زحمات زیادی کشیدند جستجو
پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 زحمات زیادی کشیدند
تمدید با کی روش با دستمزد قبلی یا مربی جدید
درخواست حذف اطلاعات
محمد احسانی عضو کمیته فنی و توسعه فدراسیون فوتبال در گفت وگو با ایسنا در تشریح نتیجه جلسه کمیته فنی و توسعه درباره کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران و آنچه که به عنوان موضع فدراسیون نسبت به انتخاب سرمربی آینده تیم ملی تصمیم گیری شده است اظهار کرد: پس از بحث و بررسی های لازم در این کمیته، برآیند نظر اعضا بر این بود که تلاش شود تا توافق جامع و کاملی با کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی صورت پذیرد بنابراین نظر جمعی ما موافق تمدید قرارداد این مربی پرتغالی است.

* تمدید قرارداد کی روش هم به نفع اوست هم به نفع فدراسیون

وی افزود: ما نکات مثبت و منفی کی روش را به صورت جمعی دیدیم و در مجموع معتقدیم اگر توافق خوبی میان فدراسیون و کی روش انجام شود به نفع هر دو طرف خواهد بود. ما خوشحالیم که این مربی حرفه ای سه سال در فوتبال ما حضور داشته و اکنون می تواند با شناخت کاملی از وضعیت فوتبال ایران، به کارش ادامه دهد. از طرفی معتقدیم به خدمت گرفتن مربی جدید زمان بر خواهد بود ضمن اینکه او تا به شناخت دقیقی از وضعیت فوتبال ما و بازیکنان ایرانی برسد، ممکن است فرصت زیادی از بین برود که این مسئله با توجه به نزدیک بودن زمان مسابقه های جام ملت های آسیا منطقی نیست. همین طور کی روش هم غیر از ایران در هر جای دیگری کار مربی گری اش را ادامه دهد با مشکل رسیدن به شناخت کافی از آن تیم و احیانا فوتبال آن کشور مواجه خواهد بود.

* موفقیت تیم ملی در جام جهانی صرفا به خاطر کی روش نبود

احسانی تاکید کرد: بر اساس نظر جمعی اعضای کمیته فنی، کارنامه کی روش قابل قبول است. هرچند در موفقیت به دست آمده، خیلی ها زحمت کشیدند به هر حال فدراسیون پای این مربی ایستاد و انعطاف پذیری زیادی در مقابل ناسازگاری هایی که بعضا پیش می آمد نشان داد. ضمن اینکه سازمان لیگ هم برنامه ی فشرده ای را اجرا کرد تا زمان برای آماده سازی تیم ملی فراهم شود. بنابراین یک کار گروهی که آ ین مرحله آن تلاش و سخت کوشی بازیکنان بود، عملکرد خوبی را برای تیم ایران در جام جهانی به جای گذاشت. ما البته قدردان زحمات کی روش که یک مربی حرفه ای است خواهیم بود. او نظم و انضباط تیمی را به ما هدیه داد. دفاع تیم ملی منسجم و منضبط بود. میزان دوندگی بازیکنان با حدود دو ماه تمرین فشرده دو تا سه کیلومتر برای هر مسابقه افزایش یافت. این ساختار تیمی و جلسات تمرینی منظم و بابرنامه کاری بود که او در فوتبال ما اجرا می کرد.

* جای کفاشیان بودم همان اوایل نمی توانستم با کی روش تعامل کنم

وی در بیان نکات منفی کارنامه کی روش نیز گفت: یکی از موضوعات مد نظر همه ما مسئله دستیاران کی روش خواهد بود. شرایط در زمانی که کی روش تازه به فوتبال ما آمد به گونه ای بود که از طرفی فدراسیون سعی در تعامل هرچه بیشتر با او داشت و کمیته فنی هم قالب و شکل منسجم کنونی را نداشت. در نتیجه روند همکاری دو طرف به گونه ای پیش رفت که با ضعف هایی همراه بود. ما معتقدیم کی روش و هر مربی دیگری حق ندارد فوتبال و مربیان ما را کوچک بشمارد اگرچه او توهینی به فوتبال ما نکرده است. منظور من هر کار غیر اصولی خارج از تعهدات مسئولیتی سرمربی تیم ملی است. همچنین دو مربی خارجی که یکی از آن ها اتفاقا پرتغالی هم بود و هر دو را خود کی روش به ایران آورده بود، وسط کار از تیم جدا شدند. حتی دستیار ایرانی او یعنی امید ی هم از تیم ملی رفت و او دستیاری بود که خود کی روش به تیم آورد. مجید صالح هم که همین اوا به کادر فنی اضافه شد پیش از جام جهانی کناره گیری کرد! این مسائل باید ریشه ی شود. علی کفاشیان رییس فدراسیون تعامل زیادی با کی روش داشت و به جرات می توانم بگویم اگر من جای او بودم، در همان اوایل نمی توانستم با کی روش تعامل خوبی برقرار کنم و شاید ماجرا به گونه دیگری رقم بخورد.

* درخواست فدراسیون از کی روش: دریافت دستمزد قرارداد قبلی + پاداش های ویژه

عضو کمیته فنی و توسعه فدراسیون از پیشنهاد مالی مشخص فدراسیون به کی روش خبر داد و گفت: بر اساس بررسی هایی که در میزان مبالغ قرارداد سایر مربیان خارجی سایر تیم های ملی داشتیم و همین طور ارزی مبلغ قرارداد کی روش در سه سال گذشته، فدراسیون به این جمع بندی رسید که او به لحاظ مالی قرارداد بدی را با ما نبسته بود و الان هم به صورت شفاف، از کی روش می خواهیم تا مبلغ قرارداد جدیدش بر اساس رقم قبلی باشد. خواست فدراسیون فوتبال دقیقا این است که همان دستمزد را به او بدهد مضاف بر اینکه اگر موفقیتی برای تمام تیم های ملی از تیم ملی بزرگسالان گرفته تا امید و جوانان حاصل شد، کی روش پاداش مشخصی را دریافت کند. موفقیت هایی نظیر قهرمانی در جام ملت های آسیا، صعود به جام جهانی 2018، راهی تیم ملی امید به المپیک و حتی راهی تیم ملی جوانان به جام جهانی 2015 از این قبیل خواهند بود.

* نظارت دقیق بر تیم های ملی شرط توافق جدید با کی روش

احسانی از درخواست فدراسیون در توافق جدید با کی روش برای نظارت او بر تمام تیم های ملی خبر داد و گفت: این موضوعی بود که در ابتدای توافق سه سال پیش فدراسیون با او مطرح شده بود اما پیگیری نشد. ضمن اینکه بنده نمی دانم در قرارداد قبلی این موضوع دقیقا به چه نحوی عنوان شده است اما خواست کمیته فنی از فدراسیون این است که در توافق جدید کی روش که توانایی زیادی در بحث فوتبال پایه و شناخت استعدادها دارد باید نظارت کامل و دقیقی را بر سایر تیم های ملی ما به ویژه تیم ملی المپیک (امید) و جوانان داشته باشد و از موفقیت های این تیم ها هم نفع ببرد.

* سخت گیری های کی روش برای تهیه امکانات بین المللی ریخت و پاش نیست

احسانی با بیان اینکه سخت گیری های کی روش برای فراهم شدن امکانات لازم و در حد استاندارد بین المللی برای تیم ملی بزرگسالان به معنای ریخت و پاش نیست و اتفاقا کار درستی بوده، گفت: این دغدغه های کی روش برای فراهم شدن زمین تمرینی مناسب، البسه مناسب، هتل خوب، برنامه ریزی دقیق، حتی هواپیمای اختصاصی و... کاملا درست و منطقی است و ما معتقدیم این ها به تیم ملی و بازیکنان ما شخصیت می دهد. به هیچ وجه این موارد را جزو ریخت و پاش ها و هزینه های اضافی به حساب نمی آوریم بلکه این ها سرمایه گذاری برای فوتبال ماست تا در مسیر درستی از فراهم بسترهای استاندارد برای موفقیت های تیم ملی گام بردارد. بنابراین فدراسیون تمام تلاش خود را خواهد کرد تا این شرایط ایجاد شود.

* در توافق جدید، فدراسیون چهار مربی ایرانی پیشنهاد می دهد، کی روش یکی را انتخاب می کند

وی در پاسخ به اینکه درخواست فدراسیون از کی روش در توافق جدید در موضوع دستیار ایرانی به طور شفاف چگونه خواهد بود، پاسخ داد: پیشنهاد فدراسیون این گونه خواهد بود که سه تا چهار مربی ایرانی خوب، جوان و بااستعداد را به کی روش معرفی خواهیم کرد تا او از میان مربی دستیار دلخواه خود را انتخاب کند و مربی ایرانی باید در کادر فنی تیم حضور فعال داشته باشد.

* حضور سرمربی ایرانی در تیم ملی کاملا منتفی شد

احسانی همچنین از منتفی شدن قطعی انتخاب سرمربی ایرانی به جای کارلوس کی روش خبر داد و گفت: یکی از مواردی که در کمیته فنی به بحث گذاشته شد و نتیجه گیری قطعی درباره اش انجام شد این است که مقطع کنونی زمان مناسبی برای انتخاب و به خدمت گرفتن سرمربی ایرانی برای تیم ملی نیست اما بنده به عنوان رییس کمیته آموزش فدراسیون و یکی از اعضای کمیته فنی و توسعه، از دانش و توانایی مربیان ایرانی دفاع می کنم و برای آن ها احترام زیادی قائلم. اما اگر او 6 ماه کار کند و تیم ایران در جام ملت های آسیا به موفقیت چشمگیری برسد، قطعا همگان و حتی مربیان و کارشناسان می گویند که این تیم حاصل کار و زحمات کی روش است و از طرفی اگر سرمربی ایرانی با تیم ملی موفق نباشد، انتقادهای زیادی از او خواهد شد و همه چیز بر سرش اب می شود بنابراین ما با این کار آن مربی ایرانی منتخب را سوزانده ایم و حتی فراتر از آن ممکن است باب به کارگیری سرمربی ایران در تیم ملی بزرگسالان را ببندیم. پس در مجموع بهتر است در این مقطع از به خدمت گرفتن سرمربی ایرانی اجتناب شود.

* با کی روش توافق نشود، مذاکره با مربی خارجی جدید آغاز می شود

عضو کمیته فنی و توسعه در پاسخ به اینکه اگر فدراسیون با کی روش به توافق نرسید، تکلیف چه خواهد شد و آیا سرمربی خارجی دیگری را برای تیم ملی انتخاب می کنید گفت: قطعا همین طور خواهد بود. بنا بر تصمیمی که گرفته شده، باید همین رویکرد در دستور کار قرار بگیرد. تیم ایران با حضورش در جام جهانی شرایط خوبی پیدا کرد و با این دستمزدی که فدراسیون حاضر است بابت سرمربی و سایر اعضای کادر فنی بپردازد، ما می توانیم مربیان خوب و بزرگی را به ایران بیاوریم. از امثال سرمربی تیم های مکزیک، الجزایر و کاستاریکا گرفته تا پکرمن که یک مربی فوق العاده حرفه ای در تیم ملی کلمبیا هستند و تاثیرات عمیقی در این تیم گذاشته جزو مربیانی هستند که احتمالا حاضرند با این مبالغ در تیمی چون ایران کار کنند. باز هم تاکید می کنم ما همیشه قدرشناس زحمات مربیان ایرانی هستیم و این نگاه مان بیگانه پرستی نیست بلکه معتقدیم یک تصمیم منطقی است که می تواند به نفع فوتبال و تیم ملی ما باشد.

* وینگادا برنامه های نسبتا خوبی به کمیته فنی داد

در جلسه کمیته فنی و توسعه که عصر دیروز ( ) برگزار شد، برنامه های تیم ملی فوتبال المپیک (امید) هم با حضور نلو وینگادا سرمربی این تیم مورد بررسی اعضای کمیته قرار گرفت که احسانی در این باره نیز گفت: وینگادا برنامه های نسبتا خوبی را به کمیته فنی ارائه کرد که نیازمند تعامل صددرصدی باشگاه ها با تیم امید است چرا که هرچه تیم ملی قوی تری داشته باشیم به نفع باشگاه ها هم هست از طرفی تجارب بین المللی که بازیکنان تیم امید به دست می آورند برای حضورشان در باشگاه ها هم مفید خواهد بود. البته برنامه های این تیم از قبل پیش بینی شده بود و وینگادا برنامه های تکمیلی و جدید را به ما ارائه کرد.

* تصمیم فدراسیون برای حضور سه بازیکن بزرگسال در تیم امید به خاطر طلای اینچئون

وی در پاسخ به اینکه آیا موضع فدراسیون و وینگادا همچنان بر این است که تیم امید در یک تصمیم عاقلانه و بر خلاف گذشته، بدون بازیکن بزرگسال در بازی های آسیایی اینچئون شرکت کند و این رقابت ها را در راستای آماده سازی خود برای بازی های انتخ المپیک 2016 ریودوژانیرو ببیند، گفت: در این باره ما ابتدا باید ببینیم قوانین جدید afc چگونه است بر اساس قوانین قبلی تیم امید می تواند از سه بازیکن بزرگسال در بازی های آسیایی استفاده کند. روندی که به آن اشاره می کنید درست و منطقی است اما ما نیاز داریم تا جایی که می شود تیم ملی امید ایران در بازی های اینچئون قهرمان رقابت ها شود. این عناوین بین المللی مهم برای فوتبال ایران اهمیت زیادی دارد و اعتبار بین المللی ما را افزایش می دهد. اما با همه این احوال هنوز تصمیم قطعی گرفته نشده و این موضوع به نظر سرمربی تیم پیش از بازی های آسیایی هم بستگی دارد. قطعا اگر حضور چند بازیکن بزرگسال در تیم امید باعث قوی تر شدن و تاثیرگذاری ویژه ای باشد، فکر می کنم هم فدراسیون و هم سرمربی تیم از این موضوع استقبال کنند اما اگر قرار باشد تاثیر چندانی نداشته باشد، احتمالا این کار انجام نشود.

* بسته پیشنهادی به کی روش ظرف چند روز آینده به او اعلام می شود

احسانی در پایان با بیان اینکه بسته پیشنهادی فدراسیون متشکل از مبلغ قرارداد و جزئیات توافق با کی روش آماده و ظرف چند روز آینده به این مربی پرتغالی تحویل داده می شود گفت: جام جهانی به ما نشان داد که فاصله زیادی با سطح اول فوتبال دنیا داریم و باید خیلی کار کنیم. حتی کشورهایی چون استرالیا، ژاپن و کره جنوبی که سال هاست با برنامه ریزی دقیق و منسجم سرمایه گذاری زیادی در فوتبال شان کرده اند هم نتوانستند به موفقیتی در جام جهانی برسند و این نشان می دهد کار ما در آینده چقدر سخت است. اولین قدم مهم ما باید اصلاح زیرساخت های فوتبال مان باشد و هر روز که بگذرد و ما کاری نکنیم، عقب افتاده ایم. اگر تیم ملی ایران را با تیم مقایسه کنید می بینید که ما در جام جهانی 98 آن ها را ش ت داده ایم و از آن زمان تاکنون یک خط در میان به جام جهانی رفتیم و الان هم با یک امتیاز از برزیل برگشتیم اما بعد از جام جهانی 98 اولا حضور مداوم در جام های جهانی داشته ضمن اینکه در جام 2002 به جمع هشت تیم پایانی راه یافت. در جام 2010 از گروهش بالا آمد و اکنون هم می بینیم که در مرحله یک هشتم نهایی جام 2014 قرار دارد. تازه این در شرایطی است که فوتبال رشته چهارم ورزشی در است و ما در ایران فوتبال را به عنوان رشته نخست از حیث علاقه مندی مردم داریم. ما نیاز داریم تا متخصصان قوی در فوتبال ما حضور داشته باشند و از طرفی ساختار فوتبال ایران را به سمت خصوصی سازی و توسعه امکانات سخت افزاری سوق دهیم تا در نهایت انتظار پیشرفت و ب موفقیت در آینده را داشته باشیم.



مشاهده متن کامل ...
تاریخچه ترکمن
درخواست حذف اطلاعات
طوایف ترکمنها ترکمنها به قبایل و تیره های متعددی تقسیم می شوند که در ذیل نام آنها را می آوریم: عالی ایلی، چاودار، یمرلی، ارساری، سالور، ساریق، تکه، یموت، گوکلان. اکنون به بررسی محل زندگی و خصوصیات آنها می پردازیم با توجه به اینکه بیشترین اطلاعات در کتابهای مختلف در مورد سه طایفه ترکمن یعنی تکه، یموت و گوکلان آمده است در مورد سایر طوایف ترکمن فقط به معرفی و توضیحی مختصر اکتفا می کنیم. ترکمنهای عالی ایل: آل ایلی یا علی ایلی ها عمدتاً در ناحیة اندخوی در مرز شمالی افغانستان ن بودند، هرچندکه بخش کوچکی از این قبیله در مرز شمالی و ایالات قوچان و دره گز ایران زندگی می د و تابع افغانستان بودند. ترکمنهای چاودار: چاودریا چودیرها در منطقه بین مانقشلاق و خیوه زندگی می د تیره های عمدة آنها از بحر خزر تا «کهنه اورگنچ» و«بولدومساز» و«پرسو» و«گوگ مرو» متفرق می باشند. ترکمنهای یمرلی: یمرلی ها در سمت شرقی آمودریا ن بودند. ترکمنهای ارساری: این قوم ترکمن در ساحل چپ آمودریا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمین داخل افغانستان س ت داشتند. ارساری ها یکی از قبایل کثیرالعده ترکمن در آسیای میانه بودند. بعد از غلبه روسها بر ترکمنستان، اکثر ارساریها به ت روسیه توسط بخارا اج می پرداختند و تعداد کمی از آنها تبعه افغانستان بودند. اکثر آنها اسکان یافته بودند؛ آنها در روابط بین خانات بخارا و افغانستان نقش عمده داشتند و منتصب به چند تیره می شدند. الف- قارا: ب- باکول: ج- آلاچا، هـ - اوکا. ترکمنهای سالور: سالورها یکی از قدیمی ترین قبایل ترکمن بودند. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگها و مهاجماتی که موقع انتقال قسمت عمده ترکمنها توسط سلجوقیان از آسیای مرکزی به غرب روی داد بیشتر بود. سالورها در شرق سرزمین تکه، بین سرخس و رود مرغاب، می زیستند. و در اوا دوران صفوی ترکمنهای سالور در ناحیه «اتک» و «آخال» مسکن گرفتند. و بعد از مرگ نادرشاه حرکت تدریجی خود را به سوی اسان آغاز د. سالرها در دوران پادشاهی فتحعلیشاه خود را به رود تجن رساندند عباس میرزا نایب السلطنه درگیریهای زیادی با این اقوام داشته است. سرانجام وی برای ریشه کن این قوم در 12جمادی الثانی 1248هـ. ق. راهی سرخس شد و عدة زیادی از سالرها را اسیر کرده به مشهد آورد. تقسیم بندی آنها به قرار ذیل است: الف- یلواج (یالاواچ) ب- قره مان ج- آنابوگلی. که هرکدام از این طوایف نیز خود به شعبات مختلفی تقسیم می شوند. ترکمنهای ساریق: یک قبیله قدیمی دیگری بودند که در ناحیة پنجده کنار رود مرغاب، شرق سالورها ن بودند. اینها هم مانند سالورها به شجاعت مشهورند و مانند آنها تعدادشان بعجله روبه کاهش گذاشته است. این طایفه به قبایل متعددی با نامهای اسانلی، بیراج، سوخته، آلاشا، هرزقی تقسیم می شوند که هرکدام دارای شعبات مختلفی هستند. ساریق ها در کنار رودخانة مرغاب اشتغال دارند و به این واسطه به زراعت و باغبانی می پردازند. گله های زیاد و شتر کثیر دارند که رودخانه قاراتپه در دامنة شمال پاروپامسیوس خوراک فراوان به جهت آنها موجود است. ترکمنهای تکه: تکه بزرگترین و نیرومندترین قبیله ترکمنهاست که نفوذ آنها درکشورهای مجاور بلکه در میان کل مردم ترکمن محسوس بود. قدرت فزاینده تکه، یت ترکمنها را به آنها داد. همانطوریکه در واقع اسم آنها هم تلویحاً بیانگر آن بود. آنها در آخال و واحه های مرو، و در سرتاسر کویر و اوزبوی، از نزدیک چاههای ایگدی گرفته تا مرزهای واحه خیوه می زیستند. زمانی اکثریت جمعیت تکه در سرزمین آخال ن شده بودند، اما بعد از اینکه سدی روی مرغاب ساخته شد، عده ای به واحه مرو انتقال یافتند، که بدین ترتیب مرو از واحة آخال پرجمعیت تر گردید. و بواسطه اسم محل سکنای خود موسوم به آخال تکه و تکه مرو شدند. علت انتقال تکه های مرو از واحة آخال فشار جمعیت و نداشتن زمینهای زراعی کافی و عدم وجود آذوقه در آخال بوده است که یکی از ان تکه بنام قوشیدخان با زدن سدی بر روی رودخانه مرغاب آن واحه را آباد می کند. و تکه های مرو در سال 1835 از آخال تکه جدا می شود و در مرو در کنار رودخانه مرغاب سکنی می گزینند. آنچه که از آنها اطلاع در دسترس است اینکه در آن اوقات عدة زیادی از ترکمنهای تکه به راهنمائی اورازخان از زمین آخال حرکت کرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستای جیار که در انتهای هری رود واقع است رسیدند. سی سال بعد تکه ها جنگ خونریزی را با ایرانیهائی داشتند که از طرف قاجاریه جهت تنبیه و غارت آنها فرستاده شده بودند در این جنگ - که به جنگ مرو معروف است- تکه ها ش ت سختی را بر قشون ایران وارد ساختند. بعد از ش ت ایرانیها ترکمنهای تکه «تراکمة ساریق وسالور را مطیع خود نمودند و تمام خاک مرو را تصرف کرده و خودرا نه تنها از تبعیت ایرانیها خلاص د، بلکه از تبعیت اهل خیوق نیز بیرون آمدند. تکه ها که از نیرومندترین و شجاعترین طایفة ترکمن هستند در مقابل هجوم قشون ایرانی و روسی مقاومتهای زیادی می کنند و ش ت زیادی را به این دو مهاجم قدرتمند و نیز حاکم خیوه وارد میسازند. در مورد شجاعت تکه ها در گرگان نامه ذبیحی اینگونه آمده است که : ««تنها تراکمة تکه سبب هستند که روسها با هزار زحمت وضع حالیه خود را در آسیای وسطی تحصیل نموده اند ]و[ نتوانند روابط خود را در این ممالک وسعت دهند.. کار آسانی نخواهد بود که روسها تراکمه تکه را به اطاعت درآورند. آنچه بیشتر اسباب صعوبت انقیاد تراکمة تکه است نه تنها شجاعت آنهاست که چندین دفعه علایم آنها به ظهور رسیده است بلکه میل زیاد آنها به می باشد.» مسکن دائمی تکه ها نوار باریکی بود که در طول کوپت داغ، از قزل آروات تا ارز، و دشت حاصلخیز مرغاب قرار داشت. به گفته گرودکوف، اکثر دهات تکه مخصوصاً در آخال، بوسیلة دیوارهای گلی بلند احاطه شده و بصورت مکانهای استحکاماتی در مسیر رودخانه ها، گاهی تک، بعضی اوقات بصورت جفت و حتی گروههای بزرگتر قرار داشتند. مهمترین اینها عبارتند از: در کانال باشی، باگیر، قاری قالا، میراوا. گوکجه، سالیک قالا، قبچاق و عشق آباد؛ در رودخانه کوزلوخ، یمیشان، شوقالا، کیالیجار، باب آراب، گومبت لی. وایزگنت قرار داشت؛ در رودخانه فیروزی ینی سو و رولمتای بوزمین قرار داشت و سرانجام در سکیزیاب، یانگی قالا، گوک تپه ، کهنة گوگ تپه و آخال واقع بود. تکه ها به دو تیرة عمده تقسیم می شوند به نامهای توختامیش و اوتامیش، تکه های توختامیش خود به دو تیرة بک و منشعب می شوند که از هرکدام تیره های متعدد دیگری انشعاب پیدا می کند. تکه های اوتامیش نیز به دو تیرة سیچمازشامل و باخشی شامل تقسیم می شوند که هرکدام از آنها نیز به تیره های کوچکتری تقسیم می شوند. ترکمنهای یموت: یموتها از قبایل قدیمی و پرجمعیت ترکمن است و آنها نیز به مانند تکه ها از طوایف نیرومند و شجاع ترکمن هستند که در مصاف جنگ با ایرانیان و تزارهای وحشی شجاعت و نیرومندی خود را بارها به ثبوت رسانیدند. یموتها کثیرالعده و شدیداً پراکنده شده اند و ن مناطق استرآباد تا کراسنوودسک (قزل سو) سواحل شرقی دریای خزر و اطراف خیوه بودند. در گرگان نامه ذبیحی در مورد معرفی ترکمنها مطالب ارزنده ای آمده است که مختصراً می آوریم. ««در معرفی ترکمنها ابتدا به آنهایی اشاره خواهیم نمود که بیشتر در اطراف مشرق سکنی داشته و با روسها بیشتر مربوط بوده و معروفتر از دیگران هستند. نزدیک دریای خزر م ن رودخانه های اترک و گرگان تراکمه قره چوقا که اصلاً یموت هستند سکنی دارند و همچنین تراکمه بایرام شالی است که قسمت بیشتر آن در خیوق هستند و حال آنکه به همه جهت به قدر هزار خانواده از تراکمة قراچوقا در خیوق می باشند تراکمه قراچوقا که در دریای خزر زندگی می نمایند به دو قسمت تقسیم می شوند: یک قسمت آن شریف جعفربای می باشد که به قدر هشت هزار خانواده در ساحل دریای خزر زندگی می کنند. قسمت دیگر که موسوم به آق آتابای یا چونی است به قدر هفت هزار خانواده است که پهلو بلکه قدری بیشتر در طرف مشرق زندگی می کنند. در میان عامة یموت این دو اسم مشهور مقبول است و نژاد شرف و از شرف و چونی از چونی سخت عار می کشند و حمایت دارند واتفاق و اتحاد ایشان در واقع سخت و موجب بسی حیرت است که در حقیقت جزو اخلاق آنهاست. هر خصومت و رنجشی که درمیان آنها حاصل می شود رنجش و خصومت ایلیت است همین که پای غیر به میان آمده تمام با هم متفق می شوند در میانة یموت نجبارا «ایگ» و نانجیب را «قول» می نامند. ایگ آنهایی هستند که پدرو مادرشان یموتی است. قول آنهائی هستند که پدرشان یموت و مادرشان از ولایت است. سرزمین یموت محدود است از شمال به اترک، از مغرب به دریای خزر از جنوب به دهات اتک استرآباد یعنی بلوکات سدن رستاق، استراباد رستاق، کتول، فندرسک و سنگر، همه جا کنار جنگل علامت مرزی است و دشت پهناور ماوراء آن زیر تسلط ترکمن ها است. و از طرف مشرق به هرهر و یاس تپه و یک باریکه خاک بی طرفی که بین اقامتگاههای یموت و گوگلان واقع است. نام ایل یموت ماخوذ از اسم یموت پسر اغوزجک است. یموت صاحب دو پسر به نامهای «اوتلی تمور» و «قوتلی تمور» بوده است، اتلی تمور جد عشایر یموت خیوه و قتلی تمور جد مردم یموت ن در ایران هستند. یموتها در ایام چنگیزخان و تیمورلنگ اراضی فعلی را که در دست دارند بدست آورده سکنی گرفتند. ... موقعی که خاندان اتابکان حکمرانی می د یموت ها در منطقه شمال وشمال شرق ایران فعالیتهای زیادی در ترکمن منطقه داشتند. محل استقرار اولیة یموت عبارتند از: خوجه نفس، کمش تپه، خلیج حسنقلی، چله کن (چهارکن)، چکیشلر، اترک . در اینمورد ر نو می نویسد: ««محلات ذیل بعضی از اقامتگاههای دائمی یموت است که ذکری از آنها نشده است: الف- پست مرز مراوه تپه در ساحل جنوبی اترک در 72 میلی شمال غربی بجنورد و بنابر اطلاع اهل محل 28میل در مغرب بیرام الم. ب- پست مرزی یاغی الم هشت میل در شمال غربی بیرام الوم. ج- چاتلی در هشت فرسنگی چکشلر و 32 میلی (هشت فرسخی شمال غربی گنبدقابوس). د- سنگرتپه در مصب اترک در ده میلی شمال شرقی تازه آباد. هـ- تازه آباد در ده میلی شمال گمش تپه که دارای هشت نه خانه متعلق به ماهیگران ترکمن. ز- ین تخماق تقریباً در نیم فرسخی دریا و دو فرسخی انچلی. ح- گورک سفید در دومیلی گمش تپه و دو میلی دریا.›› ییت می نویسد: «یموت ها ظاهراً مردمی با ایمان و نسبت به معتقدات خود پای بند بودند، حتی خان های همراه ما نیز چندمرتبه در روز خود را بجای می آوردند.» اعتقاد کاملی به کلام ا.. مجید دارند. و در شهر صیام هرگاه مسافرت کنند تا آن مسافرت از ضروریات ی نباشد روزه نمی خورند. به مشایخ و قضات و خوجه و صوفی خیلی احترام می کنند و نذورات برای آنها می برند. بعد از قتل عام یموتهای خیوه توسط روسها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ایران در هم ش ت. قسمتی از یموتها تسلیم روس و قسمتی دیگر تسلیم ایران شدند. در آن تاریخ آنها تقریباً 40000 خانوار (جمعاً 200000نفر) بودند. در حدود 15000 خانوار اطراف خیوه و 25000 خانوار در شمال اسان ایران وساحل شرقی دریای خزر زندگی می د. در گرگان نامه آمده است «بزرگتر و متمول تر و متمدن ترین تمام طوایف یموت اول طایفة جعفربای وثانیا طایفة آتابای است. ولی هیچ طایفه به تمول و تمدن جعفربای نمی رسد» و عدة یموت ها تقریباً هفت هزار خانوار است، که یک سوم صحرانشین اند و بقیه اقامتگاه ثابت دارند، جعفربای ها ملاح و ماهیگر و تجار قبیله اند و وضع کارشان از همه بهتر است. بعد از آنها آتابای داز و دوجی و یلقی قرار دارند. پست تر از همه چارواهای بیابانی و سرکش و فقیر تیره های قان یوخمز وایگدر می باشند، که فقط معاش روزانه را در چادرهای خود موجود دارند تیرة داز به افسانه هایی اعتقاد دارند که به موجب آن ایشان از بازماندگان خاندان پادشاهی هستند. همسایگان آنها نیز ایشان را ارجمندترین تیرة قبیلة یموت می شمارند قبیله های یموت از حدود غربی به مشرق به ترتیب ذیل مقیم هستند. جعفربای، آتابای، یلقی، داز، دوجی، بکه، بهلکه، بدراق، ایمیر، کوچک، سلاخ، ق ، قان یوخمز و ایگدیر. تراکمه جعفربای چون در سواحل سکنی دارند سابقاً اسباب واهمة ایرانیانی بوده اند که در سواحل دریای خزر سکنی دارند و ایرانیها آنها را ین دریا و اشرار می پنداشتند. ترکمنهای گوگلان: گوگلان اسمی است با مسمی، زیرا که گوگلان مشتق از دو کلمة گوک ولان و گوک به ترکی سبزولان به معنی جایگاه است. قبیلة گوکلان سرزمین محدودی را در مصب گرگان رود در دارند. منطقه آنا از یاس تپه در ساحل جنوبی رودخانه در مغرب تا سرچشمة گرگان رود در یلی چشمه و دهنة گرگان رود در تنگراه و یا تخمیناً از طول جغرافیایی 55 تا 56 درجة شرقی می باشد. ایی که اراضی گوگلان را در جلگة گرگان مشروب می سازند، عبارتند از: آب حاجی لر، کچه قره شور که از قلعه کافه و دوزین جاری می شوند و آب بانیل از وامنان وآب چقربیگدلی از دهنة فارسیان و فیرنگ و آب اوبه خالّی خان از دهنة تنگراه. مردم گوگلان افرادی کشاورز و در عادات خود مانند بادیه نشین ها نیستند. اینان در همان چادرهای نمدی ترکمن زندگی می- د، اما دیر و بندرت اوبه یا محل س ت خود را عوض می د و در نتیجه محلی که آنها در آن بسر میبردند بسیار کثیف و نامناسب می نمود. با روسیه تجارت و و پارچه ابریشمی دارند و درخت توت پرورش می دهند و کرم ابریشم تربیت می کنند و قدری نیز می کارند و به استعمال آن نیز سخت معتادند. مصنوعات ایشان فقط نمد و فرشهای زبر و مقداری پارچة ابریشمی است. مردمش مطیع تر از یموت و در خط رعیتی و زراعت طرف نسبت با یموت نیستند. آرمینیوس وامبری دربارة گوگلانها می نویسد: ««اگر بخواهم از روی وضعیتی که داشتند ومناسباتی که بین آنها و همسایگانشان برقرار بود قضاوت نمایم باید آنها را بدیدة صلح جوترین و متمدن ترین ترکمنها نگاه کنم و به همین عنوان معرفی نمایم. غالب آنها از روی میل به امر زراعت مشغول هستند و خود را تابع ایران می دانند. بهرحال اراضی گوکلان حاصلخیز و قابل، هوایش سلامت و نسبت به هوای یموت ییلاق و دارای چشمه سارهای زیادی است. و یکی از زیباترین مناطق شمال اسان است. ولی بواسطه کمی جمعیت فرسخ ها از اراضی ایشان عاطل و بی حاصل مانده است. کلنل ییت که سفری به میان گوکلان ها داشته و آنها را از نزدیک مشاهده کرده است می- نویسد:‹‹به نظر می رسید که آنها تیره های بسیار متفاوتی از تکه ها، ارساری ها و سایر ترکمن های دیگری که تا آن موقع دیده بودم باشند بعضی از آنها بور و تعدادی نیز زرد پریده رنگ بودند و در مقایسه با تکه ها و ساریک ها ریش های پرتری داشتند آنها اسبهای بهتری را سوار بودند و کلاههایی از پوست بره، تقریباً بزرگتر و پهن تر از کلاههای عادی بر سرداشتند. درون آلاچیق های آنها نیز وضع خوبی نداشت، از قالیهای زیبایی که تکه ها و ساریک ها بر کف چادر فرش می کنند و یا کیف هایی که بر دیوار می آویزند، خبری نبود، علت این امر، فقر یا نداری آنها نبود، چون وضع خوبی داشتند بعضی از سران آنها ثروت زیادی داشتند، از جمله سبحان قلی خان رئیس ابه های شغال تپه» بلکه علت آن این است که گوکلان ها مانند طایفه های دیگر هنر قالیبافی و کیف بافی و ... را نداشتند و تنها هنر آنها در زمینه صنایع دستی نمدبافی می باشد ونیز آنها همواره ساده زندگی می د وبه بکار بردن اشیاء قیمتی در منازل خود اشتیاق نداشتند. گوکلان ها پیش از طوایف دیگر ترکمن مطیع ایرانیان شدند زیرا ««آنان در سرزمینی که به سر میبردند به علت حملات پی در پی ایرانیان زندگی آرامی نداشتند و پیش از آنکه ایران آنها را تسلیم خود کند مورد تهاجم آقامحمدخان (پادشاه ایران) و محمد امین خان (حاکم خیوه) قرار گرفتند و تاحدود زیادی نابود شده بودند. بدین طریق آنها چاره ای جز تسلیم شدن به شاه ایران در اوائل دهة 1840 نداشتند.»» طوایف و قبایل مقدس ترکمن ها غیر از طوایف و تیره های مختلف ترکمن، ترکمنها دارای چهار طایفه دیگری موسوم به اولاد هستند. این طوایف چهارگانه اولاد از طوایف مقدس ترکمن به شمار می آیند. زیرا آنها خود را از نسل خلفای راشدین « رضی الله تعالی عنهم اجمعین» می دانند. این طوایف عبارتند از: الف- شیخ از نسل حضرت ابوبکر صدیق (رض) ب- مخدم (مختوم) از نسل حضرت عمرفاروق (رض) ج- آتا از نسل حضرت عثمان ذی النورین (رض) د- خوجه از نسل حضرت علی مرتضی (رض). این طوایف چهارگانه که از چهاریار (ص) انشعاب یافته اند بخاطر اینکه چهاریار از یاران و خویشاوندان نزدیک رسول اکرم (ص) می باشند اولاد آنها در نزد ترکمنها مقدس شمرده می شوند. چرا که حضرت ابوبکر(ع) پدرزن اکرم(ص) می باشد، حضرت عمر(ع) هم پدرزن اکرم(ص) و از طرف دیگر داماد حضرت علی(علی) می باشد. حضرت عثمان (ع) و حضرت علی(ع) هر دو داماد اکرم (ص) می باشند. و روایت است که می گویند آنها (اولاد) برای تبلیغ دین مبین و از طرف دیگر بعلت فرار از ظلم و جور خلفای اموی به میان ترکمنها آمده اند. و ترکمنها به آنها اولاد گفته و احترام بسیار زیادی نسبت به آنها قائل بودند و هستند. از میان این طوایف. آتا و خوجه پرنفوذترین آنها هستند. به جهت اینکه فرزندان این دو طایفه از نوادگان و اهل بیت رسول اکرم(ص) محسوب می شوند. در کتاب ایرانیان ترکمن آمده است: «گروهی از ترکمنها نیز به اولاد مشهورند. آیرونز آنها را قبایل مقدس می نامد. این گروه به چهار قسمت تقسیم می شود که هرکدام از آنها خود را فرزندان یکی از خلفای راشدین (رض) می دانند. این تنها گروهی است که در عین ترکمن بودن در شجرة اصلی ترکمنها جای ندارد»». آنها در هنگام جنگهای قبیله ای بین ترکمنها و حتی در سخت ترین شرایط می توانستند آزادانه در میان تمام طوایف متخاصم رفت و آمد نمایند و در دعوای آنها میانجیگری می د و بارها همین اولادها جدال ها و ستیزهای بزرگی را در میان طوایف ترکمن خنثی نموده و بین گروههای متخاصم آشتی ایجاد نمودند. ویلیام آیرونز در مورد طوایف مقدس و محل آنها می نویسد: ««همواره یک کانال ارتباط میان طوایف متخاصم حفظ می گردید که می شداز آن برای برقراری صلح و نیز انجام سایر مقاصد استفاده کرد. این کانال ارتباطی عبارت از قبایل کوچکی بود که ادعا می د از اعقاب خلفای راشدین هستند. تمام قبایل معمولی ترکمن همواره با این قبایل دارای تبار مقدس مناسبات صلح آمیز داشتند، زیرا به اعتقاد ترکمنهای معمولی، یاغی شدن به آنها موجب عقوبت شدید الهی بود. اعتقاد به این عقوبت می توانست نه فقط از یاغی شدن بلکه از عمل خصومت آمیز غیرموجه علیه هریک از اعضای قبایل مقدس جلوگیری کند. هنوز هم حکایت های متعددی دربارة دیوانه شدن انی که اشتباهاً بجای ترکمنهای معمولی به قبایل مقدس حمله کرده و اموال آنها را سرقت کرده بودند نقل می شود. بنابراین اعضای قبایل مقدس که اولاد خوانده می شوند. می توانستند به منظور تجارت یا بعنوان پیکهای آزادانه در بین گروه های متخاصم رفت وآمد کنند. منزلت خاص اولادها مست م آن بود که آنان در جهت برقراری صلح میان قبایل متخاصم اقدام نمایند. این نقشی بود که تا اندازه ای از همه گروههای بی طرف انتظار می رفت، لیکن ا ام اولادها به ایفای این نقش از دیگران بیشتر بود. افراد مطلع می گفتند، پس از آن که حمله ای به گروههای خصم صورت می گرفت، اولادها گهگاه به دفاع از قربانیان حمله برمی خاستند و با مطرح فقر و تنگدستی آنان خواستار پس دادن بخشی از احشامشان می شدند. گفته می شود گاه بخشی از اموال غارتی واقعاً مسترد می گردید، اما هیچگاه تمام آنرا پس نمیدادند. وقتی میان دو طایفه خصومتهایی با ابعاد بزرگتر از ی درمی گرفت اولادها میان گروه های متخاصم رفت و آمد می د و خواهان برقراری صلح و آرامش می شدند. البته آنان همیشه در کوششهای خود موفق نبودند. مع ذلک، نقش اولادها، بعنوان یک کانال ، برای تمام یموتها ارزشمند بود و بخش مهمی از ساختار سنتی آنان را تشکیل می داد» ییت می نویسد: «می گفتند که یموتها به انتقام اسبی که گوکلان ها از آنها یده بودند، سعی داشتند تا به آنها ضربه ای بزنند، اما تنها چیزی که آنها به آن برمی خورند دختربچه ای بوده است که دست مادر کور خود را گرفته و او را راه می برده است. آنها دختر را برداشته و با خود به غنیمت بردند به امید اینکه شاید گوکلان ها برای باز پس گرفتن وی راضی شوند تا مبلغی را به آنها بپردازند، از بدشانسی آنها این دختر متعلق به خواجه یا سید بود و زمانی که پدر وی برای باز پس گرفتن او نزد یموتها رفت آنها بدون طلب چیزی دختر را به وی پس دادند، بسیار جالب بود که ترکمنها اینقدر به خواجه یا سید خود احترام می گذاشتند و اموال متعلق به وی را مقدس می دانستند و زمانی که چیزی را به سرقت می بردند ومعلوم می شد که از آن سید است خیلی زود نسبت به بازپس دادن آن اقدام می د. ترکمنهای سید مختارند تا آزادانه بین قبایل مختلف رفت وآمد کنند. ... اینان بسار مورد احترام یموتها هستند و هرگز از طرف آنها مورد هجوم و چپاول قرار نمی گیرند.» کلنل چار ادوارد ییت داستانی را بیان می کند که در آن گروهی از یموتهای قان یوخمز و ایگدر برای غارت به طرف گوکلان رفته و مقادیر زیادی از ان آنها را غارت د وبا پیروزی و خوشحالی به د ده برگشتند: «بلافاصله بعد از رسیدن به د ده، هریک از افراد سهم خود را از غنیمت بدست آمده صاحب شدند، اما چیزی نگذشت که نگرانیها شروع شده و شک و تردید بر دلها مستولی گردید، رومی ان علامتی مشاهده شد که براساس آن گمان می رفت آنها به خواجه یا سیدی تعلق داشته باشند، بهرحال این موضوع صحت پیدا کرد و اولین چیزی که در این خصوص شنیدم این بود که خواجه یا سیدها برای بازپس گرفتن اموال خود به ده مرادخان آمده بودند. مرادخان فوراً نسبت به مسترد داشتن سهم خود اقدام کرده و توبه نمود و بسیار اظهار ندامت می کرد از اینکه چرا بعداز مدتی که غارتگری را کنار گذاشته بود بار دیگر خود را آلودة این کار کرده است، بقیه افراد گروه نیز به نوبة خود آنچه را که بدست آورده بودند بازپس دادند. یکی از آنها که از فرط خوشحالی با کشتن یکی از ان در شب قبل دلی از عزا درآورده بود، ناچار گردید تا یکی از ان خود را مایه بگذارد واین تمام چیزی بود که از این غارت نصیب وی گردید. ترسی که یموتها از سیدها دارند بسیار تعجب آور است، به محض آنکه بفهمند آنچه را که به غارت گرفته اند از اموال سید است نسبت به پس دادن آن اقدام می کنند، تا مورد لعن و نفرین قرار نگیرند.» این احترام و قداست سیدها نه تنها در میان یموت بلکه در میان تمامی طوایف ترکمن همواره برقرار بوده است و حتی هم اکنون در میان ترکمنها قبایل مقدس ترکمن از احترام و عزت نسبتاً زیادی برخوردار هستند. بطوریکه در میان ترکمن ها ضرب المثلی است که می گویند ««اولادینگ ایتینی کشکی گورمه»» یعنی حتی سگ سید را کشکی نبین. و این ضرب المثل بخاطر ترس آنها از لعن ونفرین سیدها می باشد. گروههایی که هم اکنون « ترکمن » نامیده می شوند قبلا « غز » ، « غوذ » ، و یا « اغوذ » نامیده می شدند که از نام جد مشترک آنها یعنی اغوذ « خان » گرفته شده بود ، در اینکه چرا آنها ترکمن نامیده می شدند ، دلیل قانع کننده ای وجود ندارد ، تنها در کتب قدیمی به این مطلب بر می خوریم که ترکمن ها در جواب« تو کی هستی ؟ » می گفتند « ترک من » یعنی من ترکم و نیز گفته شده است که لفظ ترکمن برای تمایز آنها از ترکها به آنها داده شده است که نخست « ترک مانند » بوده و در اثر کاربرد در طی زمان و به مرور « ترکمن » تغییر شکل یافته است. به هر صورت ، ترکمن ها گروهی زرد پوست بوده اند که نخست در مغولستان س ت داشته اند و سپس کم و بیش به طرف غرب منطقه و ترکمنستان آمده اند ، در ضمن در طی زمان به تدریج با غیر ترکمن ها مخلوط شده اند . در « برهان قاطع » آمده است که اغوذ ها ( ترکمن ها ) ، نخست در مغولستان زندگی می د ، در کتیبه ی اورخان که متعلق به قرن هشتم است از آنها ذکر شده است ، ولی مورخان آنها را ترک و نه ترکمن ، به حساب آورده اند در دایره المعارف چینی قرن هشتم گفته شده است که ترکمن ها در غرب زندگی کرده و در آنجا « تو - کو – مونگ » خوانده می شدند از طرفی می توان گفت که « تو - کو – مونگ » نام دیگر کشور « آلان » است که مردم « اغوذ » در قرن دهم در آنجا زندگی می د ، در حال حاضر ترکمن ها در ترکمنستان شوروی و ترکمن صحرای ایران زندگی می کنند. بعضی از گروههای ترکمن نیز در افغانستان نند ، گروهی از ترکمن ها دریای خزر را دور زده و هم اکنون در ترکیه و عراق به سر می برند. ترکمن بودن سه شرط اساسی دارد : 1 ) هر ترکمن باید در شجره ی ترکمن ها جای داشته و یا اینکه از نوادگان فرزندان دست دوم ترکمن باشد . 2 ) باید بتواند به لهجه ترکمنی صحبت د . 3 ) سرانجام مسلمان سنی حنفی باشد . ترکمن ها گروهی از زرد پوستان آسیای میانه هستند که به دلایل گوناگون طبیعی و اجتماعی به طرف جنوب منطقه هجوم آورده اند ،این گروه در مناطق ترکمنستان واقع در جماهیر شوروی و ترکمن صحرای ایران ن شده اند آنان داراری جدی افسانه یی به نام « اغوذ خان » ( oghuz khan ) هستند ، که تمام گروهها و زیر گروههای ترکمن از او منشعب شده اند ترکمنهای مسلمان ، از شاخه ی حنفی و اهل سنت بوده و به لهجه ترکمنی که متعلق به گروه زبانی « اغوذ » یا « ترکی جنوب غربی » بوده و به زبان های آذربایجانی و ترکی استامبولی نزدیک است صحبت می کنند ( منگز « menges » ، 1967 ) از لحاظ فرهنگی و اجتماعی مشابهات زیادی با زرد پوستان آسیای میانه ( مانند گروههای قزاق و قرقیز ) دارند ( آیرونز « irons » ، 1975 ) ترکمنها در طی سالیان دراز با گروههای بومی مخلوط شده اند بازسازی تاریخ ترکمنها بسیار مشکل است ، ( ابوالقاضی بهادر خان ، 1907 ) ، خان خیوه در قرن یازدهم راجع به شجره ترکمنها کت نوشته است ، بر طبق منابع شفاهی و شجره یی ، ترکمنها در منطقه شمال دریاچه « ایشیق گل » (ishiq gel) در حدود شش هزار سال پیش زندگی می کرده اند (بوگولیوبف«bogoliouboff» ،1979 ) . منابع فوق نشان می دهد که ترکمنها متعلق به شمال مغولستان بوده اند بیشتر مورخان عقیده دارند که ترکمن ها از مشرق (خاور زمین ) مهاجرت کرده اند. آنها در قرن ششم میلادی در سیر دریا (سیحون) می زیسته اند و بعدا به قسمتهای جنوبی آمو دریا (جیحون ) و مرو مهاجرت کرده اند

مشاهده متن کامل ...
زندگی موفق در عصردیجیتال
درخواست حذف اطلاعات

هر عقل سلیمی باید بداند که هدف اصلی از آموزش و پرورش دانش آموزان یک چیز است و آنهم موفقیت آنها در زندگی – اما شرط موفقیت با توجه به قدرت وزمان دیجیتال فقط پرورش یک ذهن تکنیکی قوی نیست ؟ موفقیت فرایندی است که در هر فرهنگی بر اساس بافت فرهنگی آن این فرایند بار ارزشی خاص خود را پیدا میکند در جامعه ما موفقیت چگونه تعریف میشود ؟فرصت های موفقیت چگونه باید فراهم کنیم؟فرصت های دسترسی به کدامند انسان کیست ؟ کجا می رود؟برای مدتهای طولانی نگرش حاکم این بوده است که از طریق تعیین میزان توانایی های شناختی افراد می توان موفقیت زندگی آینده آنها را پیش بینی کرد . قبول این نگرش باعث شده بود تا محتوا و برنامه های آموزشی مدارس و ارزشی از آموخته های دانش آموزان فقط بر اساس رشدو توانایی شناختی(قدرت تفکر) آنها باشد و به سایر ابعاد وجودی جامعه و دانش آموزان از توجه کمتری شود . با اندکی تامل در قضاوتهای صورت گرفته در مورد توانایی دانش آموزان و پیش بینی برای موفقیت آنان می توان ملاحظه کرد که نظام آموزشی ما از اولین سالهای تحصیلی گرفته تا تحصیلات عالی بیشتر بر اساس نمره های است که معرف میزان توانایی ها و مهارتهای شناختی آنها می باشد . در اینجا می توان یک سوال را مطرح کرد که آیا دانش آموزانی که دارای نمرات تحصیلی بالایی بوده اند به همان اندازه در زندگی خود موفق بوده اند و بالع ؟ یافته های تحقیقی جمع آوری شده بر روی رابطه موفقیت در طول زندگی و برخورداری از میزان هوش شناختی این نکته را اثبات می کند که یک رابطه خطی بین این دو متغیر وجود ندارد و این جور نیست که تنها عامل موفقیت درزندگی ذهن پر از معلومات شناختی محض باشد در خیلی از مواقع چنین نمراتی نتوانسته اند به عنوان یک پیش بینی کننده مطمئن موثر واقع شوند .

محققین و متخصصین علوم انسانی به این نتیجه رسیده اند که پیش بینی موفقیت افراد فقط بر اساس توانایی های شناختی یک نگرش کوته بینانه در رابطه با هوش و موفقیت افراد می باشد و یکی از علل آن تعریف محدودی است که تا کنون از اصل و ماهیت انسان داشته اند . با قبول این نگرش در هنگام مطالعه و تصمیم گیری برای دانش آموزان باید کلیت آنها مورد ملاحظه قرار گیرد و بپذیریم که رشد انسان باید عرضی و همه جانبه باشد. تغییر نگرش ها در دهه های اخیر نظریه های بنیادی در رابطه با هوش و موفقیت دچار تغییر و تحول زیاد کرده است و نظریات جدید بطور مرتب جایگزین آنها می شوند . در سال (1983) نظریه هوش چندگانه هووارد گاردنر و در سال ( 1990 ) نظریه هوش هیجانی توسط جان میر و پتر سالووی معرفی و در سال (1955 )توسط دانیل گلمن[1] بسط داده شده است . پیام اصلی نظریات جدید این است که موفقیت افراد به چند نمونه از هوش وابسته است و بیشتر تابع توانایی شناخت و کنترل عواطف می باشد . از نظر میر و سالووی هوش هیجانی به توانایی شناخت و کنترل احساسات مربوط می شود و نقش بسیار مهمی در سرنوشت افراد بازی می کند . توان شناخت و کنترل احساسات خود و دیگران تا حد زیادی اکتس می باشد و چنانچه در سنین اولیه زندگی ساخت بهتری به خود بگیرد توسعه این توانایی در سنین بالا راحت تر می باشد و به همان اندازه توان فرد را در برخورد و مقابله با محرکها بیشتر می کند و راحت تر می تواند چالش هاو مسائل احتمالی را شناسایی و آنها را حل کند.

گلمن( 1995 ) مدعی است که چیزی حدود 20 درصد از موفقیت آینده افراد را می توان از طریق توانایی های شناختی آنها پیش بینی کرد و ما بقی به هوش اجتماعی - هیجانی و دیگر فرصت های آنها در زندگی وابسته است .

اگر اهمیت هوش هیجانی در تعیین سرنوشت افراد تا این اندازه است چرا نباید تدریس مولفه های آن را به دانش آموزان شروع کنیم . اگر داشتن سطح بالایی از این سازه ضامن موفقیت افراد در زندگی است , برای مدارس این مهم در اولویت قرار دارد که آموزش مولفه های این سازه را به برنامه های درسی دانش آموزان الحاق و از این طریق احتمال موفقیت حال و آینده آنها را افزایش دهیم . به عقیده نظریه پردازان هوش هیجانی , ماهیت این نوع از توانایی فردی متفاوت از توانایی های شناختی او می باشد , بدین رو آموزش آن مست م بکار گیری روش های جدید و متناسب با ماهیت این سازه است . برخورداری از میزان این نوع توانایی تا حد زیادی به بافت فرهنگی محل زندگی فرد وابسته است و چنانچه در صدد توجه دقیق به این سازه هستیم در ابتدا باید شواهد علمی - جامعه شناختی مربوط به تعریف آنرا با توجه به بافت فرهنگی مورد نظر فراهم و رابطه آنرا با سایر سازه ها و پدیده های زیستی , روانی و اجتماعی شناخته شده شناسایی و سپس شروع به آموزش آن کنیم .اکنون یکی از جنبه های شناخته شده یا بهتر است بگوییم یکی از توانایی ها ی شناخته شده درونی هوش هیجانی می باشد و به خاطر اهمیت آن تحقیقات زیادی در رابطه با ماهیت , روشهای آموزش و روش های اندازه گیری آن انجام گرفته یا در حال انجام می باشد . تحقیقات صورت گرفته در رابطه با این سازه یافته هایی از این قبیل فراهم کرده اند که هوش هیجانی با متغیر هایی از قبیل ت , سن , میزان تحصیلات , سبک های زندگی و جو خانواده , بافت و مقتضیات فرهنگی , اعتقادات مذهبی , نوع ارتباطات با افراد پیرامون و آمادگی های زیستی – روانی افراد رابطه مهمی دارد .

تعریف هوش هیجانی :

از نظر بار – اون (1990) هوش هیجانی شامل دسته ای از توانایی ها و مهارتهای هیجانی و اجتماعی می شود که موفقیت فرد را برای مقابله با فشارهای محیطی حل تع ت درونی افزایش می دهد .

میر و سالووی از پیش وستان نظریه هوش هیجانی معتقدند هوش هیجانی شامل توانایی نظارت بر احساسات و هیجانات خود و دیگران , تشخیص و تفکیک احساسات خود و دیگران و استفاده از اطلاعات و دانش هیجانی در هدایت و کنترل تفکر و ارتباط مناسب با خود و دیگران می شود .

گلمن نام مشهور و همراه هوش هیجانی این توانایی را از توانایی های شناختی جدا کرده و از نظر او هوش هیجانی شیوه های استفاده بهتر از توانایی های شناختی از طریق خود کنترلی , اشتیاق و خود انگیزی و پشتکار را شکل می دهد . از نظر گلمن هوش هیجانی نوع دیگری از هوشمندی است که به عنوان مثال به ما نمی گوید در طول دوران تحصیل چه نمره ای گرفته ایم بلکه بیشتر به این نکته می پردازد که ما تا چه اندازه می توانیم حساسات و ارتباطات خود را کنترل کنیم . گلمن نیز معتقد است هوش هیجانی دارای هم عناصر درونی و هم عناصر بیرونی است . عناصر درونی شامل , خود آگاهی , هدفدار بودن , توان خود انگیزی , خود پنداره , عزت نفس ,تمایل به احساس استقلال , قاطعیت , ظرفیت فرد برای قبول واقعیات , انعطاف پذیری در برابر واقعیات , میل به خود شکوفایی , توانایی حل مشکلات هیجانی و مقابله با استرسها و تکانه ها – و عناصر بیرونی شامل توانایی تنظیم روابط بین فردی , سهولت در ابراز همدلی و احساس مسئولیت در مقابل دیگران می شود .

مولفه های اصلی هوش هیجانی :

از نظر گلمن هوش هیجانی دارای پنج مولفه اصلی است و این مولفه ها عبارتند از : 1- خود آگاهی 2- خود کنترلی یا مدیریت خود 3- هوشیاری اجتماعی یا توانایی همدلی 4- مهارت های اجتماعی 5- خود انگیزی .

خود آگاهی:

تعریفی که گلمن(1995) برای خود آگاهی در نظر گرفته است چنین است : درک عمیق و روشن از احساسات, هیجانات , نقاط ضعف و قوت , نیازها و سائق های خود .

از نظر گلمن خود آگاهی ریشه و اساس دیگر مولفه های هوش هیجانی می باشد و تا زمانیکه از سطح خود آگاهی پایینی برخورداریم در انتخاب هدف , برنامه ریزی برای رسیدن به هدف , مدیریت و کنترل احساسات خود , برانگیختگی خود , بکار گیری نظمی که بتوان بر اساس آن با احساسات دیگران هماهنگ شد , رشد مهارت های اجتماعی متناسب با هدف و عمل (مهارت هایی که برای مدیریت رفتار خود و اطرافیان لازم می باشد ) با مشکل مواجه می شویم .

از طرف نظریه پردازان هوش هیجانی, خود آگاهی به عنوان بارزترین و ضروری ترین مولفه معرفی شده است زیرا افرادی که سطح خود آگاهی بالا تری دارند بهتر می توانند نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و بر این اساس راحت تر می توانند نیاز های واقعی خود را مرتب کنند .گلمن ( 1995) نیز معتقد است افرادی که سطح خود آگاهی بالایی دارند به دلیل اینکه توانایی های خود را خوب می شناسند همیشه از اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی برخوردارند .

خود آگاهی به معنی توجهی نیست که به دنبال احساسات کشیده می شود و هر آنچه درک شده بزرگنمایی کرده و نسبت به آن واکنش افراط آمیز نشان داده , بلکه نوعی ح عصبی است که حتی در بحبوحه احساسات بر آشفته به خود شی و خود کاوی ادامه می دهد ( گلمن , 1995) .

خود آگاهی فقط از دید خود شخص کامل نمی شود و باید نظر دیگران را در مورد خود بدانیم زیرا هرکدام از ما در ابتدا فکر می کنیم که از سطح خود آگاهی بالایی برخورداریم , قسمت زیادی از واکنش درونی ما مست م این است که ارزی دیگران را در مورد خود بدانیم زیرا ممکن است نقطه نظر دیگران در مورد ما با آنچه در مورد خود قبول داریم تفاوت داشته باشند. (کلمر[2] ,2000) .

چارستون [3]نیز معتقد است باید تجربیات , نگرش ها و ارزش های اصلی خود را مورد وارسی قرار دهیم و مشخص کنیم کدام یک از آنها باعث عزت نفس و کدام یک باعث دلسردی و نا امیدی ما شده است و بر این اساس به رفتارهایی که با موفقیت بیشتری همراه بوده اند و باعث تقویت عزت نفس و قدرت قلب ما شده اند بیشتر اهمیت دهیم .

گلمن معتقد است افرادی که از سطح خود آگاهی بالا تری برخوردارند در کارهای خود دقیق می باشند , امیدواری آنها غیر واقع بینانه نمی باشد و مسئولیتی را قبول می کنند که در حد توان آنها باشد همچنین این افراد با خود و دیگران به صداقت بر خورد می کنند و خیلی خوب می دانند که شیوه و ابراز هر نوع احساسی تا چه اندازه بر آنها و اطرافیان تاثیر می گذارد . این افراد زمانیکه با مراجع برخورد می کنند به راحتی تشخیص می دهند که نوع احساسات مراجع چه تاثیری بر آنها خواهد گذاشت و پاسخ مناسب را برای برخورد درست انتخاب می کنند . افرادی که از خودآگاهی بالایی برخوردارند می دانند چرا و به چه میزان مدیریت و ی را به عهده گرفته اند . این افراد خیلی رک هستند و به صراحت صحبت می کنند و از یکپارچگی خوبی در انتخاب هدف و انتخاب راهبرد برای رسیدن به هدف خود برخوردارند. این افراد زمانیکه در یک چالش قرار می گیرند به راحتی می توانند از تفکر خود برای رهایی از این چالش استفاده کنند و قادرند ا ز تفکر خود برای کنترل احساساتشان بهره ببرند.

خود کنترلی یا مدیریت خود:

همچنانکه ما آگاهی خود را در مورد احساسات , هیجانات و اثرات آنها رشد می دهیم می توانیم توانایی خود را در جهت کنترل آنها بهبود ببخشیم , بطوریکه آنها نتوانند تاثیر نا خواسته بر روی عملکرد ما داشته باشند . زیرا یافته های بالینی حاکی از این نکته هستند که هیچ رفتاری بدون احساس از انسان سر نمی زند. خود کنترلی هیجانی به معنی سرکوب هیجانات نیست و بدین شکل نیست که ما یک سد دفاعی محکم در مقابل احساسات و انگیزه های خود درست کنیم. بر ع خود کنترلی به این می پردازد که ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم و چیزی که مورد تاکید است روش ابراز احساسات می باشد به شکلی که این روش ابراز بتواند هم جریان تفکر را تسهیل کند و هم از انحراف آن جلوگیری کند (گلمن , 1995 ) .

بطور کلی خلقیات تاثیر فوق العاده ای برروی محتوا و جریان تفکر می گذارند . به عنوان مثال زمانیکه ما خشمگین هستیم وقایعی را در ذهن خود می پرورانیم که غضب آلود هستند و این باعث می شود که نگرش و تفکر ما از موضوع اصلی منحرف شود و ذهن ما قادر به حل چالش و مشکل اصلی نباشد , زیرا در آن موقعیت محتوای تفکر ما عوض شده است نوع نگرش ما نیز عوض خواهد شد و این فرایند باعث ایجاد یک عقده خواهد شد که نتیجه آن منفی نگری و کناره گیری از واقعیت می باشد و در آ به عملکرد نادرست و روابط نامطلوب می انجامد . گلمن(1995 ) معتقد است که توان خود داری و مقاومت در مقابل چنین خلقیات مستبدانه ای برای افزایش بازده کار و ایجاد روابط مطلوب ضروری می باشد .این نکته برای دانش آموزان فوق العاده قابل تامل است زیرا با معلمان و همکلاسیهای متفاوتی برخورد می کنند و به کرات مرتکب خطا می شوند و چنانچه برخورد طرف مقابل متناسب با انتظارات آنها نباشد یا مواجه با نوعی اشتباه در پیشرفت تحصیلی خود شوند اگر مهارت لازم در کنترل احساسات خود نداشته باشند بدون شک بدون شک واکنش آنها هم به خود و هم به طرف مقابل غیر منتظرانه خواهد بود .

گلمن معتقد است زمانیکه ابراز هیجانات از سلامت فرد نشات می گیرد زمینه رشد بهتری برای او فراهم می شود زیرا یکی از مفاهیم پذیرفته شده در مورد انسان تمایل به باز خورد گرفتن و باز خورد دادن می باشد و افرادی که از لحاظ هیجانی سالم باشند در ایجاد ارتباط موفق هستند و همیشه باز خورد مثبت از دیگران می گیرند و این باعث تقویت مجدد هیجان مثبت در آنها می شود .

ما نیز در طول زندگی بدون شک با محرکهایی بی شماری برخورد می کنیم که ممکن است برای ما ناخوشایند باشند و این ناخوشایندی ها سریع در خلق و خوی ما تاثیر می گذارند , برای مثال نوع برخورد با افراد خانواده و یا همکار و در سطح وسیعتر محرکهایی که ساخته و پرداخته ذهن ما می باشند می توانند تعادل هیجانی ما را بهم بریزند. در این خصوص ما باید توانایی لازم برای کنترل و مدیریت افکار و رفتار خود داشته باشیم که لازمه آن برخورداری از میزان بالایی از خودشناسی و مهارتهای اجتماعی می باشد .

از نظر گلمن مشاهده خود کنترلی در خود خیلی راحت نیست و خود کنترلی در آتش بازیهای هیجانی بهتر خود را نشان می دهد یعنی هرچه شدت تعارض احساسات کمتر باشد خود کنترلی نمود آشکارتر و سالمتری ی پیدا می کند . گلمن نیز معتقد است که احساس مسوولیت در محیط کار و نوع برخورد با افراد پیرامون تحت تاثیر خلقیات فرد می باشند و هرچه محتوای فکر در رابطه با مسوولیتی که فرد قبول کرده است مخلصانه و منسبتر تر باشد احساس مسوولیت بیشتر و مناسب تری خواهد صورت خواهد گرفت .

در یکی از تحقیقات صورت گرفته مشخص شده بود افراد موفق در محیط کاری از لحاظ خود آگاهی , خود کنترلی , سازگاری و اعتماد به خود هفت برابر نمره بیشتری نسبت به افراد نا موفق داشته اند . بدین رو ما می توانیم نتیجه بگیریم که خود مهارتهای کنترلی و مدیریت خود تا حد زیادی می توانند احتمال موفقیت شغلی را افزایش دهند . (گلمن 1995).

کنترل و مدیریت احساسات به حدی برای افراد ضروری است که از آن به عنوان کلید بهشت عاطفی یاد کرده اند زیرا فقط از طریق خود کنترلی است که می توان میزان مشخصی از احساسات را با تفکر همراه کرد و مسیر اصلی و درست شیدن را پیمود.

شعور اجتماعی :

شعور اجتماعی سومین مولفه هوش هیجانی می باشد و عبارت است از درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران و بکارگیری یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه برای افرادی که پیرامون ما قرار گرفته اند (گلمن , 1995)

این مولفه با احساس مسوولیت در قبال افراد خیلی نزدیک است زیرا هرچه افراد پیرامون یا مقابل برای ما اهمیت بیشتری داشته باشند سعی بیشتری خواهیم کرد که واکنشی مناسب در مقابل آنها نشان دهیم و شرط واکنش مناسب درک نوع و شدت احساس طرف مقابل می باشد . این مولفه برای افرادی که با مراجعین زیاد و متفاوت برخورد دارند ضروری می باشد خیلی از متخصصین هوش هیجانی عقیده دارند که نشانه اصلی هوشیاری اجتماعی بالا توان همدلی و همدردی می باشد .

در بین مولفه های هوش هیجانی تشخیص همدلی از همه راحت تر می باشد . همه ما همدلی یک دوست یا یک معلم عاطفی را تجربه کرده ایم و تشخیص داده ایم که واکنش او تا چه حد باعث دلگرمی ما شده است . همدلی به معنی من خوبم تو خوبی نیست و به این معنی هم نیست که تمام احساسات طرف مقابل را تایید و تحسین کنیم, همدلی بیشتر به معنی اهمیت دادن به احساسات دیگران می باشد . (گلمن ,1995 ).

به عقیده نظریه پردازان هوش هیجانی نکته کلیدی جهت افزایش حس همدلی پرورش توانایی گوش دادن در خود می باشد زیرا هرچه افراد احساس مسوولیت و ابراز همدلی بیشتری ند تحمل بیشتری برای گوش دادن به حرفهای دیگران خواهندداشت و در نتیجه به درک بهتری از احساسات طرف مقابل خواهند رسید و باز خورد مناسب دادن برای آنها راحت تر خواهد بود . یکی دیگر از نشانه هایی که برای افراد با سطح هوشیاری اجتماعی بالا در نظر گرفته شده این است که این افراد از مراجعین زیادی برخوردارند , تقاضا برای دوست شدن از طرف دیگران به او زیاد است و به راحتی می توانند مسیر فکری و احساس مراجعین خود را کنترل کنند ( گلمن , 1995) .

گفتن این نکته ضروری است که همدلی نیز ریشه در خود آگاهی دارد زیرا هرچه ما نسبت به احساسات خود گشاده رو تر باشیم به همان اندازه در شناخت آنها ماهرتر خواهیم بود و به راحتی می توانیم نوع احساس خود را از احساس دیگران تفکیک کنیم و برای طرف مقابل یک احساس مستقل قائل شویم واو را آنگونه که هست بشناسیم و بجای غوطه ور شدن در احساسات خود به احساسات و خواسته های طرف مقابل فکر کنیم .

گلمن معتقد است افرادی که توانایی درک احساسات دیگران ندارند از لحاظ احساسی ناشنوا هستند . تشخیص میزان همدلی افراد از طریق کلام , کردار , آهنگ صدا , سکوت , و لرزش آنها راحت است . در همه روابط انسانی توجه به احساسات دیگران از انس و الفت های هیجانی و از طریق ظرفیتی که شخص برای همدلی با دیگران دارد سر چشمه می گیرد و ظرفیت شناخت احساسات دیگران در عرصه های مختلف زندگی از کار فروشندگی ,مدیریت, تدریس تا روابط عشق و عاشقی و فعالیت های نقش مهمی بازی می کند (گلمن , 1995).

عدم وجود همدلی و عواقب ناگوار آن در خیلی از افراد مثل جنایت کاران و کودک آزارها زیاد به چشم می خورد نکته قابل تذکر این که افراد به ندرت احساسات خود را در قالب کلمات بیان می کنند و بیشتر از طریق نشانه های غیر کلامی از جمله تن صدا , حرکت دست و صورت , حالات چهره ابراز می کنند و هرچه ما از نظر هوش هیجانی قوی تر باشیم بهتر می توانیم این گونه پیامهای غیر کلامی را تشخیص دهیم .

در یکی از تحقیقات که در امریکا صورت گرفته بود مشخص شده دانش آموزانی که در درک پیامهای احساسی غیر کلامی دیگران توانایی بیشتری دارند محبوبترین و از لحاظ عاطفی با ثبات ترین بچه های مدرسه بوده اند . اگرچه تعدادی از این بچه ها از لحاظ توانایی شناختی در سطح پایینی بوده اند ولی معلمین کلاس علاقه خیلی زیادی به آنها نشان می داده اند .

مهارت های اجتماعی :

مهارت های اجتماعی یکی دیگر از مولفه های هوش هیجانی می باشد و شامل توانایی ما برای مدیریت روابط با خود و دیگران می شود . مهارت های اجتماعی فقط شامل دوست ی نمی شود , اگرچه افرادی که این مهارت را زیاد دارند خیلی سریع یک جو دوستانه ایجاد می کنند ولی این مهارت بیشتر به دوست ی هدفمند مربوط می شود . افرادی که از مهارت های اجتماعی بالایی دارند به راحتی می توانند مسیر فکری رفتاری دیگران را در سمتی که می خواهند هدایت کنند خواه به توافق او برای ایجاد رفتار جدید باشد خواه به بر انگیختن او برای ایجاد عملکرد یا تولید جدید باشد (گلمن 1995) .

افرادی که مهارت های اجتماعی بالا دارند همیشه در صدد هستند که یک چرخه وسیعی از اطلاعات را فراهم کنند و خیلی سریع جنبه های مشترک افراد پیرامون را شناسایی می کنند بعد از آن یک رابطه موثر برقرار کنند این عمل حاکی از این است که جذب چنین افرادی براساس حدسیات حساب شده و دقیق می باشد . چنین افرادی معمولا در اولین فرصت در محیط کاری یک شبکه ارتباطی قوی برقرار می کنند(گلمن ,1995) .

گلمن نیز معتقد است افرادی که می خواهند در ایجاد رابطه با دیگران موثر واقع شوند باید توانایی تشخیص , تفکیک و کنترل احساسات خود را داشته باشند سپس از طریق همدلی یک رابطه مناسب با دیگران برقرار کنند , حتی خود انگیزی هم در میزان مهارت های اجتماعی تاثیر می گذارد . نظریه پردازان هوش هیجانی معتقدند مهارتهای اجتماعی نتیجه یادگیری دیگر مولفه های هوش هیجانی می باشد و این مهارت در نوع مسئولیتی که افراد بر عهده دارند قابل تشخیص است , برای مثال افرادی که در محیط کار دارای مهارت های اجتماعی بالا هستند خیلی سریع با افراد گروه هماهنگ و سازگارمی شوند و این نشانه توان بالای آنها در همدلی است .

افراد فقط از طریق مهارت های اجتماعی بالا می دانند در کجا و جه موقع از خود چه نوعی از حالات هیجانی نشان دهند و همچنان که پیداست این از مشکلات تعداد زیادی از افراد در هر جامعه ای می باشد , مخصوصا زندگی امروزی که افراد در طول روز باید جهت رفع نیاز های خود با افراد متفاوتی مواجه شوند و هر موقعیتی اقتضای خاص خود را دارد و نیازمند مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جدید و مناسب می باشد . از یک نظر می توان گفت که مهارت های اجتماعی مهمترین مولفه هوش هیجانی می باشد زیرا چنانچه ما دیگر مولفه های هوش هیجانی در سطح بالا داشته ولی توانایی ابراز آنها را نداشته باشیم باز هم از لحاظ هوش هیجانی ضعیف هستیم و نمی توانیم از دیگر تواناییهای هیجانی خود در حد مطلوب و مورد نیاز استفاده ببریم و این مهارت برای شکل دادن به نوع و کیفیت ارتباطات خود و ابراز احساسات درونی نیزلازم می باشد .

در فرهنگ شناسی این اصطلاح را تحت عنوان قواعد ابراز احساسات بکار می برند .این مولفه تا حد زیادی تابع بافت فرهنگی می باشد زیرا در فرهنگ های مختلف یادگیری قواعد ابراز احساسات متفاوت می باشد . بعضی مواقع خواسته های فرهنگی ایجاب می کند که افراد رفتاری برخلاف نوع احساسات درونی خود داشته باشند زیرا جامعه از آنها چنین رفتاری را می خواهد .

ما در طول روز با افراد متفاوتی برخورد می کنیم و در هر برخورد پیام عاطفی خاصی به طرف مقابل ارسال کنیم- طبیعی است هر چه مهارت ما برای ارسال نوع و هدف پیام بیشتر باشد راحت تر می توانیم طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهیم و به همان اندازه درک پیام ما برای او راحت تر می باشد .

در آ اینکه مهارت های اجتماعی هم به دقت ارسال پیامهای عاطفی مربوط می شود هم به دقت دریافت این نوع پیام ها زیرا فقط از طریق مهارت های اجتماعی بالاست که می توان عواطف دیگران را کنترل کرد و نبض احساسات افراد پیرامون را در دست گرفت .

گاردنر( 1984) در نظریه هوش چندگانه خود این مهارت را هوش بین فردی معرفی کرده است . از نظر گاردنر هوش بین فردی شامل خصوصیاتی از قبیل توان سازماندهی گروه , مذاکره در جهت حل مسایل , روابط شخصی (همدردی و دلجویی ) و توان تجزیه و تحلیل اجتماعی می باشد .

مهارت های اجتماعی باید با درک هوشمندانه از احساسات و نیازهای فرد متعادل باشد, به زبان دیگر از خود شناسی نشات گرفته باشد . و این مهارت باید حاکی از عزت نفس بالا باشد نه تبحر در نیت کاذب بکار گرفتن فکر مردم و ایجاد جذ ت بصورت آنی . افرادی که از لحاظ خود شناسی در سطح بالایی قرار گرفته اند با خود و دیگران به صداقت برخورد می کنند و مهارت های اجتماعی آنان روابطشان را بصورت پایدار در می آورد (گلمن ,1995 )

خود انگیزی :

خود انگیزی یکی دیگر از مولفه های هوش هیجانی می باشد و خیلی از روانشناسان آنرا شرط بقا ئ می نامند . به عقیده آنان انسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده انجام نمی دهد و برای رسیدن به هدف و حتی انتخاب هدف خود انگیزی لازم می باشد .

از نظر گلمن (1995) خود انگیزی زبان سائق پیشرفت می باشد و کوششی است در جهت رسیدن به حد مطلوبی از فضیلت . افرادی که این خصیصه را زیاد دارند همیشه در کارهای خود نتیجه محورند و تمایل زیادی در آنها برای رسیدن به اه و پروراندن اه جدید در ذهن خود و قبول مخاطرات احتمالی برای آنها وجود دارد . این افراد اه چالش بر انگیز را خیلی سریع مرتب و میزان مخاطرات آنها را حساب می کنند و اطلاعات و راهبرهایی را بکار می گیرند که باعث افزایش اطمینان بیشتر و عملکرد بهتر آنها شود.این افراد نیز خیلی سریع می فهمند که چگونه بازده کاری خود را افزایش دهند و خیلی سریع با اه گروه یا سازمان سازگار می شوند .این افراد همیشه انتقاد شدید ولی سازنده در گروه از خود نشان می دهند , موقعیت آنها در گروه طوری است که مدیران همیشه از تواناییهای آنها حساب می برند . این افراد همیشه به توانایی خود اعتماد دارند و همیشه نسبت به آینده امیدوار هستند . بر اساس تجربه همه ما این را می پذیرم افرادی که در جهت پیشرفت برانگیخته می شوند خوش بینی آنها نسبت به آینده حتی مواقعی که با ش ت مواجه می شوند زیاد می باشد و به جای واژه ش ت از واژه خطا یا اشتباه استفاده می کنند و این مهارت نتیجه اعتماد بنفس بالا می باشد .

اگر قرار است یک صفت ضروری برای افراد در نظر بگیریم خود انگیزی می باشد زیرا فقط از طریق خود انگیزی است که می توان به پیشرفت مورد انتظار رسید این صفت هم به پیشرفت خود می انجامد هم زیر دستان ,بدین رو این صفت برای مدیران خیلی ضروری می باشد . کلمه کلیدی همراه خود انگیزی پیشرفت می باشد . از آنجا که افراد زیر چتر تفاوتهای فردی قرار گرفته اند و از لحاظ نیاز و سائق با هم متفاوت می باشند به همان نسبت عوامل انگیزشی در آنها متفاوت می باشد . تعدادی از افراد از طریق عوامل بیرونی مثل افزایش حقوق , موقعیت شغلی , نمره و ... بر انگیخته می شوند و تعدادی به خاطر خود پیشرفت و نفس انجام کار بر انگیخته می شوند .

گلمن(1995) در این رابطه معتقد است افرادی که انجام کار برای آنها مهم است در طول کار علاقه زیادی به چالش های خلاقانه از خود نشان می دهند و عشق به یادگیری و انجام کار بیشتر دارند. این افراد انرژی بیشتری صرف کار می کنند و سوالی که همیشه ذهن آنها را مشغول می کند این است که با چه روشی می توان این کار را بهتر انجام داد.این افراد زمانیکه عمل آنها به ش ت می انجامد باز هم در گروه مطلوب باقی می مانند در چنین مواردی خود تنظیمی با انگیزه پیشرفت در جهت غالب شدن بر ناکامی ترکیب می شود و شخص با آمادگی بیشتری در جهت مقابله با موانع یا کار جدید شروع به کار می کند .

به طور کلی مراحل خود انگیزی مطلوب بدین شکل است که در ابتدا اه را مرتب کنیم و میزان اهمیت هر کدام را مشخص کنیم و اینجاست که به خاطر دانستن چرایی کار با چگونگی انجام آن سازگار خواهیم شد . این مولفه کاملا در گرو خودشناسی می باشد و هرچه خود شناسی ما بیشتر باشد بهتر می توانیم اه خود را براساس نیازهای واقعی اولویت بندی کنیم . در نتیجه زمانیکه ما به این تشخیص رسیدیم که رسیدن به این اه منجر به بقا ما در مسیری مطلوب می شود بهتر می توانیم باچالش ها مقابله وموفق شویم

منبع ---- پایان نامه کارشناسی ارشد– هنجاری آزمون هوش هیجانی سیبریا شرینک – بهزاد منصوری علامه طباطبایی 1380



مشاهده متن کامل ...
زیادی
درخواست حذف اطلاعات
افتاده در این راه، سپرهای زیادی
یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی

بیهوده به پرواز مین کبوتر!
بیرون قفس ریخته پرهای زیادی

این کوه که هر گوشه آن پارۀ لعلی است
خورده است بدان خون جگرهای زیادی

درد است که پ ر شده باشند در این باغ
بر شانۀ تو شانه به سرهای زیادی

از یک سفر دور و دراز آمده انگار
این قاصدک آورده خبرهای زیادی

راهی است پر از شور، که می بینم از این دور
نی های فراوانی و سرهای زیادی

هم در به دری دارد و هم خانه
عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی

بیچاره دل من که در این برزخ تردید
خورده است به اما و اگرهای زیادی

جز عشق بگو کیست که افروخته باشند
در آتش او خیمه و درهای زیادی...

سعبد بیابانکی



مشاهده متن کامل ...
تخت جمشید:
درخواست حذف اطلاعات
تخت جمشید:ساخت تخت جمشید حدود 60 تا 70 سال به طول انجامید . داریوش شاه اوا سلطنت خود شروع به ساختن تخت جمشید کرد.خشایار شای به ان افزود.و بعد از ساخته شدن تخت جمشید پاسارگاد پایتخت پیشین هخا ان به محل برگذاری جشن های مذهبی تبدیل شد.تخت جمشید نشان دهنده ی هنر ایران باستان است.تخت جمشید امروزه از کشور های گوناگون به تخت جمشید می اید.تخت جمشید در کتیبه های یونانی پرسپولیس در کتیبه های خشایار شا شهر پارسه و د دوره چون انجا را به جمشید اساطیری نسبت دادند تخت جمشید نامیده شدواسکندر مقدونی برای تصرف ایران امد و از تخت جمشید فقط خا تر به جا گذاشت.هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. هخا ان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است. از هخا ان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است و بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می کرده اند. تخت جمشید واقع در شهر شیراز، طی سالیان دراز پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخا ان بوده است. هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شا ار باستانی به شیراز سفر می کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. شگفتیهای تخت جمشید + ع



مشاهده متن کامل ...
شهید محمود خیری / خیروی
درخواست حذف اطلاعات

شهید محمود خیروی در تاریخ 30 / 10 / 1365 به شهادت رسیده و این نامه را یک روز قبل از شهادتش نوشته است .

بسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

خدمتِ پدر عزیزم سلام عرض می ­کنم .

پس از تقدیمِ عرضِ سلام و سلامتی شما ، امیدوارم که ح خوب بوده باشد و چُنانچه جویای احوالات اینجانب را خواسته باشید حالم خوب و به دعاگویی شما مشغول می ­باشم .

خدمتِ برادرِ عزیزم و مادرِ مهربانم سلامِ زیادی می­ رسانم .

خدمتِ محمّد و رمضان را سلامِ زیادی می ­رسانم .

خدمتِ عمو محمّد و عمو نوروز را سلامِ زیادی می ­رسانم .

خدمتِ مادرِ اسماعیل را سلامِ زیادی می ­رسانم .

خدمتِ حسن انوری را سلامِ زیادی می­ رسانم .

خدمتِ حسن علی عمو را با خانواده سلامِ زیادی می ­رسانم .

خدمتِ دوستِ عزیزِ خودم میثم مُرادی و ابوالحسن مُرادی را سلامِ زیادی می­ رسانم .

خدمتِ تمامی دوستان و همسایگان را سلامِ زیادی می­ رسانم .

باز هم خدمتِ برادرِ عزیزم ، نورِ چشمم سلامِ زیادی می­ رسانم و خیلی دلم تنگ شده است .

مادرجان دلواپسِ من نباشید من حالم خوب است ، مادرم من معلوم نیست که کِیْ مرخّصی بیایم چون من در عملیّات کربلای چهار و پنج بودم و الآن هم داریم کار می ­کنیم . مادرم دلواپس نباشید .

خوانندۀ این کاغذ را سلامِ زیادی می­ رسانم .

اگر این نامه اشکالی دارد ببخشید چون با عجله نوشتم . خدا حافظ .

29 / 10 / 1365

نامه اشکال املایی زیاد دارد که اصلاح شد ، تصویر اصل نامه هم درج شد .



مشاهده متن کامل ...
بیهوده به پرواز مین کبوتر!
درخواست حذف اطلاعات

افتاده در این راه، سپرهای زیادی
یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی

بیهوده به پرواز مین کبوتر!
بیرون قفس ریخته پرهای زیادی

این کوه که هر گوشه آن پارۀ لعلی است
خورده است بدان خون جگرهای زیادی

درد است که پ ر شده باشند در این باغ
بر شانۀ تو شانه به سرهای زیادی

از یک سفر دور و دراز آمده انگار
این قاصدک آورده خبرهای زیادی

راهی است پر از شور، که می بینم از این دور
نی های فراوانی و سرهای زیادی

هم در به دری دارد و هم خانه
عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی

بیچاره دل من که در این برزخ تردید
خورده است به اما و اگرهای زیادی

جز عشق بگو کیست که افروخته باشند
در آتش او خیمه و درهای زیادی...

سعید بیابانکی



مشاهده متن کامل ...
بیهوده به پرواز مین کبوتر!
درخواست حذف اطلاعات

افتاده در این راه، سپرهای زیادی
یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی

بیهوده به پرواز مین کبوتر!
بیرون قفس ریخته پرهای زیادی

این کوه که هر گوشه آن پارۀ لعلی است
خورده است بدان خون جگرهای زیادی

درد است که پ ر شده باشند در این باغ
بر شانۀ تو شانه به سرهای زیادی

از یک سفر دور و دراز آمده انگار
این قاصدک آورده خبرهای زیادی

راهی است پر از شور، که می بینم از این دور
نی های فراوانی و سرهای زیادی

هم در به دری دارد و هم خانه
عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی

بیچاره دل من که در این برزخ تردید
خورده است به اما و اگرهای زیادی

جز عشق بگو کیست که افروخته باشند
در آتش او خیمه و درهای زیادی...

سعید بیابانکی



مشاهده متن کامل ...
سعید بیابانکی (غزلی تازه)
درخواست حذف اطلاعات

افتاده در این راه، سپرهای زیادی
یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی

بیهوده به پرواز مین کبوتر!
بیرون قفس ریخته پرهای زیادی

این کوه که هر گوشه آن پارۀ لعلی است
خورده است بدان خون جگرهای زیادی

درد است که پ ر شده باشند در این باغ
بر شانۀ تو شانه به سرهای زیادی

از یک سفر دور و دراز آمده انگار
این قاصدک آورده خبرهای زیادی

راهی ست پراز شور، که می بینم ازاین دور
نی های فراوانی و سرهای زیادی

هم در به دری دارد و هم خانه
عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی

بیچاره دل من که در این برزخ تردید
خورده است به اما و اگرهای زیادی

جز عشق بگو کیست که افروخته باشند
در آتش او خیمه و درهای زیادی...



مشاهده متن کامل ...
مصاحبه با السا فیروز آذر+ ع های السا فیروز آذر
درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: دنیای بازیگران


 


السا فیروز آذر,ع های جدید السا فیروز آذر,آثارالسا فیروز آذر


السا فیروز آذر خواهر زاده تهمینه میلانی است


 


بیوگرافی السا فیروز آذر


































 نام اصلی السا فیروز آذر
 تولد السا فیروز آذر 1362/6/25 تهران
 محل زندگی السا فیروز آذر
 تهران
 ملیت ایرانی
مدرک تحصیلی السا فیروز آذرفارغ حصیل رشته معماری
پیشهبازیگر، صحنه،دستیار کارگردان
شروع سال فعالیت1369


 


بیوگرافی کامل السا فیروز آذر:


السا فیروز آذر متولد 25 شهریور 1362 در تهران است. وی فارغ‌ حصیل رشته معماری از آزاد است. السا فیروز آذر بازی را از کودکی آغاز کرد و با «زن زیادی» ساخته تهمینه میلانی بازیگری را جدی‌تر دنبال کرد. السا فیروز آذر خواهر الناز فیروزآذر و خواهرزاده تهمینه میلانی کارگردان سینما است. السا فیروز آذر تنها 7 سال داشت که اولین بازی خود را در افسانه آه 1369 آغاز کرد.


 


مصاحبه السا فیروز آذر:


نقش های السا فیروزآذر,مصاحبه با السا فیروزآذر,السا فیروز آذر


السا فیروز آذر اولین بازی خود را در افسانه آه 1369 آغاز کرد


 


• خانم السا فیروز آذر از چه زمانی به بازیگری علاقه مند شدید؟


از دوران کودکی به سینما علاقه مند بودم. در دوران تحصیلم از ابت تا دبیرستان نیز معلمان و دوستانم تشویقم می د که بازیگر شوم. البته وجود خانم تهمینه میلانی ( ام) در خانواده و موفقیت ایشان در زندگی شخصی و کاریشان، الگوی خوبی برایم بود. همیشه دلم می خواهد مانند ایشان موفق باشم. همیشه به مقوله سینما با خوش بینی نگاه کرده ام.


 


در سن 19 سالگی سال اول خانم میلانی در (زن زیادی) نقشی را برای من در نظر گرفت. نقشی که خارج از انتظارم بود و آن قدر ذوق زده شده بودم که شب ها خوابم نمی برد.


 


• زن زیادی آموزنده و اجتماعی بود که شما در کنار امین حیایی بازی کردید. از این تجربه برایمان بگویید؟


این تجربه اولم بود و تمام بازیگران و گروه حرفه ای بودند. آقای امین حیایی در درک نقش کمک زیادی کرد به خصوص در سکانس های آ که سخت ترین سکانس هایی بود که بازی . امین حیایی پلان به پلان برایم وقت می گذاشت و زحمت زیادی کشید. البته کمک های آقای پارسا پیروزفر هم که حکم ی برای من دارد نیز در موفقیتم بسیار مؤثر بود.


 


• از هم بازی شدن با باران کوثری در تقاطع و این پروژه پر بازیگر توضیحاتی دهید.


در تقاطع با باران کوثری هم بازی بودم. وی بازیگری حرفه ای و با اخلاق است. این دومین کار سینمایی ام بود و رابطه خوبی با هم داشتیم. ابتدا تصور می بازی با بازیگری هم سن خودم سخت است و احساس رقابت به وجود می آید اما این اتفاق نیفتاد و از این که خانم کوثری در بازیگری بسیار موفق اند خوشحال هستم، چرا که او انسانی خوش قلب و با معرفت است.


 


ناگفته نماند که در آن هم بیشتر بازیگران حرفه ای بودند. در این از آقای بهرام رادان هم درس های زیادی آموختم. رادان نه تنها بازیگر فوق العاده ای است بلکه اخلاق بسیار خوب و حرفه ای دارد.


 


• شما در سینمایی نسکافه داغ داغ علی قوی تن در کنار زنده یاد خسرو شکیبایی کار کردید. از تجربه همکاری در این برایمان صحبت کنید.


در نسکافه داغ داغ افتخار همکاری با زنده یاد شکیبایی را داشتم البته روزهایی که بازی من تصویر برداری می شد با روزهای بازی ایشان یکی نبود ولی گاهی اوقات در پیش تولید و دور خوانی وی را می دیدم.


 


زنده یاد شکیبایی بازیگر باهوش با ایده های فوق العاده هوشمندانه ای بود. اخلاق خوب زنده یاد خسرو شکیبایی یکی از صفات نیکش بود. همان طور که اکنون به شما پاسخ سوالاتتان را می دهم و خاطرات هایی را که بازی کرده ام مرور می کنم احساسم می گوید که خیلی خوش شانس هستم زیرا بازی در هر نتیجه ای خوبی برای من داشت که خیلی فراتر از یک کار موفق بوده است.


 


ع های السا فیروز آذر,السا فیروز آذر,نقش های السا فیروزآذر


السا فیروز آذر اولین تجربه دستیار کارگردانی را در آتش بس داشته است


 


• شما در استار تهمینه میلانی دستیار دوم کارگردان بودید چگونه تجربه ای بود؟


استار چندمین ی است که دستیار کارگردان بودم. در واقع اولین تجربه دستیار کارگردانی ام در آتش بس بود. بعد از آن غیر از بازیگری در سینما دستیار کارگردان و صحنه هم بوده ام.


 


• دوست دارید کارگردان شوید؟


بله، علاقه اصلی من به کارگردانی است. کارگردان شدن نوعی مدیریت است؛ در یک کار گروهی اثری را خلق می کنیم که بر جامعه تأثیر گذار است. امیدوارم روزی کارگردان شوم و های اثرگذاری را تولید کنم.


 


تاکنون برای رشد فرهنگ و شناخت جامعه خود 3 کوتاه با نام های شوخی سال 1385 و تخت جمشید سال 1386 های مستند و داستانی گفتم نه که نه سال 1387 را ساخته ام.


 


• خانم السا فیروز آذر شما در چند پروژه سینمایی تهمینه میلانی بازی کردید، از همکاری با ایشان برایمان بگویید؟


زمانی که 9 ساله بودم در کاکادو خانم میلانی بازی و سپس به ترتیب در 19 سالگی ( زن زیادی)، 21 سالگی (آتش بس)، 23 سالگی (تسویه حساب) و 24 سالگی ( استار) با ایشان همکاری . البته در آتش بس و استار علاوه بر بازی، دستیار کارگردان هم بودم. بازی در هر پروژه خانم میلانی برایم تجربه های زیادی به همراه داشت و به مانند ی به شمار می آمد و کلی تجربه در زمینه کارگردانی ب .


 


کارگردانی حرفه ای سخت و جذاب است و مدیریت، اخلاق، تلاش، زحمت، هوش و نکته سنجی از خصایص مهم یک کارگردان خوب است که کارگردانانی هم چون خانم میلانی یا دیگر کارگردانانی که موفق هستند این ویژگی ها را دارد.


 


• خانم میلانی چگونه کارگردانی است؟


خانم میلانی کارگردانی بسیار صبور، جدی، روان شناس، جامعه شناس، محکم، با معلومات بالا، بااحساس، باهوش و توانمند است.


 


نقش های السا فیروزآذر,تصاویر السا فیروز آذر, های السا فیروز آذر


السا فیروز آذر در های زیادی بازی کرده است


 


شناسی السا فیروز آذر


































































1369افسانه آهتهمینه میلانی و مهدی احمدی‌گرکانی 
 1370دیگه چه خبر؟!تهمینه میلانی
1371کاکادوتهمینه میلانی
1383زن زیادیتهمینه میلانی
1384تقاطعابوالحسن داودی
1384آتش‌بستهمینه میلانی
1385نسکافه داغ داغعلی قوی تن
1386تسویه حسابتهمینه میلانی
1386مجنون لیلیقاسم جعفری
1386 استارتهمینه میلانی
1389یکی از ما دو نفرتهمینه میلانی
1389چگونه میلیاردر شدمعلی عبدالعلی زاده آسمونی


 


تصاویر السا فیروز آذر


تصاویر السا فیروز آذر,السا فیروز آذر, های السا فیروز آذر


ع های السا فیروز آذر


 


ع های السا فیروز آذر,بیوگرافی السا فیروز آذر,السا فیروزآذر


ع های جدید السا فیروز آذر


 


 های السا فیروز آذر,السا فیروز آذر,نقش های السا فیروزآذر


ع کودکی السا فیروز آذر


 


السا فیروز آذر,بیوگرافی السا فیروز آذر,مصاحبه با السا فیروزآذر


تصاویر جدید از السا فیروز آذر


 


 گردآوری: بخش سرگرمی بیتوته



مشاهده متن کامل ...
کتاب زن زیادی نوشته جلال آل احمد
درخواست حذف اطلاعات



درباره کتاب زن زیادی که شاید مهمترین اثر در میان هم? داستان های کوتاه آل احمد محسوب شود، سرگذشتی است دقیق از مصائب و مشکلات زنی محروم و مطلقه که با توصیفاتی واقعی و مو به مو همراه است




















دسته بندی علوم
فرمت فایل rar
حجم فایل 466 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 67




 کتاب زن زیادی نوشته جلال آل احمد



فروشنده فایل


کد کاربری 7228







درباره کتاب : زن زیادی که شاید مهمترین اثر در میان هم? داستان های کوتاه آل احمد محسوب شود، سرگذشتی است دقیق از مصائب و مشکلات زنی محروم و مطلقه که با توصیفاتی واقعی و مو به مو همراه است. شخصیت اصلی داستان، زنی است که در خانواده ای فقیر بزرگ شده و از حیث مالی، ظاهری، سواد، تجربه و… فقیر و مستضعف است. زن پس از ازدواجی سراسر توام با ن یتی و دلهره، با شوهری مذهبی نما و حیله گر، مدتی مانند موجودی اضافی و وسیله ای تزئینی در خان? او نگهداری می شود و در حالی که بسیار مستضعف و بی دفاع است، نیش و کنایه های مادر شوهر را به خاطر زشت رو بودن و داشتن کلاه گیس تحمل می کند.


راوی داستان زن زیادی که همان شخصیت اصلی می باشد، نسبت به شوهر خود به کلی احساس بیگانگی و غریبگی می کند و مجبور است به خاطر فقر مالی خانواده اش، زندگی در خانه ای که با آن به کلی بیگانه است را تحمل کند. پس از مدت کوتاهی، شوهر زن که خودش در محضر کار می کند و به قول زن “هم? راه و چاه را بلد است”، در کمال خونسردی او را به خان? مادرش باز می گرداند. نکت? شگفت انگیز دربار? داستان، دقت نویسنده در شخصیت پردازی این زن است. نویسنده در این داستان هم مشکل رایج مقهور بودن یک زن را مطرح می کند و صحنه هایی تکان دهنده از فقر و نادانی و عقب ماندگی در جامعه را به تصویر می کشد.


درباره جلال آل احمد :جلال آل‌احمد (11 آذر، 1302، تهران(اص اً طالقانی) – 18 شهریور 1348، اَسالِم، گیلان) نویسنده و مترجم ایرانی و همسر سیمین دانشور بود.






 



مشاهده متن کامل ...
چند کارآگاه با یک «نقاب» کار می کنند
درخواست حذف اطلاعات
گزارش-گفت وگویی با «عباس آگاهی» و «فرزاد فربد» درباره ادبیات پلیسی



اگرچه نویسندگان قدری در حوزه ادبیات پلیسی، در کشورهای اروپای شمالی قلم می زنند اما نویسندگان امریکایی در این زمینه حرف اول را می زنند

نهضت ترجمه بوده و با این رویداد بوده است که مردم ایران با این گونه ادبی آشنا شده اند. کتاب های جیبی یکی از محصولات معروف دهه های گذشته در این زمینه هستند. طی سال هایی که از حضور این گونه ادبی در بازار نشر ایران می گذرد، ناشرانی بوده اند که وارد کار انتشار کتاب های پلیسی شده اند


پای نقاب با چاپ ترجمه آثار ادبیات پلیسی فرانسوی زبان توسط عباس آگاهی به بازار نشر باز شد و سپس ترجمه های فرزاد فربد از آثار انگلیسی نیز به آن افزوده شد. طی یک سال اخیر هم مجموعه دیگری به نام «قتل در پنج دقیقه» به آن افزوده شد و در واقع مجموعه یی در دل مجموعه نقاب متولد شد که شامل مجموعه داستان های کوتاه پلیسی نویسندگان آلمانی زبان بود. ترجمه این کتاب ها نیز به عهده ناصر زاهدی است


صادق وفایی/ سال هایی در تاریخ اجتماعی مردم ایران وجود دارد که از چنین ضرب المثل هایی استفاده می شده است: «عجب آرسن لوپنی است!» یا «خیلی آرسن لوپن است!». حتی برخی مردم و رو مه نگاران ایرانی، سید مهدی بلیغ و بز ار دهه های 40 و 50 را آرسن لوپن ایران نامگذاری د. این ضرب المثل ها و نامگذاری ها برای قشر امروزی کتابخوان و علاقه مند به ادبیات پلیسی در کشورمان غریب بوده و چندان معنایی ندارد. در حالی که شخصیت محوری این ضرب المثل یکی از قهرمانان مطرح ادبیات پلیسی جهان است. آرسن لوپن یک جوانمرد یا به بیان ایرانیزه اش، عیار و جوانمرد است که توسط موریس لوبلان، نویسنده فرانسوی معاصر با سر آرتور کانون دویل (خالق شرلوک هولمز) خلق شد. علاوه بر توده عوام، محمدعلی جما اده هم در مقدمه کتاب «آسمان و ریسمان» خود، درباره این شخصیت داستانی معرفینامه و توضیحاتی نوشته است.

ادبیات پلیسی از سال های حکومت رضاخان و اوایل سلطنت محمدرضا پهلوی در ایران حضور داشته است، چه به صورت کتاب صحافی شده و چه به صورت جزوه های پراکنده یی که مخاطبان بعدا با گردآوری شان، برای خود کتاب هایی از داستان های پلیسی می ساخته اند. تحقیقات برخی محققان این عرصه نشان می دهد که پای ادبیات پلیسی از سال های دهه 20 به ایران باز شده است. آن زمان شخصیت هایی چون مایک هامر کارآگاه امریکایی (که خالقش میکی اسپیلین بود) یا یک شخصیت دیگر که افسر پلیس مخفی امپراتوری عثمانی بود، در این زمینه میان علاقه مندان ایرانی محبوب بودند.

یکی از ناشرانی که در این زمینه تولیدات نسبتا متمرکزتری داشته، انتشارات بریانی به مدیریت حسین بریانی شبستری بوده است. این اسم برای قدیمی های تهران و همچنین نویسندگان و مترجمان پیش وت آشناست اما کتابخوان های امروزی، آشنایی چندانی با حسین بریانی، انتشاراتش و کتابفروشی اش ندارند. بریانی علاوه بر چاپ، در فروش کتاب هایش در یک مغازه یا اصطلاحا دکان کتابفروشی نیز فعالیت داشته است. البته او از اواسط دهه 30 کار چاپ و تولید کتاب را کنار گذاشته و فقط در مغازه اش به فروش اشتغال داشته است. انتشارات بریانی در سال های دهه 20 و 30 فعال بود و با استناد به خاطرات پرویز دوایی از روزگار جوانی و کتابخوانی اش، در دهه 40 یعنی سال 1330 به بعد، بریانی را در مغازه اش ندیده و بساط کتاب و کتابفروشی اش هم تبدیل به یک مغازه چاپ نقشه شده بوده است. دکه کتابفروشی آقای بریانی در ضلع شرقی خیابان فردوسی جنوبی، روبه روی خیابان ثبت قرار داشته است و سال ها محل فروش و کرایه کتاب های پلیسی و داستانی برای علاقه مندان بوده است.

عملیات جین رجایی (آرسن لوپن ترک)، عملیات دنات پنکرتون، عملیات هاویه و کتاب های محبوب تارزان، بخشی از مجموعه ها و کتاب هایی هستند که بریانی چاپ و توزیع می کرده و بین نسل جوان جامعه آن روز طرفداران زیادی داشته است. تاریخ آغاز انتشار این کتاب ها به دهه 1310 برمی گردد.

علاوه بر بریانی ناشران دیگری هم بوده اند که به صورت پراکنده در چاپ کتاب های پلیسی فعالیت داشتند. فعالیت این ناشران بیشتر در دهه های 20 و 30 متمرکز بود و برخی آنها، داستان های پلیسی را به صورت جزوه های 16 صفحه یی چاپ می د که با کنار هم قرار دادن شان، مجموعه یی کامل تشکیل می شد. به عنوان نمونه می توان به کتاب های انتشارات البرز هم اشاره کرد که یکی از آنها «بالاتر از خطر» بود که در سال 1345 با ترجمه محمد دلجو و مجاهد چاپ شد. این کتاب به عنوان یکی دیگر از نوشته های میکی اسپلین خالق شخصیت مایک هامر، از عناوین محبوب پلیسی خوان های ایران بوده است. یکی دیگر از کتاب های اسپلین، ضربه ناگهانی بود که در سال 44 با ترجمه احمد سعیدی توسط انتشارات معراجی به چاپ رسید.

به هر حال، بیش از نیم قرن از ورود ادبیات پلیسی به ایران می گذرد. می گویند ورود ادبیات پلیسی به کشورمان به دلیل شکل گیری نهضت ترجمه بوده و با این رویداد بوده است که مردم ایران با این گونه ادبی آشنا شده اند. کتاب های جیبی یکی از محصولات معروف دهه های گذشته در این زمینه هستند. طی سال هایی که از حضور این گونه ادبی در بازار نشر ایران می گذرد، ناشرانی بوده اند که وارد کار انتشار کتاب های پلیسی شده اند اما حضور ناشران در این زمینه با پراکندگی همراه بوده و تمرکز چندانی نداشته است. به علاوه بعد از گذشت سال های زیاد، یعنی چیزی حدود نیم قرن، تازه می توان تمایل مشخص و صریحی را بین کتابخوان های ایرانی به این نوع ادبی مشاهده کرد.

کتاب های جیبی، کتاب های ناشرانی چون نیلوفر، هزار افسان، هرمس، ماهی، افراز، طرح نو و این اوا انتشارات جهان کتاب، همگی یادآور خاطرات خوشی برای علاقه مندان به رمان و داستان های پلیسی هستند. تحقیق و پژوهش هایی هم در زمینه چگونگی ورود و جا افتادن ادبیات پلیسی در ایران انجام شده است که آنها هم قلیل و پراکنده بوده اند.

موسسه انتشاراتی جهان کتاب در کنار چاپ مجموعه های ادبی، علمی و عمومی مختلف، طرح انتشار چاپ آثار ادبیات پلیسی جهان را در قالب مجموعه یی با نام «نقاب» در دستور کار قرار داد و کار خود را در سال 88 آغاز کرد. به این ترتیب نخستین کتاب «نقاب» رمان «چشم زخم» اثر بوالو- نارسژاک بود که توسط عباس آگاهی ترجمه شده و راهی بازار نشر شد. این مجموعه به طور موازی، به انتشار ترجمه آثار «بوالو – نارسژاک»، «ژرژ سیمنون»، «جان لوکاره»، «شارل اگزبرایا» و در نهایت نویسندگان مختلف فرانسوی و آلمانی پرداخت. انتشار کتاب های مجموعه نقاب از زمان شروع تا امروز که 4 سال از آن می گذرد، با نظم دنبال شده و توقف نداشته است. تا به حال عباس آگاهی، فرزاد فربد و ناصر زاهدی به عنوان مترجم با این مجموعه همکاری داشته اند.

پای نقاب با چاپ ترجمه آثار ادبیات پلیسی فرانسوی زبان توسط عباس آگاهی به بازار نشر باز شد و سپس ترجمه های فرزاد فربد از آثار انگلیسی نیز به آن افزوده شد. طی یک سال اخیر هم مجموعه دیگری به نام «قتل در پنج دقیقه» به آن افزوده شد و در واقع مجموعه یی در دل مجموعه نقاب متولد شد که شامل مجموعه داستان های کوتاه پلیسی نویسندگان آلمانی زبان بود. ترجمه این کتاب ها نیز به عهده ناصر زاهدی است.

مساله یی که درباره کتاب های نقاب وجود دارد، تیراژ آنهاست که متاسفانه هیچگاه به 2 هزار نسخه و بالاتر نرسیده است. این رقم در سال اخیر که بازار کاغذ وضعیت بحرانی داشت، در برخی عناوین مجموعه به 770 نسخه نیز رسید. به هر حال دست اندرکاران مجموعه نقاب در این زمینه دلایل خود را دارند.



فرانسه و انگلستان، طلایه داران ادبیات پلیسی اروپا

داستان و رمان پلیسی، ریشه کهن و با دوامی در ادبیات فرانسه دارد. سال هاست که در کشورهای اروپای غربی، وقتی اثر مکتوبی چاپ می شود، همزمان با انتشار آن در کشور مبدا، ترجمه هایش نیز در دیگر کشورها عرضه می شود. از این جهت، بده بستان زیادی بین نویسندگان و مترجمان صورت می گیرد و اعضای این صنف تاثیر زیادی از یکدیگر می گیرند. به همین ترتیب می توان ادعا کرد فرانسویان و انگلیسی ها از پیشروان ادبیات پلیسی در اروپا هستند. امروزه اگرچه نویسندگان قدری در حوزه ادبیات پلیسی، در کشورهای اروپای شمالی قلم می زنند اما نویسندگان امریکایی در این زمینه حرف اول را می زنند.

ترجمه رمان های فرانسوی مجموعه نقاب به عهده عباس آگاهی است. او در این مجموعه کتاب های مربوط به شخصیت سربازرس مگره، کارآگاه معروف فرانسوی، آثاری از شارل اگزبرایا و همچنین آثار مشترک پی یر بوالو و توماس نارسژاک را انجام می دهد. وقتی مجید رهبانی، مدیر انتشارات جهان کتاب، به فکر چاپ مجموعه یی متمرکز از رمان های پلیسی می افتد، آگاهی در قدم اول فهرستی از آثار فرانسوی این حوزه را در اختیارش قرار می دهد. آغاز کار از اینجا بوده و سپس آگاهی ترجمه رمان ها را آغاز می کند که بعد از آن پای رمان های انگلیسی و با گذشت زمان، داستان های کوتاه آلمانی به این مجموعه باز می شود. آگاهی، با توجه به همکاری تعدادی از مترجمان معاصر با این پروژه امیدوار است، نقاب، مجموعه بادوام و قوامی در راه معرفی آثار مطرح ادبیات پلیسی در ایران باشد.


چگونگی باز شدن پای سربازرس مگره به مجموعه نقاب

تا به حال تعداد زیادی از ترجمه های آگاهی در نقاب، به آثار ژرژ سیمنون اختصاص داشته است؛ در واقع بیشترین سهم از میان آثار. در یک معرفی کوتاه درباره این نویسنده باید اشاره کرد که ژرژ سیمنون پرکارترین نویسنده فرانسوی زبان است و طبق سخنان آگاهی، اگر مترجمان دیگری هم به مترجمان کنونی آثار سیمنون اضافه شوند، باز هم برای سال های سال، آثار زیادی برای ترجمه از سیمنون باقی خواهد ماند. این نویسنده بلژیکی، به روایتی روزانه 80 صفحه کتاب می نوشته است و کار خود را از ابتدای روز آغاز می کرده است. با رسیدن ظهر و بعد از صرف ناهار، سیمنون نگارش عصرگاهی را شروع کرده و ساعت 19 شام می خورده است. سپس استراحت می کرده و دوباره از صبح زود، نوشتن را آغاز می کرده است. به این ترتیب تعدادی زیادی رمان و داستان بلند پلیسی خلق کرده است که شخصیت محوری تعداد زیادی از آنها سربازرس مگره است که تعدادی سینمایی هم با اقتباس از این داستان ها ساخته شده است.

به غیر از آگاهی، مترجمان دیگری در سال های دور و همین سال های اخیر داستان های سربازرس مگره را ترجمه کرده اند. آشنایی مترجم آثار سیمنون در مجموعه نقاب با این نویسنده، به سال های جوانی و تحصیلش در فرانسه بازمی گردد. آگاهی می گوید: از ژرژ سیمنون تا به حال آثار ارزنده یی به فارسی ترجمه شده است. زحمات مترجمان گذشته و حال آثار سیمنون ستودنی است البته برخی آثار از زبان اصلی ترجمه نشده ولی ارزشمند هستند. من 50 سال پیش در پاریس با آثار سیمنون آشنا شدم. چون درباره بخشی از رمان فرانسوی که تاریخش بین دو جنگ جهانی قرار داشت، کار می و به توصیه و راهنمایی م در بود که مطالعه آثار این نویسنده را شروع . دلیل توصیه م بر مطالعه آثار سیمنون، این بود که او بعد از امیل زولا، دیگر نویسنده موفقی بوده که زندگی مردم فرودست فرانسه را به خوبی در کارهایش توصیف کرده است.

پی یر بوالو و توماس نارسژاک هم دو نویسنده سرشناس فرانسوی هستند که در حوزه ادبیات پلیسی از نام های شاخص هستند. تا به حال تعدادی از آثار ماندگار سینما از جمله «سرگیجه» ساخته آلفرد هیچکاک با نام اصلی «از میان مردگان»، با اقتباس از آثار این دو ساخته شده است. این دو نویسنده همکاری بسیار سازنده و موفقی با یکدیگر داشته اند و شیوه کار مشترک شان هم به این شکل بوده که طرح قصه را یکی ارائه می کرده و دیگری هم به کار شخصیت پردازی افراد قصه، مشغول می شده است.

آگاهی معتقد است بوالو و نارسژاک نویسنده هایی هستند که نمی شود با رمان معاصر سر و کار داشت ولی نام آنها را نشنید یا نسبت به آن بی تفاوت بود. نخستین رمانی که آگاهی از بوالو- نارسژاک مطالعه کرده، «اعضای یک پیکر» بوده که البته از ترجمه های متا او در مجموعه نقاب است. با وجود جوانب جهانی آثار بوالو – نارسژاک و بازگردانی شان به بسیاری از زبان ها، این نویسندگان نزد مخاطبان ایرانی چندان شناخته شده نیستند و ترجمه های آگاهی فتح ب در آشنایی با آنهاست. این مترجم در این باره می گوید: با وجود سهمی که آثار این دو نویسنده از آثار سینمایی و تلویزیونی جهان داشتند، حیفم آمد مخاطبان ایرانی از منبع اصلی این آثار بی بهره باشند.

این مترجم عقیده دارد سخت ترین مرحله از ترجمه یک اثر، مقطع انتخاب آن است و می گوید: تا به حال ترجیح داده ام نسخه اصلی اثر را پیدا و از زبان اصلی ترجمه کنم. از 30 سال پیش که ترجمه را شروع ، دستی به اثر مورد نظر با زبان اولش، برایم بسیار مهم و ضروری بوده و هست چون در مواردی دیده ام که با عبور داستان از زبان میانی، مفهوم اصلی و جانمایه داستان تغییر ماهوی پیدا می کند و خواننده با هدف اصلی نویسنده روبه رو نخواهد شد البته در ترجمه آثار ادبیات پلیسی چنین ضرورتی وجود ندارد اما آثار پلیسی بسیار زیادی وجود دارند که زبان اصلی شان فرانسوی است و هنوز به فارسی ترجمه نشده اند. من هم وسوسه زیادی برای ترجمه همه آنها ندارم.


حضور جاسوس انگلیسی در کتاب های نقاب

فرزاد فربد، ناشر و مترجمی است که با ترجمه آثاری از جان لوکاره یکی از جاسوسی نویسان معروف جهان، در پروژه کتاب های نقاب، مشارکت داشته است. فربد درباره چگونگی حضورش در این پروژه می گوید: سال 88 بود که آقای مجید رهبانی، مدیر انتشارات جهان کتاب تماس گرفت و شروع چنین پروژه یی را به من اطلاع داد. به این ترتیب فربد ترجمه آثار انگلیسی زبان این پروژه را به عهده می گیرد.

فربد می گوید یک سال مشغول خواندن و بررسی کتاب ها و آثار نویسندگان مختلف بوده تا به انتخاب های نهایی برسد و آثار جان لوکاره را برای ترجمه انتخاب کند؛ یعنی: «جاسوسی که از سردسیر آمد»، «تلفن به مرد مرده» و «قتل بی عیب و نقص». این مترجم دلیل این انتخاب ها را ایجاد امکان آشنایی خواننده ایرانی با مسیری عنوان کرد که جان لوکاره در خلق آثارش داشته است.

نکته یی که در این میان وجود دارد، این است که آثار جان لوکاره به واسطه شغلی که در سازمان mi6 داشته و از آن بازنشسته شده، برگرفته از واقعیات و اتفاقات دنیای جاسوسان و دستگاه های امنیتی هستند. در واقع رمان های لوکاره بیشتر جاسوسی هستند تا پلیسی. فربد به عنوان مترجم این آثار، ادبیات پلیسی و جاسوسی را تقریبا از یک جنس می داند و معما را نقطه مشترک آنها عنوان می کند. این مترجم معتقد است ادبیات پلیسی زیرشاخه های مختلفی دارد که از نظر فرم با هم متفاوت هستند و هرکدام مخاطب ویژه خود را دارند. جرج اسمایلی، قهرمان تعدادی از رمان های لوکاره یک جاسوس است اما در برخی موارد کارهایی از او سر می زند که از یک پلیس یا کارآگاه انتظار می رود. به عنوان مثال اسمایلی در رمان «قتل بی عیب و نقص» در نقش یک کارآگاه ظاهر می شود و به این شکل به دوست قدیمی خود کمک می کند.

فرزاد فربد، مدیر انتشارات پریان است که در حوزه ادبیات فانتزی و تخیلی فعالیت دارد. او فانتزی سیاه را به عنوان شاخه یی از این نوع ادبیات معرفی می کند و معتقد است شباهت هایی با ادبیات گوتیک یا وحشت دارد. او که چندان با خط کشی و چنین ژانربندی هایی موافق نیست، شباهت ادبیات پلیسی و وحشت را در همین ژانری بودن آنها عنوان می کند که با توجه به دیدگاه هایی که در این زمینه وجود دارد، برخی مخاطبان و منتقدان آنها را عامه پسند و برخی دیگر، از نظر ادبی، آنها را بالاتر از ادبیات جدی یا جریان جدی می دانند اما در مجموع این گونه ها، جزو ادبیات سرگرم کننده محسوب می شوند. وی می گوید: سرگرم کننده توصیف این آثار، همیشه درست نیست. چون آثاری که من برای مجموعه نقاب، انتخاب و ترجمه کرده ام، نشان می دهد که ارزش هایی فراتر از یک اثر صرفا سرگرم کننده دارند. حرف کلی فربد در این زمینه، این است که نمی توان نویسندگانی چون جان لوکاره، نیل گیمن یا فلیپ پولمن را عامه پسند دانست.


درباره ترجمه های آلمانی نقاب


اما بد نیست اشاره یی هم به کتاب های ترجمه از آلمانی مجموعه نقاب داشته باشیم. «مار اوکیناوا»، «ع فوری»، «راز غار آبی» و «پیانیست» عنوان چهار کت هستند که تا به حال از مجموعه «قتل در پنج دقیقه» منتشر شده اند. «قتل در پنج دقیقه» زیرمجموعه یی برای نقاب است که شامل کتاب هایی از داستان های کوتاه نویسندگان و رو مه نگاران آلمانی می شود که توسط کارستن کلمان و ولف برومل جمع آوری شده اند. این دو نیز رو مه نگار هستند که در حرکتی هماهنگ شده، اقدام به جمع آوری داستان های کوتاه پلیسی نویسندگان و ژورنالیست های آلمانی زبان کرده اند.

لینک مطلب در سایت اعتماد: http://etemadnewspaper.ir/released/92-11-30/338.htm#267943



مشاهده متن کامل ...
ترویج افکار در مساجد اهل سنت بحرین
درخواست حذف اطلاعات
رئیس مرکز بحرین گفت: در مساجد اهل سنت در بحرین که زیر نظر ت است بستری فکری ترویج می شود که تفاوت زیادی با تفکرات در عراق و ندارد.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ «نبیل رجب» رئیس مرکز بحرین گفت در مساجدی در بحرین که زیر نظر ت قرار دارد، بستری فکری ترویج می شود که تفاوت زیادی با تفکرات در عراق و ندارد.

وی گفت: متاسفانه اوضاع در بحرین هر روز بد تر می شود. در زمانی که در زندان بودم انتظار داشتم اوضاع بهتر شود و ت با احزاب مخالف به گفتگو بپردازد ولی متاسفانه ت از این گفتگو سر باز زد و اوضاع نسبت به گذشته بد تر شد. قوانین زیادی تصویب و تد ری به اجرا گذاشته شد که با انتقاد موسسات بین المللی و بسیاری از کشورهای جهان مواجه شد. بیش از ۴۰ کشور جهان بار ها از ت بحرین انتقاد د. قوانینی که تصویب شد، ها را محدود می کند و مورد انتقاد سازمان ملل متحد قرار گرفته است.

رجب اظهار کرد: زندان ها پر تر شده اند و افراد زیادی مجبور شده اند از کشور مهاجرت کنند و افراد زیادی نیز پنهان زندگی می کنند. افراد زیادی که نان بومی این کشور هستند سلب تابعیت شده اند و هزاران نفر از خارج به بحرین آورده شده اند تا به آن ها تابعیت داده شود.

رئیس مرکز بحرین افزود: من دو سال به علت فعالیت در زمینه در بحرین زندانی شدم. ده ها و شاید صد ها فعال حقوقی همچنان در زندان هستند و برخی از آن ها به ۱۵ یا ۲۰ یا ۲۵ سال حبس محکوم شده اند. وضع ها در بحرین بد تر شده است. رژیم آل خلیفه از دستگاه قضایی غیرمستقل و از قوانینی که پادشاه این کشور امضا کرده است برای ضربه زدن به فعالان استفاده می کند. نبیل رجب درباره علت برخورد شدید با مخالفان در بحرین و برخورد نشدن با افرادی در بحرین که شعارهای گروه های تروریستی مثل را سر می دهند گفت: روشن است که نوعی هم پیمانی بین سازمان های تروریستی و ت بحرین وجود دارد. هرچند ممکن است مدرکی نداشته باشیم ولی شواهد زیادی وجود دارد که از رابطه مستقیم یا غیرمستقیم بین ت بحرین و گروه های تروریستی خبر می دهد. در مساجدی در بحرین که زیر نظر ت قرار دارد بستری فکری ترویج می شود که تفاوت زیادی با تفکرات در عراق و ندارد. مساجد اهل سنت در بحرین -برخلاف مساجد شیعیان- زیر نظر ت است و ائمه جماعات این مساجد را نیز وزارت دادگستری تعیین می کند. به همین علت ت بحرین مسئول افکاری است که در این مساجد ترویج می شود.

نبیل رجب سپس اضافه کرد: نشانه ای از بهبود اوضاع در بحرین دیده نمی شود ولی نشانه های زیادی وجود دارد که مشخص می کند مردم همچنان ایستاده اند و ایستادگی خواهند کرد تا خواسته هایشان تحقق پیدا کند. ما روز ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ قیام کردیم و آرام نخواهیم گرفت تا زمانی که خواسته های ما برآورده شود.



مشاهده متن کامل ...
ترویج افکار در مساجد اهل سنت بحرین
درخواست حذف اطلاعات
رئیس مرکز بحرین گفت: در مساجد اهل سنت در بحرین که زیر نظر ت است بستری فکری ترویج می شود که تفاوت زیادی با تفکرات در عراق و ندارد.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ «نبیل رجب» رئیس مرکز بحرین گفت در مساجدی در بحرین که زیر نظر ت قرار دارد، بستری فکری ترویج می شود که تفاوت زیادی با تفکرات در عراق و ندارد.

وی گفت: متاسفانه اوضاع در بحرین هر روز بد تر می شود. در زمانی که در زندان بودم انتظار داشتم اوضاع بهتر شود و ت با احزاب مخالف به گفتگو بپردازد ولی متاسفانه ت از این گفتگو سر باز زد و اوضاع نسبت به گذشته بد تر شد. قوانین زیادی تصویب و تد ری به اجرا گذاشته شد که با انتقاد موسسات بین المللی و بسیاری از کشورهای جهان مواجه شد. بیش از ۴۰ کشور جهان بار ها از ت بحرین انتقاد د. قوانینی که تصویب شد، ها را محدود می کند و مورد انتقاد سازمان ملل متحد قرار گرفته است.

رجب اظهار کرد: زندان ها پر تر شده اند و افراد زیادی مجبور شده اند از کشور مهاجرت کنند و افراد زیادی نیز پنهان زندگی می کنند. افراد زیادی که نان بومی این کشور هستند سلب تابعیت شده اند و هزاران نفر از خارج به بحرین آورده شده اند تا به آن ها تابعیت داده شود.

رئیس مرکز بحرین افزود: من دو سال به علت فعالیت در زمینه در بحرین زندانی شدم. ده ها و شاید صد ها فعال حقوقی همچنان در زندان هستند و برخی از آن ها به ۱۵ یا ۲۰ یا ۲۵ سال حبس محکوم شده اند. وضع ها در بحرین بد تر شده است. رژیم آل خلیفه از دستگاه قضایی غیرمستقل و از قوانینی که پادشاه این کشور امضا کرده است برای ضربه زدن به فعالان استفاده می کند. نبیل رجب درباره علت برخورد شدید با مخالفان در بحرین و برخورد نشدن با افرادی در بحرین که شعارهای گروه های تروریستی مثل را سر می دهند گفت: روشن است که نوعی هم پیمانی بین سازمان های تروریستی و ت بحرین وجود دارد. هرچند ممکن است مدرکی نداشته باشیم ولی شواهد زیادی وجود دارد که از رابطه مستقیم یا غیرمستقیم بین ت بحرین و گروه های تروریستی خبر می دهد. در مساجدی در بحرین که زیر نظر ت قرار دارد بستری فکری ترویج می شود که تفاوت زیادی با تفکرات در عراق و ندارد. مساجد اهل سنت در بحرین -برخلاف مساجد شیعیان- زیر نظر ت است و ائمه جماعات این مساجد را نیز وزارت دادگستری تعیین می کند. به همین علت ت بحرین مسئول افکاری است که در این مساجد ترویج می شود.

نبیل رجب سپس اضافه کرد: نشانه ای از بهبود اوضاع در بحرین دیده نمی شود ولی نشانه های زیادی وجود دارد که مشخص می کند مردم همچنان ایستاده اند و ایستادگی خواهند کرد تا خواسته هایشان تحقق پیدا کند. ما روز ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ قیام کردیم و آرام نخواهیم گرفت تا زمانی که خواسته های ما برآورده شود.



مشاهده متن کامل ...
نقد بازی dead rising 4
درخواست حذف اطلاعات

نقد بازی dead rising 4


تاریخ ظهور زامبی‌ ها در افسانه‌ ها، رمان‌ ها، ‌ ها و همچنین بازی‌ های ویدیویی قدمت بسیاری دارد و از زمان حضور آن‌ ها در دو صعنت بازی‌ سازی و ‌ سازی، رنگ بوی تازه ای به آن ها بخشیده شده است. زامبی‌ ها، موجودات کریه و مضحک، که بر اثر شیوع نوعی بیماری یا آزمایشات به وجود آمده اند و تنها تقلای آن ها این است که از موجودات بی گناهی که آلوده نشده اند کنند. در واقع زامبی‌ ها، همان انسان‌ های بی‌ گناهی هستند که قربانی آزمایشات و یا بیماریِ ناعلاجی شده‌ که امروزه ‌ ها و بازی‌ های رایانه ای که در چنین رابطه ای هستند به یکی از پر طرفدار ترین‌ های صنعت خود تبدیل شده‌ اند. سری عناوین «dead rising» یکی از هزاران عناوینی می‌ باشند که روایت آن حول جریانات شهر زامبی‌ ها می‌چرخد. این سری از بسیاری جهات برتری بسیاری نسبت به باقی عناوین با چنین محوریتی دارد! داستانی تو در تو، گیم پلی دیوانه‌ وار که بازی‌ بازان را با سیل عظیمی از زامبی‌ ها روبرو می‌ کند و طمع واقعی دیوانه بودن را به نمایش می‌گذارد و خیلی موارد دیگر… عناوین این سری در واقع دارای نوعی حس و حال جالبی هستند که در معدود عناوین هم سبک می‌ توان مشابه آن را یافت کرد. بازی بازان در دنیای بی رحم بازی تنها هستند و وظیفه ی کنترل عکاس معروف و مشهوری را بر عهده دارند که در دنیای پژمرده ی این سری زندگی می‌کند و کماکاً در تقلا برای جمع‌ آوری اطلاعات می‌ باشد که شاید بتواند با آن اطلاعات بفهمد که چه اتفاقاتی حاصل به وجود آمدند این بحران شده است. بدون شک ی این سری را بازی کرده باشد، هم عکاس معروف آن را می‌ شناسد و هم طریقتش را! او شخصی است که در دنیای بی رحم خود به دنبال راهی برای دست یافتن به زندگی بهتر است، اما سرانجام سرنوشت چیزی دیگری را برای او رقم زده است و راه این عکاس معروف را به بی‌ راهه کشیده است. او حال نه تنها یک عکاس کاربلد است، بلکه به شکارچی زامبی‌ ها نیز تبدیل شده که شاید بتواند در این دنیای بی رحم و آکنده از مریضی و زنده بماند! آری! این چیزی است که سرنوشت برای او رقم زده! او در این دنیای مرده که تنها باز مانده محسوب می‌ شود به دنبال راهی برای بقا است. ی چه می‌داند؟ شاید او تنها می‌خواهد زندگی راحتی داشته باشد! اما قبل از هر چه ابتدا می‌ بایست از دست این زامبی‌ ها کریه راحت شود تا شاید آن موقع به زندگی عادی و خالی از هرگونه خطر از جانب زامبی ها دست یابد.


واقعاً آن دو نسخه ی اول بازی کجا، این نسخه کجا! چهارمین نسخه ی از سری «dead rising» تنها برای چندین ساعت شما را سرگرم خواهد کرد! اگر دنبال تجربه ای زیبا آن هم بسیار طولانی هستید، گزینه های دیگری وجود دارد.

واقعاً آن دو نسخه ی اول بازی کجا، این نسخه کجا! چهارمین نسخه ی از سری «dead rising» تنها برای چندین ساعت شما را سرگرم خواهد کرد! اگر دنبال تجربه ای زیبا آن هم بسیار طولانی هستید، گزینه های دیگری وجود دارد.



«dead rising» نام یکی از عناوین معروفِ کمپانی «کپکام» می‌ باشد که در همان ابتدای عرضه ی نخستین نسخه ی آن، طرفداران این مجموعه از بازی ها را شگفت زده کرد (د نسخه ی اول). این عنوان ابتدا به صورت مستقل برای پلتفرم‌های مختلف عرضه شد، اما حال «ماکروسافت» آن را به صورت انحصاری در اختیار خود دارد. این سری نخست کار خود را در سال 2006 آغاز نمود. «کپکام ونکوور» از همان ابتدا با ایده‌هایی که داشت، شروعی طوفانی برای این سری رقم زد و پس از استراحتی 4 ساله سرانجام این استودیو با نسخه ی دوم سری مذکور بازگشت و موفقیت‌های بسیاری را به دست آورد. یک سال بعد نیز «dead rising chop till drop» برای کنسول دستی «نیتندو وی» منتشر شد. آ ین نسخه‌ای که تا بدین لحظه از این سری منتشر شده است، «3 dead rising» می ‌باشد که به اعتقاد بسیاری، از جمله خود بنده، ضعیف‌ترین ساخته ی این سری به شمار می ‌آید. محبوبیت نسخه های ابت سری، سبب گشت تا سازندگان آن ها را به صورت بازسازی شده در قا بزودی برای پلتفرم‌های نسل هشت و رایانه‌های شخصی منتشر کنند تا بازیبازانی که از تجربه ی نسخه های ابت این سری در نسل قبل بی ‌بهره بوده ‌اند، با داستان سرایی این سری آشنایی کامل پیدا نمایند. چندی پیش نیز چهارمین نسخه ی این سری، با حفظ المان های نسخه ی قبلی، اما بسیار ل کننده تر برای دو پلتفرم رایانه های شخصی و «ا با وان» عرضه گردید و «فرانک وست» عکاس معروف و شخصیت اصلی این سری (غیر از نسخه ی سوم)، باری دیگر در این نسخه باز گشته است تا با ماجراجویی به ظاهر جذاب خود، تجربه ی لذت بخشی از سفری پر هیجانش به قلب شهر زامبی‌ها را برای بازی‌بازان رقم بزند. اما به قول معروف، بسی خیال باطل. وقتی پای عناوین زامبی محور به میان می آید، مسلماً توقع یک بازی فا را دارید که نه تنها غنی از هیجان و لذت تمام نشدنی باشد، بلکه چنان چالش برانگیز باشد که تجربه ی بازی را بهتر از قبل کند. همچنین در مواقعی توقع صحنه های ترسناک نیز داریم. اگر چه که طرفداران هیچگاه از این سری، توقع صحنه های ترسناک و خاطره انگیز را نداشتند، اما بهر حال آن نسخه های ابت هیجان مخصوصی را دارا بوند که حداکثر تا مدت زمان بسیار طولانی بازی بازان را سرگرم می کرد، اما جدیدترین نسخه ی این سری به هیچ وجه اینگونه نخواهد بود.


از وقتی که وارد محیط بازی می شود، فقط و فقط و فقط موجوداتبد ریخت بازی را مشاهده خواهید که بسیار زیاد هستند. سلاح خفنی را در دست می گیرید و دانه به دانه از این موجودات را محو می کنید. این روند تا چند ساعت برایتان جذاب است، اما بعد از چند ساعت دیگر آن لذت قبل را ندارد.

از وقتی که وارد محیط بازی می شود، فقط و فقط و فقط موجودات بد ریخت بازی را مشاهده خواهید کرد که بسیار زیاد هستند. سلاح خفنی را در دست می گیرید به ترتیب تک تک این موجودات را از میان بر می دارید. این روند تا چند ساعت برایتان جذاب است، اما بعد از چند ساعت دیگر آن لذت قبل را ندارد.



پیش از آغاز رویداد مطبوعاتی e3 که گذشت، شایعاتی مبنی بر عرضه شدن جدیدترین ساخته ی این سری به گوش می‌ رسید. یک روز ع ی از آن منتشر می‌ گردید و روز دیگر اطلاعاتی مربوط به گیم پلی! دیگر کم کم یقین آوردیم که خبری است. با نگریستن به سالیان گذشته، دیگر می‌ توانست گفت که رونمایی از عناوین پیش از روییداد مذکور خود به سنتی هر ساله تبدیل شده است. پیش از هر چیز اشتیاق داشتیم ببینیم که زامبی کشیِ ماکروسافت این دفعه چگونه خواهد بود. به ظاهر که بازی بسیار عالی بود، اما اگر دنبال خون ریزیِ زیاد هستید، این بازی بهترین انتخاب می باشد، ولی اگر دنبال خون ریزیِ پر هیجان که شما را تا مدت طولانی سرگرم کنند هستید، dead rising 4 به هیچ وجه انتخاب مناسبی نیست. اما به چه دلایلی؟ بگذارید از اول ماجرا را بازگو کنیم.


وقتی بحث داستان و شخصیت پردازی به میان می آید، مسلماً توقع یک داستان عالی را نباید از چنین عناوینی داشته باشید. به خصوص مجموعه عناوین dead rising که از همان ابتدا در بخش داستان سرایی چیز خاصی برای گفتن نداشتند و روایت آن همان اتفاقات کلیشه ایِ شهر ت یب شده توسط زامبی ها است. داستانی بسیار ضعیف که فقط در آن شخصیتی معروف روایت می شود. شخصیتی که هر چقدر تلاش می کند کهتوجه ی مخاطب را به دست آورد، اما حیف که نمی شود. قطعاً اگر سازندگان برای این عنوان داستانی را روایت نمی د بهتر بود. حال اکنون داستان نه هیجان خود را دارد، نه زیبا روایت می شود و نه شخصیت پردازی بی نقصی دارد. همچنین باید گفت که از لحظه ای که وارد بازی می شوید، چندان دقتی به داستان نخواهید کرد. چرا که بازی بیشتر بر روی گیم پلی تمرکز دارد و داستان سرایی به خوبی روایت نمی شود و تنها در حد یک آشنایی با محیط بازی می باشد. حتی سازندگان در این نسخه به جای معرفی شخصیت های جدید، داستان همان قهرمان اصیل این سری را باری دیگر با روایتی به ظاهر جدید به تصویر کشیدند. در طول بازی، بارها بارها نحوه ی روایت بازی سعی دارد تا «فرانک وست» را شخصیتی طنز و متفاوت نسبت به دیگر شخصیت ها روایت کند که متاسفانه تنها چیزی که مخاطب می فهمد این است که «فرانک وست» شخصیتی احمق می باشد که سعی دارد با حرکات ک نه، سلفی گرفتن و خیلی کارهای دیگر لبخند را بر صورت مخاطب نمایان شود. داستان این نسخه در مقایسه با نسخه های قبلی، واقعاً ضعیف کار شده است و اصلا در آن حتی اندکی تنوع و سکانس های جذاب مشاهده نخواهید کرد. شما در دنیای به ظاهر ترسناک بازی تنها هستید و سلاح به دست فقط و فقط باید به زامبی کشی بپردازید. حتی از لحاظ گیم پلی نیز بازی اصلا حرفی برای گفتن ندارد و هیجان آن فقط در چند ساعت اول خلاصه می شود. البته باید این موضوع را در نظر بگیریم که از چنین عناوینی نباید انتظار یک داستان عالی را داشت، اما باید دوباره ذکر کنیم که نحوه ی روایت داستان dead rising 4 خیلی ضعیف تر از نسخه های قبلی کار شده و در طول بازی تنها چیزی که خواهید فهمید این است که داستان این نسخه ادامه ای بر داستان نسخه ی سوم و 16 سال پس از نسخه ی اول به وقوع می پیوندد. حتی روایت بازی آنچنان نیز گسترده نیز که بتوان چند کلمه درست و حس درباره ی آن صحبت کرد. نحوه ی روایت بازی، یکی از بزرگ ترین ضعف های آن محسوب می شود و اگر از dead rising 4 توقع یک داستان پرجنب و جوش را دارید، باید گفت که این بازی اصلاً گزینه ی مناسبی نیست. اینکه چرا سازندگان در برای این عنوان داستان درگیر کننده ای خلق نکرده اند، واقعاً قابل درک نیست!


از جمله قابلیت های نچندان جا که گمان نمی کنم پس از چند بار استفاده، دوباره طرف آن بروید!

از جمله قابلیت های نچندان جا که گمان نمی کنم پس از چند بار استفاده، دوباره طرف آن بروید! اما از حق نگذریم که گرافیک بازی انصافاً پیشرفت زیادی کرده است و یکی از نقاط قوت بازی محسوب می شود، هر چند که این بخش نیز خالی از هرگونه مشکل نیست!



روایت بازی dead rising 4 اصلا پر جنب و جوش و زیبا نیست! اما گیم پلی بازی نسبت به نسخه های قبلی در برخی زمینه ها پیشرفت خوبی داشته است، ولی باید گفت کماکاً بازی تنها برای مدت کمی شما را سرگرم خواهد. گیم پلی بازی، همانند دیگر نسخه ها، احمقانه است و بازی‌ بازان را سیل عظیمی از دشمنان روبرو می‌ کند تا آنان طمع خوش احمقانه بودن گیم پلی بازی را بچشند. همچنین وجود مکان های جدید که تعداد آن ها در حد قابل قبولی قرار دارد، در بازی سبب گشته تا بازی بازان شاهد تنوع باشند و دیگر آن حس تکراری تجربه ی بازی تنها در یک محیط دوباره تکرار نشود. همچنین در پیرو این مسئله، محیط بازی بسیار بزرگ تر شده است و سیستم فاضلاب شهر ویلیامیت یکی از آن مکان های جدیدیست که به محیط بازی افضافه شده است. آنطور که پیدا بود، سازندگان قصد داشتند با محیط تاریک آن‌ جا جنبه‌ های ترس را در جو بازی به وجود آورند که متاسفانه چندان ترسناک نیز از آب در نیامد. جدا از این موضوع، باید گفت که با توجه به آنکه شهر ویلیامیت در دامنه ی رشته رشته کوه های راکی واقع شده است، اکثر محیط های بازی پوشیده از برف می باشد که انصافاً تجربه ی بازی را بیش از پیش لذت بخش تر می کند و باید گفت که خون ریزی در آنجا بیشتر می چسبد! همچنین همانطور که در ع بالا نیز اشاره کردیم، یکی از تغییرات بازی، قابلیت سلفی گرفتن می‌ باشد. شما در کجا و در هر زمانی می‌ توانید سریعاً با استفاده از این قابلیت با هر چیزی که در دسترس است سلفی بیندازید. از همه بهتر نیز این است که می‌ توانید به هر گونه که دوست دارید ع بگیرید و سپس آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. این امکان نیز وجود دارد که ع های گرفته شده را به عنوان تم در قسمت منوی بازی انتخاب کنید. پیش تر نیز گفتیم بازی بیشتر سعی بر این دارد که زیاد خشک نباشد و در هر شرایط لبخند بر چه ی بازی‌بازان نمایان کند که متاسفانه اینگونه نیست، شاید اگر سازندگان تمرکز بیشتری بر روی قسمت شخصیت پردازی اختصاص می دادند، اکنون شاهد شخصیتی طنز بودیم. این سری همواره در بخش گیم پلی از قابلیت‌ های زیادی بهره برده است که به همین سبب حس و حال بازی بسیار متنوع‌ تر نسبت به سایر عناوین هم سبک می‌ باشد. اگر نسخه ی سوم را تجربه کرده باشید، حتما می‎دانید که گیم پلی آن از المان‌ های زیادی بهره می‌ بُرد که نقش مهمی در موفقیت بازی داشتند و گیم پلی آن را بیش از پیش دلچسب‌ تر و صدالبته جالب‌ تر جلوه می دادند. اکنون نیز در چهارمین نسخه ی این سری دوباره شاهد همان المان های نسخه ی سوم با اندکی تغییر هستیم.


برخلاف نسخه های قبلی، تراکم زامبی ها در این نسخه بسیار بیشتر شده است. البته نباید منکر آن بود که در آن ها اصلاً شاهد تنوع نیستیم. همچنین نقش چندانی نیز در سختی بازی ندارند. چشمان آن ها نیز قرمز شده است که مثلاً برای ترساندن مخاطب قرمز شده اند.

برخلاف نسخه های قبلی، تراکم زامبی ها در این نسخه بسیار بیشتر شده است. البته نباید منکر آن بود که در بین زامبی ها اصلاً شاهد تنوع نیستیم. همچنین نقش چندانی نیز در سختی بازی ندارند. چشمان آن ها نیز قرمز شده است که مثلاً سازندگان به قصد ترساندن مخاطبان دست به چنین کاری زده اند. حالا این موارد به کنار، مشکلاتی نظیر افت فریم که از نتیجه ی بیشتر شدن تعداد زامبی ها می باشد، مصیبت دیگریست…



گیم پلی بازی با توجه به گیم پلی نسخه های قبلی بسیار پر هیجان‌ تر شده است، اما این هیجان تنها در چند ساعت اول خلاصه می شود. این مشکل تنها به دلیل نبود خلاقیت در بازی می باشد. چرا که پس از چند ساعت تجربه مسلماً متوجه خواهید شد که تنها مشغول کشتن دشمنان تمام نشدنی (!) بازی هستید و پس از آن دیگر میلی به ادامه ی آن ندارید. همچنین هوش دشمنان تعریف آنچنانی ندارد و نباید از آن ها انتظار حرکات غافل گیر کننده بود! نهایت نوآوری بازی به وجود سلاح های زیبا و صد البته پر خطر و همچنین وسایل نقلیه ی نظامی که کاملاً متناسب با از بین بردن دشمنان بازی است، خلاصه می شود و آن طور که شاید تصور می کنید dead rising 4 نوآوری چندانی ندارد. اما نباید از حق گذشت که از نسخه ی قبلی خود یک سر و گردن بالاتر است! همچنین بد نیست بدانید بازی عمل بسیاری را در اختیار مخاطب قرار می دهد و این موضوع در برابر نسخه پیشین پیشرفت زیادی کرده است. در dead rising 4 این دفعه می توانید هر کاری که می خواهید را انجام دهید. می توانید با استفاده از تکنولوژی های موجود در بازی، با استفاده از هر چیزی که در اطرافتان وجود دارد، چنان به زامبی های مزحک بازی حمله ور شوید که ردی از آنان باقی نماند. این موارد از جمله تغییرات جدیدی می باشد که سازندگان در چهارمین نسخه از سری مذکور اعمال د تا شاید تجربه ای بهتر برای بازی بازان رقم بزنند، ولی متاسفانه اینگونه نیست! اما، از حق نگذریم انصافاً مبارزه با سلاح های متنوع بازی بسیار لذت بخش است و مثال زدنی نیست. بازی در زمینه ی شخصی سازی سلاح ها در هر زمینه بازی می گذارد و شما می توانید با به دست آورد آیتم های مخصوصی سلاح هایی نظیر شمشیر، تبر و… را قدرتمند تر کنید. تنوع زیاد سلاح ها بدون شک یکی از بهترین نکات مثبت بازی است که از نظر بنده بدون آن گیم پلی بازی همانند نسخه های دیگر خسته کننده می شد. همچنین در بخش گیم پلی این قابلیت وجود دارد که با تعیین مدت زمان خاصی، وارد دنیای بازی شوید و با کشتن زامبی ها رکورد بزنید و آن را به اشتراک بگذارید. در آ نیز باید بگوییم که قانون اصلی عنوان dead rising 4 در زمینه ی گیم پلی، فقط و فقط بکش بکش است و مخفی کاری در آن هیچ معنی ندارد.


همانطور که ذکر کردیم، وجود سلاح های زیاد در بازی یکی از نکات مثبت بازی است. این موضوع نسبت به نسخه های قبلی پیشرفت چشم گیری داشته و قطعاً تجربه ی بازی با این سلاح ها لذت بخش می باشد.

همانطور که ذکر کردیم، وجود سلاح های زیاد در بازی یکی از نکات مثبت آن است. این موضوع نسبت به نسخه های قبلی پیشرفت چشم گیری داشته و قطعاً تجربه ی بازی با این سلاح ها لذت بخش می شود.



در همان نخستین دقایق تریلر به نمایش در آمده بازی در e3 2016  ذوق و شوق طرفداران کاملاً سنجیده شد. دقیقاً از همان اول معلوم بود که این بازی در زمینه ی گیم پلی کلی حرف برای گفتن خواهد داشت. در نهایت نیز نسخه ی اصلی بازی همانند تریلرهای آن بود! حال اگر از افت فریم هایی که در بازی وجود دارد بگذریم، گرافیک این عنوان در سطح بالایی قرار دارد و این یکی از نکات مثبت آن به شمار می آید. انجین گرافیکی بازی همان «forge engine» می باشد و سازندگان توانسته اند با این انجین گرافیکی مطابق با انتظار طرفداران نسل هشتمی فراهم کنند. هر چند که وجود تعداد بسیار زیادی از زامبی ها در یک صحنه، گاهاً سبب افت فریم می شود و این مسئله اکنون که ما شاهد عرضه ی بازی های بی نقص در این زمینه هستیم بسیار برای طرفداران نا خوشایند است. طراحی محیطی همانند نسخه ی قبلی در سطح بالایی قرار دارد که با در نظر گرفتن اینکه بازی از نقشه ی بسیار بزرگی بهره می برد، این قضیه یکی از نکات مثبت بازی محسوب می شود. اگر چه که نباید توقع محیط های ترسناک و خوفناکی داشته باشیم ولی محیط های بازی به گونه ای طراحی شده اند که آن حس و حال آ مانی را به خوبی منتقل می کنند. همچنین جلوه های بصری نیز به نوبه ی خود خوب کار شده اند و افکت های خون، آتش، برف و غیره در سطح بسیار بالایی قرار دارند. نو ردازی نیز که به گونه ای یکی از المان های مهم عناوین این چنینی است، نیز به خوبی کار شده و نه تنها نمی توان مشکلی خاصی در آن پیدا کرد بلکه این نو ردازی بی نقص بازی، زیبایی ها و تنوع خاصی را بهآن بخشیده است که لذت بازی را دو چندان می کند. ضمن اینکه هر از گاهی دوست دارید دور از زامبی کشی، مشغول گردش در محیط زیبای بازی شوید و مطمئناً تماشای محیط زیبا و ت یب شده ی (!) بازی لذت به خصوصی دارد. صداگذاری و موسیقی بازی نیز در حد قابل قبولی قرار دارد و ریتم آن کاملا متناسب با گیم پلی بازی می باشد، هر چند نباید از dead rising 4 توقع یک موسیقی فراموش نشدنی را داشته باشید، اما به هر حال موسیقی و صداگذاری آن به هنگام مبارزه با دشمنان بازی، هیجان آن را دو چندان می کند. صداگذاری بازی، نبردها را بهتر جلوه می‌دهد و همچنین شنیدن صدای شخصیت ها و دیالوگ های آنها به دلیل کیفیت عالی صداگذاری، بدون شک برای بازی بازان بسیار دلچسب می باشد. بهتر است بدانید که به هنگام مبارزه با دشمنان موسیقی بسیار زیبا و پرهیجانی با ریتمی عالی پخش خواهد شد که کاملاً حس و حال بازی را عوض می کنند. همچنین جای دارد ذکر کنیم در زمینه ی صداگذاری بازی چند جهش موفق نسبت به نسخه های قبلی داشته است.


جزئیات ریز و درشت بازی انصافاً خوب کار شده اند. خوب است حداقل سازندگان توانستند گرافیک خوبی را در عنوان خود خلق کنند.

جزئیات ریز و درشت بازی انصافاً خوب کار شده اند. این بسیار عالی است که حداقل سازندگان توانستند گرافیک خوبی را در عنوان خود خلق کنند.



dead rising 4 یک عنوان موفق نیست! یک عنوان عالی نیست که شما را تا هفته سرگرم خود کنند. آن عنوانی نیست که بازی باز را محو روایتش کند و ساعت ها تجربه ی لذت بخشی را برابش رقم بزند. عملاً نباید بر روی داستان سرایی این عنوان حساب کرد، گیم پلی آن نیز پس چند ساعت دیگر جذ ت خود را از دست می دهد. برخلاف این موارد تنها گرافیک آن خوب کار شده است که در آن نیز هر از گاهی شاهد افت فریم های زیادی هستیم. در غیر این صورت dead rising 4 هیچی برای گفتن ندارد. اگر از این عنوان توقع یک گیم پلی پر هیجان را دارید باید به شما بگوییم آ مان به سبک کپکام اصلا جذاب نیست! گزینه های بهتری برای زامبی کشی وجود دارند…


dead-rising-4_-966019698



مشاهده متن کامل ...
برهانی : قراردادم با همان اندازه منتشر شد
درخواست حذف اطلاعات

عمران زاده: می روم با وزارت ورزش قرارداد می بندم


بازیکن تیم فوتبال استقلال گفت: اگر بخواهم در استقلال بمانم دیگر با این باشگاه قرارداد نمی بندم و می روم با وزارت ورزش قرارداد می بندم.


حنیف عمران زاده پس از پیروزی 3 بر یک استقلال مقابل الریان در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا اظهار داشت: بازیکنان جوان ما عملکرد خوبی داشتند اما ای کاش این بازی ها را زودتر به نمایش می گذاشتیم و می توانستیم به مرحله بعدی صعود کنیم. این بازی تشریفاتی بود و به همین دلیل بدون ترس پیش رفتیم.م ع استقلال در مورد اینکه سال آینده در جمع آبی پوشان خواهد ماند یا خیر گفت: اگر بخواهم در استقلال بمانم دیگر با این تیم قرارداد نمی بندم و اگر بخواهم قراردادی ببندم با وزارت ورزش خواهم بست.وی در مورد اینکه آیا از حضور در استقلال ناراضی است، تصریح کرد: از این موضوع ناراضی نیستم. به هر حال ی ری افراد پول بیشتری گرفتند که نوش جان شان باشد اما به من همان پولی را پرداخت د که اعلام کرده بودند. فکر کنم از سال آینده باید با وزارت ورزش قرارداد ببندم نه با باشگاه استقلال.



برنو ،باید با کی روش حرف می زدم


دروازه بان استقلال گفت: ی ری دوستان و دست های در فدراسیون حضور داشتند که نمی خواستند من در تیم ملی باشم و به هدف خود نیز رسیدند.



مهدی رحمتی در پایان دیدار استقلال و الریان که با نتیجه 3 بر یک به سود آبی پوشان خاتمه یافت، عنوان کرد: تیم ما با بازیکنان جوان خود به میدان رفت و الریان هم مانند ما با بازیکنان جوانش به بازی آمده بود.وی با ابراز ناراحتی از نتیجه نگرفتن استقلال در این فصل افزود: در مجموع فصل خوبی نداشتیم. کم و کاستی ها از ابتدای فصل زیاد بود و ما شرمنده هواداران شدیم اما آنها بدانند ما تمام تلاش خودمان را کردیم و تمام بازیکنان با کم پولی، مصدومیت ها و مشکلاتی که داشتیم با تمام توان زحمت کشیدند.دروازه بان استقلال با بیان اینکه بازیکنان این تیم در لیگ سیزدهم سختی های زیادی کشیدند، گفت: با وجود سختی ها تمام تلاشمان را کردیم. در بسیاری از بازی های این فصل با وجود مصدومیت ها بازیکنان در میدان حاضر شدند حتی در این بازی من مجبور شدم خودم را گرم کنم تا اگر خدای نکرده بازیکنی مصدوم شد به میدان بروم که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.رحمتی در پاسخ به این سوال که پیش از اتمام لیگ صحبت از بازگشت وی به تیم ملی بود اما چرا این اتفاق نیفتاد، گفت: هیچ صحبتی برای بازگشت من به تیم ملی نبود. من 77 بازی رسمی برای تیم ملی انجام داده ام و در تمام بازی ها با جان و دل از دروازه تیم ملی کشورم محافظت . با وجود مصدومیت ها و مشکلاتی که داشتم همیشه در خدمت تیم ملی بودم و در یک اردو تصمیم گرفتم استراحت کنم.وی با انتقاد از اینکه صحبت هایش اشتباه به گوش کارلوس کی روش رسیده اظهار داشت: گفته بودم در یک اردو حضور ندارم اما خبرنگاران عزیز اعلام د که رحمتی از تیم ملی خداحافظی کرده است. البته خودم هم اشتباه و باید همان موقع با کی روش صحبت می . اکنون هم برای تیم ملی کشورم آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در جام جهانی نتایج خوبی بگیریم.رحمتی به برخی اتفاقات در فدراسیون فوتبال اشاره کرد و گفت: غیبت من در 3 بازی پایانی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی به برخی دوستان فدراسیونی هم مربوط می شد. آنها نامه هایی از طرف من امضا کرده و به کی روش داده بودند. من در یک برنامه زنده تلویزیونی از مردم عذرخواهی .رحمتی ادامه داد: آ ین نامه ای که قرار بود نام من امضا شود به دست من رسید که از آقای کفاشیان سوال پرسیدم ماجرای این نامه چیست، ایشان هم اعلام د این بار این نامه را به جای شما امضا نمی کنیم.وی تاکید کرد: ی ری دوستان و دست های در فدراسیون حضور داشتند که نمی خواستند من در تیم ملی باشم و به هدف خود نیز رسیدند.دروازه بان استقلال در خصوص اینکه بهتر نبود با کی روش صحبت می کرد، گفت: اشتباه و از ابتدا باید همین کار را انجام داده و با کی روش صحبت می .رحمتی در پایان در پاسخ به این سوال که فصل آینده در استقلال می ماند یا نه، عنوان کرد: باید ببینیم تا فصل بعد زنده هستیم یا





نه.ی: شرایط روحی و روانی خوبی نداشتم



بازیکن فوتبال استقلال گفت: من از عمل در استقلال از لحاظ فوتبالی راضی هستم اما شرایط روحی و روانی خوبی نداشتم.

پژمان نوری پس از پیروزی 3 بر یک استقلال مقابل الریان اظهار داشت: ما بازی های خوبی در آسیا انجام دادیم و خیلی بدشانس بودیم که نتوانستیم از گروه خود صعود کنیم. در برخی بازی ها تمام بازیکنان خود را در اختیار نداشتیم.وی در مورد اینکه قلعه نویی پس از بازی با بازیکنان خداحافظی و یا نکته ای گوشزد نکرد، تأکید کرد: قلعه نویی برای مصاحبه به سالن کنفرانس رفت.بازیکن استقلال در مورد اینکه وضعیت کادر فنی چگونه خواهد شد، گفت: وضعیت هیچ مشخص نیست، خوشبختانه در این بازی جوانان توانستند خود را به خوبی نشان دهند، اگر می توانستیم در دیدارهای گذشته نتایج بهتری ب کنیم هم اکنون برای صعود می جنگیدیم که متأسفانه این اتفاق رخ نداد اشتباه خودمان هم بود که این مسائل به وجود آمد و همچنین در برخی دیدارها بازیکنان اصلی خود را در اختیار نداشتیم.نوری در مورد اینکه آیا از وضعیت خودش در این فصل رضایت دارد، یاد آور شد: از لحاظ بدنی و فوتبالی خوب بودم اما از لحاظ روحی و روانی شرایط خوبی نداشتم و نتوانستم کارایی لازم را داشته باشم خیلی چیزی ها دخیل بود که نمی توانم هم اکنون بگویم زیرا برایم حاشیه درست می شود، دوست ندارم چنین اتفاقی رخ دهد، هر که با من کار کرده شرایط اخلاقی من را می داند من در پرسپولیس بازی و همین موضوع تنش هایی را به وجود می آورد البته اگر شرایط فرق می کرد و مثلاً توپ هایم به گل تبدیل می شد شرایط متفاوت بود.وی در مورد اینکه فصل آینده در چه تیمی بازی خواهد کرد، گفت: هنوز هیچ چیز مشخص نیست و پیشنهادی داده نشده است، این همه گفتند فوتبالیست ها قرارداد میلیاردی دارند اما اگر شما چیزی دیدید ما هم گرفتیم، شما ببینید ما یک قرارداد امضا می کنیم سه درصد حق فدراسیون دارد، پنج درصد مالیات باشگاه، 20 درصد فتح الله زاده جریمه کرد، 20 تا 30 درصد اداره مالیات کم می کند و 20 درصد هم حق انتقال به باشگاه دیگر. از یک میلیارد قراردادی که من داشتم 300 میلیون دریافت کرده ام که با همین مبلغ هم تسویه خواهم کرد آن وقت باید به اداره مالیات که رفتم برای یک میلیارد مالیات را پرداخت کنم. چرا هیچ کارشناسی در این موضوع صحبت نمی کند.نوری تأکید کرد: برخی بازیکنان میلیاردی پول گرفته اند که نوش جانشان باشد. اما ما که 300 میلیون بشتر دریافت نکردیم و طبق آن هم باید مالیات پرداخت کنیم. معذرت می خواهم ی ری افراد دوربین دست شان گرفته اند و با میکروفن برای فوتبالیست ها مدارکی جمع می کند و بعد هم علیه آنها مطالبی می گویند همین مسائل باعث می شود که بازیکن به کشورهای دیگری برود که نام خلیج فارس را تغییر می دهند اگر این اتفاق رخ بدهد بعد انگ دیگری به بازیکن می زند.انی:قراردادم همان اندازه ای بود که منتشر شد


مهاجم استقلال گفت: اگر هواداران بیشتری در یوم بودند شک نکنید که پن ی ام گل می شد!

آرش برهانی پس از برتری 3 بر یک استقلال مقابل الریان گفت: در فصلی که گذشته استقلال بدشانسی های زیادی آورد در لیگ می توانستیم قهرمان شویم اما پنجم شدیم. در لیگ قهرمانان هم، همه دیدند که داوران چه بلایی بر سر استقلال آوردند و ما در اصل با ناداوری به حق مان نرسیدیم.وی با بیان اینکه در بازی مقابل الریان با کمک جوانان مان توانستیم به پیروزی برسیم، گفت: جوانان استقلال امروز بازی خوبی را به نمایش گذاشتند، نکته مثبت دیدار با الریان همین جوانان بودند که البته من فقط اسم شان را بلدم چون در تمرین همدیگر را به اسم صدا می کنیم آنها بازیکنان با استعدادی هستند که فکر می کنم آینده خوبی داشته باشند.برهانی در خصوص اینکه چرا بازیکنان استقلال مدت زمان زیادی را در رختکن سپری د، گفت: نمی دانم؛ خود من که دوش می گرفتم.وی در مورد قراردادش یادآور شد: قرارداد من را که همه دیدند و همانی بود که اعلام شد.مهاجم استقلال در پاسخ به این سؤال که عدم حضور هواداران تا چه اندازه در برد استقلال نقش داشت! گفت: اگر آنها بودند شک نکنید پن ی ام را گل می ، البته من دروازه بان حریف را دست کم گرفتم که همین موضوع باعث از دست رفتن پن ی شد بنابراین از هواداران عذر می خواهم اگر آن توپ را گل می می توانستیم به تیم قطری حتی پنج گل بزنیم.وی در پایان در مورد خصوصی دو تیم استقلال و پرسپولیس گفت: در این مورد نظری ندارم و هرچه هم بگوییم بی فایده است.





مشاهده متن کامل ...
چرا سنگ سمنت پلاست - بررسی مزایا معایب
درخواست حذف اطلاعات

بررسی اجمالی برخی از معایب و محاسن انواع نماهای مورد مصرف در نمای بیرون ساختمان


محاسن و معایب نمای آجری در نما:


عایق صوت و حرارت:
نمای آجری بدلیل نداشتن ضوابط عایق بودن به طور کامل صدا و حرارت را از خود عبور داده و از این حیث جزء مصالح سنتی با هدر دهی بالای انرژی می باشد.


صرفه اقتصادی:
نمای آجری از نظر اقتصادی نسبت به دیگر مصالح سنتی برای نما از صرفه اقتصادی برخوردار بوده ولی بدلیل اینکه از دیگر محاسن که در زیر به آن اشاره می شود برخوردار نیست نمی توان آن راآیتم مناسبی جهت نما انتخاب نمود.


دوام:
دوام نمای آجری با توجه به اینکه در ابعاد مختلف به تولید می رسد از این جهت که خاک رس از مواد عمده تشکیل دهنده آن می باشد نمی تواند دوام و طول عمر طولانی داشته باشد و با گذشت زمان و بر اثر شرایط جوی از استحکام آن کاسته شده و رو به فرسایش می رود.
تنوع طرح:
تنوع طرح نمای آجری منحصر به چند طرح ساده وثابت بدون تغییر می باشد و نمی توان از آن برای حال و آینده بطور مستمر استفاده نمود.
جرم پذیری:
نمای آجر بدلیل سطح غیر سیقلی و ناصافی که دارد و همچنین رسوب گیری آن بدلیل جنس مواد تشکیل دهنده بعنوان مصالحی دسته بندی می گرددکه ذرات معلق در هوا را بخود گرفته که بازی طراوت اولیه آن هزینه برمی باشد.
سرعت اجرا:
سرعت اجرا در نمای آجر بدلیل استفاده از ملات سیمان و آب و زمانی که برای خشک شدن آن باید در نظر گرفت و همچنین بند کشی بین آجرها از سرعت اجرای پایینی برخوردار بوده زمان بر می باشد.
وزن:
وزن نمای اجر همان طور که در پارامتر قبل به آن اشاره شد بدلیل مواد اولیه سبکی که دارد وزن نسبتا کمی داشته ولی در عین حال بار مرده زیادی را نسبت به متریالهای نوین ایجاد میکند.

تنوع رنگ:
تنوع رنگ در نمای آجری مانند طرح آن منحصر چند رنگ می باشد و قدرت مانور و انعطاف زیادی در این بحث ندارد.
آتش سوزی:
با قبول اینکه در مقابل آتش سوزی شکل خود را از دست نمی دهد ولی هیچ گونه تاثیری در اشتعال و یا مهار آتش ندارد.



محاسن و معا یب نمای شیشه در نما


عایق صوت و حرارت
نمای شیشه هیچ گونه عایق صوتی و حرارتی نداشته و بخاطر برخورداری از شفافیت و ضخامت کم در به هدر رفت آن نیز کمک شایانی می نماید.ضمنا در شرایطی که از نمای شیشه ای دو جداره استفاده شود می توان آن را جزءعایقهای صوتی و حرارتی بحساب آورد که در این مورد نباید از هزینه گزاف آن غافل بود.


صرفه اقتصادی
صرفه اقتصاذی نمای شیشه نسبت به دیگر نماهای متداول در صنعت ساختمان هم به صرفه بوده و هم ع آن.بصرفه نبودن نمای شیشه از این جهت عنوان میشود که هزینه دوجداره نمودن نمای شیشه ای بسیار زیاد بوده و بحث ریالی آن قابل قبول برای سازندگان ساختمان نمی باشد
دوام:
دوام نمای شیشه ای از این جهت که در مقابل ضربه وشرایط جوی شکننده بوده پایین می باشد و همچنین در هنگام ز له بدلیل تکانهای شدید و د شدن شیشه و سقوط آن از ارتفاع بسیار خطر ناک است و می تواند صدمات جبران ناپذیری را وارد نمایید.بهمین علت نمی توان با خیالی آسوده از آن جهت نما استفاده نمود.
تنوع طرح:
طرح و مدل خاص شیشه بدلیل تک فرم بودن آن شیشه را از زمره مصالحی قرار داده که تنوع نداشته و نمی توان از نظر تنوع طرح از آن برای زیبایی ساختمان سود برد.
جرم پذیری:
نمای شیشه بدلیل شفافیتی که دارد ذرات معلق در هوا را بخود گرفته و در حین اینکه نمای زیبا و شکیلی دارد به دلیل جذب ذرات در هوا زیبایی خود را بسرعت از دست می دهد.
سرعت اجرا:
سرعت اجرا در نصب نمای شیشه به نسبت مصالح نوین دیگر در نمای ساختمان همپایه بوده و می توان آن را از جمله نماهای با سرعت اجرای نسبتا خوب بحساب آورد.
وزن:
نمای شیشه ای در ساختمان بار مرده را نسبت به مصالح سنتی و همچینین مصالح نوین کاسته و در گروه نماهای با وزن کم قرار میگیرد که می توان این مورد را از ارزشهای بارز نمای شیشه ای دانست.
تنوع رنگ:
نمای شیشه ای از تنوع رنگی خوبی برخوردار نمی باشد و به همین دلیل قابل رقابت با دیگر نما های نوین نمی باشد.
آتش سوزی:
آتش سوزی یکی از عواملی می باشد که برای نمای شیشه ای تهدید بحسا ب می آید از این جهت که آتش سبب انبساط و انقباظ شیشه گردیده و این عمل باعث ش تن و د شدن آن شده و می تواند باعث صدمات جبران ناپذیری گردد به علت همین ضعف نمای شیشه نتوانست جایگاه ثابتی جهت نما ی ساختمان برای خود ایجاد نماید.


محاسن و معایب سنگ گرانیت در نما


عایق صوت و حرارت
این نما بدلیل عبور دادن صدا و حرارت هیچ گونه عایق صوتی و حرارتی نبوده و به هدر رفتن انرژی نیز کمک می نماید.
صرفه اقتصادی:
سنگ گرانیت از نظر بالا بودن قیمت سنگ و همچنین هزینه نصب آن به صرفه نبوده.البته با در نظر گرفتن کیفیت و زیبایی آن میتوان از قیمت بالای آن تا حدودی چشم پوشی نمود ولی بدلیل نداشتن آیتمهای دیگر نمی توان آن را بطور100% بکار گرفت.
دوام:
نمای سنگ گرانیت دارای استقامت و دوام بالایی می باشد اما باید در نظر داشت که در شرایط آب و هوایی مختلف چسبندگی سنگ بخوبی انجام نمی گیرد و بعد از مدت کوتاهی سنگ از محل نصب خود خارج و نما را دچار نقص مینماید و نباید از مشکلات جانی و مالی که میتواند دراثر سقوط سنگ رخ دهدغافل بود.
تنوع طرح:
سنگ گرانیت از نظر تنوع در جایگاه نسبتا خوبی قرار دارد ولی باز هم با توجه به نیاز بازار و تنوع طلبی آن نمیتوان این سنگ را متنوع دانست.
جرم پذیری:
سنگها در کل بدلیل سطحی که دارند و از طبیعت حاصل شده اند جرم پذیر می باشند و ذرات معلق در هوا را بسطح خود گرفته و بعد از گذشت زمان کوتاهی رنگ و طرح اولیه خود را از دست داده که برای بازی مست م شستشو میباشد.
سرعت اجرا:
سرعت اجرای سنگ گرانیت بدلیل عملیات ملات ریزی پشت سنگ و نیز زمان بر بودن گیرایی ملات و سنگ پایین بوده و مدت زمان زیادی را بخود اختصاص میدهد که از این مقوله در مباحث امروز نمی توان گذشت.
وزن:
از آنجا که امروزه بار مرده در ساختمان یکی از عوامل مهم و شاخص بحساب می اید نمی توان وزن بالای سنگ گرانیت و ملات آن را بروی ساختمان نادیده گرفت و بحساب نیاورد.
تنوع رنگ:
سنگ گرانیت با توجه به معادن موجود در کشور و نیز ابزارآلات سیقل دادن آن دارای تنوع رنگ نسبتا قوی می باشد که میتوان از این حیث از آن در نما سود برد.
آتش سوزی:
آتش سوزی یکی از مقوله هایی هست که سنگ گرانیت هیج گونه تاثیری در مهار و یا شعله ورتر آن نداشته و در این مورد نمی توان به این محصول در نما تکیه کرد.


محاسن و معایب سنگ تراورتان در نما


عایق صوت و حرارت:
نمای تراورتن نیز بمانند دیگر سنگها بدلیل عبور دادن حرارت و صدا هیچ گونه عایق صوتی و حرارتی نبوده و کمک زیادی به هدر رفت انرژی مینماید
صرفه اقتصادی:
نمای سنگ تراورتن با توجه به معادن انبوه در کشور از نظر قیمت انعطاف بیشتری داشته و از این نظرنسبتا به صرفه بوده ولی عواملی دیگری که از نقاط ضعف این سنگ میباشد مانع از استفاده وهمیشگی این محصول می گردد.
دوام:
سنگ تراورتن یکی از با دوام ترین سنگهای موجود در بازار ایران بوده که از مقاومت بالایی برخوردارمی باشد.این سنگ بدلیل خلل و فرج زیاد بعد از ساب خوردن و بتونه شدن بر مقاومت و دوام اولیه آن افزوده شده و کیفیت آن را بالا میبرد.
تنوع طرح:
این سنگ از طرح خاصی برخوردار نمی باشد.و این ایراد از عمده موارد ضعف آن بحساب می آید.
جرم پذیری:
جرم پذیری سنگ تراورتن بدلیل سطح نا صا ف و زبر آن و نیز خلل و فرج فراوان آن بسیار بالاست بطوری که در مدت زمان کوتاهی بعد از نصب رنگ و مرغوبیت خود را از دست داده و نما کاملا دستخوش تغییر رنگ میگردد.
سرعت اجر:
سنگ تراورتن در سرعت انجام کار بمانند دیگر سنگها بعلت استفاده از ملات در پشت آن و زمان طی شده برای برای سفت شدن ملات سرعت انجام کار را تا زمان زیادی افزایش داده و به علت تخلخل روی سطح آن دوغاب به سطح انتقال پیدا میکند و پاک آن بسیار زمان بر است.همچنین به علت بزرگ بودن ابعاد آن برشکاری زیاد دارد.
وزن:
وزن سنگ تراورتن نسبت به دیگر سنگها نسبتا کم می باشد ولی در هر صورت با توجه به اینکه بار مرده زیادی ایجاد می کند نباید این ایراد را نادیده گرفت.
تنوع رنگ:
سنگ تراورتن از تنوع رنگی کمی برخوردار می باشد که نسبت به نیاز بازار بسیار کم بوده و نمی تواند جواب گوی سلیقه مصرف کننده باشد.
آتش سوزی:
این سنگ نیز مانند دیگر نماهای سنتی هیچ گونه تاثیری در شعله ور شدن یا خاموش شدن آتش نداشته و از این جهت نمی توان آن را ضما نتی برای مهار آتش دانست.


محاسن و معایب نمای سرامیک:
عایق صوت و حرارت: از جمله معایب نماهای سرامیکی عایق نبودن آن به سرما و گرما و صدا می‌باشد. همچنین نماهای سرامیکی به دلیل بازتاب شدید نور در مکان‌های شلوغ به کار نمی‌روند.
صرفه اقتصادی: با توجه به قیمت بالای سنگ و باری که سنگ به ساختمان تحمیل می‌کند، جهت نمای ساختمان در بعضی کشورها استفاده از سرامیک رواج قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده است.
دوام: به علت منشا رس سرامیک ، چسبندگی مستحکم به مصالح سیمانی نداشته و تغییرات جوی باعث انقباض و انبساط و جدا شدگی آن از بدنه ساختمان می گردد. همچنین با کوچکترین نوسانات دمایی دچار ترک و ش تگی می گردد.


تنوع طرح: این نماها با توجه به طراحی قابل کنترل می‌توانند زیبایی خاص خود را به بیننده تقدیم کنند.
جرم پذیری: نماهای سرامیکی به دلیل ح لعاب چاپی ذرات معلق موجود در هوا را به خود جذب می کنند.
سرعت اجرا:این نما از سرعت اجرای نسبتا خوبی برخوردار است.
وزن: نمای سرامیک مشکل وزن را تا حدود یک چهارم وزن سنگ حل کرده است ولی مشکل پیوستگی سرامیک و نما به جز در موارد اندکی حل نشده است.
تنوع رنگ:نمای سرامیک از تنوع رنگی بالایی برخوردار است
آتش سوزی:
محاسن و معایب نمای شسته(مینرال):
عایق صوت و حرارت: نمای سیمان شسته نسبت به پوشش های نوین نمای خارجی ساختمان دارای خواص عایق گرمائی نبوده و ازطرفی چون نمای شسته بصورت اسفنج عمل کرده رطوبت را به داخل هدایت می کند.
صرفه اقتصادی: این نما نسبت به سنگ های طبیعی ارزان تر است اما درمقایسه با بعضی از پوشش های جدید نما از نظر هزینه قابلیت رقابت ندارد.
دوام: این نما جلوه و زیبایی خود را ظرف مدت کوتاهی در اثر باران های اسیدی از دست می‌دهد.
تنوع طرح: نمای بایرامی علی‌رغم مزایایی که دارد مورد استقبال جامعه ین و پیمانکاران ساخت‌وساز قرار نگرفته است چرا که این نما با بافت فرهنگی و سلیقه‌های ایرانی همخوانی ندارد.
جرم پذیری: نمای شسته به دلیل وجود سیمان سفید، جاذب گرد و خاک می باشد.
سرعت اجرا: اجرای پوشش نمای شسته بسیار کند و زمان بر است. حداکثر اجرا در یک روز کاری 10مترمربع می باشد.
وزن: وزن سنگین آن نسبت به پوشش های نوین نمای ساختمان و در نتیجه افزایش بار مرده ساختمان می شود.
تنوع رنگ:به دلیل وجود سیمان سفید در آن تنوع رنگ خیلی زیادی نداشته.
نمای کامپوزیت پانل
عایق صوت و حرکت:
این نما را بطور قطع نمی توان از نماهای دارای عایق صوت و حرارت دانست و حتی به علت ف ی بودن و نداشتن لایه عایق به هدر رفتن انرژی کمک شایانی می نماید.
صرفه اقتصادی:
نمای کامپوزیت از نظر صرفه اقتصادی به صرفه نبوده زیرا علاوه بر اجرای شاسی زیر کار آن نصب ورق آلومینیوم و لایه میانی آن که از مواد پلی اتیلین می باشد را شامل می شود به همین علت قیمت تمام شده آن به توجه به توضیحات بالا مقرون به صرفه نمی باشد.
دوام:
با توجه به ضخامت بسیار کم ورق آلومینیومی نما ی کامپوزیت در برابر شرایط جوی نا مطلوب مانند باد و طوفان شکل اولیه خود را از دست داده و بعد ازگذشت زمان کوتاهی دفرمه شده بهمین علت ازدوام واستقامت خوبی برخوردار نمی باشد.
تنوع طرح:
تنوع طرح کامپوزیت نسبتا خوب بوده و می توان این نما را از جمله نماهای مناسب جهت زیبا سازی ساختمان دانست.
جرم پذیری:
جرم پذیری نمای کامپوزیت نسبتا بالا بوده زیرا این نما از ف آلومینیوم با رنگ کوره بوده که این خود از ایرادات وارده به این نما از جهت جذب ذرات معلق در هوا می باشد.نا گفته نماند در خارج از ایران این نما با رنگ استاتیک تولید شده که از خواص آن عدم جذب ذرات معلق می باشد که بدلیل مقرون به صرفه نبودن این شیوه رنگ آمیزی در ایران انجام نمی پذیرد.
سرعت اجرا:
نصب و اجرای نمای کامپوزیت از سرعت خوبی برخوردار بوده و در مدت زمان کوتاهی به اجرا در می آید که این مورد از محاسن بارز و مفید نمای کامپوزیت می باشد.
وزن:
وزن پایین کامپوزیت که سبب ایجاد بار مرده کمی در ساختمان می گردد نیز از دیگر محاسن نمای کامپوزیت می باشد.
تنوع رنگ:
نمای کامپوزیت از رنگ بندی خوبی برخوردار بوده که می توان از این جهت از این نما جهت زیباسازی بنا استفاده نمود.
آتش سوزی:
مقاومت کم نمای کامپوزیت در مقابل آتش سوزی ازمعایب آن می باشد.از آنجایی که ورق آلومینیوم در مقابل آتش از ح خود خارج شده و هیچ گونه کمکی در جهت مهار آتش ندارد و همچنین مواد پلی اتیلین موجود در نمای کامپوزیت به شعله ور شدن آتش می افزاید.از این رو این نما جزء نماهای بدون مقاومت در برابر آتش قرار گرفته


محاسن و معایب رنگ و کنیت :
عایق صوت و حرارت: عایق صوت و حرارت نیست.
صرفه اقتصادی:از نظر اقتصادی به صرفه است.
دوام: دوام نمای کنیت بدلیل مواد نامرغوب آن بسیار پایین بوده و در کوتاهترین زمان بعد از نصب از شکل خود خارج شده و نما را دچارنقص می نماید.
تنوع طرح: از تنوع طرح نسبتا خوبی برخوردار است.
جرم پذیری: پوسته شدن ، نفوذ تیرگی ، برجا ماندن اثر کثیفی ، رشد قارچ و جلبک روی سطح آن از بزرگترین معایب آن محسوب می شود.


سرعت اجرا: از سرعت اجرای بالایی برخوردار است.
وزن: وزن زیادی ندارد.
تنوع رنگ: از تنوع رنگ نسبتا خوبی برخوردار است.
آتش سوزی: نمای کنیت بدلیل مواد آتش زایی که در ساخت آن استفاده شده است ، آتش را شعله ور تر کرده و از این حیث به آتش سوزی کمک می نماید.


برای ید و دریافت لیست قیمت با کارشناسان فروش ما در تماس باشید .


سنگفرش ان قادر است بهترین محصولات را با ارزان ترین قیمت در سراسر ایران به شما تحویل دهد.


آدرس کارخانه :
اصفهان روبروی شهرک صنعتی جی


ارتباط با ما :


http://sepahan-co.ir


03135224183


09132074869



مشاهده متن کامل ...
پایان حکومت سلاطین (( ف )) در قزوین ... !!!
درخواست حذف اطلاعات

اسمش تقی بود . مرد قوی هیکلی که در یک صبح بهاری وقتی کارکنان بانک صادرات شعبه مینودر درب بانک را باز د به همراه دو مرد دیگر وارد بانک شد . او مشتری بانک نبود . آمده بود بانک بزند . مردان مسلح که لباس و ماسک یک دست سفید به تن داشتند، پس از آنکه درب بانک را از داخل قفل د ناگهان با شلیک تیرهوایی، در وهله اول رییس بخت برگشته بانک صادرات مینودر را گروگان گرفتند و با تهدید از کارکنان بانک خواستند پول و چک های مسافرتی را در اختیارشان بگذارند، اما رییس بانک مقاوت کرد . همین مقاومت و س یچی از دستورات رییس باند سرقت کافی بود تا ماشه اسلحه شلیک شده و رییس بانک از ناحیه پا مجروح شود . پس از این اقدام کارکنان بانک به ناچار تسلیم شدند . اعضای باند نیز با ربودن 166 میلیون تومان پول و چک مسافرتی در روز روشن از بانک گریختند و رفتند پی کارشان ... !!!

سال های زیادی است که شبکه های تب اری مخوفی که گردانندگان آن اعضای طایفه فیوج هستند پلیس را با دوئل های تحقیقی و اطلاعاتی زیادی مواجه کرده اند .این ان شرور و باج بگیر وقتی دستگیر می شوند اصلا نگران نیستند تا جایی که یکی از تب اران جوان با خونسردی گفته بود : در زندان تنها نیست و بستگان زیادی دارد که دور هم هستند. باند فیوج . این اسم را بارها شنیده ایم . ب مخوف و تب ار با سابقه ای طولانی در سرقتهای مسلحانه و حتی آدم کشی . این واژه غریب چندین سالی است که بار ها و بار ها به دلایل مختلف شنیده می شود، طایفه فیوج گروهی خانه به دوش و ظاهرا کولی و آواره هستند که از سرزمین های بیگانه به کشورمان آمده اند و با پوشش های مختلف دست به ی های گسترده می زنند. این تب اران هم اکنون در چند استان کشور زندگی زیرزمینی دارند و شناسایی آنان شاید سخت باشد، ولی پلیس در تعقیب سایه به سایه اعضای خلافکار این طایفه بزرگ است .

اعضای این طایفه بزرگ از سالیان بسیار دور بیابانگرد بوده اند و در شبه قاره هندوستان زندگی می د و زبان مشترک شان زبان رومی است. این طایفه در قرن 11 میلادی سرزمین خود را ترک و به سوی غرب مهاجرت د و به چند دسته تقسیم شدند. دسته ای از آنان وارد خاک ایران شدند. دسته ای به عربستان و ، دسته ای به ارمنستان و دسته آ به اروپا رفتند، اما دسته ای از آنان که از مرزهای شرقی و جنوب شرقی وارد ایران شده بودند ابتدا کرمان را برای زندگی انتخاب د، سپس در نقاطی همانند کرمانشاه، کردستان، مازندران، گرگان، فارس، اصفهان، بوشهر، آذربایجان، همدان، زنجان، اسان، تهران و کرج ن شدند.اعضای این طایفه بزرگ در مسیر تحولات خود به زبان فارسی، لری، کردی، ترکی و عربی مسلط شدند و حتی در رفت و آمد های غیرقانونی شان به کشور های دیگر به زبان هندی، اردو، عربی، روسی، چینی، انگلیسی و ایتالیایی نیز آشنایی کامل پیدا د.

سه نقابدار پس از سرقت 166 میلیونی از بانک صادرات قزوین با پول باد آورده دست به ول جی زدند، اما وقتی رد آنها در یک معامله میلیونی در کرج زده شد، نقاب از چهره آنها کنار رفت. این اتفاق با حضور یک مرد مجروح به کلانتری مهر شهر کرج بر ملا شد . عصر پانزدهم اردیبهشت، مرد جوانی که از ناحیه سرو به شدت مجروح شده بود سراسیمه به کلانتری 22 مهرشهر رفت و از سرقت مسلحانه خودروی زانتیایش توسط 3 قل که گفته بودند پلیس هستند خبر داد.به گفته او مردان مسلح به بهانه اینکه وی با خودرواش اقدام به ربودن یک کودک کرده است، و در خودرویش دارد او را مورد ضرب و شتم قرار داده و در فرصتی مناسب خودرواش را ربوده بودند. با شکایت این مرد، تحقیقات برای دستگیری ان قل و یافتن خودروی زانتیای وی آغاز شد .

در هر دسته از فیوج ها یک مرد که سن بالایی نیز دارد به عنوان رئیس شناخته می شود که نقش پایان دادن به اختلافات و مشاجرات درون قبیله ای را دارد و وظیفه تقسیم اموال ی را برعهده می گیرد، فرد کولی در جامعه فیوج تابع بی چون و چرای این قوانین است و رئیس طایفه صاحب اختیار جان و مال همه افراد زیردست خویش است و تنها فرمان وی قابل اطاعت و اجرا است.در این جامعه غیرعادی، بسیاری از دختران زیر 20 سال ازدواج می کنند و خانواده عروس برای اعلام موافقت با ازدواج از خانواده داماد شیربها می گیرد و مبلغ شیربها براساس مهارت های تب ارانه عروس خانم است.

به طور مثال، اگر عروس سرقت کف زنی و سرقت خانه روی یا رانندگی و آشپزی بداند یا آشنایی به زبان های مختلف دنیا داشته باشد برای هر کدام از مهارت هایش ارزش جداگانه ای قائل می شوند و مبلغ شیربها را بر مبنای آن تعیین می کنند. البته ازدواج های آنان درون طایفه ای است و با شخصی غیر از طایفه ازدواج نمی کنند.طایفه فیوج در نقاط گوناگون جهان، مذهب رسمی کشوری که در آن ن هستند را می پذیرند، ولی آنچنان به آداب و رسوم مذهبی مقید نیستند.این افراد بی سواد یا کم سواد هستند و در بدن آنها خالکوبی به فراوانی وجود دارد، بیشتر از لباس های هندی، پا تانی و کردی استفاده می کنند و در خانه هایشان دکور های هندی و پا تانی زیادی دیده می شود . افراد این طایفه، چه زن، چه مرد و حتی بچه، از دوران های قدیم برای گذراندن زندگی دست به ی می زدند. با توجه به این که مردان این طایفه، مردانی تنبل و تن پرور هستند، ن طایفه با رمالی، فالگیری و کف زنی جور مردانشان را می کشیدند، اما با پراکنده شدن آنها در سایر نواحی کشور ی هایشان سازمان یافته شده، آنها هم داخل کشور هم در خارج از کشور با پوشش های مختلف ی می کنند.

با اعلام سرقت خودروی زانتیا ردگیری خودرو به عنوان مهم ترین سرنخ، تحت بررسی پلیس قرار گرفت، اما یک روز بعد وقتی زانتیا در گوشه ای از شهر کشف شد، در بررسی های اولیه مشخص شد این خودرو همان خودروی زانتیایی است که از کرج به سرقت رفته بود.با مشخص شدن این موضوع، تحقیقات در شاخه دیگری ادامه یافت و این بار با اعلام شماره چک های مسافرتی به بانک های کشور، ردگیری چک های مسروقه، در دستور کار مشترک کارآگاهان پلیس قزوین و پلیس امنیت استان تهران قرار گرفت، اما نکته عجیب این بود که چک های مسافرتی هر بار از سوی یک تاجر یا فروشنده معتبر به بانکها آورده می شد که اجناس مختلفی از طلا و جواهرات گرفته تا دوچرخه و فرش را به ان فروخته بودند.به این ترتیب مشخص شد که پلیس با یک باند حرفه ای از ان روبه رو است که به جای مراجعه به بانک، با جلب اعتماد فروشندگان و تاجران اقدام به ید کالاهایی کرده و چک های مسروقه را ج می کنند . وقتی کارآگاهان به سرنخ هایی از ول جی های ان در تهران، رشت و کرج رسیدند، پلیس یک قدم به ان نزدیک تر شد، این بار کارآگاهان می دانستند که در کدام نقاط باید در تعقیب ان باشند .

مردان جوان فیوج برای گذران خدمت سربازی به سازمان وظیفه عمومی مراجعه نمی کنند، پس کارت پایان خدمت، گذرنامه ندارند، ولی با استفاده از کارت های جعلی و وج غیرقانونی از مرز ها خارج یا وارد می شوند. بسیاری از آنان با معرفی خود به عنوان پلیس در بخش های مبارزه با آگاهی یا اطلاعات با کمین و شناسایی ط هایشان در مراکز اقتصادی و تجاری در یک فرصت مناسب و با استفاده از تجهیزاتی مانند اسلحه، بی سیم، دستبند، افشانه گاز اشک آور، آژیر پلیس و حتی کارت شناسایی جعلی و با وارد اتهامات دروغین، نظیر حمل و همراه داشتن چک پول های جعلی از ط ها بازرسی بدنی می کنند و در یک اقدام ناگهانی پول و اموال آنان را سرقت می کنند و با خودرو هایی که بیشتر، پلاک هایشان جعلی است فرار می کنند مردان این طایفه تب ار برای آینده شان نیز راه حل هایی پیش بینی کرده اند، آنان برای جلوگیری از مصادره شدن اموال شان حساب های بانکی یا اسناد مالکیت خودرو، مغازه و خانه را به همسر، خواهر یا مادرشان انتقال می دهند و با این ترفند اگر زمانی نیز دستگیر شدند بتوانند با همان سند از زندان آزاد شوند. البته این را باید گفت که بیشتر اسناد مالکیتی که برای آنان از زندان در دادسرا ها گذاشته شده جعلی است.

اعضای طایفه های فیوج معمولاً به صورت تیمی یا گروهی ی می کنند و چنانچه یکی از آنان دستگیر شوند بقیه اعضا در کمتر از چند ساعت خانه هایشان را تغییر می دهند و این موضوع را به اقوام و بستگان درجه یک نیز اطلاع نمی دهند، آنان حتی خودرو ها و شماره موبایل های خود را نیز تغییر می دهند و به صورت بسیار حرفه ای فعالیت می کنند و سعی دارند تا هیچ سرنخی برای پلیس باقی نگذارند.نکته جالب این که فرزندان این طایفه از همان دوران کودکی با شیوه و شگرد ی ها همانند کف زنی، سرقت منزل، جیب بری و بدل اندازی آشنا می شوند و حتی همراه خانواده شان به ی می روند. در حال حاضر افراد این طایفه در 2 شاخه مشغول به فعالیت های تب ارانه شان هستند، یکی مردان و نی که دارای سن بالاتری هستند و به صورت سنتی عمل می کنند و دیگری جوانانی که مدرن تر شده اند و به سرقت های جدیدی روی آورده اند.

در ادامه تحقیقات مشترک پلیسی، یکی از ان به نام تقی که مرد قوی هیکلی بود در جریان یک معامله تلفن همراه در فردیس کرج شناسایی و صبح چهارشنبه 27 تیرماه در عملیات غافلگیرانه ای در مخفیگاهش در آبیک قزوین دستگیر شد.با اعترافات او دو همدست دیگرش نیز در قرارهای صوری به دام افتادند که در بازرسی از مخفیگاه آنها مقداری از چک های مسروقه و چندین قبضه اسلحه یافت شد. ان مسلح چون می دانستند در صورت مراجعه به بانک دستگیر می شوند، با طراحی نقشه ای به سراغ معاملات طلا و کالا رفتند. آنها پس از ید تعدادی تلفن همراه، با ارایه مدارک شناسایی جعلی و چک های مسروقه وارد معامله می شدند و گیرنده چک مسافرتی فقط با برقراری یک تماس با خط تلفن همراه آنها، صحت مالکیت چک را بررسی می کرد و این در حالی بود که ان بلافاصله پس از این تماس، موبایل را خاموش کرده و دسترسی به آنها غیرممکن بود.

اعضای باند فیوج در طول زمان شگردهایشان را تغییر می دهند تا توسط پلیس شناسایی نشوند و آشنایی به زبان های خارجی آنان را برای تب اری هایشان کمک می کند. انی که توسط باند فیوج مورد دستبرد قرار می گیرند عنوان می کنند که سرعت عمل آنان به قدری بالابوده است که متوجه ی نشده اند. زیرکی، سرعت عمل و گروهی عمل این افراد را می توان از شاخصه های فیوج های تب ار دانست . شاید شناسایی فیوج ها برای مردم عادی کمی دشوار باشد، ولی پلیس با استفاده از بانک اطلاعاتی که از افراد تب ار این گروه دارد می تواند آنها را شناسایی کند، اعضای این طایفه بیشتر در شهر های بزرگ همانند کرج زندگی می کنند تا در شلوغی کلانشهر ها شناسایی نشوند و هم این که راحت تر بتوانند برای اجرای نقشه هایشان به پایتخت رفت و آمد داشته باشند.

اعضای باند تقی دستگیر و روانه زندان شدند . سه سال تقی در زندان بود . در این سالها تلاش زیادی کرد تا هر طور شده از حصار زندان بگریزد . اما نشد . حکم او تایید شده بود و تا چند هفته دیگر باید اجرا میشد . اما تقی نمی خواست شود . فرار هم که غیر ممکن بود . پس چه باید می کرد ؟؟؟

باند فیوج فقط با ی زندگی خود را سپری می کنند، اگر از چیزی خوششان بیاید، آن را می ند و برای چیزی پول نمی دهند، فقط ی می کنند. از کف زنی در بازار گرفته تا جیب بری در اتوبوس و سرقت خانه ها و... ی یکی از سنت های دیرینه شان است و راهی برای بقایشان . کارشناسان پلیسی و قضایی بر این باورند که براحتی می توان از شکار شدن توسط فیوج ها در امان بود، بالابردن سطح هوشیاری مردم با پخش تیزر های تلویزیونی و اطلاع رسانی از طریق رسانه های دیداری، افزایش توان فیزیکی پلیس براساس تجربه و تجزیه و تحلیل آمارها، برخورد صریح و قانونمند مراجع قضایی با این تب اران، کاهش روند رسیدگی به این پرونده ها، نظارت دقیق بر رفتار های اعضای فیوج برای کاهش آمار این جرائم طایفه ای تاثیرگذار هستند. پلیس ایران از همان روز های نخست فعالیت های مجرمانه فیوج ها به اقدام های ویژه ای برای ردی آنان دست زدند و بار ها و بار ها باند های مختلفی را ردزنی د.

در یکی از روزهای پاییز تقی با خوردن مقدار زیادی قرص متادون که با ترفند و حقه از بیرون از زندان تهیه کرده بود دست به خودکشی زد . او به هم بندیان خود گفته بود که به هیچ وجه او را تا صبح از خواب بیدار نکنند و بگذارند راحت بخوابد . صبح روز بعد وقتی به عادت هر روزه زندانیان از خواب برخواستند تا به ورزش صبحگاهی و بروند در کمال ناباوری با جنازه تقی روبرو شدند که ساعتی از مرگش می گذشت . بدین ترتیب یکی از اعضای باند فیوج قبل از آن که پای سکوی برود خود نسخه زندگی اش را برای همیشه پیچید . !!!

باند پسر ها یکی از شبکه های مهم تب اری بود که از طایفه فیوج کلید خورد، در این باند 11 تن از تب اران حرفه ای فیوج دست به سرقت های گسترد ه ای در کشور و خارج از کشور زدند . اعضای این باند با وج غیرقانونی از کشور و ورود غیرمجاز به کشور های خارجی، در فروشگاه ها و مراکز تجاری اقدام به کف زنی و سرقت می د.رئیس این باند به هزار سرقت در آن کشور ها اعتراف کرد. یکی دیگر از شبکه های تب اری فیوج ها، بوفالو ها بودند، اعضای این باند را 15 تن از سابقه داران فیوج تشکیل داده بودند که با پوشش پلیس ط هایشان را در اطراف بانک ها، مراکز تجاری و صرافی ها شناسایی می د و در کمترین زمان ممکن آنها را مورد دستبرد قرار می دادند. رئیس این باند معروف به بوفالو پس از از زندان دوباره فعالیت های مجرمانه اش را ادامه داده بود . رئیس این باند که همراه 6 تن دیگر از همدستانش تحت عنوان ان پلیس دست به ی می زدند پس از چندین ماه تعقیب و مراقبت های شبانه روزی دستگیر شدند و به بیش از 60 سرقت اعتراف د که ارزش یکی از ی هایشان 120 میلیون تومان بود. اما رئیس باند عاقبت تلخی داشت . او هنگام فرار با اصابت 3 گلوله پلیس از فرار بازماند و برای همیشه از ی دست برداشت ... !!!



مشاهده متن کامل ...
تشکر نامه از زبان شیخ زمانی
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرّحمن الرّحیم
آورده اند که ابن بطوطه در پایان هر ترم مرقومه ای بنوشت و از یاران و انصار و اصحاب، تشکرات و تجلیلات بسیار بنمود. لیکن این ترم هر چه صبر و تحمل و شکیبایی نمودیم، هیچ خبری نشد. ل از یکی از مریدان که البته قلمی بس قاصر و ش ته و الکن داشت، خواستیم مرقومه ای در حد توانش در این باب بنویسد. امید که مقبول افتد.

"وجوب شکر مُنعم" را علمای کلام، عقلا و نقلا اثبات نموده اند. تا آنجا که سخنی نزد همگان گشته که «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»! و یقینا بر ماست که از آنان که زحمات بسیار کشیدند و سبب سهل و شیرین گذشتن این ترم گشتند، تشکر و قدردانی بنماییم.
نخست از کاتبین جزوات و رسالات. آنان که به حق زحمات بسیار کشیدند و جهت کتابت مرقومه هایشان دود چراغ ها همی بخوردند.
از نویسندگان و نیز تامین کنند جزوات آمار
از او که بنوشت جزوه ی دانش خانواده را
از او که جزوات بیوشیمی را بسی جامع بنوشت و همگان مستفیض بنمود.(هر چند تلویحا در پایان ترم همگان را تحریم نمود!)
از یابندگان پاسخ سوالات شه. و نیز از مترجمین و متکلمین زبان خارجه.

اما در طول ترم نیز بسیاری زحمات بسیار کشیدند و بسیار یاریمان د.
آنان که پاسخ سوالات آمار بیافتند. همانان که تمرین ها در خانه و خوابگاه حل د و دیگران حال.
آنان که لواشک بسیار بدادند و خود بسیار بخوردند. گرچه کاری بود بس ضایع و به دور از مبادی آداب کلاس.... و می دید ما را و می شنوید صدای خش خشِ باز های عجولانه و غیر حرفه ای آن قُل سوم را!
آنان که نمونه های آزمایشگاه را تامین بکردی....
آنان که اِسپکت ها به نیکی کالیبره بنمودی....
آنان که میکروسکوپ ها دستکاری نکرده و تخم پاراگونیموس وسترمانی مفقود ننمودی!
آنان که نگاره های انگل شناسی بکشیدند و دیگران همی کپی بنمودند....
آنان که از انگل ها ع ها بگرفتند و ما بخو م و امتحان آزمایشگاه بدادیم....
آنان که در کلاس زبان فداکارانه نوبت خویش به دیگری داده، تا جملات ساده را او بخواند و جملات دشوار خود!
از رانندگان! آنان که ما را به منزل و همی برس .
و از آنان که یوزر-پسوورد خویش به دیگران بدادی و ما به اینترنت برفتی و بسیار بکردی...

و اما از ی ترم....
او که در کوران گرما و بوران سرما به رفته با اساتید چانه میزد.
اما این روزها چانه اش ورم کرده. مادرش می گوید ذمادی بر وی ساخته ام سخت کاری؛ امید که بهبودی خویش بازیابد. خودش اما این روزها حالش خوب نیست. می گوید خسته ام خسته....
خسته است از همانگ ناهماهنگی ها....خسته است از ارسال رساله ها به انتشارات....خسته است از ارسال رسالک ها به دوستان....شست وی پینه بسته بر تاچ اسکرین سامسونگ.... او نمی توانست سی و نفر را، که هر یک نظری متفاوت داشتند و استدلالی بر نظر خود، یکجا راضی کند. او را دری د....
علی ای حال ضمن تجلیل، تشکر و قدردانی از ی سابق؛ امیدواریم ی جدید را همگی همراهی بنماییم و یاری اش کنیم.


لیکن برادر! این روزها مکتب رفاقتمان دچار مسئله ای گشته.....
عده ای پای در راه عصیان و سرکشی نهاده، در کار یکدیگر کارشکنی می کنند. او که خود روزی ستون خیمه ی دوستان بود، امروز گسلنده ی ریسمان رفقا گشته است! و کار به لجاجت و لجبازی کشیده.
شما را چه شده است؟! به خود بیایید! ما روزی یازده تن برادر بودیم. پشت به پشت هم. مگذارید یازده برادر، یوسف خویش در چاه افکنند. که این یوسف هرکه و هرچه که باشد و یا می پندارید که هست، چون در چاه افتد، برادریتان جملگی بر باد است.
به یاد آرید آن روزگاران نزدیک گذشته را! آن روزها که چون یکی مغموم و دل ش ته بود، دیگری نشاط و فرح خویش فراموش کرده، به عیادت و دلجویی وی رفته و تا گره از کار وی نمی گشود، دست به طعام نمی برد! آری این چنین بود برادر.....
بیایید پای از پالان درازگوش لجام گسیخته ی برگشوده، تعجیلا فرود آمده، دست دوستی یکدیگر باز فشرده و دیگربار برادروار در کنار هم زندگی کنید.
بیایید گرد عشق، صفا و صمیمیت را میان یکدیگر بپراکنیم. آری برخیز برادر؛ برخیز....
(لازم به تذکر است از آنجا که این مکتوب، پیش از نشر آن، توسط نگارنده ی حقیر برای برخی از انصار قرائت گردید؛ پس از تمامت قرائت این بخش مریدان جملگی نعره ها برآوردند و جامه ها بد د......
و نیز آگاه باشید که آنچه بگذشت صرفا ساخته و پرداخته ی ذهن نگارنده بوده و جز سوء تفاهم و کدورتی بس کوچک، که اکنون نیز تمام شده، چیزی نبود. و بدانید که برادران چون گذشته پشت به پشت یکدیگرند و یوسف خویش بسیار عزیز میدارن

از آنجا که این مرقومه صرفا یک دیدگاه (همان که غربیان به غلط بدان "comment" گویند!) می باشد، تشکری شخصی را نیز در این جا ذکر می نمایم. هرچند این نیز تجلیلی است از روحیه ی برادری و دوستی در جو کلاس......

در این ایام پایان ترم جمعی از دوستان بسیج گشته، به یاری دوستشان شتافتند و در این راه زحمات بسیار متحمل شدند. و بر ما واجب گشته که از آنان تشکری هرچند کوچک بنماییم. امید که روزی (به ویژه در عروسیتان!) جبران نماییم.
از آنان که نیمه شب ها بر نازِ خواب خویش چشم بستند و به یاریمان آمدند...
از او که در شب امتحانش(امتحاناتش!) به عیادتمان آمد. همو که سخنان بسیار بفرمود در باب "خون گرمی"!
از آنان که یکی دو شبی میهمانشان بودیم و به حق میزبانی را به کمال رسانیدند.

اما یکی از دوستان زحمات ویژه ای کشید و نمیدانیم با چه سخن و چگونه باید از او تشکر و قدردانی کنیم؟

او که بیماررسان و بیماریار بود
او که کمپوت رسان و کمپوت خوار بود
او که آمد سر شب......... رفت در مِه!
او که خواند، ، برخاست با خوف!
او که آمد سر صبح......... بازآمد در مِه!

(به گمانم مقصود حقیقی این بخش را فقط من دانم و خود او داند و خداوند دانا. فلذا آن را بر حسب بی معنایی و بیهوده گویی ننهاده، ما را عفو کنید....)

باری....
در پایان از ایزد منان، خداوند رحمان، پرودگار این جهان و ماورای آن، که رشته ی همه ی امور در ید قدرت اوست، برای تمامیتان....
سرانجامی نیک فال، روزگاری خوشحال، و نمراتی باحال از امتحانات بدسگال را خواستاریم.

یکی از اصحاب آزمایشگاه 91
بهمن ماه سنه ی یک هزار و سیصد و نود دو هجری شمسی

(نظرات به این پست نقل مکان داده شدندی!!! )



مشاهده متن کامل ...
حقیقی/
درخواست حذف اطلاعات
حقیقی: از تقابل با مسی نمی ترسم
دروازه بان تیم ملی فوتبال ایران در گفت و گو با سایت «فیفا» اعلام کرد از تقابل با لیونل مسی نمی ترسد. او هم چنان عنوان کرد که تجربه زیادی از بازی در اروپا دارد که به موفقیت او در بازی با آرژانتین کمک می کند. 00977823.jpg
ایران و آرژانتین امشب (شنبه) در دومین دیدارشان در جام جهانی 2014 برزیل برابر هم به میدان می روند. علیرضا حقیقی، دروازه بان تیم ملی فوتبال ایران به احتمال زیاد در این دیدار نیز دروازه بان تیم ملی خواهد بود.

سایت فیفا گفت و گویی را با علیرضا حقیقی در آستانه بازی با آرژانتین انجام داده است.

فوتبال ایران همیشه دروازه بان های بزرگ زیادی را به خود دیده است. آنها پس از این که نتوانستند به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی راه یابند، توانستند با قدرت جواز حضور در جام جهانی 2014 برزیل را ب کنند. از زمانی که مهدی رحمتی کناره گیری اش را از تیم ملی ایران اعلام کرد در جلوی نام دروازه بان ایران در جام جهانی برزیل یک علامت سوال وجود داشت. خیلی ها می خواستند بدانند که کارلوس کی روش در نهایت چه ی را به عنوان دروازه بان ایران در جام جهانی معرفی خواهد کرد. حتی قبل از بازی با نیجریه نیز مشخص نبود که دروازه بان در جام جهانی 2014 برزیل چه ی است تا این که در این دیدار و پس از مشخص شدن ترکیب ایران علیرضا حقیقی به عنوان دروازه بان تیم ملی ایران معرفی شد.

علیرضا حقیقی 26 ساله در بازی برابر نیجریه که با تساوی بدون گل به پایان رسید، نمایش خوبی از خود به نمایش گذاشت و باعث شد که تیمش یک امتیاز حساس از این دیدار را ب کند.

او همچنین باعث شد تا ایران برای اولین بار در تاریخ جام های جهانی در یک دیدار دروازه خود را بسته نگه دارد.

علیرضا حقیقی در گفت و گو با سایت فیفا درباره اولین حضورش در جام جهانی، اظهار کرد: همیشه آرزو داشتم تا بتوانم در جام جهانی با پیراهن کشورم به میدان بروم. خوشحالم که توانستم به آرزویم برسم. از مدت ها پیش هدفم حضور در جام جهانی بود. از خدا سپاسگذارم که به من کمک کرد تا بتوانم به این مهم دست یابم. احساس غرور می کنم که توانستم در جام جهانی برای کشورم به میدان بروم و دروازه تیمم را بسته نگه دارم. البته این بدون کمک هم بازی هایم مقدور نبود.

حقیقی در ادامه درباره تساوی برابر نیجریه گفت: این یک موفقیت تیمی بود. خوشحالم که من هم نقشی در این موفقیت داشتم. عملکرد دفاعی ما برابر نیجریه خوب بود و خو شبختا نه توانستیم دروازه خودمان را بسته نگه داریم. این یک امتیاز می تواند کمک زیادی به ما کند.

نمایش خوب حقیقی در اولین بازی برابر نیجریه نمی تواند خیلی هم شگفتی تلقی شود، چرا که ی که حقیقی را آموزش داده احمدرضا عابدزاده ، دروازه بان بزرگ ایرانی در جام جهانی 1998 فرانسه بوده است. او همچنین از آموزش ها و نصحیت های ناصر حجازی ، دروازه بان بزرگ و فقید ایرانی بهره مند بوده است.

حقیقی در ادامه به سایت "فیفا" گفت: از حجازی و عابدزاده درس های زیادی آموخته ام که به من کمک کرده است. ناصر حجازی آموزش های زیادی به من داد. همچنین احمدرضا عابدزاده نیز که در تیم پرسپولیس مربی من بود، درباره اهمیت جام جهانی صحبت های زیادی با من کرد.

دروازه بان تیم ملی ایران در ادامه درباره رقابت با رحمان احمدی و دنیل داوری گفت: درست است که ما در زمین با هم رقابت می کنیم، اما دوستان خوبی برای هم هستیم و هدفمان یکی است. ما رفاقت خوبی با هم در تیم ملی ایران داریم. شما می توانید این را در بین دو نیمه و یا پس از سوت پایان مسابقه ببینید. با این رفاقت ها و هماهنگی که در تیم بود باعث شد که بتوانیم برابر نیجریه به تساوی برسیم. از رقیبانم در تیم ملی تشکر می کنم که به من اعتماد به نفس دادند و از من حمایت د تا بتوانم درون دروازه بان تیم ملی ایران قرار بگیرم.

علیرضا حقیقی امشب (شنبه) به احتمال زیاد دومین دیدار خود را نیز در جام جهانی 2014 برزیل برابر آرژانتین تجربه خواهد کرد. این دروازه بان درباره رویارویی با آرژانتین گفت: آرژانتین قطعا یکی از بهترین ها در جهان است و بازیکنان خوبی در اختیار دارند که در باشگاه های بزرگی فوتبال بازی می کنند، اما ما نیز تیم دست و پا بسته ای نیستیم و به شما اطمینان می دهم که در بازی با آرژانتین عملکرد خوبی از تیم ملی ایران خواهید دید.

حقیقی درباره تقابل با لیونل مسی، برنده چهار توپ فوتبال جهان، گفت: مسی قطعا یکی از فوتبالیست های جهان است، اما از تقابل با او ترسی ندارم. تمام تلاشم را می کنم تا بتوانم عملکرد خوبی برای کشورم داشته باشم. بازی در اروپا تجربه زیادی به من داده است و مطمئنم که این تجارب در بازی با آرژانتین به من کمک خواهد کرد.


مشاهده متن کامل ...
چه قابلمه ای برای پخت غذا مناسب تر است؟
درخواست حذف اطلاعات

در چه قابلمه ای غذا بپزیم - لایف بری

یکی از ظروفی که بیشتر خانم ها هر روز به نوعی با آن سروکار دارند، قابلمه است. این روزها قابلمه ها از نظر شکل، رنگ و طرح تنوع زیادی دارند و به راحتی با سایر لوازم آشپزخانه ست می شوند. اما جدا از هماهنگی، بهتر است به سلامت قابلمه ها هم توجه کنید. گروهی از قابلمه ها برای سلامت شما مضر هستند که بهتر است آنها را بشناسید. محمدرضا وفا، متخصص تغذیه شما را با برخی از این خطرات آشنا می کند تا قابلمه های سالم را بهتر بشناسید و ظروف مناسب تری را برای پخت و پز تهیه کنید تا غذاهای سالم تری بپزید.

قابلمه های تفلون

در گذشته طرفداران زیادی داشتند اما بعد از اینکه اما و اگرهایی در مورد سرطان زا بودن این قابلمه ها به گوش رسید، محبوبیت شان حس کاهش یافت. این قابلمه ها از نظر اندازه و رنگ تنوع زیادی دارند؛ به همین دلیل هنوز هم بعضی از خانم ها به این قابلمه ها علاقه نشان می دهند.

کار با این قابلمه ها بسیار راحت است، غذا به راحتی از کف آنها جدا می شود و البته شستشو و تمیز شان هم برای خانم ها دردسری ایجاد نمی کند. از دیگر مزیت های قابلمه های تفلون این است که وزن سبکی دارند.

نظر کارشناس: قابلمه های تفلون در مقایسه با قابلمه های استیل، آلومینیومی و ظروف پیر انتخاب های مطمئنی محسوب نمی شوند. از سوی دیگر بعضی مردم بعد از اینکه می بینند کف نچسب قابلمه های تفلون در اثر استفاده نامناسب اب شده، با مراجعه به مراکزی این قابلمه ها را دوباره بازسازی می کنند اما بازسازی تفلون ایمنی چندانی ندارد و قابلمه مانند روز اول نمی شود. از این رو توصیه می شود بعد از ایجاد اش هایی هر چند کوچک، از پخت غذا در قابلمه های تفلون خودداری کنید چون از راه این اشیدگی املاح شیمیایی به غذاها وارد شده و مشکلاتی ایجاد می کنند و حتی می توانند سرطان زا باشند.

قابلمه های استیل

این قابلمه ها بیشتر برای پخت انواع خورش و غذاهای آبدار مناسبند. با این وجود بعضی از تولیدکنندگان ادعا می کنند که می توانید برنج یا حتی ماکارونی را هم در این قابلمه ها بپزید و حتی ته دیگ هم داشته باشید. نکته مهم هنگام استفاده از قابلمه های استیل تنظیم درجه حرارت است.

اگر عجله نکنید و با حوصله شعله گاز را در حد کم نگه دارید نتیجه کارتان خوب می شود. با این وجود اگر غذای شما ته گرفت و قابلمه تغییر رنگ داد با کمی سرکه می توانید آن را مثل روز اولش تمیز کنید. در مجموع قابلمه های راحت و مناسبی هستند که بهتر است هر خانمی در آشپزخانه اش حتماً از آنها داشته باشد.

نظر کارشناس: این قابلمه ها در گروه سالم ترین قابلمه ها قرار می گیرند و مصرف کنندگان می توانند با خیال راحت و بدون نگرانی از بابت ورود املاح و ترکیبات شیمیایی به درون غذا، از این قابلمه ها استفاده کنند.

قابلمه های چدنی

رقیب اصلی قابلمه های تفلون هستند که چند سالی است نام آنها را زیاد می شنویم. از جمله ویژگی های قابلمه چدنی این است که حرارت به طور یکنواخت در همه جای ظرف پخش می شود و غذا را به مدت بیشتری گرم نگه می دارد. علاوه بر این قابلمه های چدنی مقاومت زیادی دارند، لب پر نمی شوند و رنگ شان از بین نمی رود. عیب بزرگ قابلمه های چدنی این است که وزن زیادی دارند و ممکن است هنگام پخت بعضی از غذاها، به ویژه صاف برنج استفاده از آنها دشوار باشد. قابلمه های چدنی هم نچسب هستند و هنگام سرخ مواد غذایی در این ظروف نیازی نیست مقدار زیادی روغن استفاده کنید. حتی برای پخت غذا در فر هم مناسب هستند. بهتر است هنگام استفاده از قابلمه های چدنی همیشه از حرارت کم تا متوسط استفاده کنید. رنگ بدنه بیشتر قابلمه های چدنی همیشه از حرارت کم تا متوسط استفاده کنید. رنگ بدنه بیشتر قابلمه های چدنی مشکی است و در مقایسه با انواع تفلون تنوع رنگ کمتری دارند.

نظر کارشناس: این ظروف از آلیاژی ساخته شده اند که شامل آهن و کربن است. اگر به مدت طولانی از این قابلمه ها استفاده شود شاید خطرهایی به همراه داشته باشد. به هر حال، در مقایسه با قابلمه های تفلون انتخاب مناسب تری است در مقایسه با قابلمه های استیل، آلومینیومی و پیر از سلامت پایین تری برخوردار است.

قابلمه های لع

بیشتر برای طبخ غذهای آبدار به کار می روند و نمی توانید داخل این قابلمه ها برنج بپزید یا حتی غذاهای جامد را دوباره گرم کنید. این قابلمه ها را در اندازه های مختلف با قیمتی مناسب تهیه کرده و از آنها برای نگهداری غذا در یخچال یا پخت انواع سوپ و خوراک های مایع در حجم کم استفاده کنید. علاوه بر این طرح های متنوعی دارند و حتی برخی از نمونه هایشان با در شیشه ای طراحی شده اند.

نظر کارشناس: در این قابلمه ها هم ترکیبات شیمیایی وجود دارد. روکش آنها به مرور زمان از بین می روند و لعاب وارد خوراک ها می شود. اگر این قابلمه ها در معرض غذاهایی با ph اسیدی یا قلیایی باشند واکنش های شیمیایی سریع تر شده و آسیب هایی را ایجاد می کند.

ظروف پیر

اختراع ظروف شیشه ای پیر در دوران توماس ادیسون ریشه دارد. ادیسون برای اختراع لامپ، شیشه ای لازم داشته که در برابر حرارت مقاوم. باشد. شرکتی که این شیشه را برای ادیسون ابداع کرد چندی بعد ظروف شیشه ای با نام پیر را به بازار جهانی عرضه کرد و بدین ترتیب قابلمه های شیشه ای روانه بازار شدند.

ظروف شیشه ای پیر این قابلیت را دارند که آنها را روی گاز، در فر یا مایکروفر قرار دهید؛ ضمن اینکه ظاهرشان زیبا و شفاف است و می توانید با همان ظرف، غذا را سرو کنید.

نظر کارشناس: در دسته ظروف سالم قرار می گیرند و استفاده از این ظروف برای سلامتی ما خطری ندارد و هیچ گونه ماده شیمیایی از راه پیر های مقاوم وارد بدن نمی شود. بنابراین توصیه می شود برای پخت و پز از این ظروف بیشتر استفاده کنید.

قابلمه های سنتی

قابلمه هایی از جنس مس و روی در این دسته قرار می گیرند. در زمان مادربزرگ های ما استفاده از این قابلمه ها کاربرد زیادی داشت و هنوز هم به دلیل اینکه قابلمه های رویی که به آنها روحی هم می گویند به دلیل قیمت ارزان مورد توجه بعضی از مردم قرار می گیرند. این قابلمه ها اندازه متنوعی دارند و سبک هستند.

نظر کارشناس: در این قابلمه ها هم مشکل ورود املاح مس و روی به خوراک ها وجود دارد بهتر است به طور مداوم و طولانی مدتی از آنها استفاده نشود.

ماهیتابه های رژیمی

ماهیتابه های دردار مستطیلی شکلی هستند که به طور حتم نام شان به گوش تان خورده است. مهمترین ویژگی این قابلمه ها این است که غذا را با مقدار کمی روغن برای شما سرخ می کنند، به همین دلیل با کمک این ماهیتابه ها غذای سالمی می خورید. ضمن اینکه برای پخت سبزیجات با مقدار کمی آب می توانید از این ماهیتابه های دردار کمک بگیرید. در مجموع اگر از آنها درست استفاده کنید برای سلامتی تان ضرری ندارند.

نظر کارشناس: پوشش داخلی این قابلمه از جنس تفلون است و در صورت ایجاد اش در سطح قابلمه بهتر است آن را کنار بگذارید چون در این صورت سلامتی شما به خطر می افتد.

صرف نظر از این قضیه، به دلیل اینکه در این ماهیتابه ها بسته می شود، مقدار ا یژن اطراف مواد غذایی کاهش یافته و فشار داخل قابلمه بیشتر می شود. در چنین شرایطی زمان پخت کاهش می یابد. اگر هم شعله گاز کم باشد خوراک ح سرخ کرده مطلوبی پیدا می کند و نیازی به استفاده زیاد از روغن نیست. بنابراین این ماهیتابه ها از این نظر برتری دارند که چربی کمتری به بدن می رسانند و سبب اضافه وزن و چاقی نمی شوند. به ویژه افرادی که به غذاهای چرب علاقه دارند با استفاده از این ظروف غذاهای سالم تری به بدن شان می رسانند.

زودپز، آرام پز و بخا ز

خیلی از خانم های شاغل که برای آشپزی و به ویژه پخت غذاهای سنتی زمان کافی ندارند، از طرفداران «زودپز» هستند. جدا از این زودپز یک وسیله کاربردی در آشپزخانه است که با کاهش زمان پخت، در مصرف گاز و وقت صرفه جویی می کند و در مدت کوتاه تر غذایی کاملاً پخته و جاافتاده را تحویل تان می دهد. این وسیله در مقایسه با مایکروویو مشکوک به سرطان زا بودن نیست و درصد بیشتری از ویتامین های غذا را حفظ می کند. برای تهیه تمام غذاها از انواع گوشت و مرغ گرفته تا سوپ و سبزیجات می توانید از این دیگ مکانیکی استفاده کنید و آشپزی را سریع، متنوع و با صرفه تر پیش ببرید.

آرام پز هم برای خانم های شاغل کاربرد دارد. می توانند شب مواد غذایی را داخل آن بریزند و صبح روز بعد غذای آماده ای برای ناهار یا شام خانواده داشته باشند. بخا ز هم دستگاه برقی دیگری است که شما را به مصرف غذاهای سالم و بدون روغن تشویق می کند.

نظر کارشناس: مهمترین عاملی که ارزش مواد غذایی را کاهش می دهد حرارت، نور و ا یژن است. در زودپز، بخا ز و آرام پز وقتی در ظرف را می بندیم، عامل ا یژن را از مواد غذایی دور می کنیم و این اتفاق بیشتر در آرام پز و زودپز رخ می دهد.

منبع: تندرستی/ شماره ۱۳۸/ دی ماه ۹۲/ آناهیتا درودیان/ صفحه ۴۰



مشاهده متن کامل ...
پروین داعی پور همسرشهید باقری
درخواست حذف اطلاعات
گفتگو با پروین داعی پور ، همسر شهید حسن باقری

اشاره
در یکی از همین بعدازظهرها که آفتاب پاییزی به آدم می چسبد و نمی چسبد به اوایل خیابان شریعتی می آییم . کمی بالاتر ، به کوچه ای که پهن است و درآن ساعت خلوت ، آرامش به عابران خود تعارف می کند ، می پیچیم . وسط این کوچه ، بالای دیوار یکی از درهایش تابلو سرمه ای رنگ نسبتا بزرگی است که نشان می دهد. اینجا دفتر « جمعیت ن ایران » است . می رویم تو . حیاط دلبازی در نگاهمان می نشیند . ازآن حیاط هایی که آدم هایی به سن و سال ما را به یاد خانه پدری اش می اندازد . حالا کمی کوچکتر یا بزرگتر توفیری ندارد .
از ی که آنجا است سراغ سرکار خانم داعی پوررا می گیریم. راهنمائیمان می کند به عمارت یک طبقه ای که در ضلع شمالی این حیاط خوش نشسته است ؛ با پنجره های بزرگ ومتعدد که هنوزع باغچه پیدا و و ناپیدا روی شیشه های پاکیزه اش دیده می شود.
در همان ابتدای ورود به عمارت ، خانم داعی پور به استقبالمان می آید . دور یک میز می نشینیم . قرار است ایشان از زندگی خود و شهید حسن باقری ( غلامحسین افشردی ) بگوید و می گوید ؛ گرم و صمیمی . خانم داعی پور از ما می خواهد متن این گفتگو را قبل از چاپ بخواند . حق ایشان است . یک هفته بعد ، متن گفتگو را به همراه یادداشت زیر برایمان می فرستد : « معمولا" خیلی سخت است تحت هر شرایطی و برای هر شنونده ای فقط با خیال اینکه وظیفه خود را نسبت به شهید ادا می کند حرف زد . پس نوعا" از مصاحبه و گفت و شنودها پرهیز داشته و دارم . باور من بر این است که باید سفره دل ، پیش اهلش باز کنی و اگر شنونده تو با تو همدل و هم فکر نباشد ، گفتن ها نه سودی دارد و نه جایی . اما در این میان نشریه « کمان » را متفاوت یافتم و آنرا مجموعه ای دلباخته و سوخته در فرهنگ دیدم که در پس طرح داستان پرازفراز و نشیب جنگ سعی درزنده نگه داشتن مفاهیم و فرهنگ غنی شهادت ، ایثار، از خودگذشتگی و سادگی و... دارد که روزی عطرآن سراسرمنازل را پر کرده بود تلاش تان قابل قدر دانی و تحسین است و امید دارم که هر روز بیشتر از گذشته موفق و موئد باشید .»


خانم داعی پور ، ازخودتان بگوئید .
ــ خیلی مایل نیستم از خودم بگویم.
بسیار خوب ! اما می دانیم شما روزهای اول جنگ در دبیرستان نظام وفای اهواز مسئولیت یک ستاد را به عهده داشتید. درباره کارهای این ستاد برای ما بگویید .
ــ آن روزها ، اهواز به خاطر شروع جنگ وضعیت عادی نداشت . تقریبا" چیزی سر جای خودش نبود .
و درگیر بودند و توجهی به حضور ن در این شهر هم نمی شد . با کمک شهید علم الهدی به خاطر احساس ظرورت این ستاد را تشکیل دادیم .
این ستاد نامی هم داشت ؟
ــ بله! نام « ستاد مقاومت خواهران پاسدار انقلاب ی » را برای آن انتخاب کردیم . می خواستیم به نوعی وابستگی خودمان را به نشان دهیم و در عین حال نام مستقلی از تشکیلات داشته باشیم .
نام خانم هایی که با شما همکاری می د یادتان مانده است ؟
ــ بله ! چطورمی توانم این نیروهای جوان ومخلص را که دختران دانایی بودند فراموش کنم . نرگس زرگر صدیقه زرگر خواهران شه و ترتیفی زاده ، فریده درخشنده ، پری شریعتی ، آل ناصر ، عقیلی و ...
این ستاد که در دبیرستان نظام وفا تشکیل شده بود ارتباطی هم با مساجد اهواز داشت؟
ــ نمی توانست نداشته باشد . ما پایگاههایی در مساجد بر پا کردیم . بعضی از خواهران این پایگاهها نقش نیروهای اطلاعاتی ، امدادی و تبلیغاتی را در سطح شهر اهواز بر عهده داشتند . حتی شناسایی بعضی از افراد ستون پنجم که آن روزها خیانت شان آتش به جان ما می زد به عهده تعدادی از خواهران بود .
شما کارهای تبلیغاتی هم می کردید ؟
ــ اتفاقا" یکی از اولین کارهای ما پر خلاء تبلیغاتی بود . آن رو مه ها و نشریه به اهواز نمی رسید .
رادیو صدای فارسی عراق هم به خوبی شنیده می شد.
اولین کارهایی که کردید به خاطر دارید؟
ــ ما با همکاری ستاد خبری آ ین و تازه ترین خبرها و تحولات جنگ را می گرفتیم ، آن ها را تکثیر می کردیم و خواهران ما این خبرها را سر خیابان ها و محل هایی که رفت و آمد بیشتری بود می چسباندند. تعدادی از همین خبرها هم سهم پایگاههایی بود که درمساجد زده بودیم البته سعی می کردیم اخبار مثبت را به مردم بدهیم تا روحیه بگیرند زیرا در شرایط دشواری قرار داشتیم . عراق سی ــ چهل کیلومتر بیشتر با ما فاصله نداشت .
درباره ستون پنجم با اشاره ای عبور کردید . بیشتر برای ما توضیح بدهید .
ــ اهواز آلوده بوده به آدم هایی که خودشان را به عراقی ها فروخته بودند . اینان مراکز مختلف و حساس راشناسایی می د و مختصات جغرافیایی آن را به عراق میدادند و توپخانه عراق هم دقیقا" روی همین مراکز اجرای آتش می کرد. مانیزباهوشترین وکارآمدترین نیروهای خودمان را برای شناسایی این افراد در سطح اهواز و حومه آن انتخاب کرده بودیم .
مهم ترین نمونه این شناسایی کدام بود ؟
ــ بهترین نمونه اش کاری بود که خانم عقیلی انجام دادند. در یکی ازروستاها ی حومه اهوازعراقی ها حدودچهل دستگاه تانک پنهان کرده بودند که خانم عقیلی محل اختفاء آن را کشف می کند و به برادران اطلاع می دهد و همه تانک ها لو می روند .
به غیر از ستون پنجم ، گروههای منافقین ، چریک های ف و سایر گروه هایی که با انقلاب سرستیز داشتند نیزدراهواز پراکنده بودند . ازاینان هم بگویید .
یت بعضی ازافراد این گروهها که اسم بردید جمع آوری اطلاعات و رساندن آنها به مرکزیت تشکیلات خودشان بود تا ازآن طریق به دست عراقی ها برسد . درهمان روزها مطلع شدیم که دربیشترهتل های اهوازکه به بیمارستان تبدیل شده بود ازجمله هتل نادری وهتل فجر. عده ای ازاعضای این گروهها به عنوان نیروی داوطلب امداد وارد شده اند وبه محض این که پای مجروح های جنگی به این هتل های بیمارستان شده می رسید ، شروع می د به تخلیه اطلاعاتی از آنان و اخباری که از جبهه ها نیاز داشتند می گرفتند . ما هم تعدادی از خواهران را واقعا" به این بیمارستان موقت تحمیل کردیم تا مراقب لو رفتن اطلاعات باشند ودر ضمن این نیروهای نفوذی امدادی را هم شناسایی کننند که بعد از چند وقت تقریبا" توانستیم بر اوضاع مسلط شویم . اما خیلی سختی کشیدیم تا مسئوو لین این بیمارستان ها را قانع کنیم . به آنان می گفتم بگذارید این خواهران دانشجوی ما کارهای اولیه و ابت در بیمارستان انجام دهند آما باشند تا بتوانیم به وظیفه خودمان عمل کنیم .


با کارهای شما مخالفت هایی هم در سطوح مختلف دستگاههای نظامی و اجرایی می شد؟
ــ بسیار زیاد . حتی تا مرحله ای که قرار شد ن ، اهواز را تخلیه کنند ؛ مخصوصا" بعد از دومین موشکی که عراق به اهوازشلیک کرد.آنان می گفتند اهواز یک شهرنظامی است ونباید ن دراین چنین شهری باشندبعضی از خانواده ها مانده بودند چون فرزندانشان در جبهه ها بودند . بعضی از خواهرهایی که از ستاد ما بودند خانواده شان شهر را ترک کرده بودند و اینان شبانه روز در ستاد بودند .
حضور ن در آن شرایط دشوار و نفس گیر برای رزمندگان مایه دلگرمی بود.
ــ واقعا" همین طوراست . یک روز برادر رزمنده ای به ستاد آمد و گفت من باورنمی توی شهراهواز زن هم باشد . وقتی تعدادی ازخانم های چادری را دیدم احساس این جا شهراست واحساس آرامش .فردای همین روز ، ما دستور کارتازه ای برای خواهران آماده کردیم . با این طرح خواهران را تقسیم کردیم که دو به دو یا چند تا چند تا درخیابان ها راه بروند ؛ به خصوص محل هایی که رفت وآمد رزمندگان بیشتر است . در همین روزها بود که رسما" در اعلام شد که خانم ها باید شهر را تخلیه کنند . تصادفا"گروهی از دفترحضرت آن روزها به اهواز آمده بودند که معروف بودند به شاخه نظامی دفتر حضرت . من از فرصت استفاده و مساله وج ن را با یکی از آقایان مطرح و تقاضا که از بپرسند که تکلیف ما در این شرایط چیست ؟ ایشان هم بزرگواری د و بلا فاصله پس از دیدار با حضرت تلفنی به من اطلاع دادند که فرموده اند دفاع بر همه واجب است ، زن و مرد باید دفاع کنند، اذن ولی هم لازم نیست . فرموده بودند باید بما نند ، دفاع برآنان واجب است تا جایی که احتمال اسارت نرود . یعنی به محض اینکه احتمال اسارت برای شان پیش آمد باید شهر را ترک کنند.
این پیام شفاهی بود ؟
ــ بله . شفاهی بود و ما هم این پیام را از فردا در سطح شهر پخش کردیم . همین پیام شفاهی مسأله را ختم کرد و ما خیال راحت تری مشغول کارهایمان شدیم . تحلیل ما این بود که اگراهوازرا ترک کنیم این م سرنوشتی شبیه مشهر خواهد داشت . دراین شرایط دشمن جسورتر شده و رزمندگان را بدون پشتوانه مردمی احساس خواهد کرد وهمین مسأله به دشمن روحیه مضاعف خواهد داد . کلام ما را نجات داد وتوانستیم هر روز بیشتر از روز پیش محکمتر بایستیم .
درباره شهید علم الهدی هم بگویید.
ــ راه اندازی این ستاد به کمک ایشان بود . اصلا" تشکیلاتی در خوزستان نبود که علم الهدی یک پای ماجرای
آن نباشد . با کمک ایشان بود که اولین بیانیه اعلام موجودیت ستاد ما روز هفتم مهر ماه سال1359ازرادیواهوازخوانده شد . ایشان سن زیادی نداشت اما به نظر من دنیایی بود از تجربه ، علم و ایمان و اخلاص در همان روزها بود که این شهید عزیزدبیرستان نظام وفا راازآموزش وپرورش گرفت بعدها ایشان مشغله زیادیپیدا کرد و کمتر به نیازهای ستاد رسیدگی می کرد ، اما در واقع اگر ایشان نبود این ستاد هم پا نمی گرفت .
از آشنایی تان با شهید افشردی بگویید .
ــ من مایل نبودم توی ستاد بحثی ازازدواج پیش بیاید. ما همه توان خودرا روی مسائل جنگ گذاشته بودیم که ارتباط جدی با متن جنگ داشت . یعنی همان موضوع هایی که برایتان گفتم .
یک روز، یکی از دوستانم که به تازگی ازدواج کرده بود به من گفت همسرم دوستی از برادرهای دارد که می خواهیم برای ازدواج اورا به شما معرفی کنیم . من این حرف را جدی نگرفتم چون اصلا"آمادگی اش را نداشتم ؛ هم به دلیل مسئوولیت های کاری، هم به این علت که مسأله ازدواج هنوزبرایم اهمیت پیدا نکرده بود.دیگراین که خانواده ام در اهوازنبودند ومن به شبا نه روزی در ستاد می ماندم.دراین شرایط نمی توانستم مسئوولیت های یک زندگی جدید را بپذیرم.
چطور شد برای ازدواج راضی شدید؟
ــ خیلی ساده. فقط با یک استخاره که خوب آمد.
یک روزبه همراه همین دوستی که پشنهاد ازدواج را با من مطرح کرده بود، درخیابان اهوازمشغول ید بودیم . درهمین لحظه ها شهرمورد اصابت گلوله خم قرار گرفت . احساس خیلی نزدیک است .انگاربغل گوش مان خورده است. با عجله به طرف محل اصابت خم آمدیم. به گمانم خیابان کاوه بود . وقتی رسیدیم مجروحی را کف یک وانت دیدم که براثرانفجارهمین خم روده ها یش بیرون ریخته بود. یک جیپ هم در آتش می سوخت.موج انفجار و ترکش های بزرگ و کوچک، کرکره مغازه ها راازجا کنده بود. چرخ میوه فروش ها با همه میوه ها یش واژ گون شده وکف پیاده رو را رنگ کرده بود.
جسد مردی را دیدم که رویش پارچه مندرسی کشیده بودند و پاهایش بیرون بود . ازد مپایی هایش فهمیدم اهوازی است ودر همین شهر و زیر همین گلوله های کشنده زندگی می کند. با خودم فکر لابد او هم پدرخانواده ای است و برای ید مایحتاج روزانه این جا آمده است.او با زندگیش در اهواز جنگ را به هیچ گرفته است. پس می توان زیر آتش هم زندگی کرد و حتی جان داد تا دیگران زیر آسمان همین شهر آسوده تر زندگی کنند.
وقتی از کنار چهره های بهت زده مردم در این خیابان سوخته گذشتم و به طرف ستاد آمدم احساس به خاطر همین ساده بودن معنای زندگی و مرگ است که می توان ازدواج را به عنوان مرحله ای از زندگی نگریست. به یاد حرف های دوستم افتادم که گفته بود؛آقای باقری از بچه های است و همه وقتش در جبهه می گذرد و هر آن در معرض شهادت است.
صحنه ها ی آن روز خیابان کاوه برای من درس بود ؛ درسی که باید دیر یا زود آن را می آموختم و عمل می . وقتی به همراه دوستم به ستاد می آمدیم ، به چیزی جززندگی دراین شه رخطرفکر نمی حتی یک زندگی جدید با ی که ممکن است فردا در کنارم نباشد . من تصمیم خودم را گرفته بودم . باید آتش این جنگ را با شروع یک زندگی تازه تحقیر می . به همین خاطربه دوستم گفتم ؛ راستی آن پاسداری که قرار بود به من معرفی کنی اسمش چه بود؟
کمی جا خورد و بعد از مکث کوتاهی گفت:
ــ به او حسن باقری می گویند،ولی نام اصلی اش غلا محسین افشردی است.
از اولین ملاقات تان با ایشان بگویید.
ــ اولین ملاقات ما در خانه همین دوستم بود. روز های آ ماه مبارک رمضان بود.
یادتان مانده چه روزی بود؟
ــ به نظرم اوایل مردادماه سال بود 1360بود وآن روزها اهواز چه گرمایی داشت ! دو ساعت مانده به افطار وضو گرفتم . دو رکعت خواندم ورو به خدا گفتم : خودت از نیت من با خبری .آن طورکه صلاح
می دانی این کار را به سرانجام برسان!
از اولین جمله ها یی که رد و بدل شد چیزی به یاد دارید؟
ــ اول ایشان حرف زدند گفتند : « اسم من حسن باقری نیست.من غلام حسین افشردی هستم. به خاطراین که از نیروی اطلاعاتی جنگ هستم مرا به نام حسن باقری می شناسند. » این اولین صداقتی بود که ازایشان دیدم
و روی من خیلی اثر گذاشت. در صدای پخته اش روراستی موج می زد.
من هم ازعلاقه ام به کاردرستاد جنگ گفتم. گفتم دراین شرایط وتا زمانی که جنگ هست باید کارکنم. نمی خواهم چیزی مانع حضورم در کارجنگ باشد . اعتقاد زیادی هم به این ندارم که حضورزن فقط درخانهخلاصه شود.
پاسخ ایشان چه بود؟
ــ واقع امر این بود که ایشان بالاتر از این ها یی که من گفتم می دید . به من گفت: « شما حتی نباید خودتان را محدود به این جنگ ید . انقلاب موقعیتی پیش آورده است که زن باید جا یگاه خودش را پیدا کند. باید به کارهای بزرگ تری فکر کنید.»
احساس من این بود که ایشان این حرف ها را از روی اعتقاد می گفت.من در میان این حرف ها دوباره امواج آن صداقت را دیدم.
این اولین دیدار با چه نتیجه ای تمام شد؟
ـ ایشان مسائل کلی تری هم مطرح د و یادم هست که روی مسائل اخلاقی خیلی تکیه داشت. حرف های ما با اشاره صا حب خانه که حالا وقت افطار است تمام شد.
جلسه دومی هم بر پا شد.
ــ بله! یک هفته بعد و در همان خانه،باز همان حرف های اصلی بود که در این جلسه کمی ریزتر درباره اش حرف زدیم.
تا جایی که به خاطر دارم ایشان اهل نوشتن بود. آیا دربار? زندگی مشتر ک تان هم چیزی نوشته است؟
ــ من این یاد داشت ها را بعد از شهادت ایشان دیدم. این دفترچه کاملا" شخصی و خصوصی است که تا به
حال آن را به ی نداده ام. ایشان در یادداشت ها شان به قدری ظریف آن دو جلسه را تجزیه و تحلیل کرده بودند که من بار دیگر به تدبیر و پختگی ایشان ایمان آوردم. ایشان در یادداشت ها یش به این نکته هم اشاره کرده بودند که با وضو به این جلسه ها آمده و همه ی کا ر ها را به خدا واگذار کرده است. حتی شخصیت مرا هم بر اساس حرف ها یم تحلیل کرده بود. و این تحلیل چقدر دقیق بود.
یادداشت ها ی نظامی هم داشتند؟
ــ بله! من همه ی آن ها را در اختیار اطلاعات جنگ قرار دادم. این رو مه نویسی یکی از خصلت های خوب ایشان بود که از دوران نوجوانی ، اتفاقاتی که در روز با آن رو به رو می شد می نوشت. این دفترچه ها خیلی پربار و ارزشمند است.
بعد از جلسه دوم این پیوند قطعی شد؟
ــ یک روز تلفنی به من گفتند که از نظر من مطلب دیگری نمانده است. با توکل به خدا من اعلام آمادگی می کنم.من دوباره استخا ره . خوب آمد. در واقع هر دو با تجربه همین دو جلسه واگذار کردیم به خدا! قرار شد بیاییم تهران و خانواده ها مراسم معمول را جاری کنند . اما دلم می خواست ی محرمیت خوانده شودو نمی دانستم چطور به ایشان بگویم. جالب این که ایشان هم مایل بودند این خوانده شود.
خانواده شما مطلع بودند؟
ــ بله! من به مادرم همه ی مسائل را گفته بودم. فقط وظیفه ایشان را باز ن و گفتم دانشجوی اعزامی از تهران است و گفتم که می خواهم محرمیت بخوانیم که برای رفت وآمد به تهران مشکل نداشته باشیم.
ی محر میت را چه ی خواند؟
ــ رفتیم پیش آقای جزایری، اهواز و ایشان ی یک ماهه برای ما خواندند. همان جا بود که من به طور کامل ایشان را دیدم. تا آن روز به ظاهرش دقیق نشده بودم. چهره ای لطیف،معصومانه و جوان داشت و زیر این چهره یک پختگی نهفته بود که من آن را باور داشتم.
آمدید تهران؟
ــ آن روزها مصادف بود با چهلمین روز شهادت شهید بهشتی و ی انفجار حزب. قبل از فاجعه هفتم تیر شهید بهشتی و همسر گرامی شان به اهواز آمده بودند و ما به دیدن ایشان رفته بودیم. علا قه والفت زیادی در دل ما نسبت به ایشان پیدا شده بود. قرار بود دوستان ستاد برای مراسم چهلم به تهران بیایند. این فرصت خوبی بود که من هم به تهران بیایم. یادم هست در این سفرآ قای صادق آهنگران هم با ما آمدند. درآنجا بود که من به یکی ازهمکارانم گفتم که من در تهران از شما جدا می شوم چون قراراست عقد کنم!او خیلی جا خورد. آمدم خانه. مادرم به راحتی نمی توانست داستان ازدواج مرا بپذ یرد. خوب، کمی طبیعی بود چون آن ها داماد خو دشان را تا آن روز ندیده بودند . یکی- دو روز بعد آقای باقری و خانواده شان آمدند خانه ما. آقای باقری با نهایت احترام گفتند کاری که ما کردیم اصلا" قصد بی احترامی به خانواده ها نبود. بلکه به یک توافق رسیدیم ولی باز هم نظر خا نواده ها محترم هست. الان هم هر چه دو خانواده بگویند ما قبول می کنیم.
خانواده شما نظری داشتند؟
ــ دلواپسی مادرم طبیعی بود.اما وقتی خانواده آقای باقری رفتند،به مادرم گفتم:«حرفی نزدید؛ شما که نگران بودید ؟» مادرم جواب داد: « نمی دانم! همین که پایش را به خانه ی ما گذاشت، محبتش رفت تو دلم ودیگرحرفی برای گفتن نداشتم.»
از عقد تان هم بگویید.
ــ داستان عقد ما هم شنیدنی است. آقای باقری خیلی دلش می خواست خطبه عقد ما را بخواند . ولی به خاطر اوج گرفتن ترورها، دفتر وقت ملا قات برای عقد نمی داد. قرار شد آقای هاشمی رفسنجانی که آن روزها رئیس مجلس بودند خطبه بخوانند . وقت دادند و ما هم رفتیم . اتفاقا" صبح آن روز منافقین دفتر ستاد را توی خیابان پاسداران با آر- پی- جی زده بودند . با مشکلات زیادی وارد مجلس شدیم. من بودم،ایشان و برادرم . سه ساعت در دفتر هیئت رئیسه مجلس نشستیم . آقای هاشمی جلسه مهمی داشتند . ایشان ، آقایان خوئینی ها و بیات را از طرف خودشان برای عقد ما فرستادند . این دو بزرگوار هم آمدند .آقای خوئینی ها من شد وآقای بیات ایشان . مراسم عقد به همین سادگی انجام شد و ما هم که جعبه شیرینی را سه ساعت تمام با خودمان نگه داشته بودیم باز کردیم.
بعد بر گشتید اهواز؟
ــ بله! البته یکی- دو میهمانی ساده هم آقای باقری در خانه شان دادند. همین خانه ای که در میدان اسان است. اقوام و دوستانش آمدند. بیشتر مساله آشنایی بود. ید عروسی هم داشتید؟
مادرآقای باقری اصرارزیادی برای ید داشت، چون پسربزرگش راداماد می کرد .طبیعی بود که علاقه مندی های خاص خودش را داشت. ید هم سنت است. ما با این کار احترام مادرایشان را به جای می آوردیم ولی به خاطرروحیه خودمان خیلی مایل به ید نبودیم .هرطوری بود سرازبازارتهران در آوردیم یک کفش یدیم و یک حلقه به قیمت 630 تومان واقع امراین بود که برای ید احساس نیاز نمی کردیم.
فردای ید آمدیم اهواز .
ع العمل دوستان ستاد چطور بود؟
ــ ساعت ده- یازده شب رسیدیم اهواز. من هم ی ره رفتم ستاد. دوستانم از عقد من با خبر شده بو دندو طی روز های بعد کمک ها ی زیادی برای پیدا مسکن ما داشتند؛ بدون این که من حرفی زده باشم . خیلی شرمنده محبت ایشان هستم.
و زندگی جدید در دل جنگ رسما"آغاز شد.
بله! این همان زندگی بود که من به آن رسیده بودم باید آن را شروع می . همه چیز به خوبی پیش می رفت. دوستان به فکر خا نه ای برای ما بودند . حتی خانه هایی را هم برای ما پیدا کرده بودند. در این میان کارهای ستاد هم به خوبی پیش می رفت . در تمام این مدت حس خودم این بود که این همه لطف خدا بدون امتحان نخواهد بود . گاهی از این امتحان مضطرب می شدم. در این میان برنامه زندگی طوری تنظیم شده بود که هم ایشان به کارشان می رسیدند وهم من.
شما در مرحله ای از جنگ به تهران آمدید؟
ــ بله! مسئوولان تصمیم گرفتند زندگی فرما ند هان جنگ را به تهران انتقال بدهند . من از این خبرخوشحال نبودم . به اهواز و زندگی درآن خو گر فته بودم. زندگی در اهواز را جمع کردیم و در تهران پهن.
ما اصلا" در این خانه زندگی نکر دیم ، چون در فاصله کمی ، منطقه ای برای عملیات انتخاب شده بود که نزدیک دزفول بود. ایشان گفتند که برویم دزفول . اتاقی در منزل یکی از دوستا نش گرفته بود . آن روز ها « نرگس » دخترم به دنیا آمد . نرگس رنگ و بوی تازه ای به این زندگی جنگی داد.
شما حدود یک سال و نیم با این شهید زندگی کر دید. او در خانه چطور بود؟
ــ همین طور است. از نظر زمانی کمی بود، ولی از لحاظ کیفیت ارزش بالایی داشت. بارها شد که من ده روز ایشان را نمی دیدم . مخصوصا" وقتی عملیاتی صورت می گرفت این زمان بیشتر می شد وتا روزیکه جبهه ها استقرار وثبات پیدا نمی کرد به خانه نمی آمد.آن هم حدود سه یا چهار ساعت . درهمین ساعتهای کم آن قدر برخوردش مهربانانه و سنجیده بود که بعد از رفتن او احساس می اگر یک ماه دیگر هم نیاید همین توان معنوی برایم کافی است . وقتی می آمد چشمهایش از فرط کار و بیخو سرخ بود واز خستگی صدایش به زحمت در می آمد . همه اش تلاش بود. لحظه ای آرام وقرار نداشت. اما با آن همه خستگی وقتی پایش به خانه می رسید با حوصله می نشست و با من صحبت می کرد . قدردان بود . تقید او به مطالعه برای من بسیار عزیز بود . حتی بعضی از کتابهایی که خوانده بود به من توصیه می کرد بخوانم ، چون فرصت داشتم. از طرف دیگر او به زبان عربی تسلط داشت و. متون خوبی برای مطالعه انتخاب می کرد.
این فرصت های دیدار در دزفول بیشتر شد؟
ــ بله !او بیشتر به خانه می آمد ومن هم مادر شده بودم .بچه ام شیرین بود. طبیعی است که بچه فرصت هایی را از مادر می گیرد . از طرف دیگر دزفول شهر پدری من بود . همخانه ای هم داشتم که همسر یکی از ان بود .ما هر دو با منطق جنگ آشنا بودیم و به همین خاطر وقتی این مرد بزرگ از جبهه به خانه می آمد آن قدر کار کرده بود که شده بود یک پوست و استخوان وحتی روز ها گرسنگی کشیده بود ، جاده ها وبیابانها را برای شناسایی پشت سرگذاشته بود ، اما در خانه اثری از این خستگی بروز نمی داد.می نشست وبه من می گفت در این چند روزی که نبودم چه کار کرده ای ، چه کت خوانده ای و همان حرفهایی که یک زن در نهایت به دنبالش هست .من واقعا" احساس خوشبختی می .
از آن روز بگویید؟
ـ آن روز صبح ، با تانی رفت . یعنی مثل همیشه صبح زود نرفت . با نرگس بازی کرد . ناخنهای نرگس را گرفت.به هر حال نرگس هم کمی بزرگ شده بود . چهار ماهه بود .ع العمل نشان می داد او سربه سر نرگس می گذاشت و به من می گفت :«ببین پدرسوخته چقدر شیرین شده .خودشو لوس می کنه.» گفتم با تانی از خانه بیرون رفت.حتی یک بار هم برگشت ویکی – دوتا نوارکاست که صحبتهای یکی از آقایان بود به من داد و گفت:«گوش کن. حرفهای خوبی دارد و حوصلحه ات هم سر نمی رود.»
آن روز از خانه رفت . رفت شناسایی مواضع عراق که مجید بقایی و برادرش محمد آقا همراهش بودند.بعد ، از محمد آقا شنیدم از سنگری که دیده بانی می کرد گلوله خم کنار سنگر می افتد و ...
کی از شهادت ایشان مطلع شدید ؟
ــ همیشه به ایشان می گفتم ، اگرشهادت نصیب شما شد به دوستانت بسپار، من اولین نفری باشم که با خبرمی شوم. آن روز صبح ظاهرا" اخبار رادیو اطلاعاتی داده بود . چند ساعت بعد همان دوستم که باعث این وصلت شده بود با من تلفنی تماس گرفت . از لحن من متوجه شده بود که ازموضوع هنوزخبر ندارم .
اخبار ساعت دو بعداز ظهر هم خبر را اعلام کرده بود ومن نشنیده بودم. اما همخانه ام خبر داشت . بعد ازساعت دو دوباره همین دوستم از اهواز تماس گرفت و گفت : « اخبار را شنیدی ؟ » گفتم : « نه . » جواب داد : « مثل اینکه چند نفر شهید شده اند و اسم شهید مجید بقایی را هم گفته اند و نفر اول را من نشنیدم کی بوده . » من اصلا" نمی خواستم به خودم بقبولانم که نفر اول همسر من است .
پس خبر را چه ی به شما داد ؟
ــ دوباره تلفن زنگ زد . به گمانم « غلام پور » بود . دیدم درست نمی تواند صحبت کند . گفتم اگراتفاقی افتاده به من بگویید . ایشان هم گوشی را دادند به محمد آقا، برادر همسرم و او به صراحت گفت که غلامحسین شهید شده است . در همان ساعتها بود که محمد آقا آمد و گفت باید برویم تهران .
آمدید تهران؟
ــ بله . در مراسم تدفین این توفیق را یافتم که خودم را به غسال خانه برسانم . آمدم بالای سرش ؛ برای خداحافظی و طلب شفاعت .
آن روزها نرگس چند ماهه بود؟
ــ سه ــ چهار ماهه . جالب اینکه او تمایلی به بچه دار شدن نداشت ولی من عاشق بچه بودم. او می دانست که ماندنی نیست به همین خاطر نمی خواست زحمت من زیاد شود . از طرف دیگر من هم می دانستم که او ماندنی نیست و می خواستم یادگاری از اوداشته باشم هردواستخاره کردیم آیه ای آمد درباره داستان حضرت موسی و مادرش که گفته شده بود ما اندوه را از دل مادر میگیریم هردو تصمیم گرفتیم اگربچه مان پسر شد نام اورا موسی بگذاریم واگردختر شد به خاطر شدت علاقه اوبه زمان (ع ) نام مادرایشان « نرگس»را بگذاریم . از آن روز به بعد می گفتم : خدایا ! راضی ام به رضای تو . ولی اینقدر به همسرم مهلت بده که فرزندمان را ببیند . ماند و دید و حتی چند ماه با او سرگرم شد و پدری کرد.
نشانه هایی از شهادت از ایشان دیده بودید ؟ شده بود برایتان از شهادت بگوید؟
ــ ایشان از محبین راستین ائمه و اهل بیت علیه سلام بود . اهل این دنیا نبود . دریکی از سفرهایی که به مشهد داشت از رضا (ع ) طلب شهادت کرده بود همان سفری که همراه آقای محسن رضایی رفته بودند وحرم را به خاطر آقای رضایی خلوت کرده بودند. درآن خلوت حرم او حرفهایش را زده بود . حتی آقای طبسی دعای حفاظت رضا (ع) را به ایشان داده بود. وقتی برگشت پرسیدم : « از آقا چه خواستی ؟ » جواب داد : « رفتم پیش رضا (ع) و از او خواستم و حالا هم منتظرم هستند .» با این حرف لبخدی روی لبهایش
نشست و یک حلقه اشک در چشمانش .
خانم داعی پور الآن چکار می کنید ؟
ــ درس می خوانم ، در مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی و کمی هم فعالیت های اجتماعی دارم .
نرگس چه می کند ؟
ــ نرگس هم به حمدالله موفق است و سال دوم دبیرستان را می خواند.
خانم داعی پور . امروز دراین بعداز ظهر پاییزی ما وقت زیادی از شما گرفتیم . از بزرگواری شما سپاسگزاریم . حرفهای شما مثل یک سفر بود. سفر به گذشته ای که همه ما به آن روزها افتخار می کنیم ، اما وقتی این افتخار بیشتر می شود که بتوانیم یاد آن روزها وآن مردان و ن را برای ابد در دلها زنده نگه داریم امیدوارم همسفر خوبی برای حرفهای شما بوده باشیم .
ــ من هم از شما متشکرم . این حرفها مرا هم به دنیای دیگری برد و حالا بعد از رفتن شما به این دنیا بر می گردم ؛ دنیایی که با دنیای آن روزها خیلی فرق دارد .



زندگی نامه
غلامحسین افشردی ( حسن باقری ) روز 25 اسفند ماه سال 1334 در یکی از محله های قدیمی تهران ــ میدان اسان ــ به دنیا آمد . آن روز مصادف با سوم شعبان بود ؛ به همین خاطر نام او را غلامحسین گذاشتند . او در دوسالگی به همراه پدر ومادرش مسافر کربلا شد .
دبستان را در مدرسه مترجم ال ه گذراند . از سال سوم متوسطه در دبیرستان مروی فعالیت های اجتماعی و علمی خود را آغاز کرد . او به گفت و شنودهای علمی و تحقیقات دینی و فراگیری قرآن و حدیث ودرس عربی علاقه نشان می داد .
در سال 1354 و هم زمان با به پایان رساندن دوره متوسطه ، رشته دامپروری ارومیه را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد . این موقعیت تازه شکل دیگری به فعالیت های او داد ، بطوری که در کلاس و مسجد برای دانشجویان صحبت می کرد. همین رویه او و حتی درگیر شدنش با گارد و پاسخهای مستدل و محکم اش به بعضی از انی که مفاهیم دینی را نادیده می گرفتند ، باعث شد پس از یک سال و نیم تحصیل او را از ا اج کنند .
غلامحسین افشردی در اسفند ماه 1356 به خدمت سربازی اعزام شد . در این محیط نظامی نیز دست روی دست نگذاشت ورابطه عاطفی وارشادی با سربازان و درجه داران برقرارکرد.هم زمان با شروع هایانقلاب ، پادگان را ترک کرد و به امواج وشان ملت ایران پیوست ؛ در درگیریهای خیابانی وتظاهراتفعال بود و درروزهای پایانی سقوط سلطنت پهلوی دوم درتسخیر پادگان ها شجاعت های زیادی ازخود نشان داد. پس از پیروزی انقلاب به اعضای تحریریه رو مه پیوست و همزمان موفق شد در رشته حقوق قضایی به تهران راه یابد.
جنگ عراق با ایران صفحه های تازه ای درزندگی سراسر پرتلاش او گشود. استعداد فوق العاده درتدبیرهای نظامی و سازمان دهی نیروهای رزم وهمچنین به وجود آوردن واحد اطلاعات وعملیات کارآمد دربدنه خیلی زود از او چهره متفکر و درخشان در عرصه طراحی های نظامی و عملیات ساخت .
غلامحسین افشردی ( حسن باقری ) روز شنبه 9/11/61 هنگام شناسایی مواضع عراق با انفجارخم ای به شهادت رسید از این نامی دختری به نام « نرگس » به یادگار مانده است.


وصیت نامة شهید غلامحسین افشردی

‹‹ ..... فعلاً انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای تمام مستکبران در آمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان .
... ما با هیچ ت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان سرجنگ داریم و در رابطه با این هدف ، جنگ با صدام یزید فقط مقدمه است ...
... در این موقعیت زمانی و مکانی ، جنگ ما جنگ کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت ، خیانت به اکرم ( ص ) و زمان ( عج ) ، و پشت پازدن به خون ست . ملت ما باید خودش را آمادة هر گونه فداکاری د ...
‹‹ ... در چنین میدان وسیع واین هدف رفیع انسانی و الهی جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پاافتاده است . و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه را با خلوص نیت پیدا کنیم ...
... در مورد درآمدها چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاته را هم خمسش را داده ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان با کفر ج کنند ...››
درود بر کبیر انقلاب ی ، . اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب ا مان ( عج ) غلامحسین افشردی ساعت 12 شب



مشاهده متن کامل ...
مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات

جادوگر شماره 8 برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا به این بهانه مروری بر زندگی ورزشی او داشته باشیم.


علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003





مشاهده متن کامل ...
مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات

جادوگر شماره 8 برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا به این بهانه مروری بر زندگی ورزشی او داشته باشیم.


علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003





مشاهده متن کامل ...
programmable logic controller) plc) - بررسی سیستم های کنترل کننده های برنامه پذی
درخواست حذف اطلاعات

فصل سوم - کنترل کننده های برنامه پذیرprogrammable logic controller) plc)



1-3 مقدمه

plcاز عبارت programmable logic controller به معنای کنترل کننده قابل برنامه ریزی گرفته شده است.plc کنترل کننده ای است نرم افزاری که در قسمت ورودی، اطلاعات را بصورت باینری دریافت و آنها را طبق برنامه ای که در حافظه اش ذخیره شده پردازش می نماید و نتیجه عملیات را نیز از قسمت وجی به صورت فرمانهایی به گیرنده ها و اجرا کننده های فرمان ، ارسال می کند.

وظیفه plcقبلا بر عهده مدارهای فرمان رله ای بود که استفاده ازآنها در محیط های صنعتی جدید منسوخ گردیده است.اولین اشکالی که در این مدارها ظاهر می شودآن است که با افزایش تعداد رله ها حجم و وزن مدار فرمان بسیار بزرگ شده، همچنین موجب افزایش قیمت آن می گردد . برای رفع این اشکال مدارهای فرمان الکترونیکی ساخته شد ، ولی با وجود این هنگامی که تغییری در روند یا عملکرد ماشین صورت می گیرد لازم است تغییرات بسیاری در سخت افزار سیستم کنترل داده شود .

با استفاده از plc تغییر در روند یا عملکرد ماشین به آسانی صورت می پذیرد، زیرا دیگر لازم نیست سیم کشی ها و سخت افزار سیستم کنترل تغییر کند و تنها کافی است چند سطر برنامه نوشت و به plcارسال کرد تا کنترل مورد نظر تحقق یابد.

plc ها سخت افزاری شبیه کامپیوتر دارند، البته با ویژگیهای خاصی که مناسب کنترل صنعتی است:

• در مقابل نویز حفاظت شده اند

• ساختار م ار دارند که تعویض بخشهای مختلف آنرا ساده می سازد

• اتصالات ورودی- وجی وسطوح سیگنال استاندارد دارند

• زبان برنامه نویسی آنها ساده و سطح بالاست

• تغییر برنامه در هنگام کارآسان است.

2-3 مقایسه سیستمهای کنترلی مختلف

به طور کلی چهار سیستم کنترلی وجود دارد:

1.سیستمهای رله ای از قدیمی ترین سیستم کنترلی هستند. در این سیستمها کلیه عملیات کنترلی با استفاده از رله ها انجام می پذیرد.

2.سیستمهای کنترلی مبنی بر مدارهای منطقی. در این سیستم ها از دروازه های منطقی و تراشه های کوچک برای پیاده سازی عملیات منطقی استفاده می شود.

3.کنترل با کامپیو تر شخصی

4.کنترل مبنی بر plc.

در ج زیر انواع سیستمهای کنترل کننده از جنبه های مختلف مقایه شده اند


برخی از معایب یا توجهات خاص در بکارگیری سیستمهای plc

1.کاربردهایی با برنامه ثابت: شاید استفاده از plc که قابلیت های برنامه ریزی زیادی دارد،در صورت نیاز نداشتن به آنهامقرون بصرفه نباشد مانند کنترل کننده های غلتکی/دنبالگر.برخی از سازندگان تجهیزات برای کاهش هزینه ها، هنوز از سیستمهای غلتکی مکانیکی استفاده می کنند.تغییر کارها غلتک ها بندرت تغییر می کند بنابراین قابلیت تغییر برنامه ریزی plcها در اینجا جندان اهمیت ندارد

2.ملاحظات محل کار: برخی پارامترهای محیط مانند: دمای بالا،ارتعاشات، تداخلات الکترو مغناطیسی ، عواملی هستند که کاربرد plcها را محدود می کنند.

3.عملکرد ایمن در برابر اشتباه : در سیستمهای رله ای فشردن کلید توقف، برق مدار را قطع می کند و همینطور قطع منبع برق، باعث خاموش شدن سیستم می شود. بعلاوه سیستهای رله ای هنگام وصل مجدد برق بطور خ ر روشن نمی شوند. البته این موضوع از طریق برنامه نویسی در مورد plc نیز قابل اعمال است. اما در بعضی از برنامه های plcممکن است برای متوقف ساختن یک وسیله نیاز به اعمال ولتاژ ورودی باشد ، این گونه سیستمهادر مقابل اشتباه ایمن نیستندالبته این نقص با افزودن رله های حفاظتی به سیستم plc رفع می شود.

4.عملکرد مدار ثابت: اگر سیستم مورد نظر هرگز نیاز به تغییر نداشته باشد ، یک سیستم کنترل ثابت (مانند غلتک مکانیکی) هزینه کمتری نسبت به plcخواهد داشت. plc ها در جاییکه بطور دوره ایی در عملیات تغییر ایجاد می شود، از کارایی بیشتری بر خوردارند.

برخی ازشرکت های سازنده plc:

siemens, aeg, smar, abb, allen bradly, bosch, general electric, mitsubishi…

3-3 سخت افزار plc

قسمتهای تشکیل دهنده یک سیستم plcبه صورت زیر تقسیم می شود(شکل1-3)

• واحد منبع تغذیه ps(power supply)

• واحد پردازش مرکزی cpu

• حافظه

• ماژولهای ورودی

• ماژولهای وجی

• ماژولهای تغییر شکل سیگنال

• ماژول ارتباط پروسسوری (communication processor(cp))

• ماژول رابط (interface module(im))

• بدنه و قفسه ها (racks and ch is)



شکل 1-3:قسمتهای یک plc

ماژول منبع تغذیه(ps):منبع تغذیه ولتاژهای مورد نیاز plc را تامین می کند. این منبع معمولا از ولتاژهای 24vdc و 110vacیا 220vac،ولتاژ 5vdc را ایجاد می کند. ماکزیمم جریان قابل دسترسی منطبق با تعداد ماژولها ی وجی مصرفی است. جهت دستی به راندمان بالا معمولا از منابع تغذیه سوئیچینگ استفاده می شود. برای تغذیه رله ها و محرکها (actuator) معمولا از ولتاژ 24vdc بصورت مستقیم و بدون هیچ کارت ارتباطی استفاده می شود.

واحد پردازش مرکزی یا cpu:وظیفه این واحد، دریافت اطلاعات از ورودیها، پردازش این اطلاعات مطابق دستورات برنامه و صدور فرمانهایی است که به صورت فعال یا غیر فعال وجی ها ظاهر می شود.

حافظه:در ح کلی در plc ها دو نوع حافظه وجود دارد:

• حافظه موقت یا ram: که محل نگهداری فلگ ها، تایمر ها، شمارنده ها و برنامه های کاربردی کاربر است.

• حافظه دائم (eeprom , eprom): که جهت نگهداری و ذخیره همیشگی برنامه کاربر استفاده می شود.

در مواردی از ram های cmosکه باتری پشتیبان دارند استفاده می شود،بدین ترتیب در صورت قطع برق اطلاعات انها حفظ می گردد.

ماژولهای ورودی:ورودی هایی که در سیستم های plc مورد استفاده قرار می گیرند در ح کلی به صورت زیر می باشند:

الف) ورودیهای دیجیتال(digital input)

ب) ورودی های آنالوگ(analog input)

الف) ورودیهای دیجیتال:این ورودیها معمولا بصورت سیگنالهای 0یا 24ولتdc می باشند . گاهی برای پردازش به تغییر سطح ولتاژ نیاز دارند. معمولا برای انجام این عمل ماژولهایی خاص در plc در نظر گرفته می شود.

جهت حفاظت مدارهای داخلی plc از خطرات ناشی از اشکالات بوجود آمده در مدار یا برای جلوگیری از ورود نویزهای موجود در محیط های صنعتی،ارتباط ورودیها با مدارت داخلی plc توسط کوپل کننده های نوری انجام می گیرد. بدلیل ایزوله شدن ورودی ها از بقیه اجزای مدار داخلی plc ، هرگونه اتصال کوتاه و یا اضافه ولتاژ نمی تواندآسیبی به واحدهای داخلی plc وارد آ ورد.

ب)ورودی های آنالوگ:این گونه ورودیها در ح استاندارد

4-20 ma و یا 0-20ma بوده ،مستقیما به ماژول آنا لوگ متصل می شوند. ماژولهای ورودی آنالوگ، سیگنالهای دریافتی پیوسته رابه مقادیر دیجیتال تبدیل نموده و سپس مقادیر دیجیتال حاصل توسطcpu پردازش می شود.

ماژولهای وجی: وجی های استفاده شده در plcها به دو صورت زیرمی باشند:

الف) وجیهای دیجیتال:این فرمانهای وجی به صورت سیگنالهای 0 تا 24 ولت dcبوده که در وجی ظاهر می شوند. بنابراین هر وجی از لحاظ منطقی می تواند مقادیر “0” یا “1” را داشته باشد. این سیگنالها به تقویت کننده های قدرت یا مبدل های الکتریکی ارسال می شوند تا مثلا ماشین را به حرکت در آ ورند یا آنرا از حرکت باز دارند.

ب) وجیهای آنالوگ: سطوح ولتاژ و جریان استاندارد وجی می تواند یکی از مقادیر ،4-20ma ، 0- 20ma باشد. معمولا ماژولهای وجی آنالوگ، مقادیر دیجیتال پردازش شده توسط cpu را به سیگنالهای آنالوگ مورد نیاز جهت پروسه تحت کنترل تبدیل می نمایند. این وجی ها بوسیله واحدی به نام isolator از سایر قسمتهای داخلی plc ایزوله می شوند. بدین ترتیب مدارت حساس داخلی plc از خطرات ناشی از امکان بروز اتصالات نا خواسته خارجی محافظت می گردند.

ماژول تغییرشکل سیگنال: در مواقعی که سیگنالهای موجود درمحدوده استانداردنباشند،لازم است از یک ماژول تغییر شکل دهنده استفاده شودتا محدوده سیگنالها را تغییر داده و به محدوده استاندارد تبدیل کند.

ماژول ارتباط پروسسوری (cp): این ماژول ارتباط بین cpu مرکزی را با cpu های جانبی بر قرار می سازد.

ماژول رابط (im): در صورت نیاز به اضافه نمودن واحد های دیگرورودی و وجی به plc یا جهت اتصال پانل اپراتوری و پروگرامر،به plcاز این ماژول ارتباطی استفاده می شود. در صورتی که چندین plc بصورت شبکه به یکدیگر متصل شوند. از واحد im جهت ارتباط آنها استفاده می شود.

ورودی/ وجی دور دست و ارتباط با آنها:

هنگامیکه تعداد زیادی ورودی / وجی در فاصله ای دوروجود دارد،اتصال مستقیم آنها به plc نیاز به اتصالات زیادی دارد که مقرون به صرفه نیست،دراین مواقع یک واحدi/o در مکان لازم نصب می شودوبایک زوج سیم به plc متصل می گردد. واحد i/o اطلاعات مربوط به ورودی/ وجی ها را از طریق اتصال سریال به plc ارسال و دریافت می کند. باتوجه به اینکه واحد i/o تا plcممکن است به چند هزار متر برسد،صرفه جویی زیادی در هزینه ها می شود. در سیستمهای بزرگ ممکن است چندین plc وجودداشته باشد که همگی تحت نظارت یک plc اصلی عمل می کنند.معمولا برنامه کنترلی در plc اصلی اجرا می شود و plcهای دیگر فقط وظیفه ارتباط با واحد های i/oرا به عهده دارند.

4-3 انواع محیطهای برنامه نویسی و امکانات نرم افزاری در plc

امروزه استاندارد های خاص بیت المللی مثل iec 1131 برای برنامه نویسی و کار با plc ها وجود دارد که اغلب شرکت های سازنده و طراح plc که معمولا نرم افزارهای مخصوص plc های خودشان را تولید می کنند. از این روشهای استاندارد شده پیروی می کنند و فقط تفاوتهای جزیی در نرم افزارهای آنها به چشم می خورد که اکثر آنها هم در اثر تفاوتهای سخت افزاری سیستم های طراحی شده بوجود می آیند.اما در این بخش زبانها و محیطهای مختلف برنامه نویسی به طور مختصر و خلاصه به طور عمومی و کلی مورد بررسی قرار می گیرد تا در برخورد های احتمالی با این محیطها دچارسردرگمی نشوید.

بطور کلی می توان زبانها برنامه نویس plcرا به پنج دسته تقسیم کرد:

• زبان sfc یا sequential function chart language

• زبان fbd یا function block diagram language

• زبان ld یا ladder diagram language

• زبان st یا structured text language

• زبان il یا instruction list language

پنج زبان فوق زبان های استاندارد و شناخته شده plc ها هستند و کمپانی های سازنده سخت افزار و نرم افزار plcها با وجود اختلاف های جزیی که ممکن است در نام یا ظاهر نرم افزار هایشان با نمونه های اصلی و جود داشته باشد، همگی بر اساس همین روشهای استاندارد شده حرکت می کنند.

زبان sfc:

در این محیط نیز مانند دیگر محیط های برنامه نویسی،ابزار هایی وجود دارند که در ابتدا باید با آنها آشنا شد، مهمترین ابزارهای موجود transition,initialstep,step است.

هر step معرف مرحله ای از روتین کنترلی است که در آن اتفاقاتی، براساس تعاریف نویسنده برنامه، به وقوع خواهد پیوست، هر step بایک مربع نشان داده می شود وشماره ای که معرف مرحله ای خاص از برنامه است داخل آن نوشته می شود.



تعریف عملیات آن مرحله نیز در درون یک مستطیل نوشته می شود که به مربع اصلی متصل شده و هر دوی اینها معرف یک مرحله از برنامه هستند.

در هر زمان و هر سیکل اسکن برنامه،step مربوط به آن فعال خواهد شد، برای نشان دادن step های فعال و غیر فعال از یک دایره کوچک استفاده می شود که درون مربع اصلی


شکل2-4:نمایش step فعال و غیر فعال

step قرار می گیرد و در زمان اجرای برنامه مشخص می کند که کدام step فعال و کدام غیر فعال است.



بدیهی است که دستورات مربوط به step فعال در همان لحظه در حال اجرا شدن است و step غیر فعال، کاری انجام نمی دهد.برای نشان دادن وضعیت ابت و در شروع برنامه sfc می بایست از یک initial step استفاده کنیم که نشان دهنده شروع و مرحله آغاز برنامه است ، نماد گرافیکی step initial یک مربع دو خطی است.

بدیهی است که هر برنامه sfc باید فقط دارای یک initial step باشد که با شروع اجرای،به شکل فعال در خواهد آمد. شکل3-4: initial step در شروع برنامه

مورد بعدی که باید در مورد آن صحبت شود transition است که بصورت یک خط افقی مسیر ارتباطی بین دو step را قطع می کند. شماره مربوط آن در گوشه پایین و سمت راست آن نوشته می شودو توضیحات لازم را در قسمت راست می نویسندمانند شکل 4-4 .

لازم بذکر است که قسمت توضیحات یک بخش آزاد و مجزا است و به هیچ عنوان قسمتی از برنامه محسوب نمی شود و تنها جنبه توضیح برای درک بهتر را دارد.


شکل4-4:transition

transition ها در هر مرحله از برنامه شروط موجود در قسمتهای قبلی خود را می بینند و بر آورده شدن و عدم برآورده شدن آن شروط بررسی را می کنند و بدیهی است که اگر شروط هر مرحله برآورده شده باشد.transition ها مربوطه اجازه عبور از آن مرحله را صادر می کند و بالع . نکته مهم دیگر خطوط جهت دار برای اتصال stepها و transition ها و همچنین پرسشهای جهت دار است. به شکل 5-4 توجه کنید. خطوط جهت دار در بین stepهاو transitionها دارای فلش نشان دهنده جهت نیستند. اما برای بر قراری ارتباط سراسری از خارج حلقه شکل اتصال فرق می کند. برای نشان دادن پرش ازیک transition به یک step داخل برنامه از یک علامت فلش بهمراه شماره stepمقصد استفاده می شود. باید توجه داشت که این روش فقط برای پرش ازیک transition به یک step است نه برع .


شکل5-4:پرش از یکtransition به یک step

پیش از پرداختن به ح های و اشکال مختلف sfc می بایست به دو قانون مهم توجه کرد. این قوانین بسیار مهم هستند و همواره باید در هنگام برنامه نویسی به آنها توجه کرد:

1.هرگز و در هیچ قسمتی از برنامه دو step بدون وجود transition، پشت سر هم قرار نمی گیرند.

2. هرگز و در هیچ قسمت از برنامه دو transition بدون وجود step پشت سر هم قرار نمی گیرند.

شکل 6-4: انواع اتصالات بین step و transition


شکل 7-4:نمایش چگونگی پرسش ازیکtransition به یک step این دو شکل از نظر عملکرد کاملا ی ان هستند

ح های مختلف برای اتصال step و transition

انشعاب تکی و دوتایی: یک stepمی تواند بعداز transition مربوطه به چند step دیگر متصل شود. اگر اتصال آنها از نوع تکی و ساده باشد، که بایک خط نشان داده می شود. بعد از ورود به انشعاب تنها آن step که باید فعال شود، فعال شده و برنامه ادامه پیدا می کند اما اگر اتصال از نوع دوتایی باشد (که با خطوط دوتایی نشان داده می شود) پس از ورود به انشعاب ، تمام step ها به شکل موازی فعال خواهند شد.(شکل8-4 ،الف وب)

ماکرو step: ماکرو step یک نماد گرافیکی است که در بدنه برنامه sfc به کار می رود و معرف یک برنامه sfc دیگر است که در انجا فراخوانی می شود. توجه کنید که processx یک برنامه sfc دی ت که در قسمتی دیگر طراحی و تعریف شده ، داخل هر کدام از stepها باید برنامه مورد نظر را با استفاده از روشهای مناسب برنامه نویسی در sfc نوشت و پس از آن آزمایش ، آن را اجرا کرد.


شکل8-4 الف:انشعاب تکی یاsingle divergence وsingle convergence


زبان fbd:

ابزار های موجود در محیط برنامه سازی fbd، کمی با زبانهای دیگر متفاوت است و می بایست برخورد متفاوتی با آنها داشت.در این محیط بسیاری از ابزار های واقعی به صورت بلاک های مختلف در اختیار هستند و فقط کافی است آنها را به شکل مورد نظر کنار هم و در غالب یک پروژه ، قرار داد و از سمت مناسب ، ورودی و وجیهایشان را بهم متصل کرده و آزمایش کنیم در اینجا به چند بلوک نرم افزاری مهم که کاربرد وسیع تری نسبت به بقیه دارند اشاره می شود. اما پیش از آن ذکر چند نکته در مورد کار با این بلک ها ضروری به نظر می رسد:

شکل بلاک ها: کلیه بلاکها در fbd معرف یک عملیات خاص بین ورودی و وجی هایشان هستند به شکل زیر توجه شود.


شکل 9-4 : شکل کلی بلاک ها در fbd

متغیر های ورودی در برنامه. به پایه های ورودی بلاک و متغیر های وجی به پایه های وجی بلاک متصل می شوند و بدین ترتیب می توان با استفاده از بلاکهای استاندارد منطقی و امکانات دیگری که fbd در اختیار می گذارد روتین کنترلی مورد نظر را پیاده سازی کرد.

بلا کهایی که fbd بعنوان ابزار در دسترس قرار می دهد، متنوع هستند و از آن جمله می توان به : فلیپ فلاپهای sr،rs،f-trig،r-trig شمارنده های ctu،ctd،-ctudتایمرهای ton،tof،tpـسیگنال ژنراتور یاsig genـ انواع عملگرهای منطقی مثل,or,xor,add،sub و بسیاری عملگرها و توابع دیگر اشاره کرد. به شکل زیر توجه شود:


شکل 10-4: پرش در fbd

لازم بذکر است که در محیط برنامه نویسی می توان بسته به نیاز خود توابع جدیدی را تعریف و پیاده سازی کرد که در کتابخانه نرم افزاری نگهداری خواهد شد و می توان در جای مناسب از آن استفاده کرد.

 زبان ld:

این زبان بسیار شبیه به دیاگرام نردبانی قدیمی است و تغییرات آن نسبت به مدلهای قدیمی تر ، بسیار جزئی است و اگر به دیاگرام نردبانی علائمی مثل ورودی، کنتاکت و کویل آشنا باشید براحتی می توانید با این زبان کار کنید،شکل 11-4 خلاصه ایی از علایم مورد استفاده در ld است.


شکل 11-4 :برخی از علایم مورد استفاده در ld

هر کنتاکت در این روش به یک ورودی و هر کویل به یک متغییر وجی نسبت داده می شود.نحوه ارتباط بین ورودی ها و وجی ها ، دقیقا شبیه به دیاگرام نردبانی رله ای است ، اما ح های استاندارتری هم برای این ارتباطات وجود دارد که در شکل زیرچند مورد از آنها را بررسی می کنیم:


شکل12-4: چند مدل استاندارد در ld

زبان st:

این زبان شبیه زبانهای متداول برنامه نویسی مثل پاسکال است و از دستورات حلقه ، شرط و امکانات دیگرزبانهای سطح پایین کمک می گیرد.برای افرادی که بانوع محیط ها ی برنامه نویسی متداول کار کرده اند استفاده از این زبان راحت تر و مناسب تر است.بعضی از دستورالعمل های این محیط عبارتنداز:

if, then, else, case, for, while, repeat, return

 زبان il:

این زبان نیز بی شباهت به زبان اسمبلی نبوده و آشنا بودن به اسمبلی در هنگام کار با این محیط ، تا حدودی کمک خواهدکرد.بعضی از دستورالعمل های این محیط عبارتند از:

ld, st, cal, jmp, ret.add, sub, mul

همانطور که در ابتدا ی این بخش ذکرشد هدف از عنوان این مطالب به هیچ وجه آموزش برنامه نویسی برای plc ها نیست بلکه سعی شده تا در هنگام برخورد احتمالی با برنامه های plc دستی به هدف کلی ممکن و میسر باشد.

5-3 توابع کنترل پیوسته در plc ها

در یک plc با ورودی / وجی آنالوگ ، پس از دریافت ورودیها، عملیات ریاضی مناسب روی آنها انجام می شود و سپس وجی های آنالوگ تعیین می شوند. قابلیت و سطح کنترل بستگی به سرعت و قابلیت plc در انجام عملیات ریاضی دارد. دریک فرایند کنترلی ممکن است جملات تناسبی ،انتگرال و مشتق وجود داشته باشند. به عنوان مثال با انجام عملیات زیر، کنترل با جمله تناسبی انجام می شود :

1.مقدار ورودی سنسور را بخوان، مقدار اندازه گیری شده (mv)را با مقدار (sp) مقایسه کن و مقدار خطا (e)را به دست آور. e=sp-mv

2.خطا را در یک ضریب ثابت(بهره سیستم)kp ضرب کن.

3.نتیجه را به مبدل d/a ارسال کن و به مرحله 1 برگرد.

البته در یک کنترل پیوسته برای بهبود پارامترهایی نظیر سرعت پاسخ، نوسان و خطاهای ماندگار لازم است از جملات مشتق و انتگرال نیز استفاده شود. در plcهایی که امکان کنترل pid را دارند، معمولاالگوریتم کنترل در حافظه plcوجود دارد و کاربر تنها ظرایب ورودی / وجی را معین می کند. این الگوریتمها ممکن است به صورت زیر برنامه هایی باشند که در برنامه اصلی فراخوانی شوند.البته پیاده سازی کنترل pid با نرم افزار زمان زیادی را می گیرد و سیکل اجرای برنامه را طولانی می کند. در مواقعی که طولانی شدن سیکل اجرای برنامه در روند کنترل اخلال ایجاد کند، کنترل pidبه صورت سخت افزاری انجام می شود.

ماژولهای pid

با توجه به اینکه پیاده سازی نرم افزاری زمان زیادی می گیرد، سازنده های plc ماژولهایی را می سازند تا کنترل pid را به صورت سخت افزاری انجام دهند. این ماژول ها ، ورودی/ وجی آنالوگ دارند و یک پردازنده مستقل در آنها وجود دارد که عملیات ریاضی را انجام می دهد.این پردازنده موازی با پردازنده اصلی عمل می کند و انجام کلیه محاسبات pid را به عهده دارد، تنها لازم است پردازنده اصلی پارامترهای کنترلی را به این ماژول ارسال کند. ماژول pid پس از هرسیکل اجرای فرایند کنترل، اطلاعات وضعیت خود را در رجیستر هایی از فضای i/o قرار می دهد و پردازنده اصلی می تواند آنها را خوانده و از عملکرد آن ماژول مطلع شود.

علاوه بر عملیات متداول در امر کنترل، معمولا لازم است نوعی پیش پردازش روی اطلاعات ورودی انجام شود،(مانند حذف نوسانات عددی و ناخواسته در اطلاعات ورودی) برخی از plcها توابع خاصی را برای انجام این کار دارند. به عنوان نمونه plc سری 80 از شرکت تابعی دارد که یکنواخت سازی نمایی (مرتبه اول) روی ورودی انجام می دهد.ثابت زمانی این تابع که analag(analog lag) نام دارد قابل برنامه ریزی است، البته استفاده از این تابع اختیاری است.

برنامه ریزی ماژولهای pid

برنامه ریزی یک ماژول pid بستگی به نوع plc دارد و ممکن است به استفاده از دیاگرام نردبانی یا واحد های برنامه ریزی خاص انجام شود. در دیاگرام نردبانی حلقه pid مانند یک تابع خاص تلقی می شود که پارامترهای آن را کاربر تعیین می کند، همانند یک تایمر که زمان آنرا کاربر به آن وارد می نماید.

پانلهای برنامه ریزی خاص معمولا منویی دارند که پارامتر های لازم را از کاربر می پرسد. پارامترهایی را که می توان انتخاب کرد عبارتند از : کنترل یک،دو یا سه جمله ای (pid,pi,p)،آدرس نقاط i/o به عنوان ورودی و وجی، بهره ضرایب ، زمان انتگرال، زمان مشتق و سرعت نمونه برداری وغیره.

ماژول های pid معمولا حافظه ای دارند که داده ها و اطلاعات وضعیت خود را در آن ذخیره می کنند.پردازنده اصلی به این داده ها دسترسی دارد و از آنها استفاده می کند.

کاربرد ماژولهای pid

الگوریتمهای کنترلی که در همه plcها وجود دارد برای بیشتر کاربردها، کارایی و سرعت کافی را دارد، مثلا برای کنترل سرعت ، تنظیم فشارهیدرولیک، کنترل دما، مدیریت انرژی و غیره .

در بسیاری از فرایندهای کنترلی لازم است به تعداد زیادی ورودی / وجی رسیدگی شود، معمولا در یک حلقه کنترلی با تغییر پارامترهای لازم و بررسی کل فرایند ، پارامترهای مطلوب جهت کنترل صحیح فرایند به دست می آید.

6-3 ارتباط در plc ها

نیاز مبادله اطلاعات بین plc ها و سایر تجهیزات در یک کارخانه خ ر ، سبب شده است که امکانات ارتباطی روی همه کنترل کننده ها نصب شود در plc های کوچک سخت افزار و نرم افزارلازم در خود بدنه plc نصب گردد و در plc های بزرگ ، ماژول های ویژه ای جهت ارتباط وجود دارد.

باسهای ارتباطی برای منظورهای مختلفی استفاده می شوند از جمله:

• نمایش داده ها و آلارم ها از طریق vdu یا چاپگر

• ذخیره داده ها در فایلهای بایگانی(در یک کامپیو تر) تا برای بررسی کارایی فرایند و مدیریت اطاعت استفاده شوند.

• ارسال پارامترهای لازم از طریق اپراتور یا کنترل کننده ناظر به plc ها

• تغییر برنامه plcها از طریق کنترل کننده ناظر

• تغییر وضعیت نقاط i/o از طریق یک ترمینال راه دور

• اتصال plc در یک سلسله مراتب کنترلی که در آن plc های متعددی وجو دارد.


شکل1-6: یک سیستم redundant با خطوط دوبل اترنت و خطوط دوبل remote i/o و منابع تغذیه دوبل روی هر remote i/o

ارتباط سریال:

در plc ها معمولا برای ارتباط با سایر قسمتها و ارسال و دریافت داده ها ، از خطوط سریال استفاده می شود، جهت ارتباط سریال استاندارهایی وجود دارد که مهمترین آن rs 232 ومشتق آن rs 422/423 است.

rs 232 استاندارد ارتباط سریال در فواصل کو تاه است که برای ارتباط کامپیوتر با تجهیزات جانبی آن نظیر چاپگر استفاده می گردد. این استاندارد، اتصالات الکتریکی و فیزیکی ،ارتباط بین سیگنالها و روند مبادله اطلاعات را تعریف می کند. اتصال نوع dبا 25پایه کاملا متداول است و روی همه کامپیوترها و plcها نصب می شود.rs 232 و 422 rs در ارسال ی ان هستند و تفاوت آنها در سطح ولتاژ و سرعت انتقال است.

در ارتباط سریال سه ویژگی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد: اول سرعت انتقال،یعنی تعداد بیت ارسالی در ثانیه و عرض پالس هر بیت. دوم سطح ولتاژهای منطقی، یعنی بیت 1و0 با چه ولتاژی نشان داده می شود و سوم نحوه همزمانی داده ها تا گیرنده بتواند داده ها را به طور صحیح دریافت کند.

فاصله انتقال

استاندارد rs 232 حداکثر طول 30 m را در سرعت 9600bps پیشنهاد می کند، بخاطر اثر خازنی سیمها طول بیشتر از این مقرون بصرفه نیست. البته در سرعت های کمتربا استفاده از کابلهای مناسب می توان فاصله را بیشتر کرد.

در صورتی که فواصل ارتباطی زیاد باشد از استانداردهای دیگر نظیر rs 422 و حلقه جریان استفاده می شود.

حلقه جریان20ma

در این استاندارد برای ارسال داده ازیک مدار جریان 20 ma استفاده می شود. این روش مناسب محیطهای نویزی و فواصل زیاد است. مثلا در سرعت 9600bps می توان تا فاصله 300m از این استاندارد استفاده کرد.ارسال و دریافت اطلاعات از طریق یک زوج سیم صورت می گیرد و معمولا جهت ایزولاسیون الکتریکی از تزویج کننده های نوری استفاده می شود.لازم بذکر است که این استاندارد با استاندارد rs 232 انطباق ندارد و اتصال آنها به یکدیگر نیاز به مدار واسطه مناسب دارد. عیب حلقه جریان 20ma این است که برای آن استاندارد مشخصی وجود ارائه نشده است و مانند rs 232 خطوط کنترلی (handshaking) ندارد.

rs 422/423

این استاندارد بهبود یافته rs 232 است که بعضی ازمزایای حلقه جریان رانیز دارد.

rs 422 برای هرسیگنال دو سیم استفاده می کند که به صورت تفاضلی هستند و در نتیجه اطلاعات تا فواصل بیشتری قابل ارسال است.

معمولا هر plc یک ارتباط rs 232 دارد که اتصالات مربوط به rs 422 از آن مشتق شده است. برای فواصل کم از rs 232 و برای فواصل زیاد ازrs422 استفاده می شود.


شکل2-6: ارتباط plc ها بایکدیگرو با ادوات فیلد بااستفاده از پروتکل فیلد باس(ff)

ارتباط plc ها-ماژول ها و برنامه ریزی

برای انجام هر ارتباط سریال لازم است پارامترهای ارتباط مشخص شود. این پارامترها عبارتنداز:

• قالب بندی داده ها ، شامل بیت شروع و خاتمه، توازن و تعداد بیت داده

این انتخاب پارامترها ممکن است توسط کلید هایی بر روی سخت افزار plc و یا توسط نرم افزار انجام شود.

هر plc مجموعه دستوراتی جهت بر قراری ارتباط با سایر تجهیزات دارد.برنامه ریزی plc جهت انجام ارتباط با استفاده از دیاگرام نردبانی و یا یک زبان سطح بالا صورت می گیرد.

در این برنامه ریزی به دو نکته باید توجه نمود:

• نوع،محل و میزان داده ای که باید ارسال شود.

• شروع ارتباط

معمولا باید اتفاقی رخ دهد تا ارسال داده از جایی به جای دیگر انجام شود این اتفاق ممکن است داخلی باشد. مثلا عمل یک کلید، یا اتفاق در جای دیگر رخ دهد، مثلا plc یا دستگاه دیگر تقاضای مبادله اطلاعات نماید.

دستگاه شروع کننده ارتباط ، با ارسال یک یا چند کاراکتر کنترلی تقاضای خود را اعلان می کند. این کاراکترها بطور معمول کد اسکی هستند. جزئیات مربوط به ارتباط و انتقال داده بستگی به نوع و مدل plc دارد.

ارتباط بین چندین plc

وقتی چند plcقرار است با یک منبع واحد ارتباط داشته باشند، می توان از یک واحد جمع کننده استفاده کرد.هر plc که بخواهدبا plc اصلی ارتباط برقرار کند، واحد جمع کننده اتصال بین آنها را بر قرار می کند. البته در صورتی که لازم باشد جندین ارتباط بین plcها مختلف بطور همزمان بر قرار شود بهتر است از یک شبکه استفاده گردد. شبکه های محلی( (local area network lan یک را مناسب برای ارتباط بین چند plc است.

شبکه های محلی (lan)

در شبکه های محلی ،کامپیوتر ها و ادوات جانبی آنها در محدوده جغرافیایی مشخصی ( تا فواصل 10km) به هم متصل می شوند. استفاده از شبکه نسبت به اتصال نقطه به نقطه مزایایی دارد از جمله:

• هر کامیپوتر به تمام داده ها و برنامه در شبکه دسترسی دارد.

• اتصال نقطه به نقطه از نظر هزینه سیم کشی مقرون به صرفه نیست.

• معماری شبکه طوری است که اتصال کامپیوتر ها به هم انعطاف پذیر است.

سرعت انتقال داده معمولا 10 mbps است.پروتکل های متعددی برای شبکه های محلی وجود دارد که این پروتکل ها در فصل قبل توضیح داده شدند.


شکل 3-6:یک شبکه lan ،با معماریی که چندین پروتکل شبکه را پشتیبانی می کند

کنترل گسترده:

ارتباط بین کنترل کننده ها باعث می شود که یک plc خاص ، نه تنها کنترل یک دستگاه بخصوص را به عهده داشته باشد. بلکه چندین ایستگاه در یک کارخانه بزرگ را کنترل نماید. بدین ترتیب یک plc می تواند بخشی از ساختار کنترلی سلسله مراتبی باشد:در چنین سیستمی یک کنترل کننده هدایتگر، چندین plc ای دستگاه هوشمندcnc را سر پرستی می کند.

در حا ل حاضر برای اتوماسیون کامل کارخانه ها از کنترل سلسله مراتبی استفاده می شود. برای ایجاد یک کارخانه تمام اتو ماتیک، سیستم ارتباطی و کنترلی وسیعی لازم است . کل داده های کارخانه در یک پایگاه داده مدیریت جمع آوری می گردد تا در اسرع وقت در اختیار مدیران و برنامه ریزان قرار گیرد،بنابراین ایجاد استاندارد های مناسب جهت ارتباط امری ضروری است.


شکل4-6 : یک شبکه گسترده که از پروتکل فیلد استفاده کرده است




مشاهده متن کامل ...
مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات
علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003



مشاهده متن کامل ...
مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات
علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003



مشاهده متن کامل ...
مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات
علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003






مشاهده متن کامل ...
مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات
علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003






مشاهده متن کامل ...
خداحافظی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات
علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003


مشاهده متن کامل ...
خداحافظی علی کریمی
درخواست حذف اطلاعات
علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد.

دوران باشگاهی

محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند.

کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند.

کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید.

شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت.

پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت.

کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد.

بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد.

دوران ملی

کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد.

کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد.

درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت.

شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد.

کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد.

عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد.

کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم.

افتخارات

افتخارات باشگاهی:

قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس

نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس

سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس

قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی

نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی

قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ

قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04

قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی

افتخارات ملی:

قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002

قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004

قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003

سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

افتخارات فردی:

انتخاب به عنوان بازیکن سال فوتبال آسیا (یک بار) 2004

دومین بازیکن برتر سال فوتبال آسیا و عضویت در تیم منتخب آسیا (یک بار) 2012

آقای گل جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

عضو تیم منتخب جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

آقای گل لیگ برتر فوتبال امارات (یک بار) 2004-2003


مشاهده متن کامل ...
خداحافظی کریمی ازدنیای فوتبال
درخواست حذف اطلاعات
از فتح تا برف مونیخ و تبریز مروری بر زندگی فوتبالی علی کریمی جادوگر شماره 8 برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا به این بهانه مروری بر زندگی ورزشی او داشته باشیم. -------------------------------------------------------------------------------- علی کریمی پس از 18 سال حضور در فوتبال حرفه ای ایران، امارات، آلمان و قطر برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد تا آ ین بازمانده از نسل طلایی فوتبال ایران نیز کفش هایش را بیاویزد. دوران باشگاهی محمدعلی کریمی پاشاکی، متولد 17 آبان ماه 1357 از دوران نوجوانی کار خود را در تیم های پایه نفت تهران آغاز کرد و پس از حضور در تیم نوجوانان سایپا راهی تیم جوانان فتح تهران شد. او 18 سال بیشتر سن نداشت که توانست به تیم بزرگسالان فتح راه پیدا کند تا دوران حرفه ای ار سال 1375 آغاز شود. کریمی با درخشش در تیم فتح و در 20 سالگی مورد توجه پرسپولیس قرار گرفت و در حالی که همزمان استقلالی ها نیز او را می خواستند اما این بازیکن تکنیکی تصمیم گرفت پیراهن پرسپولیس را به تن کند. کریمی که سال 77 به پرسپولیس رفت، در همان سال با مشکل محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا روبرو شد. وی به دلیل کتک زدن داور در حین برگزاری دیدار تیم های امید ایران و ویتنام با دو سال محرومیت روبرو شد که با اعتراض به این حکم یک سال محرومیتش کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن محرومیتش تا سال 80 در پرسپولیس حضور داشت و در 43 بازی موفق شد 11 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند. کریمی با درخشش در پرسپولیس با پیشنهادهای مختلفی از جمله اتلتیکو مادرید اسپانیا روبرو شد اما تصمیم گرفت در سن 23 سالگی به الاهلی امارات برود و فوتبالش را به عنوان یک لژیونر در کشورهای حوزه خلیج فارس بگذراند. کریمی 4 سال در فوتبال امارات حضور داشت و سال های درخشانی را در این تیم سپری کرد. اوج کار کریمی زمانی بود که در تیم ملی خوش درخشید و در جام ملت های 2004 آسیا موفق شد به عنوان سومی این رقابت ها برسد. در همان سال وی به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و پیشنهادهای اروپایی جدیدی نیز به این بازیکن رسید. شماره 8 تیم ملی که پس از درخشش در تیم ملی با پیشنهادهایی از لالیگا، بوندسلیگا، سری a و تیم های مطرحی چون رئال مادرید، رم و یوونتوس روبرو شده بود، به پرافتخارترین تیم آلمانی پیوست و شماره 8 بایرن مونیخ را به تن کرد. در حالی که سردبیر رو مه کیکر آلمان گفته بود وی برف مونیخ را نمی بیند اما دو سال حضور کریمی -84 تا 86- در بایرن مونیخ که یک نزدیک یک سال آن با مصدومیت سپری شد برای کریمی 42 بازی، 4 گل و قهرمانی در بوندسلیگا و جام حذفی آلمان در فصل 2006-2005 را به همراه داشت. پایان کار دو ساله علی کریمی در بایرن مونیخ که انتقادهای زیادی را هم نسبت به ج این بازیکن به مسئولان این باشگاه به همراه داشت، آغاز کار او در فوتبال قطر بود. بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان سال 86 تا 87 در تیم قطر بازی کرد و در حالی که سال دوم حضورش در قطر را می خواست با السیلیه بگذراند اما به پرسپولیس بازگشت. کریمی در حالی که می خواست پس 2717 روز بار دیگر با لباس پرسپولیس به میدان برود، هواداران زیادی را به ورزشگاه کشاند و در هفته هشتم لیگ هشتم و در بازی برابر پگاه گیلان (داماش) نزدیک به 90 هزار تماشاگر برای تشویق او به ورزشگاه رفتند تا بازی این بازیکن را از نزدیک ببینند. کریمی در لیگ هشتم و در 21 بازی موفق شد 5 گل برای سرخپوشان به ثمر برساند و سپس راهی استیل آذین شد. کریمی قراردادی دو ساله را با استیل آذین امضا کرد تا از سال 88 تا 90 در این تیم حضور داشته باشد، اما پس از مشکلاتی که با مصطفی آجورلو، مدیرعامل وقت این باشگاه پیدا کرد راهی شالکه 04 آلمان شد. بازیکن پیشین بایرن مونیخ که پس از حضور در شالکه 04 و در کنار بازیکنی چون رائول گونزالس انگیزه دوباره ای برای ادامه فوتبالش گرفت و با اینکه یک بازی بیشتر برای این تیم انجام نداد، اما در همان سال موفق شد با آبی پوشان آلمانی به قهرمانی جام حذفی برسد. کریمی پس از بازگشت از شالکه بار دیگر به پرسپولیس پیوست و از سال 90 تا 92 در این تیم حضور داشت. این بار انجام 40 بازی و به ثمر رساندن 13 گل سهم شماره 8 در تیم محبوب پایتخت بود و در حالی که پس از بازی خداحافظی مهدی مهدوی کیا در فینال جام حذفی برابر ان از فوتبال خداحافظی کرد، اما فصل گذشته به تراکتورسازی رفت و موفق شد با این تیم نیز به قهرمانی جام حذفی ایران برسد. دوران ملی کریمی در سال 76 همراه با حسین شمس، سرمربی وقت تیم فتح تهران به اردوی بروجرد تیم ملی رفت تا جزو بازیکنان اعزامی ایران به جام جهانی 98 فرانسه شود، اما ایویچ به دلیل اینکه با واسطه وارد اردوی تیم ملی شده بود، به نحوه ورودش ایراد گرفت و با تمام نکات مثبت فنی این بازیکن او را در تیم ملی نپذیرفت. کریمی پس از حضورش در پرسپولیس موفق شد به تیم ملی نیز راه پیدا کند و پس از انجام چهارمین بازی اش در لیگ و گ نی برابر سایپا در تاریخ 11 مهر ماه 1377 برای اولین بار به دعوت منصور پورحیدری پیراهن تیم ملی را به تن کرد. کریمی همراه با تیم ملی در بازی های آسیایی 98 بانکوک موفق شد به قهرمانی این مسابقات برسد اما محرومیتش به دلیل کتک زدن داور او را یک سال از تیم ملی دور کرد. بازگشت او به تیم ملی پس از محرومیت همراه با جام ملت های 2000 آسیا بود. سپس کریمی با تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2002 شرکت کرد و با اینکه نتوانست با ایران در این مسابقات موفق باشد و راهی مرحله نهایی جام جهانی شود، اما در پایان و درخشش برابر حریفان لقب «جادوگر» را به خود اختصاص داد. درخشش کریمی در لباس تیم ملی در جام ملت های 2004 بود که با بازی خوبش برابر کره جنوبی و هت تریک در این دیدار تیم ملی را راهی مرحله نیمه نهایی این مسابقات کرد. کریمی نقش مهمی در مقام سومی ایران در جام ملت های آسیای 2004 چین داشت و سپس در بازی های دوستانه تیم ملی هم درخشید. زمانی که در بازی دوستانه تیم ملی برابر رم درخشید و در دیدار خیرخواهانه با آلمان که به خاطر مردم ز له زده بم در ورزشگاه برگزار شد، آلمانی ها را مقهور تکنیک خود کرد. کریمی با درخشش برابر آلمان نیز لقب دیگری برای خود دست و پا کرد و این بار «مارادونای آسیا» نام گرفت. شماره 8 نامی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان هم همراه با ستاره های فوتبال ایران نظیر مهدی مهدوی کیا، علی ، وحید هاشمیان و ... موفق شدند تیم ملی را به جام جهانی ببرند تا ایران بعد از 8 سال بار دیگر حضور در این مسابقات را تجربه کند. بدشانسی کریمی در آستانه جام جهانی رقم خورد و در حالی که مدت زمان زیادی تا جام جهانی نمانده بود، او در تیم باشگاهی خود یعنی بایرن مونیخ مصدوم شد تا پس از گذراندن این مصدومیت نیز آمادگی زیادی نداشته باشد. مصدومیت باعث شد تا کریمی در جام جهانی درخشش لازم را نداشته باشد و البته لگد زدن او بعد از تعویش در بازی با پرتغال نیز حاشیه های زیادی برای او درست کرد. کریمی با تیم ملی در جام ملت های 2007 موفق نبود و ش ت تیم ملی در ضربات پن ی برابر کره جنوبی مانع حضور ایران در مرحله نیمه نهایی شد. کریمی بعد از این دوره در زمان مربیگری علی با سرمربی تیم ملی به مشکل خورد و باز هم از تیم ملی دور بود تا زمانی که افشین قطبی جانشین علی در تیم ملی شود. تیم ملی شانس کمی برای صعود به جام جهانی 2010 داشت و در این راه کریمی هم توسط قطبی به تیم ملی فراخوانده شد، اما مساوی در بازی پایانی برابر کره جنوبی مانع صعود تیم ملی به جام جهانی شد. عدم صعود تیم ملی به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و ادامه حضور افشین قطبی در تیم ملی، خداحافظی کریمی از فوتبال را در پی داشت. او نیز مانند مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی خداحافظی کرد تا تیم ملی در جام ملت های 2011 قطر بدون ستاره هایش حاضر شود. پس از قطبی، کارلوس کی روش هدایت تیم ملی را به عهده گرفت و این مسئله بازگشت شماره 8 به تیم ملی را به همراه داشت. کریمی یکی از ارکان اصلی تیم کی روش بود و سرمربی پرتغالی تیم ملی اعتماد زیادی به این بازیکن داشت، اما در ادامه و خداحافظی لفظی او در بازی پرسپولیس و ان، باعث شد کی روش دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکند. در حالی که کریمی امید زیادی داشت تا با تیم ملی در جام جهانی 2014 حضور داشته باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا او یکی از غایبان بزرگ ایران در جام جهانی لقب بگیرد. کریمی در حالی به این شکل پرونده فوتبال ملی اش از سال های 77 تا 92 بسته شد که 127 بازی ملی در کارنامه داشت و موفق شد با این تعداد بازی ملی 38 گل به ثمر برساند. او در حالی که بارها اعلام کرده بود قصد دارد با پیراهن پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کند، اما در سن 36 سالگی و بدون انجام بازی خداحافظی کفش هایش را آویخت تا با بازیکن تکنیکی فوتبال کشورمان در مستطیل سبز، با تمام افتخاراتش خداحافظی کنیم. افتخارات افتخارات باشگاهی: قهرمانی در لیگ آزادگان (2 بار) 78-77 و 79-78 همراه با پرسپولیس نایب قهرمانی در لیگ آزادگان (یک بار) 80-79 همراه با پرسپولیس سومی در جام باشگاه های آسیا (2 بار) 79-78 و 80-79 همراه با پرسپولیس قهرمانی در جام حذفی فوتبال امارات (2 بار) 2002-2001 و 2004-2003 همراه با الاهلی نایب قهرمانی در لیگ برتر امارات (یک بار) 2004-2004 همراه با الاهلی قهرمانی در بوندسلی آلمان (یک بار) 2006-2005 همراه با بایرن مونیخ قهرمانی در جام حذفی آلمان (2 بار) 2006-2005 و 2011--2010 همراه با بیرن مونیخ و شالکه 04 قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران (یک بار) 1392 همراه با تراکتورسازی افتخارات ملی: قهرمانی در بازی های آسیایی (2 بار) 1998 و 2002 قهرمانی در رقابت های غرب آسیا (2 بار) 2000 و 2004 قهرمانی جام بین قاره ای آسیا-اقیانوسیه (یک بار) 2003 سومی در جام ملت های آسیا (یک بار) 2004

مشاهده متن کامل ...
o.t و equipments
درخواست حذف اطلاعات
کاردرمانی روش ها و ابزارها

جسم، ذهن، روان زیر چتر کار درمانی

کاردرمانی علم و هنر مشارکت بیمار در انجام فعالیت های هدفمند به منظور اصلاح تقویت، افزایش عملکرد و تسهیل درکاردرمانی روش ها و ابزارها http://medicblog. / یادگیری مهارت های ضروری جهت انطباق با محیط است . به عبارتی دیگر، کار درمانی قابلیت انجام اعمال و نقش هایی است که لازمه یک زندگی مفید و تسلط فرد بر خود و محیط، همراه با احساس رضایتمندی از خود و دیگران در طول عمر است . پیشگامان حرفه کار درمانی معتقد بوده اند که می توان استفاده همزمان از عضلات و ذهن را در حین ورزش، تمرین، بازی و کار به عنوان روش های درمانی مورد استفاده قرار داد. جنگ جهانی اول موجب شناخت توانبخشی و کار درمانی شد، اما گسترش و پیشرفت روش های این علم در طول جنگ جهانی دوم صورت گرفت. به طوری که پس از جنگ جهانی دوم، هزار کاردرمانگر در بخش های مختلف ارتوپدی و نورولوژی و روانپزشکی در جهان مشغول به کار شدند. این رشته در سال 1350 در بیمارستان توانبخشی شفا یحیاییان تهران پایه گذاری شد. فارغ حصیلان این رشته پس از گذراندن یک دوره چهار ساله کارشناسی در مراکز توانبخشی و بیمارستان های مربوطه مشغول به کار شده و به آموزش، درمان ، مشاوره و بازدید منزل بیماران در زمینه های جسمانی - روانی و ک ن می پردازند .
در ادامه اصول کاردرمانی را در سه گروه اصلی شرح خواهیم داد: الف)کار درمانی در بیماران جسمی، ب) کاردرمانی در بیماران روانی،ج) کاردرمانی برای عقب ماندگان ذهنی و د)کار درمانی برای ک ن مبتلا به فلج مغزی.

کار درمانی در بیماران جسمی

بیماران و معلولین این بخش افرادی هستند که به علل مادرزادی یا در اثر صدمات و بیماری های مغز و اعصاب و روماتولوژی و.. دچار کاهش دایمی یا موقتی توانایی های جسمی شده و قادر به ادامه زندگی به طور مستقل نیستند.

اه کاردرمانی در این بیماران
جلوگیری از پیشرفت بیماری و معلولیت و باز گرداندن توانایی های از دست رفته تا حد امکان جهت بازگشت بیمار به زندگی قبلی.

روش های مورد استفاده در کار درمانی
وجه افتراق و امتیاز کار درمانی تاکید آن بر استفاده گسترده از " فعالیت هد فمند" است . فعالیت هدفمند به فعالیت هایی گفته می شود که فرد به طور فعا ل در آن شرکت دارد. این فعالیت ها موجب هماهنگی سیستم های جسمی، ذهنی، عاطفی و شناختی شده و در طی انجام آن توجه فرد معطوف به انجام فعالیت است.
فعالیت هایی که برای درمان انتخاب می شوند باید دارای خصوصیات زیر باشند:

• هدف مشخصی داشته باشند .
• منجر به افزایش مهارت های فردی و بالا بردن عملکردهای بیمار شوند.
• مطابقت با جنس ، سن و علاقه بیمار باشند.
• بر اساس آگاهی و حرفه بیمار انجام شوند.
• باعث ایجاد حرکات و وضعیت های نادرست و نامطمئن نشوند .
• بیمار را در زمینه های مختلف جسمی و ذهنی در بر گیرند .
• تمرینات درمانی عبارتند از: کاربرد اختصاصی حرکات یا انقباض عضلات بدن جهت افزایش حداکثر عملکرد عضلانی و اسکلتی .

اه درمان
• افزایش آگاهی از الگوهای حرکات طبیعی و پیشرفت پاسخ های ارادی و غیر ارادی کاردرمانی روش ها و ابزارها http://medicblog. /
• افزایش قدرت و تحمل الگوهای حرکتی طبیعی
• افزایش هماهنگی
• افزایش قدرت عضله یا گروه عضلانی
• کاهش یا رفع محدودیت دامنه حرکتی مفاصل
• افزایش تحمل کاری و تحمل بدنی
• جلوگیری از پیشرفت یا رفع کوتاهی عضلات
• یکی از وظایف کاردرمانگر تجویز و طرح ریزی انواع اسپیلنت ها است (اسپیلنت وسیله ای است که برای حمایت یا افزایش عملکردی عضوی از بدن به کار می رود).
• جلوگیری از تغییر شکل اعضای بدن
• کمک و حمایت و تقویت عضلات ضعیف
• حمایت از عضو دردناک
• قرار دادن دست در وضعیت صحیح پس از جراحی و پیوند پوست و ....

پس از انجام روش های درمانی فوق کاردرمانگر از طریق زیر نیز می تواند در مستقل بیمار در امور روزمره زندگی استفاده کند :
1. تجویز وسایل کمکی نظیر صندلی چرخ دار و وسایل کمکی غذا خوردن و ...
2. باز دید در منزل و محل کار و محل تحصیل بیمار جهت رفع موانع معماری و انجام تطبیق های لازم
3. مشاوره
4. ارزی پیش حرفه ای

کاردرمانی در بیماران روانی

بیماران روانی به دو دسته حاد و مزمن تقسیم می شوند.طول مدت بستری شدن این یبماران کوتاه است، در نتیجه وظایف کاردرمان نیز در این موارد خاص است ولی بیماران مزمن همیشه باید حضور داشته باشند و ترخیص آنها به طور موقت صورت می گیرد.
بیمارانی با این شرایط را می توان به دو گروه سایکوتیک و نوروتیک تقسیم کرد.‏
و این تقسیم بندی وابسته به دو عامل است:
1-بینش:بیمار خود را بیمار می داند یا خیر.
2-قضاوت:برخورد و تعامل مناسب داشتن و در هر موقعیت اقدام مقتضی را انجام دادن.
بیماران سایکوتیک بیمارانی هستند که دچار جنون و حملات ناگهانی هستند یا در خود فرو رفته و توهم دارند،این افراد از حد معمول جامعه فراتر رفته و نسبت به بیماری خود آگاهی ندارند.‏
بیماران نوروتیک بیمارانی هستند که دچار اضطراب و وسواس هستند.
هنگامی که بیمار به بخش روانی ارجاع داده می شود از هر لحاظ مورد ارزی قرار می گیرد و مجموعه گزارشاتی از کلیه جنبه ها تهیه شده و به روان پزشک ارجاع داده می شود تا روند درمانی را مشخص کند، این ارزی در چند بخش حسی، حرکتی و درکی ـ شناختی صورت می گیرد.

کار درمانگر به عنوان یکی از اعضای تیم درمان در هماهنگی کامل با سایر اعضا نقش های گوناگونی ایفا می کند :
کمک به تشخیص بیماری و تشخیص نهایی و ترخیص از بیمارستان
برقراری ارتباط اصولی با بیمار
بهبود و استقلال بخشیدن به سلامت روانی و جسمانی بیمار
کاهش علائم و نگرش های نادرست بیمار و عوارض دارویی
تسهیل و سرعت بخشیدن به بهبودی بیمار و ترخیص وی
حمایت بیمار از نظر جسمی و روانی و ...
پیشگیری از عود مجدد بیماری و ارائه آگاهی صحیح و آموزش جهت برقراری سلامت روانی
مشاوره با خانواده.

کار درمانگر در درمان اختلالات روانی - اجتماعی از تئوری های متعدد برخواسته از علوم روانشناختی و جامعه شناختی و زیست شناختی بهره می جوید و بنا به نگرش انتخ و شیوه درمان و نحوه به کار گیری و نوع فعالیت و برخورد و ارتباط درمانی با بیمار را به مرحله عمل در می آورد .
انواع فعالیت های مورد استفاده در کار درمانی به طور انفرادی یا گروهی عبارت است از:
1. فعالیت های اجتماعی
2. فعالیت های حرفه ای
3. فعالیت های تفریحی

کار درمانی برای عقب ماندگی ذهنی
کار درمانی با کمک از ارزی و آموزش و تسهیل رشد ک ن عقب مانده ذهنی را جهت تسلط بر خود و محیط در محدوده توانایی های آنها یاری می کند.
عمده ترین اه کار درمانی برای عقب ماندگان ذهنی عبارت است از :
o تسهیل رشد در محدوده ای که توقف عاطفی یا ذهنی صورت گرفته است.
o کاهش اثرات ناتوانی های ذهنی
o رشد و گسترش طرز تلقی و مهارت های پایه جهت کار کرد مستقل، که از طریق فعالیت های آموزشی حرکات درشت و حرکات ظریف و و یکپارچگی حسی صورت می گیرد .
o فعالیت های خود نگهداری، خود مراقبتی و فعالیت های داخل منزل و خارج منزل و فعالیت های عمومی
o فعالیت های حرفه ای که شامل ارزشی پیش حرفه ای و آموزش حرفه ای است .
o فعالیت های تطابقی از طریق استفاده از وسایل کمکی موقتی و دائمی
o روان درمانی شامل بازی درمانی و رفتار درمانی و موسیقی درمانی
o مشاوره خانوادگی به دو صورت انفرادی و گروهی .
کار درمانی برای ک ن مبتلا به فلج مغزی
ک ن مبتلا به فلج مغزی ک نی هستند که اختلالات حرکتی بارزترین علامت آنها است . کار درمانگر پس از ارزی بر اساس نوع بیماری و شدت ضایعه برنامه درمانی را طراحی و اجرا می کند.

ارزی
کاردرمانگر با انجام ارزی های لازم، قادر به تشخیص و طبقه بندی انواع فلج مغزی فیزیولوژیک شامل اسپاستیک، فلسید، آتتوئید، آتا یک، ریجیدیتی و مختلط، توپو گرافیک شامل کوادروپلژیک، دایپلژیک، پاراپلژیک، همی پلژیک، تری پلژیک و مونو پلژیک خواهد بود .
این ارزی شامل موارد زیر است :
1. ارزی تونوسیته عضلات
2. ارزی رشد رفل ها
3. ارزی وضعیت و حرکت
4 . ارزی فعالیت های روزمره زندگی.

اه :
• ایجاد کشش عضلانی طبیعی
• تقویت حرکات ارادی فعال مفاصل
• تحریک و تقویت واکنش های تعادلی و چرخشی و بهبود و تسریع مراحل رشد حرکتی کودک
• رفع کوتاهی عضلانی و جلوگیری از انقباض عضلانی و بد شکلی مفاصل
• تحریک و تقویت حس ها یعنی باز آموزی حسی در مواردی که اختلال حس وجود داشته باشد.

جامعه پذیری بیماران روانی با کار درمانی

مهدی رضایی در سال 1367 تحصیل رشته کار درمانی را در شهید بهشتی آغاhttp://medicblog. /ز کرد و دوره کارشناسی ارشد را نیز در همین رشته ادامه داد، در سال 1377 با مدرک کارشناسی ارشد فارغ حصیل شد و در حال حاضر به عنوان عضو هیئت علمی در شهید بهشتی مشغول به فعالیت است. در ادامه مصاحبه ایشان را در مورد کار درمانی در حوزه روان خواهیم خواند.‏

لطفا در مورد حیطه فعالیت خود برای خوانندگان توضیح دهید؟
متاسفانه اگرچه کار درمانی قدمت زیادی دارد ولی بسیار مهجور و غریب واقع شده است. البته شناخت جامعه در مورد این رشته خیلی بهتر شده ولی هنوز هم این شناخت اندک است. رشته کار درمانی
‏ رشته ای است که با توجه به فعالیت های هدفمندی که یک فرد عادی در طول روز انجام می دهد سعی در برگرداندن فرد به زندگی دارد یعنی هر عاملی که باعث خارج شدن فرد از روال عادی زندگی می شود و باعث می شود که نتواند نقش های عادی خود را انجام دهد و به عنوان یک عامل م ب ( فیزیکی یا روانی) فرد را از زندگی جدا کند را از پیش پای وی بر می دارد. هدف کار درمانی این است که با توجه به فعالیت های هدفمندی که فرد به صورت روزمره انجام می داده و برای وی معنا داشته به زندگی و نقش های قبلی خود بازگردد . با این تعریف حیطه عملکرد کار درمانی بسیار گسترده است یعنی ک ن، بزرگسالان، افرادی که مشکلات جسمی و ذهنی دارند را شامل می شود. بنابراین از بعد پیشگیری نیز رشته کار درمانی به عنوان راه حلی مناسب مطرح است. اگر بتوان تعادل و تناسب درستی بین حیطه های مختلف زندگی ایجاد کرد می توان زندگی بهتری داشت و هر گاه این تناسب به هم بخورد فاکتور خطری ایجاد می شود که نشان می دهد فرد در حال دور شدن از سلامتی است.

بیماران اغلب به صورت دائم مراجعه می کنند یا موقت؟
هم به صورت دائم و هم موقت . یعنی بیماران اسکیزوفرنی وجود دارند که بیماری آنها مزمن و ادامه دار است و اصلا درمان پذیر نیست ، در مقابل بیمارانی نیز وجود دارند که افسرده هستند و پس از مدتی کوتاه درمان می شوند . ولی آنچه مهم است جلوگیری از بازگشت بیماری است پس باید دوره های عود را تا جای امکان به حداقل رساند. ‏

در حیطه کاری خود از چه دستگاه هایی استفاده می کنید؟
در بخش روانپزشکی دستگاه ها خیلی عادی به نظر می رسند. در واقع می توان گفت دستگاه نیست بلکه ابزارهایی هستند که افراد به طور روزمره هم ممکن است با آنها برخورد داشته باشند. میز پینگ پنگ ، شطرنج ، بوم نقاشی ، کارگاه های قلاب بافی و گلدوزی همگی وسایلی رایج و جزئی از زندگی روزمره هستند، اما برای اینکه فرد درگیر فعالیت های هدفمندی شود از آنها استفاده می شود.‏

تنیس روی میز یا پینگ پنگ چگونه برای درمان استفاده می شود؟
وقتی بیمار وارد چنین فعالیتی می شود می تواند انرژی خود را تخلیه کند، خود این بازی یک نوع برقراری ارتباط محسوب می شود. ‏

در این رشته چه کمبود هایی وجود دارد؟
در کشور ما پیشگیری سه دسته است : پیشگیری اولیه ، ثانویه ، ثالثیه ‏
پیشگیری های اولیه و ثانویه معمولا از سوی افراد رعایت می شوند. پیشگیری اولیه همان وا ن زدن است . پیشگیری ثانویه استفاده از دارو است. اما پیشگیری ثالثیه این است که از عوارض بیماری جلوگیری شود و از اینکه فرد بیشتر از جامعه دور شود جلوگیری به عمل آید که در این زمینه ایران هنوز خیلی جای کار دارد . ‏
در بعضی از بیمارستان ها که بخش کاردرمانی وجود دارد به علت هزینه بر بودن این بخش و فضای زیاد و بازده مالی اندک برای بیمارستان و به علت وجود این تفکر که می توان تخت های بیشتری در این فضاها قرار داد به این بخش بهای زیادی داده نمی شود، بنابراین بودجه لازم برای توانبخشی در نظر گرفته نمی شود.‏

آیا در ایران دستگاهی ساخته شده است ؟
در رابطه با حیطه های مختلف کاری مانند کار با ک ن و کارهای جسمی دستگاه هایی با توجه به نمونه های خارجی و حتی به صورت نوآوری ساخته شده است. برای چهار دست و پا راه رفتن بچه های‏cp‏ و ایجاد تحریک حسی دستگاه هایی طراحی شده است اما متاسفانه حمایت مالی وجود ندارد و سازندگان این دستگاه ها تشویق نمی شوند. ‏

ایران در مقایسه با سایر کشورها چه جایگاهی دارد؟
انجمن کاردرمانی ایران به عنوان یک شاخه از انجمن جهانی کاردرمانی است و ایران از سال قبل عضو ‏wfot‏ شده است و مدارک کارشناسی ایران در این رشته در سایر کشورها قبول است. ‏

تاب خوردن و دور ریختن اوهام روانی

رزی زینعلی سال در 1367 تحصیل در رشته کار درمانی را در شهید بهشتی آغاز کرده و http://medicblog. /تحصیلات دوره کارشناسی ارشد را در علوم پزشکی ایران به پایان رسانده است و از سال 1371 تا کنون به عنوان کاردرمانگر و هیات علمی در مشغول به کار در زمینه کار درمانی روان است.‏وی عضو کنوانسیون بین المللی کاردرمانی است که در ادامه نظر ایشان را در مورد کار درمانی در حوزه روان خواهیم خواند.

چه بیمارانی به شما مراجعه می کنند؟‏
مراجعه کنندگان را طیف های مختلفی تشکیل می دهند که همه آنها به نوعی مشکل سلامتی دارند. افراد کم توان و معلول جسمی ، معلول ذهنی ، ک ن و بزرگسالانی که مشکلات روانپزشکی دارند( مانند اوُتیسم )، ک نی مبتلا به اختلالات یادگیری ، ، افراد افسرده و مبتلا به اسکیزوفرنی ، معتادان ، بیماری های جسمانی، ارتوپدی یا نورولوژی. ‏
تکنیک های بسیار تخصصی تری برای درمان این بیماری ها وجود دارد، ولی در کاردرمانی همه آنها در غالب فعالیت استفاده می شود . تفاوت عمده ای کاردرمانی با رشته های دیگر مانند روانشناسی ، فیزیوتراپی در این است که سایر رشته ها، تکنیک را به طور صرف استفاده می کنند ولی در کاردرمانی، تکنیک در غالب فعالیت استفاده می شود . به عنوان مثال، زمانی که یک کودک اوتیسم به مراکز کاردرمانی مراجعه
‏ می کند، تئوری های غالبی در کاردرمانی وجود دارد که این تئوری ها رویکرد کاردرمانگر را برای کار روشن می کند.

واضح است که درصد بهبودی به نوع مشکل بستگی دارد، اما امید به بهبودی با روش های کاردرمانی چقدر است؟
همان طور که اشاره کردید، درصد بهبودی به نوع مشکل بستگی دارد . سن تنها عامل نیست ، شدت ضایعه نیز خود تعیین کننده است. باید ابتدا مشخص شود منظور از بهبود یافتن چیست؟ اگر منظور این است که یک کودک ‏cp‏ (فلج مغزی) به یک کودک طبیعی تبدیل شود، باید گفت این کار با دانش امروزی امکان پذیر نیست. اما کاردرمانگر می تواند کاری کند که کودک با نهایت استقلال و شادی زندگی کند. در بسیاری از مواقع با استفاده از وسیله کمکی یا حتی تغییر محیط فرد، سطح زندگی وی ارتقا پیدا می کند.‏
خوشبختانه نزدیک به دو سال است که شهرداری، مناسب سازی معابر برای همه شهروندان را آغاز کرده است. پیش از این اصلا به این نکته که افراد کم توان هم شهروند این جامعه هستند توجهی
نمی شود. الحاق کشور به کنوانسیون حقوق معلولین، گام بزرگی در حمایت از این حقوق است . ‏
در کشور های نروژ ، دانمارک .... مناسب سازی های شهری در حد فوق العاده انجام شده است . افراد کم توان به راحتی رفت و آمد و کار می کنند و در جامعه حضور فعال دارند . اما در ایران اگر کاردرمانگر برای یک بیمار ویلچر تجویز کند، اکثراً از عهده ید آن برنمی آیند چون بیمه آنها را تحت پوشش قرار نمی دهد. سالها است که بزرگترین مشکل این بیماران این است که بیمه ها خدمات کاردرمانی را پوشش نمی دهند . در زمان تنظیم نظام بیمه ای، هیچ توجهی به خدمات کاردرمانی نشده و فقط فیزیوتراپی را در خدمات توانبخشی در نظر گرفته اند، نه فقط کاردرمانی حتی گفتار درمانی هم جایی در بیمه ندارد .‏
افراد معمولاً در چه سنی به شما مراجعه می کنند؟
مشکل عمده در ایران سیستم ارجاع است که اساسا در سیستم بهداشت - درمان کشور این مشکل وجود دارد . معمولاً بیماران برای تشخیص بیماری خود به چند متخصص مراجعه می کنند، درحالیکه یک پزشک عمومی خوب باید بتواند تشخیص اولیه را انجام داده و بیمار را به متخصص مربوطه ارجاع دهد. این مشکل در نظام سلامت ما وجود دارد و متاسفانه کاردرمانی هم از آن ضربه می خورد . متاسفانه
‏ پزشک ها شناخت کافی نسبت به کاردرمانی ندارند ، اگر بیمار، به خصوص اطفال، در زمان طلایی و بدون اتلاف وقت تحت درمان قرار بگیرند، " کم توانی" در آنان قابل درمان و کنترل است. ولی در صورتی که این زمان طلایی سپری شود، درمان " ناتوانی" ممکن نبوده و تنها می توان بیمار را با محیط تطبیق داد. ‏

دستگاه های مخصوص کاردرمانی در حیطه فعالیت شما کدامند؟
کاردرمانی ابزارهای خیلی پیچیده ای ندارد. عمده وسایلی که در طیف اطفال استفاده می شود، وسایل بازی است. همه اسباب بازی هایی که به طور معمول بچه ها استفاده می کنند، از دید کاردرمان یک وسیله درمانی است . رویکرد ‏sensory integration، تاب های خاص با اه درمانی خاص طراحی می شوند سایر وسایل معمولاً وسایل سبک و ساده و معمولی هستند. ‏
دسته دیگری از تجهیزات، وسایل تمرین درمانی است که برای کار جسمانی بزرگسالان استفاده می شود، وسایلی که برای افزایش قدرت عضلانی و هماهنگی عضلانی به کار می روند . ‏
تاب، نوعی تحریک وستیبولار است . در ک ن اوتیسم به عنوان تحریک حسی از آن استفاده می شود. این وسیله برای کودک هماهنگی حرکتی ایجاد می کند و مشکل حسی او را بهبود می دهد . در ک ن فلج مغزی، شکل خاصی از تاب به نام هات داگ برای تحریک عضلات فل ور تنه را استفاده می شود و در ک نی که ترس درونی دارند، این تاب باعث می شود که کم کم ترس از بین برود . تاب وسیله ساده و در عین حال پر کاربردی است که در حوزه های مختلف کاربرد های مختلفی دارد.

جایگاه کاردرمانی ایران در مقایسه با سایر نقاط جهان چگونه است؟
از نظر دانش و کار بالینی تفاوت جدی وجود ندارد. تنها تفاوت این است که در زمینه ابزارهای مربوطه، ایران مصرف کننده است نه تولید کننده. با این وجود، مدرک فارغ حصیلان ایرانی در تمام دنیا قابل قبول است. ولی از نظر تجهیزات تفاوت زیادی با کشورهای دیگر دارد. ‏
از نظر دانش و کار بالینی کاردرمانگران ایرانی با همتایان خارجی تفاوتی ندارند ، فارغ حصیلان زیادی در این رشته وجود دارند که در کشورهای دیگر کار می کنند و بسیار موفق هستند.‏
دوچرخه ثابت برای کودک ، تردمیل برای ک ن و تردمیل هایی که بتوان در آب از آنها استفاده کرد هزینه بالایی دارند و بنابراین در ایران برای آب درمانی محدودیت هایی وجود دارد. این محدودیت ابزار به درمانگر نیز صدمه وارد نمی کند. مثلا برای جابجا بیمار وسیله مناسبی وجود ندارد، و خود کاردرمان بیمار را جا به جا می کند. در حالی که در کلینیک های مجهز دنیا از لیفت به صورت الکترونیکی یا مکانیکی برای جابجا بیمار استفاده می شود.

و اما نکته آ ...‏
در خاتمه باید به این نکته اشاره کرد که کار تیمی گروه پزشکی در کنار گروه توانبخشی در موفقیت درمان بسیار موثر است. اگر پزشکان محترم به موقع بیمار را برای توانبخشی بعد از عمل ارجاع دهند، بسیاری از مشکلات برطرف می شود و در نهایت، پوشش بیمه خدمات کاردرمانی و توانبخشی از ‏خواسته های جدی است.

کاردرمانی از خمیر تا ت یل

سارا لباف فارغ حصیل رشته کاردرمانی شهید بهشتی در سال 1376 است و با تأسیس کلینیک به توانhttp://medicblog. / در زمینه کاردرمانی ذهنی و جسمی به عنوان کار درمان مشغول به فعالیت است. مرکز به توان دارای یک بخش گفتار درمانی است، چرا که ک نی که به این مراکز مراجعه می کنند معمولاً به خدمات کاردرمانی و گفتاردرمانی در کنار هم نیاز دارند. به عنوان کارشناسی که در زمینه کار درمانی ذهن فعالیت می کند مصاحبه ای کوتاه با ایشان انجام داده ایم که در ادامه شرح آن را خواهیم خواند.‏

در مورد حیطه فعالیت خود برای خوانندگان توضیح دهید؟ کاردرمانی دارای سه حوزه است: جسم، ذهن و روان ‏
بسیاری از افراد این بخش از کار درمانی را نمی شناسند یا با کاردرمانی روان یکی می دانند. هنگامی که از ذهن سخن به میان می آید تصور عموم بر این است که ذهن صرفا مربوط به مسایل یادگیری و آموزش است و کودکی که از نظر آموزشی درحد مطلوب است از ذهن خوبی بر خوردار است، درحالی که گستره ذهن بسیار وسیع تر است. ‏
ذهن منشا و خواستگاه تمام توانایی های گفتار، یادگیری، حرکت، هماهنگی، خلاقیت، رفتار اجتماعی و فردی، ادراک و شناخت است. در همین راستا و به همین نسبت خود ذهن متاثر از عوامل محیطی ذاتی و ژنتیکی است و در صورت وجود فیدبک های مناسب رشد می کند. ‏
ذهن در واقع نمایش گر عملکرد سیستم های مغزی است. تعامل صحیح سیستم های مغزی با هم باعث بروز رفتار، کردار و گفتار صحیح خواهد شد، اما ع آن نیز امکان پذیر است، یعنی عدم تعامل صحیح سیستم های مختلف مغزی باعث ایجاد اختلال و اشکال در فعالیت های فرد بوده یا باعث بروز رفتار های نادرست می شود. همچنین ذهن نیازمند تغذیه صحیح و دریافت محرک های مناسب است تا رشد خوبی داشته باشد. درهای ورود به ذهن شامل حس های مختلف بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه، حرکت است. ‏
در صورتی که سیستم های مذکور عملکرد سالمی داشته باشند و کودک از لحاظ حسی طبیعی باشد بسیاری از مشکلات رفتاری و ارتباطی وی به میزان زیادی برطرف می شود.‏
به عنوان مثال ک ن پرورشگاهی علی رغم وجود سلامت ظاهری و مغزی به دلیل عدم تعامل حسی با مادر دچار محرومیت حس عاطفی هستند که در رفتار انطباقی آنها با محیط و افراد تاثیر به سزایی می گذارد.‏
بسیاری از این ک ن پس از مدتی علائمی نظیر اضطراب، انزوا، خشم، پرخاشگری، ناسازگاری، عدم تماس چشمی را نشان می دهند که ممکن است کودک حتی عقب مانده به نظر برسد.‏‎ ‎یا کودکی که دچار ترس از ارتفاع و تغییر وضعیت جاذبه است علائم را به صورت ترس از حرکت، بی حرکتی، محتاط بودن و گریز از جمعیت نشان می دهد، که با بررسی مشخص می شود این کودک در سیستم وستیبولار ضعف و نارسایی دارد. ‏
در دبستان ها و مدارس عادی مواردی مشاهده شده است که ک ن به دلیل مشکلات اضطر و رفتاری به عنوان ناسازگار، پرخاشگر و بی نظم معرفی شده اند که پس از بررسی کاردرمانی مشخص شده این کودک مشکل توجه و تمرکز دارد، عدم توجه فراگیر حسی (حس های لامسه، بینایی، بویایی،....) به دلیل مزاحمت های حسی و کانالیزه نشدن محرک های ورودی به مغز ایجاد می شود و اگر این مشکلات به صورت پایه ای برطرف نشوند کودک دچار افسردگی، طردشدگی، پرخاشگری، کاهش اعتماد به نفس و افزایش مشکلات رفتاری می شود. هر چه زمان ارجاع سریع تر باشد روند درمان سریع تر و آسیب های وارده کمتر خواهد بود. علاوه بر سلامت کارکرد حس ها، ارتباط و هماهنگی حس ها و حرکت و به عبارتی یکپارچگی حس -حرکتی در ساختار ذهن تاثیر بسیاری دارد. ‏
به عنوان مثال ک نی که از لحاظ مهارت های حرکتی نظم و هماهنگی بیشتری دارند نسبت به ک نی که ضعیف تر هستند، از سطح هوشیاری، خلاقیت واستدلال بیشتری برخوردارند که این امر نشان دهنده تاثیرات متقابل توانایی های فرد با ذهن کودک است. ‏
در این رابطه کاردرمانی ذهنی به عنوان بخشی از تیم توانبخشی با استفاده از کار و بازی، تکنیک های حسی - حرکتی، تکنیک های بهبود مهارت های درکی - بینایی و فعالیت های مخچه ای سعی دارد به موازات بقیه اعضای تیم درمان کودک را به طرف بهبود مهارت های اجتماعی، مهارت های درکی حرکتی، مهارت های درکی بینایی، استفاده صحیح از دست ها، هماهنگی های حرکتی و رفتاری و بسیاری موارد دیگر سوق دهد. ‏
اگر چه برنامه های درمانی کاملا علمی و بر اساس تحقیقات مشخص شده است، هنر یک کاردرمانگر ذهنی این است که با توجه به ذهن و مشخصه های فردی هر کودک، برنامه را طوری طراحی کند که کودک در قا ضمن لذت بردن، درمان مناسب را هم دریافت کند.‏
کارهایی که کاردرمان گر انجام می دهد شامل یک سری تکنیک های خاص است. هنگامی که کودکی به کاردرمان گر مراجعه می کند در ابتدا ارزی می شود که از نظر ذهنی چه مشکلی دارد؟ به عنوان مثال ممکن است کودکی در هنگام راه رفتن بر روی پنجه پا راه برود یا هنگامی که او را صدا می کنند خیلی دیر پاسخ می دهد یا خیلی تند ع العمل نشان می دهد. ‏

بیماران در چه سنی مراجعه می کنند؟
بیشتر مراجعه کنندگان زیر 7 سال هستند و توسط کاردرمانی برای مدرسه آماده می شوند. این افراد هرچه زودتر مراجعه کنند روند درمان خیلی بهتر خواهد بود و اگر دیر مراجعه کنند عقب ماندگی آنها بیشتر می شود و نمی توان کار موثری برای آنها انجام داد و به مراکز دیگری مانند مراکز درمانی یا مدارس استثنایی معرفی می شوند. این ک ن نمی توانند به مدارس عادی بروند ولی اگر در سن 2 سالگی مراجعه کنند امید آن وجود دارد که بتوانند در مدارس عادی تحصیل کنند. بسیاری از مراجعه کنندگان در ظاهر سالم به نظر می رسند، راحت راه می روند، حرف می زنند، ولی هنگامی که از آنها خواسته می شود چیزی را ترسیم کنند نمی توانند و خلاقیت لازم را ندارند. اگر از یک بچه سالم خواسته شود درختی را ترسیم کند در نهایت با تراوش ذهنی خود تصویری را خواهد کشید ولی ک ن بیمار نمی توانند این کار را انجام دهند و ذهن های بسته ای دارند و حتی نمی توانند آنچه را که می دانند در محیط تعمیم دهند. ‏
بچه های اُوتیسم ضریب هوشی بالایی دارند و بر روی یک سری از جزئیات متمرکز می شوند و در آن زمینه ها بسیار قوی می شوند. مثلا نقاش های ماهری می شوند، ولی نقاشی های آنها خلاقانه نیست.‏

چه ک نی به شما مراجعه می کنند؟
بیماران سندروم ‏down، اوتیسم، (‏‎(psycho motor delay‏ تاخیر روان حرکتی، بچه هایی که مشکلات حسی دارند.

دستگاه های مربوطه را نام ببرید.‏
exer board، ‏pur du peg board، خمیر درمانی(پوتی)، توپ، تردمیل، ‏egg ball، ‏thera band، ‏digi flex، ‏vibrator، ماساژور، فوم، ترامپولین، ‏‎ ladder ‎، ‏‎ tilt band ‎،ramp، ‏cp ball ‎، واکر، ‏step‏ کاردرمانی

جای چه دستگاه هایی در ایران خالی است؟‏
brushing ‎‏ برای تحریک سطحی، دوچرخه ثابت کودک، آسانسور برای حمل کودک و .....‏

ی پزشکی و شهرسازی در خدمت بیماران ضایعه نخاعی

محسن قسامی در سال 1371 از دانشکده توانبخشی علوم پزشکی ایران در رشته کار http://medicblog. /درمانی‏ فارغ حصیل شده است. وی که در حال حاضر در بخش کار درمانی مرکز جامع توانبخشی جمعیت هلال احمر به عنوان کارشناس فعالیت دارد حدود 15 سال سابقه کار داشته و در زمینه توانبخشی ضایعات نخاعی تجربیات فراوانی دارد. در ادامه نظر ایشان را در مورد توانبخشی بیماران با ضایعات نخاعی جویا ‏می شویم.‏

لطفاً به طور مختصر اه کار درمانی را شرح دهید؟
هدف کار درمانی در توانبخشی ضایعات نخاعی توانمند ساختن فرد جهت انجام فعالیت های روزمره زندگی ‏‎(adl)‎‏ برای بازگشت به جامعه با حداکثر میزان استقلال فردی او است. در این زمینه مساعدت رشته های دیگر از قبیل ی شهرسازی لازم است تا طراحی شهری به گونه ای صورت پذیرد که استفاده از اماکن عمومی از قبیل: مساجد، بانک ها، تلفن های عمومی و فرهنگسراها برای معلولین نیز امکان پذیر بوده و مانع از تعاملات اجتماعی آنها نشود و وضعیت وسایل نقلیه از قبیل اتوبوس ها با شرایط حسمانی معلولین هماهنگی یابد. در واقع باید با همکاری نهادهای مربوطه شرایطی فراهم شود تا معلولین نه تنها برای کارهای ضروری، حتی برای تفریح هم مایل به وج از منزل باشند و شاهد فعالیت های اجتماعی بیشتری از سوی معلولین باشیم. ان طراحی صنعتی و معماری هم باید با رعایت استانداردهای لازم در ساختن خانه ها و به کارگیری سطوح شیب دار با زوایای مناسب، امکان زندگی راحت را برای معلولین فراهم آورند.
در واقع هدف کاردرمانی در ضایعاتی چون ضایعات نخاعی، سکته های مغزی و ضربه های مغزی آن است که این افراد با استقلال در زندگی و حرفه خود نیروی انسانی کمتری را به خود مشغول کرده و با فعال بودن در اجتماع بر افسردگی ناشی از وابستگی خود به اطرافیان فائق آیند.‏

جایگاه ایران در زمینه کار درمانی بیماران با ضایعات نخاعی در مقایسه با سایر کشورها در چه حدی می دانید؟‏
در ایران تهیه وسایل توانبخشی از قبیل انواع ویلچرهای مورد نیاز بیماران، هزینه های زیادی را ‏در بر دارد. در واقع علی رغم وجود فضا و امکانات توانبخشی در ایران به دلیل عدم رعایت استانداردها و استفاده از تجهیزات کمکی لازم، امکان استفاده بهینه از آنها وجود ندارد. به عنوان مثال به ندرت می توان است ی را یافت که در مسیر ورودی آن به جای پله از سطح شیب دار استفاده شده باشد یا مجهز به تجهیزات کمکی و ایمنی لازم جهت استفاده معلولین باشد.‏

غوطه خوردن در است توپ بازآموزی توان حسی - حرکتی

پریسا رشیدزاده کارشناس مرکز توانبخشی هلال احمر، در سال 1374 از دانشکده توانبخشی http://medicblog. / علوم پزشکی ایران فارغ حصیل شده و با توجه به علاقه ای که به زمینه های مختلف این رشته داشته، هلال احمر را به عنوان محل خدمت انتخاب کرده است. ایشان به همراه همسرشان (محسن قسامی) حیطه کاردرمانی را در این مرکزگسترش داده اند. کم کم با پذیرش بیماران متعدد و ایجاد ارتباط با گروه های پزشکی توانسته اند کاردرمانی را گسترش داده و این مکان را با مساعدت هلال احمر تبدیل به مکانی مناسب با تجهیزات بیشتر و سرویس دهی متنوع تر تبدیل کنند. در حال حاضر از سوی این سازمان با قرارداد تدریس واحد کارآموزی بسته شده و دانشجویان کارآموزی بالینی از علوم پزشکی ایران و شهید بهشتی در این مکان دوره های کارآموزی را طی می کنند. ایشان تقریبا 13 سال است که در زمینه کار درمانی ک ن فلج مغزی مشغولفعالیت های آموزشی و درمانی است.

در صورت امکان حیطه فعالیت خود را در این رشته شرح دهید؟
کاردرمانی، توانبخشی به معنی واقعی کلمه هست یعنی حمایت بیمار از زمانی که دچار ضایعه می شود تا هنگامی که شخص می خواهد وارد جامعه شود. برخی افراد در این موارد به معلولیت اشاره می کنند، در حالی که در واقعیت باید گفت که این افراد دچار ضایعه شده اند و ممکن است وما دچار معلولیت نشده باشند کاردرمانگر از همان گام اول درکنار بیمار است و به بیمار کمک می کند. اگر چه ضایعه درمان نمی شود اما بیمار با ضایعه اش تطبیق پیدا کند. ممکن است میزان بهبودی این ضایعه از صد، تا ده، پنج یا حتی صفر درصد متغیر باشد. درمان ها را می توان به چند دسته تقسیم کرد: بعضی از‏ درمان ها، درمان های بهبود دهنده هستند، یعنی کاردرمان در کنار بیمار است و همراه با او ضایعه را بهبود می دهد، مثلاً بیماری که پیوند تاندون یا جراحی بر روی وی انجام شده، واقعا بهبودی پیدا می کند. اما در بیماری که دچار ضایعه نخاعی یا فلج حرکتی شده بیماری از بین نمی رود، در این بیماری ها درمان به صورت بازگشت به فعالیت روزمره زندگی (‏adl‏ ) انجام می شود و با اینکه ضایعه از بین نمی رود اما بیمار را هدفمند می سازد، به سمتی که در تطابق با بیماری خود بتواند بیشترین راندمان را درزندگی روزمره داشته باشد. البته درمان با ‏adl‏ آغاز نمی شود بلکه ابتدا آنالیزهای کلی بر روی بیمار انجام می شود، به عنوان مثال بررسی می شود که راندمان عضلات به لحاظ نرولوژیک در چه حد است، میزان اسپاسم چقدر است، دامنه حرکتی مفصل در چه حدی است و.... پس از اینکه این درمان های فیزیکی و آناتومی انجام شدند و پس از مراجعه به تعداد جلسات لازم بیمار توانایی اولیه را ب کرده و به مرحله استفاده از توانش برای ادامه زندگی می رسد. این فرد می تواند کودکی باشد که می خواهد فعالیت های تحصیلی انجام دهد، یک مرد جوان با ضایعه نخاعی باشد که می خواهد به حرفه سابقش برگردد یا حتی می تواند یک خانم خانه دار باشد که در فعالیت های آشپزی یا مراقبت از کودک، دچار مشکل است. ‏

چه بیمارانی به کاردرمانی مراجعه می کنند ؟
شاخه های کاردرمانی عبارتند از: شاخه روان با کاربرد کاردرمانی در روانپزشکی، شاخه کاردرمانی ذهنی، شاخه کاردرمانی جسمی که بیشتر بر روی ضایعاتی که سیستم اعصاب را درگیر می کنند متمرکز می شوند و شاخه کاردرمانی در ضایعات نرولوژیک. ‏
در قسمت نورولوژی بزرگسال هم دسته عمده ای از بیماران را افرادی تشکیل می دهند که دچار سکته مغزی یا ضایعات نخاعی شده اند که در اثر ضربه و تصادف ایجاد شده اند. انواع بیماری های عصبی - عضلانی و سایر بیماری های نورولوژی مثل ‏ms ‎، پارکینسون، انواع مییلیت ها و ضربه های مغزی نیز در این شاخه وجود دارد.‏

بیشتر مراجعین کاردرمانی در چه گروه سنی قرار دارند؟

مراجعه کنندگان در همه محدوده های سنی هستند ولی محدوده مطلوب مورد نظر کار درمان زیر یک سال است. درمان هایی که زیر یک سال شروع می شوند، (درمان های اولیه و بدون تاخیر )، یعنی در زمان طلایی ضایعه بهترین درمان ها هستند. حتی بیمارانی که در سنین کمتر از دو سالگی مراجعه می کنند نیز بهترین درمان را دارند، البته خوشبختانه آگاهی پزشک ها بیشتر شده، اما با این وجود معمولاً تا بیمار به مرحله کاردرمانی برسد آن قدر در مراحل پزشکی و تشخیص های اولیه وقت صرف می شود تا زمان طلایی مربوطه را از دست می دهد.‏
البته بیمارانی نیز وجود دارند که در 5-4 ماهگی مراجعه کرده اند ولی با این وجود زمان طلایی برای آنها از دست رفته بوده است. نکته مهم آن است در افرادی که پس از 4 و 5 سالگی مراجعه می کنند دفرمیتی، کوتاهی تاندون، و سایر مشکلات شکل گرفته است.
در بزرگسالان نیز مثل بیماران سکته مغزی اگر بیمار بعد از دوران کما یا دوره ای که تازه بستری شده اند بلافاصله توانبخشی را آغاز کند ممکن است بتوانند قدرت حرکات ریز انگشتان دست را به دست آورند.

آیا بچه ها همکاری لازمبرای درمان رااز خود نشان می دهند؟
در کاردرمانی به بازی درمانی بسیار استناد می شود. ولی اگر با بازی درمانی همان زمان طلایی از دست داده شود، در حق کودک خیانت می شود. بنابراین در طول دوره درمان ممکن است کودک ناسازگاری کند، اما آنچه مهم است نتیجه کار است. ‏

برخی از دستگاه های مورد استفاده در این زمینه را نام ببرید.‏
اگر قسمت نورولوژی دسال را از بزرگسال جدا کنیم در شاخه نورولوژی دسال از انواع پوزیشنر ها استفاده می شود. بیماری که نمی تواند بایستد حتما به یک پوزیشنر نیاز دارد که بتواند با کمک آن توانایی ایستادن داشته باشد یا بیماری که نمی تواند بنشیند به یک ‏corner seat‏ و انواع صندلی هایی که در این زمینه موجود است نیاز دارد تا بتواند ح نشستن را داشته باشد، یا پوزیشنرهایی که برای ایستادن روی زانو یا انواع دیگر، که در حال حاضر بیشتر پوزیشنرهای دسال چوبی هستند البته انواع پلاستیکی نیز وجود دارند ولی برای بچه ها بیشتر از نوع چوبی استفاده می شود. ‏
انواع وسایل تحریکات سنسوری موتور(حسی- حرکتی) نیز استفاده می شوند که مهم ترین این تحریکات تحریک برای استفاده همزمان از چند حس است. علاوه براین است توپ و تاب نیز استفاده می شوند که اگر چه ابزاری برای بازی ک ن هستند اما به عنوان وسیله ای برای درمان نیز محسوب می شوند. است توپ حس لمس(عمقی) را به کودک می دهد و ‏body image‏ (تصویر بدنی) کودک را تحریک می کند.‏
‏ ترامپولین فنرهایی هستند که بچه ها بر روی آن بالا و پایین می پرند.‏
‏ انواع توپ ها با سایزهای مختلف که بچه ها حرکات تعادلی انجام می دهند.‏
‏ انواع تیلت بورد ها (تخته تعادل) که کودک بر روی آنها می ایستد و تحریکات تعادلی ب می کند. ‏
تجهیزات در قسمت بزرگسال متنوع تر است . پوزیشنر های متنوعی وجود دارند که ف ی و برقی هستند. انواع بیو فیدبک، رولر، ویبراتور، ویج ها، اسلیم، نردبان های دیواری، دوچرخه های ثابت، استپر، دوچرخه های اکتیو و پسیو و ... از این جمله هستند.‏
کاردرمانی ایران در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
در ایران راندمان کار بسیار بالا است. ولی از نظر تجهیزات اختلاف بسیار زیادی با سایر کشورها وجود دارد. وسایل حمایت کننده که بیمار در زندگی به آنها احتیاج دارد، به عنوان مثال ویلچرها که باید با وضعیت بیمار تطابق پیدا کنند در ایران بسیار اندک هستند. متاسفانه در ایران فقط یک نوع ویلچر وجود دارد و ویلچرهای خاص با سفارش وارد می شوند و تولید کننده ای در این زمینه وجود ندارد.‏

آیا تاکنون وسیله ای در ایران ساخته شده است ؟
خوشبختانه ایرانی ها آن قدر خلاق هستند که به تعداد والدین بیمار ها یا خود بیماران افرادی هستند تلاش می کنند تا وسایل لازم را بسازند گاهی از نمونه های خارجی الگوبرداری می کنند و گاهی نیز خلاقیت خود را نشان می دهند. ‏
در حال حاضر خوشبختانه جای مانور برای کاردرمان های بسیار زیاد است، کاردرمان های ایرانی در سمینار هایی ی نورولوژی، ی توانبخشی، درمان ضایعات دست، که در خارج از کشور بر گزار می شود شرکت می کنند و مقالات بسیار خوبی را ارائه می کنند.

در انتها اگر نکته ای مد نظرتان است، بفرمایید.‏
شاید شعار به نظر برسد، ولی گفتن این نکته ضروری است که در کاردرمانی مهم ترین فاکتور وجود خلاقیت و دست های هنرمند است. یعنی فاکتور های شخصی خود کاردرمانگر بسیار مهم هستند. کاردرمان باید همراه با بیمار زانو بزند و تمرین ها را انجام دهد. وسایل موجود فقط به آسان تر انجام شدن تمرین ها کمک می کنند، ولی کاردرمان همیشه با دست های هنرمند خود بیمار را پوشش می دهد. اگر کار درمان این فاکتور های شخصیتی را نداشته باشد نمی تواند در این کار ماندگار باشد. کار ‏درمان ها با اقشاری در ارتباط هستند که هیچ درمانی جز کار درمانی ندارند و این مسأله می تواند یک پروسه طولانی مدت باشد. کار درمان در کنار بیمار نه مثل یک تراپیست بلکه به عنوان یک دوست قرار می گیرد و واقعا به بیمار آموزش می دهند که اگرچه ضایعه مغزی از بین نمی رود، اما باید یاد گرفت که چگونه می توان با وجود این ضایعات زندگی کرد. ‏

تیم مشترک کار درمانی و جراحی

فیروز مددی در سال 1351 وارد تهران و در سال 1358 به عنوان دانشجوی ممتاز از این http://medicblog. / فارغ حصیل شده است، به همین دلیل بدون گذراندن سربازی و طرح وارد رشته ارتوپدی در بیمارستان شفای یحیائیان شده و در سال 1362 به عنوان فارغ حصیل ممتاز دوره تخصصی را به اتمام رسانده است. از آن زمان تا 1368، به عنوان یار در شهید بهشتی مشغول به فعالیت بوده و در سال 1368 برای گذراندن دوره های فوق تخصصی طب ورزشی، ارتوپدی اطفال و تومورها به کشور کانادا سفر کرده و در toronto و western ontario دوره های مذکور را گذرانده است. برای درک اهمیت کاردرمانی در موفقیت جراحی، نظر آقای فیروز مددی، فوق تخصص ارتوپدی را جویا شدیم.

در مورد نقش کار درمانی در ارتوپدی برای خوانندگان توضیح دهید؟
کاردرمانی شبیه فیزیوتراپی است اما رشته بسیار نوپاتری است. بنابراین حمایت اجتماعی این رشته در مراکز علمی به اندازه فیزیوتراپی نیست. اختلاف کار فیزیوتراپی و کاردرمانی در این است که متخصصان کاردرمان با بیمارانی کار می کنند که بیماری های استخوانی – عضلانی دائمی دارند. مانند بچه هایی که فلج مغزی هستند یا افراد مبتلا به مننگوسل و انی که به دنبال تصادفات دچار صدمات غیر قابل برگشت در سیستم عضلانی استخوانی اندام ها شده اند.کار کاردرمان ها در این موارد به صورت دستی است و به اندازه فیزیوتراپیست ها از دستگاه هایی که به عنوان مدالیتی از آنها نام برده می شود مانند راسوند، ir، دیاترمی و غیره استفاده نمی کنند و بیشتر عملکردهای مختل شده را ترمیم کرده و سعی می کنند شخص را سریع تر به جامعه بازگردانند. در مواردی که صدمات جبران ناپذیری به فرد وارد شده، مثلا پیانیستی 4 انگشت خود را از دست داده ، سعی می شود پس از مدتی وی را با رشته ای دیگر در همان زمینه آشنا کنند، به عنوان مثال او را با ویالون آشنا می کنند و به یک باره او را به حرفه ای غیر مرتبط مانند حسابداری و ... وارد نمی کنند تا جهش سنگینی برای فرد ایجاد شود.

کاردرمانی پس از عمل یا پیش از عمل انجام می شود ؟
بیمارانی که مشکلات عصبی-

مشاهده متن کامل ...

o.t و equipments
درخواست حذف اطلاعات
کاردرمانی روش ها و ابزارها

جسم، ذهن، روان زیر چتر کار درمانی

کاردرمانی علم و هنر مشارکت بیمار در انجام فعالیت های هدفمند به منظور اصلاح تقویت، افزایش عملکرد و تسهیل درکاردرمانی روش ها و ابزارها http://medicblog. / یادگیری مهارت های ضروری جهت انطباق با محیط است . به عبارتی دیگر، کار درمانی قابلیت انجام اعمال و نقش هایی است که لازمه یک زندگی مفید و تسلط فرد بر خود و محیط، همراه با احساس رضایتمندی از خود و دیگران در طول عمر است . پیشگامان حرفه کار درمانی معتقد بوده اند که می توان استفاده همزمان از عضلات و ذهن را در حین ورزش، تمرین، بازی و کار به عنوان روش های درمانی مورد استفاده قرار داد. جنگ جهانی اول موجب شناخت توانبخشی و کار درمانی شد، اما گسترش و پیشرفت روش های این علم در طول جنگ جهانی دوم صورت گرفت. به طوری که پس از جنگ جهانی دوم، هزار کاردرمانگر در بخش های مختلف ارتوپدی و نورولوژی و روانپزشکی در جهان مشغول به کار شدند. این رشته در سال 1350 در بیمارستان توانبخشی شفا یحیاییان تهران پایه گذاری شد. فارغ حصیلان این رشته پس از گذراندن یک دوره چهار ساله کارشناسی در مراکز توانبخشی و بیمارستان های مربوطه مشغول به کار شده و به آموزش، درمان ، مشاوره و بازدید منزل بیماران در زمینه های جسمانی - روانی و ک ن می پردازند .
در ادامه اصول کاردرمانی را در سه گروه اصلی شرح خواهیم داد: الف)کار درمانی در بیماران جسمی، ب) کاردرمانی در بیماران روانی،ج) کاردرمانی برای عقب ماندگان ذهنی و د)کار درمانی برای ک ن مبتلا به فلج مغزی.

کار درمانی در بیماران جسمی

بیماران و معلولین این بخش افرادی هستند که به علل مادرزادی یا در اثر صدمات و بیماری های مغز و اعصاب و روماتولوژی و.. دچار کاهش دایمی یا موقتی توانایی های جسمی شده و قادر به ادامه زندگی به طور مستقل نیستند.

اه کاردرمانی در این بیماران
جلوگیری از پیشرفت بیماری و معلولیت و باز گرداندن توانایی های از دست رفته تا حد امکان جهت بازگشت بیمار به زندگی قبلی.

روش های مورد استفاده در کار درمانی
وجه افتراق و امتیاز کار درمانی تاکید آن بر استفاده گسترده از " فعالیت هد فمند" است . فعالیت هدفمند به فعالیت هایی گفته می شود که فرد به طور فعا ل در آن شرکت دارد. این فعالیت ها موجب هماهنگی سیستم های جسمی، ذهنی، عاطفی و شناختی شده و در طی انجام آن توجه فرد معطوف به انجام فعالیت است.
فعالیت هایی که برای درمان انتخاب می شوند باید دارای خصوصیات زیر باشند:

• هدف مشخصی داشته باشند .
• منجر به افزایش مهارت های فردی و بالا بردن عملکردهای بیمار شوند.
• مطابقت با جنس ، سن و علاقه بیمار باشند.
• بر اساس آگاهی و حرفه بیمار انجام شوند.
• باعث ایجاد حرکات و وضعیت های نادرست و نامطمئن نشوند .
• بیمار را در زمینه های مختلف جسمی و ذهنی در بر گیرند .
• تمرینات درمانی عبارتند از: کاربرد اختصاصی حرکات یا انقباض عضلات بدن جهت افزایش حداکثر عملکرد عضلانی و اسکلتی .

اه درمان
• افزایش آگاهی از الگوهای حرکات طبیعی و پیشرفت پاسخ های ارادی و غیر ارادی کاردرمانی روش ها و ابزارها http://medicblog. /
• افزایش قدرت و تحمل الگوهای حرکتی طبیعی
• افزایش هماهنگی
• افزایش قدرت عضله یا گروه عضلانی
• کاهش یا رفع محدودیت دامنه حرکتی مفاصل
• افزایش تحمل کاری و تحمل بدنی
• جلوگیری از پیشرفت یا رفع کوتاهی عضلات
• یکی از وظایف کاردرمانگر تجویز و طرح ریزی انواع اسپیلنت ها است (اسپیلنت وسیله ای است که برای حمایت یا افزایش عملکردی عضوی از بدن به کار می رود).
• جلوگیری از تغییر شکل اعضای بدن
• کمک و حمایت و تقویت عضلات ضعیف
• حمایت از عضو دردناک
• قرار دادن دست در وضعیت صحیح پس از جراحی و پیوند پوست و ....

پس از انجام روش های درمانی فوق کاردرمانگر از طریق زیر نیز می تواند در مستقل بیمار در امور روزمره زندگی استفاده کند :
1. تجویز وسایل کمکی نظیر صندلی چرخ دار و وسایل کمکی غذا خوردن و ...
2. باز دید در منزل و محل کار و محل تحصیل بیمار جهت رفع موانع معماری و انجام تطبیق های لازم
3. مشاوره
4. ارزی پیش حرفه ای

کاردرمانی در بیماران روانی

بیماران روانی به دو دسته حاد و مزمن تقسیم می شوند.طول مدت بستری شدن این یبماران کوتاه است، در نتیجه وظایف کاردرمان نیز در این موارد خاص است ولی بیماران مزمن همیشه باید حضور داشته باشند و ترخیص آنها به طور موقت صورت می گیرد.
بیمارانی با این شرایط را می توان به دو گروه سایکوتیک و نوروتیک تقسیم کرد.‏
و این تقسیم بندی وابسته به دو عامل است:
1-بینش:بیمار خود را بیمار می داند یا خیر.
2-قضاوت:برخورد و تعامل مناسب داشتن و در هر موقعیت اقدام مقتضی را انجام دادن.
بیماران سایکوتیک بیمارانی هستند که دچار جنون و حملات ناگهانی هستند یا در خود فرو رفته و توهم دارند،این افراد از حد معمول جامعه فراتر رفته و نسبت به بیماری خود آگاهی ندارند.‏
بیماران نوروتیک بیمارانی هستند که دچار اضطراب و وسواس هستند.
هنگامی که بیمار به بخش روانی ارجاع داده می شود از هر لحاظ مورد ارزی قرار می گیرد و مجموعه گزارشاتی از کلیه جنبه ها تهیه شده و به روان پزشک ارجاع داده می شود تا روند درمانی را مشخص کند، این ارزی در چند بخش حسی، حرکتی و درکی ـ شناختی صورت می گیرد.

کار درمانگر به عنوان یکی از اعضای تیم درمان در هماهنگی کامل با سایر اعضا نقش های گوناگونی ایفا می کند :
کمک به تشخیص بیماری و تشخیص نهایی و ترخیص از بیمارستان
برقراری ارتباط اصولی با بیمار
بهبود و استقلال بخشیدن به سلامت روانی و جسمانی بیمار
کاهش علائم و نگرش های نادرست بیمار و عوارض دارویی
تسهیل و سرعت بخشیدن به بهبودی بیمار و ترخیص وی
حمایت بیمار از نظر جسمی و روانی و ...
پیشگیری از عود مجدد بیماری و ارائه آگاهی صحیح و آموزش جهت برقراری سلامت روانی
مشاوره با خانواده.

کار درمانگر در درمان اختلالات روانی - اجتماعی از تئوری های متعدد برخواسته از علوم روانشناختی و جامعه شناختی و زیست شناختی بهره می جوید و بنا به نگرش انتخ و شیوه درمان و نحوه به کار گیری و نوع فعالیت و برخورد و ارتباط درمانی با بیمار را به مرحله عمل در می آورد .
انواع فعالیت های مورد استفاده در کار درمانی به طور انفرادی یا گروهی عبارت است از:
1. فعالیت های اجتماعی
2. فعالیت های حرفه ای
3. فعالیت های تفریحی

کار درمانی برای عقب ماندگی ذهنی
کار درمانی با کمک از ارزی و آموزش و تسهیل رشد ک ن عقب مانده ذهنی را جهت تسلط بر خود و محیط در محدوده توانایی های آنها یاری می کند.
عمده ترین اه کار درمانی برای عقب ماندگان ذهنی عبارت است از :
o تسهیل رشد در محدوده ای که توقف عاطفی یا ذهنی صورت گرفته است.
o کاهش اثرات ناتوانی های ذهنی
o رشد و گسترش طرز تلقی و مهارت های پایه جهت کار کرد مستقل، که از طریق فعالیت های آموزشی حرکات درشت و حرکات ظریف و و یکپارچگی حسی صورت می گیرد .
o فعالیت های خود نگهداری، خود مراقبتی و فعالیت های داخل منزل و خارج منزل و فعالیت های عمومی
o فعالیت های حرفه ای که شامل ارزشی پیش حرفه ای و آموزش حرفه ای است .
o فعالیت های تطابقی از طریق استفاده از وسایل کمکی موقتی و دائمی
o روان درمانی شامل بازی درمانی و رفتار درمانی و موسیقی درمانی
o مشاوره خانوادگی به دو صورت انفرادی و گروهی .
کار درمانی برای ک ن مبتلا به فلج مغزی
ک ن مبتلا به فلج مغزی ک نی هستند که اختلالات حرکتی بارزترین علامت آنها است . کار درمانگر پس از ارزی بر اساس نوع بیماری و شدت ضایعه برنامه درمانی را طراحی و اجرا می کند.

ارزی
کاردرمانگر با انجام ارزی های لازم، قادر به تشخیص و طبقه بندی انواع فلج مغزی فیزیولوژیک شامل اسپاستیک، فلسید، آتتوئید، آتا یک، ریجیدیتی و مختلط، توپو گرافیک شامل کوادروپلژیک، دایپلژیک، پاراپلژیک، همی پلژیک، تری پلژیک و مونو پلژیک خواهد بود .
این ارزی شامل موارد زیر است :
1. ارزی تونوسیته عضلات
2. ارزی رشد رفل ها
3. ارزی وضعیت و حرکت
4 . ارزی فعالیت های روزمره زندگی.

اه :
• ایجاد کشش عضلانی طبیعی
• تقویت حرکات ارادی فعال مفاصل
• تحریک و تقویت واکنش های تعادلی و چرخشی و بهبود و تسریع مراحل رشد حرکتی کودک
• رفع کوتاهی عضلانی و جلوگیری از انقباض عضلانی و بد شکلی مفاصل
• تحریک و تقویت حس ها یعنی باز آموزی حسی در مواردی که اختلال حس وجود داشته باشد.

جامعه پذیری بیماران روانی با کار درمانی

مهدی رضایی در سال 1367 تحصیل رشته کار درمانی را در شهید بهشتی آغاhttp://medicblog. /ز کرد و دوره کارشناسی ارشد را نیز در همین رشته ادامه داد، در سال 1377 با مدرک کارشناسی ارشد فارغ حصیل شد و در حال حاضر به عنوان عضو هیئت علمی در شهید بهشتی مشغول به فعالیت است. در ادامه مصاحبه ایشان را در مورد کار درمانی در حوزه روان خواهیم خواند.‏

لطفا در مورد حیطه فعالیت خود برای خوانندگان توضیح دهید؟
متاسفانه اگرچه کار درمانی قدمت زیادی دارد ولی بسیار مهجور و غریب واقع شده است. البته شناخت جامعه در مورد این رشته خیلی بهتر شده ولی هنوز هم این شناخت اندک است. رشته کار درمانی
‏ رشته ای است که با توجه به فعالیت های هدفمندی که یک فرد عادی در طول روز انجام می دهد سعی در برگرداندن فرد به زندگی دارد یعنی هر عاملی که باعث خارج شدن فرد از روال عادی زندگی می شود و باعث می شود که نتواند نقش های عادی خود را انجام دهد و به عنوان یک عامل م ب ( فیزیکی یا روانی) فرد را از زندگی جدا کند را از پیش پای وی بر می دارد. هدف کار درمانی این است که با توجه به فعالیت های هدفمندی که فرد به صورت روزمره انجام می داده و برای وی معنا داشته به زندگی و نقش های قبلی خود بازگردد . با این تعریف حیطه عملکرد کار درمانی بسیار گسترده است یعنی ک ن، بزرگسالان، افرادی که مشکلات جسمی و ذهنی دارند را شامل می شود. بنابراین از بعد پیشگیری نیز رشته کار درمانی به عنوان راه حلی مناسب مطرح است. اگر بتوان تعادل و تناسب درستی بین حیطه های مختلف زندگی ایجاد کرد می توان زندگی بهتری داشت و هر گاه این تناسب به هم بخورد فاکتور خطری ایجاد می شود که نشان می دهد فرد در حال دور شدن از سلامتی است.

بیماران اغلب به صورت دائم مراجعه می کنند یا موقت؟
هم به صورت دائم و هم موقت . یعنی بیماران اسکیزوفرنی وجود دارند که بیماری آنها مزمن و ادامه دار است و اصلا درمان پذیر نیست ، در مقابل بیمارانی نیز وجود دارند که افسرده هستند و پس از مدتی کوتاه درمان می شوند . ولی آنچه مهم است جلوگیری از بازگشت بیماری است پس باید دوره های عود را تا جای امکان به حداقل رساند. ‏

در حیطه کاری خود از چه دستگاه هایی استفاده می کنید؟
در بخش روانپزشکی دستگاه ها خیلی عادی به نظر می رسند. در واقع می توان گفت دستگاه نیست بلکه ابزارهایی هستند که افراد به طور روزمره هم ممکن است با آنها برخورد داشته باشند. میز پینگ پنگ ، شطرنج ، بوم نقاشی ، کارگاه های قلاب بافی و گلدوزی همگی وسایلی رایج و جزئی از زندگی روزمره هستند، اما برای اینکه فرد درگیر فعالیت های هدفمندی شود از آنها استفاده می شود.‏

تنیس روی میز یا پینگ پنگ چگونه برای درمان استفاده می شود؟
وقتی بیمار وارد چنین فعالیتی می شود می تواند انرژی خود را تخلیه کند، خود این بازی یک نوع برقراری ارتباط محسوب می شود. ‏

در این رشته چه کمبود هایی وجود دارد؟
در کشور ما پیشگیری سه دسته است : پیشگیری اولیه ، ثانویه ، ثالثیه ‏
پیشگیری های اولیه و ثانویه معمولا از سوی افراد رعایت می شوند. پیشگیری اولیه همان وا ن زدن است . پیشگیری ثانویه استفاده از دارو است. اما پیشگیری ثالثیه این است که از عوارض بیماری جلوگیری شود و از اینکه فرد بیشتر از جامعه دور شود جلوگیری به عمل آید که در این زمینه ایران هنوز خیلی جای کار دارد . ‏
در بعضی از بیمارستان ها که بخش کاردرمانی وجود دارد به علت هزینه بر بودن این بخش و فضای زیاد و بازده مالی اندک برای بیمارستان و به علت وجود این تفکر که می توان تخت های بیشتری در این فضاها قرار داد به این بخش بهای زیادی داده نمی شود، بنابراین بودجه لازم برای توانبخشی در نظر گرفته نمی شود.‏

آیا در ایران دستگاهی ساخته شده است ؟
در رابطه با حیطه های مختلف کاری مانند کار با ک ن و کارهای جسمی دستگاه هایی با توجه به نمونه های خارجی و حتی به صورت نوآوری ساخته شده است. برای چهار دست و پا راه رفتن بچه های‏cp‏ و ایجاد تحریک حسی دستگاه هایی طراحی شده است اما متاسفانه حمایت مالی وجود ندارد و سازندگان این دستگاه ها تشویق نمی شوند. ‏

ایران در مقایسه با سایر کشورها چه جایگاهی دارد؟
انجمن کاردرمانی ایران به عنوان یک شاخه از انجمن جهانی کاردرمانی است و ایران از سال قبل عضو ‏wfot‏ شده است و مدارک کارشناسی ایران در این رشته در سایر کشورها قبول است. ‏

تاب خوردن و دور ریختن اوهام روانی

رزی زینعلی سال در 1367 تحصیل در رشته کار درمانی را در شهید بهشتی آغاز کرده و http://medicblog. /تحصیلات دوره کارشناسی ارشد را در علوم پزشکی ایران به پایان رسانده است و از سال 1371 تا کنون به عنوان کاردرمانگر و هیات علمی در مشغول به کار در زمینه کار درمانی روان است.‏وی عضو کنوانسیون بین المللی کاردرمانی است که در ادامه نظر ایشان را در مورد کار درمانی در حوزه روان خواهیم خواند.

چه بیمارانی به شما مراجعه می کنند؟‏
مراجعه کنندگان را طیف های مختلفی تشکیل می دهند که همه آنها به نوعی مشکل سلامتی دارند. افراد کم توان و معلول جسمی ، معلول ذهنی ، ک ن و بزرگسالانی که مشکلات روانپزشکی دارند( مانند اوُتیسم )، ک نی مبتلا به اختلالات یادگیری ، ، افراد افسرده و مبتلا به اسکیزوفرنی ، معتادان ، بیماری های جسمانی، ارتوپدی یا نورولوژی. ‏
تکنیک های بسیار تخصصی تری برای درمان این بیماری ها وجود دارد، ولی در کاردرمانی همه آنها در غالب فعالیت استفاده می شود . تفاوت عمده ای کاردرمانی با رشته های دیگر مانند روانشناسی ، فیزیوتراپی در این است که سایر رشته ها، تکنیک را به طور صرف استفاده می کنند ولی در کاردرمانی، تکنیک در غالب فعالیت استفاده می شود . به عنوان مثال، زمانی که یک کودک اوتیسم به مراکز کاردرمانی مراجعه
‏ می کند، تئوری های غالبی در کاردرمانی وجود دارد که این تئوری ها رویکرد کاردرمانگر را برای کار روشن می کند.

واضح است که درصد بهبودی به نوع مشکل بستگی دارد، اما امید به بهبودی با روش های کاردرمانی چقدر است؟
همان طور که اشاره کردید، درصد بهبودی به نوع مشکل بستگی دارد . سن تنها عامل نیست ، شدت ضایعه نیز خود تعیین کننده است. باید ابتدا مشخص شود منظور از بهبود یافتن چیست؟ اگر منظور این است که یک کودک ‏cp‏ (فلج مغزی) به یک کودک طبیعی تبدیل شود، باید گفت این کار با دانش امروزی امکان پذیر نیست. اما کاردرمانگر می تواند کاری کند که کودک با نهایت استقلال و شادی زندگی کند. در بسیاری از مواقع با استفاده از وسیله کمکی یا حتی تغییر محیط فرد، سطح زندگی وی ارتقا پیدا می کند.‏
خوشبختانه نزدیک به دو سال است که شهرداری، مناسب سازی معابر برای همه شهروندان را آغاز کرده است. پیش از این اصلا به این نکته که افراد کم توان هم شهروند این جامعه هستند توجهی
نمی شود. الحاق کشور به کنوانسیون حقوق معلولین، گام بزرگی در حمایت از این حقوق است . ‏
در کشور های نروژ ، دانمارک .... مناسب سازی های شهری در حد فوق العاده انجام شده است . افراد کم توان به راحتی رفت و آمد و کار می کنند و در جامعه حضور فعال دارند . اما در ایران اگر کاردرمانگر برای یک بیمار ویلچر تجویز کند، اکثراً از عهده ید آن برنمی آیند چون بیمه آنها را تحت پوشش قرار نمی دهد. سالها است که بزرگترین مشکل این بیماران این است که بیمه ها خدمات کاردرمانی را پوشش نمی دهند . در زمان تنظیم نظام بیمه ای، هیچ توجهی به خدمات کاردرمانی نشده و فقط فیزیوتراپی را در خدمات توانبخشی در نظر گرفته اند، نه فقط کاردرمانی حتی گفتار درمانی هم جایی در بیمه ندارد .‏
افراد معمولاً در چه سنی به شما مراجعه می کنند؟
مشکل عمده در ایران سیستم ارجاع است که اساسا در سیستم بهداشت - درمان کشور این مشکل وجود دارد . معمولاً بیماران برای تشخیص بیماری خود به چند متخصص مراجعه می کنند، درحالیکه یک پزشک عمومی خوب باید بتواند تشخیص اولیه را انجام داده و بیمار را به متخصص مربوطه ارجاع دهد. این مشکل در نظام سلامت ما وجود دارد و متاسفانه کاردرمانی هم از آن ضربه می خورد . متاسفانه
‏ پزشک ها شناخت کافی نسبت به کاردرمانی ندارند ، اگر بیمار، به خصوص اطفال، در زمان طلایی و بدون اتلاف وقت تحت درمان قرار بگیرند، " کم توانی" در آنان قابل درمان و کنترل است. ولی در صورتی که این زمان طلایی سپری شود، درمان " ناتوانی" ممکن نبوده و تنها می توان بیمار را با محیط تطبیق داد. ‏

دستگاه های مخصوص کاردرمانی در حیطه فعالیت شما کدامند؟
کاردرمانی ابزارهای خیلی پیچیده ای ندارد. عمده وسایلی که در طیف اطفال استفاده می شود، وسایل بازی است. همه اسباب بازی هایی که به طور معمول بچه ها استفاده می کنند، از دید کاردرمان یک وسیله درمانی است . رویکرد ‏sensory integration، تاب های خاص با اه درمانی خاص طراحی می شوند سایر وسایل معمولاً وسایل سبک و ساده و معمولی هستند. ‏
دسته دیگری از تجهیزات، وسایل تمرین درمانی است که برای کار جسمانی بزرگسالان استفاده می شود، وسایلی که برای افزایش قدرت عضلانی و هماهنگی عضلانی به کار می روند . ‏
تاب، نوعی تحریک وستیبولار است . در ک ن اوتیسم به عنوان تحریک حسی از آن استفاده می شود. این وسیله برای کودک هماهنگی حرکتی ایجاد می کند و مشکل حسی او را بهبود می دهد . در ک ن فلج مغزی، شکل خاصی از تاب به نام هات داگ برای تحریک عضلات فل ور تنه را استفاده می شود و در ک نی که ترس درونی دارند، این تاب باعث می شود که کم کم ترس از بین برود . تاب وسیله ساده و در عین حال پر کاربردی است که در حوزه های مختلف کاربرد های مختلفی دارد.

جایگاه کاردرمانی ایران در مقایسه با سایر نقاط جهان چگونه است؟
از نظر دانش و کار بالینی تفاوت جدی وجود ندارد. تنها تفاوت این است که در زمینه ابزارهای مربوطه، ایران مصرف کننده است نه تولید کننده. با این وجود، مدرک فارغ حصیلان ایرانی در تمام دنیا قابل قبول است. ولی از نظر تجهیزات تفاوت زیادی با کشورهای دیگر دارد. ‏
از نظر دانش و کار بالینی کاردرمانگران ایرانی با همتایان خارجی تفاوتی ندارند ، فارغ حصیلان زیادی در این رشته وجود دارند که در کشورهای دیگر کار می کنند و بسیار موفق هستند.‏
دوچرخه ثابت برای کودک ، تردمیل برای ک ن و تردمیل هایی که بتوان در آب از آنها استفاده کرد هزینه بالایی دارند و بنابراین در ایران برای آب درمانی محدودیت هایی وجود دارد. این محدودیت ابزار به درمانگر نیز صدمه وارد نمی کند. مثلا برای جابجا بیمار وسیله مناسبی وجود ندارد، و خود کاردرمان بیمار را جا به جا می کند. در حالی که در کلینیک های مجهز دنیا از لیفت به صورت الکترونیکی یا مکانیکی برای جابجا بیمار استفاده می شود.

و اما نکته آ ...‏
در خاتمه باید به این نکته اشاره کرد که کار تیمی گروه پزشکی در کنار گروه توانبخشی در موفقیت درمان بسیار موثر است. اگر پزشکان محترم به موقع بیمار را برای توانبخشی بعد از عمل ارجاع دهند، بسیاری از مشکلات برطرف می شود و در نهایت، پوشش بیمه خدمات کاردرمانی و توانبخشی از ‏خواسته های جدی است.

کاردرمانی از خمیر تا ت یل

سارا لباف فارغ حصیل رشته کاردرمانی شهید بهشتی در سال 1376 است و با تأسیس کلینیک به توانhttp://medicblog. / در زمینه کاردرمانی ذهنی و جسمی به عنوان کار درمان مشغول به فعالیت است. مرکز به توان دارای یک بخش گفتار درمانی است، چرا که ک نی که به این مراکز مراجعه می کنند معمولاً به خدمات کاردرمانی و گفتاردرمانی در کنار هم نیاز دارند. به عنوان کارشناسی که در زمینه کار درمانی ذهن فعالیت می کند مصاحبه ای کوتاه با ایشان انجام داده ایم که در ادامه شرح آن را خواهیم خواند.‏

در مورد حیطه فعالیت خود برای خوانندگان توضیح دهید؟ کاردرمانی دارای سه حوزه است: جسم، ذهن و روان ‏
بسیاری از افراد این بخش از کار درمانی را نمی شناسند یا با کاردرمانی روان یکی می دانند. هنگامی که از ذهن سخن به میان می آید تصور عموم بر این است که ذهن صرفا مربوط به مسایل یادگیری و آموزش است و کودکی که از نظر آموزشی درحد مطلوب است از ذهن خوبی بر خوردار است، درحالی که گستره ذهن بسیار وسیع تر است. ‏
ذهن منشا و خواستگاه تمام توانایی های گفتار، یادگیری، حرکت، هماهنگی، خلاقیت، رفتار اجتماعی و فردی، ادراک و شناخت است. در همین راستا و به همین نسبت خود ذهن متاثر از عوامل محیطی ذاتی و ژنتیکی است و در صورت وجود فیدبک های مناسب رشد می کند. ‏
ذهن در واقع نمایش گر عملکرد سیستم های مغزی است. تعامل صحیح سیستم های مغزی با هم باعث بروز رفتار، کردار و گفتار صحیح خواهد شد، اما ع آن نیز امکان پذیر است، یعنی عدم تعامل صحیح سیستم های مختلف مغزی باعث ایجاد اختلال و اشکال در فعالیت های فرد بوده یا باعث بروز رفتار های نادرست می شود. همچنین ذهن نیازمند تغذیه صحیح و دریافت محرک های مناسب است تا رشد خوبی داشته باشد. درهای ورود به ذهن شامل حس های مختلف بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه، حرکت است. ‏
در صورتی که سیستم های مذکور عملکرد سالمی داشته باشند و کودک از لحاظ حسی طبیعی باشد بسیاری از مشکلات رفتاری و ارتباطی وی به میزان زیادی برطرف می شود.‏
به عنوان مثال ک ن پرورشگاهی علی رغم وجود سلامت ظاهری و مغزی به دلیل عدم تعامل حسی با مادر دچار محرومیت حس عاطفی هستند که در رفتار انطباقی آنها با محیط و افراد تاثیر به سزایی می گذارد.‏
بسیاری از این ک ن پس از مدتی علائمی نظیر اضطراب، انزوا، خشم، پرخاشگری، ناسازگاری، عدم تماس چشمی را نشان می دهند که ممکن است کودک حتی عقب مانده به نظر برسد.‏‎ ‎یا کودکی که دچار ترس از ارتفاع و تغییر وضعیت جاذبه است علائم را به صورت ترس از حرکت، بی حرکتی، محتاط بودن و گریز از جمعیت نشان می دهد، که با بررسی مشخص می شود این کودک در سیستم وستیبولار ضعف و نارسایی دارد. ‏
در دبستان ها و مدارس عادی مواردی مشاهده شده است که ک ن به دلیل مشکلات اضطر و رفتاری به عنوان ناسازگار، پرخاشگر و بی نظم معرفی شده اند که پس از بررسی کاردرمانی مشخص شده این کودک مشکل توجه و تمرکز دارد، عدم توجه فراگیر حسی (حس های لامسه، بینایی، بویایی،....) به دلیل مزاحمت های حسی و کانالیزه نشدن محرک های ورودی به مغز ایجاد می شود و اگر این مشکلات به صورت پایه ای برطرف نشوند کودک دچار افسردگی، طردشدگی، پرخاشگری، کاهش اعتماد به نفس و افزایش مشکلات رفتاری می شود. هر چه زمان ارجاع سریع تر باشد روند درمان سریع تر و آسیب های وارده کمتر خواهد بود. علاوه بر سلامت کارکرد حس ها، ارتباط و هماهنگی حس ها و حرکت و به عبارتی یکپارچگی حس -حرکتی در ساختار ذهن تاثیر بسیاری دارد. ‏
به عنوان مثال ک نی که از لحاظ مهارت های حرکتی نظم و هماهنگی بیشتری دارند نسبت به ک نی که ضعیف تر هستند، از سطح هوشیاری، خلاقیت واستدلال بیشتری برخوردارند که این امر نشان دهنده تاثیرات متقابل توانایی های فرد با ذهن کودک است. ‏
در این رابطه کاردرمانی ذهنی به عنوان بخشی از تیم توانبخشی با استفاده از کار و بازی، تکنیک های حسی - حرکتی، تکنیک های بهبود مهارت های درکی - بینایی و فعالیت های مخچه ای سعی دارد به موازات بقیه اعضای تیم درمان کودک را به طرف بهبود مهارت های اجتماعی، مهارت های درکی حرکتی، مهارت های درکی بینایی، استفاده صحیح از دست ها، هماهنگی های حرکتی و رفتاری و بسیاری موارد دیگر سوق دهد. ‏
اگر چه برنامه های درمانی کاملا علمی و بر اساس تحقیقات مشخص شده است، هنر یک کاردرمانگر ذهنی این است که با توجه به ذهن و مشخصه های فردی هر کودک، برنامه را طوری طراحی کند که کودک در قا ضمن لذت بردن، درمان مناسب را هم دریافت کند.‏
کارهایی که کاردرمان گر انجام می دهد شامل یک سری تکنیک های خاص است. هنگامی که کودکی به کاردرمان گر مراجعه می کند در ابتدا ارزی می شود که از نظر ذهنی چه مشکلی دارد؟ به عنوان مثال ممکن است کودکی در هنگام راه رفتن بر روی پنجه پا راه برود یا هنگامی که او را صدا می کنند خیلی دیر پاسخ می دهد یا خیلی تند ع العمل نشان می دهد. ‏

بیماران در چه سنی مراجعه می کنند؟
بیشتر مراجعه کنندگان زیر 7 سال هستند و توسط کاردرمانی برای مدرسه آماده می شوند. این افراد هرچه زودتر مراجعه کنند روند درمان خیلی بهتر خواهد بود و اگر دیر مراجعه کنند عقب ماندگی آنها بیشتر می شود و نمی توان کار موثری برای آنها انجام داد و به مراکز دیگری مانند مراکز درمانی یا مدارس استثنایی معرفی می شوند. این ک ن نمی توانند به مدارس عادی بروند ولی اگر در سن 2 سالگی مراجعه کنند امید آن وجود دارد که بتوانند در مدارس عادی تحصیل کنند. بسیاری از مراجعه کنندگان در ظاهر سالم به نظر می رسند، راحت راه می روند، حرف می زنند، ولی هنگامی که از آنها خواسته می شود چیزی را ترسیم کنند نمی توانند و خلاقیت لازم را ندارند. اگر از یک بچه سالم خواسته شود درختی را ترسیم کند در نهایت با تراوش ذهنی خود تصویری را خواهد کشید ولی ک ن بیمار نمی توانند این کار را انجام دهند و ذهن های بسته ای دارند و حتی نمی توانند آنچه را که می دانند در محیط تعمیم دهند. ‏
بچه های اُوتیسم ضریب هوشی بالایی دارند و بر روی یک سری از جزئیات متمرکز می شوند و در آن زمینه ها بسیار قوی می شوند. مثلا نقاش های ماهری می شوند، ولی نقاشی های آنها خلاقانه نیست.‏

چه ک نی به شما مراجعه می کنند؟
بیماران سندروم ‏down، اوتیسم، (‏‎(psycho motor delay‏ تاخیر روان حرکتی، بچه هایی که مشکلات حسی دارند.

دستگاه های مربوطه را نام ببرید.‏
exer board، ‏pur du peg board، خمیر درمانی(پوتی)، توپ، تردمیل، ‏egg ball، ‏thera band، ‏digi flex، ‏vibrator، ماساژور، فوم، ترامپولین، ‏‎ ladder ‎، ‏‎ tilt band ‎،ramp، ‏cp ball ‎، واکر، ‏step‏ کاردرمانی

جای چه دستگاه هایی در ایران خالی است؟‏
brushing ‎‏ برای تحریک سطحی، دوچرخه ثابت کودک، آسانسور برای حمل کودک و .....‏

ی پزشکی و شهرسازی در خدمت بیماران ضایعه نخاعی

محسن قسامی در سال 1371 از دانشکده توانبخشی علوم پزشکی ایران در رشته کار http://medicblog. /درمانی‏ فارغ حصیل شده است. وی که در حال حاضر در بخش کار درمانی مرکز جامع توانبخشی جمعیت هلال احمر به عنوان کارشناس فعالیت دارد حدود 15 سال سابقه کار داشته و در زمینه توانبخشی ضایعات نخاعی تجربیات فراوانی دارد. در ادامه نظر ایشان را در مورد توانبخشی بیماران با ضایعات نخاعی جویا ‏می شویم.‏

لطفاً به طور مختصر اه کار درمانی را شرح دهید؟
هدف کار درمانی در توانبخشی ضایعات نخاعی توانمند ساختن فرد جهت انجام فعالیت های روزمره زندگی ‏‎(adl)‎‏ برای بازگشت به جامعه با حداکثر میزان استقلال فردی او است. در این زمینه مساعدت رشته های دیگر از قبیل ی شهرسازی لازم است تا طراحی شهری به گونه ای صورت پذیرد که استفاده از اماکن عمومی از قبیل: مساجد، بانک ها، تلفن های عمومی و فرهنگسراها برای معلولین نیز امکان پذیر بوده و مانع از تعاملات اجتماعی آنها نشود و وضعیت وسایل نقلیه از قبیل اتوبوس ها با شرایط حسمانی معلولین هماهنگی یابد. در واقع باید با همکاری نهادهای مربوطه شرایطی فراهم شود تا معلولین نه تنها برای کارهای ضروری، حتی برای تفریح هم مایل به وج از منزل باشند و شاهد فعالیت های اجتماعی بیشتری از سوی معلولین باشیم. ان طراحی صنعتی و معماری هم باید با رعایت استانداردهای لازم در ساختن خانه ها و به کارگیری سطوح شیب دار با زوایای مناسب، امکان زندگی راحت را برای معلولین فراهم آورند.
در واقع هدف کاردرمانی در ضایعاتی چون ضایعات نخاعی، سکته های مغزی و ضربه های مغزی آن است که این افراد با استقلال در زندگی و حرفه خود نیروی انسانی کمتری را به خود مشغول کرده و با فعال بودن در اجتماع بر افسردگی ناشی از وابستگی خود به اطرافیان فائق آیند.‏

جایگاه ایران در زمینه کار درمانی بیماران با ضایعات نخاعی در مقایسه با سایر کشورها در چه حدی می دانید؟‏
در ایران تهیه وسایل توانبخشی از قبیل انواع ویلچرهای مورد نیاز بیماران، هزینه های زیادی را ‏در بر دارد. در واقع علی رغم وجود فضا و امکانات توانبخشی در ایران به دلیل عدم رعایت استانداردها و استفاده از تجهیزات کمکی لازم، امکان استفاده بهینه از آنها وجود ندارد. به عنوان مثال به ندرت می توان است ی را یافت که در مسیر ورودی آن به جای پله از سطح شیب دار استفاده شده باشد یا مجهز به تجهیزات کمکی و ایمنی لازم جهت استفاده معلولین باشد.‏

غوطه خوردن در است توپ بازآموزی توان حسی - حرکتی

پریسا رشیدزاده کارشناس مرکز توانبخشی هلال احمر، در سال 1374 از دانشکده توانبخشی http://medicblog. / علوم پزشکی ایران فارغ حصیل شده و با توجه به علاقه ای که به زمینه های مختلف این رشته داشته، هلال احمر را به عنوان محل خدمت انتخاب کرده است. ایشان به همراه همسرشان (محسن قسامی) حیطه کاردرمانی را در این مرکزگسترش داده اند. کم کم با پذیرش بیماران متعدد و ایجاد ارتباط با گروه های پزشکی توانسته اند کاردرمانی را گسترش داده و این مکان را با مساعدت هلال احمر تبدیل به مکانی مناسب با تجهیزات بیشتر و سرویس دهی متنوع تر تبدیل کنند. در حال حاضر از سوی این سازمان با قرارداد تدریس واحد کارآموزی بسته شده و دانشجویان کارآموزی بالینی از علوم پزشکی ایران و شهید بهشتی در این مکان دوره های کارآموزی را طی می کنند. ایشان تقریبا 13 سال است که در زمینه کار درمانی ک ن فلج مغزی مشغولفعالیت های آموزشی و درمانی است.

در صورت امکان حیطه فعالیت خود را در این رشته شرح دهید؟
کاردرمانی، توانبخشی به معنی واقعی کلمه هست یعنی حمایت بیمار از زمانی که دچار ضایعه می شود تا هنگامی که شخص می خواهد وارد جامعه شود. برخی افراد در این موارد به معلولیت اشاره می کنند، در حالی که در واقعیت باید گفت که این افراد دچار ضایعه شده اند و ممکن است وما دچار معلولیت نشده باشند کاردرمانگر از همان گام اول درکنار بیمار است و به بیمار کمک می کند. اگر چه ضایعه درمان نمی شود اما بیمار با ضایعه اش تطبیق پیدا کند. ممکن است میزان بهبودی این ضایعه از صد، تا ده، پنج یا حتی صفر درصد متغیر باشد. درمان ها را می توان به چند دسته تقسیم کرد: بعضی از‏ درمان ها، درمان های بهبود دهنده هستند، یعنی کاردرمان در کنار بیمار است و همراه با او ضایعه را بهبود می دهد، مثلاً بیماری که پیوند تاندون یا جراحی بر روی وی انجام شده، واقعا بهبودی پیدا می کند. اما در بیماری که دچار ضایعه نخاعی یا فلج حرکتی شده بیماری از بین نمی رود، در این بیماری ها درمان به صورت بازگشت به فعالیت روزمره زندگی (‏adl‏ ) انجام می شود و با اینکه ضایعه از بین نمی رود اما بیمار را هدفمند می سازد، به سمتی که در تطابق با بیماری خود بتواند بیشترین راندمان را درزندگی روزمره داشته باشد. البته درمان با ‏adl‏ آغاز نمی شود بلکه ابتدا آنالیزهای کلی بر روی بیمار انجام می شود، به عنوان مثال بررسی می شود که راندمان عضلات به لحاظ نرولوژیک در چه حد است، میزان اسپاسم چقدر است، دامنه حرکتی مفصل در چه حدی است و.... پس از اینکه این درمان های فیزیکی و آناتومی انجام شدند و پس از مراجعه به تعداد جلسات لازم بیمار توانایی اولیه را ب کرده و به مرحله استفاده از توانش برای ادامه زندگی می رسد. این فرد می تواند کودکی باشد که می خواهد فعالیت های تحصیلی انجام دهد، یک مرد جوان با ضایعه نخاعی باشد که می خواهد به حرفه سابقش برگردد یا حتی می تواند یک خانم خانه دار باشد که در فعالیت های آشپزی یا مراقبت از کودک، دچار مشکل است. ‏

چه بیمارانی به کاردرمانی مراجعه می کنند ؟
شاخه های کاردرمانی عبارتند از: شاخه روان با کاربرد کاردرمانی در روانپزشکی، شاخه کاردرمانی ذهنی، شاخه کاردرمانی جسمی که بیشتر بر روی ضایعاتی که سیستم اعصاب را درگیر می کنند متمرکز می شوند و شاخه کاردرمانی در ضایعات نرولوژیک. ‏
در قسمت نورولوژی بزرگسال هم دسته عمده ای از بیماران را افرادی تشکیل می دهند که دچار سکته مغزی یا ضایعات نخاعی شده اند که در اثر ضربه و تصادف ایجاد شده اند. انواع بیماری های عصبی - عضلانی و سایر بیماری های نورولوژی مثل ‏ms ‎، پارکینسون، انواع مییلیت ها و ضربه های مغزی نیز در این شاخه وجود دارد.‏

بیشتر مراجعین کاردرمانی در چه گروه سنی قرار دارند؟

مراجعه کنندگان در همه محدوده های سنی هستند ولی محدوده مطلوب مورد نظر کار درمان زیر یک سال است. درمان هایی که زیر یک سال شروع می شوند، (درمان های اولیه و بدون تاخیر )، یعنی در زمان طلایی ضایعه بهترین درمان ها هستند. حتی بیمارانی که در سنین کمتر از دو سالگی مراجعه می کنند نیز بهترین درمان را دارند، البته خوشبختانه آگاهی پزشک ها بیشتر شده، اما با این وجود معمولاً تا بیمار به مرحله کاردرمانی برسد آن قدر در مراحل پزشکی و تشخیص های اولیه وقت صرف می شود تا زمان طلایی مربوطه را از دست می دهد.‏
البته بیمارانی نیز وجود دارند که در 5-4 ماهگی مراجعه کرده اند ولی با این وجود زمان طلایی برای آنها از دست رفته بوده است. نکته مهم آن است در افرادی که پس از 4 و 5 سالگی مراجعه می کنند دفرمیتی، کوتاهی تاندون، و سایر مشکلات شکل گرفته است.
در بزرگسالان نیز مثل بیماران سکته مغزی اگر بیمار بعد از دوران کما یا دوره ای که تازه بستری شده اند بلافاصله توانبخشی را آغاز کند ممکن است بتوانند قدرت حرکات ریز انگشتان دست را به دست آورند.

آیا بچه ها همکاری لازمبرای درمان رااز خود نشان می دهند؟
در کاردرمانی به بازی درمانی بسیار استناد می شود. ولی اگر با بازی درمانی همان زمان طلایی از دست داده شود، در حق کودک خیانت می شود. بنابراین در طول دوره درمان ممکن است کودک ناسازگاری کند، اما آنچه مهم است نتیجه کار است. ‏

برخی از دستگاه های مورد استفاده در این زمینه را نام ببرید.‏
اگر قسمت نورولوژی دسال را از بزرگسال جدا کنیم در شاخه نورولوژی دسال از انواع پوزیشنر ها استفاده می شود. بیماری که نمی تواند بایستد حتما به یک پوزیشنر نیاز دارد که بتواند با کمک آن توانایی ایستادن داشته باشد یا بیماری که نمی تواند بنشیند به یک ‏corner seat‏ و انواع صندلی هایی که در این زمینه موجود است نیاز دارد تا بتواند ح نشستن را داشته باشد، یا پوزیشنرهایی که برای ایستادن روی زانو یا انواع دیگر، که در حال حاضر بیشتر پوزیشنرهای دسال چوبی هستند البته انواع پلاستیکی نیز وجود دارند ولی برای بچه ها بیشتر از نوع چوبی استفاده می شود. ‏
انواع وسایل تحریکات سنسوری موتور(حسی- حرکتی) نیز استفاده می شوند که مهم ترین این تحریکات تحریک برای استفاده همزمان از چند حس است. علاوه براین است توپ و تاب نیز استفاده می شوند که اگر چه ابزاری برای بازی ک ن هستند اما به عنوان وسیله ای برای درمان نیز محسوب می شوند. است توپ حس لمس(عمقی) را به کودک می دهد و ‏body image‏ (تصویر بدنی) کودک را تحریک می کند.‏
‏ ترامپولین فنرهایی هستند که بچه ها بر روی آن بالا و پایین می پرند.‏
‏ انواع توپ ها با سایزهای مختلف که بچه ها حرکات تعادلی انجام می دهند.‏
‏ انواع تیلت بورد ها (تخته تعادل) که کودک بر روی آنها می ایستد و تحریکات تعادلی ب می کند. ‏
تجهیزات در قسمت بزرگسال متنوع تر است . پوزیشنر های متنوعی وجود دارند که ف ی و برقی هستند. انواع بیو فیدبک، رولر، ویبراتور، ویج ها، اسلیم، نردبان های دیواری، دوچرخه های ثابت، استپر، دوچرخه های اکتیو و پسیو و ... از این جمله هستند.‏
کاردرمانی ایران در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
در ایران راندمان کار بسیار بالا است. ولی از نظر تجهیزات اختلاف بسیار زیادی با سایر کشورها وجود دارد. وسایل حمایت کننده که بیمار در زندگی به آنها احتیاج دارد، به عنوان مثال ویلچرها که باید با وضعیت بیمار تطابق پیدا کنند در ایران بسیار اندک هستند. متاسفانه در ایران فقط یک نوع ویلچر وجود دارد و ویلچرهای خاص با سفارش وارد می شوند و تولید کننده ای در این زمینه وجود ندارد.‏

آیا تاکنون وسیله ای در ایران ساخته شده است ؟
خوشبختانه ایرانی ها آن قدر خلاق هستند که به تعداد والدین بیمار ها یا خود بیماران افرادی هستند تلاش می کنند تا وسایل لازم را بسازند گاهی از نمونه های خارجی الگوبرداری می کنند و گاهی نیز خلاقیت خود را نشان می دهند. ‏
در حال حاضر خوشبختانه جای مانور برای کاردرمان های بسیار زیاد است، کاردرمان های ایرانی در سمینار هایی ی نورولوژی، ی توانبخشی، درمان ضایعات دست، که در خارج از کشور بر گزار می شود شرکت می کنند و مقالات بسیار خوبی را ارائه می کنند.

در انتها اگر نکته ای مد نظرتان است، بفرمایید.‏
شاید شعار به نظر برسد، ولی گفتن این نکته ضروری است که در کاردرمانی مهم ترین فاکتور وجود خلاقیت و دست های هنرمند است. یعنی فاکتور های شخصی خود کاردرمانگر بسیار مهم هستند. کاردرمان باید همراه با بیمار زانو بزند و تمرین ها را انجام دهد. وسایل موجود فقط به آسان تر انجام شدن تمرین ها کمک می کنند، ولی کاردرمان همیشه با دست های هنرمند خود بیمار را پوشش می دهد. اگر کار درمان این فاکتور های شخصیتی را نداشته باشد نمی تواند در این کار ماندگار باشد. کار ‏درمان ها با اقشاری در ارتباط هستند که هیچ درمانی جز کار درمانی ندارند و این مسأله می تواند یک پروسه طولانی مدت باشد. کار درمان در کنار بیمار نه مثل یک تراپیست بلکه به عنوان یک دوست قرار می گیرد و واقعا به بیمار آموزش می دهند که اگرچه ضایعه مغزی از بین نمی رود، اما باید یاد گرفت که چگونه می توان با وجود این ضایعات زندگی کرد. ‏

تیم مشترک کار درمانی و جراحی

فیروز مددی در سال 1351 وارد تهران و در سال 1358 به عنوان دانشجوی ممتاز از این http://medicblog. / فارغ حصیل شده است، به همین دلیل بدون گذراندن سربازی و طرح وارد رشته ارتوپدی در بیمارستان شفای یحیائیان شده و در سال 1362 به عنوان فارغ حصیل ممتاز دوره تخصصی را به اتمام رسانده است. از آن زمان تا 1368، به عنوان یار در شهید بهشتی مشغول به فعالیت بوده و در سال 1368 برای گذراندن دوره های فوق تخصصی طب ورزشی، ارتوپدی اطفال و تومورها به کشور کانادا سفر کرده و در toronto و western ontario دوره های مذکور را گذرانده است. برای درک اهمیت کاردرمانی در موفقیت جراحی، نظر آقای فیروز مددی، فوق تخصص ارتوپدی را جویا شدیم.

در مورد نقش کار درمانی در ارتوپدی برای خوانندگان توضیح دهید؟
کاردرمانی شبیه فیزیوتراپی است اما رشته بسیار نوپاتری است. بنابراین حمایت اجتماعی این رشته در مراکز علمی به اندازه فیزیوتراپی نیست. اختلاف کار فیزیوتراپی و کاردرمانی در این است که متخصصان کاردرمان با بیمارانی کار می کنند که بیماری های استخوانی – عضلانی دائمی دارند. مانند بچه هایی که فلج مغزی هستند یا افراد مبتلا به مننگوسل و انی که به دنبال تصادفات دچار صدمات غیر قابل برگشت در سیستم عضلانی استخوانی اندام ها شده اند.کار کاردرمان ها در این موارد به صورت دستی است و به اندازه فیزیوتراپیست ها از دستگاه هایی که به عنوان مدالیتی از آنها نام برده می شود مانند راسوند، ir، دیاترمی و غیره استفاده نمی کنند و بیشتر عملکردهای مختل شده را ترمیم کرده و سعی می کنند شخص را سریع تر به جامعه بازگردانند. در مواردی که صدمات جبران ناپذیری به فرد وارد شده، مثلا پیانیستی 4 انگشت خود را از دست داده ، سعی می شود پس از مدتی وی را با رشته ای دیگر در همان زمینه آشنا کنند، به عنوان مثال او را با ویالون آشنا می کنند و به یک باره او را به حرفه ای غیر مرتبط مانند حسابداری و ... وارد نمی کنند تا جهش سنگینی برای فرد ایجاد شود.

کاردرمانی پس از عمل یا پیش از عمل انجام می شود ؟
بیمارانی که مشکلات عصبی-

مشاهده متن کامل ...

o.t و equipments
درخواست حذف اطلاعات
کاردرمانی روش ها و ابزارها

جسم، ذهن، روان زیر چتر کار درمانی

کاردرمانی علم و هنر مشارکت بیمار در انجام فعالیت های هدفمند به منظور اصلاح تقویت، افزایش عملکرد و تسهیل درکاردرمانی روش ها و ابزارها http://medicblog. / یادگیری مهارت های ضروری جهت انطباق با محیط است . به عبارتی دیگر، کار درمانی قابلیت انجام اعمال و نقش هایی است که لازمه یک زندگی مفید و تسلط فرد بر خود و محیط، همراه با احساس رضایتمندی از خود و دیگران در طول عمر است . پیشگامان حرفه کار درمانی معتقد بوده اند که می توان استفاده همزمان از عضلات و ذهن را در حین ورزش، تمرین، بازی و کار به عنوان روش های درمانی مورد استفاده قرار داد. جنگ جهانی اول موجب شناخت توانبخشی و کار درمانی شد، اما گسترش و پیشرفت روش های این علم در طول جنگ جهانی دوم صورت گرفت. به طوری که پس از جنگ جهانی دوم، هزار کاردرمانگر در بخش های مختلف ارتوپدی و نورولوژی و روانپزشکی در جهان مشغول به کار شدند. این رشته در سال 1350 در بیمارستان توانبخشی شفا یحیاییان تهران پایه گذاری شد. فارغ حصیلان این رشته پس از گذراندن یک دوره چهار ساله کارشناسی در مراکز توانبخشی و بیمارستان های مربوطه مشغول به کار شده و به آموزش، درمان ، مشاوره و بازدید منزل بیماران در زمینه های جسمانی - روانی و ک ن می پردازند .
در ادامه اصول کاردرمانی را در سه گروه اصلی شرح خواهیم داد: الف)کار درمانی در بیماران جسمی، ب) کاردرمانی در بیماران روانی،ج) کاردرمانی برای عقب ماندگان ذهنی و د)کار درمانی برای ک ن مبتلا به فلج مغزی.

کار درمانی در بیماران جسمی

بیماران و معلولین این بخش افرادی هستند که به علل مادرزادی یا در اثر صدمات و بیماری های مغز و اعصاب و روماتولوژی و.. دچار کاهش دایمی یا موقتی توانایی های جسمی شده و قادر به ادامه زندگی به طور مستقل نیستند.

اه کاردرمانی در این بیماران
جلوگیری از پیشرفت بیماری و معلولیت و باز گرداندن توانایی های از دست رفته تا حد امکان جهت بازگشت بیمار به زندگی قبلی.

روش های مورد استفاده در کار درمانی
وجه افتراق و امتیاز کار درمانی تاکید آن بر استفاده گسترده از " فعالیت هد فمند" است . فعالیت هدفمند به فعالیت هایی گفته می شود که فرد به طور فعا ل در آن شرکت دارد. این فعالیت ها موجب هماهنگی سیستم های جسمی، ذهنی، عاطفی و شناختی شده و در طی انجام آن توجه فرد معطوف به انجام فعالیت است.
فعالیت هایی که برای درمان انتخاب می شوند باید دارای خصوصیات زیر باشند:

• هدف مشخصی داشته باشند .
• منجر به افزایش مهارت های فردی و بالا بردن عملکردهای بیمار شوند.
• مطابقت با جنس ، سن و علاقه بیمار باشند.
• بر اساس آگاهی و حرفه بیمار انجام شوند.
• باعث ایجاد حرکات و وضعیت های نادرست و نامطمئن نشوند .
• بیمار را در زمینه های مختلف جسمی و ذهنی در بر گیرند .
• تمرینات درمانی عبارتند از: کاربرد اختصاصی حرکات یا انقباض عضلات بدن جهت افزایش حداکثر عملکرد عضلانی و اسکلتی .

اه درمان
• افزایش آگاهی از الگوهای حرکات طبیعی و پیشرفت پاسخ های ارادی و غیر ارادی کاردرمانی روش ها و ابزارها http://medicblog. /
• افزایش قدرت و تحمل الگوهای حرکتی طبیعی
• افزایش هماهنگی
• افزایش قدرت عضله یا گروه عضلانی
• کاهش یا رفع محدودیت دامنه حرکتی مفاصل
• افزایش تحمل کاری و تحمل بدنی
• جلوگیری از پیشرفت یا رفع کوتاهی عضلات
• یکی از وظایف کاردرمانگر تجویز و طرح ریزی انواع اسپیلنت ها است (اسپیلنت وسیله ای است که برای حمایت یا افزایش عملکردی عضوی از بدن به کار می رود).
• جلوگیری از تغییر شکل اعضای بدن
• کمک و حمایت و تقویت عضلات ضعیف
• حمایت از عضو دردناک
• قرار دادن دست در وضعیت صحیح پس از جراحی و پیوند پوست و ....

پس از انجام روش های درمانی فوق کاردرمانگر از طریق زیر نیز می تواند در مستقل بیمار در امور روزمره زندگی استفاده کند :
1. تجویز وسایل کمکی نظیر صندلی چرخ دار و وسایل کمکی غذا خوردن و ...
2. باز دید در منزل و محل کار و محل تحصیل بیمار جهت رفع موانع معماری و انجام تطبیق های لازم
3. مشاوره
4. ارزی پیش حرفه ای

کاردرمانی در بیماران روانی

بیماران روانی به دو دسته حاد و مزمن تقسیم می شوند.طول مدت بستری شدن این یبماران کوتاه است، در نتیجه وظایف کاردرمان نیز در این موارد خاص است ولی بیماران مزمن همیشه باید حضور داشته باشند و ترخیص آنها به طور موقت صورت می گیرد.
بیمارانی با این شرایط را می توان به دو گروه سایکوتیک و نوروتیک تقسیم کرد.‏
و این تقسیم بندی وابسته به دو عامل است:
1-بینش:بیمار خود را بیمار می داند یا خیر.
2-قضاوت:برخورد و تعامل مناسب داشتن و در هر موقعیت اقدام مقتضی را انجام دادن.
بیماران سایکوتیک بیمارانی هستند که دچار جنون و حملات ناگهانی هستند یا در خود فرو رفته و توهم دارند،این افراد از حد معمول جامعه فراتر رفته و نسبت به بیماری خود آگاهی ندارند.‏
بیماران نوروتیک بیمارانی هستند که دچار اضطراب و وسواس هستند.
هنگامی که بیمار به بخش روانی ارجاع داده می شود از هر لحاظ مورد ارزی قرار می گیرد و مجموعه گزارشاتی از کلیه جنبه ها تهیه شده و به روان پزشک ارجاع داده می شود تا روند درمانی را مشخص کند، این ارزی در چند بخش حسی، حرکتی و درکی ـ شناختی صورت می گیرد.

کار درمانگر به عنوان یکی از اعضای تیم درمان در هماهنگی کامل با سایر اعضا نقش های گوناگونی ایفا می کند :
کمک به تشخیص بیماری و تشخیص نهایی و ترخیص از بیمارستان
برقراری ارتباط اصولی با بیمار
بهبود و استقلال بخشیدن به سلامت روانی و جسمانی بیمار
کاهش علائم و نگرش های نادرست بیمار و عوارض دارویی
تسهیل و سرعت بخشیدن به بهبودی بیمار و ترخیص وی
حمایت بیمار از نظر جسمی و روانی و ...
پیشگیری از عود مجدد بیماری و ارائه آگاهی صحیح و آموزش جهت برقراری سلامت روانی
مشاوره با خانواده.

کار درمانگر در درمان اختلالات روانی - اجتماعی از تئوری های متعدد برخواسته از علوم روانشناختی و جامعه شناختی و زیست شناختی بهره می جوید و بنا به نگرش انتخ و شیوه درمان و نحوه به کار گیری و نوع فعالیت و برخورد و ارتباط درمانی با بیمار را به مرحله عمل در می آورد .
انواع فعالیت های مورد استفاده در کار درمانی به طور انفرادی یا گروهی عبارت است از:
1. فعالیت های اجتماعی
2. فعالیت های حرفه ای
3. فعالیت های تفریحی

کار درمانی برای عقب ماندگی ذهنی
کار درمانی با کمک از ارزی و آموزش و تسهیل رشد ک ن عقب مانده ذهنی را جهت تسلط بر خود و محیط در محدوده توانایی های آنها یاری می کند.
عمده ترین اه کار درمانی برای عقب ماندگان ذهنی عبارت است از :
o تسهیل رشد در محدوده ای که توقف عاطفی یا ذهنی صورت گرفته است.
o کاهش اثرات ناتوانی های ذهنی
o رشد و گسترش طرز تلقی و مهارت های پایه جهت کار کرد مستقل، که از طریق فعالیت های آموزشی حرکات درشت و حرکات ظریف و و یکپارچگی حسی صورت می گیرد .
o فعالیت های خود نگهداری، خود مراقبتی و فعالیت های داخل منزل و خارج منزل و فعالیت های عمومی
o فعالیت های حرفه ای که شامل ارزشی پیش حرفه ای و آموزش حرفه ای است .
o فعالیت های تطابقی از طریق استفاده از وسایل کمکی موقتی و دائمی
o روان درمانی شامل بازی درمانی و رفتار درمانی و موسیقی درمانی
o مشاوره خانوادگی به دو صورت انفرادی و گروهی .
کار درمانی برای ک ن مبتلا به فلج مغزی
ک ن مبتلا به فلج مغزی ک نی هستند که اختلالات حرکتی بارزترین علامت آنها است . کار درمانگر پس از ارزی بر اساس نوع بیماری و شدت ضایعه برنامه درمانی را طراحی و اجرا می کند.

ارزی
کاردرمانگر با انجام ارزی های لازم، قادر به تشخیص و طبقه بندی انواع فلج مغزی فیزیولوژیک شامل اسپاستیک، فلسید، آتتوئید، آتا یک، ریجیدیتی و مختلط، توپو گرافیک شامل کوادروپلژیک، دایپلژیک، پاراپلژیک، همی پلژیک، تری پلژیک و مونو پلژیک خواهد بود .
این ارزی شامل موارد زیر است :
1. ارزی تونوسیته عضلات
2. ارزی رشد رفل ها
3. ارزی وضعیت و حرکت
4 . ارزی فعالیت های روزمره زندگی.

اه :
• ایجاد کشش عضلانی طبیعی
• تقویت حرکات ارادی فعال مفاصل
• تحریک و تقویت واکنش های تعادلی و چرخشی و بهبود و تسریع مراحل رشد حرکتی کودک
• رفع کوتاهی عضلانی و جلوگیری از انقباض عضلانی و بد شکلی مفاصل
• تحریک و تقویت حس ها یعنی باز آموزی حسی در مواردی که اختلال حس وجود داشته باشد.

جامعه پذیری بیماران روانی با کار درمانی

مهدی رضایی در سال 1367 تحصیل رشته کار درمانی را در شهید بهشتی آغاhttp://medicblog. /ز کرد و دوره کارشناسی ارشد را نیز در همین رشته ادامه داد، در سال 1377 با مدرک کارشناسی ارشد فارغ حصیل شد و در حال حاضر به عنوان عضو هیئت علمی در شهید بهشتی مشغول به فعالیت است. در ادامه مصاحبه ایشان را در مورد کار درمانی در حوزه روان خواهیم خواند.‏

لطفا در مورد حیطه فعالیت خود برای خوانندگان توضیح دهید؟
متاسفانه اگرچه کار درمانی قدمت زیادی دارد ولی بسیار مهجور و غریب واقع شده است. البته شناخت جامعه در مورد این رشته خیلی بهتر شده ولی هنوز هم این شناخت اندک است. رشته کار درمانی
‏ رشته ای است که با توجه به فعالیت های هدفمندی که یک فرد عادی در طول روز انجام می دهد سعی در برگرداندن فرد به زندگی دارد یعنی هر عاملی که باعث خارج شدن فرد از روال عادی زندگی می شود و باعث می شود که نتواند نقش های عادی خود را انجام دهد و به عنوان یک عامل م ب ( فیزیکی یا روانی) فرد را از زندگی جدا کند را از پیش پای وی بر می دارد. هدف کار درمانی این است که با توجه به فعالیت های هدفمندی که فرد به صورت روزمره انجام می داده و برای وی معنا داشته به زندگی و نقش های قبلی خود بازگردد . با این تعریف حیطه عملکرد کار درمانی بسیار گسترده است یعنی ک ن، بزرگسالان، افرادی که مشکلات جسمی و ذهنی دارند را شامل می شود. بنابراین از بعد پیشگیری نیز رشته کار درمانی به عنوان راه حلی مناسب مطرح است. اگر بتوان تعادل و تناسب درستی بین حیطه های مختلف زندگی ایجاد کرد می توان زندگی بهتری داشت و هر گاه این تناسب به هم بخورد فاکتور خطری ایجاد می شود که نشان می دهد فرد در حال دور شدن از سلامتی است.

بیماران اغلب به صورت دائم مراجعه می کنند یا موقت؟
هم به صورت دائم و هم موقت . یعنی بیماران اسکیزوفرنی وجود دارند که بیماری آنها مزمن و ادامه دار است و اصلا درمان پذیر نیست ، در مقابل بیمارانی نیز وجود دارند که افسرده هستند و پس از مدتی کوتاه درمان می شوند . ولی آنچه مهم است جلوگیری از بازگشت بیماری است پس باید دوره های عود را تا جای امکان به حداقل رساند. ‏

در حیطه کاری خود از چه دستگاه هایی استفاده می کنید؟
در بخش روانپزشکی دستگاه ها خیلی عادی به نظر می رسند. در واقع می توان گفت دستگاه نیست بلکه ابزارهایی هستند که افراد به طور روزمره هم ممکن است با آنها برخورد داشته باشند. میز پینگ پنگ ، شطرنج ، بوم نقاشی ، کارگاه های قلاب بافی و گلدوزی همگی وسایلی رایج و جزئی از زندگی روزمره هستند، اما برای اینکه فرد درگیر فعالیت های هدفمندی شود از آنها استفاده می شود.‏

تنیس روی میز یا پینگ پنگ چگونه برای درمان استفاده می شود؟
وقتی بیمار وارد چنین فعالیتی می شود می تواند انرژی خود را تخلیه کند، خود این بازی یک نوع برقراری ارتباط محسوب می شود. ‏

در این رشته چه کمبود هایی وجود دارد؟
در کشور ما پیشگیری سه دسته است : پیشگیری اولیه ، ثانویه ، ثالثیه ‏
پیشگیری های اولیه و ثانویه معمولا از سوی افراد رعایت می شوند. پیشگیری اولیه همان وا ن زدن است . پیشگیری ثانویه استفاده از دارو است. اما پیشگیری ثالثیه این است که از عوارض بیماری جلوگیری شود و از اینکه فرد بیشتر از جامعه دور شود جلوگیری به عمل آید که در این زمینه ایران هنوز خیلی جای کار دارد . ‏
در بعضی از بیمارستان ها که بخش کاردرمانی وجود دارد به علت هزینه بر بودن این بخش و فضای زیاد و بازده مالی اندک برای بیمارستان و به علت وجود این تفکر که می توان تخت های بیشتری در این فضاها قرار داد به این بخش بهای زیادی داده نمی شود، بنابراین بودجه لازم برای توانبخشی در نظر گرفته نمی شود.‏

آیا در ایران دستگاهی ساخته شده است ؟
در رابطه با حیطه های مختلف کاری مانند کار با ک ن و کارهای جسمی دستگاه هایی با توجه به نمونه های خارجی و حتی به صورت نوآوری ساخته شده است. برای چهار دست و پا راه رفتن بچه های‏cp‏ و ایجاد تحریک حسی دستگاه هایی طراحی شده است اما متاسفانه حمایت مالی وجود ندارد و سازندگان این دستگاه ها تشویق نمی شوند. ‏

ایران در مقایسه با سایر کشورها چه جایگاهی دارد؟
انجمن کاردرمانی ایران به عنوان یک شاخه از انجمن جهانی کاردرمانی است و ایران از سال قبل عضو ‏wfot‏ شده است و مدارک کارشناسی ایران در این رشته در سایر کشورها قبول است. ‏

تاب خوردن و دور ریختن اوهام روانی

رزی زینعلی سال در 1367 تحصیل در رشته کار درمانی را در شهید بهشتی آغاز کرده و http://medicblog. /تحصیلات دوره کارشناسی ارشد را در علوم پزشکی ایران به پایان رسانده است و از سال 1371 تا کنون به عنوان کاردرمانگر و هیات علمی در مشغول به کار در زمینه کار درمانی روان است.‏وی عضو کنوانسیون بین المللی کاردرمانی است که در ادامه نظر ایشان را در مورد کار درمانی در حوزه روان خواهیم خواند.

چه بیمارانی به شما مراجعه می کنند؟‏
مراجعه کنندگان را طیف های مختلفی تشکیل می دهند که همه آنها به نوعی مشکل سلامتی دارند. افراد کم توان و معلول جسمی ، معلول ذهنی ، ک ن و بزرگسالانی که مشکلات روانپزشکی دارند( مانند اوُتیسم )، ک نی مبتلا به اختلالات یادگیری ، ، افراد افسرده و مبتلا به اسکیزوفرنی ، معتادان ، بیماری های جسمانی، ارتوپدی یا نورولوژی. ‏
تکنیک های بسیار تخصصی تری برای درمان این بیماری ها وجود دارد، ولی در کاردرمانی همه آنها در غالب فعالیت استفاده می شود . تفاوت عمده ای کاردرمانی با رشته های دیگر مانند روانشناسی ، فیزیوتراپی در این است که سایر رشته ها، تکنیک را به طور صرف استفاده می کنند ولی در کاردرمانی، تکنیک در غالب فعالیت استفاده می شود . به عنوان مثال، زمانی که یک کودک اوتیسم به مراکز کاردرمانی مراجعه
‏ می کند، تئوری های غالبی در کاردرمانی وجود دارد که این تئوری ها رویکرد کاردرمانگر را برای کار روشن می کند.

واضح است که درصد بهبودی به نوع مشکل بستگی دارد، اما امید به بهبودی با روش های کاردرمانی چقدر است؟
همان طور که اشاره کردید، درصد بهبودی به نوع مشکل بستگی دارد . سن تنها عامل نیست ، شدت ضایعه نیز خود تعیین کننده است. باید ابتدا مشخص شود منظور از بهبود یافتن چیست؟ اگر منظور این است که یک کودک ‏cp‏ (فلج مغزی) به یک کودک طبیعی تبدیل شود، باید گفت این کار با دانش امروزی امکان پذیر نیست. اما کاردرمانگر می تواند کاری کند که کودک با نهایت استقلال و شادی زندگی کند. در بسیاری از مواقع با استفاده از وسیله کمکی یا حتی تغییر محیط فرد، سطح زندگی وی ارتقا پیدا می کند.‏
خوشبختانه نزدیک به دو سال است که شهرداری، مناسب سازی معابر برای همه شهروندان را آغاز کرده است. پیش از این اصلا به این نکته که افراد کم توان هم شهروند این جامعه هستند توجهی
نمی شود. الحاق کشور به کنوانسیون حقوق معلولین، گام بزرگی در حمایت از این حقوق است . ‏
در کشور های نروژ ، دانمارک .... مناسب سازی های شهری در حد فوق العاده انجام شده است . افراد کم توان به راحتی رفت و آمد و کار می کنند و در جامعه حضور فعال دارند . اما در ایران اگر کاردرمانگر برای یک بیمار ویلچر تجویز کند، اکثراً از عهده ید آن برنمی آیند چون بیمه آنها را تحت پوشش قرار نمی دهد. سالها است که بزرگترین مشکل این بیماران این است که بیمه ها خدمات کاردرمانی را پوشش نمی دهند . در زمان تنظیم نظام بیمه ای، هیچ توجهی به خدمات کاردرمانی نشده و فقط فیزیوتراپی را در خدمات توانبخشی در نظر گرفته اند، نه فقط کاردرمانی حتی گفتار درمانی هم جایی در بیمه ندارد .‏
افراد معمولاً در چه سنی به شما مراجعه می کنند؟
مشکل عمده در ایران سیستم ارجاع است که اساسا در سیستم بهداشت - درمان کشور این مشکل وجود دارد . معمولاً بیماران برای تشخیص بیماری خود به چند متخصص مراجعه می کنند، درحالیکه یک پزشک عمومی خوب باید بتواند تشخیص اولیه را انجام داده و بیمار را به متخصص مربوطه ارجاع دهد. این مشکل در نظام سلامت ما وجود دارد و متاسفانه کاردرمانی هم از آن ضربه می خورد . متاسفانه
‏ پزشک ها شناخت کافی نسبت به کاردرمانی ندارند ، اگر بیمار، به خصوص اطفال، در زمان طلایی و بدون اتلاف وقت تحت درمان قرار بگیرند، " کم توانی" در آنان قابل درمان و کنترل است. ولی در صورتی که این زمان طلایی سپری شود، درمان " ناتوانی" ممکن نبوده و تنها می توان بیمار را با محیط تطبیق داد. ‏

دستگاه های مخصوص کاردرمانی در حیطه فعالیت شما کدامند؟
کاردرمانی ابزارهای خیلی پیچیده ای ندارد. عمده وسایلی که در طیف اطفال استفاده می شود، وسایل بازی است. همه اسباب بازی هایی که به طور معمول بچه ها استفاده می کنند، از دید کاردرمان یک وسیله درمانی است . رویکرد ‏sensory integration، تاب های خاص با اه درمانی خاص طراحی می شوند سایر وسایل معمولاً وسایل سبک و ساده و معمولی هستند. ‏
دسته دیگری از تجهیزات، وسایل تمرین درمانی است که برای کار جسمانی بزرگسالان استفاده می شود، وسایلی که برای افزایش قدرت عضلانی و هماهنگی عضلانی به کار می روند . ‏
تاب، نوعی تحریک وستیبولار است . در ک ن اوتیسم به عنوان تحریک حسی از آن استفاده می شود. این وسیله برای کودک هماهنگی حرکتی ایجاد می کند و مشکل حسی او را بهبود می دهد . در ک ن فلج مغزی، شکل خاصی از تاب به نام هات داگ برای تحریک عضلات فل ور تنه را استفاده می شود و در ک نی که ترس درونی دارند، این تاب باعث می شود که کم کم ترس از بین برود . تاب وسیله ساده و در عین حال پر کاربردی است که در حوزه های مختلف کاربرد های مختلفی دارد.

جایگاه کاردرمانی ایران در مقایسه با سایر نقاط جهان چگونه است؟
از نظر دانش و کار بالینی تفاوت جدی وجود ندارد. تنها تفاوت این است که در زمینه ابزارهای مربوطه، ایران مصرف کننده است نه تولید کننده. با این وجود، مدرک فارغ حصیلان ایرانی در تمام دنیا قابل قبول است. ولی از نظر تجهیزات تفاوت زیادی با کشورهای دیگر دارد. ‏
از نظر دانش و کار بالینی کاردرمانگران ایرانی با همتایان خارجی تفاوتی ندارند ، فارغ حصیلان زیادی در این رشته وجود دارند که در کشورهای دیگر کار می کنند و بسیار موفق هستند.‏
دوچرخه ثابت برای کودک ، تردمیل برای ک ن و تردمیل هایی که بتوان در آب از آنها استفاده کرد هزینه بالایی دارند و بنابراین در ایران برای آب درمانی محدودیت هایی وجود دارد. این محدودیت ابزار به درمانگر نیز صدمه وارد نمی کند. مثلا برای جابجا بیمار وسیله مناسبی وجود ندارد، و خود کاردرمان بیمار را جا به جا می کند. در حالی که در کلینیک های مجهز دنیا از لیفت به صورت الکترونیکی یا مکانیکی برای جابجا بیمار استفاده می شود.

و اما نکته آ ...‏
در خاتمه باید به این نکته اشاره کرد که کار تیمی گروه پزشکی در کنار گروه توانبخشی در موفقیت درمان بسیار موثر است. اگر پزشکان محترم به موقع بیمار را برای توانبخشی بعد از عمل ارجاع دهند، بسیاری از مشکلات برطرف می شود و در نهایت، پوشش بیمه خدمات کاردرمانی و توانبخشی از ‏خواسته های جدی است.

کاردرمانی از خمیر تا ت یل

سارا لباف فارغ حصیل رشته کاردرمانی شهید بهشتی در سال 1376 است و با تأسیس کلینیک به توانhttp://medicblog. / در زمینه کاردرمانی ذهنی و جسمی به عنوان کار درمان مشغول به فعالیت است. مرکز به توان دارای یک بخش گفتار درمانی است، چرا که ک نی که به این مراکز مراجعه می کنند معمولاً به خدمات کاردرمانی و گفتاردرمانی در کنار هم نیاز دارند. به عنوان کارشناسی که در زمینه کار درمانی ذهن فعالیت می کند مصاحبه ای کوتاه با ایشان انجام داده ایم که در ادامه شرح آن را خواهیم خواند.‏

در مورد حیطه فعالیت خود برای خوانندگان توضیح دهید؟ کاردرمانی دارای سه حوزه است: جسم، ذهن و روان ‏
بسیاری از افراد این بخش از کار درمانی را نمی شناسند یا با کاردرمانی روان یکی می دانند. هنگامی که از ذهن سخن به میان می آید تصور عموم بر این است که ذهن صرفا مربوط به مسایل یادگیری و آموزش است و کودکی که از نظر آموزشی درحد مطلوب است از ذهن خوبی بر خوردار است، درحالی که گستره ذهن بسیار وسیع تر است. ‏
ذهن منشا و خواستگاه تمام توانایی های گفتار، یادگیری، حرکت، هماهنگی، خلاقیت، رفتار اجتماعی و فردی، ادراک و شناخت است. در همین راستا و به همین نسبت خود ذهن متاثر از عوامل محیطی ذاتی و ژنتیکی است و در صورت وجود فیدبک های مناسب رشد می کند. ‏
ذهن در واقع نمایش گر عملکرد سیستم های مغزی است. تعامل صحیح سیستم های مغزی با هم باعث بروز رفتار، کردار و گفتار صحیح خواهد شد، اما ع آن نیز امکان پذیر است، یعنی عدم تعامل صحیح سیستم های مختلف مغزی باعث ایجاد اختلال و اشکال در فعالیت های فرد بوده یا باعث بروز رفتار های نادرست می شود. همچنین ذهن نیازمند تغذیه صحیح و دریافت محرک های مناسب است تا رشد خوبی داشته باشد. درهای ورود به ذهن شامل حس های مختلف بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه، حرکت است. ‏
در صورتی که سیستم های مذکور عملکرد سالمی داشته باشند و کودک از لحاظ حسی طبیعی باشد بسیاری از مشکلات رفتاری و ارتباطی وی به میزان زیادی برطرف می شود.‏
به عنوان مثال ک ن پرورشگاهی علی رغم وجود سلامت ظاهری و مغزی به دلیل عدم تعامل حسی با مادر دچار محرومیت حس عاطفی هستند که در رفتار انطباقی آنها با محیط و افراد تاثیر به سزایی می گذارد.‏
بسیاری از این ک ن پس از مدتی علائمی نظیر اضطراب، انزوا، خشم، پرخاشگری، ناسازگاری، عدم تماس چشمی را نشان می دهند که ممکن است کودک حتی عقب مانده به نظر برسد.‏‎ ‎یا کودکی که دچار ترس از ارتفاع و تغییر وضعیت جاذبه است علائم را به صورت ترس از حرکت، بی حرکتی، محتاط بودن و گریز از جمعیت نشان می دهد، که با بررسی مشخص می شود این کودک در سیستم وستیبولار ضعف و نارسایی دارد. ‏
در دبستان ها و مدارس عادی مواردی مشاهده شده است که ک ن به دلیل مشکلات اضطر و رفتاری به عنوان ناسازگار، پرخاشگر و بی نظم معرفی شده اند که پس از بررسی کاردرمانی مشخص شده این کودک مشکل توجه و تمرکز دارد، عدم توجه فراگیر حسی (حس های لامسه، بینایی، بویایی،....) به دلیل مزاحمت های حسی و کانالیزه نشدن محرک های ورودی به مغز ایجاد می شود و اگر این مشکلات به صورت پایه ای برطرف نشوند کودک دچار افسردگی، طردشدگی، پرخاشگری، کاهش اعتماد به نفس و افزایش مشکلات رفتاری می شود. هر چه زمان ارجاع سریع تر باشد روند درمان سریع تر و آسیب های وارده کمتر خواهد بود. علاوه بر سلامت کارکرد حس ها، ارتباط و هماهنگی حس ها و حرکت و به عبارتی یکپارچگی حس -حرکتی در ساختار ذهن تاثیر بسیاری دارد. ‏
به عنوان مثال ک نی که از لحاظ مهارت های حرکتی نظم و هماهنگی بیشتری دارند نسبت به ک نی که ضعیف تر هستند، از سطح هوشیاری، خلاقیت واستدلال بیشتری برخوردارند که این امر نشان دهنده تاثیرات متقابل توانایی های فرد با ذهن کودک است. ‏
در این رابطه کاردرمانی ذهنی به عنوان بخشی از تیم توانبخشی با استفاده از کار و بازی، تکنیک های حسی - حرکتی، تکنیک های بهبود مهارت های درکی - بینایی و فعالیت های مخچه ای سعی دارد به موازات بقیه اعضای تیم درمان کودک را به طرف بهبود مهارت های اجتماعی، مهارت های درکی حرکتی، مهارت های درکی بینایی، استفاده صحیح از دست ها، هماهنگی های حرکتی و رفتاری و بسیاری موارد دیگر سوق دهد. ‏
اگر چه برنامه های درمانی کاملا علمی و بر اساس تحقیقات مشخص شده است، هنر یک کاردرمانگر ذهنی این است که با توجه به ذهن و مشخصه های فردی هر کودک، برنامه را طوری طراحی کند که کودک در قا ضمن لذت بردن، درمان مناسب را هم دریافت کند.‏
کارهایی که کاردرمان گر انجام می دهد شامل یک سری تکنیک های خاص است. هنگامی که کودکی به کاردرمان گر مراجعه می کند در ابتدا ارزی می شود که از نظر ذهنی چه مشکلی دارد؟ به عنوان مثال ممکن است کودکی در هنگام راه رفتن بر روی پنجه پا راه برود یا هنگامی که او را صدا می کنند خیلی دیر پاسخ می دهد یا خیلی تند ع العمل نشان می دهد. ‏

بیماران در چه سنی مراجعه می کنند؟
بیشتر مراجعه کنندگان زیر 7 سال هستند و توسط کاردرمانی برای مدرسه آماده می شوند. این افراد هرچه زودتر مراجعه کنند روند درمان خیلی بهتر خواهد بود و اگر دیر مراجعه کنند عقب ماندگی آنها بیشتر می شود و نمی توان کار موثری برای آنها انجام داد و به مراکز دیگری مانند مراکز درمانی یا مدارس استثنایی معرفی می شوند. این ک ن نمی توانند به مدارس عادی بروند ولی اگر در سن 2 سالگی مراجعه کنند امید آن وجود دارد که بتوانند در مدارس عادی تحصیل کنند. بسیاری از مراجعه کنندگان در ظاهر سالم به نظر می رسند، راحت راه می روند، حرف می زنند، ولی هنگامی که از آنها خواسته می شود چیزی را ترسیم کنند نمی توانند و خلاقیت لازم را ندارند. اگر از یک بچه سالم خواسته شود درختی را ترسیم کند در نهایت با تراوش ذهنی خود تصویری را خواهد کشید ولی ک ن بیمار نمی توانند این کار را انجام دهند و ذهن های بسته ای دارند و حتی نمی توانند آنچه را که می دانند در محیط تعمیم دهند. ‏
بچه های اُوتیسم ضریب هوشی بالایی دارند و بر روی یک سری از جزئیات متمرکز می شوند و در آن زمینه ها بسیار قوی می شوند. مثلا نقاش های ماهری می شوند، ولی نقاشی های آنها خلاقانه نیست.‏

چه ک نی به شما مراجعه می کنند؟
بیماران سندروم ‏down، اوتیسم، (‏‎(psycho motor delay‏ تاخیر روان حرکتی، بچه هایی که مشکلات حسی دارند.

دستگاه های مربوطه را نام ببرید.‏
exer board، ‏pur du peg board، خمیر درمانی(پوتی)، توپ، تردمیل، ‏egg ball، ‏thera band، ‏digi flex، ‏vibrator، ماساژور، فوم، ترامپولین، ‏‎ ladder ‎، ‏‎ tilt band ‎،ramp، ‏cp ball ‎، واکر، ‏step‏ کاردرمانی

جای چه دستگاه هایی در ایران خالی است؟‏
brushing ‎‏ برای تحریک سطحی، دوچرخه ثابت کودک، آسانسور برای حمل کودک و .....‏

ی پزشکی و شهرسازی در خدمت بیماران ضایعه نخاعی

محسن قسامی در سال 1371 از دانشکده توانبخشی علوم پزشکی ایران در رشته کار http://medicblog. /درمانی‏ فارغ حصیل شده است. وی که در حال حاضر در بخش کار درمانی مرکز جامع توانبخشی جمعیت هلال احمر به عنوان کارشناس فعالیت دارد حدود 15 سال سابقه کار داشته و در زمینه توانبخشی ضایعات نخاعی تجربیات فراوانی دارد. در ادامه نظر ایشان را در مورد توانبخشی بیماران با ضایعات نخاعی جویا ‏می شویم.‏

لطفاً به طور مختصر اه کار درمانی را شرح دهید؟
هدف کار درمانی در توانبخشی ضایعات نخاعی توانمند ساختن فرد جهت انجام فعالیت های روزمره زندگی ‏‎(adl)‎‏ برای بازگشت به جامعه با حداکثر میزان استقلال فردی او است. در این زمینه مساعدت رشته های دیگر از قبیل ی شهرسازی لازم است تا طراحی شهری به گونه ای صورت پذیرد که استفاده از اماکن عمومی از قبیل: مساجد، بانک ها، تلفن های عمومی و فرهنگسراها برای معلولین نیز امکان پذیر بوده و مانع از تعاملات اجتماعی آنها نشود و وضعیت وسایل نقلیه از قبیل اتوبوس ها با شرایط حسمانی معلولین هماهنگی یابد. در واقع باید با همکاری نهادهای مربوطه شرایطی فراهم شود تا معلولین نه تنها برای کارهای ضروری، حتی برای تفریح هم مایل به وج از منزل باشند و شاهد فعالیت های اجتماعی بیشتری از سوی معلولین باشیم. ان طراحی صنعتی و معماری هم باید با رعایت استانداردهای لازم در ساختن خانه ها و به کارگیری سطوح شیب دار با زوایای مناسب، امکان زندگی راحت را برای معلولین فراهم آورند.
در واقع هدف کاردرمانی در ضایعاتی چون ضایعات نخاعی، سکته های مغزی و ضربه های مغزی آن است که این افراد با استقلال در زندگی و حرفه خود نیروی انسانی کمتری را به خود مشغول کرده و با فعال بودن در اجتماع بر افسردگی ناشی از وابستگی خود به اطرافیان فائق آیند.‏

جایگاه ایران در زمینه کار درمانی بیماران با ضایعات نخاعی در مقایسه با سایر کشورها در چه حدی می دانید؟‏
در ایران تهیه وسایل توانبخشی از قبیل انواع ویلچرهای مورد نیاز بیماران، هزینه های زیادی را ‏در بر دارد. در واقع علی رغم وجود فضا و امکانات توانبخشی در ایران به دلیل عدم رعایت استانداردها و استفاده از تجهیزات کمکی لازم، امکان استفاده بهینه از آنها وجود ندارد. به عنوان مثال به ندرت می توان است ی را یافت که در مسیر ورودی آن به جای پله از سطح شیب دار استفاده شده باشد یا مجهز به تجهیزات کمکی و ایمنی لازم جهت استفاده معلولین باشد.‏

غوطه خوردن در است توپ بازآموزی توان حسی - حرکتی

پریسا رشیدزاده کارشناس مرکز توانبخشی هلال احمر، در سال 1374 از دانشکده توانبخشی http://medicblog. / علوم پزشکی ایران فارغ حصیل شده و با توجه به علاقه ای که به زمینه های مختلف این رشته داشته، هلال احمر را به عنوان محل خدمت انتخاب کرده است. ایشان به همراه همسرشان (محسن قسامی) حیطه کاردرمانی را در این مرکزگسترش داده اند. کم کم با پذیرش بیماران متعدد و ایجاد ارتباط با گروه های پزشکی توانسته اند کاردرمانی را گسترش داده و این مکان را با مساعدت هلال احمر تبدیل به مکانی مناسب با تجهیزات بیشتر و سرویس دهی متنوع تر تبدیل کنند. در حال حاضر از سوی این سازمان با قرارداد تدریس واحد کارآموزی بسته شده و دانشجویان کارآموزی بالینی از علوم پزشکی ایران و شهید بهشتی در این مکان دوره های کارآموزی را طی می کنند. ایشان تقریبا 13 سال است که در زمینه کار درمانی ک ن فلج مغزی مشغولفعالیت های آموزشی و درمانی است.

در صورت امکان حیطه فعالیت خود را در این رشته شرح دهید؟
کاردرمانی، توانبخشی به معنی واقعی کلمه هست یعنی حمایت بیمار از زمانی که دچار ضایعه می شود تا هنگامی که شخص می خواهد وارد جامعه شود. برخی افراد در این موارد به معلولیت اشاره می کنند، در حالی که در واقعیت باید گفت که این افراد دچار ضایعه شده اند و ممکن است وما دچار معلولیت نشده باشند کاردرمانگر از همان گام اول درکنار بیمار است و به بیمار کمک می کند. اگر چه ضایعه درمان نمی شود اما بیمار با ضایعه اش تطبیق پیدا کند. ممکن است میزان بهبودی این ضایعه از صد، تا ده، پنج یا حتی صفر درصد متغیر باشد. درمان ها را می توان به چند دسته تقسیم کرد: بعضی از‏ درمان ها، درمان های بهبود دهنده هستند، یعنی کاردرمان در کنار بیمار است و همراه با او ضایعه را بهبود می دهد، مثلاً بیماری که پیوند تاندون یا جراحی بر روی وی انجام شده، واقعا بهبودی پیدا می کند. اما در بیماری که دچار ضایعه نخاعی یا فلج حرکتی شده بیماری از بین نمی رود، در این بیماری ها درمان به صورت بازگشت به فعالیت روزمره زندگی (‏adl‏ ) انجام می شود و با اینکه ضایعه از بین نمی رود اما بیمار را هدفمند می سازد، به سمتی که در تطابق با بیماری خود بتواند بیشترین راندمان را درزندگی روزمره داشته باشد. البته درمان با ‏adl‏ آغاز نمی شود بلکه ابتدا آنالیزهای کلی بر روی بیمار انجام می شود، به عنوان مثال بررسی می شود که راندمان عضلات به لحاظ نرولوژیک در چه حد است، میزان اسپاسم چقدر است، دامنه حرکتی مفصل در چه حدی است و.... پس از اینکه این درمان های فیزیکی و آناتومی انجام شدند و پس از مراجعه به تعداد جلسات لازم بیمار توانایی اولیه را ب کرده و به مرحله استفاده از توانش برای ادامه زندگی می رسد. این فرد می تواند کودکی باشد که می خواهد فعالیت های تحصیلی انجام دهد، یک مرد جوان با ضایعه نخاعی باشد که می خواهد به حرفه سابقش برگردد یا حتی می تواند یک خانم خانه دار باشد که در فعالیت های آشپزی یا مراقبت از کودک، دچار مشکل است. ‏

چه بیمارانی به کاردرمانی مراجعه می کنند ؟
شاخه های کاردرمانی عبارتند از: شاخه روان با کاربرد کاردرمانی در روانپزشکی، شاخه کاردرمانی ذهنی، شاخه کاردرمانی جسمی که بیشتر بر روی ضایعاتی که سیستم اعصاب را درگیر می کنند متمرکز می شوند و شاخه کاردرمانی در ضایعات نرولوژیک. ‏
در قسمت نورولوژی بزرگسال هم دسته عمده ای از بیماران را افرادی تشکیل می دهند که دچار سکته مغزی یا ضایعات نخاعی شده اند که در اثر ضربه و تصادف ایجاد شده اند. انواع بیماری های عصبی - عضلانی و سایر بیماری های نورولوژی مثل ‏ms ‎، پارکینسون، انواع مییلیت ها و ضربه های مغزی نیز در این شاخه وجود دارد.‏

بیشتر مراجعین کاردرمانی در چه گروه سنی قرار دارند؟

مراجعه کنندگان در همه محدوده های سنی هستند ولی محدوده مطلوب مورد نظر کار درمان زیر یک سال است. درمان هایی که زیر یک سال شروع می شوند، (درمان های اولیه و بدون تاخیر )، یعنی در زمان طلایی ضایعه بهترین درمان ها هستند. حتی بیمارانی که در سنین کمتر از دو سالگی مراجعه می کنند نیز بهترین درمان را دارند، البته خوشبختانه آگاهی پزشک ها بیشتر شده، اما با این وجود معمولاً تا بیمار به مرحله کاردرمانی برسد آن قدر در مراحل پزشکی و تشخیص های اولیه وقت صرف می شود تا زمان طلایی مربوطه را از دست می دهد.‏
البته بیمارانی نیز وجود دارند که در 5-4 ماهگی مراجعه کرده اند ولی با این وجود زمان طلایی برای آنها از دست رفته بوده است. نکته مهم آن است در افرادی که پس از 4 و 5 سالگی مراجعه می کنند دفرمیتی، کوتاهی تاندون، و سایر مشکلات شکل گرفته است.
در بزرگسالان نیز مثل بیماران سکته مغزی اگر بیمار بعد از دوران کما یا دوره ای که تازه بستری شده اند بلافاصله توانبخشی را آغاز کند ممکن است بتوانند قدرت حرکات ریز انگشتان دست را به دست آورند.

آیا بچه ها همکاری لازمبرای درمان رااز خود نشان می دهند؟
در کاردرمانی به بازی درمانی بسیار استناد می شود. ولی اگر با بازی درمانی همان زمان طلایی از دست داده شود، در حق کودک خیانت می شود. بنابراین در طول دوره درمان ممکن است کودک ناسازگاری کند، اما آنچه مهم است نتیجه کار است. ‏

برخی از دستگاه های مورد استفاده در این زمینه را نام ببرید.‏
اگر قسمت نورولوژی دسال را از بزرگسال جدا کنیم در شاخه نورولوژی دسال از انواع پوزیشنر ها استفاده می شود. بیماری که نمی تواند بایستد حتما به یک پوزیشنر نیاز دارد که بتواند با کمک آن توانایی ایستادن داشته باشد یا بیماری که نمی تواند بنشیند به یک ‏corner seat‏ و انواع صندلی هایی که در این زمینه موجود است نیاز دارد تا بتواند ح نشستن را داشته باشد، یا پوزیشنرهایی که برای ایستادن روی زانو یا انواع دیگر، که در حال حاضر بیشتر پوزیشنرهای دسال چوبی هستند البته انواع پلاستیکی نیز وجود دارند ولی برای بچه ها بیشتر از نوع چوبی استفاده می شود. ‏
انواع وسایل تحریکات سنسوری موتور(حسی- حرکتی) نیز استفاده می شوند که مهم ترین این تحریکات تحریک برای استفاده همزمان از چند حس است. علاوه براین است توپ و تاب نیز استفاده می شوند که اگر چه ابزاری برای بازی ک ن هستند اما به عنوان وسیله ای برای درمان نیز محسوب می شوند. است توپ حس لمس(عمقی) را به کودک می دهد و ‏body image‏ (تصویر بدنی) کودک را تحریک می کند.‏
‏ ترامپولین فنرهایی هستند که بچه ها بر روی آن بالا و پایین می پرند.‏
‏ انواع توپ ها با سایزهای مختلف که بچه ها حرکات تعادلی انجام می دهند.‏
‏ انواع تیلت بورد ها (تخته تعادل) که کودک بر روی آنها می ایستد و تحریکات تعادلی ب می کند. ‏
تجهیزات در قسمت بزرگسال متنوع تر است . پوزیشنر های متنوعی وجود دارند که ف ی و برقی هستند. انواع بیو فیدبک، رولر، ویبراتور، ویج ها، اسلیم، نردبان های دیواری، دوچرخه های ثابت، استپر، دوچرخه های اکتیو و پسیو و ... از این جمله هستند.‏
کاردرمانی ایران در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
در ایران راندمان کار بسیار بالا است. ولی از نظر تجهیزات اختلاف بسیار زیادی با سایر کشورها وجود دارد. وسایل حمایت کننده که بیمار در زندگی به آنها احتیاج دارد، به عنوان مثال ویلچرها که باید با وضعیت بیمار تطابق پیدا کنند در ایران بسیار اندک هستند. متاسفانه در ایران فقط یک نوع ویلچر وجود دارد و ویلچرهای خاص با سفارش وارد می شوند و تولید کننده ای در این زمینه وجود ندارد.‏

آیا تاکنون وسیله ای در ایران ساخته شده است ؟
خوشبختانه ایرانی ها آن قدر خلاق هستند که به تعداد والدین بیمار ها یا خود بیماران افرادی هستند تلاش می کنند تا وسایل لازم را بسازند گاهی از نمونه های خارجی الگوبرداری می کنند و گاهی نیز خلاقیت خود را نشان می دهند. ‏
در حال حاضر خوشبختانه جای مانور برای کاردرمان های بسیار زیاد است، کاردرمان های ایرانی در سمینار هایی ی نورولوژی، ی توانبخشی، درمان ضایعات دست، که در خارج از کشور بر گزار می شود شرکت می کنند و مقالات بسیار خوبی را ارائه می کنند.

در انتها اگر نکته ای مد نظرتان است، بفرمایید.‏
شاید شعار به نظر برسد، ولی گفتن این نکته ضروری است که در کاردرمانی مهم ترین فاکتور وجود خلاقیت و دست های هنرمند است. یعنی فاکتور های شخصی خود کاردرمانگر بسیار مهم هستند. کاردرمان باید همراه با بیمار زانو بزند و تمرین ها را انجام دهد. وسایل موجود فقط به آسان تر انجام شدن تمرین ها کمک می کنند، ولی کاردرمان همیشه با دست های هنرمند خود بیمار را پوشش می دهد. اگر کار درمان این فاکتور های شخصیتی را نداشته باشد نمی تواند در این کار ماندگار باشد. کار ‏درمان ها با اقشاری در ارتباط هستند که هیچ درمانی جز کار درمانی ندارند و این مسأله می تواند یک پروسه طولانی مدت باشد. کار درمان در کنار بیمار نه مثل یک تراپیست بلکه به عنوان یک دوست قرار می گیرد و واقعا به بیمار آموزش می دهند که اگرچه ضایعه مغزی از بین نمی رود، اما باید یاد گرفت که چگونه می توان با وجود این ضایعات زندگی کرد. ‏

تیم مشترک کار درمانی و جراحی

فیروز مددی در سال 1351 وارد تهران و در سال 1358 به عنوان دانشجوی ممتاز از این http://medicblog. / فارغ حصیل شده است، به همین دلیل بدون گذراندن سربازی و طرح وارد رشته ارتوپدی در بیمارستان شفای یحیائیان شده و در سال 1362 به عنوان فارغ حصیل ممتاز دوره تخصصی را به اتمام رسانده است. از آن زمان تا 1368، به عنوان یار در شهید بهشتی مشغول به فعالیت بوده و در سال 1368 برای گذراندن دوره های فوق تخصصی طب ورزشی، ارتوپدی اطفال و تومورها به کشور کانادا سفر کرده و در toronto و western ontario دوره های مذکور را گذرانده است. برای درک اهمیت کاردرمانی در موفقیت جراحی، نظر آقای فیروز مددی، فوق تخصص ارتوپدی را جویا شدیم.

در مورد نقش کار درمانی در ارتوپدی برای خوانندگان توضیح دهید؟
کاردرمانی شبیه فیزیوتراپی است اما رشته بسیار نوپاتری است. بنابراین حمایت اجتماعی این رشته در مراکز علمی به اندازه فیزیوتراپی نیست. اختلاف کار فیزیوتراپی و کاردرمانی در این است که متخصصان کاردرمان با بیمارانی کار می کنند که بیماری های استخوانی – عضلانی دائمی دارند. مانند بچه هایی که فلج مغزی هستند یا افراد مبتلا به مننگوسل و انی که به دنبال تصادفات دچار صدمات غیر قابل برگشت در سیستم عضلانی استخوانی اندام ها شده اند.کار کاردرمان ها در این موارد به صورت دستی است و به اندازه فیزیوتراپیست ها از دستگاه هایی که به عنوان مدالیتی از آنها نام برده می شود مانند راسوند، ir، دیاترمی و غیره استفاده نمی کنند و بیشتر عملکردهای مختل شده را ترمیم کرده و سعی می کنند شخص را سریع تر به جامعه بازگردانند. در مواردی که صدمات جبران ناپذیری به فرد وارد شده، مثلا پیانیستی 4 انگشت خود را از دست داده ، سعی می شود پس از مدتی وی را با رشته ای دیگر در همان زمینه آشنا کنند، به عنوان مثال او را با ویالون آشنا می کنند و به یک باره او را به حرفه ای غیر مرتبط مانند حسابداری و ... وارد نمی کنند تا جهش سنگینی برای فرد ایجاد شود.

کاردرمانی پس از عمل یا پیش از عمل انجام می شود ؟
بیمارانی که مشکلات عصبی-

مشاهده متن کامل ...

Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.