پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 شهرام فرهمند
ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی
درخواست حذف اطلاعات

ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


سایت تفریحی نم تان » در این پست ع های منتشر شده در صفحات اجتماعی شهرام قائدی بازیگر خوب کشورمان را گردآوری می کنیم ، در ادامه این تصاویر را مشاهده نمایید


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


بیوگرافی شهرام قائدی


شهرام قائدی در شهر قیر و کارزین در استان فارس در سال 1370 به دنیا آمده است اولین کار تصویری تلویزیونی‌ شهرام قائدی “خودروی پلاک 11” بود و پس از آن در سریال پر طرفدار و محبوب “بازگشت پرستوها” بازی کرد


های سینمایی شهرام قائدی


آدم‌آهنی (1391)


مرگ سپید (1389)


دلقک‌ها (1388)


چار چنگولی (1387)


کلانتری غیرانتفاعی (1387)


احضار شدگان (1386)


قاعده بازی (1385)


سرود تولد (1383)


ماجراهای اینترنتی (چای نت) (1383)


من و نگین دات کام (1382)


روز کارنامه (1381)


ارتفاع پست (1380)


مجموعه های تلویزیونی شهرام قائدی


معمای شاه


بازی سرنوشت (1391)


زمانه (1391)


پنج کیلومتر تا بهشت (1390)


چهار چرخ (1390)


باغ شیشه‌ای (1388)


پنجمین خورشید (1388)


دلقک ماهی (1388)


قرارگاه مس ی (1385)


روز سوم (1385)


ارث بابام (1384)


بازگشت پرستوها (1375-1376)


خودروی پلاک 11


تله های شهرام قائدی


گنجشک و قناری (1390)


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع آشهرام قائدی , زندگینامه شهرام قائدی


شهرام قائدی با انتشار این تصویر نوشت : هیچ تلاشی بی نتیجه نمی ماند،،، دست بوس نازنینم وحید اکبر زاده و خانواده ی صبورم ،خدایا شکرت


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه فرزندش


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , شهرام قائدی + بیوگرافی کامل , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه همسر و دخترش


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


شهرام قائدی با انتشار تصویر خود و مادرش نوشت : با اینکه همه ی شبها و روزها ازان توست ولی این ساعات مقدس ،ویژه مبارکت رفیق بی کلک


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی


شهرام قائدی با انتشار تصویر پدرش نوشت : مرتضی جان سالهاست که نیستی و در ع ها هم رنگ و رویت تار شده ولی بدان تا ابد در قلبم واضحی …روزت مبارک پدرم


سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net


ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی


 



مشاهده متن کامل ...
ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی
درخواست حذف اطلاعات

ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

سایت تفریحی نم تان » در این پست ع های منتشر شده در صفحات اجتماعی شهرام قائدی بازیگر خوب کشورمان را گردآوری می کنیم ، در ادامه این تصاویر را مشاهده نمایید

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

بیوگرافی شهرام قائدی

شهرام قائدی در شهر قیر و کارزین در استان فارس در سال 1370 به دنیا آمده است اولین کار تصویری تلویزیونی شهرام قائدی “خودروی پلاک ۱۱” بود و پس از آن در سریال پر طرفدار و محبوب “بازگشت پرستوها” بازی کرد

های سینمایی شهرام قائدی

آدم آهنی (۱۳۹۱)

مرگ سپید (۱۳۸۹)

دلقک ها (۱۳۸۸)

چار چنگولی (۱۳۸۷)

کلانتری غیرانتفاعی (۱۳۸۷)

احضار شدگان (۱۳۸۶)

قاعده بازی (۱۳۸۵)

سرود تولد (۱۳۸۳)

ماجراهای اینترنتی (چای نت) (۱۳۸۳)

من و نگین دات کام (۱۳۸۲)

روز کارنامه (۱۳۸۱)

ارتفاع پست (۱۳۸۰)

مجموعه های تلویزیونی شهرام قائدی

معمای شاه

بازی سرنوشت (۱۳۹۱)

زمانه (۱۳۹۱)

پنج کیلومتر تا بهشت (۱۳۹۰)

چهار چرخ (۱۳۹۰)

باغ شیشه ای (۱۳۸۸)

پنجمین خورشید (۱۳۸۸)

دلقک ماهی (۱۳۸۸)

قرارگاه مس ی (۱۳۸۵)

روز سوم (۱۳۸۵)

ارث بابام (۱۳۸۴)

بازگشت پرستوها (۱۳۷۵-۱۳۷۶)

خودروی پلاک ۱۱

تله های شهرام قائدی

گنجشک و قناری (۱۳۹۰)

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع آشهرام قائدی , زندگینامه شهرام قائدی

شهرام قائدی با انتشار این تصویر نوشت : هیچ تلاشی بی نتیجه نمی ماند،،، دست بوس نازنینم وحید اکبر زاده و خانواده ی صبورم ،خدایا شکرت

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه فرزندش

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , شهرام قائدی + بیوگرافی کامل , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه همسر و دخترش

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی با انتشار تصویر خود و مادرش نوشت : با اینکه همه ی شبها و روزها ازان توست ولی این ساعات مقدس ،ویژه مبارکت رفیق بی کلک

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی با انتشار تصویر پدرش نوشت : مرتضی جان سالهاست که نیستی و در ع ها هم رنگ و رویت تار شده ولی بدان تا ابد در قلبم واضحی …روزت مبارک پدرم

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی



مشاهده متن کامل ...
ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی
درخواست حذف اطلاعات

ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

سایت تفریحی نم تان » در این پست ع های منتشر شده در صفحات اجتماعی شهرام قائدی بازیگر خوب کشورمان را گردآوری می کنیم ، در ادامه این تصاویر را مشاهده نمایید

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

بیوگرافی شهرام قائدی

شهرام قائدی در شهر قیر و کارزین در استان فارس در سال 1370 به دنیا آمده است اولین کار تصویری تلویزیونی‌ شهرام قائدی “خودروی پلاک ۱۱” بود و پس از آن در سریال پر طرفدار و محبوب “بازگشت پرستوها” بازی کرد

های سینمایی شهرام قائدی

آدم‌آهنی (۱۳۹۱)

مرگ سپید (۱۳۸۹)

دلقک‌ها (۱۳۸۸)

چار چنگولی (۱۳۸۷)

کلانتری غیرانتفاعی (۱۳۸۷)

احضار شدگان (۱۳۸۶)

قاعده بازی (۱۳۸۵)

سرود تولد (۱۳۸۳)

ماجراهای اینترنتی (چای نت) (۱۳۸۳)

من و نگین دات کام (۱۳۸۲)

روز کارنامه (۱۳۸۱)

ارتفاع پست (۱۳۸۰)

مجموعه های تلویزیونی شهرام قائدی

معمای شاه

بازی سرنوشت (۱۳۹۱)

زمانه (۱۳۹۱)

پنج کیلومتر تا بهشت (۱۳۹۰)

چهار چرخ (۱۳۹۰)

باغ شیشه‌ای (۱۳۸۸)

پنجمین خورشید (۱۳۸۸)

دلقک ماهی (۱۳۸۸)

قرارگاه مس ی (۱۳۸۵)

روز سوم (۱۳۸۵)

ارث بابام (۱۳۸۴)

بازگشت پرستوها (۱۳۷۵-۱۳۷۶)

خودروی پلاک ۱۱

تله های شهرام قائدی

گنجشک و قناری (۱۳۹۰)

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع آشهرام قائدی , زندگینامه شهرام قائدی

شهرام قائدی با انتشار این تصویر نوشت : هیچ تلاشی بی نتیجه نمی ماند،،، دست بوس نازنینم وحید اکبر زاده و خانواده ی صبورم ،خدایا شکرت

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه فرزندش

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , شهرام قائدی + بیوگرافی کامل , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه همسر و دخترش

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

ع های جدید و پشت صحنه شهرام قائدی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی با انتشار تصویر خود و مادرش نوشت : با اینکه همه ی شبها و روزها ازان توست ولی این ساعات مقدس ،ویژه مبارکت رفیق بی کلک

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید شهرام قائدی , بیوگرافی کامل شهرام قائدی , اینستاگرام شهرام قائدی , ع دختر و همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی با انتشار تصویر پدرش نوشت : مرتضی جان سالهاست که نیستی و در ع ها هم رنگ و رویت تار شده ولی بدان تا ابد در قلبم واضحی …روزت مبارک پدرم

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های شهرام قائدی ، همسر ، دختر و پدر و مادرش + بیوگرافی

 



مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی شهرام شکوهی تصاویر شهرام شکوهی
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: هنر و هنرمند


شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی

بیوگرافی شهرام شکوهی+تصاویر شهرام شکوهی

شهرام شکوهی خواننده، آهنگساز و نوازندهٔ گیتار است که در مسابقهٔ خوانندگی ن ت پرشین استار مشهور شد.


شکوهی موسیقی را از سال ۱۳۷۱ با کلاس آواز ایرانی شروع کرده به مدت ۳ سال آواز کار کرد. او هم به گیتار علاقه داشت و هم به آواز سنتی. در دوران دانشجویی در حدود سال ۱۳۸۰ عضو گروهی بود که کنسرت های دانشجویی را برگزار می کرد؛ ولی بنا به دلایلی از موسیقی کناره گرفته و تا مدت ها تقریباً موسیقی را فراموش کرد و معتقد بود نباید به موسیقی به چشم یک شغل نگاه کرد.ورود وی به موسیقی حرفه ای در سال ۱۳۸۵ و با آهنگ «مدارا» اتفاق افتاد.

 

اولین آلبوم وی با نام «مدارا» در ۱۶ آبان سال ۱۳۹۰ همهٔ مجوزها را ب کرده منتشر شد.این آلبوم ۱۰ قطعه داشت که شامل ۵ قطعه با سبک خاص وی و ۵ کار پاپ بود. میلاد تر و حسین کاشانیان در این آلبوم با وی همکاری داشته اند. این آلبوم تحت امتیاز شرکت «هنر اول» بود و ناشر با توجه به شناخت نسبی مخاطبان موسیقی از شکوهی پیش بینی می کرد با استقبال مخاطبان موسیقی مواجه شود و به همین خاطر آلبوم را در تیراژ بالا وارد بازار موسیقی کشور کرد.

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی

 

با اینکه آلبوم «مدارا» در بدو ورود خود با حاشیه هایی همراه شد ولی حاشیه ها نتوانست جلوی فروش خوب این آلبوم را بگیرد و مسیری را که خود انتخاب کرده بود، بی سر و صدا طی کرد تا جایی که توانست به یکی از آلبوم های پرمخاطب تبدیل شود.

 

گپی مختصر با شهرام شکوهی و همسرش

گپی مختصر با شهرام شکوهی و همسرش، دلارام داشتیم تا رازهای یک زندگی شویی موفق را از قول این زوج بشنویم. دلارام، همسر شهرام متولد سال ۵۹ است و دخترشان ملودی که حاصل این زندگی مشترک است.


شهرام: وجود ملودی در زندگی واقعا به من انگیزه داد. وقتی شما خانواده دارید و مسئولیت آنها بر عهده شماست هر کاری که انجام می دهید برای خوشبختی آنهاست؛ اگر من آدم مجردی باشم که هیچ هدفی در زندگی نداشته باشم، ممکن است به جای اینکه یک مسیر حساب شده را طی کنم، خیلی دلبخواهی کار کنم؛ بنابراین داشتن خانواده باعث می شود منسجم تر کار کنید؛ این همان هنرمند متعهد است. وقتی شما نگران بچه خودتان باشید که گرفتار فلان آفت نشود، خب طبیعتا این نگرانی فردا برای همسایه شما هم به وجود می آید؛ در یک جمله: اگر برای خانواده خودت نگرانی داشته باشی برای همه افراد جامعه هم  نگرانی.

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی


مردها بی انصاف هستند:
دلارام: مردها کلا بی انصاف هستند و هرقدر که به آنها کمک کنید باز هم به نظرشان شما کم کاری کرده اید. هرقدر هم از خودگذشتگی کنید باز هم توقع مردها بیشتر است؛ البته من این را در مورد شهرام نمی گویم چون اصلا چنین آدمی نیست و همیشه قدردان بوده اما من همیشه از خیلی چیزها که مربوط به خودم می شده، گذشتم تا کمک حال شهرام باشم و خیلی از مواقع به دلیل اینکه درگیر بوده از خیلی تفریحاتی که دوست داشتم با هم داشته باشیم گذشتم و با روی خوش با این قبیل مسائل برخورد تا فشار کمتری به شهرام وارد شود و بتواند در کارش پیشرفت کند.

 

مثلا در غذا درست باید احتیاط کنم و از ادویه جات و غذاهای سرخ شده استفاده نکنم تا به حنجره اش آسیبی وارد نشود؛ هرچند که خیلی قدرشناس است اما فکر می کنم یک جاهایی می توانسته منصف تر باشد. البته بی انصافی هم نمی شود گفت چون به نوعی، خصلت آقایان است که متوقع هستند. 

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی


ماجرای چای روز خواستگاری
دلارام: شهرام خیلی چای خور است و من هم با فلسفه چای ریختن روز خواستگاری مشکل دارم. روز خواستگاری وقتی قرار بود چای بیاورم به مادرم گفته بودم که چای را در آشپزخانه در استکان ها بریزد و آماده کند. بعد از چند دقیقه من به آشپزخانه رفتم و چای را آوردم و همه چیز طبق برنامه پیش رفت و چون آن موقع ها نمی دانستم که شهرام خیلی چای دوست دارد، فکر نمی چند دقیقه بعد دوباره چای بخواهد.

 

وقتی شهرام دوباره چای خواست، به آشپزخانه رفتم و دیدم زیر کتری خاموش است و از همان چای که یخ کرده بود، یک استکان ریختم و برای شهرام آوردم و با نگاه منظورم را به او رساندم که در جمع به روی خودش نیاورد چای یخ کرده و شهرام خیلی خوب بازی کرد و طوری چای را خورد که ی متوجه نشد!

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی

 

 موفقیت در موسیقی با همراهی همسر
شهرام: بدون وجود دلارام ادامه فعالیت در زمینه موسیقی برای من امکان پذیر نیست. چون موسیقی اصلا کاری معمولی نیست؛ هم از نظر بازخوردهایی که در محیط بیرون از خانه وجود دارد که معمولا در روابط خانوادگی مشکل ایجاد می کند و هم نوع کار. به عنوان مثال یکی از مواردی که در گذشته دلارام با آن مشکل داشت ساعت کاری من بود. چون کار موسیقی تازه از ساعت ۹ شب شروع می شود و تا ۶ صبح ادامه دارد و مثل یک کار اداری نیست که ساعت کار مشخصی داشته باشد.

 

ممکن است ی که در این زمینه فعالیت می کند یک ماه کامل در خانه باشد اما ۲ ماه اصلا نتواند به خانه بیاید. به هر حال این اتفاقات وجود دارد؛ مثلا در روند تولید آلبوم علاوه بر اینکه حضور فیزیکی نداری، حتی مواقعی هم که هستی، درگیری فکری داری و اینجا خانواده باید تحمل کند.
دلارام: رابطه ما به دلیل اعتمادی که در آن وجود دارد خیلی کم دچار مشکل می شود چون رابطه من و شهرام مثل رابطه ۲ دوست صمیمی است و اگر جایی مشکلی پیش بیاید با هم صحبت کرده و مشکل را حل می کنیم.

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی

 

 کار مشکل زا نیست
دلارام: به نظر من در زندگی مشترک شهرت خیلی اهمیت ندارد چون بستگی به ذات آدم دارد که در زندگی چه رفتار و اخلاقی داشته باشد. وقتی ی تعهد دارد، دیگر شهرت داشتن یا نداشتن خیلی نمی تواند در نحوه زندگی او تاثیری داشته باشد اما بالا ه ی ری مشکلات خواه ناخواه وجود دارد که خوشبختانه تا به امروز توانسته ایم آن را مدیریت کنیم. 

 

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی

 

مشکل از خانم هاست یا آقایان؟
شهرام: اعتماد نداشتن، اصولا مشکل خانم هاست. بیشتر خانم ها هستند که اعتماد ندارند اما من همیشه به دلارام اعتماد داشته ام.
دلارام: اتفاقا من با این حرف مخالفم چون آقایان کارهایی می کنند که باعث می شود خانم ها بدبین شوند و اصولا خانم ها از اول اینطوری نبودند. اگر مشکلی وجود داشته باشد که زن و شوهر، یک مقدار نسبت به هم بدبین شوند مطمئنا یکی از طرفین باید کوتاه بیاید تا مشکل حل شود اما در مورد رابطه ما خوشبختانه چنین مشکلاتی تا به حال نداشته ایم. مسلما در هر زندگی یک مقدار بالا و پایین وجود دارد اما در همان اوایل در مورد این موضوعات صحبت کردیم چون به هر حال در اوایل زندگی مشترک شناخت کافی نسبت به هم نداشتیم؛ بنابراین سعی کردیم مسائل را بین خودمان حل کنیم هرچند که در اوایل، فعالیت های هنری شهرام به شدت امروز نبود؛ بعد از اینکه کمی زمان گذشت و فعالیت های شهرام حرفه ای شد، خب بالطبع مشکلات جدیدی به وجود آمد که تعدادی از آنها حل شد اما بعضی از آنها روی هم ماند و تلنبار شد اما خب یک اتفاق همه چیز را تغییر  داد و مسیر زندگی ما عوض و اعتماد بین ما صد درصد شد.  


قوانین توافقی
دلارام: قبل از ازدواج شهرام از من پرسید که با شغلش مشکلی دارم یا نه و من هم گفتم نه، چون فکر نمی که دایره این کار وسعت پیدا کند و اوایل یک مقدار هم مخالفت می و خیلی تمایل نداشتم که به صورت حرفه ای وارد این کار شود اما هرچه فکر ، دیدم با این طرز فکر دارم جلوی علاقه و رشد شهرام را می گیرم.

 

وقتی اینقدر در این زمینه استعداد دارد به خودم اجازه ندادم که این حق را از او بگیرم؛ بنابراین ی ری قوانین بین خودمان گذاشتیم که تا وقتی طبق این قوانین پیش برویم مشکلی پیش نخواهد آمد. این قوانین راجع به رفت وآمدها، ساعت های کار و… که به صورت توافقی بود و قسمت عمده ای از مشکلات ما را حل کرده است.


شک از کجا شروع می شود؟
شهرام: راستش را بخواهید من تا به حال به شک فکر ن و کلا آدمی هستم که اعتماد را دوست دارم و به نظرم هیچ نیست مگر اینکه خلافش ثابت شود و خودم هم به دنبال این نمی روم که خلافش به من ثابت شود. هرچند بارها پیش آمده که اشخاصی بوده اند که از اعتماد من سوءاستفاده کنند. در چنین شرایطی تنها کاری که می کنم این است که آن شخص را به طور کامل کنار می گذارم و ارتباطم را با او محدود می کنم.

 

شهرام شکوهی,بیوگرافی شهرام شکوهی,ع های شهرام شکوهی

 

به نظر من اصلا آدم بد وجود ندارد؛ حتی انی که همه می گویند آدم بدی هستند، باز هم می توانی در آنها جنبه های مثبت پیدا کنی چون ذات همه آدم ها خوب است و همه ذات شان را از خداوند گرفته اند؛ بنابراین به نظرم آدم بدذات وجود ندارد و شرایط محیط و تربیت خانوادگی است که روی آدم تاثیر می گذارد.


هر ی را بهر کاری ساختند
شهرام:  اعتقاد دارم که هر ی برای کاری به دنیا می آید. من قبل از موسیقی خیلی چیزها و کارها را امتحان ؛ هرچند که در آن زمان هم موسیقی را به صورت تفریحی دنبال می اما هیچ کدام از آن کارها برای من ساخته نشده بود و این کار خوشبختانه تاثیر بدی روی زندگی خصوصی من نداشته است؛ به خصوص اینکه در حال حاضر خیلی ها من را به قیافه نمی شناسند.


زندگی مجردی آرامش ندارد
شهرام: هر ی در مرحله ای در زندگی نیاز پیدا می کند که ازدواج کند ولی خب، بعضی از تبعات قبل از شهرت باعث می شود از ازدواج فاصله بگیرید یا گاهی آنقدر مشکلات تان زیاد می شود که باعث می شود تصمیم بگیرید آدم دیگری را درگیر مشکلات تان نکنید. در کار ما بحث آرامش خیلی مهم است و باید آرامش فکری داشته باشی تا بتوانی روی کارت تمرکز کنی و کار خوبی ارائه دهی.

 

معمولا زندگی های مجردی فاقد این آرامش است. اثر یک هنرمند درحقیقت آینه ای از زندگی و محیط اطراف و خانواده اوست؛ بنابراین اگر یک اثر هنری خوب و دلنشین است، مطمئن باشید از محیط شکل گرفته که آن هم خوب و دلنشین بوده و بالع اگر از یک زندگی پرتلاطم و پردردسر شکل گرفته بود مطمئنا اثر خوبی روی بیننده یا شنونده نمی گذاشت.
منبع : مجله ایدال

jahaniha.com

fa.wikipedia.org

از دنیای هنر و هنرمندان بیشتر بدانید

  • بیوگرافی بهنام صفوی +ع
  • بیوگرافی حسین ابلیس
  • بیوگرافی رخشان بنی اعتماد
  • بیوگرافی رضا پیشرو
  • بیوگرافی زنده یاد جلیل شهناز ،یکی از سرشناس ترین نوازندگان تار و سه تار
  • بیوگرافی شهاب رمضان+تصاویر شهاب رمضان



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام قائدی سال 96 و 2017
درخواست حذف اطلاعات

بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام قائدی سال 96 و 2017

شهرام قائدی,بیوگرافی شهرام قائدی,instagram shahram ghaedi

گالری ع ها و بیوگرافی کامل شهرام قائدی بازیگر سینما و تلویزیون

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و همسرش,شهرام قائدی و زنش,aivhl rhmnd

شهرام قائدی و همسرش

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و فرزندش,شهرام قائدی و دخترش سارینا,اینستاگرام شهرام قائدی

شهرام قائدی و دخترش

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و مادرش,مامان شهرام قائدی,ع های شهرام قائدی

شهرام قائدی و مادرش

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و حامد کمیلی,شهرام قائدی و بهنوش بختیاری,شهرام قائدی و رابعه اسکویی,شهرام قائدی در دلقک ها

شهرام قائدی ، حامد کمیلی ، بهنوش بختیاری و رابعه اسکویی در دلقک ها

دلقک‌ها

دو جوان جنوب شهری به نام‌های کریم و اتابک است که درگیر ماجرایی می‌شوند و …

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و علی صادقی,شهرام قائدی در آدم آهنی,تصاویر شهرام قائدی

شهرام قائدی و علی صادقی در آدم آهنی

آدم‌آهنی

روایت پسر بچه‌ای است که تحت تأثیر یک بازی رایانه‌ای خشن قرار می‌گیرد و رفتارهای وی بر اساس تأثی ذیری از این بازی تغییر می‌کند و این تغییر رفتار برای این کودک و خانواده او اتفاقاتی را رقم می‌زند.

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و شهنام شه ,شهرام قائدی در پنج کیلومتر تا بهشت,زندگینامه شهرام قائدی

شهرام قائدی و شهنام شه در پنج کیلومتر تا بهشت

پنج کیلومتر تا بهشت

حسین مدیر یک شرکت پخش دارویی است که متعلق به همایون فرزین می‌باشد. حسین از کودکی در خانه همایون فرزین بزرگ شده‌است و عاشق آیدا دختر فرزین است. پسر فرزین که از حسین کینه به دل دارد و رابطه‌اش با پدرش خوب نیست و به کمک دوستانش از شرکت پدرش ی می‌کند که در حین آن حسین سر می‌رسد و…

بیوگرافی شهرام قائدی

نام اصلی :•: ابراهیم قائدی

تاریخ تولد :•: ۱۳۵۴

زادگاه :•: قیر و کارزین

محل زندگی :•: تهران

پیشه :•: بازیگر

فرزندان :•: سارینا قائدی

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و مجید یاسر,شهرام قائدی و بهنوش بختیاری,شهرام قائدی و فلامک جنیدی,شهرام قائدی در سریال چهار چرخ

شهرام قائدی ، مجید یاسر ، بهنوش بختیاری و فلامک جنیدی در سریال چهار چرخ

سریال چهار چرخ

ذبیح صاحب خانواده‌ ای که به شدت عشق ماشین است پولی را تهیه می‌ کند تا بتواند ماشین مورد علاقه‌ اش را ب د اما در ادامه راه زندگی‌ اش پولی که برای ید ماشین تدارک دیده ، یده می‌ شود و او به خواسته‌ اش نمی‌ رسد …

زندگینامه شهرام قائدی

شهرام قائدی در شهر قیر و کارزین در استان فارس به دنیا آمده است، از سال ۱۳۷۰ به تهران آمد. اولین کار تصویری تلویزیونی‌اش خودروی پلاک ۱۱ بود و پس از آن در سریال بازگشت پرستوها بازی کرد.

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

شهرام قائدی و حسین محجوب,شهرام قائدی و حمید گودرزی,شهرام قائدی در سریال زمانه

شهرام قائدی ، حسین محجوب و حمید گودرزی در نمایی از سریال زمانه

سریال زمانه

جوانی به نام بهزاد تصمیم دارد با دخترعموی خود بهار ازدواج کند. پدر بهزاد ۲۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی کشته شده و حسام، عموی بهزاد از خانواده او س رستی می‌کرده است. حسام کارخانه‌دار است و سهیل م که یکی از کارکنان اوست را به دلیل کلاهبرداری از کارخانه ا اج می‌کند. سهیل، حسام را تهدید می‌کند که اگر او را به کارخانه برنگرداند، دردسر بزرگی برایش درست می‌کند. با قبول ن حسام، سهیل پیش بهزاد می‌رود و به همراه یک شاهد، ادعامی کند حسام، بیست سال پیش پدر بهزاد رابه قتل رسانده‌است و همچنین بهزاد صاحب ‌ای است که از وجودش اطلاع ندارد. بهزاد ی به نام ارغوان آذرنیا می‌گیرد و سعی می‌کند حقیقت را کشف کند…

ع های خانوادگی شهرام قائدی , بیوگرافی شهرام قائدی , همسر شهرام قائدی

بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام قائدی سال 96 و 2017



مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام محمودی سال 96 و 2017
درخواست حذف اطلاعات

بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام محمودی سال 96 و 2017


شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , shahram mahmoudi


گالری ع ها و بیوگرافی کامل شهرام محمودی بازیکن والیبال تیم ملی


ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی


شهرام محمودی و پسرش , شهرام محمودی و همسرش , شهرام محمودی و سوگند خورشیدی


تصویر شهرام محمودی ، همسرش سوگند خورشید و پسرش آرسام


ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی


شهرام محمودی و پدرش , شهرام محمودی و مادرش , شهرام محمودی و برادرش بهنام محمودی


ع شهرام محمودی در کنار پدر ، مادر و برادرش بهنام محمودی


ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی


شهرام محمودی و سید محمد , شهرام محمودی و سعید معروف , شهرام محمودی مهدی مهدوی


سلفی شهرام محمودی ، سعید معروف ، سید محمد و مهدی مهدوی


بیوگرافی شهرام محمودی


نام کامل :: شهرام محمودی خاتون آبادی


نام مستعار :: شوالیه


تولد :: 1367 خورشیدی


زادگاه :: ایران


قد :: 198 سانتی‌متر


وزن :: 95 کیلوگرم


پست :: پشت خط زن


ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی


شهرام محمودی و مجتبی میرزاجانپور , اینستاگرام شهرام محمودی , aivhl lpl,nd


ع شهرام محمودی و مجتبی میرزاجانپور در حال سوار شدن به اتوبوس


زندگینامه شهرام محمودی


شهرام محمودی خاتون آبادی والیبالیست ایرانی، متولد 1367 در کرج و اص آ اهل استان آذربایجان شرقی، شهر میانه است.محمودی سابقه بازی در تیم‌های آیدانه چالدران، پیکان تهران، پتروشیمی بندر ، آلومینیوم بندرعباس، کاله مازندران ، متین ورامین و شهرداری ارومیه را دارا است. او برادر بهنام محمودی بازیکن معروف والیبال است. محمودی قبل از والیبال، دروازه‌بان تیم فوتبال نوجوانان پیکان بود و بعد به والیبال رو آورد.او از پیکان توسط بهروز عطایی به کاله آورده شد و به خاطر بازی‌های خوبی که از خود به نمایش گذاشت توسط ولاسکو به تیم ملی والیبال ایران دعوت شد، شهرام محمودی به عنوان یکی از بازیکنان کاله در بازی‌های آسیایی جام باشگاه‌های آسیا حضور داشتو به عنوان بهترین اسپک زن قهرمانی باشگاه‌های آسیا سال 2012 معرفی شد و پس از یک سال حضور در کاله مازندران به متین ورامین پیوست. محمودی در سال 2014 با متین ورامین به قهرمانی باشگاه‌های آسیا رسید.


ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی


شهرام محمودی و پسرش,شهرام محمودی و آرسام فرزندش,شهرام محمودی و سوگند خورشیدی همسرش


شهرام محمودی با انتشار ع خانوادگی خود نوشت : شب یلداتون مبارک امیدوارم امشب کلى کنار خانواده بهتون خوش بگذره ، دوستون دارم


ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی


بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام محمودی سال 96 و 2017


 



مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام محمودی سال 96 و 2017
درخواست حذف اطلاعات

بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام محمودی سال 96 و 2017

شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , shahram mahmoudi

گالری ع ها و بیوگرافی کامل شهرام محمودی بازیکن والیبال تیم ملی

ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی

شهرام محمودی و پسرش , شهرام محمودی و همسرش , شهرام محمودی و سوگند خورشیدی

تصویر شهرام محمودی ، همسرش سوگند خورشید و پسرش آرسام

ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی

شهرام محمودی و پدرش , شهرام محمودی و مادرش , شهرام محمودی و برادرش بهنام محمودی

ع شهرام محمودی در کنار پدر ، مادر و برادرش بهنام محمودی

ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی

شهرام محمودی و سید محمد , شهرام محمودی و سعید معروف , شهرام محمودی مهدی مهدوی

سلفی شهرام محمودی ، سعید معروف ، سید محمد و مهدی مهدوی

بیوگرافی شهرام محمودی

نام کامل :: شهرام محمودی خاتون آبادی

نام مستعار :: شوالیه

تولد :: ۱۳۶۷ خورشیدی

زادگاه :: ایران

قد :: ۱۹۸ سانتی متر

وزن :: ۹۵ کیلوگرم

پست :: پشت خط زن

ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی

شهرام محمودی و مجتبی میرزاجانپور , اینستاگرام شهرام محمودی , aivhl lpl,nd

ع شهرام محمودی و مجتبی میرزاجانپور در حال سوار شدن به اتوبوس

زندگینامه شهرام محمودی

شهرام محمودی خاتون آبادی والیبالیست ایرانی، متولد ۱۳۶۷ در کرج و اص آ اهل استان آذربایجان شرقی، شهر میانه است.محمودی سابقه بازی در تیم های آیدانه چالدران، پیکان تهران، پتروشیمی بندر ، آلومینیوم بندرعباس، کاله مازندران ، متین ورامین و شهرداری ارومیه را دارا است. او برادر بهنام محمودی بازیکن معروف والیبال است. محمودی قبل از والیبال، دروازه بان تیم فوتبال نوجوانان پیکان بود و بعد به والیبال رو آورد.او از پیکان توسط بهروز عطایی به کاله آورده شد و به خاطر بازی های خوبی که از خود به نمایش گذاشت توسط ولاسکو به تیم ملی والیبال ایران دعوت شد، شهرام محمودی به عنوان یکی از بازیکنان کاله در بازی های آسیایی جام باشگاه های آسیا حضور داشتو به عنوان بهترین اسپک زن قهرمانی باشگاه های آسیا سال ۲۰۱۲ معرفی شد و پس از یک سال حضور در کاله مازندران به متین ورامین پیوست. محمودی در سال ۲۰۱۴ با متین ورامین به قهرمانی باشگاه های آسیا رسید.

ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی

شهرام محمودی و پسرش,شهرام محمودی و آرسام فرزندش,شهرام محمودی و سوگند خورشیدی همسرش

شهرام محمودی با انتشار ع خانوادگی خود نوشت : شب یلداتون مبارک امیدوارم امشب کلى کنار خانواده بهتون خوش بگذره ، دوستون دارم

ع های خانوادگی شهرام محمودی , بیوگرافی شهرام محمودی , همسر شهرام محمودی

بیوگرافی کامل و ع های خانواده شهرام محمودی سال 96 و 2017



مشاهده متن کامل ...
یادی از مرحوم علیرضا فرهمند
درخواست حذف اطلاعات

یادی از یک همکار فرهیخته؛ مرحوم علیرضا فرهمند


برای اولین بار در سال 1377 افتخار آشنائی با علیرضا فرهمند را پیدا . در این سال به عضویت هیئت مدیره انجمن اقتصاد انرژی درآمدم در آن زمان انتشار ماهنامه اقتصاد انرژی بعد از چاپ 4 یا 5 شماره، بیش از دو سال بود که متوقف شده بود. در هیئت مدیره اظهار علاقه که مسئولیت انتشار مجدد اقتصاد انرژی را بر عهده گیرم و هیئت مدیره استقبال کرد. کار معرفی به وزارت ارشاد و جایگزینی من بعنوان مدیر مسئول مدتی طول کشید در طی این مدت تدارک انتشار شماره جدید را آغاز با پرس و جوهائی که مطلع شدم که فردی بنام علیرضا فرهمند امور اجرائی ماهنامه را بر عهده داشته است و مطالبی برای شماره جدید نیز در اختیار اوست. بالا ه در اوا سال 77 برای اولین بار فرهمند را ملاقات ، عدم شناخت مطلق قبلی من راجع به شخصیت او در کنار تواضع بی نظیر و مثال زدنی فرهمند، موجب شد که برداشت اولیه من این باشد که او یک فرد آشنا با مسائل چاپ و نشر و به قول معروف آچار فرانسه اینگونه امور است. اما در طول همکاری های بعدی هرچه گذشت بیشتر و بیشتر با شخصیت کم نظیر فرهمند آشنا شدم و دوستی عمیقی بین ما بوجود آمد. و فهمیدم که فرهمند فرهیخته ایست که از بد حادثه به این جا رسیده است. جلسات تحریریه ماهنامه اقتصادانرژی که گاهی تا پاسی از شب به درازا می کشید، اغلب عملا به کلاس درسی تبدیل می شد که ما از فرهمند بسیار می آموختیم، تاریخ، سیاست، قدرت و از همه مهمتر طرز نگاه و طرز شیدن و شیوه اعتدال را. فرهمند فارغ حصیل دانشکده نفت آبادان بود اما بر خلاف اغلب انسان ها تسلیم مسیری که زندگی تحمیل می کند نشده بود و بدنبال عشق و علائقش رفته بود و یکی از مهمترین علائق فرهمند ژورنالیسم بود. غم نان نتوانسته بود فرهمند را تسلیم کند و فرهمند برای رسیدن به علائقش به ساده زیستی خو گرفته بود و به ساده ترین زندگی بسنده کرده بود و زمانی که به خاطر فشارهای ناروا مجبور شده بود که از تخصص اصلی اش یعنی ژورنالیسم و اجتماعی فاصله بگیرد، بازهم از دایره علائق خود فاصله نگرفته بود و برای تامین حداقل معاش خود به نشریات تخصصی روی آورده بود.

(نشسته محمدعلی موحد؛ایستاده از چپ به راست محمدامین نادریان، مرحوم علیرضا فرهمند، فریدون برکشلی، حسن تاش)

یکی از مهمترین ویژگی های شخصیتی فرهمند بی کینه گی او بود. هرگز در سخنان فرهمند بغض و کینه ای را نسبت به هیچ و حتی انی که از آنها چوب خورده بود، پیدا ن و هرگز رنجش از دیگران موجب خارج شدنش از مسیر اعتدال در تحلیل ها و نقدها نمی شد و همین خصوصیت اعتدال از دیگر ویژگی های مهم شخصیت علیرضا فرهمند بود. رفتار فرهمند براستی مصداق این توصیه قرآنی بود که "نباید زشتی ها و دشمنى گروهى، شما را بر آن دارد که عد نکنید عد کنید که آن به تقوا نزدیکتر است." سال ها سرمقاله های اقتصاد انرژی را که عمدتا هم نقادانه بود، به فرهمند میدادم و خواهش می که ویرایش کند، بیشترین ویرایش های فرهمند در جهت این بود که لحن نوشته گزنده نباشد و مخاطب نقد را نیازارد تا اثر بیشتری بگذارد. فرهمند به ما می آموخت که چگونه لحن اثباتی را بجای لحن نفئی بکارگیریم تا اثر بخشی نقدها و توصیه ها بیشتر شود.

از مهمترین خصوصیات فکری فرهمند این بود که آنچه می دانست را بصورت سیستماتیک و جامع آموخته بود و مسیرهای مطالعاتی را در حوزه مباحث علوم انسانی و خصوصا تاریخ و سیاست و فلسفه ، خوب می دانست.

تواضع و فروتنی فرهمند موجب آن بود که کمتر بنویسد و یا اگر هم می نوشت کمتر انتشار دهد. در اوا عمر و درست در شرایطی که با بیماری و مرگ دست و پنجه نرم می کرد، ترجمه او از رمان ریشه ها که سال ها پیش منتشر شده بود مورد توجه حاکمیت قرار گرفت و فرهمند در شرایط سخت بیماری مورد توجه رسانه هائی خاص قرار گرفته بود که دائم تقاضای مصاحبه از او داشتند اما بی مهری های گذشته این رسانه ها و بیماری، موجب نشد که فرهمند به آنها بی اعتنائی کند.

فرهمند به گردن ماهنامه اقتصاد انرژی و همه دست اندرکاران آن حق بزرگی دارد. خدایش بی آمرزد و نام و یاد و دانش و اخلاق نیکویش، زنده خواهد بود. یاد و خاطره اش گرامی باد.



مشاهده متن کامل ...
دعای سمات
درخواست حذف اطلاعات
جهت این دعای بسیار زیبا از لینک زیر اقدام فرمایید


برچسب ها:
,دعای سمات,دعای سمات سماواتی,دعای سمات فرهمند,دعای سمات صوتی,دعای سمات چیست,دعای سمات موسوى قهار,دعای سمات قهار,دعای سمات ,دعای سمات با صدای فرهمند,دعای سمات میرداماد,دعای سمات سماواتی ,دعای سمات سماواتی,دعای سمات مهدی سماواتی,دعای سمات حاج مهدی سماواتی, صوتی دعای سمات سماواتی, دعای سمات با صدای سماواتی,دعای سمات از سماواتی,متن دعای سمات سماواتی, دعا سمات سماواتی,دعای سمات فرهمند ,دعای سمات فرهمند آزاد,دعای سمات فرهمندی,دعای سمات فرهمند mp3,دعای سمات فرهمند اپارات,دعای سمات فرهمند, دعای سمات فرهمند,دعای سمات محسن فرهمند, دعای سمات فرهمند mp3,دعای سمات صوتی ,دعای سمات صوتی فرهمند,دعای سمات صوتی وتصویری,دعای سمات صوتی برای اندروید,دعای سمات صوتی اندروید,دعای سمات صوتی میرداماد,دعا سمات صوتی,دعای سمات صوتی,دعای سمات صوتی ,دعای سمات برای چیست,دعای سمات در مورد چیست,موضوع دعای سمات چیست؟,دعای سمات راجع به چیست,دعای سمات قهار mp3, دعای سمات قهار, دعا سمات قهار,دعای سمات با صدای قهار,دعای سمات سید قاسم قهار,دعای سمات قهار تصویری,دعای سمات باصدای قهار, دعای سمات قهاری,دعای سمات mp3,دعای سمات صوتی,دعای سمات ,دعای سمات رایگان,دعای سمات فرهمند,دعا سمات ,دعای سمات ,شرح دعای سمات ,دعای سمات با صدای فرهمند ازاد,دعای سمات با صدای فرهمند,دعای سمات با صدای محسن فرهمند, دعای سمات با صدای فرهمند, رایگان دعای سمات با صدای فرهمند,دعای سمات با صدای فرهمند آزاد,پخش دعای سمات با صدای فرهمند, دعا سمات با صدای فرهمند, رایگان دعای سمات با صدای فرهمند,دعای سمات میرداماد مسجد جمکران,دعای سمات میرداماد جمکران,دعای سمات میرداماد, دعای سمات میرداماد,دعای سمات با صدای میرداماد,دعای سمات سید مهدی میرداماد,دعای سمات مهدی میرداماد,دعای سمات تصویری میرداماد,مرحوم کافی,مرحوم کافی+ ,مرحوم کافی روضه,مرحوم کافی که بود,مرحوم کافی قبر,مرحوم کافی علی بن مهزیار,مرحوم کافی و زمان,مرحوم کافی,مداحی مرحوم کافی,زندگی نامه مرحوم کافی, مرحوم کافی mp3, روضه مرحوم کافی, مداحی مرحوم کافی, صدای مرحوم کافی, سخنان مرحوم کافی, نوارهای مرحوم کافی, رایگان مرحوم کافی,مرحوم کافی روضه موسی بن جعفر,مرحوم کافی روضه هنده,روضه مرحوم کافی,روضه های مرحوم کافی,روضه مرحوم کافی برای زمان,روضه مرحوم کافی در شب اربعین,روضه مرحوم کافی آپارات,روضه مرحوم کافی mp3,قبر مرحوم کافی در کجاست,قبر مرحوم کافی کجاست,مرحوم کافی mp3,مرحوم کافی صوتی,مرحوم کافی داستان انار, مداحی مرحوم کافی, مداحی های مرحوم کافی,مداحی های مرحوم کافی,مداحی تصویری مرحوم کافی,زندگی نامه مرحوم شیخ احمد کافی,زندگی نامه ی مرحوم کافی, مداحی, مداحی کریمی, مداحی میثم مطیعی, مداحی جدید, مداحی شور, مداحی محرم, مداحی 95, مداحی صوتی, مداحی محرم 94, مداحی ترکی, مداحی کریمی محرم 94, مداحی کریمی 95, مداحی کریمی 94, مداحی کریمی محرم 95, مداحی کریمی ۹۵, مداحی کریمی سال 95, مداحی کریمی 93, مداحی کریمی کجا میخوای بری, مداحی میثم مطیعی محرم 94, مداحی میثم مطیعی 95, مداحی میثم مطیعی محرم 95, مداحی میثم مطیعی کنار قدم های جابر, مداحی میثم مطیعی اربعین, مداحی میثم مطیعی جدید, مداحی میثم مطیعی برای م عان حرم, مداحی میثم مطیعی با اذن م, مداحی میثم مطیعی درباره , مداحی جدید 95, مداحی جدید کریمی, مداحی جدید محرم, مداحی جدید 94, مداحی جدید سیب سرخی, مداحی جدید شور, مداحی جدید محرم 95, مداحی جدید ۹۵, مداحی جدید جلال زارع, مداحی شور کریمی, مداحی شوریده و شیدای توام, مداحی شور عراقی, مداحی شور 94, مداحی شور سیب سرخی, مداحی شور زیبا, مداحی شور 95, مداحی شور محرم, مداحی شور مهدی اکبری, مداحی محرم 95, مداحی محرم ۹۵, مداحی محرم 95 کریمی, مداحی محرم سیب سرخی, مداحی محرم سلام, مداحی محرم میثم مطیعی, مداحی محرم حاج احمد اصفهانی, مداحی 95 کریمی, مداحی صوتی حاج مهدی رسولی, مداحی صوتی ک ن, نوحه محرم 94, مداحی جواد مقدم محرم 94, مداحی ترکی جدید, مداحی ترکی mp3, مداحی ترکی زینب زینب, مداحی ترکی محمود کریمی, مداحی ترکی منصوری, مداحی ترکی ابوالفضل, مداحی ترکی عاملی, مداحی ترکی 93, مداحی ترکی از محمود کریمیخبر جدید,خبر در مورد دعای سمات,خبر ,اخبار در مورد ,خبر دعای سمات,متن خبر ,متن خبر دعای سمات,خبر جدید با موضوع ,خبر داغ دعای سمات,داغ ترین اخبار ,وعده صادق,وعده صادق نسخه موبایل,وعده صادق فراماسونری,وعده صادق اخبار,وعد صادق دم ناطق,وعد صادق دم ناطق mp3,وعد صادق وعهد سابق,سایت وعده صادق,وعده ی صادق,وبلاگ وعده صادق,اخبار وعده صادق,وعد صادق دم ناطق نهجی حزب الله,وعد صادق دم ناطق مکتوبة,لطمیة وعد صادق دم ناطق مکتوبة,وعد صادق دم ناطق نهجی حزب الله mp3,سایت وعده صادق,سایت وعده ی صادق,وب سایت وعده صادق,وعده ی صادق,وبلاگ وعده ی صادق


مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی شهرام آذر (سندی) تصاویر
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: هنر و هنرمند


شهرام آذر,بیوگرافی شهرام آذر, سندی

شهرام آذر، خواننده ایرانی

زندگینامه شهرام آذر (سندی)

سبک موسیقی گروه سندی تلفیقی از سبک در زمینه شعر ترانه و”تکنو” و ”بندری” در آهنگها است. بسیاری شهرام آذر (سندی) را پیشگام موسیقی در ایران و همچنین اولین ی که از سبک در موسیقی ایران استفاده کرد می دانند.

شهرام آذر (سندی)

شهرام آذر در سال ۱۳۳۶ در آبادان متولد شد. در سالهای جنگ ایران و عراق در مشک اقامت داشته و در سال ۱۹۸۴ میلادی به آلمان مهاجرت کرد. شهرام آذر در آنجا کار موسیقی خود را ادامه داد و گروه سندی را در سال ۱۹۸۷ راه اندازی کرد و چند سال بعد به مهاجرت کرد.

 

شهرام آذر (سندی) ازدواج کرده و سه فرزند دارد. پسرش خشایار یکی از اعضای گروه هفت نفره سندی است. از دیگر اعضای گروه می توان از باباخانی، بهزاد پیشرو، سام سهر ، اولیور واروژیان و راس رایت نام برد.

 

زندگینامه شهرام آذر,بیوگرافی شهرام آذر, سندی

شهرام آذر در سال ۱۳۳۶ در آبادان متولد شد

 

سبک موسیقی گروه سندی

سبک موسیقی گروه شهرام آذر (سندی) تلفیقی از سبک در زمینه شعر ترانه و”تکنو” و ”بندری” در آهنگها است. گروه سندی یکی از اولین گروه هایی بود که مسایل و مشکلات اجتماعی جوانان ایران (مانند ازدواج، اعتیاد و مهاجرت به خارج) را موضوع بسیاری از آهنگهای خود قرار داد. بسیاری شهرام آذر را پیشگام موسیقی در ایران و همچنین اولین ی که از سبک در موسیقی ایران استفاده کرد می دانند.

 

شهرام آذر (سندی) خوانندگی را در اولین تجربه خود یعنی ششم ابت شروع کرد که در جشنی که همه اولیاء دانش آموزان حاضر بودند. وی برای خواندن شعر انتخاب شده بود که به دلیل نامعلوم جلو حضار شروع به گریه کرد و همه او را تشویق د. در دوران دبیرستان شروع به کار با ابزارآلات موسیقی کرد و در این راه بسیار موفق بود. وی چندین بار در خوزستان و دو بار هم در مسابقات کشوری شرکت کرد. در نوزده سالگی یک آهنگ به نام «هله دان دان» برای خانم بتی ساخت و این آهنگ یکی از بهترین آهنگ های کشور شد؛ و بعد از این از جهانی موسیقی تهران فارغ حصیل شد.

 

شهرام آذر,بیوگرافی شهرام آذر,اعضای گروه سندی

سندی تاکنون چند آلبوم و تعداد زیادی تک آهنگ به بازار عرضه کرده است

 

بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ که همه کلاب ها بسته شد شهرام آذر (سندی) دوباره به آبادان برگشت و کمی بعد از جنگ خلیج فارس به تهران بازگشت و در سال ۱۹۸۴ به آلمان رفت. سپس در یک شرکت موسیقی به نام اروندا (آرواندا) شروع بکار کرد. در همین مدت یک آهنگ به نام «های هو» ساخت که این آهنگ یکی از بیست آهنگ برتر آلمان شد. در سال ۱۹۹۲ میلادی مصادف با ۱۳۷۳هجری شمسی شهرام آذر آهنگ دیگری به نام "دختر اهوازی (امشو شوشه)" ساخت که مورد استقبال زیادی قرار گرفت.

 

همسر سندی,بیوگرافی شهرام آذر, سندی

شهرام آذر بعنوان یکی از بهترین کیبوردیست های تاریخ ایران محسوب می شود

 

حضور شهرام آذر در برنامه استیج

شهرام آذر تاکنون چند آلبوم و تعداد زیادی تک آهنگ به بازار عرضه کرده است. شهرام آذر حالا از داوران برنامه استیج است که البته هوای همشهری های خودش را هم دارد و نمی تواند تعصبش به جنوبی جماعت را در این مسابقه مخفی نگه دارد. گفته می شود یکی از دلایلی که هومن خلعتبری حاضر نشده در برنامه استیج حاضر شود، حضور شهرام آذر بوده است. ظاهرا خلعتبری به شدت نسبت به این حضور معترض بوده و همین باعث شده قید برنامه را بزند.

 

شهرام آذر,بیوگرافی شهرام آذر,پسر سندی

سندی و پسرش خشایار

 

اعضای گروه سندی
- شهرام خسروشاهی آذر
شهرام آذر تا در ایران به فعالیت موسیقی پرداخته و در سال ۱۹۸۴ بعد از انقلاب با خانواده به آلمان مهاجرت کرد و کار خود را در همان کشور ادامه داد. در آلمان با ایده بهزاد پیشرو گروه سندی را درست د. او هم اکنون با همسرش خانم شیلا و دو پسرش خشایار و کوروش و دخترش نیکی در زندگی می کنند.

خوانندگی، موزیک، تنظیم اهنگها، تهیه کنندگی، نوشتن شعر و ترانه از جمله کارهایی است که شهرام آذر در گروه سندی انجام می دهد و همچنین ایشان بعنوان یکی از بهترین کیبوردیست های تاریخ ایران محسوب می شوند.

 

 

بیوگرافی شهرام آذر,پسر شهرام آذر, سندی

شهرام آذر و همسرش

- بهزاد پیشرو
موزیک را در سن ۶ سالگی در زادگاه خود شهر آبادان آغاز کرد او برادر بزرگش (گرشاسب پیشرو) بود، بهزاد در ادامه ان بزرگی همچون برادران راهرو احمدی (علی، محمد رضا و حسین) داشت و در کلاس درس آنها آموزش درامز را سپری کرد ایشان در دوران تحصیل خود در مسابقه هنری آبادان که در سراسر ایران برگزار می شد چندین بار رتبه اول را بدست آورد و صاحب نشان طلا ایران در این رشته شد بهزاد پیشرو در همان نوجوانی یعنی در سن ۱۴ سالگی پای به دنیای حرفه ای موسیقی گذاشت.

 

بهزاد پیشرو بنیان گذار گروه گروه سندی می باشد و با دوست دوران جوانی خود شهرام آذر و منوچهر پنیری سندی را به حرکت در آوردند و چیزی نگذشت که این گروه یکی از معروف ترین گروه های خارج از ایران شد. او را یکی از معروف ترین و بهترین درامر ایرانی در خاورمیانه می شناسند او در کنار درامز یک تهیه کننده توانا در موزیک می باشد ایشان در حال حاضر مشغول فعالیت هنری در اروپا و است.

 

- سام سهر
دیگر عضو گروه سندی متولد شهر آبادان که در زمان جنگ ایران و عراق مجبور به ترک آنجا و مهاجرت به کشور سوئد کرد و در حدود ۱۳ سال در این کشور اقامت داشت. سامی در حالی که تنها ۱۰ سالش بود شروع به نواختن ساز پرکاشن کرد و در سن ۲۲ سالگی موزیک را در مدرسه گوتنبرگ سوئد شروع کرد. او را برای مطالعه بیشتر به آوردند و انش از سرتاسر دنیا از جمله آفریقا، کوبا و اروپا بودند. دوستان صمیمی سامی از دهه ۹۰ با سندی شروع بکار د و تاکنون او یکی از اعضای موفق گروه سندی بوده است.

 

گردآوری : بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

منابع :

fa.wikipedia.org

bartarinha.ir

 

از دنیای هنر و هنرمندان بیشتر بدانید

  • بیوگرافی حامد نیک پی +تصاویر حامد نیک پی
  • بیوگرافی بابک سعیدی + تصاویر بابک سعیدی و همسرش



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
گفتگو با شهرام حقیقت دوست بازیگر شوق پرواز
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دنیای بازیگران


شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست


اوج بازیگری اش به مجموعه تلویزیونی «خط قرمز» برمی گردد، نقشی که زوایای مختلفی داشت و نزد بینندگان محبوب شد. بعد از آن گزیده در تلویزیون فعالیت داشت. تا این که با مجموعه «مختارنامه» در نقش منفی حضوری دوباره داشت. اما نتوانست موفقیت مجموعه تلویزیونی «خط قرمز» را تکرار کند.

«شهرام حقیقت دوست» هم اکنون در نقش «سعید خجسته فر» که به گفته خودش وجود تاریخی ندارد و به خاطر درام قصه در نامه اضافه شده است، جوانی که در کنار شهید «بابایی» به حرفه خلبانی مشغول و یار و دوست صمیمی این شهید بزرگوار است پاسخگوی سوالاتمان درباره بازی اش در سریال «شوق پرواز» و در نقش خلبان «سعید خجسته فر» می شود.

«شهرام حقیقت دوست» با مجموعه پرمخاطب «خط قرمز» در اوج بازیگری اش قرار گرفت مدتی کم کار شد تا این که با مجموعه «مختارنامه» و اکنون با «شوق پرواز» حضور دوباره ای درتلویزیون داشت...

من از مجموعه «خط قرمز» تاکنون هم چنان مشغول کار هستم. منتهی پس از آن با وسواس بیشتری در تلویزیون فعالیت دارم. واقعیت این است که شرایط کار در تلویزیون تغییر کرده است، یعنی متن ها، نوشته ها و   نامه کیفیت مطلوبی ندارد بنابراین ترجیح می دهم گزیده کارکرده باشم.

شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

مصاحبه با   شهرام حقیقت بازیگر شوق پرواز

دعوت به همکاری تان برای بازی در نقش مثبت «سعید» چگونه اتفاق افتاد؟

هنگامی که برداری فاز اول مجموعه آغاز شد، پیشنهاد بازی در این نقش به من داده شد. بعد از مطالعه از نقش خوشم آمد و پذیرفتم در این مجموعه بازی کنم.

در نامه «شوق پرواز» چه نکات برجسته ای وجود داشت؟

«سعید» نقش خوب و جذ بود و برایم جای کار داشت، نمی خواهم درباره اش صحبت کنم، چون مجموعه در حال پخش است. اتفاقاتی که برای نقش می افتد برایم جذ ت داشت، بعضی جاهای این نقش در نامه نیاز به تغییر داشت چون یک سری جزئیات درباره شخصیت او رعایت نشده بود. وقتی برای نقش با من تماس گرفتند با کارگردان تغییرات درباره نقش را درمیان گذاشتم که ایشان موافقت د. در حین برداری این تغییرات انجام شد. یک سری مرزبندی های کلیشه ای مثبت و منفی در نقش ها وجود دارد که آنها را قبول ندارم. معتقدم آن نقش هایی را که جذ ت پیچیدگی  دارد می پسندم، ما در سینما و تلویزیون کشورمان نقش های متفاوت نداریم.

نقش تان را در مجموعه «خط قرمز» متفاوت نمی دانید؟

آن نقش جزو استثنائات بود و کمتر برایم اتفاق می افتد. مگر چه قدر نقش متفاوت نوشته می شود که به من پیشنهاد شود! همیشه در یک جهت پیش می روم حال اگر نقش موفق بود، همه من خواسته ام تا آن نقش را بازی کنم. ولی در همین شرایط نقش «سعید» جدای تعریف های مثبت، منفی و خا تری بودنش یک سری اتفاق ها و چالش هایی دارد که نمی توانم توضیح دهم چون مجموعه در حال پخش است. اما این نقش ویژگی هایی داشت که او را جذاب می کرد.

به عنوان بازیگر نقش «سعید» چه تحقیقاتی برای ایفای این نقش انجام دادید؟

شخصیت «سعید» وجود تاریخی ندارد و در واقع به خاطر درام قصه در نامه اضافه شده است، باید صادقانه بگویم که اجرای نقش نیازی به تحقیق نداشت. چون تاریخ را بازی ن و اگر هم نکته ای برایم ناشناخته بود، در طول قصه به پاسخ آن می رسیدم.

قبل از دعوت به همکاری تان در مجموعه «شوق پرواز» چه شناختی نسبت به شهید «بابایی» داشتید و بعد از بازی در این مجموعه چه قدر دیدگاه تان نسبت به گذشته تغییر کرد.

تنها می دانستم که ایشان یک خلبان است. اما درباره خصوصیات زندگی و شخصی این شهید چیزی نمی دانستم. به بهانه بازی در این مجموعه نکاتی را آموختم. بعد از بازی در این مجموعه دانسته هایم نسبت به شهید بابایی پررنگ تر شد.

برای بازی در مجموعه «شوق پرواز» چه تمهیداتی داشتید تا ذهنیتی که تماشاگر از شما به دلیل بازی در نقش های منفی دارد فاصله بگیرد؟

قرار نیست که متفاوت ظاهر شوم نقش در حدی است که شاهدش هستید و من در حد توانم نقش را به گونه ای ارائه دادم تا برای بیننده باو ذر باشد.

با «شهاب حسینی» به عنوان هم بازی که نقش شهید «بابایی» را بازی می کند، قبل از برداری چه قدر تعامل، هم فکری و تمرین داشتید؟

من شهاب حسینی را از دوران آموزشگاه بازیگری «حمید سمندریان» می شناسم و آن جا با یکدیگر هم کلاس بودیم و طی این سال ها از حال یکدیگر مطلع بودیم اما فرصت هم بازی شدن برایمان پیش نیامده بود. «شهاب» بازیگر بسیار خوب و بااخلاقی است و در طول برداری، با یکدیگر ارتباط خوبی داشتیم. شه هایمان در یک راستا بود امیدوارم این همراهی و همدلی در مجموعه هم دیده شده باشد.

سبک کارگردانی، شیوه هدایت بازیگران، نوع دکوپاژ و قاب بندی های «یدا... صمدی» چگونه بود؟

ایشان کارگردان خوبی است و بیشتر از آن انسان است، ایشان با ایده و شه سر صحنه برداری می آمد که امتیاز محسوب می شود. وقتی برای بازی در سکانسی با یکدیگر صحبت می کردیم ایده هایی که در راستای بهترشدن کار می دادیم را می پذیرفت. درحین برداری همین پیشنهادها برای بهترشدن کار مفید بود.

آیا ساخت مجموعه «شوق پرواز» و یادآوری خاطرات شهید «بابایی» می تواند خاطرات آن شهید را زنده کند و در نسل جوان تاثیر بگذارد؟

ما تمام تلاش خود را کردیم شخصیتی را که در شرایطی تصمیم های مهمی گرفته است را به خوبی به نمایش بگذاریم. وقتی نامه را مطالعه می و یا در حین برداری بعضی مواقع خود را جای این شخصیت می گذاشتم با توجه به تحقیقاتی که درباره زندگی شهید «بابایی» انجام گرفته بود، سعی کردیم صداقتی که در این شخصیت وجود دارد، تاثیر مثبتی بر بینندگان بگذارد.

«یدا... صمدی» را در به تصویرکشیدن زندگی شهید «بابایی» چه قدر موفق دیدید؟

هیچ وقت نمی توانم درباره نقش ها و کارهایی که در آن ها بازی می کنم نمی توانم قضاوت کنم. چون در آن دخیل هستم. البته چون برای ایفای این نقش زحمت کشیدم ممکن است دچار اغراق شوم ولی صادقانه با تمام انرژی کار .

آیا برای ارائه نقش «سعید» هم آموزش هایی دیدید؟

در پایگاه های هوایی که کار می کردیم با مربی هایی در ارتباط بودیم. آن ها اصول اولیه ای که برای برداری نیاز داشتیم را به ما آموزش دادند اما آموزش خلبانی ندیدم، چون حرفه ای سخت است. ما سعی کردیم به عنوان خلبانانی که در این مجموعه بازی می کنیم، آموزش اولیه را ببینیم تا برای بیننده باو ذیر باشد.

تصاویر شهرام حقیقت


شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

تصاویر شهرام حقیقت

شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

 تصاویر شهرام حقیقت

شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

تصاویر شهرام حقیقت

شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

تصاویر شهرام حقیقت

شهرام حقیقت دوست,مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

منبع: khorasannews.com

از بازیگران بیشتر بدانید




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
گفتگو با شهرام حقیقت دوست بازیگر شوق پرواز
" گل هایی که پژمردند"
درخواست حذف اطلاعات

دهه ی سی  شمسی ، مادر شهرام از همسرش جدا شد ...


دوتا پسرش رو ازش گرفتند و فقط آ هفته ها میتونست اونا رو ببینه . مدتی بعد با مرد خوبی ازدواج کرد و شهرام رو به دنیا آورد ولی زندگی روی خوشش رو برگردوند و شهرام فقط چهارسالش بود که پدر از دنیا رفت . 


چون مادر کارمند بود ، شهرام پسر خودساخته ای بار اومد و البته از خوش شانسی خیلی هم درس خون بود . 


داستان زندگی شهرام رو از سال پیروزی انقلاب دنبال میکنیم . 


با توجه به اینکه متولد سال سی و نه بود ، اون روزا درگیر ماجراهای انقلاب شد و به دانشجویان خط پیوست .


ی شیمی شریف  قبول شده بود که ها بسته شد ، شهرام تو اون روزها با جهادسازندگی همراه بود و بیشتر وقتش رو تو روستاها و مناطق محروم می گذروند تا اینکه جنگ شد و برادر بزرگترش که در جنوب بود ، همراه با همسر و دوتا بچه ش و البته خواهر زن هجده ساله ی زیباش که در شرف جدا شدن از همسرش بود به منزل خود و شهرشون برگشتند . 


شهرام و مادر در طبقه ی اول و برادر و خانواده ش در طبقه ی دوم ن بودند . 


طبیعی بود که شهرام با خواهر همسر برادرش که دختر دلش ته و هم سن و سال بودند ارتباط پیدا کرد و مریم رو هم هر روز  برای کار و فعالیت در جهاد ، همراه می کرد. 


این ارتباط مادر رو نگران کرد که نکنه نصیب پسر نازنینش ، خواهر بیوه ی عروسش بشه و با بهانه گیری و متلک گویی جان این دو جوون رو به لبشون رسوند ، همین موضوع مریم رو برای آشتی با همسرش تشویق کرد و سر خونه زندگیش برگردوند ، متاسفانه چند سال بعد با داشتن دو فرزند از همسرش جدا شد و تنها و دل ش ته راهی دیار غربت شد . 


از اون طرف شهرام هم عزا دار رفتن عشق و ناسازگاری مادر بود و تصمصم گرفت با اولین دختری که پیش آمد ازدواج کنه . 


خانواده ی برادر دوباره برای یت کاری ن یکی از شهرستان ها بودند که برای عقد شهرام دعوت شدند . 


عروس ، دختر عموی ندیده ی شهرام بود که باعث تعجب همه شد . 


رعنا دختر هجده ساله ای که لهجه ی آذری داشت و با لحن تند و گزنده ای صحبت می کرد و اغلب بصورت نامحسوس با مادرشوهر در حال متلک پرانی و کل کل بودند . 


کار داشت به جاهای باریک می کشید که ها بازشدند و شهرام و رعنا از  منزل مادر جدا شدند و خونه ی بسیار کوچکی رو اجاره د،بعد از مدت کوتاهی دختر اولشون زینب به دنیا اومد . 


زندگی شهرام و رعنا شده بود نقل دهن همه ی خانم های فامیل و درواقع میشه گفت شهرام شده بود سرکوفت برای مردهای فامیل ..


 چون هم درس میخوند ، هم کار می کرد و هم کارهای منزل و حتی بچه داری رو تمام و کمال انجام میداد ، شعارش هم این بود که طبق فرمایش مولا علی و منزلت زن در خانواده ،مادر  اگر بخواد درازای شیر دادن به بچه وجهی مطالبه کنه همسر باید تمام و کمال اون وجه رو بپردازه .


متاسفانه رعنا جنبه ی این احترام و خلوص نیت شهرام رو نداشت .. و با رفتارهای عجیب و متظاهرانه باعث حیرت همه بود . 


مثلا در حضور خانم های فامیل رژلب گرون قیمتش رو به دست و پاش می مالید و درمقابل اعتراض خانم ها میگفت : چون من محجبه هستم شهرام نباید فکر کنه به لوازم آرایش نیاز ندارم ، باید برام تهیه کنه و در انتها از جمله ی بی ادبانه ی "چشمش کور زن گرفته "استفاده میکرد . 



درس شهرام تموم شد و سارا دختر دومشون هم به دنیا آمد و شهرام با یک پست تی خیلی بالا به یکی از ای بزرگ جنوب کشور منتقل شد . 


چندین سال گذشت شهرام بخاطر زندگی در شهر دیگه و عقاید خاصش که با بقیه ی فامیل همخونی نداشت در این سالها دیده نشد ، تا اینکه برحسب اتفاق  برادر بزرگتر یت های زیادی تو همون شهر نصیبش شد و همین باعث شد که گه گاهی خانواده برادر به خانواده شهرام سر بزنند و باز هم از زندگی عجیبشون تعجب کنند . 



فرض کنید شهرام با یک تیپ کاملا" مذهبی ، شهر دار اون شهر بود و همسر و دوتا دخترها با پوششی نامناسب و رفتاری بی هیچ تناسبی با موقعیت و اعتقادات شهرام زندگی می د و بخاطر موقعیت اون شهر مرتب با قایق های تندرو از این شهر به اون شهر می رفتند و به اندازه ی موهای سرشون ید می د ..


 متاسفانه خونه روی هوا می چرخید و رعنا معمولا باخنده می گفت اگر قابلمه ی یک بار مصرف هم بود من هر روز دور مینداختم تا مجبور به شستنش نباشم .


شهرام با چیزی که در گذشته بود، خیلی  فاصله داشت ..


 تبدیل به آدم لوده ای شده بود که انگار به اطرافش توجه نداشت همیشه چند تا جوک دست اول تو دهنش بود و دیگه نمیشد خیلی جدی گرفتش . 



یادم رفت بگم که در انتهای دههی شصت ، یک پسر بنام هم به خانواده  اضافه شده بود . 


روزگار به همین منوال میگذشت که ناگهان خبر مثل بمب تو فامیل ترکید . 


فرد ناشناسی به رعنا تلفن کرده بود و گفته بود چه نشسته ای که شهرام با دفترش روی هم ریخته ند و ... 


رعنا هم به آدرس های داده شده میره و درگیری و کتک کاری مفصلی پیش میاد .


 انگار رعنا تو ماشین لوله ی جاروبرقی داشت و با همون انقدر شهرام رو میزنه که از چند جا دچار ش تگی استخوان میشه . 


همین موضوع باعث شد شهرام به منزل شکوه ، دفترش که در خودش بود پناه ببره . شکوه هم ، هم سن و سال خودش و رعنا بود ، از همسر معتادش جدا شده  و با دختر هفت ساله ش زندگی می کرد . 


هیچ نفهمید که رعنا اون دسته چک سفید امضاءرو از کجا آورده بود که شهرام بعد از اینهمه سال و گرفتن انواع کارشناسان خط از دادگاه نتونست ثابت کنه که امضا ها کار خودش نیست . 


رعنا و سه تا بچه به تهران اومدند و با چک هایی که هر چند وقت یکبار رو میکرد زندگی رویایی رو شروع د .

 این شده بود سریال فامیلی ، که رعنا اوایل دهه ی هشتاد ، صد میلیون چک میبرد می خوابوند به حساب و شهرام رو میرفتند با دستبند میبردند زندان ، مدتی بعد چک پاس میشد و شهرام با یک پست جدید و عالی دوباره برمیگشت . و دوباره بعد از مدتی همین ماجرا بود


شکوه هم  به عقد دائم شهرام دراومد و به سرعت یه پسر به دنیا آورد . هایی شنیده شد که اون تلفن ناشناس به رعنا کارخودش بوده و توجیهش هم این بود که:


 من همسر موقت شهرام بودم ، چی از رعنای بی لیاقت کم داشتم و چرا باید زندگی مشترک پنهانی می ؟ این کا رو که تکلیف همه ی ره بشه .!!


رعنا از بین همه ی فامیل ، برادر بزرگتر شهرام رو رها نکرد و سعی میکرد رابطه شون رو حفظ کنه ولی متاسفانه رفتار تند و بدش کار دستش داد و رابطه ش با اون ها هم اب شد . 


اونهمه چک هایی که شهرام پاس کرد و وجود دختر اول شکوه و در آستانه بلوغ قرار گرفتنش ، پسر دوم خودشون و گرفتاری هایی که سه تا بچه ش از رعنا ایجاد می د باعث شد تا اون ها هم زندگی مشترک موفقی تجربه نکنند .


متاسفانه شکوه هم رفتارو عقاید عامیانه زیاد داشت و سعی میکرد کم نیاره ، به شدت علاقمند بود که با مد و تازه های پایتخت هماهنگ باشه و بریز و بپاش ها ی عجیبی داشت . 


***********


چند روز پیش بعد ازهفت هشت سال عمو شهرام و همسرش رعنا و پسرشون رو دیدم . 


شکوه ع دخترش رو از همسر اولش نشونم داد و گفت عقد کرده ، ماشالله خیلی خوشگل شده بود براش از صمیم قلب آرزوی خوشبختی . 


بهم گفت از ساناز خبر داری؟ با تعجب پرسیدم ساناز کیه؟؟ 


گفت : دختر اول عموت اسمش رو گذاشته ،  ساناز . گفتم که نمیدونستم و خبری ندارم .


گفت : انگار رعنا با یه آدم خیلی مهم(یه چیزی تو مایه های مجلس)  آشنا شده و همسر موقت اون آقا شده . 


ساناز (زینب)باهاشون مشکل پیدا کرد و در کمال تعجب به منزل ما اومد . نزدیک دوماه هم پیش ما بود و اتفاقا خیلی بهمون خوش گذشت . 


ولی رفت و دیگه پیداش نشد ، خبر دارم که به یه شهر بزرگ کوچ کرد و تک و تنها تو یه شرکت استخدام شد و زندگیش رو شروع کرد ، بعدم با یه پسری آشنا شد (داشت ع های پروفایل زینب رو بهم نشون میداد) 


تو ع زینب کنار یه اقایی که خیلی باهاش تناسب نداشت ایستاده بود . 


یه مانتوی سفید و روسری تیره رو سرش بود دسته گل قرمزی دستش گرفته بود و با چشمانی غمگین به دوربین زل زده بود . 


(شکوه توضیح داد: انگار خیلی تنها و غریبه ... این ع عروسیشه، فکر میکنم بدون هیچ تشریفاتی ازدواج کرده ) 


رفت رو ع بعدی که یه ع کارتونی بود که توش دختر شاد و بامزه ای با شکم قلمبه ایستاده بود و پسری بانمک تر از خودش ا شده بود برجستگی شکمش رو می بوسید . 


اضافه کرد : فکر میکنم الان حامله ست . 


دلم فشرده شد ، رفتم به سالهای دور.. 


تقریبا" همون موقع ها که تازه از آرمین جدا شده بودم .. فکر میکنم شوهر م فوت کرده بود و رعنا و بچه ها اومده بودند منزل بابا اینا که تسلیت بگن . 


رعنا همین که از سلام و علیک گذشتیم شروع کرد با همون لحن تند و تیزش شهرام و شکوه رو نفرین کرد و  مثل رگبار بدو بیراه می گفت .. 


 مهردخت هم نشسته بود شاهد و ناظر بود ، به مینا اشاره مهردخت رو با زینب و سارا ببرید اتاق خودت .


 بابا با همون لحن آروم همیشگیش گفت : رعنا جان ، تو و شهرام از هم جدا شدید ولی از نظر ما چیزی عوض نشده و جایگاه تو و بچه ها همیشه برای ما ، حفظ و محترمه ...


اما خواهش میکنم وقتی پیش ما هستی از مسائل گذشته یاد نکن و حرفی نزن، البته توصیه من به تو اینه که هیچوقت حتی تو خلوت خودت هم این کار رو نکن چون بجز اینکه خودتو بچه ها  بیشتر اذیت بشین هیچ فایده ای نداره .


 من اصلا در جایی نیستم که زندگی شما رو قضاوت کنم پس واقعا شنیدن این مسائل بجز اینکه انرژی منفی محیطمون رو بیشتر کنه هیچ کاربرد دیگه ای نداره . 


حالا که تصمیم گرفتی بچه ها پیش خودت باشند همه ی تلاشت رو برای آرامششون و همیشه هم روی ما همه جوره حساب باز کن ... 


اونشب رعنا دیگه حرف خاصی نزد ولی بعد از اون دیگه حاضر به رفت و آمد نشد . 


مادر بزرگمم که فوت کرد و متوجه شد چند تا آبدار پیغام فرستاد و گفت : اون پیرزن بفکر منافع خودش بود وگرنه خونه ی اون یکی رفت و آمد نمی کرد!!! 


تو همین فکرها بودم که جمله ی بعدی شکوه رشته ی افکارم رو کرد . 


:-حتما" نمیدونی سارا هم یه آرایشگر حرفه ای شده ؟ 


-: نه بخدا نمیدونستم ، چه جااالب ، واقعا؟؟ 


- :اره اتفاقا معروفه چطور اسمش رو نشنیدی ؟ 


- : نشنیدم دیگه ...الان که زینب حامله ست ازش خبر نداری؟ مثلا" به تلفنش زنگ نزدی؟ 


-: نه .. پدرش باید پیگیر باشه که تمایلی نشون نمیده . 


(به عمو شهرام نگاه ، اونم بهم نگاه کرد .. چند ثانیه ای گذشت ، ولی روش رو به طرف دیگه کرد و با بغل دستیش مشغول صحبت شد ) انگار هیچ تمایلی برای صحبت نداشت. 


-: صابر چی شد ؟ 


صابر از همه خشمگین تر بود و هیچوقت ما رو  نبخشید .. 


چند سال قبل پسرم خیلی تلاش کرد برادرش رو ببینه ، راضی شد تا نزدیک اینجا هم اومد ولی وقتی همدیگه رو دیدند نتونست خودش رو کنترل کنه و رفتار خیلی بدی کرد متاسفانه خیلی تو ذوق بچه م خورد ولی چه میشه کرد نمیتونه دیگه . 


دخترا بهتر بودن ، برادرشون رو دوست داشتند .. راستی می خوام برای تهیه ی ج ه بیام تهران .. 


***********


ذهنم پرواز کرد به سمت بچگی هام . حرفای بزرگترا ، غبطه و حسرت خانم های فامیل و بازی زینب و مینا و مهرداد و ... 



فکر می که بعضی از آدما که راه و رسم زندگی رو بلد نیستن ، میتونند مشکلات جدی رو برای حتی  نسل های آینده رقم بزنند 


رعنا بد رفتار و تند بود .. تک دختری که بین 6-7 تا برادر قلدر بزرگ شده بود و با بددهنی و افراط می خواست بقول معروف گربه رو دم حجله بکشه و کاری کنه که شوهرش ( ) رو مثل موم تو دست خودش نگه داره و با دستور دادن و تحکم و تحقیر فکر میکرد میتونه افسار قدرت روبه  دست بگیره ..


 یادم میاد می رفتیم خونه شون نشسته بود رو مبل و میگفت : چایی بریز ، استکانا رو جمع کن ، مهننندس ... 


این رفتار از شهرامی که به زن با توصیه ی مولا علی نگاه میکرد رو تبدیل به چه ی کرد ؟ 


و نهایتا" زن دومی که  زد زیر قول و قرارش و یادش رفت داره وارد زندگی مردی میشه که متاهله و شرایط خاص داره و نهایتا" قربانی شدن بچه ها ... 


کاش رعنا انقدر شعور داشت که بارفتار بدش حداقل باعث دوری بچه هاش از عمویی مثل بابا عباس نمیشد ... 


نمیدونم تو خلوت خودش به این جنایت ها فکر میکنه یا حتی به ذهنش هم نمیرسه که چقدر اشتباه کرده . 


لطفا" تا شعور نداریم مزدوج نشیم و حتما حتما تا شعور و حس فداکاری  نداریم بچه دار نشیم 


دوستتون دارم 







مشاهده متن کامل ...
" گل هایی که پژمردند"
" گل هایی که پژمردند"
درخواست حذف اطلاعات

دهه ی سی  شمسی ، مادر شهرام از همسرش جدا شد ...


دوتا پسرش رو ازش گرفتند و فقط آ هفته ها میتونست اونا رو ببینه . مدتی بعد با مرد خوبی ازدواج کرد و شهرام رو به دنیا آورد ولی زندگی روی خوشش رو برگردوند و شهرام فقط چهارسالش بود که پدر از دنیا رفت . 


چون مادر کارمند بود ، شهرام پسر خودساخته ای بار اومد و البته از خوش شانسی خیلی هم درس خون بود . 


داستان زندگی شهرام رو از سال پیروزی انقلاب دنبال میکنیم . 


با توجه به اینکه متولد سال سی و نه بود ، اون روزا درگیر ماجراهای انقلاب شد و به دانشجویان خط پیوست .


ی شیمی شریف  قبول شده بود که ها بسته شد ، شهرام تو اون روزها با جهادسازندگی همراه بود و بیشتر وقتش رو تو روستاها و مناطق محروم می گذروند تا اینکه جنگ شد و برادر بزرگترش که در جنوب بود ، همراه با همسر و دوتا بچه ش و البته خواهر زن هجده ساله ی زیباش که در شرف جدا شدن از همسرش بود به منزل خود و شهرشون برگشتند . 


شهرام و مادر در طبقه ی اول و برادر و خانواده ش در طبقه ی دوم ن بودند . 


طبیعی بود که شهرام با خواهر همسر برادرش که دختر دلش ته و هم سن و سال بودند ارتباط پیدا کرد و مریم رو هم هر روز  برای کار و فعالیت در جهاد ، همراه می کرد. 


این ارتباط مادر رو نگران کرد که نکنه نصیب پسر نازنینش ، خواهر بیوه ی عروسش بشه و با بهانه گیری و متلک گویی جان این دو جوون رو به لبشون رسوند ، همین موضوع مریم رو برای آشتی با همسرش تشویق کرد و سر خونه زندگیش برگردوند ، متاسفانه چند سال بعد با داشتن دو فرزند از همسرش جدا شد و تنها و دل ش ته راهی دیار غربت شد . 


از اون طرف شهرام هم عزا دار رفتن عشق و ناسازگاری مادر بود و تصمیم گرفت با اولین دختری که پیش آمد ازدواج کنه . 


خانواده ی برادر دوباره برای یت کاری ن یکی از شهرستان ها بودند که برای عقد شهرام دعوت شدند . 


عروس ، دختر عموی ندیده ی شهرام بود که باعث تعجب همه شد . 


رعنا دختر هجده ساله ای که لهجه ی آذری داشت و با لحن تند و گزنده ای صحبت می کرد و اغلب بصورت نامحسوس با مادرشوهر در حال متلک پرانی و کل کل بودند . 


کار داشت به جاهای باریک می کشید که ها بازشدند و شهرام و رعنا از  منزل مادر جدا شدند و خونه ی بسیار کوچکی رو اجاره د،بعد از مدت کوتاهی دختر اولشون زینب به دنیا اومد . 


زندگی شهرام و رعنا شده بود نقل دهن همه ی خانم های فامیل و درواقع میشه گفت شهرام شده بود سرکوفت برای مردهای فامیل ..


 چون هم درس میخوند ، هم کار می کرد و هم کارهای منزل و حتی بچه داری رو تمام و کمال انجام میداد ، شعارش هم این بود که طبق فرمایش مولا علی و منزلت زن در خانواده ،مادر  اگر بخواد درازای شیر دادن به بچه وجهی مطالبه کنه همسر باید اون وجه رو بپردازه .


متاسفانه رعنا جنبه ی این احترام و خلوص نیت شهرام رو نداشت .. و با رفتارهای عجیب و متظاهرانه باعث حیرت همه بود . 


مثلا در حضور خانم های فامیل رژلب گرون قیمتش رو به دست و پاش می مالید و درمقابل اعتراض خانم ها میگفت : چون من محجبه هستم شهرام نباید فکر کنه به لوازم آرایش نیاز ندارم ، باید برام تهیه کنه و در انتها از جمله ی بی ادبانه ی "چشمش کور زن گرفته "استفاده میکرد . 



درس شهرام تموم شد و سارا دختر دومشون هم به دنیا آمد و شهرام با یک پست تی خیلی بالا به یکی از ای بزرگ جنوب کشور منتقل شد . 


چندین سال گذشت شهرام بخاطر زندگی در شهر دیگه و عقاید خاصش که با بقیه ی فامیل همخونی نداشت در این سالها دیده نشد ، تا اینکه برحسب اتفاق  برادر بزرگتر یت های زیادی تو همون شهر نصیبش شد و همین باعث شد که گه گاهی خانواده برادر به خانواده شهرام سر بزنند و باز هم از زندگی عجیبشون تعجب کنند . 



فرض کنید شهرام با یک تیپ کاملا" مذهبی ، شهر دار اون شهر بود و همسر و دوتا دخترها با پوششی نامناسب و رفتاری بی هیچ تناسبی با موقعیت و اعتقادات شهرام زندگی می د و بخاطر موقعیت اون شهر مرتب با قایق های تندرو از این شهر به اون شهر می رفتند و به اندازه ی موهای سرشون ید می د ..


 متاسفانه خونه روی هوا می چرخید و رعنا معمولا باخنده می گفت اگر قابلمه ی یک بار مصرف هم بود من هر روز دور مینداختم تا مجبور به شستنش نباشم .


شهرام با چیزی که در گذشته بود، خیلی  فاصله داشت ..


 تبدیل به آدم لوده ای شده بود که انگار به اطرافش توجه نداشت همیشه چند تا جوک دست اول تو دهنش بود و دیگه نمیشد خیلی جدی گرفتش . 



یادم رفت بگم که در انتهای دهه ی شصت ، یک پسر بنام صابر هم به خانواده  اضافه شده بود . 


روزگار به همین منوال میگذشت که ناگهان خبر مثل بمب تو فامیل ترکید . 


فرد ناشناسی به رعنا تلفن کرده بود و گفته بود چه نشسته ای که شهرام با دفترش روی هم ریخته ند و ... 


رعنا هم به آدرس های داده شده میره و درگیری و کتک کاری مفصلی پیش میاد .


 انگار رعنا تو ماشین لوله ی جاروبرقی داشت و با همون انقدر شهرام رو میزنه که از چند جا دچار ش تگی استخوان میشه . 


همین موضوع باعث شد شهرام به منزل شکوه ، دفترش که در خودش بود پناه ببره . شکوه هم ، هم سن و سال خودش و رعنا بود ، از همسر معتادش جدا شده  و با دختر هفت ساله ش زندگی می کرد . 


هیچ نفهمید که رعنا اون دسته چک سفید امضاءرو از کجا آورده بود که شهرام بعد از اینهمه سال و گرفتن انواع کارشناسان خط از دادگاه نتونست ثابت کنه که امضا ها کار خودش نیست . 


رعنا و سه تا بچه به تهران اومدند و با چک هایی که هر چند وقت یکبار رو میکرد زندگی رویایی رو شروع د .

 این شده بود سریال فامیلی ، که رعنا اوایل دهه ی هشتاد ، صد میلیون چک میبرد می خوابوند به حساب و شهرام رو میرفتند با دستبند میبردند زندان ، مدتی بعد چک پاس میشد و شهرام با یک پست جدید و عالی دوباره برمیگشت . و دوباره بعد از مدتی همین ماجرا بود


شکوه هم  به عقد دائم شهرام دراومد و به سرعت یه پسر به دنیا آورد . هایی شنیده شد که اون تلفن ناشناس به رعنا کارخودش بوده و توجیهش هم این بود که:


 من همسر موقت شهرام بودم ، چی از رعنای بی لیاقت کم داشتم و چرا باید زندگی مشترک پنهانی می ؟ این کا رو که تکلیف همه ی ره بشه .!!


رعنا از بین همه ی فامیل ، برادر بزرگتر شهرام رو رها نکرد و سعی میکرد رابطه شون رو حفظ کنه ولی متاسفانه رفتار تند و بدش کار دستش داد و رابطه ش با اون ها هم اب شد . 


اونهمه چک هایی که شهرام پاس کرد و وجود دختر اول شکوه و در آستانه بلوغ قرار گرفتنش ، پسر دوم خودشون و گرفتاری هایی که سه تا بچه ش از رعنا ایجاد می د باعث شد تا اون ها هم زندگی مشترک موفقی تجربه نکنند .


متاسفانه شکوه هم رفتارو عقاید عامیانه زیاد داشت و سعی میکرد کم نیاره ، به شدت علاقمند بود که با مد و تازه های پایتخت هماهنگ باشه و بریز و بپاش ها ی عجیبی داشت . 


***********


چند روز پیش بعد ازهفت هشت سال عمو شهرام و همسرش شکوه و پسرشون رو دیدم . 


شکوه ع دخترش رو از همسر اولش نشونم داد و گفت عقد کرده ، ماشالله خیلی خوشگل شده بود براش از صمیم قلب آرزوی خوشبختی . 


بهم گفت از ساناز خبر داری؟ با تعجب پرسیدم ساناز کیه؟؟ 


گفت : دختر اول عموت اسمش رو گذاشته ،  ساناز . گفتم که نمیدونستم و خبری ندارم .


گفت : انگار رعنا با یه آدم خیلی مهم(یه چیزی تو مایه های مجلس)  آشنا شده و همسر موقت اون آقا شده . 


ساناز (زینب)باهاشون مشکل پیدا کرد و در کمال تعجب به منزل ما اومد . نزدیک دوماه هم پیش ما بود و اتفاقا خیلی بهمون خوش گذشت . 


ولی رفت و دیگه پیداش نشد ، خبر دارم که به یه شهر بزرگ کوچ کرد و تک و تنها تو یه شرکت استخدام شد و زندگیش رو شروع کرد ، بعدم با یه پسری آشنا شد (داشت ع های پروفایل زینب رو بهم نشون میداد) 


تو ع زینب کنار یه اقایی که خیلی باهاش تناسب نداشت ایستاده بود . 


یه مانتوی سفید و روسری تیره رو سرش بود دسته گل قرمزی دستش گرفته بود و با چشمانی غمگین به دوربین زل زده بود . 


(شکوه توضیح داد: انگار خیلی تنها و غریبه ... این ع عروسیشه، فکر میکنم بدون هیچ تشریفاتی ازدواج کرده ) 


رفت رو ع بعدی که یه ع کارتونی بود که توش دختر شاد و بامزه ای با شکم قلمبه ایستاده بود و پسری بانمک تر از خودش ا شده بود برجستگی شکمش رو می بوسید . 


اضافه کرد : فکر میکنم الان حامله ست . 


دلم فشرده شد ، رفتم به سالهای دور.. 


تقریبا" همون موقع ها که تازه از آرمین جدا شده بودم .. فکر میکنم شوهر م فوت کرده بود و رعنا و بچه ها اومده بودند منزل بابا اینا که تسلیت بگن . 


رعنا همین که از سلام و علیک گذشتیم شروع کرد با همون لحن تند و تیزش شهرام و شکوه رو نفرین کرد و  مثل رگبار بدو بیراه می گفت .. 


 مهردخت هم نشسته بود شاهد و ناظر بود ، به مینا اشاره مهردخت رو با زینب و سارا ببرید اتاق خودت .


 بابا با همون لحن آروم همیشگیش گفت : رعنا جان ، تو و شهرام از هم جدا شدید ولی از نظر ما چیزی عوض نشده و جایگاه تو و بچه ها همیشه برای ما ، حفظ و محترمه ...


اما خواهش میکنم وقتی پیش ما هستی از مسائل گذشته یاد نکن و حرفی نزن، البته توصیه من به تو اینه که هیچوقت حتی تو خلوت خودت هم این کار رو نکن چون بجز اینکه خودتو بچه ها  بیشتر اذیت بشین هیچ فایده ای نداره .


 من اصلا در جایی نیستم که زندگی شما رو قضاوت کنم پس واقعا شنیدن این مسائل بجز اینکه انرژی منفی محیطمون رو بیشتر کنه هیچ کاربرد دیگه ای نداره . 


حالا که تصمیم گرفتی بچه ها پیش خودت باشند همه ی تلاشت رو برای آرامششون و همیشه هم روی ما همه جوره حساب باز کن ... 


اونشب رعنا دیگه حرف خاصی نزد ولی بعد از اون دیگه حاضر به رفت و آمد نشد . 


مادر بزرگمم که فوت کرد و متوجه شد چند تا آبدار پیغام فرستاد و گفت : اون پیرزن بفکر منافع خودش بود وگرنه خونه ی اون یکی رفت و آمد نمی کرد!!! 


تو همین فکرها بودم که جمله ی بعدی شکوه رشته ی افکارم رو کرد . 


:-حتما" نمیدونی سارا هم یه آرایشگر حرفه ای شده ؟ 


-: نه بخدا نمیدونستم ، چه جااالب ، واقعا؟؟ 


- :اره اتفاقا معروفه چطور اسمش رو نشنیدی ؟ 


- : نشنیدم دیگه ...الان که زینب حامله ست ازش خبر نداری؟ مثلا" به تلفنش زنگ نزدی؟ 


-: نه .. پدرش باید پیگیر باشه که تمایلی نشون نمیده . 


(به عمو شهرام نگاه ، اونم بهم نگاه کرد .. چند ثانیه ای گذشت ، ولی روش رو به طرف دیگه کرد و با بغل دستیش مشغول صحبت شد ) انگار هیچ تمایلی برای صحبت نداشت. 


-: صابر چی شد ؟ 


صابر از همه خشمگین تر بود و هیچوقت ما رو  نبخشید .. 


چند سال قبل پسرم خیلی تلاش کرد برادرش رو ببینه ، راضی شد تا نزدیک اینجا هم اومد ولی وقتی همدیگه رو دیدند نتونست خودش رو کنترل کنه و رفتار خیلی بدی کرد متاسفانه خیلی تو ذوق بچه م خورد ولی چه میشه کرد نمیتونه دیگه . 


دخترا بهتر بودن ، برادرشون رو دوست داشتند .. راستی می خوام برای تهیه ی ج ه بیام تهران .. 


***********


ذهنم پرواز کرد به سمت بچگی هام . حرفای بزرگترا ، غبطه و حسرت خانم های فامیل و بازی زینب و مینا و مهرداد و ... 



فکر می که بعضی از آدما که راه و رسم زندگی رو بلد نیستن ، میتونند مشکلات جدی رو برای حتی  نسل های آینده رقم بزنند 


رعنا بد رفتار و تند بود .. تک دختری که بین 6-7 تا برادر قلدر بزرگ شده بود و با بددهنی و افراط می خواست بقول معروف گربه رو دم حجله بکشه و کاری کنه که شوهرش ( ) رو مثل موم تو دست خودش نگه داره و با دستور دادن و تحکم و تحقیر فکر میکرد میتونه افسار قدرت روبه  دست بگیره ..


 یادم میاد می رفتیم خونه شون نشسته بود رو مبل و میگفت : چایی بریز ، استکانا رو جمع کن ، مهننندس ... 


این رفتار  شهرامی که به زن با توصیه ی مولا علی نگاه میکرد ، رو تبدیل به چه ی کرد ؟ 


و نهایتا" زن دومی که  زد زیر قول و قرارش و یادش رفت داره وارد زندگی مردی میشه که متاهله و شرایط خاص داره و نهایتا" قربانی شدن بچه ها ... 


کاش رعنا انقدر شعور داشت که بارفتار بدش حداقل باعث دوری بچه هاش از عمویی مثل بابا عباس نمیشد ... 


نمیدونم تو خلوت خودش به این جنایت ها فکر میکنه یا حتی به ذهنش هم نمیرسه که چقدر اشتباه کرده . 


لطفا" تا شعور نداریم مزدوج نشیم و حتما حتما تا شعور و حس فداکاری  نداریم بچه دار نشیم 


دوستتون دارم 







مشاهده متن کامل ...
" گل هایی که پژمردند"
عروســـــــــــــــــــــــــــــــــــــی
درخواست حذف اطلاعات

سلام سلام

خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینم از ع های عروسی دوتا والیبالیست عشق

شهرام محمودی و سوگند خورشیدی

و همچنین ارمین تشکری و ونوس عادلی

اول داداش شهرام و سوگند عشقم

که ما تو عروسیشون دعوت بودیم

ولی امتحان داشتم نرفتیم این یعنی اوج بد شانسی گگگگگگگ

در ضمن دعا کنید که حال پوریا و مهتا جونم زود تر خوب بشه

جشن عروسی شهرام محمودی

فرهاد قائمی و رسول آقچه لی در عروسی شهرام محمودی

mahmoodi-wedding2

سعید معروف در عروسی شهرام محمودی

رحمان داوودی و علیرضا مباشری در عروسی شهرام محمودی

جشن عروسی شهرام محمودی

ستارگان والیبال ایران در جشن عروسی شهرام محمودی

جشن عروسی شهرام محمودی

mahmoodi-wedding2311

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی


ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی

ع های جشن عروسی شهرام محمودی









ع های سید محمد در عروسی شهرام محمودی | www.actorfans.ir




ع های عروسی شهرام محمودی و سوگند خورشیدی 4 دی 93








جدیدترین ع های عروسی شهرام محمودی | www.actorfans.ir



جدیدترین ع های عروسی شهرام محمودی | www.actorfans.ir







جدیدترین ع های عروسی شهرام محمودی | www.actorfans.ir



۲۷۱۹۲۵۳_n

ع های عروسی آرمین تشکری و ونوس عادلی | www.actorfans.ir

ع های عروسی آرمین تشکری و ونوس عادلی | www.actorfans.ir

ع های عروسی داداش ارمین و ونوســـــــــــــــــــــــــــــــ جونم

جشن عروسی آرمین تشکری

اینستاگرام سید

نوشته:

kheili keyfiat nadare ax dge be bozorgie khodetun bebakhshid , vali avazesh selfie ba arus dumad

جشن عروسی آرمین تشکری

جشن عروسی آرمین تشکری

جشن عروسی آرمین تشکری

جشن عروسی آرمین تشکری

جشن عروسی آرمین تشکری

جشن عروسی آرمین تشکری



مشاهده متن کامل ...
عروســـــــــــــــــــــــــــــــــــــی
زندگینامه****شهرام ناظری
درخواست حذف اطلاعات
شهرام ناظری شهرام ناظری اطلاعات هنر
شهرام ناظری
شهرام ناظری - shahram nazeri.jpg
اطلاعات هنرمند
نام اصلی شهرام ناظری
زادروز ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ کرمانشاه-ایران
اهل کشور ایران
سبک ها موسیقی سنتی ایرانی،کردی موسیقی مقام ایرانی
کار(ها) خواننده و آواز
ساز(ها) سه تار
مدت کار از ۱۳۵۴ تا کنون
وب گاه شهرام ناظری
سازهای برجسته
سه تار
مند نام اصلی شهرام ناظری زادروز ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ کرمانشاه-ایران اهل کشور ایران سبک ها موسیقی سنتی ایرانی،کردی موسیقی مقام ایرانی کار(ها) خواننده و آواز ساز(ها) سه تار مدت کار از ۱۳۵۴ تا کنون وب گاه شهرام ناظری سازهای برجسته سه تار
شهرام ناظری (زادهٔ ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ در کرمانشاه) خواننده، موسیقی دان و موسیقی ایرانی، کردی و موسیقی مقام ایرانی است. ناظری در بیشتر آثار خود از شعرهای مولانا بهره برده است و طی ۳۰ سال فعالیت توانسته سبک جدیدی از موسیقی که آمیخته به ادبیات حماسی و عرفانی ایران است را بوجود آورد. ناظری علاوه بر بهره گیری از شعرهای مولوی در زمینهٔ استفاده و استوارسازی شعر معاصر پارسی بر روی موسیقی سنتی ایرانی نیز پیشرو بوده است. وی تاکنون بیش از ۴۰ آلبوم موسیقی منتشر کرده است. محتویات ۱ زندگی ۱.۱ کودکی و نوجوانی۱.۲ آغاز فعالیت حرفه ای۱.۳ همکاری با هنرمندان ۲ سبک آوازخوانی ۲.۱ توجه خاص به مولانا۲.۲ شاهنامه خوانی ۳ نوآوری های ناظری۴ افتخارات۵ اجراهای زنده ۵.۱ اجراهای زنده در داخل کشور۵.۲ اجراهای زنده در خارج از ایران ۶ آثار ۶.۱ منتشر شده ۶.۱.۱ منتشر شده تنها در اروپا ۶.۲ منتشر نشده۶.۳ دیداری۶.۴ دیگر آثار ۷ نگارخانه۸ واژه نامه۹ یادداشت۱۰ منابع۱۱ جستارهای وابسته۱۲ پیوند به بیرون زندگی کودکی و نوجوانی
شهرام ناظری در کرمانشاه، در خانواده ای کرُد و آشنا با موسیقی و شعر به دنیا آمد. وی صدای دلنشینش را از پدر و مادر خویش به یادگار دارد و از دوران دسالی توسط مادرش با شعر و آواز آشنا شد؛ پدرش نیز صدای لطیفی داشت و ضمن آشنایی با گوشه ها و ردیف های آواز ایرانی، سه تار هم می نواخت. وی از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص «شیخ داوودی» خوانندهٔ بزرگ آن زمان بهره گرفته و نیز داشته هایش را در اختیار فرزندش گذاشت. بزرگ این خانواده، حاجی خان ناظری (پرویز خان اظری) خود از شاگردان درویش خان و کلنل ی بوده است. اکثر موسیقی دانان کرمانشاه توسط وی با نت و موسیقی اصیل ایرانی آشنا شده اند. این محیط مناسب هنری موجب شد تا شهرام ناظری بتواند در سن ۹ سالگی اولین برنامهٔ هنری خود را در رادیوی کرمانشاه همراه با تار زنده یاد درویشی، از نوازندگان معروف آن زمان کرمانشاه، اجرا نماید. پس از آن در سن ۱۱ سالگی نیز توانست در رادیو تلویزیون ایران چند برنامهٔ دیگر آواز ایرانی اجرا کند. ناظری برای پر بارتر درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو اظری و درویش نعمت علی اباتی برقرار کرد که این ارتباط تأثیر بزرگی بر فهم او از موسیقی محلی و کردی ایران داشت. آغاز فعالیت حرفه ای
ناظری همواره در پی بهره بردن از مکاتب و ان مختلف بوده است. وی در سال ۱۳۴۵ برای بهره گیری از محضر اساتیدی چون عبدالله دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی ی و محمود کریمی، عازم تهران شد و ضمن بهره گیری از محضر این اساتید، سه تار را نیز نزد ان احمد عبادی، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت. شهرام ناظری به مدت یک سال نیز در تبریز با نوازندگان و موسیقی دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه خانی و فرنام قیطانچیان که خود از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی خان برومند به استخدام رادیو تلویزیون ایران در آمد و اولین برنامهٔ خود را با گروه شیدا به س رستی محمدرضا لطفی با مثنوی مولوی و ترانه ای از شیخ بهایی اجرا کرد، پس از آن با گروه عارف به س رستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خود را ادامه داد. ناظری درسال ۱۳۵۵ در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران با نام باربد شزکت کرد و توانست «مقام نخست» را در رشتهٔ آواز در این آزمون بدست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به س رستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنوارهٔ توس انتخاب شد. همکاری با هنرمندان
ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پی گیر و بی وقفه، آلبوم های چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به س رستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، بنمای رخ را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به س رستی جلیل عندلیبی، آلبوم صدای سخن عشق را باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به س رستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد.
او در سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ به روش های مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیف های آوازی به علاقه مندان گردید. در این دوران آثار زمستان، بشنو از نی و نجوا را منتشر نمود. از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروه های موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشان ترین این آثار می توان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، یادگار دوست و ساقی نامه ۱ و ساقی نامه ۲ را با همکاری کامبیز روشن روان نام برد. در این سالهاست که ناظری آلبوم بی قرار را با همکاری گروه جلیل عندلیبی و همچنین کنسرت اساتید موسیقی ایران را با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) منتشر ساخته است.
در سالهای دهه هفتاد خورشیدی شهرام ناظری آثار بسیاری را اجرا نمود که از آن جمله می توان به آلبومهای نوروز (آلبوم) به همراهی با حسین علیزاده، مهتاب رو را با گروه تنبور شمس و دل شیدا را با آهنگسازی فرامرز پایور اشاره نمود. همکاری ناظری با کامکارها نیز منجر به آفرینش دو اثر ماندگار به نامهای کنسرت کامکارها ۷۶ و کنسرت ۷۷ گشته است. وی با انتشار دو آلبوم ساز نو آواز نو و به ویژه سفر به دیگر سو مسیر نوینی از موسیقی خویش را نمایان ساخت بطوریکه سفر به دیگر سو را ین موسیقایی خود می داند.
شهرام ناظری در دهه هشتاد خورشیدی به پژوهش و مسیری برای ارایه موسیقی نوین پرداخت. پژوهش بر نحوه اجرای شاهنامه فردوسی و پروژه مولوی که در سال جهانی مولانا از فعالیتهای وی در این سالها می باشد. وی در این سالها چندین آلبوم دیگر منتشر کرد که آثار آواز اساطیر، لیلی و مجنون (آلبوم)، لولیان، مولویه (آلبوم) و سفر عسرت از آن جمله می باشند. سبک آوازخوانی حسین علیزاده و شهرام ناظری در کنسرت مادرید ۲۰۱۱.
ناظری خواننده ای است که در آثارش روحیه تکرار ناپذیری دارد و همواره تلاش نموده است که نگرش و تجربه ای جدید را در آواز و موسیقی بوجود آورد. وی تحریرهای ریتمیک و خاصی را از سالهای پایانی دهه هفتاد خورشیدی در آثارش استفاده نمود، از جمله این آثار می توان به آلبوم های ساز نو آواز نو، سفر به دیگر سو، لولیان و مولویه (آلبوم) شاره کرد.
حدود سی سال پیش داریوش صفوت بنیان گذار مرکز اشاعه و حفظ موسیقی سنتی، ارزش صدای ناظری را در ویژگی های حماسی آن تشخیص داد و چنین تشریح نمود که: در صدای ناظری لنگرها، دندانه ها و آ نهای خاصی وجود دارد که به آن حس حماسی بخشیده است. این لحن حماسی قرنها پیش در آواز ایرانی وجود داشته اما به دلیل مسائل تاریخی کمرنگ شده و به تدریج از بین رفته است. توجه خاص به مولانا نوشتار اصلی: شکل ویژهٔ اشعار مولانا
ناظری در اجرای شعرهای مولوی پیشرو تمامی خوانندگان بوده است. آلبوم مثنوی موسی و شبان و صدای سخن عشق رویکرد جدیدی به موسیقی و شعر عرفانی محسوب می شود که ناظری در سالهای پایانی دهه پنجاه و سالهای آغازین دهه شصت خورشیدی از خود بر جای گذاشت. همچنین در سال ۱۳۶۴ به مناسبت گرامی داشت هشتصمدین زادروز مولوی دو اثر گل صد برگ و یادگار دوست را منتشر کرد. اثر یادگار دوست به عنوان اولین سمفونی ایرانی و گل صد برگ به عنوان یکی از پرفروش ترین اثار موسیقی ایران، هر دو انقل در موسیقی سنتی ایران بوجود آوردند. این یادواره بار دیگر دو دهه بعد برای بزرگداشت مولانا، تکرار شد. از دیگر آثار برجسته ایشان که بر روی شعرهای مولوی اجرا شده می توان به آلبوم مولویه (آلبوم) نیز اشاره کرد که از سوی بوستون گلوب و تایمز به عنوان یکی از پنج آلبوم برتر موسیقی سال ۲۰۰۷ در سطح جهان انتخاب گردید.[۱] شاهنامه خوانی
یکی از ویژگی های بارز شهرام ناظری نسبت به خوانندگان هم عصرش توجه ویژهٔ وی به اسطوره ها و تحقیق و جستجو در خصوص لحن های حماسی گمشدهٔ آواز ایرانی است. وی نخستین خواننده ای است که برای شاهنامه خوانی پژوهشی چندین ساله کرد و در ، فرانسه و تونس اجراهای صحنه ای شاهنامه خوانی داشت.[۲] ناظری شاهنامه را در سه بستر ارائه می دهد: اجرای شاهنامه و ارائهٔ آن با موسیقی مقامی، برگرفته از فضای فکری و قومیتهای ایرانی. این نوع، در آکادمی کارتاژ تونس که یک شهر تاریخی با پیشینه ۴ هزار ساله است و همچنین در جشنواره سن فلوران فرانسه اجرا شده است.اجرای شاهنامه با ار تر بزرگ کلامی بر مبنای موسیقی دستگاهی. در این بخش ناظری به همراه کیوان ت بر روی شاهنامه کار کرده است.برداشت سوم نیز اجرای شاهنامه با گروه اینترنشنال در نیویورک با همراهی حافظ ناظری است که نمونه آن در سال ۲۰۱۰ در سالن کارنگی هال نیویورک اجرا شده است.
شهرام ناظری با تلاش ها و اجراهایی که تا کنون داشته است راه را برای شاهنامه خوانی خوانندگان جوان هموار نموده است. نوآوری های ناظری
شهرام ناظری به جهت روحیه خلاقانه و تکرار ناپذیری اش بسیار معروف است. از این رو آثارش همراه با پژوهشهای موسیقیایی و نوآوریهای بکر همراه بوده می باشد. وی نخستین خواننده ای است که ساز تنبور را همراه با گروه تنبور شمس به صورت شایسته و گسترده ای به دوستداران موسیقی شناساند. همچنین اجرای شعر نو به صورت آواز بر موسیقی ایرانی در سالهای پایانی دهه پنجاه خورشیدی برای نخستین بار توسط وی انجام شده است. افتخارات دریافت جایزهٔ «بهترین موسیقی عرفانی جهان» در سال ۱۹۹۷ میلادی در جشنوارهٔ فاس مراکش.
وی پس از دریافت این جایزه از سوی مطبوعات لقب پاواروتی ایران را نیز دریافت کرد. دریافت نشان «لژیون دونور» از سوی ت فرانسه در سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۷).[۳][۴] دریافت نشان «شوالیه ادب و هنر» از سوی ت فرانسه در مهرماه ۱۳۸۶ (اکتبر ۲۰۰۷).[۵]
این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه است و پاس داشتی است از طرف ت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه ای در جهت اعتلای فرهنگ و هنر دارند. دریافت عنوان هنرمند برتر آسیا از طرف مجمع آسیاسوسایتی.
در این مراسم بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه ای از شهرام ناظری به عمل آورد.[۶] دریافت جایزهٔ «اسطورهٔ زنده»[واژه نامه ۱] از یوسی اِل اِی.دریافت نشان طلایی سماع بارگاه مولانا از دست اسین چلبی نواده مولانا در سال ۱۳۸۶ در شهر قونیه ترکیه و انتخاب به عنوان رییس افتخاری مرکز مولانا پژوهی سلجوق در ایران.[۷]دریافت کلید طلایی شهر خوی و مقبرهٔ شمس در جشنوارهٔ بین المللی شمس تبریزی در آبان ۱۳۸۶.دریافت لوح سپاس از شهرداری شهر ایرواین کالیفرنیا به پاس قدردانی از تلاشهای شهرام ناظری در ترویج پیام معنوی صلح در قالب موسیقی و شعرهای مولوینامگذاری روز ۲۵ ماه فوریه سال ۲۰۰۶ به نام «شهرام ناظری»، توسط رئیس شواری شهر و شهردار سن دیه گو در حوزهٔ جغرافیایی سن دیه گوی ای کالیفرنیا. در مدت کوتاهی پس از این نامگذاری، کنگرهٔ نیز با اهدای لوح سپاس از وی تقدیر نمود.دریافت تقدیرنامه از سوی هاروارد به دلیل نقش موثر ناظری در معرفی مولوی به دنیای غرب و نوآوری در موسیقی ایرانی و جذب مخاطبان غربی. اجراهای زنده
شهرام ناظری از دوران نوجوانی بارها به روی صحنه رفته و برنامه زنده اجرا نموده است. اجراهای او در سالنهای مشهور دنیا همچون «کارنگی هال» و کداک تیاتر" باعث آشنایی بسیاری از غیر ایرانیان با موسیقی سنتی ایرانی شده است. اجراهای زنده در داخل کشور
وی تنها خواننده برجسته ایرانی است که با وجود امکانات محدودی سالن شهرستانهای ایران به جهت علاقه ای که به مردم دارد بطور پیوسته در شهرستانهای مختلف اجرای زنده داشته است. اجراهای او در ای ساری، آمل، نور، چالوس، خوی، بوشهر و قزوین از آن جمله می باشند. تازه ترین اجرای زنده او در روزهای نهم، دهم و یازدهم بهمن ماه سال ۱۳۹۲ در ساری برگزار گردید. همچنین وی پس از ز له بم کنسرتی به صورت رایگان برای مردم ز له زده در کنار ارگ تاریخی بم اجرا کرد. اجراهای زنده در خارج از ایران
برخی از اجراهای خارج از کشور وی چنین می باشند: جشنوارهٔ ا پرونس فرانسهجشنوارهٔ آویگنون فرانسهتئاتر شهر پاریسجشنوارهٔ تابستانی توکیو در توکیوسالن اسکار[واژه نامه ۲] رویال آلبرت هال لندنباربیکنسالن فستا دل پوپولو ایتالیاجشنواره بیتدین لبنانفیلارمونی آلمانانجمن آسیاییموسسه جهانی موسیقیآکادمی موسیقی بروکلین در نیویورکجشنواره اروپایی رم در ایتالیاجشنواره سائوپولو در برزیلجشنواره فاس مراکشجشنواره هنری کارتاژ تونسجشنواره های فلورانس، ونیز، بارسلون، مادرید، ژنو، برو لکنسرتهای مختلف در ای اروپاکنسرت در اروپا با حسین علیزاده در سال ۲۰۱۱ آثار منتشر شده چاووش ۲ آواز شهرام ناظری و محمدرضا شجریانچاووش ۳ آواز شهرام ناظری و محمدرضا شجریانچاووش ۴چاووش ۷ آواز شهرام ناظری و محمدرضا شجریان اجرا در سال 1357چاووش ۸ اجرا در بهار 1357 و تابستان 13591358 - مثنوی موسی و شبان1358 - صدای سخن عشق1360 - باد صبا (باد صبا می آید)زمستان1363 - نجوا پاییز13631360 - بشنو از نی آلبوم اوایل دهه 60 . انتشار در بهمن 13791360 - گل صد برگ (به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا)1363 - بنمای رخ - شعر و عرفان1363 - یادگار دوست1363 - بهاران آبیدر ضبط بهمن1363. انتشار در سال13651364 - لاله بهار ضبط بهمن1364. انتتشار در سال 1365کیش مهربی قرار1366 - درگلستانه، زمستان 13661367 - شورانگیز، تالار وحدت، تابستان 1367 . در سال 1368 انتشار یافت.1367 - ساقی نامه 1 (سوته دلان)1367 - ساقی نامه 2 (نسیم صبحگاهی)1367 - آتش در نیستان1367 - دل شیدا، اجرا 1367 . انتشار در زمستان 13711367 - سخن تازه اجرا و ضبط 13671368 - کنسرت اساتید موسیقی ایران، پاییز 13681368 - کنسرتی دیگر اجرا در سال1368 . انتشار 13711368 - لیلی و مجنون ضبط 1368 . انتشار 13811370 - چشم به راه، اردیبشت 1370مهتاب روحیرانی1376 - کنسرت کامکارها 76، تابستان 13761377 - کنسرت 77، اجرا مهر 1377 در شیراز . انتشار 13781377 - سفر به دیگر سوساز نو آواز نو1379 - آواز اساطیر یا نغمه های ساسانی (شاهنامه کردی)1382 - غم زیبا، بهار 13821384 - لولیان1386 - مولویه که به شور رومی نیز معروف است[واژه نامه ۳] ۲۰۰۷1388 - سفر عسرت[۸]1389 - کبیر ضبط از اجرای زنده در گرگان اجرا1389 در گرگان . انتشار 1390
منتشر شده تنها در اروپا نوروز (ایران کردستان) - س رست گروه: حسین علیزاده - اجرا ۱۹۹۰ آلمان - انتشار ۱۹۹۵- ناشر شرکت:world networkبیعت با مولوی[واژه نامه ۴]: شهرام ناظری و گروه دستان،[واژه نامه ۵] قطعه های این آلبوم همان قطعه های آلبومهای ساز نو آواز نو و سفر به دیگر سو می باشد. منتشر نشده مرکب خوانی (راست پنجگاه) - به علت عدم دریافت مجوز ضبط نشد نسرت افشاریزاگرس - آهنگساز: ارسلان کامکار. این آلبوم در حال کار می باشد.کنسرت گروه عارف در تالار وزارت کشور ۱۳۸۳- عدم دریافت مجوزآلبوم دود دل - آماده انتشارکنسرت پائیز ۸۷ برای بزرگداشت نیما یوشیج در استان مازندران دیداری سلیمانیه عراق - کردیگل صد برگ - کنسرت صدای سخن عشق - کنسرت لندنآتش در نیستانشورانگیزگروه کامکارها - مجموعهٔ ورزشی انقلاب، تابستان ۷۶کنسرت ۷۷شور رومی یا مولویه، ارائه شده به جایزهٔ گرمی دیگر آثار بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان، تابستان ۸۲ (در این آلبوم شهرام ناظری تنها آهنگ «محبوب من وطن» را خوانده است.)کنسرت افشاری ۶۲قطعه هایی آوازی که به اشتباه به مناجات های ناظری معروف شده اند و برخی اوقات از رادیو پخش می شوند.(این آثار بدون اجازهٔ از رادیو پخش شده است و همگی بدون موسیقی اند.) نگارخانه
چند نگاره از کنسرت شهرام ناظری و حسین علیزاده که در ماه مه سال ۲۰۱۱ برگزار شد: منبع:ویکی پدیا


مشاهده متن کامل ...
زندگینامه****شهرام ناظری
چند تعریف از اقتدار
درخواست حذف اطلاعات

۱ – اقتدار، حق یک شخص یا مقام ، بویژه حق صدور دستور؛۲ – اقتدار، جلوه ای از قدرت است و بر اطاعت از آن دل دارد؛

؛۳ – روابط بین دو مقام که یکی مافوق و دیگری زبردست است ، به گونه ای که هر دو روابط فیم ن را مشروع ۴ بدانند؛۴ – حق مشروع برای نفوذگذاری یا هدایت رفتار دیگران .۵ – قدرت دارای نوعی مشروعیت.۵اقتدار همواره با نوعی ارج وشکوه و به طور دقیق تر با یک اعتماد و اتکال شخصی یا جمعی به ی که اقتدار به او نسبت داده شده ، همراه است ؛ لذا اقتدار چیزی نیست که شخصی یا نهادی فی نفسه دارا شود، بلکه معنایی است که در ربط با دیگران و طی یک فرایند اجتماعی پدید می آید و اشاره به نوعی شناسایی و اقرار به صلاحیت و به کفایت هایی دارد که نزد دیگران آشکارشده است .۶دربین دانشمندان علوم در مفهوم اقتدار، اتفاق نظری به چشم نمی خورد. “میخ ” اقتدار را“جلوه ای از قدرت ” می داند و آن را چنین تعریف می کند: توانایی ذاتی یا اکتس برای اعمال تفوق بر یک گروه . “بیرستد” به هر یک از اجزای این تعریف ده می گیرد و می گوید: اقتدار توانایی نیست ، بلکه یک رابطه است ؛ نه ذاتی است و نه جنبه اعمال تفوق دارد. “مک آیور” معتقد است که اغلب اقتدار را قدرت می دانند: قدرت فرمان به اطاعت . “هربرت سیمون ” اقتدار را چنین تعریف می کند: اقتدار اختیار تصمیمگیری برای هدایت اقدامات دیگران است.”لاسول ” و “کاپلان ” نیز اقتدار را “قدرت رسمی ” می دانند. ولی “فردریش ” با رد این تعریف ، اقتدار را نوعی از ارتباط می داند که قابلیت بسط دارد. یکی از فلاسفه به نام “برتراند جوونل ” عقیده دارد که اقتدار، کهن تر و بنیادی تر از پدیده “ ت ” است و می گوید برتری طبیعی برخی از افراد بر دیگران ، اصل مسلم همه سازمان های انسانی و تمام پیشرفتهای بشری است.۷در دیدگاه بسیاری از تحلیلگران ، مفهوم اقتدار با مفهوم قدرت و نفوذ پیوندی تنگاتنگ دارد. اقتدار به معنی قدرت مشروع است و نیز اقتدار را قدرت مبتنی بر رضایت تلقی کرده اند.”رابرت دال ” در توضیح اقتدار گفته است که نفوذ ان ، زمانی برحق دانسته می شود که به سوی اقتدار معطوف شود. به عقیده او “اقتدار نوع ویژه ای از نفوذ، یعنی نفوذ مشروع است . در نظامهای همیشه سعی ان بر آن است که نفوذهای خود را به صورت اقتدار درآورند و اقتدار یکی از اشکال بسیار کارآمد نفوذ است که نه تنها مطمن تر و پردوام تر از اجبار جلوه می کند، بلکه عاملی است که به کمک می کند تا بتواند با کمترین استفاده از منابع براحتی حکومت کند. غیرممکن است امروزه بتوان فقط با اتکا به ترس و وحشت حکومت کرد و در سازمان های بزرگ ، تکالیف خود را با موفقیت انجام داد. حکومت به کمک اقتدار به مراتب با صرفه تر از حکومت به وسیله اجبار است.۸الف ( اقتدار فرهمندauthortiy )carismatic ): اقتدار فرهمند اقتداری است مبتنی بر فره )کاریزما( یا قدرتی ذاتی که به فردی خاص تفویض می شود. به عبارت دیگر اگر فرمانروانی از صفات ویژه برآمده باشد، یا بر خصلتها و صفات ستوده او متکی باشد، اقتدار فرهمند نامیده ۹ میشود.در این اقتدار معمولا جانشینی مساله ای بحران زا و با انشعاب ، اجتماعی همراه است . با فقدان فرهمند، انتقال اقتدار به جانشینان عموما با دو مساله جدی مواجه است.۱ – تشدید رقابت میان مدعیان جانشینی : ان فرهمند در طول حیات خویش ، جامعه را با چنان قدرت و درایت حیرت انگیزی اداره می کنند که خلا قدرتی که بر اثر فقدان ایشان پدید می آید، به آسانی پرشدنی نیست ، متعاقب فقدان فرهمند، معمولا دو گرایش متضاد در میان پیروان او شکل می گیرد. در یک طرف جانشینان فرهمند و هوادارانشان قرار دارند که مایلند اقتدار فرهمند به صورت امر مدامی ، جاری و نهادینه شود و در طرف دیگر گروههایی از افراد جامعه با پایگاه و موقعیت های اجتماعی سنتی قرار دارند که تمایل دارند اقتدار فرهمند را به یکی از دو صورت دیگر آن ، سنتی یا عقلانی مبدل کنند. تاریخ پس از درگذشت فرهمند، همواره عرضه کشاکش میان این دو تمایل بوده  است.۲ – تجزیه و گسیختگی در مناصب : ویژگی ی فرهمند بسط ید و ترکیبی بودن مناصب اوست . با ارتحال فرهمند، گرایش به تجزیه و گسیختگی در مناصب ترکیبی وی افزایش می یابد، به همین دلیل است که عموما جانشینان ان فرهمند، متعدد و غالبا معارضند. این تعارض درمیان جانشینان در منصب و منصب دینی سریعتر از مناصب دیگر بروز میکند. اقتدار سنتیauthority )traditional ): در این نوع اقتدار، ی بر قدرتی استوار می شود که سنتها در اختیار حکومت می گذارند. زیرا در شرایط مساوی در یک جامعه سنتی ، ی که اجداد او ریاست قوم را به عهده داشته اند و یا برحسب سنن ، پایه گذار قوم به حساب می آید، بر دیگران تقدم خواهد داشت . وی اقتدارش را از سنتها اخذ می کند و بر سنن و میزان قوام آنها تکیه  دارد. به عبارت دیگر اقتدارمبتنی بر عرفهای باستانی ، سنتها و قرارهای اجتماعی ، اقتدار سنتی است . منشا و مشروعیت اعمال قدرت در این اقتدار، سنن و میراثی است که در تاریخ گذشته جامعه وجود داشته و اکنون از احترام و قداست بالایی برخوردار است.دوام و استمرار، وابسته به شخص بودن و نیز پایبندی به آداب و سنن گذشته را می توان از ویژگی های این نوع اقتدار نام برد. در این نوع اقتدار نیز، دشواری هایی در مساله جانشینی وجود دارد و بعضا مست م طی یک دوره مشروعیت ی و تثبیت موقعیت برای وارث جدید حکومت است.( اقتدار عقلانی – قانونی authority )-legal -rational (: این نوع اقتدار صرفا با تکیه بر محاسبات عقلانی رهروان به ان تفویض می شود، از این رو موقت و مشروط است . به عبارت دیگر اقتداری که پایه اش قوانین و مقررات باشد و به طور عمده در نظامهای مردم سالار وجود داشته باشد، اقتدار عقلانی و قانونی است . مشروعیت اعمال قدرت در این نوع اقتدار، از عقل و اجماع اکثریت نشات می گیرد و متکی بر مجموعه ای از قوانین عرفی است . ویژگی های این نوع اقتدار عبارتند از: دوام و استمرار، نهادی بودن ، مقید به حفظ قواعد، مشروط، پاسخگو، انتقال اقتدار، بدون بحران جانشینی . “وبر” همچنین به نوعی دیگر از اقتدار اشاره می کند که درحقیقت قسم چهارم اقتدار یا اقتدار آمیخته نامیده می شود و ترکیبی است از اقتدارهای سه گانه فوق با نسبتهای مختلف که در یک حاکمیت متجلی میشود. این اقتدار به دو صورت محتمل است.الف ( روال مند شدن فرهمند، که با فاصله گرفتن از مبدا ظهور خود وبدل شدن به یکی از دو اقتدار سنتی یا عقلانی و یا ترکیبی از آن دو عملی میشود.ب( بروز بحران مشروعیت و تمسک جستن به دیگر منابع مشروعیت بخش برای شروعیت ی مجدد و رفع بحران.در تمام تعاریف و اقسام اقتدار، نوعی بستگی تمام عیار به مفهوم قدرت به چشم می خورد. قدرت از مفاهیم اصلی علم سیاست است که به معنای توانایی دارنده آن است برای واداشتن دیگران به تسلیم دربرابر خواست خود به هر شکلی . به عبارت دیگر، قدرت عبارت است از هر نیروی فردی یا جمعی از این رو که از توان مطیع خود دیگران ،به اطاعت واداشتن آنان و یا ایجاد آشتی بین خواسته های آنان برخوردار است . تعاریف دیگر قدرت عبارت است از:۱ – توانایی فکری و عملی برای ایجاد شرایط و نتایج مطلوب ۲ – مشارکت در تصمیم گیری ۳ – رابطه دارندگان اقتدار و تابعان آن ،… اقتدار جز یکی از اشکالی که قدرت به خود می گیرد نیست ، بخشی از میدانی است که قدرت در آن اعمال میشود. برخی، اقتدار را با قدرت مترادف میدانند،اما ایندو متفاوتند،به عقیده بسیاری از متفکران ، اقتدار،قدرت نهادی شده است ؛ در چنین ح ی ، قدرت وجود ندارد، بلکه حق آن نهاد برای اعمال قدرت وجود دارد. قانون به اقتدار مربوط است نه به قدرت . اقتدار جلوه و سیمای قدرت در موقعیت های گروه سازمان یافته است . به سخن دیگر، اقتدار حق مشروع برای نفوذگذاری یا هدایت رفتاری دیگران است . اقتدار نیز مانند قدرت وسیله ی دیگران است . اما برخلاف قدرت ، پایه آن زور یا مجازات نیست ، بلکه مشروعیت یا قانونی بودن است . بنابراین قدرت آموزگار بر شاگردان ، کارفرما بر کارگران ، مدیر بر کارکنان ، نخست یا رئیس ت بر اعضای ک نه ، به اقتداری که دارند، بستگی دارد. می توان به قدرت نام قدرت ساختاری یا موقعیتی داد. وقتی توانایی نفوذگذاری را تنها موقعیت قانونی شخص تعیین کند، آن گاه اقتدار خواهد بود. قدرت بر توان یا توانایی دل دارد، درحالی که اقتدار به معنی حق نفوذگذاری بر رفتار دیگران است . اقتدار مبتنی بر رضایت است ،اما قدرت اغلب با زور همراه است . بنابراین ، اقتدار از قدرت متمایز است ، گرچه به طور معمول افراد دارای اقتدار بیشتر، از قدرت زیادتری نیز برخوردارند.مشروعیت ، یکی از عناصر تشکیل دهنده اقتدار است . مشروعیت همان اصلی است که دل می کند بر پذیرش همگانی ، و دست یافتن شخص یا گروه به مقامی به طور کلی از راه اعمال قدرت …سایر تعاریف مشروعیت عبارتند از:۱ – توجیه عقلانی “اعمال سلطه و اطاعت “ ؛۲ – توجیه عقلی “اعمال قدرت حاکم “؛ ۳ – قانونی بودن یا طبق قانون بودن.اقتدار، قدرتی است که مشروع باشد. مشروعیت مبتنی بر “باور” است و براین اساس اطاعت مردم را می طلبد. وقدرت فقط زمانی موثر و عملی است که مشروع باشد. بی تردید، قدرت حق کاربرد اجبار را دارد. اما این عنصر اصلی آن نیست . قدرت باید همراه با مشروعیت باشد. در غیراین صورت با دشواری روبه رو خواهد شد و بی تاثیر خواهد بود. با فقدان مشروعیت ، اقتدار صورت اجبار محض می یابد. مشروعیت بنیاد قدرت حکومت و اقتدار حاکمیت است . مشروعیت متضمن توانایی نظام به ایجاد و حفط این باور است که نهادهای موجود مناسبترین نهاد برای جامعه است.در یک جمعبندی ، مشروعیت اساس و پایه حاکمیت است که همزمان به دو موضوع متقابل اشاره دارد: یکی ایجاد حق حکومت برای حاکمان و دیگری شناسایی و پذیرش این حق از سوی حکومت شوندگان.غیر از آنچه که به عنوان ویژگی های خاص بعضی انواع اقتدار برشمردیم ، ویژگی های عمده اقتدار عبارتند از:۱ – مشروعیت : این ویژگی ، موثر بودن اقتدار را معین می کند. از این رو نشانه اصلی مفهوم اقتدار است . قدرت بدون مشروعیت ، اقتدار نیست.۲ – سلطه : اقتدار توانایی قانونی فرد برای فرمان دادن به دیگران است . فرد یا گروهی که دارای اقتدار است ، بر افراد دیگر اعمال سلطه میکند.۳ – ماهوی بودن : اقتدار قدرتی صوری نیست ؛ زیرا ویژگی هایی دارد که چهره اصلی قدرت را تشکیل میدهد.۴ -عقلایی بودن : عقلایی بودن از ویژگی های اصلی اقتدار است . پایه اقتدار عقل و منطق است . دارنده اقتدار، چیزی را صاحب است که می توان آن را توانایی استدلال دقیق برای ارائه پاسخهای متقاعدکننده در مورد عملی که انجام می دهد یا گمان می کند باید دیگران انجام دهند، دانست.۵ – مسوولیت : فردیا گروهی از افراد دارنده اقتدار، در سلسله مراتب روابط جامعه ، در برابر دارندگان اقتدار عالی تر مسوول هستند. این ویژگی نیز از ویژگی های مهم اقتدار در نظامهای دمکراتیک است.در ، منشا تمامی قدرتها خداوند است : ان القوه` ` الله جمیعا۲۱۶۵ ):( و هیچ قدرتی جز به مشیت الهی و غیر از ناحیه او پدید نمی آید: لاقوه` ` الا بالله ۱۸۳۶ ):(انتشار اقتدار در از راس به ذیل است ، چنان که اقتدار تابع و جلوه ای از قدرت خداوند متعال بود که به جانشینان او منتقل شد.اقتدار در به واسطه قدسیت منبع انتشار، امری مقدس به شمار می رود و با سلب قداست از آن ، نامشروع می شود و عنوان طاغوت به خود می گیرد. ان اعبدوالله و اجتنبوالطاغوت۱۶۳۶ ):(واسطه اشاعه اقتدار خداوند در زمین ، ش حضرت محمد )ص ( است که پروردگار امر به اطاعت او کرده است . اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ۴۵۹ ):( و من یطع الرسول فقد اطاع الله ۸ ):۴ ( اقتدار )ص ( یک اقتدار فرهمند متعالی است که “وبر” آن را اقتداری خارق العاده و مبتنی بر فیض شخصی خوانده است . این اقتدار مشروعیتش را از منبع اقتدار یعنی خداوند متعال می گیرد که فراگیر و جمیع الابعاد است . در طول حیات ، مشروعیت این اقتدار هیچ گاه جز توسط بیگانگان و کفار مورد تردید قرار نگرفت و در گستردگی و نافذ بودن آن در تمامی جنبه های حیات فردی و اجتماعی ، احدی تشکیک روا نداشت ، “النبی اولی بالمومنین من انفسهم”۶ ):(در جغرافیای دنیا، هم اکنون مردم جهان در قالب ملتهای گوناگون در کشورهای مستقل به حیات خویش ادامه می دهند. هر کشوری از حکومتی برخورداراست و حکومت ها برای اداره جامعه خویش ناگزیر از اعمال حاکمیت داخلی و تنظیم روابط خارجی هستند. به قدرت دارای مشروعیت که از ناحیه یک حکومت در یک کشور برای تامین و تحقق اه و منافع ملی آن کشور اعمال می شود، اقتدار ملی آن کشور گفته میشود.در تعریف دیگر اقتدار ملی برآیند قدرتی است که از طریق ملت در حاکمیت متمرکز میشود.اقتدار ملی برآیند ارزشهای فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی همراه با حفظ شرافت های انسانی است که می تواند باعث اعتلا و سربلندی آن جامعه در عرصه داخلی و بین المللی شود و امکان توطه ، تطمیع و را از بیگانگان بگیرد.در هر جامعه ای اقتدار ملی از هویت ، وحدت و همت ملی در عرصه های فرهنگ ، سیاست و اقتصاد به دست می آید که ضمن حفاظت از منافع ملی به گونه ای تاثیرگذار بر روابط بین المللی عمل می کند و در نتیجه امکان نادیده گرفتن قدرت و احترام آن جامعه را از کشورهای متقابل و بویژه متخاصم میگیرد.کشورهایی که از اقتدار ملی شایسته ای برخوردارند، حتی بدون داشتن پشتوانه های مادی می توانند براحتی در مقابل قدرتهای زورگو و سلطه گر قد علم کنند. در حالی که اگر تی اقتدار نداشته باشد و از مشروعیت و حمایت های مردمی برخوردار نباشد، حتی با داشتن انواع و اقسام مکانیزم های مادی نمی تواند مدت زیادی دوام بیاورد و محکوم به ش ت و زوال است.برای درک بهتر مفهوم اقتدار ملی لازم است بدانیم قدرت ملی چیست و به چه عواملی بستگی دارد؛ قدرت ملی ، به مجموعه ای از توانایی های مادی و معنوی گفته می شود که در قلمرو یک واحد جغرافیایی و به نام کشور وجود دارد. این عوامل عبارتند از:۱ – وسعت ، موقعیت و آب و هوا۲ – منابع طبیعی ، انرژی و مواد غذایی قابل تولید۳ – جمعیت تراکم آن ، میانگین سن ، ترکیب ت و درآمد سرانه در رابطه با درآمد ملی ۴ – مقدار و کارآیی کارخانه های صنعتی ۵ – وسعت و کارآیی سیستم حمل و نقل و ارتباطات ۶ – نظامهای آموزشی و تسهیلات پژوهشی ۷ – کیفیت آموزشی ، تجهیزات و روحیه نیروهای مسلح ۸ – ماهیت و توانایی نظامهای ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ۹ – کیفیت دیپلماتها و دیپلماسی۱۰ – خصیصه ملی و روحیه مردم.۲۳با توجه به آنچه گذشت ، می توانیم منابع اقتدار ملی را به صورت زیر برشمریم :۱ – مکتب و ایدئولوژی ۲ – ی ۳ – وحدت و همبستگی ملی ۴ – ثبات و اجتماعی ۵ – ارزشهای فرهنگی ۶ جغرافیا و ویژگی های جغرافیایی ۷ -وسعت سرزمین ۸ – منابع ملی ۹ – توان اقتصادی ۱۰ – توان نظامی ۱۱ – جمعیت . برخی از منابع فوق منابع نامحسوس و بعضی منابع محسوس به شمار می روند. منابع نامحسوس را نمی توان براحتی به صورت کمی درآورد؛ زیرا در اساس ، از خصلت کیفی برخوردارند ولی منابع محسوس را می توان از لحاظ کمی بررسی کرد یا با واژه های مشخص، اندازه آنها را به دست آورد.همچنین برخی معتقدند که عوامل شکل دهنده اقتدار ملی در یک کشور عبارتنداز: ی ، حمایت مردمی ، ثبات ، همکاری و هماهنگی قوای کشور، احزاب و رسانه های جمعی.براساس دیدگاه معظم انقلاب ، اقتدار ملی ، دست توانمندی است که مجموعه نیروهای فعال قوای سه گانه در تشکیل آن سهم دارند و باید وظیفه خودشان را با شجاعت و اقتدار و امید و بدون رودربایستی و با همکاری کامل انجام بدهند. یک ملت اگر اقتدار ملی داشته باشد )اقتدار در زمینه اقتصاد، سیاست ، فرهنگ و سازماندهی تی ( مشکلات مادی و معنوی خود را براحتی حل خواهد کرد. ایشان برای تبیین مساله اظهار کرده اند: اقتدار ملی برای یک کشور حافظ هویت او، مایه عزت او و وسیله رسیدن او به آرمانهاست . تلاشی که برای نابودی ملتها و به زنجیر کشیدن آنها از دوران گذشته تا امروز می شود، همیشه در جهت نابود یا ضعیف اقتدار ملی آنها بوده و بالع ملتهایی که در راه تعالی و کمال قدم بر میدارند، باید در اقتدار ملی خودشان بکوشند.به عقیده ی ، “اقتدار ملی ” فقط به معنای توانایی های نظامی نیست ، اقتدار ملی یک مساله همه جانبه است و بر دوش همه دستگاه هاست و به عنوان یک وظیفه اصلی بر دوش هر سه قوه اساسی کشور نهاده شده است . ایشان همچنین نقش مردم ، ت و مسوولان کشور را در تحقق کامل اقتدار ملی مشخص کرده اند. اقتدار ملی به معنای این است که یک ملت در مسوولان کشور جلوه های قدرت و توانایی و عزت خود را مشاهده کند و کارها با سیاست های درست ، با برنامه ریزی صحیح ، با جدیت و پشتکار و با هماهنگی و انسجام کامل پیش برود. در سایه اقتدار ملی است که مردم می توانند به قدر استعدادهایشان و با شکوفایی این استعدادها، تلاش خود را مبذول کنند. هر سه قوه باید تلاش کنند تا با جدیت و پشتکار و توکل و اعتماد به مردم و همکاری با یکدیگر اقتدار ملی را تجلی بخشند و مظهر اقتدار ملی بشوند.براساس آنچه گفته شد، اقتدار، از مفاهیم جدید علم سیاست است و از سوی شمندان علوم و علوم اجتماعی و جامعه شناسی تعاریف متعددی برای آن ارائه شده است . روشن ترین تعریف برای اقتدار، قدرت مشروع است . از دیدگاه های مختلف ، اقتدار دارای انواع متعددی است و ویژگی هایی دارد. در منشا اقتدار خداوند است که آن را به )ص ( و ائمه اطهار )ع ( اعطا کرده است . در نظام ی ما، اقتدار ملی عبارت است از: قدرت مشروعی که از ناحیه حکومت برای تامین و تحقق اه و منافع ملی اعمال میشود



مشاهده متن کامل ...
چند تعریف از اقتدار
بیوگرافی و مصاحبه با شهرام عبدلی
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دنیای بازیگران


شهرام عبدلی,بیوگرافی شهرام عبدلی

شهرام عبدلی متولد اردیبهشت ماه ۱۳۵۵ است , متاهل است , فارغ حصیل رشته ادبیات است , از نوجوانی کار تئاتر را آغاز کرده ,وی کمتر فعالیت سینمایی انجام داده و بیشتر به فعالیتهای تلویزیونی و تئاتر پرداخته است , از فعالیتهای هنری اش عبارتند از : های دختری در قفس , قصه دلها , مسیر آسمان , این هفت نفر و مجموعه های خط قرمز , شاید برای شما هم اتفاق بیفتد , رستگاران , فاصله ها ,  تا رهایی و…..

مصاحبه با شهرام عبدلی

شهرام عبدلی بازیگر جوان و البته بی حاشیه تلویزیون است که از فعالیت هنری اش حدود یک دهه می گذرد و هنوز پر انرژی کار می کند. با این بازیگر هم صحبت شدیم، اما اینبار برای بازی در یک نقش مثبت و بی شیله پیله. در ادامه این گفت و گو همراه ما باشید:

آقای عبدلی چرا تمام این سالها را فقط با نقش منفی سپری کردید؟

خیلی ها معتقدند که من همیشه ایفاگر نقش های منفی ام، اما تنها یک بازیگر را نام ببرید که تا الان متنوع کار کرده باشد! متاسفانه در زمینه انتخاب نقش، بازیگران به دلیل روبه رو شدن با نامه های ضعیف در سینما و تلویزیون، نمی توانند شخصیت های مختلفی را بازی کنند. از میان نامه های نوشته شده به ندرت می توان شخصیتی را با ابعاد گوناگون به پیدا کرد.

پس ضعف اصلی مربوط به نامه ها است؟

معتقدم نامه های ما یا خوبند یا بد و معمولا فقط بازیگران پیش وت و بزرگ ما هستند که گاهی در نامه دست می برند و به نقش اضافه می کنند.

اما انگار در "تکیه بر باد" تابو شکنی کردید نقشی متفاوت ارائه دادید.

بله. در مجموعه "تکیه بر باد" بر ع تصور خیلی ها ایفاگر نقش منفی نیستم و "ناصر" شخصیتی است که برای خود زندگی می کند. خوشبختانه "نعمتی" نویسنده مجموعه "تکیه بر باد" توانست قصه قابل قبولی را به نگارش درآورد، ولی به صورت کلی، نمایشنامه نویسان ما همیشه عقب تر از جاهای دیگر هستند.

به نظر می رسد، از این سریال استقبال خوبی شد. دلیل این امر چیست؟

علت اصلی مدیریت صحیح بود. کارگردان کار آقای محمود معظمی با تبحر خاص خود به خوبی توانست فضای کار را طوری طراحی کند که همه بازیگران در ارائه توانایی های خود آزاد باشند.

با توجه به تلاش های ایشان من فکر نمی کنم ی بد بازی کرده باشد. با توجه به انتقال حس درست از سوی "معظمی" به بازیگران، همه ما توانستیم تا حد امکان کار خود درست انجام دهیم.

خیلی از کارگردان ها با وجود داشتن نام و شهرت برای ساختن اثری فقط به فکر قرارداد بستن هستند که خوشبختانه معظمی جز این گروه نیست. امیدوارم با وجود دغدغه های شبانه روزی کارگردان ما شاهد یکی از ماندگارترین آثار تلویزیونی در ژانر خود باشیم. به طور قطع این سریال را نمی توان با کاری تاریخی مثل "مختارنامه" مقایسه کرد ولی به عنوان یک اثر ملودرام اجتماعی، ماندگار خواهد شد.

انگار خیلی هوای کارگردان کارتان را دارید!

دوستی و رفاقت من و "محمود معظمی" از زمان کارمان در مجموعه "خط قرمز" شروع شد و به معظمی به من گفت: که روزی می رسد که دوتایی با هم کار کنیم. زمانی که کار خود را در مجموعه "تکیه بر باد" آغاز به "محمود معظمی" گفتم که یاد می آید که گفتی روزی با هم کار می کنیم و این روز همان روز است. برای افرادی که انگیزه و هدف شخصی را دنبال می کنند، احترام قائل هستم "محمود معظمی" نیز جز این افراد است.

از بازی در کنار بزرگان سینما و تلویزیون بگویید.

متاسفانه من با "فرامرز قریبیان" یک پلان بیشتر بازی نداشتم و او یکی از معدود بازیگرانی بوده که به لحاظ بازی و اخلاق حرفه ای همیشه از یک درخشش خاصی برخودار است. در کل در دنیای حرفه ای من همه نکته ها را از دریچه کارگردان می گیریم و اخلاق حرفه ای ایجاد می کند که من به اساتید حرفه بازیگری احترام بگذارم. چرا که معتقدم در کار بازیگری اساتید می توانند در فضا به جوانان تذکراتی را دهند و ما هم به عنوان نسل جوان این حرفه، پیشنهاداتی را برای آنان داشته باشیم.

یکی از افتخاراتم این است که پس از 17 سال بازیگری در سریال "رستگاران" با "آتیلا پستیانی" که 6 ماه بازیگری من بود حضور داشته و تعامل خوبی را با هم ایجاد کردیم.

در آینده باز هم سراغ نقش مثبت خواهید رفت یا باز هم نقش منفی؟

نمی دانم! اما بهتر بود به جای بیان نقش منفی و مثبت، از کلمات قهرمان ضد قهرمان استفاده کنیم. استفاده از کلمات منفی و یا نقش های منفی و مثبت به دوران های فارسی سینمای ایران بر می گردد. در نظام ایران شخصیت منفی نمی تواند کاری را پیش ببرد و معتقدم این اصطلاحات برای گذشته بوده است.

رابطه شما با حوزه تئاتر چگونه است؟

سالی یک تئاتر را کار می کنم ولی با وجود مشکلاتی از قبیل پایین بودن دستمزدها و مشخص نبودن زمان اجرا، ترجیح می دهم در این عرصه کمتر حضور داشته باشم. برای یک تئاتر، ما مدت ها وقت و عمر خود را صرف می کنیم ولی در آ ، اجازه اجرا برای عموم داده نمی شود. عده ای از بزرگان تئاتر به سختی چراغ های سالن های تئاتر را روشن نگه داشته اند تا بگویند این حرفه پا برجاست.

و صحبت پایانی؟

بازی در سریال "تکیه بر باد" خاطرات بسیاری را برای من به همراه آورد و برای همه اعضای این تیم آرزوی موفقیت می کنم.

تصاویر شهرام عبدلی

 

شهرام عبدلی,بیوگرافی شهرام عبدلی

 

شهرام عبدلی,بیوگرافی شهرام عبدلی

 

شهرام عبدلی,بیوگرافی شهرام عبدلی

 

شهرام عبدلی,بیوگرافی شهرام عبدلی

  منبع:yjc.ir

از بازیگران بیشتر بدانید




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی و مصاحبه با شهرام عبدلی
ع های جدید شهرام قائدی
درخواست حذف اطلاعات

ع های جدید شهرام قائدی

جدیدترین ع های شهرام قائدی

جدیدترین ع های شهرام قائدی

جدیدترین ع های شهرام قائدی

ع های جدید شهرام قائدی در جنوب کشور

ع های جدید شهرام قائدی در جنوب کشور

ع های جدید شهرام قائدی در جنوب کشور

ع جالب و بامزه از شهرام قائدی

ع جالب و بامزه از شهرام قائدی

ع جالب و بامزه از شهرام قائدی

جدیدترین ع های شهرام قائدی

جدیدترین ع های شهرام قائدی

جدیدترین ع های شهرام قائدی

ع های شهرام قائدی در سال 93

ع های شهرام قائدی در سال 93

ع های شهرام قائدی در سال 93




مشاهده متن کامل ...
ع های جدید شهرام قائدی
آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع

 

 

  • آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع

    آهنگ شروع از شهرام کاشانی و یاسین شهریاری با

    آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع از رسانه بازتاب موزیک

    ahange jadid shahrum kashani ft yasin shahryari – shorou

     آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع shahrum kashani ft yasin shahryari shorou

    آهنگ شروع با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه پخش آنلاین

    متن آهنگ شروع شهرام کاشانی و یاسین شهریاری

    عشقت نمیزاره بگذرم از تو

    میشه باز شروع کنیم از نو

    بیا باز شروع کنیم از نو

    تو که رفتی تازه قدرتو میدونه دلم

    بیا برگرد گل ناز و قشنگ و خوشگلم

    مثل موجم بگو میشه باشی تو ساحلم

    ندونستم که چقدر به تو وابسته شدم

    تو که رفتی دیگه از همه چی خسته شدم

    بی تو داغون دارم میشم و نیست دست خودم

    عشقت نمیزاره بگذرم از تو

    میشه باز شروع کنیم از نو

    بیا باز شروع کنیم از نو

    ++++++++

    تو که نیستی زندگی واسه من جهنمه

    تو نباشی دیگه کی نگران حالمه

    همه چی هست ولی انگار یه چیزی کمه

    آره عشقت دیگه خوابو گرفته از چشام

    تو میتونی بخونی هنوز عشقو از نگام

    بری هرجا بدون دنب میام

    عشقت نمیزاره بگذرم از تو

    بیا باز شروع کنیم از نو

    میشه باز شروع کنیم از نو

    +++++++

    تو که نیستی زندگی واسه من جهنمه

    تو نباشی دیگه کی نگران حالمه

    همه چی هست ولی انگار یه چیزی کمه

    تو که نیستی زندگی واسه من جهنمه

    تو نباشی دیگه کی نگران حالمه

    همه چی هست ولی انگار یه چیزی کمه

    آره عشقت دیگه خوابو گرفته از چشام

    تو میتونی بخونی هنوز عشقو از نگام

    بری هرجا بدون دنب میام

    آهنگ جدید و بسیار زیبای شهرام کاشانی و یاسین شهریاری بنام شروع با و دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

    آهنگ شهرام کاشانی و یاسین شهریاری شروع

    بهترین آهنگ ها و موزیک ویدئو ها از رسانه بازتاب موزیک با و بهترین کیفیت

    لطفا در صورت مشاهده مشکل در لینک از طریق فرم نظرات به ما گزارش کنید.

    summary

     آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع shahrum kashani ft yasin shahryari shorou

    article name

    آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع

    description

    آهنگ شروع از شهرام کاشانی و یاسین شهریاری با

    آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع از رسانه بازتاب موزیک

    ahange jadid shahrum kashani ft yasin shahryari – shorou

    آهنگ شروع با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه پخش آنلاین

    متن آهنگ شروع شهرام کاشانی و یاسین شهریاری

    آهنگ جدید و بسیار زیبای شهرام کاشانی و یاسین شهریاری بنام شروع با و دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

    آهنگ شهرام کاشانی و یاسین شهریاری شروع

    بهترین آهنگ ها و موزیک ویدئو ها از رسانه بازتاب موزیک با و بهترین کیفیت

    لطفا در صورت مشاهده مشکل در لینک از طریق فرم نظرات به ما گزارش کنید.

    author


    شهرام کاشانی و یاسین شهریاری

    publisher name


    بازتاب موزیک

    publisher logo

     آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع shahrum kashani ft yasin shahryari shorou

    با

    کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما

    کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید



مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید شهرام کاشانی و یاسین شهریاری به نام شروع
فصل 3
درخواست حذف اطلاعات

تا یک هفته بعد از اقامت ما در منزل عموی مرحومم،خبری از پسر عمویم نشد.هر چند که گاهی از تبریز تلفن میکرد و ما را در جریان احوال پدرم قرار میداد.ما از طریق او متلع شدیم که پدر به دلیل فشار تلبکاران و به دستور قانون به فروش خانه تن داده است و از طریق شهرام منزل پر از ختراتمان به فروش رفته است.عجب روزگاری بود و شگفتا که تقدیر چه بعضیهای عجیبی با انسان میکند.به اصرار زن عمو من و بهزاد بار دیگر درس خندان را از سر گرفته و در مدارسی واقع در همان منطقه به ادامه تحصیل مشغول شدیم.روزی که پس از مدتی طولانی شهرام به تهران بازگشت،روز غریبی بود.دل در ام میتپید و چنان دستپاچه بودم که از ترس رسوا شدن،کمتر در جمع حضور میافتم.زن عمو و مادر در آشپزخانه مشغول تهیه قاضی مورد علاقه شهرام بودند و من و بهزاد به بهانه درس خندان در اتاقهایمان حضور داشتیم.سر انجام حوالی دو بعد از ظهر بود که رسید.از اتاقم به سر تا پایش نگریستم.صورتش خسته و ناخوانا بود و در دستش کیف سیاه رنگی به چشم میخورد و نمیدانام اثر دوری از خانه بود یا اصلاح ن صورتش که آنچنان لاغر مینمود.نگاهش غم زده و دیدگانش مثل همیشه مورب و کشیده بود و با ورودش هیاهوی غریبی در خانه بر انگیخت.مادر لحظه شماری میکرد بلکه اخبار تازه تاری دریافت کند و بهزاد...امان از بهزاد که با عمو عمو ش به قلبم خنجر میزد .آمده بودم پایین بروم که صدای زن عمو به گوشم خورد:
_سیمین جان.بیا پایین ناهار بخوریم.
و صدای شهرام که میگفت:
_مادر شما شروع کنید تا من آبی به سر و صورتم بزنم.
_نه مادر!برو لباست رو عوض کن و وسایلت رو بذار توی اتاقت و زود بیا.چون همه تا حالا منتظر تو بودن.
صدای قدمهایش را میشنیدم.دوباره قلبم فرو ریخت و دهانم خشک شد.داشت از پلهها بالا میآمد.تاب رویارویی نداشتم.به طرف اتاقم رفته و آن را گشودم.او با شنیدن صدای در اتاق من،به عقب برگشت.دیده به زمین دوخته و در حال بستن در اتاقم سلام دادم.ح صورتش را نمیدیدم اما لحن کلامش مثل همیشه شوخ بود.
_سلام خانم.حال شما؟
چه عجب که دیگر با لفظ کوچولو خطابم نمیکرد.شادمان شیدم احتمالا چون گذشته به چشمش بچه نمیایم.در اتاق را گشود تا وارد شود که من بی اختیار گفتم:
_رسیدنتون به خیر.
بر لبان ظریفاش لبخند مرموزی نشست و آرام گفت:
_خیلی ممنون.فکر میخوای از حال بابات بپرسی.
تا بنا گوش سرخ شدم.چه دختر بی فکری بودم.آنقدر هیجان زده ورودش شدم که برای چند لحظه پدر را از یاد بردم.با من من گفتم:
_از بابام چه خبر؟
_بعد از ناهار.
به صورتش نگریستم.مثل معلمی بود که میخواست یک کلاس بی نظم و انضباط را ی کند.نمیدانم چطور شد گفتم:
_میدونستم همینو میگین که نپرسیدم.
_پس غیبگو هم هستی.
شرم آتشینی از ادامه آن مکالمه بر وجودم حاکم شد.مگر از نظر او چه صفاتی داشتم که از پسوند هم استفاده میکرد.او از سکوتم بهره برد و گفت:
_تو برو پایین.منم میام.
آنگاه بدون هیچ کلام دیگری وارد اتاقش شد و در را پشت سرش بست.لحظاتی همانطور بر جا مندم.تا اینکه بالا ه به خوش آمدم و پائین رفتم.وقتی به پایین پلهها رسیدم با بهزاد که قبلان پائین رفته بود بر دم.او در حال گاز زدن سیبی سرخ با آهنگی طنز آلود گفت:
_نگاهش کن انگار از اون دنیا اومده.
آهسته اما محکم گفتم:
_بهزاد قبلا بهت تذکر دادم که...
حرفم را نیمه گذاشت و گفت:
_میدونم بابا.تا اینجام نخندم،حرف نزنم،راه نرم،نخورم،خلاصه خفه خون بگیرم.بلکه تو راحت بشی.مگه چی شده؟قتل ؟
عصبی گفتم.:
_واقعا که آدم بی عار و دردی هستی.چطور میتونی در حالی که بابا داره زجر میکشه خوش باشی؟
_مگه چوب کارهای بابا رو من باید بخورم؟
بغض گلویم را فشرد و قلبم سوخت.با دیدگانی اشکبار گفتم:
_واقعا که!چطور میتونی چشمهای نمک نشناستو به روی اون همه محبت و خاطره ببندی؟به تو هم میگن پسر؟
_اوه!اوه!باز دوباره به خانم گفتن بالای چشمات ابروست.
بغضم را فرو دم و از کنارش رد شدم و به خود نهیب زدم:بچه است و نباید از او بیشتر از این انتظار داشته باشی.کوشیدم اندوهم را پشت نقاب خویشتن داری پنهان کنم.زن عمو و مادر مشغول چیدن میز بودند.مادر با دیدنم گفت:
_چقدر دیر کردی مادر؟
خواستم پاسخ دهم که شهرام و بهزاد با هم وارد شدند.به مادر و زن عمو کمک میز را بچینند.آنگاه همزمان با آنها نشستم.شهرام با آهنی گرم خطاب به مادرش گفت:
_مادر!توی این مدت دلم برای غذاهات لک زده بود.
زن عمو با محبت گفت:
_بخور نوش جونت.برات همون غذایی رو پختم که دوست داری.
شهرام خطاب به مادر گفت:
_بفرمایی زن عمو.
مادر گفت:
_شما بفرماید شهرام خان.
شهرام نیم نگاهی به من و بهزاد کرد و به مادرش گفت:
_انگار هنوز با شرایط جدید خو نگرفتند مادر.
آنگه دیس برنج را به طرف مادر گرفت و با آهنگی شوخ گفت:
_فقط تو رو به خدا تعارف نکنید که دارم از گرسنگی میمیرم.
به صورت مادر چشم دوختم.میدانستم تا چه حد در شرایط فعلی از اینکه سر سفره ی بنشیند معذب است.شهرام در برابر تعارف مادر با دست خودش برای او برنج کشید وانگاه به طرف من برگشت.من درست رو به رویش نشسته بودم.کفگیر را به دست گرفت تا به من هم خوش خدمتی کند که بلافاصله گفتم:
من اهل تعارف نیستم.اجازه بدین میکشم.شما بفرمایید.من اول سالاد میخورم.
او در پاسخ به من با لبخندی گرم گفت:
_خوبه که شما اهل تعارف نیستید.تو چی بهزاد جون؟میکشی یا بکشم؟
بهزاد گفت:
_نه،خوشبختانه من به شکمم سخت نمیگیرم.حداقل مثل سیمین به خودم ریاضت نمیدم.
در پاسخش چشم قرعهای رفتم و سر به زیر افکندم.زن عمو که متوجه نگاهم بود با آهنگی شوخ گفت:
_مگه دروغ میگه مادر؟تو اونقدر به خودت سخت میگیری که انگار اومدی خونه غریبه.
گفتم:
_این چه حرفیه زن عمو.فکر میکنم بهزاد زیادی به خودش عزت میذاره و باعث میشه شما فکر کنید من معزبم.
مادر با آهنگ شرم آگینی گفت:
_مادر جون،اون هنوز بچه است.
_تا زمانی که شما بچه میبینیدش،همینه که هست.
شهرام در حال ریختن خورشت روی برنجش با آهنگی پر معنا،بی آنکه به صورتم بنگرد گفت:
_چقدر زندگی رو از پس سوراخ سوزن میبینی.
سکوت .بقیه هم ت بودند و از خود پذیرایی می د.بار دیگر او را زیر چشمی از نظر گذراندم و به یاد پدر افتادم.آیا اخبار خوشی برایمان داشت یا...کوشیدم از چهرهاش به حقیقت دست یابم.در چهرهاش هیچ نبود جز آرامشی مردانه.چشم به غذای مقابلم دوخته و حس اشتهایم را از دست داده ام.بنابر این آرام از جا برخاسته و با آهنگی لرزان گفتم:
_معذرت میخوام.ازتون ممنونم زن عمو.
زن عمو با لحنی دل سوز پرسید:
_مریضی زن عمو؟
گفتم_
_نه،نه.
_پس چی؟غذا رو دوست نداشتی؟
مادر به عوض من گفت:
_اتفاقا سیمین عاشق خورشت فسنجونه.
آنگاه خطاب به من گفت:
_چته مادر؟ناخوشی؟
حتی دلیلش برای خودم هم مبهم بود.گفتم:
نه مامان،طوریم نیست.نمیدونم چرا اشتها ندارم.
شهرام همانطور متعجب به صورتم که گر گرفته بود و هر لحظه از نگاههای او سرخ تر میشد،خیره مانده بود و چیزی نگفت.گویی به راز درونم واقف بود.زن عمو دستم را به دست گرفته و با آرامش گفت:
_تب هم نداری.
گفتم:
_من طوریم نیست،باور کنید.
بهزاد گفت:
_حتی نمیخوای بمونی حرفهای عمو شهرامو در مورد پدر گوش کنی؟
مجددا سر جایم قرار گرفتم.شهرام با شیطنت در حال پر قاشقش بی آنکه به صورتم نگاه کند گفت:
_من گفتم به شرطی میگم که ناهار بخوری.اما شما که...
گفتم:
_اگر شما در شرایط من بودید میلی به غذا داشتید؟
مستقیم به صورتم چشم دوخت و با ح ی متفکر بر اندازم کرد.مادر با ح ی رنجیده گفت:
_نمیدونستم انقدر فکر و خیال میکنی مادر!الهی دردت به جونم.
سر به زیر افکندم،بغض گلویم را فشرد و در حالی که میکوشیدم کارم به گریه نکشد،لب بر هم فشردم.بقیه هم دست از خوردن کشیدند و نخوداگاه به شهرام نگریستند.او به عقب تکیه داد و پس از مکثی کوتاه چنین آغاز کرد:
_خوب...من در واقع نتونستم کار زیادی صورت بدام.چون اوضاع پیچیده تر از آن بود که فکرش رو می .
ادامه داد:اما نباید اومیدمون رو از دست بدیم.خوشبختانه با پول خونه دهان خیلی از طلب کارها بسته شد.
مادر به میان کلامش آمد و گفت:
_بالا ه تکلیفش چی میشه؟
_بستگی به رای دادگاه داره.باید تا روز دادگاه منتظر بمونیم.
من که تا آن لحظه ت بودم گفتم:
_ددگاهشون کیه؟
شهرام گفت:
_احتمالا باید یکی دو ماهی طول بکشه تا نوبت ما بشه.
اندوهگین گفتم:
_یکی دو ماه!بابام باید تا اون موقع بمونه توی زندون؟یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟
شهرام با محبت گفت:
_ح ون رو میفهمم،اما متاسفانه چاره دیگهای نیست.عمو در بد مخمصهای افتاده.
نمیدانام چرا از اینکه نتوانسته بود برای پدر کاری انجام دهد،عصبانی بودا.با حرکتی سریع از جا برخاسته و قصد رفتن .مادر پرسید:
_کجا میری مادر؟
_همین اطرافم.
شهرام گفت:
_باور کنید من هر کاری میتونستم .
مادر گفت:
_این چه حرفیه شهرام خان!ما شرمنده ایم که شما کار و زندگیتون رو رها کردین و به خاطر ما اینهمه به زحمت افتادین.
همه دور شدم من را نگریستند.هنوز از سالن خارج نشده بودم آاه شهرام گفت:
_سیمین خانم!حوصله کنین،همه چیز درست میشه.
چه چیز درست میشه؟با خود گفتم:لابد چند ماه بعد هم پدر محکوم به چند سال زندان میشه،بعد هم...
مادر رشته افکارم را بورید و گفت:
_اره مادر جون!تحمل داشته باش.
صبر!تحمل!حوصله!اینهمه واژگانی بود که در نظر من ناممکن و سخت بود.



مشاهده متن کامل ...
فصل 3
جبر خطی-محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از یارا فایل جبر خطی-محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد با و پر سرعت .

جبر خطی-محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد


جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور

کتاب جبر خطی

محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد

منبع رشته ریاضی و ی پیام نور

شامل 517 صفحه در قالب فایل pdf

 


با


جبر خطی-محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد


مشاهده متن کامل ...
جبر خطی-محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد
جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایل هلپ جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور با و پر سرعت .

جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور


جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور

کتاب جبر خطی

محمد حسن بیژن زاده و شهریار فرهمند راد

منبع رشته ریاضی و ی پیام نور

شامل 517 صفحه در قالب فایل pdf

 


با


جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور


مشاهده متن کامل ...
جبر خطی- محمد حسن بیژن زاده، شهریار فرهمند راد - ریاضی پیام نور
آهنگ شب پره شهرام شب پره
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ شب پره شهرام شب پره با و کیفیت بالا

موزیک شهرام شب پره بنام شب پره ، با دو کیفیت متفاوت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ شب پره شهرام شب پره و پخش آنلاین

new shahram shabpareh – shabpareh

آهنگ جدید شب پره از شهرام شب پره

 آهنگ شب پره شهرام شب پره

آهنگی بسیار زیبا و شاد مخصوص ایام نوروز سال 1396 . پیشنهاد ویژه برای این آهنگ شاد از شتاب موزیک

در ادامه مطلب

آهنگ شب پره شهرام شب پره

آخ که چه با نمکی یه نمک رو نمکی خوشگلو دی وزکی نکنه عروسکی
عشوه ی راه رفتنت یدنه بادبادکه صف عاشقاتون از نزدیک شمرون تا قل ه
میگی یه دونه ای تکی شیرینی قندکی بیا پیشم یواشکی هدیه بده بوسکی
واسه لب تشنه ی من بوسم آب خنکه شیشه ی دلم از اون طرز نگاهت سرترکه
شب شب پره ام سبزه خانوم شاپرکی بیا با هم پر بزنیم خوشگله ابرو کجکی
شب شب پره ام سبزه خانوم شاپرکی بیا بی خبر بریم سفر بریم ددر یواشکی
جونه هردومون قسم که همش دلواپسم بری و آرزوهام باد کنه رو دستم
یادته میخوندم قدیما روزای خوشه بچگیا تو کوچه نریا ای قشنگ تر از پریا

متن آهنگ شب پره شهرام شب پره

شب شب پره ام سبزه خانوم شاپرکی بیا با هم پر بزنیم خوشگله ابرو کجکی
شب شب پره ام سبزه خانوم شاپرکی بیا بی خبر بریم سفر بریم ددر یواشکی
آخ که چه با نمکی یه نمک رو نمکی خوشگلو دی وزکی نکنه عروسکی
عشوه ی راه رفتنت یدنه بادبادکه صف عاشقاتون از نزدیک شمرون تا قل ه
میگی یه دونه ای تکی شیرینی قندکی بیا پیشم یواشکی هدیه بده بوسکی
واسه لب تشنه ی من بوسم آب خنکه شیشه ی دلم از اون طرز نگاهت سرترکه
شب شب پره ام سبزه خانوم شاپرکی بیا با هم پر بزنیم خوشگله ابرو کجکی
شب شب پره ام سبزه خانوم شاپرکی بیا بی خبر بریم سفر بریم ددر یواشکی
جونه هردومون قسم که همش دلواپسم بری و آرزوهام باد کنه رو دستم
یادته میخوندم قدیما روزای خوشه بچگیا تو کوچه نریا ای قشنگ تر از پریا

شب پره شهرام شب پره

, new shahram shabpareh, shahram shabpareh, آهنگ شاد, آهنگ های فروردین 96, آهنگ جدید شهرام شب پره, آهنگ شاد, آهنگ شاد شهرام شب پره, آهنگ شهرام شب پره, موزیک شهرام شب پره بنام شب پره, شاد, شهرام شب پره


مشاهده متن کامل ...
آهنگ شب پره شهرام شب پره
فصل 2
درخواست حذف اطلاعات

چقدر عمر شادکامیها کوتاهند.کاش میشد لحظهها را همانطور بی حرکت نگاه داشت.کاش من همانطور سیزده صالح مانده بودم.یا شاید کوچک تر،اما زمان گذشت ا من بزرگ و بزرگ تر شدم.درست همانطور که آرزو داشتم.تازه قدم در شانزده سالگی گذاشته بودم که حادثه ناخوشیندی زندگی آرام ما را دستخوش تحول نمود.از پدرم کلاهبرداری سنگینی د که منجر به ورش تگی وی گردید.چه روزهای وحشتناکی بود.ما که تا آن روز آنقدر ابرومندانه زندگی کرده بودیم و به قول معروف ی صدائی از ما نشنیده بود،حالا باید پاسخ گوی دهها طلبکار میبودیم.روزی نبود که طلب کاری با به در خانه نیاید.پدران از ترس طلب کارها خانه نشین شده بود و خانجان و من و مادرم غصه میخوردیم.پدرم به خاطر پرداخت بدهیهایش مجبور شد حجره را بفروشد که آن هم فقط پاسخ گوی دو سه طلب کار بود.مادر پیشنهاد داد خانه را بفروسیم اما پدر که تابع دیدن در به داری ما را نداشت از قبولش سر باز زد.مدتی بعد یکی از طلب کاران که مدتها قبل در کمین پدر نشسته بود او را مقابل خانه دستگیر کرد و تحویل کلانتری داد.زندگی ما در عرض چند ماه از این رو به آن رو شد.خانجان از فرط غصه در بستر بیماری افتاد.من مجبور به ترک تحصیل شدم و برادرم که آن زمان فقط سیزده سال داشت برای گرفتن حقوقی ناچیز به کارگری مشغول شد و مادرم از انجام هیچ کاری برای گذران زندگی فرو گذار نبود.خانجان زیر بار غصه و کهولت سن چشم از جهان فرو بست و بی حضور تنها فرزندش به خاک س شد.طلب کارها اکنون چشم به خانه داشتند.هر چند که بدهیهای پدر بیشتر از پول آن خانه بود.آن شب بعد از رفتن شرکت کنندگان مراسم هفت که بسیار ساده بر گذار شد،زن عمو و پسر عمویم شهرام اصرار د ما را با خود به تهران ببرند.شهرام گفت:زن عمو وقتی که ما هستیم چرا اینجا بمونید؟از این گذشته طلب کارها دیر یا زود خانه رو میفروشند.اون وقت تکلیف شما با این دو تا بچه چیه؟

زن عمو گفت:
_اشرف جون،ما به ابراهیم خان بیشتر از اینها مدیونیم.چرا انقدر دل دل میکنی؟توی تهران یه لقمه نون و یه وجب جا هست.هر چی هست با همیم.شهرام هم این طرف و اون طرف دوست و شنا داره.دنبال کار عموش رو میگیره بلکه به امید خدا همه چیز درست بشه.
مادر میان گریهٔ گفت:
_چی درست میشه اکرم ژون؟مالمون رو بردند.زندگیمون رو که با خون جیگر درست کرده بودیم حراج ،اون بد بخت هم که گوشه زندانه و حال و روز خوشی نداره.
شهرام گفت:
_مال حلال جایی نمیره زن عمو.غصه نخور.من خودم وک عمو رو به عهده میگیرم و علیه اون کلاهبردار بی ریشه،شکوائیه میدم.
_چه فاییده شهرام خان!میگم فقط کلاه مارو بر ناداشته،سر چند نفر کلاه گذاشته رفته.
_شاید هنوز از کشور خارج نشده باشه.اگه شانس بیاریم و داخل کشور باشه،میشه امیدوار بود.
زن عمو بی منظور گفت:
_آخه از ابراهیم آقا هم چین بی احتیاطی بعید بود...
شهرام به میان آمده و گفت:
_مادر! های حرفهای میتونن طوری ی کنن که فکرش رو هم نمیکنید.زن عمو شمام ناراحت نباشید.چون انطوری ناراحتیتون رو به بچهها منتقل میکنید.
مادر میان گریه گفت:
_شهرام خان!اول خدا بعد شما.
شهرام با محبت گفت:
_امیدتون به خدا باشه.شما برای فروش خونه به من وک بدید و با مادرم برید تهران.فقط به خودتون مسلط باشید.
حرفهای امید بخش شهرام حتی مرا هم آرام نمود و آتش که از سالها قبل زیر خا تر مانده بود دوباره شعله ور کرد.
ما به اتفاق زن عمو راهی تهران شدیم و شهرام برای سر و سامان دادن به اوضاع در تبریز ماند.روزی که او ،ما را تا ایستگاه رساند برای من روزی به یاد ماندنی بود.یک دلم پیش پدر و دل دیگرم در گرو او بود.انگار عزیزترین انم را جا میگذاشتم به خصوص که همگی در غم از دست دادن عزیز داغ دار بودیم.روز ترک شهرمان باران میبارید و دل همگی ما گرفته بود.شهرام گفت:
_از تهران هم خوشتون میاد.
ناگهان به یاد پدر افتادم و آرزو لحظاتی به یاد او سر بر شانهاش بگذارم.شهرام به مادرش برای پذیرایی از ما سفارش کرد و تا وقتی دور شدیم بر جا باقی ماند.قطار دور تر و دور تر میشد و وجود من از عشق و علاقه به او لبریز تر.لحظه خداحافظی،به من و بهزاد که اشک در دیده داشتیم با ح ی سمیمی گفت:به من اعتماد کنید باشه؟جملهاش در ذهن من که دیوانه وار دوستاش میداشتم به نحو دیگری جلوه کرد.
_به من اعتماد کنید...به من تکیه کنید...به من فکر کنید...به من...
زن عمو از کوپه خارج شد و گفت:شاید زود برگشتین،غصه نخور.
به صورت مهربانش خیره شدم.یعنی میشد که روزی عروشش باشم؟انگار آرزوی دور و بعیدی بود.سرم را به شانهاش تکیه دادم و گفتم:یعنی چی میشه؟
زن عمو پاسخ داد:اونچه که خدا میخواد میشه.بیا تو سرما میخوری.
با او وارد کوپه شدم و کوشیدم لحظاتی چند بخوابم.
وقتی دیده گشودم،گیج و خسته و ناتوان بودم و مادر با عجله وسایلمان را جمع آوری میکرد.به زحمت از جا بر خواستم و سلام دادم.زن عمو گفت:
_خوب خو دی سیمین جون؟
_بله!انگار ی ال نخو ده بودم.
مادر گفت:
_پاشو مادر.پاشو مانتوت رو بپوش.بیرون هوا سرده.
از پنجره قطار به بیرون نگریستم.هوای تهران بارانی و سرد بود ولی نه به سردی تبریز.همگی به اتفاق هم از قطار پیاده شدیم.بیرون سوار تا ی شدیم.بهزاد جلو نشست و من و مادر و زن عمو عقب اتوموبیل قرار گرفتیم.تهران به نسبت سه سال قبل که آماده بودیم،تغییر چندانی نکرده بود و ما در راه رفتن به خانه زن عمو فهمیدیم که شهرام خانه قبلی را که در یکی از محلههای متوسط تهران بود،فروخته و در نقطه بهتری از شهر خانه بزرگ تری یده که نشانه تلاش و پشتکار و در آمد خوبش بود.خانه آنها در کوچهای دنج و آرام قرار داشت.راننده چمدانهای ما را در مقابل خانه قرار داد و پس از دریافت کرایه رفت.زن عمو پس از گشودن در خانه،ضمن خوش آمد گویی کنار ایستاد تا ما وارد شویم.خانه چندان بزرگی نبود،اما برای برای دو نفر بزرگ تر از آن بود که لازم باشد.یک بنای دو طبقه با باغچهای متوسط،نامای سنگی و آلاچیقی که از شاخههای پیچ در پیچش میشد فهمید که درخت انگور است.مادر گفت:
_هیچ فکر نمی دفعه بعدی که به تهران میام ابراهیم آقا همراهمون نباشه.
از جمله مادر بغض گلوی من و بهزاد را فشرد.زن عمو دست بر شانه مادر نهاد و با عطوفت گفت:
_اشرف جون تو رو خدا انقدر خودتو و این طفل معصومها رو ناراحت نکن.
مادر اشک از دیده زدود و گفت:
_جای خانجان هم خالی.
زن عمو گفت:
_خدا رحمتش کنه غصه ابراهیم آقا از پا درش آورد.
بعد خطاب به من و بهزاد گفت:
_بیاین جلو ببینم خوشگل ها.زود لبساتونو عوض کنین و اگه دلتون میخواد کنید.تو رو خدا همه تون این جا رو مثل خونه خودتون بدونید و راحت باشید.
مادر در حال برسی اطرافش پرسید:
_بالا هم دست خودتونه؟
_دست شهرامه.
مادر پرسید:مگه با هم نیستید؟
_چرا منظورم اینه که دو تا اتاقش رو پر کرده از پرونده ت و پرت،دو تاش هم خالی.
_ایشالله زود تر سر و سامونش بدی.
قلبم فرو ریخت.زن عمو با لحنی حسرت بار گفت:
_خدا از دهنت بشنوه.ولا من که حریفش نمیشام،دیگه داره پیر میشه.
_شاید ی رو زیر سر داره.
دوباره قلبم فرو ریخت و دهانم خشک شد.زن عمو سریع تکان داد و گفت:
_از این عرضهها هم نداره خواهر.یه مدت بد جوری پاپیاش شدم بلکه چیزی بفهمم...
_خوب؟
_هیچی.نشسته ور دل من تا نمیدونم کی...وا؟سیمین جون چرا رنگ به رو نداری؟نکنه سرما خوردی؟
نگاه مادر هم متوجه من گردید و با نگرانی پرسید:
_چته مادر؟
سرم گیج میرفت و لبانم به هم چسبیده بود.همانجا روی اولین مبل نشستم و زن عمو برایم آب قند آورد.زن عمو گفت:
_ضعیف شده.
خواستم چیزی بگویم که مادر گفت:
_مادر جون هوای خودتو داشته باش.تو امانتی.
زن عمو گفت:
_یکی از اتاقهای بالا مال تو،یکی هم مال بهزاد.
مادر گفت:
_ما همه مون میریم تو یه اتاق.
زن عمو گفت:
_از چی دلشوره داری خواهر؟غریبه توی این خونه نیست.بذار بچهها راحت باشن. هم اونقدر جا داریم که بسه مون باشه.
_باعث زحمت شدیم.
_این چه حرفیه؟اینجا مال خودتونه.بچهها سحر معتلید؟بیایین بالا.
گفتم:
_شما زحمت نکشید زن عمو خودمون میریم.
_باشه من نمیام تا احساس غریبی نکنید.فقط زود بیائید پایین دوش بگیرید و غذا بخورید.
من و بهزاد از پلهها بالا رفتیم و وسط هال ایستدیم.بهزاد گفت:
_بدک نیست.
اخم کرده و گفتم:
_همینم زیادیته.
_چته؟دوباره برق گرفتت؟
_بهزاد دیگه اینجا خونه ما نیست که هر غلطی خواستی ی.
_منم میخوام بگم اینجا دیگه بابا نیست که تو پیشش چغلی از من ی!
_حداقل تا وقتی اینجاییم آبروی مامانو حفظ کن.خودت که انگار نه انگار!
_مثه تو هر دقیقه آب غوره بگیرم خوبه؟
_خیلی احمقی بهزاد!چطور میتونی وقتی که بابا در اون وضعیته...
بهزاد با دیدن حلقههای اشک در چشمانم گفت:
_باه!باز به اسب شاه گفتیم یابو!تو که بیشتر آبرو ریزی میکنی.نیومده که غش کردی حالا هم...
_من کی غش دیوونه؟فقط خسته بودم.
آن روز پس از اقامت در اتاقهایمان برای چند لحظه روی تخت دراز کشیدم و به سقف اتاق خیره ماندم.همان لحظه بهزاد وارد اتاق شد.
_سیمین خو دی؟
_نه چطوری؟
_پاشو بیا.میخوام یه چیزی بهت نشون بدام.
روی تخت نیم خیز شدم و گفتم:
_چیه ؟باز جاک و جونور گیر آوردی؟
_نه ه!مگه اینجا جاک و جونور پیدا میشه!پاشو بیا تا بهت بگم.
در حال برخواستن گفتم:باز چیه؟
_پسر تو نمیدونی اون دو تا اتاق رو به رویی چه خبره.رفتم سر و گوشی آب دادم...
_چی کار کردی؟مگه فضولی بچه؟اگه زن عمو ابفهمه در بارمون چی فکر میکنه؟
_مگه ی ؟چه حرفها میزانی؟نگاه ش که مالیات نداره.
_من نمیام.خودت کم بودی،میخوای شریک جرم هم پیدا کنی؟
_اگه نییی از کیسه آات رفته.
_به تو چه که اونجا چه خبره؟مگه ندیدی زن عمو چی گفت؟اون اتاقها مال آقا شهرامه!
_آقا شهرام چیه؟عمو شهرام.
از اینکه او را عمو شهرام بنامم متنفر بودم.بهزاد در اتاقی را که رو به رویش ایستاده بودم گشود و من با دیدن آن همه کتاب و پرونده قطور شگفت زده شدم.از آن همه آشفتگی و بی انضباطی تعجب .انگار صاحبش ماهها بود آنجا را مرتب نکرده بود.تخت و جا لباسی نه مرتب بود.بهزاد آهسته گفت:
_انگار اینجا ز له اومده.من که شک دارم اینجا اتاق عمو شهرام باشه.
عصبی از اینکه او را عمو خطاب میکرد گفتم:
_پس خیال کردی کجاست؟انباری؟
از اتاق بیرون آمدم و دوباره به اتاق خودم رفتم و روی تخت ولو شدم.هر چیزی که در آن خانه بود نشانی از او داشت.آنروز برای اولین بار دانستم از اعماق وجودم بی صبرانه انتظار بازگشتش را میکشم.



مشاهده متن کامل ...
فصل 2
همسر ستاره تیم ملی والیبال : شهرام از همین حالا با آرسام دفاع کار می کند
درخواست حذف اطلاعات

همسر ستاره تیم ملی والیبال : شهرام از همین حالا با آرسام دفاع کار می کند

والیبال - همسر شهرام محمودی از این روزهای زندگی سه نفره شان می گوید.

تماشاگران امروز نوشت: قدرتی زن تیم ملی والیبال کشورمان این روزها در زندگی شخصیش تجربه جدیدی را پشت سر می گذارد تجربه ای به نام پدر بودن. سوگند خورشیدی همسر شهرام محمودی در گفتگو با تماشاگران امروز از زندگی با این ستاره والیبال از ابتدا تا به امروز می گوید.

از چه زمانی با آقای محمودی آشنا شدید؟

شهرام دوست من و از دوستان خانوادگی ما بود و من تقریباً دوازده سال پیش با او آشنا شدم.

برخورد خانواده شما برای ازدواج با یک ورزشکار چطور بود؟ نگفتند ورزش که شغل نیست؟

نه. خوشبختانه پدر و مادر من خیلی ورزش دوست هستند و وقتی شهرام و خانواده اش آمدند و صحبت د، قرار شد یکی دو سال نامزد بمانیم و بعد از دو سال نامزدی هم عقد کردیم و دو سه سال هم عقد م م. مراسمی هم که گرفتیم یک ح نمادین داشت. قبل از آن زیر یک سقف رفته بودیم و این مراسم بیشتر یک مهمانی به خاطر دوستان مان بود که همین موضوع باعث شد عده ای حرف هایی بزنند...

این هم از سختی های زندگی با افراد مشهور است.

واقعاً همین طور است. یکی دیگر از سختی های زندگی با شهرام هم دور بودن اوست. الان سفری که شهرام باید به لهستان برود خیلی اذیتش می کند. مخصوصاً هم که تازه آرسام به دنیا آمده و یک مقدار سخت تر هم شده ولی باید با آن کنار بیاید.

قبل از آمدن بچه این دوری ها برای خودتان هم حتماً سخت بوده.

من سختی ها را پذیرفته بودم. چون از ابتدای آشنایی ما، شهرام همیشه درگیر سفر و این تیم و آن تیم بود. ولی یک مقدار الان سخت تر شده. در کل من سعی می کنم همسرم را درک کنم. مثلاً الان که شب ها بچه گریه می کند، سعی می کنم او بیدار نشود، چون می دانم به استراحت نیاز دارد. ولی واقعاً شهرام به من کمک می کند. حتی شب ها هم به خاطر بچه بیدار می شود و به من کمک می کند.

همسر یکی از فوتبالیست ها بعد از یکی از موفقیت های همسرش گفته بود از موفقیت او خوشحال نشدم، ناراحت هم شدم چون اگر شهرت همسرم بیشتر شود، کارم سخت تر می شود ؛ نظر شما چیست؟

ما حتی نمی توانیم با هم بیرون برویم یا حتی ید کنیم. هر جا می رویم یا با شهرام ع می گیرند یا امضا می گیرند، من به شخصه هیچ وقت او را تحت فشار نگذاشته ام بگویم ع نگیر، چون بالا ه شهرت دارد و مردم هم او را دوست دارند.

حتی آهنگ پیشواز گوشی شما هم یک جورهایی ورزشی حماسی است. به نظر می رسد حس خودتان را درگیر ورزش و کار آقای محمودی کرده اید.

من سعی کرده ام در همه کارهای شهرام شرکت داشته باشم و کنارش باشم که بتوانم درکش کنم. حتی برای همین از او درباره بازی ها و تمرین ها سؤال می کنم. البته کلاً خودم هم ورزش را دوست دارم.

پسرتان هم ورزشکار می شود؟

ورزشکار که فکر می کنم صد درصد بشود، ولی اینکه والیبالیست شود را نمی دانم. ما سعی می کنیم راهش را باز بگذاریم تا خودش انتخاب کند.

با توجه به سختی هایی که ورزش دارد و شما آنها را تجربه کرده اید، ورزشکار شدن را به او توصیه می کنید؟

اینها را دیگر باید از پدرش یاد بگیرد. من خودم خیلی دوست دارم حتماً ورزشکار حرفه ای شود. البته دست و پای بچه ام هم به والیبالیست ها می خورد و شهرام از حالا با او دفاع کار می کند.

خیلی زود نیست؟

باور کنید الان پسر من 15روزه است شهرام دستانش را می گیرد و می گوید بابا باید اینجوری دفاع کنی.

البته در خانواده محمودی والیبال ارثی است.

ان شاءلله یکی مثل پدرش بشود. من در هر صورت به او افتخار می کنم.

سه نفره شدن خوب است؟

الان برای ما واقعاً لذت بخش است. چون هم خودم بچه دوست دارم، هم شهرام. الان که از تمرین می آید به ذوق و شوق بچه می آید و کلاً فضای خانه عوض شده.

حتماً در مهمانی های خانوادگی شما، فقط حرف والیبال است؟

شاید اولش نباشد ولی در نهایت به والیبال ختم می شود. چون امکان ندارد چند والیبالی یا حتی والیبال دوست دور هم جمع شوند و حرف والیبال پیش نیاید.



مشاهده متن کامل ...
همسر ستاره تیم ملی والیبال : شهرام از همین حالا با آرسام دفاع کار می کند
بیوگرافی و مصاحبه با شهرام قائدی : شاگـرد امین تـارخ
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دنیای بازیگران


 «شهرام قائدی» درشهرستان قیروکارزین ۱۷۵ کیلومتری جنوب شیراز و در استان فارس به دنیا آمد، از سال ۶۹، ۷۰ به تهران آمد. اولین کار تصویری تلویزیونی اش «خودروی پلاک ۱۱» بود و پس از آن در سریال «بازگشت پرستوها» بازی کرد. قائدی اعتقاد دارد، بازیگری اش از زیرصفر شروع شده، نه از صفر...او می گوید: بازیگری، مهم ترین دغدغه زندگی من است، شاید بدون بازیگری هیچ چیزی برایم قشنگ نباشد.

 بیوگرافی و مصاحبه با شهرام قائدی

«شهرام قائدی» از جمله بازیگرانی است که توانست در سال های اخیر نام خود را به عنوان یک هنرمند، در جامعه هنری مطرح کند، او از سال ۷۳ در کاراگاه آموزشی «امین تارخ»، فعالیت خود را آغاز کرد و در سال ۷۴ برای خودش یک پا «بازیگردان» شد و در همان سال با کارگردان های مطرحی چون؛ قطب الدین صادقی، گلاب آدینه و... کار کرد، می گوید: «در همان زمان می توانستم بازی کنم، اما آنقدر پختگی در خودم نمی دیدم که مقابل دوربین قرار بگیرم، دلم نمی خواست به هر قیمتی بازیگر شوم، پس صبر تا بازیگر شدن من در زمان خودش اتفاق بیفتد.»او در ایام ماه مبارک رمضان در سریال پرطرفدار «پنجمین خورشید» در کنار «حمید گودرزی» به ایفای نقش پرداخت و نقشی بسیار پررنگ هم از خود نشان داد، شهرام می گوید: در نقش هایی که بازی می کنم، اهل کم فروشی نیستم و تمام تلاشم را برای هر چه بهتر بازی انجام می دهم.

قائدی در رابطه با بازی در سریالهایی که در ایام رمضان تهیه می شود، می گوید: سریال هایی که در ماه رمضان پخش می شوند، به دلیل معنویتی که در آنها دیده می شود، همواره مورد علاقه من بوده است.

او در سال ۸۰ در سینمایی زیبایی به نام «ارتفاع پست» بازی کرد، در ی از ابراهیم حاتمی کیا... پس از آن حضور او در سینما ادامه یافت؛ روز کارنامه، من و نگین دات کام، ماجراهای اینترنتی (چای نت)، سرود تولد، قاعده بازی، امضاءشدگان، کلانتری غیرانتفاعی و در نهایت چارچنگولی که البته طی این سال ها، بازی در سریال های تلویزیونی هم دیدیم، که یکی از مهم ترین بازی های تلویزیونی او، «قرارگاه مس ی» بود، همچنین مسابقه «مسیر سبز» که چند سال پیش روی آنتن شبکه تهران می رفت.

 بیوگرافی و مصاحبه با شهرام قائدی

او با نقش هایش، صادقانه بازی می کند: من با نقش هایم بسیار صادقانه برخورد می کنم و هیچ وقت به نقش هایی که به من س شده است نارو نزدم، سعی می کنم با صداقت کامل بازی کنم. این مسئله مهم ترین دغدغه من در خصوص حرفه ام است. من با نقش هایم همیشه صادقانه برخورد می کنم.ارتفاع پست که در ژانر جنگ بود، جزو اولین کارهای «قائدی» بود، او می گوید: این ژانر را خیلی دوست دارم، به نظرم جای کار زیادی دارد، خوشبختانه این شانس را هم داشتم که با کارگردان های مطرحی چون: حاتمی کیا و محمدحسین لطیفی در ارتفاع پست و روز سوم کار کنم.او همچنان از امین تارخ به نیکی یاد می کند من چیزی یا ی را ندیدم که به واسطه او عاشق سینما شوم و این تنها اعتماد امین تارخ بود که باعث شد من سینما را بشناسم، من فقط سعی که یاد بگیرم.

او پس از مدتی بازیگری ناگهان به سراغ ژانر طنز رفت، چون می خواستم سینمای کمدی را هم تجربه کنم، البته ابتدا ی در این زمینه به من پیشنهادی نمی کرد، چون تا پیش از آن در کارهای جدی بازی کرده بودم و به همین دلیل چندی خانه نشین شدم و تیزر تبلیغاتی می ساختم تا اینکه توانستم این نوع ژانر را هم تجربه کنم و دیگر آنقدر در نقش هایم جا افتاده بودم که حتی انی که قبلا با آنها کار جدی انجام داده بودم، دیگر به سراغ نیامدند...

او می گوید: به شخصه آدم شوخ طبعی هستم، همین مسئله خیلی برای رسیدن به نقش های کمدی ام به من کمک می کرد و البته درباره تک تک کارهایم تحقیق می ، سعی می نقش هایم را به شکل درستش طراحی و بازی کنم. گرچه در خصوص انتخاب نقش هایم وسواس زیادی به ج می دهم و سعی می کنم آگاهانه آنها را انتخاب کنم.

شهرام قائدی می گوید: سینما به نوعی همان گمگشته من بود، من هیچ وقت نمی توانم مثل یک کارمند رفتار کنم، چون خسته ام می کند، بازیگری جواب بلندپروازی هایم را می داد و به نظرم سینما تنها رشته ای است که می توانی با آن همیشه جوان بمانی...

شاید بپرسید، چرا هر نقشی که شهرام قائدی ایفا می کند، دیدنی است... در نقش هایی که بازی می کنم، اهل کم فروشی نیستم و تمام تلاشم را برای هر چه بهتر بازی انجام می دهم. به نظر من صداقت رکن اصلی در بازیگری است و چنانچه این اصل در بازی وجود نداشته باشد، نتیجه کار مطلوب نخواهد بود.


 بیوگرافی و مصاحبه با شهرام قائدی

از بازیگران بیشتر بدانید




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
بیوگرافی و مصاحبه با شهرام قائدی : شاگـرد امین تـارخ
آهنگ جدید شهرام شکوهی - نفس نفس mp3 320
درخواست حذف اطلاعات


مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید شهرام شکوهی - نفس نفس mp3 320
آهنگ جدید شهرام شکوهی - نفس نفس mp3 320
درخواست حذف اطلاعات




مشاهده متن کامل ...
آهنگ جدید شهرام شکوهی - نفس نفس mp3 320
آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ شهرام شکوهی بنام این رسم کجاست با بالاترین کیفیت

جهت تکمیل آرشیو شهرام شکوهی

آلبوم تا نفس هست

 آهنگ های شهرام شکوهی

by shahram shokoohi – in rasme kojast

 

آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

متن آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

این رسم کجاست اینکه عاشقم کنی بعدش

چشمتو ببندی و زندگیم بشه خواهش

این رسم کجاست اینکه یادت بره حرفاتو

هیچکی دیگه فکرم نیست هیچکی یعنی حتی تو

چه ی تو تنهایی دلو دیدم شد عشق تو

همون حرفا که جا مونده توی م شد عشق تو

همین حسی که تو چشمات نمی بینم شد عشق تو

♫♫♫

آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

♫♫♫

ناراحتم از اینکه این همه پریشونم

یاد تو که می افتم هیچی رو نمی دونم

هیچی من و اون عشقو یاد تو نمیاره

این همه فراموشی ناراحتی هم داره

چه ی تو تنهایی دلو دیدم شد عشق تو

همون حرفا که جا مونده توی م شد عشق تو

همین حسی که تو چشمات نمی بینم شد عشق تو

new shahram shokoohi  new shahram shokoohi in rasme kojast in rasme kojastshahram shokoohi آلبوم تا نفس هست این رسم کجاست  آهنگ  آهنگ این رسم کجاست  آهنگ جدید  آهنگ جدید ایرانی  آهنگ جدید این رسم کجاست از شهرام شکوهی  آهنگ جدید با   آهنگ شهرام شکوهی آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست  آهنگ های شهرام شکوهی  فول آلبوم شهرام شکوهی  موزیک همه ی آهنگ های شهرام شکوهی شهرام شکوهی متن آهنگ متن آهنگ این رسم کجاست از شهرام شکوهی متن ترانه



مشاهده متن کامل ...
آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست
آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ شهرام شکوهی بنام این رسم کجاست با بالاترین کیفیت

جهت تکمیل آرشیو شهرام شکوهی

آلبوم تا نفس هست

 آهنگ های شهرام شکوهی

by shahram shokoohi – in rasme kojast

 

آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

متن آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

این رسم کجاست اینکه عاشقم کنی بعدش

چشمتو ببندی و زندگیم بشه خواهش

این رسم کجاست اینکه یادت بره حرفاتو

هیچکی دیگه فکرم نیست هیچکی یعنی حتی تو

چه ی تو تنهایی دلو دیدم شد عشق تو

همون حرفا که جا مونده توی م شد عشق تو

همین حسی که تو چشمات نمی بینم شد عشق تو

♫♫♫

آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

♫♫♫

ناراحتم از اینکه این همه پریشونم

یاد تو که می افتم هیچی رو نمی دونم

هیچی من و اون عشقو یاد تو نمیاره

این همه فراموشی ناراحتی هم داره

چه ی تو تنهایی دلو دیدم شد عشق تو

همون حرفا که جا مونده توی م شد عشق تو

همین حسی که تو چشمات نمی بینم شد عشق تو

new shahram shokoohi  new shahram shokoohi in rasme kojast in rasme kojastshahram shokoohi آلبوم تا نفس هست این رسم کجاست  آهنگ  آهنگ این رسم کجاست  آهنگ جدید  آهنگ جدید ایرانی  آهنگ جدید این رسم کجاست از شهرام شکوهی  آهنگ جدید با   آهنگ شهرام شکوهی آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست  آهنگ های شهرام شکوهی  فول آلبوم شهرام شکوهی  موزیک همه ی آهنگ های شهرام شکوهی شهرام شکوهی متن آهنگ متن آهنگ این رسم کجاست از شهرام شکوهی متن ترانه



مشاهده متن کامل ...
آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست
آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ شهرام شکوهی بنام این رسم کجاست با بالاترین کیفیت

جهت تکمیل آرشیو شهرام شکوهی

آلبوم تا نفس هست

 آهنگ های شهرام شکوهی

by shahram shokoohiin rasme kojast

آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

متن آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

این رسم کجاست اینکه عاشقم کنی بعدش

چشمتو ببندی و زندگیم بشه خواهش

این رسم کجاست اینکه یادت بره حرفاتو

هیچکی دیگه فکرم نیست هیچکی یعنی حتی تو

چه ی تو تنهایی دلو دیدم شد عشق تو

همون حرفا که جا مونده توی م شد عشق تو

همین حسی که تو چشمات نمی بینم شد عشق تو

♫♫♫

آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست

♫♫♫

ناراحتم از اینکه این همه پریشونم

یاد تو که می افتم هیچی رو نمی دونم

هیچی من و اون عشقو یاد تو نمیاره

این همه فراموشی ناراحتی هم داره

چه ی تو تنهایی دلو دیدم شد عشق تو

همون حرفا که جا مونده توی م شد عشق تو

همین حسی که تو چشمات نمی بینم شد عشق تو

new shahram shokoohi new shahram shokoohi in rasme kojast in rasme kojastshahram shokoohi آلبوم تا نفس هست این رسم کجاست آهنگ آهنگ این رسم کجاست آهنگ جدید آهنگ جدید ایرانی آهنگ جدید این رسم کجاست از شهرام شکوهی آهنگ جدید با آهنگ شهرام شکوهی آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست آهنگ های شهرام شکوهی فول آلبوم شهرام شکوهی موزیک همه ی آهنگ های شهرام شکوهی شهرام شکوهی متن آهنگ متن آهنگ این رسم کجاست از شهرام شکوهی متن ترانه



مشاهده متن کامل ...
آهنگ شهرام شکوهی به نام این رسم کجاست
مشکل نه چندان کوچک و تا بخواهی بزرگ ما در ایران و در ...
درخواست حذف اطلاعات

گزارشی از مراکز بهداشت

صراط: رو مه وقایع اتفاقیه نوشت: موهای بور و پوستی بسیار روشن دارد؛ دختری خج ی است با چشمانی به روشنی آفتاب. کنار ورودی کلینیک ایستاده و منتظر است تا نوبتش برسد. تُن صدایش خیلی پایین است و موقع حرف زدن لب هایش را گاز می گیرد، به زحمت می شود با او دوست شد یا سر از کارش درآورد.

آن طرف تر روی یکی از صندلی ها شوهرش نشسته و با ابروهای در هم کشیده مشغول بازی با موبایل است. هر از چندگاهی صدایش را بالا می برد: «دخترم بشین!» قبل از اینکه اخم و ناراحتی شوهرش بیشتر شود، از داخل فلاسک لیوانی چای می ریزد و با حبه قندی به دستش می دهد و برای آرام دخترش از کلینیک بیرون می آید. «٢٧ سالم بود که عروس شهرام شدم؛ همسایه مون بود و خاطرمو می خواست

اسم شهرام را که می آورد لپ هایش گل می اندازد. لهجه شیرینی دارد که لذت شنیدن را چندبرابر می کند. «از همون ماه های اولی که به خانه خودمان رفتیم، متوجه شدم که باردار شدم.

مرضیه ٣٥ ساله است و دخترش هفت ساله. «رابطه شویی من و شهرام بعد تولد دخترم تموم شد؛ دیگه حتی اجازه نمی داد بهش ابراز محبت کنم. بهونه بچه رو می آورد یا می ترسید که دوباره باردار بشم.

می پرسم: «مگر از وسایل پیشگیری استفاده نمی کنید؟» انگشتش را جلوی بینی اش می آورد که یعنی آرام تر! «شهرام اصلا خوشش نمیاد.» دستم را می گیرد و به گوشه خ می کشاند که ی نباشد. «شهرام شوهرمه، به اون محبت نکنم به کی م؟ بعد به دنیا اومدن دخترم یک شب برای شهرام مشکل پیش اومد و دیگه خوب نشد. از اون شب به بعد دیگه نذاشت برم سمتش.» از داخل لباسش زنجیرش را بیرون می آورد و نوشته روی گردنبندش را نشانم می دهد. «گفتن با دعا درست میشه، نشد. رفتیم سراغ سحر و جادو، فایده ای نداشت. مادر شوهرم داروی گیاهی داد بهمون، بی فایده بود. هرکاری که فکرشو ی کردیم و جواب نداد. شوهرم داره عذاب می کشه؛ به ناچار اومدیم اینجا. کلی نذر و نیاز که شهرام خوب بشه.» به سمت کلینیک می روند و نگاه دختر کلاس اولی اش روی تابلوی ورودی قفل می شود؛ «کلینیک سلامت .» صدایشان می کند، دخترش را به من می سپارد و وارد مطب می شوند.

نبود آموزش ، بزرگ ترین عامل ناکامی در ازدواج

کلینیک بسیار شلوغ است؛ بیرون می آیم و مشغول جواب دادن به کنجکاوی های حنا می شوم که سلامت یعنی چی؟، مامان وبابام کجا رفتن؟ و....

فکرم می رود به مرضیه و شهرام و خیلی از زوج های دیگری که اگر زودتر از اینها به پزشک مراجعه کرده بودند مشکلشان آن قدر حاد و طولانی نمی شد. آگاهی نداشتن در این زمینه ها مشکلات فراوانی را به وجود می آورد که از نمودهای بارز آن کارکردهای بد است؛ تا جایی که طبق آمارهای رسمی علت 50 درصد طلاق ها همین مشکلات است که شاید اگر کمی زودتر برای حل شدنش اقدام می د کار به ج نمی کشید.

مشکلات و مسائل خود باعث مشکلات دیگری می شود که شاید جبران ناپذیر باشد؛ برآورده نشدن توقعات بین زوج ها می تواند به سردی رابطه، کج رفتاری های و نابسامانی های دیگری تبدیل شود و در نهایت تقاضای طلاق را به دنبال خواهد داشت. متأسفانه در کشور ما این موضوع به خاطر تابو بودن مسائل تا حد امکان گفته نمی شود و جزء حرف های مگو به حساب می آید و صحبت درباره آن معمولا سرکوب و فراموش می شود. نمود این مسئله را به راحتی می شود در اکثر ازدواج های سنتی که بیشتر توجه دو طرف ازدواج به شرایط و شباهت های فرهنگی و خانوادگی است؛ دید. هرچند این مسائل تعیین کننده چارچوب ازدواج است ؛ اما در این نوع ازدواج ها معمولا رابطه های عاطفی و شویی نادیده گرفته می شود.

از آنجایی که صحبت در مورد مسائل در کشور ما همیشه تابو بوده است، طبیعتا آموزشی هم در این زمینه داده نشده و ناآگاهی ها عموما از این مسئله نشأت می گیرد. درواقع می توان گفت نبود آموزش در مسائل یکی از بزرگ ترین معیارهای ناکامی در ازدواج است. با آموزش و ترویج فرهنگ درست این روابط ، می توان نگاه تابو و پنهانکارانه به این موضوع را از بین برد؛ به طوری که امکان آموزش همگانی و مبتنی بر رسانه در این مسائل را ، فراهم کرده و در آن بر آموزش فردی، کارگاهی و کاربردی در قالب آموزش هایی در مدارس، ها و... تأکید کنند. به عبارت دیگر زمانی اراده لازم برای فراگیری مسائل قبل از ازدواج ایجاد خواهد شد ؛ که فرد امنیت شغلی و مالی لازم را داشته باشد؛  تا بتواند به این موضوع بسیار مهم بپردازد و تا زمانی که مسائل مادی برآورده نشود، مطمئنا مسائل دیگر تحت تأثیر این موضوع خواهد بود.

 

آمار 70 درصدی مردان در مراجعه به کلینیک ها

بیشتر از یک ربع ساعت گذشته و مرضیه و شهرام،  هنوز داخل مطب هستند؛ حنا مشغول بازی با موبایل پدرش است و هر از گاهی بهانه مادرش را می گیرد. از آنجایی که اطلاعات خانواده ها معمولا از این مسائل، کم و بسیار جسته و گریخته است، متخصصان باید به صورت واضح تمام مسائل را برای آنها توضیح داده و طبیعی است که زمان بیشتری را به بیمار اختصاص دهند. مشغول صحبت با مهدی صابری، متخصص روان پزشکی و رئیس بخش معاینات روان پزشکی قانونی، می شوم و از عمده مشکلات مردم در مراجعه به مراکز درمانی بهداشت می پرسم. «مشکل اصلی مراجعه کنندگان ناهماهنگی و آشنا نبودن با نحوه برقراری ارتباط است ؛ که منجر به اختلاف در حس رضایت طرفین می شود؛ ولی معمولا با شکایات متفاوتی مراجعه می کنند و در نهایت مشخص می شود شکایات از ناتوانی یا کم شدن میل یا زود ی و مواردی نظیر ناآگاهی در برقراری صحیح رابطه است. بیشتر مراجعه کنندگان شاکی از مسائل آقایان هستند؛ تا جایی که طبق آمار 70 درصد مراجعه کنندگان به کلینیک های سلامت مردها هستند و ن بسیار کمتر از مردان ن یتی خود را در مسائل ابراز می کنند. در صورتی که میزان ن یتی در ن کم نیست ولی در اغلب موارد با شاخص های دیگری مانند ابراز محبت، رسیدگی به وضعیت خانوادگی، گرایش به تحصیل و اشتغال، مشکلاتشان در زمینه مسائل را جایگزین می کنند.

 

سعید آراسته که مسئول کلینیک سلامت ابن سینا است، اطلاعات کامل تری را برایم می گوید و ایرادات عملکرد مردان را ، در سه محور تقسیم بندی می کند؛ «اشکالات تمایل، اشکالات عملکرد و اشکال در عملکرد ی از ایرادات عملکرد در مردان است. شایع ترین این اختلالات بسته به سن متفاوت است، در گروه سنی جوان تر اشکالات ی و در گروه های سنی بالاتر، اشکالات مربوط به عملکرد شایع تر است. در ن نیز بیشتر مشکل و تمایل مطرح است که مقدار زیادی از آن به تم فرهنگی و سبک زندگی فرد، برمی گردد و به دلیل کم بودن و حتی در مواردی نداشتن آگاهی در این زمینه گرفتار باورهای غلط رایج در فرهنگ شده و به دنبال آن با مشکلاتی مواجه می شوند که ممکن است راه برگشتی نداشته باشد، اما به صورت کلی شایع ترین مشکل در میان مردان زود ی و شایع ترین مشکل در میان ن کاهش میل یا بی انگیزگی در ارتباط است.

ضعف مراجعان در بیان مسئله

متأسفانه مسائل در کشور به نوعی تابو بوده و هست. حتی زمانی که با پزشکان متخصص در این زمینه صحبت می کنم، حرف زدن درباره این مسائل برایشان راحت نیست و حواسشان هست که در زمان دادن این اطلاعات ی صدایشان را نشنود. برخی از کارشناسان معتقدند برای ش تن این تابو و پنهانکاری ها، باید ادبیاتی تدوین و ایجاد شود که با توجه به عقاید فرهنگی، اجتماعی و نظام حاکم بر جامعه و با لحاظ همه نیازهای خانواده با توجه به تمام این فاکتورها بتواند جوابگوی نیازهای زوجین هم باشد.

با صابری درباره اینکه مردم تا چه اندازه در بیان مشکلات خود مشکل دارند، صحبت می کنم که او می گوید: «مراجعه کنندگان در موضوعاتی که به جنبه های و شویی مرتبط است؛  حساس هستند و تمایل زیادی به گفت وگو ندارند و زمانی به مراکز سلامت مراجعه می کنند؛  که ،مشکل به حدی بزرگ شده است؛ که دیگر توصیه های معمول ،جواب نمی دهد. ابتدا با خوددرمانی و تبلیغات رسانه ها سعی در برطرف مشکلاتشان می کنند، علاوه براین، ممکن است به صورت ناشناس با کلینیک های درمان اختلالات تماس بگیرند یا با افرادی که در این زمینه ها تجربه دارند، م کنند و حتی مواردی هست که با روش های سنتی سعی در حل این گونه مشکلات دارند و در مرحله آ زمانی که هیچ کدام از این راه ها جواب نمی دهد به ناچار به مراکز سلامت مراجعه می کنند. بسیار پیش آمده که فرد برای درمان زود ی به جای مراجعه به پزشک از قرص های اعتیادآور استفاده کرده و درگیر مشکلات جبران ناپذیر دیگری ، شده است. درواقع قرارگرفتن در مسیر درست و پیدا راه اساسی برای درمان، آ ین اقدام است؛ چه بسا در زمان یافتن راه های فرعی درمان با مشکلات دیگری مواجه شوند.

آراسته هم معتقد است بیان مشکلات برای مردان سخت تر است: «ذهنیت مردها این است که چنین قضیه ای با هویت مردانه و مردانگی نسبت دارد؛ درحالی که هیچ ارتباطی با معنای مردانگی و تصور عموم مردم ندارد؛   ولی متأسفانه این ذهنیت وجود دارد؛ آن را منتسب به هویت مردانه می دانند و آن را سخت تر بیان می کنند .ولی ن راحت تر در این مسائل صحبت می کنند. علاوه براین، گروه سنی جوان تر راحت تر مشکلاتش را بیان می کنند ؛ زیرا در فضای مجازی فعالیت بیشتری دارد و اطلاعات شان درست یا غلط،  بیشتر از بقیه است. عموما انی به کلینیک های سلامت مراجعه می کنند که از این مشکلات کلافه شده اند و می گویند از خیر این قضیه گذشتیم و حالا دیگه فقط بچه می خواهیم.

حافظ باج اوغلی، رئیس مرکز مطالعات روابط ، نیز در این زمینه ادامه می دهد: «یکی از مشکلات شایع در این باره نداشتن ادبیات قابل قبول است.

معمولا مراجعان نمی توانند از واژه های عامیانه استفاده کنند و از طرفی دانش استفاده از واژه های تخصصی را هم ندارند. در همین زمینه نقش رسانه ها برای آموزش ادبیات بسیار پررنگ است

برچسب سردمزاجی برای ن

آموزش مسائل به ن و همچنین مردان در مقاطع تحصیلی مختلف بسیار ضعیف بوده و هست؛ اگر هم آگاهی کمی در این باره وجود دارد، از طریق شفاهی و از سوی مادران و پدران صورت گرفته است که وما صحیح نیست. صابری عادی ترین و بیشترین موضوعی را که ن از آن گله می کنند، زود ی مردان و نبود رفتارهای قبل از رابطه می داند و ادامه می دهد: « ن به طورمعمول مدت زمان بیشتری طول می کشد تا برای رابطه آماده شوند زیرا از نظر روانی و احساسات عاطفی ،مدت زمان بیشتری طول می کشد تا برانگیخته شوند؛ ولی مردان به سهولت آماده برقراری رابطه می شوند. ن گاهی از خشونت در رابطه و تقاضای مردان برای رابطه غیرمتعارف نیز گله می کنند که این موارد زمانی مطرح می شود که بین زن و شوهر اختلافات شدید می شود و از این مشکلات برمی دارند. مردان نیز بیشتر از سردمزاجی ن گله می کنند و اینکه شریکشان تمایل چندانی به رابطه ندارد ولی به این نکته توجه ندارند که ن زمانی را لازم دارند تا برای رابطه آماده شود و به دلیل اینکه تحت تأثیر هورمون های نه و سیکل های ماهانه قرار دارند، نمی توانند در هر زمانی برای رابطه آماده باشند؛ به همین دلیل سردمزاج به نظر می رسند اما در یک آمار کلی، ن کمتر از مردان به مسائل فکر می کنند

این متخصص روان پزشک در ادامه با اشاره به اینکه بیان مشکلات برای مردان سخت تر است یا ن، می گوید: «اگر پای درمان و مشاوره در میان باشد، مردان راحت تر مشکلات را بیان می کنند و ن در این زمینه کمتر اقدام می کنند ولی وقتی پای مسائل قانونی در میان باشد، ن با جسارت بیشتری درباره مشکلاتشان حرف می زنند ولی مردان در این زمینه حاضر نیستند، حرفی بزنند

در همین زمینه باج اوغلی معتقد است: بیان اختلالات برای ن سخت تر و برای مردان راحت تر است. علاوه براین، میزان مراجعه مردم به این مراکز نسبت به گذشته پیشرفت کرده است و آگاه تر شده اند. آراسته نیز با بیان اینکه صحبت درباره این مسائل سخت و زمانبر است، ادامه می دهد: « ی که می خواهد درباره سردرد حرف بزند در چند دقیقه منظورش را می رساند ولی در این زمینه مدت زمان بیشتری نیاز است و از آنجایی که حریم خصوصی افراد است، صحبت در این باره نیازمند آمادگی های فکری است

50 درصد اختلالات مربوط به مسائل روانی

20دقیقه ای گذشته که مرضیه و شهرام از مطب بیرون می آیند؛ مرضیه لبخندی روی لب دارد و شهرام چندبار پشت سر هم نفس عمیق می کشد و سراغ دخترشان می آیند. به بهانه اینکه به خاطر مراقبت از دخترش از من تشکر کند از کلینیک خارج می شویم؛ زیرلب دعایی می خواند و صلوات می فرستد. حواسم به داخل کلینیک است و رفت وآمدها را نگاه می کنم؛ اکثرا زوج هستند یا مرد تنها. یاد حرف های رئیس بخش معاینات روان پزشکی قانونی می افتم که می گفت: آمارها نشان می دهد بیشتر از 50 درصد شکایات اختلالات شویی مربوط به مسائل روانی است که شامل افسردگی، بیماری های روانی، تفاهم نداشتن بین شرکای و واکنش های روانی فوری و حاد می شود. علاوه بر این نامتناسب بودن زمان و مکان برقراری رابطه نیز ایجاد مشکل می کند؛ به طوری که در بسیاری از موارد با توصیه درباره زمان و مکان رابطه، مشکل حل می شود. مرضیه، دخترش را در آغوش گرفته و مشغول صحبت که می شود، دستش را روی گوش های حنا می گذارد. «خدا رو خیر بده! اولش نه من، نه شهرام نمی تونستیم حرف بزنیم، اون قدر کمکمون کرد تا شوهرم تونست راحت حرف هاشو بزنه و مشکلش رو بگه ولی من روم نمی شد حرف بزنم، فقط تأیید می . می گفت از وقتی حنا به دنیا اومده، شرایط خونه عوض شده و یکی از دلایل اینکه نمی تونین با هم رابطه داشته باشین، اینه که آمادگی ندارین. از حرف های شهرام و فهمیدم که شوهرم وسواس گرفته و از رابطه های این جوری می ترسه

به گفته آراسته، موارد دیگری از اختلالات هستند که فرد دچار وسواس و تفکرات روان پریش است که از رابطه شویی تصورات نادرستی دارد. ترس ناخودآگاه، عقده ها و کشمکش های دوران بچگی در برقراری رابطه تأثیر منفی می گذارد. مورد بعدی، خاطره بد از اولین تماس شویی است که ممکن است آن قدر آزاردهنده باشد که فرد، دیگر سراغ رابطه نرود. درباره مشکلات جسمی هم از حیطه روان پزشکی خارج می شود و با مراجعه به متخصصان در این باره مسائلی همچون بیماری های عفونی، ه ، پوستی و هورمونی حل خواهد شد. از دیگر مشکلات جسمی که منجر به اختلالات در مردان می شود، مشکل خون رسانی است که مسئله بسیار شایعی است و آن قدر اهمیت دارد که در بعضی موارد حدودا پنج سال قبل از اینکه سکته اتفاق بیفتد، نقص در عملکرد پیش می آید. علاوه بر این اشکالات عصبی، بیماری های سیستمیک مثل دیابت و مشکلات هورمونی نیز از مشکلات جسمی است که منجر به اختلالات می شود، در ن هم علاوه بر مشکل که ریشه روانی دارد به واسطه افزایش سن، تغییراتی در عملکرد ایجاد می شود.

حنا از بغل مادرش پایین می آید و انگار که حرف های مرضیه را نشنیده باشد، به سمت پدرش می رود. «خوبیت نداره بچه تو این سن این چیزهارو بشنوه. به شوهرم چندتا دارو داد و قرار شد چند جلسه بره پیش مشاور تا حالش خوب بشه

رئیس مرکز مطالعات روابط شایع ترین مشکلات در اختلالات را ، مشکلات روانی می داند: «درست است که بیماری های مزمن جسمی باعث اختلالات می شوند اما این موارد در سنین بالا خودش را نشان می دهد ولی طیف زیاد مراجعان به این مراکز جوان هستند و شایع ترین مسائل ارتباطی ریشه در مشکلات روانی از جمله افسردگی و وسواس دارد» اما مسئول کلینیک سلامت ابن سینا نظر متفاوتی دارد و معتقد است: هرچند مسائل و مشکلات روانی از اهمیت زیادی برخوردار است ولی در اولویت اول نیست.

او می گوید: «تصوری تا دو دهه پیش بود که عمده این مسئله را روانی می دانست ولی با شناخت بهتر این سیستم و بهتر شناخته شدن فیزیولوژی و آناتومی بدن، شرایط طوری اســـت که 70 درصد این مسئله ریشه در مسائل جسمی دارد؛ البته مسئله جسمی، روحیه را به هم می ریزد و ضعف روحیه مسئله را تشدید می کند و سیکل منفی ای است که دائما در حال هم افزایی است اما ایراد اصلی اشکال جسمی است که مسائل روانی را به دنبال خود دارد

مرضیه از داخل لباسش زنجیرش را بیرون می آورد و نوشته روی گردنبندش را دوباره نشانم می دهد: «همون دعاییه که مادرشوهرم داده بود تا مشکلمون حل بشه. باید دوباره بخونمش تا داروهای شهرام زود اثر کنه و خوب شه.» دست دخترش را می گیرد و با دعایی با شوهرش از کلینیک خارج می شوند.



مشاهده متن کامل ...
مشکل نه چندان کوچک و تا بخواهی بزرگ ما در ایران و در ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.