پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 ساناز کوچولو معلم شد
ساناز کوچولو معلم شد
درخواست حذف اطلاعات
ساناز دختربچه ایذه ای مبتلا به سرطان به آرزوی خود که معلم شدن و درس دادن به دانش آموزان پایه ششم ابت بود رسید.

مشاهده متن کامل ...
استیکر اسم ساناز
درخواست حذف اطلاعات

استیکر اسم ساناز

استیکر اسم ساناز

استیکر اسم ساناز

استیکر اسم ساناز

استیکر اسم ساناز

استیکر اسم ساناز

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
پری گل سرخ
درخواست حذف اطلاعات

پری کوچولو قدّش اندازه فقط یه بند انگشت بود دوتا بال صورتی داشت و دوتا چشم آبی و مژه هایی بلند و مشکی ، دست و پاهاش کوچولو و باریک بودن با پوستی مثل برف سفید ، لباسش رو شاه پریون داده بود براش از حریر آبی دوخته بودن وقتی که پرواز می کرد از زیر بال های قشنگش گرد گل سرخ می ریخت روی سر ایی که بوی این گل رو دوست داشتن و برای همین زن شاه پریون اسمش رو گذاشته بود پری گل سرخ ، پری گل سرخ شبها لابلای گلبرگ های گلهای سرخ می خو د میرفت لابلای اون گلبرگ ها و خودش را جمع می کرد و کم کم چشماش سنگین می شدن و خوابش می برد صبح که میشد یه زنبور عسل که دوستش بود میومد و بیدارش می کرد و بهش می گفت پری کوچولو پری قشنگم نمی خوای بیدار بشی؟ ببین چه شهدی برات آورده ام پاشو صورت خوشگلت رو باهاش بشور و اونوقت پری گل سرخ بیدار میشد و به زنبور عسل سلام می کرد و زنبور عسل هم شهد رو بهش می داد تا پری گل سرخ صورتش رو باهاش بشوره ، وقتی که پری گل سرخ صورتش رو می شست گل سرخ یکی از گلبرگ هاش رو بهش می داد تا اون باهاش صورتش رو خشک کنه پری گل سرخ هم صورتش رو باهاش خشک می کرد و بعد زنبور عسل اون گلبرگ رو ازش می گرفت و برش می داشت برای خودش آخه می گفت حیفه همچین چیزی رو دور انداخت ، هر روز کار زنبور عسل همین بود که گلبرگ هایی رو که پری گل سرخ صورتش رو باهاشون خشک کرده بود رو برداره ببره با خودش به لونه اش و تقدیمش کنه به ملکه زنبورا و اون هم پهنش کنه روی رختخوابش و از بوش کیف کنه هز کنه ، ننه جان چرا ت شدی؟ چرا چشمات اشکی شدن؟ بقیه اش رو تعریف کن ، باشه گلناز جان بقیه اش رو هم برات تعریف می کنم آره قربونت برم پری گل سرخ وقتی که صورتش رو می شست پا میشد و می رفت پیش شاه پریون و اوّل یه بوسش می کرد و بهش می گفت امروز می خوای برات چکار کنم؟ شاه پریون هم پری گل سرخ رو بوس می کرد و بهش می گفت هیچی عزیزم برو برای خودت پرواز کن با گلها و زنبور عسلا بازی کن پری هم می رفت که با دوستاش بازی کنه ، یه روز که داشت با یه زنبور عسل بازی می کرد گذرش افتاد به خونه ساناز کوچولو ، ننه جان ساناز کوچولو کیه؟ ساناز کوچولو ؟ ساناز کوچولو خواهر مامانت بود دیگه ، مامانم؟ مامانم مگه خواهر داشت؟ آره فدات بشم خواهر داشت اینقدرم خوشگل بووووووود ، خوب الان کجاس ساناز کوچولو چرا نمیاد با من بازی کنه؟ چرا میاد عزیزم هر شب میاد پیش و باهات بازی می کنه ولی تو اونموقع خو ، ننه جان پری گل سرخ چرا نمیاد با من بازی کنه؟ گلناز جان اون میاد اون میاد و با تو بازی می کنه هر شب ولی تو یادت نمی مونه ، آخه چرا من یادم نمی مونه؟ آخه پری گل سرخ با هر بچّه ایی که بازی می کنه آ ش بهش میگه بیا منو بوس کن و اون بچّه وقتی که پری گل سرخ رو بوس می کنه بعدش خوابش می بره و وقتی هم بیدار میشه دیگه یادش میره که با پری گل سرخ بازی کرده و اونو بوسش هم کرده ، اه چه بد من دوس دارم یادم بمونه مگه چیه؟ هیچی گلناز جان هیچی نیس ، ننه جان بقیه قصّه رو تعریف کن پری گل سرخ چی گفت به ساناز کوچولو؟ پری گل سرخ چیزی به ساناز کوچولو نمی گفت فقط باهاش بازی می کرد تا ساناز کوچولو یادش بره درد داره ، ننه جان مگه ساناز کوچولو درد داشت؟ کجاش درد می کرد؟ ساناز کوچولو مریض بود خوب نمی تونست نفس بکشه اش درد می کرد سرفه می کرد ، اونوقت نبردینش تا بهش آمپول بزنه حالش خوب بشه؟ چرا عزیزم بردیمش آمپول هم بهش زد ولی خوب نشد حالش ، پس اگه خوب نشد چی شد؟ ننه جان چرا گریه می کنی چرا قصّه ات رو تعریف نمی کنی؟ گلناز جان ساناز کوچولو یه شب خیلی سرفه کرد خیلی حالش بد بود اونشب که پری گل سرخ اومد پیشش بهش گفت ساناز جان می خوای به شاه پریون بگم به تو هم بال بده به تو هم لباس حریر بده تا تو هم بتونی بیای با من لای گلبرگ های گل سرخ بخو و با شهد گل هر روز صورتت رو بشوری؟ ساناز هم گفت اونوقت دیگه سرفه نمی کنم؟ پری گل سرخ گفت نه دیگه خوب میشی خوب خوب ، ساناز گفت قول میدی؟ پری گل سرخ گفت آره قول میدم و بعد پری گل سرخ رفت و از شاه پریون برای ساناز بال و لباس حریر گرفت و آورد و بهش داد و بعدش با هم رفتن که از اون ببعد هر شب با هم لای گلبرگ های گل سرخ بخوابن ، ننه جان برای ساناز دلت تنگ شده؟ آره عزیزم خیلی دلم تنگ شده خیلی ، ننه جان منم برم پیش پری گل سرخ؟ نه ننه جانم نرو تو پیش ننه جانت بمون ساناز رفت بسه ، اه گریه نکن دیگه ننه جان./.



مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی ساناز کیهان و ع سانازکیهان
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دنیای بازیگران


 

 

ساناز کیهان,ع ساناز کیهان

 

بیوگرافی ساناز کیهان

 

نام: ساناز

نام خانوادگی: کیهان

زادروز : 1359

 وفات: 1390

بیشترین همکاری های ساناز کیهان با:

فرنوش آل احمد (بازیگران،) (در ۱ )

محمد ابهری (بازیگران،) (در ۱ )

شاپور قریب (صحنه و لباس، نامه،کارگردانی،) (در ۱ [...]

 

در گذشت:

ساناز کیهان در ساعت ۱۲ شب یکشنبه ۲۵ دی ماه به دنبال یک سانحه رانندگی و در اثر برخورد خودروی وی با یک درخت در مقابل حسیینیه ارشاد تهران در دم جان سپرد. وی موقع تصادف مرگبار همراه دوستانش در اتومبیل بود. وی در قطعه دو ردیف ۱۲ بهشت زهرا به خاک س شد.


ساناز کیهان در سریال هایی مثل خط قرمز، تنگنا و هایی مثل شب آفت ، نان، عشق و موتور هزار بازی کرده بود که چهره آن عزیز از دست رفته را برای همیشه ماندگار می کند.

 

 

تصاویری از ساناز کیهان:

 

ساناز کیهان,ع ساناز کیهان

 

 

 

ساناز کیهان,ع ساناز کیهان

 

 

 

ساناز کیهان,ع ساناز کیهان

 

 

ساناز کیهان,ع ساناز کیهان

 

 

ساناز کیهان,ع ساناز کیهان

 

از بازیگران بیشتر بدانید

  • مراسم ختم بازیگر "خط قرمز" فردا ب ا می شود
  • نرگس محمدی و ع نرگس محمدی



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
داستان شازده کوچولو
درخواست حذف اطلاعات

داستان شازده کوچولو

داستان شازده کوچولو

داستان شازده کوچولو

داستان شازده کوچولو

داستان شازده کوچولو


ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
فریبا نادری و ساناز سماواتی با چادر های خاص و جالب! ع
درخواست حذف اطلاعات


فریبا نادری و ساناز سماواتی دو بازیگر کشورمان مدل یک مزون طراحی لباس شدند.



مشاهده متن کامل ...
داستان ماهی سیاه کوچولو
درخواست حذف اطلاعات

داستان ماهی سیاه کوچولو

داستان ماهی سیاه کوچولو

داستان ماهی سیاه کوچولو

داستان ماهی سیاه کوچولو

داستان ماهی سیاه کوچولو

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
ساناز خانوم
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید فوق العاده ویبا وشنیدنی حامدپهلان بنام ساناز خانوم همراه بامتن آهنگ

( تنظیم : سعید ساشا / می مسترینگ : محمد کلهر )

http://s5.picofile.com/file/8126589042/hamed_pahlan_sanaz_khanoo.jpg

آهنگ باکیفیت320

ساناز خانوم

متن آهنگ حامد پهلان ساناز خانوم

عشق من ساناز خانوم , جون من ساناز خانوم

مهربون ساناز خانوم , با وفا ساناز خانوم

خوشگل شهرمون , چشم و چراغمون

عروس و زر آوردن , خوشگل شهر آوردن (دو بار)

انقدره برام عزیزه , میمیرمو زنده میشم

که یه قطره اشک بریزه



مشاهده متن کامل ...
ساناز خانوم
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید فوق العاده ویبا وشنیدنی حامدپهلان بنام ساناز خانوم همراه بامتن آهنگ

( تنظیم : سعید ساشا / می مسترینگ : محمد کلهر )

http://s5.picofile.com/file/8126589042/hamed_pahlan_sanaz_khanoo.jpg

آهنگ باکیفیت320

ساناز خانوم

متن آهنگ حامد پهلان ساناز خانوم

عشق من ساناز خانوم , جون من ساناز خانوم

مهربون ساناز خانوم , با وفا ساناز خانوم

خوشگل شهرمون , چشم و چراغمون

عروس و زر آوردن , خوشگل شهر آوردن (دو بار)

انقدره برام عزیزه , میمیرمو زنده میشم

که یه قطره اشک بریزه



مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی
درخواست حذف اطلاعات
پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه!

مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش

ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه

گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»

فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟»

مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.»

معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان

گفت: «ببخشید، من نمی دونستم...، شرمنده ام.»

مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی

دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم،

اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!»

بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.



منبع:yekibood.ir



مشاهده متن کامل ...
مرغ عش مجنون17
درخواست حذف اطلاعات
فرداش اومدم پارک دیدم شقایقو دختر کوچولو تو پارکن ولی شقایق اخم داشت قشنگ معلوم بود که عصبانیو کلافیه نگاهش صورتشو برگردون بعد دختر کوچولو بادکنک میخواست واسش ن ید با دست محکم زد پشت دست دختر کوچولو بعد دختر کوچولو گریه کرد از چشم شقایقم یه قطره اشگ چکید شقایق پشتشو به من کرد با گوشی زنگ زد به یکی و داشت حرف میزد با خودم گفتم چی کار کنم حالشو عوض کنم سریع رفتم کلی بادکنک یدم بعد به بچه ها دادم دختر کوچولو


مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی پسر بچه
درخواست حذف اطلاعات
پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»


فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟»

مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.»

معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم…، شرمنده ام.»

مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!»

بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.


مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی پسر بچه
درخواست حذف اطلاعات

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»

فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟»

مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.»
معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم…، شرمنده ام.»

مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!»

بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.


مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی پسر بچه
درخواست حذف اطلاعات

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»


فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟»

مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.»

معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم…، شرمنده ام.»

مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!»

بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.



مشاهده متن کامل ...
داستان کوتاه_صداقت کودک
درخواست حذف اطلاعات
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خو دو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده

نتیجه اخلاقی داستان

عذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست
آرامش مال ی است که صادق است
لذت دنیا مال ی نیست که با آدم صادق زندگی می کند
آرامش دنیا مال اون ی است که با وجدان صادق زندگی میکند


مشاهده متن کامل ...
نقاشی
درخواست حذف اطلاعات
نمره ی نقاشی


پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفترنقاشی رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»


فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟»


مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.»


معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم...، شرمنده ام.»


مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!»


بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.



مشاهده متن کامل ...
مسافر کوچولو
درخواست حذف اطلاعات

مسافر کوچولو

از تب داغ شهریور شی تا سوز دی و سرمای زمستانی

یک برگریزان گذشت و فرخ خبر امدنت , در پس یلدای اریایی رسید .

مسافر کوچولو

بهار را در برگیر و اواز سفر را از سر

و فراموش نکن , همه ما به شوق دیدن خنده های مستانه ات

از امروز تا تابستان بعد , تک تک روزها را خواهیم شمرد ...

***

مسافر کوچولو

ضربان تو که میزند

جهان به تماشا می ایستد و زمان به انتظار .

دنیا می خندد و ماه دی بهاری میشود و ایوان مهت .

مسافر کوچولو

امشب نفسمان در حبس است و روحمان از این کوچ رویایی مسخ .

و سخت دل بسته ایم به کوچکی که تو برای سفر بسته ای

و چشمانمان همچنان ، چشم به راه لحظه رسیدن است ....

پی نوشت : مسافر کوچولو , مسافر من نیست ...



مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی پسر بچه - داستان خیلی کوتاه
درخواست حذف اطلاعات
پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»


فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟»

مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.»

معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم…، شرمنده ام.»

مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!»

بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.
منبع : سایت عصر ایران


مشاهده متن کامل ...
یه خواهش
درخواست حذف اطلاعات
سلام بچه ها اومدم یه خواهش ازتون م جون ماماناتون ایی که اصلا نمیدونن توت فرنگی کوچولو چیه کیه و چه کارتونیه اصلا پا شون رو توی وبلاگ من نذارن اگه میذارن قدم شون

روی تخم چشم من ولی حداقل نظر ندین تورو خدا.عذر می خوام شما که نمی دونین توت فرنگی کوچولو چیه چرا میای تو وبی که اسمش توت فرنگی کوچولو هستش بعد نظر نامربوط

میذاری قربون اون چشات برم اگه آدم بزرگی یا حتی بچه هستی اگه نمیدونی توت فرنگی کوچولو چیه نظر نده.سخنانم تموم شد امیدوارم ملتفت شده باشی که من چی میگم.



مشاهده متن کامل ...
روزت مبارک
درخواست حذف اطلاعات
حروف درس الفبا ی ما معلم بود
تمام صحبت ما یک صدا معلم بود
به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایان
شروع نام خدابود، تا معلم بود
نگاه روشن دنیای کودکی هایم
به خشم و بوسه ی مادر ؤ یامعلم بود
خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژه
ؤ جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود
قسم به نام پیام آوران آگاهی
تمام درد بشر را دوا معلم بود
شکوه صبر وصلابت چو کوه می بارید
سه تیغ مهر ؤ سنگ بلا معلم بود
به دشتهای پر ازغنچه های پراحساس
گلی شکفته به نام وفا ،معلم بود
به هیچ زندگی و پوچ مرگ ،معنا داد
تمام بود و نبود شما معلم بود
به وقت گوش نهادن نشسته شاگردیم
در اوج خستگیش هم به پا معلم بود
هنوز پرسش بی پاسخی که می خواند
معلم عشق خدا یا خدا معلم بود؟
علیرضا الیاسی



مشاهده متن کامل ...
(بدون عنوان)
درخواست حذف اطلاعات

 

 

ساناز داودی - فاطمه رجبیان



مشاهده متن کامل ...
ساناز زرین مهر تصاویر
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دنیای بازیگران


ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

ساناز زرین مهر

 

ساناز زرین مهر متولد ۳۱ داد ۱۳۶۶ در شهر شیراز است. او کار هنری اش را از تئاتر شیراز شروع کرده است.

 

 ساناز زرین مهر
ساناز زرین مهر متولد ۳۱ داد ۱۳۶۶ در شهر شیراز است. او کار هنری اش را از تئاتر شیراز شروع کرده است.


ساختمان پزشکان، هشت بهشت و تلاقى، عنوان سریالهایى هستند که ساناز زرین مهر در آنها به ایفاى نقش پرداخته است.


مهاجرت و کشف حجاب ساناز زرین مهر
ساناز زرین مهر  هنروری که در آثاری نظیر “ساختمان پزشکان” نقشهای کوتاهی را ایفا کرده بود هم به شبکه ای جم پیوست.

 پیش از این بازیگرانی نه چندان مطرح نظیر صدف طاهریان، چکامه چمن ماه و بهارک صالح نیا و البته مانی راییان، رابعه اسکویی نیز به شبکه ای جم پیوسته بودند.

در صفحه اجتماعی منتسب به ساناز زرین مهر ع های مختلفی از وی منتشر شده که نشان می دهد ساناز زرین مهر کشف حجاب کرده و مشغول بازی در خارج از ایران است. 

ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

   تصاویر ساناز زرین مهر

 
در میان ع های منتشر شده توسط این صفحه ع هایی از ساناز زرین مهر در کنار مانی راییان دیگر بازیگر مهاجرت کرده از ایران که در های شبکه جم نقش آفرینی میکند نیز مشاهده میشود.

ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

ساناز زرین مهر در کنار مانی راییان

 
ع های ساناز زرین مهر در ایران قبل از کشف حجاب
در ادامه ع هایی از ساناز زرین مهر قبل از کشف حجاب را مشاهده می کنید.

 

ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

بیوگرافی ساناز زرین مهر

ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

 

ساناز زرین مهر بازیگر جوان ایرانی

ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

ساناز زرین مهر  قبل از کشف حجاب

 ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

تصاویر ساناز زرین مهرقبل از کشف حجاب

 ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

ساناز زرین مهر

ع های ساناز زرین مهر بعد از کشف حجاب

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

 

منابع:

persianv.com

cinemajournal.ir





مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی - داستان
درخواست حذف اطلاعات

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!» فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟» مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.» معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم…، شرمنده ام.» مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!» بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم... منبع: عصر ایران



مشاهده متن کامل ...
عید نوروز
درخواست حذف اطلاعات
کارت پستال تبریک عید

پاکت پول به شکل پیراهن مردانه

+مکالمه من و مریم (معلم کوچولو ) درباره ی عید :)

معلم کوچولو : عید که میشه همه میان شمال بعدا شما که شمالید کجا میرید؟ :)

من :ماهم میریم شمال...... الکی مثلا ما تاحالا شمال و ندیدیم :))))

معلم کوچولو : من امسال دیگه شمال نمیام..... الکی مثلا من هرروز شمالم پاتوقمه :))))

من : (بندرانزلی)

معلم کوچولو : (مشهد)

+حالا مریم یه سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه تو یه مسابقه شرکت کنی و برنده بشی و جایزش سفر به مشهد باشه چه حالی بهت دست میده؟ :)))



مشاهده متن کامل ...
بیستی بیست
درخواست حذف اطلاعات

چوب معلم گله

وقتی کلاس اول بود معلمشان می خواست همه بچه های کلاس را با خط کش بزند وقتی به داریوش رسید دید داریوش می لرزد . گفت چر ا داری میلرزی ؟ داریوش گفت :چون شمارا دوست دارم . معلم گفت تو را هم می زنم تا با بقیه بچه فرقی نداشته باشی! داریوش گفت : اگر هم من را بزنید باز هم دوستتان دارم!!!! به همین خاطر داریوش را نزد!!!!!!! وقتی داریوش کلاس چهارم بود میز جلو می نشست. و با معلمش خیلی دوست بود . روزی معلمشان گفت که را جه به هر موضوعی که دلتان می خواهد انشا بنویسید . داریوش کوچولو هم چهره و ظاهر معلمش jرا توضیح داد از ریز ترین نکات که شامل این بود : معلم ما وقتی راه می رود پاچه شلوارش به زمین کشیده می شود و وقتی حرف میزند یک چیز سفید کنار لبش جمع می شود. داریوش فکر می کرد معلم او را دعوا کند اما معلم با خوشحالی و متعجب به داریوش افرین گفت و به او نمره بیست داد.! ---- 20 داریوش همیشه دوست داشت خاص باشد .†„ و شاید روزی این ارزویش براورده شد..... .



مشاهده متن کامل ...
صداقت
درخواست حذف اطلاعات

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. 
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. 
همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو دو خوابش برد٬ ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده٬ شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده!

نتیجه اخلاقی

عذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست.

آرامش مال ی است که صادق است.



مشاهده متن کامل ...
نمره نقاشی - داستان
درخواست حذف اطلاعات

داستان کوتاهپسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!» فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟» مدیر هم با لبخند گفت: «بله، لطفا منتظر باشید.» معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد! مادر یک چشم بیشتر نداشت! معلم با صدائی لرزان گفت: «ببخشید، من نمی دونستم…، شرمنده ام.» مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت. اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت: «معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!» زیرش هم نوشته: «گلم، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم!» بیا اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم. بیا اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم... منبع: عصر ایران



مشاهده متن کامل ...
گروه لاین
درخواست حذف اطلاعات
گروه لاین در ایران اینجوریه.....

رامین :سلام ب :) read by 8
چرا ی جواب نمیده ؟ read by 8
اوکی فهمیدم ی نیست؟ بای :( read by 8


چند ثانیه بعد.

ساناز : پخخخخ read by 9


علی : سلام خانوم
حسین : سلام گلم
حامد : سلام عشقم
مهدی : سلام خوشگله
جعفر : سلامممم
اصغر : های خانومم
محمد : سلام ب روی ماهت
اشکان : سلام خوش اومدی
مهران : سسسسسﻻممم.
زهرا : سلام اجی
ساناز :س read by 44



مشاهده متن کامل ...
شازده کوچولو...
درخواست حذف اطلاعات
شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟ چه خوشگلی!

روباه گفت: من روباه هستم. شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من انقدر غصه به دل دارم که نگو. روباه گفت: من نمی توانم با تو بازی کنم .مرا اهلی نکرده اند!

شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش! اما بعد از کمی تامل باز گفت:

اهلی ینی چه؟ روباه گفت: اهلی چیز بسیار فراموش شده ای است یعنی علاقه ایجاد .....

......

فاطمه م....



مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
enable exchangecertificate services ١٠ خطاى ذهنى که شما را به بدبینى و منفى شى سوق مى دهد تنظیم باد تایر چگونه روی سواری ماشین تاثیر گذار است اصلی ترین تصویر از ابو علی سینا سامسونگ سری جدیدی از گوشی های هوشمند را در ces معرفی می کند تحقیق درباره وقف 78 ص با فرمتword نهاوند شاهزاده محمد مقدس شاهزاده آستان مقدس غبارروبی آستان شهرستان نهاوند سریال tangled the series قسمت دهم 10 فصل دوم انتقاد عادل غلامی از مسئولان پس از پیروزی برابر ع ع نوشته و شعرهای زیبا برای محمد باقر ع زمان شروع تکمیل ظرفیت ارشد آزاد لاله مرزبان instagram پژوهش رضایت هیجانی ناگویی رابطه رابطه ناگویی ناگویی هیجانی رضایت شویی رابطه ناگویی هیجانی زنگ سلامت هرگز با شکم خالی آب یخ ننوشید پاو وینت بررسی تعاریف و اصول بودجه روش پند دادن جوان گنا ار همه چیز درباره ماساژ و ماساژ درمانی روز م باهله مبارک اختصاص بیش از میلیارد ریال اعتبار برای جبران خسارات ناشی از سیل در برخی مناطق کشور فرصت های کاری تهران حسابدار 7 فروردین
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.