پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 رویای محال
قیصر امین پور...
درخواست حذف اطلاعات
تو قلۀ خیالی و تسخیر تو محال بخت منی که خو و تعبیر تو محال ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیرممکن و تفسیر تو محال عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال بیچارۀ دچار تو را چاره جز تو چیست ؟ چون مرگ ، ناگزیری و تدبیر تو محال ای عشق ، ای سرشت من ، ای سرنوشت من ! تقدیر من غم تو تغییر تو محال

مشاهده متن کامل ...
الکی
درخواست حذف اطلاعات
مثلا منتظر عید و بهارم الکی

مثلا کنج دلم غصه ندارم الکی

به خودم میرسم و فکر غزلهای نوام

مثلا خوب شده زخم سه تارم الکی

به دلم زردیِ پاییز نشد زخم تری !

مثلا سرخیِ گُلهای انارم الکی

منو تشویش محال است محال است محال !!!

مثلا غرق خوشی ! اوجِ قرارم الکی ...

دلم از ماندنِ یک جا به ستوه آمده است

مثلا عشق سفر توی قطارم الکی

به سرم میزند این بیت کمی گریه کنم

مثلا ابر بهارم که ببارم الکی. . .



مشاهده متن کامل ...
تو قلۀ خیالی و تسخیر تو محال
درخواست حذف اطلاعات

تو قلۀ خیالی و تسخیر تو محال

بخت منی که خو و تعبیر تو محال

ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی

شرح تو غیرممکن و تفسیر تو محال

عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف

تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال

بیچارۀ دچار تو را چاره جز تو چیست ؟

چون مرگ ، ناگزیری و تدبیر تو محال

ای عشق ، ای سرشت من ، ای سرنوشت من !

تقدیر من غم تو تغییر تو محال



مشاهده متن کامل ...
ترامی در حواله
درخواست حذف اطلاعات

ترامی و دور در کتب مختلف فقهی مانند حواله، کف ، ضمانت و نیت و ... مطرح می شود.

معنای آن در حواله عبارت است از:

ترامى در حواله

ترامى در حواله دو گونه قابل تصور است:

۱. تعدّد محال علیه - ى که به او حواله مى‏شود- و وحدت محتال -حواله گیرنده-مانند اینکه شخص مدیون، زید طلبکار را به عمرو حواله دهد و عمرو، زید را به بکر و بکر او را به خالد حواله دهد. در این فرض ذمه محال علیه در هر مرتبه به سبب انتقال حواله به محال علیه دیگرى برى مى‏شود.

۲. وحدت محال علیه و تعدّد محتال؛ مانند آنکه محتال اوّل –زید- طلبکار خود –خالد- را به محال علیه خویش –عمرو- و محتال دوم –خالد- طلبکار خود –ولید- را به همان محال علیه –عمرو- حواله دهد.

ترامى به هر دوگونه جایز و حواله، صحیح است.



مشاهده متن کامل ...
ترامی در حواله
درخواست حذف اطلاعات

ترامی و دور در کتب مختلف فقهی مانند حواله، کف ، ضمانت و نیت و ... مطرح می شود.

معنای آن در حواله عبارت است از:

ترامى در حواله

ترامى در حواله دو گونه قابل تصور است:

۱. تعدّد محال علیه - ى که به او حواله مى‏شود- و وحدت محتال -حواله گیرنده-مانند اینکه شخص مدیون، زید طلبکار را به عمرو حواله دهد و عمرو، زید را به بکر و بکر او را به خالد حواله دهد. در این فرض ذمه محال علیه در هر مرتبه به سبب انتقال حواله به محال علیه دیگرى برى مى‏شود.

۲. وحدت محال علیه و تعدّد محتال؛ مانند آنکه محتال اوّل –زید- طلبکار خود –خالد- را به محال علیه خویش –عمرو- و محتال دوم –خالد- طلبکار خود –ولید- را به همان محال علیه –عمرو- حواله دهد.

ترامى به هر دوگونه جایز و حواله، صحیح است.



مشاهده متن کامل ...
رویای ناب کودکی .... پرنسس
درخواست حذف اطلاعات
رویای ناز کودکی,امشب هم آغوشم بخواب

امشب بمان در. یاد من,در کوچه های کودکی

رویای من, رویای روزهای کودکی

بنگر به این دوران من

رویای پر آوای من,بنشین کنارم ساعتی

بگذار در آغوش تو, پنهان شود غمهای من

موسیقی شبهای من,روز ج آمده

درد هجران پیکرم,جرعه جرعه میدره

بگذار در چشمان تو, افسون شود امروز من

بگذر ز من, رویای من,رویای ناب کودکی

بگذر که شاید لحظه ای,آرام شود سودای من

رویای من, هر لحظه ام آتش شده

رویای من, بنگر به این خونین جگر

امشب که مسته مست در آغوش تو غوغا شده

رها کن غمهای جان من

امشب جام در دستم بده,بگذار بی خود شوم من در جهان

بی خود شوم من لحظه ای,شاید که غمهایم روند

بی خود شوم شاید که دل,دیگر نبیند دیگری

بی خود شوم تا بشکنم, من صورتی

صورتگری ویران کنم

درد جان پنهان کنم

م در این بزم بلا

خندم به این روز گناه

رویای من ,رویای روزهای کودکی

امشب جام در دستم گذار,با جرعه ای از دیگری

بگذار تا در دست تو بار دگر رسوا شوم مثل,کودکی

دست در دستم گذار, تا بگذریم از لحظه ها

از لحظه تلخ فراق

از لحظه سرد نگاه

دیگر توان راه نیست, دل

بسته دل بر دیگری

رویای ناب کودکی, شرمین نگاهم تو نبین

بگذار تا راهی شوم

بگذار تا راهی شوم من در جهان دیگری

**پرنسس .... مرداد 93***



مشاهده متن کامل ...
رویای ناب کودکی .... پرنسس
درخواست حذف اطلاعات
رویای ناز کودکی,امشب هم آغوشم بخواب

امشب بمان در. یاد من,در کوچه های کودکی

رویای من, رویای روزهای کودکی

بنگر به این دوران من

رویای پر آوای من,بنشین کنارم ساعتی

بگذار در آغوش تو, پنهان شود غمهای من

موسیقی شبهای من,روز ج آمده

درد هجران پیکرم,جرعه جرعه میدره

بگذار در چشمان تو, افسون شود امروز من

بگذر ز من, رویای من,رویای ناب کودکی

بگذر که شاید لحظه ای,آرام شود سودای من

رویای من, هر لحظه ام آتش شده

رویای من, بنگر به این خونین جگر

امشب که مسته مست در آغوش تو غوغا شده

رها کن غمهای جان من

امشب جام در دستم بده,بگذار بی خود شوم من در جهان

بی خود شوم من لحظه ای,شاید که غمهایم روند

بی خود شوم شاید که دل,دیگر نبیند دیگری

بی خود شوم تا بشکنم, من صورتی

صورتگری ویران کنم

درد جان پنهان کنم

م در این بزم بلا

خندم به این روز گناه

رویای من ,رویای روزهای کودکی

امشب جام در دستم گذار,با جرعه ای از دیگری

بگذار تا در دست تو بار دگر رسوا شوم مثل,کودکی

دست در دستم گذار, تا بگذریم از لحظه ها

از لحظه تلخ فراق

از لحظه سرد نگاه

دیگر توان راه نیست, دل

بسته دل بر دیگری

رویای ناب کودکی, شرمین نگاهم تو نبین

بگذار تا راهی شوم

بگذار تا راهی شوم من در جهان دیگری

**پرنسس .... مرداد 93***



مشاهده متن کامل ...
بهمن
درخواست حذف اطلاعات
نمیدانم

اما شاید

روزی رویای محال من

دیگر محال نباشد

روزی باشد که فکر به تو

دردناکترین فکر عالم نباشد

نمیدانم شاید

روزی باشد که

بهمن

با تو

بهمن دیگری باشد

پ.ن: روزهای بی دغدغه قشنگ ترین و لذت بخش ترین روزهای عالمه......حتی اگر روتین و تکراری باشه....و گاهی سرنوشت چقدر غم انگیز میشود....و گاهی چه لذت بخش.....خدایا برای حال این روزهام این ارامش این لبخند و تمام داشته ها و نداشته هام شکرت....ببخش که گاهی بد میشم گاهی بدئن توجه به داشته هام برای اتفاقات ناگهانی گله میکنم



مشاهده متن کامل ...
تغییر سخت است! و تغییر دادن تقریباً محال...
درخواست حذف اطلاعات

تغییر سخت است! و تغییر دادن تقریباً محال...
سخت است که یک عادت همیشگی را از خودت دور سازی و فراموشش کنی! اما محال نیست...
سخت است فراموش خاطراتی که هر روز مثل زنجیر با خودت از این سو به آنسو میکشی! اما محال نیست...
سخت است بخشیدن یا انیکه دلت را به هر طریقی ش تند! اما محال نیست...
سخت است دعا برای انیکه تو را قضاوت د و یا باعث شدند که تو در جایگاه واقعی ات نباشی! اما محال نیست...
و سخت است که واژه هایی نظیر: حسد، کینه، تنفر، غرض ورزی، پیشداوری، تهمت و غیبت و دوست نداشتن را از وجودت پاک کنی! اما محال نیست...
گام اول اینستکه که با خودت به صلح برسی و با خودت آشتی کنی. خود را دوست بدار و تسلیم معبود شو. زیرا دوست نداشتن خود، برابر با تمس قدرت خداوند و آنچه که آفریده است...
گام بعدی، باور اینکه بدانی هر چقدر هم مشکلاتت بزرگ باشند در برابر قدرت و اراده خداوند کوچک و ناچیزند...
گاه در کمال ناباوری، درست در همان لحظه ایی که دیگر کم آورده ایی و از همه بریده ایی و میخواهی با خدا قهر کنی، فرشته ایی کوچک در قالب آدمیزاد از راه میرسد و مشکلاتت را همه را به آب میدهد...



مشاهده متن کامل ...
رویای یخی
درخواست حذف اطلاعات

رویای یخی


پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

همه شب;

، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

و در مجادله ناکوک دل و عشق،

کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

تو میدانستی;

رویای شیرینم، یخیست

"هایش" کردی

چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...



مشاهده متن کامل ...
آهنگ منصور به نام فرض محال
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ منصور به نام فرض محال

اهنگ جدید

برای این آهنگ زیبا کلیک کنید

آهنگ جدید منصور, آهنگ جدید منصور به نام فرض محال, آهنگ فرض محال با صدای منصور,آهنگ منصور به نام فرض محال ,آهنگ فرض محال با صدای منصور



مشاهده متن کامل ...
پیامک علی
درخواست حذف اطلاعات
شایدکه کمی سوز به اهت بدهند

در دهرکمی حشمت وجاهت بدهند

امادگراین محال است محال

بی حب علی بهشت راهت بدهند

یامرتضی علی مددی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



مشاهده متن کامل ...
سرگردانی پیوسته
درخواست حذف اطلاعات
دو ریلیم که قطار پر از پوکه ی عمر را

از هیچ به هیچ رس م

و زمین

سرگردانی ما را پیوسته تکرار می کند . . .

شاعر: حسین پناهی

+ خیـــال نوشت: دیروز زادروز این مرد ت بود که هنوز هم سکوتش از پس اینهمه حرف ادامه دارد . . . چرا که فهم قصه اش محال است محال . . . زادروزت مبارک پناهی عزیز . . .



مشاهده متن کامل ...
آرزوی محال (از "پریشون")
درخواست حذف اطلاعات
آرزوی محال
بی تو این منو این تنهایو این شبگردی
بی تو این همه رسوایی یو این بی ت
شاید تقدیر منو تو چنین بود که در رهگذر عمر گران ، لحظه ای با هم باشیمو همه عمر یاد آن لحظه کنیم
من ندانم که چه شد
عمر این لحظات خوش با هم بودن از چه به پایان رسید
لیک دانم بی تو با یاد تو هم من خوشمو ، حسرت و غم ندارم در دل
آرزویست مرا همه روز و همه شب
نقسی از تو بگیرم پیش از آنکه به در آید نفسم.
پریشون
تقدیم به دوست خوبم آقا جلال

lممنونم "پریشون"عزیز



مشاهده متن کامل ...
هجای مسلول
درخواست حذف اطلاعات

در غربت غریبانه ی آسمان
انگار زمین، در تجسم پرواز یک پرنده
خطوط درد را می کشد
بر شقیقه های عزادار یک بودن!

چگونه می شود؟!
هجای مسلول این شب به خون نشسته را،
سلامی دیگر گفت
پاسخی دیگر داد
لبخندی دیگر زد
و بهار را شبیه یک آرزو پلک زد

چگونه می شود؟!
لابه لای ص ه ها،
ستاره ای از جنس آسمان چید

چگونه می شود؟!
میان این همه ساقی،
جامی از مهر نوشید

و چگونه می شود؟!
من را از من بیرون کشید،
وقتی نگاه خیره اش نشسته،
در چار دیواری تاریک

نه! نمی شود
محال است
وقتی بید مجنون،
هنوز می لرزد به خود
از بادی که سخت شاخه هایش را درهم ش ته
کنار پرنده های رو به انقراض
که سخاوتمندانه
تنهایی را به ابعاد بودن
تقسیم کرده است
در حسی، که به دنبال هم
راه عشق را به جهنم باز کرده است

نه! محال است که در این گورستان بی احساس
خنده ای شیند از سر شوق
وقتی مرگ ایستاده بر سر رویاها

نه محال است
محـــــــــــال!



مشاهده متن کامل ...
هجای مسلول
درخواست حذف اطلاعات

در غربت غریبانه ی آسمان
انگار زمین، در تجسم پرواز یک پرنده
خطوط درد را می کشد
بر شقیقه های عزادار یک بودن!

چگونه می شود؟!
هجای مسلول این شب به خون نشسته را،
سلامی دیگر گفت
پاسخی دیگر داد
لبخندی دیگر زد
و بهار را شبیه یک آرزو پلک زد

چگونه می شود؟!
لابه لای ص ه ها،
ستاره ای از جنس آسمان چید

چگونه می شود؟!
میان این همه ساقی،
جامی از مهر نوشید

و چگونه می شود؟!
من را از من بیرون کشید،
وقتی نگاه خیره اش نشسته،
در چار دیواری تاریک

نه! نمی شود
محال است
وقتی بید مجنون،
هنوز می لرزد به خود
از بادی که سخت شاخه هایش را درهم ش ته
کنار پرنده های رو به انقراض
که سخاوتمندانه
تنهایی را به ابعاد بودن
تقسیم کرده است
در حسی، که به دنبال هم
راه عشق را به جهنم باز کرده است

نه! محال است که در این گورستان بی احساس
خنده ای شیند از سر شوق
وقتی مرگ ایستاده بر سر رویاها

نه محال است
محـــــــــــال!



مشاهده متن کامل ...
پاسخ بانوی محجبه جودوکار به فدراسیون
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم


با توجه به جو ه فدراسیون جودو درباره مصاحبه هایم ، بدینوسیله دفاعیه زیر را در اختیار اصحاب رسانه قرار می دهم:

۱- اینجانب سمیه حیدری از سال ۱۳۷۹ زیر نظر سرکارخانم علیپور نایب رئیس اسبق هیئت جودو استان چهار محال و بختیاری ورزش جودو را شروع و چندین دوره به نمایندگی از استان چهار محال و بختیاری عنوان قهرمانی رقابت های قهرمانی جودو بانوان کشور را ب و تاکنون حدود ۱۲ سال است که در رشته جودو به صورت حرفه فعالیت می کنم و از سال ۱۳۸۵ به مدت دوسال به عنوان نایب رئیس هیئت جودو بانوان استان چهار محال و بختیاری به صورت رایگان انجام وظیفه



مشاهده متن کامل ...
جوی خون !
درخواست حذف اطلاعات
جوی خون را به طور اتفاقی پیدا ... در چهار محال و بختیاری جایی هست به اسم فارسان و روستایی به اسم امید آباد ... به دل کوه به بزنی پلی زده اند که خون با آبی که برای آبیاری استفاده می شود مخلوط نگردد . هر چند در نهایت به درون رودخانه می ریزد و آنرا رنگی می کند ...

جوی خون پلی است کوچک که آب قرمز رنگ جالبی را در در هنگام بارندگی وارد جوی کشاورزی می شود جدا می کند . این قرمزی به حدی زیاد است که مواقع بارندگی کل آب رودخانه به رنگ خون در می آید ... هر چند موقع عکاسی آبی اینجا روان نبود اما اثر آن از قرمزی خاک اطراف پیداست .


چهار محال ... پاییز 94




مشاهده متن کامل ...
اعجاز گل
درخواست حذف اطلاعات
گر ز گلدان گلی میگذری/یا رسیدی به گلی در گذری/
نرم و آهسته کنارش بنِشین/بنِشین و ز گل اعجازش بین/
گل تو را میبرد آن سوی خیال/بی گل این حال ، محال است محال/
هرچه خواهی نفسش را تو ببوی/ به گل اما ز غمت هیچ مگوی/
گل لطیف است دلش میگیرد/گر پریشان بشود میمیرد/
عمر گل بسته به خوش دیدن تست/نفسش بسته به بوئیدن تست/
گلِ نازک دل از آن رو زنده است/که ز بویش تو شوی م و مست/
گل اگر تشنه ی احساس شماست/خود تجلیگه احساس خداست/
هرکه با بوی گلی بیگانه است/نفسش سرد و دلش ویرانه است/
بوی گل جلوه ای از بوی خداست/روی گل آیتی از روی خداست/
گر گذر می کنی از گل به خود آ/بخدا می رسی از گل به خدا/پنج شنبه٥/١/٩٥


مشاهده متن کامل ...
آسمانا چه کنم بعد تو با این همه بال ؟
درخواست حذف اطلاعات

رفتی و می‎گذرد بعد تو سال از پی سال
رفتن نام تو از یاد محال است محال

چشمه‎ای بود سکوت تو لبالب از عشق
کوزه‎ای بود دلم پیش تو لبریز سوال

کاش می‎شد که تو برگردی و خود را بینیم
قدر یک لحظه، در آیینه‎ی آن روح زلال

شوق پروازی اگر بود به اعجاز تو بود
آسمانا چه کنم بعد تو با این همه بال؟!

عهد بستیم که با ماه بمانیم همه
از شب هجرت خورشید تو تا صبح وصال

محمدحسین نعمتی



مشاهده متن کامل ...
من و دل و گلهای شمعدانی
درخواست حذف اطلاعات
امشب من و دل قراری باهم داریم

کنار شمعدانی های صورتی اتاق کوچکم

دلم را آشتی میدهم با خودم

حتی اگر چشم هایم به ماس ببارند

دوباره ش ته هایت را جمع میکنم

با مهربانی چشمانم دوباره جایت را محکم میکنم

بیزارم از تمام احساسهای پوچ و پوشالی

محال ، محال است بگذارم دوباره طعم گس عشق را بچشی

دستت را به من بده

بوسه ای از عمق وجودم به قلب تنهایم تقدیم میکنم

میدانستم ، مهربانیم را مدیون تو هستم

میدانستم مرا میبخشی

برویم دلم، مهمانی و گلهای شمعدانی تا سپیده



مشاهده متن کامل ...
ولایت
درخواست حذف اطلاعات

آیت الله شاه آبادی(ره) راه رسیدن به توحید ناب را فقط از طریق ولایت اهل بیت(ع) می داند چرا که اسم اعظم خدا را در وجود آن موالی شهود کرده و به بزرگی مقامشان معترف است. او آنان را آن چنان در عشق و اخلاص مندک و ذوب میداند که با تعبیر زیبای "حدیده محمات" از آنها یاد میکند یعنی آهنی که در آتش سرخ شده، رنگ آن را به خود میگیرد و وجودش در وجود آتش ذوب میشود.

اما میفرماید: شناخت تام ائمه(ع) محال است چرا که برای شناخت به امری باید نسبت به آن احاطه پیدا کرد و همانطور که این امر در مرود خدا محال است و گفته اند :" ما عرفناک حق معرفتک" در باره آنها نیز که تجلی تام خداوندی هستند شناخت تام محال است. باری به حقیقت عظمت آنها راه نتوان یافت که گفته اند:

قطره ای! از قعر دریا دم مزن



مشاهده متن کامل ...
امکان رجعت از نظر عقل همه ی آنچه درباره ی رجعت باید بدانیم (5)
درخواست حذف اطلاعات

نخست باید دانست که رجعت به عالم مادّی، مثل حیات مجدّد در قیامت است؛ با این تفاوت که رجعت محدودتر بوده و قبل از قیامت به وقوع می پیوندد؛ امّا در قیامت همه انسان ها برانگیخته شده و زندگی ابدی خود را آغاز می کنند. معاد، یعنی بازگشت روح مجرّد به همین بدن مادّی و عنصری، حال اگر چنین بازگشتی در آن مقطع زمانی (معاد) با آن وسعت و گستردگی که از رجعت بالاتر و عجیب تر است و نظیرش تاکنون دیده نشده، محال نباشد، طبعاً بازگشت روح به این بدن، قبل از قیامت، در این مقطع زمانی یعنی رجعت که در مقیاس بسیار کوچک و محدود است و نظایرش به طور مکرّر اتّفاق افتاده است، محال نخواهد بود؛ زیرا امر محال در هیچ زمانی انجام پذیر نیست؛ چنان که در کتاب های فلسفی (1) آمده است:



مشاهده متن کامل ...
امکان رجعت از نظر عقل همه ی آنچه درباره ی رجعت باید بدانیم (5)
درخواست حذف اطلاعات

نخست باید دانست که رجعت به عالم مادّی، مثل حیات مجدّد در قیامت است؛ با این تفاوت که رجعت محدودتر بوده و قبل از قیامت به وقوع می پیوندد؛ امّا در قیامت همه انسان ها برانگیخته شده و زندگی ابدی خود را آغاز می کنند. معاد، یعنی بازگشت روح مجرّد به همین بدن مادّی و عنصری، حال اگر چنین بازگشتی در آن مقطع زمانی (معاد) با آن وسعت و گستردگی که از رجعت بالاتر و عجیب تر است و نظیرش تاکنون دیده نشده، محال نباشد، طبعاً بازگشت روح به این بدن، قبل از قیامت، در این مقطع زمانی یعنی رجعت که در مقیاس بسیار کوچک و محدود است و نظایرش به طور مکرّر اتّفاق افتاده است، محال نخواهد بود؛ زیرا امر محال در هیچ زمانی انجام پذیر نیست؛ چنان که در کتاب های فلسفی (1) آمده است:



مشاهده متن کامل ...
اقیانوس محبت
درخواست حذف اطلاعات
بعضی ها چهره شان خیلی معمولیست
اما آنچه در قسمت چپ شان میتپد دل نیست، اقیانوس محبت است.
بعضیها تن صدایشان خیلی معمولیست ، اما سخن که میگویند در جادوی کلامشان غرق میشوی
بعضیها قد و قامتشان معمولیست اما حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
اما همین معمولی بودنشان از آنها جذ تی منحصر به فرد میسازد.
"اینها خاص ترین معمولی ها هستند که تا ابد در دلها جاودانه میشوند. و فراموش شان محال است...محال..."



مشاهده متن کامل ...
محال
درخواست حذف اطلاعات
خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها، معادله ها، احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قاعده ها و مثال ها

mahal

خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
فاضل نظری




مشاهده متن کامل ...
خیال محال "وصال"
درخواست حذف اطلاعات

این شعر را در پشت جلد کتاب "خیال محال" آمده است :


تو بر درون شهر من همچو خیال آمده ای

نمایی از شهر منی ، چون به محال آمده ای


بهار در سلام تو ، "وصال" در کلام تو

به دشت مرده ی دلم آب زلال آمده ای


اینک با حال و هوای کتاب فوق جو ه ای برای شعر قبلی خودم نوشتم .

در واقع جواب خودم را خودم دادم :


عاشق نشدم حال من از ضعف خیال است

بیمار شعارم ، سفرم شهر محال است


چشمان من از زاویه ی دید تو می گفت :

یک شهر رهانیده از احساس "وصال" است



خیال محال: مجموعه اشعار و داستان خیال

این کتاب حاوی داستان خیال محال و مجموعه اشعار دهه 80 بنده می باشد ... ماجرای داستان

"خیال محال" به سالهای گذشته ی میانه مربوط می شود ... در این رابطه دو مورد از ع های

قدیمی میانه ( محوطه زاده اسماعیل میانه و یکی از خیابانهای قدیم میانه) که با حال و هوای

داستان بی ربط نیستند آورده شده است .

قدیمی ترین ع از زاده اسماعیل




مشاهده متن کامل ...
السلام علیک حین تحمد و تستغفر
درخواست حذف اطلاعات
در دنیایی که آدم هایش صبح به صبح از خواب بیدار می شوند و تا شب با قلم موی گناه هی سر و روی دنیا را سیاه می کنند، محال است آفتاب هر صبح از مشرق بیاید بالا و باز بر سر و روی عالم گرده های طلا بپاشد.
محال است...
مگر اینکه ی میان اشک های قنوت نیمه شبش چندبار کرده باشد: "خدایا... گناهانشان را به من ببخش..."
محال است خورشید هر روز برای دیدن روی ماه چنین ی طلوع نکند...

السلام علیک حین تحمد و تستغفر


مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.