پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 عابد تاتر
تاتر کات کبود
درخواست حذف اطلاعات

در کنار عوامل تاتر کات کبود

همکاری بنده با هنرمندان خوب در تاتر کات کبود

نویسنده: فرشته فرشاد

کارگردان : محمدرضا قلی پور

بازیگران : فرشته فرشاد ، ناصر کاظمی، دیبا شیرمحمدی

موسیقی : ماهور رضایی ، تهرانی



مشاهده متن کامل ...
زنگ تفریح...
درخواست حذف اطلاعات
عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت.
مردی که آنجا بود عابد را شناخت، به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت: نه.
مردگفت: فلان عابدبود.
نانوا گفت: من از مریدان اویم، دوید دنبالش و گفت می خواهم شاگرد شما باشم، عابد قبول نکرد.
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم، عابد قبول کرد.
وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: سرورم دوزخ یعنی چه؟ عابد پاسخ داد : "دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی.



منبع: http://kolbetabiat. .. /


مشاهده متن کامل ...
بازگشت عابد به تمرینات الهلال
درخواست حذف اطلاعات
نواف عابد به تمرینات تیمش بازگشته، اما بعید است که بتواند برابر پرسپولیس بازی کند.

مشاهده متن کامل ...
13259- قانون تجارت
درخواست حذف اطلاعات

موجود - ارشیو - نشر حسن عابد زاده - چاپ اول - 1373 ش - نشر عابد زاده - 231 ص - رقعی - شومیز -



مشاهده متن کامل ...
داستان عابد و سگ
درخواست حذف اطلاعات

شیخ عباس قمی(ره) در کتاب سیر المنازل، مقامات العلیه داستانی نقل می کند: عابدی در کو لبنان بد مقیم، عابدی بود که در کوه های لبنان عبادت می کرد و هر شب از عالم غیب برای او افطاری آماد می شد، تا اینکه شبی برای او افطاری نیامد و این شخص عالد از کوه پایین آمد و در خانه گبری رفت و در آن جا هم سگی زندگی می کرد؛ عابد از گبر تقاضای نان نمود و آن گبر کافر سه قرص نان به او داد، سگ به دنبال عابد آمد و عابد یکی از سه قرص نان را به او داد ولی باز هم سگ به دنبال عابد می آمد و ناچار قرص دوم نان را هم به سگ داد ولی باز هم سگ به دنبال عابد می آمد و بالا ه عابد عصبانی و شد و گفت: تو چقدر بی حیا هستی؟! من از صاحب تو سه قرص نان گرفته ام و دو تای آن را به تو داده ام ولی باز هم تو مرا رها نمی کنی؟! سگ بصدا درآمد و گفت: تو بی حیا هستی، من سالها بر در خانه این گبر بوده ام و خیلی وقت ها به من غذا نداد ولی با وجود این او را رها ن ولی تو یک شب بی غذا م از پای کوه آمدی در خانه گبر و صفت خوب دیگر سگ این است که در شب کم می خوابد «لاینام باللیل الا قلیل»



مشاهده متن کامل ...
۲۲ مهر ماه نتایج بازبینی بخش تاتر خیابانی همایش استانی اشک واره حسینی
درخواست حذف اطلاعات
مهیار کمانگری ،دبیر بخش تاتر خیابانی همایش استانی اشک واره حسینی از اعلام نتایج بازبینی بخش تاتر خیابانی این همایش در 22 مهرماه 97 خبر داد .

مشاهده متن کامل ...
«غیر منتظره»، اولین گیم تاتر ایران
درخواست حذف اطلاعات
بزودی اولین گیم تاتر ایران با عنوان «غیر منتظره» اجرا می شود.

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
تفریحات یه دانشجو هنر معاصر چیه خب یا گالری یا تاتر .امروز اشفته بعد از تاتر خواب أرام برگشتم پیش دوستام یه سرگیجه عجیبیه واسه الودگی هوا یا هر چیزی انگار یکی مرتب مرفین تزریق میکنه .و من خواب خوابم .

یه ماهه مامانمو ندیدم و هر چی میگذره انگار نمیخام بیینم تنهایی به مثابه نفرت .دوری از همه چی شده دلت بخواد هیچکی و نشناسی اینً روزا حال خوبین غربت نشناختن ادما و هر چیزی ... هر دفعه تنهایی میرم تاتر یاد وقتایی میفتم که با مامانم دوتایی و بعدش کلی فوش میخوردم بابت دوستای خل و چلم ... حس اوانگاردی عنی دارم

مرسی که وبلاگم یعد یه سال از ی خود به خود دراومد



منبع: http://akas-bimar. /

مشاهده متن کامل ...
/صحنه های باور ن ی از ترویج بی بندباری در تاتر ایران
درخواست حذف اطلاعات

 /صحنه های باور ن ی از ترویج بی بندباری در تاتر ایران

 

باشگاه خبرنگاران جوان /جریان تازه‌ای از شبه روشنفکری مفاهیم سخیف کوچه بازاری را در هنر فخیم تئاتر نفوذ داده است

مشاهده



مشاهده متن کامل ...
دعای عابد!
درخواست حذف اطلاعات
مرد عابدی مقداری گندم به آسیاب برد تا آرد کند,آسیابان گفت:امروز
وقت ندارم,برو فردا بیا.عابد گفت:من مردی با خدا و زاهدم,اگرگندم مرا
آرد نکنی و دلم بشکند,دعا خواهم کرد تا خدا آسیابت را اب کند!
آسیابان گفت:
_اگر راست می گویی دعا کن تا خدا گندمت را آرد کند که محتاج من
نباشی!!



منبع: http://c piann. /

مشاهده متن کامل ...
ویدیو: اسکار به دست ترامپ بهانه داد
درخواست حذف اطلاعات
برنده دو بار جایزه اسکار در مورد تئاتر جدیدش در نیویورک صحبت می کند که اثر چخوف است و به یی ها توضیح می دهد که داستان های چخوف کمدی است (بیشتر در تاتر باغ آلبالو معروف ترین اثر چخوف برای نشان دادن بدبدختی تاتر روی صحنه می رود). بلانشت می گوید که اسکار با اشتباهی که د بهانه دست ت جدید دادند تا شخصیت های مشهور فرهنگی را به حاشیه براند. این گفت و گو را با در «تابناک» می بینید.

مشاهده متن کامل ...
تمدید فراخوان تاتر خیابانی همایش فرهنگی هنری استانی «اشکواره حسینی» آمل
درخواست حذف اطلاعات
مهیار کمانگری دبیر اجرایی تاتر خیابانی همایش فرهنگی هنری استانی «اشکواره حسینی» آمل از تمدید فراخوان بخش تئاتر خیابانی این همایش خبر داد و گفت: ارسال آثار به بخش تاتر خیابانی همایش فرهنگی هنری استانی «اشکواره حسینی» تا 15 شهریور ماه تمدید شد.

مشاهده متن کامل ...
خدا و دینار -داستان کوتاه
درخواست حذف اطلاعات

گویند: در بنی عابدی بود، شنید در آن درختی است که مردم آن را می پرستند! عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصب در دین تبر بر دوش نهاد و رفت که درخت را ببرد!


ابلیس به صورت پیری بر او ظاهر شد و پرسید کجا می روی؟


گفت: برای ب فلان درخت،


ابلیس گفت: برو به کار عبادتت مشغول باش، تو را چه کار به این کار؟


عابد سخت بر او آویخت و او را بر زمین زد و بر او بنشست.


ابلیس گفت: دست از من بدار تا تو را سخنی نیکو گویم.


دست از وی بداشت. ابلیس گفت:


این کار، کار پیغمبران است نه تو! عابد گفت:


من از این کار بازنگردم و دوباره با ابلیس دست به یقه شد و او را به زمین زد.


بار سوم ابلیس گفت: تو مردی درویش هستی این کار را به دیگران واگذار، من روزی دو دینار زیر بالین تو گذارم که هم هزینه خود کنی و هم به دیگر عابدان دهی، عابد پیش خود گفت: یک دینار آن را صدقه دهم و دینار دیگر خود به کار برم و این کار بهتر از درخت برکندن است که مرا بدان نفرموده اند و من پیغمبر نیستم!


دیگر روز دو دینار زیر بالین خود دید و برگرفت. تا روز سوم که هیچ دیناری بر بالین خود ندید. تبر برداشت و عازم ب درخت شد. ابلیس در راه رسید و به او گفت:


ای مرد این کار، کار تو نیست و باهم در آویختند. ابلیس او را بر زمین زد و بر او نشست. عابد پرسید:


چه شد که آن دوبار من تو را بر زمین زدم و این بار درماندم؟ گفت:


آن دوبار بهر خدا درآویختی و این بار بهر دینار! اول برای خدا به اخلاص آمدی و از جهت دین خدا خشم گرفتی، خداوند تو را نیرومند ساخت، اکنون بهر طمع خویش آمدی و از بهر دنیا خشم گرفتی و پیرو هوای نفس خود شدی، ل ناتوان شدی.



مشاهده متن کامل ...
مقاله مقبره زاده محمد عابد کاخک گناباد
درخواست حذف اطلاعات

دریافت مقاله مقبره زاده محمد عابد کاخک گناباد

نویسنده: عباس زمانی

تعداد صفحات : 7
حجم: 1.17 مگابایت



مشاهده متن کامل ...
عابد و جوان
درخواست حذف اطلاعات


روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی رسید که عابدی در آنجا زند می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. اکنون اگر ت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن. در این هنگام خداوند به ش وحی فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ!
به نقل از: محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج1



منبع: http://mohammadabdoli313. /


مشاهده متن کامل ...
عابد
درخواست حذف اطلاعات

به نام زیبایش سلام
به قول قرائتی پند های «قطره ای»!
خب همه میدونیم عابد بود ولی عبد نبود
خدا رو جوری که خودش تفسیر میکرد عبادت میکرد
مثلا خدا از میخواد بر آدم سجده کنه اطاعت نمیکنه
ولی همه جور عبادتی بجاش حاضر بود انجام بده
ابلیس توحید نظری داشت ولی کفر در عمل
مثل بعضی از انسانها!
تعارف نداریم که ، بعضی از ما
خدا رو جوری که خودمون تحریف کردیم میپرستیم. به امید اصلاح
اسفند95



مشاهده متن کامل ...
عابد و جوان
درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: داستانهای خواندنی (2)


 


داستان عابد و جوان


داستانهای آموزنده


 


روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.



در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. اکنون اگر ت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن. در این هنگام خداوند به ش وحی فرمود که به این عابد بگو:

ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ!

منبع: محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج



مشاهده متن کامل ...
روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت
درخواست حذف اطلاعات



روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی رسید که عابدی در آن جا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
 در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود از آن جا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند
همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام.
اکنون اگر ت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟
خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم رامبر?
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن.
در این هنگام خداوند به ش وحی فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ


 محمد غزالی، کیمیای سعادت



مشاهده متن کامل ...
غرور عبادت سوز
درخواست حذف اطلاعات

غرور عبادت سوز

روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى میگذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى مى‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت.

وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‏ام. اکنون اگر ت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:

خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.

در این هنگام خداى برترین به ش وحى فرمود که به این عابد بگو:

ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمى‏کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.



منبع: http://razeashgi. /


مشاهده متن کامل ...
/صحنه های باور ن ی از ترویج بی بندباری در تاتر ایران
درخواست حذف اطلاعات

 /صحنه های باور ن ی از ترویج بی بندباری در تاتر ایران

باشگاه خبرنگاران جوان /جریان تازه ای از شبه روشنفکری مفاهیم سخیف کوچه بازاری را در هنر فخیم تئاتر نفوذ داده است

مشاهده



مشاهده متن کامل ...
عابد و جوان
درخواست حذف اطلاعات
#عابد_و_جوان

روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. اکنون اگر ت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن. در این هنگام خداوند به ش وحی فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ!
به نقل از: محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج


لطفاً نظر یادتون نرود- باسپاس


منبع: http://saadat52. /

مشاهده متن کامل ...
عزتالله انتظامی، \آقای بازیگر\ سینما و تاتر ایران درگذشت
درخواست حذف اطلاعات

حدود چهار هفته پس از جشن 94 سالگی، عزت‌الله انتظامی، بازیگر نامدار تاتر و سیمنای ایران در بیمارستان باهنر تهران درگذشت. بازی در بسیاری از شاخص‌ترین ‌های سینمایی نیم قرن گذشته بخش از کارنامه هنری انتظامی است.


به گزارش ستاد برگزاری مراسم تشییع عزت اله انتظامی، مراسم وداع با این هنرمند فقید ساعت 9.30 صبح روز یکشنبه 28 مرداد از تالار وحدت به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار می شود



اطلاعات برنامه ها ومراسم بعدی متعاقبا از سوی ستاد اعلام می شود.



مشاهده متن کامل ...
داستان زیبای جریح عابد
درخواست حذف اطلاعات

https://hawzah.net/image/goharenab/%d8%af%d8%b9%d8%a7%db%8c%20%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1139627.jpg

در میان بنی عابدی مشغول عبادت در صومعه خود بود، روزی مادرش نزد وی آمد. عابد مشغول دعا و راز و نیاز بود، هر چه مادر صدا می زد، عابد اعتناء نمی کرد، و به اصطلاح عشق مناجات را با چیزی معاوضه نمی نمود. بار آ مادر چون جواب فرزند را نشنید از بی اعتنائی فرزند ناراحت شد و نفرین کرد و گفت: به روزی بیفتی که بی عفتها برای تماشای تو بیایند.

چوپانی در آن حوالی مشغول چرای انش بود چشمش به دختری که به مزرعه می رفت افتاد نگاه چشم به تمایل دل کشیده شد.

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
عبد و عابد
درخواست حذف اطلاعات


مشاهده متن کامل ...
فاصله
درخواست حذف اطلاعات

نشسته ام ، فکر می کنم...هی فکر می کنم...و هی فکر می کنم...

کتاب بندگی مطهری را شروع کرده ام به خواندن...

"...شما وقتی به علی ابن طالب از یک نظر نگاه کنید، می بینید یک عابد و اول عابد دنیاست به طوری که عبادت علی(ع) میان همه ضرب المثل می شود، آن هم نه عبادتی که فقط خم و راست بشود، بلکه عبادتی که سراسر جاذبه است، سراسر شور است، سراسر عشق است، سراسر گریه و اشک است..."

به مولا علی(ع) فکر می کنم...به نفس های آ ماه شعبان...به این که برای ماه مبارک قرار است چه م...و چه نکنم...

اصلا خدا قابلیت پذیرش مهمان های این شکلی اش را دارد...

به این که اصلا بلدم قدر این ماه را بدانم... بلدم قدر میزبان را بدانم...

بلدم از لحطه به لحظه اش استفاده م...

من از بعضی چیز ها می ترسم ...از چشم افتادن می ترسم...از دور شدن...

از فاصله...از فاصله...از فاصله...

کلمه ی ترسناکی است...نه؟...





مشاهده متن کامل ...
روزهای پایانی تاتر کودک عروسکی شاد و موزیکال و آموزنده "جنگل پرماجرا"
درخواست حذف اطلاعات

روزهای پایانی تاتر کودک عروسکی شاد و موزیکال و آموزنده "جنگل پرماجرا"

چهارشنبه 26 و پنجشنبه 27 آبان ماه

در مجتمع فرهن هنری نور

واقع در میدان صادقیه، خیابان کاشانی/ بعد پل ستاری/ جنب شهر کتاب

ساعت 18

رزرو 09190709250

09382197664

نویسنده و کارگردان: مهرداد قرآن کیش

عروسک گردانان: کاملیا تبریزی

نازگل حیدریان

مهراد ابریشم کار

صدف حریرچی

دستیار کارگردان: ژیوار احمدی

س رست گروه: نیلوفر ابراهیمی

تهیه شده در گروه هنری تاک

پاییز 1395

****************************

کانال خبر نمایش کودک در تلگرام:

[email protected]



منبع: http://taak1378. /


مشاهده متن کامل ...
«ماه پیشونی» می آید
درخواست حذف اطلاعات
نمایش شاد و موزیکال «ماه پیشونی» به کارگردانی آزاده انصاری در پردیس تاتر «شهرزاد» به روی صحنه می رود.

مشاهده متن کامل ...
افتتاح یک نمایش با صدای یک زندانی در تئاتر شهر
درخواست حذف اطلاعات
یک پناهجو در زندان مانوس نمایشی در تاتر شهر را افتتاح کرد.

مشاهده متن کامل ...
روزهای پایانی تاتر کودک عروسکی شاد و موزیکال و آموزنده "جنگل پرماجرا"
درخواست حذف اطلاعات

روزهای پایانی تاتر کودک عروسکی شاد و موزیکال و آموزنده "جنگل پرماجرا"

چهارشنبه 26 و پنجشنبه 27 آبان ماه

در مجتمع فرهنگی هنری نور

واقع در میدان صادقیه، خیابان کاشانی/ بعد پل ستاری/ جنب شهر کتاب

ساعت 18

رزرو 09190709250

09382197664

نویسنده و کارگردان: مهرداد قرآن کیش

عروسک گردانان: کاملیا تبریزی

نازگل حیدریان

مهراد ابریشم کار

صدف حریرچی

دستیار کارگردان: ژیوار احمدی

س رست گروه: نیلوفر ابراهیمی

تهیه شده در گروه هنری تاک

پاییز 1395

****************************

کانال خبر نمایش کودک در تلگرام:

[email protected]



منبع: http://taak1378. /

مشاهده متن کامل ...
حکایت عابد هفتاد ساله و زن بدکاره
درخواست حذف اطلاعات

حکایت عابد هفتاد ساله و زن بدکاره

عابدی از فرط عبادت خالصانه باعث اذیت شده بود و او هر چه میکرد نمی توانست عابد را از یاد خدا بازدارد ، روزی یکی از یاران نقشه ای زیرکانه کشید و گفت : تنها راه نفوذ بر این عابد از راه عبادت اوست

پس به شکل جوانی عابد و درمانده در خانه او را به صدا درآورد ، عابد از دل رحمی جایی برای عبادت به این جوان داد. بعد از گذشت چندین روز عابد تنها از این جوان عبادت می دید ، در عجب شد که خدا بنده های خیلی بهتر از من نیز دارد . هر چه میکرد از جوان سؤال کند ، جوان بعدی را مشغول میشد ، به ناچار عابد جوان را قسم جلاله داد که جواب او را بدهد ، جوان پس از گفت :سؤ را بگو تا به عبادتم برسم . عابد گفت: جوان تو را به خدا بگو چگونه به این مقام و درجه از عبادت رسیدی ؟! جوان عابد( ) پاسخ داد: من گناهی مرتکب شدم و از سوز و گداز و پشیمانی از آن گناه توبه و حالا هر زمان به یاد آن گناه می افتم باز توبه میکنم و به این درجه از به خدا رسیدم ، اگر میخواهی به درجه من برسی باید بروی  با زنی گناه کنی و بعد توبه نمائی تا به این مقام برسی ! عابد به ناچار گفت :هر چه تو بگویی! عابد گفت:پول ندارم چگونه به شهر روم؟ جوان عابد( ) چند دینار به او داد و عابد راهی شهر شد .

به شهر رفت و سراغ خانه زن را از مردم گرفت و مردم به خیال اینکه عابد برای نصیحت و ارشاد آمده است نشانی را به او گفته و عابد به منزل زن رسید.

زن به سیمای عابد نگریست ، دید که زهد و تقوی از آن میبارد وآمدنش به اینجا عادی نیست .از مرحمت خدا که به دلش افتاده بود از عابد پرسید:برای چه به اینجا آمدی ، تا نگویی نمیگذارم دست بر من بزنی! عابد گفت: تو پول خود را بستان و کار به بقیه چیزها نداشته باش. گفت: تا ماجرا را نگویی نزد تو نمی آیم! عابد ماجرای جوان عابد( ) را برای زن بازگفت. زن پرسید : اگر در حال گناه از دنیا رفتی و فرصت توبه پیدا نکردی چه؟؟!! از آن گذشته پارچه نشده بهتر است یا پارچه شده ای که دوخته شده و وصله شده؟؟ ممکن است آن جوان عابد بوده باشد ! برو به عبادتگاهت اگر آن جوان هنوز در حال عبادت بود من همین جا در اختیار توام. عابد در فکر فرو رفت و به حرف عمل کرد ولی جوان عابد( ) را در خانه اش ندید و یقین کرد او بوده و از این فکر نزد خدا توبه نمود و آن زن را بسیار دعا کرد .

آمده است که شب آ عمر آن زن فرا میرسد و از دنیا میرود .صبح به آن زمان وحی میرسد که به تشییع جنازه آن زن برود. وقتی به در خانه او میرسد مردم میپرسند:ای پیغمبر برای چه در خانه این زن آمده ای .نبی میگوید :برای تشییع جنازه زنی از اولیاء حق آمده ام. مردم میگویند: او ای بیش نبود. نبی سرش را به آسمان میکند و میگوید : خدایا تو گویی یکی از اولیای من مرده و مردم گویند او بوده ، قضیه چیست؟؟

وحی رسید : ای نبی من ،هم مردم راست گویند و هم من! او تا چندی پیش بود ولی بعد از اینکه عابد را از گناه باز میدارد ، پشت در خانه خود نشسته و با خود میگوید : ای بدبخت تو به عابد گفتی اگر در حال گناه مردی چه ، حال که خود از او پست تری و عمری دامنت آلوده بوده ، تو چرا توبه نمیکنی قبل از اینکه با این دامن آلوده نزد خدا بروی؟؟ از آن شب آن زن توبه کرد و از گناه برگشت و با من(خدا) آشتی کرد و مشغول عبادت گردید

karballa313



مشاهده متن کامل ...
نمایشی که فقط ۱۵ اجرا دارد
درخواست حذف اطلاعات
نمایش «عددهای نشده» به کارگردانی محمد میرعلی اکبری و تهیه کنندگی مریم نراقی در پردیس تاتر شهرزاد به روی صحنه می رود.

مشاهده متن کامل ...
دوزخ یعنی چه؟
درخواست حذف اطلاعات

 عابدی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود، نانوا به او نان نداد و عابد رفت .

مردی که آنجا بود، عابد را شناخت، به نانوا گفت: 

این مرد را می شناسی؟ 
گفت: نه. 
مردگفت: فلان عابد بود. 
نانوا گفت: من از مریدان اویم، دوید دنبالش و گفت: 

می خواهم شاگرد شما باشم! 

عابد قبول نکرد. 
نانوا گفت: اگر قبول کنی، من امشب تمام آبادی را طعام می دهم. 

عابد قبول کرد. 
وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: 

سرورم، دوزخ یعنی چه؟ 

عابد پاسخ داد : "دوزخ یعنی این که تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی، ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی!!



مشاهده متن کامل ...
حکایت+خداپرست و آتش پرست
درخواست حذف اطلاعات

عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد،
آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند.
بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم.
آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش پرست 3 قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت... مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت :
ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟
به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت:
من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبه که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم...
تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک آتش پرست آمدی و طلب نان کردی!



مشاهده متن کامل ...
13234- قانون ارث وصیت وارث
درخواست حذف اطلاعات

موجود - ارشیو- حسن عابد زاده - نشر حسن عابدزاده - چاپ سوم - 1374 ش - 64 ص - رقعی - شومیز 



مشاهده متن کامل ...
ک ن و نشاط
درخواست حذف اطلاعات

تاتر و نمایش عروسکی از فعالیت های بسیار جذاب کانون می باشند که باعث

فهم بهتر مطالب و شادی اعضا ست ...در تاریخ 6و7 مهر نمایش راز گل سرخ با

عنوان کتاب تاتر کودک در مدارس بابل و قایمشهر و سیمرغ و همچنین در تاریخ

7 مهر برنامه نمایشی تریلی سیار بامفهوم گذشت و محبت مادری در شهرستان

بابل به اجرا در آمدند.

کتاب - تاتر - مدرسه

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475330602.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475356154.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475385261.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475371385.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475392509.jpg

برنامه نمایشی تریلی سیار

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475343438.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475378026.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475376661.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475389959.jpg

http://up.kpf-mazandaran.com/file/1475321230.jpg

خدا قوت



منبع: http://markazeman-babol2. /

مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
نمونه ترجمه مقاله روابط متقابل تغذیه و سلسله مراتب تشکیل بال در ماکیان اهلی چند مورد اکتشافات فضایی اثری از حیات در نقاط دیگر فضا یافت شده پیام تبریک رئیس مرکز علمی کاربردی خانه کارگر پارس آباد سریال همه چیز آنجاست قسمت چهل و نه از شیردهی شیر به پلنگ بیاموزیم 2 آهنگ جزیره از صادق 3 دقیقه 320 آهنگ چه رابطه ایبین دو مفهوم کلیشه ونام تجاری وجود دارد فراخوان برنامه صعود شبانه کلک چال مس مسافران وقتی اقابهرام به سلمانی رفت شبیه سازی و آموزش زاویه سنج انیورسال با استفاده از flash player همایش بزرگ طلایه داران تبلیغ در ساوجبلاغ برگزار می شود را ارهای کاهش سرقت معنوی بخش هفتم به قلم رابعه رضوی انشا در مورد گذر رود خانه نصب آیفون تصویری الکتروپیک گفت ب گریه ها به یادت آهنگ لری مال وه بار یا ژسه پستو یا دو کوک بکشی سی شوم ایوارت با صدای نورمحمد پاپی نور محمد پاپی بررسی کتب جدید الیف ابت وایرادات آن چرا فعالیت جسمی و رژیم غذایی ممکن است برای درمان چاقی کافی نباشد رایگان مقاله انگلیسی درباره درآمد گزارش عملکرد ترانزیستور و اثر میدانی آن
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.