیق و مسلح حدود چهار هزار نفر، موفق شد نظر مثبت اعضای شورای انقلاب را جلب کند. بدین ترتیب، آن ها با موفقیت تمام، در مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا و از آن جا تامدرسه رفاه، با وجود سیل جمعیت و وجود عناصر ناپاک باقی مانده از رژیم منفور پهلوی، از محافظت د.
 
پس از آن هم شهید بروجردی، دست به کار تشکیل و سازمان دهی یگان حفاظت از محل س ت در تهران گردید. ایستگاه انقلاب فعالیت های انقل شهید بروجردی پس از سرنگونی رژیم منحوس پهلوی وپیروزی انقلاب، دامنه گسترده تری پیدا کرد. وی که مسؤول حفاظت از محل س ت بود، یک ایستگاه تلویزیونی راه اندازی کرد. که پیام ها و اعلامیه های لازم، از آن برای مردم پخش می شدو به «ایستگاه انقلاب» معروف گشت. هم چنین شهید بروجردی و یارانش، از راه شنود مکالمات، موفق شدند توطئه های بزرگی را در نطفه خفه کنند و در شناسایی و دستگیری عوامل شکنجه و اختناق رژیم و نیز جمع آوری اسناد و اطلاعات مربوط به آنان، نقش حساسی راایفا کنند که در ادامه این حرکت، مسؤولیت س رستی زندان اوین به عهده شهید بروجردی گذاشته شد.
 
تشکیل


شهید محمد بروجردی، از پایه گذاران اصلی پاسداران انقلاب ی بود. با شروع غائله کردستان، گویی سرنوشت فرزند رشید خطه بروجرد، در عرصه ای دیگر رقم خورد؛ عرصه ای که در آن، از یک سو نبرد با چریک های ف و کوموله و حزب دموکرات و دیگر تجزیه طلبان بود و از سویی دیگر، خیانت عناصر خائن ت بنی صدر و کارشکنی هایی که هر انسانی رااز ادامه کار مأیوس می کرد، انتظار شهید بروجردی را می کشید. اما درچنین شرایط وخیمی، شهید بروجردی مأیوس نشدو مصمم و قاطع، دمندانه باتنگناها و معضلات برخورد می کرد و می کوشید با آگاهی دادن و بیدار ساختن مردم آن خطه، به کمک خود آن ها بر دشمن پیروز شود. کردستان با آغاز غائله کردستان، شهید محمد بروجردی، خدمت به مردم محروم این استان را بر عافیت نشینی ترجیح داد. او به سرعت راهی کوه های سرد و سر به فلک کشیده کردستان گردید و در جاده های پر پیچ و خم و در کمرکش کوه های آن، به قدری تلاش و مبارزه کرد و به قدری از جان مایه گذاشت که به بالاترین مقام دست یافت.
 
این مقام، نه فرماندهی غرب و نه جانشینی قرارگاه حمزه سیدال و نه پایه گذاری تیپ بود؛ بلکه والاترین مقام را مردم مظلوم و زجر کشیده دیار کردستان به او دادند و آن، لقب « کردستان» برای شهید بروجردی بود. چند قدم تا بهشت یکی از هم رزمان شهید بروجردی، در خاطره ای از این شهید بیان داشته است: بعد از شهادت فرمانده، محور غرب، شهید ناصر کاظمی، شهید بروجردی که هیچ وقت لبخند از چهره اش محو نمی شد، کم تر لبخند به لب دیده می شد. یک روزکه خیلی در فکر بود، رو به من کرد و گفت: «خواب دیدم من و ناصر با هم درعملیاتی بودیم. داشتیم داخل یک شیار می دویدیم و منطقه پر از آتش بود.
 
ناصر با چالاکی جلوتر از من به سرعت می دوید. ناگهان شیار به یک جای بلندی می رسیدکه ناصر به راحتی گذشت و رد شد، اما من هر بار لیز می خوردم. یک دفعه ناصر دستم را گرفت و به سادگی مثل پرکاه مرا بالا کشید.وقتی بالا آمدم و تاریکی و ترسناکی پایین را دیدم، خدا را شکر که آن جا نیستم. ان شاءاللّه من هم شهید می شوم». مدتی کوتاه پس از این ماجرا، ایشان که عمری در مبارزه بودند،در اول داد سال 1362، وقتی برای پاک سازی مهاباد راهی آن جا شده بود، در ساعت دوازده ظهر بر اثر انفجار مین در جاده مهاباد ـ نقده به شهادت رسیدند.

وصیت نامه شهید بروجردی

در بخشی از وصیت نامه خویش آورده است: «بسمه تعالی. پس از حمد خدا و طلب استغفار از او ـ که برگشت همه به سوی اوست ـ و درود بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و درود بر امت و همه شهیدان در طول تاریخ، از همه برادرانی که در طول عمرم با آن ها تماس داشته ام، طلب آمرزش می کنم. هر این وصیت نامه را می خواند، برایم طلب آمرزش کند؛ زیرا که من از این دنیا با کوله باری خالی می روم. والسلام. محمد بروجردی»



مشاهده متن کامل ...
ی های سامانه جهت ید
درخواست حذف اطلاعات
هزینه هر : ارسال شارژ 1000 تومانی همراه اول به شماره همراه مدیر سامانه

شماره مدیر سامانه: 09100178504

توجه: در صورت پرداخت ن هزینه - ممنوع و حرام است.

کتاب ها:

کتاب ارشاد - شیخ مفید(ره)
کتاب توحید - شیخ صدوق(ره)
کتاب الطرائف - سید بن طاووس(ره)
کتاب امالی - شیخ مفید(ره)
کتاب خصال - شیخ صدوق(ره)
کتاب علل الشرایع - شیخ صدوق(ره)
کتاب غررالحکم و دررالکلم - مرحوم آمدی(ره)
کتاب کامل ا یارات - ابن قولویه(ره)
کتاب کشف الغمه - محدث اربلی(ره)
کتاب معانی الاخبار - شیخ صدوق(ره)
کتاب معدن الجواهر - مرحوم کراجکی(ره)
کتاب مکارم الاخلاق - شیخ طبرسی(ره)
کتاب مهج الدعوات - سید بن طاووس(ره)
کتاب نهج البلاغه - سید رضی(ره)
کتاب رسول ترک - آزاد شده حسین (ع)
کتاب نجم الثاقب - محدث نوری(ره)
کتاب زینب(س) عاشورا - مرحوم اشتهاردی(ره)
کتاب پاوه سرخ - زندگینامه شهید چمران
کتاب مسافر - زندگینامه شهید حسن باقری
کتاب آقای شهردار - زندگینامه شهید باکری
کتاب نیمه پنهان ماه - شهید مهدی زین الدین
کتاب مقتل لهوف - سید بن طاووس(ره)
کتاب مقتل لهوف (متن عربی) - سید بن طاووس(ره)
کتاب منتهی الآمال - شیخ عباس قمی(ره)
کتاب روضه ال - مرحوم کاشفی(ره)
کتاب مقتل مقرم - عبدالرزاق مقرم(ره)
کتاب مقتل از مدینه تا مدینه - آیت الله ذهنی(ره)
کتاب 69 منزل بهر عزاداری - عزاداری سنتی
خطبه فدک حضرت زهرا(س) - عربی و فارسی
صوت ها

• صدای شهید مصطفی ردانی پور

ها

شجره مطهره47 دین عالمی 47 ناب محمدی 47 انگشتر حضرت سلیمان
درخواست حذف اطلاعات

نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده  ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید



صادق ( علیه السلام ) می فرماید: روزی رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم ) وارد مسجد شدند و مشاهده د که مؤمنان ( علیه السلام ) شنهای مسجد را زیر سرش بالش کرده و خو ده است. با پای مبارکشان او را حرکت دادند و فرمودند: «ای دابّة الارض! برخیز».

یکی از اصحاب گفت: ای رسول گرامی! آیا ما همدیگر را با این نام بخوانیم؟

فرمود: نه، به خدا سوگند که این نام به او [علی ( علیه السلام ) ] اختصاص دارد. او همان  «دابّة الارض» است که خدای تبارک و تعالی در کتابش فرموده: به ابجد دابه 12 حق12 12 دابه 12اخلاق12 انجمن 12 نجاتبخش 12 12 ساعت12ماه های سال 12 دوازده جانشینانه بانور الهی  زمین را روشن خواهند کرد  ان زمین 12 نفرند ساعت 12 ماه های سال 12 اخلاق 12 انجمن 12خجسته12 نجاتبخش 12حق12 12 هوا12 قلب 12 زبان12حق12   12 ن 12+14 معصوم = 26 راه حق 26 علی 26 بیعت26پسر حق انسان26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان قرآنه 26 جان رسول26 بت شکنی 26 بدوش نبی26 علی26راه حق 26عالمه26



مؤمنان در ضمن خطبه مفصّلی که در مورد دجّال ایراد فرموده است، بعد از شرح کشته شدن دجّال می فرماید:
«
پس از آن47 «طامّه کبری »47 است» اصحاب پرسیدند: «طامه کبری » چیست؟ فرمود:جمع شدن47 شجره مطهره47 در کوه صفا و مروه
«
وج دابّة الارض است که در (صفا) ظاهر می شود. {47شجره مطهره47 دین عالمی 47 ناب محمدی 47 انگشتر حضرت سلیمان و عصای حضرت موسی در دست اوست دابه الارض بزرگترین گنج زمین مهدی میباشد ... هنگامی که سرش را بلند می کند همه انی که در میان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهی او را می بینند. وآن پس از طلوع خورشید از مغرب است که در آن هنگام درِ توبه بسته می شود». 47 احکام قرانی 47 ناب محمدی47در کتب زرتشت 47 د شهر ایزد47منظور47 شجره مطهره 47اصل دین ها 47به اصله ی 47 ناب محمدی 47 با مومن دین 47 مومنان دین 47. {47شجره مطهره }47 شاه مردان مهدی47شاهنشاه دین ه47 احکام قرآنی47دین عالمی 47



مؤمنان در ضمن خطبه مفصّلی که در مورد دجّال ایراد فرموده است، بعد از شرح کشته شدن دجّال می فرماید:
«پس از آن 47«طامّه کبری »47 است» شاه مردان مهدی47شاهنشاه دین ه47 اصحاب پرسیدند: «طامه کبری » چیست؟ فرمود:
« وج دابّة الارض است که در (صفا) ظاهر می شود. 47«طامّه کبری »47 است» شاه مردان مهدی47شاهنشاه دین ه47 {شجره مطهره }47انگشتر حضرت سلیمان و عصای حضرت موسی در دست اوست... هنگامی که سرش را بلند می کند همه انی که در میان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهی او را می بینند. وآن پس از طلوع خورشید از مغرب است که در آن هنگام درِ توبه بسته می شود».
اهل بیت 12 12 حق12 انجمن 12 خجسته12 12 حق12 در12 حم 12 ساعت 12 12 ن12دابه 12اخلاق 12 حق12 ساعت 12 12قلب 12 زبان 12 ماههای سال12 زرتشت سوشیانت 12 حروف12 زرتشت سوشیانت12  میباشد اکنون به آیه تطهیر دقت کنید این آیه نورانی در باره اهل بیت فرزندانش میباشد که جمع حروف اسمشان 47 حرف به اندازه47حرف آیه تطهیر میباشد 47(إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا)47 این آیه دارای 47حرف میباشد .47+12 = 59 مهدی این آیه قرآن هم 59 حرف میباشد بشمار59 و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین 59 مهدی 59 زمین 59 از آن 59 مهدی 59 میباشد این آیه ولایت ائمه هدای هم 59 حرف داردبه ابجد کبیر و صغیر الم 82بهای دین82 2+8=10فروع دین82+10=92محمدبه ابجدکبیروصغیرالم82 82بهای دین2+8=10 فروع دین  82+10= 92 محمدمهدی 4حرف مهدی4ضربدر23مهدی =92 محمد 92یا دواء92 محمد یعنی 2ضربدر9= 18 محمد 92 ذی الحجه" غدیر خم= 110علی 110 یا طبیب دینی110 دین الهی 110جلوه الله110 آ ین جانشین باید نامش محمد همنام باشد92محمد یعنی92یا دواء92محمد یعنی چه 2ضربدر9= 18 ذالحجه" غدیر خم محمد علی را جانشین خود نمود من کنتو مولاء فهذا علی مولاء هر که من مولای اویم این علی مولای اوست 18 ذی الحجه" غدیر خم18ضربدر 14 معصوم =252+385شیعه+100 اهل دین= 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین 196 کل دین 196 دین 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196 ه مهدی196 اصوله دین 196 دین 196 کلید 196 کلید دین 128 حسین 128



در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته اند آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) یکی از بزرگان و اکابر یهود می گوید:"هر فرد یهودی که به 23ماشیح 23معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر ان بنی است(1) به ریاضی قرآن در کتب یهود ماشیح 23ماشیح23اصلی23بنی آدم23مهدی23 ماشیح همان مهدی 23وارث 23زمین 23حامی 23 23عقاب ها 23شاهین23بدین شما23اسدالله 23شاد اینه 23 دین شاها 23 حامی 23بمرده 23شاه مردا23 بدینه23ماشیح 23مهدی 23سلطانه 23 بعالم23  ماشیح23سوشیانت 23بنی آدم 23 مهدی 23 ماشیح 23مهدی23 حامی23 23 بدین 23پسر آدم 23 بنی آدم 23 شاه مردا23  کلام خدا هم در صحیفه آسمانی؛درصحیفه آسمانی23لسان صدق23شاه مردا23معروف است مهدی صاحب ا مان23 لسان صدق23پسر آدم23 بنی آدم 23سوشیانت 23 مهدی 23پسر آدم 23 بنی آدم 23 شاه مردا23
دروگوهر می طراود از لسان من به بقربان کلام  گوهر زیبای تو چکنم که دورم ارباب و لسان صدق علیا «مهمی 23 آ » در انجیل؛ مهمید همان مهدی میباشد 23 مهمی 23نجیب ها 23اولی23 مهدی23 وارث 23زمین23مهدی 23سلطانه 23بعالم 23حامی 23بدین23کلام خدا 23لسان صدق 23مهدی23بنی آدم23ماشیح 23 بنی آدم 23 ماشیح 23 مهدی23 و در کتاب زرتشت 23سوشیانت23 پسر آدم 23 بنی آدم 23 شاه مردا23 مهدی 23 گنج بدین 23 سلطانه 23شاهنشهی23 شا هاجهانه 23 مهدی23 گنج بدین23 دابه
از پیغمبر خاتم پیغمبران پرسیدن شما چه ی را بیشتر از همه دوست داری فرمود الهی من و پدرو مادرم به فدایش ف بسیار دارد میداند 124 هزار و 14 معصوم بخاطروجودذی جود ایشان  بوده است12 یاسین این آیه 23 حروف دارد ابجد آگاه به تمام دنیاست 23 و کل شیی احصیناه فی مبین 23 مهدی23 گنج بدین23 از پیغمبر خاتم پیغمبران پرسیدن شما چه ی را بیشتر از همه دوست داری فرمود الهی من و پدرو مادرم به فدایش ف بسیار دارد میداند 124 هزار و 14 معصوم بخاطروجودذی جود ایشان  بوده است12 یاسین این آیه 23 حروف دارد ابجد آگاه به تمام دنیاست 23 و کل شیی احصیناه فی مبین 23 مهدی 23 ی که بدون وحی به امر خدا از همه جا باخبر است در زمان قدیم اگر میگفتند بدون نامه از همه جا آگاه است بدون تلگرام بدون موبایل با همه در ارتباط است



در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته اند آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) از بزرگان و اکابر یهود می گوید:"هر فرد یهودی که به 23ماشیح 23معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر ان بنی است(1) به ریاضی قرآن ماشیح23اصلی23بنی آدم 23 مهدی23 ماشیح همان مهدی 23وارث 23زمین 23حامی23 23 عقاب ها 23شاهین23بدین شما23 شاد اینه 23 دین شاها 23 حامی 23بمرده 23شاه مردان23 بدینه23ماشیح 23مهدی 23سلطانه 23 بعالم23  ماشیح 23 مهدی 23 ماشیح 23 کلام خدا 23 حامی23 23 بدین 23 کلام خدا هم در صحیفه آسمانی؛در صحیفه آسمانی 23لسان صدق23شاه مردا  23 معروف است مهدی صاحب ا مان  23 لسان صدق 23 مهدی 23 درگوهر می طراود از لسان من به بقربان کلام  گوهر زیبای تو چکنم که دورم ارباب و لسان صدق علیا «مهمی 23 آ » در انجیل؛ مهمید همان مهدی میباشد 23 مهمی23نجیب ها 23اولی23 مهدی وارث 23زمین23مهدی 23سلطانه 23بعالم 23حامی 23بدین23کلام خدا 23لسان صدق 23مهدی






در کتاب معروف زرتشتیان کتابد  زند پس از ذکر مبارزة همیشگی ایزدان و اهریمنان می خوانیم:
آنگاه پیروزی بزرگ از طرف ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان 26به سعادت26 اصلی23 خود رسیده بنی آدم 23بر تخت نیک بختی خواهند نشست.41 به ریاضی قرآن بنی آدم 23 مهدی 23 حامی 23 23 زمین 23 از آن 23 مهدی خواهد شد
2- جاماسب در کتاب جاما سبنامه از زرتشت نقل می کند که می گوید:
مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق خیلی خیلی قهرمان و بزرگه جیگر  و بر آیین جد خویش و با   پ بسیار و روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین را داد کند.42 ای داد بیداد همه منتظر منجی عالمند 42
3- درهمان کتاب پس از بشارت دادن به نبوت حضرت رسول(صل الله علیه و اله) می گوید:
و از فرزندان دختر آن که خورشید جهان23 و شام زمان 14نام دارد، ی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آ آن پیغمبر باشد. در میان دنیا که مکه باشد و ت او تا به قیامت متصل شود و ..... از خوبان و ان گروه بسیار را زنده کند.....43
4- جاماسبنامه صفحه 121:
سوشیانست (نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان23 رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده ، مردم جهان را همفکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.44
5- در کتاب زند و هومن سین صفحه 25 سخن جاماسب را از قول ش زرتشت چنین نقل می کند:
پیش از ظهور سوشیانس پیمان شکنی و دروغ و بی دینی در جهان رواج می یابد و مردم از خدا دوری جسته، ظلم و فساد و فرومایگی آشکار می گردد و همینها نیز اوضاع جهان را دگرگون ساخته، زمینه را برای ظهور نجات دهنده مساعد می گرداند. وقایعی که مصادف با ظهور می شود عبارتست از علامات شگفت انگیزی که در آسمان پدید می آید و دال بر آمدن دشهر ایزد می باشد و فرشتگان از مشرق و غرب به فرمان او فرستاده می شوند و به همه دنیا پیام می فرستد اما اشخاص شرور او را انکار می کنند وکاذب می شمارند و نگهبانان پیروزگر آسمانها و زمینها در برابر او سر فرود می آورند.



زمان مهدی موعود{عج} فرمو د وقال مهدی {عج} : (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیه‌السلام، والعین عطشه، والصاد صبره.» و به علم ابجد قرآن کهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583  عاشوراه 583 قرآن بدینها 583 امت ی 583 اهل بیت فاطمه 583 ابج پنج تن آل عباء 583 به ابجد محرم 288+385 شیعه =673-541 عمر ابوبکرفتنه ها = 132 132  محرم است که را زنده نگه میدارد  ابجد 583 پنج تن آل عباء حیدث کثاء و آیه مباهله ابجد محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 امت ی 583 اهل بیت فاطمه 583 با عشق علی 583 شبکه نور 583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت ند فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 واقعی الله 385 فقط دین 385 385  5 ساله نابقه علم کلام و تفسیر قرآن بفدای آقایی باشکوه انسانی بی نذیرآقایی باادب وکریمی بزرگوار انسان دوست دارد فدای کلمات طلایی وگهر بارایشان گردد وقتی ی الله باشد قرآن ناطق باشد بدورازانسانیت و تقواء و عد است که جانشین بحق رسول خدا محمد مصطفی و علی مرتضی را تنها بگذاریماز علی پرسیدندمقام شمابالاتراست یامقام حضرت مریم وعیسی علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست کعبه زایشگاه مولایم علیست دوره مولاء گردیدن عبادت است  ایشان فرمودخداوند دیوار عبادتگاه برترجهان کعبه شکافته شدوخداونددعوت نمود مادرم فاطمه بت اسدمرادرمحراب کعبه به دنیابیاوردوشهید محراب خواهم شدولی به حضرت مریم گفته شدازعبادتگاه خارج شو اینجا زایشگاه نیست محل عبادتگاه ودورشووبه بیابان خشک ولم یضرع بروخودتان قضاوت کنیدتمام کارهایی که عیسی انجام میدادعلی هم انجام میدادهم مرده زنده ووووجان خاتم پیغمبران رابا یکه در عهد عتیق بوده یکی میباشد تازه بی پدر هم بوده خودتان قضاوت کنید یا حضرت آدم  این آدم بی پدر مادر مگه من دستم بهش نرسه هفتا ماچش کنم تا جای ماچم روی صورتشون بمونه سرخ همینطوری مقام حضرت آدم بالاتراست یامقام حضرت خاتم خاتم خاتم فاطمه کوثرقرآن داشت آدم بی پدر مادر ق ل کشنده ه ل داشت آدم بخاطرنورباعظمت 583 محمدعلی فاطمه حسن وحسین 583 عاشوراه 583 اهل بیت قاطمه 583 با عشق علی 583 بخشیده شد یک آدم بی پدر مادر را با خاتم پیغمبران مقایسه نکن بابای من بی سواد بوده من ا دارم و خلبانم بابام الاغ سوار بوده کی بالاتره  آقا من تا این فرقه های کودن و گمراه را هدایت نکنم دست از سرشون بر نخواهم داشتبه علم ابجد قرآن کهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583  عاشوراه 583 قرآن بدینها 583 امت ی 583 اهل بیت فاطمه 583 ابج پنج تن آل عباء 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583 امت ی 583عاشوراه583 با عشق علی 583



مشاهده متن کامل ...
علی (ع) و خاندانش در شاهنامه ی فردوسی و داستان های حماسی
درخواست حذف اطلاعات
علی (ع) و خاندانش در شاهنامه ی فردوسی و داستان های حماسی

نویسنده: منصور رستگار فسایی*

همچنان که پهلوانان و دلاور شاهنامه، نماد استواری و پایداری سلحشورانه ملّت ایران در برابر سلطه جویی ها و تهاجمات بیگانگان و روح همبستگی و هدف های گروهی مردم ما در طول تاریخ به شمار می آیند، دلبستگی به حضرت علی (ع) و خاندانش نیز بازگو کننده حق طلبی دینی و مذهبی و واکنش دمندانه فردوسی و معاصرانش در برابر سلطه خلفای بغداد و نفوذ ایشان در دربار سلاطین غزنوی و به تعبیری، ستیزی دینی و به حساب می آید که ریشه در علایق کهن مذهبی و ملی مردم روزگار فردوسی دارد. به همین جهت از همان روزی که ملّت ایران، شاهنامه را می شناسند و جادوی سخن فردوسی او را افسون می کند، شاهنامه و فردوسی با دو انگیزه که چون شیر و شکر به هم درآمیخته اند، ذهن مردم ما را به خود مشغول می کنند:
1ـ شاهنامه حماسه ای پرشور است که بر مبنای حق طلبی و از جان گذشتگی دلاوران و سلحشوران ایرانی پرداخته شده و فرهنگ و تاریخ و باورهای ارزشمند ملّت ایران را باز می نماید و سند ملی مردم ماست.
2ـ فردوسی شاعری شیعی است که بیش از سی سال عمر خود را صرف نظم شاهنامه کرده است و در اعتقاد مذهبی خود سخت استوار است و محمود غزنوی صرفاً به دلیل اختلاف مذهبی و ، حق او را نشناخته و آن چنان حماسه سرای بزرگ را پاداش شایسته نبخشیده است: بدین ترتیب در مشکلاتی که برای فردوسی پیش می آید هر یک از این دو عامل به نحوی تأثیر دارند:

1ـ مرا غمز د کان پر سخن
به مهر نبی و علی شدن کهن

من از مهر این هر دو شه نگذرم
اگر تیغ شه بگذرد بر سرم

مرا سهم دادی که در پای پیل
تنت را بسایم چو دریای نیل

نترسم که دارم ز روشن دلی
به دل مهرجان نبی و علی (1)

2ـ «فردوسی... روی به حضرت نهاد و [شاهنامه را] عرضه کرد و قبول افتاد... محمود با آن جماعت تدبیر کرد... گفتند... او مردی رافضی است و معتزلی مذهب و این بیت بر اعتزال او دلیل کند:

به بینندگان آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را

و سلطان محمود مردی متعصب بود در او این تخلیط بگرفت و مسموع افتاد... و فردوسی محمود را هجا کرد...» (2) ، اما آن چه در تاریخ سیستان آمده است دیگر ناظر بر اختلاف مذهبی نیست که منوط به نگرش نژادی و محتوای پهلوانانه ایرانی شاهنامه است: «و حدیث رستم بر آن جمله است که ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه به شعر کرد و بر نام سلطان محمود کرد و چندین روز همی برخواند، محمود گفت همه شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم و اندر من هزار مرد چون رستم هست. ابوالقاسم گفت زندگانی خداوند دراز باد، ندانم اندر او چند مرد چون رستم باشد اما این دانم که خدای تعالی خویشتن را هیچ بنده چون رستم دیگر نیافرید... محمود را گفت این مرد مرا به تعریض دروغزن خواند ش گفت بباید کشت...» (3). که این حکایت یادآور بیتی است از فردوسی درباره محمود که:

چو اندر تبارش بزرگی نبود
نیارست نام بزرگان شنود (4)

در این گفتار ما برآنیم که وجوه متنوع تأثیر علی و خاندانش را ذهن فردوسی و در شاهنامه و در ذهن مردم ایران را در 9 نکته به اختصار بازگو کنیم:
1ـ دلبستگی شدید فردوسی به حضرت علی و خاندان او به حدی است که در عین حال که به قول سپهبد شهریار می داند که «تو مرد شیعیی و هر که تولّی به خاندان کند، او را دنیاوی به هیچ کاری نرود که ایشان را خود نرفته است» (5) اما در همان آغاز کتاب به بیان صریح اعتقادات مذهبی خود به اهل بیت می پردازد و علی را «وصی» می نامد و همین امر آتش خشم محمود را برمی افروزد و زبان طعن مشاوران وی را می گشاید تا او را رافضی و معتزلی بخوانند. این بخش شاهنامه نه تنها برای محمود حساسیت برانگیز بود که پس از وی برای بسیاری از خوانندگان و نسخه برداران شاهنامه نیز که شیعی یا سنّی بودند فرصتی فراهم آورد تا بیت هایی را بر این بخش از اشعار فردوسی بیفزایند یا از آن بکاهند تا به نوعی در شدید ساختن یا کمرنگ نمودن عقاید فردوسی بر خوانندگانش تأثیر گذارند. و به همین جهت است که می بینیم حذف ها و الحاقاتی که در این بخش از شاهنامه وجود دارد از هر جای دیگر این اثر بیشتر است و انگیزه این امر نیز جز احساس مذهبی و دفاع از عقاید شیعی یا حمله بدان نیست (6). و حتی گاهی کار این تغییرات به دستکاری هایی می انجامد مثلاً به ات زیر بنگرید:

که من شهر علمم، علیم در است
درست این سخن قول پیغمبر است...

اگر مهرشان من حکایت کنم
چو محمود را صد، حمایت کند...

در بعضی نسخه های شاهنامه بیت دوم را به این صورت تغییر داده اند که:

چو من از محمد حکایت کنم
چو محمود را صد حمایت کنم

اما بلافاصله پس از آن می خوانیم:

منم بنده هر دو تا رستخیز
اگر شه کند پیکرم ریز ریز

و کاتب فراموش کرده است که اگر علی به محمد تغییر یابد نفر دومی وجود ندارد که فردوسی بگوید منم بنده هر دو... در این بخش از مقدمه شاهنامه فردوسی پس از تمهید مقدمه ای و بعد از آنکه زبان به ستایش می گشاید و دین و دانش را در رستگاری و رهایی می نامد و توصیه می کند که اگر می خواهی دلی نژند و تنی مستمند نداشته باشی و از هر بدی رها شوی و سرت به دام بلا نیفتد، با توجه و عمل به گفتار ، راه راست را برگزین و راز راه راست این کلام رسول خداست:

که من شارستانم (شهر علمم) علیم در است
درست این سخن قول پیغمبر است

گواهی دهم کاین سخن راز اوست
تو گویی دو گوشم پر آواز اوست

و بدین ترتیب فردوسی با آوردن نام علی، رازی را بازمی گوید که گویی حضرت رسول در گوش هوش او خوانده است و آن دلبستگی به اهل بیت و درست بودن راه و روش آن ها بنابر عقاید شیعی دوازده ی فردوسی است که در قالب تمثیلی دلپذیر بدین سان بیان می شود و نتیجه می گیرد که سفینه نجات و فرقه ناجیه جز علی و اهل بیت و پیروان او نیستند:

منم بنده ی اهل بیت نبی
ستاینده خاک پای «وصی»

حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج از او تندباد

چو هفتاد کشتی بر او ساخته
همه بادبان ها برافراخته

یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچون چشم وس

محمد بدو اندرون با علی
همان اهل بیت نبی و «وصی»

دمند کز دور دریا بدید
کرانه نه پیدا و بن ناپدید

بدانست کو موج خواهد زدن
از غرق بیرون نخواهد شدن

به دل گفت اگر با نبی و «وصی»
شوم غرقه، دارم دو یار وفی

همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لوا و سریر

خداوند جوی می و انگبین
همان چشمه شیر و ماء معین

اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و «وصی» گیر جای

گرت زین بدآید گناه من است
چنین است و این دین و راه من است

بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

نباشد جز از پی پدر دشمنش
که یزدان به آتش بسوزد تنش

هر آن که در دلش بغض علی است
از او زارتر در جهان زار کیست

نگر تا نداری به بازی جهان
نه برگردی از نیک پی همرمان

همه نیکیت باید آغاز کرد
چو با نیکنامان بوی هم نورد... (7)

ملاحظه می شود که فردوسی دمند، در ات فوق سفینه نجات را در دریایی طوفانی وصف می کند که رسول خدا و علی و خاندان وی در آنند و دمند، یقین دارد که اگر خود نیز بدان کشتی پناه جوید، آن دو یار وفادار او را از غرق شدن خواهند رهانید و در حالی که با دلی سرشار از اعتماد و یا بیانی حماسی خود را خاک پای حیدر می شناسد، او را «دروازه شهر علم» و «همراهی نیک پی» و «نیک نام» و «وصی» رسول خدا و «خداوند جوی می و انگبین» و «چشمه شیر و ماء معین» می شناسد که پیروی از او نجات دو جهانی را نصیب می سازد.
فردوسی علی را «حیدر»، «جفت بتول» و «ستوده ی رسول خدا»، «سر انجمن»، «ولی» و «شفیع روز م » می شناسد:

- چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول (8)

- از او بر روان محمد درود
به یارانش بر هر یکی برفزود

سر انجمن بد ز یاران علی
که خواندش پیمبر علی ولی

همه پاک بودند و پرهیزگار
سخن های او بر گذشت از شمار (9)

- وگر در دلت هیچ مهر علی است
تو را روز م به خواهش ولی است (10)

- هزاران درود و هزاران ثنا
ز ما آفرین باد بر مصطفی

و بر اهل بیتش همیدون، چنین
همی آفرین خوانم از بهر دین (11)

اما شاید در میان اوصاف شاهنامه، از حضرت علی پر معنی ترین کلمه ای که فردوسی به کار برده و خشم محمود را برانگیخته و اسباب منازعات بسیار فلسفی و کلامی را فراهم آورده است کلمه «وصی» برای وصف حضرت علی (ع) باشد، احمد مهدوی دامغانی در مقاله ای ممتّع و بسیار فاضلانه به بیان پاسخ این سؤال می پردازند که: «چرا فردوسی لفظ مبارک وصی را بدون هیچ قید و قرینه ای که آن را از همان مراد و مقصود معهود شیعه اثنی عشری خارج سازد، این قدر تکرار می فرماید و در شعر خود می گنجاند و نام مبارک علی را ذکر نمی فرماید و چرا با آنکه از لحاظ وزن و قافیه فرقی میان «علی» و «وصی» نیست خود را موظّف و مقید به همین لفظ «وصی» و تکرار آن می سازد... اگر در سرتاسر شاهنامه هیچ دلیل دیگری بر تشیع دوازده ی فردوسی جز همین یک کلمه نباشد، ادّله دیگر را همین یک کلمه کفایت می کند چرا که آنچه خوبان همه دارند این لفظ به تنهایی دارد و به اصطلاح واحدُ کالف است... و فقط همین کلمه است که فردوسی را از نظر محمود انداخت و همان لفظ «وصی» برای محکوم شمردن فردوسی کافی بود زیرا بنابر کتب صحاح و مساتید و دیگر کتب معتبر اهل سنت، همان قدر که حدیث در فضائل و مناقب ابوبکر و عمر و عثمان وارده شده...، (189) حدیث نیز در فضائل حضرت علی (ع) آمده است بنابراین اظهار محبت و ارادت فردوسی به اهل بیت چیزی نبوده است که سلطان محمود را خشمگین سازد... بنابراین نه «هفتاد کشتی» و «نه خوب کشتی» و «نه بغض علی» و نه «خداوند جوی می و انگبین» خشم سلطان محمود را برنینگیخته است و فقط همان کلمه «وصی» و تکرار مرتب آن است که خشم محمود و اطرافیان او را بر ضد فردوسی برانگیخته است زیرا در همین کلمه جامعه است که اصول عقاید شیعه اثنی عشری (و نه شیعه زیدی و کیسانی) یعنی: (1- عصمت 2- نص 3- فضیلت 4- انحصار ت در عدد12)، جمع است و تجلی می کند و فردوسی با این کلمه نه تنها صریحاً تشیع خود را اعلام می کند و عدم اعتقاد خود را به مذهب سلطان محمود ابراز می دارد، بلکه او را به بد مذهبی نیز منسوب می کند، به علاوه آنچه درباره کشتی وجوی و می و انگبین و چشمه شیر و ماء معین و بغض علی فرموده، دلیل قاطع دیگری بر تشیع اثنی عشری اوست و همه عیناً ترجمه احادیثی است که در کتب سنی و شیعه هر دو آمده است...» (12) ، در معتزلی بودن فردوسی نیز اظهار نظر فرموده اند که معمولاً دلیل اعتزال فردوسی را این بیت گفته اند:

به بینندگان آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را

که اولّاً: «مشاوران محمود گویا فراموش کرده بودند که قرآن مجید هم به صراحت فرموده است: لا تدرکه الابصار».
ثانیاً: معتزله به «وعد و وعید» و «خلود در جهنم» و «عدم موضوعیت شفاعت» اعتقاد جازم دارند و بدیهی است که اگر فردوسی معتزلی بود، نمی گفت:

اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و وصی گیر جای...

... همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لوا و سریر (13)

درباره بیت؛

خداوند جوی می و انگبین
همان چشمه شیر و ماء معین

نیز باید گفت که بنابر روایت های شیعه یه این امر از عنایات خاصه حق تعالی بر المؤمنین علی در بهشت است و از لحاظ قدمت نسخه و آمدن آن در ترجمه بنداری نیز حجیت کامل دارد. (14)
اما آنچه درباره ی رافضی بودن فردوسی آمده است به قول «از اوائل قرن دوم کلمه «رافضی» به شیعیان اثنی عشری بیشتر اطلاق می شده است تا به دیگر فرق شیعه». (15)
2ـ از دلبستگی فردوسی به علی و اهل بیت و نفوذ باورهای این شاعر در مردم ما داستان هایی در گوشه و کنار کشور باقی مانده است. مثلاً اینکه حضرت علی چشم فردوسی را بینا کرد و به او زبان گویا و گوش شنوا بخشید تا «شاهنامه را بنویسد.» (16) یا اینکه چون فردوسی پذیرفت که شاهنامه را به نظم درآورد نگران بود که مبادا نتواند شاهنامه را تمام کند روزی به کنار چشمه ای رفت و وضو ساخت و با گریه و زاری رو به درگاه خدا آورد و به خواب رفت و حضرت علی را در خواب دید و از او یاری خواست. حضرت او را فرمود من تو را علم و حکمت الهی دادم و یاری می دهم تا ایران را زنده کنی، ایران از من است و من از ایران... و فردوسی بعد از سی سال توانست شاهنامه را تمام کند... (17)
3ـ در ذهن مردم ما، علی و خاندانش همانند پهلوانان و قهرمانان حماسه های ملی و براساس همان الگوها نگریسته می شوند که اگرچه برخی از آن ها به کلی دور از حقیقت تاریخی است و افسانه محض است اما بر اثر اخلاص شدید مردم ما به حضرت علی و خاندانش در میان مردم رواج یافته است. در این موارد اینان با همان روحیات قهرمانان ملی و حماسی، با دیوان و اژدهایان و دشمنان روبرو می شوند و می ستیزند، گاهی تغییر چهره می دهند و در سیمای شیران و اژدهایان جلوه می کنند آن چنان که انسان تصور می کند که اینان قهرمانان شاهنامه فردوسی یا گرشاسپ نامه اسدی هستند. گویی پردازندگان این قبیل داستان ها خواسته اند که قهرمانان دینی آنان، علاوه بر ارزش های باطنی معنویت و تقوای خاص خود، دارای ارزش های سلحشورانه و دلاورانه پهلوانان ملی نیز باشند تا کمالی مضاعف بیابند و گاهی نیز قهرمانان ملی را تا مرز تعارض با قهرمانان دینی به پیش برده اند امّا بالا ه به نوعی آشتی و سازش در میان آن ها رضایت داده اند. از آن جمله است بیش از ده روایت مختلف که در روایات ملی درباره ی علی و رستم در کتاب مردم و شاهنامه از شادوران انجوی آمده است که اساس آن ها بر این است که قهرمانان حماسه های ملی در خدمت حضرت رسول، علی و اهل بیت هستند: «می گویند رستم و رخش او در همان چاهی که رستم کشته شد در خوابند و هر وقت حضرت حجت (ع) ظهور کند اولین سواری که در رکاب آن حضرت شمشیر خواهد زد رستم دستان خواهد بد که سوار بر رخش خود با سلاح تمام، بیرون خواهد آمد و در خدمت قائم آل محمد و کمر بسته آن حضرت خواهد بود...» (18)
«... کلینی علیه الرحمه، از سعد اسکاف، روایت کرده است که به خدمت حضرت محمدباقر (ع) رفتم، رخصت طلبیدم، فرمود باش، آنقدر ماندم که آفتاب گرم شد، پس جماعتی بیرون آمدند باروهای زرد و عبادت ایشان را نحیف کرده و کلاه های خز در سر، چون داخل شدم فرمود ایشان برادران شمایند از جن، پرسیدم که به خدمت شما می آیند؟ فرمود: بلی، می آیند و از مسائل دین و حلال و حرام خود سؤال می نمایند و از حضرت باقر (ع) روایت کرده است که روزی حضرت المؤمنین بر منبر مسجد کوفه نشسته بودند، ناگاه اژدهایی از مسجد داخل شد، مردم برخاستند، آن را بکشند، حضرت فرمود معترض آن مشوید، آمد تا نزدیک منبر و بلند شد و بر حضرت سلام کرد، حضرت اشاره فرمودند باش، تا از خطبه فارغ شدند، پرسیدند تو کیستی؟ گفت: منم عمرو بن عثمان که پدرم را بر جن خلیفه کرده بودی پدرم مرد و مرا وصیت کرد، به خدمت تو آیم و آنچه رأی تو اقتضا نماید به آن عمل کنم، و آنچه فرمایی، اطاعت کنم، حضرت فرمود: تو را وصیت می کنم به تقوی و پرهیزکاری و امر می کنم برگردی و جانشین پدر خود باشی که من تو را از جانب خود بر ایشان خلیفه ، راوی به حضرت باقر عرض نمود که اکنون عمر به خدمت تو می آید، اطاعت تو بر او واجب هست؟ فرمود: بلی. (19)»
باستانی پاریزی در کتاب اژدهای هفت سر داستانی کوتاه از اژدهای هفت سر نقل می کند که به اعتقاد مردم هنگو (روستایی در نزدیک پاریز کرمان) در این راستا می زیسته است و به دست حضرت علی سنگ شده است:
قرن ها و سال ها پیش مردم این قریه، آن ها را که شب ها از کوه هیزم می آوردند، دیده بودند حیوانی سهمناک را، که در دل شب آهسته، بر کنار کوه می غلطد و برای آب خوردن بر سر چشمه می آید. البته صبحگاهان که مردم بر سر چشمه می رفتند، اثری از آن حیوان نبود، پیرمردان قوم آهسته با خود، نجوا می د و حدس می زدند که حیوانی مخوف همسایه آن ها شده است، و پنهانی گه گاه به زبان می آوردند که برین بوم ما بر، یکی اژدهاست. آن ها شنیده بودند که، اژدها حیوانی سهمناک است و آتش از دهانش بیرون می زند و به نیروی نفس و جاذبه دهان خود، ممکن است آدمیزاد را به خود بکشد و ببلعد. نشانه هایی که هیزم کش ها می دادند حکایت از وجود اژدهایی سهمگین بر دامنه ی کوهستان داشت... دختران با زبان ساده دهاتی، می گفتند «شبی مادری پیر که بیمار بود از فرزندان خود آب خواست، دو دختر او متوجه شدند که در کوزه آب نیست زیرا آن روز فراموش کرده بودند که از چشمه آب بیاورند، دختر بزرگ و کوچک با وجود مخالفت مادر بیمار هراسان و لرزان عازم چشمه شدند، همانطور که حدس می زدند، اژدها در کنار چشمه ه بود، از دهان و چشم او آتش می بارید، بی امان، دهان گشود و هر دو را به خود کشید، دختران معصوم بی اختیار فریاد زدند: یا علی، نیروی غیبی مدد کرد. مولا با ذوالفقار، سر رسید و بی امان شمشیر را حواله اژدها کرد، فریاد سهمگین برخاست، اژدهایی درنگ به سنگ تبدیل شد، همان لحظه، حلقه ای از سنگ بر دامنه کوه، جای گرفت، مردمان ده سراسیمه بیرون پ د و دختران را که در دهان اژدها سنگ شده، محبوس مانده بودند، از سوراخ بینی او بیرون کشیدند. از آن روزگار باز مردم این د ده در سوراخ های سنگی که حدس می زنند، سوراخ بینی اژدهاست، شمع روشن می کنند. (20) »
* در خاورنامه منثور نیز داستان ذوالفقار علی و اژدها را چنین می خوانیم: «... اما چند کلمه از جناب مولا بشنو که از سر «پنج راه» با قنبر، از طلوع صبح روان شدند، اما رسیدند به پای قلعه... صدا از اژدها بلند شد که آدمیزاد به کجا می آیی، قنبر ترسید، مولا ذوالفقار را انداخته، چرخی زد، آن هم به صورت اژدهایی شد و برابر او ایستاد و آتش با گرفت، هر چند آتش بارید، ذوالفقار به کام کشید. یک دفعه صدای رعد و برق بلند شد، از میان رعد و برق، ص بلند شد که سوختم، بعد، دیدند که یک پیر ساحری آن جا سوخته است و علامت قلعه هم برطرف شد.» (21) و از داستان های حضرت علی و رستم جهان پهلوان هم زیاد نقل شده است:
* «می گویند روزی رستم با اژدهایی روبرو شد و هر چه جنگید دید که حریف اژدها نمی شود... به درگاه خداوند نالید که خدایا مرا در پیش دلاوران ایران شرمنده مکن، او را خواب در ربود و در خواب ن به گوشش رسید که ای رستم! مرگ این اژدها در دست ی است که نام اسبش دلدل و نام شمشیرش ذوالفقار است و در زمان پیغمبر آ ا مان خواهد رسید، رستم نالید که خداوندا این چگونه مردی است؟ ندا آمد ای رستم او علی شیرخدا است و این اژدها را در شش ماهگی خود خواهد کرد، رستم نالید و آرزو کرد که خدایا کاش من آن حضرت را درمی یافتم، این درخواست رستم قبول شد و حضرت را زیارت کرد و باز هم زنده خواهد ماند تا در رکاب اولاد علی شمشیر زند...» (22)
* «هر وقت حضرت علی (ع) جنگ می کرد و پیروز می شد، حضرت محمد (ص) به او می گفت یا علی امروز جنگی رستمانه کردی تا اینکه روزی از آن حضرت خواست تا رستم را به او نشان دهد، حضرت رسول نشانی های رستم را به حضرت علی دادند و از آن روز به بعد حضرت در جستجوی رستم بودند تا آنکه در نزدیک ری شخصی را دیدند که همان رستم بود، او را به نبرد دعوت فرمود و به زورآزمایی پرداختند، حضرت علی به قدرت خداوند از رستم زورمندتر بود ولی حضرت علی دلاوری و پهلوانی رستم را پسندید اما چون به خدمت پیغمبر بازگشت گفت رستم هم دلاور بود ولی من به قدرت خداوند بر او پیروز شدم». ضمناً از اعتقادات مردم است که می گویند رستم و کیخسرو نمرده اند بلکه در خدمت حضرت صاحب ا مانند و وقت ظهور در رکاب آن حضرت، شمشیر خواهند زد. (23)
4ـ درباره ی حضرت عباس علمدار واقعه کربلا، در شاهنامه داستان مشابهی وجود دارد و آن به دندان گرفتن درفش به وسیله بیژن است که در یادگار زریران نیز همانندی دارد که در آن جا چون دست «گرامی» در نبرد قطع می شود او نیز درفش را با دندان می گیرد. (24)
«در روز عاشورا حضرت عباس برای آوردن آب می رود که دست راستش را قطع می کنند. او می جنگد و دست چپش را نیز از دست می دهد اما به هر حال مشک آب را چرخاند و خودش را روی آب انداخت...» (25)
5ـ درباره علاقه و انتساب افراد خانواده عصمت و طهارت به ایران و ایرانیان نیز روایات متعددی وجود دارد. از حضرت رسول روایت می کنند که چون باذان فرمانروای ایرانی یمن به وی ایمان آورد، «لشکر فارس که با وی بودند همه ایمان آوردند و مسلمان شدند، سیّد (حضرت رسول) ّم شد و سخت شادمان شد و گفت انتم منّا و الینا اهل البیت. گفت شما که اهل فارس اید از مایید و حرمت شما پیش من همچون حرمت اهل البیت است و این سبب آن بود که رسولان باذان گفتند یا رسول الله الی من نحن؟ گفتند ما را به کی باز خوانند. آنگاه سیّد علیه الصّلوه والسّلام ایشان را گفت انتم منّا و الینا اهل البیت. گفت شما را به من بازخوانند. همچنان که اهل البیت را به من بازخوانند و از این جهت بود که بعد از آن چون سلمان به خدمت سیّد علیه الصّلوه والسّلام رسید، در حق وی گفت سلمان منّا اهل البیت: حرمت سلمان چون حرمت اهل البیت من است». (26) و باز در همین کتاب آمده است که «چون سلمان رسم عجم دانست گفت یا رسول الله حوالی مدینه خندقی باید کندن تا لشکر که درآیند بر ما هجوم نتوانند از بهر این در عجم هیچ شهری بی خندق نباشد، حضرت رسول به اشارت سلمان، بفرمود تا آن خندق برکندند بعد از آن جمع مهاجر گفتند که سلمان از ماست و انصار گفتند که سلمان از ماست بعد از آن پیغمبر علیه السلام گفت: سلمان منّا اهل البیت یعنی سلمان نزد من همچون اهل بیت من است. (27)»
6ـ انتساب افراد ایرانی به خاندان علی و بالع نیز از مسائل مشترک ایرانیان و اهل البیت است. در فارسنامه ابن بلخی از متون نثر قرن ششم هجری آمده است که: «پیغمبر علیه السّلام گفته است انّ الله خیرتین من خلقه، من العرب قریش و من العجم فارس، یعنی کی خدای را دو گروه گزین اند از جمله خلق او، از عرب قریش و از عجم پارس، و پارسیان را قریش العجم گویند و علی ابن الحسین را که معروف است به زین العابدین، ابن الخیرتین گویند یعنی پسر دو برگزیده به حکم آنکه پدرش حسن بن علی بود و مادرش شهربانویه بنت یزید جردالفارسی و ف حسینیان بر حسنیان از این است که جدّه ایشان شهربانویه بوده است و کریم الطرفین اند... پیغمبر علیه السّلام را پرسیدند کی چرا عاد و ثمود و مانند ایشان زود هلاک شدند و ملک پارسیان دراز کشید با آنکه آتش پرست بودند، پیغمبر (ص) گفت از بهر آنک آبادانی در جهان و دادگستردند میان بندگان. (28)»
7ـ در متون مختلف، به فارسی دانی حضرت رسول، حضرت علی و بعضی از ان اشاره رفته است. در فارسنامه ابن بلخی می خوانیم: «... در قرآن یک لفظ پارسی است و این از غرایب است و آن «سجیل» است... و پیغمبر ما بسیار لفظ پارسی دانستی و چند لفظ گفته است که معروف است و در ستایش پارسیان خبر مأثور است از پیغمبر (ص) که لوکان هذاالعلم معلّقاً بالثّریا، لناله رجال من فارس یعنی اگر این علم از ثریا آویخته بودی مردانی از پارس بیافتندی (29)».
8ـ در روایت های نقّالان و داستان هایی که در زورخانه ها نقل می شده است نیز توجه به داستان های ملی و مخصوصاً علاقه ی مردم به علی و خاندان وی کاملاً مشهود است. علی شاه مردان و سلحشوران است و «رستم را می بینیم که شام می گزارد و یا سهراب در یکی از عرصه ها ناگهان به آیه ای از قرآن استناد می کند (30)».
9ـ در بسیاری از حماسه های دینی ایرانی نیز علاقه شدید ایرانیان به اهل بیت در منظومه هایی به سبک و سیاق شاهنامه منعکش شده است که در آن ها زندگی و جنگ های حضرت رسول، حضرت علی و برخی از ائمه عظام به شیوه داستان های حماسی بر طبق همان الگوها و خوارق عادات به نظم آمده است. که از آن جمله اند:
1. خاوران نامه از ابن حسام، در شرح احوال و داستان های جنگ ها و فتوحات علی ابن طالب و نبردهای آن حضرت با دیوان و اژدهایان. این کتاب در 830 هجری به پایان رسیده است.
2. صاحبقران نامه در داستان سیدال ء حمزه که به سال 1073 به نظم درآمده است و ناظم آن معلوم نیست.
3. حمله حیدری در زندگی حضرت رسول و علی ابن طالب و ائمه اثنی عشر و حضرت صاحب ا مان از میرزامحمد رفیع خان باذل:

پس از مصطفی مدح شیر خدا
بود نزد ارباب عرفان روا

به مدح علی خامه سر می کنم
زمین تا فلک پر گهر می کنم...

ز جولانگه غیب بیرون ام
برون آر تیغ علی از نیام

سر دشمنان از بدن دور کن
برای دل دوستان سور کن (31)

4. حمله ی راجی از ملا بمانعلی کرمانی که به «حمله ی حیدری» راجی نیز معروف است و در 1270 به چاپ رسیده است (32).
5. خداوندنامه صبای کاشانی که مفصل ترین حماسه دینی شیعی است و در شرح احوال حضرت رسول و جنگ های حضرت علی است.
6. اردیبهشت نامه از سروش اصفهانی در وصف حضرت رسول.
7. جنگنامه از آتشی در شرح جنگ های علی علیه السلام.
8. داستان علی اکبر و قاسم بن حسن از شاعری به نام محمدطاهربن ابوطالب (33).

پی نوشت ها :

* شیراز
1ـ از هجونامه منسوب به فردوسی به نقل از صفحه 187 حماسه سرایی در ایران.
2ـ چهار مقاله نظامی عروضی به تصحیح قزوینی، ص 49.
3ـ تاریخ سیستان ص 7 و 8.
4ـ تاریخ ادبیات در ایران جلد اول، صفا، ص: 485.
5ـ چهار مقاله نظامی عروضی، به تصحیح قزوینی، ص50.
6ـ برای اطلاع از کیفیت این تغییرات رجوع شود به شاهنامه تصحیح خالقی مطلق، جلد اول، ص10 و 11 و شاهنامه چاپ مسکو ج1 ص 7.
7ـ این ات در چاپ خالقی 9 بیت است در حالی که در چاپ انستیتو خاورشناسی 17 بیت است. ر.ک ص9 ج1 تهران، 1971.
8ـ شاهنامه چاپ خالقی مطلق ج3 ص 10.
9ـ شاهنامه، مول 5/51/8.
10ـ همانجا 6/122/985.
11ـ همانجا 917 و 7/252/916.
12ـ مهدوی دامغانی، مذهب فردوسی، گلچرخ، شماره 8 و 9، بهمن و اسفند 72 ص13.
13ـ همانجا.
14ـ همانجا.
15ـ همانجا.
16ـ مردم و فردوسی، شادروان انجوی ص10 و 11.
17ـ همانجا ص12.
18ـ مردم و شاهنامه ص156.
19ـ اژدها در اساطیر ایران، منصور رستگار 234.
20ـ مردم و شاهنامه ص161.
21ـ همانجا ص121.
22ـ همانجا ص160.
23ـ خالقی مطلق، حماسه سرای کهن، ص26.
24ـ بحارالانوار ج45 ص40.
25ـ رفیع الدین اسحق بن محمد بن همدانی، سیرة رسول الله، ص93.
26ـ همانجا ص740.
27ـ فارسنامه ابن بلخی، لسترنج، ص4 و 5.
28ـ همانجا ص7.
29ـ داستان رستم و سهراب از مرشد عباس زریری به کوشش دوستخواه ص پنجاه و یک.
30ـ حمله حیدری باذل ص 5.
31ـ حماسه سرایی در ایران صفحات 377 تا 390.

منبع:مجله ی ادبستان، شماره ی 54.


مشاهده متن کامل ...
گفتگوی اختصاصی با سرتیپ خلبان حسین خلیلی
درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی

فرصتی دست داد تا در یکی از روزهای گرم تابستان در خدمت سرافراز سرتیپ خلبان حسین خلیلی از یاران و شاگردان شهید عزیز عباس بابایی، در دفتر کار ایشان باشیم و گرد شمع وجود این انسان بزرگ گشته و توشه ای بر گیریم.

گفت و گوی ذیل حاصل مصاحبه ای ۲ ساعته با خلیلی می باشد.

هر که از تن بگذرد جانش دهند

هر که جان در باخت جانانش دهند

هر که نفس بت صفت را بشکند

در دل آتش گلستانش دهند

هر که گردد نوحِِ عقلش ناخدا

ایمنی از موج توفانش دهند

هر که بیسامان شود در راه دوست

در دیار دوست سامانش دهند

انسان ها از نظر سرشت نفس به ۲ گروه تقسیم بندی می شوند:

- انسان های جسور و سرکش

- انسان های آرام که فطرتاً نفس آرام داشته و سر به زیر می باشند.

گاهی اوقات ت بودن هنجار می باشد و گاهی اوقات هنجار نیست. بسته به موقعیت فرد می توان هنجار یا ناهنجار بودن را تشخیص داد اما از دید اجتماع سکوت همیشه هنجار می باشد.

صادق (ع) از قول لقمان می فرمایند: لقمان به پسرش نصیحت می کند که پسرم اگر جایی دیدی صحبت ارزش نقره را دارد بدان که سکوت ارزش طلا را دارد.

شهید عزیز بابایی انسانی بود که با سکوت خود بالاترین فریاد را سر می داد. ی که با عمل خود به طرف مقابل آنچه را می خواست بگوید نشان می داد. ی که با سکوت خویش و با عمل و کردار، الگویی به تمام معنا برای دیگران بود. ایشان به دوستان کرّاراً توصیه داشت که «با اخلاق و رفتار نهی از منکر کنید که باعث کینه توزی نشود» و خود مصداق بارز این گفتار بود.

شهید بابایی ی بود که با عدم تعلقات ظاهری و مادی، با ساده زیستی خود الگوی عملی برای دوستان و آشنایان بود و دیگران را با عمل خویش و با سکوت خود عملاً دعوت به ساده زیستی می نمود.

شهید اردستانی که روحی جسورانه، پر وش و سرکش داشت با شهید بابایی که روحی آرام داشت تلفیق شده بودند و با صفات برجست ای که داشتند یک شخصیت زیبا را خلق نموده بودند.

آشنایی خلیلی با شهید بابایی

بعد از انقلاب و فرار بنی صدر خائن و شهادت شهید فکوری، فرماندهان اغلب پایگاه ها تعویض شدند از جمله شهید بابایی که با گرفتن ارتقا درجه از سروانی به سرهنگ دومی به عنوان فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان انتخاب گردید. با توجه به اینکه حدود ۵۰ درصد از پرسنل نیروی هوایی مستشاران یی بودند، با خارج شدن آنها از کشور عملاً مشکلاتی در زمینه آموزش پیش آمده بود.

شهید بابایی مبحث آموزش را از ابتدای فرماندهی شروع می کند. در این راستا از نیروهای انقل و مومن و کارآمد نیروی هوایی استفاده نمودند که از جمله می توان از خلبان شهید علیرضا بی طرف، شهید محمد رضا شادنژاد، مهدی بادکوبه ای و همچنین این جانب را نام برد که در اسفند ماه ۱۳۶۰ بحث آموزش هواپیمایی f-14 را در پایگاه اصفهان راه اندازی نمود و این نیروها بدون تلفات و خسارت دوره ی آموزش را به پایان رساندند.

نکته ای که می توان از آن به عنوان نقطه ی عطف یاد نمود این بود که شهید بابایی همه یاران خود را آزمایش می کرد و برای آنها برنامه ریزی می نمود. با توجه به دوره آموزشی یاد شده آشنایی اینجانب با شهید بابایی شروع گردید.

خاطره ای از شهید بابایی

یک روز این جانب به پست فرماندهی رفته بودم و یک کار شخصی با یکی از افسران پست فرماندهی داشتم. وقتی وارد پست فرماندهی شدم دژبان آنجا مانع شد. گفتم می خواهم پیش افسر کامپوز بروم. دژبان گفت که شما مجاز نیستید. من گفتم شما مرا می شناسید و من هم مجاز هستم وارد شوم اما دژبان باز ممانعت نمود. در نهایت یک مقدار صدای ما بلند شد و دژبان به من توهین کرد و ما نتیجه ای نگرفتیم. ظاهرا حق با من بود و چون به من توهین شده بود، این اتفاق توسط افسر پست فرماندهی به شهید بابایی فرمانده پایگاه گزارش شده بود. همچنین این امر توسط بازرسی و تحقیق نیز تحقیق شده بود و نظر بر این بود که دژبان توهین کرده است و ستوان خلیلی بی گناه است.

وقتی این گزارش به دست شهید بابایی می رسد و آن را مطالعه می کند، زیر گزارش دستوری مخالف آنچه بازرسی نوشته بود می نویسد و اینطور پاراف می کند که: « دژبان وظیفه خود را درست انجام داده و به ستوان خلیلی به علت عدم رعایت اخلاق ی تذکر داده شود. »

پیام شهید این است که : « اگر تو مسیر من را میخواهی بیایی باید تحملت زیاد باشد.» و خود شهید مصداق بارز تحمل سختی ها بود.

بابایی در مکتب اباعبداله الحسین (ع) تربیت شده بود و با مکتب حسین بزرگ شده بود. ایشان مرید و رهرو (ره) بودند. ایشان عاشق بودند و در رفتار و عمل هم در راه بودند.

شهید بابایی بیش از مسئولیت سازمانی خود به عنوان فرمانده پایگاه، معاونت عملیات نیروی هوایی، برای خود مسئولیت قائل بود و مسئولیت را به حرفه خود محدود نمی کرد. او مسئولیت را امانت الهی می دانست. بابایی با تنبیه من دو کار انجام داده بود: ۱- آزمایش من که چقدر ظرفیت دارم ۲- انسان سازی و تربیت انسان که این تنبیه برای من افتخار است.

شه بابایی و اخلاق بابایی، بابایی را بابایی کرده بود. اخلاق در شه و شه در اخلاق بود که بابایی به این مقام رسیده بود.

خاطره ای دیگر از خلیلی

زمانی ما یک دوستی داشتیم که دوست مشترک من و شهید بابایی بود. ایشان یک سمت بالایی در نیروی هوایی داشت. وقتی شهید بابایی از فرماندهی پایگاه اصفهان به سمت معاونت عملیات ارتقاء پیدا کرد، این دوست مشترک از سمت خود در نیروی هوایی گذشت و دفتردار شهید بابایی شد. این دوست عزیز با اطلاعاتی که در نیروی هوایی داشت، هم دفتردار بابایی بود و هم مشاوری امین و یک منبع اطلاعاتی و فکر که شهید بابایی این اطلاعات را تحلیل و تجزیه می کرد و عملیات می نمود.

با پستی که ایشان در نیروی هوایی داشت، طبیعی است که رقبایی هم داشت که اینها در رقابت با شهید بابایی نمی خواستند کورس را از دست بدهند. وقتی رقبای شهید بابایی فهمیدند که این شخص به عنوان دفتردار و منبع تغذیه فکر و اطلاعات برای شهید بابایی هست، به ترفندهایی برای دور این شخص از شهید بابایی دست زدند. و نهایتا این دوست را به یکی از نقاط دوردست اعزام د. آن دوست از شهید بابایی انتظار داشت که در مقابل ترفند رقبا مقاومت کند و حداقل از انتقال ایشان ممانعت کند. درحالی که شهید بابایی ع العمل جدی در این رابطه از خود نشان نداده بود و همین رفتار شهد بابایی موجب تعجب این دوست صدیق گشته بود. در یک جلسه که با شهید بابایی داشته بود مسئله را مطرح کرده بود و شهید بابایی عذر او را پذیرفته بودو علی رغم اینکه یار خود را از دست می داد با انتقال ایشان موافقت کرد. من به عنوان شاگرد بابایی و دوست آن شخص این قضیه را پیگیری . پاسخ شهید بابایی بسیار استراتژیک و دور از فهم برای من و دیگران هست که همه چیز را با هنجارهای حاکم تجزیه و تحلیل می کنند. پاسخ شهید بابایی این بود که: « بالام جان از ایشان انتظارمان خیلی بیشتر از این بود. او باید خود را برای روزهای سخت تری آماده می کرد. ما اگر به راستی طرفدار انقلاب و هستیم و پیرو علی هستیم، باید همانند ابوذر آمادگی تبعید به رَبَزه را داشته باشیم ».

شهید بابایی فکر میکرد، فکر می کرد، فکر می کرد سپس عمل می کرد آن هم بدون حرف زدن.

ویژگی های اخلاقی و رفتاری شهید بابایی این ها بود که در طول ۱۰۰ ساله نیروی هوایی ایشان را از دیگر فرماندهان نیروی هوایی متمایز کرده است. چرا که بسیاری از رفتارهای مثبت و هنارهای فرماندهی را خیلی از فرماندهان زمان شاه داشته اند ولی آیا هنجارها و ارزش های ی شهید بابایی را داشتند؟

شهید بابایی کم حرف میزد و نگاه های معناداری داشت. یک نگاه تشکر آمیز و با محبت داشت که نشان رضایت خاطر ایشان از یک موضوع، رفتار یا مسئولیت سازمانی یا شرعی بود. یک نگاه دیگر داشت که حاکی ازانتظار رفتاری مناسب در آینده یا نزدیک بود. یک نگاه دیگری هم داشت که حاکی از انتقاد یا ن یتی ایشان از یک موضوع یا فرد یا عمل بود. در واقع شهید بابایی با نگاه های خود حرف خود را میزد.

ان شاءالله همه بتوانیم راه این شهید عزیز را ادامه دهیم و بتوانیم اخلاق و رفتار او را سرمشق رفتارمان قرار دهیم و برای ما الگو باشد. شهید بابایی در و ذوب شده بود و مصداق جمله آیت اله محمدباقر صدر بود که می فرمود: « ذُوبُو فِی الاِمام اَل کَما ذُوبُو فِی الاِسلام » در ذوب شوید همانگونه که او در ذوب شده است.

روحش شاد و راهش پر رهرو باشد. والسلام



مشاهده متن کامل ...
مسئله دوم
درخواست حذف اطلاعات

مسأله دوم : در مبحث انواع حج مرحوم شهید هم فرمودند که انواع حج سه تاست یکی از انها حج افراد است که مفرد بعد از محرم شدن باید وقوف به عرفه را اتیان کند بعد وقوف بمشعر را بعد بمنی بیاید اعمال امنی را انجام بدهد بعد هم تا ا ذی الحجة وقت دارد تا طواف و طواف و سعی صفا و مروه را انجام بدهد بعد طواف نساء را انجام بدهد و انرا بخواند که تقریباً طواف نساء این نوع حج در ا از تمام اعمال است اما مرحوم شهید در اینجا می فرماید مفرد می تواند در ح اختیار هم اول طواف نساء و سعی و صفای خود را انجام بدهد و ش را بخواند بعد برای وقوف به عرفه برود. مرحوم صاحب روضه می فرماید عامل به چنین حجی که طواف نساء وسعی را مقدم کرده بعد از هر طوافی باید تجدید تلبیه کند. تا آ اعمال محسوب نباشد. مرحوم صاحب روضه حج قران را هم بمثل حج افراد احتساب کرده چون تنها فرق قران با افراد این است که در حج قرآن همراه آوردن قربانی لازم است. مرحوم صاحب جواهر هم در جلد 19 ص 395 در مورد تقدیم طواف حج فرموده و کیف کان فلا خلاف اجده الا من الحلی ایضاً فی انه یجوز قدیم للقارن و المفرد بل فی محکی المعتبر نسبته الی فتوی الاصحاب بل عن الشیخ و صریح الغنیة الاجماع علیه و هو الحجة بعد المعتبرة المستفیضة ی منها نصوص حجة الوداع در باب 2 احادیث 3 و 13 و 14 و 31 و 32 . ... الی غیر ذلک من النصوص ینتفی فی جملة منها احتمال ارادة عجیل بعد مناسک منی قبل انقضاء ایام شریق و بعده. ... بل عن الخلاف و النهایة ان ای وقت شاء و عجیل افضل و ان کان هو مطلق لکن فی المتن و القواعد جواز ذلک علی کراهیة ولعلها وجاً عن شهبة الخلاف ... و علی کل حال فما عن ابن ادریس من عدم جواز قدیم للاصل المقطوع بما عرفت و الاحتیاط للاجماع علی الصحة مع أخیر بخلاف دیم و فیه منع الخلاف فیه من غیره هذا و قد تقدم البحث فی وجوب تجدید لبیة علیهما اذا طاف و عدمه. و فصیل بین المفرد فیجدد دون القارن که شهید در روضه نسبت بهردوحکم بتجدید تلبیه نموده است. مرحوم علامه در جلد 7 تذکره ص 144 فرموده قال الشیخ در مبسوط 1 ص 359 و النهایة ص 241 یجوز للقارن و المفرد تقدیم طوافهما وسعیهما علی المضّی الی عرفات لضرورة و غیرها ... قال الشیخ در تهذیب 5 ص 44 ذیل حدیث 131 و یجدان لبیة لو قدّما الطواف لیبقیا علی احرامهما و لم لم یجدواها انقلب الحجة عمرة. و انکر ابن ادریس و کافة العامة ذلک. چون ایشان در جلد 1 سرائر ص 575 فرموده اما المفرد و القارن ... لا یجوز لهما تقدیم الطواف قبل الوقوف بالموقفین علی الصحیح من الاقوال لانه لاخلاف فیه و قد روی انه لا بأس بهما که در باب 16 از ابواب اقسام الحج است. مرحوم خوئی در موسوعة خود راجع به نقش این تقدیم در جلد 29 ص 357 در مسأله 416 فرموده من کان یجوز له تقدیم الطواف و السعی اذا قدمهما علی الوقوفین لا یحل له الطیب حتی یأتی بمناسک منی من الرمی و الذبح و الحلق او قصیر در مقام تعلیل هم فرموده لان طواف الحج او طواف النساء اللذی یحل له الطیب او النساء هو المترتب علی اعمال منی لا مطلق الطواف و لو تقدم علی الوقوفین. آقای سیستانی هم تقریباً بمثل آقای خوئی قائل به جواز تقدیم شده.

جواز تقدیم طواف و سعی برای متمتع در حال ضرورة : مرحوم شهید در این قسمت از فرمایش خود در مورد مکلفی بحث دارد که می خواهد حج تمتع بحا بیاورد علی القاعده باید از میقاتی احرام ببندد و طواف بیت کند و بخواند و سعی و صفا را بجا بیاورد بعد تقصیر کند. تا مُحّلْ شود. اما بالفرض خانمی هست که اگر بخواهد طبق معمول رعایت ترتیب کند عادت ماهانه شود و یا نفساء شود نتواند بموقع اعمال خود را انجام بدهد در این گونه موارد مرحوم شهید می فرماید هم چو مکلفی اول مراسم و اعمال مکه را اتیان می کند بعد اعمال خارج مکه ای را در ایام عادت هم باشد می تواند اتیان کند. در اینجا هم مرحوم صاحب روضه می فرماید بهمان علتی که سابق عرض کردیم باید مکلف بعداز هر ی تجدید تلبیه د. مرحوم صاحب جواهر هم در جلد 19 ص 293 فرموده لا خلاف معتد به اجده فیه من انه لا یجوز عجیل. یعنی تعجیل طواف و سعی برای متمتع. الا المریض و المرأة ی تخاف الحیض و الشیخ العاجز عن العود او ا حام و نحوهم من ذوی الا عذاز للموثق او الصحیح که حدیث باب 13 از ابواب اقسام الحج است ... بل عن ابن زهرة الاجماع علی قدیم علی الحلق یوم النحر للضرورة. فما عن ابن ادریس من عدم جواز قدیم مطلق للاصل المقطوع بما سمعت و اندفاع الحرج بحکم الاحصار واضح الضعف نحو ما سمعته من بعض متأ ی المتأ ین من الجواز مطلقا اللذی هر طرف الافراط معه. و رما استظهر ایضاً من عبارة ذکرة قال و ردت رخصة فی جواز تقدیم الطواف و السعی علی ال وج الی منی و عرفات و به قال الشافعی. ... اذا ثبت هذا فالاولی قیید للجواز بالعذر بناء علی ارادة الافضل من الاولی. ولکن فیه منع واضح خصوصابعدان حکی اجماع العلماء سابقاً علی عدم الجواز. بعد مرحوم شهید می فرماید که طواف نساء هم نباید پیش از طواف حج و سعی اتیان شود مگر بخاطر ضرورت. مرحوم صاحب جواهر در اینمورد هم در ص 394 از جلد 19 فرموده و کذا یجوز تقدیم طواف النساء للضرورة کما عن الفاضل و غیره صریح به بل فی کشف اللثام انه المشهور ... و کذلک لابأس لمن خاف امراً لایتهیأ له الا نصراف الی مکة ان یطوف و یودع البیت ثم یمر کما هو من منی اذا کان خائفاً. خلافاً للحلی ایضاً فلم یجوز، للاصل و استاع وقته و الرخصة فی الاستنابة فیه و وجه عن اجزاء المنسک. مرحوم صاحب ریاض هم در ریاض الاحکام جلد 7 ص 96 فرموده لا یجوز للمتمتع تقدیم طواف حجه و سعیه علی الوقوفین و قضاء المناسک فی منی یوم النحر باجماع العلماء کافة کما عن المعتبر و المنتهی و ذکرة و الفقیة الاجماع علیه للمعتبرة ... هذا الحکم ثابت مطلقاً الا لمعذور کامرأة تخاف الحیض المتأ او مریض یضعف عن العود او هم و شیخ عاجز یخاف علی نفسه ا حام فیجوز لهم قدیم حینئذ بلاخلاف. الا من الحلی تمتع ایضاً للاصل و اندفاع الحرج بحکم الاحصار. و هو نادر بل فی الغنیة علی خلافه الاجماع. مرحوم علامه در مختلف جلد 4 ص 217 فرموده قال الشیخ فی النهایة و المبسوط و اما المفرد و القارن فانه لا بأس علیها ان یقدما الطواف قبل ان تأتیا عرفات و اما طواف النساء فانه لا یجوز الا بعد الرجوع من منی مع الاختیار فان کان هناک ضرورة تمتعه من الرجوع الی مکه او امرأة تخاف الحیض جاز لهما تقدیم طواف النساء ثم یأتیا الموقفین و منی. بعد مخالفت مرحوم ابن ادریس را نقل می کند که اینان در هیچکدام جایز نمی داند.

واجب بودن طواف نساء در انواع حجها : مرحوم شهید در این قسمت از فرمایش خود در مورد فرضیه ای بحث دارند که وجوب طواف نساء را برای تمامی انواع حجها عمره ها ثابت می کند و از میان آنها تنها از حج تمتع سلب وجوب شده است و لذا مرحوم شهید می فرماید در تمامی نسک برای تمامی انجام دهندگان نسک طواف نساء واجب است. فراهیدی در العین جلد 5 ص 314 آورده که منسک بمعنای عبادت است البته در المحیط صاحب ابن عباد گفته که بمعنای ذبیحه هم آمده. راغب در مفردات خود آورده که اختص باعمال الحج مصباح المنیر هم گفته مناسک الحج عباداته و قیل مواضع العبادة. شاید بخاطر عام بودن معنای منسک باشد که مرحوم صاحب روضه در ادامه فرموده این منسک حج باشد یا عمره در واقع محدوه منسک را به حج و عمره متوقف نمود. همچنین عبارت کل فاعل کلا م شهید را هم به منسک تقیید نمود می شد بفرمایدای الناسک. اما عبارت منسک تمام شمولی دارد و لذا مرحوم شهید در روضه این قید را انتخاب نموده. پس طواف نساء برای عام انواع حجها ثابت است بعد مرحوم شهید در مقام استثناء گوئی می فرماید در عمره تمتع طواف نساء واجب نیست. مرحوم صاحب جواهر هم در جلد 19 ص 405 در مسأله دوانزدهم فرموده طواف النساء واجب فی الحج بجمیع انواعه اجماعاً بقسمیه بل المحکی منهما مستفیض کالنصوص ... دون المتمتع بها فانه لایجب فیها بلا خلاف محقق اجده فیه و ان حکاه فی اللمعه عن بعض الاصحاب که شهید در ادامه مطلب سابقش فرموده بعضی در عمره تمتع هم طواف نساء را واجب می دانند اما مرحوم صاحب جواهر در ادامه فرمایش خود فرموده واسنده فی الدروس الی النقل لکن لم یعین القائل و لاظفرنا به و لا احد ادعاه سواه بل فی المنتهی لا اعرف فیه خلافاً بل عن بعض الاجماع علی عدم الوجوب ولعله کذلک فانه قد استقر المذهب الاّن علیه و قبل الآن مضافاً الی النصوص ... و لایقدح فی بعضها الاضمار لان مضمرات الاجلاء حجة عندنا که جمله خوبی است. مرحوم خوئی هم در جلد 29 موسوعه خود ص 357 در ضمن مسأله 416 فرموده لاینبغی الریب فی اصل وجوبه. یعنی طواف نساء. علی جمیع الحجاج اجماعاً یقسمیه کما فی الجواهر و نصوصاً و هی کثیرة جداً ... لکن یظهر من الروایة ان وجوبه لیس بملاک وجوب الاتیان باعمال الحج و اجزائه بل لاجل نحلة النساء. در کتاب احکام فقهی آقای فلاح زاده در ص 109 فرموده 36 ـ در عمره تمتع طواف نساء واجب نیست ولی به جای آوردن آن اشکال ندارد و به فتوای برخی از فقهاء موافق با احتیاط است. اما مرحوم صاحب روضه می فرماید نظریه بعضی برای وجوب طواف نساء در عمره تمتع یک نظریه ضعیفی است ما از مراجع فعلی ی را نیافتیم تا قائل به وجوب باشد.

لازم بودن طواف نساء برای تمامی حجاج : مرحوم صاحب روضه می فرماید شهید علیه الرحمه با عبارت کل فاعل فرمودن وم طواف نساء را برای تمامی مردان و ن و کوچکترها و بزرگسالان و قادرین به مجامعت و غیر قادرین بمجامعت را تحت این عنوان گنجاند که طواف نساء برای تمامیشان واجب است بعد تأیید فرمایش شهید می کند و می فرماید حق هم همین است. بعد در مقام خورده گوئی در کلام شهید می فرماید البته قدری مجازگوئی هم در عبارت می گنجد و آن هم این است که اطلاق واجب بودن طواف نساء به افراد غیر مکلف مجاز است و باید باعتبار آینده اش منظور شود بطوری که اگر انجام نشود بعد از بلوغ جنس مخالف ها بهم حرام خواهد بود. مگر اینکه نیابتاً هم که شده اتیان شود. در اینمورد فرمایش صاحب جواهر را هم در ص 410 از جلد 19 عرض کردید فرموده فهوای طواف النساء لازم للرجال و النساء و الصبیان و الخصیان و الخناثی بلاخلاف معتد به اجده فیه. بل عن المنتهی و ذکرة الاجماع علیه فی الجملة. مرحوم علامه در جلد 8 تذکرة ص 354 هم این حکم را فرموده و بعد در مقام بیان قاعده کلی فرموده فکل احرام یجب فیه طواف النساء الا الاحرام العمرة غیر المفردة و کل طواف لا بدله من سعی یتعقّبه الاطواف النساء. مرحوم نراقی هم در مسند جلد 13 ص 20 در مسئله 9 فرموده لایتختص وجوب ذلک. یعنی طواف نساء. بالرجال و لا بمن من شأنه الوطء بل یجب علی کل احد رجلاً کان او امرأة او صبیاً او هّماً [در حاشیه آورده اند که الهم بال ر الشیخ الکبیر.] لا یقدر علی الوطء او خصیاً بالاجماعین للاطلاقات و خصوص صحیحة ابن یقطین که حدیث 1 باب 2 از ابواب الطواف وسائل است. نظر مبارک مراجع عظام را هم از کتاب اراء المراجع 3 ص 372 عرض می کنیم. الإمام ال قدس سره : پیرمردان و پیر نن و عنین باید طواف نساء به جا آورند.السید الخوئی قدس سره : کما یجب علی الرجال یجب علی النساء.

السید الگلپایگانی قدس سره : بر هر حاجی واجب است و تفاوتی بین زن و مرد و بالغ و غیره بالغ نیست حتی برای طفل غیر ممیز.السید الشبیری : طواف نساء بر مرد و زن و خنثی و کودک و بزرگ و اخته حتی پیرمردان و پیر ن واجب است و اگر قبل از طواف نساء بمیرد باید از ترکه او طواف نساء به جا آورند.الشیخ البهجت : بر آن هم که هیچ عمل شویی انجام نمی دهند طواف نساء واجب است.الشیخ الصافی : حاشیه ندارد.الشیخ الفاضل : در فروع اول با موافق است.تقریباً در اینمورد اراء موافق و اتفاقی است

جایگاه انجام طواف نساء در میان اعمال حج : مرحوم شهید در این قسمت از فرمایش خود می فرماید جایگاه عملی طواف نساء در میان اعمال حج این است که بعد از سعی بین صفا و مروه انجام شود. و لذا مرحوم صاحب روضه در مقام تفریع گوئی می فرماید اگر ی عمداً قبل از سعی تیان کند لازم است که بعد از سعی دوباره طواف نساء را انجام بدهد اما بطور فراموشی قبل از سعی اتیان شود مجزی و کفایت می کند. و فرد جاهل به جایگاه انجام بمثل عامد میماند و باید بعد از سعی اعاده کند. مرحوم صاحب جواهر هم در ص447 از جلد 19 فرموده لا یجوز تقدیم طواف النساء علی السعی اختیاراً بلاخلاف اجده فیه ایضاً کما اعترف به غیر واحد. ... و حینئذ فان قدمه عمدا طاف ثم اعاد السعی حتی ی آتیاً بالمأمر به علی وجهه نعم لوقدمه ساهیاً اجزأه. البته عبارت مرحوم شهید از حیث اختیار و اضطرار در اینجا اطلاق دارد اما ضرورتی باشد فرموده اند که تقدیم به سعی ایرادی ندارد. مرحوم کاشف الغطاء هم در کشف خود جلد 4 ص 470 اول سعی بعد طواف نساءرا از اعمال حج شمرده. مرحوم کاشف اللثام هم در کشف خود جلد 5 ص 485 فرموده و هو باصل الشرع متأ عن السعی للمتمتع و غیره لا یعرف فیه خلافاً و النصوص ناطقة به فان قدمه علیه ساهیاً اجزاء کما فی النهایة و المبسوط و هذیب و السرائر و الجامع و النافع و الشرائع و الوسیلة لاصل البرائة و یعارضه اصل البقاء علی الذمة و حرمة النساء. و لخبر سماعة که حدیث 2 باب 65 از ابواب الطواف است. که اجزاء را میرساند.

نظر مبارک مراجع عظام را هم از کتاب اراء المراجع جلد 1 ص 326 عرض می کنیم.فی حریرم 4 : لو سعی قبل الطواف فالأحواط إعادته بعده ولو قدّم الصلاة علیه یجب إعادتها بعده.السید الخوئی : محل السعی إنّما هو بعد الطواف و صلاته فلو قدّمه علی الطواف أو علی صلاته و جبت علیه الإعادة بعدهماالسید السیستانی : نفس المتن المذکورالسید الشبیری : یجب أن ی السعی بعد الطواف و صلاته فإن قدمه علیهما أو علی أحدهما عالما عامداً أعاده بعدهما

السید الخامنئی : محل الإتیان بالسعی بعد الطواف و صلاته فلا یصحّ تقدیمه علیهماالسید الگلپایگانی : رتیب بأن ی السعی بعد صلاة الطواف فلا یجوز تقدیم السعی علی الطواف إختیاراً لا فی الحج و لا فی العمرة فإن فعل ذلک عمداً بلاضرورة أعاده و إن کان لضرورة یکفیه ذلک.الشیخ البهجة : محل السعی إنّما هو بعد الطواف و صلاته فلو قدمّه علی الطواف أو علی صلاته فالأحوط إعادته بعدهما الشیخ بریزی : محل السعی أنما هو بعد الطواف و صلاته ... إلی آ ما نقل عن السید الخوئی الشیخ الصافی : الثامن : رتیب، بأن ی السعی بعد صلاة الطواف فلا یجوز تقدیم السعی علی الطواف إختیاراً لا فی الحجّ و لا فی العمرة فإذا تعمّد الانسان تقدیم السعی علی الطواف بلا ضرورة أعاده و إن کان لضرورة أجزاه و یحتمل الاجزاء إن کان عن سهو أیضاً و إن کان الأحوط و جوباً الإعادة و کذلک الجاهل بالمسألة.الشیخ الفاضل : لو سعی قبل الطواف نسیاناً فالاقوی إعادته بعده ولو قدم الصلاة علیه یجب إعادتهما بعده الشیخ المکارم : إذا کان مشغولاً بالسعی و تذکر فی الاثناء أنه لم یقم بالطواف اعاد و أتی بالطواف و أدّی صلاته خلف مقام ابراهیم علیه السلام ثمّ واصل السعی من حیث ترک الشیخ الوحید : المتن المذکور من السید الخوئی قدس سره إلی قوله : فعلیه الإعادة مرحوم علامه هم در جلد 8 تذکرة الفقهاء ص 142 در مسئله 502 فرموده السعی تبع للطواف لایصح تقدیمه علیه و به قال مالک و الشافعی و اصحاب الرأی و احمدفی احدی الروایتین. پایان مسئله دوم



مشاهده متن کامل ...
اس ام اس ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام (5)
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: اس ام اس های جالب



متن تبریک روز جوان, اس ام اس میلاد حضرت علی اکبر,


متن تبریک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید
اکبر زیبای لیلا از چهره گشاید
روی او روی محمد، بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


ای که باروی چو ماهت، دلربای عالمینی/با نگاهی عاشقانه، قبله جان حسینی
یوسف آل عبائی، قبله دل های مایی/ای علی دوم عشق، حیدر کرببلائی
ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک باد.


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


افسوس که نامه جوانی طی شد
و ان تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی امد و کی شد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


پیامک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


اکبر که گل حمیده ی فاطمه است
نور دل و نور دیده ی فاطمه است
هر چند که از گلشن لیلا باشد
او لاله ی پروریده ی فاطمه است
میلاد نورانی اش مبارک.


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس روز جوان


 


پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی/خورشید بود جلوه طوری که داشتی
شب زنده دار بودی و ذوب خدا شدی/در بندگی گذشت حضوری که داشتی
میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


پیامک تولد حضرت علی اکبر (ع)


 


جوانان ، اراده ای سترگ دارند و دل هایی دریایی و بزرگ
که می توانند در آرامش سر سبز عشق ، نیکی ها و زیبایی ها را بسرایند
و دری به خانه خورشید بگشایند
روز جوان مبارک


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


متن تبریک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


صدای پای بهار آمد/بیا که کوه وقار آمد
به قلب عاشق قرار آمد/به حق پرستی عیار آمد
میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر