پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 د نی آے د خت رون ه م ن
پست ثابت دوم:تنها ویزلی موقهوه ای
درخواست حذف اطلاعات

سلام.

خیلی با خودم کلنجار رفتم و بالا ه راضی شدم یکی از فن فکیشن هامو به اسم تنها ویزلی مو قهوه ای رو از زیر دفتر هایی که توشون داستان می نوییسم در بیارم و تایپ کنم .

 به چند دلیل نمی خواستم فن فکیشنمو بذارم:.

1.می ترسیدم زیاد خوب نباشن.یعنی درست شبیه متن و طرز نوشتار رولینگ نباشن.
2.اینکه نکنه ایده هام زیاد جالب نباشن.
3.بعضی هاشون اصن (اصلانیشخند)ح خاطره داره و با زندگی خودم آمیخته شده بدجور! نیشخند
ولی دیگه یکی از فن فکیشن ها جالبمو گذاشتم. که خودم شخصیت اولشم:

 نیایش تنها ویزلی موقهوه ای.نیشخند

هر چند وقت یکبار فصل جدید رو در انجمن گفت و گوی دمنتور ،بخش فن فکیشن ها میذارم و البته همزمان اینجا هم ادامه فن فکیشن رو میذارم.

فن فکیشن به صورت آنلاین و البته برای به صورت pdf منتشر میشه.

فقط لطفا نظرات و انتقاداتتون رو یا در انجمن دمنتور بگید یا از طریق نظرات توی این پست.

این پست ثابت دومه.لازم به ذکره که برای مطالب به روز تر وبلاگ یه پست پایین تر برید.

قسمت جدید فن فکیشن هم  و همه ی قسمت ها توی همین پست منتشر میشه.

یعنی برای هر قسمت پست جداگانه ای قرار داده نمیشه. بلکه توی همین پست قسمت جدید رو می ذارم.

هر ی مایله بگه که برای قسمت های جدید خبرش کنم.البته درصورتی که قسمت جدید گذاشته بشه توی پست ثابت اول قسمت اخبار وب می نویسم که قسمت جدید رو گذاشتم.توی همین پست هم میگم.

 لینک داستان در انجمن گفت و گوی دمنتور:تنها ویزلی مو قهوه ای

در ادامه مطلب این قسمت ها هستند:

 

 1.فصل اول:جارو

 

 2.فصل دوم:روپرت ویزلی

 3.فصل سوم:گرگینه

4.فصل چهارم:بازدارنده

5.فصل پنجم:نامه ی دامبلدور

6.فصل ششم:رابرت ویزلی

 

اینم کاور فن فیکشن که خودم درستش :

 


لطفا برای خواندن فن فکیشن و ش به ادامه مطلب برویدنیشخند

p

فصل اول :جارو
موهایم را باز و محکم تر از دفعه ی قبل پشت سرم بستم ولی باز هم قسمتی از جلوی موهایم جلوی صورتم افتاد.آهی کشیدم و آنرا پشت گوشم انداختم.ردایم را از روی تختم برداشتم;پنجره ی اتاقم را بالا زدم ،سرم را از پنجره بیرون بردم و به پایین نگاه :جارویم سر جای همیشگی اش کنار دیوار بود.باعجله و در حالی که داشتم ردایم را می پوشیدم از پله ها پایین آمدم.
_اون چیه تو گوشت؟
مادرم با تعجب این سوال را از من پرسید.
_هندز فری.
_ یکی دیگه از وسایل مشنگ هاست؟
_مامان من کار دارم. خداحافظ.
_ریش مرلین!نمی دونم به کی رفته هرکی ندونه یه فشفشه س آخه یکی نیست بگه....
در را پشت سرم بستم و ترجیح دادم که به بقیه حرف های مادرم گوش ندهم.کلای ردایم را سرم این اولین بار نبود که ی از دیدن من متعجب شده بود یا مرا فشفشه یا مشنگ خطاب کرده بود.وقتی موریل مرا برای اولین بار در هشت سالگی دید بلافاصله فریاد زد:ریش مرلین! یه ویزلی موقهوه ای!!این غیر ممکنه!شاید فشفشه باشه!خدای من حتما اینم مثل پسر ی دختر ی مادربزرگ مارتای پیر که زال به دنیا اومد فشفشه س.
جارویم را برداشتم و به طرف بالا حرکت . راستش جارویم زیاد خوب نبود.یک هیپو ی قدیمی بود که از برادرم روپرت به من رسیده بود. بعد از اینکه روپرت وارد تیم کوییدیچ بریتانیا شد پدر و مادرم برایش یک نیمبوس یدند.ولی هرچه که بود از آن راضی بودم و تقریبا هر روز عصر های پنج شنبه برای جارو سورای با آن پرواز می .
باد در ردایم می پیچید و آنرا تکان می داد.هوا کمی ابری و سرد و با توجه به این ساعت از روز کمی تاریک بود. سعی که با آ ین سرعت به طرف پریوت درایو بروم.حدودا بیست دقیقه از جارو سواری ام می گذشت که از دور خانه ی مشنگ ها را دیدم.سعی بالاتر بروم و در ابر و مه ای که در آسمان بود خودم را پنهان کنم که مبادا ی از مشنگ ها مرا ببیند.هوا درمیان مه ها سرد تر و تشخیص روبه رو سخت تر شده بود ولی می توانستم با کم ارتفاعم فقط برای چند لحظه پایین را ببینم.ارتفاعم را کم و شیروانی قرمز رنگ اولین خانه ی سر کوچه ی پریوت درایو را دیدم سرعتم را کم و به آرامی پایین آمدم.خوشبختانه ی توی کوچه نبود.
جارو یم را دستم گرفتم و کلاه ردایم را از سرم در آوردم و روی در اولین خانه ی پریوت درایو سه بار ضربه زدمو به دیوار تکیه دادم.چند دقیقه صبر ولی خبری نشد.یکبار دیگر محکم تر با دستم به در ضربه زدم. نه انگار ی در خانه نبود.اهی کشیدم و به جارویم خیره شدم.همین که خواستم سوار جارو بشوم چشمم به دکمه ی نقره ای رنگ و رو رفته ای روی دیوار خورد.دستم را برای لمس دکمه جلو بردم و ناخودآگاه آنرا فشردم.صدای عجیبی از آن به صدا در آمد:دینگ دینگ.
برای یک لحظه از کارم پشیمان شدم ولی کمی بعد یک نفر در را باز کرد.
_سلا...م
یک مشنگ میانسال در را باز کرد. بلافاصله چشمش به جارویم افتاد.سعی طوری واکنش نشان دهم که انگار یک جاروی معمولی در دستم است.
_من نیایش ام. دوست آنا.اگه امکان داره میشه به آنا بگین بیاد پایین؟
مشنگ که هنوز به جاروی در دستم خیره شده بود گفت:
_من مادر آنا هستم.آنا داره لباس می پوشه چرا نمیایی داخل؟
در همین لحظه بود که آنا پشت سر مادرش ظاهر شد.آنا که انگار متوجه نگاه مادرش شده بود گفت:
_سلام نیایش بالا ه اومدی؟مامان نیایش یکمی وسواس داره همیشه قبل از اینکه جایی بشینه اونجارو حس تمیز میکنه!دفعه ی پیش که رفتیم پارک تمام مدت س ا بود و روی نیمکت نشست.
مادر آنا با شک و تردید لبخندی زد و نگاه موشکافانه تری به من انداخت و گفت:
منم تمیزی رو دوستدارم.
با احتیاط قسمتی از ردایم که بر اثر تکیه دادن به دیوار خاکی شده بود را تمیز و گفتم:
_آره...خب...آنا ما امشب مهمون داریم اگه میشه یکم زودتر بریم.
آنا لبخندی زد و گفت :
_حق با نیایشه.فعلا خداحافظ مامان.
کمی بعد من و آنا در جلوی خانه ی آن ها تنها شدیم.
_مگه قرار نبود خودت درو باز کنی!
_چرا ولی داشتم دنبال یه لباس گرم می گشتم. ذوق و شوق عجیبی در صدایش نهفته بود.
_داشتم از ترس میمردم!می دونی اگه شک میکرد کارمون به وزارت سحر و جادو میرسید.
آنا که انگار داشتم با شخص دیگری صحبت می نگاهش را به جارویم دوخته بود:
_میشه لمسش کنم؟
_آره.
جارو را به دستش دادم.
آنا که انگار با ارزش ترین شئ دنیا را در دست داشت ،دستش را روی دسته ی جارو کشید و گفت:
_فوق العاده س!فوق العاده س!
_هیس بیا بریم یه جای خلوت تر.
_میشه تا یه جای خلوت تر سوارش بشم؟
_نه نمیشه چون...
بلافاصله حرفم را قطع نمی خواستم او را با کلمه ی "مشنگ" آزرده کنم.
_اول بریم یه جای امن.
دستش را گرفتم و راه افتادم:
_هندز فری واقعا چیز جالبیه!به قول دامبلدور مرحوم موسیقی جادویی فراتر از جادوی ماست!می دونی شاید امسال یه وردی رو از کلاس موسیقی یاد گرفتم که مثله هندز فری کار کنه.
با گفتن کلمه ی دامبلدور برای چند ثانیه لبخندش محو شد.
_این هندز فری و ام پی تری پلیرش مال تو.یکی دیگه تو خونه دارم.
منکه متوجه لحن غمگینش شدم به شوخی گفتم:
_لابد به جاش جارومو می خوای ها؟
لبخند به لبانش برگشت و گفت:
_نه ولی یه چیزدیگه می خوام!البته قولشو یک هفته س که دادی!
_باشه. همین جا خوبه.خلوته و کم تردد.
روی جارویم نشستم و به آنا گفتم:
_بپر بالا!
آنا با احتیاط روی جارو نشست و کمرم را محکم گرفت.همین که حرکت آنا گفت:
_وای!وای!وای!این خیلی عالیه!خیلی بی نظیره!خیلی خیلی زیاد!
_محکم منو بگیر و ولم نکن می خوایم بریم بالاتر!
با احتیاط به طرف بالا حرکت . از سرعت جارویم کم شده بود ولی هیچ مشکلی در تعادلش ایجاد نشده بود.تقریبا میان ابر ها رسیده بودیم که آنا گفت:
_ دیروز اون پسر عینکیه رو دیدم.اسمش چی بود...آها گری پاتر؟
با خنده گفتم:
_نه هری پاتر!کجا دی ؟
_دم در خونه ی سابقشون.راستی این کتاب کوییدیچ درگذر زمان خیلی جالبه.هرچند چیزهای گنگی توش هست مثل این جمله:گالیونشان از پارو بالا می رود!این یعنی چی؟
_حیف که مال خودم نیست.مال داداشم روپرته.چند هفته ی دیگه که رفتم کوچه ی دیاگون برات یه دونه می م.
_کتابهای درسی سالهای قبلت رو داری؟
_آره ولی کتابهای سال اولمو به یکی از فامیل هامون دادم که امسال میخواد بره هاگوارتز. بنظر اگه از اول شروع کنی شاید بیشتر متوجه بشی.از امشب مالی اینا میان خونمون از جینی می پرسم اگه کتابای سال اولشو داشت برات میگیرم.
_خیلی خوشحالم که تو دوست منی!
_منم همین طور!
_هوا خیلی تاریک و سرد شده نکنه بارون بیاد!
_نه.اگه هم بارون بیاد اشکالی نداره.یه بار که توی هاگوارتز داشتیم کوییدیچ بازی می کردیم ....
_ولی اگه لباسای من خیس بشن مامان سوال پیچم میکنه!
_باشه پس...
همین که خواستم حرف را ادامه بدهم رعد و برقی را از دور دیدم.
_مثه اینکه زودتر باید بریم!
در همین لحظه صدای برخورد صاعقه ای با دم جارویم شنیدم.آنا جیغی کشید و گفت:
_وای نه!
جارو داشت به طرف پایین حرکت می کرد. تمام سعیم را برای کنترل جارو ولی انگار که سوار یک جاروی مشنگی شده بودم و داشتم از ارتفاع بیست متری سقوط می .
چوبدستی ام رو به طرف دم جارو گرفتم و وردی خواندم.جارو تقریبا به ح اولش بازگشت به صورت مورب به حرکتم ادامه دادم ولی جارو دوباره اب شده بود.فریاد زدم:
_آنا اون درختو میبینی؟ بهش که رسیدیم دستتو از شاخشه ش بگیر!
_دیوونه شدی؟
_از اینکه دست و پات بشکنه بهتره!
_پس تو چی؟
_سعی میکنم از یه شاخه ی دیگه ش دست بگیرم!
_باشه ولی...
_حالا!
همین که به درخت رسیدیم آنا دست از یکی از شاخه های درخت گرفت و بعد از او من از یکی از شاخه های پایین تر خودم را آویز .ولی جارویم بر خلاف ما روی زمین افتاد.
_تو که گفتی تا حالا توی بارون کوییدیچ بازی کردی!
_آره ولی باور کن هیچوقت اینجوری نشده بود.
_حالا باید چیکار کنیم تا ابد که نمیشه این بالا بمونیم؟!
_آره ولی تا یه زمانی میشه.
_میتونی چوبدستیتو دراری و یه طلسم بالشتی چیزی اجرا کنی؟
_بالشت که نه ولی شاید یه چیزی که جلوی سقوطمونو بگیره بشه.
_مثلا چی جلوی...
ترق!
شاخه ای که آویزش شده بودم تحملم را نداشت و من با کله از ارتفاع سه متری یا حتی بیشتر توی چاله ی گلی ای روی جارویم افتادم....
پایان فصل1

فصل اول:جارو

فصل دوم:روپرت ویزلی
_چشم چپ گود افتاده مرلین!
صدای مالی از توی هال آمد که گفت:
_رون چند بار بهت بگم که اینجوری حرف نزن!
جارویم را که حالا از سه نقطه ش ته بود و دمش آتش گرفته بود را دست رون دادم و در حالی که سرتا پا گلی شده بودم،پای چپم می لنگید، زانوی شلوارم شده بود و خون می آمد با ردای گلی وارد هال شدم:
_ریش مرلین!نیایش این چه وضعیه؟چی شده؟
_جاروم آتیش گرفت مامان.
_آخه کی تو این هوا میره جارو سواری؟!
هری که انگار از او سوال کرده بودند گفت:
_توی یکی از بازی های کرام...
رون بلافاصله حرف هری را قطع کرد:
_آخه کرام هم شد بازیکن؟
هرمیون که انگار ابلهانه ترین حرف دنیا را شنیده بود خندید و گفت:
_مثه اینکه یادت رفته چند سال پیش حاضر بودی هر کاری کنی که ازش امضا بگیری؟
در آن لحظه رون آنقدر عصبانی بود که اگر کارد به او میزدی خونش بیرون نمی آمد دهانش را باز کرد که جواب هرمیون را بدهد ولی مادرم زودتر جلو آمد و گفت:
_جاییت که نش ته؟کجا از روی جارو افتادی پایین؟ از چه ارتفاعی؟چرا گلی شدی؟ببینم صاعقه به جاروت برخورد کرد؟
منکه نمی دانستم جواب کدام سوال مادرم در حالی که پای چپم درد میکرد گفتم:
_پای چپم خیلی درد میکنه.
چهره ی مادرم در هم رفت آهی کشید و در با لحن غمگینی گفت:
_ردا تو بده به من برو بالا لباساتو عوض کن و دوش بگیر.
همینکه رادایم را در آوردم چندین قطره از گلی که رویش بود روی زمین ریخت.انگار که بار سنگینی را از دوشم براشته بودم.لباس های زیر ردایم خیلی کمتر گلی شده بودند.به طرف پله ها رفتم ولی همین که خواستم از آنها بالا بروم رون جارویم را دست هری داد و روبه هرمیون گفت:
_بذار کمکت کنیم!
_آخه گلی میشین!
_مهم نیست.
بالا رفتن از پله ها با وجود کمک رون و هرمیون واقعا سخت بود.هر بار که پای چپم را روی زمین میگذاشتم درد در بدنم می پیچید.سعی که تا جایی که امکان دارد رون و هرمیون را گلی نکنم;البته آنها هم به جز چند لکه ی کوچک گلی نشدند.
_ببینم نیایش اون کتاب هملت رو از کجا آوردی؟توی اتاقت دیدمش.
رون با تعجب پرسید:
_چی لت؟
_هم...آخ....لت.یکی از اثر های بزرگ ش پیره.
_من چون مشنگ زاده ام ،کتابهای مشنگها رو هم میخونم.خیلی جالبه که تو هم این کتابهارو می خونی.
رون با تعجب گفت:
تو کتابهای مشنگ ها رو می خونی نیایش؟!
_چرا نباید بخونم؟
_خب اخه یه عالمه کتاب توی اتاقت داری!یه عالمه کتاب از دنیای خودمون.فکر نمی کنم من هیچ وقت بتونم یک چهارم اونا رو بخونم تازه کتاب های مشنگ ها رو هم بخونم!
دیگر به دم در اتاقم رسیده بودیم.درد پایم بیشتر شده بود و حتم داشتم که پایم ش ته بود.هرمیون که داشت به پای چپم نگاه می کرد روی زانوهایش نشست و مشغول بررسی پایم شد گفت:
_نگفتی از کجا آور ؟
_آخ!هرمیون پام خیلی درد میکنه!به اون قسمت دست نزن!
به خاطر واکنشم گونه هایش قرمز شدند و گفت:
_ببخشید!فکر کنم ش ته باشه.
آهی کشیدم و گفتم:
_ولی من مطمئنم که ش ته.
وارد اتاقم شدم و در اتاقم را پشت سرم بستم.صدای هرمیون از پشت در آمد که گفت:
_مطمئنی که تا می تونی تنهایی بری؟
_آره!همون طوری که سه تا تپه رو با این پای ش تم ،جارو و ردای گلیم تنهایی اومدم.
هرمیون که شگفت زده شده بود در اتاق را باز کرد و با حیرت گفت:
_خدای من!چطور این همه راهو اینجوری اومدی؟
چند تار از موهای گلی ام را که جلوی صورتم بودند را کنار زدم و گفتم:
_به سختی.
*****
و لباس پوشیدن با پای ش ته اصلا کار راحتی نبود ولی باید اعتراف کنم که راحت تر از راهی بود که از درخت تا خانه آمده بودم.بعد از اینکه دیگر حتی یک قطره گل رو بدنم نبود و لباس های تمیز و سالم پوشیدم روی تختم با احتیاط دراز کشیدم.
به اتاقم نگاه : با وجود کوچکی وسایل زیادی تویش بود یک کتابخانه که یک دیوار کامل را تا سقف کرده بود و پر بود از کتاب های مشنگی و جادوگری.دور تا دور در ع بازیکن های کوییدیچ بود و روی در ع روپرت ویزلی در حال ضربه زدن به یک بازدارنده بود.کنار پنجره قفسه ی کوچکی بود که پر از شیشه های معجون های مختلفی بود که توی هاگوارتز یا در خانه پخته بودم.زیر قفسه پاتیل نسبتا بزرگی از جنس آلیاژ قلع و سرب بود که پرش ت و پرت های معجون سازی در کیسه های بزرگ و کوچک بود.سمت دیگر اتاقم تختم و یک کمد بود که با افسون گسترش ،فضایش را برای لباس هایم زیاد کرده بودم قرار داشت.
پایم همچنان درد می کرد.با خودم فکر که اتاق مشنگ ها چه شکلی می تواند باشد؟حتما پرش از وسایل برقی و وسایلی مثل هندزفری است.در همین لحظه بود که یاد هندزفری و آن دستگاه کوچکش که از آن موسیقی پخش میشد افتادم.همین که خواستم از جایم بلند شوم و به طرف لباس های گلی ام بروم در اتاقم باز شد:
_از کجا سقوط کردی؟می دونی من چند سال این جارو رو داشتم ولی سالم نگه داشته بودمش؟بدون یه اش!ریش مرلین! از سه نقطه ش ته و دمش اتیش گرفته!
روپرت برادر بزرگم بود که بدون اجازه و در حالی که داشت با صدای بلند این حرف ها را میزد وارد اتاق شده بود.به سختی روی تختم نشستم و گفتم:
_خیلی پر رویی! اون جارو مال منه!هرکاریم بخوام می تونم باهاش م!
_حق نداری به من توهین کنی نیایش!
_چرا بی اجازه وارد اتاقم شدی؟برو بیرون!
روپرت که دست هایش را مشت کرده بود فریاد زد:
_به همون دلیلی که تو کتاب کوییدیچ در گذر زمانمو بی اجازه برداشتی.
چوبدستیم را برداشتم که روپرت را به یک وزغ تبدیل کنم اما در همان لحظه ی از پشت روپرت فریاد زد:
_ا پلیارموس!
صدای هری بود.درد پایم را فراموش ،از جایم بلند شدم به طرف هری که پشت سر روپرت بود رفتم و داد زدم:
_چوبدستیمو بده!
صدای بالا آمدن چند نفر از راه پله ها را شنیدم.روپرت که خیلی عصبانی بود جاروی ش ته را روی تختم انداخت و با عصبانیت به طرف اتاقش رفت.هری،جینی،هرمیون و رون وارد اتاقم شدند.به جاروی ش ته ام که روی تخت بود نگاه .بغض گلویم را گرفته بود.هر جوری که شده بود باید یک جاروی نو برای خودم می یدم و خودم را از دست روپرت و احتیاط هایش راحت می .همیشه توی جغد هایی که به هاگوارتز می فرستاد از جارو سوال می کرد و یاد آوری میکرد که دم هایش را چگونه تمیز کنم. در را محکم بستم.ع روپرت را درآوردم و به گوشه ای پرت .
روی تختم کنار جاریم نشستم و دستم را به بدنه اش کشیدم.امکان درست شدنش به اندازه ی این بود که من بتوانم با پس اندازم بتوانم یک جاروی مون جدید که به بازار آمده بود را ب م.
_فکر نمیکنم درست بشه.
_می دونم هری.
رون با شک و تردید گفت:
_ولی بازم ببرش کوچه ی دیاگون شاید بشه یه فکری درموردش کرد.
به چوبدستیم که دست هری بود خیره شده بودم.هرمیون گفت:
_پات چطوره؟هنوز درد می کنه؟
در حالی که هنوز نگاهم به دست هری بود گفتم:
_خیلی.
هری که انگار متوجه نگاهم شده بود چوبدستی ام را به دستم داد و گفت:
_اون لحظه خیلی عصبانی بودی.ممکن بود هر طلسمی انجام بدی.
_هر کاری می حق اون روپرت مغرور بود!
جینی لبخندی زد دستش را دورگردنم انداخت و گفت:
_رون هم گاهی اوقات حرف زور میزنه.
رون بلافاصله در جواب جینی گفت:
_مثه خود جینی.البته جینی همیشه حرف زور میزنه.
جینی اخمی کرد و چنان نگاهی به رون انداخت که اگر ی به مرلین می انداخت ریش هایش از ترس می ریختند.در باز شد و مادرم وارد اتاق شد:
_نمی دونم اون لحظه چقدر عصبانی بودی.برام مهم هم نیست ولی نباید به برادر بزرگترت توهین می کردی.
روی تخت کنارم نشست و سینی ای که رویش چند لیوان معجون بود را به دست هرمیون داد.
_این معجون ها رو بخور.خودم پختمشون.اگه تا فردا صبح ح بهتر نشد میریم سنت ماگو.
مطمئن بودم که حالم بهتر خواهد شد.مادرم یک معجون ساز حرفه ای بود که گاهی اوقات برای سنت ماگو هم معجون درست می کرد.مادرم از روی تخت بلند شد و اتاق را ترک کرد.هرمیون روی تخت نشست.یکی از معجون ها را که ارغوانی رنگ بود برداشتم.آنرا جلوی بینی ام گرفتم.بوی خوبی میداد.همینکه معجون را نوشیدم دلم می خواست که سریعا بخوابم و پلک هایم سنگین شدند.قبل از اینکه خوابم ببرد بقیه معجون ها را نوشیدم.وقتی که آ ین معجون را نوشیدم رو به هرمیون گفتم:
_خیلی خوابم میاد حتما تاثیر معجون ها بوده.
هرمیون در جوابم چیزی گفت که درست متوجه نشدم زیرا چند ثانیه بعد در حالی که پتویم را سرم می کشیدم خوابم برد.

فصل دوم:روپرت ویزلی 

فصل سوم :گرگینه

با صدای جیغ برادرم لوئیس از خواب پ .صدای جیغش از طبقه ی بالا می آمد.لوئیس دوباره جیغ زد و اینبار به همراه جیغش صدای پایین امدن دو نفر از پله ها را شنیدم. پتویم را کنار زدم و در حالی که دستانم می لرزید از اتاقم بیرون رفتم.خبری از لوئیس نبود.کمی خم شدم تا بتوانم از بالای پله ها لوئیس را توی هال ببینم:
_لوئیس؟
توی هال نبود. مطمئن بودم که صدای جیغ او را شنیده بودم.شاید به اتاقش برگشته بود.می خواستم به اتاق لوئیس بروم و علت این همه جیغ و داد را از او بپرسم ولی همین که برگشتم با چنان صحنه ای مواجه شدم که جیغی بلند تر از لوئیس کشیدم.از ترس تمام بدنم میلرزید.از پله ها با چنان سرعتی پایین رفتم که باورش سخت بود.همینکه به هال رسیدم به طرف یکی از کاناپه ها که نزدیک به شومیه بود رفتم و پشتش سنگر گرفتم.
گری بک که انگار مس ه ترین صحنه ی دنیا را دیده بود لبخندی به پهنای صورتش زد و چند تا از دندادن های زرد و تیزش را نشانم داد.
با صدای لرزانی گفتم:
_استیو...پفای.
ولی طلسم ام اثری نکرد.همین که خواستم ورد دیگری به زبان بیاورم لوئیس که اتفاقا پشت کاناپه قایم شده بود گفت:
_اون سوسماره هنوز اونجاست؟
در حالی که میلرزیدم سعی که آرامش خودم را حفظ کنم و طوری وانمود کنم که انگار از هیچ چیز نترسیده ام:
_نه لوئیس اشتباه نکن!این حیوون کثیف یه سوسمار نیست!برخلاف عقیده خودش حتی یه گرگ هم نیست!اون یکی از نوچه های لرد سیاه بود.
لوئیس از پایین کاناپه گفت:
_نه امکان نداره!من خودم اون سوسمار سبز رنگ رو توی کمدم دیدم!مگه سوسمار ها به اسمشو نبر کمک می ؟
با تعجب پرسیدم:
_چی؟سوسمار؟ توی کمدت؟
لوئیس با ترس و لرز به نشانه ی تایید سرش را تکان داد.چطور ممکن بود توی کمد لوئیس یک سوسمار عظیم الجثه باشد؟در همین لحظه بود که جواب را یافتم:
_ریدیکلوس!
لباس های گری بک عوض شدند و جای آنها را یک بلوز و دامن صورتی گرفت.گری بک واقعا در آن لباس مس ه و خنده دار شده بود.نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم.
_نمی فهمم؟
در حالی که سعی می جواب لوئیس را بدهم گفتم:
_لو...لو خور وه! اون سوسماره و گری بک هر دوشون یه لولوخور خوره بودن.
سر و صدای ما همه را از خواب بیدار کرده بود.مادر و پدرم با وحشت به هال آمده بودند،هلن خواهر بزرگم روی یکی از پله ها نشسته بود و زیر لب ناسزا می گفت،روپرت یک پله بالاتر از هلن در حالی که با دو انگشت شست و سبابه اش چشمانش را میفشرد ایستاده بود.
پدرم دستش را روی موهای نارنجی اش کشید و گفت:
_روپرت بیا زودتر این لولوخورخوره رو بگیریم.
روپرت از بالای پله ها گفت:
_باشه یه جعبه لازم داریم تا لولوخورخوره رو بندازیم توش.
پدرم با دستش به انباری حیاط پشتی اشاره کرد و گفت:
_برو از انباری اون جعبه قدیمیه که قبلا تو اتاق رابرت بود رو بیار.
روپرت سرش را به علامت تایید تکان داد و درحالی که داشت زیر لب غر می زد به طرف انباری رفت.پدرم به طرف لولوخور خوره رفت و با چوبدستی اش چندین طلسم را به او زد لولو خور خوره که انگار گیج شده بود دائما تغییر شکل می داد:مار،عقرب،عنکبوت های غول آسا،ارواح،دوزخی ها و...
لوئیس که هنوز هم گیج بود روی کاناپه ولو شد و درحالی که نفس نفس میزد گفت:
_من هنوز هم متوجه نشدم که لولو خورخوره دقیقا چیه!
مادرم کنار لوئیس روی کاناپه نشست و گفت:
_لولو خورخوره شبیه چیزی میشه که ما از همه بیشتر ازش میترسیم.ولی با یه طلسم ریدیکلوس میشه مس ه ش کرد!احتمالا امسال دفاع در برابر جادوی سیاهتون یادتون میده.راستی پات چطوره نیایش؟
در همین لحظه روپرت با جعبه ی قدیمی رابرت که قبلا در آن وسایل اش را میگذاشت وارد شد.نگاهی به پایم انداختم و گفتم:
_دردش واقعا کم شده!هرچند اون لحظه که داشتم از دست گری بک تقلبی فرار می اصلا دردی رو حس ن .
مادرم لبخندی زد و گفت:
_خوبه.یکم استراحت کنی این درد هم از بین میره.
لوئیس در حالی که به روپرت و پدر زل زده بود که داشتند لولوخورخوره را به زور وارد جعبه می د گفت:
_تو گری بکو تا حالا از نزدیک دیدی؟
دستم را روی زخم قدیمی که روی بازویم بود کشیدم و گفتم:
_آره...پارسال...توی نبرد هاگوارتز دیدمش.
مادرم که متوجه سوال لوئیس شده بود به معنی"از این بیشتر توضیح نده"به من خیره شد:
_خب دیگه حالا که یه لولوخورخوره باعث شد بیدار شیم زودتر بریم صبحانه بخوریم.هلن! رو پله ها خوابت نبره!صدبار بهت گفتم که شب تا دیر وقت بیدار نمون!حتی برای درس خوندن!
هلن که در ح نشسته خوابش برده بود با صدای مادرم از خواب بیدار شد.مطمئن بودم که تمام شب را بیدار بوده که حتی با صدای محکم بسته شدن در جعبه بیدار نشده بود.از پله ها پایین آمد در حالی که داشت چشم هایش را _که از بی خو زیرشان سیاه شده بود را میمالید به طرف آشپزخانه رفت و روی یکی از صندلی های میز غذا خوری نشست.
به مادرم در چیدن میز صبحانه کمک بعد از اینکه میز را کاملا چیدیم ، درحالی که داشتم با یکی از لیوا ها ور می رفتم گفتم:
_چرا نمی خواستی که به لوئیس بگم گری بک گازم گرفته؟
مادرم که نگاهش را به پنجره دوخته بود گفت:
_خب ومی نداشت که اونم مثل تو لولوخورخوره ش تبدیل به گری بک بشه.
چرخشی به چشم هایم دادم و گفتم:
_مامان اگه گری بک منو به یه گرگینه تبدیل کرده بود،منظورم یه گرگینه ی واقعیه نه یه چیزی مثه من یا حتی بیل که خیلی بیشتر از من شبیه گرگینه شده ،اون وقت...
مادرم که انگار خیلی عصبانی شده بود حرفم را بدون توجه قطع کرد و با صدای بلند بقیه خانواده را برای خوردن صبحانه صدا زد.و بعد از آن اخمی کرد و گفت:
_دیگه نمی خوام در این مورد حرفی بزنی.
کمی بعد همه ی اعضای خانواده دور میز جمع و مشغول صبحانه خوردن شدند.منکه هنوز فکرم مشغول گری بک و آن شبی که در نبرد هاگوارتز به من حمله کرد بودم دهانم را برای اینکه بپرسم:"گری بک تا به حال چندنفر را به گرگینه تبدیل کرده است" باز اما به یاد حرف مادرم افتادم و به جای آن پرسیدم:
_ مالی اینا کی رفتن؟
مادرم غذایش را قورت داد و گفت:
_درست بعد از اینکه تو خو دی بقیه پایین اومدن و بعد از اینکه شام خوردن حدود یه ساعت بعد رفتن.
در همین لحظه بود که سه جغد از پنجره وارد شدند.یکی از آن ها که اخمو بود و پر های خا تری رنگی داشت دو نامه ای که داشت را روی میز انداخت و مشغول نوک زدن به نان های تست شد.دیگری که پرهای زرد و قهوه ای داشت نامه ای را کنار هلن انداخت و بلافاصله از پنجره خارج شد.اما جغد سوم رو مه ی پیام امروز پدرم را طبق معمول روی میز انداخت و وقتی که پدرم به به جغد خا تری و جغدی که رو مه ی پیام امروز را آورده بودند پول داد هر دو جغد از پنجره خارج شدند.
نامه هایی که جغد خا تری روی میز انداخته بود را برداشتم.دونامه از هاگوارتز برای دعوت من به سال هفتم و لوئیس به /span/spanbackground-color: #ffffff;background-color: #ffffff;/spanسال سوم در اول ماه سپتامبر بودند.نامه لوئلوئیس از پایین کاناپه گفت:background-color: #ffffff;یس را دستش دادم و گفتم:
_تا یه ماه دیگه دوباره باید به هاگوارتز برگردیم.
لوئیس دستش را که مربایی بود با لباسش پاک کرد که البته مادرم بلافاصله به لوئیس اخطار داد که دیگر نباید این کارش را تکرار د و بعد از آن لوئیس لبخندی زد و نامه را از دستم گرفت.
هلن به آرامی در حالی که داشت چیزی را می کرد صندلی اش را عقب کشید و به طبقه ی بالا رفت.کم کم بقیه هم صبحانه شان را تمام د و هر مشغول کارهای خودش شد.من هم به اتاق خودم رفتم و درحالی که داشتم پاکت نامه را باز می از پله ها بالا رفتم،در اتاقم را پشت سرم بستم و روی تختم نشستم و مشغول خواندن نامه شدم:
مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز
به مدیریت مینروا مک گونگال
همینکه اسم مینروا مک گونگال را خواندم با اینکه دومین سالی بود که اسم آلبوس دامبلدور را در نامه ی هاگوارتز نخوانده بودم دوباره غم شدیدی وجودم را فرا گرفت:
دوشیزه نیایش ویزلی،
بدین وسیله به اطلاع شما می رسانیم که جای شما در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز محفوظ میباشد و اکنون هاگوارتز بعد از نبرد سختی که در پیش داشته است، همچنان دانش آموزان را برای تحصیل در خود فرا می خواند.فهرست کتاب های درسی و وسایل مورد نیاز دانش آموزان ضمیمه ی این نامه است.
آغاز سال تحصیلی جدید اول ماه سپتامبر است.خواهشمند است که حد اکثر تا روز سی و یکم ژوییه جغدی برایمان بفرستید.
منتظر جغد شما هستیم.
با تقدیم و احترامات
پروفسور فیل ویک
معاون مدرسه
به لیست کتاب ها نگاه سرسری انداختم و متوجه شدم که سه تا از آن ها را قبلا خوانده بودم و در حال حاضر آنها در کتابخانه ام بودند دوتای دیگر را هم می توانستم از هلن بگیرم و بقیه را باید از کوچه ی دیاگون می گرفتم.نامه را توی پاکتش گذاشتم و سپس آنرا توی پاتیلم انداختم.امسال که به کوچه ی دیاگون می رفتم باید هرجور شده دوچیز دیگر را می یدم:
یکی کتاب کوییدیچ در گذر زمان آن هم یک نسخه ی کاملش. و دیگری یک جارو که فقط مال خودم باشد حتی اگر شده یک ستاره ی دنباله دار قدیمی.
کتاب کوییدیچ در گذر زمان روپرت را از کیف گلی ام در آوردم.خوشبختانه کتاب تمیز مانده بود به جز چند لکه ی کوچک گل رو جلدش که با یک طلسم ساده تمیزش .از اتاقم بیرون و به طرف اتاق روپرت رفتم.
روی در سه بار ضربه زدم ولی ی در را باز نکرد. در اتاق روپرت را به آرامی باز و کتابش را روی میز مطالعه اش گذاشتم.هر که وارد اتاق روپرت میشد به راحتی می توانست بفهمد که او یک م ع کوییدیچ است. زیرا روی دیوار اتاق روپرت پر از ع های م ع های کوییدیچ دهه های مختلف بود.چندین جام که برق میزدند روی میز روپرت چیده شده بود که حدس میزدم روپرت روی یکی از آنها طلسم کوراسکیت را اجرا کرده باشد زیرا به صورت باورن ی میدرخشید.
از اتاق روپرت خارج شدم و درحالی پله ها را دوتا یکی پایین میرفتم مروری بر پس اندازم :همه ی پس اندازم در حال حاضر 30 گالیون بود.با این مقدار پول نمی شد که یک جارو ب م.پدرم در حالی که دم در ایستاده بود رو به مادرم گفت:
_خدا حافظ امیلی.
از روی پله ها پایین امدم و گفتم:
_بابا... میشه وقتی به کوچه ی دیاگون رفتیم یه جارو ب م؟مدلش زیاد برام مهم نیست....حتی اگه یه ستاره دنباله دار قدیمی هم باشه مهم نیست...فقط می خوام یه جارو ب م...ولی پس اندازم اونقدر نیست که به شه باهاش جارو ید.
پدرم در حالی که داشت ردایش را صاف می کرد گفت:
_به نظر من اگه قول بدی دیگه تو هوای بارونی زیاد جارو سواری نکنی باشه کمکت میکنم یه جارو ب ی.
من که خیلی خوشحال شده بودم لبخندی زدم و بعد از اینکه با پدرم خداحافظی به آشپز خانه کنار مادرم رفتم:
_مامان میشه یه سر برم خونه ی مالی اینا؟منظورم اینه که سریع آپارات میکنم اصلا هم طول نمیکشه.
مادرم در حالی که مشغول اضافه چیزی به محتویات پاتیلش بود نگاهی به من انداخت و گفت:
_به شرطی که زود برگردی!
در حالی که خیلی خوشحال بودم به طبقه ی بالا رفتم و لباس هایم را عوض و بعد از آن خودم را دم در خانه ی مالی ظاهر .در خانه ی انها را به صدا درآوردم:
_تق تق تق
بعد از چند ثانیه مالی در را باز کرد:
_سلام نیایش! خوش اومدی بیا تو...
لبخندی زدم و جواب مالی رادادم:
_سلام جینی خونه ست آره؟
مالی که داشت به پایم نگاه می کرد گفت:
_آره توی اتاقشه...ببینم پات دیگه درد نمیکنه؟
در حالی که داشتم ردایم را در می آوردم گفتم:
_دردش واقعا کم شده.معجون مامانم تاثیر داشته.
داشتم از پله ها بالا می رفتم که سر راهم رون را در حالی که نامه ای در دست داشت دیدم:
_سلام نیایش کی اومدی؟ یه خبری واست دارم امثال منم با تو و جینی هم کلاسم.
منکه باورم نمیشد و فکر می که رون به خاطر اینکه به یت برای پیدا جان پیچ ها رفته است دیگر لازم نیست که امثال به هاگوارتز برود با تعجب گفتم:
_سلام... همین الان اومدم.باورم نمیشه! ببینمک نکنه هرمیون و هری هم امثال باید با ما بیاد هاگوارتز.
چهره ی رون عوض شد با شک و تردید گفت:
_نمی دونم. ممکنه هری به خاطر اینکه اسمشونبر رو کشته دیگه لازم نباشه بره هاگوارتز ...هرمیون هم که درسش خوبه واسه همینم فکر نکنم اونم بره هاگوارتز.
با قاطئیت گفتم:
_درمورد هری نمی دونم ولی مطمئنم که هرمیون امسال دوباره به هاگوارتز برمیگرده.
در همین لحظه جینی که از اتاقش خارج شده بود به طرف من و رون آمد و گفت:
_سلام تو هم امروز نامه ی هاگوارتز رو گرفتی؟
چند پله ی دیگر را بالا رفتم و به جینی گفتم:
_آره امروز سر میز صبحانه نامه هاگوارتز رو گرفتم.خیلی جالبه که برای رون هم نامه هاگوارتز اومده!
جینی لبخندی زد و گفت:
_درسته ولی خوش به حال رون که تحصیل توی هاگوارتز رو پارسال تجربه نکرد.
حق با جینی بود. سال تحصیلی قبل برای خیلی ها عذاب آور بود. خیلی از دانش آموزان شکنجه شدند خیلی های دیگر در نبرد هاگوارتز کشته شدند. خود جینی هم چندین بار زخمی شده بود.
رون اخمی کرد و گفت:
_جوری حرف میزنی انگار اون موقع من توی خونه داشتم استراحت می .
جینی دهانش را برای پاسخ دادن به رو نباز کرد اما در همین لحظه صدای بلندی به گوش رسید:
ترق!

فصل سوم: گرگینه 

فصل چهارم: بازدارنده
نفسم را که از ترس حبس کرده بودم بیرون دادم و گفتم:
_هری!سعی کن آروم تر آپارات کنی!
هری که درست پشت سر ما ظاهر شده بود، عینکش را که روی صورتش کج شده بود را صاف کرد و با خج گفت :
_متاسفم.
همه از پله ها پایین آمدیم و در هال نشستیم.هری که لبخند نرمی روی لبانش نشسته بود با شوق و ذوق رو به رون گفت:
مشاهده متن کامل ...

دوستش دارم
درخواست حذف اطلاعات

چرا (̲̅د̲̅)(̲̅ر̲̅)(̲̅و̲̅)(̲̅غ̲̅)...


همیشه :̤̈ا̤̤̈̈ع̤̤̈̈ت̤̤̈̈ر̤̤̈̈ا̤̤̈̈ف̤̈: میکنم...



دะوะسะتะتะ دะاะرะمะ


همه میگن [̲̲̅̅ق̲̲̅̅ی̲̲̅̅د̲̲̅̅ت̲̲̅̅و̲̲̅̅] بزنم


اما نمیزنم...


اره شاید هیچ وقت مال من نشی،


اما میخوام که (̲̅د̲̅)(̲̅و̲̅)(̲̅س̲̅)(̲̅ت̲̅) (̲̅د̲̅)(̲̅ا̲̅)(̲̅ش̲̅)(̲̅ت̲̅)(̲̅ه̲̅) (̲̅ب̲̅)(̲̅ا̲̅)(̲̅ش̲̅)(̲̅م̲̅)...


همه میگن ̑ف̑̑ر̑̑ا̑̑م̑̑و̑̑ش̑̑ش̑̑ ̑̑ک̑̑ن̑،منم میگم نمیتونم...


▂▃▄▅▆▇█▓▒░اما دروغ میگم!░▒▓█▇▆▅▄▃▂


میتونم اما نمیخوام،


نمیخوام [̲̲̅̅ف̲̲̅̅ر̲̲̅̅ا̲̲̅̅م̲̲̅̅و̲̲̅̅ش̲̲̅̅ت̲̲̅̅ ̲̲̅̅]کنم...


اشکال نداره،


زجر میکشم اما تو دلم نگه میدارمت...


این همه مدت با نداشتنت عاشقت موندم...


شماهایی که میگید لیاقتت بیشتر از اینه


من حرف از لیاقت نمیزنم،


حرفه من عشقه،عشق...


چیزی که همتون فکر میکنید تجربه اش کردید


اما فقط فکر میکنید! ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ he╤───


︻╦̵̵͇̿̿̿̿ عشقم╤───...


حرف آ ...


از همه چیزم [̲̲̅̅ب̲̲̅̅خ̲̲̅̅ا̲̲̅̅ط̲̲̅̅ر̲̲̅̅ت̲̲̅̅] گذشتم...


غرورم


̅̅ش̅̅خ̅̅ص̅̅ی̅̅ت̅̅م̅̅


الانم فقط ┣▇ زندگیم ▇▇═─ مونده


از اونم میگذرم بخاطرت


هیچ کدومو نفهمیدی


اما ̮م̮̮ه̮̮م̮ ̮ن̮̮ی̮̮س̮̮ت̮ ̮ف̮̮د̮̮ا̮̮ت̮ ̮ش̮̮م̮...


من از اینا نگذشتم که بیای سمتم،


گذشتم چون وظیفه ̛̭̰̃ع̛̛̰̭̭̰̃̃ا̛̛̰̭̭̰̃̃ش̛̛̰̭̭̰̃̃ق̛̛̰̭̭̰̃̃ه̛̰̭̃

که بخاطره:̤̈ ̤̤̈̈ع̤̤̈̈ش̤̤̈̈ق̤̤̈̈ش̤̈: از همه چیز بگذره...


شاید خیلی زود ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ عاشقت شدم╤───،

[̲̲̅̅ا̲̲̅̅م̲̲̅̅ا̲̲̅̅ ̲̲̅̅ع̲̲̅̅ش̲̲̅̅ق̲̲̅̅م̲̲̅̅ ̲̲̅̅ب̲̲̅̅چ̲̲̅̅گ̲̲̅̅ا̲̲̅̅ن̲̲̅̅ه̲̲̅̅ ̲̲̅̅ن̲̲̅̅ب̲̲̅̅و̲̲̅̅د̲̲̅̅ ̲̲̅̅و̲̲̅̅ ̲̲̅̅ن̲̲̅̅ی̲̲̅̅س̲̲̅̅ت̲̲̅̅]

•••همیـــــــــــن •••

ی را دارم ..

که انقدر برایم ی هست که

نگاهم دنبال ی نیست

این را هزاران بار فریاد زده ام و میزنم که دیگر

ی به چشمانم نمی آید " هرگز "



مشاهده متن کامل ...
پاو وینت شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی 90 اسلاید
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایل هلپ پاو وینت شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی 90 اسلاید با و پر سرعت .

 پاو وینت شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی 90 اسلاید


 پاو وینت شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی 90 اسلاید

پروژه آشنایی با معماری ی با موضوع شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی 90 اسلاید

 

 

 

 

شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی

ساختار شهر
در گذشته در انتخاب محل ساختار هر شهر به چند نکته توجه می شده:
  1. واقع بودن در مسیبر شاهراه ها
  2. مرکزیت داشتن نسبت به کل منطقه
  3. سیل گیر نبودن
  4. سخت بودن زمین
  5. انتخاب جهت ( رون ) و...
 
و در مورد انتخاب جهت یا « رون»  با در نظر گرفتن آب و هوا، و از تابش خورشید و جهت وزش باد (مطبوع و نامطبوع) جهتی را برای شهر در نظر می گرفته اند.
 

معماران ایرانی در کل برای این کار سه «رون» در نظر می گرفته اند.

1- رون راسته : جهت شمال شرقی _ جنوب غربی و شامل ای تبریز، تهران، یزد و دیگر ا که جهت آن تقریباً مواجه قبله است.

2- رون اصفهانی : جهت شمال غربی _ جنوب شرقی و در ای اصفهان، است ، تخت جمشید و دیگر ا به کار گرفته شده.

3- رون کرمانی: جهت غربی ـ شرقی و شهرای کرمان، همدان و آذربایجان غربی و دیگر ا با این رون ساخته شده اند.رون راسته

شمال

رون اصفهانی

رون کرمانی


با


پاو وینت شهرسازی و عناصر شهری در معماری ایرانی 90 اسلاید


مشاهده متن کامل ...
مقاله در مورد بررسی اقلیم و معماری ایران 77 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل مقاله در مورد بررسی اقلیم و معماری ایران 77 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 84

 

پیش گفتار

هنرمندان ما به ویژه معماران معتقد بودند که تقلید خوب به ابتکار بد ترجیح دارد و بدون هیچ تعصبی همیشه از پیشرفته ترین تکنیک های جهان از هر کجا و از هر که بود بهره می گرفتند. اما چنین نبود که هر پدیده ای را به همان گونه که هست بی هیچ کم وکاست بپذیرند و آنچه را که برای کشورمان مناسب می دانستند به گفته خودشان استرلیزه می د. چیزهای زائد را می کاستند و آنچه را که کم داشت به آن می افزودند و آن را چنان پرداخته و پیراسته می د که گویی همیشه ایرانی بوده است. منجمله هنگامی که یک دسته از آریایی ها از شمال غرب ایران به سوی جنوب روانه شدند و چند گاهی در قفقاز و سپس در آذربایجان و کرمانشاه نشیمن داشتند و در پایان خود را به خوزستان و فارس رساندند و نام خود را به این استان دادند، با خود معماری مرسوم شمال را به جنوب آوردند و در خوزستان ساختمانهایی را بنیاد د که در شمال پرداخته شده بود. پیداست چنین ساختمانهای سردسیری هرگز به کار گرمسیر نمی آمد. آپادانا در در شوش که بنیادش بر پایه های باربر سنگی بود با اسپری های (دیوارهای جدا کننده) خشتی به بسترهای دست کم 5 متر پوشاندند و به این ترتیب از نفوذ گرمای سوزنده به درون ساختمان پیشگیری د. این کار را پنام سازی می گفتند. پنام که درست در برابر عایق است چه عایق حرارتی و چه صوتی و چه رطوبتی، همیشه در کنار معماری ایران یکی از کاراترین تدبیرها بوده است. مثلاً در خانه های کاشان، یزد، جهرم و دیگر شهرستانها و روستاهایی که در تابستان به شدت گرم و در زمستان سرد بود، به یاری این پنامها، زیستگاهی بسیار مناسب فراهم می آورند. مثلاً در یک خانه یزدی میان در و پنجره ها را تیغه ای به عرض 13/0 عمق 6/0 و ارتفاع نزدیک به 5 متر می گذاشتند. این تیغه ها را که آفتابشکن می نامیدند نمی گذاشت که آفتاب یک ساعت صبح تابستان به درون اتاق راه یابد و پوشش را به دو پوسته می د و در دهانه های کوچک با طاقهای دو پوسته میان تهی و در دهانه های بزرگ نیز همچنین کاری می د که گرمای تابستان و سرمای زمستان هرگز نمی توانست از بام به درون اتاق راه یابد و بدین گونه زیستگاهی فراهم می د که در تابستان، زمستان، پائیز و بهار هوایی خوش داشته باشد. بدین ترتیب بدون اینکه زحمت تغییر چهره بعضی از ساختمانها را در اقلیمهای گوناگون ملحوظ دارند، رعایت اقلیم را به نحوه بسیار آسوده می د.

در شهرسازی ایران به دو چیز اهمیت فوق العاده می دادند. یکی «رون» دیگری «پنان». رون یا جهت در ایران سه گونه است، به این ترتیب که یک شش ضلعی دو به دو را که رو به روی هم قرار داشته باشند به هم متصل می د و سه رون به وجود می آمد. نخست «رون راسته» که از شمال شرقی به جنوب غربی کشیده می شد و دیگری «رون اصفهان» که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده می شد و دیگری «رون کرمانی» که تقریباً شرقی و غربی بود. ای دیگر مانند کاشان، شهر ری، یزد و تبریز و چند شهر دیگر رون راسته داشته و اصفهان و چند شهر فارس رون اصفهانی و کرمان و همدان و چند شهر آذربایجان غربی رون کرمانی داشتند. بدین ترتیب ساختمانها خود به خود طوری قرار می گرفتند که تابستان و زمستان خوشی داشت.


با


مقاله در مورد بررسی اقلیم و معماری ایران 77 ص


مشاهده متن کامل ...
بررسی اقلیم و معماری
درخواست حذف اطلاعات
بررسی اقلیم و معماری

تاریخ ایجاد 22/11/2013 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 83 قیمت: 6700 تومان حجم فایل: 17 kb تعدادمشاهده 31


فهرست مطالب
عنوان صفحه
پیش گفتار 1
مقدمه 4
خورشید 7
باد 9
آب ، رطوبت و گیاه 11
موقعیت جغرافیایی 14
تقسیم بندی اقلیمی ایران 15
شرایط اقلیمی 16
خصوصیات آب و هوایی 17
بافت شهری 18
خصوصیات کلی بافت شهری و روستایی 19
نوع مصالح 19
تطبیق مسکن با اقلیم 21
کرانه شمالی خلیح فارس و دریای عمان 21
خصوصیات آب و هوایی 22
بافت شهری 22
فرم بنا 23
نوع مصالح 24
نواحی کوهستانی و مرتفع فلات 25
کلیات شرایط اقلیمی در این مناطق 26
بافت شهری و روستایی 27
خصوصیات کلی بافت شهری و روستایی 27
نوع مصالح 28
دشتهای فلات 29
خصوصیات کلی شرایط اقلیمی دشتهای فلات 30
خصوصیات کلی بافت شهر 31
فرم بنا 31
نوع مصالح 32
اقلیم و معماری 33
تابش آفتاب 33
اثر تابش آفتاب بر ساختمان و محیط اطراف آن 35
تاثیر تابش و انتقال آب به فضاهای داخل ساختمان 37
تاثیر پشت بام در دمای ساختمان 38
پوششهای شیب دار آزبست و دو جداره 40
ارتفاع فضاها 40
اثر ابعاد پنجره در دمای مکان 41
اثر تابش خورشید 42
اثر سایه بانهای متحرک 43
اثر رطوبت در ساختمان 44
اثرات آب باران در ساختمان 45
اثر باد بر ساختمان 47
تقلیل دادن شدت باد 48
اقلیم شناسی ایران 50
اقلیم معتدل و مرطوب 51
معماری بومی اقلیم معتدل مرطوب 52
اقلیم سرد 53
معماری بومی اقلیم سرد 54
اقلیم گرم و مرطوب 55
معماری بومی اقلیم گرم و مرطوب 56
اقلیم گرم و خشک 58
معماری بومی اقلیم گرم و خشک 59
اقلیم و معماری بومی 62
تلفیق معماری امروزی با معماری بومی هر اقلیم 63
اقلیم نیم بیابانی و معتدل 65
معماری بومی اقلیم نیم بیابانی معتدل 66
اقلیم و معماری 67
بناهای مس ی با صحن حیاط 69
منابع 71
بررسی اقلیم و معماری ایران


پیش گفتار
هنرمندان ما به ویژه معماران معتقد بودند که تقلید خوب به ابتکار بد ترجیح دارد و بدون هیچ تعصبی همیشه از پیشرفته ترین تکنیک های جهان از هر کجا و از هر که بود بهره می گرفتند. اما چنین نبود که هر پدیده ای را به همان گونه که هست بی هیچ کم وکاست بپذیرند و آنچه را که برای کشورمان مناسب می دانستند به گفته خودشان استرلیزه می د. چیزهای زائد را می کاستند و آنچه را که کم داشت به آن می افزودند و آن را چنان پرداخته و پیراسته می د که گویی همیشه ایرانی بوده است. منجمله هنگامی که یک دسته از آریایی ها از شمال غرب ایران به سوی جنوب روانه شدند و چند گاهی در قفقاز و سپس در آذربایجان و کرمانشاه نشیمن داشتند و در پایان خود را به خوزستان و فارس رساندند و نام خود را به این استان دادند، با خود معماری مرسوم شمال را به جنوب آوردند و در خوزستان ساختمانهایی را بنیاد د که در شمال پرداخته شده بود. پیداست چنین ساختمانهای سردسیری هرگز به کار گرمسیر نمی آمد. آپادانا در در شوش که بنیادش بر پایه های باربر سنگی بود با اسپری های (دیوارهای جدا کننده) خشتی به بسترهای دست کم 5 متر پوشاندند و به این ترتیب از نفوذ گرمای سوزنده به درون ساختمان پیشگیری د. این کار را پنام سازی می گفتند. پنام که درست در برابر عایق است چه عایق حرارتی و چه صوتی و چه رطوبتی، همیشه در کنار معماری ایران یکی از کاراترین تدبیرها بوده است. مثلاً در خانه های کاشان، یزد، جهرم و دیگر شهرستانها و روستاهایی که در تابستان به شدت گرم و در زمستان سرد بود، به یاری این پنامها، زیستگاهی بسیار مناسب فراهم می آورند. مثلاً در یک خانه یزدی میان در و پنجره ها را تیغه ای به عرض 13/0 عمق 6/0 و ارتفاع نزدیک به 5 متر می گذاشتند. این تیغه ها را که آفتابشکن می نامیدند نمی گذاشت که آفتاب یک ساعت صبح تابستان به درون اتاق راه یابد و پوشش را به دو پوسته می د و در دهانه های کوچک با طاقهای دو پوسته میان تهی و در دهانه های بزرگ نیز همچنین کاری می د که گرمای تابستان و سرمای زمستان هرگز نمی توانست از بام به درون اتاق راه یابد و بدین گونه زیستگاهی فراهم می د که در تابستان، زمستان، پائیز و بهار هوایی خوش داشته باشد. بدین ترتیب بدون اینکه زحمت تغییر چهره بعضی از ساختمانها را در اقلیمهای گوناگون ملحوظ دارند، رعایت اقلیم را به نحوه بسیار آسوده می د.
در شهرسازی ایران به دو چیز اهمیت فوق العاده می دادند. یکی «رون» دیگری «پنان». رون یا جهت در ایران سه گونه است، به این ترتیب که یک شش ضلعی دو به دو را که رو به روی هم قرار داشته باشند به هم متصل می د و سه رون به وجود می آمد. نخست «رون راسته» که از شمال شرقی به جنوب غربی کشیده می شد و دیگری «رون اصفهان» که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده می شد و دیگری «رون کرمانی» که تقریباً شرقی و غربی بود. ای دیگر مانند کاشان، شهر ری، یزد و تبریز و چند شهر دیگر رون راسته داشته و اصفهان و چند شهر فارس رون اصفهانی و کرمان و همدان و چند شهر آذربایجان غربی رون کرمانی داشتند. بدین ترتیب ساختمانها خود به خود طوری قرار می گرفتند که تابستان و زمستان خوشی داشت.




مقدمه
در کشور پهناور ایران با مناطق اقلیمی متفاوت و شرایط متغیر آب و هوایی در فصول مختلف سال، معماری سنتی ایران راه حلها و شیوه های منطقی و مناسب جهت فراهم نمودن شرایط آسایش انسان ابداع و ارائه نموده است. در مملکتی که در قسمت اعظم فلات مرکزی آن در بیش از نیمی از سال قطره های باران نمی بارد و تهیه و حفظ آب شیرین از معضلات همیشگی مردم این نواحی بوده و در سواحل دریای خزر با حدد دو متر بارندگی سالیانه و رطوبت بالای 80% در اکثر اوقات سال که فعالیت و تحرک را از انسان سلب می کند و همچنین در سواحل جنوبی کشور که «شمس الدین مقدسی» (جغرافیدان و سیاح معروف عرب و مؤلف کتاب «احسن قاسیم فی معرفه الاقالیم») در قرن چهارم هجری، آنجا را از لحاظ شدت گرما، دروازه جهنم نامیده و بالأ ه در نواحی کوهستانی که برف و سرمای شدید محل زندگی در زمستانهای طولانی این منطقه است، مشاهده می کنیم که معماری سنتی این مرز و بوم به لحاظ تجربه چند هزار ساله، اصول و روشهایی ابداع نموده که بدون استفاده از وسایل مکانیکی، شرایط زیست محیطی ساختمانها را در مناطق مختلف آب و هوایی به شرایط آسایش انسان تا حد ممکن نزدیک کرده اند. تا همین 3 الی چهار سال قبل بود که بنایان و معماران در مناطق مختلف اقلیمی ایران، جهت اصل ساختمان را رو به جنوب و یا باد مناسب می ساختند. اهالی پایتخت مانند بسیاری از شهرنشینان و روستائیان در این کشور، در شبهای فصل تابستان به لحاظ از استفاده از برودت نسبی آسمان شب، بستر بر روی بام پهن می د و در آنجا می خو دند. در طی بعد از ظهرهای گرم این فصل، در زیرزمین استراحت می نمودند. بر روی ایوانهای رو به جنوب حصیری می انداختند تا آفتاب گرم تابستان به درون خانه نفوذ پیدا نکند و عصرها حیاط را آب پاشی می د تا رطوبت و برودت حیاط و فضاهای اطراف آن افزایش یابد.
ولی امروزه طرح های ما به گونه ای است که ساختمانها در طی تابستان بسیار گرم و حتی گرم تر از محیط اطراف خود می باشد و در زمستان نیز بسیار سرد و از لحاظ آسایش ناراحت کننده است و به کمک تکنولوژی مدرن و تحمل هزینه بسیار و ایجاد آلودگی و اصوات مزاحم، سعی می کنیم شرایط محیطی را به شرایط آسایش نزدیک کنیم. در حالیکه اگر هر کدام از این دستگاه ها از کار بیفتد، زندگی در چنین وضعی بسیار مشکل می شود. کشور ما اگرچه دارای منابع غنی زیرزمینی است و انرژی فسیلی و بالاخص نفت در ایران به صورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرد ولی این منابع پایان پذیر هستند. البته بازگشت به شیوه های ساختمانهای گذشته میسر نیست و مسلماً نحوه زندگی گذشتگان جوابگوی شرایط زندگی امروز ما نخواهد بود. همانطور که در سایر کشورها مطالعات وسیعی در مورد روشهای طراحی و اقلیمی صورت می گیرد، در کشور ما نیز با توجه به پیشینه طولانی و گسترده تحقیق و تفحص در این زمینه لازم و ضروری به نظر می رسد. بدین ترتیب سعی به مطالعه بر روی اقلیم و معماری ایران بپردازم:
یک امر کل که تقریباً در رابطه با کلیه ساختار های سنتی ایران صدق می کند همگونی آنها و محیط مس ی با عوامل اقلیمی است. این مطلب را در سواحل دریای خزر، کرانه خلیج فارس و دریای عمان دامنه قلل مرتفع و حاشیه کویر مرکزی می توان به وضح مشاهده نمود. بافت شهری، فرم بنا و نوع مصالح در هر یک از این مناطق در تطبیق کامل با شرایط اقلیمی می باشد.
عواملی که بر شرایط اقلیمی یک منطقه تحت تأثیر می گذارد و شامل زاویه تابش خورشید، عرض جغرافیایی یعنی دوری یا از خط استوا، شدت جریان و جهت بادهای فصلی، وجود آب، رطوبت و گیاه در منطقه و بالأ ه ارتفاع از سطح دریا و ناهمواریهای سطح زمین است.
عوامل اقلیمی به ترتیب :
خورشید
کره زمین محور دوران ثابتی است که نسبت به خط عمود بر صفحه گردش زمین به دور خورشید 5/23 انحراف دارد، از آنجایی که این انحراف محور، نقاط مختلفی از کره زمین را در فصول مختلف مقابل خورشید قرار می دهد لذا حرارت و آب و هوای کره زمین در هر منطقه بنابر زاویه تابش خورشید نسبت به زمین فرق می کند و این مطلب باعث ایجاد فصول مختلف درهر ناحیه از کره می شود.
در اول فروردین و اول مهر ماه نقاط جنوبی و شمالی محور نسبت به خورشید به صورت موازی قرار می گیرند و شب و روز در هر دو نیمکره مساوی هستند. یعنی 12 ساعت روز و 12 ساعت شب می باشد. در این ح هر دو نیمکره نسبت به خورشید در ح اعتدال قرار دارند که یکی در اعتدال بهاری و دیگری در اعتدال پائیزی است. در اول تیرماه نقطه شمالی محور یعنی قطب شمال رو به خورشید و نیمکره شمالی در فصل تابستان و نیمکره جنوبی در فصل زمستان می باشد که اولی انقلاب تابستانی و دومی را انقلاب زمستانی گویند.
اختلاف درجه حرارت و فشار هوا، به علاوه دوران کرده زمین باعث جابجایی هوا و در نتیجه باد می شود. به دلیل اینکه باد با خود ابرهای باران زا و باران که لازمه حیات است را به ارمغان می آورد، بدون وجود باد، زندگی در کره زمین برای بشر غیر ممکن است.
در ایران ابرهای باران زا از طرف دریای میدترانه و اقیانوس هند می آیند. جریان باد دیگری هم از سمت شمال می وزد که با خود سرمای زیاد به همراه می آورد. در جنوب ایران بادهای صحرایی عربستان می وزد که مانع ابرهای باران خیز در این منطقه می شود.
بادهای محلی نیز در هر ناحیه وجود دارد که از جهات مختلف می وزد. بعضی از این بادها مرطوب و خنک می باشند و بعضی گرم همراه با گرد و غبار هستند.
تعداد زیادی از ای و روستاهای ایران در نواحی کویری و حاشیه کویری تا حد زیادی بر حسب موقعیت باد طراحی و بنا شده اند مانند شهرک زواره. بدین ترتیب که کل شهر، ساختمانها، بازشوها، و بادگیرها به سمت باد مطلوب و خنک بنا شده است و پشت به باد گرم و پر گرد و غبار می باشند. در سواحل دریاها و دریاچه های بزرگ نیز یک باد محلی وجود دارد که دوره تناوب آن 24 ساعته است. در طی روز آفتاب می تآبد، سطح زمین سریعتر از دریا گرم می شود و در نتیجه هوای مجاور زمین صعود کرده و جای آن را نسیم خنکی از سطح دریا پر می کند. در شب هنگام، سطح زمین گرمای روز را سریعتر از دست می دهد و آب دریا گرمتر از زمین می باشد لذا هوای گرم از سطح دریا صعود می کند و جریان مخالف روز از روی زمین به سمت دریا جریان پیدا می کند. باد در انتقال صوت، آلودگی هوا و بو بسیار مؤثر است. لذا قسمتهایی از شهر که عامل تولید آلودگی های فوق می باشند مانند فرودگاه ها، کارخانجات و محل دفن زباله، نه تنها باید در خارج شهر، بلکه در سمتی باشند که باد غالب منطقه ابتدا از سطح شهر عبور کند و بعد به این قسمت ها برسد.
استفاده از باد در طراحی محوطه و ساختمان نیز باید نقش تعیین کننده ای داشته باشد و باد باید به طور صحیح هدایت و کنترل شود (شکل 8-1). به عنوان مثال در اقلیم سرد باید جلوی بادهای سرد زمستانه سد شود و در اقلیم گرم باید از بادهای خنک حداکثر استفاده صورت گیرد. این کار با طراحی صحیح محوطه و فرم بنا امکان پذیر است....


کلمات کلیدی مرتبط:
بررسی, اقلیم ,و ,معماری , پروژه دانشجویی ,پاو وینت ,مقاله ,کارآفرینی ,مقاله معماری ,تحقیق ,پروژه ,پایان نامه معماری ,پروژه , ,آب ، رطوبت و گیاه ,موقعیت جغرافیایی ,تقسیم بندی اقلیمی ایران ,شرایط اقلیمی ,خصوصیات آب و هوایی ,بافت شهری ,خصوصیات کلی , بافت شهری و روستایی ,نوع مصالح ,تطبیق مس,
مقالات مرتبط در این دسته
, کارگاه آموزشی مبحث 19 مقررات ملی ساختمان ایران - pdf
کتاب ,ضوابط و معیارهای طراحی ,فضاهای آموزشی
کتاب معرفی , موزه های جهان - pdf
مطالعات ,موزه (عرضه بندی و برنامه فیزیکی) - پاو وینت
موزه چیست و تعریف موزه -فایل ورد- تحقیق
لوئی کان : پیشرفت یا بازگشت به گذشته
آشنایی با, معماری معاصر , ( جزوه )
شیتهای کانسبت نقشه ها و رندرها معماری موزه هنر معاصر
مجموعه کات ها و دستورات نرم افزار اتوکد
اصول و ضوابط طراحی پارکینگ
,هدف و ماهیت معماری-پاو وینت
مطالعات طراحی بیمارستان عمومی با رویکرد معماری پایدار
مقاله ای کامل در مورد آجر و دیوارهای آجری 120 صفحه word
مبانی پایه مشترک در ادبیات و معماری word
ف در معماری,پاو وینت
استانداردهای ارگونومی طراحی صندلی. (تحقیق مقدمات طراحی معماری 1),word
تحقیق معماری بیزانس (روم شرقی) ,پاو وینت
مقاله نقش ی piping در تحقیق های ساختمانی word
نقشه های کامل طراحی معماری نمایشگاه بین المللی/ فرمت فایل rar
تحقیق معماری خانه تئاتر word


مشاهده متن کامل ...
تحقیق درباره رون
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درباره رون با و پر سرعت .

تحقیق درباره رون


تحقیق درباره رون

فرمت فایل : word (لینک پایین صفحه) تعداد صفحات 12 صفحه


با


تحقیق درباره رون


مشاهده متن کامل ...
تحقیق رون.doc
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل تحقیق رون.doc با و پر سرعت .

 تحقیق رون.doc


 تحقیق رون.doc

دسته بندی : برق، الکترونیک، مخابرات

فرمت فایل:  image result for word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ

حجم فایل:  (در قسمت پایین صفحه درج شده )

فروشگاه کتاب : مرجع فایل 

 


 قسمتی از محتوای متن ( در صورتی که متن زیر شکل نامناسبی دارد از ورد کپی شده )

بار الکتریکی: در شرایط عادی تعداد پروتن ها و الکترون های هر جسم با هم برابر هستند ، اگر تعداد الکترون های جسمی از پروتن ها بیشتر شود جسم دارای بار منفی خواهد شد و اگر تعداد الکترون های آن کمتر از حد معمول باشد جسم دارای بار مثبت است . / / e=p نکته: اجسام با بارهای هم نام همدیگر را دفع و بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند . بار مثبت را با q نمایش داده و بار متغیر بازمان یا لحظه ای را با g(t) نمایش می دهیم . واحد بار الکتریکی کولن است که با c نمایش داده می شود . کولن مقدار باریست که در مدت یک ثانیه از مقطع سیم شارش پیدا می کند . 1s q= it جریان الکتریکی : ناشی از حرکت دسته جمعی الکترون هاست که آن را با i برای جریان های ثابت و i برای جریان _های لحظه ای نمایش می دهند . می توان گفت : q(t)=t2 آمپر : یک آمپر انتقال بار یک کولنی در واحد زمان خواهد بود . انواع جریان : ( direct current ) dc : جریان ثابت dc : ناشی از جریان الکترون در یک هادی در جهتی انواع انرژی ثابت است و مقدار آن نیز نسبت به زمان ثابت است . ( alternative current) ac حرکت الکترون در این جریان در یک جهت نبوده و مقدار آن نیز نسبت به زمان متغیر است . ولتاژ : اگر دو جسم مختلف البار توسط یک رشته سیم به یکدیگر متصل شوند الکترون های اضافی از یک جسم باردار منفی به یک جسم باردار مثبت انتقال می یابد که این انتقال الکترون ها به دلیل وجود اختلاف پتانسیل بین دو جسم باردار است . نسبت انرژی که بار الکتریکی q در حرکت خود از نقطه a تا b از دست می دهد را ولتاژ الکتریکی آن بار تعریف می کنیم : انرژی : کار انجام شده یا انرژی تبدیل شده در یک مدار الکتریکی برابر است با حاصلضرب ولتاژ در بار الکتریکی w=qv توان : سرعت انجام کار را توان نامیده و با فرمول های زیر نشان می دهند . w=qv p=vi منبع : منظور از منبع وسیله ایست که بتواند انرژی الکتریکی را به غیر الکتریکی و بالع تغییر نماید : مثال: باطری که انرژی شیمیایی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند پس یک منبع است. انواع منابع: منبع ولتاژ مستقل : منبعی که ولتاژ دو سر آن مستقل از جریان عبوری از آن منبع باشد که شکل مداری این منبع به صورت زیر است : منبع جریان مستقل : منبعی است که جریان عبوری از آن همواره مستقل از دو سر آن باشد که شکل مداری آن به صورت زیر است : منبع ولتاژ وابسته : منبعی است که ولتاژ آن به ولتاژ یا جریان قسمتی دیگر از مدار وابسته است و نماد مداری آن به صورت زیر است : vs=∝i یا vs=βv منبع جریان وابسته : من

تعداد صفحات : 12 صفحه

  متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

پس از پرداخت، لینک را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.

 
« پشتیبانی فروشگاه مرجع فایل این امکان را برای شما فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده  نمایید »
/images/spilit.png
 

با


تحقیق رون.doc


مشاهده متن کامل ...
تحقیق درباره رون
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایلکو تحقیق درباره رون با و پر سرعت .

 تحقیق درباره رون


 تحقیق درباره رون

تعداد صفحات:12

نوع فایل: word (قابل ویرایش)

لینک پایین صفحه

 

 

 

بار الکتریکی: در شرایط عادی تعداد پروتن ها و الکترون های هر جسم با هم برابر هستند ، اگر تعداد الکترون های جسمی از پروتن ها بیشتر شود جسم دارای بار منفی خواهد شد و اگر تعداد الکترون های آن کمتر از حد معمول باشد جسم دارای بار مثبت است.

نکته: اجسام با بارهای هم نام همدیگر را دفع و بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند . بار مثبت را با q نمایش داده و بار متغیر بازمان یا لحظه ای را با g(t)  نمایش می دهیم . واحد بار الکتریکی کولن است که با c نمایش داده می شود . کولن مقدار باریست که در مدت یک ثانیه از مقطع سیم شارش پیدا می کند.

جریان الکتریکی : ناشی از حرکت دسته جمعی الکترون هاست که آن را با i برای جریان های ثابت و i برای جریان _های لحظه ای نمایش می دهند . می توان گفت:

آمپر : یک آمپر انتقال بار یک کولنی در واحد زمان خواهد بود .

 

 


با


تحقیق درباره رون


مشاهده متن کامل ...
[̲̅خ̲̅][̲̅ن̲̅][̲̅د̲̅][̲̅ه̲̅]
درخواست حذف اطلاعات

سرم درد میکند برای دردسر!


و تو میدانی آنقدردوستت دارم


که حتی اگر سرم به سنگ بخورد


یا سنگ به سرم !!


از این دوستت دارم دست بر نخواهم داشت


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرجا سخن از انحراف است
.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.
.
شماها با کله میاید ببینید چه خبره


منحرافااااااااااا


پاشید وضو بگیرید میخواهیم جماعت بخونیم


الله اکبر الله اکبر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺷﺐ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ


ﺯﻧﺶ ﺩﺍﺩﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ

ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻰ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺑﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ؟


ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ ﻣﻴﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﺎﻟﻰ ﻣﻴﺸﻪ !

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾد ...


.
.
.
ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭﺭﻡ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮﻩ

ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ !!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینکه پولمون بی ارزش ترین

پول دنیاست ناراحت کننده ست...


اما از اون ناراحت کننده تر اینه که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین پول بی ارزش هم ما نداریم :))

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قلــ ــب عزیز لطفــا خفه شـــو و

در همه کارها "دخالــت" نــــکن !

هـمان کـه خــ ـ ــون "پمـــپاژ"

کــــنی کافـیسـت . . .

اگر هــم "خـــسته" شـدی اجبــ ــاری

نیسـت به کــار !

هــر وقـت دلـت خواســـت دیگـ ـ ـ ــر

"کـار" نَـــکُن ...!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اونــــــی کـــ رفـــتــــه

بــــــه حـــرمـــتـــ گــــهــــی کـــــه خـــــورده

حـــــــق نــــداره بـــــرگــــــــرده...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از تفریحات بچگیمون
این بود که وقتی زنگ مدرسه رو میزدن
هرچی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود درمیاوردیم
یَک حالی میداد !
حس میکردیم تو جنگلیم همراه
با دوستای میمونمون:))))))
ناظم:
برو بچا:
ــــــــــــــــــــــــــــــ
شبتون پر از خاطرههههههههه
بابایییییییی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مشاهده متن کامل ...
[̲̅خ̲̅][̲̅ن̲̅][̲̅د̲̅][̲̅ه̲̅]
درخواست حذف اطلاعات

سرم درد میکند برای دردسر!


و تو میدانی آنقدردوستت دارم


که حتی اگر سرم به سنگ بخورد


یا سنگ به سرم !!


از این دوستت دارم دست بر نخواهم داشت


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرجا سخن از انحراف است
.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.
.
شماها با کله میاید ببینید چه خبره


منحرافااااااااااا


پاشید وضو بگیرید میخواهیم جماعت بخونیم


الله اکبر الله اکبر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺷﺐ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ


ﺯﻧﺶ ﺩﺍﺩﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ

ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻰ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺑﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ؟


ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ ﻣﻴﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﺎﻟﻰ ﻣﻴﺸﻪ !

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾد ...


.
.
.
ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭﺭﻡ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮﻩ

ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ !!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینکه پولمون بی ارزش ترین

پول دنیاست ناراحت کننده ست...


اما از اون ناراحت کننده تر اینه که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین پول بی ارزش هم ما نداریم :))

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قلــ ــب عزیز لطفــا خفه شـــو و

در همه کارها "دخالــت" نــــکن !

هـمان کـه خــ ـ ــون "پمـــپاژ"

کــــنی کافـیسـت . . .

اگر هــم "خـــسته" شـدی اجبــ ــاری

نیسـت به کــار !

هــر وقـت دلـت خواســـت دیگـ ـ ـ ــر

"کـار" نَـــکُن ...!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اونــــــی کـــ رفـــتــــه

بــــــه حـــرمـــتـــ گــــهــــی کـــــه خـــــورده

حـــــــق نــــداره بـــــرگــــــــرده...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از تفریحات بچگیمون
این بود که وقتی زنگ مدرسه رو میزدن
هرچی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود درمیاوردیم
یَک حالی میداد !
حس میکردیم تو جنگلیم همراه
با دوستای میمونمون:))))))
ناظم:
برو بچا:
ــــــــــــــــــــــــــــــ
شبتون پر از خاطرههههههههه
بابایییییییی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مشاهده متن کامل ...
یک روز فورت مک موری ای
درخواست حذف اطلاعات
صبح ساعت ۶:۱۶ ساعتم برای اولین بار زنگ میزنه. خودم هم نمیدونم که چرا اولین آلارم ساعتم رو برای ۶:۱۶ گذاشتم؟ با این آلارم اصلا بیدار نمیشم! آخه ب خیلی دیر خو دم. توی خواب دستم رو روی موبایل میکشم که ت شه.

برای دومین بار ساعتم ۶:۳۹ زنگ میزنه. رو به آقای شوهر میکنم و میگم: من امروز باید تنها برم نه؟ میگه آره! خواب نمونی! من ماشین دستمه (ماشین شرکت) و میرم سر بزنم به suncor. میگم باشه بزار فقط یک دقیقه دیگه بخوابم!

ساعت ۶:۴۳ از جام میپرم و با خودم فکر میکنم که ای وای دیر شد! سریع حاضر میشم و نهارم رو از توی یخچال برمیدارم و میزنم بیرون. توی راهرو باید بدوم وگرنه به اتوبوس نمیرسم. سر چهارراه ساعت رو نگاه میکنم ۶:۵۶ است. اتوبوس رو از دور میبینم که داره میاد! باید عجله کنم!

توی اتوبوس سعی میکنم بخوابم. چند روزیه که تو اتوبوس خوابم نمیبره. هرچی هم تلاش میکنم فایده نداره!

ساعت ۷:۵۰ میرسیم جلوی ساختمان مرکزی سینکرود.

وقتی که میخوام از اتوبوس پیاده بشم راننده میگه جلوی پات رو مراقب باش، با فاصله از ج نگه داشتم! نیفتی! پیش خودم فکر میکنم که یعنی واقعا میخواد به تک تک انی که پیاده میشن اینو بگه؟! و به سمت کارت زنی میرم.

یه آقای هندی همش کنارم راه میره و نگاهم میکنه! سعی میکنم ازش جلو بزنم و میرم از اولین درگاه کارتم رو اسکن میکنم و وارد میشم! اتوبوسهای زرد رنگ کنار خیابون صف بستند که ما رو به ساختمانهای محل کارمون ببرن. میشمارم، یک دو سه و سوار سومین اتوبوس میشم.

ساعت ۸:۱۰ به ساختمونمون میرسیم. کل قسمت ما سه تا لیدر هستیم. دو تا لیدرهای دیگه امروز مرخصی هستن درنتیجه من قرار بود تنها باشم که مهم نبود ولی یکهو رئیسمون تصمیم گرفت که بیاد و از اینجا کار کنه بجای دفتر خودش که توی یک ساختمان دیگه است. خلاصه که روز جالبی است در کنار رئیس جان.

از اونجایی که دو تا لیدر دیگه مرخصی هستن من سرم خیلی شلوغه. باید به یکی تا از بچه های تیم خودم که توی یک ساختمان در سر دیگه ی سایت کار میکنه سر بزنم. در عین حال باید کارهای اداری کیتی رو انجام بدم. آخه کیتی یک هفته مرخصی است و الان موقع ثبت خیلی از کارهای اداریمون است. از طرف دیگه کارمندهای تیم ایفی دائم سوال دارن که مسائل رو چطوری هندل کنن و میان از من میپرسن. اینجور تصمیم گیری ها برای تیم ایفی سختترین قسمت کار است! چون معمولا من و ایفی با هم اختلاف نظر داریم و بعدا میگه چرا این تصمیم رو گرفتی؟ بهتر بود اون مدلی انجام میشد! درحالیکه من حرفش رو قبول ندارم! از طرفی هم همه ی پروسس های تیمش رو بلد نیستم و بعضی وقتها تصمیم گیری سخت میشه.

ساعت ۸:۱۵ ساعتم برای صبحانه زنگ میزنه. امروز صبحانه باید اسموتی میوه بخورم. میرم و از توی فریزر منگوی یخ زده رو میارم و میریزم توی همزن برقی و ماست وانیلی و شیره بادوم رو هم اضافه میکنم. همینجوری که کار میکنم اسموتی رو هم میخورم. اسموتی منگو رو خیلی دوست دارم.

رئیسم (رون) ساعت ۹:۱۵ میاد تو دفتر. دم در اتاقم می ایسته و از کارها میپرسه. بهش یه آپدیت کلی میدم و میره توی اتاق کیتی که از اونجا کار کنه. نیم ساعت بعد صدام میزنه. میگه شایا بالا ه قرارداد کارمندات رو گرفتیم! امضا ش! بیا! بفرستش براشون. میگم یعنی نهایی شد؟ یعنی الان مطمئن هستیم که کارمندهای من رو میتونیم قراردادشون رو تمدید کنیم؟! میگه نه هنوز! باید صبر کنیم نامه ی شروع کارشون رو هم بگیریم و بعد میتونیم بهشون خبر بدیم! ذوق میکنم! میگم ایول بچه ها خیلی خوشحال میشن! حداقل اونا لازم نیست جابجا بشن و از این شهر برن! یه پوزخندی بهم میزنه که میدونم معنیش اینه که ولی ما هنوز باید بریم. ته دلش خیلی خیلی ناراحته. رئیسم عاشق فورت مک موریه.

وقتی برمیگردم به اتاقم یکی از بچه های تیم ایفی منتظره که براش امضا کنم که میتونه یکی از ماشینها رو از سایت خارج کنه. ازش میپرسم که کجا میره؟ میگه آئورورا. میگم یادت نره رسیدی به من مسیج بدی. میگه چشم. میگم drive safe.

ساعت ۱۰:۳۰ یادم میاد که باید برم و به اون کارمنده سر بزنم. دارم انتخاب میکنم کدوم ماشین رو بردارم که همون موقع شوشو که کارش در سایت سانکور تموم شده از در وارد میشه. میگه جایی میری؟ میگم آره باید برم ساختمان ۱۰۰۰ "ابو" رو ببینم. میگه اگر ۵ دقیقه صبر کنی خودم میرسونمت. میدونه که از رانندگی در سایت خوشم نمیاد. منم خوشحال و خندان برمیگردم سر میزم و منتظر میشم.

ساعت ۱۱ پیش ابو نشستم و از پیشرفت کارش میپرسم. ابو تازه از تیم ایفی به تیم من منتقل شده و این کار براش خیلی جدیده. برام از چیزهایی که یاد گرفته میگه و احساس میکنم که نسبتا راضی است.

برای برگشت به شوهر جان زنگ میزنم ولی خودش هنوز کار داره و نمیتونه بیاد دنبالم. منم سرخوش پیاده راه میوفتم به سمت ساختمان مرکزی که از اونجا سرویس به سمت ساختمان خودمون رو بگیرم. از جلوی کافه تریا که رد میشم دلم خیلی میخواد برم یک کافی و کیک موزی بگیرم! ولی یادم میاد کیف پولم رو نیوردم

ساعت ۱۱:۳۰ پشت میزم نشستم که ساعتم زنگ میزه و خبر میده که وقت خوردن وعده ی دوم غذام است. برای وعده ی دوم سالاد دارم. با اینکه سالاد خالی دوست ندارم ولی خودم رو مجبور میکنم! رژیم است دیگه! باید به حرفش گوش بدم.

تا ساعت ۲ روی کارهای کیتی کار میکنم. ساعت کاری کارمندا رو چک میکنم، وارد سیستم ثبت زمان میشم و ساعتهای ورو ون رو تایید میکنم. یه ایمیل برای کیتی میزنم که وقتی برگشت رسیدهای پرداخت پولها رو تائید کنه. نمیدونم چرا به من این دسترسی رو ندادن هنوز.

یکی از کارمندهای hr ایمیل زده برای کیتی که باید ساعت کاری آ ین روزی که tim کار کرده رو تائید کنیم که آ ین حقوقش رو بریزن براش. میرم با رون صحبت کنم راجع به tim. آخه آ ین روز کاریش بود. براش از تیم هورتونز دونات گرفته بودیم برای خداحافظی.

ساعت ۳:۳۰ که جمع شدیم که مراسم خداحافظی رو بجا بیاریم دیدیم نیست! کیف و همه ی وسایلش هم جمع شده بود! آ ین ی که دیده بودش من بودم که ساعت ۳ ازش خواسته بودم بره و یکی از ماشینها رو برای مشکلی که داشت چک کنه. tim برای کارهای مربوط به ماشینها دست راست من بود! حیف شد که رفت. خلاصه که رفتم از رون بپرسم که برای چند ساعت کار برای tim تائید کنم؟ رون گفت که یک ساعت کم کن براش.

ساعت ۱:۳۰ موبایلم برای خوردن اسنک زنگ میزنه. برای اسنک امروز انگور اوردم. انگور شکر زیادی داره ولی یکی از معدود میوه هایی است که من دوست دارم!

tanvir یکی دیگه از بچه های تیم ایفی است که تازگی به تیم من منتقل شده. از امروز شروع کرده به کار در تیم بیمارستان. بهش زنگ میزنم که ببینم که روز اولش چطور پیش میره. با derick صحبت میکنم که در حال آموزش دادن به tanvir است و اون هم میگه که اوضاع خوبه. از tanvir خوشم میاد. پسر خوبیه. فکر میکنم پا تانی باشد باشه! شایدم هندی؟

akeem کارمند تحویل وسایل پرینتر مثل کاغذ و تونر است که نامه هامون رو هم میبره تحویل پست میده. باید قرار دادی که رون داده بود رو بفرستم به اضافه ی یک عالمه کارهای کیتی که رون امضا کرده بود و باید فرستاده بشه دفتر ادمونتون. akeem هر روز ساعت ۳:۳۰ میاد توی دفتر ما تا نامه ها رو تحویل بده و تحویل بگیره. از در که وارد میشه یهو یادم می افته که هنوز نامه ها رو بسته بندی ن ! بهش میگم منتظرم بمونه و بدون نامه های من نره که خیلی مهمه!

بعد از اینکه نامه ها رو به akeem میدم ساعتم برای خوردن سومین وعده ی غذا زنگ میزه. سوپ! یه سوپ عجیب غریبی درست که خیلی خوشمزه شده. انگار نه انگار که قراره رژیم باشه!

رون ساعت ۳:۴۵ میاد دم دفترم و میگه شایا من تا ساعت چند وقت دارم که از گیت خارج بشم؟ میگم باید تا قبل از ساعت ۴ بیرون باشی وگرنه نمیزارن خارج بشی تا بعد از ساعت ۷. میگه اوه پس خیلی وقت ندارم! سریع وسایلش رو جمع میکنه. توی راه بیرون رفتن میگه شایا دوست داری فردا صبح یکمی بیشتر بخو ؟ میگم چرا که نه؟ میگه باشه پس من ساعت ۸ صبح میام دنب باهم بیایم! و من میشم! میگم مگه فردا باز میای از اینجا کار کنی؟ میگه آره فعلا که دفتر کیتی خالی است!

ساعت ۴:۱۵. بالا ه یک روز کاری دیگه هم تموم شد. وسایلم رو جمع میکنم. شوهر جان دم در اتاق منتظرم است. با هم میریم که سوار اتوبوس زرد رنگ بشیم که ما رو بر میگردونه به ایستگاه اصلی اتوبوسها. توی راه کل روزمون رو برای هم دیگه تعریف میکنیم تا سوار سرویس خونه بشیم. توی سرویس هر دومون از خستگی بیهوش میشیم!

ساعت ۵:۲۵ چشمهام رو باز میکنم، نزدیک خونه هستیم. به سختی بیدار میشم و از اتوبوس پیاده میشیم. توی راه که پیاده میریم سمت خونه اخمام توی همه. شوهر جان میگه بداخلاقی؟ میگم اوهوم. میگه چون خوابت میاد؟ میگم اوهوم! میگه یعنی باهات حرف نزنم؟ میگم اوهوم! میگه پس میخوای بریم jugo juice بخوریم؟ میگم نههههههه! من رژیم! بعد میگم باشه بریم ولی فقط تو بخور. میگه نه من تنها مزه نمیده!

وقتی از در ورودی آپارتمان وارد میشیم هر دومون طبق عادت میریم سمت صندوق نامه. شوشو میگه نوبت منه باز کنم! میگم نهههه نوبت خودمه! بعد از کلی کلنجار رفتن بازم مثل هر روز من برنده میشم و در صندوق رو باز میکنم. از پست نامه داریم که یکی از بسته هامون رسیده. احتمالا یکی از کادوهایی است که برای ایران یدیم. چشم هردومون برق میزنه! دیگه خواب از سرم پریده! دوباره میزنیم بیرون به سمت اداره ی پست که روبروی خونمون است.

ساعت ۶ نشستیم روی مبل و انتخاب میکنیم. توی ذهنم دارم فکر میکنم که برای فردا غذا چی درست کنم؟ بالا ه ساعت ۷:۳۰ اینقدر خستیگم در رفته که پاشم از جام. همینجوری که میبینم غذای شوشو رو آماده میکنم و بعد میرم سراغ رژیم خودم. میخونم ببینم غذای فردام چیه؟ یکی یکی همه چیز رو آماده میکنم و میزارم توی ظرف. امشب امیدوارم که ساعت ۱۰ بخوابم ولی طبق معمول هرشب یه چیزی پیش میاد که تا چشم به هم میزنم ساعت میشه ۱۲! یه روز دیگه هم تموم میشه و باید رفت خو د تا فردا!



مشاهده متن کامل ...
تعبیر خواب آزمایش
درخواست حذف اطلاعات
تعبیر خواب آزمایش

در سر زمین رویاها آمده:

قابلیت شما را آزمایش میکنند : اشیاء پر ارزش گمشده را پیدا می کنید.

یک روی شما آزمایش می کند : یک راز فاش خواهد شد.

وفاداری همکارتان را مورد آزمایش قرار میدهید : مراقب رقیب باشید.

دیگران از شما آزمایش میکنند : رنج و غم

 

لینک تعبیر خواب جامع

تعبیر خواب آزمایش , رویای آزمایش , خواب دیدن آزمایش , تعبیر آزمایش , خواب آزمایش , تعبیر خواب امتحان , رویای امتحان , خواب دیدن امتحان , تعبیر امتحان , خواب امتحان , تعبیر خواب آزمون , رویای آزمون , خواب دیدن آزمون , تعبیر آزمون , خواب آزمون , تعبیر خواب سنجش , رویای سنجش , خواب دیدن سنجش , تعبیر سنجش , خواب سنجش , تعبیر خواب آروین , رویای آروین , خواب دیدن آروین , تعبیر آروین , خواب آروین , تعبیر خواب تجربه , رویای تجربه , خواب دیدن تجربه , تعبیر تجربه , خواب تجربه , تعبیر خواب تمرین , رویای تمرین , خواب دیدن تمرین , تعبیر تمرین , خواب تمرین , تعبیر خواب مانور , رویای مانور , خواب دیدن مانور , تعبیر مانور , خواب مانور , تعبیر خواب محک , رویای محک , خواب دیدن محک , تعبیر محک , خواب محک , تعبیر خواب مسابقه , رویای مسابقه , خواب دیدن مسابقه , تعبیر مسابقه , خواب مسابقه , تعبیر خواب رون , رویای رون , خواب دیدن رون , تعبیر رون , خواب رون , تعبیر خواب اروند , رویای اروند , خواب دیدن اروند , تعبیر اروند , خواب اروند , تعبیر خواب بلیه , رویای بلیه , خواب دیدن بلیه , تعبیر بلیه , خواب بلیه , تعبیر خواب بلوی , رویای بلوی , خواب دیدن بلوی , تعبیر بلوی , خواب بلوی ,

مشاهده متن کامل ...
"شعر-شعر"
درخواست حذف اطلاعات
___________________

تا جهان بود از سر آدم فراز

نبود از راه دانش بی نیاز/

مردمان ب د اندر هر زمان

راه دانش را بهرگونه زبان/

گرد د و گرامی داشتند

تا بسنگ اندر همی بنگاشتند/

دانش اندر دل چراغ روشن است

وز همه بد بر تنِ تو جوشن است

*

چمنِ عقل را خزانی اگر

گلشن عشق را بهار توئی/

عشق را گر پیمبری، لیکن

حسن را آفریدگار توئی

*

ای آنکه غمگنی و سزاواری

وندر نهان سرشک همی باری/

از بهرِ آن کجا ببرم نامش

ترسم زبخت انده و دشواری/

رفت آنکه رفت و آمد آنک آمد

بود آنچه بود خیره چه غم داری؟/

هموار کرد خواهی گیتی را؟

گیتی است، کی پذیرد همواری؟/

مُستی مکن که نشنود او مُستی

زاری مکن که نشنود او زاری/

شو تا قیامت آید، زاری کن

کی رفته را بزاری باز آری/

آزار بیش بینی زین گردون

گر تو بهر بهانه بیازاری

*

لغز(چیستان) قلم

لنگِ دونده ست گوش نیّ و سخن یاب

گنگِ فصیحست چشم نیّ و جهان بین/

تیزیِ شمشیر دارد و روش مار

کالبدِ عاشقان و گونۀ غمگین

*

یخچه می بارید از ابرِ سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان/

چون بگردد پایِ او از پایِ دار

آشکوخیده بماند، همچنان

*

تا کی گوئی که اهلِ گیتی در هستی و نیستی لئیمند

چون تو طمع از جهان بریدی دانی که همه جهان کریمند

"رودکی"(به کوشش خلیل خطیب )



مشاهده متن کامل ...
19 سال بعد...
درخواست حذف اطلاعات
19 سال بعد از تمام شدن دروس هری در هاگوارتز و سرنوشت او و دوستانش

هری پاتر:در مو هٔ کتاب هفت و مصاحبه های رولینگ پس از آن، متوجه می شویم که هری نوزده سال بعد، دربخش کارآگاهان وزارت سحر و جادو مشغول کار شداو در امتحان سمج در درس دفاع دربرابر جادوی سیاه ((عالی))گرفت. هری با جینی ویزلی ازدواج کرده و صاحب سه فرزند می شود که نام آنها را «جیمز سیریوس» (به یاد پدر و پدرخوانده اش)، «آلبوس سوروس» (به یاد دو مدیر شجاع هاگوارتز) و «لی لی»(به یاد مادرش) می گذارد.

هرماینی گرنجر:پس از ۱۹ سال با رون ازدواج کرده و صاحب دو فرزند با نام های هوگو و رز شده است. او کار خود را با استخدام در سازمان ساماندهی و نظارت بر امور موجودات جادویی آغاز می نماید و در این سازمان موفق می شود زندگی را برای جن های خانگی بسیار آسان کند. سپس به سازمان اجرای قوانین جادویی ارتقا می یابد و سرانجام در این سازمان موفق می شود که تمامی قوانین نژادپرستانه ای که به نفع اصیل زادگان است را ریشه کن نماید.آزمون سمج بر اساس سطح های زیر است که هرماینی در همه درس هایش o یا u عالی می گیرد به جز دفاع در برابر جادوی سیاه که e یا فراتر از حد انتظار می گیرد.

امتیاز ها در آزمون سمج((سطوح مقدماتی جادوگری)): o=عالی e=فراتر از حد انتظار a=قابل قبول p=ضعیف d=افتضاح t=غول غارنشین

رون ویزلی:رون مدتی پس از نبرد با هرمیون ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است: دختری به نام رز، که برای نخستین سال خود به هاگوارتز می رود، و پسری به نام هوگو. رون به همراه هری اکنون در بخش کارآگاهان وزارت سحر و جادو مشغول کارند، و این بخش را کاملاً متحول کرده اند.البته رون پیش از کارآگاه شدن، مدتی در فروشگاه شوخی های ویزلی کار می کرده است، کاری که بسیار پرمنفعت بوده است.

جینی ویزلی:۱۹ سال بعد او با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می شود. او ابتدا در تیم کوییدیچ ها ی هالی هد شروع به بازی می کند امّا بعد تصمیم می گیرد شغلی را انتخاب کند که بتواند بیشتر همراه خانواده اش باشد بنابراین خبرنگار ستون کوییدیچ رو مهٔ پیام امروز می شود.

نویل لانگ باتم:نویل لانگ باتم گیاه شناسی می شود و با لونا لاوگود ازدواج می کند.

فرد ویزلی:متاسفانه او در یک انفجار جان خود را از دست می دهد.

جرج ویزلی:او در فروشگاه شوخی های ویزلی به کارش ادامه داد که بسیار برایش پر منفعت بود.جرج با آنجلینا جانسون که یک زمانی کاپیتان تیم کوییدیچ گریفندور بود،ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد.اولی فرد و دومی ر ان.




مشاهده متن کامل ...
کار
درخواست حذف اطلاعات
واقعا فکر نمی که از پست قبلیم همچین استقبالی بشه. ممنون از لطف همه ی دوستان عزیزم. مرحله ی هیجان انگیزی از زندگیمون هستش و خیلی هم تاثیر گذار در همه ی مسائل زندگیمون. مثلا اینکه من به زودی باید برم مرخصی زایمان خیلی برای موقعیت کاریم زمان مناسبی نیست. ولی انتخاب خودمون بوده و به جز خوشحالی و رضایت چیز دیگه ای برامون نداره. از اونجاییکه این روزها خیلی فکرم مشغول کار است تصمیم گرفتم یه کوچولو دوباره از کارم بگم.

من فکر میکنم علت اینکه من با این کار عجیب و غریبم خوشحال و راضی هستم فقط رئیس فوق العاده خوبی است که داریم.

اگر میخواستم در ح عادی بعد از یه کار برنامه نویسی توی یه شرکت کامپیوتری پیدا کنم، الان سه سال بود که مشغول بودم و احتمالا به رتبه برنامه نویس 2 ارتقا پیدا کرده بودم. ولی انگار که قسمتم نبود!

انگار قسمتم این بود که به طور ناگهانی و در طی سه روز، بدون مصاحبه به عنوان لیدر اجرایی پروژه ارتقا کامپیوترهای شرکت سینکرود استخدام شدم. اینجوری شد که من پله های ارتقا کاری رو به جای یکی، یهو 3- 4 تا بالا رفتم! که این رو هم مدیون ایفی و هم رون (رئیسم) هستم! فورت مک موری که بودم اصلا راضی نبودم. فکر میکنم این قضیه که شهر رو دوست نداشتم باعث شده بود که روی علاقه به کارم هم تاثیر بگذاره و دائم توی فکر جابجایی بودم. ولی الان که اومدیم ادمونتون دیگه دلیلی برای جابجایی نمیبینم. مخصوصا که با وجود عضو جدید خانواده، الان فعلا جای دیگه ای کار پیدا خیلی سخت میشه و به اعتمادی که رون بهم داره نیاز دارم.

اینجوری شد که خیلی این چند وقته به کاری که دارم انجام میدم فکر میکنم. اینکه چقدر آیا واقعا دوستش دارم؟ چه وظایفی دارم؟ و به این نتیجه رسیدم که به طور ناگهانی خیلی مسئولیت به من داده شده. کیتی که بازنشسته شد عملا همه ی وظایفش به من منتقل شد. ولی کیتی فردی بود با 17 سال سابقه ی کار توی این شرکت و این پست. کیتی خیلی چیزها میدونست و خیلی با تجربه بود. تا جایی که تونستم ازش یاد گرفتم ولی هنوز اون قدرتی که دوست دارم رو توی کارم ندارم. البته فقط توی بعضی قسمتهاش. یکی از این قسمتها مثلا کار استخدام است. اون طرف ماجرا که هستی، وقتی قراره استخدام بشی و بری مصاحبه، همش استرس این رو داری که آیا من رو میخوان؟ چطور میشه مصاحبه؟ و هزار و یک چیز دیگه! هیچوقت فکر نمیکنی که آدمهای اون طرف هم آدمهایی هستن که میتونن خیلی مثل خودت باشن! همین دو سال پیش توی همین وضعیت خودت بودن! حتی شاید این طرف میز نشستن و مصاحبه سختتر هم باشه! آدم میترسه ی رو استخدام کنه که بعدا باهاش دچار دردسر بشه! ( که اتفاقا همین چند ماه پیش برامون پیش اومد). الان دو روزه دارم رزومه میخونم برای یک نفر که نیاز داریم توی فورت مک موری. مقایسه این همه رزومه و تصمیم به اینکه کدومشون واقعا اون شخصی است که ما نیاز داریم؟ خیلی سخته.

از طرفی هم قرار بود ایفی بعد از همه ی این ماجراها بمونه و کارهای فورت مک موری رو مدیریت کنه. ولی رفت. و رون هم بجای استخدام ی به جای ایفی، همه ی وظایف اون رو داد به من!

رون به زودی قراره بیاد ادمونتون و وظایف جدیدی به کارهای فورت مک موری اش اضافه بشه. و این یعنی کار اضافه تر برای من. از اونجایی که من رون رو خوب میشناسم، طول میکشه تا به ی اعتماد کامل کنه ولی وقتی اعتماد پیدا کرد دیگه نمیخواد اون شخص رو از دست بده. حالا این اعتمادی که به من داره معنیش نمیدونم چی میتونه باشه برای من؟ دوست دارم زودتر اون موقع برسه و بدونم که کارهای جدیدم چی هستن. و اینکه قراره تا 3-4 ماه دیگه به مرخصی طولانی برم چه تاثیری روی این شرایط میگذاره؟



مشاهده متن کامل ...
maternity leave
درخواست حذف اطلاعات
یه مطلب کوچولو راجع به مرخصی زایمان.

مرخصی زایمان یعنی به مدت یک سال مادر و پدری که تازه بچه دار شدن میتونن از ت حقوق بیکاری بگیرن و کار نکنن. از یک سال 15 هفته اش فقط برای مادر است و 37 هفته مادر و پدر میتونن به صورت مشترک استفاده کنن.

با اینکه شرکتها ا ام ندارن که حقوقی به کارمندهاشون پرداخت کنن در این مدت، ولی بعضی از شرکتها پلنهایی دارن که اضافه بر حقوق بیکاری ت اونها هم یک حقوقی میدن. ولی حتی اگر هم ندن، موظف هستن که به مدت یک سال شغل شخص رو براش نگه دارن که وقتی از مرخصی زایمان برگشت یک کاری داشته باشه.


بالا ه رون رئیسمون هم منتقل شد به ادمونتون. دفترش دقیقا پشت سر ما است و هرچند وقت یکبار یه سری به ما میزنه. هم خوبه هم بد! خوبیش اینه که هروقت نیاز بهش داریم دم دست است و لازم نیست دائم بهش تلفن بزنیم! ب هم اینه که زیادی دورمون است!!! خیلی از تیمهای شرکت رفتن زیر مجموعه ی رون و الان 108 نفر کارمند داره. خیلی از این کارمندها خیلی راضی نیستن که رون اینقدر پیگیری میکنه. رئیس قبلیشون تقریبا هیچوقت نمیومد سر کار و کاری به کارشون نداشت! برای همین عادت ندارن. همیشه هم خوب تغییر رئیس باعث یک سری گارد گیری میشه. ولی مطمئنم وقتی که ببینن چقدر رون آدم و رئیس خوبی است یواش یواش بهتر میشن! ما که راضی هستیم!


کریسمس پارتی:

دو هفته ی پیش مراسم کریسمس پارتی شرکتمون بود در ادمونتون. اولین باری بود که مراسم ادمونتون رو شرکت میکردیم. بهمون خوش گذشت و با تعدادی از کارمندهای ایرانی دیگه ی شرکت آشنا شدیم.

ما معمولا یک مراسم جداگانه برای فورت مک موری داشتیم ولی امسال چون تعدا خیلی کم بود مراسمی نگرفتیم. ولی بعد هفته ی پیش یکهو چندتا کار باهم پیش اومد که لازم بود من یک سر به فورت مک موری بزنم. درنتیجه تصمیم گرفتم که به تیم اونجا حداقل یک شام بدم. یک اتاق پارتی رزرو و بعد مبالغ رو فرستادم برای رون که تایید کنه. بعد هم با شوشو یه سفر 4 روزه رفتیم فورت مک موری. خیلی خیلی خسته شدیم ولی خیلی کارهای مهم انجام دادیم.


بالا ه تخت نینی بعد از دوماه رسید! قراره فردا تحویل بدن بهمون. خیلی هیجان دارم. اتاقش تقریبا آماده است. تخت رو که سرهم کنیم و وسایلش رو بچینیم دیگه آماده خواهیم بود!


در آ هم یه ع سه بعدی از پسرمون:



مشاهده متن کامل ...
تعبیر خواب آزمایش
درخواست حذف اطلاعات

تعبیر خواب آزمایش

در سر زمین رویاها آمده:

قابلیت شما را آزمایش میکنند : اشیاء پر ارزش گمشده را پیدا می کنید.

یک روی شما آزمایش می کند : یک راز فاش خواهد شد.

وفاداری همکارتان را مورد آزمایش قرار میدهید : مراقب رقیب باشید.

دیگران از شما آزمایش میکنند : رنج و غم

 

لینک تعبیر خواب جامع

تعبیر خواب آزمایش , رویای آزمایش , خواب دیدن آزمایش , تعبیر آزمایش , خواب آزمایش , تعبیر خواب امتحان , رویای امتحان , خواب دیدن امتحان , تعبیر امتحان , خواب امتحان , تعبیر خواب آزمون , رویای آزمون , خواب دیدن آزمون , تعبیر آزمون , خواب آزمون , تعبیر خواب سنجش , رویای سنجش , خواب دیدن سنجش , تعبیر سنجش , خواب سنجش , تعبیر خواب آروین , رویای آروین , خواب دیدن آروین , تعبیر آروین , خواب آروین , تعبیر خواب تجربه , رویای تجربه , خواب دیدن تجربه , تعبیر تجربه , خواب تجربه , تعبیر خواب تمرین , رویای تمرین , خواب دیدن تمرین , تعبیر تمرین , خواب تمرین , تعبیر خواب مانور , رویای مانور , خواب دیدن مانور , تعبیر مانور , خواب مانور , تعبیر خواب محک , رویای محک , خواب دیدن محک , تعبیر محک , خواب محک , تعبیر خواب مسابقه , رویای مسابقه , خواب دیدن مسابقه , تعبیر مسابقه , خواب مسابقه , تعبیر خواب رون , رویای رون , خواب دیدن رون , تعبیر رون , خواب رون , تعبیر خواب اروند , رویای اروند , خواب دیدن اروند , تعبیر اروند , خواب اروند , تعبیر خواب بلیه , رویای بلیه , خواب دیدن بلیه , تعبیر بلیه , خواب بلیه , تعبیر خواب بلوی , رویای بلوی , خواب دیدن بلوی , تعبیر بلوی , خواب بلوی ,



مشاهده متن کامل ...
رون.doc
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از نیک فایل رون.doc با و پر سرعت .

دسته بندی : فنی و ی _ برق مخابرات الکترونیک

فرمت فایل :  doc ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) word


قسمتی از محتوی متن ...

 

تعداد صفحات : 12 صفحه

بار الکتریکی: در شرایط عادی تعداد پروتن ها و الکترون های هر جسم با هم برابر هستند ، اگر تعداد الکترون های جسمی از پروتن ها بیشتر شود جسم دارای بار منفی خواهد شد و اگر تعداد الکترون های آن کمتر از حد معمول باشد جسم دارای بار مثبت است .
/ / e=p نکته: اجسام با بارهای هم نام همدیگر را دفع و بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند .
بار مثبت را با q نمایش داده و بار متغیر بازمان یا لحظه ای را با g(t) نمایش می دهیم .
واحد بار الکتریکی کولن است که با c نمایش داده می شود .
کولن مقدار باریست که در مدت یک ثانیه از مقطع سیم شارش پیدا می کند .
1s q= it جریان الکتریکی : ناشی از حرکت دسته جمعی الکترون هاست که آن را با i برای جریان های ثابت و i برای جریان _های لحظه ای نمایش می دهند .
می توان گفت : q(t)=t2 آمپر : یک آمپر انتقال بار یک کولنی در واحد زمان خواهد بود .
انواع جریان : ( direct current ) dc : جریان ثابت dc : ناشی از جریان الکترون در یک هادی در جهتی انواع انرژی ثابت است و مقدار آن نیز نسبت به زمان ثابت است .
( alternative current) ac حرکت الکترون در این جریان در یک جهت نبوده و مقدار آن نیز نسبت به زمان متغیر است .
ولتاژ : اگر دو جسم مختلف البار توسط یک رشته سیم به یکدیگر متصل شوند الکترون های اضافی از یک جسم باردار منفی به یک جسم باردار مثبت انتقال می یابد که این انتقال الکترون ها به دلیل وجود اختلاف پتانسیل بین دو جسم باردار است .
نسبت انرژی که بار الکتریکی q در حرکت خود از نقطه a تا b از دست می دهد را ولتاژ الکتریکی آن بار تعریف می کنیم : انرژی : کار انجام شده یا انرژی تبدیل شده در یک مدار الکتریکی برابر است با حاصلضرب ولتاژ در بار الکتریکی w=qv توان : سرعت انجام کار را توان نامیده و با فرمول های زیر نشان می دهند .
w=qv p=vi منبع : منظور از منبع وسیله ایست که بتواند انرژی الکتریکی را به غیر الکتریکی و بالع تغییر نماید : مثال: باطری که انرژی شیمیایی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند پس یک منبع است.
انواع منابع: منبع ولتاژ مستقل : منبعی که ولتاژ دو سر آن مستقل از جریان عبوری از آن منبع باشد که شکل مداری این منبع به صورت زیر است : منبع جریان مستقل : منبعی است که جریان عبوری از آن همواره مستقل از دو سر آن باشد که شکل مداری آن به صورت زیر است : منبع ولتاژ وابسته : منبعی است که ولتاژ آن به ولتاژ یا جریان قسمتی دیگر از مدار وابسته است و نماد مداری آن به صورت زیر است : vs=∝i یا vs=βv منبع جریان وابسته : منبعی است که جریان عبوری از آن به ولتاژ یا جریان قسمتی دیگر از مدار وابسته باشد که نماد مداری آن به صورت زیر است .
is=∝v منابع وابسته عملا و به صورت فیزیکی موجود نیستند و تنها جهت شبیه سازی برخی عناصر الکتریکی و الکترونی کاربرد دارد .
مقاومت : مقاومت یا ع العمل جسم هادی در برابر جریان الکترون ها را مقاومت الکتریکی گویند که نماد مداری آن به شکل زیر است : v=ir →r = رسانایی چیست ؟
ع مقاومت ( مهو ) g = توان تلف شده در دو سر مقاومت : p=vi ⇒p=iri ⇒ p= یا p=v()⇒ p= تعریف گره : محل اتصال دو یا چند عنصر الکتریکی به یکدیگر را گره می گویند .

تعریف حلقه ( بسته ) : مسیری از یک مدار را بسته گویند در صورتیکه اگر از گره ای دلخواه روی مسیر شروع به حرکت نماییم و از عناصر عبور کنیم بدون اینکه از هیچ گره ای بیش از یکبار بگذریم دوباره به گره آغازین باز گردیم .
kcl : جمع جبری جریان های عبوری از یک گره برابر صفر است .
قوانین شهف : =0 k i1 + i2 –i3 =0 kcl= i1 + i2 = i3 ⇒ kvl : جمع جبری ولتاژ ها در یک مدار بسته برابر صفر است .
v1+v2+vs=0 مثال : در مدار شکل زیر مقدار ولتاژ هر مقاومت را تعیین نمایید ؟
v3+3+v1/5-12=0 ⇒ 3i+3+1/5i-12=0 ⇒ 4/5i=9 ⇒ i=2a v3 =3×2=6v v1/5 =1/5×2=3v مثال : جریان مدار زیر را بدست آورید ؟
-12+v3+2vx-vx=0 v3=3i vx=v1/5=1/5i -12+3i+3i-1/5i=0 -12+4/5i=0 ⇒ i= انواع مقاومتها : سری : kvl:vs=ir1+ir2+…+irk vs=i(r1+r2+…+rk) ⇒ vs=n ⇒ vs=req×i ⇒ req=n مقاومتهای موازی : is==v() is=++…+ ⇒ is=v() is=v ⇒ req= تمرین : مقاومت های معادل در مدارهای زیر را پیدا کنید ؟
req=r1+r2+r3=1+1+1=3 ⇒ req= ⇒ r= = ⟹ 1 = + + = + + = قضیه : ⇒ req= req= قوانین تقسیم ولتاژ و جریان : kvl: vs=v1+v2 vs=is req=is(r1+r2) ⇒ is= (i) v1=isr1 ⇒ v1=1 ⇒ v1=s v2=s vi=s قانون تقسیم جریان : is=i1+i2 ⇒ is= = ()vs vs=v1=v2=is req ⇒ is= req= is= = r1i1 ⇒ i1= s i2= s قانون تبدیل ستاره مثلث : ⇒ r1= r2= r3= ra= rb= rc= تمرین : به کمک قانون ستاره مثلث جریان و i را در مدار زیر بدست اورید ؟
r1= r2==15 r3= v=ri ⇒ i== ⇒ r=60+20=80 روش های تحلیل مدار : 1-روش تحلیل مش خانه ای kvl : این روش خانه ای زیر معروف است مدار را به حلقه ای بسته تجزیه می نماید سپس با فرض جریان برای هر حلقه در جهتی مشخص و با نوشتن معادلات ولتاژ برای حلقه ها به دستگاه معادلات چند مجهولی می رسیم که حل آن جریان های هر حلقه را مشخص می نماید پس از مشخص شدن جریان هر حلقه می توان سایر پارامتر های مدار را بدست آورد .

مثال : kvl1=-6+3(i1-i3)+2(i1-i2)=0 kvl2=2(i2-i1)+4(i2-i3)+3(i1-i2)=0 kvl3=i3+4(i3-i2)+3(i3-i1)=0 روش تحلیل گره kcl : در این روش گره های اصلی مدار را عیین می نمایم سپس گره ای که بیشترین شاخه به آن متصل است را به غنوان گره ی کبنا انتخاب می نماییم و فرض می کنیم که ولتاژ در این گره برابر صفر است سپس با نوشتن معادلات جریان در سایر گره ها دستگاه معادلات چند مجهولی بدست می آید که حل آن ولتاژ گره ها را مشخص می نماید .
مثال : kcl1= kcl2= قانون جمع آثار ( اصل برهمنی ) : اگر در یک مدار چندین منبع مستقل وجود داشته باشد پاسخ کامل مدار را می توان از جمع اثر تک تک هر یک از منابع مستقل بدست آورد برای اینکار کافی است منبع مورد نظر را در مدار حف کرده و سایر منابع ولتاژ مستقل را اتصال کوتاه و منابع جریان مستقل را مدار باز در نظر گرفت .
سپس پاسخ کامل جمع اثر هر یک از منابع مستقل به ازای حذف سایر منابع خواهد بود .
مثال : vo=vo"+vo'=6/51v .
متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا نمایید

 

بعد از پرداخت ، لینک را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.


با


رون.doc


مشاهده متن کامل ...
تحقیق درمورد رون.doc
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از نیک فایل تحقیق درمورد رون.doc با و پر سرعت .

دسته بندی : برق و الکترونیک مخابرات

فرمت فایل :  doc ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) word


قسمتی از محتوی متن ...

 

تعداد صفحات : 12 صفحه

بار الکتریکی: در شرایط عادی تعداد پروتن ها و الکترون های هر جسم با هم برابر هستند ، اگر تعداد الکترون های جسمی از پروتن ها بیشتر شود جسم دارای بار منفی خواهد شد و اگر تعداد الکترون های آن کمتر از حد معمول باشد جسم دارای بار مثبت است .
/ / e=p نکته: اجسام با بارهای هم نام همدیگر را دفع و بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند .
بار مثبت را با q نمایش داده و بار متغیر بازمان یا لحظه ای را با g(t) نمایش می دهیم .
واحد بار الکتریکی کولن است که با c نمایش داده می شود .
کولن مقدار باریست که در مدت یک ثانیه از مقطع سیم شارش پیدا می کند .
1s q= it جریان الکتریکی : ناشی از حرکت دسته جمعی الکترون هاست که آن را با i برای جریان های ثابت و i برای جریان _های لحظه ای نمایش می دهند .
می توان گفت : q(t)=t2 آمپر : یک آمپر انتقال بار یک کولنی در واحد زمان خواهد بود .
انواع جریان : ( direct current ) dc : جریان ثابت dc : ناشی از جریان الکترون در یک هادی در جهتی انواع انرژی ثابت است و مقدار آن نیز نسبت به زمان ثابت است .
( alternative current) ac حرکت الکترون در این جریان در یک جهت نبوده و مقدار آن نیز نسبت به زمان متغیر است .
ولتاژ : اگر دو جسم مختلف البار توسط یک رشته سیم به یکدیگر متصل شوند الکترون های اضافی از یک جسم باردار منفی به یک جسم باردار مثبت انتقال می یابد که این انتقال الکترون ها به دلیل وجود اختلاف پتانسیل بین دو جسم باردار است .
نسبت انرژی که بار الکتریکی q در حرکت خود از نقطه a تا b از دست می دهد را ولتاژ الکتریکی آن بار تعریف می کنیم : انرژی : کار انجام شده یا انرژی تبدیل شده در یک مدار الکتریکی برابر است با حاصلضرب ولتاژ در بار الکتریکی w=qv توان : سرعت انجام کار را توان نامیده و با فرمول های زیر نشان می دهند .
w=qv p=vi منبع : منظور از منبع وسیله ایست که بتواند انرژی الکتریکی را به غیر الکتریکی و بالع تغییر نماید : مثال: باطری که انرژی شیمیایی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند پس یک منبع است.
انواع منابع: منبع ولتاژ مستقل : منبعی که ولتاژ دو سر آن مستقل از جریان

متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا نمایید

بعد از پرداخت ، لینک را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.


با


تحقیق درمورد رون.doc


مشاهده متن کامل ...
رساله ,خانه ی ایرانی, با رویکرد ,معماری, ایرانی_ ی
درخواست حذف اطلاعات

رساله خانه ی ایرانی با رویکرد معماری ایرانی_ ی

 

تاریخ ایجاد 15/08/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 90 برگ ورد   قیمت: 14000 تومان     تعدادمشاهده  10  


چکیده:
 
 در طراحی بسیاری از بناهای موجود عصر ما  به عوض ملاحظه نیازهای روان شناختی و فرهنگی کاربران توجه به عملکردهای اندام واره ای و جدیدترین نمونه های ساخته شده در کشورهای پیشرفته بی توجه به فرهنگ آن منطقه در اولویت قرار گرفته است. این ضعف در بسیاری از بناهای مس ی در ایران به وفور مشهود می باشد. در حالیکه در چند دهه اخیر روانشناسی محیطی یافته های ارزشمندی را در زمینه تاثیر متقابل انسان و محیط در اختیار معماران و طراحان گذارده است. بر این اساس در طراحی یک خانه اعتقاد بر این است که صرف نظر از فضاهای مورد نیاز علاوه بر تطابق آن با محیط و فرهنگ آن جامعه و حتی باورهای مردم آن ناحیه استفاده از را ارهای سنتی مربوط به هر مکان که حاصل تجارب ارزشمند بومیان آن منطقه در گذر زمان بوده است می تواند در بهبود شرایط زندگی مردم موثر باشد.در این تحقیق که با توجه به نظریه های روانشناسی صورت پذیرفت ویژگی های محیطی و فرهنگی موثر در زمینه خانه سازی در ایران مورد بررسی قرار گرفت.در این راستا مشخص گردید که بهره مندی از ویژگی های فرهنگی و سنتی هر مکان تا حدود زیادی به ویژگی های شخصیتی و جهان بینی و تجارب افراد بستگی دارد. اما در عین حال نمی توان انکار کرد که وجوه اشتراکی از جمله خوشایندی محیطی- زیبایی طلبی- تنوع- تازگی- مدرنترین امکانات و انطباق محیط با نیازهای فردی و ارزش های اجتماعی در میان انسانها وجود دارد. در این رابطه در طراحی سعی شد تا محیطی منطبق با جدیدترین امکانات امروزی و در عین حال سازگار با فرهنگ و اقلیم ایرانی- ی طراحی گردد. چنین خانه ای علاوه بر فراهم آوردن شرایط آسایش به دلیل بهره مندی از تجارب ماندگار گذشتگان می تواند علاوه بر بهبود شرایط خانه سازی در ایران در احیای شیوه های معماری اصیل ایرانی – ی که با فرهنگ و نیازهای مردم این سرزمین به مراتب سازگارتر و کارآمدتر بودند موثر واقع گردد. علاوه بر موارد ذکر شده بازیافتن هویت معماری ایرانی در نمای ساختمان ها که در چند دهه اخیر با پیشرفت روز افزون تقلید کورکورانه و ساخت ساز نماهایی به شیوه غربی و کلاسیک اروپا کم کم به فراموشی س میشود و بالابردن درک عموم مردم در زیبایی شناسی شیوه اصیل و شکوهمند گذشته ایران زمین می تواند از جمله نتایج این پژوهش باشد.
 
کلید واژه: طراحی خانه- معماری ایرانی- احیای هویت-فرهنگ و سنت- روانشناسی محیطی
 
 
 
فهرست مطالب
عنوان                                                                                              شماره صفحه
چکیده فارسی                                                                                                  
چکیده انگلیسی                                                                                              
مقدمه    1
فصل اول_ بیان موضوع طراحی     
1-1-       بیان مسئله و ضرورت انجام پژوهش    3
1-2-       بیان اه                                                                                                                 3
1-3-       روش انجام مطالعات و زمینه پژوهش                                                                               4
1-4- بیان فرضیات و طرح سوال تحقیق                                                                                  4
1-5-  پیشینه تحقیق                                                                                                            4
فصل دوم_ مبانی نظری     
بخش اول: بررسی کالبدی خانه در فرهنگ ایرانی                                             7
2-1-  تعاریف و واژگان                                                                                                        7
2-1-1 –  خانه                                                                                                                          7
2-1-2 –  ایرانی                                                                                                                               7
2-1-3 –  ی                                                                                                                               7
بخش دوم: مبانی نظری خانه ایرانی- ی     
2-2-1-   فلسفه وجودی خانه ایرانی- ی                                                                                     8
2-2-2 –  ضرورت ایجاد                                                                                                                 8
2-2-3 –  اه                                                                                                                              8
  بخش سوم- نگرشی بر اصول خانه سازی در ایران                                      
2-3 –  اصول معماری خانه سازی در ایران                                                                                                                                                                                                  9
2-3-1-   مردم واری                                                                                                                  9
2-3-2-  پرهیز از بیهودگی                                                                                                         9
2-3-3 – نیارش                                                 9
2-3-4 – خودبسندگی                                                                                                                   10
2-3-5 – درونگرایی                                                                                                                  10
بخش چهارم- نگرشی بر اصول جهت گیری خانه در گذشته     
2-4- جهت گیری خانه یا رون                                                                                                   10
2-4-1 –  رون راسته                                                                                                                      10
2-4-2 –  رون اصفهانی                                                                                                                  11
2-4-3 –  رون کرمانی                                                                                                                  11
بخش پنجم- شناخت عناصر خانه ایرانی در گذشته     
2-5  –  فضاها و عناصر خانه                                                                                                       11
2-5-1 –  پنام                                                                                                                                11
2-5-2 –  ارسن خانه                                                                                                                        13
2-5-3 –  سردر                                                                                                                              13
2-5-4  – هشتی                                                                                                                              13
2-5-5  –  راهرو                                                                                                                             14
2-5-6  – حیاط یا میانسرا                                                                                                                  14
2-5-7 –  اتاق                                                                                                                               14
2-6-8 – تالار                                                                                                                               14
2-6-9 – تهرانی                                                                                                                          15
2-6-10-  آشپزخانه                                                                                                                         15
2-6-11-  باره ی بند                                                                                                                         15
بخش ششم- انواع خانه در گذشته     
2-6  – تقسیم بندی انواع خانه                                                                                                        16
2-6-1 –  خانه های یک صفه                                                                                                           16
2-6-2- خانه های چهار صفه                                                                                                         16
بخش هفتم- نگرشی بر باغ سازی ایرانی                                         
2-7  –  باغ ایرانی                                                                                                                           18
2-7-1 – چهار باغ                                                                                                                              18
2-7-2  – خصوصیات کلی باغ ایرانی                                                                                                     19
2-7-3 – هندسه باغ ایرانی                                                                                                                  20
2-7-4 –  گیاهان در باغ ایرانی                                                                                                             22
2-7-5 –  درختان                                                                                                                             22
2-7-6-  بوته ها                                                                                                                             23
2-7-7 –  گل های تزیینی                                                                                                                    24
2-7-8 – آب در باغ ایرانی                                                                                                                 24
2-7-9 –  نهرهای بهشتی                                                                                                                    26
فصل سوم: نمونه های موردی     
مقدمه                                                                                                                                30
3-1 – آثار معمارحسن فتحی ( پروژه روستای گورنا)                                                                            30
3-2 –  آثار معمار عبدالواحد ال                                                                                                   34
3-2-1 – خانه حمدی( عبدالواحد ال )                                                                                              35
3-2-2 – قصر آل سلیمان( عبدالواحد ال )                                                                                      38
3-3 – آثار معمار چار بوکارا (خانه عبطان)                                                                                       40
3-4- آثار معمار الی مویال                                                                                                           43
فصل چهارم: مطالعات اقلیمی     
مقدمه                                                                                                                            47
بخش اول: مطالعات عمومی و شناخت کلی شهر تهران                                           47
4-1 –  مطالعات عمومی شهر تهران                                                                                                     47
4-1-1-  موقعیت تاریخی                                                                                                                   47
4-1-2- موقعیت جغرافیایی                                                                                                                48
4-1-3- مشخصات اقلیمی تهران                                                                                                         48
4-1-4 – جهت گیری ساختمان                                                                                                            51
4-1-5 – طراحی مطابق با اقلیم                                                                                                             53
4-1-6- جمع بندی                                                                                                                          54
بخش دوم: بررسی و شناخت منطقه شهر تهران                                                     55
  فصل پنجم: بستر طرح     
بخش اول: معرفی سایت پروژه                                                                             57
بخش دوم: عوامل انتخاب سایت                                                                            61
  فصل ششم: روند طراحی     
مقدمه                             63
6-1 – روند طراحی                         63
6-2 – تجزیه و تحلیل سایت              64
6-3- اتودهای تحلیل سایت              67
6-4-  تجزیه و تحلیل فرم خانه ایرانی           70
منابع و ماخذ                                                                                                   71
 
مقدمه:
 
پیشگفتار
 
سرزمین ایران از دیرباز جایگاه ویژه ای در معماری و بخصوص خانه سازی داشته است. معماران این مرز و بوم در اقلیم خشک و نیمه بیابانی ایران و در دل کویر این سرزمین آنچنان خانه سازی می د که انسان در بدو ورود به خانه احساس می کرد که به اقلیم و منطقه دیگری وارد شده است. خانه ایرانی در گذشته فضای سبز و می را در تضاد با اقلیم منطقه در خود جای می داد بطوریکه آب و هوای خشک بیابانی و آفتاب جانکاه کویری با عبور از درگاه خانه به کل فراموش می شد. در واقع خانه ها در گذشته با توجه تمام به اقلیم منطقه و غریزه طبیعت پسند ایرانی و بخصوص حضور آب طراحی می شدند.
 
خانه های درونگرا با حیاط مرکزی در پاسخ به این اقلیم شکل گرفتند که علی رغم تراکم بالا محرمیت را نیز پاسخ می گفتند. یعنی کاری که خانه های معمول برونگرا قادر به انجام آن نیستند. این خانه های درونگرا با حیاط مرکزی تهویه طبیعی هوا را سبب شده و محیط سردتری را به وجود می آوردند. نظم و آراستگی پیشرفته فضا ها و سرویس کافی این خانه ها خود نشانگر فرآیند طولانی طی سالها بوده است.
 
امروزه در ایران خانه سازی به شیوه کلملا تقلیدی و متاثر از نفوذ سبک بین الملل معماری مدرن و اکثرا با نماهای کلاسیک اروپا صورت می گیرد که منجر به ایجاد خانه هایی بدون در نظر گرفتن اقلیم و فرهنگ منطقه می شود.در حالیکه را ارهای سنتی ما نظیر بادگیرهای خانه های کاشان امروزه در ساختمان های بلند مرتبه دنیا به عنوان عامل تهویه استفاده می شوند. مابه جای بهره گیری از این دستاورد عظیم و غنی معماری خود به تقلید کورکورانه و ناهماهنگ با فرهنگ و محیط رو آورده ایم و هر روز بیشتر زمینه نابودی هویت معماری خود را رغم میزنیم. در این پژوهش علاوه بر احیای شیوه های سنتی گذشته و تطبیق آن با نیازهای امروزی سعی بر آن است که بار دیگر معماری ایران زمین را دارای هویت مربوط به خود نموده و به جهانیان عرضه نمود.
 
 
 
بیان موضوع طراحی
 
(بیان مسله و ضرورت طراحی- بیان اه و فرضیات- بیان شیوه تحقیق- سوابق موجود در ارتباط با پژوهش پیش رو)
 
 
 
    بیان مسله و ضرورت انجام پژوهش
 
 
 
امروزه مسکن ظاهرا فقط محلی برای س ت می باشد نه برای آرامش روحی و روانی افراد خانواده زیرا بسیاری از سودجویان و ماده پرستادن دنیای غرب خانه ای طراحی می کنند که تنها تامین کننده سودشان باشد دیگر روح و روان برای آنها بی معنا شده و تنها ظاهر پر تجمل و فریبنده آن در اولویت قرار دارد و این دقیقا نقطه مقابل معماری ایرانی- ی است که دیروز معمار ایرانی بنایی- خانه ای و… را با مردم و برای مردم می ساخت که روح و جان و آرامش خانواده اولین هدف او بود و س ت در درجه دوم اهمیت قرار می گرفت و با کمال تاسف دنیا گرایی و ظاهر بینی و سودمداری دنیای غرب امروزه در حال رسوخ به فرهنگ و نهاد معماری ماست و برخی از معماران تحصیل کرده دانشکده های غرب یا مهمتر از آن بساز بفروشهای سودجو که تنها به سود و منفعت مال خود می شند به آن خوشآمد می گویند و آن تد ر معماری غریبه با این مرز و بوم را با عنوان مدرنترین امکانات امروزی جهت رفاه حال کاربران به اجرا می گذارند.
 
معماری امروز ما خواسته یا ناخواسته در مسیری افتاده است که مارا از اصل خویش دور می کند و گویا برخی از مردم جامعه هم کورکورانه آن را پاسخی رضایت بخش به خواسته های خود می پندارند. لازم به تذکر و تاکید است که در همین بدو امر باید روشن سازیم که ما با توسعه معماری و استفاده از جدیدترین امکانات در ساختمان سازی مخالف نیستیم. ما تنها میکوشیم تا جلوی تضادش با فرهنگمان را سد نماییم و بجای تقلید محض از ظاهر و فرهنگ غربی آن را سازگار با موازین ملی- شرعی و فرهنگی مان کنیم و در تلاشیم تا معایبش را بکاهیم و مزایای بالقوه اش را تقویت نموده ودر این راستا هویت معماری خود را باز ی م.
 
1-2   بیان اه
 
هدف اصلی این است که معماری ما بیش از این غربی نشود. زیرا اگر معماری ما غربی شود جای پای فرآورده های صنعتی غربی برای مصرف در کشور آنچنان محکم می شود که بازار ما در نهایت غربی شده و در نتیجه اتکا و هویت ملی را در تمامی عرضه ها از دست داده و کاملا وابسته به غرب می شویم. خانه که غربی ساخته شود مصالح آن هم غربی خواهد بود در ادامه آذین خانه نیز به جای گچبری و کاشیکاری و … غربی خواهد شد. پوشش و دکور غربی خانه به نوبه خود ظاهر صاحب خانه را نیز خواسته یا ناخواسته غربی خواهد کرد و دیری نخواهد پایید که باید فرهنگ و معماری اصیل و ارزشهای کهنمان را در موزه ها و کتب تاریخی جستجو کنیم.
 
وقتی “چرخش طبیعی باد از طریق بادگیرها” که خود یک نمونه تکامل یافته معماری سبز و پایدار می باشد جای خود را به “سیرکولاسیون فن کویل” می دهد دیگر حتی تامین نیاز سرمایش و گرمایش ما نیز منوط به کمک غرب است و غرب تنها وقتی به ما کمک می کند که ما غربی و تابع خواسته های غربیها باشیم و این یعنی گم کامل هویت ایرانی ی خودمان. لازم به ذکر است ما با تکنولوژی نیز مخالفتی نداریم بلکه باید اثرات منفی و پرهزینه آن را کم کرده و خود را وابسته به آن نکنیم و در عوض از انرژی های رایگان طبیعی که دارای صرفه اقتصادی نیز می باشند نهایت استفاده را ببریم.
 
    روش انجام مطالعات و زمینه پژوهش
 
محمد کریم پیرنیا بر وجود پنج اصل در خانه سازی و معماری ایرانی تاکید کرده است که عبارتند از: « درونگرایی- مردم واری- پرهیز از بیهودگی- خودبسندگی و نیارش » این پنج اصل که به بیان ساده تر عبارت بودند از : ایجاد محرمیت- داشتن مقیاس انسانی- استفاده سودمند و پرهیز از ایجاد چیزی صرفا جهت زیبایی- استفاده از مصالح بوم آورد و ایستایی و فن ساختمان امروزه با رواج روز افزون معماری و فرهنگ بیگانه که کاملا ناهماهنگ و بی توجه به اقلیم و بافت منطقه می باشد کم کم به فراموشی س می شوند. فضاهای شهری با آن ساختمان های بی هویت و نماهای غالبا سنگی آنهم به شیوه معماری کلاسیک اروپا روز به روز بیشتر در بافت شهری در حال گسترش بوده و به نظر می رسد که معماری در ایران هیچ پیشینه و گذشته قابل توجهی نداشته و ایرانیان در زمینه معماری کاری جز تقلید محض انجام نمیداده اند. این در حالی است که را ارهای سنتی ما نظیر بادگیرهای خانه های کاشان در ساختمان های بلند مرتبه دنیا به عنوان عامل تهویه استفاده می شوند مابه جای بهره گیر

مشاهده متن کامل ...

رساله ,خانه ی ایرانی, با رویکرد ,معماری, ایرانی_ ی
درخواست حذف اطلاعات

رساله خانه ی ایرانی با رویکرد معماری ایرانی_ ی



تاریخ ایجاد 15/08/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 90 برگ ورد قیمت: 14000 تومان تعدادمشاهده 10


چکیده:

در طراحی بسیاری از بناهای موجود عصر ما به عوض ملاحظه نیازهای روان شناختی و فرهنگی کاربران توجه به عملکردهای اندام واره ای و جدیدترین نمونه های ساخته شده در کشورهای پیشرفته بی توجه به فرهنگ آن منطقه در اولویت قرار گرفته است. این ضعف در بسیاری از بناهای مس ی در ایران به وفور مشهود می باشد. در حالیکه در چند دهه اخیر روانشناسی محیطی یافته های ارزشمندی را در زمینه تاثیر متقابل انسان و محیط در اختیار معماران و طراحان گذارده است. بر این اساس در طراحی یک خانه اعتقاد بر این است که صرف نظر از فضاهای مورد نیاز علاوه بر تطابق آن با محیط و فرهنگ آن جامعه و حتی باورهای مردم آن ناحیه استفاده از را ارهای سنتی مربوط به هر مکان که حاصل تجارب ارزشمند بومیان آن منطقه در گذر زمان بوده است می تواند در بهبود شرایط زندگی مردم موثر باشد.در این تحقیق که با توجه به نظریه های روانشناسی صورت پذیرفت ویژگی های محیطی و فرهنگی موثر در زمینه خانه سازی در ایران مورد بررسی قرار گرفت.در این راستا مشخص گردید که بهره مندی از ویژگی های فرهنگی و سنتی هر مکان تا حدود زیادی به ویژگی های شخصیتی و جهان بینی و تجارب افراد بستگی دارد. اما در عین حال نمی توان انکار کرد که وجوه اشتراکی از جمله خوشایندی محیطی- زیبایی طلبی- تنوع- تازگی- مدرنترین امکانات و انطباق محیط با نیازهای فردی و ارزش های اجتماعی در میان انسانها وجود دارد. در این رابطه در طراحی سعی شد تا محیطی منطبق با جدیدترین امکانات امروزی و در عین حال سازگار با فرهنگ و اقلیم ایرانی- ی طراحی گردد. چنین خانه ای علاوه بر فراهم آوردن شرایط آسایش به دلیل بهره مندی از تجارب ماندگار گذشتگان می تواند علاوه بر بهبود شرایط خانه سازی در ایران در احیای شیوه های معماری اصیل ایرانی – ی که با فرهنگ و نیازهای مردم این سرزمین به مراتب سازگارتر و کارآمدتر بودند موثر واقع گردد. علاوه بر موارد ذکر شده بازیافتن هویت معماری ایرانی در نمای ساختمان ها که در چند دهه اخیر با پیشرفت روز افزون تقلید کورکورانه و ساخت ساز نماهایی به شیوه غربی و کلاسیک اروپا کم کم به فراموشی س میشود و بالابردن درک عموم مردم در زیبایی شناسی شیوه اصیل و شکوهمند گذشته ایران زمین می تواند از جمله نتایج این پژوهش باشد.

کلید واژه: طراحی خانه- معماری ایرانی- احیای هویت-فرهنگ و سنت- روانشناسی محیطی



فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چکیده فارسی
چکیده انگلیسی
مقدمه 1
فصل اول_ بیان موضوع طراحی
1-1- بیان مسئله و ضرورت انجام پژوهش 3
1-2- بیان اه 3
1-3- روش انجام مطالعات و زمینه پژوهش 4
1-4- بیان فرضیات و طرح سوال تحقیق 4
1-5- پیشینه تحقیق 4
فصل دوم_ مبانی نظری
بخش اول: بررسی کالبدی خانه در فرهنگ ایرانی 7
2-1- تعاریف و واژگان 7
2-1-1 – خانه 7
2-1-2 – ایرانی 7
2-1-3 – ی 7
بخش دوم: مبانی نظری خانه ایرانی- ی
2-2-1- فلسفه وجودی خانه ایرانی- ی 8
2-2-2 – ضرورت ایجاد 8
2-2-3 – اه 8
بخش سوم- نگرشی بر اصول خانه سازی در ایران
2-3 – اصول معماری خانه سازی در ایران 9
2-3-1- مردم واری 9
2-3-2- پرهیز از بیهودگی 9
2-3-3 – نیارش 9
2-3-4 – خودبسندگی 10
2-3-5 – درونگرایی 10
بخش چهارم- نگرشی بر اصول جهت گیری خانه در گذشته
2-4- جهت گیری خانه یا رون 10
2-4-1 – رون راسته 10
2-4-2 – رون اصفهانی 11
2-4-3 – رون کرمانی 11
بخش پنجم- شناخت عناصر خانه ایرانی در گذشته
2-5 – فضاها و عناصر خانه 11
2-5-1 – پنام 11
2-5-2 – ارسن خانه 13
2-5-3 – سردر 13
2-5-4 – هشتی 13
2-5-5 – راهرو 14
2-5-6 – حیاط یا میانسرا 14
2-5-7 – اتاق 14
2-6-8 – تالار 14
2-6-9 – تهرانی 15
2-6-10- آشپزخانه 15
2-6-11- باره ی بند 15
بخش ششم- انواع خانه در گذشته
2-6 – تقسیم بندی انواع خانه 16
2-6-1 – خانه های یک صفه 16
2-6-2- خانه های چهار صفه 16
بخش هفتم- نگرشی بر باغ سازی ایرانی
2-7 – باغ ایرانی 18
2-7-1 – چهار باغ 18
2-7-2 – خصوصیات کلی باغ ایرانی 19
2-7-3 – هندسه باغ ایرانی 20
2-7-4 – گیاهان در باغ ایرانی 22
2-7-5 – درختان 22
2-7-6- بوته ها 23
2-7-7 – گل های تزیینی 24
2-7-8 – آب در باغ ایرانی 24
2-7-9 – نهرهای بهشتی 26
فصل سوم: نمونه های موردی
مقدمه 30
3-1 – آثار معمارحسن فتحی ( پروژه روستای گورنا) 30
3-2 – آثار معمار عبدالواحد ال 34
3-2-1 – خانه حمدی( عبدالواحد ال ) 35
3-2-2 – قصر آل سلیمان( عبدالواحد ال ) 38
3-3 – آثار معمار چار بوکارا (خانه عبطان) 40
3-4- آثار معمار الی مویال 43
فصل چهارم: مطالعات اقلیمی
مقدمه 47
بخش اول: مطالعات عمومی و شناخت کلی شهر تهران 47
4-1 – مطالعات عمومی شهر تهران 47
4-1-1- موقعیت تاریخی 47
4-1-2- موقعیت جغرافیایی 48
4-1-3- مشخصات اقلیمی تهران 48
4-1-4 – جهت گیری ساختمان 51
4-1-5 – طراحی مطابق با اقلیم 53
4-1-6- جمع بندی 54
بخش دوم: بررسی و شناخت منطقه شهر تهران 55
فصل پنجم: بستر طرح
بخش اول: معرفی سایت پروژه 57
بخش دوم: عوامل انتخاب سایت 61
فصل ششم: روند طراحی
مقدمه 63
6-1 – روند طراحی 63
6-2 – تجزیه و تحلیل سایت 64
6-3- اتودهای تحلیل سایت 67
6-4- تجزیه و تحلیل فرم خانه ایرانی 70
منابع و ماخذ 71

مقدمه:

پیشگفتار

سرزمین ایران از دیرباز جایگاه ویژه ای در معماری و بخصوص خانه سازی داشته است. معماران این مرز و بوم در اقلیم خشک و نیمه بیابانی ایران و در دل کویر این سرزمین آنچنان خانه سازی می د که انسان در بدو ورود به خانه احساس می کرد که به اقلیم و منطقه دیگری وارد شده است. خانه ایرانی در گذشته فضای سبز و می را در تضاد با اقلیم منطقه در خود جای می داد بطوریکه آب و هوای خشک بیابانی و آفتاب جانکاه کویری با عبور از درگاه خانه به کل فراموش می شد. در واقع خانه ها در گذشته با توجه تمام به اقلیم منطقه و غریزه طبیعت پسند ایرانی و بخصوص حضور آب طراحی می شدند.

خانه های درونگرا با حیاط مرکزی در پاسخ به این اقلیم شکل گرفتند که علی رغم تراکم بالا محرمیت را نیز پاسخ می گفتند. یعنی کاری که خانه های معمول برونگرا قادر به انجام آن نیستند. این خانه های درونگرا با حیاط مرکزی تهویه طبیعی هوا را سبب شده و محیط سردتری را به وجود می آوردند. نظم و آراستگی پیشرفته فضا ها و سرویس کافی این خانه ها خود نشانگر فرآیند طولانی طی سالها بوده است.

امروزه در ایران خانه سازی به شیوه کلملا تقلیدی و متاثر از نفوذ سبک بین الملل معماری مدرن و اکثرا با نماهای کلاسیک اروپا صورت می گیرد که منجر به ایجاد خانه هایی بدون در نظر گرفتن اقلیم و فرهنگ منطقه می شود.در حالیکه را ارهای سنتی ما نظیر بادگیرهای خانه های کاشان امروزه در ساختمان های بلند مرتبه دنیا به عنوان عامل تهویه استفاده می شوند. مابه جای بهره گیری از این دستاورد عظیم و غنی معماری خود به تقلید کورکورانه و ناهماهنگ با فرهنگ و محیط رو آورده ایم و هر روز بیشتر زمینه نابودی هویت معماری خود را رغم میزنیم. در این پژوهش علاوه بر احیای شیوه های سنتی گذشته و تطبیق آن با نیازهای امروزی سعی بر آن است که بار دیگر معماری ایران زمین را دارای هویت مربوط به خود نموده و به جهانیان عرضه نمود.



بیان موضوع طراحی

(بیان مسله و ضرورت طراحی- بیان اه و فرضیات- بیان شیوه تحقیق- سوابق موجود در ارتباط با پژوهش پیش رو)



بیان مسله و ضرورت انجام پژوهش



امروزه مسکن ظاهرا فقط محلی برای س ت می باشد نه برای آرامش روحی و روانی افراد خانواده زیرا بسیاری از سودجویان و ماده پرستادن دنیای غرب خانه ای طراحی می کنند که تنها تامین کننده سودشان باشد دیگر روح و روان برای آنها بی معنا شده و تنها ظاهر پر تجمل و فریبنده آن در اولویت قرار دارد و این دقیقا نقطه مقابل معماری ایرانی- ی است که دیروز معمار ایرانی بنایی- خانه ای و… را با مردم و برای مردم می ساخت که روح و جان و آرامش خانواده اولین هدف او بود و س ت در درجه دوم اهمیت قرار می گرفت و با کمال تاسف دنیا گرایی و ظاهر بینی و سودمداری دنیای غرب امروزه در حال رسوخ به فرهنگ و نهاد معماری ماست و برخی از معماران تحصیل کرده دانشکده های غرب یا مهمتر از آن بساز بفروشهای سودجو که تنها به سود و منفعت مال خود می شند به آن خوشآمد می گویند و آن تد ر معماری غریبه با این مرز و بوم را با عنوان مدرنترین امکانات امروزی جهت رفاه حال کاربران به اجرا می گذارند.

معماری امروز ما خواسته یا ناخواسته در مسیری افتاده است که مارا از اصل خویش دور می کند و گویا برخی از مردم جامعه هم کورکورانه آن را پاسخی رضایت بخش به خواسته های خود می پندارند. لازم به تذکر و تاکید است که در همین بدو امر باید روشن سازیم که ما با توسعه معماری و استفاده از جدیدترین امکانات در ساختمان سازی مخالف نیستیم. ما تنها میکوشیم تا جلوی تضادش با فرهنگمان را سد نماییم و بجای تقلید محض از ظاهر و فرهنگ غربی آن را سازگار با موازین ملی- شرعی و فرهنگی مان کنیم و در تلاشیم تا معایبش را بکاهیم و مزایای بالقوه اش را تقویت نموده ودر این راستا هویت معماری خود را باز ی م.

1-2 بیان اه

هدف اصلی این است که معماری ما بیش از این غربی نشود. زیرا اگر معماری ما غربی شود جای پای فرآورده های صنعتی غربی برای مصرف در کشور آنچنان محکم می شود که بازار ما در نهایت غربی شده و در نتیجه اتکا و هویت ملی را در تمامی عرضه ها از دست داده و کاملا وابسته به غرب می شویم. خانه که غربی ساخته شود مصالح آن هم غربی خواهد بود در ادامه آذین خانه نیز به جای گچبری و کاشیکاری و … غربی خواهد شد. پوشش و دکور غربی خانه به نوبه خود ظاهر صاحب خانه را نیز خواسته یا ناخواسته غربی خواهد کرد و دیری نخواهد پایید که باید فرهنگ و معماری اصیل و ارزشهای کهنمان را در موزه ها و کتب تاریخی جستجو کنیم.

وقتی “چرخش طبیعی باد از طریق بادگیرها” که خود یک نمونه تکامل یافته معماری سبز و پایدار می باشد جای خود را به “سیرکولاسیون فن کویل” می دهد دیگر حتی تامین نیاز سرمایش و گرمایش ما نیز منوط به کمک غرب است و غرب تنها وقتی به ما کمک می کند که ما غربی و تابع خواسته های غربیها باشیم و این یعنی گم کامل هویت ایرانی ی خودمان. لازم به ذکر است ما با تکنولوژی نیز مخالفتی نداریم بلکه باید اثرات منفی و پرهزینه آن را کم کرده و خود را وابسته به آن نکنیم و در عوض از انرژی های رایگان طبیعی که دارای صرفه اقتصادی نیز می باشند نهایت استفاده را ببریم.

روش انجام مطالعات و زمینه پژوهش

محمد کریم پیرنیا بر وجود پنج اصل در خانه سازی و معماری ایرانی تاکید کرده است که عبارتند از: « درونگرایی- مردم واری- پرهیز از بیهودگی- خودبسندگی و نیارش » این پنج اصل که به بیان ساده تر عبارت بودند از : ایجاد محرمیت- داشتن مقیاس انسانی- استفاده سودمند و پرهیز از ایجاد چیزی صرفا جهت زیبایی- استفاده از مصالح بوم آورد و ایستایی و فن ساختمان امروزه با رواج روز افزون معماری و فرهنگ بیگانه که کاملا ناهماهنگ و بی توجه به اقلیم و بافت منطقه می باشد کم کم به فراموشی س می شوند. فضاهای شهری با آن ساختمان های بی هویت و نماهای غالبا سنگی آنهم به شیوه معماری کلاسیک اروپا روز به روز بیشتر در بافت شهری در حال گسترش بوده و به نظر می رسد که معماری در ایران هیچ پیشینه و گذشته قابل توجهی نداشته و ایرانیان در زمینه معماری کاری جز تقلید محض انجام نمیداده اند. این در حالی است که را ارهای سنتی ما نظیر بادگیرهای خانه های کاشان در ساختمان های بلند مرتبه دنیا به عنوان عامل تهویه استفاده می شوند مابه جای بهره گیری از این دستاورد عظیم و غنی معماری خود به تقلید کورکورانه و ناهماهنگ با فرهنگ و محیط رو آورده ایم وهر روز بیشتر زمینه نابودی هویت معماری خود را رغم میزنیم.

اگر چه با بالا رفتن جمعیت و کمبود زمین ناچار به آپارتمان سازی شده ایم اما مجبور به ساخت و ساز به شیوه اروپایی نیستیم. هنوز هم در گوشه و کنار این مرز و بوم بخصوص در محله های اعیان نشین خانه هایی یک یا نهایتا دو طبقه و به اصطلاح « ویلایی » ساخته می شوند که متاسفانه اکثرشان هم به شیوه بیگانه شکل می گیرند.

این پژوهش سعی در شناخت و بررسی و در نهایت طراحی یک خانه دو طبقه ( ویلایی ) به سبک و شیوه اصیل و شکوهمند « ایرانی- ی » و با توجه به نیازهای امروزی با را ارهای اقلیمی گذشته دارد. امید است در این راستا بار دیگر شاهد باز یافتن هویت گمشده خود در معماری و جایگاه آن به عنوان یک شیوه خاص و مستقل در جهان باشیم.

بیان فرضیات و طرح سوال تحقیق

با توجه به گذشت سالیان سال و چه مواردی در معماری اصیل ایران در تمامی عرصه های آن بخصوص در خانه سازی مورد توجه معماران سراسر جهان و شهرت آن در دنیا شده است؟
آیا با توجه به نیازهای امروزی امکان تداوم خانه سازی به شیوه گذشته در ایران وجود دارد؟
چگونه میتوان با تلفیق نیازهای امروزی با شیوه های سنتی ایران اقدام به خانه سازی نمود؟
امروزه معماری در ایران در چه روندی پیش می رود و آیا را ارهایی در جهت بهبود وضیت کنونی آن وجود دارد؟

1-5 پیشینه تحقیق

معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هر جای دیگر. چنانکه آرایش معماری نیز هماره بدست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه کار معمار را پی ریخته است.( پیرنیا- 1385)
در معماری ایران تلاش می شده که کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می د. این اصل هم پیش از هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده « مومنان آنان که از بیخودگی رویگردانند» . ( پیرنیا- 1385)
اگر در کشورهای دیگر هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری ( نقاشی ) و سنگتراشی پیرایه ( آذین ) به شمار می آمده در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران آمود و اندود در واقع بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان بوده است. وانگهی باید دانست که واژه « زیبا » به معنی « زیبنده بودن » و « تناسب داشتن » است و نه قشنگی و جمال. ( پیرنیا- 1385)
معماران ایرانی تلاش می د ساختمایه مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها بدست آورند و چنان ساختمان می د که نیازمند به ساختمایه جاهای دیگر نباشد و «خودبسنده » باشند. بدین گونه ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان نیز با محیط پیرامون خود « سازوارتر » در می آمده و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه آن در دسترس بوده است. ( پیرنیا – 1385)
بطوریکه از نوشته های مورخان یونانی بدست می آید نزدیک به 3000 سال پیش پیرامون خانه های بیشتر ایرانیان را باغ احاطه کرده بود. ( نعیما- 1388)
در طراحی فضاهای مس ی عموما بهترین قسمت خانه به نحوی ساخته می شد که منظری به باغ یا باغچه داشته باشد. در گذشته باغچه در همه خانه ها از اعیانی تا معمولی ساخته می شد. ( نعیما- 1388)


کلمات کلیدی مرتبط:
خانه ی ایرانی , مطالعات , طرح نهایی ,مطالعات,پروژه,پروپوزال , برنامه فیزیکی , استاندارد, تحقیق ,پروژه ,معماری, ppt ,pptx ,doc,iran,نمونه تطبیقی, ,رایگان,طراحی , بررسی فضاها, طرح نهایی ,استانداردها, اصول, تاریخچه, مبانی ,نمونه موردی, طرح کانسبت,پروژه معماری , اصول طراحی,تجزیه تحلیل,ایده,
مقالات مرتبط در این دسته
مطالعات طراحی مجتمع مس ی
رساله طراحی،مجتمع مس ی،بارویکرد معماری پایدار
مطالعات طراحی مجتمع مس ی با نگرش ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجموعه
تحقیق اصول و مبانی شهرسازی و معماری word
مطالعات طراحی مجتمع مس ی با رویکرد کاربرد انرژی زمین گرمایی
تحقیق نگرشی بر معماری سنتی ایران word
مطالعات طراحی خانه مس ی ویلائی
مجتمع مس ی طرح نهایی , مطالعات- معماری
مطالعات کامل معماری برج های مس ی نمونه موردی: شهرک صدرا
مطالعات طراحی مجموعه مس ی با رویکرد حضور کیفی نور
مطالعات تبیین نگره ­های زندگی­ساز حکمت ی در اصول طراحی معماری مس ی – ایرانی (نمونه موردی مسکن شهر قزوین)
مطالعات کاوشی در معماری همساز با اقلیم خانه های سنتی گیلان
مطالعات طراحی مجتمع مس ی 193 ص فایل ورد
تحقیق معماری مجتمع مس ی در زنجان
مطالعات طراحی مجموعه مس ی با رویکرد امنیت روانی نان
مطالعات طراحی مجموعه مس ی با هویت ایرانی با رویکرد پایداری اجتماعی
مطالعات طراحی مجموعه مس ی با رویکرد همساز با اقلیم و بهره گیری از مصالح سنتی ایران
مطالعات طراحی برج مس ی با رویکرد معماری پایدار و استفاده از فناوری مصالح هوشمند
پروژه طراحی خانه مس ی ویلائی
مطالعات طراحی معماری برج های مس ی


مشاهده متن کامل ...
تحقیق رون.doc
درخواست حذف اطلاعات
فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش )  قسمتی از محتوی متن ...   تعداد صفحات : 12 صفحه بار الکتریکی: در شرایط عادی تعداد پروتن ها و الکترون های هر جسم با هم برابر هستند ، اگر تعداد الکترون های جسمی از پروتن ها بیشتر شود جسم دارای بار منفی خواهد شد و اگر تعداد الکترون های آن کمتر از حد معمول باشد جسم دارای بار مثبت است . / / e=p نکته: اجسام با بارهای هم نام همدیگر را دفع و بارهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند . بار مثبت را با q نمایش داده و بار متغیر بازمان یا لحظه ای را با g(t) نمایش می دهیم . واحد بار الکتریکی کولن است که با c نمایش داده می شود . کولن مقدار باریست که در مدت یک ثانیه از مقطع سیم شارش پیدا می کند . 1s q= it جریان الکتریکی : ناشی از حرکت دسته جمعی الکترون هاست که آن را با i برای جریان های ثابت و i برای جریان _های لحظه ای نمایش می دهند . می توان گفت : q(t)=t2 آمپر : یک آمپر انتقال بار یک کولنی در واحد زمان خواهد بود . انواع جریان : ( direct current ) dc : جریان ثابت dc : ناشی از جریان الکترون در یک هادی در جهتی انواع انرژی ثابت است و مقدار آن ...




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
های هری پاتر
درخواست حذف اطلاعات

مجموعه های هری پاتر

ید اینترنتی مجموعه کامل های هری پاتر ۱ تا ۸

های هری پاتر (انگلیسی- یی) بر اساس کتاب های هری پاتر نوشته جو رولینگ ساخته شده است.

مشخصات ها:

زبان ها:

تعداد دیسک: ۶ عدد دی وی دی

کیفیت صدا و تصویر: بسیار خوب

فرمت: dvd خانگی

شامل هری پاتر ۱ تا ۸

مجموعه های هری پاتر

مختصری درباره داستان هر قسمت:

۱ هری پاتر و سنگ جادو:

harry potter and the philosopher’s stone
هری پاتر پسر یتیمی است که توسط و عموی خود بزرگ شده است.در سن یازده سالگی،روبیوس هاگرید،مردی غول پیکر،از او دعوت می کند که به مدرسه جادوگری هاگوارتز بیاید.هم چنین به او می گوید که مادر و پدرش هم جادوگر بودند و
۲ هری پاتر و تالار اسرار

harry potter and the chamber of secrets
هری،رون و هرمیون به هاگوارتز برای سال دومشان بازگشته اند و با چالش بیشتری مواجه شده اند.تالار اسرار باز شده است و دانش آموزان مجبور به ترک هاگوارتز می شوند
۳ هری پاتر و زندانی آزکابان

harry potter and the prisoner of azkaban
سال سوم هری در هاگوارتز شروع شده و او همراه دوستان خود به هاگوارتز بر می گردند.معلم جدیدی که به مدرسه اضافه شده است پروفسور لوپین است که معلم دفاع در برابر هنر های تاریکی را درس می دهد
۴ هری پاتر و جام آتش

harry potter and the goblet of fire
این داستان هری پاتر در سال چهارم مدرسه است که پسر بارتی کراوچ نام او را در جام آتش می اندازد و در نتیجه در مسابقات سه جادوگر شرکت می کند و در آن هم تا بردن در مرحله آ موفق می شود ولی به گورستانی منتقل شده و موجب بازگشت لرد ولدمورت می شود

مجموعه های هری پاتر

۵ هری پاتر و محفل ققنوس

harry potter and the order of the
ماجرا پس از بازگشت لرد سیاه اتفاق میفتدکه گروهی از جادوگران دوباره به ریاست آلبوس دامبلدور محفل ققنوس که گروهی برای مبارزه با ولدمورت است را به وجود آورده اند
۶ هری پاتر و شاهزاده دو رگه

harry potter and the half-blood
در این هری پاتر در سال ششم هاگوارتز تحصیل می کند. هری در این سال تحصیلی برای اولین بار کلاس های خصوصی با دامبلدور دارد که در آنها به مرور و بازبینی خاطرات لرد سیاه می پردازند.
۷ هری پاتر و یادگاران مرگ۱

harry potter and the deathly hallows – part 1

هری، رون و هرمیون تصمیم گرفته اند کار دامبلدور را به پایان برسانند و بقیه جان پیچ ها را پیدا کنند تا ولدمورت را ش ت بدهند
۸ هری پاتر و یادگاران مرگ ۲

harry potter and the deathly hallows – part 2

هری پاتر و دو دوستش هرمیون گرنجر و رون ویزلی در یک ویلا به سر میبرند ان ها در ویلا از یک جن به نام گریپهوک تقاضای کمک برای سرقت از بانک گرینگوتز رامیکنند.گریپهوک نیز شرطی برای ان ها می گذارد او خواهان شمشیر گریفندور است آن ها نیز قبول میکنند که اگر گریپهوک در پیدا جان پیچ به ان ها کمک کند شمشیر را به او خواهند داد.

مجموعه های هری پاتر

برای ید پستی مجموعه هری پاتر زبان فارسی روی لینک ید محصول کلیک کرده و فرم سفارش را کامل پرنمایید.

قیمت:۹۵۰۰ تومان

 های هری پاتر



مشاهده متن کامل ...
تمامی کتابهای هری پاتر
درخواست حذف اطلاعات
متنی کوتاه به عنوان نمونه از میان کتاب فصل نوزدهم: صاحب قدرت.هری با نگاهی خیره به هرمیون نگاه می کرد. آیا او شوخی می کرد؟ لوپین اینجا بود؟اولین سوالی که به ذهنش رسید این بود: اون الان کجاست؟هرمیون گفت: تو اتاقش تو طبقه بالا. هری بی تردید برگشت تا به طبقه بالا برود. رون با صدایبلندی گفت: هری ما نمی تونیم.هری بی اعتنا با حرف او را باز کرد تا به سمت راه پله ها برود ولی اولین چیزی که به ذهنشرسید این بود که این خانه دو طبقه بیشتر ندارد و آنها در طبقه دوم بودند پس چطور ممکناتاق او در طبقه بالا باشد؟رون بازوی او را به داخل اتاق کشید و در حالیکه در اتاق را می بست گفت: ی نباید بفهمه، مامی دونیم که اون اینجاست.هری با گنگی گفت: این خونه که دو طبقه بیشتر نداره.هرمیون نزدیک آمد و گفت: هری این خونه خیلی بزرگتر از چیزیه که تو دیده بودی. شایدباورت نشه ولی این خونه داره رشد می کنه تعداد زیادی اتاق و سالن بهش اضافه شده. همه چیزتغییر کرده. زیاد تعجبی نداره اگه یه طبقه دیگه هم وجود داشته باشه.هری سرش را که سنگین شده بود تکان داد و گفت: من نمی فهمم!رون گفت: وقتی پاتو از تو اتاق بذاری بیرون می فهمی این خو ...




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
سخنرانی حجت ال شریفی درمراسم شب قدر بیست سوم مسجد علی ابن طالب در مورخه29/4/93
درخواست حذف اطلاعات

سخنرانی حجت ال شریفی درمراسم شب قدر بیست سوم مسجد علی ابن طالب در مورخه29/4/93

موضوع: علی ابن طالب ترجمان عملی عد ،علی(ع)افضل ازانبیا

قران دریک تقسیم بندی به دوقسم تقسیم میشود اول قرآن صامت دوم قرآن ناطق ازروز اول به مبارزه باآن پرداختند باپنبه درگوش شروع وتصمیم به مثل قرآن آوردن که قرآن ازآن بعنوان تعدی یاد میکند وامروز هم باآتش زدن قرآن وجمله سناتور مجلس عوام انگلیس که گفته بود همه مشکلات مابرای رسیدن به تسلط بر مسلمین قرآن است

نمونه ای از عدل علی (ع

شعبی (یکی از علمای مشهور عصر سجّاد علیه السّلام) می گوید: من نوجوان بودم در میدان رحبه کوفه عبور می ناگهان علی (ع) را در کنار دو کیسه طلا و نقره دیدم که ایستاده و مردم را با تازیانه ای که در دست داشت از آن می کرد. سپس همه آن طا و نقره را بین مردم تقسیم کرد، که هیچ پول باقی نماند و چیزی از آن به خانه خود بر نگردانید. من به نزد پدرم باز گشتم ، گفتم : من امروز بهترین مردم را دیدم . پدرم گفت : او چه ی بود؟ گفتم : مؤمنان علی (ع) را با این وضع دیدم (قصّه را نقل کرد). پدر گریه کرد و گفت : یا بنی بل رایت خیر الناس : پسرم ! بلکه بهترین انسانها را دیده ای ! که بیت المال را بطور مساوی تقسیم می کند و حتی نصیب خود را به مردم می دهد

رعایت عد در خویشان

عقیل برادرش عرض کرد فقیرم و بچه هایم گرسنه و اند و سهمى که به من مى دهى کافى نیست سهم مرا از بیت المال زیادتر کن فرمود بیت المال مال من نیست که به شما زیادتر بدهم. صبر کن موقع تقسیم حقوق من حقوق خودم را به تو مى دهم ـ عرض کرد ناچار مى شوم به جاى دیگر پناه ببرم ـ و رفت نزد معاویه در جلسه اول صد هزار درهم به او داد.

عبدالله بن جعفر به على عرض کرد پولى به من بده فرمود: ندارم، عرض کرد بیت المال در اختیار شما است. فرمود مال من نیست اجازه بده تا حیوان سوارى خودم را بفروشم.

تساوى در قانون حتى درباره خودش

زره خودش را در دست یک نفر ى دید ـ او را پیش شریح قاضى برد و فرمود: این زره مال من بوده نه آن را فروخته ام و نه بخشیده ام. مرد ى گفت زره مال خودم مى باشد. شریح گفت: زره دست این مرد و در تصرف اوست یا على آیا شاهد و بینه دارى که زره مال تو مى باشد . فرمود ندارم. شریح گفت: پس زره مال این مرد مى باشد. مرد ى از این حکم تعجب کرد زره را برداشت و رفت على هم تسلیم حکم دادگاه شد. مرد ى از جلسه بیرون رفت و برگشت و گفت: شهادت مى دهم که این حکم از احکام ان است که المؤمنین باشد و با یک فرد عادی براى قضاوت نزد قاضى برود و قاضى هم به نفع فرد عادی و به زیان خود قضاوت کند. یا على زره مال تو است و من دورغ گفتم و اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله. مسلمان شد و در جنگ نهروان در لشگریان على شهید شد.

مهمان قاضى

مردى به عنوان یک مهمان عادى , بر على علیه السلام وارد شد . روزها در خانه آن حضرت مهمان بود , اما او یک مهمان عادى نبود . چیزى در دل داشت که ابتدا اظهار نمى کرد . حقیقت این بود که این مرد , اختلاف دعوایى با شخص دیگرى داشت , و منتظر بود طرف حاضر شود , و دعوا در محضر على ( ع ) طرح گردد . تا روزى که خودش برداشت و موضوع اختلاف و محاکمه را عنوان کرد .

على فرمود :

- (( پس تو فعلا طرف دعوا هستى ؟ ))

- (( بلى یا المؤمنین )) .

- (( خیلى معذرت مى خواهم ,

پارسائی علی

عصر خلافت علی (ع) بود، علی (ع) در کوفه به بازار پیراهن فروشها آمد، به یکی از پیراهن فروشها فرمود: ای جوان ! آیا در نزد تو دو پیراهن به قیمت پنج درهم هست ؟ جوان گفت : آری دو پیراهن دارم که مجموعا قیمت آن پنج درهم است ، ولی یکی از آنها بهتر است ، قیمت یکی سه درهم است و دیگری دو درهم می باشد، علی (ع) فرمود: آنها را بیاور. او پیراهنها را آورد، علی (ع) پنج درهم را داد و آن دو پیراهن را ید، پیراهن بهتر را به قنبر داد، قنبر عرض کرد: ای مؤمنان ! تو سزاوارتر به پیراهن بهتر هستی ، زیرا به منبر می روی و برای مردم خطبه می خوانی . علی (ع) فرمود:ای قنبر! تو جوان هستی ، و احساسات و تمایلات جوانی داری ، (و دوست داری لباست شیکتر باشد) و من از پروردگارم شرم می کنم که لباسی برتر از لباس تو بپوشم و بر تو برتری جویم زیرا از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: البسوهم مما تلبسون و اطعموهم مما تاکلون . :به غلامان خود همان لباس را بپوشانید که خود می پوشید، و همان غذا را بخورانید که خود می خورید. سپس آن حضرت پیراهن دو درهمی را پوشید، آستین آن پیراهن دراز بود و از سر انگشتان می گذشت . آن بزرگوار، آن قسمت اضافی را کرد،قنبر گفت : پیراهن را بده تا آن قسمت شده را سجاف و حاشیه دوزی کنم . در پاسخ او فرمود: دعه فان الامر اسرع من ذلک : از این بگذر، چرا که دنیا سریعتر از این امور می گذرد.

دربعد علمی حضرت نمونه بود که میفرمود

: سلونی قبل ان تفقدونی فا نّی بطرق السّماء اعلم منّی بطرق الأرض(نهج البلاغه خ 189)

واین مطلبرا در دو جا فرمود یکی در مسجد کوفه ویکی هم درروزهای آ عمر که صعصعه بن صوحان سوال انت افضل ام آدم ام نوح ام ابراهیم امموسی ام عیسی حضرت فرمود . تزکیه امرء نفسه قبیح . یعنی : قبیح است که مرد خود را بستاند اما چون قرآن میگوید واما بن ربک فحدث لذا پاسخ میدهم

علی(ع)برتر از انبیاء

آورده اند که در آن وقت که شاه مردان را ضربت زده بودند، صعصعه بن صوحان پیش وی آمد و گفت : یا المومنین ! مدتی است که مسائلی چند در خاطر من می گردد. من خواستم که از حضرتت سئوال کنم ، هیبت تو مرا مانع شد. اگر اجازت فرمایی بپرسم ؟ گفت : بپرس . گفت : یا ! تو فاضلتری ، یا آدم ؟ گفت : یا صعصعه ! تزکیه امرء نفسه قبیح . یعنی : قبیح است که مرد خود را بستاند اما چون می پرسی ، (می گویم ) آدم را از یک چیز نهی د، وی بدان نزدیک شد (و بخورد) و بسیار چیزها بر من مباح د و من آن ن و گرد آن نگشتم و بدان نزدیک نشدم . گفت : تو فاضلتری ، یا نوح ؟ گفت : نوح بر قوم خود دعای بد کرد و من ن ؛ و پسر نوح کافر بود و پسران من سیدان جوانان اهل بهشتند. گفت : تو فاضلتری ، یا ابراهیم ؟ گفت : ابراهیم گفت : رب ارنی کیف تحیی الموتی و من گفتم : لو کشف بی الغطاء ما ازددت یقینا . گفت : تو فاضلتری ، یا موسی ؟ گفت : حق تعالی وی را به رس فرستاد پیش فرعون ، گفت : من می ترسم که مرا بکشند - که من یکی را از ایشان کشته ام . برادرم هارون را با من بفرست . و چون رسول صلی الله علیه و آله و سلم مرا فرمود که سوره برائت بر اهل مکه خوانم - و من صنادید قریش را کشته بودم - نترسیدم و برفتم و بر ایشان خواندم و تهدید و عیدشان . گفت : تو فاضلتری ، یا عیسی ؟ گفت : مریم در بیت المقدس بود، چون وضع حملش شد، آواز آمد که برون رو که این خانه عبادت است نه خانه ولادت ، و مادر مرا چون وضع حمل شد برون کعبه ، آواز آمد که به اندرون کعبه آی و من در اندرون کعبه در وجودم آمدم . گفت : راست گفتی یا المومنین .



مشاهده متن کامل ...
شعر محلی • وِصّیَت •
درخواست حذف اطلاعات
مُو کِه مالُ و مِنآلیم نی ، چِه بِختَر

کِه هآیَم سی زِِنُوم ، یآ کِه سی دُختَر

مُو کِه رآسی زِنُوم نی ، بوُی ! چِه : اِم گو؟

وِصیّت هآکُنُوم سی کِه ؟ توُوُ دَفتَر

حآلآم فَهمی ! مینیسُوم جآش یِه شِعری

بُخوُنَن تآ پری ، جُوُنُوم جُو ; کُومتَر

ری کَبْرُوم حکّکتوُ نی ، کِه بِنیسین :

جِووُن بی ، یارُ و نوُرانی چو اَختَر !

اَز ایی شِعرآ کِه بَعد ِمَرگ سُهرآب

مینیسَن ری مِزآرآ ، سی چشِ تَر !

خُلآصِه ، ری مِزآرِ مُو بِنیسین :

اِسَد ; فَرزندِ غَم ، بَرقکآرِ بَرتَر !

✍ ترجمه شعر :

من که مال و ثروتی ندارم" چه بهتر

که آنها را برای همسرم" یا برای دخترم بدهم!

وآی" چه گفتم ؟! من که همسرم ندارم! راستی...

حالا برای چه ی وصیت کنم؟ توی دفترم !

آهان" حالا فهمیدم, به جای آن شعری می نویسم"

برای وقتی که جان من مانند کبوتر می پرد !

اما حق ندارید که روی قبر من بنویسید :

جوان بود" دوستی مهربان و شخصی مؤمن...

از این اشعار هست, که بعد از مرگ سهراب( مرگ عزیزان)

روی مزار ها می نویسند" برای گریاندن ملّت !

خلاصهء مطلب : روی مزار من بنویسید :

اَسَدْ : فرزند غم " برقکار برتر... ツ

✍ ترجمه کلمات :

مُو : من

نی : نیست [ندارم]

بِخْتَر : بهتر

هایَم : بدهم

سی : برای

رآسی : راستی

اِم گُو : گفتم

هآکُنُوم : کنم

توُو : توی [داخل]

فَهمی : فهمیدن

مینیسُوم : می نویسم

جآش : جای آن

بُخوُنَن : بخوانند [مطالعه]

پِری : پرید

کُومتَر : کبوتر

ریّ : روی

کَبرُوم : قبر من

حکْکِتوُ نیّ : حق ندارید

بِنیسین : بنویسید

بیّ : بود

ایی : این

مینیسَن : می نویسند

چِشْ : چشم

✍ شعر از : a100

http://www.barqkar100.



مشاهده متن کامل ...
اعمال ماه صفر
درخواست حذف اطلاعات

بسمه تعالی

اعمال ماه صفر
هر یک از روزهای سال، روز خداست و انسان می تواند در آن روز برای موفقیت خویش، تلاش کند و برای به خدای سبحان و فراهم آوری سندی وی، عبادت کند، تصدّق نماید و خدمت به مردم کند.
در این جا، متن گفتار محدث بزرگ حضرت آیت الله شیخ عباس قمی پیرامون اعمال ماه صفر را از وقایع الایّام بیان می کنیم:
بدان که این ماه (صفر) معروف به نحوست است و شاید سبب آن، واقع شدن وفات رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله است در آن، هم چنان که نحوست دوشنبه به این سبب است. و یا به جهت آن است که این ماه، بعد از سه ماه حرام (ذی قعده، ذی حجّه و محرم الحرام) واقع شده که در آن سه ماه، حرب و قتال نبوده و در این ماه، شروع به قتال می نمودند و خانه و منازل از اهلش خالی می شد. و این هم یک سبب است در وجه تسمیه آن، به صفر.
به هر حال، از برای رفع نحوست، هیچ چیز بهتر از تصدقات و ادعیه و استعاذات وارده نیست. و اگر ی خواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه، در هر روز ده مرتبه بخواند این دعایی را که «محدث فیض» روح الله روحه، در «خلاصة الاذکار» ذکر فرمود:
یا شدید القوی، و یا شدید المحال، یا عزیز، یا عزیز، ذلّت بعظمتک جمیع خلقک، فاکفنی شَرّ خلقک، یا محسن، یا مجمل، یا منعم، یا مفضل، یا لا اِله الّا اءنت، سبحانک إ نّی کنتُ مِن الظّالمین، فاستجبناله و نجّیناهُ من الغمّ، و کذلک ننجیِ المؤ منین، و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطّیبین الطّاهرین.

سیّد، در «اقبال» دعایی برای هلال این ماه روایت کرده است.

منبع:www.beytoote.com

گرد آوری شده توسط:matin.j  حسین(ع)



مشاهده متن کامل ...
گزارش کارآموزی شرح زندگی استیو جابز
درخواست حذف اطلاعات
گزارش کارآموزی شرح زندگی استیو جابز در 35 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 6
فرمت فایل doc
حجم فایل 367 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 35
گزارش کارآموزی شرح زندگی استیو جابز

فروشنده فایل

کد کاربری 6017
کاربر

گزارش کارآموزی شرح زندگی استیو جابز در 35 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست

مقدمه……………….................…………………………….…………………6

دورانِ کودکی؛ رها شده و برگزیده…….........................................…………………7

دره ی سیلیکُن......................................................................................................10

مدرسه...............................................................................................................14

زوجِ عجیب؛دواستیو………….................................................…………………17

ترکِ تحصیل؛ به پا خیز، خودت را دریاب …………….…..............................……..19

اپلi: به برق بزن،راه اندازی کن،وارد شو..................................................................20

تولد اپل.............................................................................................................21

اپلii:یک محصول جامع.......................................................................................22

لیسا فرزند جدید اپلii...........................................................................................24

مرد خانواده.......................................................................................................26

سرطان.............................................................................................................27

آیفن:سه محصول انقل در یک محصول.................................................................30

سرطان عود می کند ؛ ممفیس.................................................................................32

آیپد:باز هم یک انقلاب دیگر...................................................................................35

استیو جابز در روابط خانوادگی...............................................................................36

سومین مرخصی..................................................................................................37

روزهای آ عمر و طرح های نیمه کاره از استیوجابز.................................................38





مقدمه:

استیو جابز با آن شخصیت و نگاهِ نافذش، در دنیایِ فناوری برای خیلی ها یک اسطوره است.مردی که الهام بخش و مربیِ بسیاری از مدیرانِ برجسته ی امروزی است و شرکت های زیادی وجوددارند که سعی می کنند با الهام گرفتن از اپل(شرکتی که او تأسیس و سپس بازسازی کرد)مسیرِآینده ی خود را ترسیم کنند. داستانِ زندگیِ جابز بافراز و نشیب های عجیب و جالبش،ازاویک شخصیتِ متفاوت و برجسته به وجودآورده که توجهِ همه ی دنیارا به خود جلب کرده است.مرگِ استیوجابزدرسال ????،یکی ازغم انگیزترین رویدادهای دنیای فناوری طی سا ل های اخیر به شمارمی رود. با اینکه اپل با سیاست های خاصِ خود، دوستان و دشمنانِ زیادی دارد، اما کمتر ی را می توان یافت که ازرفتن این نابغه تکنولوژی با آن شخصیتِ آینده نِگرش،اظهار ناراحتی نکرده باشد. الگوهایی مثلِ استیو جابز، گر چه جامع مراتب نیستند، ولی قابل چشم پوشی هم نیستند.زیرا همچون ما با نقص های پُرشمار دست به گریبان بوده اند، ولی از عهده ی کارهای بزرگی نیز بر آمده اند؛ چیزی که حتی دانستنش هم به تنهایی امیدبخش است! پس بیایید بی آنکه راجع به اوقضاوت یا که از او بدگویی کنیم،از مقاطع زندگی اش درس بگیریم، و اگر فکر می کنیم درسی برای یاد گرفتن ازاین سرگذشت وجود ندارد، بی آنکه بددِلی کنیم، راه خودمان را برویم.استیوجابز» : وصل ِ نقاط با نگاه به آینده غیرممکن است،ولی در خودِ آینده رابطه شان بسیار واضح خواهد شد. بنابراین بایدایمان داشته باشید که آنها روزی در آینده به هم خواهند پیوست.شمابایدبه چیزی ایمان داشته باشید؛خدا، سرنوشت، دستِ تقدیر یا هر چیزِ دیگری. زیرا این ایمان، مسیرِ آینده را ترسیم خواهد کرد وبه شمااین اطمینان رامیدهد تا همیشه از قلب تان پیروی کنید، حتی زمانی که شمارا از مسیری گرم و نرم بیرون می بَرَد. همین است که تمام تفاوت ها را رقم می زند«.




دورانِ کودکی ؛ رها شده و برگزیده



فرزندخواندگی:

پاوْل جابز بعد از جنگ جهانی دوم و در پایان خدمت در نیروی دریایی ساحلی، با همکارانش شرطی بست. در سان فرانسیسکومحل پهلوگرفتن کشتی شان، گفت که حتماً ظرف دو هفته ی آینده برای خود همسری پیدا خواهد کرد. او یک مکانیک موتور، با بدنی خالکوبی شده، قامتی به بلندای 183 سانتی متر و چهره ای شبیه جیمز دین بود. اما این قیافه اش نبود که منجر به قرارملاقات با کلارا هاگوپیان، دختر شیرین خوی دو مهاجر ا رمنی شد. بلکه تنها دلیل، این بود که آن روز بعد از ظهر، پاوْل و دوستانش بر خلاف گروه دیگری که کلارا ابتدا میخواست با آنها بیرون برود، اتومبیل داشتند. ده روز بعد در مارس 1946 ، پاوْل با کلارا نامزد شد و شرطی را که بسته بود،بُرد. این ازدواج رؤیایی تا چهل سال بعد زمانی که مرگ کلارا را از پاوْل گرفت، پایدار باقی ماند. پاوْل رینهولد جابز، در یک مزرعه ی دامداری در جِرمَن تاونِ ویسکانسین بزرگ شد. گرچه پدرش الکلی -و گاهی بدزبان- بود اما پاوْل به رغم ظاهر زبرش، تا پایان عمر متین و آرام باقی ماند. بعد از ترک دبیرستان، در غرب عاطل و باطل بود و کارِ مکانیکی می کرد تا اینکه در نوزده سالگی حتی با اینکه شنا بلد نبود، به نیروی دریایی ساحلی پیوست. روی عرشه ی کشتی یو.اِس.اِس. ژنرال اِم.سی. مِیگزمستقر شد و بیشترِ جنگ را در عملیات انتقال نیروها به ایتالیا زیرنظر ژنرال پَتُن خدمت کرد. تبحرش به عنوان مکانیک و آتش نشان تقدیرهایی را برایش به همراه آورد ولی گاه وبی گاه دچار مشکلات جزئی نیز می شدو بدین سان هرگزازدرجه ی ملوانی بالاترنرفت.کلاراهاگوپیان،متولد نیو ی بود؛ یعنی محل فرودهواپیمای والدینش بعدازگریختن ترک ها از کشور ارمنستان.آنها در کودکیِ او به محله ی میشنِ سان فرانسیسکو نقل مکان د. کلارا وقتی با پاوْل ملاقات کرد، رازی در دل داشت که کمتر ی از آن مطلع بود: اینکه قبلاً یک بار ازدواج کرده ولی همسرش در جنگ از دست رفته بود. از این رو در آن برهه که ملاقات اول با جابز برایش پیش آمد، آماده ی تشکیل یک زندگی نو بود. آن دو مثل بسیاری دیگر که تجربه ی هیجان و غلیانِ دوران جنگ را داشتند، بعد از انعقاد معاهده ی صلح تصمیم گرفتند به جایی آرام بروند، خانواد ه ای تشکیل دهند و یک زندگی بی مخاطره را آغاز کنند. پول شان کم بود برای همین چند سال آغازین زندگی مشترک را در ویسکانسین با والدین پاوْل سر د . سپس به ایندیانا کوچ د جایی که جابز به عنوان مکانیک به استخدام اینترنشنال هاروِستردر آمد. سرگرمی او سر هم خودروهای قدیمی بود و دراوقات فراغتش با ید و فروش و تعمیر آنها پولی در می آورد. بالأ ه هم از شغلش استعفا داد تابه طورتمام وقت فروشنده ی خودروهای دست دوم بشود.کلارا که عاشق سا نفرانسیسکو بودبالأ ه در 1952 شوهرش را راضی کرد تا به آنجا برگردند. روبروی اقیانوس در محله ی سان سِت،درست در جنوب پارک گُلد ن گیت یک آپازتمان گرفتند. جابزدر یک شرکت تأمین مالی به عنوان مأمور استرداد استخدام شد؛خودروهایی را که صاحبا نشان قادر به بازپرداخت وا م ها نبودند مجدداً به تملک شرکت درمی آوردو در کنار آن همچنان به یدو تعمیر و فروش خودروهای دست دوم می پرداخت تا یک زندگی مناسب برای همسر خود فراهم کند. اما با این حال چیزی در زندگی شان کم بود. بچه می خواستند،ولی کلارا از مشکل بارداری رنج می برد و قادر به بچه دار شدن نبود. بنابراین در 1955 یعنی 9 سال پس از ازدواج شان،به فکر پذیرش س رستی یک کودک افتادند.متولدشدن استیوجابز: جوآن شیبل نیز مثل پاوْل جابز اهل ویسکانسین بود، دختری از یک خانواده ی روستایی آلمانی تبار. پدرش آرتور شیبل،به حومه ی خلیج گرین مهاجرت کرد، در آنجا با همسرش یک مزرعه ی پرورش سَمورراتملک دوبطور تفریحی ولی همراه با موفقیت، به فروش املاک وگراوِرسازی پرداختند. آرتور آدم سختگیری بود، به خصوص در مورد روابط دخترش؛سرسختانه مانع از پاگرفتن عشق اول جوآن شد،چرا که پسر مورد علاقه ی او گرچه هنرمند بود، اماکاتولیک نبود. عبدالفتاح جندلی، جوان ترین فرد در بین 9 فرزند خانواده ای برجسته در بود. پدرش پالایشگاه نفت و چندین ب و کار دیگر داشت،دارای مایملک فراوان در دمشق و حمْص بود. مادر او، یک زن مسلمان سنتی و همسری خانه دار، مطیع و محافظه کار بود.عبدالفتاح با وجود مسلمان بودن به مدرسه ی شبانه روزی یان رفت، بعدها در مقطع کارشناسی از امریکایی بیروت فارغ حصیل شد و سپس برای اخذ مدرک ای علوم به ویسکانسین رفت. در تابستان 1954 ، جوآن با عبدالفتاح به رفت. آنها دو ماه در حمْص بودند، جایی که جوآن از خانواده ی جندلی طرز پخت غذاهای سوری را یاد گرفت. سپس در بازگشت به ویسکانسین، فهمید که باردار شده است. هر دو در بیست و سه سالگی، هنوز تصمیم به بجه دار شدن نداشتند. پدر جوآن آن زمان در حال فوت بود و تهدید می کرد که اگر دخترش با عبدالفتاح ازدواج کند، او را طرد خواهد کرد. سقط جنین هم انتخ نبود که در یک جامعه کوچک کاتولیک پذیرفته شده باشد. بنابراین در اوایل سال 1955 جوآن به سا نفرانسیسکو مسافرت کرد، جایی که تحت مراقبت یک پزشک مهربان قرار گرفت؛ جوآن یک شرط اصلی داشت: س رستی فرزندش را فقط به انی می سپرد که فارغ حصیل کالج بودند. بنابراین اوضاع را طوری سامان داد که کودک به یک و همسرش داده شود. ولی با تولد آن پسر در 24 فوریه ی 1955 ، آن زوج منتخب گفتند که یک دختر می خواسته اند و از توافقات سرباز زدند. همین شد که آن کودک، پسر یک نشد بلکه به فرزندی زن و مردی در آمد که یکی از دبیرستان ترک تحصیل کرده و عاشق کارهای مکانیکی بود، و دیگری بانویی بسیار مهربان و دوست داشتنی بود که کار حسابداری می کرد. پاوْل و کلارا فرزندشان را» استیون پاوْل جابز « نامگذاری د. با آگاهی از اینکه زوج جدید حتی دبیرستان راتمام نکرده اند، جوآن از امضا اسناد مربوطه سر باز زد. ماجرا هفته ها طول کشید، حتی بعد از انتقال کودک به خانه ی جابز. سرانجام جوآن راضی شد که با تعهد کتبی آن زوج مبنی بر افتتاح یک حساب بانکی برای پس انداز هزینه ی کالج پسرش، برگه ها را امضا کند. اما دلیل دیگری هم برای امتناعِ جوآن وجود داشت. پدرش در حال فوت بود و او می خواست بعد از آن خیلی زود به زندگی خودش برگردد. فوتِ آرتور شیبل در آگوست 1955 رقم خورد، یعنی بعد از نهایی شدن مراحل واگذاری کودک به خانواده پاول جابز.بعدازآن عبدالفتاح وجوآن به زندگی خود برگشتندو عبدالفتاح ای سیاست بین الملل خودرادرآن سال گرفت درهمان سال فرزنددیگرشان به دنیا آمد، دختری که نامش را مُنا گذاشتند. اما از آنجا که واگذاری استیو به خانواده ی جابز نهایی شده بود، 20 سال زمان باید می گذشت تا این دو یکدیگر را پیدا کنند. استیو جابز از سنین پایین می دانست که به فرزندخواندگی پذیرفته شده. می گفت : » والدینم راجع به این مورد با من خیلی رو راست بودند«. خاطره ای واضح داشت مربوط به شش یا هفت سالگی؛ روزی روی چمن های جلوی خانه شان بازی می کرد که هم بازی اش،دخترک همسایه که آن طرف خیابان ن بود، پرسید: »خب یعنی والدین واقعی ات تورانمی خواستند؟«به قول خوداستیو:»چراغ های داخل سرم خاموش شدند. یادم هست که گریه کنان دویدم داخل خانه. والدینم گفتند: نه، تو باید درک کنی.خیلی جدی بودند، درست توی چشمم زُل زدند و گفتند: ما تو رامخصوصاًانتخاب کردیم.هر دوشان این را گفتند و خیلی آرام برایم تکرار د. روی تک تک کلمات شان تأکید می گذاشتند. «

رهاشده. برگزیده. خاص. این مفاهیم بخشی از وجود جابز و خودشناسی اش شدند ونزدیک ترین دوستانش اعتقاد داشتند که آگاهی از رهاشدگی در بدو تولد، زخم هایی عمیق درکامش به جا نهاده بود. دِل یوکام همکار قدیمی اش می گفت:« فکر می کنم علاقه اش به داشتن کنترل کامل روی محصولاتی که می ساخت،مستقیماً ناشی از شخصیت او و رهاشدگی اش در بدوتولد بود. اوتمایل داشت محیط پیرامونش را کنترل کند و محصولات را درست مثل تعمیمی ازوجود خودش می دید. «گرِگ کَلهون که درست بعد از کالج خیلی به جابز نزدیک شد، مورد دیگری را برای من ذکر کرد:«استیو خیلی مواقع از واگذار شدن به خانواد های دیگر و دردهای ناشی از آن حرف می زد. این حرف ها به او حس استقلال می داد. استیو روش شخصی خودش را برای زندگی داشت و این ناشی ازحضوردردنیایی متفاوت با جهانِ محل تولدش بود. «جابزهم بعدها،وقتی به سنی رسید که جندلی در زمان تولدِ او داشت، پدر شد و فرزندش را ازخود راند (البته سرانجام مسئولیت او را پذیرفت.) کریسان برنان مادرِ آن کودک می گفت که واگذار شدن استیو به یک خانواده ی دیگر تمام شیشه های قلب او را ش ته بود.کریسان معتقد بود« ی که رانده شده، دیگران رااز خود خواهد راند.» سؤال اساسی درباره ی استیو این است که چرا بعضی مواقع نمی توانست خودش راکنترل کند و نسبت به دیگران آنقدر گزنده و بی رحم نباشد؟و ادامه داد:این به رها شدنش درابتدای تولد بر می گشت.مشکل اساسی وجود آن حس رانده شدگی در زندگی استیو بود.« جابز این مطلب را رد می کرد:«چنین تصوری وجود دارد که چون من رها شده ام،اینقدر سخت کارمی کنم تا نشان دهم عالی ام و والدینم را به این آرزو دچار کنم که ای کاش می توانستند دوباره مرا داشته باشند،یا یک چنین مز فاتی.ولی اینها واقعاً چرنداست.»مؤکداًمی گفت: شاید اطلاع از اینکه والدینم مرا واگذارکرده بودند به من حس استقلال بیشتری داده باش ی هرگزاحساس رانده شدگی نکرده ام.همیشه احساس خاص بودن داشته ام،والدینم باعث شدند این احساس را داشته باشم. جابز همواره وقتی ی پاوْل و کلارا را پدرخوانده و مادرخوانده اش خطاب می کرد یا حتی فقط اشاره می کرد که آنها والدین حقیقی اش نیستند،وحشتناک برافروخته می شدومی گفت:« آنها هزار د رصد والدین من هستند.»



سرطان:



خودِ جابز اعتقاد داشت که سرطانش ریشه در آن سالِ طاق تفرسایی دارد، که اداره ی همزمانِ اپل و پی ار را آغاز کرد، یعنی سال 1997. به زودی سنگ کلیه و چند بیماری مزمنِ دیگر سراغش آمد و گاهی آنقدر خسته به خانه می رسید که مشکل می توانست حرف بزند. می گفت:احتمالاً از همان وقت سرطانم شروع شد،چون سیستم ایمنی بدنم آن روزها خیلی ضعیف بود. به هر حال، سنگ کلیه ی او به طور غیرمستقیم منجر به تشخیص سرطانش شد. وقتی تصمیم گرفت که عمل جراحی برای خارج تومور را انجام ندهد، همسر و دوستانش وحشت د، چرا که این تنها راهِ درمانِ بیماری بود. خودش سال ها بعد، با پشیمانی به من گفت:واقعاً دلم نمی خواست بدنم را باز کنند، برای همین سعی از روش های دیگر جواب بگیرم. جابز لجوجانه تا 9 ماه بعد از تشخیصِ سرطان در اکتبر 2003 ، در مقابلِ عملِ جراحی مقاومت کرد.31جولای 2004 جابز سرانجام در مرکزِ پزشکیِ استنفورد زیر تیغِ جراحی رفت. عملِ جراحی او از نوع ویپل نَبود یعنی ( برداشتن بخشِ بزرگی از محتویاتِ شکمی از جمله پانکراس). زیرا ها رویکرد متعادل تری را اتخاذ د و فرآیندِ درمان را با برداشتن بخشی از پانکراس آغازنمودند. او برای دو هفته در بیمارستان ماند و بعد کوشید قوایش را بازی کند. متأسفانه سرطان در بدنش پخش شده بود. ها در حین جراحی، سه بافتِ مهاجرِ سرطانی را در کبدش پیدا د. شاید 9 ماه قبل از آن، جلوگیری از سرایتِ بیماری به سایر اعضای حیاتی ممکن بود، ولی هرگز نمی توان در این باره حکمِ قطعی داد. جابز در ادامه، شیمی درمانی را شروع کرد.



جشنِ فارغ حصیلی در استنفورد



جابز-به همهگفت که معالجه شده و مبارزه با سرطان را به طور مخفیانه ادامه داد،درست همان طور که تشخیص بیماری در اکتبر 2003 رااز همه مخفی کرده بود. رازداری او هیچ عجیب نبود زیرا جزوی از ذاتش بود. بعد از شوکِ ناشی از بیماری و همین طور ورود به 50 سالگی، در ح ی شناک به سر می برد.یاد آوری اینکه به زودی خواهم مرد،مهمترین ابزاری است که در تصمیم های مهم زندگی به کمک آمده. زیرا تقریباً همه ی این چیزها تمام توقعات بیرونی ،سربلندی ها،ترسهای ناشی از شرمساری یا ش ت همه و همه هنگام روبرو شدن با مرگ،رنگ می بازد و فقط چیزهایی باقی می مانند که فقط حقیقتاً مهمند.







شیرِ پنجاه ساله

جابز برای تولد 30 و 40 سالگی ،با ستارگان دره ی سیلیکن و دیگر دوستان معروفش جشن گرفت. ولی به سال 2005 که 50 ساله شد،همسرش جشن غافلگیرکننده ای ترتیب داد که فقط شامل نزدیک ترین دوستان و همکاران او بود.جابز در پاییز 2005 پس از بازگشت از مرخصی درمانی،کوک را به عنوان مدیر شرکت انتخاب کرد.استو آدم فوق العاده حساسی است.تا این زمان جابز و همکارانش همچنان سعی داشتند که شرکت را تا جای ممکن گسترش دهندبه منظورِ تثبیتِ درس هایی که خود و افرادش در جریانِ کار می آموختند، جابز یک مرکز خصوصی به نام “ اپل” راه اندازی کرد و جوئل پو ْنی را استخدام نمود تا یک سری پژوهشِ موردی برای تحلیلِ تصمیمات مهمِ اتخاذ شده در شرکت انجام دهد، که از جمله ی این تصمیما ت، مهاجرت به ریزپردازنده های اینتل و افتتاحِ فروشگاه های اپل بود. مدیرانِ ارشد، در فرآیندِ آم وزشِ درس هایِ حاصل از این پژ وهش ها به کارمندانِ جدید مشارکت م ی د و به این طریق سبکِ تصمیم سازیِ اپل، کم کم در فرهنگ کاری این شرکت تنیده شد.بنابراین قسمتی از مسئولیت استیو جابز برای آموزش کارکنان کمتر شد.این بار جابز و همکارانش خود را آماده ی محصولی جدید و بی رقیب د.



آیفُن



سه محصولِ انقل در یک محصول



یک آیپاد که می شود با آن تلفن زد:

در سالِ 2005 ، فروشِ آیپاد سقفِ آسمان را شکافت. 20 میلیون آیپادی که در آن سال فروخته شد، 4 برابرِ سالِ قبل بود. با رقم زدنِ 45 ? از درآمدِ اپل در سال مذکور، خانواده ی آیپاد داشت بدل به مهم ترین رُکنِ پیشرفتِ شرکت می شد و در عین حال، تصویرِ تیره ی اپل را طوری صیقل می داد که حتی فروشِ مَک ها هم فزونی گرفته بود. اما جابز از این بابت بسیار نگران بود. او همیشه دچار این وسواس بود که چه چیزی م یتواند ما را به فنا بدهد و نتیج های که به آن رسید، این بود:« تنها دستگاهی که می تواند فرو شمان را ببلعد تلفن همراه است.» برایِ هیئت مدیره توضیح داد که بازارِ دوربین هایِ عکاسی به خاطرِ ورودِ تلفن هایِ همراهِ دوربین دار دچار تلفات شده و همین سرنوشت در انتظار آیپاد هم خواهد بود، البته منوت به اینکه تولیدکنندگانِ تلفن های همراه شروع به گنجاندنِ قابلیتِ پخشِ موسیقی در موبایل ها می د. جابز به آنها گفت:«هر ی یک تلفنِ همراه دارد، بنابراین، چنین کاری می تواند وجودِ آیپاد را غیرضروری کند.» اولین استراتژ یاش چیزی بود که دو سال بعد در حضورِ بیل گِیتس اعتراف کرد که اثری از آن دردی. اِن. اِیِ خود و اپل نمی بیند؛ یعنی همکاری با یک شرکتِ دیگر .با اِد زَندر مدیرعاملِ موتورولا، مذاکره برای ساخت مدلی مشابه با گوشیِ پرفروش موتورولا razrرا شروع کرد؛ مدلی که یک تلفن همراه دوربین دار بود و می شد یک آیپاد هم داخلش تعبیه کرد. همزمان، در اپل یک پروژہ ی دیگر هم در جریان بود: تلاشی سِرّی برای ساختِ یک تبلتِ کامپیوتری! در سال 2005 این دو ماجرا به هم وصل شد و اید ه های ساختِ تبلت، در مسیرِطراحیِ تلفنِ همراه به کار آمد. به بیانِ دیگر، ایده ی ساختِ آیپَد در واقع قبل از “آیفُن” به جریان افتاده بود و به تولدِ “آن” کمکِ شایانی کرد. یک بار دیگر جابز و گروه دور هم جمع شدند برای ساختن یک محصول که جدیدتر و بهتر از موتورولا باشد. آنها مشغول ساختن یک تبلت به مدت 6 ماه شدند. چند نفر از اعضا استدلال د که داشتن صفحه کلیدِ فیزیکی می تواند محبوبیتِ تلفن های بلک بِری را برای محصولِ جدید به ارمغان بیاورد، ولی جابز این نپذیرفت. صفحه کلیدِ فیزیکی باعثِ کوچکی نمایشگر می شد و در عینِ حال، انعطاف و وفق پذیریِ صفحه کلیدِ لمسی را هم نداشت. او گفت:« صفحه کلیدِ فیزیکی به نظر را ه حلی آسان ولی در اصل تحمیلی است. به تمام نوآوری هایی فکر کنید که می توان با استفاده از صفحه کلیدِ لمسی ارائه کرد. نتیجه ی این ریسک، سیستم عاملی شد که موقعِ شماره گیری، دکمه های تلفن را نشان می داد و موقعِ نوشتن متن،دکمه های حروف را و همین طور به وقتِ نیاز، هر دکمه ی دیگری را که ممکن بود برای فعالیت های خاص به آن نیاز داشته باشید. موقعِ دیدنِ ویدیو نیز همگیِ دکمه ها ناپدید می شدند. در حقیقت، جایگزین ِ سخت افزار توسطِ نرم افزار، رابطِ کاربری را شناور و منعطف می کرد. به مدتِ شش ماه، جابز هر روز برای بهبودِ صفحه ی لمسیِ نمایشگر وقت گذاشت.




مشاهده متن کامل ...
"کاسم سا" و "شونشینی" سنت دیرینه لرستانی ها در ماه رمضان+تصاویر
درخواست حذف اطلاعات

مردم استان لرستان از دیرباز آداب و رسوم ویژه ای در ماه مبارک رمضان داشته اند که در میان این آداب "کاسم سا" و "شونشینی" از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

*گرد آوری از میلاد فاضلی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از م آباد، مردم استان لرستان چ ن د روز ق ب ل از ف ر ارس ی دن ماه مبارک رمضان ب ا خانه تکانی و تمیزی شهر و خانه و روزه د ار ی و ع ب ادت ب ه اس ت ق ب ال این ماه مبارک م ی رون د و خود را برای حضور در مهمانی خداوند آماده کرده تا در این ماه از باران رحمت الهی سیراب شوند.

در ماه مبارک رمضان ب از ار خ ری د و ف روش زول ب ی ا و ب ام ی ه ، ح ل ی م و خ رم ا رون ق ب ی ش ت ر ی م ی گیرد و م ردم م وم ن استان س ع ی م ی ک ن ن د ب ه ه ن گ ام اف ط ار ی ب ی ش ت ر از ای ن اق لام غ ذ ای ی اس ت ف اده ک ن ن د.

ی ک ی از س ن ت ه ا ی ر ای ج م ردم ای ن دی ار ک ه در ای ام م اه م ب ارک رم ض ان ب ی ش ت ر م ورد ت وج ه ق ر ار م ی گ ی رد، ف رس ت ادن ب خ ش ی از غ ذ ا ه ا ی اف ط ار و س ح ر ب ه درب م ن ازل ه م س ای گ ان ب وده ک ه ب ه اص طلاح ع ام ی ان ه ب ه آن "ک اس م س ا" م ی گ وی ن د.

ب ان و ان ل رس ت ان ی ن ی ز ت وج ه وی ژه ا ی در پ خ ت غ ذ ا ه ا ی اف ط ار و س ح ر د اش ت ه و ب ا پ خ ت ن ان و ا ع آش ه ا، ش ل ه زرد، ف رن ی، ح ل و ا و ش ی رب رن ج ج ل وه ا ی خ اص ب ه س ف ره ه ا ی م ن ازل خ ود م ی ب خ ش ن د.

ت ه ی ه و پ خ ش ن ذور ات م ردم ی در ای ن م اه پ رف ی ض ن ی ز ن س ب ت ب ه دی گ ر ای ام س ال ن م ود ب ی ش ت ر ی پ ی د ا ک رده و ه ی ات ه ا ی م ذ ه ب ی اس ت ان ن ی ز ف ع ال ی ت ب ی ش ت ر ی در ت ه ی ه و پ خ ش ن ذور ات م ردم ی و پ خ ش آن در م یا ن م س ت ض ع ف ان ج ام ع ه د ارن د.



مشاهده متن کامل ...
سلام
درخواست حذف اطلاعات

تصویر کوچک شده تصویر کوچک شده


سلام دوستان

امروز آ ین امتحان رو دادم

از این به بعد بیشتر به وبم سر میزنم

به ریش مرلین قسم

امیدوارم از وب من خوشتون بیاد

خب بچه ها این فاجه :

اینا هم خون آشامن :

اینم رون هست که داره گل میخوره :

و این هم اسنیپ معجون ساز :

این کریچره :

اینم اون عنکبوته آراگوگ :

این یکی تریلانی پیشگوست:

اینم خودمم که چون از ازکابان فرار م :

اینا هم هری و رون و هرمیون :

و در پایان یک گوی زرین برای دوستای گلم :



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.